اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
زرق خداوندبی نهایته ولی خدابه اندازه باورهای که داریم رزق وارد زندگی می کنه
من خودم تا قبل از اینکه وارد سایت بشم
فکرمی کردم من محکوم به زندگی توشرایط سخت من چقدرباورداشتم که جلوبیشرفت زندگی منوگرفته بودچقدرمن برای پول درآوردن عذاب می کشیدم
من هیچ وقت پول توحسابم نبود
ولی ازوقتی دارم روخودم کارمی کنم اردورها بینظیر استاد استفاده می کنم زندگیم شده بهشت
من همیشه حسابم پولدارم همش دارم نقدی خرید می کنم کسب کارخودمودارم مشتری های عالی وبینظیردارم از جاهای که برکت وارد زندگیم می شه با عقل انسانی قابل باور نیست
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،️نالیدن
هرگز درباره بدبختیهایت صحبت نکن و به آنها توجه نکن.
اگر توجه کنی به آنها خوراک دادهای.
توجه خوراک ذهن است به هرچه که توجه کنی قویتر میگردد.
هرگز با توجه کردن به بدبختیها به آنها خوراک نرسان.
بی خیال باش و بی علاقه.
به یاد بسپار، توجه واقعا خوراک و تغذیه است.
به چیزهای منفی توجه نکن.
به رنجهایت توجه نکن و دربارهاش سخن نگو.
آنها را بزرگ نکن ، این کار بسیار مخرب و نابود کننده است.
به رنجهایت بیتوجه باش و با این کار آنها خواهند مرد.
تمام توجهات را به شادیهای کوچک معطوف کن.
لحظات کوتاه شادی را ارج بگذار و خودت را کامل در آنها غرق کن. اینگونه آن لحظات کوتاه رشد خواهند کرد و در تمام زندگیات منتشر خواهند شد. بدانید، بهشت مکانی جغرافیایی نیست ،جایی قرار ندارد. بهشت شیوهای از زندگی است، همانگونه که جهنم نیز راهی برای زندگی است.
جهنم و بهشت همینجا هستند.
درست در وسط زندگیات.
گاهی اتفاق میافتد که تو در جهنم قرار داری و شخصی که کنارت نشسته است در وسط بهشت است.
پس بهشت و جهنم از یکدیگر دور نیستند، حالات روانی هستند، راههای زندگی هستند.
تنها تو بودی که کنارم ماندی هر لحظه ودست هایت در دستانم حس کردم .
تنها تو هستی که دستانت را برای کمکم م سفرستی وزبان من میشوند وحامی ام میشوند.
تنها تو هستی که کار را برایم به آسانی مهیا کردی .
تنها تو هستی که جرات به من می دهی که نترسم وادامه بدهم .تسلیمت باشم .
تنها تو هستی که مکر معماران را به خودشان بر می گردانی.
تنها تو هستی که قبل از تولد وبعد از تولد ماندی ورفیقم شدی .
خدایا شکرت برای هر لحظه ام
خدایا شکرت برای قوانینت
خدایا شکرت برای نوشتن این کامنت واینترنت وانتن خوب گوشی ام .
خدایا شکرت برای حمام واب وبرکت و فراوانی
خدایا شکرت برای شام امشب
خدایا شکرت برای خرید پنیر وشیر ومقنعه ام .
خدایا شکرت برای راهنمایی مسئول کارم ،که اینقدر مهربان است وزبانش برایم خیر شده وقلیش برایم نرم شده .
خدایا شکرت برای خرید بادام ومیوه امروز در محل کار که گرسنگی ام را برطرف کرد .
قلبم باز میشه با سپاسگزاری ازتو ،ای صبار شکور .
ای آمرزنده وغفار الذنوب .
تو قلمم شو برای نوشتن
قوانین خداوند ثابت و تغییرناپذیر هستند.
هرچی در مورد قوانین خدا از زبان استاد میشنوم انگار تازه می شنوم ،انکار تشنه تر میشوم ،انگار ظرف وجودم هی بزرگ تر میشه .
اگر خداوند قوانینش ثابت نبود ومثلا جای ستاره هاوکهکشان ها مدام در حال تغییر بود ،خدایی همه چی به هم می خورد .
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم ،خب اگر عاقل باشم ومی دونم قوانین خدا ثابته ،من هم مثل استاد محکم به این ریسمان الهی می چسبم وخودم را هماهنگ می کنم با این قوانین .
اینقدر که پارازیت داره فرکانس هام که تا یه ذره می خوام فکر کنم به قوانین ،ذهن میاد وسط که پس اون جا که اون جور شد و برعکس جواب داد چی؟
تضاد بین ذهن و قلب که خیلی انرژی ازمن می گیره .
قلبم میگه درسته راهم ،وذهن می خواد برگرده به همون راه که قبلاً بوده و رفته .
من چه کار باید بکنم ؟
باید از خدا هدایت بخوام واز اون کمک بخوام واکر قلبم با کاری ،مطمئنه ،ذیگه شک و تردید نداشته باشم پله خدا اعتماد کنم .
باور به فراوانی موجب ورود ثروت است.
باور فراوانی جلسه 6و7و8ردوره هم جهت با جریان خداوند را که می شنوم ،می بینم خیلی ترمز دارم که از گذشته تو ذهنم مونده و هنوز در جامعه می شنوم
وچون دهه شصت هستم مذهب را با ثروت در مقابل هم قرار داده بودند.
پاشنه آشیل من ،در مورد باور فراوانیه
آرامش قلبی نشانه اصلی تغییر باورهاست.
دقیقا هر جا آرامش داشتم که به خدا وصل بودم وهم جا باور خوبی داریم ،احساس خوبی هم داریم
احساس خوب نتیجه تغییر باورهاست .
ودر جلسه سه کشف قوانین که عالی استاد گفته ،که باورها از گذشتگان به ما رسیده واز پدر و مادر وحامعه .
چهره جا ترمزی در مورد باپرهام فهمیدم انکار آرامش گرفتم وحالم خوب شد ونتیجه دیدم .
انسان با افکار خود زندگی را میسازد.
دقیقا دارم بهتر می فهمم این موضوع را
تا زمانی که می گفتم ،شوهرم نمی ذاره ،اپن نمی ذاره ،شوهرم قدرت داره،خودم را ضعیف وبقبه را قوی مردم تو ذهنم وچی شد !
به خاطر شرک و قدرت دادن به بقیه ،سقوط کردم و پیشرفتی نکردم و منتظر یه معجزه شدم از بیرون وهیچی نشد .
تا اینکه گفتم من خالق زندگی خودم هستم وجاهایی که خواستم وشد ،با وجود مخالفت بقیه ،باورم قوی تر شد که من دارم با افکارم زندگیم را می سازم و بحران نمی توانند تو زندگی من تاثیری بدارند ،مگر اینکه من قدرت را بدم به اونها.
دور میشه سر کار هستم ،وخدا ساده واسان کمکم کرد ورفام شروع به کار کردم .
اگر مخالفت می بینم ،نشانه این است که راهم درسته و به خاطربقیه از خواسته هام دست نکشم .
با وجود ترس ولی ،ایمان دارم خدا برام کافیه وله قول استاد همه بروند ،خدا که هست وکافیه .
خدایی که تعدادتپش قلب های من را می فهمه ،کافیه .
تغییر بنیادین نیازمند طی کردن تکامل است.
واقعا تغییر نیاز به تکامل داره .
آب وقتی گرم میشه زمان می بره سرد بشه .
وعحله کردن وطمع کردن نشانه اینکه نمی خوای تکاملت را طی کنی.
والان بهتر می فهمم .
استاد, دوسال پیش برای اولین بار با شروع دوره احساس خود ارزشمندی رفتم برای یه نفر کار کردم .
اولش سخت بود برام ولی وقتی ادامه دادم وتکاملم را طی کردم،مومنتومگرفت اون یادگیری وتکامل.
به همین خاطر طی کردن تکامل تو یه هایپر بزرگتر مشغول کار هستم .
ومی بینم دوروز نشده ،به فضل خدا خیلی خوب یاد گرفتم و کارم را عالی تر یاد گرفتم .
به خدا نمیشه از پله اول بپری پله آخر .
میشه پله ها را زود زود رفت وتکامل طی بشه ،وبی نمیشه از پله اول بری یهو به پله آخر.
من به خاطردرک نکردن تکامل ،پول از دست دادم ،والان دیگه آرام وپیوسته حرکت می کنم ولقیه را به خدا می سپارم .
نتایج بیرونی تنها معیار سنجش تغییرند.
اگر زمانی نتایج اومد ،بدونم که یه تغییر در باورهام ایجاد شده که از بیرون نتیجه ها داره میاد
نتیجه تغییر در باورها ،در بیرون حتما نمودار میشه واین نشانه این است که مسیرم درسته وباید ادامه بدهم وناامید نشم .
چون جهان خدا جهان خیر است کوچکترین تغییر ،در بیرون نشون میده به ما .
واین از فضل خداست که جایزه میده به ما ،وتشویق می کنه که ادامه بدیم ولدونیم جهان اینقدر دقیق به فرکانسهای من پاسخ میده .
الله اکبر از همزمانی ها غروب با یک احساس عالی نشستم نکات مثبت روزم یادداشت و سپاسگزاری کردم قلبم باز شد ، شروع کردم به سپاسگزاری نعمت های اتاق خواب و خونم .. بعد از 3 صفحه که دستم دیگه حسابی خسته شده بود اما حال دلم عالی تر به خدا گفتم خدا جانم من واقعا عاجزم از شمردن نعمت هایی که بهم دادی انقدر فراوانی و نعمت تو زندگیم و جهان هست که نمیشه شمرد . به محض بستن دفترم و وارد شدن به سایت هدایت شدم به این فایل ارزشمند و چند همزمانی دیگه هم درباره فراوانی برام اتفاق افتاد ، خدایا صدهزارمرتبه شکرت همزمانی ها کار توست رب وهاب و قدرتمند من .
باور فراوانی برای منی که میلیون ها بار از فقر و کمبود شنیدم یک شبه اتفاق نمیفته اما اگه به صورت مستمر روی خودم کار کنم و تکاملم طی بشه قطعا ظرفم بزرگتر میشه ، به لطف خدای مهربان دارم روی باور فراوانی کار میکنم و شرایط کم کم بهتر میشه .
اولین چیزی که یاد گرفتم و درک کردم اینه که فرصت ها و موقعیت ها بی نهایتند هیچی تموم نمیشه دنیا دنیای فراوانی وفور و نعمته ، این به این معنا نیست که من بشینم یه گوشه و پول از آسمون بریزه پایین ! اما متوجه شدم که باید فراوانی رو باور کنم ، ترس حرص و طمع بقول استاد از باور کمبود میاد از ذهن فقیر میاد !
اگه من باورهای درست در مورد فراوانی داشته باشم ثروت از آسان ترین راه ها بدستم میرسه ، مثلا محصول من که همیشه دونه ای یا چندتایی فروخته میشه اگه من باورهامو درست کنم یکجا فروخته میشه یا سفارش ها بی نهایت بیشتر میشه و کارم گسترش پیدا می کنه کار راحت تر پیش میره و ثروتم بیشتر میشه . این اتفاق برای من بارها و بارها رخ داده اما چرا پایدار نبوده؟ چون من ادامه ندادم باورهام بنیادین تغییر نکرده و باید مستمر روی خودم کار کنم .
و این مسئله برام مثل روز روشن شد که همه چیز به من مربوط میشه به درون من ذهن و باورهای من نه هیچ عامل بیرونی ..
باور فراوانی رو از چیزهای کوچیکه زندگیم شروع کردم از نعمت های که راحت دارم و برام عادی شدن از شیر آب از میوه های تو یخچال از موبایل دستم و اینترنت نامحدود از تولیده محصولم که مردم راحت میخرن و من بازم تولید میکنم از برف بارون از شهر یزدی که کوچه باغ های پر آب داره شهرهایی داره که به باغ شهر معروفند از شیرینی سازیه حاج خلیفه ای که روزانه میلیاردی فروش داره ولی بقیه شیرینی سازی ها نصف اون فروش ندارند چرا ؟ چون باور حاج خلیفه با بقیه فرق داره .
اینکه حواسم به خودم باشه سرم به زندگی خودم باشه نه دنبال کردن اخبار و رسانه ها اینکه نعمت هام ببینم اینکه فراوانی ها رو ببینم تحسین کنم بااااااور کنم که دنیا دنیای فراوانی وفور و ثروته .
بقول سعیده جانِ شهریاریه عزیزم خدایی که داره به یه نهنگ روزی 40 میلیون روزی میده من که دیگه اشرف مخلوقاتشم فقط باید باور کنم و یادم باشه که
خداست که منبعه
من به خدا وصلم
من به منبع بی نهایت وصلم
(سعیده جانم عاشقتم :))
حالا از کجا متوجه بشم که یه کم تغییر کردم و باورم قوی شده از آرامش قلبیم که اینم این روزها حسابی دارم به لطف الله تجربه میکنم و چقدر حالم خوبه خدا جونم عاشقتم از پول ها هدیه ها و مواد خوراکی که به خونم میاد از سایتی که بی نهایت فایل ارزشمند داره و من می تونم ازش استفاده کنم از بازار طلا فروشی دم خونه م که هر روز شلوغه و مردم طلا می خرند و خودمم حداقل دو ماه یکبار می خرم ، چرا ؟ چون یک پله رشد کردم و باور کردم که پول فراوانه و من لایق خرید طلام می تونم به راحتی و نقد بخرم از خریدهای راحتم که با قیمت خوب می خرم و کیفیت بالا .
از میوه و مواد خوراکی که هدیه برام میارن از بسته های اینترنتی که رایگان خود به خود برام شارژ میشن از اینکه دلم گوشت آهو میخواد و دوستم بدون اینکه بگم برام میاره ، از اسکراب دستام که تو بهترین سالن برام رایگان انجام میشه بدون اینکه بگم .
پس چرا اینا قبلا نبود! قبلا اتفاق نمی افتاد! چون من باورم این بود همه چی گرون شده ولی این کمه اون کمه پس باید ادامه بدم و تا همیشه ادامه بدم
استادِ سخاوتمندم ازتون سپاسگزارم شما بی نظیرید .
دوستای قشنگم بابت تک تک کامنت هاتون سپاسگزارم ممنون که با نوشتن هاتون باعث رشدم می شید .
محسن جانِ توحیدیه عزیز ازت ممنونم همین الان اسمت از ذهنم رد شد :))
خدایا شکرت برای نعمت سایت عباسمنش دات کام و این همه آگاهی
شکرت که هدایتم کردی به سمت این گنج ارزشمند.
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می طلبم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای سپاسگزارتم.
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿١﴾
سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار می شود؛
وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ ﴿٢﴾
و تو چه می دانی چیزی که در شب پدیدار می شود، چیست؟
النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿٣﴾
همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را می شکافد.
إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿4﴾
هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.
=====================================
خدای عزیز و شیرین و دلبرم،نازنینِ نازدارِ نرم و لطیف من،دلبرِ دل انگیزِ دلخواه،تنها قدرت عالم،سرمنشا تمام نور جهان،مدبر امور از زمین تا آسمون،به من و به عقل و درک و فهم وروشنی قلبم ببار و از سمت خودت برام نوری بفرست که مثل یک حباب شیشه ای من رو از هر نجوای شیطان در امان بداره و اتصال قلبم رو به تو محکم تر کنه و به من کمک کن تا این صلات مایه ی شرح صدرم،آرامش پایدارترم،ورودم به مدار های بالاتر باشه،عاشقتم خدا و این عشق بزرگترین سرمایه ی زندگیمه.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی و نورانی من
استاد خداوکیلی این رسمش نیستا!خب دلمون براتون تنگ شدهدیگه…چی کار کنیم؟!بنمایید رخ که خلقی واله شوند وحیران بابا…
هرچند که اعتراف میکنم تا میبینم یکی از بچه ها خواب دیده شما اومدید ایران،من استرسی میشم:/میفتم توباور کمبود و تقلا که اگرواقعا استاد ایران باشه و من به مدار دیدارشون دسترسی نداشته باشم چی؟!و بعد سریع به خودم نهیب میزنم نه نه،این فکر درستی نیست،فکری که احساس کمبود میده و توی قلب ناراحتی ایجاد میکنه،نادرسته،باور درست اینکه: ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست. آنقدر دقیق است که در سایهاش همه چیز سر موقعش اتفاق میافتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر.
چقدر همین چندتا جمله به آدم احساس آرامش عمیق درونی میده؟!به قول استاد جان: هر فکری که دل رو آرام میکنه،هر فکری که دل رومطمئن میکنه از جانب خداونده،هر فکری که دل رو مضطرب میکنه از طرف شیطانه.
آنان که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرامش مىیابد. آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مىیابد.
اعتراف میکنم همین لحظه که شروع کردم به کامنت نوشتن یک فکر بیخودی اومد توسرم و میخواست بهم احساس گناه بده،احساس سرزنش کاملا بی منطق،دیدم نمیتونم جلوش رو بگیرم و داره اتصالم به بالایی قطع میشه،برای همین کامنت نوشتن رو رها کردم و رفتم برای تایم اوت،یعنی چند دقیقه هم نشد که هدایت الله رسید و از کامنت دوست عزیزم سعیده جان خاجوئی بلافاصله هدایت شدم به آگاهی های جلسه 9 احساس لیاقت که درمورد کنترل احساس گناهه.
یعنی خدا همینقدر سریع الحساب و سریع الجواب،به شرط اینکه من به قوانینش درست عمل کنم.
ازونجا که این مدت تمرکز گذاشتم روی استارت دوباره ی دوره ی «هم جهت با جریان خداوند» دارم سعی میکنم مو به مو به تمرینات جلسه 1 و جلسه 2 اجرا کنم،برای همین حواسم هست اگر افکار منفی اومد،سریع در بدو ورودش تایم اوت بگیرم.
یعنی استاد، یک جمله تو جلسه2 گفتن که این تو مغز من حک شد!
اصلا قبول نکنید که احساستون بد باشه،اصلا طبیعی نیست که ناراحت باشید.طبیعی اینکه همیشه احساستون خوب باشه:)
به قول استاد عرشیانفر:استادهمین کارا رو میکنی که عااااااششششقتمممممم.
یعنی خدا وکیلی همین چقدر نعمته که بدونی آقا هر اتفاقی افتاد تو نباید ناراحت بشی!هر اتفاقی یعنی هر اتفاقی…اسم نزارید روش!دلیل نیارید که چرا باید ناراحت باشید،دلیل پیدا کنید که چرا باید حالتون خوب باشه!چرا؟!چون تموم زندگی شما با حال خوب،خوب میشه…
اتفاقا یک تابلوی خیلی بزرگ هست همیشه توی جاده میبینمش و هر بار میخونمش ناخودآگاه لبخند میزنم،روی اون تابلو نوشته:
در حال و هوای خوب،خوب دیده میشوید!
نمیدونم اصلا تبلیغاتِ چیه،ولی انصافا کل قانون رو در یک جمله توضیح داده،کوتاه،مفید،مختصر!
تمرکز بر اصل،دوری از حاشیه!
دقیقا مثل کلام استاد جان که هرچقدر بهش گوش میکنی،میبینی همه ش داره از اصل میگه،حاشیه و شاخ و برگ نداره،ساده ست،قابل فهمه و به آدم احساس آرامش و یقین و اطمینان میده،اطمینانی از جنس نور…
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد…
یک چیزی یادم اومد الان،دوسه روز پیش بود،داشتم سوره (ص) رو مطالعه میکردم،رسیدم به یک آیه که خیلی منو به فکر فرو برد،اونجا که شیطان به آدم سجده نمیکنه و از درگاه خدا به علت نافرمانی رانده میشه و بعد از خدا درخواست مهلت میکنه و میگه:
یعنی با خودم گفتم ببین ،این بشر باز کی بوده که به «عزت خداوند»قسم خورده !!!یعنی ببین چه پشتکاری داره به خرج میده این همه سال!!!!
یک نکته ی جالب هم توی تفسیر نور نوشته بود که:
در دعا گفتن «ربّ» مؤثّر است. هم اولیاى خدا و هم ابلیس در دعاهاى خود این کلمه را بکار بردهاند). «رَبِّ فَأَنْظِرْنِی»
یعنی این ابلیس با همه ی ابلیس گریش میدونه باید خدارو چه جوری صدا بزنه تا پاسخ مثبت بگیره،منِ انسان چقدر در مسیر درست از قدرت فرمانروایی خداوند استفاده میکنم؟!
راستی خبر خوب اینکه،با اینکه ابلیس به عزت خدا قسم خورده که همه روگمراه میکنه،اما خودش اعتراف کرده یک سری هارو نمیتونه گمراه کنه:
یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلّطی نیست، و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز [آنان] باشد.
خداروصدهزار مرتبه شکر برای داشتن خدایی که برای کارسازی کافیه،به چه شرط؟!به شرطی که ما هم اون انسان توحیدی باشیم و از غیر خدا هیچ انتظاری نداشته باشیم.
اینارو دارم به خودم میگم،به خدا،به خودم دارم میگم،هرجا فقط روی خدا حساب کردم،خدا بهترین هاشو برام رقم زد،معجزه هایی به اندازه باز شدن دریا برای موسی،هرجا هم روی عقل خودم حساب کردم،یک قدم پیش نرفتم یا اگر هم یک نصف قدم پیش رفتم انقدر با زجر و بدبختی و احساس بد بوده که عطاش رو به لقاش بخشیدم و گفتم اصلا نخواستم بابا بیخیال…
آرامش لحظه ی حضور به ما همه چیز میده،ارزشش رو داره دلت رو فقط به اون ببندی،وقتی دلتو به اسمش میزنی،میبینی همه دوستت دارن،همه بهت احترام میزارن،همه میخوان بهت عشق بدن،همه میخوان یک کاری برات بکنن…
پروردگار مشرق و مغرب [است]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن،
نمیدونم چه جوری اینجوری میشه،فقط میدونم که میشه،فقط میدونم تنها راهِ آرامش عمیق قلبیه،باید فقط خودت رو با خدا هماهنگ کنی…
اما بازم به قول استاد تو دوره ی هم جهت،کشتی تایتانیک که با اون سرعت داره به سمت صخره میره،نمیشه یکدفعه کاری کنی که به سمت برعکس برگرده…باید اول سرعتش اروم اروم کم بشه برسه به صفر،بعد اروم اروم بیفته تو مسیر درست…
این حال و روز ماست که تا با استاد آشنا میشیم میخوایم سریع به نتایج استاد برسیم،بدون اینکه حواسمون باشه بابا ما در گذشته با سرعت زیاد در جهت مخالف داشتیم حرکت میکردیم،نمیشه که با اون سرعت در جهت مخالف،برگردی به مسیر درست،بعد هم به نتایج بسیار بزرگ برسی،اصلا نگم «ما» بگم«من» ،من نیاز دارم روزی صدهزار بار قانون تکامل ،قانون تسلیم،قانون توکل،قانون صبر،قانون سپاسگزاری،قانون زندگیدر لحظه رو به خودم یادآوری کنم.
اتفاقا چند روز پیش داشتم به جلسه 3 قدم 12 گوش میدادم واون فرکانس صدای استاد،از تغییرات زندگی و احساس خوبشوندر هر لحظه داشت منو دیوونه میکرد از عشق خدا…
ازینکه وقتی میرم چکاب فرکانسی قدم 1 رو میخونم که سال 1400 نوشتم،باور نمیشه اینارو من نوشتم،باورم نمیشه من یکروزیداشتم اون نوشته هارو زندگی میکردم،باور نمیشه چطور این همه معجزه فقط توی 4 سال اتفاق افتاده…
من باید یاد بگیرم مثل استاد همیشه خودمو دانشجوی این مسیر بدونم،همیشه سرم پایین باشه،همیشه بدونم از کجا به اینجا رسیدم،من باید حواسم باشه گردن کشی نکنم…این کل بازیه که من درکش کردم:اگر سرت رو جلوی خدا پایین نگه داری،سرت رو جلوی همه بالا میبره…
چندشب پیش که شب یلدا بود،یکی از بچه های فامیل گفت الا و بلا من میخوام براتون فال بگیرم،برای دونه به دونه مهمون ها فال گرفت تا رسید به من،گفت نیت کن،منم چشامو بستم و تو دلم گفتم نیت من فقط خداست…
و اون شروع کرد به خوندن:
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفت
بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت
دیگه نگمتو تفسیرش چی نوشته بود که صدای همه رو درآورد!!!!که آقا تو چه نیتی کردی؟! تو داری چی کار میکنی که انقدر فالت خوب درومد…؟!
بازی تازه به اینجا ختمنشد،همین چند روز که من سعی کردم مونتوم مثبت رو حفظ کنم و آگاهانه توجهم رو از روی ناخواسته ها بردارم، و روی باور فراوانی کار کنم،آبشاری از الهامات نورانی از همه جا سرازیر شده،از همه جا…انگار خدا دوروبرم رو پر ازفرشته کرده تا فقط من رو در این مسیر همراهی کنند…
استاد من خودم به شخصه فکر میکردم باورفراوانی بیشتر در وضعیت مالی تاثیر گذاره تا اینکه شما در جلسه 10 دوره ی هم جهت با جریان خداوند گفتید این باور میتونه زندگیتون در تمام ابعاد تغییر بده،این شد که من تمرکزم رو ازون موقع گذاشتم روی توجه به فراوانی ها و دارم میبینم چطور درها داره باز میشه اونم به آسانی…
استاد نشانه ها انقدر زیاد شدن وانقدر سنگین شدن که من گاهی از سر عشق خدا میشینم یک گوشه ،فقط گریه میکنم ومیگم تو چرا انقدر منو دوست داری؟!چرا انگار کار و زندگیت رو ول کردی فقط میخوای به من کمک کنی؟!
استاد آیا جاهایی که دارم با گریه براتون مینویسم،فرکانسش به قلب شما میرسه؟!میرسه،من مطمئنم میرسه…
دارم چهارساله میشم استاد…
چهارساله شدنم مبارک.
توحیدی تر شدنم مبارک.
سعادتمند تر شدنم مبارک…
چهار سال تلاش برای فهم قوانین خداوند،چهارسال برای اجرای توحید در عمل،چهارسال بهبود مستمر،چهار سال بیش از هزار ردپا وکامنت،چهارسال دریافت بیش از 4 هزار تا پاسخ نورانی از بچه های سایت،چهار سال حداقل 7هزارساعت تحت آموزش های شما بودن،چهار سال دفتر ها ودفتر ها پرکردن،چهارسال تجربه ی عشق خدا …
چقدر دوستمون قشنگ نوشت و چقدر شما با عشق در توحید عملی 1 اون کامنت رو خوندید:
آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت،نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
استاد من چطور میتونم سپاسگزار این همه تغییرات زندگیم باشم؟!هیچ جوری نمیشه،هیچ جوری …دوستون دارم استاد،دوستون دارم از روشنی قلبم…
اومدم چی بنویسم…چی از توش درومد…
بنگر که از هفت آسمان…
جایی فرا سوی زمان؛
نوری هبوط می کند در غربت این لامکان…
=====================================
واما آخرین تمرین فراوانی که به صورت مکتوب نوشتمش:
🟣مشتری یا ژوپیتر،اولین سیاره ی منظورمه ی خورشیدی که شکل گرفته و بزرگترین سیاره ی این منظومه ست.
🟣مشتری،5 میلیارد سال عمر داره!
🟣زمین ما 4،5 میلیارد سن داره،یعنی وقتی مشتری 500 میلون سال عمرش بوده که تازه زمین به دنیا اومده!
🟣مشتری بعد از مریخ قرار داره و به ما نزدیکه!ولی این نزدیکی به نظر اومده 588 میلیون کیلومتره اونم در نزدیکترین حالتی که به زمین قرار داره…
🟣در قطر کره ی مشتری،11 تا کره ی زمین کنار هم جا میگیره!
🟣اما اگر بخوای حجمشو حساب کنی،1300 تا کره ی زمین در این سیاره جا میگیره!
🟣وزن وجرمش318 برابره جرم زمینه!
🟣نکته: اگر جرم تموم سیاره های منظومه ی شمسی رو روی هم بزاری 129 برابر کره ی زمین میشه!
🟣تصویری که ما از مشتری میبینیم تصویری از جوِ مشتریه،چون جو اون 70 کیلومتر قطر داره!
🟣جاذبه ی مشتری انقدر زیاده که 79 تا قمر داره!!!
🟣مشتری سپر بلای منظومه ست و بخاطر جاذبه شبیشتر شهاب سنگ هارو جذب میکنه.
🟣سال مشتری 12 سال کره ی زمینه!
🟣اما یکروزش 9 ساعت و56 دقیقه ست! اینیعنیبا این اندازه ی بزرگ یک سرعت دیوانه کننده داره به دور خودش میچرخه(43 هزار کیلومتر در ساعت!)
=====================================
داستان خلق 500 هزار تومن پول نقد و مداد رنگی 36 رنگ با مدل دلخواه توسط نیلا نیکا و 500 هزار تومن تخفیف،جایزه ی باور فراوانی من.
چند روز پیش بود هر کدوم از دختر ها برای بازی یک گوشه از خونه برای خودشون مغازه زدن،یکیشون آتلیه یکیشونم فروشگاه آرایشی و آرایشگاه،همه ش هم میگفتن مامان بیا یک چیزی از ما بخر ولی با پول واقعی،ما میخوایم پول دربیاریم:)
حالا من اون روز یک هزار تومن پول نقد نداشتم تو خونه!!!بهشون گفتم مامانی من پول نقد ندارم،باید کارت بکشم،کارت خوان دارید؟!یکیشون کارت خوان اسباب بازی داشت یکیشون نداشت،در هرصورت هردوشون گفتن تو بیا خرید کن،ولی پولشو بعدا بده:)
خلاصه دو روزی این بازی ادامه داشت و هربارم من یادم میرفت برم از بانک پول نقد بگیرم،تا اینکه اینا بیخیال این بازی شدن و رفتن سروقت یکبازی دیگه،دوسه شب بعد بود که برای مهمونی شب یلدا،نفری 500 هزار تومن پول نقد هدیه گرفتن،درصورتیکه تا الان شب یلدا همچین کادویی نگرفته بودن!!!اونم پول نقد…
من خیلی به این اتفاق فکر کردم…
بازی بچه ها و درخواست پول واقعی…
بیخیالی و احساس خوب…
رسیدن پول از جایی که فکرش رو نمیکردن!!!
آره خدا به همه به یک اندازه نزدیکه!به همه داره پاسخ میده…به شرط ایمان…به شرط باور …
=====================================
چندوقتی بود که یکی از دخترها که کمال گرا تره،همه ش میگفت من مداد رنگی 36 رنگ میخوام!منم بهش میگفتم بابا اون 24 رنگ قبلیت که هنوز هست،چرا همونا رو استفاده نمیکنی؟!
از خدا که پنهون نیست،از شما چه پنهون باور کمبود مادرشون داشت کار خودشو میکرد،من میتونستم براشون بخرم،راحتم میتونستم بخرم ولی پیش خودم میگفتم خو 36 رنگ برای چیته؟!یک نقاشی ساده مدرسه،36 تا رنگ میخواد چیکار؟!ول کن حالا،هروقت این تمومِ تموم شد،میرم میخرم!
بعد یک روز نشستم خیلی با خودم فکر کردم،که دلیل این کارت چیه؟!تو که میتونی راحت خرید کنی،چرا خواسته ش رو برآورده نمیکنی؟!چی میشه اگر بچه مداد رنگی 36رنگ داشته باشه؟! به کجای فراوانی جهان فشار میاد؟!مگه اون چقدر بچه میمونه؟!مگه چقدر پیشت هست و ازت درخواست مدادرنگی میکنه؟!
خلاصه با همین گفت و گو های ذهنی،گفتم امروز میرم براشون میخرم،رفتم تو لوازم التحریر،یک مدل مدادرنگی که توی حلب هست بهم نشون داد و گفت اینا جنسش خوبه،اینو بگیر،گفتم اوکی لطفا دوتا بهم بده!!!
بنده ی خدا رفت گشت دید دوتا نداره،رفت یک جنس دیگه آورد گفت اینا خیلی خوبه، مداد رنگی اِتوده،میتونن هروقت مغزش تموم شد بیاین از ما بخرین.
دوباره باور های کمبود من اومد بالا:
@حالا ببین چون اون جنس قبلی رو نداشت،داره میگه خیلی خوبه،اخه مداد رنگی اتود؟!بچه 8 ساله، میزنه خرابش میکنه…
ولی باز جلوش رو گرفتم گفتم من در پناه خداوندم،حتما این بهتره ست،خدا همیشه برای من بهترین هارو کنار میزاره،حتما باید اینو میخریدم…
خلاصه ش کنم که من مداد رنگی هارو خریدم اومدم از مغازه بیرون به خدا قسم،همون لحظه دوتا ماشین دم در مغازه دیدم یکیش نوشته بود: «حسبی الله»،روی اون یکی نوشته بود:«only God»
رفتم جلوتر از یک هایپر مارکتی خرید کنم،خریدام شد 6٠٠ و خرده ای،ولی همون موقع سیستم بهم تخفیف 5٠٠ هزار تومنی داد و صد خرده ای کارت کشید!!!
از همه قشنگتر و دلچسبتر اینکه وقتی بچه ها مدادرنگیشون رو گرفتن نتنها از خوشحالی بال درآوردن که گفتن مامانی ما همیشه آرزو داشتیم مداد رنگی اِتودی داشته باشیم!!!!
نگو چندوقت پیش این نوع مداد رنگی رو دست دخترعمه شون دیده بودن و ازون موقع این آرزو توی قلبشون شکل گرفته بوده…
آره خدا تموم آرزوها رو برآورده میکنه….
به شرط ایمان،به شرط باور…
امیدوارم خود من یکم درس شکرگزاری و ایمان و رهایی رو ازین بچه ها یاد بگیرم …
خیلی وقته کامنتاتو میخونم و هر بار لذت چیه اشک میریزم .
الان ساعت شش و نیم صبحه که من هدایت شدم به این کامنتت و نوشته های قشنگت دیگه منو مجبور به پاسخ دادن کرد .
نمی دونی چه اشکی ریختم به قول خودت از اون اشک ها که بند نمیاد .
امروز توی قدم ده از استاد شنیدم که میگفتن نوشته های بچه ها رو از روی فرکانسش تشخیص میدن که فیکه یا واقعیه و میگفتن اینجوری معلوم میشه که طرف فقط حرف میزنه یا نه .
منم دقیقا امروز فرکانس نوشته هاتو دریافت کردم عجب فرکانسی .
عشققققققققق کردم به خدا.
سعیده جان توام مثل بعضی شاگردای توحیدی و کاربلد استاد که یه مدت خیلی فعالن و بعد که مدارشون به شدت میره بالا و دیگه خبری ازشون نمیشه نباش ، تو برامون بنویس
امیدوارم همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگی قشنگتون
.
اول کامنتم بگم :
دارم این کامنت و با آهنگ میحانه میحانه مینویسم
به شدت نیاز دارم موقع نوشتن کامنت و خوندن کامنت همیشه یک موسیقی تو گوشم باشه
همیشه هم موسیقی های با کلام هست :))
.
دوم کامنتم بگم :
4 ساله شدن شما رو تبریک میگم
خداروشکر برای حضور شما در این جهان زیبا
خداروشکر برای حضور شما در این سرزمین بهشتی و توحیدی
و مهم تر از همه خداروشکر که مسیر علاقه مندی شما رسالت شما نویسندگی هست
اگر مسیر علاقه مندی شما چیز دیگه ای بود ما این نعمت پُر برکت نوشتن های فوقالعاده ارزشمند شما رو از دست میدادیم
مشتاقانه منتظرم کتاب شما منتشر بشه :)
فقط یک مسئله ای اینجا هست من تا جایی که یادم میاد کامنت های شما رو تا حالا نشده تیکه تیکه بخونم یعنی وقتی شروع میکنم به خوندن
کامنت شما هر چند صفحه بوده من تا انتها خوندم
با این حساب کتاب شما رو بخوام تا انتها بخونم از اونجایی که تند خوانی بلد نیستم فکر کنم باید چند روز فقط بشینم پای کتاب شما :)
.
سوم کامنتم بگم :
باز هم نیلا جان و نیکا جان عزیزم اشک های منو سرازیر کردن مثل چشمه ی روان
از اونجایی که قاعدتا کامنت های شما بدون شک اشک های من رو سرازیر میکنه منم میزارم شب که همه خوابیدن میخونم که تا جلوی این اشک های ارزشمند که با جاری شدنشون قلب منُ باز میکنن نگیرم
این خلق کردن خواسته های نیلا جان و نیکا جان به قدری قشنگ بود به قدری لطیف بود که اشک های من دیگه یکسره شده بود من تصویر گوشی رو نمیدیدم
یک لحظه کامنت خوندن و متوقف کردم تا این اشک ها استاپ کنن بتونم ببینم
من چقدر از این احساس رهایی و در صلح بودن نیلا جان نیکا جان عزیزم درس یاد میگیرم
خدا حفظشون کنه
امیدوارم همیشه در پناه خدای عزیز باشن و همیشه خواسته های قشنگشون اینقدر قشنگ و آسان خلق بشه
حتی از این آسان تر آسان بشن برای تجربه ی زیبایی ها و نعمت های ارزشمند خداوند
چهارم کامنتم بگم :
ازتون بینهایت زیاااااااد زیاااااااد سپاسگزارم بابت کامنت پُر برکت و فوقالعاده ارزشمندتون که مثل همیشه درس های زیادی رو برای من داشت و نکات ارزشمند زیادی رو ازش برداشت کردم و یادداشت کردم تا بارها و بارها بخونم
البته که با اجازه شما کامنتتون و اسکرین گرفتم تا تو پوشه ی کامنت های فوقالعاده ارزشمند نورانی ذخیره کنم تا هزاران بار بخونمش
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان رو برای شما و خانواده ی قشنگتون آرزومندم
بی نهایت ازتون سپاسگزارم برای این تلگراف پربرکتی که برام فرستادید،این حجم از تحسین فقط از عهده ی یک قلب بسیار بزرگ و یک روح بسیار سخاوتمند برمیاد…
امیدوارم که جهانتون پر بشه از انسان هایی که شبیه به خودتون هستن و بی قیدو وشرط عشق پراکنی میکنند…
آقای آوه دلیل اینکه فرکانس ها این کامنت ها به قلب روشن شما میرسه برای اینکه،خود نویسنده ش داره با کنترل ذهن بالا روی خودش کار میکنه،میدونید چی میگم؟!یعنی اینا صفحات دفتر مشق منه،یعنی من اولین کسی هم که به نوراین کامنت ها نیازمندم،این یعنی خلق این جملات اصلا کار من نیست،شاید باور نکنید زمانی که من خودم تو فرکانس خوبی نباشم وقتی کامنت های خودم نگاه میکنم،نه میتونم بفهمم نه میتونم بخونم حتی:))))
خودم نوشتمشا،ولی خودم نمیفممش اگر قلبم باز نباشه:)
این یعنی چی؟!:) یعنی فرمون دست کس دیگه ست…
همون رب که این همه انسان شایسته رو در کنار من حفظ کرده…
بازم از لطف ومحبت بیکران شما سپاسگزارم،انشالله جایگاه vip کنسرتتون برای من و فاطمه جانه:)
امیدوارم همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگی قشنگتون
واقعا شما تو کدوم فرکانس هستین که کامنت شما به محض نوشتن منتشر میشه از سمت استاد جان
میفهمم در مورد چه فرکانسی صحبت میکنین
همون فرکانسی که منِ آوه ملودی هام و ساختم
ملودی هایی که جاری شدن به قلب من و ساخته شدن
که هرگز ادعایی ندارم منم این موسیقی ها رو ساختم
چون با علمِ من در مورد موسیقی هیچ شباهتی ندارن
به حدی فرکانس ملودی هام بالا هستن یک موقع هایی خودم برای رفتن تو فرکانس بالاتر به ملودی هام گوش میدم اشکام سرازیر میشن میگم اینا رو واقعا من ساختم؟!
من نساختم چون همیشه برای ساخت هر ملودی به خدا گفتم خدایا من ناتوانم برای ساخت ملودی
خدایا ازت میخوام یک ملودی که خودت خوب میدونی سلیقه و خواسته ی من تو موسیقی چی هست برای من بسازی
باورتون میشه من شعرهایی که به شاعر ها میگفتم برام بنویسن بعدش میومدم به خدا میگفتم خدایا خودت خوب میدونی چجور شعری دوست دارم خودت به قلب شاعر جاری کن اون شعری که من میخوام
و جالبه شاعر شعر و مینوشت من هیچ اصلاح و تغییری توی شعر نمیدادم چون همون چیزی مینوشت که من میخواستم
باورتون میشه من شعر و از شاعر میگرفتم وقتی داشتم شعر و میخوندم یک صدایی توی وجود من اون شعر و به صورت ملودی میخوند؟؟!!!
اینا رو من به هیچکس نگفتم چون اینجا تنها جایی که میشه در مورد این موضوع ها حرف زد
وقتی خدا توی وجود من ملودی رو برای من میخوند
شاید عجیب باشه آره ولی این اتفاق می افتاد
چرا بعد من باید بگم من ساختم!
من فقط انتقال دهنده ی اون احساس هستم
وقتی ازش درخواست میکنم برام بسازه باید بهش اعتماد کنم
قطعا همینطوره جایگاه vip برای شما دوستان عزیز هست :)
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان رو برای شما و خانواده ی توحیدی قشنگتون آرزومندم
سلام و درود دوست عزیز و گرامی، واقعاً نمیتوانم به اندازه کافی از قلبم از حضورت و پیامهای ارزشمندت تشکر کنم. هر کامنت تو پر از نور توحید، حکمت، یاد خدا و آیات الهی است و نه تنها ما را به یاد اصول ایمان و معنویت میاندازد، بلکه الهامبخش عمل به آنها در زندگی روزمره هم هست. تو با پایبندی و صداقتت در عمل، معنای واقعی ایمان و تعهد به خدا را به نمایش میگذاری و حضور تو در گروه مانند نسیمی تازه است که دلها را روشن و سبک میکند. انرژی مثبت، خردمندی و عمق درک تو باعث میشود هر پیام تو نه تنها خواندنی، بلکه تجربهای آموزنده و الهامبخش باشد. واقعاً جایگاهت در دلهای ما والا و ارزشمند است و امیدوارم خداوند همواره تو را سرشار از نور، سلامت، آرامش و برکتهای بیپایان قرار دهد. حضورت در جمع ما نه تنها غنای معنوی میآورد، بلکه الگوی واقعی دوست داشتن خدا و پایبندی به ایمان را نشان میدهد.
آرامش لحظه ی حضور به ما همه چیز میده،ارزشش رو داره دلت رو فقط به اون ببندی،وقتی دلتو به اسمش میزنی،میبینی همه دوستت دارن،همه بهت احترام میزارن،همه میخوان بهت عشق بدن،همه میخوان یک کاری برات بکنن…
میخوام ن تنها دلم رو بلکه کل وجودم و سلول ب سلول تنم و ب اسمش بزنم
باز هم سلام گرم خدمت استاد عزیزم و دانشجویان عزیز.
من فقط دو دقیقه از این فایل را گوش کردم انگار یه چراغی تو مغزم روشن شد که باعث شد که بیام
کامنت بزارم.
در مورد رزق و روزی اول باید بپذیریم که خداوند مثل انسان هیچ گونه احساسات درش دخیل نیست بهترین و ساده ترین راهی میتونه بهمون
بسیار کمک بکنه اینه که از دید سیستمی بهش نگاه کنیم اینطوری دیگه خودمون هم با عقل و منطق و توکل کردن تصمیم میگیریم و حرکت میکنیم که یه خدایی هست که داره جهان را با یه
سری قوانین رهبری میکنه و هرکسی تو هر حوزه
باورهای درستی داشته باشه بدون استثنا میتونه به خواسته هاش برسه حالا اینکه خیلی از ماها مخصوصا افراد مذهبی تو حوزه ثروت نتونستیم به
خیلی از خواسته هامون برسیم به این دلیل که ما
یه عالمه باور نادرست تو مغزمون روی هم انباشته شده که باید بیایم اونا رو دستکاری بکنیم و با منطق اونا رو تخریب بکنیم که تمام اون باورهای نادرست را تو دوره فوق العاده روانشناسی ثروت 1
گفته شده که خود من دو سال پیش وقتی اومدم
این دوره را از سایت خریدم و رو باورهام کار کردم
تازه تونستم ایرادم را پیدا کنم هرچی من این بسته روانشناسی را کار کردم و به آخرای دوره میرسیدم
دیدم تمام باورهایی که تو دوره گفته شده را من دارم و هنوزم دارم روی همون باورها کار میکنم چون میدونم باران رحمت الهی همیشه با شدت هر چه تمام تر در حال بارش است کار من اینه که
برای خودم ظرف داشته باشم تا این نعمت را دریافت کنم.
نکته مهم این است که باید تو دریافت نعمت ها
تکامل طی بشود به این معنا که اینقدر باورهای نادرست روی هم ریخته که باید رو تک تک اونا کار
بشود باور فراوانی یکی از باورهایی هست که باید
به شدت روش کار بکنم چون این باور فراوانی نقطه پایانی ندارد به این دلیل که نعمت های خداوند
بی انتهاست و هر بار هم میتونیم با باورهای درست بیشتر دریافت بکنیم و تنها باوری که میتونه بیشتر تو این مسیر بهمون کمک بکنه این
باور از خداوند هست که خداوند ثابت هست که
طبق قوانین ما میتونیم به نعمت هاش دسترسی پیدا کنیم و به خاطر همین هست که خداوند وعده فزونی وپیروزی را برای کسانی که ایمان داشته باشند را داده است و او خلف وعده نمیکند.
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
گام 2 از پروژه درک عمیق تر قوانین الهی
استاد عزیزم همیشه بی نظیری وقتی گفتگو های ارزشمندتون را با اساتید دیگه گوش میدم خدا رو بی نهایت شکر می کنم که به سمت شما هدایت شدم
استاد عزیزم به محض گوش دادن به این فایل خداوند همیشه مهربان تذکری بهم داد تذکر در باره ی مسئله ای که به عنوان باور محدود کننده در وجودم نبود ولی با دخالت اطرافیان داشت به عنوان یک ورودی منفی تبدیل می شد به باور محدود کننده
ماجرا چیه ؟
استاد عزیزم همونطور که در کامنتهای پروژه تغییر را در آغوش بگیر نوشتم من کسب و کارم رو راه اندازی کردم به لطف خداوند و ایده ی کسب و کارم سالها پیش دریافت کردم ولی به علت شک و تردید و دو دلی و باورهای محدود کننده نتونسته بودم اجراش کنم تا اینکه تابستون امسال از طریق یک تضاد برام واضح شد که باید این ایده رو اجرا کنم و اولین قدم که برداشتم این بود که رفتم باشگاه تا قدرت بدنی ام رو بهبود بدم چون اون ایده نیاز به کار فیزیکی داره و من متوجه بودم عضلاتم ضعیفن و قدرت ماندن در کارگاه به مدت 7 الی 8 ساعت کار رو ندارن و چون کتفم هم دچار گرفتگی شده بود مطمئن بودم این قدم مهمترین و اولین قدم باید باشه و آخرای تابستون کتفم حدود 70 درصدی بهتر شد و اوضاع جسمانی ام هم خیلی خیلی خوب شد چون تمرینات ورزشی رو جدی گرفتم و دومین قدم برای خرید دستگاه مورد نیازم رو برداشتم و اون هم پس انداز کردن از حقوق بازنشستگی ام بود که با موفقیت انجام شد و احساسم هم بسیار عالی بود در آن مدت
و بعد
پروژه تغییر را در آغوش بگیر روی سایت اومد و من با آغوش باز این تغییر رو پذیرفتم و با شرکت در آن انگار خداوند دستم رو گرفت و من رو روی دوش خودش گذاشت و هنوز پروژه به اتمام نرسید هم گرفتگی کتفم برطرف شد هم دستگاه رو نقد خریدم هم راحت تر از آب خوردن مغازه ای که تماما مورد تاییدم بود رو در کمتر از نیم ساعت پیدا کردم و کلا همه چیز نرم و روان و سریع پیش رفت و برای خرید دستگاه و اجاره مغازه و گرفتن نمایندگی از شرکت مورد نظر من فقط نیم ساعت از خونه خارج شدم تا مغازه رو از نزدیک ببینم و همه ی کارها تلفنی انجام شد و من کلا تو خونه بودم و با کار کردن روی باورهام در حال لذت بردن از اوقاتم بودم
و جالبه دقیقا روز 20 آذر پنج شنبه همزمان با روز مادر دستگاه به دستم رسید و از این همزمانی لذت بردم و خدا رو شکر کردم
و روز جمعه به همراه همسرم رفتیم دستگاه رو تمیز کردیم گردگیری مختصری لازم داشت انجام دادیم و روز شنبه و یک شنبه شروع کردم به تولید محصول و روز بعد همسرم تمام محصولی رو که تولید کردم برد مغازه خودش که بفروشه چون محصولی که تولید می کنم در دسته ی همان محصولاتیه که همسرم تو مغازه داره می فروشه و در عرض سه روز 10 تا از اونها رو فروخت و من خیلی خوشحال بودم
تا اینکه همسرم شروع کرد به رصد رقبا و ترسوندن من از قیمت گذاری های رقبا
من همیشه از این رفتارش گله مند بودم حتی برای کار خودش و می گفتم این کار رصد کردن اشتباهه ولی این دفعه در این دام گرفتار شدم و شروع کردم به جستجو در دیجی کالا و باسلام و دیوار وووو که ببینم بقیه چجور قیمت میدن
و نتیجه مشخصه
به جز اون 10 تا دیگه تا الان فروشی نداشتم
با وجود اینکه تو ستاره قطبی ام می نوشتم با احساس خوب و با اطمینان می نوشتم ولی اتفاقی نمی افتاد و با وجود اینکه ناراحت شدم از دست همسرم و گفتم به من چه که دیگران دارن چه قیمت می فروشند اونایی که با این قیمت می فروشند یعنی از جیب خودشون هم دارن هزینه می کنند و هیچ سودی نمی برن و این برام غیر منطقی بود ولی همون احساس بد فرکانس من رو پایین آورد و نتیجه رو متوقف کرد
و خداوند مهربان در حین گوش دادنم به این فایل بهم تذکر شدیدی داد و تیتر وار موفقیتهایی رو برام مرور کرد که من بدون رصد کردن رقبا بدست آورده بودم
و چقدر خوشحال شدم که یکی از رفتارهای ناهماهنگی که من رو داشت از مسیر هم جهت با جریان خداوند منحرف میکرد برام آشکار شد
خدا وند مهربان و هدایتگرم را بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتان هستم
بی نهایت ازمنبع انرژی سپاسگزارم که الهیه من رو”وصل کردبه الهیه هستی بخش اساتیدبزرگی چون استادعباس منش عزیزویاران وهمراهان سایت شگفت انگیزش”البته میدونم اونم بخاطر ارتعاشات خودم دراین 10سال گذشته بوده”چون ماخالق تمام زندگی خودمون هستیم/
بااجازتون استاد”بنده میخواستم بگم که من هم 14سال توی قم زندگی کردم ودراون شرایط همیشه باوربه فراوانی داشتم والان درجایی هستم که میلیونهاهکتارزمین پورازجنگل وباغهای میوه وشالیزارهاوباغ چای وو…رودخانه هاوجشمه های زیباوبی نظیرهست که هرروزوقتی بیدارمیشم ومیرم به روستا دراون خانه باغ رویای بچگیم فقط وفقط خداوندروشکرگزاری میکنم وبعدازرسیدگی به مرغ وخروسهام به پیاده روی میرم ودریک منظره شگفت انگیزی میرم که هرروز احساس شادی بیشتری بهم دست میده وازتمام احساسم شکرگزاری میکنم وکتاب صوتی قانون سلامتستان رو بعدازآگاهی هایی که بهم داده میشه میگم وامروزفصل دهم کتاب بی نظیرقانون سلامتستان رواجراکردم خداراشکر/وآرزومیکنم برای همه ی دوستان سایت هم این اتفاقات شگفت انگیز پیش بیاد”ودرآخربگم دوستان عزیزم خواهشا اگرمیخوایدمثل من واستادوتمام افرادموفق وخوشحال دردنیا زندگی کنید حتما حتما ازهمین الان “اخباروتلویزیون سراسری وخبرهاوسایتهایی که خبرهای منفی روپخش میکنندرواززندگیتون برای همیشه پاک کنیدوفقط وفقط دنبال زیبایی ها وفراوانی هاباشیدتا اقیانوس فراوانی روببینیدوباورکنیدوبپذیریدتابه شماهم داده شود/الهی آمین/عاشقتونمممممم
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت دو 2 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت دوم، که در رابطه با موضوع : ” رزق الهی به اندازه ظرف باورهاست ” ، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام که هدایتم کنه که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم، و میدونم که چیزهایی که اینجا مینویسم از زبان خداوند هست که به ذهن من میرسه و اینجا تایپ میشه، و کاملا با تمام وجودم این موضوع رو حسش میکنم، خدایاشکرت بابت همه چیز.
در رابطه با موضوعی که میگن رزق و روزی، که گفته شده که اگر ما در مسیر درست بریم رزق بینهایت و بغیرالحساب بهمون داده میشه، و این اون نیست که بگیم خداوند تعیین کننده رزق ما هستش و …، استادجان مثال باران رو زدن برامون در رابطه با رزق و روزی : فرض میکنیم که داره باران میباره، و فرض کنیم که این باران مصداق و تشبیه ثروت و نعمت و رحمت هستش در واقع، و اگه بخوایم راجب میزان آب و ثروتی که میتونیم استفاده کنیم صحبت کنیم، مهم اینه که ما چه ظرفی گذاشتیم زیر این بارون، مهم نیست که چقدر بارون میباره، ما به اندازه ظرفمون میتونیم بارون رو دریافت کنیم، به عنوان مثال : اگه یه لیوان بزاریم به اندازه یه لیوان دریافت میکنیم، اگر یه تشت بزارم به اندازه یه تشت دریافت میکنیم، و اگر دریاچه رو بزاریم به اندازه این دریاچه دریافت میکنیم، بیشتر نمیتونیم دریافت کنیم و کمتر هم نمیتونیم دریافت کنیم.
بخاطر همین، رحمت و رزق الهی بینهایت هست، مثل نور خورشید هست، ولی ما به اندازه ظرفمون داریم دریافت میکنیم، این یه کلیت هست، و اینکه ما چطوری ظرفمون رو بزرگتر کنیم که بتونیم نعمتها و ثروتهای بیشتری رو دریافت کنیم، این دیگه برمیگرده به تغییر یه عالمه باور و الگوهای ذهنی و … راجب ثروت، چون ما باورهای نامناسبی راجب ثروت داریم.
وقتی که میام باورهامون رو راجب ثروتها، و نعمتها، و فراوانی تغییر میدیم، که این خودش یک روند تکاملی هستش، توی همون جا و شرایطی که هستیم، ظرفمون بزرگتر میشه و اون نعمتها رو بیشتر دریافت میکنیم، و این دریافت نعمتها و ثروت و نتایج فقط به این دلیل هست که اون باورها و الگوهای ذهنی ما تغییر کرده، وقتی آدم عوض میشه، اون ظرف هم بزرگتر میشه، و در نتیجه دریافت نعمتها هم بیشتر میشه.
و ما باید موضوع تکامل رو هم در نظر داشته باشیم، و فکر نکنیم با یه روز و یه لحظه تغییر باورهامون نتایج خیلی بزرگ هم ایجاد میشن، نه !، این یه روند تکاملی هستش، چون باور یه شبه به وجود نیومده که یه شبه بخواد عوض بشه، و به اندازهای که ما تغییر میکنیم زندگیمون هم عوض میشه، و زمانی ما میتونیم بفهمیم که چقدر تغییر کردیم که به نتایجمون نگاه کنیم، و به اندازهای که تغییر پایدار میشه، به همون اندازه نتایج جدید هم پایدار میشه، و نتایج بهتر هم توی زندگیمون به وجود میاد و خلق میشه.
بحث اینقدر پیچیده نیست، بحث بحث تغییر باور هست، و برخلاف باور رایج جامعه که همش به مسائل کمبود و منفیها و … تمرکز میکنیم، و ما باید روی خودمون کار کنیم تا که بتونیم این باورها رو تغییر بدیم در جهت باورها و آگاهیهای مثبت و صحیح، هر روز فرصتها داره بیشتر میشه، و اگه بتونیم دونه به دونه باورهامون رو تکاملی و ذره ذره با باورهای مثبت جایگزین کنیم، و اگر که کار کنیم و تغییر بدیم باورهامون رو، دریایی از ثروت و نعمت وارد زندگی ما میشه.
ما باید یه فضای مثبت برای خودمون ایجاد کنیم، و بریم راجب این مسائل و باورهایی که در وجود ما هست، بریم به صورت درست و با پایه درست تحقیق کنیم و الگوهایی رو پیدا کنیم، و میبینیم که قانون چقدر دقیق داره برای افرادی کار میکنه و در همین شرایطی که همه مینالن و همه منفی هستن، هم جامعه و هم رسانهها و …، بعدش میبینیم که چه الگوها و افرادی تونستن توی همین وضعیت با درک و اجرای قوانین الهی و کائناتی، به خواستههاشون برسن و نتایج بزرگی رو هم خلق کنن.
خیلی ممنونم از استادجان بابت این آگاهیهایی که به ما انقال میدن، و مثالهای زیبا و متفاوت و جالبی که در این فایل راجبشون صحبت کردن.
به اندازهای که ما بتونیم ذهنمون رو متمرکز کنیم روی فراوانی، و به همون اندازهای که باور کنیم نتایج و نعمتها و ثروت هم وارد زندگیمون میشه،
که نشونهش همون احساس خوب و آرامش درونی هست و از طریق این قطب نمای درونی متوجه میشیم که باورهامون تغییر کردن، به همون اندازهای که ما آرومتر میشیم، به همون اندازهای که مطمئنتر میشیم، به همون اندازهای که یقین بیشتری داریم به دریافت نعمتها، به همون اندازهای که ایمانمون بیشتر میشه، که همون نشانگرش هم آرامشه، به همون اندازهای که به قول قرآن کریم اطمینان قلبمون بیشتر میشه، به همون اندازه باورهامون تغییر کردن.
طبق قرآن کریم هم که میفرماید :
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ : آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند. ( سوره یونس، آیه 62 ) .
و به قول استادجانم : بخاطر همین موضوع هست که آرامش میشه نماد تغییر، به اندازهای که ما آرومیم، به اندازهای که ما حالمون خوبه، به اندازهای که مطمئنیم، به اندازهای که احساس خوبی داریم، به همون اندازه هم معلومه که چقدر تغییر کردیم. و زمانی هم که این آرامش درونی ما ثبات پیدا میکنه، از اونجا به بعد که دیگه ما بیشتر و بیشتر ادامه میدیم، نعمتها و ثروتهای بیشتر و بیشتری وارد زندگیمون میشه.
سپاسگزار خداوندم که این قوانین بدون تغییر رو ایجاد کرده و روی این سیستم کار گذاشته ، که اگر ما از این قوانین تبعیت کنیم، فارغ از اینکه جهان به چه سمتی داره پیش میره، ما نتایج مربوط به خودمون رو خواهیم گرفت، و قوانین خداوند و سنت الهی هرگز تغییری نمیکنه، و همین ثبات قوانین باعث میشه که ما خیالمون راحتتر بشه، و ما با خداوندی طرف هستیم که خیلی ثابته، و اینکه خداوند بعد از ساختن این قوانین این قدرت رو هم به تک تک ماها داده تا که بتونیم خودمون زندگیمون رو خلق کنیم، و در واقع با افکار و باورهای خودمون زندگیمون خلق میشه، و در واقع خداوندی که این مکانیزم رو در جهان گذاشته تا که این اتفاق بیفته، همین موضوع یکی از قویترین باورهایی هست که به ما این اطمینان رو میده تا که جای پامون سفت باشه، و این باورهای فراوانی هست که باعث میشه ما به سمت نعمتها و ثروتهای بیشتر و بی انتها هدایت میشیم.
ما چیزی رو میبینیم که باور داریم ، ما چیزی رو تجربه میکنیم که باور داریم، ما به جایی هدایت میشیم که باور داریم، و زمانی که ما میایم روی باورهامون کار میکنیم این چیزها رو توی زندگیمون تجربه میکنیم، و این هم بخاطر قوانین بدون تغییر و ثابت خداوند هست.
انشالله که همه ما به این آگاهیها عمل کنیم و واقعا بخوایم که زندگیمون تغییر کنه، و از آگاهیهای این مسیر زیبا و تکاملی استفاده کنیم در زندگیمون.
استاد جانم شما الگوی من هستید، شما نمونه کامل یه انسان توحیدی هستید، که کلام یکتاپرستی و توحید رو به زبون میاره و دستی از دستان خداوند هستید برای هدایت تک تک ماها، خیلی ممنونم ازتون بابت تایمی که میزارید، انشالله که با تغییرمون و با نتایجمون جبران کنیم زحماتتون رو ️
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
بنام خداوند پرازعشق برکت
سلام به استادعزیزوخانم شایسته عزیز
سلام به دوستان عزیزم
خدایا شکرت بابت این فایل باارزش
زرق خداوندبی نهایته ولی خدابه اندازه باورهای که داریم رزق وارد زندگی می کنه
من خودم تا قبل از اینکه وارد سایت بشم
فکرمی کردم من محکوم به زندگی توشرایط سخت من چقدرباورداشتم که جلوبیشرفت زندگی منوگرفته بودچقدرمن برای پول درآوردن عذاب می کشیدم
من هیچ وقت پول توحسابم نبود
ولی ازوقتی دارم روخودم کارمی کنم اردورها بینظیر استاد استفاده می کنم زندگیم شده بهشت
من همیشه حسابم پولدارم همش دارم نقدی خرید می کنم کسب کارخودمودارم مشتری های عالی وبینظیردارم از جاهای که برکت وارد زندگیم می شه با عقل انسانی قابل باور نیست
خدایا شکرت
درپناالله یکتا شادپیروزباشید
بنام رب العالمین،تنها فرمانروای مقتدر هستی
سلام خدای رحمان و رحیمم
سلام رب وهاب رزاقم
سلام محبوب من
سلام رفیق قشنگم
سلام عشق
سلام انرژی
سلام پدید آورنده ی ابرهای سنگین حامل باران
سلام خالق پروانه ها
سلام لطیف
سلام تکیه گاه
سلام حامی و حافظ من
سلام بهتربن نگهبان من
سلام بهتربن پشتیبان من
سلام ارباب
سلام رئیس
سلام صاحب من
سلام مالک من
سلام صاحب اختیارم
سلاام ب خدایی ک گرداننده ی اموره
سلاام ب خدایی ک زمین را گسترد
آسمان را برافراشت
کوه ها را برای حفظ تعادل زمبن آفرید
خدایی ک شب و روز را
ماه و خورشید را آفرید
خدایی ک زمین را محل آسایش و زندگی من قرار داد
رودخانه ها،چشمه ها را جاری کرد
از آسمان آب نازل کرد
آب زلال و پاک
اگه این آب در دل زمین فرو بره کی میتونه برش گردونه
کی قدرتش و داره
هر چیزی ک در دل زمین فرو میرود و بیرون میاد ،هرچه از آسمان نازل میشود
و هرچه بالا میرود را میداند
هو معکم این ما کنتم
او با شماست هرجا ک باشید
خدایی ک رحمت اش بی اندازه اس و مهربانی اش همیشگی
خدایی ک شمار تمام قطرات باران رو داره
خدایی ک هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته
همه چی تحت سیطره و مالکیت ربه
اگه بخواد خیری بهت برسه کیه ک بتونه جلوش و بگیره
و اگه بخواد شری بهت برسونه کیه ک بتونه جلوشو بگیره
همین خدا قوانینی وضع کرده برای اداره ی جهان ک ثابته
ک پارتی بازی نمیکنه
خودشم ازش پیروی میکنه و هرگز زیر قولش نمیزنه
قوانین خداوند،سنت خداوند همون مشیت خداونده
مشیت خدا چیه
اینه ک براش شریک نگیرم
گردن کشی نکنم
اینکه بندگی شو بکنم
سپاسگزار و قدر دان داشته هام باشم تا بر من بیفزاید
اینکه روح خدایی خودم و تایید کنم و با عزت و احترام ولذت از نعمتهایی ک برام خلق کرده استفاده کنم
ک شرطش باورهای مناسب داشتنه
وعده های فزونی و مغفرتش و باور کنم
ن وعده ی فقر و کمبود و فحشای شیطان
اینکه از خطوات شیطان پیروی نکنم
اینکه تقوا پیشه کنم،ذهن م و کنترل کنم
مراقب کانون توجهم باشم
تحسین کنم زیبایی ها رو
صدق بالحسنی کنم
با زبان خوش با بنده گان خدا صحبت کنم
چون همه ی ما در روح یکی هستیم
و ارزشمند
فقط در کالبد هست ک متفاوتیم
توحید داشته باشم
فقط و فقط روی خودش حساب کنم
ن کس دیگه
منبع بودنش و باور کنم
اینکه خداوند منشا تمام نعمت ها خوشبختی و سعادته
و همیشه داره هدایتم میکنه
خدا خییلی بیشتر از من دوست داره ک ب خواسته هام برسم
خداوند لذت میبره از اینکه من زندگی زیبایی داشته باشم
اینکه نعمت و ثروت بیشتری بهم بده
خداوند برطرف کننده ی نیاز های منه
نیاز نیست بهش التماس کنم
خداوند ب تمام خواسته های من آگاهه و راه رسیدن من ب خواسته هام رو میدونه
از بی نهایت طریق منو ب خواسته هام میرسونه
###########################
سلام ب استاد عزبزم و بانو شایسته
و دوستان قشنگم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک بهم فرصت صلاه دادی
امروز عجججب روز پر برکتی بود یکی از بهترین روزهای عمرم
همه چی رو از اول صبح سپردم ب خدا ک هدایتم کنه ک همه چی رو مدیریت کنه
در مورد الگویی ک کشیده بودم تقریبا آماده برش روی پارجه بود
گفتم خدایا اگه نکته ای لازمه و جا مونده و من نمیدونم بهم بگو تا الگو رو اصلاح کنم
خیلی قشنگ هدایتم کرد ب فیلم آموزشی ک لازم داشتم در مورد برش کمر
دیدم باید دوسانت از خط کمر پایین میرفتم و ی لقی 1 سانت میگرفتم از پهلو
ولی من 3 سانت رفته بودم و لقی 1 سانت رو هم نگرفته بودم
یعنی فک کن اگه دامن بهش وصل میکردم کارم از پهلو ایستایی خوبی نداشت
کلی خداروشکر کردم بابتش
بعد رفتم رو یقه لباس ک طراحی کرده بودم
مدلش دلبری بود ولی ته قلبم دوسش نداشتم ،تمایلم ب یقه 7 بیشتر بود
ولی باز اومدم یقه دلبری و ی کم اصلاح کردم دیدم ن
قلبم گفت هفتش کن ،منم با عشق هفت کردم
تازه خدا رحم کرد ک اون قسمت فیلم و دیدم استاد داشت کرفیله کردن و یاد میداد
تازه دوزاریم افتاد ک زکیه باید پارچه ی تورت و این شکلی بزاری روی مانکن و بعد حالت بدی بهش و..
چیزی ک تو ذهن من بود این بود ک مسطح مث الگو برش زنم و کار خراب میشد
و ی علم جدید یاد گرفتم
علم کرفیله کردن کلی استیکر چش قلبی
چیزی ک خوراک منه
کاری ک با دست انجام میشه اونم روی مانکن با دانتل و تور و …
خیییبلی عاشقش شدم
و تو ذهنم تجسم کردم ک دارم جای استادم خودم کارو انجام میدم
تازه این فکر هم اومد ک زکیه تو با همین کار کلی میتونی پول بسازی
فقط با آموزشش
بماند بقیه روشها
قلبم امروز کلی ذوق کرد از اموزش های جدیدی ک دیدم
من دارم یاد میگیرم و همراش مخوام خلق کنم
درست مث چیکن شایی ک استاد بار اول یک هفته طول کشید بعد روند سرعتش با طی تکامل هی بیشتر و بهتر شد
منم تجربه ی اولم هست پس باعشق اجازه میدم تکاملم طی بشه
تا مانکن قشنگم برسه دستم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز تعداد اعضای کانالم ب 20 نفر رسید ب لطف خدا واقعا سوپراییز شدم
گفتم خدایا تویی ک داری آدم ها رو میاری
تویی ک هدایتم میکنی
تویی روزی رسان من
اعتبار همه چی ب تو میرسه
من هیچی از خودم ندارم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز ب لطف خدا تونستم جلسه 16 احساس لیاقت و گوش بدم
و توضیحات جلسه رو بنویسم
چقد انرژی گرفتم
بعد یکی دوساعت
در حیاط و زدن رفتم باز کردم
دیدم دختر عموم ی کله پاچه ی بره آورده برامون گفت قربونی زن عموم هست ک ب رحمت خدا رفته
قراره سهم نظری تون و هم بیارن من زودتر گفتم اینو براتون بیارم
کلی ازش تشکر کردم گفتم ببیت زکیه این نتیجه ی کم کار کردن روی خودته
افکار دارن کار میکنن و اتفاقات و رقم میزنن
من و مادر ب کمک هم پاکش کردیم
و خداروشکر خیلی عالی پیش رفت
موقعی ک خواستیم قسمت زبون و فکِش و جدا کنیم پدر گفت من حوصله اش و ندارم
گفتم اشکال نداره خودم انجام میدم
برای اولین بار بود
گفتم یاد میگیرم
ی چاقوی تیز آوردم و از گوشه های دهنش ادامه دادم تا آخر چند بار تکرار کردم
پدر داشت نگاه میکرد
وقتی عضله های فک و بریدم الان بایستی دو قسمت فک و جدا میکردم
امتحان کردم چند بار تکون نخورد
گفتم خدایا خودت درستش کن
ک بهم گفت از ته زبونش هم برش بزن و تمام عضله ها رو ببر
بعد برش
یکی دوبار امتحان کردم ک دیدم باز شد
پدر گفت احسن الله
آفرین
کارت عالی بود
خودمم کلی ب خودم افتخار کردم ک جا نزدم و انجامش دادم
الهی شکرت
امروز خواهرم لینک ی پیج اینستا رو برام فرستاده بود
زدم روش ،بعد چند ثانیه هدایت شدم ب پیج مهسا ، دختر ورزشکاری ک 4،5 سال پیش دنبالش میکردم
عکس های روز عقد و عروسیش و گذاشته بود
و فیلم لحظه ای ک بله رو گفت
خدای من چقددد ذوق کردم براش
چ عشقی جاری بود
چقددد بهم میومدن
هردو ورزشکار بودن
باعشق بهش تبریک گفتم
و آرزوی خوشبختی کردم براش
الهی صدهزار مرتبه شکرت
تازه دم غروب پدر صدام زد
زکیه بیا ببینم این برگه چیه
رفتم نزدیکش نگاش کردم ی کارت دعوت عروسی بود:))
و صبح باز قمری ها رو دیدم چفت هم جفت هم نشسته بودن
و پر هاشون و پف کرده بودن خخخخخخ
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک در مسیر درستم
الهی شکرت ک هر روز در حال رشدم
الهی شکرت امروز کلی چیزای جدید دریافت کردم
خواهرم اومده بود خونه مون
داشتم از فریزر کلوچه در میاوردم ک گرم کنم
اینجوری همیشه تازه ان و نرم
مادر گفت برای سمیه هم دربیار
قبل اینکه بگه 3 تا گذاشته بودم رو هیتر ک گرم بشه
اجیم گفت گفت من نمیخورم تازه عصرونه خوردم
گفتم میدونی چی میخوام بهت بدم
گفت ن
گفتم کلوچه بود
چشاش برقی زد خخخخ
گفت بیار برام :))
الهی شکرت بابت کلوچه های خوشمزه ای ک درست کردن
مرسی بابت تخم مرغهای خوشمزه مون
الهی شکرت بابت همه چی
عاشفتمممم
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،️نالیدن
هرگز درباره بدبختیهایت صحبت نکن و به آنها توجه نکن.
اگر توجه کنی به آنها خوراک دادهای.
توجه خوراک ذهن است به هرچه که توجه کنی قویتر میگردد.
هرگز با توجه کردن به بدبختیها به آنها خوراک نرسان.
بی خیال باش و بی علاقه.
به یاد بسپار، توجه واقعا خوراک و تغذیه است.
به چیزهای منفی توجه نکن.
به رنجهایت توجه نکن و دربارهاش سخن نگو.
آنها را بزرگ نکن ، این کار بسیار مخرب و نابود کننده است.
به رنجهایت بیتوجه باش و با این کار آنها خواهند مرد.
تمام توجهات را به شادیهای کوچک معطوف کن.
لحظات کوتاه شادی را ارج بگذار و خودت را کامل در آنها غرق کن. اینگونه آن لحظات کوتاه رشد خواهند کرد و در تمام زندگیات منتشر خواهند شد. بدانید، بهشت مکانی جغرافیایی نیست ،جایی قرار ندارد. بهشت شیوهای از زندگی است، همانگونه که جهنم نیز راهی برای زندگی است.
جهنم و بهشت همینجا هستند.
درست در وسط زندگیات.
گاهی اتفاق میافتد که تو در جهنم قرار داری و شخصی که کنارت نشسته است در وسط بهشت است.
پس بهشت و جهنم از یکدیگر دور نیستند، حالات روانی هستند، راههای زندگی هستند.
همهاش به خودت بستگی دارد…
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام رفیق همراهم
تنها تو بودی که کنارم ماندی هر لحظه ودست هایت در دستانم حس کردم .
تنها تو هستی که دستانت را برای کمکم م سفرستی وزبان من میشوند وحامی ام میشوند.
تنها تو هستی که کار را برایم به آسانی مهیا کردی .
تنها تو هستی که جرات به من می دهی که نترسم وادامه بدهم .تسلیمت باشم .
تنها تو هستی که مکر معماران را به خودشان بر می گردانی.
تنها تو هستی که قبل از تولد وبعد از تولد ماندی ورفیقم شدی .
خدایا شکرت برای هر لحظه ام
خدایا شکرت برای قوانینت
خدایا شکرت برای نوشتن این کامنت واینترنت وانتن خوب گوشی ام .
خدایا شکرت برای حمام واب وبرکت و فراوانی
خدایا شکرت برای شام امشب
خدایا شکرت برای خرید پنیر وشیر ومقنعه ام .
خدایا شکرت برای راهنمایی مسئول کارم ،که اینقدر مهربان است وزبانش برایم خیر شده وقلیش برایم نرم شده .
خدایا شکرت برای خرید بادام ومیوه امروز در محل کار که گرسنگی ام را برطرف کرد .
قلبم باز میشه با سپاسگزاری ازتو ،ای صبار شکور .
ای آمرزنده وغفار الذنوب .
تو قلمم شو برای نوشتن
قوانین خداوند ثابت و تغییرناپذیر هستند.
هرچی در مورد قوانین خدا از زبان استاد میشنوم انگار تازه می شنوم ،انکار تشنه تر میشوم ،انگار ظرف وجودم هی بزرگ تر میشه .
اگر خداوند قوانینش ثابت نبود ومثلا جای ستاره هاوکهکشان ها مدام در حال تغییر بود ،خدایی همه چی به هم می خورد .
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم ،خب اگر عاقل باشم ومی دونم قوانین خدا ثابته ،من هم مثل استاد محکم به این ریسمان الهی می چسبم وخودم را هماهنگ می کنم با این قوانین .
اینقدر که پارازیت داره فرکانس هام که تا یه ذره می خوام فکر کنم به قوانین ،ذهن میاد وسط که پس اون جا که اون جور شد و برعکس جواب داد چی؟
تضاد بین ذهن و قلب که خیلی انرژی ازمن می گیره .
قلبم میگه درسته راهم ،وذهن می خواد برگرده به همون راه که قبلاً بوده و رفته .
من چه کار باید بکنم ؟
باید از خدا هدایت بخوام واز اون کمک بخوام واکر قلبم با کاری ،مطمئنه ،ذیگه شک و تردید نداشته باشم پله خدا اعتماد کنم .
باور به فراوانی موجب ورود ثروت است.
باور فراوانی جلسه 6و7و8ردوره هم جهت با جریان خداوند را که می شنوم ،می بینم خیلی ترمز دارم که از گذشته تو ذهنم مونده و هنوز در جامعه می شنوم
وچون دهه شصت هستم مذهب را با ثروت در مقابل هم قرار داده بودند.
پاشنه آشیل من ،در مورد باور فراوانیه
آرامش قلبی نشانه اصلی تغییر باورهاست.
دقیقا هر جا آرامش داشتم که به خدا وصل بودم وهم جا باور خوبی داریم ،احساس خوبی هم داریم
احساس خوب نتیجه تغییر باورهاست .
ودر جلسه سه کشف قوانین که عالی استاد گفته ،که باورها از گذشتگان به ما رسیده واز پدر و مادر وحامعه .
چهره جا ترمزی در مورد باپرهام فهمیدم انکار آرامش گرفتم وحالم خوب شد ونتیجه دیدم .
انسان با افکار خود زندگی را میسازد.
دقیقا دارم بهتر می فهمم این موضوع را
تا زمانی که می گفتم ،شوهرم نمی ذاره ،اپن نمی ذاره ،شوهرم قدرت داره،خودم را ضعیف وبقبه را قوی مردم تو ذهنم وچی شد !
به خاطر شرک و قدرت دادن به بقیه ،سقوط کردم و پیشرفتی نکردم و منتظر یه معجزه شدم از بیرون وهیچی نشد .
تا اینکه گفتم من خالق زندگی خودم هستم وجاهایی که خواستم وشد ،با وجود مخالفت بقیه ،باورم قوی تر شد که من دارم با افکارم زندگیم را می سازم و بحران نمی توانند تو زندگی من تاثیری بدارند ،مگر اینکه من قدرت را بدم به اونها.
دور میشه سر کار هستم ،وخدا ساده واسان کمکم کرد ورفام شروع به کار کردم .
اگر مخالفت می بینم ،نشانه این است که راهم درسته و به خاطربقیه از خواسته هام دست نکشم .
با وجود ترس ولی ،ایمان دارم خدا برام کافیه وله قول استاد همه بروند ،خدا که هست وکافیه .
خدایی که تعدادتپش قلب های من را می فهمه ،کافیه .
تغییر بنیادین نیازمند طی کردن تکامل است.
واقعا تغییر نیاز به تکامل داره .
آب وقتی گرم میشه زمان می بره سرد بشه .
وعحله کردن وطمع کردن نشانه اینکه نمی خوای تکاملت را طی کنی.
والان بهتر می فهمم .
استاد, دوسال پیش برای اولین بار با شروع دوره احساس خود ارزشمندی رفتم برای یه نفر کار کردم .
اولش سخت بود برام ولی وقتی ادامه دادم وتکاملم را طی کردم،مومنتومگرفت اون یادگیری وتکامل.
به همین خاطر طی کردن تکامل تو یه هایپر بزرگتر مشغول کار هستم .
ومی بینم دوروز نشده ،به فضل خدا خیلی خوب یاد گرفتم و کارم را عالی تر یاد گرفتم .
به خدا نمیشه از پله اول بپری پله آخر .
میشه پله ها را زود زود رفت وتکامل طی بشه ،وبی نمیشه از پله اول بری یهو به پله آخر.
من به خاطردرک نکردن تکامل ،پول از دست دادم ،والان دیگه آرام وپیوسته حرکت می کنم ولقیه را به خدا می سپارم .
نتایج بیرونی تنها معیار سنجش تغییرند.
اگر زمانی نتایج اومد ،بدونم که یه تغییر در باورهام ایجاد شده که از بیرون نتیجه ها داره میاد
نتیجه تغییر در باورها ،در بیرون حتما نمودار میشه واین نشانه این است که مسیرم درسته وباید ادامه بدهم وناامید نشم .
چون جهان خدا جهان خیر است کوچکترین تغییر ،در بیرون نشون میده به ما .
واین از فضل خداست که جایزه میده به ما ،وتشویق می کنه که ادامه بدیم ولدونیم جهان اینقدر دقیق به فرکانسهای من پاسخ میده .
خدایا شکرت
چقدر نیاز داشتم به نوشتن وخدا گفت ونوشتیم .
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای بزرگوار مهربان
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بگو: «حقیقت این است که خدا یگانه است
اللَّهُ الصمَدُ
خدا قبلۀ حاجات همه است
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ
فرزندی ندارد و فرزند کسی نیست
وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کفُواً أَحَدُ
و برایش مثلومانندی نیست
خدایا شکرت برای فرصت دوباره
زندگی و یک رزق بی حساب دیگه سپاسگزارتم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و
استادشایسته نازنینم و همه دوستان قشنگم
الله اکبر از همزمانی ها غروب با یک احساس عالی نشستم نکات مثبت روزم یادداشت و سپاسگزاری کردم قلبم باز شد ، شروع کردم به سپاسگزاری نعمت های اتاق خواب و خونم .. بعد از 3 صفحه که دستم دیگه حسابی خسته شده بود اما حال دلم عالی تر به خدا گفتم خدا جانم من واقعا عاجزم از شمردن نعمت هایی که بهم دادی انقدر فراوانی و نعمت تو زندگیم و جهان هست که نمیشه شمرد . به محض بستن دفترم و وارد شدن به سایت هدایت شدم به این فایل ارزشمند و چند همزمانی دیگه هم درباره فراوانی برام اتفاق افتاد ، خدایا صدهزارمرتبه شکرت همزمانی ها کار توست رب وهاب و قدرتمند من .
باور فراوانی برای منی که میلیون ها بار از فقر و کمبود شنیدم یک شبه اتفاق نمیفته اما اگه به صورت مستمر روی خودم کار کنم و تکاملم طی بشه قطعا ظرفم بزرگتر میشه ، به لطف خدای مهربان دارم روی باور فراوانی کار میکنم و شرایط کم کم بهتر میشه .
اولین چیزی که یاد گرفتم و درک کردم اینه که فرصت ها و موقعیت ها بی نهایتند هیچی تموم نمیشه دنیا دنیای فراوانی وفور و نعمته ، این به این معنا نیست که من بشینم یه گوشه و پول از آسمون بریزه پایین ! اما متوجه شدم که باید فراوانی رو باور کنم ، ترس حرص و طمع بقول استاد از باور کمبود میاد از ذهن فقیر میاد !
اگه من باورهای درست در مورد فراوانی داشته باشم ثروت از آسان ترین راه ها بدستم میرسه ، مثلا محصول من که همیشه دونه ای یا چندتایی فروخته میشه اگه من باورهامو درست کنم یکجا فروخته میشه یا سفارش ها بی نهایت بیشتر میشه و کارم گسترش پیدا می کنه کار راحت تر پیش میره و ثروتم بیشتر میشه . این اتفاق برای من بارها و بارها رخ داده اما چرا پایدار نبوده؟ چون من ادامه ندادم باورهام بنیادین تغییر نکرده و باید مستمر روی خودم کار کنم .
و این مسئله برام مثل روز روشن شد که همه چیز به من مربوط میشه به درون من ذهن و باورهای من نه هیچ عامل بیرونی ..
باور فراوانی رو از چیزهای کوچیکه زندگیم شروع کردم از نعمت های که راحت دارم و برام عادی شدن از شیر آب از میوه های تو یخچال از موبایل دستم و اینترنت نامحدود از تولیده محصولم که مردم راحت میخرن و من بازم تولید میکنم از برف بارون از شهر یزدی که کوچه باغ های پر آب داره شهرهایی داره که به باغ شهر معروفند از شیرینی سازیه حاج خلیفه ای که روزانه میلیاردی فروش داره ولی بقیه شیرینی سازی ها نصف اون فروش ندارند چرا ؟ چون باور حاج خلیفه با بقیه فرق داره .
اینکه حواسم به خودم باشه سرم به زندگی خودم باشه نه دنبال کردن اخبار و رسانه ها اینکه نعمت هام ببینم اینکه فراوانی ها رو ببینم تحسین کنم بااااااور کنم که دنیا دنیای فراوانی وفور و ثروته .
بقول سعیده جانِ شهریاریه عزیزم خدایی که داره به یه نهنگ روزی 40 میلیون روزی میده من که دیگه اشرف مخلوقاتشم فقط باید باور کنم و یادم باشه که
خداست که منبعه
من به خدا وصلم
من به منبع بی نهایت وصلم
(سعیده جانم عاشقتم :))
حالا از کجا متوجه بشم که یه کم تغییر کردم و باورم قوی شده از آرامش قلبیم که اینم این روزها حسابی دارم به لطف الله تجربه میکنم و چقدر حالم خوبه خدا جونم عاشقتم از پول ها هدیه ها و مواد خوراکی که به خونم میاد از سایتی که بی نهایت فایل ارزشمند داره و من می تونم ازش استفاده کنم از بازار طلا فروشی دم خونه م که هر روز شلوغه و مردم طلا می خرند و خودمم حداقل دو ماه یکبار می خرم ، چرا ؟ چون یک پله رشد کردم و باور کردم که پول فراوانه و من لایق خرید طلام می تونم به راحتی و نقد بخرم از خریدهای راحتم که با قیمت خوب می خرم و کیفیت بالا .
از میوه و مواد خوراکی که هدیه برام میارن از بسته های اینترنتی که رایگان خود به خود برام شارژ میشن از اینکه دلم گوشت آهو میخواد و دوستم بدون اینکه بگم برام میاره ، از اسکراب دستام که تو بهترین سالن برام رایگان انجام میشه بدون اینکه بگم .
پس چرا اینا قبلا نبود! قبلا اتفاق نمی افتاد! چون من باورم این بود همه چی گرون شده ولی این کمه اون کمه پس باید ادامه بدم و تا همیشه ادامه بدم
استادِ سخاوتمندم ازتون سپاسگزارم شما بی نظیرید .
دوستای قشنگم بابت تک تک کامنت هاتون سپاسگزارم ممنون که با نوشتن هاتون باعث رشدم می شید .
محسن جانِ توحیدیه عزیز ازت ممنونم همین الان اسمت از ذهنم رد شد :))
خدایا شکرت برای نعمت سایت عباسمنش دات کام و این همه آگاهی
شکرت که هدایتم کردی به سمت این گنج ارزشمند.
پروردگارا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می طلبم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای سپاسگزارتم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿١﴾
سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار می شود؛
وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ ﴿٢﴾
و تو چه می دانی چیزی که در شب پدیدار می شود، چیست؟
النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿٣﴾
همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را می شکافد.
إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿4﴾
هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.
=====================================
خدای عزیز و شیرین و دلبرم،نازنینِ نازدارِ نرم و لطیف من،دلبرِ دل انگیزِ دلخواه،تنها قدرت عالم،سرمنشا تمام نور جهان،مدبر امور از زمین تا آسمون،به من و به عقل و درک و فهم وروشنی قلبم ببار و از سمت خودت برام نوری بفرست که مثل یک حباب شیشه ای من رو از هر نجوای شیطان در امان بداره و اتصال قلبم رو به تو محکم تر کنه و به من کمک کن تا این صلات مایه ی شرح صدرم،آرامش پایدارترم،ورودم به مدار های بالاتر باشه،عاشقتم خدا و این عشق بزرگترین سرمایه ی زندگیمه.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی و نورانی من
سلام به استاد شایسته جانم،سرپرست بچه های غار حرا
سلام به بچه های محله ی خدا🩵
استاد جانا،شاعر دروصف شما میگه که:
میحانه میحانه، میحانه میحانه
غابت شمسنا الحلو ما جانا
معنیش چی میشه ؟!دست به گیرنده هاتون نزنید الان فارسیش میکنم:
مگر زمان دیدارمان فرا نرسیده؟!
آفتاب ما غروب کرد و زیبا روی ما نیومد.
استاد خداوکیلی این رسمش نیستا!خب دلمون براتون تنگ شدهدیگه…چی کار کنیم؟!بنمایید رخ که خلقی واله شوند وحیران بابا…
هرچند که اعتراف میکنم تا میبینم یکی از بچه ها خواب دیده شما اومدید ایران،من استرسی میشم:/میفتم توباور کمبود و تقلا که اگرواقعا استاد ایران باشه و من به مدار دیدارشون دسترسی نداشته باشم چی؟!و بعد سریع به خودم نهیب میزنم نه نه،این فکر درستی نیست،فکری که احساس کمبود میده و توی قلب ناراحتی ایجاد میکنه،نادرسته،باور درست اینکه: ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست. آنقدر دقیق است که در سایهاش همه چیز سر موقعش اتفاق میافتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر.
چقدر همین چندتا جمله به آدم احساس آرامش عمیق درونی میده؟!به قول استاد جان: هر فکری که دل رو آرام میکنه،هر فکری که دل رومطمئن میکنه از جانب خداونده،هر فکری که دل رو مضطرب میکنه از طرف شیطانه.
🟣إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا
نجوا تنها از سوی شیطان است؛ میخواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛
🟣الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
آنان که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرامش مىیابد. آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مىیابد.
اعتراف میکنم همین لحظه که شروع کردم به کامنت نوشتن یک فکر بیخودی اومد توسرم و میخواست بهم احساس گناه بده،احساس سرزنش کاملا بی منطق،دیدم نمیتونم جلوش رو بگیرم و داره اتصالم به بالایی قطع میشه،برای همین کامنت نوشتن رو رها کردم و رفتم برای تایم اوت،یعنی چند دقیقه هم نشد که هدایت الله رسید و از کامنت دوست عزیزم سعیده جان خاجوئی بلافاصله هدایت شدم به آگاهی های جلسه 9 احساس لیاقت که درمورد کنترل احساس گناهه.
یعنی خدا همینقدر سریع الحساب و سریع الجواب،به شرط اینکه من به قوانینش درست عمل کنم.
ازونجا که این مدت تمرکز گذاشتم روی استارت دوباره ی دوره ی «هم جهت با جریان خداوند» دارم سعی میکنم مو به مو به تمرینات جلسه 1 و جلسه 2 اجرا کنم،برای همین حواسم هست اگر افکار منفی اومد،سریع در بدو ورودش تایم اوت بگیرم.
یعنی استاد، یک جمله تو جلسه2 گفتن که این تو مغز من حک شد!
اصلا قبول نکنید که احساستون بد باشه،اصلا طبیعی نیست که ناراحت باشید.طبیعی اینکه همیشه احساستون خوب باشه:)
به قول استاد عرشیانفر:استادهمین کارا رو میکنی که عااااااششششقتمممممم.
یعنی خدا وکیلی همین چقدر نعمته که بدونی آقا هر اتفاقی افتاد تو نباید ناراحت بشی!هر اتفاقی یعنی هر اتفاقی…اسم نزارید روش!دلیل نیارید که چرا باید ناراحت باشید،دلیل پیدا کنید که چرا باید حالتون خوب باشه!چرا؟!چون تموم زندگی شما با حال خوب،خوب میشه…
اتفاقا یک تابلوی خیلی بزرگ هست همیشه توی جاده میبینمش و هر بار میخونمش ناخودآگاه لبخند میزنم،روی اون تابلو نوشته:
در حال و هوای خوب،خوب دیده میشوید!
نمیدونم اصلا تبلیغاتِ چیه،ولی انصافا کل قانون رو در یک جمله توضیح داده،کوتاه،مفید،مختصر!
تمرکز بر اصل،دوری از حاشیه!
دقیقا مثل کلام استاد جان که هرچقدر بهش گوش میکنی،میبینی همه ش داره از اصل میگه،حاشیه و شاخ و برگ نداره،ساده ست،قابل فهمه و به آدم احساس آرامش و یقین و اطمینان میده،اطمینانی از جنس نور…
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد…
یک چیزی یادم اومد الان،دوسه روز پیش بود،داشتم سوره (ص) رو مطالعه میکردم،رسیدم به یک آیه که خیلی منو به فکر فرو برد،اونجا که شیطان به آدم سجده نمیکنه و از درگاه خدا به علت نافرمانی رانده میشه و بعد از خدا درخواست مهلت میکنه و میگه:
قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٨٢﴾
گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه میکنم،
یعنی با خودم گفتم ببین ،این بشر باز کی بوده که به «عزت خداوند»قسم خورده !!!یعنی ببین چه پشتکاری داره به خرج میده این همه سال!!!!
یک نکته ی جالب هم توی تفسیر نور نوشته بود که:
در دعا گفتن «ربّ» مؤثّر است. هم اولیاى خدا و هم ابلیس در دعاهاى خود این کلمه را بکار بردهاند). «رَبِّ فَأَنْظِرْنِی»
یعنی این ابلیس با همه ی ابلیس گریش میدونه باید خدارو چه جوری صدا بزنه تا پاسخ مثبت بگیره،منِ انسان چقدر در مسیر درست از قدرت فرمانروایی خداوند استفاده میکنم؟!
راستی خبر خوب اینکه،با اینکه ابلیس به عزت خدا قسم خورده که همه روگمراه میکنه،اما خودش اعتراف کرده یک سری هارو نمیتونه گمراه کنه:
إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٨٣﴾
مگر بندگان خالص شده را.
و ازین قشنگتر هم خدا تو سوره ی اسرا میگه که:
إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ وَکِیلًا ﴿65﴾
یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلّطی نیست، و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز [آنان] باشد.
خداروصدهزار مرتبه شکر برای داشتن خدایی که برای کارسازی کافیه،به چه شرط؟!به شرطی که ما هم اون انسان توحیدی باشیم و از غیر خدا هیچ انتظاری نداشته باشیم.
اینارو دارم به خودم میگم،به خدا،به خودم دارم میگم،هرجا فقط روی خدا حساب کردم،خدا بهترین هاشو برام رقم زد،معجزه هایی به اندازه باز شدن دریا برای موسی،هرجا هم روی عقل خودم حساب کردم،یک قدم پیش نرفتم یا اگر هم یک نصف قدم پیش رفتم انقدر با زجر و بدبختی و احساس بد بوده که عطاش رو به لقاش بخشیدم و گفتم اصلا نخواستم بابا بیخیال…
آرامش لحظه ی حضور به ما همه چیز میده،ارزشش رو داره دلت رو فقط به اون ببندی،وقتی دلتو به اسمش میزنی،میبینی همه دوستت دارن،همه بهت احترام میزارن،همه میخوان بهت عشق بدن،همه میخوان یک کاری برات بکنن…
وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا ﴿٨﴾
نام پروردگارت را یاد کن و فقط دل بر او بند.
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا ﴿٩﴾
پروردگار مشرق و مغرب [است]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن،
نمیدونم چه جوری اینجوری میشه،فقط میدونم که میشه،فقط میدونم تنها راهِ آرامش عمیق قلبیه،باید فقط خودت رو با خدا هماهنگ کنی…
اما بازم به قول استاد تو دوره ی هم جهت،کشتی تایتانیک که با اون سرعت داره به سمت صخره میره،نمیشه یکدفعه کاری کنی که به سمت برعکس برگرده…باید اول سرعتش اروم اروم کم بشه برسه به صفر،بعد اروم اروم بیفته تو مسیر درست…
این حال و روز ماست که تا با استاد آشنا میشیم میخوایم سریع به نتایج استاد برسیم،بدون اینکه حواسمون باشه بابا ما در گذشته با سرعت زیاد در جهت مخالف داشتیم حرکت میکردیم،نمیشه که با اون سرعت در جهت مخالف،برگردی به مسیر درست،بعد هم به نتایج بسیار بزرگ برسی،اصلا نگم «ما» بگم«من» ،من نیاز دارم روزی صدهزار بار قانون تکامل ،قانون تسلیم،قانون توکل،قانون صبر،قانون سپاسگزاری،قانون زندگیدر لحظه رو به خودم یادآوری کنم.
اتفاقا چند روز پیش داشتم به جلسه 3 قدم 12 گوش میدادم واون فرکانس صدای استاد،از تغییرات زندگی و احساس خوبشوندر هر لحظه داشت منو دیوونه میکرد از عشق خدا…
ازینکه وقتی میرم چکاب فرکانسی قدم 1 رو میخونم که سال 1400 نوشتم،باور نمیشه اینارو من نوشتم،باورم نمیشه من یکروزیداشتم اون نوشته هارو زندگی میکردم،باور نمیشه چطور این همه معجزه فقط توی 4 سال اتفاق افتاده…
من باید یاد بگیرم مثل استاد همیشه خودمو دانشجوی این مسیر بدونم،همیشه سرم پایین باشه،همیشه بدونم از کجا به اینجا رسیدم،من باید حواسم باشه گردن کشی نکنم…این کل بازیه که من درکش کردم:اگر سرت رو جلوی خدا پایین نگه داری،سرت رو جلوی همه بالا میبره…
چندشب پیش که شب یلدا بود،یکی از بچه های فامیل گفت الا و بلا من میخوام براتون فال بگیرم،برای دونه به دونه مهمون ها فال گرفت تا رسید به من،گفت نیت کن،منم چشامو بستم و تو دلم گفتم نیت من فقط خداست…
و اون شروع کرد به خوندن:
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفت
بارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بود
عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت
دیگه نگمتو تفسیرش چی نوشته بود که صدای همه رو درآورد!!!!که آقا تو چه نیتی کردی؟! تو داری چی کار میکنی که انقدر فالت خوب درومد…؟!
بازی تازه به اینجا ختمنشد،همین چند روز که من سعی کردم مونتوم مثبت رو حفظ کنم و آگاهانه توجهم رو از روی ناخواسته ها بردارم، و روی باور فراوانی کار کنم،آبشاری از الهامات نورانی از همه جا سرازیر شده،از همه جا…انگار خدا دوروبرم رو پر ازفرشته کرده تا فقط من رو در این مسیر همراهی کنند…
استاد من خودم به شخصه فکر میکردم باورفراوانی بیشتر در وضعیت مالی تاثیر گذاره تا اینکه شما در جلسه 10 دوره ی هم جهت با جریان خداوند گفتید این باور میتونه زندگیتون در تمام ابعاد تغییر بده،این شد که من تمرکزم رو ازون موقع گذاشتم روی توجه به فراوانی ها و دارم میبینم چطور درها داره باز میشه اونم به آسانی…
استاد نشانه ها انقدر زیاد شدن وانقدر سنگین شدن که من گاهی از سر عشق خدا میشینم یک گوشه ،فقط گریه میکنم ومیگم تو چرا انقدر منو دوست داری؟!چرا انگار کار و زندگیت رو ول کردی فقط میخوای به من کمک کنی؟!
استاد آیا جاهایی که دارم با گریه براتون مینویسم،فرکانسش به قلب شما میرسه؟!میرسه،من مطمئنم میرسه…
دارم چهارساله میشم استاد…
چهارساله شدنم مبارک.
توحیدی تر شدنم مبارک.
سعادتمند تر شدنم مبارک…
چهار سال تلاش برای فهم قوانین خداوند،چهارسال برای اجرای توحید در عمل،چهارسال بهبود مستمر،چهار سال بیش از هزار ردپا وکامنت،چهارسال دریافت بیش از 4 هزار تا پاسخ نورانی از بچه های سایت،چهار سال حداقل 7هزارساعت تحت آموزش های شما بودن،چهار سال دفتر ها ودفتر ها پرکردن،چهارسال تجربه ی عشق خدا …
چقدر دوستمون قشنگ نوشت و چقدر شما با عشق در توحید عملی 1 اون کامنت رو خوندید:
آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت،نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
استاد من چطور میتونم سپاسگزار این همه تغییرات زندگیم باشم؟!هیچ جوری نمیشه،هیچ جوری …دوستون دارم استاد،دوستون دارم از روشنی قلبم…
اومدم چی بنویسم…چی از توش درومد…
بنگر که از هفت آسمان…
جایی فرا سوی زمان؛
نوری هبوط می کند در غربت این لامکان…
=====================================
واما آخرین تمرین فراوانی که به صورت مکتوب نوشتمش:
🟣مشتری یا ژوپیتر،اولین سیاره ی منظورمه ی خورشیدی که شکل گرفته و بزرگترین سیاره ی این منظومه ست.
🟣مشتری،5 میلیارد سال عمر داره!
🟣زمین ما 4،5 میلیارد سن داره،یعنی وقتی مشتری 500 میلون سال عمرش بوده که تازه زمین به دنیا اومده!
🟣مشتری بعد از مریخ قرار داره و به ما نزدیکه!ولی این نزدیکی به نظر اومده 588 میلیون کیلومتره اونم در نزدیکترین حالتی که به زمین قرار داره…
🟣در قطر کره ی مشتری،11 تا کره ی زمین کنار هم جا میگیره!
🟣اما اگر بخوای حجمشو حساب کنی،1300 تا کره ی زمین در این سیاره جا میگیره!
🟣وزن وجرمش318 برابره جرم زمینه!
🟣نکته: اگر جرم تموم سیاره های منظومه ی شمسی رو روی هم بزاری 129 برابر کره ی زمین میشه!
🟣تصویری که ما از مشتری میبینیم تصویری از جوِ مشتریه،چون جو اون 70 کیلومتر قطر داره!
🟣جاذبه ی مشتری انقدر زیاده که 79 تا قمر داره!!!
🟣مشتری سپر بلای منظومه ست و بخاطر جاذبه شبیشتر شهاب سنگ هارو جذب میکنه.
🟣سال مشتری 12 سال کره ی زمینه!
🟣اما یکروزش 9 ساعت و56 دقیقه ست! اینیعنیبا این اندازه ی بزرگ یک سرعت دیوانه کننده داره به دور خودش میچرخه(43 هزار کیلومتر در ساعت!)
=====================================
داستان خلق 500 هزار تومن پول نقد و مداد رنگی 36 رنگ با مدل دلخواه توسط نیلا نیکا و 500 هزار تومن تخفیف،جایزه ی باور فراوانی من.
چند روز پیش بود هر کدوم از دختر ها برای بازی یک گوشه از خونه برای خودشون مغازه زدن،یکیشون آتلیه یکیشونم فروشگاه آرایشی و آرایشگاه،همه ش هم میگفتن مامان بیا یک چیزی از ما بخر ولی با پول واقعی،ما میخوایم پول دربیاریم:)
حالا من اون روز یک هزار تومن پول نقد نداشتم تو خونه!!!بهشون گفتم مامانی من پول نقد ندارم،باید کارت بکشم،کارت خوان دارید؟!یکیشون کارت خوان اسباب بازی داشت یکیشون نداشت،در هرصورت هردوشون گفتن تو بیا خرید کن،ولی پولشو بعدا بده:)
خلاصه دو روزی این بازی ادامه داشت و هربارم من یادم میرفت برم از بانک پول نقد بگیرم،تا اینکه اینا بیخیال این بازی شدن و رفتن سروقت یکبازی دیگه،دوسه شب بعد بود که برای مهمونی شب یلدا،نفری 500 هزار تومن پول نقد هدیه گرفتن،درصورتیکه تا الان شب یلدا همچین کادویی نگرفته بودن!!!اونم پول نقد…
من خیلی به این اتفاق فکر کردم…
بازی بچه ها و درخواست پول واقعی…
بیخیالی و احساس خوب…
رسیدن پول از جایی که فکرش رو نمیکردن!!!
آره خدا به همه به یک اندازه نزدیکه!به همه داره پاسخ میده…به شرط ایمان…به شرط باور …
=====================================
چندوقتی بود که یکی از دخترها که کمال گرا تره،همه ش میگفت من مداد رنگی 36 رنگ میخوام!منم بهش میگفتم بابا اون 24 رنگ قبلیت که هنوز هست،چرا همونا رو استفاده نمیکنی؟!
از خدا که پنهون نیست،از شما چه پنهون باور کمبود مادرشون داشت کار خودشو میکرد،من میتونستم براشون بخرم،راحتم میتونستم بخرم ولی پیش خودم میگفتم خو 36 رنگ برای چیته؟!یک نقاشی ساده مدرسه،36 تا رنگ میخواد چیکار؟!ول کن حالا،هروقت این تمومِ تموم شد،میرم میخرم!
بعد یک روز نشستم خیلی با خودم فکر کردم،که دلیل این کارت چیه؟!تو که میتونی راحت خرید کنی،چرا خواسته ش رو برآورده نمیکنی؟!چی میشه اگر بچه مداد رنگی 36رنگ داشته باشه؟! به کجای فراوانی جهان فشار میاد؟!مگه اون چقدر بچه میمونه؟!مگه چقدر پیشت هست و ازت درخواست مدادرنگی میکنه؟!
خلاصه با همین گفت و گو های ذهنی،گفتم امروز میرم براشون میخرم،رفتم تو لوازم التحریر،یک مدل مدادرنگی که توی حلب هست بهم نشون داد و گفت اینا جنسش خوبه،اینو بگیر،گفتم اوکی لطفا دوتا بهم بده!!!
بنده ی خدا رفت گشت دید دوتا نداره،رفت یک جنس دیگه آورد گفت اینا خیلی خوبه، مداد رنگی اِتوده،میتونن هروقت مغزش تموم شد بیاین از ما بخرین.
دوباره باور های کمبود من اومد بالا:
@حالا ببین چون اون جنس قبلی رو نداشت،داره میگه خیلی خوبه،اخه مداد رنگی اتود؟!بچه 8 ساله، میزنه خرابش میکنه…
ولی باز جلوش رو گرفتم گفتم من در پناه خداوندم،حتما این بهتره ست،خدا همیشه برای من بهترین هارو کنار میزاره،حتما باید اینو میخریدم…
خلاصه ش کنم که من مداد رنگی هارو خریدم اومدم از مغازه بیرون به خدا قسم،همون لحظه دوتا ماشین دم در مغازه دیدم یکیش نوشته بود: «حسبی الله»،روی اون یکی نوشته بود:«only God»
رفتم جلوتر از یک هایپر مارکتی خرید کنم،خریدام شد 6٠٠ و خرده ای،ولی همون موقع سیستم بهم تخفیف 5٠٠ هزار تومنی داد و صد خرده ای کارت کشید!!!
از همه قشنگتر و دلچسبتر اینکه وقتی بچه ها مدادرنگیشون رو گرفتن نتنها از خوشحالی بال درآوردن که گفتن مامانی ما همیشه آرزو داشتیم مداد رنگی اِتودی داشته باشیم!!!!
نگو چندوقت پیش این نوع مداد رنگی رو دست دخترعمه شون دیده بودن و ازون موقع این آرزو توی قلبشون شکل گرفته بوده…
آره خدا تموم آرزوها رو برآورده میکنه….
به شرط ایمان،به شرط باور…
امیدوارم خود من یکم درس شکرگزاری و ایمان و رهایی رو ازین بچه ها یاد بگیرم …
دوستون دارم استاد از روشنی قلبم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
سلام سعیده جون خوش قلب
دوست دارم واست بنویسم از کنترل ذهن پریشبم
یه لحظه از شوخی یه عزیزی دلگیر شدم در حد بغض و به طرز عجیبی یکم قدم تو گریه کردن و در لحظه داشتم با خدا صحبت میکردم که یکاری کن اروم شم
و خدا که دورش بگردم گفت
زهرای عزیزم اونا هرچی میگن به من میگن و چیزی به تو نگفتن
وقتی خدا اینو بهم گفت به طرز معجزه وار اروم شدم و اصلا انگار نه انگار
به خودم اومدم گفتم این قدرت داره همه چیز خودش گردن میگیره پس کسی با من کاری نداره
واسه من که خیلی اب رو اتیش بود
هر بارم ذهنم میخواست یادم بیاره بغض کنم صدای خدا تو سرم میپیچید
انها تو را انکار نمیکنند بلکه ایات خدا را مسخره میکنند
انقدر این ایه ارامش بخش شد برام گفتم واست بنویسم که تو شرایط مشابه واسه خودت ازش استفاده کنی
حالت خوب باشه خیلی زیااد
به نام خدای مهربانم
سلام دوست عزیزم
نمیدونی چقد کیف میکنم وقتی کامنتاتومیخونم
چقد ایمانم قویتر میشه حس نزدیکی به خدارودارم
ممنونم ازت که مینویسی ممنونم که با نتایج عالیت بهمون انگیزه میدی
ازخدای مهربونم میخوام بهترینا نصیبت بشه امیدوارم هرلحظه شرایط برات بهتر شه ولذت بیشتری ازندگیت ببری
خداروشکر میکنم به خاطر وجودشماها توزندگیم به خاطر موفقتهاتون به خاطر خوشحالیتون
منم سعیده زندگی سختی داشتم بعد از 6 سال زندگی ازهمسرم جداشدم با یه بچه واولش فک میکردم دنیابه آخررسیده
اما الان خوبم باور دارم خدابرام بهترینهارو میخواد
ودوباره میتونم یه زندگی شادرو وعاشقانه روتجربه کنم
همه چی روبه خداسپردم ومیدونم درزمان درست کمکم میکنه وهواسش هست
دوست دارم سعیده جاانم
سلام به شاگرد توحیدی استاد عزیزم
سعیده جان عشق همه ی ما بچه های سایت.
خیلی وقته کامنتاتو میخونم و هر بار لذت چیه اشک میریزم .
الان ساعت شش و نیم صبحه که من هدایت شدم به این کامنتت و نوشته های قشنگت دیگه منو مجبور به پاسخ دادن کرد .
نمی دونی چه اشکی ریختم به قول خودت از اون اشک ها که بند نمیاد .
امروز توی قدم ده از استاد شنیدم که میگفتن نوشته های بچه ها رو از روی فرکانسش تشخیص میدن که فیکه یا واقعیه و میگفتن اینجوری معلوم میشه که طرف فقط حرف میزنه یا نه .
منم دقیقا امروز فرکانس نوشته هاتو دریافت کردم عجب فرکانسی .
عشققققققققق کردم به خدا.
سعیده جان توام مثل بعضی شاگردای توحیدی و کاربلد استاد که یه مدت خیلی فعالن و بعد که مدارشون به شدت میره بالا و دیگه خبری ازشون نمیشه نباش ، تو برامون بنویس
اینجوری بگم تو برامون بمون همیشه بمون .
عاششششقتم
سلام به زیبا جان عزیزم
خداروشکر که خدا مجبورت کرد که برام وقت بزاری و بنویسی:)فرکانس تلگرافت قلب من رو روشن کرد،برای مهربونی هات ازت سپاسگزارم عزیزم
ممنونم که برام نور هدایت آوردی،از خدا میخوام که هم من رو همیشه در مسیر درست حفظ کنه هم دوستان ارزشمندی مثل شما رو برام نگه داره …
خیلی دوستت دارم ونوش جانت اشک های توحیدی که باعث روشن شدن قلبمون میشه…
در پناه نور میسپارمت و الله یارت باشه همیشه🩵
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سعیدهی عزیزِ دلم…
کامنتت رو چند بار خوندم… و هر بار یک جای تازهاش واسم “نور” داشت
هم از اون نورهایی که آروم مینشینه روی دل،
هم از اون نورهایی که پردهی تاریکی رو میشکافه…
درست مثل همون سورهای که باهاش شروع کردی.
تو قشنگ نشون دادی «نگهبان» یعنی چی…
یعنی همون لحظهای که نجوا میاد برای حزنت بده، تو میفهمی و تایماوت میگیری.
همون لحظهای که اتصال میخواد قطع شه، تو میفهمی و برمیگردی.
این یعنی: إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ…
یعنی شیطان هر چقدر قسم بخوره، روی “مخلصها” دستش کوتاهه… و تو داری به سمت همون خلوص حرکت میکنی، قدم به قدم، با این همه صداقت
سعیده جان…
اونجایی که گفتی:
«اصلا قبول نکنید احساستون بد باشه… طبیعی نیست.»
من حس کردم خدا داره با همین جمله داره درِ یک بهشت رو باز میکنه.
چون واقعاً “قانون” همینه: هر فکری که دل رو آرام میکنه، از طرف خداست…
و تو بلد شدی چطور “فکرِ خدا” رو انتخاب کنی
و اون بخش فراوانی… وااای…
تو فقط “اطلاعات مشتری” ننوشتی. تو داشتی ذهن رو از قفسِ کوچیکِ زمین میبُردی توی پهنای آسمون…
این یعنی “باور فراوانی” رو با استدلالِ قلبی و علمی با هم قفل کردی.
بعدش هم جهان دقیقاً همون کاری رو کرد که همیشه میکنه:
وقتی باور، از ذهن میاد پایین و میشینه تو دل… اتفاق میافته.
داستان پول نقدِ بچهها… و مدادرنگی 36 رنگ…
این قسمت رو که خوندم لبخند زدم و اشکم هم اومد.
چون خدا خیلی وقتها به ما از مسیر “پاکترین ایمانها” جواب میده…
ایمانِ بچهها. ایمانِ بیچونوچرا.
نه چک کردنِ چجوریها، نه حساب و کتابِ کمبود… فقط خواستن + بازی + رها کردن.
و بعد: بوم بوم بوم…
و سعیده… اون صحنهی دو ماشین… «حسبی الله» و «only God»…
این دیگه پیام نبود، این امضا بود.
امضای خدا زیر تجربهات
انگار گفت: “آفرین… همین راهه… همین مدل نگاه کن… همین مدل انتخاب کن…”
من واقعاً ازت ممنونم.
نه فقط برای اینکه کامنتت قشنگ بود…
برای اینکه تو با این نوشته، “راه” رو یادآوری کردی.
تو هم آموزش دادی، هم امید دادی، هم ایمان تزریق کردی…
و به خدا قسم این جنس نوشتن، خودش «صدقهی جاریه» است
الهی خدا نگهبان قلبت باشه…
الهی هر بار که نجوا خواست غمت بده، ذکرِ خدا مثل سپر بیاد جلوت…
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا…
دوستت دارم سعیده جان… از روشنی قلبم
سلام سعیده ی قشنگم
نورزیبای خدا
عاشقتم که اینقدر قشنگ مینویسی
داستان مداد رنگی اتودی اشکمو دراورد
الهی که قربون اون دل پاکه بچه هات بشم
دخترمنم دقیقا هرچی که بخواد براش فراهم میشه ازطریقایی که من اصلا فکرشم نمیکنم
همیشه بهش میگم باران چقدر خدا دوستت داره که تاهرچی رو میخوای و درخواست میدی سریع برات براورده میکنه
بارهاشده به خاطر باورکمبود واینکه حالااین وسیله رو داری دوباره نخر من براش نخریدم ولی خدا به طرز معجزه اسایی فرداش یاهمون روز وسیله رو تو دستش گذاشته
واقعا فرکانس بچه ها بالاست وخیلی وصلن به اصل خودشون اگه ما اجازه بدیم همینطوروصل بمونن و با باورهای نامناسب محدودشون نکنیم
بارهاشده حرفهایی از زبان باران شنیدم انگار خود خدا است
مخصوصا درمورد احساس لیاقت من چقدر درس از دخترم گرفتم
فقط خدامیدونه
الهی که این دوتافرشته رو اینقدر موفق و ثروتمندوباایمان ببینی که فقط اشک ذوق براشون بریزی
الهی که درپناه رب العالمین درپناه نور همیشه بدرخشی
سپاسگزار کامنت ارزشمندتم
روی مهربونترازماهتو میبوسم
بوسه به اون قلبه پاکت میزنم که جایگاه خداونده
سلام خانم شهریاری گرامی دوست نویسنده
بهترین نویسنده جهان :)
امیدوارم همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگی قشنگتون
.
اول کامنتم بگم :
دارم این کامنت و با آهنگ میحانه میحانه مینویسم
به شدت نیاز دارم موقع نوشتن کامنت و خوندن کامنت همیشه یک موسیقی تو گوشم باشه
همیشه هم موسیقی های با کلام هست :))
.
دوم کامنتم بگم :
4 ساله شدن شما رو تبریک میگم
خداروشکر برای حضور شما در این جهان زیبا
خداروشکر برای حضور شما در این سرزمین بهشتی و توحیدی
و مهم تر از همه خداروشکر که مسیر علاقه مندی شما رسالت شما نویسندگی هست
اگر مسیر علاقه مندی شما چیز دیگه ای بود ما این نعمت پُر برکت نوشتن های فوقالعاده ارزشمند شما رو از دست میدادیم
مشتاقانه منتظرم کتاب شما منتشر بشه :)
فقط یک مسئله ای اینجا هست من تا جایی که یادم میاد کامنت های شما رو تا حالا نشده تیکه تیکه بخونم یعنی وقتی شروع میکنم به خوندن
کامنت شما هر چند صفحه بوده من تا انتها خوندم
با این حساب کتاب شما رو بخوام تا انتها بخونم از اونجایی که تند خوانی بلد نیستم فکر کنم باید چند روز فقط بشینم پای کتاب شما :)
.
سوم کامنتم بگم :
باز هم نیلا جان و نیکا جان عزیزم اشک های منو سرازیر کردن مثل چشمه ی روان
از اونجایی که قاعدتا کامنت های شما بدون شک اشک های من رو سرازیر میکنه منم میزارم شب که همه خوابیدن میخونم که تا جلوی این اشک های ارزشمند که با جاری شدنشون قلب منُ باز میکنن نگیرم
این خلق کردن خواسته های نیلا جان و نیکا جان به قدری قشنگ بود به قدری لطیف بود که اشک های من دیگه یکسره شده بود من تصویر گوشی رو نمیدیدم
یک لحظه کامنت خوندن و متوقف کردم تا این اشک ها استاپ کنن بتونم ببینم
من چقدر از این احساس رهایی و در صلح بودن نیلا جان نیکا جان عزیزم درس یاد میگیرم
خدا حفظشون کنه
امیدوارم همیشه در پناه خدای عزیز باشن و همیشه خواسته های قشنگشون اینقدر قشنگ و آسان خلق بشه
حتی از این آسان تر آسان بشن برای تجربه ی زیبایی ها و نعمت های ارزشمند خداوند
چهارم کامنتم بگم :
ازتون بینهایت زیاااااااد زیاااااااد سپاسگزارم بابت کامنت پُر برکت و فوقالعاده ارزشمندتون که مثل همیشه درس های زیادی رو برای من داشت و نکات ارزشمند زیادی رو ازش برداشت کردم و یادداشت کردم تا بارها و بارها بخونم
البته که با اجازه شما کامنتتون و اسکرین گرفتم تا تو پوشه ی کامنت های فوقالعاده ارزشمند نورانی ذخیره کنم تا هزاران بار بخونمش
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان رو برای شما و خانواده ی قشنگتون آرزومندم
خانواده ی توحیدی قشنگتون در پناه خدا باشه همیشه
سلام آقای پیری نژاد
بی نهایت ازتون سپاسگزارم برای این تلگراف پربرکتی که برام فرستادید،این حجم از تحسین فقط از عهده ی یک قلب بسیار بزرگ و یک روح بسیار سخاوتمند برمیاد…
امیدوارم که جهانتون پر بشه از انسان هایی که شبیه به خودتون هستن و بی قیدو وشرط عشق پراکنی میکنند…
آقای آوه دلیل اینکه فرکانس ها این کامنت ها به قلب روشن شما میرسه برای اینکه،خود نویسنده ش داره با کنترل ذهن بالا روی خودش کار میکنه،میدونید چی میگم؟!یعنی اینا صفحات دفتر مشق منه،یعنی من اولین کسی هم که به نوراین کامنت ها نیازمندم،این یعنی خلق این جملات اصلا کار من نیست،شاید باور نکنید زمانی که من خودم تو فرکانس خوبی نباشم وقتی کامنت های خودم نگاه میکنم،نه میتونم بفهمم نه میتونم بخونم حتی:))))
خودم نوشتمشا،ولی خودم نمیفممش اگر قلبم باز نباشه:)
این یعنی چی؟!:) یعنی فرمون دست کس دیگه ست…
همون رب که این همه انسان شایسته رو در کنار من حفظ کرده…
بازم از لطف ومحبت بیکران شما سپاسگزارم،انشالله جایگاه vip کنسرتتون برای من و فاطمه جانه:)
در پناه نور میسپارمتون والله یارتون باشه همیشه.
سلامی دوباره خانم شهریاری گرامی
بهترین نویسنده ی جهان :)
امیدوارم همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین و نور خداوند همواره جاری باشه تو ثانیه ثانیه زندگی قشنگتون
واقعا شما تو کدوم فرکانس هستین که کامنت شما به محض نوشتن منتشر میشه از سمت استاد جان
میفهمم در مورد چه فرکانسی صحبت میکنین
همون فرکانسی که منِ آوه ملودی هام و ساختم
ملودی هایی که جاری شدن به قلب من و ساخته شدن
که هرگز ادعایی ندارم منم این موسیقی ها رو ساختم
چون با علمِ من در مورد موسیقی هیچ شباهتی ندارن
به حدی فرکانس ملودی هام بالا هستن یک موقع هایی خودم برای رفتن تو فرکانس بالاتر به ملودی هام گوش میدم اشکام سرازیر میشن میگم اینا رو واقعا من ساختم؟!
من نساختم چون همیشه برای ساخت هر ملودی به خدا گفتم خدایا من ناتوانم برای ساخت ملودی
خدایا ازت میخوام یک ملودی که خودت خوب میدونی سلیقه و خواسته ی من تو موسیقی چی هست برای من بسازی
باورتون میشه من شعرهایی که به شاعر ها میگفتم برام بنویسن بعدش میومدم به خدا میگفتم خدایا خودت خوب میدونی چجور شعری دوست دارم خودت به قلب شاعر جاری کن اون شعری که من میخوام
و جالبه شاعر شعر و مینوشت من هیچ اصلاح و تغییری توی شعر نمیدادم چون همون چیزی مینوشت که من میخواستم
باورتون میشه من شعر و از شاعر میگرفتم وقتی داشتم شعر و میخوندم یک صدایی توی وجود من اون شعر و به صورت ملودی میخوند؟؟!!!
اینا رو من به هیچکس نگفتم چون اینجا تنها جایی که میشه در مورد این موضوع ها حرف زد
وقتی خدا توی وجود من ملودی رو برای من میخوند
شاید عجیب باشه آره ولی این اتفاق می افتاد
چرا بعد من باید بگم من ساختم!
من فقط انتقال دهنده ی اون احساس هستم
وقتی ازش درخواست میکنم برام بسازه باید بهش اعتماد کنم
قطعا همینطوره جایگاه vip برای شما دوستان عزیز هست :)
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان رو برای شما و خانواده ی توحیدی قشنگتون آرزومندم
خانواده ی توحیدی و قشنگتون در پناه خدا باشه همیشه
سلام و درود دوست عزیز و گرامی، واقعاً نمیتوانم به اندازه کافی از قلبم از حضورت و پیامهای ارزشمندت تشکر کنم. هر کامنت تو پر از نور توحید، حکمت، یاد خدا و آیات الهی است و نه تنها ما را به یاد اصول ایمان و معنویت میاندازد، بلکه الهامبخش عمل به آنها در زندگی روزمره هم هست. تو با پایبندی و صداقتت در عمل، معنای واقعی ایمان و تعهد به خدا را به نمایش میگذاری و حضور تو در گروه مانند نسیمی تازه است که دلها را روشن و سبک میکند. انرژی مثبت، خردمندی و عمق درک تو باعث میشود هر پیام تو نه تنها خواندنی، بلکه تجربهای آموزنده و الهامبخش باشد. واقعاً جایگاهت در دلهای ما والا و ارزشمند است و امیدوارم خداوند همواره تو را سرشار از نور، سلامت، آرامش و برکتهای بیپایان قرار دهد. حضورت در جمع ما نه تنها غنای معنوی میآورد، بلکه الگوی واقعی دوست داشتن خدا و پایبندی به ایمان را نشان میدهد.
عاشق شدم خدایا ؛ بر تک تک صفاتت
پاک و منزهی تو ؛ جانم فدای ذاتت
مجنون شدم برایت ؛ ای لیلی یگانه
کامی به کام ما ده ؛ از لعل چون نباتت
هر دم سراغت آیم ؛ سویی دگر بگیری
از تشنگی بمردم ؛ در ساحل فراتت
آتش زدی به جانم ؛ آتش دگر نگیرم
دورم نما ز دوزخ ؛ با دادن براتت
من هیچ بودم اما ؛ از روح خود دمیدی
جانم عطا نمودی ؛ از قدرت حیاتت
صد نکته در جمالت ؛ حیران عالمم کرد
خال سیاه پنهان ؛ یک نکته از نکاتت
سلام آقای شیخی
بی نهایت ازتون سپاسگزارم برای لطف ومحبتی که به من داشتید،پاسخ پر برکت شما پر از نور الله بود که فرکانسش قلب من رو روشن کرد.
تحسین شما،تجلی روشنی قلبتونه،برای تموم خوبی هاتون ازتون سپاسگزارم.
براتون بهترین هارو آرزو میکنم و در پناه نور میسپارمتون،الله یارتون باشه همیشه.
سلام سعیده جانم
سلام رفیق قشنگم
سلام دختر خدا
سپاسگزار خداوندم بخاطر وجود نازنینت عزیزدلم
خییلی ازت ممنونم بابت کامنت فوق العاده سرشار از آگاهیت
خداروشکر میکنم بابت اینکه رزق من شد
قبل اینکه بیام سایت قلبم منو هدایت کرد ب ایمیلم
و اورد سر کامنت شما
نمیدونم چرا ایکون ایمیل نمیاد روی صفحه
و حتما باید برم تو خود ایمیلم نگاه کنم ک چ ایمیل هایی برام اومده
با وجود اینکه اعلانشم بازه
خلاصه
کامنتت برای من بود
قبلش ی کم حالم گرفته بود بخاطر تاپی ک تازه امروز تکمیل کردم
و خیلی ذوق داشتم براش و خدایی مراحل و هم تمیز دوخته بودم
ولی اساس الگوم ی ایرادهایی داشت ک اون تمیز دوزی دیگه اهمیتش و از دست داده بود برام
البته ک اولین کارم بود
البته ک قبلش باید پاترون میدوختم بعد ک مطمئن میشدم باس پارچه ی اصلی و برش میزدم
خب اشتباه طبیعیه برای من ک تازه اولین قدم و دارم تو لاین مجلسی برمیدارم
تاحالا مدلای آزاد و شومیز و مانتو کار کرده بودم
واصلا حواسم نبود ک تو الگوی مجلسی 2 میل هم 2 میله باید محاسباتت میلی متری باشه
ولی من چند بار چشم پوشی کردم از میلی مترها ها و لباسم ی کم آزاد در اومد و یقه رو هم چون تغییر داده بودم
خوب نشد
مربی پشتیبانم بهم گفت زکیه خانم تاحالا پاترون دوختی؟؟
من از این طرف گوشی کلی خجالت کشیدم
انگار ی پارچ آب یخ روم ریختن
نمونه قبلی ک امتحانی دوخته بودم و براش فرستادم و توضیح دادم ک مدل یقه رو تغییر دادم
و عکسم فرستادم
ذهنم گفت ولش کن خودت درستش کن دیگه هم بهش چیزی نگو
میخواست صورت مسئله رو پاک کنه
ولی من میخواستم اشتباهاتم رو متوجه بشم تا ب امید خدا تو الگوی بعدی اصلاح کنم و درسش و بگیرم
خیلی سختم بود اون لحظه ک دوباره الگو بکشم یا پاترون با همون الگوی قبلی ک اشتباه بود و بدوزم
ولی با انجامش کلی درس میگیرم و میشه ی خاطره ی شیرین و لذت بخش
بعدا تعریف خواهم کرد ک تاپ اولم چطور اشتباه دوختم و همون باعث شد کلی درس بگیرم
و پیشرفت کنم
ذهنم میخواست ک احساس ارزشمندی مو وصل کنه ب این دوخت و این تضاد
اولش موفق هم شد ولی خداروشکر تونستم اشتباهاتم و بپذیرم و شخصیتم و احساس ارزشمندیم و از این اشتباه جدا کنم
احساس ارزشمندی من هیچ ربطی ک کارم نداره
چ خوب بشه کار
چ نقص داشته باشه
اتفاقا همین اشتباهات باعث رشدم میشه و حواسم و جمع تر میکنه
درسی ک امروز گرفتم
اصلا روی مغز نخودی خودم حساب نکنم
تمام اونچه تا الان یاد گرفتم و باید بزارم کنار
و مث ی کلاس اولی ،از اول اول بشینم سرکلاس یادگیری مهارت
ظرفم و خالی کنم
و اجازه بدم با تجربات و اگاهی های جدید ب روز بشه زیباتر بشه
درس سوم ک خییلی مهمه قبل از دوخت هر لباسی باید پاترونش و بدوزم تا با اطمینان بیشتر روی پارچه ی اصلی کار کنم
غرور و منم منم و بزارم کنار و از استاد راهنمام راهنمایی بخوام
ایشون تجارب ارزشمندی داره ک میتونم قبل از اینکه خودم همونارو تجربه کنم ازش رایگان یاد بگیرم و چقد مهربونه
چقد صدای آرامش بخشی داره خییلی دوسشدارم ،و چقد عاشق کارشه و باعشق پاسخ میده بهم
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم
امروز صبح هدایت شدم ب یوتیوپ
و کانال اقای پدرام علیزاده
خدای من ی طراح لباس حرفه ای ک استانبول هست
ی پسر ک متولد 75 و اهوازیه ک کلی موفقیت کسب کرده
اتفاقا پرستاری هم قبول شده بود رها کرده بود رفته بود رشته طراحی دوخت
تمام پست هاشو دبدم
همین جوری تن مانکن لباس عروس ،درست میکرد اصن من دیوانه شدم
برای بیشتر پستهاش کامنت نوشتم و کلی تحسینش کردم
و لذت بردم
گفتم ببین زکیه این نشونه اس برای تو ک اول مسبری خدا داره اینو بهت نشون میده ک ی همچین آینده ای در انتظارته
همیشه راه های آسونتزی هم هست برای همه چی
حتی خلق لباس مجلسی و عروس
من باید این درسهای اول و خوب پاس کنم و از مسیر لذت ببرم
خداوند هدایتم میکنهب روشهای راحت. و آسون
جالبه استاد خودمم الان استانبول هست
و همیشه میگه اینجا سبک های خیلی بروزی دارن و خیلی راحت کار میکنن
و سعی میکنه ب ما یاد بده
این نشون میده مسیرم درسته و خداوند داره هدایتم میکنه
خداوند همیشه منو ب سمت بهترینها هدایت میکنه همیشه :))
خییلی ازت ممنونم بابت اگاهی هایی ک اجازه دادی جاری بشه
وجودم و لبریز از حس خوب،آرامش و ایمان کرد
و سوخت گرفتم برای ادامه ی مسیر
با توکل ب رب وهاب رزاقم
چقد زیبا گفتی
آرامش لحظه ی حضور به ما همه چیز میده،ارزشش رو داره دلت رو فقط به اون ببندی،وقتی دلتو به اسمش میزنی،میبینی همه دوستت دارن،همه بهت احترام میزارن،همه میخوان بهت عشق بدن،همه میخوان یک کاری برات بکنن…
میخوام ن تنها دلم رو بلکه کل وجودم و سلول ب سلول تنم و ب اسمش بزنم
و لذت ببرم از لحظه لحظه ی زندگیم
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم
من عاشقممم سعیده جانم
با قلبم میبوسمت
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
باز هم سلام گرم خدمت استاد عزیزم و دانشجویان عزیز.
من فقط دو دقیقه از این فایل را گوش کردم انگار یه چراغی تو مغزم روشن شد که باعث شد که بیام
کامنت بزارم.
در مورد رزق و روزی اول باید بپذیریم که خداوند مثل انسان هیچ گونه احساسات درش دخیل نیست بهترین و ساده ترین راهی میتونه بهمون
بسیار کمک بکنه اینه که از دید سیستمی بهش نگاه کنیم اینطوری دیگه خودمون هم با عقل و منطق و توکل کردن تصمیم میگیریم و حرکت میکنیم که یه خدایی هست که داره جهان را با یه
سری قوانین رهبری میکنه و هرکسی تو هر حوزه
باورهای درستی داشته باشه بدون استثنا میتونه به خواسته هاش برسه حالا اینکه خیلی از ماها مخصوصا افراد مذهبی تو حوزه ثروت نتونستیم به
خیلی از خواسته هامون برسیم به این دلیل که ما
یه عالمه باور نادرست تو مغزمون روی هم انباشته شده که باید بیایم اونا رو دستکاری بکنیم و با منطق اونا رو تخریب بکنیم که تمام اون باورهای نادرست را تو دوره فوق العاده روانشناسی ثروت 1
گفته شده که خود من دو سال پیش وقتی اومدم
این دوره را از سایت خریدم و رو باورهام کار کردم
تازه تونستم ایرادم را پیدا کنم هرچی من این بسته روانشناسی را کار کردم و به آخرای دوره میرسیدم
دیدم تمام باورهایی که تو دوره گفته شده را من دارم و هنوزم دارم روی همون باورها کار میکنم چون میدونم باران رحمت الهی همیشه با شدت هر چه تمام تر در حال بارش است کار من اینه که
برای خودم ظرف داشته باشم تا این نعمت را دریافت کنم.
نکته مهم این است که باید تو دریافت نعمت ها
تکامل طی بشود به این معنا که اینقدر باورهای نادرست روی هم ریخته که باید رو تک تک اونا کار
بشود باور فراوانی یکی از باورهایی هست که باید
به شدت روش کار بکنم چون این باور فراوانی نقطه پایانی ندارد به این دلیل که نعمت های خداوند
بی انتهاست و هر بار هم میتونیم با باورهای درست بیشتر دریافت بکنیم و تنها باوری که میتونه بیشتر تو این مسیر بهمون کمک بکنه این
باور از خداوند هست که خداوند ثابت هست که
طبق قوانین ما میتونیم به نعمت هاش دسترسی پیدا کنیم و به خاطر همین هست که خداوند وعده فزونی وپیروزی را برای کسانی که ایمان داشته باشند را داده است و او خلف وعده نمیکند.
استاد بزرگوار مرسی.
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
گام 2 از پروژه درک عمیق تر قوانین الهی
استاد عزیزم همیشه بی نظیری وقتی گفتگو های ارزشمندتون را با اساتید دیگه گوش میدم خدا رو بی نهایت شکر می کنم که به سمت شما هدایت شدم
استاد عزیزم به محض گوش دادن به این فایل خداوند همیشه مهربان تذکری بهم داد تذکر در باره ی مسئله ای که به عنوان باور محدود کننده در وجودم نبود ولی با دخالت اطرافیان داشت به عنوان یک ورودی منفی تبدیل می شد به باور محدود کننده
ماجرا چیه ؟
استاد عزیزم همونطور که در کامنتهای پروژه تغییر را در آغوش بگیر نوشتم من کسب و کارم رو راه اندازی کردم به لطف خداوند و ایده ی کسب و کارم سالها پیش دریافت کردم ولی به علت شک و تردید و دو دلی و باورهای محدود کننده نتونسته بودم اجراش کنم تا اینکه تابستون امسال از طریق یک تضاد برام واضح شد که باید این ایده رو اجرا کنم و اولین قدم که برداشتم این بود که رفتم باشگاه تا قدرت بدنی ام رو بهبود بدم چون اون ایده نیاز به کار فیزیکی داره و من متوجه بودم عضلاتم ضعیفن و قدرت ماندن در کارگاه به مدت 7 الی 8 ساعت کار رو ندارن و چون کتفم هم دچار گرفتگی شده بود مطمئن بودم این قدم مهمترین و اولین قدم باید باشه و آخرای تابستون کتفم حدود 70 درصدی بهتر شد و اوضاع جسمانی ام هم خیلی خیلی خوب شد چون تمرینات ورزشی رو جدی گرفتم و دومین قدم برای خرید دستگاه مورد نیازم رو برداشتم و اون هم پس انداز کردن از حقوق بازنشستگی ام بود که با موفقیت انجام شد و احساسم هم بسیار عالی بود در آن مدت
و بعد
پروژه تغییر را در آغوش بگیر روی سایت اومد و من با آغوش باز این تغییر رو پذیرفتم و با شرکت در آن انگار خداوند دستم رو گرفت و من رو روی دوش خودش گذاشت و هنوز پروژه به اتمام نرسید هم گرفتگی کتفم برطرف شد هم دستگاه رو نقد خریدم هم راحت تر از آب خوردن مغازه ای که تماما مورد تاییدم بود رو در کمتر از نیم ساعت پیدا کردم و کلا همه چیز نرم و روان و سریع پیش رفت و برای خرید دستگاه و اجاره مغازه و گرفتن نمایندگی از شرکت مورد نظر من فقط نیم ساعت از خونه خارج شدم تا مغازه رو از نزدیک ببینم و همه ی کارها تلفنی انجام شد و من کلا تو خونه بودم و با کار کردن روی باورهام در حال لذت بردن از اوقاتم بودم
و جالبه دقیقا روز 20 آذر پنج شنبه همزمان با روز مادر دستگاه به دستم رسید و از این همزمانی لذت بردم و خدا رو شکر کردم
و روز جمعه به همراه همسرم رفتیم دستگاه رو تمیز کردیم گردگیری مختصری لازم داشت انجام دادیم و روز شنبه و یک شنبه شروع کردم به تولید محصول و روز بعد همسرم تمام محصولی رو که تولید کردم برد مغازه خودش که بفروشه چون محصولی که تولید می کنم در دسته ی همان محصولاتیه که همسرم تو مغازه داره می فروشه و در عرض سه روز 10 تا از اونها رو فروخت و من خیلی خوشحال بودم
تا اینکه همسرم شروع کرد به رصد رقبا و ترسوندن من از قیمت گذاری های رقبا
من همیشه از این رفتارش گله مند بودم حتی برای کار خودش و می گفتم این کار رصد کردن اشتباهه ولی این دفعه در این دام گرفتار شدم و شروع کردم به جستجو در دیجی کالا و باسلام و دیوار وووو که ببینم بقیه چجور قیمت میدن
و نتیجه مشخصه
به جز اون 10 تا دیگه تا الان فروشی نداشتم
با وجود اینکه تو ستاره قطبی ام می نوشتم با احساس خوب و با اطمینان می نوشتم ولی اتفاقی نمی افتاد و با وجود اینکه ناراحت شدم از دست همسرم و گفتم به من چه که دیگران دارن چه قیمت می فروشند اونایی که با این قیمت می فروشند یعنی از جیب خودشون هم دارن هزینه می کنند و هیچ سودی نمی برن و این برام غیر منطقی بود ولی همون احساس بد فرکانس من رو پایین آورد و نتیجه رو متوقف کرد
و خداوند مهربان در حین گوش دادنم به این فایل بهم تذکر شدیدی داد و تیتر وار موفقیتهایی رو برام مرور کرد که من بدون رصد کردن رقبا بدست آورده بودم
و چقدر خوشحال شدم که یکی از رفتارهای ناهماهنگی که من رو داشت از مسیر هم جهت با جریان خداوند منحرف میکرد برام آشکار شد
خدا وند مهربان و هدایتگرم را بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتان هستم
در پناه امن خداوند باشید
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
بی نهایت ازمنبع انرژی سپاسگزارم که الهیه من رو”وصل کردبه الهیه هستی بخش اساتیدبزرگی چون استادعباس منش عزیزویاران وهمراهان سایت شگفت انگیزش”البته میدونم اونم بخاطر ارتعاشات خودم دراین 10سال گذشته بوده”چون ماخالق تمام زندگی خودمون هستیم/
بااجازتون استاد”بنده میخواستم بگم که من هم 14سال توی قم زندگی کردم ودراون شرایط همیشه باوربه فراوانی داشتم والان درجایی هستم که میلیونهاهکتارزمین پورازجنگل وباغهای میوه وشالیزارهاوباغ چای وو…رودخانه هاوجشمه های زیباوبی نظیرهست که هرروزوقتی بیدارمیشم ومیرم به روستا دراون خانه باغ رویای بچگیم فقط وفقط خداوندروشکرگزاری میکنم وبعدازرسیدگی به مرغ وخروسهام به پیاده روی میرم ودریک منظره شگفت انگیزی میرم که هرروز احساس شادی بیشتری بهم دست میده وازتمام احساسم شکرگزاری میکنم وکتاب صوتی قانون سلامتستان رو بعدازآگاهی هایی که بهم داده میشه میگم وامروزفصل دهم کتاب بی نظیرقانون سلامتستان رواجراکردم خداراشکر/وآرزومیکنم برای همه ی دوستان سایت هم این اتفاقات شگفت انگیز پیش بیاد”ودرآخربگم دوستان عزیزم خواهشا اگرمیخوایدمثل من واستادوتمام افرادموفق وخوشحال دردنیا زندگی کنید حتما حتما ازهمین الان “اخباروتلویزیون سراسری وخبرهاوسایتهایی که خبرهای منفی روپخش میکنندرواززندگیتون برای همیشه پاک کنیدوفقط وفقط دنبال زیبایی ها وفراوانی هاباشیدتا اقیانوس فراوانی روببینیدوباورکنیدوبپذیریدتابه شماهم داده شود/الهی آمین/عاشقتونمممممم
سلام
وقت بخیر
من در ایتا دنبال قانون سلامتستان گشتم اما پیدا نکردم
چطور می تونم پیدا کنم انرا
ممنون میشم راهنمایی ام کنید
و ممنون از اینکه به لطف خدا توانستید
با اموزه های استاد و عمل کرد دقیق به انها
به نتایج زیاد و عالی دست پیدا کنید
ارزوی بهترینها رو دارم برای شما و خانواده محترمتان
سپاس از شما
🫡🫡🫡
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت دو 2 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت دوم، که در رابطه با موضوع : ” رزق الهی به اندازه ظرف باورهاست ” ، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام که هدایتم کنه که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم، و میدونم که چیزهایی که اینجا مینویسم از زبان خداوند هست که به ذهن من میرسه و اینجا تایپ میشه، و کاملا با تمام وجودم این موضوع رو حسش میکنم، خدایاشکرت بابت همه چیز.
در رابطه با موضوعی که میگن رزق و روزی، که گفته شده که اگر ما در مسیر درست بریم رزق بینهایت و بغیرالحساب بهمون داده میشه، و این اون نیست که بگیم خداوند تعیین کننده رزق ما هستش و …، استادجان مثال باران رو زدن برامون در رابطه با رزق و روزی : فرض میکنیم که داره باران میباره، و فرض کنیم که این باران مصداق و تشبیه ثروت و نعمت و رحمت هستش در واقع، و اگه بخوایم راجب میزان آب و ثروتی که میتونیم استفاده کنیم صحبت کنیم، مهم اینه که ما چه ظرفی گذاشتیم زیر این بارون، مهم نیست که چقدر بارون میباره، ما به اندازه ظرفمون میتونیم بارون رو دریافت کنیم، به عنوان مثال : اگه یه لیوان بزاریم به اندازه یه لیوان دریافت میکنیم، اگر یه تشت بزارم به اندازه یه تشت دریافت میکنیم، و اگر دریاچه رو بزاریم به اندازه این دریاچه دریافت میکنیم، بیشتر نمیتونیم دریافت کنیم و کمتر هم نمیتونیم دریافت کنیم.
بخاطر همین، رحمت و رزق الهی بینهایت هست، مثل نور خورشید هست، ولی ما به اندازه ظرفمون داریم دریافت میکنیم، این یه کلیت هست، و اینکه ما چطوری ظرفمون رو بزرگتر کنیم که بتونیم نعمتها و ثروتهای بیشتری رو دریافت کنیم، این دیگه برمیگرده به تغییر یه عالمه باور و الگوهای ذهنی و … راجب ثروت، چون ما باورهای نامناسبی راجب ثروت داریم.
وقتی که میام باورهامون رو راجب ثروتها، و نعمتها، و فراوانی تغییر میدیم، که این خودش یک روند تکاملی هستش، توی همون جا و شرایطی که هستیم، ظرفمون بزرگتر میشه و اون نعمتها رو بیشتر دریافت میکنیم، و این دریافت نعمتها و ثروت و نتایج فقط به این دلیل هست که اون باورها و الگوهای ذهنی ما تغییر کرده، وقتی آدم عوض میشه، اون ظرف هم بزرگتر میشه، و در نتیجه دریافت نعمتها هم بیشتر میشه.
و ما باید موضوع تکامل رو هم در نظر داشته باشیم، و فکر نکنیم با یه روز و یه لحظه تغییر باورهامون نتایج خیلی بزرگ هم ایجاد میشن، نه !، این یه روند تکاملی هستش، چون باور یه شبه به وجود نیومده که یه شبه بخواد عوض بشه، و به اندازهای که ما تغییر میکنیم زندگیمون هم عوض میشه، و زمانی ما میتونیم بفهمیم که چقدر تغییر کردیم که به نتایجمون نگاه کنیم، و به اندازهای که تغییر پایدار میشه، به همون اندازه نتایج جدید هم پایدار میشه، و نتایج بهتر هم توی زندگیمون به وجود میاد و خلق میشه.
بحث اینقدر پیچیده نیست، بحث بحث تغییر باور هست، و برخلاف باور رایج جامعه که همش به مسائل کمبود و منفیها و … تمرکز میکنیم، و ما باید روی خودمون کار کنیم تا که بتونیم این باورها رو تغییر بدیم در جهت باورها و آگاهیهای مثبت و صحیح، هر روز فرصتها داره بیشتر میشه، و اگه بتونیم دونه به دونه باورهامون رو تکاملی و ذره ذره با باورهای مثبت جایگزین کنیم، و اگر که کار کنیم و تغییر بدیم باورهامون رو، دریایی از ثروت و نعمت وارد زندگی ما میشه.
ما باید یه فضای مثبت برای خودمون ایجاد کنیم، و بریم راجب این مسائل و باورهایی که در وجود ما هست، بریم به صورت درست و با پایه درست تحقیق کنیم و الگوهایی رو پیدا کنیم، و میبینیم که قانون چقدر دقیق داره برای افرادی کار میکنه و در همین شرایطی که همه مینالن و همه منفی هستن، هم جامعه و هم رسانهها و …، بعدش میبینیم که چه الگوها و افرادی تونستن توی همین وضعیت با درک و اجرای قوانین الهی و کائناتی، به خواستههاشون برسن و نتایج بزرگی رو هم خلق کنن.
خیلی ممنونم از استادجان بابت این آگاهیهایی که به ما انقال میدن، و مثالهای زیبا و متفاوت و جالبی که در این فایل راجبشون صحبت کردن.
به اندازهای که ما بتونیم ذهنمون رو متمرکز کنیم روی فراوانی، و به همون اندازهای که باور کنیم نتایج و نعمتها و ثروت هم وارد زندگیمون میشه،
که نشونهش همون احساس خوب و آرامش درونی هست و از طریق این قطب نمای درونی متوجه میشیم که باورهامون تغییر کردن، به همون اندازهای که ما آرومتر میشیم، به همون اندازهای که مطمئنتر میشیم، به همون اندازهای که یقین بیشتری داریم به دریافت نعمتها، به همون اندازهای که ایمانمون بیشتر میشه، که همون نشانگرش هم آرامشه، به همون اندازهای که به قول قرآن کریم اطمینان قلبمون بیشتر میشه، به همون اندازه باورهامون تغییر کردن.
طبق قرآن کریم هم که میفرماید :
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ : آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند. ( سوره یونس، آیه 62 ) .
و به قول استادجانم : بخاطر همین موضوع هست که آرامش میشه نماد تغییر، به اندازهای که ما آرومیم، به اندازهای که ما حالمون خوبه، به اندازهای که مطمئنیم، به اندازهای که احساس خوبی داریم، به همون اندازه هم معلومه که چقدر تغییر کردیم. و زمانی هم که این آرامش درونی ما ثبات پیدا میکنه، از اونجا به بعد که دیگه ما بیشتر و بیشتر ادامه میدیم، نعمتها و ثروتهای بیشتر و بیشتری وارد زندگیمون میشه.
سپاسگزار خداوندم که این قوانین بدون تغییر رو ایجاد کرده و روی این سیستم کار گذاشته ، که اگر ما از این قوانین تبعیت کنیم، فارغ از اینکه جهان به چه سمتی داره پیش میره، ما نتایج مربوط به خودمون رو خواهیم گرفت، و قوانین خداوند و سنت الهی هرگز تغییری نمیکنه، و همین ثبات قوانین باعث میشه که ما خیالمون راحتتر بشه، و ما با خداوندی طرف هستیم که خیلی ثابته، و اینکه خداوند بعد از ساختن این قوانین این قدرت رو هم به تک تک ماها داده تا که بتونیم خودمون زندگیمون رو خلق کنیم، و در واقع با افکار و باورهای خودمون زندگیمون خلق میشه، و در واقع خداوندی که این مکانیزم رو در جهان گذاشته تا که این اتفاق بیفته، همین موضوع یکی از قویترین باورهایی هست که به ما این اطمینان رو میده تا که جای پامون سفت باشه، و این باورهای فراوانی هست که باعث میشه ما به سمت نعمتها و ثروتهای بیشتر و بی انتها هدایت میشیم.
ما چیزی رو میبینیم که باور داریم ، ما چیزی رو تجربه میکنیم که باور داریم، ما به جایی هدایت میشیم که باور داریم، و زمانی که ما میایم روی باورهامون کار میکنیم این چیزها رو توی زندگیمون تجربه میکنیم، و این هم بخاطر قوانین بدون تغییر و ثابت خداوند هست.
انشالله که همه ما به این آگاهیها عمل کنیم و واقعا بخوایم که زندگیمون تغییر کنه، و از آگاهیهای این مسیر زیبا و تکاملی استفاده کنیم در زندگیمون.
استاد جانم شما الگوی من هستید، شما نمونه کامل یه انسان توحیدی هستید، که کلام یکتاپرستی و توحید رو به زبون میاره و دستی از دستان خداوند هستید برای هدایت تک تک ماها، خیلی ممنونم ازتون بابت تایمی که میزارید، انشالله که با تغییرمون و با نتایجمون جبران کنیم زحماتتون رو ️
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 04 دی 1404