کمبود را باور نکن حتی اگر پرفسور هاوکینگ آن را تایید کرد - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    889MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی کمبود را باور نکن حتی اگر پرفسور هاوکینگ آن را تایید کرد
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1247 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    به نام خدای فراوانیها.

    سلام به استادخداشناس خودم .

    خداروشکرمیکنم استادی مثل شما دارم که هیچ وقت درهیچ حالتی انسانهاراناامیدنمی کنیدواین به ایمان قوی شمابرمی گرده .ازنظرمنم کسانی که درموردکمبودهاحرف میزنن ،ایمان راسخ به پروردگارندارن .

    اگرچه تاچندوقت پیش ،منم ،یه جاهایی ،این کمبودهاراباور،میکردم .اماانقداستاد،مغزماراشستشودادن که این باورهاراکنارگذاشتم.نه تنهامنابع طبیعی بلکه درموردهمه چیز.

    ازاین شستشوی مغزی ،راضیم چون احساس بهتری به همه چیزدارم ونتایج بهتروبیشتری هم گرفتم .

    حتی اگه یه درصداحتمال بدیم که حرفهای کسانی مثل پرفسور،هاوکینگ،درست هم باشه .لزومی نداره بش فکرکنیم وبه خاطرش نگرانی پیداکنیم .مگه مایادنگرفتیم سعی کنیم درلحظه زندگی کنیم وامروزخودمون را،خوب سپری کنیم وبه فردافکرنکنیم وباهدایت خداپیش بریم .وایمان داشته باشیم که خداهمه جاودرهمه حال ،باماس .

    پس نگران بودن واسترس داشتن درموردآینده ی نامفهوم ،طبیعتامسخرس .

    البته چیزی که من دورو،ورخودم می بینم فقط پیشرفت ورشدهمه بوده .بااین حال که همه ازگرونی وکمبودها،حرف میزنن ولی همه هم خوب میخورن هم خوب میپوشن هم خوب می چرخن .وغیره وغیره ..

    حتی گداهم هم مدلشون باسالهای قبل فرق کرده .اوناهم به گدابودنشون ،زندگیشون بهترازقبله.

    درثانی انقد،دقدقه توزندگیامون هس که نیازی نیس به این موضوعات فکرکنیم .سعی کنیم به اندازه وبه وقتش ازهرچیزی که نیازداریم استفاده کنیم وبه بقیش فکرنکنیم .

    به قول استادخدارابزرگ ببینید،خودش توقرآن کتاب آسمانی ،وعده وعیدفراوانی راداده .پس نمیخادماکاسه ی داغ ترازآش بشیم .

    خداروشکرازاستادبیان کلمات درست راهم یادگرفتیم چون متوجه شدیم خودمون باالفاظ غلط واستفاده ازکلماتی مثل نمیشه ،نمی تونی ،نیست ،نداریم ،کمه و……چیزهایی رامثل همانی که گفتیم راجذب می کنیم .پس توکلامم دقت میکنم وسعی میکنم چیزایی رابگم که حسم راخوب کنه .کلماتی مثل (هست ،میشه ،زیاده،میتونیم ،داریم) وغیره.

    البته ایمان به قدرت خداوباوربه فراوانی خدا،مهمترین عاملی هس که نمیزاره ،مافکرکنیم چیزی کمه .

    استاددرست میگن :همه جا،حتی توکشورماکه انقدازکمبودها،مینالن ،همه چی روبه پیشرفت ورشد.

    باوربه کمبودبه نظرم ،یه جورایی ناشکریه .وهمین باعث میشه افرادگره توکاراشون بیفته چون خودشون ،غافل ازاینکه بدونن ،خلق میکنن .

    یه بارامتحان کنن وبه خاطرهرآنچه هس ،سپاسگزاری کنن ،ببینن چقدبیشترهمه چی هس .

    جدا،نگاه آدمابه هرچیزی چقدمتفاوته .اگه مثبت ببینی چ احساسای خوبی میتونی داشته باشی واتفاقات خوبی راخلق کنی وبرعکسش بانگاه بدبینانه ،احساس بدوبه طبع اتفاقات بدراتجربه میکنی .

    خداروشکر.سپاسگزارم ازاینکه هرروزآگاهانه روی باورهای خودمون کارمیکنیم ومثل آدمای جاهل ،بامنطق وباورهای غلط گذشتمون ،پیش نمیریم .من خودمومیگم ،یه عمره با افکاربسته وتقلیدازگذشتگانمون ،نتونستم به جایی برسم که هیچ .همیشه هم آسیب به خودم ودیگران زدم .

    پس دلیلی نمی بینم به اون راه غلط ادامه بدم .انصافااستادتوهمه ی زمینه ها،خیلی راحت بدون تلاش زیادوفقط باتغییردرباورهاتون بیشتر،میتونه زندگیتون رابه سوی آرامش وخوشبختی ببره .

    اگه به خودمون احترام بزاریم وبرای خودمون ارزش قائل باشیم ،حتمن پیگیردوره هاوگوش کردن ودیدن فایلهای استادمیشیم تاباتجربه های جدید،روبروبشیم .

    من که عاشقتم استادعزیزم .

    حتی توانتخاب استادهم من کورکورانه ،نپذیرفتم شمارو.بلکه خودموباقوانینی که شماآموزش دادید،محک زدم وبعدازگرفتن نتایج خوب ومتفاوت باقبلم ،شمارابرای همیشه انتخاب کردم .

    دنیای درون وبیرون مامیتونه عالی باشه واین حق مسلم، همه ی ماس که درآرامش وباباورفراوانی بابت همه چیزدردنیا،اززندگی لذت ببریم .

    به امیدفهم بیشترازدرکیات جهان هستی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1437 روز

    سلام دیروز بچه داداشمو برده بودم سنجش چون قراره بره کلاس اول اونجا یه خانمی بود که بابت بیمه باهرخانواده صحبت میکرد ومیگفت از الان ماهیانه مبلغی رو بدین تا سی سال که بعدا بچه بازنشستگی داشته باشه،منم رفتم وادرس وشرایطشو پرسیدم که اگه میشه بچه هامو بیمه عمر کنم ولی یه دفعه متوجه شدم این یه باور کمبوده چون باور میکنم که تا چندسال دیگه بچه هام نمیتونن موفق وثروتمند بشن ومحتاج چندرغاز پول بازنشستگی هستن که کلا با این فکرا نظرم عوض شد وگفتم من جوری باید روی خودم کارکنم که چندنسل بعدازمنم داشته باشن که توی رفاه زندگی کنن،خدایاشکرت که هروز اگاهیهام داره بیشتر میشه هرروز زندگیم از هرجهت داره بهتر وعالیتر میشه،خدایاشکرت که اینجام وبا اصول این سایت میتونم به همه چی دست پیداکنم خداجونم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    روز 28 از سفرنامه من

    کمبود را باور نکن .

    وقتی اینروزا با گوش دادن فایلها به گذشته م نگاه میکنم میبینم من از لحاظ مالی واقعا عالی شدم . من زمان مدرسه و دانشگاه رو با الانم مقایسه میکنم میبینم خیلی راحتتر پول دارم و میتونم خرج خودم کنم .‌ اونموقع زیاد بهم میگفتن قانع باش ولی الان حتی پدر مادرم هم بهتر شدن البته بهتر از قبل ولی هنوز اون باورها هست . پدرم راحتتر پول خرج میکنه برام . و انگار حتی اونم تغییر کرده. من شاید زمان مدرسه و دانشگاه چون تو محله پایینتر زندگی میکردم و افرادی که دورم بودن باورهامون مثل هم بود خیلی به بیشتر داشتن فکر نمیکردم دانشگاه که رفتم باعث شد چندتا دانشجو خیلی پولدار ببینم . یا حتی یکی از دوستام از نظر مالی بهتر بود و خونه شون بالاشهر بود و من خواسته های بیشتر به خدا میفرستادم که منم دلم میخواد برم محله بالاتر منم دلم میخواد خرید زیاد بکنم و عالی بپوشم . لباسام بهتر باشه . بیشتر داشته باشم . باعث شد بگم منم میخوام بینیمو عمل کنم . در حالی که نه پدرم پولشو میداد و نه خودم پولی داشتم . تو دانشگاه شده بود آرزوم چون اکثر بچه ها و دوستم عمل کرده بودن ولی وقتی یه خواسته ای درونت شعله بکشه تو هم آدم درستی باشی خدا برات از راههای خوب جور میکنه و اون پول کم کم جور شد . شاید الان فکر کنیم اونموقع قیمتا پایین بود وضع بهتر بود انقدر گرونی نبود ولی همون پول اون زمان برای من واقعا زیاد بود ولی من انجامش دادم و همیشه جزو افتخاراتم بود که من تونستم بدون نیاز به کسی دیگه .

    اونموقع انقدر غذای بیرون نمیخریدیم ولی الان خیلی راحت خرید میکنیم . من الان خریدهام برای خودم بهتر شده باکیفیتتر شده .

    وقتی میگم گذشته یعنی زمانی که من تو محله پایینتر زندگی میکردم و الان حدود 8سال که تو محله بالاشهر زندگی میکنم .

    هرچند خودمو با گذشته مقایسه میکنم خیلی بهتر شده زندگیم و رفاهم . و این درحالیه که نه من شاغل شدم و نه پدرم شغلشو عوض کرده . فقط ما محل زندگیمون رو عوض کردیم و خب باورها کمی بهتر شده و همین کمی بهتر شدن و تو محیط بهتر بودن هم خیلی تاثیر گذاشته . هرچند اون سالهای اول پدرم از اینجا خرید نمیکرد و به پایین میرفت و میگفت اونجا قیمت کمتره و اینجاها گرونن . و مساله نداشتن پول نبود مشکل باور غلط و کمبود بود که خرید نمیکرد و کم کم بعد گذشت یه سال همینجا خرید میکرد و حتی نسبت به قبل هم خیلی راحتتر برامون خرج میکنه . عالی نه ولی بهتر از قبل .

    من خودمم قبلا همش غر میزدم که ندارم من لیستام مینوشتم که من اینهمه چیز میخوام بخرم و همیشه ضروریه خریدام و نداشتم و فقط غر میزدم .

    الان مینویسم و میگم خدا بهم میده . دیگه پولامو جمع نمیکنم برای روز مبادا و حسرت بخورم که چرا فلان چیزو نخریدم . خرج میکنم و خدا بهم کمک هم میکنه .

    من سال 98 رفتم کلاس و اونجا بود که تو فرکانس افراد ثروتمند قرار گرفتم . و از دیدن خونه بزرگ و خرجهایی که میکردن و اینهمه ثروت اونموقع هم لذت میبردم از دیدنش و هم حسرت که ایکاش منم مثل اینا بودم . اون کلاس تعطیل شد بعد دوترم بخاطر کرونا ولی دوباره سال 1400 به جای دیگه هدایت شدم و اونجا آدمهای ثروتمند و بیشتر دیدم . کسانی که خونه ویلایی داشتن و با خدمتکار و سفرهای اروپایی زیاد میرفتن و تو کلاس تعریف میکردن و حتی سفرهایی که با جمعیت زیاد فامیل میرفتن خارج از کشور .

    اینا برام عجیب بود و میگفتم خوشبحالش پدرش ثروتمنده‌. وقتی تو خونواده ثروتمند باشی همسر ثروتمند هم داری اصلا خونواده های خیلی ثروتمند همه ی فک و فامیل ثروتمندن ولی من چی یه فامیل پولدار درست و حسابی دورو برم نمیبینم . همشون داغون . اگه هم پولدارن فوق العاده خسیسن .

    خلاصه اونجا هم آدمهای ثروتمند بود و من حسرت میخوردم بجای تحسین کردن و از اونجایی که با این آدمها راحت نبودم فرکانس خوب نمیفرستادم و یه فرار اینجور موقعها تو وجودم مییاد و خودبخود همه چی کنسل میشه و این کلاس هم بعد دو ترم کتسل شد چون استادم به کانادا رفت .

    و من با اینکه کلاسمو دوست داشتم ولی راحت نبودم با اون جمع …

    و باز امسال من هدایت شدم به جای دیگه استادم فوق العاده بهتر از قبلی ها و جمع صمیمی تر و بهتر از قبل و من راحتتر بودم . نه اینکه‌ اونا هم سطح من باشن از نظر مالی .

    نه اتفاقا اینا هم خانواده های ثروتمند و عالی هستن .

    بخاطر اینکه من باورهام بهتر شد نسبت به ثروت ، عزت نفسم بهتر شده و بجای فرار کردن وایمیستم و با این تضاد روبرو میشم و درخواست میکنم از خدا و به خواسته هام تمرکز میکنم .

    آره من راحتتر شدم . حتی وقتی میبینم چقدر وسیله نقاشی دارن ‌. چه سفرهایی حتی دخترهای جون تنهایی میرن ‌، چقدر لباسهاشون گرونتر و چه جاهایی بلدن برای خرید که من اصلا اسمش هم نشنیدم .

    من تازگی الان چند وقته باز خیلی بهتر شدم شاید قبلا وقتی حرف میزدن حسم بد میشد ولی الان سریع همون موقع تو ذهنم تحسین میکنم و نمیزارم حسرت بخورم و حالم بد بشه . حتی دیروز دیدم خواهرام مشتری دارن و پول در میارن بعد از مدتی . با اینکه اصلا روی باورهاشون کار نمیکنن ولی من داشتم میگفتم آخه چیجوریه که من دارم اینهمه مدت باورامو تغییر میدم اتفاقی نیوفتاده ولی اونا مشتری دارن . جالبه که اینا در چند دقیقه طول میکشه و بعدش حرفای خوب به ذهنم مییاد که تحسین کن ‌ . خوشحال بشو براشون . خداروشکر کن و آفرین بگو بهشون و همین کارو کردم و نزاشتم حسم بد بمونه …

    فردا که رفتم کلاس دوباره دیدن بچه ها و حرفاشونو شنیدم نزاشتم حسم بد بشه و تحسین میکردم و بخودم ارزش میدادم و میگفتم منم بهترینهارو میخوام و لایقش هستم . همون موقع استادمون بهم گفت برای کارش احتیاج داره به کمک منم گفتم من خیلی بلد نیستم گفت تو از پسش برمیای (انگار این حرفو خدا بهم زد که متین انقدر خودتو دست کم نگیر تو میتونی خودتو لایق بدون ) منم گفتم باشه میام .

    البته دو هفته پیش هم یکی از دوستام برای عکاسی ازم خواسته بود که برم من یه جلسه رفتم و بعد از اون 3بار کنسل شد از طرف اون فرد . منم بجای اینکه غر بزنم گفتم الخیر و فی ماوقع . دیگه عجیب نیست برام . البته که داشت ذهنم میگفت که دیدی نمیتونی پولی در بیاری . دیدی هر کاری بخوای انجام بدی کنسل میشه و پیش نمیره ولی من همش میگفتم حتما خیری هست و من مسولم من میپذیرم باورهام

    هنوز درست نشده من هنوز تغییر بنیادی نکردم و من خودم ناخوداگاه باعث کنسل شدن شدم . و باید بگم مشکل من اینه که استرس میگیرم که بخوام برای کسی کاری انجام بدم و کلی تو ذهنم میگم اگر بد بشه یا خوشش نیاد چی من الکی پول بگیرم . بعد احساس کنه من چقدر عکسای بیخودی گرفتم و…. اینا بود و از اونور هم به خودم امید و خودارزشی میدادم و عزت نفسمو بالا میبردم .

    من میدونم که روزهای بهتری پیش روم هست بشرط اینکه باورهامو قوی کنم و کمبود فقط در ذهن من هست .

    یه کتاب صوتی درباره ثروت گوش میدم . فوق العاده عالیه و اکثر حرفهای استاد درباره ثروت رو میگه و اگر من فایلهای استاد رو گوش نداده بودم عمرا اون کتابو درک میکردم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3311 روز

    بنام خداوند یکتا

    روز شمار تحول زندگی من روز 28

    سلام به استاد عزیزم ومریم بانو ودوستان گلم

    خداراشاکرم که امروز هم قدمی درجهت اقدام به تعهدم برداشتم

    این فایل در مورد باور کمبود بود که هرکسی که این باور را داشته باشه بدنبال آن ترس ونگرانی از دست دادن هم داره حالا هم نگران کم شدن مال وثروتش وترس از تموم شدن آن وهم ترس ونگرانی در مورد روابطش متاسفانه فکر میکنم من وتمام کسانیکه در یک خانواده نسبتا مذهبی بزرگ شدیم این باورهای غلط را داریم چرا که همیشه بزرگترها بهمون میگفتند قانع باشید قناعت کنید امامان ما قناعت میکردند وباور غلط که هر که ثروتمندتر از خدا دورتره وفقریعنی تو انسان با ایمان وباخدایی هستی آنقدر ناخواسته تو ذهنمون این باور را پرورش داده بودم که یادمه هروقت مسافرت میرفتیم اوایل همسرم از هرچیزی خوشش میومد ومطمئن میشد منم خوشم آمد میگرفت برام مدام هم بهم میگفت کار به قیمتش نداشته باش دوست داری بخر شاید باورتون نشه حتی دعوامون میشد که میگفت من پول میدم خو بخر منم میگفتم نه پول کم میاری خداروشکر میکنم از روزی که با شما واین سایت آشنا شدم رویه ام را بکلی عوض کردم دیگه از هرچی خوشم میاد بدون توجه به قیمت میخرم و بخوبی درک کردم ثروت مغایرتی با ایمان نداره وحتی کسانیکه ثروتمندترند ایمان بیشتری دارند وخدارو شکر ذهنم مقاومتی نداشت در این خصوص به هر چه که نگاه کنی نشانی ازفراوانی ونعمت خدارا میبینی ولی امروز که این فایل را پس از مدتها فایل روز 28 بود گوش کردم یه ترمز تو خودم کشف کردم وآن اینکه هر موقعه خانه مامانم دعوت بودم اگر مهمون ناخوانده یا خواهر زاده ویا هرکسی سرزده میومد من نگران بودم غذا کم باشه مامانم همیشه میگفت مهمون روزیش را همراه خودش میاره که فکر میکنم این ترس ونگرانی هم از باور کمبوده

    خدایا شکرت استاد ازت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    سلام به همه عزیزان

    روز 28

    باور به فراوانی مهم ترین و تاثیرگذارترین باور در دستیابی به ثروت و نعمت و فرصت هاست. اگر باور فراوانی رو در ذهنم درست کنم خیلی از باورهای محدود کننده دیگه خود به خود از بین خواهند رفت.

    بی نهایت فرصت در دنیا و در کشور و شهر من وجود داره بی نهایت نعمت وجود داره بی نهایت ثروت و بی نهایت موقعیت های خوب و پولساز وجود داره. کافیه باور کنم تا بتونم ببینم فرصت ها رو.

    هیچ محدودیتی وجود نداره ازونجایی که خداوند من نامحدوده. هر وقت نگران شدم یا ترس از دست دادن چیزی داشتم باید باور فراوانی رو به خودم یادآوری کنم و بدونم که این احساسات از باور به کمبود اومده که یک باور کذب و محدود کننده ای بیش نیست.

    من بی نهایت فرصت و موقعیت و نعمت در زندگی دارم و به راحتی می تونم به اونها دسترسی داشته باشم کافیه که باور کنم.

    هر روز فرصت ها، موقعیت ها و نعمت و ثروت بیشتر و بیشتر میشه هیچ وقت چیزی تموم نمیشه. خداوند من نامحدوده خداوند من وهابه.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3933 روز

    روز 28 از سفرنامه فصل اول

    به نام خدای مهربان

    دنیا پر از فراوانی هست

    هر روز همه چیز در حال بیشتر شدن است

    چه نعمت های که هر در حال خلق شدن هستن

    چه ثروت هایی که هر روز در حال ایجاد شدن هست

    هر روز راحت تر می توان ثروتمند شد

    هر روز راحت تر می توان به خواسته ها رسید

    خدایا شکر بابت نعمت های بی شماری که خلق کردی

    در این مدتی که به صورت تمرکزی روی خودم کار می کنم این باور رو می دونم خیلی باید روش کار کنم و هر روز سعی می کنم تایید کنم فراوانی رو

    هر خریدی که اطرافیان انجام میدن،میگم ببین هر روز داره پول بیشتر میشه

    هر اتفاق کوچیکی که رخ میده همش سعی میکنم تایید کنم

    مثلا میرم بیرون و ترافیکه میگم نگاه چقدر ماشین هست یعنی ثروت زیاده ،مردم بیشتر پول دارن،بیشتر برای خودشون وقت میذارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2371 روز

    بسم الله النّور

    سلام استاد عباس منش و سلام خانم شایسته

    هم این فایل و هر فایل های دیگه ی مربوط به فراوانی رو باید بارها و بارها گوش کنم و باورها رو بنویسم و تکرار کنم و هم مقاله ی مربوط به روز بیست و هشتم سفرنامه.

    راستش رو بگم جرات نوشتن در مورد این موضوع رو نداشتم ، چون خودم میدونم که چقدر ترمز ذهنی در این زمینه دارم. اولش خواستم که قسمت هایی از مقاله رو اینجا بنویسم اما دیدم این نوشتن انگار فراره! فرار از این نقص ذهنی من در مورد باور فراوانی! باوری که استاد ازش به عنوان مهمترین باور توحیدی یاد می کنه.

    حدود چهل دقیقه است که داشتم مقاله رو می خوندم و فکر می کردم. اولش وقتی خودم رو با مفاهیم مقاله مقایسه می کردم از خودم و ذهن محدود خودم ترسیدم! از اینکه من با اون حد باور فراوانی خییییلی فاصله دارم. از اینکه هنوز نمی تونم بدون حساب و کتاب خرج کنم ترسیدم! نزدیک بود که ترس هام بیشتر بشه ، اما گفتم ترس خودش بسیار مخربه و مادر باور کمبوده ، پس نباید بترسم، نباید از افکارم بترسم. به جای اینکه بترسم باید به پیشرفت های خودم نگاه کنم، زمانی باید بترسم که با وجود کار روی سایت و فایل های ارزشمند استاد ، تغییری نکرده باشم. اما من خیلی تغییر کردم هم به لحاظ شخصیتی هم به لحاظ نتایج عینی و قابل لمس زندگیم. یکی از اشتباهات من اینه که رو یه قسمتی از ایراداتم که کار می کنم رهاش می کنم و میرم سراغ یه موضوع دیگه. و ریشه ی این رفتار من هم باور کمبوده ! باور اضطراب آور کمبود وقت! من تو این زمینه ایرادات اساسی ای دارم که سال هاست من رو آزار داده . کار کردن رو باور فراوانی ثروت و پذیرفتنش برام خیلی راحت تره تا کار کردن روی باور فراوانی آزادی زمان! الان دلم خواست چند تا باور قدرتمند کننده در این زمینه اینجا بنویسم اما نمی تونم ، اصلاً چیزی به ذهنم نمیاد! باید رو این زمینه کار کنم. این فایل تلنگر خوبی بود تا روی این موضوع به طور جدی کار کنم و قطعاً به آرامش ذهنی بیشتری می رسم. به لحاظ باور فراوانی ثروت من حقیقتاً دچار نقص جدی بودم ، اما تونستم تا حدود زیادی درستش کنم و نتایجم گواه پیشرفت باورهام هست ، هر چند که هنوز خیییییلی باید در این زمینه کار کنم و این همیشگی هست. اگه خودم بخوام و متعهد باشم در هر زمینه ای که دوست داشته باشم می تونم باور فراوانی رو ایجاد کنم و لذت ببرم از انبوه نعمتهایی که در اون زمینه به زندگی ام سرازیر میشه. از اینکه این ضعف باور رو در وجود خودم شناختم خوشحالم و درستش می کنم!

    پیش به سوی روز بیست و نهم سفرنامه

    اللّهم ثبت اقدامنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1301 روز

      سلام و درود بر سمیه خانم عزیز

      ممنونم از کامنتی که گذاشتین و از مقاله استادشایسته عزیز گفتین که منم برای انجام تمرین روزانه ام رفتم هم مقاله روز 28 روزشمار و هم مقاله فایل راهکار برای ایجاد باور فراوانی قدرتمند و سیو کردم تو گوشیم تا انشالله به لطف خدا به کمک خدا هر روز از روش بخونم ووتمرین کنم و بتونم از شر اسارت باور کمبود نجات پیدا کنم و ممنونم از لطف شما ممنونم که این ایده رو بهم دادی ممنونم که توجه عالی و تاثیرگزاری رو بهم دادی ممنووووونم دوست خوبم بسیار ممنونم.روز خوبی داشته باشی و روز و روزگار برتو خوش باااااااد.

      راستی الان به پسوندت توجه کردم آخه رو پروفایلت فقط نوشته سمیه خانم رفتم بهت پاسخ بدم دکمه ارسال ووکه زدم چشم خورده به پسوندتون که دیدم بچه محلین بندپی شرقی فیروزجایی هستین منم دیوایی هستم خیلی خوشحال شدم اینجا یکی از بچه محلارو دیدم موفق و موید باشین خداروشکر که همه جا همه جی در حال رشد و پیشرفت و ماهم در این جریان در حرکتیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1638 روز

    به نام خدا

    با سلام خدمت همسفر های عزیز

    خداوند همیشه وعده فراوانی می‌دهد.

    پس طبق قانون منبع تاریکی وجود ندارد تا نور نباشه تاریکی به وجود میاد

    پس منبع اصلی خداوند هست پس اگر شیطان باعث نجواها میشه یعنی از منبع اصلی دور شدیم

    پس وقتی به اصل نزدیک بشیم ترسی از کمبود نداریم

    جهان پر از آب فراوان هست. داخل همون آب ها معدن هایی وجود داره مثل فراوانی ماهی های فوق العاده و مروارید های عالی

    و خشکی های فراوان که هزاران ایده میشه اجرا کرد میشه همه رو گلخونه زد خیلی هم عالی هست

    فراوانی ها بسیار زیاده

    ترس از آینده که معلوم نیست چه اتفاقی بیفته البته که خودمون خلقش میکنیم

    پس اون لحظه حال رو هم از دست میدیم

    ولی در لحظه با خدا در آینده با خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    منا سادات غیبی گفته:
    مدت عضویت: 3382 روز

    سلام استاد حرفاتون واقعا آرامی دهنده و شفا بخش روح های خستمونه البته الان بهتریم استاد عزیز من دوساله با شما به صورت کاملا تصادفی آشنا شدم و به لطف خدای خوب و مهربانم و کمک هاو تجربه ها و صحبت هاتون پارسال سال بسیار فوق العاده و از لحاظ مالی عالی بود اما چون به حرفتون توجه نکردم و وقتی به موفقیتم رسیدم فکر کردم دیگه همه چیزو یادگرفتم و اونجا بود که زندگیم کمی سخت شد خیلی دوست دارم دوره روانشناسی ثروت را شرکت کنم اما الان خونه سومم ایشالله به زودی بهتون میپیوندم خیلی دوست دارم تو همه دوره هاتون شرکت کنم به همش نیاز دارم مخصوصا عزت نفس مرسی که بفکر همه انسانهایی که مثل خودتون بودن فکر مدرید و این دوره هارو آماده کردید بینهایت قدردان شما و زحماتتونم شادوسربلند باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمد موتیوه گفته:
    مدت عضویت: 3323 روز

    سلام به تمام دوستان و استاد عباس منش

    استاد همین امروز از همون سوالها کردم که با اینکه باور فراوانی توی روانشناسی 3 گوش میدم و دنبال این بودم که باز چیکار کنم که باز یک فایل جدید پیدا کنم درباره فراوانی و هی داشتم سوال میکردم و تمرکزمو گذاشتم چیکار کنم که باور فراوانی رو قدرتمندش کنم اینه زود خدا سوال منو پاسخ داد وبه این فایل جدید تون دسترسی پیدا کردم همانجور درسته که گفتین سوالها معجزه میکنه و الان واقعا هر سوالی که می پرسم به زودی جوابشو دریافت میکنم از یک طریقی خیلی ممنون سپاسگزارم بابت این راه کارهای کاملا عالی و فوق العاده که کاملا بزرگ و تاثیر گذار هست در زندگی من و خیلی خوشحالم و بی نهایت سپاسگزارم از نتیجه ثروت سه اینجا بهتون اطلاع میدم که در امدم بالا رفته چون خارج از کشورم تهیه کردم نمیدونم چرا ما پیام نمی تونیم بگذاریم تو خود جلسه و نتایج مان رو اونجا اطلاع بدیم خدمتون و اینجا این اطلاع رو گذاشم که توی زندگی من تاثیر گذاشته و اولین خریدم بوده و از هیچ دوره استفاده نکردم سپاسگزارم ممنونننننن??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: