«حذف» ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

791 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 968 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چ همزمانی رخ دادبرای من

    شنیدن این فایل با خوابی ک دیشب دیدم بهم مرتبط،هستن

    خواب دیدم وارد حیات خونه شدم و اون حیات نبودم یک باغ بهشتی بود

    زمین سبزسبز

    درختان پراز میوه های متنوع

    و میوه ها اینقدر فراوان بود ورسیده بود ثانیه ای میریختن روی زمین و زمین پرشده بود از میوه ها

    ب محض ورود من ب باغ گلهای نرگس ک وسطشون اینقد زرد لیمویی خوشکل بود چشمام فقط اونارو میدید

    باد خنکی ب صورتم و ب اون گلها میخورد

    یدفه نور خیلی روشن و زرد رنگ خورشید ب چشمم خورد و اون لحظه اون نور ب گلها میخورد گلها جلو چشمم قد میکشیدن و من همینجوری مات مونده بودم و ازشدت ذوق فریاد میزدم خدای من دارم عظمتت رو میبینم

    چطور با هربار تابیدن خورشید ب این گلهای خیلی زیبا اینا قد میکشن و بیشتر باز میشن و من حاضر نبودم جلوتر برم

    یک خانمی فقط اونجا بود و سبد دستش،بود و داشت میوه جمع میکرد ک هربار صدام میکرد بابا بیا میوه جمع کن چیکار میکنی جوری این حرفو میزد و عجله داشت بچشو هم آورده بود کمکش تند تند میوه جمع میکردن ب این نیت ک وقت الان تمام میشه

    و من آرامشی داشتم خدا شاهده فقط بوی اون باغ رو حس میکردم نور خورشید عین بهشت بود ب چشمام میخورد و باد خنک صورتمو ناز میکرد و قلب ارامم و حس عالی من و قدمهای ارام ارام من و فقط نگاه میکردم

    باورتون نمیشه خودم این خواب رو دیدم

    و من به اون خانم گفتم من عجله ندارم شما جمع کنید من دارم لذت میبرم ازین همه زیبایی خداوند

    بعد صدا میکردم مامان بابا بیاین

    مادرم چنان عصبانیتی داشت بیایم چیکار برو بابا تو دیوانه شدی فقط صداشو میشنیدم مادرم حتی وارد اون باغ نشده بود و انگار تلفنی داشتم بهش میگفتم

    و هرچی میگفتم بخدا قسم مادر من باور کن فلان جا هست این شکلیه اینجوریه اینقد قشنگه بیا ببین پراز میوه هست گلها چطور جلو چشمم قد میکشن عظمت خدارو دیدم گریه میکردم مادرم میگفتن دیوانه شدی داری حرف علکی میزنی و من داد زدم اینه که میگن خدا تو قرآن گفته کر هستن کور هستن انها ایمان نمیارن اونها فکر نمیکنند …

    صم بکم عمی فهم لایعقلون

    و با صدای بچه یکساله ام از خواب پریدم

    متوجه شدم خدا میخات قلب من را ارام کن

    ک نترس و نگران نباش عجله نکن و ارام مسیر درست خودتو برو تمام اون نعمتها برای توست تمام نشدنیه

    نیازی ب صدا کردن پدرمادرت نیست

    اونها باور نمیکنن هرچی تو ب دیگران بخای بگی باور نمیکنن پس یک راز نگه دار پیش خودت و راهتو برو ک مسیرت درسته لذت ببر

    و قرارنیست زود از اون باغ مثل اون خانم بری سبد ببری ک تند تند جمع کنی نه قراره قدم بزنی توی این باغ و زیبایی هارو ببینی و هرچقد بری جلوتر تمام میوه هارو ب اندازه ای ک دلت میخات بخوری و عشق کنی

    صبح بیدار شدم با احساسی عجیب قلبی ارام رفتم دفترم جدیدی خریدم ک تعهدمو شروع کنم دفترم تمام شده بود

    و الان این فایل نشانه من بود گوش کردم و حسم گف همینجا خوابتو بنویس و ب اشتراک بذار الهامی ک بهت شده

    خدایا من عاشق این خوابهای الهام بخش هستم

    چون مسیررو برام روشن میکنه و خیلی منو ارام میکنه

    دیروز همش کارگاه بودم وقتی برگشتم خسته بودم و خونه رو مرتب کردم اومدم فایل گوش کنم خوابم برد

    ولی تمام فکرم این بود چطور شخصی ک توی حوزه کاری من تکاملشو درست طی کرده میات ب هنرجوهاش پیشنهاد پیج زدن و خریدن پارچه های توپی و عجله رو میده ک بخرید بدوزید بفروشید توی اینستا

    ولی واسه من تکاملشو کامل تعریف کرد و بهم گف من شرایطم ازتو پایینتر بود و قدم ب قدم جلو اومدم والان این اموزشگاه و مزون رو دارم

    و چطور فقط یکماه هنرجوش شدم بهم پیشنهاد کار داد و من پیشنهادات کاری رو رد کردم

    واقعا احساس اعتماد بنفس بهم داد

    چقدر فایلهای شما از من شخصیتی جدید و قوی ساخت هر مشتری ک بخات اذیت کنه ردش میکنم

    یا بفهمم طرف میخات از خلاقیت من بهره برداری کنه و من فقط براش شاگرد باشم و ب مرحله استادی نرسم

    چطور منو بیدار میکنی و هدایتم میکنی

    این فایل بهم گف باور داشته باش لایقی نیاز نیست چیزی رو جبران کنی

    حق طبیعی تو ثروتمند شدن و ثروتمند بودن است

    فقر غیر طبیعیه بیماری غیر طبیعیه غم غیر طبیعی

    طبیعت جهان ب سمت شادی سلامتی ارامش و ثروت است …

    سپاسگذار خداوند هدایتگرم هستم و امروز شروع مجددی و تحولی در من ایجادشده

    و سپاسگذار شما استاد عزیزم ک بنده ی خوب خدا هستین . و دستی از خداوند ک باعث این تغییرات در زندگی من و زیبا کردن زندگیم و زندگی هزاران نفر شدین ..

    مثل همیشه برقرار باشید ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1222 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم

      به به فاطمه جان چه کامنتی و چه خوابی بود خیلییییی عالی بود لذت بردم از خوابت

      بعضی اوقات هدایت ها در خواب بهت گفته می‌شوند و باید هوشیار باشی و متوجه بشی و از روی احساس میفهمی که در مسیر درست هستی یا نادرست

      تحسینت میکنم که در این مسیر کنار هم هستیم

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فاطمه هلالی گفته:
        مدت عضویت: 968 روز

        سلام عزیزم

        خیلی ممنونم که دستی از دستان خداوند شدی ک من برگردم مجددا این کامنتم ک درمورد خوابم و احساس لیاقت نوشته بودم رو خوندم

        چندروزه حسم و نشانه ها میگه رو احساس لیاقت کار کن

        و خدا داره هدایتم میکنه و جالبه توی این کامنتم هم تو خواب خدا بهم گفته بود تو خودت برای ثروت لایق شدی نیازی ب صدا کردن خانوادت نیست چون چندروزه احساسات ترحم و دلسوزی اومده بود سراغم و حس گناه ک اگه تو پولی بهت برسه باید بدی ب خانوادت به اینو اون وگرنه نامردیه و تو آدم خوبی نیستی

        و اینکه عجله نکن آرام پیش برو لذت ببر ک ثروتها منتظر تو هستن خودت بری تو مدارشون

        سپاسگذارم کبری جان

        برای شما آرزوی موفقیت وشادی روز افزون دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 466 روز

      سلام به دوست عزیزم فاطمه

      اول خداراشکرمیکنم برای اشنایی باچنین دوستان نازنینی که هرروز به تعدادشان اضافه میشه واین هم یک باور عالی است که هرروز دوستان خوبی راخدا سرراهم میزاره

      وقتی کامنت شما را خوندن وخوابتون را تعریف میکردن خودم را توی اون باغ دیدم وچقدر حالم خوب شد؛وتحسین میکنم شمارا برای این تعهدی که داری ومن هم از خدا میخوام کمکم کنه مثل شما دوستان عزیزم تعهدم مثل شما باشه وبیام ار اتفاقات بزرگ بنویسم ؛خیلی عالی بود کامنتت ویه حس خوبی صبح شنبه ای بهم داد ومیدونم وباور دارم اگه روی خودم کارکنم خداوندکمکم میکنه ومثل شما دوستان گل خیلی توحیدی میشوم؛خدایا هزاران بار شکرت برای دوستان عزیزی که هرروز بهدتعدادشان افزده میشود واستاد نازنین که این سایت را برای مامهیا کرد درپناه خداوند شاد؛سلامت؛خوشبخت وسعادتمند باشی دردنیا واخرت دوست نازنینم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    شهناز صفري گفته:
    مدت عضویت: 2761 روز

    با عرض سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم!من دیشب عضو سایت شدم،خیلی خوشحالم و سپاسگذار خداوندم که منو تو جمعی راه داد تا بتونم بوسیله ی اون بهتر بشناسمش؛ مدتیه که دارم فایلهای رایگان استاد رو با جون و دل گوش میدم،و وقتی دیشب پیام خوشامدگویی استاد رو خوندم اشک شوق تو چشام حلقه زد،ولی وقتیکه استاد سایت رو تکیه گاه معرفی کردند ،یه شرک خفی رو در این کلام حس کردم ،و از خدا خواستم در این مسیری که قدم گذاشتم تکیه گاهم باشه و استاد و سایتش دستی از خدا برای هدایتم ؛

    هر چند از مدت زمان مسابقه گذشته،ولی دوست داشتم در مورد مابقی ترمزهایی که مانع استجابت دعا میشه و سالهاست درگیرشون هستم با شما عزیزان به اشتراک بذارم که شاید کسایی هم درگیر باشن و مثل من الان با طرح سوال این مسابقه متوجه این ترمزها شده باشن:

    من در حال حاضر ۴١ سالمه ،از سن ١٠-١١سالگی عباداتم رو شروع کردم وتا چندی پیش فکر میکردم خیلی انسان با ایمانی هستم،ولی با شنیدن حرفهای استاد متوجه شدم ای دل غافل !!!!

    چقدر تا بحال مشرک و گمراه بودم،امیدوارم خداوند مارو به راه راست هدایت کنه!،

    در سنین نو جوانی که دست به دعا برمیداشتم اغلب دعاهام مستجاب میشد ولی در یک مورد دعام مستجاب نشد که هیچ،از جانب خداوند مجازات سختی هم شدم و اون مرگ پدرم بود چراکه من به درگاه خدا بخاطر وجود پدرم ناسپاسی کرده بودم،آن زمان بود که متوجه شدم ناسپاسی به درگاه خداوند عقوبت سختی داره،یکی دیگر از موانع ذهنی ترس از خواسته هایی بود که فک میکردم ممکنه رسیدن به اونها به صلاحم نباشه،البته تا الان هم به جواب سؤالم نرسیدم ؛و این بزرگترین ترسی بود که مانع طلب حاجتم میشد؛دیگر اینکه طبق آموزه های دینی آموخته بودم که انسان باید قانع باشه ،و قناعت یکی از فضایل اخلاقیست و یکی از خصلتهای بزرگان دین و عرفا قناعت و ساده زیستیه ،و در نتیجه من هم که بدلیل ناسپاسی پدرم رو از دست داده بودم،فکر میکردم اگر از خداوند چیزی طلب کنم دلیل بر ناسپاسی من از نعمتهای کنونی هست،و این نیز یکی دیگر از ترمزهایی بود که من طی سالها درگیرش بودم؛و دیگر اینکه تابع این ضرب المثل بودم که ((هر که بامش بیش برفش بیشتر ،))

    همیشه فکر میکردم هرچه مال و ثروت بیشتر باشه دردسر نگهداری و نگرانی از دست دادنشون هم همیشه همراهشون هست،الان که دارم دقت میکنم میبینم ردّ پای واضح شرک به خدا در این تفکرات هست،چراکه اگه اعتقاد داشته باشیم همه چی متعلق به خداست حتی خودمون ،دیگه جایی برای نگرانی وجود نداره،امیدوارم خداوند راه درست رو به همه نشون بده!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      ندا رنجبری گفته:
      مدت عضویت: 3668 روز

      در یک مورد دعام مستجاب نشد که هیچ،از جانب خداوند مجازات سختی هم شدم و اون مرگ پدرم بود چراکه من به درگاه خدا بخاطر وجود پدرم ناسپاسی کرده بودم،آن زمان بود که متوجه شدم ناسپاسی به درگاه خداوند عقوبت سختی داره..

      دوست عزیز تو این جمله تون حس کردم ردپایی از احساس گناه نهفته ست، مرگ یک روند طبیعی برای این جهان و موجوداتش هست، هیچ گاه تصور نکنید مرگ پدرتون مجازات خداوند به خاطر ناسپاسی شما بوده،سعی کنید این فکر رو از خودتون دور کنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3695 روز

    با سلام خدمت دوستان و استاد گرانقدر خودم

    ممنون از فایلهای بی نظیری که میذارید

    واقعا من قبلا فکر میکردم تغییر باورها کار خیلی سخت و زمان بری باشه اما امروز که این صحبتها رو کردین و گفتین دیدمون به خدا که عوض بشه خیلی مشکلاتمون حل میشه و خیلی از درها به رومون باز میشه . وقتی فکر کردم دیدم دقیقا همینه و وقتی فکر کنیم بابا خدا انسان نیست خدا یه سیستم منظمه که به فرکانس من جواب میده نه به اشک و سرخمیده ی من و این باورقشنگ رو در خودم ایجاد کنم که خداوند تمام زمین و آسمون رو مسخر من کرده تا همه دست به دست هم بدن من به خواسته هام برسم واقعا نگاه قشنگ و توحیدی زیبایی بود لذت بردم .

    من چند روزی بود یکم ناامید شده بودم از نتایج و فاصله گرفته بودم از سایت دقیقا یه چیزی درون من فریاد میزد برو یه سری به سایت بزن و نشستم و باورهای غلطمو نوشتم و باورهای قدرتمند کننده جایگزین کردم چقدر انرژِی گرفتم وقتی کامنت بچه هارو خوندم و دوباره تومسیر قرار گرفتم دقیقا سایت عباسمنش مثل نون و پنیرو چایی هر روز صبح منه مثل مامارونی خوشمزه و لذت بخشه کار کردن روی باورها و نمایش نتایج و به اشتراک گداشتن اونا و همینطور خوندن نظرات بچه ها که انگار قرص انرژی زاست واقعا.

    ممنون سپاسگذارم اول از خدای خودم که با شماها آشنا شدم و دوم از استاد عزیزم که بی منت زحمت میکشن و انرژی میدن و سوم از دوستان خوبی که کامنتهای پر انرژی میذارن.خیلی دوستتون دارم

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    مرجان شاد گفته:
    مدت عضویت: 3417 روز

    سلام استاد

    هر بار که فایلها رو گوش می‌کنم انگار یه چیز جدید یاد میگیرم..واقعا چقدر فوق العاده بود این فایل. یکی از پاشنه آشیل های من

    یکی همون احساس لیاقت هست که در مورد امور مالی هنوز پاشنه آشیلم هست.واقعا تا احساس لیاقت نداشته باشی هر چقدرم تلاش ذهنی کنی، هر چقدم رو خودت کار کنی انگار از یه طرف داری گاز میدی اما از یه طرف ترمزو محکم گرفتی..حرکت نمیکنی جلو نمیری..خیلی خیلی باید رو این باور کار کنم و براش وقت بذارم. از طرفی دقیقا هر موقع پولی وارد زندگیم میشه یه احساس گناه و عذاب وجدان دارم که من باید یه مقدار از اینو به اطرافیانم بدم.. مثال بزنم حدود یک ماه پیش یه مقدار پول وارد حسابم شد، از همون لحظه یه حس نگرانی اومد سراغم که اطرافیانت رو ببین فلانی به فلان چیز احتیاج داره، تو الان پول داری و کمکش نمیکنی، تو دیگه کی هستی دختر، اصلا دلت میاد؟ و این حس گناه منو رها نمی‌کرد تا زمانیکه با همین حس رفتم و یه مقدار از اون پولو منتقل کردم به حساب دوتا از اعضای خونوادم. همین که انتقال دادم انگار اون گفتگوهای ذهنی متوقف شد، بعد با خودم گفتم خب چند برابرش برمیگرده. ولی چی شد؟ برکه نگشت هیچ، وضعیت مالیم تو اون ماه و ماه بعدش خیلی بد شد..بعد بکتو دلم به خدا میگفتم، ببین من اومدم پول دادم به فلانی ولی کو، چرا برنگردوندی بهم؟ الان میفهمم که من با حس ترس و کمبود اون پولو منتقل کرده بودم ولی انتظار برگشت چند برابریشو داشتم،با حس نگرانی و عذاب وجدان منتقل کردم ولی وضعیت خرابتر شد… چرا چون اولا من هنوز باور فراوانیم ایراد داره و از یه طرف دیگه و مهمتر از همه خودمو لایق نمیدونستم..که حتی اگه بخوام پولم بدم با حس خوب باشه،با حس اینکه اگه بدم چند برابر بهم برمیگرده، با حس مثبت و عالی..

    خدایا هر بار هر فایلی که گوش می‌کنم تازه باورهای مخربمو پیدا میکنم..

    من لایق بهترین نعمتهای خدا هستم

    من لایق بهترین ماشینم

    من لایق بهترین خونه ام

    من لایق داشتن دوستهای خوب هستم

    من لیاقت بهترینها رو از هر چیزی دارم…

    خدایا شکرت که بازم منو به این مسیر و این فایل هدایت کردی تا منو راهنمایی کنی که بدونم و بفهمم کدوم باورم ایراد داره و خودمو اصلاح کنم.

    ممنون استاد عزیزم بابت آگاهی هایی که به همه ما میدین 🙏🌺🌺🌺🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      مهرناز گفته:
      مدت عضویت: 2872 روز

      سلام دوست عزیزم،از کامنتت لذت بردم،سپاسگزارم

      من هم تقریبا همین مشکل رو داشتم و دارم،با این تفاوت که هر وقت پولی به حسابم میاد یا حتی کسی هدیه ای برام میگیره احساس گناه نسبت به کسیکه پول رو بهم داده پیدا می کنم و اینکه حالا چطوری براش جبران کنم و برم براش چی بخرم و …

      و بخاطر این بی لیاقتی چقدر نعمت هایی رو که بعد از به دست آوردنشون از دست دادم.

      خیلی سعی کردم منطقیش کنم که برای کسیکه به من پول داده خدا چند برابر جبران میکنه یا اینکه اون احساس خوب بخشش رو تجربه کرده و …

      ولی این مسئله در من ریشه دار تر از این حرفهاست.امیدوارم که موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      میترا رضایی گفته:
      مدت عضویت: 1977 روز

      سلام مرجان عزیزم خیلی عالی به پاشنه آشیلت پی بردی که منم این احساس گناه رودارم سعی میکنم وروی خودم کارمیکنم خدایاشکرت این سایت واین کامنتها یکی ازگنجینه های پرازگنج خداونده که ماافتادیم توش مابایددست پرسیدیم بیرون خدایاشکرت

      خدایاشکرت

      خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حسنا هیبتی گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    سلام به دوستای عزیزم

    من سال ۹۶ با دوره قانون آفرینش شروع به آموزه های استاد کردم سال ۹۸ با پیدا کردن رسالتم و عشقم براحتی با ۸ سال زندگی کارمندی و کارم خداحافظی کردم .بعد از اون روابطم با همسرم که همیشه تو چالش بودیم باهم، به لطف خدا عالی شد و کلی نعمت وارد زندگیم شد .الان بار دوم هست که دارم این محصولات دانلودی رو گوش میکنم .همین طور که داشتم کامنت های دوستان رو میخوندم متوجه یه ترمز قوی تو باورام شدم.من بلافاصله بعد از ترک کارم تصمیم گرفته بودم که کسب و کار جدیدم رو شروع کنم اما نمیشد….تا اینکه بعد دو سال متوجه این ترمز قوی توی ذهنم شدم و اونم این بود که چون قبلا شاغل بودم و وقتی برای زندگی شخصی ام نداشتم زندگی خیلی خوبی رو تجربه نمی کردم بخاطر همینم ذهنم ناخودآگاه از شروع کار جدید می ترسید. به‌اصطلاح غلط عموم میگن زنی که دستش رفت تو جیبش دیگه نمیشه برا زندگی روش حساب باز کنی،ترس داشتم از اینکه اگر کار کنم دوباره وقتی برا زندگی شخصی ام ندارم و همه چیز به هم میریزه.

    تصمیم گرفتم این باور غلط ناخودآگاه رو تغییر بدم .

    چند وقت پیش یه پستی راجع به خانم آنگلا مرکل خوندم که نوشته بود ایشون با اینکه چندین ساله رئیس جمهور آلمان هستن اما هر روز صبح خودشون برای همسرشون صبحانه آماده میکنن و همیشه تعطیلات آخر هفته رو در کنار خانواده شون هستن.

    پس میشه یه زن موفق مثل آنگلا مرکل باشی و روابط عالی رو هم در کنار خانوادت داشته باشی

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    فریبرز ستوده گفته:
    مدت عضویت: 621 روز

    سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز وهمه دوستان من چند وقتی فایلهای دانلودی رو گوش میدم و از طریق یکی از دوستان نزدیک یک سال است که فایلهای تلگرامی رو گوش میدم وهمه تمرکز من روی گوش دادن فایلها وعملکرد انهاست خدا وند منو هدایت کرده سمت مسیر درست زندگی یکی از کارهایی که این روزها انجام میدم برای باورهای ثروت ساز وحذف ترمزها وقتی نیاز دارم چیزی رو بخرم قیمت رو سوال نمیکنم وبرای اینکه به ذهنم بقبولانم که من لایق بهترینم جنس رو میگیرم وکارت میکشم وبدون توجه به رسید فروشنده با تشکر کردن بیرون می ایم از بهترین میوه ها بدون سوال در مورد قیمتش خودم به اندازه نیاز ودلخواهم دست چین میکنم وکارت میکشم ودر مورد چیزهای دیگه هم همینطور باور دارم من لایق بهترین هستم باور دارم فراوانی هست باور دارم هر چقدر خرج کنم جایگزین میشود باور دارم خداوند بهترین وزیباترین زندگی را برایم میخواهد قبلا قیمت سوال میکردم وترس از کمبود پول داشتم واز میوهها واجناس قیمت پایین میخریدم ولی الان با تغیر باورهایم لذت میبرم از خرید کردن برای هر چیزی به این شکل عمل میکنم جالب اینجاست هر چی خرج میکنم برگشت به زندگیم داره برگت داره پول برام وبا خرج کردن با اعتماد وایمان وباور که من لایقترینم از خرج کردن نمیترسم خدایا شکرت وهر روز سعی میکنم تمرکزم را روی ترمزها بیشتر بگذارم حتی مراقب کلامم هستم بازار کسب وکار عالیه مردم همه پولدارن همه دوست دارن با من کار کنند به من خیروسود برسانند خدایا شکرت که با هر بهانه ای پول وارد زندگیم میکنی از راههای متعدد وشگفت انگیزی پول وارد زندگیم میشود اینها باورهای جدید من هستند واین عبارا تاکیدی رو هر روز بارها تکرار میکنم تا در جان وتنم رسوخ کنم تشکر مجدد از استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم ذوق میکنم وقتی میبینم که دوستانم رشد مالی میکنند اگر انها توانستند من هم میتوانم من قدرتها ی زیادی دارم من توانمندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 466 روز

      سلام به دوست توحیدیم؛ چقدر امروز ردز پر برکتی است برام؛از اگاهیها گرفته تا دوستان خوب

      امروز تمرکزم را گذاشتم روی کامنت دوستان از صبح؛ونکته برداری کردم از کامنتاشون ؛خیلی لذت بردم از کامنتتون ؛وازامروز میخوام مثل شما عمل کنم وبیام ازنتایجم برات بنویسم که عمل کردم به قانون

      خیلی عالی بود؛احساس خوبی بهم داد کامنت زیبایت،خدایاشکرت برای دوستان خوبم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    محسن اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2912 روز

    چقد این جملات مهمه….دمتون گرم استاد بیش از 20 بار استپ کردم نوشتم فکر کردم..خیلی حرفها رو مامیشنویم وشاید چندین بار هم بشنویم ولی به عادت میکنیم به ظاهر واز کنارش رد میشیم اگر ایمان وباور نیاد وسط کد مخربه کارشو شروع میکنه..ممنون استاد آنتی ویروس هامون آپدیت میکنید تا ویروس های جدید رو پیدا میکنیم و کارکرد سیستممون عالی وعالیییتر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  8. -
    امیر عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1642 روز

    سلام و درود به همگی عزیزان

    مطابق آیه های قرآن : ما همه چیز را جفت آفریدم …

    البته قطعاً منظور فقط انسان و حیوان نبوده

    بلکه از همه چیز …

    اصلی – فرعی

    خوب – بد

    و و و …

    .

    حالا این فقط نظر شخصی بنده ست :

    من همیشه تلاش میکنم که بسراغ مرجع ها برم (البته گاهی هم به اشتباه درگیر فرعیات میشم)

    .

    مثلاً احساس خوب و احساس بد ، دو مرجع خیلی خیلی خیلی مهم هستن

    حالا مرجع اتصال به پروردگار چیه؟

    – احساس خوب

    و مرجع پیرو شیطان شدن؟

    – احساس بد

    .

    پس خیلی خودمو اذیت نمیکنم و همیشه و هرلحظه فقط و فقط و فقط مراقب احساسم هستم …

    .

    حالا بریم سراغ ترمز ها :

    بقول جناب عباس منش (استاد تمام) تا یک کد فعال میشه و البته من بهشون میگم زباله …

    تا یه زباله بالا میاد سریع متوجه میشم که خیلی آروووووم آروووووم ضربان قلبم تُند میشه و همون موقع مُچ خودمو میگیرم و میگم امیر داشتی به چی فکر میکردی؟

    و خُب جواب مشخصه : یه زباله بالا اومده

    و بلافاصله بعدش چکار میکنم :

    اول به خدا پناه میبرم از اون زباله (که اصلاحش کنه و یا … ) و بعدش از ضدباورهام (یه چندمورد مرجع دارم) استفاده میکنم

    .

    ولی …

    ولی …

    ولی بتازگی متوجه شدم که وقتی زباله ای بالا میاد و آرووووم آرووووم ضربانم داره بالا میره …

    احساس میکنم که قلبم درونش یه چیز قرمز رنگ روشن میشه که اصلاً خوب نیست و هرچی به اون زباله بیشتر توجه میکنم این قرمزی پُررنگ تر و دیگه داره ارتعاش میکنه …

    و این ارتعاش به اندازه ای زیاد میشه که دیگه داره به همه جا پخش میشه …

    (البته به تناسب ضربان قلبم – چون احساسات منفی در هر صورت باعث ترشح هورمون و بالا رفتن ضربان قلب میشن)

    و احساس بدی پیدا میکنم که چرا من دارم چنین فرکانس و ارتعاش بد و کثیفی رو در اطرافم و دنیا پخش میکنم …

    .

    حالا …

    حالا جدیداً دیگه نمیذارم به اونجاها بکشه و تا بخدا پناه میبرم و روی ضدباورها کار میکنم اتفاق عجیبی میفته … !!!

    اتفاق عجیب و جالب … !!!

    .

    البته بعد از اینکه ضربان قلبم به حالت نرمال برگشت

    اون نور و ارتعاش قرمز تبدیل میشه به یک نور سبز رنگ خیلی زیبا و آرامش بخش و لطیف که از قلبم داره متصاعد و پخش میشه …

    و حتی بخوبی احساس میکنم که اطرافیان هم دارن اونو درک و جذبش میکنن

    و این احساس فوق العاده و بی نظیره …

    فقط کافیه تجسمش کنی …

    .

    پروردگار مهربون یک سیستم تشخیص خیلی قدرتمند درون ما قرار داده و اون چیزی نیست جز احساسات

    مرجع من احساساتم هستش

    .

    حالا چرا این روش :

    چون باعث میشه که به احساسات و علت بالا رفتن ضربان خودتون حساس بشین و دیگه در عرض چند ثانیه مُچ گیری و پناه بردن و بعدشم ضدباور (باورهای متضاد با اون زباله ای که بالا اومده)

    .

    دارم در این لحظه آهنگ Wind Of Change اسکورپیونز رو گوش میدم …

    دوستتون دارم و از همگی ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    نهال گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    تاثیر احساسی شدیدی که این مسئله روی من میذاشت به آرومی محو شده و من میفهمم که مدارم بالاتر رفته

    اثرپذیری کمتری دارم

    بیشتر به توانایی خودم و وهابیت خداوند به اینکه ثروت در جهان فراوانه بیشتر به این ها فکر میکنم و بیشتر وارد مدارش شدم

    من در گذشت فکر میکردم تمام اتفاقات بدی که برای آدم ها میفته دلیلش پوله

    اما حالا عمیقا ایمان دارم دلیل شون کمبود پوله نه خود پول!

    این تغییر جهت فکری به ظاهر کوچیک فوق العاده میتونه اثربخش باشه

    چون در دیدگاه اولی شما باورت اینه که پول بده خوب نیست خدایی نیست و کلا حس بدی بهش داری پس چیزی که جذب میکنی کمبوده

    اما اما اما

    با دیدگاه دوم با تغییرجهت کوچیکی که توی افکارم ایجاد شده من این روزا دارم به این فکر میکنم که یه رابطه ی قوی بین خدا و پول هست

    یه چیزی این وسط هست که پول انقدرر باارزشه ارزش می آفرینه

    خداوند خالقه و

    انرژی پول هم بی نهایت خالقه

    تمام مدرسه ها بیمارستانها خونه هایی که ساخته شدن با پول ساخته شدن

    هر میوه و غذایی که ما میخوریم با پول بدست میاد

    پول مثل اکسیژنه مثل نفس وجودش برای ما حیاتیه و انرژیش زندگی بخشه

    انرژی پول وقتی وارد زندگی ما میشه به ما آرامش روحی میبخشه

    فکر آزاد وقت آزاد

    آرامش امنیت

    امنیت مالی امنیت فکری امنیت جانی به ما میبخشه

    پول به ما کمک میکنه که تحصیل کنیم

    پول این توانایی رو به ما میده که دنبال استعدادهامون بریم

    پول سلامتی رو به ما میده

    پول به ما خونه میده سقف رو سرمون غذا برای خوردن گرما آب برق تلفن اینترنت لباس داشتن تمام اینها رو پول به ما میده

    پول انرژیش بی نهایت خالقه

    اون خالق شادی های ماست

    دورهم جمع میشیم با پول

    پول برای ما عزت و احترام.میاره

    وقتی پول داری به خاطر اون ارتعاشی که به همراه خودش میاره ما احساس لیاقت بیشتری داریم و برای همینم احترام بیشتری دریافت میکنیم

    وقتی پول داریم ذهنمون بازه ایده های ناب بیشتری به ذهنمون میرسه

    وقتی پول داریم با خیال آسوده به تجربه ی زندگی میریم

    با خیال راحت همه چی رو تجربه می کنیم

    وقتی پول داریم با خیال آسوده میریم خرید میکنیم

    با خیال راحت هرچی که دلمون بخواد هرچی که لازمش داریم رو میخریم و احساس لیاقت داریم

    پول برای ما آرامش میشه

    فکر راحت میشه

    سلامتی میشه

    خونه گرم تو زمستون میشه

    پول برای ما سرپناه میشه

    پول برای ما غذا و خوراک و لباس میشه

    پول برای ما عزت و احترام میاره

    پول وقتی تو زندگی من میاد من میتونم راحت به والدینم ببخشم تا ببینم که اونها راحت و آسوده بدون دغدغه دارن زندگی میکنن

    پول وقتی تو زندگی من میاد من شجاع تر میشم

    پول وقتی تو زندگی من میاد من اعتماد به نفس بیشتری دارم

    پول وقتی تو زندگی من میاد افراد احترام بیشتری برای من قائل هستن

    پول برای من آرامش میشه

    پول برای من فکر راحت میشه

    پول برای من احساس لیاقت میشه

    پول انرژیش بی نهایت سازنده است

    انرژی پول بی نهایت خالقه

    پول زندگی بخشه

    پول برای ما همه چی میشه

    وقتی پول دارم میتونم کار خیر کنم

    وقتی پول دارم میتونم هرچی که نیاز دارم رو تهیه کنم

    وقتی پول دارم میتونم زندگی راحتی داشته باشم

    وقتی پول دارم میتونم برای خونه ام هرچی میخام بخرم

    ببین چقد پول خوبه؟؟

    حالا میفهمم که یه ارتباط خیلی عمیقی بین خدا و پول هست

    در این حد پول خوبه و باارزشه یعنی:)

    خدایا شکرت که ثروت رو به زندگی من سرازیر میکنی

    خدایا شکرت که ثروت رو تو زندگی من به جریان درمیاری

    خدایا شکرت که من لایقم برای دریافت بهترین نعمت ها

    خدایا شکرت که سختی ها رو برای من آسون کردی

    خدایا عاشقتم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  10. -
    محسن روزبه گفته:
    مدت عضویت: 3142 روز

    سلام و درود به همگی و به استاد خوبم

    خیلی خوب بود این فایل ،این فایل ها باعث میشه که ذهن ما همواره آبدیت بشه و برنامه ها و باورها هی قوی تر و قوی تربشه

    دقیقا وقتی که ما باور میکنیم و ایمان و یقین پیدا میکنیم که خداوند ما رو خالق زندگی خویش خلق کرده و همه چیز را به تسخیر ما درآورده که همانند او خلق کنیم ،اون موقع هست که دست بکار میشیم و قدرتمندانه حرکت میکنیم یک مثال جالب هست که خود استاد میگه اگه همین الان خود خدا بگه در اتوبان تهران قم در فلان جا زیر درخت 100 کیلو طلا هست در عمق 1 متری آیا نمیریم ؟؟؟

    با تمام وجود میریم

    داستان این باور هم همینه که خداوند که کلام خداونده وو هیچ شکی در آن نیست با صراحت داره میگه که ما همه چیز به تسخیر انسان درآوریم .دوستان ما خالق زندگی خودمون هستیم ،از محل زندگی ،همسر ،اطرافیان ،درآمد ،مشتریان ،ماشین ،خونه ،حتی غذا ،دوستان ،وکارمندان ،همه چیز و می تونیم اونجوری که دوست داریم خلقش کنیم البته نه یکشبه بلکه با باور .

    از ارزشمند بودن بگم که خیلی عالی ،استاد این قسمت که گفتی بابا فارغ از اینکه قبلا چی بودی و چیکار کردی الان تو بارزش ترین و مقدسترین موجود روی کره زمین هستی یعنی ایول فوق العاده بود ،بخدا هیچ باوری بدون احساس لیاقت نتیجه نمیده ،من قبلا خودمو لایق میدونستم ولی اون نتایج که میخواستم رو نمیگرفتم ،من میدونستم که باید باور لیاقت داشته باشم برای هر چیزی مثلا در کسب و کارم ولی هنوز به شیوه قبل انجام میدادم و ناخودآگاه اینکار رو میکرد اما از وقتی که تعهد دادم به خودم که من انسان بسیار بسیار بارزشی هستم و فوق العاده هستم و خداوند مشتاقتر از منه که من بهترین و عالی ترین باشم و خداوند مشتاقتر از منه که من به خواسته هام برسم و وقت من و زمان من بسیار با ارزشه و من وقتمو و انرژیمو برای اونچیزایی که میخوام یا مشتریان عالی و دست به نقدی که به من سود فراوان میرسانند و با لذت و با عشق ،از همون روز کد تغییر کرد و برنامه جدید جواب داد و باورتون نمیشه وقت نمیکردن که مشتریانو راه بندازم و اینها همه به لطف خداوند بسیار رزاقم به من هست .خدایا شکرت بخاطر این قوانین ثابت

    خدایا توکل به تو و ممنونم

    دوستان یادمون باشه هر نفسی که میکشیم یعنی خداوند هوامو نو داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      مصطفی پوری گفته:
      مدت عضویت: 2250 روز

      محسن جان خیلی الماس گونه بااین نوشته هم خالق بودن زندگی را دوباره درباورم درخشوندی و هم من بااین جمله واقعا ازخود بی خود میشم که خالق زندگی خودم هستم چون این خود توحیده و رها میشی از همه و وصل میشی به رب العالمین… و باورهای لیاقت در مورد کسب و کارت بینظیره منم از باورهای خوبی که نوشتی استفاده میکنم..یعنی وقتمو صرف باارزشها کنم که بالاترین نرخ سود را به من بده..سپاس بابت کامنتت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: