«تجربههای من از اعتماد به نشانهام» - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری106MB25 دقیقه
- فایل صوتی23MB25 دقیقه
این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن، فقط داستانهایتان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» آغاز شد.
اینکه چطور آن نشانه را تشخیص دادید؛
و آن نشانهها چه زنگهایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پلههای متوالی از قدمهای پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویههای قبلیات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد؛
و چطور از میان هزاران شیوه، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین، نزدیکترین، لذتبخش ترین، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات و شرایط آن لحظهات بود.
و در نهایت، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها، تجربهها، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخهی با ایمانتر در شخصیتات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانهها و بنیان کردن تمام جنبههای زندگیاش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی نشانههاست.
داستان هدایت تو به نشانههایی که برای حل مسائلتان به آنها هدایت میشوی، و قدمهای عملی و تکاملیای که در جهت آن هدایت برمیداری و تجربیاتی که-در ادامه- برای اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته میشود، از دل اعتمادی ناب متولد میشود که -حتی با وجود نجواهای ذهنتان-، نسبت به ساز و کار هدایتگونهی خداوند، در قلبتان میسازید و به قول خداوند:
ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره
این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است، فقط آنهایی را با خود همراه میسازد که تقوا پیشه کرده و ذهنشان را کنترل میکنند و به نشانهها اعتماد میکنند و تسلیم مسیر هدایتشان میشوند و رستگاران و متبرّک شدگان آنها هستند.
زیرا خداوند هرگز برای یاری ما، قوانینش را نقض، معلق یا موقتاً غیر فعال نمیکند، بلکه به شیوههای کاملاً طبیعی، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان هدایت خود را به سمتتان جاری میسازد.
ما از طریق ایدهها و نشانههایی هدایت میشویم که به واسطهی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله، یا خواندن داستان و تجربهای که برایمان الگو میشود و مرز ناممکنها را در ذهنمان جابه جا میکند، یا راهکاری که دیگری برای مسئلهای متفاوت اجرایش کرده، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…، به ما الهام میشود.
نقطه مشترک این نشانهها این است که همهی آنها، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائلمان» را در دل خود دارند.
پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.
زیرا این وعدهی خداوند است که:
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38
نکته مهم:
در راستای هدفما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت، در این صفحه فقط نظراتی منتشر میشود که درباره داستان و مسیر هدایت شدهای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» نوشتهاید.
منتظر خواندن داستانها و روندی هستیم که در مسیر هدایتتان طی میکنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحلهی بالاتر هدایت میکند.
وقتی از قدرت کانون توجهمان برای دیدن، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده میکنیم، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانوادهمان، صدق بالحسنی میشویم، آرام آرام، جنس محکمتری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه میشود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر میدهد و به قول قرآن، چشمانمان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانههای هدایت بیناتر میکند.
سلام به همه دوستای عزیز
فایل نشانه امروز من “سفر به دور امریکا قسمت۷” بود.
چیزی که می خوام بگم واقعا این نشانه روزانه اشاره به فعالیت هایی که می کنیم یا نیاز داریم که بکنیم و کلا می تونم بگم راهنما و هدایتگر ما هستش.
من امروز صبح قبل اینکه بیام رو نشانه ام سر صبح رفتم و سیست ارتمیا هچ کردم( تخم میگوی آب شور که در واقع باز بشند) و بعد اون که این کار رو کردم اومدم و توی سایت و روی نشانه امروزم زدم و دیدم این قسمت از سفر به دور امریکا استاد و میکائیل ی جایی پیدا کرده بودن و می خواستن خانم شایسته رو غافل گیر کنند و به فضایی رفتن که توش پروانه بود و جالب اینکه پروانه ها از حالت شفیره ای داشتن تبدیل به پروانه میشدن. یعنی چیزی که من امروز انجام دادم که خواستم میگوی اب شور تولید کنم دقیقا شبیه همین پروانه ها بودن که متولد میشدن.
واقعا این نشانه روزانه هدایتگر هست و هر روز برام نشانه هایی را نمایان میکنه.
سپاس از استاد عزیز بابت این قسمت از سایت و سپاس از همکاران شون تو سایت.
شاد و موفق و پیروز باشید.
خدایااااااااا شکرت صد ها هزااااااااااران هزاااااار مرتبه شکرت که به من فرصت زندگی کردن دادی
به من فرصت دادی که زندگی کنم و خودم رو تجربه کنم
من ازت خواستم و تو به من فرصت دادی که به این جهان و این دنیای بییییییی نهایت بیام و از این زندگی و این جهان سراسسسسسسر هوشمند لذت ببرم
فقط و فقطططططط لذت ببرم
خدایاااااااااا عاشقتم
نمی دونم از شوق فراوانم چیییییی بگم
چطوووووووری ازت تشکر کنم و سعی کنم حداقل گوشه ای از عشقققققق بودنت و تجربه کنم
هر چند که من هم تکه ای از وجود تووووو هستم
و تو همه چیزی
همه چیییییییییییز
امروز که احساس کردم به یک نشانه احتیاج دارم
بهم گفته شد که “نشانه ی امروز من” را بزن
و اولش من مقاومت داشتم
که من چند ساعت قبل “نشانه ی امروز من” را زدم و فایل را هم قبلا دیدم و آن هیچ ربطی به نشانه ای که من به آن احتیاج دارم ندارد
اما او باز هم گفت که “نشانه ی امروز من” را بزن
بعد از کمی مقاومت بالاخره تصمیم گرفتم به این الهام عمل کنم
پس دکمه “نشانه امروز من” را زدم
بعد به من الهام شد که به سراغ کامنت های اون فایلی که قبلا هدایت شده بودی برو
منم شروع کردم به خوندن کامنت ها
که دیگه کلا در کامنت ها غرق شده بودم و سراااااااسر احساس خوب
ولی هنوز اون نشانه ای که مد نظرم بود رو بدست نیاورده بودم
تا اینکه در حال خوندن کامنت ها بودم که یک تضاد برام پیش اومد
و من اون تضاد رو در حالی که سرااااااسر احساس خوب بودم(این احساس خوب رو از کامنت های همون فایل دریافت کرده بودم) در نهااااااایت آرامش و احساس خوب کنترل کردم
(که باز هم می تونستم بهتر باشم)
و بعد از حل اون تضاد دوباره به سراغ کامنت ها اومدم ولی سایت از صفحه ی اون کامنت و اون فایل کلا بیرون اومده بود
پس من بدون اعصاب خوردی و با احساس خوب دوباره وارد سایت شدم
و تا می خواستم که روی دکمه ی “نشانه امروز من” کلیک کنم و خوندن کامنت هارو از سر بگیرم، بهم الهام شد که بر روی دکمه ” تجربه های من از اعتماد به نشانه ام” کلیک کن
و من بدون مقاومت بر روی این صفحه کلیک کردم و بعدش خداااااااااااااای من
هدایت شدم سمت کلییییییی آگاهی های ناب که واقعا واقعاااااا هر کدومشون به قول استاد از چندین کتاب موفقیتی بیشتر ارزش دارن و سراااااااسر سرااااااااااااااااااسر آگاهی های خالص و ناب و توحیدی هستند
خدایاااااااا شکرت
اصلا دارم دیوانه میشم از این همه هوشمندی جهاااااااان این سیستم فوق العاده و این خدایی که بدون اذن اون حتی یک برگ از روی درخت نمی افته و هیییییییچی کم و زیاد نمیشه
واقعااااااااا دارم حس می کنم که چقدددددددر خالص تر و توحیدی تر شدم
خدایااااااااا شکرت
صد ها هزااااااااااران هزااااااااار مرتبه شکرت به خاطر این استاد فوق العاده و همسر عزیزشون که هر لحظه داااااااارم ازشون طریقه خدایی بودن رو یاد میگیرم
که اون ها هم دارن به الهاماتی که بهشون میشه عممممممممممممل میکنن علاوه بر کار کردن بر روی باور هاشون
عااااااااااااشقتونم
و هم خانواده ی فوق العاده ای که چققققققققدر خوب دارن عمل می کنن به الهامات و اعتماااااد می کنن به نشانه هایی که براشون میاد از طرف خدا
واقعا این احساس فوق العاده ای رو که بهش رسیدم رو نمی دونم چطوری توصیف کنم
فقط می خوام بهشون توجه کنم و شکرگزاری کنم بابت اینها که هرررررررر لحظه افزایش پیدا کنه
خدایا من رو بیشتر به سمت این آگاهی های خالص و ناب هدایت کن و خدایی ترم کن
در پناه الله یکتا شاااااااااااد باشین
ساااااااااالم
ثرررررررروتمند
و سعاااااااااادتمند در دنیا و آخرت
و این آگاهی و نشانه ها و الهام ها ادامه دارد...
با سلام به استاد و همفرکانسی های عزیزم
اول از خدا سپاس گزارم برای احساس خوبم و تک تک اعضای بدنم و قوانین این جهان هستی.
زندگی من از بچگی در رنجو عزاب و اعتیاد بود تا سن 19سالگی من در این سن بجایی رسیدم که مرگ ارزویه درونیم بود بعد در اوج این سیاهیایه زندگیم یه نفر پیدا شد که دستی از دستان خداوند بود و تونستم یه زندگی دوباره شروع کنم خلاصه کلام این زندگی من تا جایی پیش رفت که من یه انسان سالمو پاک بودم ولی اصلن حالم خوب نبود .روزو شب مینوشتم روزو شب گریه میکردم و خدا خدا میکردم .و با خودم عهد بسته بودم که خدایا اگر هستی کمکم کن راهو نشانم بده چرا من هر کاری میکنم نمتونم حال خوبی داشته باشم چرا نمی تونم لذت ببرم حالم بده .و قرار این شد یا همون شب حالم خوب بشه یا خدا خودشو بهم نشون بده
واگر نشانه ای از سمت خدا نمیومدتصمیم من این بود که به همه چی پایان بدهم .
استاد عزیز دوستان هم فرکانسی ام من در همون اوضاع و احوالات بودم که دوست من بدون هیچ پرسشی و سوالی اومد در گوشم بقلم کرد و در گوش من گفت تو هر چیزیو که بخوای میتونی بسازی .گف گوشیتو بردار بزن عباس منش و به فایل هایی که گزاشته گوش کن .
خدا رو شکر خدایا سپاس گزارم برای این حس خوب هدایتم
باورتون نمیشه ازون روز تا الان حدود سه سالو نیمه رد میشه من به خیلی چیزا دست پیدا کردم پایه یک گرفتم و بی نهایت نعمتو ثروت رسیدم
و از همه مهم تر من تو این مدت واقعا حال بدو تجربه نکردم زندگی و احساس من چیزی جز زیبایی نیست
خدا رو شکر من راننده کامیونم میرم شهرایه مختلف لذت میبرم عشق بازی میکنم با خدای خودم .استاد منم این شما دوره گزاشتم برا خودم وقتی بار میزنم حرکت میکنم با خودم میگم برو سفر به دور ایران
خدارو شکر بابت این احساسم چون من یه زمانی نمیتونستم خوشجال باشم نمیتونستم به واسته بیماری که داشتم تا سر کوچه برم
عاشقانه دوستون دارم .
به خدای بزرگ میسپارمتون
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانواده گرانبها و پر مهر پر برکتشون من چند روزی هست تو سایت اومدم و عضو شدم دو سه روز اول فقط قسمت خوش امدید رو نگا میکردم ولی فقط دفعه اولی که عضو بودم خودم ب اون صفحه هدایت شدم بقیه روزا خودم میرفتم تو صفحه خوش امدید چون صفحه ی مرا به سوی نشانه ام هدایت کن باز میشد برام که من نمیرفتم و دیروز نرفتم تو صفحه خوش امدید سایت که باز شد مستقیم کلیک کردم رفتم به سوی نشانم فایل سریال سفر به دور امریکا قسمت 126 یرام باز شد ومن همشو نگاه کردم و از لحظه ای که دیدم سپاسگزاری کردم از خداوند و این سپاسگزاری نا خواسته بود و دست خودم نبود لحظه به لحظه این سریال پر از اگاهی نشانه و فراوانی و لذت و حضور و عظمت خداوند بود من بقین دارم این سریال تقریبا 50 دقیقه ای پر از اگاهی بود واقعا ذره ذرش لذت بخش بود نمیتونم بگم کجا این سریال خوب بود چون واقعا لحظه ی نبود که بگم همش بی نظیر بود اگر بخام بحشی ازش رو بگم حس میکنم بقیشو که نگفتم از ارزشش کم کردم ایده ها اگاهی ها که دریافت کردم عالی بود بی نظیر بود و امروز که به سایت سر زدم که همین صفحه ی تجربههای من از اعتماد به نشانهام هست که الان پیامم رو دارم مینویسم و حسم گفت که باید این دیدگاه رو بنویسم فایل تصویری استاد رو نگا کردم دقیقا این حس رو که من بهش ایمان کامل و یقین دارم بدون ذره ای شک تردید حسی که دریافت کردم این بود کلمه به کلمه که کنار هم میذاشتین و جمله بیان میشد از خودتون نبود به شما از جایی میرسید و شما از جایی فرای این عالم اونو دریافت میکردین و بیان میکردین و چندباری که نگاش کردم برای من نشان هایی داشت ب این دلیل چندبار نگاش کردم بعد این که نگاش کردم من چند وقتی درگیر یه مسئله ای بودم اینکه کتابی بنویسم متوجه شدم باید اینکارو بکنم و اتفاق عجیبی که افتاد این بود که تو این ویدیو که ضبط کردین گفتین برای نشانه های شماست که بهش تردید دارین و دقیقا تردید من هم بود که کتاب رو بنویسم و جالبتر اینکه من امروز لحظه ای که از خواب بیدار شدم مستقیم ب سایت اومدم و وفتی بعد دیدن سایت رفتم صورتم اب بزنم دقیقا لحظه ای اب ریختم زدم به صورتم و اصلا تو قکر نبودم اسم کتاب از ذهنم رد شد اصلا اون لحظه توی فکرش نبودم حتی اسمشم بصورت اتفاقی اومد و در رایطه با موضوعشم بین چندتا گیر کردم که موضوعشم انتحاب شد و من به جرعت و اطمینان کامل میگم همش نشانه بود برای من
خوشحالم ارومم و تو این مدت کوتاه که تو سایتتون بودم حالم عالیه و انرژی که میکیرم و مطمئنم انرژی معمولی نیست سپاسگزار خداوندم بابت همه ی امور زندگیم و سپاسگزارم خداوندم بابت حضور شما و خانواده دوست داشتنی و ارزشمندتون در زندگیم
سلام من مهدی هستم وفایلهای رایگان استادعباسمنش روبارهابارهاگوش میدهم ونزدیک به دوسال هستش به صورت کاملا اتفاقی دریوتیوب آشناشدم البته به صورت کاملا اتفاقی با کتابی آشناشدم بعد به استاد رسیدم وطبق اعتقادی وباوری که به خدا داشتم بعدازگوش کردن به فیلهای رایگان استاد متوجه شدم که خداست که منوهدایت کرده و اقعا سپاسگزاروشاکرهستم وامروزروی موتورباخودم فکرمیکردم ودردرون خودم میگفتم خدای مهربون من نزدیک به دوسالی هستش این فایلهارو گوش میکنم دیگه تکراری شده والانم قسط میدم خودت یه جوری ردیف کن فایل روانشناسی ثروت تهیه کنم یه دفعه بعد چنددقیقه به صورت اتفاقی دستم خوردفایل روانشناسی ثروت آمد واستادشروع به صحبت کردوبعدازچنددقیقه استادگفت هرکی بهای این فایلو پرد اخت نکرده من راضی نیستم وسریع خاموش کردم وهمون لحضه یه بادی اومدوکلاهمنو بادبرد وتازه به مبلغ۱۰۰تومان خریده بودم وسریع یادحرف استاد افتادم که تو یه فایلی گفته بود هر اتفاقی افتادخدارو شاکرباشین واین کارو کردم وشکرگزاری کردم وگفتم خداچندبرابرشو میده منیه که زیادتحصیلاتی ندارم وزیادازگوشی سردرنمیارم گفتم خدایا خودت سایت عباسمنشو ردیف کن برم عضو سایت شم الان که ساعت ۲شب هستش من عضوسایت هستم وبرادرخانومم حدود۴ساعت پیش خانه ما اومدن ومن گفتم من چه جوری عضوسایت شم میگه باید ایمیل داشته باشی برادر خانمم درست کرد. وبه قول استاد دستان خداوندرو دیدم ونظرهای شما ر و خوندم خیلی محترم بود وجالب اون ۱۰۰تومن کلاهی که بادبردازطرف دستان دیگرخدا یعنی استاددرکیف پول من هستش خدایا شکرت بهمین راحتی وفهمیدم خداوندهرگزدیرنمیکند وخداوندبه سادگی نیا زهای منو برآورده میسازدخدای مهربون شکرونظرمن اینکه ما کنتر ل وهدایت میشویم واگردرکارهیمان نظم داشته باشیم درزمان مکان وشرایط مناسب قرارمیگیرم وصاحب زمان میشویم سپاس مچکرم ازخدا وعزیزان دل استادحلال کن مرسی ازشما عزیزان دل که دستان خدابودید
سلام خدمت استاد گرانقدرم و خانم شایسته عزیز و همه دوستان گلم
میخوام از داستان هدایت خودم بگم
من قبلا به خدا ایمان نداشتم و یه روزی من برای شستن ماشینم به کارواش رفتم به صورت اتفاقی دیدم یه همکلاسی دوران ابتدایی ام که چندین سال بود همدیگرو ندیده بودیم و از همدیگه بی خبر بودیم یه ماشین لوکس و مدل بالا داشت اونم اونجا بود ،خیلی تحویلم گرفت و از دارایی و ثروت خودش برام گفت و از موفقیت هایی که کسب کرده و بسیاری از موارد دیگر ،حتی پول کارواش منو هم حساب کرد و بعد اون صحنه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ،و من اومدم یه کتابی که پی دی اف بود یه از دوستام به من داده بود کتاب جادوی باور ،این کتاب میگفت باید به خدا ایمان داشته باشی ،و من هم اینو نمیتونستم قبول کنم ، تا اینکه من یه روزی با اینکه ایمان نداشتم گفتم شاید واقعا خدایی وجود داشته باشه و صدامو بشنوه از ته دل چندین بار با صدای بلند گفتم خدایا منو هدایت کن منم میخوام مثل این دوستم ثروتمند بشم همون روز شب رفتم یوتیوب اسم خدارو سرچ کردم دیدم فایل استاد اومد (خداوند رو بهتر بشناسیم )اومد همینکه دیدم دیگه ازون روز به بعد من ایمان آوردم وبا سایت آشناشدم بعد فهمیدم مشکل از خدا نبوده مشکل از خودمن بوده ،و هروز داره ایمانم قوی میشه،
البته هنوزم خیلی باورهای نادرستی دارم درمورد خداوند
انشالله به کمک خداوند قانون رو بهتر درک کنم
بخش اول و دوم قانون آفرینش رو هم تهیه کردم
خداروشکر
با سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام و درود به دوستان این بخش
راستش چند وقتی است که یک احساسی بهم الهام شده در مورد تغییر و تحول و تغییر مکان
در یک سری از فایل های استاد دیدم که استاد گفتند قبل از اینکه جهان شما رو وادار به تغییر و تحول کند خودتون حرکت کنید و این احساس حدودا از شهریور سال ۱۴۰۰ برام بوجود آمد .. یعنی یک تضادی در ساختمان و مجتمع ما پیش آمد که من یهو تصمیم گرفتم که باید تغییر مکان داشته باشم حتی رفتم دنبال جعبه که یک سری لوازمم رو جمع و جور کنم ولی از طرفی برای جابجایی و پول پیش اضافه در تضاد بودم ولی خوب از خداوند هدایت خواستم که کمکم کنه تا با بهترین شرایط نقل و مکان کنم ولی خوب اصلا کارهام جور نمیشد و باز هم برام نشانه ای بود که عجله ای نداشته باشم 🙄🤔 ولی احساسم میگفت باید حتما جابجا بشم .. خلاصه زمان موعد سال خانه ام هم آخر آذر ماه بسر آمد و مالکم تماس گرفت و بهم گفت اگر میشه اجاره بها رو اضافه کن .. منم پیشنهاد دادم که یک مبلغی روی بعیانه اضافه کنم تا اجاره ام سنگین نشه ولی مالک یک کلام بود و فقط به اجاره ی ماهانه ی بیشتری اسرار داشت که با صحبت هام تونستم قانعش کنم که ده میلیون به پول پیش اضافه کنم و سه تومان اجاره رو زیاد کنم خلاصه به توافق رسیدیم … و من همچنان در فکر بودم که این نشانه ها و تضادها به من میگن که باید جابجا بشم خلاصه از اون موقع تا به الان همش تو فکر جمع و جور کردن پول هستم که یک جورایی امسال حتما جابجا بشم .. و الان دوباره چند وقتی است که باز به تضاد برخوردم البته اینقدر این تضادها برام جالب هستش که واقعا با خوشحالی ازشون استقبال کردم و خیلی هم خوشحال هستم که این تضادها خودشون دارن به من مسیرم رو نشون میدن.. اتفاقا چند رو پیش روی کلید مرا بسوی نشانه ام هدایت کن زدم و دیدم فایل چمدان هایت رو ببند برام اومد .. وواااای استاد جان یعنی همینطور حیران بودم و گفتم خوب خداوند هم من رو هدایت کرد اولش فکر کردم شاید باید برم مسافرت ولی بازم پیش خودم گفتم این فایل بهترین نشانه ای بود که برام اوم خلاصه بعد از خواندن چندتا کامنت از اون قسمت کلی احساس خوب بیشتری بهم دست داد تا اینکه بعد از یک هفته ای واقعا عزم مو جزم کردم که بفکر جمع و جور و کردن پول و غئره باشم تا قبل از موعد سال خونه جابجا بشم که یهویی زنگ تلفن بصدا در آمد که از دیدم مالکم هستش و بعدش بهم گفت که آره می خوام خونه رو بفروشم و شما اگه میشه خونه رو خالی کنید و من خدارو شکر کردم که چقدر همزمانی خوبی برام شد و از اینکه خودم مدتهاست که تصمیم گرفته بودم که جابجا بشم و لطف خداوند هم شامل حالم شد تا تلاشم رو برای این جابجایی انجام بدم هر چند باورم اینه که بقول استاد هیچ چیزی رو بزور وسختی انجام ندم و از خداوند خواستم که این تغییر و مکان رو به بهترینع بهترین شکل برام انجام بده و در خواست کردم و آمادگی خودم رو اعلام کردم و فوری در دفترم نوشتم..
دوستان عزیزم مطالبی که برای درخواستم در دفتر اهدافم نوشتم رو براتون اینجا می نویسم شاید نشانه ای هم برای شما دوستان عزیزم باشد 🌹🌹🌹
خدایاا آن خانه ای را که تو برایم می خواهی به من اعطا کن..
خانه ای زیبا و بزرگ و وسیع که دارای پنجره های قدی بزرگی باشد که آسمان زیبای ترا بوضوح و روشنی ببینم
خانه ای زیبا روی بلندی که طلوع و غروب خورشید زیبایت رو بوضوح و به روشنی ببینم
خدای مهربونم مرا در منزل و مکانی خوب و پر انرژی ک خیر و خوشی و خوب و مثبت هدایت کن
خدایاااا خانه ای به من اعطا کن که آرامش و آسایش ورفاه بیشترم باشد و کلی مشخصات دیگری رو که دوست داشتم رو در دفترم نوشتم و از خداوند هدایت خواستم و طبق هدایت های این قسمت از نشانه ها مشغول بستن چمدان ها و لوازمهایم هستم تا قدم بعدی بهم گفته شود و دست خداوند رو باز گذاشتم و از طرف خودم کارهایم رو انجام دادم و بقیه کارها رو بخدای مهربانم سپرم
خدایااااا شکرت .
از امروز هم تصمیم گرفتم که فایل های نشانه ها رو کلیک کنم و هدایتم هایم رو در این قسمت بنویسم و همین قسمت از نشانه ها بهترین هدایتی است که می توانم در مسیر توحید و توجه به نکات مثبت به آگاهی بیشتر وبیشتری هدایت شوم
وبا تمرکز به این قسمت آگاهانه برای هر روزم هدایت بطلبم و تغییرات بزرگی رو در زندگیم ایجاد کنم ..
خدایااا شکرت ممنون و 🌹🌹سپاسگذارم🙏🙏🙏
سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوب خودم
امروز روز خوبی بود برای من
مدتها بود که ذهنم درگیر بود
مدت ها بود که دنبال یک فرصت برای گسترش و پیشرفت و بهبود خودم بودم
می ترسیدم اقدای کنم
می ترسیدم حرکتی کنم و قدمی بردارم
صبح که از خانه زدم بیرون از خداوند مهربان خواستم که با دستان خودش من را هدایت کند و مطمین بودم که این اتفاق خواهد افتاد
به سرکارم آمدم و مثل همیشه مشغول کارهای خودم بودم
که به قسمت اداری رفتم و یک حرکت در مورد حقوق و ساعت کاری صاحب کار من بدون هیچگونه هماهنگی و بدون اطلاع من برای من در نظر گرفته بود
خوب معلوم که که کاملا یک طرفه بود و به نفع کار فرما
ناگفته نماند من در محیط کارم 12 سال سابقه کار دارم و با صاحب کارم 17 سال آشنایی و از قبل هم برای ایشان کار می کردم
خلاصه این اتفاق و این عمل ایشان سبب شد که من برگه استفاء را بردارم و استفاء خودم را بنویسم و تقدیم قسمت کارگزینی کنم
بسیار حالم خوب بود
هیچگونه ترس و دلهره ای نداشتم از همه مهمتر اینکه ته دلم آرامش عجیبی داشتم
این اولین هدایت خداوند امروز برای من بود
بعد به قسمت محل کار خودم آمدم و چون در سرکارم من به اینترنت و سیستم دسترسی دارم به سایت استاد آمدم و به قسمت نشانه امروز من رفتم
چقدر زیبا و عالی بود
فایلی که برای من آمد این بود
((((آیا میتوان مانع اتفاقاتی شد که صلاحِ خداوند برای ماست؟))))
و بعد از خواندن آن به دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها هدایت شدم و این دوره را خریداری کردم
امروز از خداوند مهربان هدایت خواستم و خدای مهربان هم با دستان استاد عزیز و سایت ایشان من را به خرید دوره راهنمایی عملی به دستیابی رویاها هدایت کرد
چقدر این جهان زیبا با خالق بی نظیر آن بسیار عالی و زیبا کار می کند
دل به هدایت خداوند سپردن نتیجه آن چیزی جز آرامش و اطمینان نیست و نخواهد بود
این هدایت امروز من از اعتماد به جهان هستی بود
خدای من ممنونم از این هدایت عالی
سلام بر دوستان نازنین در این پیج فوق العاده
امروز موقع آتیش درست کردن به یک نکته عالی و فوق العاده پی بردم
در واقع هدایت خدای مهربان بود برای من
در همین راستا وقتی فایل نشانه امروز خودم را در حال نگاه کردن بودم همان نکته ای که صبح در مورد آتش درست کردن را انجام داده بودم را باز در این سریال زندگی در بهشت دیدم
واقعا حالم عالی تر شد
حسن بهم گفت که اینجا بیایم این اتفاق را بنویسم و آنچه را که از آن یاد گرفتم با دوستان خوبم به اشتراک بگذارم
برای آتش درست کردن در قدم اول باید از خرده چوب ها و کاغذ و خار و هر آنچه که نازک است استفاده کرد
سپس باید کبریت را زد
آنگاه کم کم خرده چوب های کمی نازک تر و بعد کمی ضخیم تر و سپس که آتش کامل گرم شد از تکه های چوب و تخته و تنه درخت در نهایت استفاده کرد تا بتوانیم یک آتش گرم و مطبوع را داشته باشیم
این برای من این را در ذهنم تداعی کرد که برای شروع هر کاری و هر خواسته ای هم باید همین گونه عمل کرد
ابتدا یک ایده در ذهن ما جرقه می خورد
سپس فقط کافی است که اولین قدم را برداشت
آنگاه قدم به قدم
آرام آرام مراحل را طی می کنیم
با بر داشتن هر قدم ، قدم بعدی نمایان می شود و در آخر سر به مقصد و مقصود خودت رسیده ای
یعنی به خواسته آت دست پیدا کرده ای
تنه های درخت در آتش می سوزند تا گرما تولید کنند
قدم های من هم بلند و بلند تر می شود تا به خواسته ام برسم
واقعا خوشحالم که خدای مهربان اینگونه من را هدایت می کند.
نشانه ها را سر راه من قرار می دهد
دلم را قرص و محکم تر می کند.
خدای من ممنون از تو
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم و همه دوستای خوبم
نشونه امشب من پشت صحنه سایت بود قسمت دومش و مثل همیشه دوباره خدا منو هدایتم کرد با این نشونه و بهم گفت کیمیا تو نمیتونی به زور کسی رو وارد مدارت کنی هر چقدر که بیشتر تلاش کنی و بیشتر بخوای اونو بیاری خودت داری دور میشی مهم نیست چقدر بهت نزدیک باشه چقدر دوسش داشته باشی باید خودش بخواد که برگرده به مسیر و هییییچ کاری از دست من بر نمیاد تنها کاری که من میتونم بکنم اینه که به صدای قلبم گوش بدم به هدایتی که از سمت خدا شدم و فقط و فقط خودم رو پیشرفت بدم باید به جای تغییر دادن دیگران زمانمو بزارم تا خودمو بهتر کنم و در زندگی خودم پیشرفت کنم دیگه جهان به قول استاد کبوتر با کبوتر باز با باز رو انجام میده
حالا که خدا اینقدر راحت و واضح داره منو هدایت میکنه و میگه بابا سرت به کار خودت باشه اینقدر نخواه دیگرانو بیاری تو مسیر اصلا کار تو این نیست که بری کسی رو که اصلا دلش نمیخواد الان حرفهای تورو گوش کنه رو به زور بخوای راه درست رو بهش نشون بدی کار تو اینه که هدفت رو به بهترین شکل و با بهترین بازده انجامش بدی اونا هم در زمان درستش که خودشون دیگه بخوان تغییر کنند و هدایت بشن خدا خودش هدایتشون میکنه
کار من فقط اینه که تمرکزم رو بزارم روی بهبود خودم و شخصیتم و زندگی خودم
خدایا شکرت که همیشه در حال هدایت منی به سمت بهترین راه و هر زمان که ازت نشونه میخوام اینقدر واضح و دقیق بهم میگی چیکار کنم