سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3733 روز

    سلام وهزاران سلام

    واقعا این قسمت خودش یک دوره بود

    سپاس سپاس مریم عزیز . کلماتت وسخنانت وفیلمبرداریت به نظر من ، بوی خدا میدهد

    مریم خواهر خوبم ، شما آیینه ی تمام عیار این خانواده هستید

    به خداقسم اگر با فایلهای استاد 10 بار اشک شوق ریختم ولی بدون اغراق ؛ با فایل ها وسخنان شما بیشتر از 30 بار گریه ام گرفته . بعضی مواقع میگفتم ای کاش ایشان فایلها را میگذاشت

    بعضی موقها میگفتم بابا به خدا بهتر از استاد هستند خدارو شکر

    این سفرنامه ؛ برای من ؛ آیینه ی عملی بود آیینه ای بود که وقتی شما حرفی وباوری را میکفتید در عمل هم من دیدم

    خیلیییییییییییییییییی تاثیر گذار بود

    ونکته ی بزرگی که برای من داشت وتاثیر فراوان در زندگیم داشت این بود که من همیشه وقتی مشکلی داشتم همش دنبال نشانه بودم با اینکه حتی در قرآن خوانده بودم که : ما شما را به زمین هبوط کردیم ولی هدایت را از شما نگرفتیم همیشه میگفتم این هدایت چطور می آید

    که به جان استاد عزیز ودوست داشتنی ، من با ااااااااااااااااااااااااااااااا این چند قسمت سفرنامه مفهوم هدایت برایم هویدا شد

    مریم مریم مریم شما چکار کردی ؛ آتش زدی به وجود من . من از این حرکات دوربین خداوندی تو ؛ زندگیم زیباتر شد .

    این قسمت کار شما ؛ کارگاه عملی گفته های استاد بود ومریم الهی ؛ دست بوستم خواهر

    از ایالت متحده ی لرستان ؛ بوسه میزنم با عشق بر دستانت

    که اگر شما نبودید این کارگاه ؛ هیچوقت برگزار نمیشد سپااااااااااااااااااااااااااسگزارم عزیز

    چقدر بزگ است این سخن : اینکه ما اینجا هستیم ، نتیجه ی ادامه دادن به یک روند درست است روند که با خوردن یک تخم مرغ با عشق شروع میشود ومعلوم نیست کدام وجه پروردگارم را به مرحله ی ظهور بگذارد

    من با این فایلها ؛ هدایت را در کارگاه عملی شما آموختم

    تحمل نکردم وگفتم فعلا دست گرمی چیزی بنویسم وبیخودی نیست که میگویند ؛ هرکجا مردی موفق شده ، حنما زنی بزرگ وپاکدامن مثل مریم همراهش بوده . خدایا شکرت به خاطر جمع صمیمی این خانواده

    خدایا شکرت به خاطر نعمت استاد ؛ بانوی بزرگ سایت ؛ مریم دوست داشتنی . این بچه ها این دلنوشتهاهایشان

    به خدا وقتی دلنوشته های این بچه ها را میخوانی یا نوشته پروفایلشان را میخوانی چه اشکهای شوق که بر گونه جاری میشود

    الهی الهی ؛ اینجا به قول آن شیخ شیرازی ؛ میخواهند شکر وشیرینی وحلاوت اصلی که تو هستی در دهان کوچک وبزرگ اندازند . عشق خودت وجهانت واین خانواده را همچنان در دلمان زنده نگه دار ای مهربانترین مهربانان

    اینجا :

    چون قلم اندر نوشتن می شتافت

    چون به عشق آمد ، قلم بر خود شکااااااااااااافت

    سپاس استاد ومریم

    اینجا همش وهر لحظه بو وعطر ویاد اوست

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    محمد رجب زاده گفته:
    مدت عضویت: 2654 روز

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته گرامی و سلام به دوستان سایت

    دوستان من قبل از اینکه درباره یکی از فایل های خانو شایسته صحبت کنم و چگونگی انتخاب فایل یه تجربه خیلی خیلی عالی دارم برای خودم که مرتبط هست با اموزه های استاد که امیدوارم برای دوستان هم تأثیر گزار باشه

    من به محض اینکه فهمیدم استاد و خانوم شایسته مسابقه گذاشتن اونم با دومیلیون تومان جایزه خیلی خوشحال شدم و میخواستم با عجله و بدون تفکر شروع کنم به دانلود دوباره فایل ها و همه شون رو دوباره نگاه کنم  چون حافظه گوشیم پر شده بود همشون رو پاک کرده بودم  موقعی که رفتم تو سایت و شروع کردم به دانلود کردن حس خوبی به این کار نداشتم تو دلم یه ندایی بود که میگفت این کار اشتباه است?? یهو یه حسی بهم گفت وایسا یه دقیقه صبر کن و بعد به من گفت؟what are u doingداری چی کار میکنی?داشتم اشتباه میکردم چون داشتم عجله میکردم نه اینکه دوباره دانلود کردن فایل ها و نگاه کردن اشتباه باشه چون ریشه کار من عجله کردن بود, کارم خراب میشد من قشنگ معنی عجله کردن رو درک کردم که عجله کردن چه جوری کار رو خراب میکنه این بر میگرده به تجربه چند وقت پیشم موقعی که میخواستم چنتا دستگاه برقی بخرم و همش عجله داشتم که الان تموم میشه دیر میشه و گرون میشه.

    همین عجله کردنم باعث شد که من دستگاه ها رو گرون بخرم و همش علت این رو مینداختم گردن این و اون که فلانی گفت بخر وگرنه نمی خریدم خلاصه رفت تو پاچم دستگاه ها  (طبق قانون عجله کردن باعث میشه که اتفاقات جوری رقم بخوره که بد بیاری چون ریشه عجله کردن از ترس و کمبود هست و قتی عجله میکنی ترس از این داری که الان تموم میشه الان گرون میشه و… و. همچنین وقتی عجله کنی شرایط جوری پیش میره که دوباره عجله کنی یعنی عجله کردن رو به خودت جذب کردی و بد بیاری پشت بد بیاری)و اشتباه بعدی من برای اجاره کردن یه مغازه برای استفاده از دستگاه ها که بازم داشتم عجله میکردم  (من عجله کردن رو به خودم جذب کردم) که سریع یه مغازه پیدا کنم و با خودم ترس این رو داشتم که الان اگه جا پیدا نکنم دیگه جا گیرم نمیاد و یا گرون میشه اجاره ها که یه دفعه یاد گفته های استاد و مطالبی که در مورد عجله کردن خوانده بود افتادم که یه دفعه ترمز دستی رو کشیدم و تازه موضوع  بد بیاری هام رو فهمیدم و الکی گردن بقیه انداختم با خودم گفتم تا وقتی که احساس عجله کردن دارم هیچ حرکتی نمی کنم, حتی یه مغازه هم پیدا کرده بودم ولی بیخیالش شدم با خودم گفتم تا موقعی که این حس رو دارم هیچ حرکتی نمیکنم تا اینکه بعد از چند روز که معنی عجله کردن رو درک کرده بودم و هیچ عجله ای برای مغازه گرفتن نداشتم  اتفاقی با یکی از دوستانم که اصلا فکرش رو نمیکردم که میتونه به من کمک کنه موضوع مغازه اجاره کردن رو مطرح کردم بهم گفت که من یه جا دارم که وقتی مشخصاتش رو بهم گفت واقعا شگفت زده شدم چون از اون چیزی که میخواستم دو سر و گردن بهتر بود. من تو این چند روز فقط فقط شبها داشتم تجسم میکردم به اخر کار که به موفقیت رسیدم و به خاستم رسیدم و همه کارها رو سپردم به خدا.

    من برای انتخاب بهترین فایل رجوع کردم به خودم که از کدو قسمت بیشتر لذت بردم و رفتم داخل سایت. قسمت 26 رو انتخاب کردم چون تنها فایلی بود که بیشتر جزئیاتش بدون اینکه دوباره فایلها رو باز بینی کنم یادم بود چون واقعا لذت برده بودم حتی جزئیاتش از فایل اخری که نگاه کرده بودم بیشتر یادم هست به همین دلیل این قسمت رو انتخاب کردم که باعث شد هم حجم اینترنت کمتری مصرف کنم هم وقت بیشتری داشتم باشم تا نکات بیشتری از توی قسمت 26 پیدا کنم و بهش فکر کنم و به نظرم هر قسمت میتونه بهترین قسمت باشه چون واقعا زیبایی های زیادی داره این سفر.

    و حالا قسمت 26

    یکی از دلایلی که من این قسمت رو انتخاب کردم این بود که خیلی دوست داشتم ابشار نیا گارا از نزدیک ببینم چون شنیده بودم یکی از عجایب هفتگانه هست حالا راست و دروغ شو نمیدونم وهمچنین هیچ فیلم و کلیپی با این جزئیات درباره ابشار نیاگارا ندیده بودم و خیلی لذت بردم و واقعا از خانوم شایسته عزیز تشکر میکنم این صحنه های زیبا ازبالای ابشار از پایین ابشار و ار رو به روی ابشار  رو با ما به اشتراک گذاشتن من واقعا نمی دونم چه جوری و از کجا  در مورد زیبایی ها بگم چون همه جاش زیباس در این متنم اصلا در مورد زیبایی های طبیعت و ابشار چیزی نمی نویسم چون خیلی زیاده????

    دراین قسمت از سفر موزیک بسیار عالی, شاد و هماهنگ با ویدئو انتخاب شده که به ما احساس بهتری از تماشا کردن از این قسمت میده و همچنین همه جا بسیار منظم و تمیز هست

    بعد از همه این زیبایی اولین چیزی که نظر منو خیلی بهش جلب کرد رابطه بسیار باحال استاد با پسرش هست که مانند دوتا رفیق هستند که من خیلی به فکر فرو برد که چگونه استاد همچین رابطه ای با فرزندش داره که بنظرم حاصل این رابطه توجه نکردن استاد به نکات منفی فرزندش و اعراض کردن از بدیهاست و همچنین تمرکز کردن و توجه کردن به نکات مثبت فرزندش هست که تو فایل مشخصه به پسرش دائما میگه تو شجاعی و تو اولین نفر هستی که باعث اعتماد به نفس بیشتر مایک میشه و دومین اصلی که خیلی خیلی مهم هست و استاد توی تمام فایل هاش دائما درحال تکرار هست شکر گذاری هست ,که استاد زیر ابشار فریاد میزنه بدون اینکه نظر دیگران براش مهم باشه از فریاد زدن جلوی عموم ویاد این بیت شعر افتادم شکر نعمت نعمتت افزون کند. کفر نعمت از کفت بیرون کند. البته من هم این حس زیبای شکر گذاری درک میکنم و وقتی از خدا سپاس گزاری میکنم لذت میبرم و همیشه از خدا بابت داشته هایم سپاس گزاری میکنم مثل همین امروز که یکی از گوش هام به شدت درد میکرد چون داخلش اب رفته بود ازخدا بابت اینکه این گوش دیگم سالم هست سپاس گزاری میکردم و دائما درحال شکر گزاری هست خیلی حال میده??

    و سومین چیزی که خیلی حال کردم این بود که حیوانات اونجا بدون هیچ ترسی به ادمها نزدیک میشوند و این نشان دهنده رفتار بسیار خوب مردم اون جاست که باعث شده توی ناخود اگاه حیوانات برود که انسانها با ما کاری ندارند و همچنین استاد خیلی راحت چهار زانو روی زمین نشستندوبرای حیوانات در مورد باور فراوانی با یه لحن خنده دار که من خیلی. هم خندیدم سخرانی میکنند

    ودر اخر علت همه ی ااین اتفاقات خوب برای خانواده استاد حال خوب مساوی اتفاق های خوب هست و تمرکز کردن به زیبایی ها و. رد شدن از نازیبایی ها

    شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    ندا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2557 روز

    با عرض سلام و احترام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی و مایک عزیز…

    ..

    خدارو سپاسگزارم که در این سفر همراهتون هستم.. تشکر ویژه از خانم شایسته برای این فیلم های زیبا و انتخاب موزیک های عالی که این زیبایی رو دوچندان کرده..

    ..

    وقتی برای بار دوم شروع به دیدن فیلم سفرنامه کردم از همون اولین تصویر که نقشه جهان بود. و بعد هم نقشه آمریکا.. توجه به اسم های کشور ها و شهرها. اینکه چه اسمهایی قشنگی بودن.. فلوریدا. جورجیا.. آتلانتا و تمام اسمهایی که هر کدوم احساس خوبی میدادن. و از همون اول لذت بردن شروع شد.. مکانهایی که می‌بایست کشف شود و زیبایی هایی که دیده شود و احساس شود..

    ..

    با شروع این سفر هر ثانیه ی اون لذت بردن از همه ی لحظات بود.. وقتی همسفران باهم در هماهنگی باشن دنیای بیرون این هماهنگی رو بینهایت زیباتر نشون خواهد داد..

    ..

    من فکر میکنم که تمام این طبیعت باهم زیبایی رو ساخته و نمیشه هیچ کدوم رو از هم جدا کرد.. رودخانه و درختان و پروانه ها و سنجاب، حیوانات و آبشار.. همه و همه زیبایی هایی وصف نشدنی دارن که در نهایت هماهنگی باهم هستن و زبان همه آنها یک چیز هست و همه یکپارچه زیبایی خداوند رو فریاد میزنند. عاشقی رو به ما یاد میدن. فقط میتونم خداروشکر کنم.

    ..

    تنها چیزی که از زیبایی میتونم بگم وصف زیبایی خداوند است. و دوست دارم بیشتر و بیشتر از سپاسگزاری صحبت کنم.

    ما با شکرگزاری کردن وارد مداری هایی از نعمت و ثروت میشیم.. شکر گزاری از محیط اطراف گرفته تا شکرگزاری برای اتفاق های خوب و بد..

    هر چقدر بیشتر متوجه دلیل این شکرگزاری باشیم.. یعنی نگرش مون به هر اتفاق بهتر و بهتر شده در نتیجه شکرگزاری های بزرگتر و زیباتر رو میبینیم.

    ..

    در واقع تمام زندگی همین هست.. باید هر لحظه سپاسگزار باشیم تا اتفاق های بهتر را ببینیم.. درهای نعمت باز شود هدایت بشیم به مسیر های تازه برای دیدن فراوانی های بیشتر

    سلامتی، ثروت، زندگی عالی و تمامی نعمت ها پاداش شکرگزاری های لحظه به لحظه س.

    این زندگی.. بازی ایست که با تحسین این زیبایی ها، هر لحظه میتوانیم برنده ی اون بازی بشیم.. و وارد مرحله های بالاتر و اتفاق های بهتر بشیم.

    و این دقیقا نقطه شروع عاشقی ست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مهدی وحیدی پارسا گفته:
    مدت عضویت: 3284 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان.

    سلام خدمت استاد عزیزم.مریم خانوم شایسته گل و مایک جون عشق و همه ی همسفرای عالیم .

    بچه ها واقعا خودمون رو تو چندتا اتوبوس تصور میکنم که به صورت ی گروه بزرگ که لیدرشونم استاد عباس منش و مریم خانوم هستن ،داریم سفر میکنیم.کامنتاتونم دقیقا حرفایی که هر کدومتون تو این سفر وقتی زیبایی ها رو میبینین و احساساتی میشین از دهنتون در میاد و با ذوق شوق میگینشون.خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    فکر کنم از تایمی که استاد واسه ی مسابقه طرح کرده بودن گذشته .اما من دارم رو خودم تمرین میکنم که با کسی مسابقه نداشته باشم.و از هر لحظم لذت ببرم.با ارامش.جایزه ها پاداش وار حتما به هزاران شکل میرسن.فقط من باید احساسم خوب باشه و با توکل ادامه بدم،بدون توجه به نتیجه.واسه ی همینم بازم اومدم تا ی ردپای دیگه بزارم تو سفرمون.سرمو هز پنجره اتوبوس کنم بیرون و داد بزنم و با شما از زیبایی های هر لحظه ی این سفر بگم….

    بعدشم استاد بگه سرتو بکن تو اینجا امریکاست????

    راستش من بخوام ی قسمت رو فقط انتخاب کنم بدون شک قسمت شانزده رو انتخاب میکنم.این قسمت منو روانی میکنه.

    از همون اولش….

    اگه یکی که شماها رو نشناسه و این قسمت رو ببینه قطعا میتونه بگه یه کارگردان فیلم کوتاهی از بهشت ساخته تا مردم رو به خداشناسی دعوت کنه و به اونا انگیزه بده….

    تو این فیلم کارگردان اومده حد اعلای هر چیزی رو تیکه تیکه کنار هم چسبونده .از ثروت اون فرد گرفته،تا روابط فوق العادش،آرامشش،مناظر زیباش ،بی محدودیت سفر کردنش،اسمونی که مثل نقاشی ابرها توش کشیده شدن و ….

    اولش تو این قسمت اسمونی رو میبینم که پاکه پاکه فارغ از هر الودگی،که ابراش دارن به شکل فوق العاده ای خودنمایی میکنن.

    یکم که بیشتر دقت میکنی میبینی نه فقط اسمونش که زمینشم مثل اسمونش تمیزه تمیزه.انگار همین الان جارو زدن زمینو.

    اون چمنزار….

    اون گل های قشنگ اون گلدون….

    فقط گذاشته شدن تا تو رو به حس جنون برسونن.بعد که وارد اون ساختمون میشیم ی فضای چوبی بی نظیر با چاشنی نظم میبینم که فقط دوس دارم بشینم و چشمامو ببندم و فقط نفس عمیق بکشم.بله قبلا تدارک دیده شده.چهارتا صندلی متحرک واسه این کار گذاشته شده.چه آرامشی.چه حس خوبی.

    بعد وقتی ازون پنجره اون ویوو رو میبنم واقعا فقط میتونم بگم اَاَاَاَاَاَاَاَ این واقعیه یا نقاشی؟؟؟؟؟؟????

    تو این قسمت یه کدبانو میبینم که فراتر از یه سرآشپز رستوران معروف غذا درست میکنه.چون چاشنی غذاهاش الهامیه.چاشنیش عشقه،عشق به درست کردنش،عشق به کسایی که داره واسشون درست میکنه.چون اگه صدبارم این همین لحظه ی فیلمو ببینم از خوشمزگی این غذا بازم شکمم سمفونی انواع سازهارو میزنه?‍?‍

    بعدش رابطه ی استاد و پسرش ….دقیقا بچه شده و نشسته داره بازی کامپیوتری میکنه.وای خدای من چقد خوبه کلیپ.فقط جون من میمیک صورت این دوتا رو نگاه کنینعالین عالی.

    بعدش وقتی این خانواده رو میبینم که تو اون الاچیق با اون منظره میشینن کنار هم باعشق،رها،غذا بخورن دلم میخواد داد بکشم.از اینجا به بعد دیگه این قسمت امپول هوارو داره وارد رگای من میکنه….

    من عاشششششششششق بارونم .دیوانه وار بارونو دوس دارم.

    اون قطره های نم نمکی که شروع به ضربه زدن روی زمین میکنه منو خل میکنه.خدایا شکرت.

    فک کن بشینی تو ی فضا بااون ویو،هوا نیمه ابری باشه،غذا فوق العاده باشه،خانوادت کنارت باشن،عشق و لذت و نم بارونو صفا و صمیمت باشه….دیگه چی میخواد ی ادم واقعا،؟؟؟؟؟

    شرشر باروووووووووون شروع میشه.چقد قشنگه واقعا .اون شیرین صحبت کردن استاد اون صاعقه زدن ….

    مگه داریم ازینا قشنگ تر.خدارو چجوری ببینیم دیگه.قدرتش رو چجوری ببینیم دیگه.چقد بی نهایت قطره ی بارون میباره.چقد قشنگ اون منظره.بعدش تو اتوبوس بری،بشینی لب شیشه تو ی سکوت محض فقط به صدای ضربه زدن قطره های بارون به سقف اتوبوس گوش کنی و بیرون رو تماشا کنی .همینجور که تبسم رو لباته و داری از بینی نفس میکشی چشامتو ببندی و خوابت ببره.

    بعد ی چرت کوتاه ….

    چشماتو باز کنی….

    واویلااااااااااااا…..

    دیگه اینجا اون عرش این قسمته.

    وقتی بعد بارون درو باز میکنه مریم خانوم با چه صحنه ای روبه رو میشیم.وای خدا.بارون بند اومده.هنوز اون شبنم و نم بارون تو اسمون هست.وای ابرایی که تا اون پایین اومدن.صدای پرنده ها…..

    خدایاااااااااااااا .حتی یک میلیونومه حسی که اینجای فیلم به من میده رو نمیتونم توصیف کنم.

    وقتی مریم خانوم میره پایین و اون جاده ی قشنگ که تهش معلوم نیست رو نشون میده ،از زیبایی ها و حس فوق العاده ی اون منظره صحبت میکنه،و وقتی یهو چشمش به اون اهو میوفته و از شدت ذوق که به ما نشونش بده صداش تغییر میکنه،فقط اشک تو چشمام جمع میشه.خدایا چی حسی ازین قشنگ تر.

    درختایی که شاخه هاشونم سرسبزن.خلوتی و سکوتی که فقط بهت ارامش میدن.

    و بعدش که کلی درس اموزنده داره واسه ی من.وقتی ازین همه زیبایی و لذت میگذرین و میشینین تو اتوبوس و به مسیرتون ادامه میدین….

    چون رها هستین،چون ایمان دارین که زیبایی های بیشتری در انتظارتونه،چون یاد گرفتین از هرجا که باشین چجوری لذت ببرین.پس بااون موسیقی بی نظیر و اون جاده ی فوق العاده و اون اتوبوس زیبا و مهمتر از همه اون خانواده ی هم مدار به راهتون و سفرتون ادامه میدین.

    این قسمت واسه ی من همه چی داره همه چی.ارامش.لذت.زیبایی بی از حد.کلاس درسی.صفا.صمیمیت…..

    نمیتونم واقعا با کلمات و صفات بیانشون کنم.

    و نکته ی جالبش اینجاست که اگه ی نفر کارگردان بخواد همیچین فیلمی درست کنه نمیتونه همه ی این پکیج رو کنار هم جمع کنه.حتی اون کارگردان اگه فیلم نامه رو از نویسنده بگیره و بخونش ،میدازه جلو نویسنده و میگه برو بابا مردم رو که نمیخوایم مسخره کنیم.اینا تو فیلما هم اتفاق نیوفتادن تاحالا.این فیلم رو مردم باور نمیکنن.

    اما استاد عباس منش نه فیلم،که زندگی واقعیش رو خودش نوشته.کد به کد.خط به خط.و اونو با فرکانس هاش داده به خدا تا کارگردانیش کنه.

    بچه ها ما خیلی وقته زندگی استاد رو میبینیم و واسمون عادی شده.اما همچین زندگی که تو تمام ابعاد تو خوشبختی باشه حتی تو فیلم ها هم وجود نداره.و به قول استاد ما فقط پنج درصد از زندگیشو میبینیم ‌.حالا شما فکر کنین کل لحظات زندگیتون اینجوری باشه؟؟؟

    ایا این این فیلم رو بهشت زمینینام گذاری نمیکنین؟؟

    شایدم بشه اسمشو گداشت رویایی که رویا نیست

    اره استاد جان این قسمت همش درسه.همش اگاهیه.

    برای منی که تو دل تضاد ها بودم همش امیده.همش انگیزست.

    یکی رو میبینم که مثل خودم ازون تضادها به این بهشت رسیده.

    الهی شکرت که تک تک مارو خالق صددرصد زندگیمون قرار دادی.

    پس خودتم به راه راست به راه کسانی که بهشون کدنویسی یاد دادی و به راه کسانی که مجری اون کدها قرار دادی هدایتم کن.

    عاشق همتونم.

    تو بقیه روزهای سفر یا تو اتوبوس خودمون یا بغلی میبینمتون.

    فعلا خدا نگهدار??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    شیوا گفته:
    مدت عضویت: 2884 روز

    حمد و سپاس خدایی را که فرمانروای جهانیان است????

    سلام به استاد نازنینم و تمام دوستان همراهم

    الان که می خوام براتون بنویسم سر شار از انرژیم ، حالم خیلی خوبه. امیدوارم این انرژی رو به شما هم منتقل کنم.خدایا شکرت?

    در واقع سفر خانواده عباس منش به دور آمریکا عملا در حکم یه کارشکنی و یا شاید یه انقلاب بزرگ در ذهنم و باورهام بود. اینکه می توان در زیباترین و گرون ترین کشور دنیا که دیدنش آرزوی همه اس ، بتونی با ماشین خودت به دور آمریکا سفر کنی بدون اینکه نگران هزینه ها ، جای خواب، پیدا کردن آدرس ها ، پیدا کردن جاهای دیدنی، اتفاقات پیش رو و… باشی و بتونی از تک تک لحضه هات لذت ببری. بدون اینکه نگران کلاس های تابستانی مایک، نگران پیدا کردن هم بازی برای مایک ، نگران خونه و ماشین و مایملک و کارهای اداری و خیلی چیزهایی دیگه که معمول زندگی ۹۹ درصد افراد جامعه اس ، باشی به خودت و خانوادت میرسی و به کودک درونت و بازیگوشیهایش جان می سپاری. و در کمال تعجب میبینم که هر سه شما همزمان از یک اتفاق لذت میبرید ، لذت بردن مایک رو میشه به وضوح دید که چقدر در جمع خانوادش خوشحال و از تمام اتفاتات لذت میبره، این به طرز شگفت آوری عجیب برای من . معمولا بچه های هم سن مایک بیشتر از جمع دوستاشون لذت میبرند تا خانواده و اینکه سلیقه و علایقشون با والدین خیلی متفاوته و همزمان کل خانواده نمی تونن از اتفاقی یکسان لذت ببرن. و اینکه ارتباط بسیار زیبای پدر پسری و ارتباط عاطفه بی نظیر استاد با عزیز دلشون که خیلی آشکاره. و اینکه رها بودن این سه آدم و خودشون رو سپردن به دست هدایتگر الهی و اطمینان قلبی داشتن به اینکه همیشه خداوند بهترینها رو براشون فراهم میکنه، به معنای واقعی کلمه ایمان کامل به خدا بی هیچ قید و شرطی. تمام فایلهای این سفر نامه پر از انرژی مثبت هست و واقعا زیباس که آدم رو وادار به تحسین می کنه یعنی همان صدق بالحسنی.

    یکی از قسمت هایی که من خیلی دوست داشتم و بارها اون رو تماشا کردم آبشار نیاگارا بود. دیدن زیبایی آبشار نیاگارا همان طور که استاد میگفت که زمانی که احساس خوبی بهش دست میده انگار که قلبم باز میشه ، من هم دقیقا همین حس رو داشتم با دیدن این همه زیبایی. و فیلم برداری خیلی زیبای خانم شایسته لذت دیدن این زیبایی ها رو چندین برابر کرده ، خدایا شکرت??

    زیبایی قسمت ۲۶ به حدی زیاد هست که اگه بخواهم جز به جز براتون بگم باید ساعتها براتون بنویسم ولی از آنجایی که می دونم تمام این زیبایی ها از چشمان تیز بین و زیبا بین دوستان هم فرکانسم دور نمانده و همه با وضوح اونها رو دیدین و تحسین کردین، دیگه در این مورد سخنی ندارم.و اما درس بسیار بزرگ تری که این فایل برای من داشت و من رو به فکر فرو برد همانند سازی ذهن با این آبشار خروشان بود . در ابتدای شروع روند تغییر و تحول ذهنی ، ذهن همانند این آبشار پر از جوش و خروش است، کاملا سرکش و وحشی است و رام نشدنی است و به نیروی عظیمی احتیاج دارد که رها شود و سرازیر شود به سمت آرامش و خوشبختی. و این نیرو چیزی نیست جز ایمان داشتن به خدا و سپردن خود به دست خدا و اینکه خدا همیشه هدایتگر شما خواهد بود. این آبشار خروشان در ابتدای امر همان ذهن سرکش است که به همه چیز و همه کس چنگ می اندازد، مهار کردنش خیلی سخته اما پس از سرازیر ( رها) شدن وقتی به قسمت های پایین هدایت میشه حرکتش کندتر میشه و اطرافش زیباتر میشه و وقتی هدایت میشه به سمت درست( همان رودخانه) آرام می شود و آرامش وصف ناپذیری در وجودش جای میگیرد و ایمان پیدا میکند که این جریان ، جریان خوشبختی اس. و کشتی به حرکت در آمده بر روی رودخانه به سان آدمی هست که ذهنش را به تسخیر خودش در آورده و بر روی آن شناور است و در کمال آرامش نظاره گر تمام زیبایی های است که ذهنش( آب) به وجود آورده. و استاد عباس منش نمونه تمام عیار این روند هست که ذهنش را به طور کامل به تسخیر خودش در آورده.

    خدای بزرگ بی نهایت از تو سپاسگزارم به خاطر این آگاهیهای نابی که هر روز در معرض من هستن و من بعد از این همه سال اونها رو پیدا کردم ، من گنجم رو یافتم??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    علی کیمیاگر گفته:
    مدت عضویت: 3731 روز

    قانون خلق کردن احساس است

    و محل احساسات قلب انسان است

    وقتی چیزی را احساس کنی

    در حال وارد کردن آن به زندگیت هستی

    ارتکاب گناهان, قلب معنوی را از کار می اندازند

    و دیگر به هر چیزی می اندیشی

    احساس درست را در تو بوجود نمی آورد

    و موجب بروز ناخواسته ها در زندگیت خواهد شد

    دقیقا مثل اینکه بخواهی با فردی تماس برقرار کنی ولی شماره تلفن او را اشتباه بگیری!

    اگر میخواهی به چیزی برسی

    مراقب قلبت باش, و آن را از آلودگی ها پاک کن

    آنگاه به محض فکر کردن به چیزی

    آن را احساس خواهی کرد

    و ضربان متناسب با آن چیز در قلبت نواخته خواهد شد

    و آنرا به زودی به زندگیت دعوت خواهد کرد

    نماز اول وقت, سکوت, عدم پُرخوری, عدم چشم چرانی و عدم ارضاء جنسی, پنج عامل حیاتی و ضروری برای زنده شدن قلب و رسیدن به خواسته ها هستند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      احمد سلیمی ترکمانی گفته:
      مدت عضویت: 2556 روز

      سلااااممم و خدا قووت

      خیلی با نوشته ات حال کردم

      این پنج عامل رو با دانش خودتون نوشتید یا از منبع متبری نوشتین ؟؟؟

      ممنون میشم پیشاپیش از جوابی که در اختیار بنده گذاشتین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      علی رضا بهرامی گفته:
      مدت عضویت: 3997 روز

      سلام علی آقای گل

      واقعاکیمیاگرانه آگاهی هاتون وبه رشته تحریر درآوردید

      احساس بسیارخوبی ازنوشته های شمادریافت کردم وچه خوب ارتباط بین گناه ونرسیدن به خواسته هاراتشریح کردید

      بعدازآشنایی بااستادوگوش جان سپردن به گفته های ایشون به این درک رسیدم که گناه یعنی توجه کردن به ناخواسته هاودرپی اون احساس بد روتجربه کردن

      ومواردی مانندچشم چرانی یاپرخوری گناه هستند چون مااحساس خوب خودمان رابااین کارهابه عوامل بیرون ازخودمان منوط میکنیم واین باعث میشودکه درنبود این موارداحساس حسرت درماشکل گرفته وبه طورمداوم احساس بدراتجربه کنیم

      کوتاه نوشتیدوپرمعنا

      ازنوشته هاتون بسیارلذت بردم وبه خاطر این حس لذت ازشمابی نهایت سپاسگزارم دوست عزیز وهمفرکانسی ام

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    FL گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    سلام به آقا معلم باحالم…

    خوبی کاکو؟؟?

    سلام به مریم جان دوست داشتی و گلم

    خوبی دده؟?

    سلام به مایک دوست داشتنی

    خوبی گمپ گلم؟?

    من یه همسفر شیرازی هستم…?

    فردای اون روز که کامنتمو گذاشتم درمورد …خانه آبشار و سنگهایی که لباس بافتنیشونو پوشیدن و تجربه ی احساس فوق العاده ای که بعد از دیدن قسمت 19 در وجودم حس کردم ، به یه سفر کوتاه تفریحی هدایت شدم (( یاسوج_تنگه تامرادی ))

    وااااااای واقعا دیوانه شدم…همه چیز تو اوج زیبایی خودشون بودن…

    کلی آبشار و درخت و سنگهای پشمالو ( خزه ای)?

    همه چیز بر وفق مرادمون بود…مردم خوب و دوست داشتنی اونجا که کلی با هم رفیق شدیم و با هم خوش گذرونیدم..کلی همسفر باحال و شنگول..طبیعت بی نظیر

    خیلی اتفاقی بعد از سفرمون متوجه شدیم که اونجا هزینه ی ورودی داشته…و ما بدون پرداخت هزینه وارد شده بودیم و چه جالب که هدایت شدیم به بهترین فضای اون محیط برای اقامت و چادر زدن

    خییییلی تجربه ی فوق العاده ای دارم ازش

    و خیلی خیلی خوش گذشت جای همگی سر سبز بود…

    دوستتون دارم…

    از الان به برندمون تبریک میگم…

    حالت چطوره برنده؟!?????????

    به جای منم بسته روانشناسی ثروت 1 رو بخر و حالشو ببر??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 3007 روز

    سلام

    استاد جان ومریم عزیز

    در ارسال دیگاههای قبلی از شما تسکر کردم بابت اینکه زیباییهای سفرتون را با ما به اشتراک گذاشتین

    ولی باور کنید هرروز که دارم سفرنامه را دنبال میکنم در درونم کلی باهاتون حرف میزنم میخندم ولذت میبرم

    واقعا دستمریزاد

    کل سفر نامه عالیه واحساس من اینه که خودم توی این سفر هستم اینقدر که به من خوش میگذره با دیدن این فایلها

    ولی چون ناچار به انتخاب هستم فایل 25 که بستر زیبای رودخانه را نشون میده یک احساس رها شدن یک احساس شعف واحساس این که در لحظه خودم را در اون آبهای. زیبا رها میبینم بهم دست میده وواقعا آرامش میگیرم

    ممنون از خدا که چنین شرایطی برای استفاده از زیباییهای اون سر دنیا برام فراهم کرده وممنون از شما که دست خداوند شدید برای ارسال این زیباییها

    فدای شما هر دوعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    rasa گفته:
    مدت عضویت: 2899 روز

    با سلام خدمت شما هم فرکانسی های عزیز

    من برا اولین بار هست که دارم تو مسابقه شرکت میکنم و نظر خودمو مینویسم چون دفعات قبل فقط پیام های بچه هارو میخوندم و کلی لذت میبردم و ازشون استفاده میکردم چون واقعا عالیه خوندن نظرات بچه ها و برای من سازنده.

    جالب بدونید شروع سفر به دور امریکا استاد همزمان شد با شروع سفر من و خانمم به شمال (من دارم از پروفایل ایشون پیام میزارم) که برای من خیلی خیلی جذاب بود این اتفاق چون از یکطرف خبر اینکه قرار هست فایل های لحظه به لحظه سفرشون تحت عنوان سفر به دور امریکا توسط خانم شایسته تهیه بشه و روی سایت قرار بگیره که این میتونست برای من عالی باشه چون من بصورت تصویری میتونستم ببینم که استاد و خانوادشون تو سفر چه کارهایی میکنن و چطوری میگذرونن سفرشون رو و از طرف دیگه میتونستم کارها و باورهاشون رو بعنوان الگو بگیرم و همزمان تو سفری که خودم هستم بکار بگیرم و نتایج اونو از نزدیک ببیینم که شاید باورتون نشه نتایجی که گرفتم بسیار بسیار فوق العاده و عالی که در ادامه براتون میگم(البته اینم بگم که من حدودا یک سال ونیمی هست که با سایت استاد اشنا هستم و از فایل های رایگان و بعضی دوره ها استفاده کردم و بهشون عمل کردم)

    هر فایلی از سفر به دور امریکا برای من یه درس بزرگ بود و باور کنید هزاران نکته ریز و درشت و زیبایی و جذابیت تو خودش داشت و ساعتها میشه در موردش صحبت کرد ولی چیزی که باید بهش توجه کرد و ازش نگذشت اینکه همه صحبت ها و رفتارها و اتفاقاتی که ما میدیدیم تماما اساس صحبتهایی بود که استاد تو دوره ها و فایل های رایگانشون داشتن و اینکه چطور دارن چطوری بهشون عمل میکنن و نتیجه میگیرن و لذتش میبرن.

    1. توجه به زیبایها و نکات مثبت

    2.رها بودن

    3.خودشون رو به خدا سپردن

    4. عمل به الهامات درونیشون

    5. عشقی و احترامی که نسبت به همدیگه دارن

    و …. و هزاران چیز دیگه که میشه گفت و خودتون دیدید ولی همونطور که گفتم قشنگی دیدن این فایل ها برای من و خانمم دو چندان بود چون ما دقیقا این قوانین و کارها رو داشتیم انجام میدادیم و نتیجه هاشو همون لحظه میدیدیم و درک و آگاهی و همچنین شناخت ما رو از قوانین هزار برابر میکرد

    روزی که سفرمون رو میخواستیم شروع کنیم ما هم از همون اول با خدای خودمون عهد بستیم و ازش خواستیم که خودش هدایتگر ما باشه و هدفمون فقط فقط لذت بردن هست و نه چیز دیگه ایی که دقیقا همین اتفاق برامون افتاد و بقول استاد وقتی باورهای درست داشته باشی و همه چیو بخدا بسپاری اون همزمانی ها که تو رو تو زمان و مکان مناسب قرار میده برامون رقم خورد.که من چندتاشو براتون میگم:

    قبل از سفر خیلی ها بهمون میگفتن که تو تیرماه هوا گرمه و شرجی هست و اذیت میشین و اصطلاحا سفر کوفتتون میشه و ما پارسال اینموقع رفتیم و گرما خوردیم ولی ما زمانی که رسیدیم شمال شاید باورتون نشه تو بهترین شرایط اب و هوایی که میتونه وجود داشته باشه بودیم و هوا بسیار عالی و خنک بود و محلی های اونجا بهمون میگفتن که خوب موقعی اومدین و تا چند روز قبل اینجا خیلی گرم بوده و چون دو سه روز پیش بارون اومده اینجا الان هوا عالیه و جالب اینکه این اتفاق برعکسشم برامون افتاد و اونم این بود که از شمال رفتیم سرعین و گفتن اینجا چند روز پیش شب ها هوا سردتر از الان بود و باد میومده ولی الان گرمتر شده و عالی که من همونجا به خانمم میگفتم ببین این همون همزمانی هست که استاد میگفت و خدارو هزاران بار شکر میکردیم.

    هر شهری که میرفتیم با اینکه افراد زیادی بودن که برای اجاره سوییت وایساده بودن ولی ناخوداگاه من جایی وایمستادم که خدا اون شخص موردنظر از قبل اونجا گذاشته بود و خودش میومد سمت ما و به راحتی اون خونه با امکاناتی که ما میخواستیم و همچنین مبلغی که در نظر داشتتیم بهمون میداد با اینکه مبالغ خونه ها و شرایطشون خیلی متفاوتر از اون چیزی بود که ما شنیده بودیم و میدیدیم یا به بصورت خیلی اتفاقی به مسیرهایی هدایت میشدیم که اصلا برنامه ایی برای رفتن به اونجا نداشتیم و وقتی میرفتیم میدیم وای خدای من مگه زیباتر از اینم میتونه وجود داشته باشه بطوری که من و خانمم و خواهر خانمم که همسفرمون بود از خوشحالی جیغ میکشیدیم و بارها اهنگ امروزی ها از اقای علی اکبر قلیچ که در مورد شکر گذاری بود میذاشتیم و با صدای بلند میخوندیم و فیلم میگرفتیم و لذت میبردیم و خداروشکر میکردیم از این همه اتفاقات خوبی که برامون میفته و هزاران اتفاق جالب و عالی دیگه که افتاد که اگه بخوام بگم تا صبح باید بگم .

    خدارو هزاران بار شکر که این همزمانی سفر با استاد برای من و خانمم یه کلاس اموزشی عالی بود و خیلی درسها رو ازش یاد گرفتیم .

    و اما در مورد سوال : کدام بخش از سفرنامه برای شما جذاب تر بوده است؟ چرا؟

    همونطور که نوشتم این سری فایل ها هزاران نکته داره و همه زیبا و جذاب هستند. اما چیزی که برای من از همه موارد جالب تر، تاثیر گذار تر، ماندگار تر در ذهنم باشه سپردن برنامه سفر به الله و رها شدن در دستان او، اعتماد بی قید و شرط به الله برای پیش بردن در سفر هست. رزرو اتاق در بالاترین پیک زمانی، راه پیدا کردن به بهترین استیت پارک، راه پیدا کردن به باغچه ای که با عشق ناب رشد کرده، راه پیدا کردن به فارم مارکت دنج و خودمونی، رسیدن به یک استارحتگاه خوب کنار بهترین آبشار جهان و … مگر برای اینها طرح و برنامه از قبل رو کاغذ بوده؟ یا طرح و برنامه از قبل در ذهن چیده شده بوده؟ یا از قبل با مشورت از این و از آن و بالا و پایین کردن بوده؟

    این ها وقتی قشنگی خودش بیشتر به من نشون میده که هیچ اطلاع و برنامه قبلی در موردشون نبوده. اصلا روحشون خبر نداشته که میشه و ممکنه و وجود داره و چقدر خوب هم وجود داره و چقدر خوب هم شدنیه! برای اینکه هر کدوم از این اتفاق ها بیفته تمام آدم ها و شرایط و اتفاقات دستان خداوند میشن و همه چیز بی صدا و آروم و حساب شده اتفاق میفته. نه مسیر رو میدونی نه چرایی رخ دادن اون اتفاق ها تنها چیزی که میفهمی و میبینی نتیجه هست و وقتی نتیجه رقم میخوره تمام وجودت فریاد میزنه واااااای خدای من اینجا رو ببین. واااای چقدر قشنگه. خدااای من و ….!!! تمام اون اتفاقات بی صدا و حساب شده منجر به فریاد تو از سر شوق میشه و حیرت میکنی از اون همه چیز خووووب . اما باز برای من اینجاش جذاب تر و آموزنده تره که این اتفاقات برای همه بنده های خدا در موقعیت های مختلف افتاده و میفته و خواهد افتاد .(خداوند هیچ گاه تنهامون نمیذاره و همواره در حال هدایتمونه و این رو وظیفه خودش میدونه) هدایت در زندگی شخصی، در خرید در معاملات در سفرها در فرزند داری ها در بیماری و سلامتی و… اما اما اما اونی میتونه نتیجه دلخواه رو مثل استاد بارها و بارها در زندگی خودش باز فرا بخونه و تکرارش کنه و اسم شانس و اینکه حالا اینم شانسی بود و در به تخته خورد و …رو روی اون نذاره که بشینه و تعقل و تفکر کنه و نتیجه ای که دیده رو حالا عقب گرد برگرده و مسیری که طی شد رو بهش فکر کنه… که ای وای اون معامله اگر نشد و من بابتش فریاد کشیدم و گریه کردم و افسرده شدم و بد بیراه گفتم به این خاطر بود و اگر میشد چنان میشد و چنین میشد و من به این معامله بهتر که الان داشتم نمیرسیدم ، اگر در سفر فلان جا نتونستم برم و کنسل شد و … منجر به آشنایی با این جای جدید شد و ادم جدید دیدم و چه بسا زیبا تر و چه بسا خوش قیمت تر و …. همه ما امثال این مثال ها رو زیاد تجربه کردیم و شنیدیم و دیدیم . اما باز در موقعیت جدید واکنشی رفتار میکنیم اگر برنامه سفرمان طبق نظر خودمان پیش نره بهم میریزیم و از زمین و زمان و همسفرها طلبکار میشیم و … اما چطور هست که استاد و خانواده اش این همزمانی ها و برنامه های خوب خدا رو هر روز میبینن و هر روز بیشتر کیف میکنن؟ چون نه تنها اجازه رخ دادن به آن ها می دهند بلکه همین برنامه های الهی را دائما و دائما دعوت می کنند. علت این نوع رفتار اینه که باور و طرز فکرشون اینه که اعتماد بی قید و شرط به الله دارند. بی قید و شرط . بی قید و شرط.

    بی قید و شرط توکل کنیم و راه بیفتیم.

    بی قید و شرط توکل کنیم و سفر کنیم.

    بی قید و شرط توکل کنیم و ادامه بدهیم.

    بی قید و شرط توکل کنیم و زندگی کنیم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    میلاد قلی پور گفته:
    مدت عضویت: 3558 روز

    سلام

    ۳۱ قسمت روی سایت اومد از اون لحظه اول از اون قسمت اول زیبایی داشت تاااا خدا میدونه تا کی این سفرنامه ادامه پیدا میکنه که زیبایی هایی که خانوم شایسته لطف میکنن با دوربینشون به هم فرکانسیهاشون نشون میدن حتی همین قسمت ۳۲ که پشت صحنه بود من کلی حال کردم از گفت گوی این دو عزیز بزرگوار و کلی اگاهی که داشت .

    من یقین دارم همه ما تو زندگیامون کلی نکات مثبت و کلی زیبایی هست که بشه فیلمشو گرفت و با دیدنشون بعد از مدتی حس خوبشو دریافت کنیم . من یه هارد پر از فیلم و عکس مسافرت خانوادگیمون دارم هر وقت نگاه میکنم با خودم میگم عه یادش بخیر اینجا چه حالی کردم پسر چه خاطره ای شد برامون و اون حس خوب به راحتی ایجاد میشه . دوستان حتما اینو امتحانش کنید همینجوری اتفاقی برید عکسای قدیمیتون ببینید و حالتون خوب کنید .

    اگه بخوام یه قسمت از این سفرنامه رو انتخاب کنم و بگم این از همه زیباتر بود ستمه چون همش خوب بود ولی با قسمتی که کلی حال کردم قسمت ۲۰ این سفرنامه بود

    تو این قسمت من اون رفاقت بین پدر و فرزندی دیدم

    استاد شما به صورت حرفه ای چندتا درس زندگیو به پسرتون و من ،من یاد دادید(شرط بندی نکنیم و روچیزی که دقیق نمیدونیم مطمئن حرف نزنیم ) که این ها همش به خاطر باور های خوبیه که تو بحث تربیت فرزند و ثروت و … ایجاد کردید.

    اینچیزا زیباییه کنار خانواده بودن با هم خوشگذروندن حال خوب داشتن زیباییه و بعدش اون بالکن خفن که اصلا فقط جون میداد اونجا چایی بزنی ?

    و خانوم شایسته مهربون واقعا دمتون گرم که این صحنه هارو بهمون نشون میدید واقعا این سفرنامه یه دوره اموزشیه ،زیبایی های طبیعتش ،باورهای فراوانیش ،باورهای ثروت سازش ، توکل و ایمان به خدا که هدایت میشین به قدم های بعد و کلی باورها و اگاهی خوب که کمک میکنه تو مسیر درست باشیم.

    و در اخر به قول مایک اگه فک میکنی که تموم شده (سفرنامه ) پس فک نکن ??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: