کمبود را باور نکن حتی اگر پرفسور هاوکینگ آن را تایید کرد
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، یک پاسخ قاطع و امیدبخش به یکی از بزرگترین ترسهای بشریت در عصر حاضر است: «ترس از تمام شدن منابع و نابودی زمین». استاد عباسمنش با رد کردن نظریات دانشمندانی همچون استیون هاوکینگ درباره لزوم ترک زمین و مهاجرت به سیارات دیگر، دیدگاهی کاملاً متفاوت و مبتنی بر باور به فراوانی و منابع نامحدود خداوند ارائه میدهند. ایشان با استدلالهای منطقی و تاریخی نشان میدهند که در طول قرنها، با وجود رشد جمعیت، نه تنها قحطی و نابودی رخ نداده، بلکه رفاه، تنوع غذایی و دسترسی به منابع به طرز چشمگیری افزایش یافته است.
پیام اصلی این فایل این است که نعمت های خداوند، ناتمام هستند. زمین، سفرهای گسترده و بیپایان از نعمتهاست که خداوند آن را برای بشر مسخر کرده و هرگز با کمبود مواجه نخواهد شد. ترس از کمبود آب، غذا یا انرژی، تنها ناشی از نگاه محدود بشری است که هنوز نتوانسته عظمت و ظرفیتهای نهفته در این سیاره را درک کند.
یکی از نکات کلیدی و تاملبرانگیز این درس، به چالش کشیدن ایده «تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی» به عنوان عامل پایان حیات است. استاد عباسمنش توضیح میدهند که طبیعت همواره در حال تغییر و نوسازی است و این تغییرات، جزئی از ذات پویای زمین هستند برای دسترسی ما به منابع ناشناخته، نه نشانهای از پایان آن. ایشان با اشاره به منابع عظیمی که هنوز کشف نشدهاند (مانند اعماق اقیانوسها یا استفاده از انرژی خورشیدی در کویرها)، تاکید میکنند که راه حل مشکلات بشر در فرار به سیارهای دیگر (که حتی آب و اکسیژن اولیه هم ندارد) نیست، بلکه در تغییر نگاه و کشف پتانسیلهای موجود در همین سیاره است. وقتی باور کنیم که خداوند جهان را بر پایه فراوانی آفریده، راهکارهای جدیدی برای شیرین کردن آب اقیانوسها، تولید انرژی پاک و افزایش بهرهوری کشاورزی به ذهنمان خطور میکند. این همان اصلی است که بنیان آموزه های دوره روانشناسی ثروت ۱ بر آن بنا شده است تا مرجع ترین باور توحیدی یعنی “باور به فراوانی نعمت های خداوند” را در ذهن دانشجویان خود بکارد و شرک آلود ترین باور یعنی باور به کمبود را در ریشه بخشکاند. زیرا طبق وعده خداوند:
وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنۢ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
اگر آنچه بر روی زمین از درختان است، قلم شوند، و دریا [جوهر گردد و] پس از آن هفت دریا به آن افزوده شود، کلماتِ خدا پایان نمیگیرد. همانا خدا شکستناپذیر و حکیم است.
این وعده به ما اطمینان میدهد که ما بر روی گنجی بیپایان نشستهایم. نگرانی از آینده، جنگ بر سر منابع و حرص و طمع، همگی ریشه در شرک و عدم باور به ربوبیت خداوند دارد. یعنی نیرویی که روزیرسانی به مخلوقات خود را به عهده گرفته است. اگر شما باور کنید که فرصتها و نعمتها نامحدودند، جهان نیز روی فراوانی خود را به شما نشان میدهد و درهایی از ثروت و فراوانی را به رویتان میگشاید که برای دیگران نامرئی است.
بنابراین، به جای نگرانی از پیشبینیهای منفی، روی باورهای توحیدی خود کار کنید و مطمئن باشید تا زمانی که بشر روی زمین است، خداوند روزی او را تضمین کرده است. کمبود را باور نکنید، حتی اگر بزرگترین دانشمند جهان، با نشاندادن هزاران «نشانهی کمبود»، آن را تأیید کند. آن نشانهها فقط نتیجهی باورهای همان فرد است، نه واقعیت جهان. واقعیت این است که جهان بر اساس فراوانی بنا شده است، نه کمبود. دانشجویانی که از دوره روانشناسی ثروت ۱ استفاده کردهاند، می دانند که تمرکز غالب آموزه های این دوره بهطور مستقیم روی ساختن باور فراوانی است زیرا باور به فراوانی، مهمترین باور برای رسیدن به استقلال مالی است. وقتی این باور در ذهن شما شکل میگیرد، دهها باور محدودکنندهی دیگر خودبهخود محو میشوند و ثروت و برکت، اجازه ورود به تجربه زندگی شما را پیدا می کند. این، یک قانون است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
سید حسین عباس منش
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD889MB21 دقیقه
- فایل صوتی کمبود را باور نکن حتی اگر پرفسور هاوکینگ آن را تایید کرد19MB21 دقیقه














امروز اون قسمت سریال استاد زو داشتم میدیم که داشت توضیح میداد اینترنت ماهواره ای استارلینک باعث میشه افراد بتونن هر جا دلشون خواست زندگی کنن
یا همین شغل ها که آنلاین شدن دیگه باعث شده مردم نخوان حتما برن تو شهر یا شهر های بزرگ همین آنلاین شدن کارها باعث شد دیگه ذهن ها مثل دهه شصت نباشه ما فکر میکردیم حتما بابد بریم تو شهر های بزرگ ث از روستا ها بریم ولی الان خیلی از جوون ها برگشتن تو روستاهاشون چون دیگه کار با اینترنت و همه گیر شدن باعث شده نیاز به ابن نباشه حتما همه تو شهر های بزرگ مهاجرت کنن
همین روستا خودمون خیلی ها برگشتن
حتی منم دیگه اون ذهنیت روندارم و الان با این وضع دوست دارم تو روستا زندگی کنم چون می دونم با اینترنت اینجا هم می تونم پول زیادی در بیارم
پس وقتی رشد جمعیت هم بالا بره چون دیگه کارها اینترنتی میشه مشکلی پیش نمیاد
یکی از دلایلی که آپارتمان سازی برج سازی بوجود اومد همین بود
مردم دوست داشتن تو شهر باشن شهر ها جای ثروت ساختن بود و واسه همین چون زمینش محدود بود ( ازونجایی که جهان محدود نیست ) آپارتمان ساختن برج ساختن …. مغز انسان خودش بستر رو برای فراوانی ها بوجود میاره
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
واقعا حس میکنم کار کردن روی فراوانی ها و تمرکز روی نکات مثبت اصل و اساس زندگی ماست
من هیچ موقع نسبت به منابع احساس کمبود نداشتم مخصوصا آب ، یعنی اگر دنیا میگفتن آب کمه خشکسالی و قحطی و فلان من باور نمیکردن
چرا ؟ به خاطر ورودی هام
من گیلان زندگی میکنم و اینحا تا یادم میاد بارون بود و حیاط و خیابون و رودخونه ها و زمین پر پر آب بود ، انقد رطوبت بود که دیوار های ما هم گل میداد :) خب برق هم که همیشه بود و من همش مجذوب توربین های بزرگ منجیل بودم ومیگفتمخب باد همیشه هست دیگه
تو دنیای بچگی خودم میگفتم خب آب آبه دیگه شور یا شیرین اینم دریا همه جای کره زمین آبه خب حالا شور باشه ، خب شیرین میکنن یه چیزی اختراع میشه دیگه یا اینکه میگفتم باد که تمومی نداره پس برق هم تمومی نداره میشه از یه راه جدید یا بیتشر کردن دامنه کاری برق بیتشری تولید کرد خدا که نامحدوده ….. و خب حسابی تو زمینه منابع اوضاع ذهنیم خوب بود که اونم به خاطر منطقه ای که زندگی می کردم
یعنی از آب و باران فراری بودم اتفاقا
من حتی دیروز آمار بارندگی استان ها رو تو سال 1404 دیدم که فقط گیلان مثبت بود نسبت به گذشته اونم بیتشر شرق گیلان امسال بارید دقیقا جایی که من زندگی میکنم
یا اینکه همش میگفتم یا خدا این همه آدم در لحظه دارن تنفس میکنن این همه اکسیژن خب اره دیگه دور و اطرافم هم پر از دار و درخت بود و همش به این قضیه دقت میکردم
یا اینکه اینجا هر چی بکاری در میاد ومیوه میده ما هر درختی دوست داریم تو باغمون داریم
آلبالو ، اواکادو ، سیب ، ازگیل ، پرتقال ، لیمو ، گلابی و …..
برنج چای فندق و …..
به فراوانی نعمت های آلهی باور دارم
ولی بازم به خاطر ورودی ها تو فراوانی صنعت و مشتری ها و …. مشکل دارم . چون از بچگی ندیدم
مثلا کسی که تو شهر بزرگ بزرگ شده باشه شاید وضعش با من فرق کنه مثلا همیشه مشتری دیده همیشه داد و ستد و خرید و فروش دیده و …. تمرکزش کلا روی مشتری و بازار و …. هست
تازه امروز خدا هدایتم کرد و بهم گفت زندکی بر اساس فراوانی یک سبک هست یک لایق استایل هست
مثل تو که مثلا سالم غذا می خوری و ورزش میکنی
فراوانی هم همینه باید هر روز روش کار کنی وسبک زندگیت بشه
مثل اینکه ورزش رو ول میکنی بعد یه مدت افت بدنیت رومیببنی
روی فراوانی هم کار نکنی بعد یه مدت افتش رو تو زندگیت میبینی
اولین چیزی که ازین دانشمند من دیدم نا مناسب بودن وضعیت سلامتی و بعد تو اینترنت هم سرچ کرده بودم تو روابط هم وضعیت مناسبی نداشت
استاد بعضی دانشمندان یا اصلا بعضی از آدم ها یه سبک فکری دارن که بهش خیلی هم افتخار میکنن و بهش میکن واقع گرایی علم گرایی …. یعنی میگن هر چیزی منطق بگه اون درسته و ارتباطی با قلب ، الهام ، شهود و معنویت ندارن و به این قضیه افتخار میکنن
من خیلی ازین افراد دیدم
مثلا اگر هزار تومان پول داشته باشن و درآمدشون ماهی 2 هزار باشه
فقط میتونن برای خرید هر چیزی روی همین ها حساب کنن و هیچ جیزی رونمی تونن باور کنن ارتباطشون با قلبشون و معنویت پایینه
مثل همین دانشمند احتمال
مثلا اگر مریض بشن میگن چون علم میگه درمانی نداره پس فلان
اگر مثلا یک ویروس کشنده بیاد و بگه از طریق فلان مسیر به ما میرسه پس حتما باید برای در امان بودن ازش ما اون مسیر بیرونی رو قطع کنیم و اینطور افراد هیچ شناختی نسبت به قدرت ذهن و تجسم ندارن چرا چون میگم علم نیست و ما به علم و دانش فقط بها میدیم و بقیه شبه علم رو رد میکنن
خب زندگی خیلی سختی هم دارن وقتی واسشون مشکل پیش بیاد خدا هم حوالشون میکنه به سمت همون علم خودشون تا ازش درمان و حل مسائل بگیرن درست مثل این دانشمند
چون رفته حساب کتاب کرده خب الان انقد جمعیت رو کره زمین هست
خب انقد هم منابع داریم
پس به این نتیجه میرسیم طبق قانون ریاضیات این تا فلان زمان امکان داره بمونه و ….
و اصلا مغزشون نمیتونه چیزی دیگه ای غیر اون چیزی که هست رو ببینه و باور کنه
من هیچ وقت به حرف کسی که خودشو نمی تونه درست کنه رو گوش نمیدم
سالها قبل کتاب وین دایر رو خوندم و اونجا داشت به یه نفر میگفت با استفاده از قانون مثلا بیماری خودت رو درمان کنی باید خودتو سلامت ببینی و بابتش شکر گزار باشی
بعد سال ها بعد خود نویسنده سرطان میگیره و جالب اینکه می تونه درمانش کنه
یعنی به چیزی که میگه عمل میکنه
از بچگی به این افراد علم گرای افراطی آلرژی داشتم
آدمی که به خدا اعتقاد داره میدونه که علم یکی از روش های حل مسایل زندگی هست نه تمامی روش ها در ضمن علم محدود و خدا نامحدود هست
فراوانی رو ادم باید درک کنه من همیشه در عجب همین بدن خودم هستم که چطور یک سلول ادغام شده این همه سلول بوجود آورد
چطور جهان از یک تک سلولی این همه جاندار بوجود آورد جاندارانی که طی میلیون ها سال از تغییرات اقلیمی و … نه تنها نابود نشدن یا اینکه پسرفت نکردن ، بلکه هم بیشتر شدن و هم مجهز تر شدن
اره دایناسور رفت ولی موجود زنده رفت جاش بهترش اومد
من وقتی بچه بودم اینحا همیشه تو دشت و دمن بودم آمار همه جک جونور ها و درخت ها و گیاه های منطقه خودم رو داشتم وقتی بزرگ شدم و رفتم دانشگاه و خلاصه دوباره اومدم زادگاهم تو همین چندین سال دیدم یه سری حشرات جدید تو اکوسیستم اومدن که قبلا نبودن یه حشره کوچولو شبیه عروس به سمت بالا میپره من همچین چیزی روقبلا ندیده بودم ، یا برنج کاری اینجا سخت بود ولی الان مکانیزه شده یا اینجا زمین های بایر با اینکه به خاطر اقلیم اینجا مناسب هر کشت هست وجود داشت که بعدا این زمین های بزرگ تو خونه های همه مردم تبدیل شد به کاشت گل و گیاه در حالی که قبلا هر خونه ای یه عالمه زمین و باغ بی استفاده داشت جون اینجا خونه ها همه خونه باغه در واقع ، زمین هاش گرون شد ویلاسازی شد و ….من یادمه مغازه ها اینحا چون تردد کم بود اصلا فروش نداشتن الان هر کس سر خیابون هر چی باز کنه مشتری میاد و مشتری داره
پایه جهان بر اساس فراوانی و بهتر شدن هست …..
یک انسان در طول سال چقد اکسیژن مصرف میکنه چقد آب مصرف میکنه و …..
زندگی ها از گذشته تا به الان چقد بهتر شده
قبلا راه مال رو و خر و اسب بود و همه هم تازه نداشتن و جاده ها نا امن و پر راهزن بود کشور ها تا هر چی میشد به کشور دیگه یا قوم و قبیله دیگه حمله میکردن
الان راه ها آسفالت شده ماشین اومده ، هواپیما اومده
درحالی که قبلا کشتی و بود و اسب همین دوتا وسیله انتقال انسان و بار بود
الان چی قطار ، کشتی های مجهز تر ، هواپیما ، ماشین و ….
تازه در گذشته یادمه تو فیلم ها میدیم واسه یه کشتی یه کارگری بوده که هی ذغال سنگ میریخته
الان استاد تو اون فایل فراوانی گفتن کشتی های امریکایی با یک بار سوخت گیری هسته ای 60 سال از سوخت گیری فارغ میشن
قبلا نامه میدادن الان با گوشی هر کس به کس سریع یه متنی میفرسته همون لحظه که ارسال میکنه طرف می خونه …..
همه چیز هم بهتر شده هم فراوان تر …..
من دیدم خیلی از افراد به خاطر جذب ادم ها به حرف هاشون میان دم از کمبود آب و کمبود هر چیزی میگن چون آدم ها سریع احساس خطر کنن و میخ حرفاشون بشن
مثل تبلیغاتی که به ما احساس کمبود میده برای خرید محصولاتش …… هر کس که داره کمبود رومنتقل میکنه ترس رو منتقل میکنه یعنی دنبال منافع خودش هست به نظرم
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم ، مریم جان همه اعضای خانواده صمیمی ام
متن ابتدای فایل رو که خوندم متوجه تغییر مدار ذهنیم شدم
مخصوصا با چند تا حمله کلیدی …. یا بهتر بگم طبق مداری که توش هستم برام کلیدی بود
اینکه اگه یه فردی حتی دانشمند باشه حتی خود استاد نشانه هایی رو بگه از مثلا باور فراوانی یا باور کمبود ….. بر اساس واقعیت جهان نیست بر اساس اینه که خودش چه باوری رو دنبال کرده و تو ذهنش پرورش داده ….
ما نباید با خودمون بگیم خب اون دانشمنده پس هر چی میگه درسته دیگه …. مخصوصا تو زمینه ای که مربوط به تخصصش نیست ….. این هم تخصص ایشون نیست ….. جهان شناسی ….. قوانین کیهان …..
تخصص استاد جهان شناسی و قوانین جهانی هست پس بهتره به کسی گوش بدم که تو کارش علاوه بر تخصص نتیجه ای که من دوست دارم رو داشته باشه ……
اگر باور کمبود غالب ذهنم باشه در هرچیزی. کمبود نصیب من میشه
اگر باور فراوانی غالب ذهنم باشه در هر چیزی فرلوانی نصیبم میشه
مهمترین نشانه این باور ریشه ای هم آرامش و اطمینان نسبت به اون قضیه هست
فکر میکنم تو زمینه باور فراوانی پس زمینه های خوبی دارم
البته نسبت به عموم مردم
چون من همیشه خیلی راحت خرج می کردم و نگران نبودم
مخصوصا تو زمینه آب برق گاز و غذا و این چیزها یا خونه داشتن
چیزهایی که اصول زندگی انسان هست …..
پشتش این باور قدرتمند رو داشتم که به نظرم به توحید ربط داشت «« خدا ما رو آورده تو جهان که با اراده خودمون تو مسیر مورد علاقموم حرکت کنیم و دنیا رو و زندگیمون رو متحول کنیم …. اگر تو فراوانی این چیزها نباشیم مثل غذای همیشگی ،،،، یا خونه داشتن یا هر چیزی که مربوط به استفاده روتین نزدیک هست زیاد نداشته باشیم ما چطوری تمرکز می تونیم کنیم واسه بهبود خودمون و جهان ، این چه عدل و قانونی هست »»
و همیشه اطرافیان سعی می کردن به زور با نشانه ها بهم بگن نه اینطوری نیست ….. ممکنه یه روزی نباشه …. ولی انقد این باورم قوی بوده که تکون هم نخورده …… برعکسش برام اصلا قابل پذیرش نیست
به نظرم یه باور زمانی تبدیل به باور میشه که برعکسش قابل پذیرش نباشه …..
و دوست دارم باور فراوانی رو تو زمینه هایی مثل دارایی های متفرقه هم تقویت کنم
کویر یک زمانی حکم اینو داشت که زمین بایر هست و اضافه هست به کار نمیاد …..
یادمه تو یه قسمت سفر به دور امریکا استاد رفت یه جایی که سنگ های بزرگ تو در تو داشت تبدیل به یه جایی تفریحی وگردشگری شده بود
اونجا استاد گفت که زمین های دیگه زیر کشت میرفتن یا به درد چیزی می خوردن ، در ظاهر زمین پر از سنگ و شیب به درد چیزی نمی خوره ولی یه نگاه ثروت ساز ( بازم بر میگرده به توحید که هیچ چیز رو خدا تو این دنیا بی نعمت وفایذه نیافریده ) تونست از دل همون چیزی که فقر نامیده میشد ثروت بسازه
خب من این نگاه رو به شغلمتواملاک تشبیه میکنم
اوایل وارد کارم شده بودم میدیم همکارا میگن اون زمین خوب نیست اون خونه خوب نیست …. مثلا کنار مسجد یا تو محله بومی هست
( طبق آموزه های استاد نمی دونستم نگاهم تغییر کرده ) همون لحظه می گفتم چه ربطی داره هر چیزی مشتری داره اون ملک که کنار مسجد مشتری مذهبی داره یا کسی که اصلا این مسئله واسش نقطه ضعف نیست
و یا فلان وخب نتیجه این باورهای توحیدی ام رو هم می گرفتم ( در خالی که همکار ها فکر می کردن چون دختر هستم مثلا تونستم مشتری و مردها رو مجاب به خرید کنم در حالی که من هیچ فشاری به کسی وارد نمی کنم فقط فکر میکنم باور و ذهنیت قوی داشتنم بهم میگه فقط درست معرفی کن و نزار ذهن مشتری ها مثل ترس نکرانی و اینا بازیشون بده )
جمعیت زیاد چین باعث فقر میشه
ولی با تغییر باور همین جمعیت زیاد عامل ثروت میشه ….
( پدرم به شددددت باور کمبود داره مثل پدر استاد شاید بدتر ، به هیچ عنوان خونه ما مهمون نمیاد ، یا اگه بیاد غذاشو باید بیاره پدر من کلی ملک و حتی پول نقد داره ولی راکد و راکد …… )
من همیشه می گفتم چرا انقد تو فقر در حالی که میشه با ثروت و رفاه زندگی کرد و با مهمونی های زیاد و همه مسخرم می کردن که همه پول ته میکشه ( بازم نمی تونستم بپذیرم الان میفهمم چرا چون تو ذهن من بودن مهمون و جمعیت زیاد دلیل بر ثروت و برکت بود و واسه پدرم دلیل بر فقر ….من باور داشتم وقتی مهمون میاد چون خدا می خواد انسان ها با هم دیگه در ارتباط باشم خودش همه هزینه ها رو میرسونه و حتی بیتشر و همین که آدم ها با هم در ارتباط باشن و خونه پر از فراوانی غذا و لباس باشه باعث میشه توجه بره سمتش و همونا تشدید بشه )بچه بودم ولی می دونستم هر خرج با عشق چند برابرشو میاره
هر خرج با حرص و نگرانی سوخت میشه
و نتیجه این بود که من با عشق خرید می کردم
و بقیه با سختی
پول برای من میومد و برای اون ها نه !!!! همه این ها تجربه های من از بچگی بود
که باعث شد اصل حس خوب و باورهای قوی پشت پول خرج کردن رووقتی اولین بار از زبان استاد شنیدم بدون چون و چرا قبول کنم
ولی من به باور دیگه هم دارم که پول باید از دست مرد خونه به دست من برسه
که می خوام با کار کردن این رو در کنارش تقوی کنم که پول از طریق خودم هم میتونه خیلی خیلی زیاد شه
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام
صبح ساعت 4 بیدار شدم و تعجب کردم دیگه خوابم نمی برد
من عادت داشتم 5:30 بیدار شم ولی هر کاری کردم دیگه نتونستم بخوابم
و اومدم تو سایت تا قسمت جدیدی رو با توجه به تعهدی که به خودم دادم گوش بدم برای رفتن تو مدار ثروت بیشتر و تنظیم کردن ذهنم روی مدار درستی از ثروت
مهمترین باور و مهمترین نگاهی که باید تو زندگیمون داشته باشیم بحث فراوانییه
نه فقط تو ثروت توی سلامتی خوشبختی تفریح و ….. دوست ، عشق و رابطه
این باور به ما قدرت میده ، به ما کمک میکنه شرک نورزیم ، دچار حرص طمع و ترس عجله نگرانی نشیم به ما کمک میکنه تا از مدار الهی خارج نشیم
اونی که به کمبود باور داره خودشو سرزنش میکنه خودشو اذیت میکنه
اونی که به کمبود اعتقاد داره وارد مدار نگرانی و حس و حال بد میشه وارد مدار مقایسه و قربانی بودن میشه و خود به خود از مسیر الهی و خداوند دور میشه و دچار شرک میشه
پس باور کمبود آدم رو دچار شرک میکنه
وظیفه من اینه که عمیقا باور کنم جهان بر مبنای فراوانی هست ،،، خود خدا نامحدوده …. از دیدن تکامل جهان هستی از دیدن تکامل بدن خودم از یک تک سلولی به این عظمت ….
اگه برق تموم بشه با سلول های خورشیدی میشه به بی نهایت رسید چون خورشید همیشگی نا محدود و بی نهایته
مهمترین ثروت ذهن آدمه گه تو هر شرایطی می تونه با ایده ها یه چیزی خلق کنه و شرایط رو بهبود بده
مثل تبدیل آب شور به شیرین
مثل اختراع سلول های خورشیدی
پس لازم نیست من نگران نبود و تموم شدن باشم
خدا رو شکر تو این زمینه باورهای مناسبی دارم
تو این فایل یاد گرفتم هر کس هرکس حرف هاش از کمبود بود باور نکنم حتی اگر اون آدم موفق باشه
من باور هایی رو باید تو ذهن خودم درست کنم که منو به قدرت شادی و خواسته هام نزدیک میکنه که مهمترینش فراوانی و جریان خودیه خودی فراوانی به زندگیم هست
قسمت اول فراوانی رو باور دارم
باید روی قسمت دومش کار کنم که این جریان ورودش به زندگی منم همیشگی هست و جهان هستی مثل اکسیژن که بهم میده ثروت رو هم همیشه بهم میده ولی ذهنم الان مقاومت داره و نتایج گذشته رو مدرکی برای رد این حرفم میگه
ولی باور سازی یعنی همین
یک چیز جدید رو بسازم و به خورد مغزم بدم تا باور کنه با منطق با الگوی جدید
پس این ثروت و فراوانی ورودی به زندگیم می تونه همیشگی باشه و ازین به بعد می خوام اینطوری فکر و بر پایه این فکر عمل کنم
ترس و تردید و نگرانی دیگه نباید وجودداشته باشه وقتی نه تنها همیشه هست بلکه روز به روزم بیشتر میشه