دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم! - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

513 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استادان جان

    سلام دوستان همقدم

    خدایاشکرت ک افسارم دست خودته و به هدایتت ایمان دارم

    خدایاشکرت برای این نشانه کاملا واضح و همزمان با شرایط اکنونم..

    اومدم تهران منزل یکی از بستگان حالا شرایط مالی مساعدی ندارن و من ناآگاهانه تمرکزم رفته رو شرایط مالی و بدهکاری این بندگان خدا و دوست دارم حتی قرض کنم و بهشون کمک کنم خیلی درگیری ذهنی داشتم که از جایی بگیرم و بهشون بدم تا بلکه گوشه از شرایطشون تغییر کنه درصورتی که خودمم هنوز از لحاظ مالی به نقطه ایده آلی نرسیدم اما ب لطف خدای مهربان و هدایتگرم با اینکه چند روزه هست نمیتونم وارد سایت شم و پیغامی میاد روی صفحه امروز تشنه آموزش بودم و گفتم هرطور شده نشانمو ببینم تا پیاممو دریافت کنم و از راه دیگه از واردشدم و این فایل عالی و پر از درس و راستی برای احوال و افکار امروز من بود واقعا ما با افکارمون جهانمونو خلق میکنیم وقتی من مقام به شرایط بستگانم فکر میکنم وقتی دلسوزی میکنم دارم فرکانس کمبود ارسال میکنم و این خیلی نکته مهمی برام بود وقتی من بایدمراقب افکارم باشم این مسئله داره افکارمو ب کدوم سمت میبره واقعا ب قول استاد کنترل ذهن سخت ترین کاره چون گاهی ما گول میخوریم متوجه نیستیم با دلسوزی با فک مردم به شرایط دیگران داریم همون شرایطو برای خودمون بوجود میاریم..

    خدایاشکرت ک به همین راحتی و زیبایی هدایتم کردی تا متوجه افکارم و اعمالم بشم..

    همه ما تواناییهایی داریم ک خداوند به ما عطا کرده برای داشتن زندگی مرفه و عالی پس باید بدنبال بهبود و استفاده از توانایی هامون باشیم و ایمان ب خداوند و سنت الهی که نه من و نه حتی خداوند نمیتونه شرایط کسیو تا خودش نخواد تغییر بده و دلسوزی بیجا فقط باعث میشه افکارو فرکانس ناجالب ب جهان ارسال کنیم..

    الهی شکر که متوجه شدم

    درپناه خداوند شادو سالم و ثروتمند باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    حمید جنتی گفته:
    مدت عضویت: 597 روز

    به نام خدای مهربان،سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گل،امروز من هدایت شدم به این قسمت و این فایل زیبا رو گوش کردم ویادم اومد که اره قبلا من این فایل رو از زبان استاد گوش داده بودم و بهش عمل کرده بودم ،من درواقع مغازه دارم و قبلا هرگدایی که مراجعه می‌کرد من حالا یه پول کمی بهش میدادم واین از سر دلسوزی بود و اگه نمی‌دادم عذاب وجدان داشتم ،وقتی این فایل رو گوش دادم تصمیم گرفتم که دیگه هیچ گونه کمکی به گداهای خیابونی نکنم راستش اولش یه کم سخت بود بالاخره یه کم حس دلسوزی داشتم ولی به خودم گفتم اگه میخای تغییر کنی باید از همینجا ها شروع کنی و نترسی و باورهای قبلی که داشتی مثلا اگه کمک نکنی خدا ناراحت میشه و هزار باور دیگه رو کنار بزاری ،یادمه از اون روز به بعد دیگه هیچ کمکی نکردم و روز به روز هم با حرف استاد موافق تر شدم و هیچ اتفاقی هم نیافتاده و نعمتی هم از من کم نشده و این باعث شد که من ترسام نه تنها در مورد این موضوع بلکه در مورد موضوعات دیگه هم کمتر بشه و من اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم و کاملا با استاد عباس منش عزیز موافقم و اول تشکر میکنم از خدای مهربان بابت هدایتم به این سایت با ارزش و تشکر ویژه از استاد عباسمنش عزیز که این فایلهای با ارزش رو در روی سایت میزارن و ما استفاده میکنیم،خدایا واقعا هزاران بار شکرت عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فریدون فروتن نجوا گفته:
    مدت عضویت: 505 روز

    با عرض سلام و درود خدمت همه دوستان عزیز!

    قبل از هر چیزی خداوند متعال را که هر لحظه هدایت گر ما و کل کیهان است را بی نهایت سپاسگزارم که مرا در مدار شنیدن این آگاهی ها قرار داد، و از جناب استاد عزیز و تیمش و همه عزیزانی که فعالیت دارند اینجا، قلباً تشکری میکنم.

    داستان هدایت من به این سایت خیلی متفاوت و‌ منحصر به فرد است که ان شاالله هر وقت حسم برایم گفت میایم و تعریف میکنم.

    حالا در مورد این فایل، من اواخر سال 1401 تازه به این مطالب مثل قانون جذب و شکرگزاری و … آشنا شدم با یک استادی از کشور خودما افغانستان که ایشان به دبی زندگی میکنند و مولتی میلیونر هستند. وقتی تازه در مورد انفاق کردن شنیدم خیلی به دنبال این کار رفتم و فکر میکردم کار درستی است. البته که انفاق یک بحث مهم است ولی مثل هر چیز دیگری از خودش روش خاص و تکنیک خاص دارد که اگر دقت نشود میتواند خیلی زیان بار باشد برای هر دو طرف. یعنی خود عمل انفاق در ذاتش عمل درست است اما شیوه عمل کرد ما، روش ما و نیتی که ما پشت این عمل داریم خیلی نقش در نتایج دارد.

    من نمی دانستم که باید این کار را فقط برای احساس خوب خودم، برای رضای خدا انجام بدهم. بلکه از روی ترحم و‌ دلسوزی بود.

    نکته مهم این بود که وقتی من اقدام به این کار کردم از آنجایی که کانون توجه من رفته بود به سمت نیازمند ها و کمبود ها در هر صد متری که من پیاده روی میکردم حد اقل 20-30 نفر نیازمند را می دیدم به نحوی از چهار سمت نیازمند می بارید به سر من گویا کل شهر فقیر شده و محتاج کمک من است.

    در نهایت چون روش درست را بلد نبودم باعث شد که نه تنها به اونها کمکی نکردم بلکه هم به اونها و هم به خودم آسیب های زیاد زدم و کمک کردم به فقر جهان، کمک کردم به تنبلی و طفیلی بودن. در آخر خودم هم از مسیر درست خارج شدم و همه دار و ندارم را از دست دادم و بدهکار شدم.

    از آنجایی که با ورشکست شدن به فکر افتادم باعث شد به مسیرها و به سمت مطالبی هدایت شوم که مشکل کارم را برایم نشان دهد مثل این سایت و این فایل ها.

    بعد از این قضیه بدهکار شدن و مطالعه دیگه کلاً دست از صدقه دادن و اینها برداشتم و آرام آرام مسیر خود را یافتم و در حال حاضر چون فرکانسم تغییر کرده و کانون توجهم از کمبود و اینها برداشته شد در هر مسیری که میروم حتی یک گدا هم نمی بینم (نه اینکه نیست) من متوجه نمیشم، با من روبرو نمی شوند و به لحاظ فرکانسی به من دسترسی ندارند و نزدیک من آمده نمی توانند.

    یک مورد دیگه هم این بود که بعد از اینکه یک اندازه دید من تغییر کرد من با این نیت کمک میکردم که این به سمت خودم حداقل 10 برابر برگردد. بعد متوجه شدم حالا از دید خودم که این عمل هم به نحوی درست نیست چون باز هم من به دنبال معامله کردن استم، حس نیاز داشتن و نیازمند بودن است. یعنی خود انفاق کردن به نیت بازگشت 10 برابری یا کم و بیش نشان دهنده حس کمبود یا نیازمندی است. در حالیکه که اگر قانون این باشد که به سمت ما 10 برابر برگردد که بر میگردد فقط کافیس ما کار خود را انجام بدهیم جهان کارش را خوب بلد است نه اینکه حالا قصداً به این عمل دست بزنیم.

    بعد کلا از صدقه دادن به هر نیتی دست کشیدم تا وقتی که خودم کاملاً احساس بی نیازی نکنم. زمانی این کار را خواهم کرد که فقط برای دل خودم، برای احساس خوب خودم، برای قلب زیبای خودم و برای رضای خدا باشد، زمانی که باعث متوقع شدنم از دیگران نشود.

    با خود عهد کردم که وقتی ببخشم که لبریز باشم و فقط به این مصراع شعر عمل کنم که

    (تو نیکی میکن و در دجله بیانداز) و نقطه و تمام.

    با مصراع دوم شعر اصلن کاری نداشته باشم اینکه بر میگردد یا نه، اینکه چه مقدار بر میگردد، اینکه کی بر می‌گردد چون اگر قانون این باشد که برگردد حتمن بر میگردد. من فقط برای خودم و احساس خودم باید این کار را بکنم آنهم زمانی که لبریز و سیر باشم و از مازادم ببخشم.

    مورد دیگه این بود که من یک پشکی داشتم و خیلی بهش رسیدگی میکردم و توجه میکردم و کلاً طفیلی شده بود حتی یک وعده غذا نمی دادم قهر میکرد و غمگین میشد و هیچ تلاشی نمیکرد بعد از شش ماه پشک از بین رفت، بعد از آن من با مطالب زیادی روبرو شدم که فهمیدم چقدر من در مورد پشک رفتارهای نادرست داشتم .حتی بحث کارما و اینها هم در میان آمد و بعدش کلاً از این کار ها دست کشیدم.

    نکته مهم: اینها بخاطر مطالب و آموزش هایی بود که از دیگران آموخته بودم ولی به اشتباه، خیلی مهم است که چی را از کی میشنویم چون خیلی اوقات خود طرف هم متوجه نیست که مسیر را اشتباه میرود و دیگران را به اشتباه دعوت میکند.

    من از زبان یکی از اساتید ایرانی که خیلی هم مورد تایید ایرانی ها است شنیدم که میگفت (در روزی رساندن به مخلوقات به خداوند کمک کنید و این باعث میشود روزی بیشتر بدست بیارید). در واقع این دیدگاه باعث شده بود به حیوانات و پرندگان و… توجه کنم و غذا بدهم.

    اما حالا خیلی خداوند متعال را سپاسگزارم که مرا به سمت استاد عزیز، استاد عباس منش و سایتش هدایت کرد دقیقا چیزی که بدنبالش بودم. اطلاعات خالص در مورد هر موضوعی همراه با منطق پشت آن موضوع و تجارب شخصی خود استاد.

    از استاد عزیزم هم خیلی سپاسگزار هستم.

    تشکر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1703 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    پیله رو اگر با دست بشکافیم پروانه میمیره،باید خودش بشکافه تا بتونه پرواز کنه.

    به نظرم کاملا درسته البته با نگاه قانون و اینکه همه به یک اندازه به خدا نزدیکیم.

    قانون هم اینه که درخواست اجابت پس مانع چیه؟

    به مقدار ایمانمون پرواز خواهیم کرد

    میگن ماهی ندید بلکه ماهی گیری یاد بدید

    ماهی دادن آدم رو بیخیال بار میاره و از طرفی دیگه اونو سست میکنه و تو وجودش درخت ناتوانی سبز میشه و بعدا سخته عوض کنه.

    اما با ماهیگیری یاد دادن همیشه میتونه خودش ماهی رو صید کنه.

    تو سفر بدور آمریکا هم جاهایی بود که نوشته بود غذا به حیوونها ندید دلیلش هم ضعیف شدن حیوونها بود و دلیل دیگه نوع غذاها.

    با یادآوری قانون و یادگیری و عمل به اون میتونیم هم به خودمون و هم به دیگران کمک کنیم.

    استاد عزیز سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 689 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز

    کمک کردن بی جا به اطارافیان باعث میشه اونها چشم به دست بقیه داشته باشن و بقیه ی فرصت های زندگیشون رو نبینن.

    با کمک کردن به گداها نه تنها بهشون کمک نمیکنیم

    بلکه داریم بهشون ضربه میزنیم

    اگر اماده دریافت کنی

    هرگز رشد نمیکنی

    برای رشد باید بلند شد و حرکت کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    نازی گفته:
    مدت عضویت: 180 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و بانو شایسته جان و دوستان عزیز

    خداروشکر میکنم که امروز از طریق نشانه‌ی امروزم به این فایل هدایت شدم و خداوند مثله همیشه منو به موقع راهنمایی میکنه

    و یه باوری که از سالهای پیش برا خودم ساختم اینه که خدا منو خیلی بیشتر از بقیه دوست داره

    کاری به درست یا غلط بودنش ندارم چون باوری هست که قبولش کردم و همیشه به نفع‌ام بوده و نتایجش رو هم دیدم

    چون طبق شرایط زندگی‌ام از دختر 14 ساله‌ام برای مدتی دور هستم و ارتباط تلفنی دارم

    امروز بهش گفتم هرجایی از کتابت رو که متوجه نشدی بگو صفحه‌ی چندم هست تا من خودم بخونم و برات تلفنی توضیح بدم

    از اونجایی که دخترم فردا امتحان علوم داره و خودش دانش‌اموز درس‌خوانی هست ولی به اسرار من

    گفت صفحه 50 رو خوندم و زیاد متوجه نشدم

    و من خودم خوندم و تلفنی توضیح دادم بهش

    و توی دل خودم خیلی خوشحال شدم که تونستم کمکی کنم براش

    نگو که این کمک نیست و بد عادت کردن و تنبل بار آوردن هستش

    و موقعی که استاد گفت فرزندانمون با تلاش خودشون رشد میکنند نه با حمایت‌های بیش از اندازه‌ی ما

    من تازه فهمیدم که امروز به ظاهر دلسوزی و کمک به فرزندم بود ولی در نهایت بهش آسیب میزدم و باعث میشد خودش تلاش کافی برای یادگیری درس‌هاش نکنه

    و خداروشکر میکنم که همین امروز خداوند هدایتم کرد و متوجه این موضوع شدم

    از استاد بزرگوار سپاسگزارم که این همه فایل دانلودی توی سایت قرار دادن و ما با گوش دادن و خوندن مطالب هر روز آگاه‌تر میشیم

    خدایا سپاسگزارم بابت دستان بی‌شمارت روی زمین برای کمک و هدایت کردن ما

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مینا یادگاری گفته:
    مدت عضویت: 4166 روز

    آقای عباس منش

    به فرض که استاد باشی تو یه فیلد استادی در هر زمینه ای حق نداری نظر بدی، و حق نداری هر نظری رو منتشر کنی، بارها و بارها مطالب بی ربط و نادرست روی سایتتون دیده بودم اما صبر کردم دیگه از حد گذشتید ، کی هستی که فکر میکنی در همه جنبه های زندگی حق داری نظر بدی و نظرت درسته؟ هر چی به ذهنت برسه درسته؟

    آنتونی رابینز هم اگه مثل تو میکرد و به جز موفقیت مالی، سخنرانی و تندخوانی وارد مباحث مذهبی، سیاسی و فرهنگی میشد مطمئن باش الان آنتونی رابینز نبود. بازم میگم به خودت و به مخاطبانت لطف کن و در مورد مباحث فرهنگی، سیاسی و مذهبی حرفی نزن. اگرم میخوای این راه رو بری برو ولی شکستت تضمین شده است.

    یه زمان که فایلهای موفقیت رو میخوندم خوشم میومد اما از وقتی زدی جاده خاکی و خودت رو عقل کل میدونی و به خودت حق میدی راجع به همه چی نظر بدی فهمیدم دیگه رو به افول هستی و قابل اطمینان نیستی.

    این راه که میروی به ترکستان است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مرصاد یغمائیان گفته:
      مدت عضویت: 4234 روز

      شما دوست عزیز این راهی که شماباهاش تا اینجا اومدی،چه چیزی رو تو زندگی تونستی باهاش بدست بیاری که فرمودید راه عباس منش به ترکستان است ،چه چیزی رو تو جنبه های مختلف زندگی بدست آوردید با اون راه اعتقادی شما،تو جنبه معنوی،مادی،اخلاقی،اجتماعی به چه جایگاهی رسیدید،که اعتقاد دارید ایشون عقل کل هستند،آخه شما اگه توهمه چیز کامل بودید که میشدید نعوذبالله خدا،دیگه اگه ازهمه لحاظ کامل بودید که تو این سایت نمیومدید،اخبارایشون رو پیگیری نمیکردید،درسته؟پس کسی ایراد میگیره که خودش توچنته چیزی داشته باشه برای عرضه شما میگی غلطه اوکی ثابتش کنید که حرفای ایشون غلطه،شما اگه تونستی ثابت کن من خودم میشم پیرو شما،فقط یادگرفتیم چیزایی که تومخمون رفته رو باهیچ چیز دیگهمقایسه نکنیم تقلیدکورکورانه کنیم دنبال علت و دلیل نباشیم شاید اعتقاد ما تا اینجا غلط بوده، نگاه به کشورهای پیشرفته کنید، اونا کجا ما کجا تازه ما با اینهمه منبع عظیم طبیعی که در اختیار داریم اونا اینو تازه ندارن، وضعیت صد پله ازما بالاتر، بخودم بیایم، میتونی با حرفای ایشون مخالفت کنی اما مخالفت درست من منتظر جواب شما هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        رضا تفرشی گفته:
        مدت عضویت: 3986 روز

        خانوم یغماییان جواب سوالتون رو من میدم .اگه مراجعه کنید به فایل نامه 31 حضرت علی متن کامل نامه رو بنده منتشر کردم که تو قسمتیش کمک کردن رو کاملا توضیح داده.سندشم خود نهج البلاغه می باشد.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    با سلام

    شغل من نتورک هست ..این سیستم طوری هست که مجبوری از تواناییهات استفاده کنی ..خیلی با شخصیتت کار داره یعنی اشخاص باید بتونن خودشونو از لحاظ شخصیتی قوی کنن تا رشد کنن

    من خودم کوچکترین عضو خانواده بودم وخیلی شخصیت ضعیفی داشتم البته الان این رو متوجه میشم چون قبلا فک میکردم خیلی قوی هستم..یه شخصیت حساس زودرنج پرتوقع داشتم..وقتی وارد این کار شدم بالاسری من چون تازه کار بود برای من کار انجام نمی داد ومن واقعا مجبور شدم خودم قوی بشم ..البته نا گفته نماند که در کنار این شغل ویس ها و آموزش های استاد عزیز استاد عباسمنش هم خیلی روی نگرش من تاثیر گذاشت…بعد اینکه ویس رو گوش کردم و دیدم واقعا این موضوع تاثیر گذار بوده اینکه بالاسری من ناخواسته با ضعفش من رو مجبور کرده که اگه میخام بمونم باید قوی بشم یعنی مجبور شدم که قوی بشم …از طرف مقابل من چون بالاسری حمایتم نمی کرد خیلی مجموعه خودم رو حمایت کردم و به اصطلاح مادری کردم که این باعث شده اونها از تمام پتانسیلشون استفاده نکنن و واقعا ضعیف شدن..من وقتی به جای اونها کار کردم باعث شد من قویتر بشم و اونها ضعیف تر..واقعا کلام شما حرف حرفش رشد هست استاد و دقیقا من این ویس رو با تمام وجودم درک کردم و خودم ادمی بودم که همیشه به افراد متکدی کمک میکردم گاهی خودم واجب تر بودم ولی همون باورهای اشتباه باعث میشد که من اینکارو انجام میدادم…استاد من الان دارم سعی میکنم با کمک ویس ها و آگاهی های شما توی کارم رشد کنم خیلی دوست دارم که بتونم مستقیم با خودتون حرف بزنم ..ان شاءالله اتفاق بیفته

    دوست داشتم این جواب رو بنویسم چون از قلبم این احساس رو داشتم امیدوارم مفید قرار بگیره

    ممنون استاد که هستین 🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 552 روز

    شکر و سپاس خدایی که خالق است

    همسر بنده در یک خانواده نسبتا فقیر بدنیا امد و بزرگ شدن و 4 برادر بودند که برادر بزرگتر بعد از دیپلم در اوایل انقلاب رفت انگلیس و درس خواند و شد کاپیتان کشتی و درآمد دلاری بدست آورد و شروع کرد پول واریز کردن بحساب برادرها و مادرشون همسر بنده و یکی از برادرها بیشترین تقاضای دریافت پول رو داشتن و اون بنده خدا مدام واریز میکرد و همسر بنده هم باپول برادر رفت دانشگاه آزاد بندرعباس و بهترین خانه رو اجاره کرد و بهترین خوراک و لباس جوریکه با هواپیما میرفت اهواز پیش خانواده ش و سر بهشون میزد و اصلا اصلا فکر کار کردن و درآمد داشتن نبود میرفت عروسی دوستهاش و دسته دسته پول میریخت رو سر داماد و شاد و مست زندگی میکرد البته تا زمانیکه مجرد بود و قبل از ازدواج با بنده با پول برادر یک کاسبی براش راه انداختن و یه مغازه تولیدی مبل زدن براش و استاد کار گذاشتن و شروع بکار کردن و بعدش با بنده ازدواج کرد و از اونجایی که اصلا کار نکرده بود رفت تو حس ریاست و استاد کار و شاگردان هم صادقانه باهاش کار نکردن و ورشکست شد با کلی چک و بدهی و کاپیتان هم بدهی ها رو داد و این آقا بیکار نشست خانه و تا با آشنا و پارتی بازی بردنش تو یه شرکت سر کار با کلی مزایا و خونه سازمانی و دوباره از اونجا اومد بیرون و خلاصه اون پول برادر همسر بنده رو نابود کرد و البته برادرش هم نابود شد زندگی ما پاشید و زندگی برادرشوهرم دوبار از هم پاشید چون یاد گرفته بودن دنبال مال مفت و بدون زحمت بروند و تن به کار ندهند و این همه پول و دلار نه تنها کمکی نکرد بلکه این دو تا برادر رو زمین گیر و تنبل بار آورد

    اما یکی دیگه از برادرها خودش درس خوند و بدون پول کاپیتان رفت دانشگاه و شد مهندس الانم شاد و سلامت زندگی میکنه و بسیار ثروتمند هست

    این تجربه تلخ بنده بود با تشکر از استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    عفت غضنفری گفته:
    مدت عضویت: 1269 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته و بچهای سایت عباس منش

    این فایل هدایت امروز من بود قبلاً هم این فایل رو شنیده بودم اما اینبار درک بهتری ازش داشتم و یه موردی یادم اومد گفتم برای شما هم بگم

    من دیروز جلسه آشنا با معلم مدرسه پسرم رفته بودم اونجا یه مادری صحبت کرد که من اگر کنار فرزندم نباشم نمیتونه تکالیف مدرسه اش رو انجام بده و من باید حتما کمکش کنم و این رو بگم که پسرشون کلاس ششم دبستان هستند و معلم توضیح دادکه محبت نا به جای این مادر چه ضربه ای به بچه و خود مادر میزنه و دقیقا مصداق آگاهی های این فایل بود خود من سالهای اولیه مدرسه پسرم همین کار رو میکردم ولی از زمانی که به روش اشتباهم پی بردم آروم آروم و تکاملی این نظارت و به جای بچه تکلیف انجام دادن رو کم کردم و خدا رو شکر الان پسرم خودش برنامه ریزی می‌کنه و درسهایش رو می‌نویسه و میخونه و تمام وسایلش رو خودش برای مدرسه آماده می‌کنه و شده زمانی هم چیزی جا بزارم یا تکلیفی ناقص باشه ولی خودش با عواقب کارش رو به رو میشه و در دفعات بعد با حواس جمع تر و با تمرکز بهتر کارش رو انجام میده

    خدا رو شکر ما در مسیر آگاهی و رشد هستیم و نتایج این در مسیر بودن رو در کوچکترین موضوعات زندگیمون درک می‌کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: