سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    896MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    55MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دریا گفته:
    مدت عضویت: 2512 روز

    کمتر از سه ماهه که عضو سایت شدم و با شما عزیزانم هم خانواده شدم .

    زندگی و روابطم خیلی تغییر مثبت داشته تو همین مدت کوتاه ۹۰ درصد بهتر شده همه چیز خدا رو شکر میکنم.

    گاهی که اتفاق یا در واقع تضادی پیش میاد برای چند ثانیه کوتاه شیطان به سراغم میاد و نا امیدم میکنه ولی سریع به خودم نهیب میزنم که منصوره ببین تو ۹۰ درصد شادتر بهتر سالمتر و مادر و همسر و دختر و آدم بهتری شدی اونم تو مدت به این کوتاهی پس سجده شکر بجا بیار.

    و جالب اینجاست هر بار تو یک زمینه سعی میکنم مثبت تر باشم در همه زمینه ها اتفاقات مثبت جذب میکنم که البته فکر میکنم هممون همینطوریم و اصلا قانون همینه که هر چی ذهنمون مثبت تر بشه چرخ دنده های زندگیمون روان تر کار میکنه.

    حالا بریم سر وقت سفرنامه .

    من چیزی که در این سفر دیدم علاوه بر اینکه خیلی خیلی به طبیعت و آبشار و بارون و بوی بارون و after rainو پروانه ها و …‌ علاقه دارم ……حس رهایی بود .

    حس رهایی ،حس اینکه این سه تا همسفر واقعا رها و آزاد بودن و این واسم لذت بخشترین بود. شاید آدم پول زیادی داشته باشه شاید حتی خانواده و روابط خوبی داشته باشه اما اینطور رها نباشه. حس خوبی که استاد و خانوادشون نسبت به افراد و تجربه های جدید دارن . اینکه خانم شایسته بدون اینکه حس بدی داشته باشن ،نرفتن آبشار نیاگارا بجاش موندن واسمون فیلم تدوین کنن. اینکه استاد ومایک بدون عذاب وجدان رفتن تفریح. اینکه تو بارون شدید رانندگی میکردن تو جاده و میگفتن خودمونو سپردیم به خدا و لذت میبریم . اینکه همش با آدم های جدید آشنا میشدن .حس اینکه با دیدن طاووس ها ذووووق میکردن . یا با رفتن تو باغ پروانه ها یا اون خونه زیبا که تو دل طبیعت بود خانم شایسته رو با هم سوپرایز کردن . که البته با اون پروانه ها منو هم دیوونه کردن که خدایا چه مکانهای زیبایی تو جهانت وجود داره؟؟؟ البته منم بزودی به این مکانها هدایت میشم.

    منم مثه هر انسانی از رستوران لاکچری و طبیعت بکر و امکانات زیاد و تفریح و گردش لذت میبرم اتفاقا خیلی هم سفرباز (ینی اهل سفر) هستم .و مزه گرد و شکم باز قهاری هم هستم و تمام رستورانای خوب شهر خودم و شهرای دیگرو تو سفرهام رفتم. اما در آرزوی طی کردن تکاملم به سمت همین رهایی و آزادی روح و آشتی با خویشتنم و همونطور که گفتم ۹۰ درصد موفق تر از قبلم شدم. این سفر بیشتر از همه واسم الهام بخش حس رهایی و زندگی در لحظه بود .

    در پناه الله یکتا واسه هممون بهترینا رو آرزو میکنم . شاد باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    مجید داودی گفته:
    مدت عضویت: 4164 روز

    به نام خدا

    سلام واحترام به استاد بزرگوار و صادق سید حسین عباس منش و به گل زیبای زندگیش گل مریم ، خانم وبانوی شایسته.

    باورکنید نه برای شرکت درمسابقه بلکه ؛ فقط به احترام تلاش خانم شایسته عزیز که آموزش های ناب شما را با این سفر نامه به این مثال ها وتشبیهات تلفیق کردن. آموزش های شما ریشه و درخت سفرنامه( سفر به دور امریکا) برگها وشکوفه ها و میوه ها ، آموزش های شما رودخانه سفرنامه صدای این آب روان ، آموزش های شما باران و سفر نامه طراوت و صدای شر شر این باران ، آموزش های شما خورشیدو سفر نامه رنگین کمان .هزاران هزار تشبیه در ذهنم صف کشیدن تا به نوبت لایتناهی بنگارمشان.

    استاد عزیز و سرکار خانم شایسته بسیار بسیار از شما عزیزان ومایک جوان سپاس گزاریم که هرکدامتان به نوبه خود معلم ما هستید و براساس وظایف الهی خود در مقاطع مختلف درس های تا به ابد ماندگار یادمان می دهید . درسهایی که منه معلم هیچ گاه نتوانستم درکلاسم بدانم و بگویم واگر گاهی هم شبیه این آموزه ها را گفته ام به شدت با مقاومت های موجود در آموزش متوقف شدم.

    بانوی شایسته ی گل های مریم ، از شما، چشمانتان، دستانتان وذهن مثبت اندیش و دل رو شنگر و تابانتان سپاس گزارم هرکجا تشریف بردید فقط شدین معلم زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن با شما یاد گرفتم زنگ کلاس هنر را ، آنجا که از نگاه تیز بین و لمس زیبای خنکای آب غافل نبودید تانگاه آن آهودربین پاپیتال های سرسبزتا برسد به حرکت سنجاب و پرندگانی که از سلیمان ما (سید حسین ) دانه می چیدندواستاد همچون طفلی معصوم به دور از ترس نوک های تیزمرغان دریای چنان غرق در آموزهای الهی بودند که من ناگهان حس کردم زنگ کلاس فراوانی با حضور استاد درپهنه تخته سبزکلاس طبیعت و سفرنامه آغاز گردیده ، و هنوز این کلاس به اتمام نرسیده بود که باز کلاس زیبا شناسی الهی و عبادت در طبیعت با شما شروع شد . چنان مست و شیدای خلقت ارباب می شوی که ناخودآگاه ترنم اشک در آینه چشمانمان و حس زیبای سجده به درگاه رب العالمین آنکه مهربانیش همیشگی است رحمتش بی انتهاغرقه می شویم . همانجا که نمازت را با نیت توحید و طلب هدایت با سیر در زیبایی های اطرافت آغاز میکنی در لحظه لحظه رکوع و سجده های دلت اشک شوق وشادی لرزش صدای مهربان مادرانه ات در شوق آموختن به فرزندان خانواده عباس منش را انجام می دهی قنوت نمازت را با بهترین وزیباترین حد ممکن تعریف وستایش وتمجید پروردگار می آغازی و پس آن خواسته های ناب و زیرکانه ات را از رب العالمین رحمان و رحیم طلب میکنی واز او می خواهی تا این زیباییها را برتو بیفزایدو نگاه مردم را به دوربین پر برکتت مهربان و خندان نماید و تورا در زمان درست ومکان درست قراردهد. . آنجا که تشهد نمازت را به سلام بر خدای بی همتا و تشکر از او وعبادان صالحش به اتمام می رسانی ندیدم آنی و کمتر از آنی عدم تمرکزت را درنماز طبیعت زیبای هستی آفرین.ما را به نماز جماعتی میبری که پر است از درس و عبادت حقیقی شادی و به اوج رسیدن . اگر این هدایت نیست پس چه نامی می توان برآن گذاشت؟کلاس شکر گزاری از آنچه که الان داریم تا بیفزاید خدایمان برما هرآنچه را که دوست داریم . خلق کردن را یادمان دادید.یادگرفتیم اول مدارهای قبلی را تثبیت و قدرتمندشان کنیم بعد به پیش برویم. یادگرفتیم در ۱۲قدم سبک وشیوه طبیعی زندگی کردن راتا ناظر برفرکانس هایمان باشیم.وقتی قانون می گوید فرکانس هایت اتفاقات زندگیت را می سازد حال خوش =اتفاقات خوش پس یاد گرفتیم هر لحظه شکر گزار باشیم تا بر خوبی ها وامیدهاو توحید و ثروتمان بیفزاید.واز همه مهمتر آرامش شما خانواده سه نفره به ما هر لحظه یاد آوری می کند عجله نکن صبور باش تا تکاملت را طی کنی وآهسته آهسته تغییر مدار وفرکانس بدهی و به خواسته های بالاترت برسی.

    واقعا زبانم الکن است از وصف شما سه معلم و درس های الهی و نداهای قوی درونتان .آنجا که مایک جوان در عین لذت بردن از وجود پدری مهربان و خاص حرمت را بی نهایت نگه می دارد. ومی آموزد به هم سن وسالانش که دوست باشید پدر را و نگاه دارید حرمتش را .

    من وهمسرم و دو دختران عزیزم هنگامی که سفر یک را به نظاره نشستیم لذت بردنمان ودرس آموختنمان شروع شد. اولین فیلم اولین درس نترس ، شجاعت کن وقدم اول را بردار.همه خانواده کمک می کردند برا ی شروع سفر، هدایت های الهی شروع شد از استند ماشین ، جسارت استاد در حرکت دادن هیولای آهنین و دنبالچه اش حداقل ۱۶مترطول آر وی و سواری می شود.

    شروع سفر دوم دیدن زیبایی های صبوری خانم شایسته واینکه همچون مادری مهربان خوراک روح وروان فرزندانش را تهیه می کند و برجان خانواده عظیم وهم فرکانس های عباس منشی روان می دارد.

    سرکار خانم شایسته باور بفرمایید بااین خلق زیبای سفر نامه من وخانواده ام چند صد میلیون تومان بهره بردیم . بدون سفر بدون بلیط بدون پاسپورت گردشی ۳۲ روزه به همراه شما آمدیم حس کردیم خنکای آن آب روان را. شیطنت های ضربات آب آبشار نیگارا را وبا شما به دیدن باغچه بورلی آمدیم به کافه ها آمدیم نظاره گر خرید هایتان بودیم وبا لذت شما لذت بردیم.

    خوشمزگی مرغ های کنتاکی شما را لذت آتش درست کردن مایک را . با استاد شادی کردیم در ترانه ها همراهی کردیم در تعمیرات وسایل لذت خرید کردنتان را بو ی خوش گل لیلیوم اورینتال را ولحظه به لحظه فقط از بانو شایسته آموختیم زیبا دیدن زیبا اندیشیدن واز شما استاد عزیز صداقت بی نقابی تمرکز و سلف کنترل برلحظه به لحظه افکارمان را .

    یاد گرفتیم توکل یعنی چه؟

    آموختیم اگر از جان وقلب و ایمان واقعی و عمیق طلب هدایت کنیم کار به فرشتگان سیستم الهی نمیرسد وخود رب العالمین به فوریت استجابت و هدایت می نماید درس پشت درس و چه کلاس شیرینی که درآن نه خستگی هست و نه تکرار وجریمه نه سرخوردگی هرچه هست تماما زیبایی و صداقت و هدایت . آفرین برشما و برهمتتان .

    از قسمت آخر از استادمان یاد گرفتیم غر نزنیم وفقط شکر کنیم . وجودتان همتتان و نفس هایتان و سلامتی و بخششتان را شکر می گذارم .

    درنهایت ازالله پاک آن رب یگانه طول عمر با عزت و سفری پر ازشادی و سلامتی شادی آرامش و برکت را برایتان طلب می کنم وهزاران هزار بار شکر خدای مهربان بخاطر شما بندگان خوبش که به سخاوت در زیبایی هایتان شریکمان می کنیدو شادی وآموختن و زیبا دیدن را به ما هدیه می کنید.

    درنهایت اینکه این سفرها برای ما لذت دوچندان دارد چون با شما در ۱۲قدم و تا الان قدم پنجم همراهیتان می کنیم.

    (مجید داودی و مریم مقدم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    نيكى گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    به نام خالق زیبایی ها????

    سلام به همه دوستان خوب و عزیزم?

    به شخصه براى من تمامى قسمتهاى این سفرنامه جالب، آموزنده و سرشار از لذت ،شادى ، زیبایی ها و روح زندگى بوده و هست .همچون کارگاهى که میتوان آموزشها رو در قالب عمل دید . فرصتى ناب که باز هم میتوان آموخت و آموخت و به گوش جان سپرد تا آنجا که تمامى آنها ملکه ذهن فراموش کارمان شود.

    اینکه تا میتوانیم تنها به دنبال زیبایی ها باشیم ، در جائیکه ذهن اکثریت افراد جامعه بدنبال نواقص ، اشتباهات ، کمبودها، نبودن ها، نداشته ها، نازیبایی ها در هر شرایطی میگردد.

    اینکه ذهن خود رو پرورش دهم تا هر لحظه جویاى نعمتهاى زیبا و بی نظیر خداوند باشم و با دیدن بخش هاى مختلف سفرنامه از جمله شرایط و آدمهاى مختلف ، اتفاقات و داستان هاى جذاب و شیرین این سفر ، سبک زندگى استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و همچنین نوع روابط شخصى و اجتماعى این عزیزان در کنار هم ، عملا دیدم که میشود اینگونه هم زندگی کرد. آرى ! شدنى است. کافیست تا بخواهیم .

    با این حال از میان تمام بخشهاى عالى سفرنامه، قسمت ٢۶ از فصل اول یعنى آبشار نیاگارا براى من یکى از تاثیرگذارترین و جذابترین قسمتهاى این سفر بوده و هست .

    آبشار نیاگارا، این شاهکار خلقت براى من نماد فوق العاده قدرت ، پاکى و خلوص ، شکوه ، جلال و عظمت است . تمام ماجواجویان و علاقمندانى که برای دیدن این پدیده بى نظیر در آنجا حضور داشتند ، از آن ارتفاع ، تنها همچون قطره کوچکى به نظر میرسیدند . این خود هر بیننده حقیقت جوئى را به فکر وا میدارد در مورد خالق این اثر خارق العاده. که او کیست!؟؟؟ خالق یکتاى این جهان .

    چه با عظمت و با شکوه ! ??

    لحظه حیرت انگیز فرود آمدن آب ، مرا به یاد فروتنى و افتادگى انداخت. که هر چه بزرگتر ، افتاده تر و بی ادعا تر !

    در کمال عظمت و بزرگى چه زیبا و با وقار، چه فروتنانه تعظیم میکند به خالق خود و آفریده هایش!

    آری ! لحظات بسیار زیباى فرود آمدن آب و غرش بلند آن ، سپس یکى شدن آن با آب رودخانه، روان شدن آب زلال از لابلاى سنگها و عبور آن از گیاهان رشد یافته برایم نماد آزاد و رها بودن، عدم رکود و جارى بودن، گذر نرم و روان از مسائل و مشکلات دنیوى ، عدم وابستگى ، در کنار شور ، هیجان و نشاط بازدیدکننده ها همراه با صداى هیجان و خنده هایشان، آدمهایى که فراتر از مرزها، نژاد ها و رنگ ها و ملیتها و زبان هاى مختلف ، تنها و تنها با زبان احساس و عواطف در کمال صلح و آرامش در جوار هم لذت میبردند و شاد بودند و با نگاه مثبت و مهربانشان با هم حرف میزدند. جالب اینکه همه اونها در لحظه متمرکز بودند و داشتند از ثانیه به ثانیه اون شرایط نهایت لذت رو میبردند.

    در اوج آن همه هیاهو و صداهاى مختلف و شور و نشاط ، در عین حال ترکیب هارمونى بسیار زیبایى رو میشد در میان تمام بخشها مشاهده کرد.

    آسمان صاف و آبى و بى نهایت زیبا، ابرهاى سپیدى که همچون یک تابلوى فوق العاده نقاشى می ماندند ، طبیعت سبز و بى نظیر اطراف آبشار، گلهاى رنگارنگ و ناز روى سنگ ها و صخره هاى بلند ، همچنین در پشت این تصاویر ، ساختمانها و آسمان خراش هاى بلند ، نماد پیشرفت و تکنولوژى در دنیا ، همه و همه در قاب یک تصویر !

    در نهایت بوجود آمدن آن رنگین کمان هفت رنگ سحر انگیز که میزان لذت و شادى و هیجان مثبت را براى بازدیدکننده ها به اوج خود رسانید و آن را دو چندان کرد. ?

    این همه زیبائی در یک نقطه ، تنها و تنها میتواند کار یک هنرمند و نقاش زبردست باشد.

    اینکه مگر میتوان این همه زیباى ها رو یکجا دید و مسحور آنها نگشت!؟؟؟ مگر میتوان ایمان به یگانگى قدرت لایزال او نداشت !؟؟ کیست آفریننده آن!؟؟؟

    این همه زیبایی !!!! جز خداى بزرگ عالمیان، خالق یکتا!??????

    حیات وحش طبیعى در عین حال بسیار تمیز و پاک ، سنجاب سیاه کوچولو و بانمک و ناز که در اوج آرامش و آسودگى در حال استراحت بود. پرندگان زیبایی که بى پروا در همجوارى انسانها آزادانه و راحت در حال رفت و آمد بودند و بازدید کننده ها رو مجذوب خودشان میکردند.

    به راستى این قسمت از سفر براى من پر از لحظات ناب و درسهاى آموزنده بودند.

    بسیار جذاب و حیرت انگیز! ???

    به هر حال امید که همه دوستان نازنینم در اینجا بتونند مثل شما این تجربیات ارزشمند رو خودشون از نزدیک داشته باشند ، همراه با کلى اتفاقات عالی و شیرین و جذاب ! ?????

    اون روز خیلی دور نیست!??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    معصومه اسمی پور گفته:
    مدت عضویت: 2492 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام خدمت خانم شایسته عزیز که دستی از دستهای خداوند شده برای ما خانواده سایت و آقای عباسمنش عزیز

    کل فایلهای سفر نامه عالی بود و روابط بین خانم شایسته و اقای عباسمنش

    من حدود چند ماهی هست که با سایت و اقای عباسمنش اشنا شدم .

    همه فایلهای سفر نامه برای من درس هدایت خداوند بوسیله نشانه ها رو داشت و صحنه های دوست داشتنی که واقعا دوست داشتم خودم تجربه کنم بوسیله دوربین خانم شایسته در کنار آقای عباسمنش و مایک تجربه میکنم ،اونجایی که خانم شایسته گفته دوست داره به افراد مختلف در محیط های مختلف توجه کنه که چ میکنند و براش لذت داره که آشنا بشه با ادم های متفاوت دقیقا همفرکانس من بوده و کلی لذت بردم از این که دوربین روی افراد مختلف و کارهای آنها میبرد و ما رو در این سفر با دوربین خود همسفر میکنه،خانم شایسته واقعا کارتون عالی هست و تشکر میکنم از زحماتتون، و همچنین از آقای عباسمنش با آنکه به شخصه دوست داره در سفر راحت باشه ولی نهایت همکاری میکنه با خانم شایسته عزیز.

    نمایش جزئیات سفر در جلو دروبین واقعا عالیه ،ای کاش خانم شایسته اجازه می دادند علاوه بر شنیدن صدا آرام بخششون بتوانیم با تصویر ایشون این سفرنامه رو به بهترین شکل ممکن تجربه کنیم ،بخصوص این همه رابطه عاشقانه عالی بین ایشون و آقای عباسمنش ی جورایی اینجوری کمرنگتر نشون داده میشه

    بهترین قسمت از نظر من قسمت ۳۱ هست که من از رابطه و بحث و گفتگو صمیمانه بین خانم شایسته و عباسمنش اونم در آخر شب که در حین آرامشی که در آخر شب هست و استراحت میکنن باهم گفتگو میکردن وبرای روز بعد خود برنامه ریزی میکردن ،این صحنه خیلی عاشقانه و عالی بود با وجود اینکه جلو دروبین خیلی محدودیتها بود.

    و دیگه اینکه اون لحظه که خانم شایسته عزیز دوربین بیرون و توی تاریکی میبره،همه جا تاریکه و چیزی دیده نمیشه ولی هربار که نور میندازه کلی زیبایی و رنگهای سبز درختان و شاخ و برگهاشون دیده میشه ،خیلی لذت بخش بود صدای شب ،وای چقدر عالی بود ،آرامش شب و صدای شب و جیرجیرکها، من اون لحظه حس کردم دنیا اطراف ما هنگام سختیها و مشکلات مانند همین شب تاریک هست که ما نمیتونیم چیزی رو ببینیم و همه جا تاریک هست ولی با هدایت و نشانه های خداوند مانند اون نور ما میتونیم زیبایها که نمیدیدم بتوانیم ببینیم و لذت ببریم و ببینم در اوج اون تاریکی چ زیبایی هایی وجود دارد

    در پناه الله یکتا موفق باشید و آرزوی من پایداری و تداوم این عشق و رابطه زیبای که بین شما وجود دارد هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    کیمیا شیرازی گفته:
    مدت عضویت: 2423 روز

    به نام افریدگار مهربانی

    سلام به شما دوستان عزیز

    از خداوند بسیار سپاس گزارم که منو رو به این مسیر هدایت کرد. وهدایتگر من در این گیتی شد تا با شما دوستان وهم فرکانسی های عزیز واستاد وخانم شایسته در کنار هم به پیشرفت خود وهمدیگر کنیم.

    باتوجه به سوال استاد:

    که مطرح کردن از کدام قسمت از سفر نامه بیشتر لذت بردین وباور های خوبی در اون پیدا کردید باید بگم که قسمت چهاردهم بیشترین تاثیر را روی من گذاشت اینکه وقتی انجام کاری بسیار غیر ممکن بنظر میرسه اما ما میتونیم انجامش بدیم . وقتی کاری بسیار دور از دسترس وغیر قابل باور بنظر میرسه این ذهن ماست که اونو دور از دسترس نشون میده ومادیگه به سراغ امتحان کردنش نمی ریم . اما اگر مایوس نشیم و بدونیم که در های بسته فقط در ذهن ماست انوقته که مثل استاد عمل میکنیم واجازه امتحان کردنشو به خودمون میدیم . با اینکه شاید اقامت در استیت پارک در جشن فورت او جولای اون روز ها کاملا غیر ممکن بود . اما استاد تونست اقامتشو تمدید کنه در حالی که چنین امری دور از دسترس بود. این حرکتی که استاد انجام دادن وعملکردشون وصحبتشون که گفتند خداوند همیشه هدایتگر ماست ومشکلات ما حل میشه واقعا منو خیلی هیجان زده کرد .فهمیدم که هروقت فکر کردیم پشت درای بسته قرار داریم و جرات اینو نداریم که دستگیره ی درو بگیریم چون میترسیم که در باز نشه وحتی اجازه ی امتحان کردنشو به خودمون نمیدیم . شاید اون در اصلا قفل نباشه وما بتونیم به هدف برسیم اما با سردی از کنارش رد میشیم چون خیلی هابه ما گفتنکه این در قفله و ما حرفای اونا رو پذیرفتیم. راستش این اتفاق منو یاد داستان هری هودینی انداخت داستان از این قرار بود که هری هودینی شعبده باز مشهوری بود .او ادعا کرد که میتواند که هر قفلی را در هر زندانی میتواند در عرض سی دقیقه میتواند باز کند .فقط کافیه که با لباس خودش به زندان بره . وقتی یک زندان ادعای هودینی رو شنید ادعای اونو قبول کرد .روز واقعه افرادی زیادی بیرون زندان ایستاده بودن .هودینی با اعتماد بنفس کامل به زندان رفت و وارد سلول شد و در و بروی اون بستند هودینی کمر بندشو باز کرد ویک استیل بیست سانتی از کمر بندش بیرون اورد ومشغوال کار شد هودینی پس از نیم ساعت تلاش اعتماد بنفس خودشو از دست داد . بعد از گذشت یک ساعت ترس تمام وجودشو فرا گرفت .بعد از گذشت دو ساعت امیدشو از دست داد و به در تکیه داد ودر باز شد . چون از اول هم قفل نشده بود؟؟؟@@

    هیپکس درو قفل نکرده بود در حالی که توی ذهن اون بهترین قفل ساز شهر درو قفل کرده بود .

    ذهن ما به ما دروغ میگه . ذهن ما قدرتمنده .حس میکنی کدوم از درهای زندگی روی تو قفل شده در حالی که اون در قفل نیست . چند مرتبه در زندان ذهن خودت گیر افتادی تقلا کردی اما به نتیجه نرسیدی.

    چند بار برای حل مساعلی که راه حل های ساده ای داشته خودتو به دردسر انداختی چون معتقد بودی که راه حل باید پچیده باشه.بلندشو همین حالا امتحان کن ومغلوب نشو درهالی که بهترین پشتیبان دنیا ر داری تو حق نداری نامید بشی حق نداری به چیزی جز موفقیه فکر کنی حق نداری وقتی شکست خوردی دوباره بلند نشی و مایوس بمونی.تو الله یکتا رو داری بهترین تکیه گاه فقط روی خدا حساب کن و جلو برو قدم بزار.این قسمت این حس رو به من القا کرد که فقط روی خدا حساب کنم که خودش هدایتگر من میشه.باور ایمان وتوکل رو به من یاداوری کرد . به قول خانم شایسته عزیز خداوند همیشه هدایت گر ماست وما درزمان مناسب در مکان مناسب قرار میگیریم. نیازی نیست نگران چیزی باشیم فقط در مسیر خواسته ها والهامات خودمون پیش میریمو خدا قفل درو برای ما باز میکنه وحس میکنم تعبیر این جمله است که خدا میگه از تو حرکت واز من برکت و مقصودش واقعا همینه.

    یکی دیگری از نکات زیبا و قشنگی که توی این فایل وجود داره این بود که وقتی خانم شایسته از پارک فیلم برداری میکرد ومراحل سا خته شدن استیت پارک رو توضیح میداد گفت که هزینه ساخت رو مردم وخیرین تامین کردن ومن یک لحظه شوکه شدم که وای خدای من تمام هزینه ی ساخت رو مردم تامین کردن . حتی هزینه های جاری پارک رو از مالیات به دست میارن . با تمام وجود این عملکرد رو تحسین کردم وبه دو نکته زیبا در این بخش رسیدم

    ۱ – به این رسیدم که ثروت مقدسه وثروت مند شدن عملکردی خدا پسندانه .در حالی که من وتو دوست عزیزم ممکنه صد ها باور غلط در باره ی ثروت توی ذهنمون باشه. واینکه اگر ثروت مند باشیم هم به پیشرفت خودمون کمک میکنیم هم به گسترش جهان اطراف .وچه خوبه همین جا متعهد بشیم که ثروتمند بشیم.

    ۲ – فقط ۶۰۰ هزار دلار ازاین هزینه رو دانش اموزان تهیه کرده بودن . چه عملکرد حیرت اوری وچه زیبا به جای اینکه از بقیه انتظار داشته باشیم به خودمون متکی باشیم . از کسی توقع نداشته باشیم که پدرم فلان کارو برام نکرده مادرم چنین کاری برام انجام نداد یا خانواده ام وظیفه اش بود که منو درک کنه و یا در نمونه جامع تر بگیم دولت هیح کاری نکرده وخودمون رو سرگرم بحت های سیاسی بی سر وته بکنیم واز زندگی فا صله بگیریم . ما باید این باور غلط رو دور بریزیم .سعی کنیم دیگه در انتظار نباشیم دیگه وقتی اون انتظار ما براورده نمیشه که حتی گاهی انتظار هامون کاملا غیر منطقیه پریشون وناخوش احوال نمیشیم بادیگرون بحث نمیکنیم مشاجره نمیکنیم همین سادگی دلیل ارامش خودمون میشیم . اونوقته که از تنها کسی که انتظار داریم خودمون هستیم. دوست من برای ارامش دل وجان خودمون هم که شده دیگه متوقع نباشیم وبی منت محبت کنیم عشق بورزیم وکمک کنیم چون حتی اگر ازما تشکری نشه یا پاسخی نگیریم یکی اون بالا هست که هم در این دنیا وهم در جهان اخرت پاداش مارو میده .

    به امید روزی که این اگاهی های مطلوب بشه بخشی از زندگی ما وبتونیم خیلی خوب بهش عمل کنیم وازش لذت ببریم .

    راستش الان که داشتم این مطالب رو مینوشتم فکر کردم که نوشته من باید خیلی خارق العاد باشه که نظر شما رو جلب کنه ومنوتایید کنید ونکنه که تایید نشم. اما حالا که اینارو نوشتم میبینم خودم جواب خودمو دادم وباید به خودا توکل کنم نگران نباشم خدایی که منو هدایت کرد تا اینارو بنویسم خودش هم قفل درو باز میکنه واگر هم تایید نشدم ناراحت نمیشم چون انگار من چیز ارزشمندی به دست اوردم واونم نگران نبودن وتوکله.

    با ارزوی خوشبختی بی کران

    کاپیتان زندگی خودت باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    کهکشان گفته:
    مدت عضویت: 2530 روز

    سلام به استادعباسمنش عزیزم امروزعیدقربانه ومن احساس فوق العاده عالی وبی نظیری دارم احساس شادی احساس معنویت احساس پاکی عشق بینهایت خدارونسبت به خودم احساس می کنم اینقدرقصیدم وخداروشکرگفتم امروزخداروبابت وجودشماچندین وچندبارشکرکردم ایشالله که همیشه سلامت وخوش وخرم باشین خیلی دوستون دارم عیدقربان روهم به همه تبریک میگم ایشالله که همه سرحال وشاداب باشین امین یارب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    مریم امیری گفته:
    مدت عضویت: 3032 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته مهربونم

    سلام به خانواده صمیمی ام

    از زمانی که خانم شایسته عزیز فایل برامون‌ارسال می کردمن پیگیری می‌کردم و بهترین و شاخص ترین و دلچسب ترین فایل که ارسال شد فایل29 بود که بسیار برای من جذاب بود چون این خانوم به ما یاد داد درلحظه زندگی کردن می‌تواند گذشته و آینده من را بسازد و هیچ وقت به موضوعی که ناراحت و دلواپسم میکنه توجهی نداشته باشند بنابراین بهتر ین فایل را فایل29 می دانم مخصوصاً گل و گیاه هایی که کاشته بود بسیار زیبا ودلنشین بود گلهای بسیار زیبایی در باغچه کاشته بود که من خودم و فرزندانم را در آن باغچه تصور می کردم که در حال زندگی کردن هستیم زیرا که گل و گیاه های بسیار زیبایی رو پرورش داده بود واحساسات عالی در من ایجاد کرده بود به امید روزی که من و همسرم و فرزندانم ودامادهایم،

    زندگیمان در کنار استاد ببریم

    دوستدار همیشگی و دائمی شما

    مریم امیری منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مریم علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 3650 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان که اینقدر در به اشتراک گذاشتن این زیبایی های بی نطیر با ما سخاوتمندانه عمل میکنید و سلام به تمامی دوستان دراین خانواده پراز عشق

    وای که من چقدر هنور در نوشتن مقاومت دارم تا اینکه امشب خودمو را ضی کردم بنویسم ممنون خانم شایسته عزیز که این مسابقه رو گذاشتین و از ما خواستین که دوباره بشینیم و از قسمت اول این سفرنامه شروع کنیم به دیدن هرچند که من هر قسمت رو چندین بار همیشه میدیدم ولی باعث شد دوباره خیلی چیزا رو که دقت نکرده بودم یا درک نکرده بودم رو درک کنم خوب اینم تکامل میخواد دیگه و اینکه دوباره چقدر خندیدم به ترانه خوندن های استاد و چقدر تو آبشار بازی کردم و چقدر این بار بیشتراز باغچه بورلی و حیاطش لذت بردم و یا از خانه آبشار.وای چقدر زیبا بود اونجا برای من چقدر شگفت انگیز بود. چقدر دوست داشتم میان باغچه های گل بورلی و روی چمن ها دراز بکشم و آزاد و رها آسمون رو تماشا بکنم کاری که همیشه تو بچگی میکردم ولی نه رو چمن بلکه رو زمین خاکی آخه من بچه کویرم چقدر فضای خونه اون خانمی که شما رو به خونش دعوت کرد رو دوست داشتم و مهمتر اینکه از شما یاد گرفتم که با هربار دیدن زیبایی ها به خدا بگم خدا جونم منم میخوام اینا رو تجربه کنم و حتی خیلی بیشتر از اینا راستش قبل از اینکه دوباره این سفرنامه رو ببینم فقط از دیدن این سفرنامه لذت میبردم و با هربار دیدن این زیبایی ها ذوق میکردم و فقط میگفتم خدا جونم شکرت برای این همه زیبایی برای این همه شکوه برای این همه ثروت این همه فراوانی برای این همه لبخند مردم هرروز صبح که بیدار میشدم میگفتم بزار ببینم امروز خانم شایسته چی برامون آماده کرده اولین بار بود که اینقدر با ذوق فایل ها رو دانلود میکردم و حتی اکه آخرشب بود باید حتما نگاه میکردم بعد میخوابیدم فکر میکنم ما اون فرکانسی رو دریافت کرده بودیم که شما با عشق این سفرنامه رو تهیه میکردین که ما هم با عشق دانلود میکردیم و نگاه میکردیم.چقدر وقتی استاد گفتن که چه ما و چه اونایی که دارن این سفر نامه رو نگاه میکنن در یک فرکانسیم خوشحال شدم چقدر ذوق کردم و گفتم استاد راست میگه ها اگه تو این مدار نبودم یا باید اصلا این فایلها رو نمیدیدم یا بعدها میدیدم ولی هربار که قسمت جدیدی میومد سریع دانلود میکردم و نگاه میکردم و هر بار اومدم که تو سایت سپاسگذاری کنم برای تهیه این سفرنامه زیبا ولی باز مقاومت کردم هنوز من باید حالا حالاها کار کنم روی اعتماد به نفسم با اینکه خیلی بهتر شدم خانم شایسته باید بگم هربار که شما با دیدن زیبایی ها ذوق میکردین منم به همون اندازه ذوق میکردم و لذت میبردم و این بود که منم با شما هدایت شدم به واووووووووووووووووو آبشار آبشارآبشار نیاگارا آبشاری که فقط اسمشو شنیده بودم و حتی هیچ عکسی ازش ندیده بودم ولی شما اینقدر زیبا و سخاوتمندانه همه چی رو به تصویر کشیدین که من خودمو اونجا احساس کردم حتی الانم که دارم در موردش مینویسم ی حس عالی ای دارم هرچی از زیبایی و شکوهش بگم کم گفتم اصلا همچین آبشاری رو هیچوقت تو ذهنمم تصور نمیکردم فکر میکردم فقط ی خورده از آبشارهایی که میبینم بزرگتره نمیدونید چقدر خدا رو سپاسگذاری کردم چقدر لذت بردم از رفتن استاد و مایک عزیز زیر آب چندین بار به عقب برگشتم و نگاه کردم و منم با خندشون خندیدم آخه خودمم همچین روحیه ای دارم نمیشه آب ببینم و کودک درونم بیدار نشه و از بازی کردن تو آب یا اونطوری ورجه وورجه کردن زیر آبشار لذت نبرم آخه من عاشق آب و عاشق هیجانم.دست مریزاد خانم شایسته که با این دقت و زیبایی همه چی رو به تصویر کشیدین حتی با اینکه فهمیدم با چه شرایطی و غرغرهای استاد این کارو انجام دادین چون راستش منم مثل استاد هستم اصلا اهل فیلم و عکس گرفتن نیستم مخصوصا موقع هایی که دارم از اون مکان لذت میبرم دوست دارم هیج محدودیتی نباشه درگیر هیچ چیز دیگه ای نباشم و فقط آزاد و رها باشم و لذت ببرم و همین غرغر ها رو هم من به عشقم میکنم وقتی میریم تفریح یا مسافرت چون اون عاشق عکس گرفتن از منه من عصبانی میشم.مریم عزیز چقدر من با این سفرنامه تغییر کردم تو این مدت چقدر تجربه های عالی داشتم منم با این سفرنامه و توجه آگاهانه به زیبایی ها به چه جاهای زیبایی هدایت شدم و با اینکه شنا بلد نبودم شیرجه میزدم تو آب و چقدر با عشقم زیر آبشار و تو دریا آب بازی کردیم چقدر راحت تر عشقمو ابراز میکنم و بی مقدمه به عشقم میگم عاشقتم قبلا باید حتما اون بهم میگفت چقدر اعتماد به نفسم بالاتر رفته و خودمو لایق رسیدن به خواسته هام میدونم چقدر راحت تر میتونم ذهنمو کنترل کنم تا اینکه با همین توجه به نکات مثبت این هفته ی اتفاق عالی برام افتاد مریم عزیز ازت یاد گرفتم که اگه از هرچیزی ولو کوچک لذت ببرم و تشکر کنم به سمت بزرگترینها و بهترین ها و بیشترین لذت ها هدایت میشم تو از اون رودخونه لذت بردی هدایت شدی به خانه آبشار و بیشتر لذت بردی و بعد هدایت شدی به بزرگترین آبشار جهان با لذت بیشتر و میخوام بگم ما بچه های سایت هم مثل شما از همه اونا لذت بردیم و از شما و استاد یاد گرفتم بدون توقع عشق بورزم که این رفتار شما یک باور بسیار غلط رو در ذهن من شکست ازتون یاد گرفتم که در انجام دادن هرکاری جسارت لازمه نه مهارت .استاد عزیز و مریم مهربانم ازتون بینهایت سپاسگذارم و عاشقتونم.خدا میدونه که اگه ذوباره و دوباره این سفرنامه رو ببینم چندتا درس دیگه یاد میگیرم وای راستی یادم رفت بگم چقدر ذوق کردم وقتی داشتین به سنجاب و مرغهای دریایی پفیلا میدادین.در آخر باید بگم این سفرنامه همش عشق بود عشق..سپاسگذارم خداجون که منو بااین خانواده عالی آشنا کردی.با عشق منتظر قسمت های بعدی سفرنامه هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 2468 روز

    (مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم ، دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم ….)

    لحظه لحظه این سفر ردپای خدا ست همه جا صدای خدا شنیده میشه ، ذوق مریم شایسته بی نهایته مثل ذوق بچه ها(اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من ، دل من داند و من دانم و دل داند و من ) چقدر بنده میتونه شبیه خدا باشه ؟ چشمای استاد پر عشقه ( بی عشق نشاط و طرب افزون نشود) رفتار مایک سرشار از بزرگیه .(نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو )

    (گفتی که مستت میکنم ، پر زانچه هستت میکنم ،گفتم چگونه از کجا ؟ گفتی که تا گفتی خودآ ….)

    لحظه لحظه این سفر پر شده از ثروت ، فراوانی ، آرامش،

    امنیت ، برکت ، مهربانی ،شور و هیجان ، عشق و زیبایی …..

    کدام ردپای خدا زیباتر است ؟

    همه اش زیباست

    (حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

    و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

    هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

    وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو …)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    مجید رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    مجید

    سلام به استاد والا و خانواده عظیم و صمیمی عباس منش

    تمام قسمت های سفر به دور امریکا را با اشتیاق و ذوق فراوان تماشا کردم خصوصا متن های زیبایی که مریم خانم عزیز و با احساس در ابتدای هر فایل نوشته اند و خواندن آنها مثل یک راهنما برای درک زیبایی های آن فایل است چون من عادت دارم اول متن ها رو می خونم و بعد به سراغ دیدن فایل ها میرم و این کار حوزه دید بیشتری از درک حقایق اون تصاویر بهم میده خدا را سپاس…

    آب ،این عنصر طبیعی اینقدر زیبا و آرامبخش و پر از انرژی مثبته که به سادگی نمیشه از کنار اون به سادگی گذشت و هر کجا در این کره خاکی بوده نه تنها آدمها رو به دور خودش جمع کرده بلکه انسان در کرات دیگر هم به دنبالش رفتن و جستجو میکنن.به شخصه اوج این انرژی مثبت رو در فایل 26 سفرنامه دیدم و باعث شد چندین و چند بار خودم و خانوادم این فایل رو تماشا کنیم همه چی توش بود از ابرهای زیبا و درختان سرسبز و هوای پاک که بگذریم حجم عظیم این آب زیبا چشم هر بیننده ای رو به سمت خودش جذب می کنه.

    دوستان عزیز عید گذشته خیلی اتفاقی در مناطقی از کشورمون که دچار آب گرفتگی شده بودن بمدت یک هفته حضور داشتم و دیدم حجم زیاد آبی رو که جلوی چشمان مردم هر ثانیه عبور می کرد ولی هیچ کس به زیبایی اون توجهی نمیکرد و حس خوبی نداشتند اما وقتی این فایل رو نگاه میکردم توی ذهنم مقایسه می کردم که در آبشار نیاگارا مردم با حس خوب میان آب و طبیعت رو تماشا می کنن و لذت میبرن حتی جایگاههایی با امکانات ساده خیلی نزدیک به محل ریزش آبشار درست کردن تا همه از نزدیک بیان و قدرت و طراوت آب رو لمس و تجربه کنند و اینکه مریم خانم با گوشی خودش به نزدیکترین محل آبشار میره تا ما رو هم از لذت برخورد آب به صورتمون برخوردار کنه که خدا میدونه درسته که آب به گوشی برخورد میکرد اما من روی صورتم حس و تصویرسازیش میکردم و لذت میبردم ، استادعباس منش و مایک که من اینقدر سرحال و سرزنده ندیده بودمشون مخصوصا شوخی های استاد با مایک عزیز ،حضورآدمهایی از نقاط مختلف جهان با هر رنگ و نژاد که نقطه مشترک همشون لذت بردن از لحظه بود، نظم و آرامشی که پرسنل اون محل برای مردم تدارک دیده بودن ،مهربونی و لطافت با حیوانات و غذا دادن به اونا و اینکه استاد روی زمین نشستن و نظر کسی براشون مهم نیست و فقط دارن به زیبایی سنجاب و مرغ های دریایی توجه میکنند که گرفتن غذا از دست استاد توسط حیوونا حتی برای مایک هم تعجب آوره ، دید چشم نواز شهری که این آبشار و زیبایی ها رو در خودش جا داده … باور و ایمان هر بیننده ای رو تقویت می کنه البته کسی که بقول استاد توی مدارش باشه و فقط کافیه که سرش رو به سمت هرکدوم از این زیبایی ها توی این فایل بندازه تا گوشه ای از قدرت پروردگار زیبایی ها رو درک کنه و به دور از انصافه که توی این تصاویر کسی بتونه نکته منفی پیدا کنه

    که البته بچه های این سایت به شایستگی قدر این همه زیبایی رو میدونن و تا حالا ثابت کردن. از همشون ممنونم.

    خودمم وقتی این متن رو می نوشتم توجهم بیشتر از قبل سمت زیبایی های این تصاویر رفت و بیشتر در موردشون فکر کردم و به نظرم هدف هم همینه تا بتونیم در خودمون عادت تفکر و تعمق و توجه کردن به زیبایی های اطرافمون رو نهادینه کنیم و این اصل و اساس زندگی ما رو باید تشکیل بده.

    زندگیتون سرشار از زیبایی و عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: