پیشگویی آینده مالی نیاز به قدرتی ماورائی ندارد!
- آیا تا کنون سعی در پیشگویی آیندهتان داشتهاید؟!
- آیا دوست داشتید ابزاری در دستتان بود که امکان پیشگویی آینده مالیتان را به شما میداد؟
- آیا تا کنون فکر کردهاید که متخصصان چگونه به پیشگویی آینده وضعیت آب و هوا میپردازند؟!
- چه قدرتی باعث شده تا دانشمندان بتوانند به راحتی به پیشگویی آینده اتفاقاتی مانند خورشید گرفتگی بپردازند؟
- به نظر شما پیشگویی آینده نیاز به توانایی خاص یا یک قدرت ماورایی دارد؟
تقریبا این موضوع برای همه ما موضوعی تحریک کننده است که سعی کنیم به قدرتی ماورایی دست بیایم که بتوانیم به پیشگویی آیندهمان بپردازیم. ما دوست داریم بدانیم چه اتفاقاتی در آینده در انتظار ماست. به همین دلیل سعی میکنیم از راههای مختلف به پیشگویی آیندهمان دست یابیم.
در این کتاب استاد عباس منش به عواملی می پردازد که شناختِ دقیقِ آنها به شما قدرت پیشگویی آینده مالیتان را میدهد!
استاد عباس منش در این کتاب به شما تأکید میکند که پیشگویی آینده مالی یا پیشگویی آیندهتان در سایر جنبهها، نیاز به یک قدرت ماورائی ندارد، وقتی که قواینن حاکم بر جهان را میدانید!
زیرا خداوندی که این جهان را آفریده است، خدای قانونهاست. او قوانینی بر جهانش حاکم ساخته و هرگز از قوانین خود عدول نمیکند. به همین دلیل است که ما میتوانیم با جزئیات تمام، به پیشگویی آینده وضعیت زمین، تعداد خورشید گرفتگی های سالیان آینده پرداخته و حتی زمان و مکان دقیق وقوع این اتفاقات را نیز مشخص کنیم.
زیرا وقتی یک چیز قانون می شود یعنی یک نتیجه قابل تکرار دارد. یعنی هر فردی در هر جایی آنرا انجام دهد، باز هم همان نتیجه را بوجود میآورد.
ما میتوانیم با درکِ صحیحِ قوانین کیهانی به خودمان، باورهایمان و رفتاری که انجام میدهیم نگاه کرده و با دقتِ ۱۰۰% به پیشگویی آیندهمان در این موارد بپردازیم!!
بنابراین هر فردی که قدرت درک و فراگیری قوانین کیهانی را داشته باشد، قدرت پیشگویی آیندهاش را نیز در تمام جنبه ها خواهد داشت!
در قسمتی از متن این کتاب آمده است:
چرا بعضی افراد به راحتی ثروتمند میشوند و برعکس، عده زیادی علیرغم تلاشهای فراوان، فقط قادر به تأمین مایحتاجشاناند؟!
اساسیترین مسئلهای که موجب شروع تحقیقاتِ من در مبحث ثروت گردید، سؤال فوق بود. سؤالی که درگیری ذهنی شدیدی برایم ایجاد کرد و مرا بر آن داشت تا به دقت تمامی عواملِ دخیل در این معادله را جستجو نمایم.
ممکن است برای شما هم این مسئله بوجود آمده باشد که چرا بعضیها بسیار بسیار ثروتمندند در حالی که اکثریتی را مشاهده میکنید که با تلاش فراوان و به سختی فقط قادر به زنده ماندن هستند. وقتی در یک محیط کوچک زندگی میکنید، فکر میکنید محدودیت این محیط و عدم دسترسی به امکاناتی که در شهرها و کشورهای پیشرفته وجود دارد، ممکن است عامل چنین تفاوتی باشد.
اما زمانی که از مرزها فراتر رفته و سایر نقاط جهان را میبینید، متوجه میشوید که این مسئله مانند یک اپیدمی در سراسر جهان اعم از کشورهای پیشرفتهای مانند آلمان تا کشورهای امن و ثروتمندی مانند سوئیس تا کشورهایی مانند اتیوپی، سومالی و … دیده میشود.
بنابراین من در تحقیقاتی گسترده در مقیاسِ جهانی، تمامی عواملی را که افراد در ثروتمند بودن یا فقیر بودن، دخیل میدانند را از جنبههای متعددی مورد مطالعه و بررسی قرار دادم. عواملی چون: سن، تحصیلات، جنسیت، استعداد، سرمایه اولیه، موقعیت جغرافیایی، زندگی در کشوری خاص و هر عاملِ دیگری که بتوان آنرا در روند ثروتمند شدن دخیل دانست.
نتیجه این تحقیقات واقعاً تکان دهنده بود و تلنگری عظیم در زندگیام پدید آورد و جریانی را به راه انداخت تا بخواهم نتایجم را با تمامی افرادی که خواهانِ موفقیت مالی و ثروت هستند، شریک شوم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- کتاب الکترونیکی1MB0 دقیقه
1. در وضعیتی هستم که چند روز است دنبال نشانه و پاسخ و هدایتی روشن از جانب خداوند هستم، در خصوص مسائل کاری و مالی ام. دیشب، هم این پُست را دیدم وقتی روی دکمه ی نشانه امروز، کلیک کردم، هم به طور اتفاقی تلویزیون را بعد از مدتها روشن کردم و دیدم سریال پزشک دهکده را گذاشته. آن قسمتی بود که مَتیو به شدت دنبال درآمد بود و به خاطر این مسئله تن داده بود به کارِ سخت و پرخطر معدن و در معدن گیر افتاده بود، تا جایی که پاهایش زیر سنگ مانده بود . علاوه بر این که هم خودش و هم دیگران به دردسر افتاده بودند برای نجاتش و او در وضعیت بسیار بدی گیر کرده بود، کارفرمای بی ادب و قُلدرش هم با بی احترامی و رفتارهای نامناسبش مشغول خوار کردنش بود مثلاً لحظه آخرِ فیلم اینطور تمام شد که متیو را پیدا کرده بودند و با دکتر مایک و سالی بیرونشان کشیده بودند، و تمام اهالی روستا پس از مشقت های فراوان کنار هم جمع شده بودند که معدن دار آمد و رو به متیو کرد و گفت، بعد از اینکه مُداوایت تمام شد میتوانی دوباره برگردی سر کار.
و او هم پاسخ منفی داد و گفت من کار شما را نمیخواهم.
معدندار مجدد گفت پول بسیار خوبی به تو خواهم داد…. خیلی ها نیازمند چنین پولی هستند
که این بار دکتر مایک جواب داد و گفت بله، متاسفانه خیلی ها به خاطر نیازشان به پول، تن به این کار خواهند داد، ولی آن افراد، هیچکدامشان از اهالی این روستا نخواهند بود.
2.یاد حرف آقای عرشیان فر افتادم که در یکی از فایلهایشان مدام این مصرع را تکرار میکردند و میگفتند آدم نباید با خواری و ذلت دنبال پول بدود:
«من نه آنم که زبونی کشم از چرخِ فَلک»
3.چند روزی ست که به دلم افتاده بود دعایی را بخوانم که قبلاً به پیشنهاد عزیزی امتحانش کرده بودم و چندسال قبل مرا از یک وضعیت نامناسب مالی نجات داده بود معجزه وار.
وقتی به معنی آن دقت کردم دیدم آن هم دارد درقسمتی از دعا به همین اشاره میکند و به خدا میگوید:
«مرا ایمانی ده تا مرا از مشقت و دویدن دنبال آن رزقی که تو عهده دارش شده ای و در قرآنت به روشنی، مرا به آن وعده داده ای، باز دارد»
.
آن دعا، این است: دعای بیست و نهم از صحیفه ی سجادیه:
.
بسم الله الرحمن الرحیم
( 1 )اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا فِی أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ ، وَ فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ حَتَّى الَْتمَسْنَا أَرْزَاقَکَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقِینَ ، وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ
( 2 )فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ هَبْ لَنَا یَقِیناً صَادِقاً تَکْفِینَا بِهِ مِنْ مَؤُونَهِ الطَّلَبِ ، وَ أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّهِ النَّصَبِ
( 3 )وَ اجْعَلْ مَا صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِکَ فِی وَحْیِکَ ، وَ أَتْبَعْتَهُ مِنْ قَسَمِکَ فِی کِتَابِکَ ، قَاطِعاً لِاهْتَِمامِنَا بِالرِّزْقِ الَّذِی تَکَفَّلْتَ بِهِ ، وَ حَسْماً لِلاِشْتِغَالِ بِمَا ضَمِنْتَ الْکِفَایَهَ لَهُ( 4 ) فَقُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ الْأَصْدَقُ ، وَ أَقْسَمْتَ وَ قَسَمُکَ الْأَبَرُّ الْأَوْفَى وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ.
( 5 ) ثُمَّ قُلْتَ فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ.
.
ترجمه:
(1) خدایا! ما را در رزق و روزیمان به یقین نداشتن و در مدّت زندگیمان به درازی آرزو آزمودی؛ تا جایی که روزیهای تو را، از روزی خوران خواستیم؛ و به آرزویمان نسبت به عمر طولانی، در عمر سالخوردگان طمع بستیم.(2) پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را یقینی راستین بخش که به سبب آن از مشقّت طلب روزی بینیازمان کنی و اطمینانی خالص به ما الهام کن تا به سبب آن از شدّت رنج و تعب نگاهمان داری (3) و چنان کن که آنچه در قرآنت به روشنی و بی ابهام وعده دادهای و از پی آن وعده در کتابت سوگند یاد کردهای، ما را از دویدن دنبال آن رزقی که رساندنش را به ما عهدهدار شدهای، باز دارد؛ و مانع پریشانی خاطر ما نسبت به آنچه ضامن کفایتش شدهای، گردد.(4) پس چنین گفتهای و گفتۀ تو حق و راستترین گفتههاست و سوگند خوردهای و سوگندت عملی شدهترین سوگندها و سوگندی کامل و اجرایی ست: «و روزیِ شما و آنچه به شما وعده داده شده، در آسمان است.»(5) سپس گفتی: «پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند، موجود بودن روزی و آنچه به آن وعده داده شدهاید حق است، مانند آنکه شما سخن میگویید».
.
.
سلام رویا جون. خوبین؟
مرسی عزیزم بابت مهر و لطفتون و مرسی برای پاسختون و توجهتون و قدردانیتون.
من خیلی ذوق میکنم وقتی میبینم نقطه ی آبی کنار پروفایلمه و میبینم کسی برام یادداشت گذاشته.
آره، دقیقاً همینطوره که میگید. منم همش این روزها دنبال دیدگاه دُرستم.
یک چیز دیگه هم که کمرنگ شده بود در من ، شکرگزاری بود. کافی نبود شکرگزاری هام. و اینکه خیلی وقت بود فقط زبونی شکرگزاری میکردم.
دیروز پریروز خودمو مجبور کردم با هر سختی هم شده بصورت دستی روی کاغذ بنویسم شکرگزاری رو.
این هم خیلی داره کمکم میکنه
معجزه زیاد دیدم بعدش.
.
راستی
امروز صبح که این دعای رزق صحیفه سجادیه رو میخوندم، احساس کردم ترجمه ش برام خیلی مفهوم نیست
بنابراین خودم ویراستاریش کردم و دوباره برای خودم نوشتم.
برای تو هم میذارمش
البته شاید اصلاً نشانه ای برای فرد دیگری باشه که باید در زمان مناسب ببینه:
(1) خدایا! ما را در مورد رزق و روزیمان با عدم ایمانمان و در زندگیمان به درازای آرزو آزمودی؛ تا جایی که روزی خود را، از دریافت کنندگان روزی (به جای روزی دهندهی اصلی) درخواست کردیم؛ و به آرزویمان به اندازه یک عمر طولانی، مثل عمر سالخوردگان طمع بستیم.(2) بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را ایمان و یقینی راستین بخش که به واسطه آن از مشقّت طلب روزی بینیازمان کنی و اطمینانی خالص به ما عطا کن تا به وسیله آن از شدّت رنج و سختی نگاهمان داری (3) و چنان کن که آنچه در قرآنت به روشنی و بی ابهام وعده دادهای و در پی آن وعده در کتابت سوگند یاد کردهای، ما را از دویدن دنبال آن رزقی که رساندنش را به ما عهدهدار شدهای، باز دارد؛ و مانع پریشانی خاطر ما نسبت به آنچه ضامن کفایتش شدهای، گردد.(4) تو چنین گفتهای و گفتۀ تو حق و راستترین گفتههاست و سوگند خوردهای و سوگندت عملی شدهترین سوگندهاست و سوگندی کامل و اجرایی ست: «و روزیِ شما و آنچه به شما وعده داده شده، در آسمان، هست.»(5) سپس گفتی: «به پروردگار آسمان و زمین سوگند، موجود بودن روزی و آنچه به آن وعده داده شدهاید حقیقت دارد و بدیهی ست، همینطور که شما سخن میگویید».
.
یه چیز دیگه هم که ربط داره به این حرفامون بهت پیشنهاد میکنم ببینی و بشنوی، باحاله
واسه من که خیلی تلنگر خوبی بود
ببین!
توی اینترنت اینو سرچ کن: با همین املای غلط سرچ کن:
«خودش میرفسته»
یک ویدیوی جالبه که راویش آقای عرشیانفره ولی از تجربه ی فردی دیگه بازگو میکنه…
ویدیوش تقریباً در همه پلتفرم ها پیدا میشه…
نکته داره توش
و به قول بَروبچه های سایت آقای عباسمنش:
توحیدیه
.
.
جونم، عزیزم ، بازم ازت ممنونم
خوشحالم کردی
الهی موفق باشی همیشه
جیگرتووو… مرسی خوشگلم
تو چه خوبی عشقم
دمت گرم عزیزم بوس بهت.
آره باورت نمیشه که چقدددرررر چقدر چقدر ذوق میکنم وقتی اون نقطه آبیه رو میبینم.
دقیقاً عین یه کسی که تازه عاشق شده و طرفش تا بهش پیام میده، حس میکنه یه کادو، یک هدیه، یه پیغامِ پر از مهر و سورپرایز براش اومده که کوتاه هم نیست و قراره کلی حال خوب بهش منتقل کنه. قشنگ برای من همچنین حسی داره.
و بهت بگم پیغامت انقدر برام قشنگ بود که کپیش کردم تا یادگاری نگهش دارم و حتی اسکرین شات ازش گرفتم
؛)
درباره این که میگی پیغام خودت رو مجدد دیدی و خودت رو تحسین کردی، درک میکنمت، و اصلأ برداشت بدی ندارم. چون دقیقا همینیه که میگی.
باز برای من این قصه پیش اومده که مثلاً در بدترین حال و دَوْن ترین انرژی هستم، بعد یه نفر میاد در پاسخ به یکی از خفن ترین کامنتهای قدیمم یه چیزی مینویسه و اینجوری اون دیدگاهم و پیام پرانرژی قدیمیم برای خودم بازخوانی میشه. بعد باخودم میگم عااااا اونروزا چقدر قوی بودم چقدر اعتقادات خوبی داشتم و چقدر همه چی در اوج خودش بوده!
الان از تو چه پنهون یه مدته که همش دارم مریض داری میکنم و به خاطر یه سری شرایط حتی نتونستم برای درآمد و کار وقت بذارم و خودمو وقف خانواده کردم، خودت میدونی که درین مواقع چقدر آدم ضعیف میشه و دقیقا مودم اینجوریه که تا یکی بهم بگه پخ، آماده ام که بزنم زیر گریه.
بنابراین هرچی ازین یادآوری ها بهم بشه خوبه برام. منو برمیگردونه تو مسیر خوب و فرکانس برتر. و خوندن کامنتها و وبسایت و اینا خیلی کمکم میکنه.
بذار یه چیز جالب برات تعریف کنم
مامان من اصلاً با استاد عباسمنش حال نمیکنه و یه جورایی حس میکنم با حرفای آقای عباسمنش نتونست ارتباط برقرار کنه یا شاید سنگین بود براش، ازونطرف ولی متوجه شدم با یه کوچ دیگه حال کرده و صبح تا شب فایلهاش رو گوش میده به نام علی مقدم، که باز من با اون حال نمیکنم.
ولی در هر صورت هرکسی به یه طریق هدایت میشه دیگه…
بعد، اون آقاهه ظاهراً یکی از موضوعاتی که همش به مخاطبانش یاد میده و روش تاکید داره اینه که میگه: شما به این دنیا اومدین که فقط لذت ببرید. نیومدین که دنبال رزق و روزی و پول بدَوید. اینجا یک ضیافته و شما به این مهمانی اومدید و ازتون پذیرایی خواهد شد، فقط لذت ببرید از بودنتون …جوش نزنید برای پول و روزی
ووو
خلاصه، سر این باور و اعتقاد، مامان من همش دیدگاهش شده این که اصلاً نیازی نیست من برم بیرون کار کنم و من فقط وظیفه دارم بشینم دعا کنم و لذت ببرم و به خدا وصل باشم و شکرگزاری کنم، اونم خودش میفرسته.
چندوقته که مامانم به سختی بیمار شده و من دارم پرستاریش میکنم و خیلی کلافه بودم، حتی سر این مسائل مالی داشتم باهاش بحث میکردم که مادر من! آدم تا تلاش نکنه و کار نکنه که پول خودش نمیاد که!
اونم میگفت من تو این سن واقعاً دیگه توان جسمی ندارم برم کار کنم …و خلاصه خیلی بحث کردیم
آقا!… اونروز پنج شنبه بود… خالَم زنگ زد احوال مامانمو بپرسه، فهمیده بود مامانم بیشتر به خاطر بی پولی و فکرهای مالی و اینا روحیه ش خرابه، بهش گفته بود ببین! امروز روز ثروته، برو دعای «دَهر» رو بخون، درجا برات پول میاد
مامانم که گوشی رو قطع کرد به من گفت من حالم خوب نیست، خالَت همچین چیزی گفته، نمیتونم بخونم چیکار کنم… گفتم تو بخواب و نیت کن من تو گوشیم سرچ میکنم ببینم چیه برات میخونم… و خوندم براش (ظاهراً یه سوره ست به نام انسان که بهش دَهر هم میگن)
…ببین رویا!
باورت نمیشه! این اعتقاد مامانم چطوری کار کرد!
فرداش یکی زنگ زد بهش گفت چند صد میلیون تومن براش وام جور شده و نمیخوادش، گفت اگر تو میخوای بدم به تو!
اصلاً من موندم!
الان امروز یکشنبه ست دیگه …همین پریروز این اتفاق افتاد
مامانم اومد به من گفت دیدی من درست گفتم!
:)))
و گفت من یه دعای دیگه رو میخونم برای رزق و روزی که تو باید به اون هم ایمان بیاری
گفت تو هنوز ایمان نداری که بدون کار کردن هم خدا میتونه برات پول بفرسته
برو روی این کار کن
اون دعای دیگه ای که مامانم میگفت هم این بود که به منم میگفت بخون (جدی جدی معنیش قشنگه و حق!):
یٰا مٰاجِدُ، یٰا وٰاحِدُ، یٰا جَوٰادُ، یٰا حَلِیمُ، یٰا حَنّٰانُ، یٰا مَنّٰانُ، یٰا کَرِیمُ اَسْاَلُکَ تُحْفَهً مِنْ تُحَفِکَ تَلُمُّ بِهٰا شَعْثِی وَتَقْضِی بِهٰا دَیْنِی وَتُصْلِحُ بِهٰا شَأْنِی بِرَحْمَتِکَ یٰا سَیِّدی.
ای با شکوه، ای یگانه، ای بخشنده، ای بردبار، ای روی آورنده به کسی که پشت کردهای نعمت دهنده قبل از درخواست، ای بزرگوار از تو لطفی از الطافت را درخواست میکنم که با آن پریشانی مرا سامان دهی و دَین مرا ادا کنی و کارم را اصلاح فرمایی به رحمتت ای سـرورم.
اَللّٰهُمَّ اِنْ کَانَ رِزْقِی فِی السَّمَاءِ فَاَنزِلْهُ وَاِنْ کَانَ فِی الْاَرْضِ فَاَخْرِجْهُ وَاِنْ کَانَ بَعِیداً فَقَرِّبهُ وَاِنْ کَانَ قَرِیباً فَیَسِّـرهُ وَاِنْ کَانَ قَلِیلاً فَکَثِّـرْهُ وَاِنْ کَانَ کَثِیراً فَبَارِکْ لیٖ فِیهِ وَاَرسِلْهُ عَلیٰ اَیْدِی خِیٰارِ خَلْقِکَ وَلاٰ تُحْوِجْنِی اِلیٰ شِـرٰارِ خَلْقِکَ وَاِنْ لَمْ یَکُنْ فَکَوِّنْهُ بِکِیْنُونِیَّتِکَ وَوَحْدَانِیَّتِکَ، اَللّٰهُمَّ انْقُلْهُ اِلَیَّ حَیْثُ اَکُونُ وَلاٰ تَنْقُلْنِی اِلَیْهِ حَیْثُ یَکُونُ، اِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
خداوندا اگر روزی من در آسمان است او را فرود آور، اگر در زمین است بیرون آور، اگر دور است نزدیک گردان، اگر نزدیک است آسان فرما، اگر کم است زیاد کن و اگر زیاد است برکت بده برایم در آن، و با دست بندگان خوب و نیکوکارت به من برسان، و مرا نیازمند بندگان بدت مفرما. و اگر وجود ندارد آن را به هستی خویش و یکتاییات ایجاد کن، خداوندا آن را هر جا من هستم منتقل کن، و مرا به هر جا که او هست منتقل مکن، که تو بر هر چیز توانا هستی.
یٰا حَیُّ یٰا قَیُّومُ، یٰا وٰاحِدُ یٰا مَجِیدُ، یٰا بَرُّ یٰا رَحِیمُ یٰا غَنِیُّ، صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَـمِّمْ عَلَیْنَا نِعمَتَکَ، وَهَنِّئْنٰا کَرَامَتَکَ، وَاَلْبِسْنٰا عَافِیَتَکَ.
ای زنده، ای پایدار، ای یگانه، ای باشکوه، ای نیکوکار، ای مهربان، ای بینیاز، درود فرست بر محمد و آل محمد و نعمتت را بر ما کامل گردان و کرامت خویش را بر ما گوارا ساز، و به ما عافیتت را بپوشان.
.
.
.
.
.
حالا خلاصه داستان اینجوریاست دیگه…
و متاسفانه من هنوزم فکر میکنم باید بیل بزنم تا پولم دربیاد!
با این که بارها و بارها، مدلهای دیگه و معجزه های دیگه رو تجربه کردم
و پول خود به خود برام رسیده!
باید مرور کنم و یادآوری کنم تمام اون معجزات رو به خودم
توکل به خدا
سلام رویا جون
دوست با احساس و قشنگم
مرسی برا پیامت
روی اون پیام آخرت باید ریپلای میزدم ولی نمیدونم چرا بخش پاسخ دهی به اون کامنتت بسته است!
شاید مربوط به تنظیمات جدید وبسایته که به من اجازه نداد اونجا برات نامه بنویسیم، بنابراین اومدم اینجا نوشتم.
آقا! خیلی حرفات خوب بود ممنون
برای من الهام بخش بود خصوصاً اونجا که گفتی انگار (دور از جونت) عین حضرت یوسفم در قعر چاه و دارم خدا رو صدا میزنم…
چون من هم در یه همچین وضعیتی هستم انگار
و همش این شعره میومد تو ذهنم:
گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب میشود
گــاهـی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود…
گــه جور میشود خود آن بی مقدمه
گــه با دو صد مقدمه ناجور میشود…
گــاهـی هزار دوره دعا بی اجابت است
گــاهـی نگفته قرعه به نام تو میشود…
گــاهـی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گــاهـی تمام شهر گدای تو میشود…
گــاهـی برای خنده دلم تنگ میشود
گــاهـی دلم تراشه ای از سنگ میشود…
گــاهـی تمام این آبی آسمان ما
یــکباره تیره گشته و بی رنگ میشود…
گــاهـی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هــرچه زندگیست دلت سیر میشود…
گــویـی به خواب بود،جوانی مان گذشت
گــاهـی چه زود فرصتمان دیر میشود…
کــاری ندارم کجایی ، چه میکنی
بـی عـشق سر مکن که دلت پیر میشود….
.
.
.
حالا البته من که اون قسمتش رو تکرار خواهم کرد به عنوان جمله تاکیدی:
«گاهی گمان نمیکنی اما خوب میشود»
.
:))
.
ایشالا زندگی دوتامون پر نور باشه
و خدا رو شکر که خودش دستمونو گرفته و راه میبره.
نه؟
.
.
راستی رویا جون
چه جوری بعضی از قسمتهای نوشته هات رو بُلد میکنی؟
من هیچ تنظیمی براش پیدا نکردم!
اون روز دیدم حتی یک نفر توی کامنتهاش از استیکر استفاده کرده بود!
مگه میشه ؟
🩵️
الان من امتحانی برای شما چندتا استیکر میذارم ببین نمایش داده میشه؟
چون قبلاً نمیشد