سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250 - صفحه 4

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

366 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3437 روز

    سلام و درود

    مجدداً از استاد عباسمنش سپاسگزاری میکنم به خاطر این فایل زیبا

    آنقدر انرژی آن مردمی که در کنار آن ساحل زیبا واقع در اتوبان هایوروان مثبت بود و آنقدر در مقابل دوربین استاد مهربان بودند و با انرژی بهتری موج سواری میکردند و به دوربین لبخند میزدند و آن پسر جوانی که به محض اینکه دوربین روی او رفت لباسش را در آن سرما از تنش در آورد تا به داخل آب برود و آن دریای زیبا و… آنقدر آن خانم ها که در کلاس آموزش رقص بودند در مقابل دوربین استاد عباسمنش با انرژی بیشتری رقص عربی میکردند که انسان احساس میکند که استاد عباسمنش یک صدا و سیمای بزرگ در آمریکا از خودش دارد و این افراد هنرپیشه گانی هستند که در مقابل دوربین استاد عباسمنش اینقدر مهربان و مثبت میشوند…

    اما آنها هنر پیشه نیستند…

    آنقدر فرکانس و مدار استاد عباسمنش مثبت است که این انسان ها با انرژی ترین و بهترین روی خودشان را در مقابل دوربین استاد عباسمنش نشان میدهند…

    و این وجود مثبت استاد عباسمنش است که این برخورد های خوب و مهربانانه را جذب میکند…

    شاد و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1235 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم

      به به تحسینتون میکنم انگار خداوند

      داره مینویسه چقدر قشنگ نوشتی فکر میکنم تو اون ساحل شما هم بودی که اینقدر زیبا توصیف کردی

      مرحبا مرحبا که دیدگاهتون اینقدر مثبته که فقط چشمانتون زیبایی دیده

      خدایا شکرت برای این دوستان آگاهم

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حامد حسامی گفته:
        مدت عضویت: 3437 روز

        سلام خانم مشتاقی.

        بی نهایت از شما سپاسگزارم به خاطر تعریف و تمجید تان…

        نوشته های شما نیز در این سایت به من دلگرمی بیشتری میدهد که با انرژی بیشتری از فراوانی برکت ها و نعمت های این سایت و آموزش های استاد عباسمنش استفاده کنم…

        شاد و موفق باشید و به تمام اهدافتان برسید انشالله…

        خدانگهدار

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    سفر به دور آمریکا قسمت 250

    سپاسگزار شما استاد عزیزم هستم که با حضورتون

    در زندگی‌ام یاد میگیرم که تمرکزم روی زیبایی ها ودیدن نعمتهای زندگی‌ام بیشتر باشه

    با اینکه سفر طولانی 13 ساعته در این جاده زیبا به سمت لس آنجلس رو طی میکردین،،باز این زیبایی ها رو با ما به اشتراک گذاشتین،،،خدا قوت،،،

    زیبایی ساحل وشادی ورهایی بچه ها چقدر برای من درس داره،بخصوص وقتی اون پسر بچه در حین اینکه روی آب بود به پشت توی آب به این سردی افتاد،،ولی با احساس خوب ورهایی تو اون لحظه فقط لذت می‌برد، ،،اینکه میگین تماشا کردن بچه ها وشادی وخوشحالیشون تو اون شرایط ،،بدون تمرکز روی سردی آب،،،،فقط لذت ورهایی وشادی هست،،،یه نوع مدیتیشن هست،،،کمکم میکنه که آگاهانه شکر گزارتر باشم

    وسعی کنم مثل بچه ها در زندگی ام زیبایی ها رو بهتر ببینم ولذت بیشتری در لحظه ببرم

    چقدر خانواده ها با بچه ها همراهند وبچه ها از این رهایی وحق انتخابشون،برای بیرون یا داخل آب رفتن لذت می‌برند

    نظم وزیبایی منظره بوته های توت فرنگی قابل تحسینه واینکه با پوشش پلاستیک مشکی،،،فقط بوته های توت فرنگی رشد مناسب دارند وعلفهای هرز رشد نمی‌کنند، ،،این رو به من یادآوری میکنه که خیلی از ویژگی هام رو بپذیرم وبا طی کردن تکاملم ،،آگاهانه به زیبایی های شخصیتی ام ونعمتهام توجه کنم ،،تا مثل این توت فرنگی های زیبا ،محصول شخصیتی زیبا تر وبا کیفیت تری رو خلق کنم

    خوردن توت فرنگی های خوشمزه وبا کیفیت نوش جونتون،،،اینقدر متمرکز روی زیبایی ها وتحسین کردنشون هستین که تجارب زیباتری خلق میکنین وبا احساس خوبتون با ما به اشتراک میذارین وواقعا سپاسگزارم

    تجربه جدیدتون از کشف زیبایی‌های بیشتر lA باعث خوشنودی ماست،،مشتاقانه منتظریم استاد عزیز، اینجا هم محل سکونتی رو با زیبایی هاش باهامون به اشتراک بذارین

    بخصوص ارتفاعات زیبا ومناظر زیبای این منطقه رو که تحسین می‌کنین وطاوس های قشنگی که با صدای زیباشون،،احساس خوبمون رو بیشتر میکنند

    همچنین دوستان خوبی که از حضور در کنار یکدیگر تجربه های جدیدی خلق کردین،،بویژه در آشپزی وخوردن کبابهای خوشمزه وبا کیفیت عالی

    آهنگ زیبای عربی وتلاش اون خانم ها برای تجربه ورژن جدید از خودشون رو تحسین میکنم وسپاسگزارم که وقت گذاشتین وبرای ما هم تصاویر زیبا رو گرفتین

    امیدوارم در فایل جدید خانم شایسته نازنین رو هم ببینیم،،،،سپاسگزار ایشون وخلوت قشنگی که با خودشون دارند،،هستیم وتحسینشون می‌کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2133 روز

    سلام استاد جان

    چی بگم از این جریان هدایت

    به اندازه ای که ما رها میشیم از منطق شکل گرفته از الگوهای تجربی، ما هدایت میشیم به راه های خداوند، هدایت میشیم به سبل السلام

    استاد جان یادش بخیر، دو سال پیش رفته بودیم باغ انگور یکی از آشنایان، و من دنبال یه مدل انگور بودم با دانه های سیاه بزرگ که آخر تابستان معمولا میرسه و کلا با اختلاف از تمام مدل ها خوشمزه تر و مقوی تره (کاشف به عمل اومد شراب هم از همین انگور میگیرن، بلا به دور!)

    ولی پیدا کردنش یکم سخت بود، همینطور که داشتم میگشتم خداوند به شکلی عجیب هدایتم کرد، یهو یه خرگوش بزرگ جلوی یه بوته دیدم که تا منو دید به سرعت فرار کرد

    و همون لحظه تو قلبم این صدا اومد که همونجا رو نگاه کن و عجیب اینکه دقیقا انگور مورد نظر فقط همون تیکه از باغ روییده بود!!

    یا مثلا یه شب زدم شبکه مستند، یه تیکه از یه فیلم که تعدادی خرس رو محققان زیر نظر گرفته بودن، یهو توی قلبم ندا اومد که اینجا مغولستانه، یهو به خودم اومدم و با خودم گفتم این صدای ذهنم بود یا قلبم؟! بزار امتحانش کنم، نشستم ادامه مستند رو دیدم که داشت درباره صحرای گبی صحبت میکرد!!

    و خیلی مثال دارم، اما نکته مهمش که درک کردم اینه که به اندازه ای که از منطق ذهنی رها میشیم از نیروی هدایتگر پروردگار بهره مند میشیم و بالعکس، و جالبه که در حالت ذهنی حالمون بده و در حالت قلبی حالمون خوبه، در حالت ذهنی ما تحت سیطره قوانین قرار میگیریم و در حالت قلبی، ما بر قوانین مشرف میشیم و حتی قواعد برای ما شکسته میشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1235 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم

      وقتی عجله نمیکنی متوجه میشی هدایت ها رو

      وقتی کنترل ذهن داری بیشتر به ندای قلبت گوش میدی

      من تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا

      و خداوند هم تو رو هدایت میکند از بی نهایت طریق چه از طریق تلویزیون و چه از طریق اون حیوون

      ممنونم از نوشتن هدایتهای قشنگت

      بهترین‌ها نصیبت عزیزم

      استاد ممنونتم سپاسگزارتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3113 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هر آنچه که دارم از آن توست و تو به من دادی

    خدایا اعتبار تمام نعمت ها و زیبایی ها و فراوانی زندگی ام را فقط به تو می دهم .

    سلام به استاد عباس منش

    سلام به بانو شایسته

    سلام به دوستان

    خدا را صدهزار مرتبه شکر که روتین زندگی ام اینست که وقتی چشمهایم را باز میکنم در حالی که در رختخواب هستم اولین کاری که میکنم روشن کردن نت گوشی و رفتن به سایت عباس منش و دیدن بنر سایت است .

    خدارا سپاسگزارم برای این فایل زیبا برای این رزق فراوان از طرف پروردگارم .

    استاد جانم سپاسگزار شما هستم برای این فایل زیبا و ارزشمند و شما را تحسین میکنم برای مدار و فرکانسی که در خود ایجاد کردین که هر کجا قدم میگذارین فقط عشق و نعمت و زیبایی و فراوانی وثروت و نکات مثبت به همراه دارد.

    وقتی شما به جریان خداوند اعتماد میکنید و خودتون به خداوند میسپارین و با هدایت الله پیش میرین خداوند تمام سخاوت و بخشندگی خودش بروز میده تا آسمان وزمین برای شما بهشت بشه و وقتی شما قدم به سرزمین جدیدی میگذارین آنجا تمام نعمتهای خداوند به تعظیم شما در میان و این در تمام فایلهای شما کاملاٌ هویداست .

    این فایل از ابتدا از همان عکس روی فایل همه نماد فراوانی و ثروت و زیبایی و نعمت خداونداست .

    استاد جانم من عاشق پل زیبای گلدن گیت هستم و یکی از خواسته های من اینکه یه روزی بیام و این مکان زیبا را تجربه کنم

    چه عظمیتی داره این پل و نمای ساختمان های بلند وبزرگ شهر در بخشی از این پل چه صحنه ی زیبایی را خلق کرده که من از دیدن این منظره سیر نمیشم .

    این فایل و زیبایی هایش برای من یاد آور این باور است که هر چیزی امکانپذیر است / هر خواسته ای تحقق پذیر است به شرط باور / اینکه شهری وجود داشته باشه که طاووسهای زیبا به راحتی در فضای شهری زندگی میکنند و فضای آن شهر را با حضورشان زیباتر کردن . این همه زیبایی فقط مخصوص خداوندی است که جهان را مسخره ما کرده و همواره در حال هدایت ماست .

    چقدر دیدن موج سواران در آن هوای سرد و مه آلود برایم درس دارد و چه تعهد وایمانی که حتی در هوای سرد هم دست از هدف و عشق و تلاش و لذت بردن برنداری .

    یکی از مواردی که برای من جالب اومد اینکه استاد جان شما به راحتی رفتین کنار یکی از این مخازن نفتکش و فیلم گرفتین و هیچ حفاظی این مکان نداشت و به راحتی میشه رفت و آمد کرد دراین فضا .

    این هم یکی از موارد مثبت و خوب این کشور ثروتمند است که برای مردم کشورشان احترام میگذارند و خیلی در صلح و امنیت و درستکاری هستند و فضای کشور برپای صداقت و احترام است خدایا صدهزار مرتبه شکر برای این الگوهای سازنده .

    در کل این فایل برای من یک الگوی تمام عیار از ثروت و فراوانی و امنیت و زیبایی که باید بارها تماشا کنم و لذت ببرم .

    استاد عباس منش از شما بی نهایت سپاسگزارم برای این فایل زیبا و ارزشمند .

    در پناه الله یکتا شادو ثروتمندو سعادتمند در دنیا و آخرت باشین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 1255 روز

    به نام خداوند مهربان.

    جمعه 7 شهریورماه ساعت 10.40 دقیقه.

    سلام استاد عزیز سلام دوستان نازنینم.

    استاد یک بار از اول تا آخر فیلمو دیدم و واقعا از زیبایی و فراوانی قلبم باز شد الان که دارم می نویسم هر بخش و دارم دوباره می بینم و استپ می کنم.

    این پل زیبا با ابهت و این برج های سر به فلک کشیده چقدر برام نماد قدرته . چقدر همه جا تمیزه.چقدر این کشور با

    برکته.

    استاد در مورد واسطه قراردادن بین خودمون و خدا.من یه مدت داشتم در مورد اینکه مردم دنیا در مورد خدا چه نظر و چه اعتقادی دارن تحقیق می کردم و بیشتر هم در اروپا و آمریکا مدنظرم بود، و دیدم اکثر مردم چقدر به مسیح بیشتر از خود خدا اعتقاد دارن واقعا ویدئوهایی می دیدم که خیلی به شکل افراطی ساخته شده بود که مثلا یه نفر در حال ناامیدی کامله و مسیح میاد اونو نجات میده هم زن هم بچه هم مرد.حتی یه ویدئو دیدم که یه بچه ای تو بیمارستانه و داره با یه نفر دیگه که حالا از نظر بقیه قابل دیدین نیست صحبت میکنه و روی ویدئو نوشته بودن که مسیح داره اونو شفا میده و انقدر این ویدئو محبوب بود که تمام کامنت ها در مورد این بود که مسیح همه کار میکنه.

    من همیشه فکر می کردم این قضیه تو ایران خیلی پررنگه ولی وقتی شروع به تحقیق کردم دیدم اصلا اینطور نیست و مسیح از نظر بعضی هااصلا خود خدا هست یعنی امکان نداره اسم خدا باشه و مسیح نباشه حتی افرادی هم که ویدئوهای انگیزشی دارن و کلا سمینار دارن و اصلا می خوان به مردم امید بدن مرتب از جیسس(مسیح)میگن تا خدا.

    استاد قبلا وقتی در مورد این صحبت می کردین که خدا هدایت میکنه، و یا هدایت میشی.اصلا نمی تونستم قبول کنم این قضیه رو.تازه بعد از این همه مدت رسیدم به مرحله پذیرش.یعنی وقتی از شما شنیدم که می گفتین جهان بر پایه هدایته و خدا بر خودش هدایت را واجب کرده ،شاید اونجا تاییدم می کردم و می گفتم چه خوب چه جالب.ولی تو عمل نه تنها یه ذره عمل نمی کردم اصلا باورم هم نمیشد.وقتی می گم بعد از این همه مدت رسیدم به مرحله پذیرش یعنی الان با تمام وجود قبول دارم که خدا هدایت میکنه و از این به بعد باید باور کنم که من لیاقت دریافت این هدایتو دارم و به من هم گفته میشه،یعنی هیچ فرقی بین من و استاد عباس منش و یه فردی که داره تو خیابون داد میزنه ضایعات خریدارم نیست.همه ما هدایت میشم فقط باید بپذیریم که همه هدایت میشن و باید بتونیم هدایت را دریافت کنیم و بهش عمل کنیم تا دفعه بعد این هدایته پررنگتر بشه.به خاطر همین دارم تو قرآن تمام آیه هایی که در مورد هدایت هست را پیدا می کنم و برای خودم سیو میکنم.

    استاد وقتی گفتین دو راه داشتین که برین یکی به سمت ال ای و یکی دیگه یه گروهی که تو بیابون بودن سمت اریزونا،خیلی دوست داشتم می رفتین سمت اریزونا تا از مردم اونجا و طرز فکرشون و زندگیشون برامون فیلم بگیرین ولی خوب همیشه هدایت خدا بهتریناست و حتما تو زمان مناسب منم به این خواستم میرسم.

    استاد تو اون ساحل زیبا که رفتین اولش دو تا پسر بجه رو دیدم که با شلوارک و تیشرت دارن بازی می کنن بعد شما گفتین که خیلی هوا سرده واقعا تعجب کردم واقعا مردم اونجا رو تحسین کردم که چقدر راحت به بچه ها اجازه دادن که با این پوشش بازی کنن و لذت ببرن و اصلا نگران چیزی نباشن در صورتی که من خودم هیچ وقت به بچه خودم اجازه نمیدم تا کامل به کلاه و کاپشن مجهز نشده بره بازی کنه چه برسه بره تو آب.اینم برام درس داشت که اینایی که نگران نیستن که ای وای الان سرما میخوری و هزار تا دلیل دیگه خیلی سالمتر و شادتر و راحتتر زندگی میکنن.

    مزارع توت فرنگی عالی بود و اما اون شهر زیبا و پر از طاووس.وقتی داشتم این تیکه از ویدئو رو میدیدم دخترم اومد گفت مامان اینجا کجاست ما پارسال رفتیم باغ پرندگان اینا رو دیدیم.اینجا باید پول بدی و بری ببینی اونجا این نعمت به طور طبیعی و فراوان هست.

    استاد وقتی گفتین به فکر این افتادم که اینجا یه خونه بخرم و از زیبایی هاش لذت ببرم نمی دونید چقدر ثروت در نظرم مقدس تر و باارزشتر شد یعنی تو از یه چیزی خوشت میاد و در جا اراده میکنی و تهیه می کنی.چقدر زیباست.

    و در آخرم خیلی اعتماد به نفس و عزت نفستون رو تحسین کردم که تو یه کلاس رقص عربی پر از خانم رفتین تا برقصین و تمرین کنین ولی چون سخت بود( نه به این دلیل که همه خانم بودن و نه به این دلیل که خجالت کشیدین) دیگه ادامه ندادین.

    استاد بسیار بسیار سپاسگزارم همه بابت این تصاویر بی نظیر هم صحبت های عالی شما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2555 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به شما استاد عزیزم ، سلام به تمام دوستان ارزشمند و فوق‌العاده ام در این سایت بهشتی.

    استاد جان بی نهایت سپاسگزارم ، من کلی اشک ریختم از خوشحالی ، چقدررررر این قسمت از سفر به دور آمریکا شگفت انگیز و زیبا بود ، خیلی خیلی خیلی خوشحالم که امروز صبح جمعه پس از یه استراحت طولانی که خستگی رو از تنم بیرون کرد ، دیدن این سریال زیبا روزی من شد. الهی صد هزار مرتبه شکر الهی صد هزار مرتبه شکر

    از کجا بگم که همش فقط زیبایی و زیبایی و زیبایی بود.

    من یاد سوره واقعه آیه 10 الی 30 افتادم / وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ ﴿10﴾ رفتم قرآن رو باز کردم ، این 21 آیه رو خواندم بیشتر اشک ریختم از خوشحالی !! و یاد صحبت های شما تو قسمت های قبلی سریال افتادم که می گفتید به خدا میشه و این تجربه‌ی زندگی کنه … میشه بهشت رو تو همین دنیا تجربه کرد. و تمام دوستان عزیزی که تو این سفر کنار شما قرار گرفتن ، حتی همون دوست عزیزمان که کباب میزد و عشق می کرد از کاری که داشت انجام می‌داد و قلبش لبریز از شادی وصف نشدنی بود … از صورت پر از خنده اش معلوم بود. همین دوستمون جزو همون فرشته های بود که خداوند در سوره واقعه آیه 10 تا 30 بهش اشاره می کنه.

    اون مزرعه توت فرنگی چقدررر جذاب بود منم دوست دارم برم از مزرعه میوه خرید کنم خیلی جذابه ، جالبه همین چند روز پیش صبح یه ویدیو تو یوتیوب از یه مزرعه توت فرنگی دیدم ، اونجا هم مثل مزرعه فلوریدا توت فرنگی های خیلی بزرگی داشت ، ولی دلم نخواست که ادامه اش رو ببینم و گفتم آن شا الله هدایت میشم و هدایتِ من این بود که الان با توضیحات شما این مزرعه توت فرنگی تو کالیفرنیا رو ببینم … راستی استاد جان پیشاپیش مهاجرت و سکنا گزیدن شما در کالیفرنیا رو با عشق تبریک و تهنیت عرض می کنم:))) (یه حسی درونم میگه که شما چند وقت دیگه کلا می‌رسد کالیفرنیا زندگی می کنید ، این حسِ از خیلی وقت پیش داره این حرف رو بهم میگه)

    برگردیم به اون محله‌ی زیبا سکونت همون دوست خانم ، چقدررررر راه پله های خونهِ با اون طاووسی که ازش می اومد پایین زیبا بود اصلا چشمام رو نوازش کرد به خدا :))) به به ، به به ، بههههه بههههه این گُلف قرمز گوجه‌ای جذابِ دلربا و دوست داشتنی چی میگه اینجا ؟؟؟ ببین چقدر مظلومانه یه گوشه نشسته این وروجک ، تو اتوبان و شهر همه جا گرد و خاک به پا می کنه ولی الان آروم نشسته زیر آفتاب دلنشین کالیفرنیا داره خودش رو برُنزه می کنه:)))

    استاد جان سپاسگزارم‌ که از کلاس رقص هم برای ما فیلم گذاشتی ، چقدر این آهنگ خانم نانسی شاد بی نظیره من عاشقشم ، خیلی لذت بردم از این آهنگ دلنشین و خیلی اعتماد به نفستان رو تحسین می کنم که هدایت های الله و تجربه های جدید ، اوکی می دهید.

    اون محله‌ی زیبا با اون طاووس های خوشگلش هم خیلی جذاب بود ، من خیلی این ملت رو تحسین می کنم که اینقدر با خودشون و حیوان ها در صلح هستند ، که این طاووس ها به آدم ها اعتماد دارند و اینقدر راحت تو شهر ها زندگی می کنند ، یعنی واقعاً آمریکا کشور جادویی و باحالی هستش ، هر تنوعی که بخواهی داخلش هست ، هر نوع زندگی ای که تو کشورهای دیگه هست ، اینجا هم هست … خیلی خفنِ آمریکا

    اون قسمتی که رفتید از چاه های نفت فیلم گرفتید هم خیلی جذاب بود ، من فکر می کردم چاه نفت چه چیز هیولایی هست و چقدر ممکنه خطرناک باشه!! ولی دیدم نههه اتفاقاً خیلی هم کم خطر و اوکیه اوکیه ، چون دیدم شما خیلی راحت تا بغل چاه رفتید و نه صدای خاصی داشت و نه احتمالاً بوی خاصی.

    مرسی استاد مرسی که از همه چیزهای عمومی و ممکن فیلم می گیرد و تجربه های خودتون رو با ما هم اشتراک می گذارید ، خیلی به باور سازی و ایجاد حس خوب درون ما نسبت به آمریکا کمک می کنه ، من عاشقتم استاد عزیزم.

    این اتوبان های وی وان چقدررررر رویایی و زیباست ، من یادم هست اون سفری که اولین بار به تراک کمپر با خانم شایسته رفتید خانم شایسته‌ی عزیز چه تصاویر جادوعی و لذت بخشی رو ضبط کرد و روی سایت قرار داد. اصلاً چشمام گرد میشه از این حجم از زیبایی ، خدایاااااا شکرتتتتتت خدااااااایاااااا شکرت.

    چقدر این بچه ها و خانواده ها حالشون خوب بود کنار ساحل ، ایول چه حالی میده موجه سواری تو این هوای ابری و مه گرفته ، یعنی به خدا صدای موج دریا ، خنده آدم ها ، اون بوی عطر ، اون قطره های امواج دریا رو موقع موج سواری احساس کردم ، چقدررررر تجربه‌ی باحالی بود ، خدایاااااا شکرتتتتتت.

    راستی استاد این پُلی که اول سریال نشونمون دادید گُلدن‌گیت نبود :)))) من فهمیدم … البته شما هم نگفتید گُلدن‌گیت هستش ولی خب من می خواستم عرض اندام کنم که چقدر با هوشم :)))

    گُلدن‌گیت مسیر رفت و برگشت داره ، پیاده رو داره ، رنگش هم قرمز هست ، البته رنگش قرمز هست نه به این معنا که بهش رنگ می زنند ، اون رنگ ضد زنگی هست که کل سال به این پُل می زنند ، در واقع رنگ ضد زنگ هستش .

    استاد می خواهم همین الان برم تو یوتیوب سرچ کنم ببینم ویدیو چی از های وی وان پیدا می کنم ، دیگه دلم طاقت ندارم :))) شما رو و تمام دوستای عزیز و فوق‌العاده خودم تو این سایت رو به خداوند مهربان و توانا می سپارم اون.

    راستی من عاشق خواندن دیدگاه های دوستای عزیزم زیر قسمت های این سریال هستم ، یکی از قشنگ ترین و با ارزش ترین کارهای زندگیم همین کار هست.

    شاد و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  7. -
    محمد شکری گفته:
    مدت عضویت: 1778 روز

    سلام خدمت شما استاد عزیز و توحیدیه خودم

    استاد جانم با اشک دارم مینویسم که این مسیر زیبا با شما چیکار کرده و چه تاثیرات عظیمی روی ما بچه های سایت گذاشته استاد عزیزم چقدر این روزها من رفتارها افکارها عملکردهایی رو از خودم میبینم که اصلاً تو زندگیم ندیده بودم استاد عزیزم مسیر توحید چقدر زیباست چقدر از همه لحاظ آدم رو پر میکنه که نیازی به هیچ چیز و هیچ کس نداشته باشم چقدر روح آدم رو لطیف میکنه استاد عزیزم نگاهم چقدر به آدمها تغییر کرده چقدر عاشقانه تر نگاه میکنم بهشون چقدر همه رو دوس دارم گاهی اوقات چقدر تحسین میکنم با عشق چقدر با خدای خودم عشق بازی میکنم چقدر جدیداً میرم تو شخصیت شما و دقیقا زوم میشم در درون شما که چقدر زلال هست و همین طور بچه های سایت

    استاد عزیزم من خیلی تغییر کردم من یک ذهنیتی داشتم که حتی با خوندن کامنت های بچه ها هم یک انگی میچسبوندم به یک سری از عزیزان اما الان عاشقانه دوسشون استاد من اصلاً نمیفهمیدم وقتی میگفتید خانواده عباس منش یعنی چی اما الان با همه دوستای عزیزم تو ذهن خودم دوست شدم همرو خواهر برادرای خودم میدونم همه رو دوس دارم همه رو تحسین میکنم همیشه با چشمای ذهنم به صحبت های شما گوش میدادم حتی با اینکه نزدیک به چهار سال هست که با شما هستم حتی از یک سری صحبت های شما هم ایراد میگرفتم میگفتم استاد اینو نمیدونه در صورتی که تو توهم تغییر بودم استاد وقتی با تمام سلول به سلول بدنم تصمیم گرفتم تغییر کنم بیشتر و بیشتر صحبت های شما برام باز شد استاد من از اون دسته آدمایی بودم که بی نهایت مغزم مقاومت داشت بی نهایت ترمز داشت و هنوز هم داره

    استاد عزیزم این ویژگی مثبتم رو دوس دارم و همین ویژگیم هم باعث شد که من تو مسیر بمونم و اونم اینه که همیشه به خودم میگفتم این همه آدم جواب گرفتن این مسیر این حرفا اشکال ندارن من اشکال دارم من مشکل دارم وگرنه خدا همون خداییه که قانون رو برای همه گذاشته

    استاد عزیزم هر چقدر که جلوتر میرم بیشتر ذهنم بازتر میشه بیشتر با خودم با آدما آشتی میکنم بیشتر احساسم خوب میشه بیشتر نگاهم مثبت تر میشه حس میکنم که یک گلی بودم که غنچه بوده و الان تازه داره باز میشه

    استاد عزیزم مثل ابر بهار دارم اشک میریزم که این خدایی که وجود داره چقدر مشتی چقدر فوق العاده س چقدر دوس داشتنیه استاد من از اون دسته آدمایی بودم که خیلی زیاد تو توهم زندگی کردم توهم های ذهنی توهمات پوچ توهمات خالی تازه یواش یواش دارم از این توهمات بیرون میام و لطف خدای مهربانم هم شامل حالم هست که هدایتم میکنه بیشتر تسلیم باشم و چقدر زیباست آرامش داشتنی که دقیقاً تو همون آرامش ها صدای زیبای خداوند رو میشنوم و بهم میگه این کار رو اینطوری انجام بده و میرم انجام میدم جواب مثبت دریافت میکنم و لذت میبرم

    داخل فایل در مورد بخشندگی خداوند صحبت کردید استاد عزیزم واقعا هر چی که بیشتر آدم به این بخشندگی خداوند فکر می‌کنه بیشتر با خدا رفیقتر میشه بیشتر دوس داره بره تو بغل خدا وقتی که غرق در نعمات میشم اونجاست که دقیقاً ناخودآگاه توحیدی میشم فقط و فقط با خدای خودم میپرم حتی اگر میلیون ها انسان هم از کنارم رد بشن (که توی پیاده رویام این اتفاق زیبا بعضی وقتا رخ میده من واقعا هیچ کس رو نمیبینم فقط و فقط خدا رفیق شفیق من میشه)

    استاد عزیزم خیلی حس زیباییه وقتی که در برابر خدای خودم سرم پایینه خیلی حس زیباییه تسلیم بودن رها بودن ایمان داشتن متواضع بودن خیلی زیباست که سرت پایین باشه خیلی زیباست هیچی نگی و اعتماد داشته باشی و اجازه کوچکترین گلهگی هم از خودت بگیری

    استاد عزیزم حس میکنم پاک و منزه شدم اصلأ ی حال عجیبی دارم استاد جانم هر روز صبح بعد از پیاده رویم میشینم به اندازه‌ی ده دقیقه مدیتیشن میکنم و فقط تمرکزم رو میزارم روی دم و بازدم هام و دقیقا به قدری زلالم میکنه که توی همون لحظه ها صدای خدای مهربانم رو واضح تر از همیشه میشنوم که الان فلان کار رو بکن و بعد شنیدن صدای پر مهرش لبخندی روی لبام میشینه که جنسش از آرامشه و عملی کردن اون کار که میبینم چه جوابی گرفتم

    استاد عزیزم وقتی داشتید طاووس ها رو به ما نشون میدادید غرق شدم تو رنگی که دارن و گفتم خدایا چقدر اینها زیبا هستن و چقدر خدای مهربانم اینها رو زیبا آفریده

    استاد جان وقتی که اون قسمت کوتاه رو از آموزش رقص گذاشتید خیلی منقلب شدم خیلی حس خوبی ازش دریافت کردم و اینکه گفتید من اومدم توی جمعی که همه خانم هستن و فقط من آقا هستم دقیقا من هم خدارو شکر به قدری فرکانسم مثبت هست که بعضی وقتا توی جمع هایی که هم خانمها هستن هم آقایون و جمعی هستیم که هوس میکنیم برقصیم دقیقا دختر خانما و خانمهای جمع بیشتر از همه با من احساس راحتی میکنن حتی افرادی که برای اولین بار منو دیدن و راحت با من میرقصن و این ویژگی مثبتم رو هم خیلی دوس دارم که دل پاکی دارم و خدارو شکر میکنم بابتش

    استاد عزیزم من قبلاً رستوران داشتم و دقیقا مزه اون کباب هایی که دوست عزیزمون زحمتشو کشید و نوش جان کردید رو من حس کردم و خدارو شکر چقدر خوبه که تاثیر مثبت در زندگی افراد داشته باشی که اونها هم عاشقانه بیان و شما رو دعوت کنن به شادی هاشون و این که بخوان به شما زیبایی های شهر و یا هر چیزی دیگه رو نشون بدن

    استاد عزیزم برای شما آرزوی رشد بیشتری رو دارم و همین طور برای خودم و تک تک دوستانی که کامنت بنده رو میخونن

    تک تک تون رو عاشقانه دوس دارم مرسی که هستید و همچنین از خانم شایسته عزیز هم سپاس گذارم که کلی ازشون چیزها یاد گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿38﴾

    گفتیم: همگی از آن (مرتبه و مقام) فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند. (بقره/ 38)

    سلام و درود و رحمت و برکت و عشق پروردگارم به استاد عزیزم و دوستان خوبم در این بهشت خدایی

    اینقدر فایل های سفر به دور امریکای اخیر که استاد طبق گفته خودشون، هدایتی تر از هر زمانی بهش هدایت شدن، نکته و درس داره که با دیدنشون اشک شوق میریزم…

    از هدایت های هر لحظه استاد به انسان های فوق العاده، اتفاقات زیبا، جاها و مکان هایی که میرفتن، تجربیات قشنگ و جدید و تازه ای که داشتن، از تمرکز و توجه بر زیبایی ها و نکات مثبت هر چیزی که سر راهشون قرار میگرفت…

    منم دوست دارم از سفری که هم زمان شده بود با سفر استاد عزیزم، و منم کاملا هدایتی به اون سفر رفتم براتون بگم…

    اولش بگم این طولانی ترین سفر تفریحی زندگیم تا اینجا بود که 35 روز سفرم طول کشید و بعد هم موندن 3 ماهه که انگار خودش ادامه سفرم هست، اون هم برای اینکه به یک آزادی مالی، زمانی و مکانی ِ نسبی و خوبی رسیدم و میتونم عشق و علاقه ام که زندگی در سفر بوده، رو زندگی کنم، و دلیل دیگه اش اینه که الان دیگه هیچ وابستگی به هیچ کس، و هیچ چیز و هیچ جا و مکانی ندارم و کاملا یه زن مستقل و آزاد و رها هستم که به مرور طی 9 سال تکاملی و با صبر و حال خوب بهش رسیدم یا به عبارتی با صبار شکور شدن (هرچند همیشه روی این بعد از شخصیتم خیلی کار میکنم که عمیق و عمیق تر بشه توی شخصیتم و بالطبع اثر خوبش رو توی زندگیم میزاره) …

    اجازه بدین بریم به حدود یک سال قبل یعنی مهرماه 1403؛

    همون طور که توی آخرین کامنت هام نوشتم، مهرماه 1403 بعد از 2 سال و نیم زندگی در یکی از زیباترین مناطق شمال کشور در استان سرسبز و زیبای گیلان، هدایت شدم به مهاجرت به جزیره زیبای کیش که خودم اون 4 ماه زندگی در اون مکان زیبا رو ماموریتی برای گذر از یه مرحله و مدار از زندگیم دیدم، چون بعد از اون 4 ماه زندگی در کیش، ورژن جدیدی از یه انسان توحیدی تر، عابدتر، موحدتر، مومن تر، باتقواتر و صبورتر شدم که کاملا مشهود، تغییر مدارم رو هم درمورد باورهای فراوانی از هر چیزی در زندگیم، و هم باورهای توحیدی ام در خودم دیدم و احساس کردم…

    نگاهم به زندگیم؛ قشنگ تر، شفاف تر و پاک و خالص تر شد،

    به گونه ای که من ِ مهدیه که سپاسگزاری جزئی جداناپذیر از شخصیت و زندگیم شده بود، تازه میدیدم شخصیتم در این زمینه چه تغییرات بزرگتری کرده، و سپاسگزاری در افکار، باورها، شخصیت و دیدگاه و نگاهم، عمیق تر شده بود ولی همیشه اقرار عاجزانه دارم به درگاهش که نمیتونم شکرگزار این همه نعمت بینهایتش باشم ..

    و بعد از این ماموریت 4 ماهه، برگشتم به سرزمین پدری و زادگاه قشنگم کرمان،،، میگم قشنگ! آخه قبلنا اینقدر نگاهم بهش توحیدی نبود،، نه به شهرم و نه به مردمش!

    و اولین ماموریتم که کاملا الهامی بود به محض برگشت به شهر زیبام، خدمت خالصانه و پروانه وار به پدر و مادر عزیزم بود که با شایستگی انجامش دادم و 10 روز کامل در خدمتشون بودم

    و بعد هم هدایت شدم به یک ویلای عالی با تمام امکانات و به صورت رزق بغیر الحساب و رزق من حیث لایحتسب از طریق بهترین دستان خداوند در محیطی کاملا پرایوت، تنهایی در سکوت و خلوت و آرامش و تمیزی و زیبایی وسط طبیعت زیبا باز هم به مدت 4 ماه، یعنی از بهمن ماه و نمیدونم بابت اون 4 ماه هم چگونه شکر بجا بیارم که واقعا در توان ِ من به عنوان یه انسان ضعیف نیست!

    و میخوام از ادامه اون 8 ماه براتون بگم

    که اول خرداد باز هم با نشانه ها، الهامات قلبی و هدایت های همیشگی و واضح خداوند که شده جزئی جداناپذیر از زندگی ِ روزانه ام؛ بدون برنامه ریزی قبلی که این برنامه ریزی قبلی هم شده روتین زندگیم، سفری را آغاز کردم که از دید خانواده و خصوصا مادرم که فکر میکرد به مدت یک هفته باشه، ولی خودم میدونستم که من هم رفتنم با خداست و هم برگشتنم، چون توی زندگیم یاد گرفتم برای هر کاری خودم رو بسپارم به هدایت های نابش، به هم زمانی ها و پلن های قشنگش…

    سفر آغاز شد به سمت شمال زیبا و شروعش از غرب گیلان بود…

    تجربه های بینظیری داشتم از منطقه زیبای ماسال و اون طبیعت بینظیرش، از جنگل های سیاهکل و آبشارهای زیبایش، تا شرق گیلان و چابکسر زیبا…

    از خونه ها، ویلاها و هتل های زیبایی که نوساز و تمیز و شیک و باامکانات عالی بودن و با نشانه ها به سمتشون هدایت میشدم…

    از جنگل و کوهستان ها، از باران و دریا و سواحل زیبا و عالی، از خوراک های عالی طبق قانون سلامتی و رزق و روزی پاک و سالم و بغیرالحساب، از خریدهای عالی و گرفتن هدایا،

    از انسان های خوب و مهربان و صبور و باگذشت و فوق العاده خطه زیبای شمال کشور از گیلان تا مازندران و این بار تا گلستان زیبا ….

    از هدایت ها و حمایت های خداوند در این سفر هرچی بگم کم گفتم،،، از باران های رحمت الهی و غیرمنتظره، هوای خنک و مطبوع و عالی، شب هایی زیبا و پر از سکوت خالص و ناب ِ الهی و مناجات ها و سپاسگزاری ها و اشک هایی که در دلش با خدای مهربانم داشتم،،، صبح هایی که در خنکای هوای صبحگاهی همراه با گوش جان سپردن به فایل های مراقبه، خصوصا مراقبه فراوانی جلسه 9 دوره بینظیر هم جهت با جریان خداوند، پیاده روی های طولانی و لذت بخش در مسیرهای زیبا و سرسبز داشتم…

    بعد به استان مازندران هدایت شدم و همون طور که مدت هاست خودم رو به جریان هدایت سپردم، هدایت میشدم به بهترین اتفاقات، شرایط و انسان ها و مکان ها …

    حتی همون یکی دور روز قبل از سفرم به مازندران، در سایت خبر ازدواج آقا افلاطون عزیز رو متوجه شدم و چون سال 1402 اتفاقی تلفنش رو داشتم و تماسی هم باهاش داشتم ولی خب دیداری اتفاق نیفتاد که کاملا تسلیم هدایت های خداوند هستم

    بعد از تقریبا 2 سال از اون تماس تلفنی، غیر از سایت که پیام تبریک گذاشتم، به محمودآباد که رسیدم و توقف کوتاهی برای استراحت داشتم به دلم افتاد پیامک تبریکی بفرستم و تا راه افتادنم از اونجا پاسخی از ایشون دریافت نکردم و چون مقصدم با نشانه ها و هدایت های خداوند، شهر زیبای بابلسر بود راه افتادم و بعد از گرفتن یه ویلای زیبا و دربست ساحلی، شب پیامی از ایشون دریافت کردم که اگر محموداباد هستم دیداری داشته باشیم، برام جالب بود که قبل از پیام ایشون یه نشونه خیلی واضح دیدم که احتمال دیدار ایشون و همسر عزیزشون بسیار کمه،،، و طبق همون نشونه ها وقتی پیامک ایشون بدستم رسید و گفتن که اگه بشه فرداش دیداری داشته باشیم که من در جواب پیامشون نوشتم خوشحال میشم و اگه قسمت باشه، باهم هماهنگ میشیم.. (اینو کاملا آگاهانه نوشتم چون اون نشانه و حسم میگفت میسر نمیشه)

    دیگه فرداش که روز دوم بود خبری از ایشون نشد… و منم از سفرم لذت میبردم و روز بعد هم صبح زود باید ویلا رو تحویل میدادم و راه افتادم به سمت استان زیبای گلستان که آخرین بار 30 سال پیش رفته بودم و در سفرهام پیش نمی اومد که برم و خیلی دوست داشتم زیبایی هاش رو دوباره ببینم…

    با شروع حرکتم و خروج از بابلسر پیامی به آقا افلاطون عزیز دادم و اینکه بازم قسمت الهی نبود ببینمشون، و ایشون پیام دادن که شرایطی پیش اومده و اتفاقاتی افتاده که نشونه بوده که موقعش نیست برای دیدار … که دقیقا برای منم نشونه اش اومده بود… و همین جا باز هم از دعوت محبت آمیزشون تشکر میکنم که واقعا پسر فوق العاده ای هستن و یکی از بهترین های این سایت و شریک و همراه مسیرشون هم مریم خانم عزیز که مطمئنا به خوبی و دوست داشتنی بودن خودشون هست و براشون آرزوی خوشبختی دارم …

    و باز هم قانون برام مرور شد که همیشه خودم رو به جریان خداوند بسپارم در هر زمینه ای و رها باشم و از زندگی و شرایطی که سر راهم قرار میگیره لذت ببرم و سپاسگزار باشم…

    بالاخره به استان زیبای گلستان رسیدم، و شهر زیبای گرگان، به سرزمین زیبای ِ پدری ِ سعیده جان شهریاری عزیز که حتی وقتی در مسیر از فریدونکنار گذشتم یادش کردم و احساس کردم باید اونجا باشه که بعدا توی کامنت هاش متوجه شدم بله، حسم درست میگفت …

    رفتم گرگان و مقصد باز هم طبق نشانه ها، الهامات و هدایت ها؛ روستای زیبای زیارت بود که آوازه اش رو شنیده بودم و مسیر قشنگش از جنگل ناهارخوران میگذشت که من ناهارم رو کنار رودخونه تو دل جنگل ناهارخوران خوردم و بعد هم زیبایی های روستای زیارت و هدایت شدم به یه ویلای زیبا و ساکت و آروم و صاحبخونه عالی برای 5 شب، روز دوم رفتم امامزاده و بعد آبشار قشنگش که تا آبشار پیاده رفتم که یک ساعت و خورده ای راه بود که خودش یه ماجرای جالبی داره که اگه اینجا بخوام بگم کامنتم دیگه زیادی طولانی میشه… چون کل سفرم پر از نشانه ها، هدایت ها، هماهنگی ها و هم زمانی های خارق العاده و زیبا بود که خودش یه سفرنامه میطلبه برای گفتن ازشون…

    در روز سوم در روستای زیارت بودم که اون ماجرای 12 روزه در ایران اتفاق افتاد،،،

    استادم، توحیدی ترین انسانی که در زندگیم دارم، باید ازتون بابت دوره بینظیر “هم جهت با جریان خداوند” تشکر کنم که زبانم قادر به سپاسگزاری نیست بابت معجزاتی که این دوره برام داشته،،، از معجزات شخصیتی ام، معجزات روزانه ام، معجزات این سفرم…

    توی اون موقعیت و اتفاق، میتونم بگم آرام ترین، تسلیم ترین، مومن ترین و متقی ترین وجه شخصیتی ام رو تونستم در اون آزمایش الهی از خودم نشون بدم که برای خودمم باور نکردنی بود و اینو معجزه ای میدیدم که به عنوان پاداش ِ عمل به آموزه های این دوره الهی برام بوده و هست!

    اون روز که این اتفاق افتاد، من 20 روز بود که در سفر بودم یعنی حدود سه هفته و با آرامش و حال خوب، 5 شب که قصد داشتم همونجا موندم و لذت بردم و ایمانم رو تقویت کردم و به قول بچه ها که توی کامنت هاشون گفته بودن، منم زینب گونه؛ توی اون قضیه جز زیبایی ندیدم، جز خیر ندیدم، جز تقویت باورهای خداگونه ام ندیدم،،،،

    بعد از تعطیلی عید غدیر و 5 شب اقامت فوق العاده برگشتم به سمت مازندران و گیلان در خلوتی و آرامش کل جاده هایی که اومدم در بهترین زمان و کاملا هدایتی 10 شب در بهترین ویلا در رامسر اقامت گرفتم که بهترین روزهای سفرم رو اونجا گذروندم با تجربه هایی فوق العاده و بعد هم 3 شب چابکسر زیبا…

    جالبه که ته دلم و حس هایی که داشتم منو مایل کرد به موندن دوباره در گیلان زیبا و نمیدونید چطور بگم که معجزه وارتر از قبل و هدایتی تر از همیشه دوباره برگشتم به خونه ای که 2 سال و نیم توش زندگی کردم در گیلان زیبا و بعد از 35 روز سفر، قرار موندن 3 ماهه گذاشتم تا اوایل مهر و دوباره شدم ساکن این خطه زیبایی که منو به سمت خودش کشید دوباره…

    و نمیدونم خدا برای بعدش چه زیبایی های دیگه ای برام تدارک دیده،، فعلا که دارم لذت میبرم و از آگاهی های فایل ها و دوره های بینظیر “12 قدم” و “هم جهت با جریان خداوند” خودم رو رشد میدم…

    اصلا همه بچه های این دوره، به جرات گفتن و میگن که چقدر با این دوره بینظیر، توی زندگی هامون رشد داشتیم…

    استاد عزیزم، من رشدم با این دوره تصاعدی بوده،، به گونه ای که جنس اتفاقات زندگیم کاملا این رو نشون میده…

    در یک جمله میگم که: ” آسان شدم برای آسانی ها”

    از مسیری که خدای مهربان خودش بهمون یاد داده توی قرآنش در سوره زیبای لیل، با عمل به چند چیز:

    فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿5﴾

    اما کسی که بخشید (و گذر کرد) و پرهیزکاری پیشه ساخت (5)

    وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿6﴾

    و نیکویی ها را تصدیق و تایید کرد؛ (6)

    فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿7﴾

    پس به زودی او را آسان میکنیم برای آسانی ها (7)

    خدای مهربانم،

    تنها تو را عبادت و بندگی میکنم

    و تنها از تو کمک و یاری میخواهم

    مرا به راه راست و مسیر و مدار درست هدایت کن

    راه و مسیر و مدار کسانی که به آنها نعمت عطا کردی

    نعمت سپاسگزاری و شکرگزار بودن به درگاهت

    نعمت صبار شکور بودن

    خدایا شکرت، خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
    • -
      حمید معدندار گفته:
      مدت عضویت: 1319 روز

      به نام الله هدایتگر

      سلام خانوم وهبی عزیز دوست خوب همفرکانسی

      خیلی سپاسگزار خداوندم که دوستان خوبی در این سایت دارم که انقدر عالی هم جهت شدن با مسیر خداوند و بسیار عااااالی نتیجه گرفتن

      دوست خوبم کامنت تون رو خوندم و سرشار از هدایت و آگاهی بود ، چقدر خوب رها هستین و چه خوب به خدای خود وصل شدید ، خدایی که همواره داره هدایت میکنه به بهترین مسیر ها و بقول خود شما آسان کرده به آسانی ها خدایا صد هزار مرتبه شکرت

      واقعا تحسینتون میکنم بخاطر اینکه خودتون رو سپردید به خدا و هر جا که میگه و الهام میکنه میگید چشم و این اصله

      چقدر خوب زیبایی ها و انسانها رو می‌بینید و چقدر خوب تحسین میکنید و نتیجش هم شده هدایت به بهترین نقاط هدایت به زیباترین مکان‌ها و بهترین آدما

      آفرین به شما ، تحسینتون میکنم

      من عاشق سفر هستم و خیلی کیف کردم که یه خانوم آنقدر توحیدیه و از تنهایی خودش لذت میبره و سفر میکنه به بهترین مکان‌ها اونم با هدایت‌های خداوند

      واقعا لذت بردم از مسیری که دارید طی میکنید

      موید وموفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه پاک گفته:
    مدت عضویت: 623 روز

    سلام استاد عزیزم. استاد واقعا خوشا به سعادتتون خوش به حالتون که انقدر خوشبختین واقعا تحسینتون میکنم چقدر زیبایی چقدر لذت و چقدر شادی چه صحنه های شگفت‌انگیز ی استاد عزیزم واقعا ممنونم از شما که این لذت ها و شادی ها رو با ما به اشتراک می‌گذارید.

    این جهان پر از فراوانی و نعمت و ثروته خدایا شکرت خداجونم.

    چه توت فرنگی های تازه و خوش رنگ و خوشمزه ای چقدر زیباست واقعا بهشته

    خداااا یعتی میشه منم چنین زندگی رو داشته باشم استاد عزیزم ممنونم واقعا سپاسگذارم ک وقت میذارید واز این صحنه های زیبا فیلم میگیرید وبا ما به اشتراک میذارید.خدایا شکرت که به لطف تو خدا جونم و استاد عزیزم همین الان هم من با دیدن این صحنه های شگفت انگیز زندگی استاد عزیزم رو زندگی میکنم‌. اون توت فرنگی های خوش مزه رو لمس میکنم مزه شون احساس میکنم واقعا ممنونم خداااایا شکرررت

    اون سالن رقص واقعا عالی بود پر از شادی و انرژی مثبت و خنده های از ته دل و خوش بختی بود.‌ واقعا کیف کردم شمارو تو آینه دیدم خدا حفظتون کنه استاد.

    خداااا شکرت که منو تو این سایت آوردی

    خدایا شکرت ک من خوشبختم من شادم خدااااا شکرررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام صبحتون زیبای شما بخیر وشادی استاد عزیز وخانم شایسته مهربان

    سلام خدمت خانواده عزیز وتوحیدی خودم امیدوارم که حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    چقدر زیبا و جذاب بود این سریال

    مردم در آرامش وآسایش کامل در کنار هم زندگی میکردن

    من امروز از خداوند خواستم تا بهترین روز زندگی منو برام رقم بزنه

    وبعد از انجام تمرینات جلسه اول دوره روانشناسی 2

    خداوند با همون احساس آرامشی که به هدیه داده فرمود بیام و سری به سایت بزنم واولین چیزی که نظر منو جلب کرد ماشین پیکانتو کیا قرمز رنگ بود که چند وقتی هست تو فکر خریدنش هستم البته خداوند دوتا ماشین درجه یک به من هدیه داده بافضل خودش که بی نهایت سپاسگزارم از الله مهربانم

    استاد من چند وقتی هست اولین جمله ای که از خداوند میخواهم اینه که فرمون زندگی من دست تو خدایا این ماشین واین زندگی منو تو هرجور که میدونی هدایت کن من با این عقل ناقص خودم نمیدونم چیکار کنم تو بگو

    ونمیدونید که چقدر چرخ زندگی منو روان و روان‌تر کرده امروز من بهتر از دیروز و هر روز من بهتر از روز قبل تا وقتی دارم باهاش حرف میزنم وازش کمک میخوام کارای منو به نحو احسن انجام شده دیدم حتی در همین کامنت نوشتن اون گفت بنویسم ومن دارم مینویسم

    واقعا سپاسگزارم از کشف کننده این سرزمین که این مکان‌های زیبا و رویایی رو به وسیله دستان بی نهایت خداوند آباد کرد

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز که این تصاویر زیبا رو گرفتید این منابع عظیم در روی زمین ودر دل زمین

    حرف از بیماری شد حالا متوجه شدم که سلامتی یک مدار هست من باید ببینم کجای باورام ایراد داره که به این مدار وارد بشم یا از مدار سلامتی دور بشم

    کجای شخصیتم ایراد داره که منم مثل شما همیشه سالنم و سر حال باشم

    همیشه اون اوایل که با شما آشنا شدم سپاسگزار خداوند بودم و همیشه به خداوند میگفتم اینو بده اونو بده

    ولی حالا یاد گرفتم از شما که این نگاه من به اون مسئله چه جوری هست چه طور روی خودم کار کنم که وارد مدار ثروت بشم که وارد مدار خوشبختی بشم کجای شخصیتم را اصلاح کنم تا با افراد موفق همنشین بشم

    حتی در بحث قرآن خواندن درس گرفتم که از زوایای مختلف به اون یک صفحه قرآن نگاه کنم حتی حالا به جملات فارسی نگاه نکنم خود کلمه قرآنی رو خداوند به من میگه که این چه معنی داره چون خود قرآن تماما فرکانس هست

    من استا از همون اول به واسطه قرار دادن بین من و خدا باور نداشتم حتی کسی اگه همچین حرفی میزد انگار یک پرده یک احساس بد در من به وجود می‌آمد حتی چند سال پیش توی یک مسافرت بودم و با پدرم یک مسافر بین راهی سوار کردیم ما اون زمان یک مشکل حاد برای من و خانواده ام پیش آمده بود که پدرم درخواست دعا از اون مسافر کرد که برای ما دعا کنه همون لحظه با اینکه قانون رو نمیدونستم یه چیزی که اون خود خداوند بود گفت شرک میورزی از خودم نمیخوای از بنده من میخوای حالا 3سال صبر کن تا بعد مشکلت حل بشه استاد بعد از سه سال دقیقا بعد از سه سال اون مسئله که تو زندگی ما رخ داده بود به راحت ترین شیوه ممکن حل شد یعنی راحت تر از حل این مسئله تا حالا ندیده بودم در زندگی خودم

    میخوام بگم که از ته دل از خداوند درخواست نمی‌کردیم و چشم وذهن من کر کور ولال شده بود تا وقتی که احساس عجز کردم به درگاه پروردگار

    بگذریم که خداوند الان دوسال است که با هدایت هایش چرخ زندگی منو به نحو احسن داره میچرخونه

    به راحتی نعمت‌ها وارد زندگی من می‌شود

    وبه راحتی دارم الهامات خداوند را دریافت میکنم

    وتا وقتی که خودم لایق بدونم خداوند زندگی منو بهشت می‌کند در همین دنیا

    حتی در بیزینس جدیدم اون به من گفت که چه بیزینسی استارت بزنم در حالی که همین کاری که انجام می‌دهم خیلی خوب دارم پول می‌سازم ولی خداوند نمیدونم چه پلنی برای من داره میچینه که گفت وارد یک بیزینس جدید بشم

    من فرمونو دادم دستش

    سپاسگزارم بابت تمام زیبایهاو آگاهی های که در این فایل تصویری به من آموزش دادید هم از خدای وهابم هم از شما استاد عزیز و هم از تمام دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی

    سپاسگزارم بابت طاووس های زیبا و جذاب و همینطور اون طاووس سفید با اون چشمان سیاه که زیبای خداوند رو در این نعمت دیدم

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز. که این چاهای نفت رو از نزدیک به ما نشان دادید منم خیلی دوست داشتم که از نزدیک این چاها رو ببینم سپاسگزارم

    امیدارم به زودی شما رو از نزدیک ملاقات کنم و یک دل سیر باشما هم صحبت بشوم انشالله

    استاد خیلی دلم میخواد که بشینم و ساعتها از دونه دونه نعمتهای این فایل بنویسم ولی از خداوند عذرخواهی میکنم و شما استاد عزیز. چون عقل من تا همین جا میکشه تا سپاسگزار خداوند و دستان مهربان شما باشم

    فعلآ به آغوش گرم پروردگار مسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: