سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250 - صفحه 9

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

366 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیما کشاورز گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همه‌ی دوستان عزیزم

    استاد عزیزم مثالی هست که میگن

    اگر نخوردیم نون گندم،دیدیم دست مردم

    حالا شده جریان من، اگر این زیبایی ها رو از نزدیک ندیدم اما به لطفتون تمام اینها رو از لنز دوربین شما حس کردم و لذت بردم

    چقدر این کشور زیبایی داره

    چقدر پیشرفته هست

    چقدر انسانهای شریف داره

    چقدر طاووس ها قشنگ هستن

    چقدر قدرت خداوند محسوس هست

    وووو

    من برای بار سوم دوره ی مقدس 12 قدم رو شروع کردم اما این بار با همسر جان ، جلسه 3 قدم 1 هستیم

    قرار هست که با باورهای مناسب،فروش در غرفه ها رو داشته باشیم

    من وقتی که خوب ذهنم رو شخم زدم رسیدم به

    توووووحید

    چیزی که من قلبا بهش ایمان نداشتم فقط به زبان بوده

    چندین روز هست که به خودم مرتب میگم چقدر به خداوند ایمان دارم

    چقدر خداوند میتونه کارهام رو ردیف کنه

    چقدر خداوند میتونه قدرتش رو نشون بده

    همین چند تا سوال باعث شد که بفهمم ایمانم به خداوند خیلی کم بوده

    همیشه خودم دست و پا زدم

    همیشه به سختتتتتی به خواسته هام رسیدم

    اما 3 شب پیش اول از خداوند طلب مغفرت کردم بخاطر این همه شرک

    وبعد هم اتمام حجت کردم که من ایمانم رو نشون میدم، من توکل میکنم ،من اعتماد میکنم امااا تو هم همه ی کارها رو ردیف کن به آسانی

    من رو آسان کن واسه آسانی ها

    نمیگم که همین الان ایمانم شده 100 اما به همون اندازه ایی که زیاد شده، نشونه های خوبی دارم میبینم که همین نشونه ها داره ایمانم رو مرتب بیشتر و بیشتر میکنه

    منم مثل شما عادت کردم که بسپارم بخدا و آروم بگیرم تا هدایت بشم به سمت بهترینها

    ولی اینجوری که اگر شما 100 ایمان دارید من تازه کار 30 هستم

    استاد عزیزم دکترای افتخاری به خودم میدم که در مکتب شما شاگردی میکنم، تا آخر عمر

    چون با شما خدا رو شناختم

    راه و رسم زندگی رو آموختم

    این روزها، تضادهایی توی زندگیم هست که بازم آروم هستم

    درس هاش رو یاد میگیرم و به لطف خداوند بهترین نتیجه رو بجا میزارم

    این سری با تمام سری‌های قبل فرق میکنه چون من خداااااا رو دارم.

    انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.

    دوستدار شما :سیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 747 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    من دوسه روزه اومدم باویانا خونه مامانم کلی خوش گذروندیم .الان برگشتیم خونه خودم تهران. چقدراین طاوس ها خوشگلن وقتی دم خودشونو بازمیکنن ، منم عاشق چیدن میوه سر زمین کشاورزی هستم مخصوصا توت فرنگی که با نور افتاب پرورش دادن شیرین تره .

    خیلی تصاویرباحال وزیبایی بود . تو ورزشها فقط پیاده روی دوستدارم رقص عربی خیلی دوستدارم یادبگیرم توباشگاه خانمها عربی میرقصیدن .قشنگترین رقص همون عربی هست .

    استادگفتی نتونستی همراهیشون کنی چون رقص سختیه خیلی باید تمرین کنیم تا بشه عربی رقصید واقعا هرجامیرم که خیلی منطقه به دلم میشینه ازرودخانه سرسبزی و حیوانات زیبایی که داره مردم خوبی که داره منم خیلی انگیزه میگیرم یک ویلا تواون منطقه بخرم که بیام یک هفته باویانا وعزیزم بمونم .سه روز تا یک هفته منویانا هرجا میریم سیرمیشیم بیشترهم باشه که بهتر.

    خیلی خوبه تصاویرقبلی رو باصدای الان ضبط کردی نشون میدی .

    وااااااااای منم هوس کباب وکله پاچه کردم برم بخررررررررررررم .

    من جنبه کباب وکله پاچه روندارم. همه چی رو اراده نخوردن ورژیمو دارم .به غیرازکباب وکله پاچه

    خیلی وقته هوس مسافرت کردم ببینم کی قسمت منو ویانا میشه ماهم بریم شمال .

    شهرتم چقدرمحاسن داره بچه ها پیدات میکنن ومیبرن شمارو ویلاشون وباهم میگین میخندین خیلی خوبه . توفایلهای قبلی تعریف کردی من فکر کردم رویاپردازی کردی که جذب کنی درآینده .بعد دیدم بابچه ها کباب درست کردی دیدم واقعا بچه ها دورشماجمع شدن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    آسیه رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 2625 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به وجود مبارک و پربرکت و ارزشمندتون

    استاد دلم میخواست همینجوری تا ساعت ها بشینم و فقط ببینم سفر به دور آمریکا و این دورهمی هاتون رو تموم که شد گفتم چرااااااااااا بیشتر میخوام و ندا اومد که 249 قسمت دیگه رو سایت هست و میتونی دوباره و سه باره ببینی که اطاعت کردم .

    استاد وقتی برای دومین بار این داستان دوستتون که به سرطان مبتلا شدن و شما خواستید کمک کنید و مقاومت داشتن منو یاد وقتی انداخت که خودم اوایل لانچ دوره قانون سلامتی بود که خودمم استارت زده بودم و میخواستم به زور به داداشم که به بیماری ام اس مبتلا هست بقبولونم که بیا و از این شیوه استفاده کن که هیچ فایده ای نداشت اینهمه اصرارهای من به کنار ، من رو داشتن سیت میکردند و دلیل میوردن که اگر برنج نخوری موهات میریزه و صورتت لاغر میشه و یادمه یه بار فقط عین حرف شما رو بهشون زدم که ؛

    “اگر صورتم لاغر میشه و از نظر شما زشت میشم این نظر و‌نکاه شماست و برید سرتون رو بکوبونید به دیوار”

    که وقتی اینجور جواب دادم گفتن بهم دختره چه گردنکش شده ( دروغ گفتم ، بهم گفتن ؛ سلیطه ، نمیشه باهاش حرف زد )

    استاد عزیزم دقیقا درست میفرمایید ، این باور شفاعت و واسطه تو همه ی ادیان و مذاهب و افراد ریشه داره و تو هر دینی به شیوه خودشون

    بنده یه پسردایی دارم که اموزش پرورش شهرستان میناب اونم یکی از مناطق دورافتاده میناب قبول شده و یکسالی اونجا تدریس کرد و دیگه نتونست ، مرخصی بدون حقوق گرفت و برگشت شمال تا توی این مدت کسی رو بتونه پیدا کنه که انتقالی بگیره برای شمال و اینمدت زندایی من از هیچ نذر و سفره و ائمه اطهاری نگذشته بود که متوسل بشه به قول خودش ، یه بار بهش گفتم به خدای این امام ها و امامزاده ها گفتی ، گفتم خب مستقیم برو در خونه خودش که دقیقا بقول شما همین حرف های نخ نما و کلیشه ای که « ما گناهکاریم و خداوند این افراد رو بواسطه پاک بودنشون منزه قرار داد تا واسطه ی بین ما و خودش باشه » و دیگه اصلا نرفتم تو فاز بحث کردن و متقاعد کردن و ایه و دلیل آوردن براش و حرف شما رو آویزه گوشم قرار دادم که با کسی وارد میدون بحث و مجادله و متقاعد کردن نرم ، چون باز بقول خودتون ما هنوز انقد به قانون مسلط نیستیم که بتونیم اونا رو قانع کنیم و در نهایت بازنده این مکالمه خودمون‌میشیم .

    وای که این شهر و این ایالت و این کشور چقدر زیباست و چقدر فراوونی از همه جاش میباره

    چقدر قابل تحسین و ستایش هست

    خدایا شکر که میتونیم با استفاده از اینترنتی که داریم با استفاده از موبایلی که در اختیارمون هست ، با استفاده از چشم های زیبایی که داریم ؛ این سفرنامه های زیبا و این فایل های ارزشمند رو ببینیم .

    وقتی اون دستگاه های حفر نفت از زمین رو دیدم و اونجا که گفتید نعمت های خداوند چه در زمین و چه در زیر زمین هست ، و البته که چه در آسمان ؛ یاد این آیه افتادم : خداوند روزی مورچه در دل خاک و پرنده در آسمان را میدهد

    ای خدا این طاووس ها چقدر قشنگن اخه ، اونجا طاووس دارید ما اینجا یاکریم داریم تا دلتون بخواد ، بهرحال یاکریم هم پرنده س دیگه ، همین یاکریم ها رو میبینیم ذوق میکنیم یه روزی هم میاد که مثله شما طاووس میبینیم استاد جان جانانم :-)

    استاد بازم از این فایل های سفر به دور امریکای قشنگم رو بذارید تا ما عشق کنیم و زودتر روی ماه خانم شایسته نازنین هم ببینیم اخه بدجور دلمون تنگ شده براشون .

    استاد الهی که خداوند شما رو برای ما حفظ کنه و همگی در پناه پروردگار همیشه مهربان و آمرزنده و روزی دهنده باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    یاسمن زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2726 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و هم خانواده ای های نازنین،

    امیدوارم که همگی عالی باشید

    استاد جان چقدر خوب شد که قلبتون بهتون گفت بیاین سمت LA و نه آریزونا،

    چقدر خوشحالم که من هم یکی از اتفاقات این سفر شما بودم و شما رو دیدم،

    چقدر ذوق کردم وقتی مناظری از Orange County رو نشون دادین، همونجایی که من زندگی میکنم،

    خدا رو شکر میکنم که این اتفاق قشنگ توی زندگی من رقم خورد و چقدر اون روز که شما رو دیدم برام خاطره انگیز شد…

    =======================================

    امروز ما عازم Yosemite Park هستیم :)

    استادجان به لطف فایل های سفر به دور آمریکا، من با خیلی از نشنال و استیت پارک های آمریکا آشنا شدم و باعث شد که وارد تجربه ی زندگیم بشه…

    دیشب یک مکالمه ای با یک دوستی داشتم که باعث شد دوباره برام یادآوری بشه از کجا به کجا رسیدم و خدا رو بی نهایت شکر کردم…

    الان باید برم وسایل سفر رو آماده کنم :)

    عاشقتونم استاد جان (قلب ها)

    همگی در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 65 رای:
  5. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 958 روز

    بنام خداى فراوانى ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد چه سفرى داشتی ، بازم ویدیو بزار از سفرت ، چیزهایى میبینم که خیلى جالب و جدیده تو هیچ ولاگى ندیده بودم مثلا همین طاووس ها

    یادمه یه منطقه بود رفته بودین مربوط به کوبایى ها بود اونجا تو خیابونا مرغ و خروس زندگى مى کرد

    اینجا طاووس

    احتمالا کانون توجه و تحسین اون موقع ها شما رو به این قسمت و طاووس ها رسوندد

    فکر کن تو خیابون محله ات رد میشى و طاووس از کنارت رد بشه یعنى طاووس ها

    به صورت وحشی خودشون تخم بزارن و پرورش پیدا کنن

    استاد یه چیزهایی رو تو زندگى شما تحسین کردم ناخوداگاه که برام اتفاق افتاده خودم تعجب میکنم منظورم جزئیات هست

    واقعا تکامل بخواتیم نگاه کنیم چقد سفر به دور امریکا از قسمت اول تا الان تغییر کرده و چقد حس و حال و زیبایی هاى این قسمت هاى اخر عجیب غریب و متفاوت بود ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زهرا برزگر گفته:
    مدت عضویت: 1521 روز

    سلام استاد عزیزم.چقدر این فایل لذت بخش بود.دیدن صحنه های زیبای مزرعه اون صخره های زیبای کنار دریا چقدر زیبا بود شهری که پر از طاووس بود و همه انقدر در صلح ارامش هستن که این پرنده ها با ارامش کنارشون زندگی میکنن و این صحنه های زیبا رو خلق میکنن .درباره قسمت هدایت چقدر درست دقیق گفتین که به صدای قلبتون گوش بدین. حالا قبل این فایل داشتم سریال زندگی در بهشت قسمت 116 رو رو نگاه میکردم که داشتین میگفتین که به ایده هایی که الهام میشه گوش بدین انجام بدین حتی اگر به نتیجه دلخواهتون نرسین چون کلی تجربه جدید بدست میارین .و دقیقا همون چیزی بود ک منم اخیرا انجامش میدم خیلی بیشتر از قبل نتایج برام بی نهایت لذت بخشه . وقتی به صدای خدا گوش بدیم خدا همیشه بهترین راه ها رو برامون ایجاد میکنه . چقدر دقیق بود من وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم یادم میاد تمام لحظه هایی که به الهامات و هدایت های الله گوش کردم راه برام هموار شد .الان من بعد مدتها یک شغل جدید به شکل معجزه اسا پیدا کردم .نگم براتون ک چقدر ادم هایی که باهاشون کار میکنم انسان های شریف *مهربون^ و درست کارند چقدر در حرفه خودشون با تجربه کار بلد هستن .خلاصه ک با عشق و لذت میام سرکار و چقدررررررچیزای جدید با جزیات بیشتر دارم یاد میگیرم ازشون یعنی خودشون میان و با علاقه تجربیاتشونو با من به اشتراک میذارن و بهم میگن یاد بگیر که همه جای زندگی به دردت میخوره . چقدر من خدارو سپاس گذارم بابت این تحربه عالی . استاد مدتها بود دوست داشتم کار با لب تاپ و کامپیوتر بلد باشم و هیچ وقت فرصتش نشد واما الان سرکارم همکارم گفت میتونم از لب تاپ مغازه استفاده کنم و منم هر روز یه چیز جدید یاد میگیرم و چقدر خوشحال و شاکرم بابت این موضوع و الانم کامنتی ک دارم میذارم اولین کامنت من با لبتاپ هست چقدر من ذئقیم الان استاد باورتون نمیشه .حالا این شغل الانم اصلا برنامه براش نداشتم و خیلییییی اتفاقی و یهویی زمانی ک امید به درست شدن راهم و هدایت خدا د دلم بود سر راهم اومد زمانی بود ک به بالای 20 تا شغل مصاحبه و درخواست دادم و دیگه داشتم نا امید میشدم ک ته قلبم صدایی میگفت بیا تا تهش اعتماد کنیم به خدایی ک بارها منو هدایت کرد همیشه خدا پاسخ میده اگر ما بهش ایمان داشته باشیم و حرکت کنیم اگر بذاریم خدا بگه بهمون اگر قلبمونو با خداهم جهت کنیم و به ایده هامون بها بدیم . من از اول هدفم این شغل نبود ولی وقتی واردش شدم فهمیدم یک قسمتی از مسیریه که باید برم باید انجامش بدم و از تک تک لحظه هاش لذت ببرم ونشونش این بود که همه چیز درسته و من ارومم حسم خوبه با عشق کار میکنم . اینم ناگفته نمونه انقدر مقاومت های مختلف راجب رفتار ها شرایط برام ایجاد میشه ولی من اگاهانه اگاهانه تلاش میکنم فقط روی نقاط قوت تمرکز کنم چون میدونم از جنس همون بیشتر وارد زندگیم میشه و خیلیم راضیم و میدونم ک قراره به لطف الله عالی ترم بشه . بعد دیدن فایل ها یه حسی بهم گفت بیام و اینارو بنویسم برای خودم تا اینجا داشته باشمشون . و یادم باشه ک من باید هدفم روی مهارت هام . تمرکزم روی نکات مثبت باشه .ایمان داشته باشم به خدای خودم و توانایی هام [اینو خیلی عمیق تازیگیا متوجه شدم که به محض نا امید شدنمون ما از بین میریم، روح و جسمم ن و تمام خواسته هامون میمیره ،نا امیدی از شرایط عالی زندگی نا امید یاز درست شدن کار ها، نا امیدی از خدا ما وبه کام مرگ میکشونه.) یاد گرفتم ک سعی کنم در هر شرایطی هر چقدر متفاوت امید خودمو از خدا از دست ندم و حرکت کنم و امید داشته باشم همه جیز عالی میشه چون خدا حامی منه اگر من بخوام ازش و تسلیمش باشم و حرکت کنم.

    خیلی دوستون دارم استاد جون عاشقت نم هم شما و هم مریم جونم و هم دوستای گلم، مواظب خودتون باشید ️:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    رضوان یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 2555 روز

    به نام خدای هدایتگر به سمت خیر و خوبی و نعمات بی پایان الهی

    سلااااااااااااااااااااام به رهروان حقیقت و راستی سلام به راهبر این قافله و عزیز دلش

    در این قسمت تصمیم گرفتم اول بدون صدا تا آنجا که می‌توانم از زیبایی که می بینم بنویسم بعد با صدا فایل رو ببینم. خیلی وقت بود که برای فایل تمرکز بر نکات مثبت ننوشته بودم

    اولین چیزی که در تصویر توجه ام را جلب کرد تنوع ماشین ها که بود که اسم هیچکدام رو نمیدونستم و تنها کسی که اومد تو ذهنم برای تحلیل این ماشین های خفن، حمید امیری عزیز بود که بیاد دل و روده ماشین و سال ساخت و شجرنامه ابا و اجدادشان رو دربیاره.

    این هم نمود فراوانی و ثروت است که میشه در شهری زندگی کنی که همه ماشین ها مدل بالا و به روز باشند.

    دوم: دیدن سازه پل غول پیکر، که اتوبان یک طرفه بسیار بزرگ و حیرت انگیز است. واقعا دیدن این سازه به این عظمت که توسط انسان نحیف الجثه ساخته شده، چیزی جز خالق بودن بشر رو نمی رسونه. واقعا ما موجوداتی عجیب هستیم که فکر کنم هنوز یک میلیاردم از توانایی هایمان رو هم کشف نکرده ایم.

    عظمت این سازه مرا کنجکاو کرد که یه سرچی در گوگل کنم و نتیجه واقعا شگفت انگیز است.

    پل خلیج سانفرانسیسکو-اوکلند که به‌طور محلی با نام پل خلیج (Bay Bridge) شناخته شده است.

    یک پل معلق دو عرشه‌ای در سانفرانسیسکوی آمریکاست که اوکلند و مرکز سانفرانسیسکو را به هم متصل می‌کند.

    بی بریج در 12 نوامبر 1936 گشایش یافت، و یکی از بزرگترین دهانه‌های دنیا را دارد. این پل دو دهانه شرقی و غربی دارد و طول کلی آن 7،18 کیلومتر است. عرض این پل با داشتن 5 مسیر حرکت 17،5 متر می‌باشد.

    این پل روزانه 270 هزار وسیله نقلیه را روی دو عرشه خود جابجا می‌کند. اتومبیل‌ها در عرشه بالایی از شرق به غرب و در عرشه زیرین از غرب به شرق حرکت می‌کنند.

    (اول که مسیر ماشین ها را دیدم یک طرفه است، با خودم گفتم پس برگشت، از کجاست؟ یعنی یه پل دیگه برای برگشت زدن، بعد فهمیدم این پل دو طبقه است.)

    سوم: تعداد زیاد برج ها و آسمان خراش های عظیم در این شهر که یکی از شهرهای پر جمعیت ایالت کالیفرنیا است. و باز فراوانی و فراوانی خانه و مسکن.

    از اون آسمان خراش ها رسیدیم به خانه های ویلایی بسیار زیبا و قشنگ، که صحنه هایی از ویلاهای شمال رو تداعی می کرد.

    و باز هم از اون ویلاها رسیدیم به طبیعت بکر همراه با فورد150 زیبامون.

    وای خدای من چه طبیعت زیبا و شگفت انگیزی!!!

    و جاده ای که دو طرف پر از درخت که فایل های قبلی سفرنامه رو در ذهنم تداعی می کرد.

    دریااااااااا عشق من، چه زیباست. و ورزش هیجان انگیز کایت سواری، منم دوست دارم این ورزش هیجان انگیز رو یاد بگیریم.

    حکایت کایت سوارها، حکایت ادامه دادن و صبر کردن است. برخلاف جریان آب دست می‌زنند و جلو می‌روند تا موجی بیایید و سوار بر موج شوند.

    اون پسر که خودش روی آب رها کرد، چه حس خوبی داره.من که تجربه شنا در دریا رو ندارم، ولی تو استخر بعضی وقتها همین کار رو می کنم انگار سبک و رها خودت رو به آغوش آب می اندازی و اون همچون مادری تو را در آغوش می گیره.

    مردمانی شاد، در کنار هم نشسته اند و از این همه زیبایی لذت می برند. از پوشش مردم مشخص هوا یکم سرد است. ولی این سردی رو افرادی نشان دادن که یکجا نشستن و حرکتی نمی کنند، آنها که در تکاپو هستند با لباس راحت تری هستند. وقتی که بهمن ماه سال گذشته برای اولین بار رفتم برف بازی، تجربه این رو داشتم که تا وقتی سرگرم بازی بودیم اصلا متوجه سردی هوا نمیشدیم، ولی کافی بود یه ده دقیقه بی حرکت بمونیم، آنوقت بود که از سرما به خودمون می لرزیدم، و این در زندگی ما هم هست، تا وقتی در حال تکاپو و رشد خودمان هستیم، متوجه مسائل و مشکلات نمی‌شویم یا بهتر بگم تاثیری در ما ندارند، ولی اگه متوقف بشیم و ادامه ندیم، زیر بار مسائل و مشکلات کمر خم می کنیم و چه بسا ما را از پا در بیاورد.

    از دریا رسیدیم به مزرعه توت فرنگی. من تا حالا از نزدیک مزرعه توت فرنگی ندیدم. با وجود اینکه یه روستایی هست به اسم درونک که توت فرنگی اون معروفه و یکساعتی ما هست، و جای بسیار زیبا و دیدنی است. ولی تا حالا نرفتیم. دهنم آب افتاد. چقدر تازه و خوشمزه به نظر میرسن. تجربه چیدن محصولات بر لذت و خوشمزگی اون محصول می افزاید.

    وووووو این همه الاکنگ برای چی هست نمیدونم. ولی چقدر زیاد!!!

    برای برطرف کردن حس کنجکاوی عکس از صفحه گرفتم و سرچ گوگل زدم، دیدم مربوط به ذخایر نفتی است.

    .

    طاووس زیبا که ادبیات شعر ما یا در مدح یا مزمت این پرنده زیبا پر است. این مدل طاووس به هندی معروف است. دیدن این طاووس مرا به باغ پرندگان اصفهان برد که برای اولین بار طاووس رو از نزدیک دیدیم. انواع و اقسام پرندگان بود و طاووس و طوطی بیشتر به چشم می آمدند. ما برای رفع خستگی داخل آلاچیق نشسته بودیم که یه طاووس سفید اومد سمت مون ، بیشتر شبیه عروس بود، آنقدر با ناز و خرامان راه می رفت. یادش به خیر.

    واااااااااای خدای من یه طاووس سفید!!! چقدر زیباست. خدایا شکررررررررت.

    آخ جون آموزش رقص، یه مدت کلاس زومبا می رفتم، خیلی خوب بود ولی متاسفانه بدنم زیاد انعطاف نداشت و نمی تونستم با بقیه هماهنگ بشمبرا همین دیگه ادامه ندادم.استاد من بیشتر تو آینه دنبال شما می گشتم که دیدمتون. از همه خوشتیپ تر و اندامی زیبا تر داشتید.

    از وسط شهر رفتیم،به بام شهر با ویوی دریا، چقدر زیباست، مخصوصا موقع طلوع و غروب خورشید.

    ای داد من این طاووس که پرهاش کنده شد. وقتی داشتم در مورد طاووس مطلب میخوندم به یه شعر از مولانا رسیدم از مثنوی معنوی دفتر پنجم بخش 26.

    .

    اوففففف کباب کوبیده و جوجه، پایه ثابت مهمانی و پارتی و پکنیک ایرانی ها. کله پاچه،از ظاهرش مشخصه بسیار خوشمزه باشه. متاسفانه همسر و فرزندانم کله پاچه نمیخورن، منم دیر به دیر که خونه برادر همسرم درست می‌کنند برام میارن، یواشکی بخورم که بقیه متوجه نشن، خوششون نمیاد.

    .

    آنچه که نوشتم فقط با دیدن تصاویر بود. الان میخوام تصاویر رو با صدای دلنشین استاد بشنوم و ببینم چه آگاهی های نابی رو گفتن، بزن بریم.

    نکات مهم فایل صوتی:

    • شروع سفر با الهام درونی و هدایت الهی

    • بدون برنامه قبلی حس قوی برای سفر کردن.

    • همزمانی با خبر بیماری یک دوست → نیت برای کمک.

    • اعتماد به هدایت خداوند در مسیر.

    • شرکت در مدیتیشن ریتریت:

    • تجربه‌ی خوب ولی مقاومت در برابر پرستش اساتید و مجسمه‌ها.

    • انتخابِ سپاسگزاری مستقیم از خدا.

    • حرکت از ساکرامنتو → سان‌فرانسیسکو → جاده‌ی معروف ساحلی Highway 1 تا لس‌آنجلس.

    • مناظر فوق‌العاده کنار اقیانوس آرام.

    • اتفاقات خاص و هدایت‌های الهی در مسیر

    • شرکت در مراسم سالیانه مدیتیشن.

    • دیدار با افراد فوق‌العاده.

    • تجربه‌های غیرمنتظره مثل کمک به گوت لیدی، چیدن توت‌فرنگی، دیدن طبیعت و مزارع نفت و کشاورزی.

    • تجربه در لس‌آنجلس

    • مقاومت اولیه در برابر شهر بزرگ ولی در نهایت هدایت به سمت آن.

    • دیدار دوستان جدید و قدیمی → فضای پر از عشق و مهربانی.

    • محله‌ی طاووس‌ها (دیدن طاووس‌های آزاد، حتی یک طاووس سفید).

    • خاک حاصلخیز کالیفرنیا و تنوع میوه‌ها.

    • شرکت در کلاس رقص.

    • مهمانی‌ها، کباب‌ها و حتی کله‌پاچه!

    پ ن:

    اعتماد به هدایت خداوند = دریافت فرصت‌ها و اتفاقات غیرمنتظره.

    پذیرش و رها بودن، باعث آرامش و لذت بیشتر در زندگی می‌شود.

    سفر به عنوان نمادی از رشد، پیشرفت و ارتباط با انسان‌ها و طبیعت.

    .

    .

    .

    .

    استاد یه دنیا سپاس برای به اشتراک گذاری که این فایل ها که کلی درس و آگاهی و تجربه به ما می‌دهد.

    ان شاءالله بصورت نور رب العالمین به سمتت برگرد و روز به روز چشمه های حکمت از قلب شما بر زبان شما جاری شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
    • -
      جواد یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 3066 روز

      سلام بر خواهر راه دورمان خانم رضوان

      خانم رضوان من را پرروندین توی مثنوی معنوی

      چقدر جالبه این شعر طاووس

      ممنون که اینجا هینت دادین همون اشاره کردین خودمون البته فکر کنم

      رفتم سرچیدمش

      الله اکبر

      میدونین ، من یه زمانی یه مقاومتی با مولانا داشتم نمدونم چرا ولی شاید سر باورهای مسخره مذهبی

      بابا به مذهب یارو چکار داری خب

      تو زمن راه راست رفتن خواه

      اما خیلی وقته دیگه ندارم

      خدا را شکر

      اما رفتم توی امام گوگل سرچش کردم بعد خوندن تفاسیر رو که میخوندم البته که اصل موضوع رو گرفتم اما گفتم شاید مطلبی این وسطا بوده من نفهمیدم

      دیدم طرف اومده کلا از اونور شعر رو معنی کرده

      گفته انسان برای رسیدن به حق باید مثل طاووس از همه پر و بالاش بگذره

      حضرت مولانا اومد وسط در جواب گفت: ها؟

      گفت دکتر باید از خویشت گذشت

      تا رهانی خویشتن از هر پلشت

      پرّ خود را بر کن و دور افکنش

      تا ببینی چهره ی نور افکنش

      تا که باشد پر و بالت در میان

      عمر خود را کرده ای هر دم زیان

      گشت ظاهر حضرت ملای روم

      گفت دکتر پس فتادی تو ز بوم

      من که منظورم چنین بی ره نبود

      ذهن تو اینگونه تفسیرش نمود

      اتفاقا گفتمش حیوان مکن

      پر خود در باد سرگردان مکن

      ناز بیش از حد تورا بیمزگیست

      فکر کردی این سزای عاشقیست

      چهار پر گر حضرت خالق گذاشت

      راه حق را در پر و بالت نگاشت

      ای بسا سالک که از پرهای تو

      راه رفتن خرامانهای تو

      راهشان را یافتند و حق شدند

      دست یابیدند بر قصر بلند

      گفت رضوان خانم از تو بس سپاس

      کین چنین کردی اشارت بر اساس

      یوسفی گر شعر اینجا مینوشت

      یوسف مصریست چاهش سرنوشت

      دید در تاریکی مطلق طناب

      خود رهانید اینچنین از اضطراب

      چون به بیرون آمدش شد داستان

      ور نه در چاهش نبود این بوستان

      تا ته چاهی نیابی ره به یار

      از خدا بطلب که سیاره بیار

      لطف حق گر نبوَدَش یاور به چاه

      تاقیامت همچو ذالنون کرد آه

      لیک ذالنون دست بر الله زد

      بانگ یارب یارب اندر چاه زد

      گفت رب را غیر پاکی کی سزد

      ظلم کردم ظلم ، بادت کی وزد؟

      تا که ماهی را به ساحل آورَد

      تیغ کوسه اندرونش را دَرَد

      هست ماهی، تیرگی های درون

      هر که در آن گیر شد گردد غبون

      تا ابد محکوم در آن وادی است لطف حقش چاره آزادی است

      هر که این فهمید و دستش شد دراز

      میرسد آن لحظه ریسمان از فراز

      کرد طاووس هنگ از این شعر جواد

      گفت یارب گر مرا بردی ز یاد

      من غلط کردم که کندم پر خویش

      کردم اینگونه دل شاعر به ریش

      بعد از این دستم به پرها کی زنم

      نرمه پرهای اضافی کی کنم

      ول کن اینک پرّ ما را یوسفی

      دست وردار از سر ما یوسفی

      یک غلط کردیم و پر کندیم ما

      ای خدا ، یارب شکر خوردیم ما

      ول کن ما نیست شاعر ای خدا

      کاش جای پر سرم میشد جدا

      این سخن چون گفت فرمودش خدای

      که ای تو طاووس قشنگ زشت پای

      قول ده دیگر نچینی پر خویش

      کین چنین از دست دادی فر خویش

      گفت مردانه دهم قول ای خدای

      هیچوقت از سیستمت نشْوم جدای

      خواهرم رضوان بکن شکر خدای

      بابت هر چیز داری در سرای

      والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 953 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🌸

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    نمیدونم چی بنویسم.

    از صبح یه حالیم.

    موقعی که صبح این فایل رو گوش میدادم

    تا الان بعدازظهره اشک میریزم به ناخودآگاه.

    انگار یه درکی دیگه ای این روزا گرفتم.

    و همه اون روزای گذشته منو به این نقطه رسونده

    که کمی خدارو بیشتر بشناسم.

    مشکل من هست که به خزه‌ها چسبیدم.

    و هنوز خودمو رها نکردم.

    و به جریان این نیرو نسپردم.

    و قطعا همینطوره.

    تفاوت در کیفیت زندگی هم همینه

    که یا خزه‌های زندگی رو گرفتی.

    یا خودتو رها کردی.

    خداروشکر

    و خوشحالم که روزگاری زندگی میکنم که هدایت شدم.

    که این فایل‌ها رو ببینم و این مطالب رو درک کنم.

    و با عقل محدودم فکر کنم و درونم چه خبره.

    هیچ چیزی اتفاقی نیست.

    دیدن این فایل‌ها همون هدایتی هست.

    و همون نشونه‌ای هست که نیاز الان ماست.

    و میتونیم ازش برداشت کنیم.

    استاد پلن‌ها رو خدا میچینه.

    و ما دلیلش رو نمیدونیم.

    شما یه استراحتی در این مدیتیشن تنفسی داشتی.

    و اون اندازه نیازت رو برداشتی.

    و ما هم همون اندازه فهممون از هر قسمت برمیداریم.

    تو این فایل گفتین که اینجا از این مجسمه‌ها و اساتید معنوی خودشون رو شفیع قرار میدادن.

    یعنی همون شرک و بت‌پرستی که در وجود همه ما و من هست.

    و یادم اومد اون زمانی که فایل از این دهکده گذاشتین.

    و یک عکس دسته‌جمعی گرفتین.

    و یه فیلم از آواز خوندن و حلقه زدن گرفتین.

    و به خودم همون موقع گفتم سعید جمعی نشان از درستی نیست.

    چون به این افراد نگاه کردم.

    و باز به چند سال قبل برگشتم.

    زمانی منم همچین گروه‌هایی بودم.

    به ظاهر برای هدفی دور هم جمع بودیم و شاد بودیم.

    اما بارها به این فکر کردم من وسط این آدم‌ها چکار میکنم؟

    من هیچ سنخیتی باهاشون ندارم

    انگار یه ناهمگونی بود.

    و دقیقا این هست که شما متعلق به این جمع نبودی.

    استاد ببخشید شاید در ظاهر این آدم‌ها بخندن.

    اما از درون حالشون خوب نیست.

    و اینو از فرکانس و احوالاتشون میشه فهمید.

    و این اتفاقی بود که برای ما درس داره.

    و شما به راحتی به سمت گوت لیدی هدایت شدی.

    جایی که از بقیه دور بود.

    این نظر من بود.

    و من هیچ ادعایی در پاک بودن و شرک نداشتن ندارم.

    همه کیفیت زندگی به مرز بین توحید و شرک برمیگرده.

    و من بیشتر خودم رو مخاطب میدونم

    استاد از خاک کالیفرنیا گفتین.

    منم از فراوانی بگم.

    خداروشکر واقعا این دنیا پر از فراوانی هست.

    نه فقط در امریکا.

    در همه جای دنیا.

    مستندی چند وقت پیش دیدم.

    حتی توی بیابان خشک از دل زمین قنات میزدن.

    و زیر سطح زمین پر از آب بود.

    و گفتم خدایا چقدر زیر زمین آب هست.

    حتی توی بیابون که انگار هیچی نیست.

    یا اینکه چقدر اطرافمون با نیروی برق روشن شده.

    و از کنارش کولر و اینترنت و تلفن و.. هست

    چقدر فروشگاه و مرکز خرید جدید داره باز میشه.

    و این همه گوشت و میوه و تنقلات میارن.

    مگه چقدر وجود داره؟

    و واقعا تو همین خیابون که ما هستیم، خیلی فروشگاه زیاده.

    حالا تو بحث شهر و کشور بماند، مگه چقدر محصول تولید میشه؟

    یا زیاد لباس فروشی و ابزار و کافه و .. زیاد شده

    بسیار انواع ماشین‌ها و موتورهای سرعتی زیاد شدن

    آهن در همین خونه و ماشین و تیرک ها و ..بکار رفته

    و واقعا منبع نامحدود

    در هر 24 ساعت

    نزدیک 2000 نفر ثروتمند میشن

    قبلنا میگفتن طرف میلیونره.

    الان میگن میلیاردره.

    ترلیاردره.

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    فرشته رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    به نام خدای مهربان سلام سلام ب استادم سلام ب مریم جانم و سلام ب تمامی دوستانم این فایل خیلی خوب اول صبح جمعه خیلی انرژی داد چندین بار دیدمش و خودم رو در این مسیر احساس کردم ی سوال طاوس ها صاحب نداشت یعنی تو محله ول بودند بهرحال خیلی لذت بردم و حال دلم خیلی خوب شد از استاد جان بابت این تصاویر تشکر میکنم وب خودم افتخار میدم ک در مسیر دیدن زیبایها هستم خدایا شکرت بابت این همه زیبایها و فراوانیها خدایا شکرت بابت لحظهای قشنگی ک با این تصاویر سپری شد همه ی قسمتهای ک نشان دادید فوق العاده بودند بازم استاد جان ازت سپاسگزارم ب امید دیدار در فلوریدای آمریکا فرشته رحیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 549 روز

    به نام خدای مهربانم

    خدااایی که خالق این همه زیبایی هاست

    سلام و درود به قلب سلیم و پاکت استاد

    به چقدر این فایل لذت بخش بود

    سرشار از فراوانی ها

    سرشار از پیشرفت و آسان شدن کارها

    سرشار از زیبایی ها

    سرشار از عشق و مهربانی و دورهم بودن ها

    چقدر هدایت الله قشنگه استاد خدا رارشکر خدا را شکر که هدایت شدید به سمت لس آنجلس و مقاومت خودتون را رها کردید و تسلیم امر الهی شدید و سفرتون سرشار از مکان هاای عالی شرایط عالی اتفاقات عالی و زیبایی های منحصر به فرد بود

    چقدر زیبا شکر و سپاس خدا را به جا اوردید بابت نعمت های فراوان داخل زمین و روی زمین

    استاد جان تحسینتون میکنم بابت آزادی و اعتماد به نفستون

    من عاااااشق رقص و موزیک عربی ام اما زیاد بلد نیستم

    خیلی لذت بردم از این قسمت و موزیکش و اینکه چقدر آزادی به راحتی با افکاری زیبا و توحیدی وارد جایی بشید که همه خانوم هستند و اصلا هیج ایرادی نداره و ذهنها سرشار از پاکی و درستکاری

    ااای جااانم تا حالا نشنیده بودم شهری هست که طاووس ها به راحتی و آزادانه با انسان ها زندگی میکنند

    خداییش خروس و مرغ و اردک و غاز دیده بودم اما طاووس نه

    خیلی لذت بخش بود

    و اینکه استاد منم عااشق کباب و دورهمی و شادی هستم چقدر خوبه با انسان هاااای شاد کنار هم باشیم

    ان شاالله بیایی ایران دعوتت کنم یه شیشلیک عالی از گوشت گوسفندا قوچان برات درست کنم ببین چه کیفی داره

    استاد دلما بردی با اون کله پاچه آخ که چقده من عاااااشق کله پاچه هستم قبلا اصلا دوست نداشتم اما الان عااااشقشم

    استاد جان ممنون فایل بینظیری بود ممنون که ما را هم با خودتون در مسیر الهیت شریک میکنی

    خدا را شکر که همیشه بهترین ها را برامون میخواد

    عاااشقتونم

    در پناه یگانه الله همواره شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: