سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250 - صفحه 14

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

366 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده شمسی گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام خدمت استاد عزیز

    چه فایل زیبایی و دیدن آن در صبح انرژی مضاعف به من داد

    چه مناظر زیبایی و چقدر مسافرت را دوست دارم و اینکه آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی پولی داشته باشیم و با تراک هرجا خواستیم بایستیم و هر جایی دوست داشته باشیم برویم و بدون برنامه ریزی و بدون نقشه قبلی بزنی به دل جاده و فقط هدایت الهی

    چقدر خوبه در مسیر درست و با فرکانس درست با افراد درست و در زمان مناسب با افراد مناسب روبرو شوی و چقدر لذت بخش است که همه چیز را به فرمانروای جهان سپردن

    چه طاووس های زیبایی و چه شهر تمیزی

    چه افراد پر انرژی و چه غذاهای سالمی

    چه کله پارچه ای و چه ظروف مناسبی

    چه رقص زیبایی و چه حال و هوای خوبی

    خداراشکر برای آزادی که آقایان می‌توانند بیایند و رقص خانم ها را ببینند

    خداراشکر برای این تصاویر زیبا در اول صبح

    خداراشکر برای توحید و حال خوب

    پروردگارا به ما هم جرات بده به آنچه به ما الهام میشود عمل کنیم

    پروردگارا مارا یاری کن جهان را بگردیم و ببینیم

    پروردگارا مارا در مدار درست قرار بده و ما را در کنترل افکارمان یاری کن

    پروردگارا ما را یاری کن در لحظه زندگی کنیم و لذت ببریم

    پروردگارا ما را آسان کن برای آسانی ها

    خداراشکر بابت هدایت به این فایل زیبا

    In God we trust

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمیه زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2554 روز

    ابراهیم 4

    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُـولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

    ما هیچ رسولی را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [پیام خدا را] به روشنی برای آنان بیان کند؛ آنگاه خدا [با اختیاری که به انسان عنایت کرده، برحسب عملکرد آدمیان] هر که را خواهد در گمراهی رها می‌کند و هر که را خواهد [=شایسته بداند] رهبری می‌کند و او قدرتمند حکیم است.

    بنام خداوند رزاق و وهاب

    خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

    خداوندی که از همه به من نزدیکتره، از مادر مهربانتره

    خداوندی که همیشه حواسش بهم هست حتی اگر من حواسم نباشه

    سلام به استاد ابراهیمی عزیز، به استاد شایسته ی نازنین، به همه ی دوستان این غار حرا… امیدوارم همگی عالی باشین، دائم قند تو دلتون آب شه از هدایتها و نشانه های خداوند جان…

    خداجونم شکرت که دوباره در مدار نوشتن قرار گرفتم.

    خدای مهربونم شکرت برای بی شمار نعمتی که در زندگیم دارم.

    شکرت برای حضورم تو این سایت بهشتی.

    شکرت برای وجود دوستان نازنینم که تک تکشون از لطف و رحمت توه که در زندگیم هستن.

    شکرت برای مداری که درش هستم. شکرت برای تلاش آگاهانه م برای هم جهت شدن با تو.

    شکرت برای دونه دونه کنترل ذهنایی که داشتم

    شکرت برای دونه دونه نشانه هایی که می فرستی و من دریافتشون می کنم.

    شکرت برای نشونه هایی که فرستادی و نفهمیدم…

    شکرت برای زیبایی های زندگیم… شکرت برای دوتا دختر نازم و همسر مهربونم، برای عشقی که به هم داریم. برای مامان و بابا و خواهرام و عزیزاشون…

    شکرت که انقدر دوستم داشتی که من رو هدایت کردی به بنده ی ایراهیمی ت، به استاد عزیزم و این مسیر بهشتی…

    خدایا اصلا نمی تونم و نمی خوام تصور کنم اگر این لطفت نبود من الان در چه حالی بودم… خداجونم، مهربونم شکرت که هستی…

    استاد نازنینم صدای من رو می شنوین بعد از یکی دو هفته تمرین عملی توحید… نمی دونم بعضی وقتا پیش میاد آدم فکر می کنه اوووه من خیلی دارم خوب رو خودم کار می کنم… و بعد مثل این امتحانای کشوری بود که سؤالاش یکم متفاوت بود، یهو یه آزمون عملی میاد وسط که ببینی چند چندی با خودت؟

    داستان از این قراره که لیلین خانوم 18 ماهه ی ما از 11 روز پیش یعنی 18 آگست وارد دنیای جدیدی شده، مهد کودک… و من فکر می کردم خیلی خیلی ساده تر از این حرفا بگذره. خدا رو صدهزار مرتبه شکر، به نسبت زیادی تونستم کنترل ذهن خوبی بکنم، متوجه شدم این پاشنه ی آشیل وابستگی که نه، خدایی کردن برای بچه بدجوری رخنه کرده تو وجودم. تئوری رو بلد بودما، می دونستم که باید بسپرم به خدا ولی روز سوم و چهارم که چشمای گریه کرده شو می دیدم یا میزان گریه ی لی لی رو(لی لی که اصلا تا قبل اون گریه نمی کرد، همیشه خندون و خوشحال)، اصلا انگار نمی تونستم از پس ذهنم بربیام. افتاده بودم تو رینگ و همینجوری داشتم می خوردم… مدت زیادی بود انقدر تلاش لازم نداشتم برای نرفتن تو مومنتوم منفی یا بیشتر نرفتن… خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هی با آیات قران، با الهاماتش، با پیام سعیده جان که چقدر به موقع بود، دستم رو می گرفت، هی با خودم می گفتم پاشو خودتو جمع کن، خدا رو شکر سلامته، انقدر بچه ی خوب و راحتیه، هپیه… داره می ره مهد بزرگ میشه، دوست پیدا می کنه، کللللی فرصت یادگرفتن بیشتر داره… ولی ذهن واسه خودش همینجوری می بارید. روز چهارم اشتباه کردم و خودم دراپ آفش کردم و شرایط رو هم برای لی لی هم برای خودم خیلی سخت کردم. البته که بعدش متوجه پلن خدای مهربون شدم چون همون رفتن من باعث شد از این هفته ی آتی یه مربی بسیار دلنشین و خوش اخلاق مربی اصلی‌شون باشه. ولی بحدی داشتم زیر مشت و لگد ذهن له می شدم که عصری یادم افتاد که عههه دیروز تولد داداش رسول نازنین بود… انقدر ذهنم درگیر بود که فراموش کردم پیام تبریکی بفرستم حداقل. دو سه بار اومدم برای فاطمه جان وویس ضبط کنم، دیدم اصلا نمی تونم، هی راجع به ناخواسته می شد حرفم،گ و اشکام سرازیر می شد و قطع می کردم. آخرش فقط نوشتاری چند خط نوشتم و تبریک هم گفتم. بعد فاطمه جان یه عکس دوست داشتنی از داداش رسول فرستاد که محمدحسن جان و هلیساجان دارن دو طرف صورتش رو بوس می کنن و گفت اتفاقا همین امروزه تولدش و خیلی به موقع بود تبریکت… چقدر خوشحال شدم و به مامان و نسیم و یاسی هم گفتم که نگذشته، چون فبلش بشون گفته بودم یکی دو روز پیش بوده… خلاصه بعدم یه پیام از خود داداش رسول اومد و بعدم وویسایی که باداداش رسول و فاطمه جان رد و بدل کردیم… اصلا حالم از این رو به اون رو شد… شبش تو دفترم کلی نوشتم و از خدا سپاسگزاری کردم که اینجوری داره کمکم می کنه. همه ی این داستانا همزمان شده بود با یه برهه ی مهم کارم که باید برای رئیس بالایی ها (تو ژاپن) یه ارائه می دادم و خلاصه خیلی سخت شده بود که اصلا بتونم تمرکز کنم… بنده ی خدا مدیرم بیشتر اسلایدا رو خودش برام درست کرد… منم بعد از اون چند روز که بهتر شدم ویکند شد و شبا تا یک دو می نشستم سر همون کار ارائه و دوشنبه که رفتم شرکت کلی حرف داشتم برای گفتن تو میتینگ و خلاصه همه چی عالی گذشت.

    چیزی که اذیتم می کرد این بود که چرا شرایط داره سخت پیش می ره، چرا انقدر کنترل ذهن برام سخت بود، چرا می گفتم خدایا لی لی من در دستان امن توه، ولی دلم کامل آروم نبود، چرا می دونستم بابا اصلا مگه خودش لی لی رو با اون همه معجزات تو 42 سالگی، اونم اونقدر طبیعی و راحت در دلم ایجادش نکرده، مگه همش با هدایت خودش نبود، پس چرا الان نگرانم، چرا آروم نیستم با اینکه می دونم اون مراقبشه… و این حس بیشتر قلبم رو سنگین می کرد… انقدر جلسه 17، جلسه 15، جلسه 12 رو گوش دادم که نگو… و خدا رو شکر قدم به قدم از اون مومنتوم منفی اومدم بیرون. خیلی تقلا لازم داشتم تا دوباره دوچرخه به رکاب بیفته، حتی هنوزم قلبم مثل قبل باز نشده، ولی داره دوباره می رسه به اون مومنتوم… همینکه دارم می نویسم یعنی مومنتوم برگشته… خدارو صدهزار مرتبه شکر…

    البته در کنار این امتحان عملی سخت کللللی نعمت و فضل و رحمت تو این روزا داشتم که هی به خودم یاداوری می کنم.

    مثلا اینکه هفته ی پیش مدرسه ی تیناجان شروع شد و به لطف خدا معلماش هرچهارتا یکی از بهترین معلمای کلاس ششم هستن. و برخلاف هفته ی اول کلاس پنجم که تقریبا هر روز با ناراحتی بود و اینکه خیلی تو ذوقش خورده و خیلی همه چی سخت گیرانه س، امسال هفته ی اولش عالی بود و هر روز کلی چیزای جالب داشت که تعریف کنه.

    یه چیز جالب هم حیفم میاد نگم با اینکه از این شاخه به اون شاخه میشه. معلمای امسالش یه سیستم جالب تو کلاس دارن برای تشویق دانش آموزا به اسم class money. اینجوریه که یه سری پولای الکی دارن، که هرکی کاراش رو به موقع یا زودتر از ددلاین انجام بده، یا جواب درست بده یا کلا کارای خوب انجام بده برا هرکدوم یه مقدار پول می گیره. از اون طرف هم اگر تکلیف رو به موقع نده، یا کارایی که نباید بکنه انجام بده پول از دست می ده… اگرم پولش تموم بشه time is money… بجای پول، از تایم زنگ تفریحش باید بده… خلاصه خیلی برا تینا جذابه و همش مواظبه که پول بدست بیاره تو این سیستم.

    داشتم اتفاقای خوب رو می گفتم، ویکند قبل شنبه مهمونی دعوت بودیم و کلی بزن و برقص و بعدم کلی غذا با خودمون آوردیم خونه، یکشنبه هم باز تولد دعوت بودیم و لی لی و تینا کلی فان داشتن… امروزم که هم مهد تعطیل بود هم مدرسه بخاطر Labor Day، منم مرخصی گرفتم و صبح راه افتادیم اومدیم کانادا پیش نسیم و نسرین ( جای یاسی و مامان و بابا حسابی خالیه )لی لی هم بعد از اینکه کلی خوش و خرم بود از اینکه پیش خاله ها و علیرضا و عمو دیویده راحت خوابیده و منم بعد از سپاسگزاری و عبادت خدای مهربونم دوباره در مدار نوشتن قرار گرفتم…

    چندتا از کامنتا رو هم تو راه خوندم و چقدر لذت بردم از انجام آگهی بازرگانی سعیده جان… به امید خدا منم بزودی جذبش می کنم این اتفاق رو. نشانه هاش رو دارم دریافت می کنم… و چهل ساعت فست بهار بختیاری عزیز فوق العاده بود و ماراتن ده کیلومتری که انجام داده… واقعا چقدر دانشجوهای تایپ دارین استاد… چقدر خوبه نتایج رو می خونیم و هی تشویق میشیم که خب منم می تونم… خدا رو صد هزار مرتبه شکر.

    اصلا اومده بودم از چلنج کباب کوبیده بگما استاد… اینهمه نوشتم تازه رسیدم به فایل این قسمت (اینجا دیگه اموجی دست کوبیدن رو پیشونی رو می خواد)

    استاد اگر فکر کردین که برین ال ای کباب کوبیده ای که می خورین از کبابی که سام درست می کنه خوشمزه تره بقول سعیده جان سعععخت در اشتباهین خخخ. استاد یکی از بی نهایت نعمتهاییکه خدای مهربونم به من داده اینه که همسرم دسپخت عالیی داره و علی الخصوص کباب کوبیده ش زبانزد عام و خاصه استاد. یعنی مورد داشتیم تو زمستون میشیگان، برف همه جا رو پوشونده بجز اون دایره ی زیر منقل، تو هوای زیر صفر، ما کباب کوبیده خوردیم استاد خخخخ.

    خلاصه انشالله خدا قسمت کنه (کمک کنه تا خلقش کنیم) بتونیم از نزدیک شما و استاد شایسته ی نازنین رو ببینیم، قول می دم کباب کوبیده ی سام رو با هیچ کبابی عوض نکنین…

    وای وای چقدر این طاووسا خوشگل بودن خدای من… و اون طاووس سفید… اصلا انگار فرستاده ی مخصوص خداست تافته ی جدایافته س…. استاد من کلا پرنده ی سفید رو یه نشونه از خدای مهربونم می دونم… اصلا قلبم باز میشه وقتی می بینم. این طاووس سفید هم عجب ابهت و جذبه ای داشت… خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای دیدن این زیبایی های بی نظیر از دوربین شما…

    استاد فک کنم کمتر کسی به اندازه ی یاسی و من و نسیم و مامان از ال ای رفتن شما خوشحال باشه… یاسی که خواسته ی تک تک بچه های سایت یعنی دیدن روی ماه شما رو خلق کرد و ما هم اون رزق بی نظیر، اون وویس پاسختون به وویس هر کدوم ما یکی از با ارزشترین رزق‌های زندگیمون تا حالا رو داشتیم… خدا رو شکر می کنم و مطمئنم در بهترین زمان و مکان منم بزودی شما رو و استاد شایسته ی نازنین رو در آغوش می گیرم.

    آخییییش… خدای مهربونم شکرت… چقدر خوبه این حس وصل بودن… شکرت که دوبارم بهم اجازه ی نوشتن دادی… شکرت که معجزه ها در راهند…

    استاد عاشقتونم و همگی رو به خدای بزرگ می سپارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  3. -
    محبوب ایرانی گفته:
    مدت عضویت: 1415 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست و هرچیزی که در زندگیم الان دارم تو به من داده ای.

    عرض ادب محضر استاد عزیزم.

    من محبوب ایرانی ساکن استان اردبیل هستم و امروز این فایل زیبا را دیدم خیلی خوشحال شدم از دیدن این مناظر زیبا و از این همه شگفتی پروردگار عالم

    بینهایت سپاسگذارم خداوند را که هر وقت حالم بد میشه سریع میام سایت و فیلم های سفر به دور آمریکا را می‌بینم حالم عالی میشه.

    استاد من الان نزدیکه 3 ماهه که کانال یوتیوپ خودمو با نام طبیعت زیبا با محبوب) را زده ام و دارم روز به روز پیشرفت میکنم و هروز کانالم بهتر و عالی تر میشه

    و ایمان دارم که ی روزی با رعایت قانون تکامل کانال من یکی از بهترین کانال های دنیل خواهد شد و در صدر اول کانال دنیا خواهم ایستاد

    من ایمان دارم به اون بالایی که این ایده را به ذهن من انداخت و من به این ایده عمل کروم و اعتماد کردم به مسیر که خدا برایم انتخاب کرده و الان خیلی خوشحال هستم که مثل شما منم ی سایت دارم

    اگر تونستی به کانالم ی سری بزنی خوشحال میشم افتخار بدین

    من اکثر فایل های شما را دیدم و حدود 7 ساله که عضو سایت هستم و لذت میبرم در کنار شما بودن

    از شما سپاسگذارم که این مناطق دیدنی آمریکا را به ما نشان میدین و من هروز مشتاق تر میشم به بودن در این کشور عشق و زیبا.

    و من سرنوشت خودم را خودم رقم میزنم:

    سرنوشت من اینه که در یک کشور زیبا با مردمان زیبا و نازنین به همراه طبیعتی زیبا و عالی وبا آب و هوای خوب و معتدل به همراه آزادی کامل طوری که بتوانم با سلیقه خودم و بدون تبعیض نژادی و قومی و قبیله ای زندگی رویایی در کنار خانواده ام داشته باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1838 روز

    سلام وقتتون بخیر

    استاد جانم سپاسگزارم برای تهیه این فایل و به اشتراک گذاشتن آن با ما

    سراسر زیبایی بود

    از خیابان‌های زیباش..از پل های قشنگش.. از مزرعه توت فرنگی..از طاووس های آزاد و رهاش

    از دوستهای هم جهت با شما..از چاه نفت و استخراجش

    خیلی زیبایی داشت

    چه خوب توت فرنگی رو کاشته بودند هم موقع برداشت راحت برداشت میشه..هم محصول اتفاقی براش نیوفته..خدایا شکرت

    طاووس قشنگ پرهاش باز کردو و زیبایی خودش رو به نمایش گذاشت..

    چه خوبه که شما از هدایت پیروی میکنید سر سپرده هستید

    از همه مهمتر هدایت رو می‌شناسید و میدونید هدایت هست..

    این هم تکامل میخواد تا متوجه شیم

    الهی شکرت

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    فایلی پر از زیبایی و فراوانی و شگفتی رو مشاهده کردم.

    سپاسگزارم از خداوند مهربانم که من رو با این سایت بهشتی آشنا کرد.

    اولین بار بود میدیدم طاووس ها با آزادی در شهر برای خودشون میچرخن و چقدر زیبا هستن و من عاشق این پرنده هستم مخصوصا وقتی پرهاش باز میشن نمونه ای از شگفتی آفرینش هست و خدایا شکرت بخاطر این همه زیبایی که در وجود این پرنده هست. آزادی این پرنده در این شهر نشون میده که چقدر مردم آمریکا صلح طلب و دوست داشتنی هستند.

    طبیعت کالیفرنیا که واقعا محشره، نعمت و فروانی که از زمین و زیرزمین به مردمش هدیه داده شده.

    یادمه در فایلی استاد گفتن مردم امریکا از هر فرصتی برای شاد بودن استفاده می کنند و دقیقا همینطوره، در این هوای سرد تو ساحل نشستن و موج سواری می کنند و شاد هستند واقعا تصاویر لذت بخشی بود.

    مزرعه توت فرنگی و نحوه کاشت این میوه بسیار جالب بود و سپاسگزارم از خداوند برای هدایت من به دیدن این همه زیبایی.

    داشتن دوستان خوب و هدایت شدن به جاهای زیبا و برخورد به اتفاقات خوب و هیجان انگیز در صورتی هست که قشنگ روی خودمون کار کنیم و برای داشتن الگو کافیه استاد رو ببینیم.

    سپاسگزارم از خداوند بخاطر هدایتش و ممنونم از استاد عزیز بخاطر اینکه با این فایل ها باعث میشن باورهای ما قوی تر بشه و ببینیم که میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    زهرا بهنام گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    امیدوارم که حالِ دلتون عالی باشه

    خدا رو شکر میکنم همدار بودم با این فایل بسیار زیبا

    ازتون تشکر میکنم استاد با اینکه سختتونه باز هم لطف میکنین و دوربین به دست میگیرن و لحظات رو برای ما ثبت میکنین

    خدا رو بسیار سپاسگذارم که به واسطه دیدن این فایلها

    با جاهای جدید و فرهنگ های جدید آشنا میشم

    چقدر این جاده ای که رانندگی میکردین سرسبز و بی نظیر بود

    اون قسمتی که همه جا رو مه گرفته بود خیلی رویایی بود

    چقدر خوبه که آدما بخاطر سردی هوا خودشون رو محدود نمیکنن،بچه هاشون رو از بازی کردن تو اون هوای سرد محدود نمیکنن

    نمیچپن تو خونه و نمیگن وایییی هوا سرد نریم که بچه ها سرما میخورن

    (اتفافا دیروز بود با خواهرم حرف میزدم میگف الان که هوا خوبه میرم بیرون میگردم دو روز دیگه که هوا سرد شد نمیشه با بچه کوچیک جایی رفت)

    و این تصاویر دقیقا برعکس مکالمه ی من و خواهرم بود

    چه باغ توت فرنگی جذابی،چقدر هوشمندانه کار کرده بودن برا کاشت توت فرنگی،چقدر راحت، آسان شده بودن برا آسانی ها

    استاد اصلا تو تصوراتم نمیگنجید جایی هست تو این کره زمین،که تو کوچه و خیابون هاش طاوس باشه

    زدم تو اینترنت قیمت طاوس رو

    دیدم خدای من چقدررر فراوانیه

    اون طاوس سفیده که اصلا هوش از سرم برد

    چقدررر زیبا بود،خدا من(استیکر ذوب شدن تا بی نهایت)

    خوشا به حال دوستانی که تو این سفر شما رو ملاقات کردن و تونستن باهاتون هم مسیر و همراه باشن

    اون کبابهای لذیذ و آبدار،با اون کله پاچه ی درجه یک نوش جانتون

    در پناه خدا مهربان باشین

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    اکرم گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 1130 روز

    سلام به استاد عزیز و اعضای محترم سایت خداروشکر بابت این که من هدایت شدم به دیدن این مطالب زیبا واقعا رویایی و زیبا بود آب دریا آدم هایی که با آرامش کنار ساحل مشغول خوشگذرانی و تفریح بودن نشون میده که آنقدر فراوانی توی زندگی شون هست که دغدغه مالی ندارند پس فراوانی هست پس نعمت توی دنیا زیاده من باید مدارم را بالا ببرم طاوس های زیبا که آزادانه قدم میزنند بسیار حس خوبی میده سرسبزی وطبعت زیبا ناخودآگاه اشکم را سرازیرکردن با خودم گفتم چطور میشه که خدا برای یک عده میخواد که خوشحال و شاد وبا آرامش زندگی کنند چون اونها خودشون خواستند فهمیدم هرکس با دست خودش فرکانس و مدار زندگی خودش رو تعیین میکنه چون دیدن کبابهای روی آتیش و انسانی که با عشق درستش میکنه نشون میده فراوانی رو و کنترل ذهن را اما استاد عزیز چیزی که منو بیشتر جذب کرد مطلبی بود که راجع به مدیتیشن گفتین اینکه بعداز دعا از خداوند تشکر کردین من همیشه بااین مسله مشکل داشتم ازاینکه یک نفر رو بت بکنم حالم بد میشه ولی باصداقت بگم هنوزهم میترسم که کامل آنها رو کنار بزنم میترسم منو قضاوت کنند تو بچگی به من می گفتن خدا به بعضی ها علم خودش رو داده که ما ازطریق آنها باخدا رابطه داشته باشیم وفکر میکردم اگر به فلان شخص وصل نشوم بی احترامی کردم وخدا ناراحت میشه ودعای من اجابت نمیشه خلاصه آخرش تو دلم می گفتم چرا خدا بعضیها رو اینقدر خوب آفریده مگه منم بنده اون نیستم چرا منو ازگل خراب آفریده آخه چه مشکلی بامن داشته قبل از دنیا اومدن مگه من گناهی مرتکب شدم اما همیشه میگن نباید این حرفها رو بزنی کافر میشی حتی می گفتن تو یادت نمیاد ولی زمانی که روح بودی و به این جهان نیامدی گناهانی کردی و الان فقط انسانهایی که خدا دوستشان داره خوبن و توهم به اونا وصل شو مستقیم نرو سراغ خدا چون راه نمیده الان با آموزشهای شما خیلی بهتر شدم من فهمیدم که شرک فقط پرستیدن چوب نیست منم مشرک بودم اما ته مغزم باز کمی ترس دارم باز احساس میکنم بلائی به سرم میاد امروز چقدر خوشحال شدم وقتی این مطالب توحیدی را ازشما شنیدم البته توی تمام دوره هاو فایلهای شما صحبت از توحید شده من امروز شهامت توحیدی بودن شمارو تحسین کردم دلم میخواد خداوند این شهامت را به من بدهد بسیار سپاسگزارم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    محمد حسین گنجی گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    سلام استاد جان.

    چقدر این قسمت پر از آگاهی ناب بود.

    بارها گفتید هیچ تکنیک عجیب و غریب و پیچیده و جدیدی وجود نداره.

    قوانین بدون تغییر ، توجه به نعمت ها ، توجه به فراوانی، توجه به زیبایی ها ، خداوندی رزاق که دائما در حال بخشش و گسترش و دادن نعمت هاست.

    ما در هر لحظه از اون جنس اتفاقاتی که به اون توجه می‌کنیم و روش تمرکز داریم وارد زندگیمون میشه.

    و تنها شرطش استمرار….استمرار…استمرار هست.

    استاد از شما ممنونم که با انتشار این مستندهای مقدس توجه ما رو هم به سمت فراوانی و زیبایی ها سوق می دید.

    و خدارو هزاران مرتبه شکر که ما در مدار دریافت این آگاهی ها و دیدن این زیبایی ها هستیم.

    میخکوب شدم از اون جایی که حضور داشتید.

    همون جایی که خداوند هم از دل زمین در حال دادن نعمت بود و در آن سو با اون همه درخت میوه از روی زمین در حال دادن نعمت بود.

    چقدر ریزبین و زیبایین هستید.

    استاد جان من محمدم که به تازگی پنج کامنت از تغییرات زندگیم در یکسال اخیر نوشتم.

    حیف که خداوند میخواد ما با خصلت عجول بودنمون مبارزه کنیم.

    عجول نباشیم و صابر باشیم.

    چون خصلت صبر باعث میشه ما هر یک نفرمون بر ده نفر پیروز بشیم.

    خیلی دوست دارم زودتر اون کامنت های تغییرات زندگی رو وصل کنم به شرایط الان خودم.

    چون الان منم مثل این قسمت که گفتید چند شبه مرتب کباب خوردید، هر شب در حال کباب درست کردن هستم…. دقیقا روی ذغال…

    آره استاد جان همون کارمند خدا شدنم در جگرکی سید کاظم الان ختم شده به راه اندازی کسب و کار شخصی و مورد علاقه خودم.

    کباب هیزمی ، کتف و بال ذغالی و چایی آتیشی و جگر گوسفند که مشتری ها از خوردنش به وجد میان.

    آخه من باورم اینه که خداوند با ذائقه مشتری ها کاری میکنه که احساس میکنن در حال خوردن خوشمزه ترین کباب زندگیشون هستن. سلول های بدنشون جوری ویتامین های کباب رو دریافت میکنن که غذا فوق العاده به مشتری ها می‌چسبه.

    و اینا کاراییه که خدا داره برام انجام میده.

    و من فقط سمت خودمو انجام میدم و سرمایه اولیه ام درستکاری و صداقت هست و با توجه به قانون شیرین تکامل نجوای ذهن رو کنترل میکنم.

    اما…

    خداوند برام مشتری میشه… و این قسمت از زندگی رو لذت میبرم.

    و از خداوند سپاسگزارم که بعد از اون همه اتفاق شیرین به من فرصت داد ، قوانین رو در کسب و کار شخصی خودم به کار ببندم و تماشاچی معجزات باشم.

    ببخشید دیگه ، درسته که از عجول بودن گفتم ولی چون قلبم گفت نوشتم …

    بعضی فیلمارو دیدین اولِ فیلم آخرشو نشون میده بعد فیلم شروع میشه .

    این کامنتم مثل اون فیلماس.

    انشالله به زودی کامنت تغییرات و نتایج به حالت روتین در میاد و هرشب میام و با جزئیات مینویسم که چطور خدا برام مشتری میشه.

    و چطور باهام حرف میزنه.

    و چطور ازم میخواد که ایمانم رو نشون بدم.

    و هر وقت ترسیدم یا نگران بودم که نکنه مشتری نیاد یا میگفتم پس چرا مشتری نمیاد … دقیقا مشتری نیومد…

    و هر وقت ایمانم رو نشون دادم و سمت خودمو انجام دادم و به خاطر پا گذاشتن روی ترس و نشون دادن ایمان کباب ها و جگر ها رو سیخ گرفتم و گفتم این کار من بود حالا نوبت توهه … یالا خداجون… و اونم سنگ تموم گذاشت و همرو برام فروخت…

    از چی بگم … ببین کامنت قسمت 250 سفر به دور آمریکا به کجاها کشید…

    میخواستم بیشتر از شما بگم….

    اما از خودم گفتم…

    استاد جان صداتون تو گوشمه… که به خدا… به‌خدا… بهشت رو تو همین جهان تجربه میکنید.

    شهری که طاووس ها آزادانه درش زندگی میکنن، و این همه زیبایی ، مگه بهشت غیر از اینه.

    استاد جان چقدر این قسمت بوی توحید می‌داد.

    وقتی فهمیدید اون آدما باورشون اینه که از خدا دورن و

    درخواست هاشونو باید به اون مجسمه ها یا روح اون انسان هایی که فکر میکردن مقدس هستن مطرح کنن تا اونا به خدا بگن…

    وقتی اینو فهمیدید ، اونجارو ترک کردید…

    وجود توحیدی شما که در عین حال تسلیمه اما دیدن شرک باعث شد اعراض کنید و برید به سمت ادامه ماجرا جوییتون با تبعیت از قلبتون و هدایت رب یکتا…

    خداروشکر که دوباره بهم اجازه نوشتن داد و این مطالب نورانی رو نوشتم…

    خدارو هزاران بار شکر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    سیده آذر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 368 روز

    سلام و درود خداوند بر استاد هدایتها و بر تمام عباسمنشی های عزیز

    استاد عزیز من امروز اول هفته بعد نماز صبح این فایل رو دیدم و خیلی خیلی عالی بود

    مخصوصا اینکه تایید بر اینکه رها باشیم و‌خود را بخدا بسپاریم و همانطور که در قرآن آمده است که تنها خدا برایت کافی نیست ???و قطعا خداوند کار نمیکنه شاهکار می‌کنه بسیار فایل قشنگی بود و‌من هم از همین گلدن تایم و در هوای بسیار عالی صبح8شهریور در مازندران نوشهر که آب و‌هواش بی نظیره چون خونمون بسیار خنک و ویوش عالیه خدا را شاکرم که این همه زیبایی را بهم نشون داد و‌من تو این فایل گفتم خدا رو شکر که اگه بخوایم درست ذهنمون رو مدیریت کنیم ب زیباییها دعوت میشیم نکته های بسیار قشنگی داشت دیدن طاووس‌های زیبا و آرام که‌حس میکردم مثل ملکه ها راه میرن و چقدر آرامش داشتند استاد عزیز من خیلی شما را و انرژیتون رو‌و‌اموزه هاتون رو دوست دارم و امروز هم با دیدن این فایل دوباره حس رها شدن در آغوش امن الهی را دارم و‌میخام‌خودش بلطف و رحمت خودش منو و‌همه را هدایت کنه به به به این‌همه فضل خداوند خدای مهربانم سپاس تو را بخاطر اینکه هر دم و بازدم‌ ما را حمایت هدایت و حفاظت می‌کنی خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    مسیح احمد اکسیر گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    سلام استاد جان قربانت شوم

    خداوند را بی نهایت شکرگزار هستم

    که مرا لایق الگو برداری از شما کرده است

    استاد جان شما همان انسان صاحب نعمت هستن

    که در سوره حمد از خداوند میخواهیم ما را هدایت کن بر راهی کسانی که دارای نعمات هستند.

    استاد جانم من به هدایت خداوند شما را بیدون کدام مطلب و یا دست آورد شما را عاشقانه دوست دارم و میپرستم میدانم که نتایج زندگی و نعمات خداوند در مسیر زیبایی که با شما هستم به ما میرسد ولی استاد جان میدانی من عاشق وجود مبارک شما هستم ما عاشق آشنایی با جمال شما و صدایی شما ایمان شما و زندگی شما هستیم بدون شک حس میکنم در قلبم شما هستن و شما مرا هدایت میکند یاد شما ما را آسان میسازد بر آسانی ها، ما را در مسیر خیر و نعمات بیشتر خداوند قرار میدهد

    استاد جان مهربان بزرگترین نعمت خداوند انسان صاحب نعمات خداوند برای ما است

    استاد جان شما امام زنده و مرشد ولی خداوند برای ما هستن

    استاد جان شما آن او علیم و حکیم خداوند برای ما هستن

    استاد جان شما آن هو خداوند در قرآن هستن

    خداوند شهادت میدهد که هویی نیست جز هو «قرآن»

    استاد جان شما آن مُخلصین قرآن برای ما هستن

    که سوره اخلاص و یا سوره خلاص شده گان از ذهن در مورد شماست.

    استاد شما آن قل هو الله احد هستن

    بگو که هو الله یگانه است هو ضمیر مرد است و احد یگانه است کسیکه با جهان و جهانیان یگانه شده است.

    الله صمد, کسیکه خود کفا شده باشد و یا خودی خود اش است.

    لم یلد و لم یولد، کسی که از نژاد و از دهریت گذشته و آینده خالص شده باشد

    و لم یکن لهُ کفوا احد

    و کسی که بی شریک و بی تایی یگانه هست

    و این سوره در وجود شما قابل دید و فهم درک است.

    استاد جان شما آن محسنین خداوند هستید کسانی که متوجه و مراقبت از احساس شان میکند.

    استاد جان من چند سال است که با شما آشنا هستم هر وقت که شما را بیدون چون چرا های ذهنی خودم تایید کردیم و تعقیب کردیم یک عالم فضل نعمات خداوند وارد زندگیم شده است

    و هر بار که شما را فراموش کریم عذاب شدم.

    یکی از نتایج بزرگ زندگیم این است که با هدایت خداوندم که موجودیت شما برای ما در زندگی هست، من بیدون سرمایه و بیدون پول با چهار پسرم و همسرم از هند به کشور نیوزلند هجرت کردیم و در اینجا غرق در نعمات خداوند هستیم، و از همه بزگترین نعمات خداوند وجود و هستی شما در زندگی ما است.

    استاد جان ما به شما ایمان داریم

    و از شما خوش راضی هستیم

    و نمیتوانیم که حق شکر شما را ادعا نمایم.

    استاد جان از خداوندم همیشه میخواهم که تا اخرین لحظه زندگیم با شما حشر باشیم و در پی شما باشیم.

    و درود سلام

    استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: