تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 11


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندا سادات گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    بنام خداوند عشق و زیبایی ها و تمام فراوانی ها

    ما به خداوند اعتماد داریم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان این زوج خوشبخت که الگوی عالی برای من هستند

    استاد سال دوم در 12 قدم هستم ،قدم 4 جلسه 6

    میخواستم تجربه خودم رو بگم

    اهرم رنج ولذت را انجام میدهم ولی هربار که برای هر موضوعی اهرم رنج و لذت را می‌نویسم

    بعد یه مدتی دوباره بر میگردم به فقط روی خدا حساب باز کن

    یعنی میگم ندا اهرم رنج و لذت خود را درباره موضوع فقط به خدا اعتماد داشته باش و فقط روی خدا حساب بازکن بگذار

    لذت من ،اگر روی خدا حساب باز کنم چه لذت هایی را تجربه میکنم

    و اگر روی خدا حساب باز نکنم چه رنج هایی رو میکشم

    که آشنایی من با استاد هم فقط با یک فایل 8 دقیقه فقط روی خدا حساب باز کن بود که من اصلا نمی‌دونستم این صدای استاد عباسمنش هست

    خدا به من راه مینبر داده راهی که زود به خواسته هایم میرسم

    راهی که اگر روی من حساب بازکنی درهای رحمت الهی به روت باز میشه که شده به اندازه‌ی اعتمادم به خدا به اندازه حساب باز کردن روی خدا بهم داده

    خدا عاشق منه که منو توی این مسیر گذاشته

    بعضی موقع ها از مسیر دور میشم و دوباره میفهمم که خدا داره بهم میگه فقط روی من حساب باز کن و من سریع به خودم میام

    من در اهرم رنج ولذت چی چیزی میخواهم بنویسم برفرض پیشرفت در کارم و علاقه ام

    خوب من در اهرم رنج ولذت نوشتم من اگر به خدا اعتماد داشته باشم و روی خدا حساب باز کنم خدا منو تو ی کارم پیشرفت عظیمی می ده. این نتیجه ی روی خدا حساب باز کردنه

    من اگر روی خدا حساب باز کنم به خدا اعتماد داشته باشم رزق بی حساب و کتاب بهم میده

    من اگر روی خدا حساب باز کنم و به خدا اعتماد داشته باشم در آرامش هستم وبا رامش کارهایم را انجام میدهم

    من اگر روی خدا حساب باز کنم و به خدا اعتماد داشته باشم پادشاهی خواهم کرد

    و برعکس آن اگر به خدا اعتماد نداشته باشم و به غیر خدا حساب باز کنم چه رنج هایی را میکشم که معلومه دیگه ……

    آره استاد عزیز شما با یک فایل 8 دقیقه من تو مسیر آوردی منو با خدا با قرآن ،قرانی که کامل فهمیدم چی از من میخواهد و تمام جزییات قرآن را تاجای فههم درک کردم شرک وتوحید را تاجای فههم درک کردم ؤ خیلی جا داره بهتر بشم

    خدا شما را در مسیر من اورد و هیچکس به غیر از شما از شرک وتوحید صحبت نمیکنه

    و شاگردهای شما دارن میشن مثل شما

    شاگردی که معلمش استاد عباسمنش باشه میشه مثل استاد عباسمنش

    ،باید بشه اگر ادامه بده اگر متعهد باشه

    استاد در این تایم طلایی برای همه برای کل جهان عشق و برکت میخواهم

    انشالله همه بتواند خدا رو تو قلبشون توی وجودشون حس کنند

    که هیچ چیز مهمتر از فقط روی خدا حساب باز کن نیست

    اگر باورمون این باشه که خدا برای من کافی است دنیا و آخرت برامون بهشت میشه

    به امید دیدار دوستان هم فرکانسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    به نام الله بخشنده و بخشایشگر

    سلام استاد جان سلام مریم خانوم عزیز

    سلام بچه های عزیز سایت

    با دوره ی احساس لیاقت

    خیلی بهتر تونستم نتیجه ی به یادآوردن دستاور های گذشته و توانایی ها و مهارت هامو درک کنم

    که وقتی این کارو انجام میدم چقدر ارتعاشات وجودی من بالا می‌ره و چقدر احساس لیاقت در من شدت میگیره

    همه ی ما توی زندگیمون یه زمان هایی شده که کارهایی رو انجام دادیم که تا قبل از اون نمی‌تونستیم انجام بدیم

    یا جاهایی شده و بوده که یک کاری رو بهتر از بقیه انجام دادیم

    اما ما یادگرفتیم که اگر از خودمون تعریف کنیم یعنی مغروریم خود بزرگ بین هستیم

    اما شکر خدا برای خود من از دوره ی عزت نفس تغییر رفتار من شروع شد

    شروع کردم به اینکه هر دستاور کوچیکم رو مهم بشمرم و خودمو تحسین کنم و در موردش صحبت کنم

    کسی که عزت نفس داشته باشه تعریف رو میپذیره و بر می‌گردونه

    کسی که عزت نفس داره دائم در حال تبلیغ خودش توانایی هاش و مهارت هاشه

    کسی که عزت نفس داره هر موفقیت کوچیک رو پله ای می‌کنه برای مرحله و قدم بعدی

    من این رو توی رزمی خیلی خوب یاد گرفتم

    و خیلی خوب بهش عمل کردم

    من با هر بار مبارزه کردن چه با نتیجه ی برد چه با نتیجه ی باخت

    اعتماد به نفس و خود باوریم بیشتر میشد

    خدارو شکر در طول مسیر رشدو یادگیری هیچ وقت به دنبال نتیجه نبودم

    نتیجه برای من وقتی بود که به محض اعلام مبارزه یا مسابقه من بدون اینکه بخوام اجازه بدم فکر کردن و ترس ها باعث بشه من دستمو بالا نبرم یا داوطلب نشم

    من خودمو عادت دادم به اینکه اولین نفر داوطلب باشم برای مبارزه

    چون من هر بار مبارزه با ترسم رو پیروزی میدونستم نه برنده شدن در گود رو

    نمی‌دونم این از کجا در وجودم شکل گرفت

    اما چیزی بود که از همون اول در وجود من بود

    جسارت و ایمان

    ،

    و هر بار این کار برای من راحت تر میشد

    و اینقدر این کارو انجام دادم که ترس از اقدام رو در خودم کشتم

    فارغ از نتیجه ای که قراره گرفته بشه

    و این عمل من در هنرهای رزمی

    باعث شده بود که در بقیه ی جنبه های زندگیم هم ازش استفاده کنم

    خیلی از مواقع کارهایی انجام میدادم که بقیه شاید هرگز جرعت انجام دادنش رو نداشتن یا باید روزها و ماه ها بهش فکر میکردن تا انجامش بدن ،

    اما پنج سال پیش که تازه با استاد آشنا شده بودم

    به خاطر تضادی که بهش برخورد کرده بودم

    و البته بدهکار هم شده بودم

    وقتی فایل 6 قدم اول رو شنیدم

    که استاد گفتن یک هدفی که براتون بالاترین اولویت رو داره بگذارید بهش برسید از اون قدرت بگیرید برای قدم های بعدی

    من شروع کردم .

    با اینکه من قبلا هزاران هزار دستاورد تو زندگیم داشتم

    اما اون تضاد باعث شده بود که خیلی عزت نفس و اعتماد به نفس و خودباوری. من افت پیدا کنه

    خداوند دستمو گرفت و بلندم کرد

    میخواستم توانایی هامو به خودم ثابت کنم و باور کنم

    اولین و مهم ترین تضادی که برخورد کرده بودم این بود که بهم این القا شده بود که تو خودت توانایی پول درآوردن رو نداری و هروی داری از ما داری

    و من میخواستم به خودم ثابت کنم که خودم میتونم

    شروع کردم به یاد آوردن دستاورد های قبلی

    از پولی که دوران هنرستان با موتور داداشم پیک موتوری کار میکردم که چقدر زود بعد از دوماه شده بودم بهترین پیک اون پیک موتوری و پولی که درمیاوردم

    تا دستبندهای چرمی که درست میکردم و می‌فروختم

    زمانی رو به یاد آوردم که دوران دانشجویی ویزیتور یک شرکت کیک و کلوچه شدم و بعد از دوماه بیشترین فاکتور فروش شرکت رو در یک روز بستم .و اینقدر عمل کردم خوب بود که تا چند سال بعد مدیر اون شرکت پیگیر من بود

    تا وقتی که کارپرداز دفتر اسناد رسمی بودم و عملکرد خیلی عالی و سریع و حرفه ای داشتم و پولی که دریافت میکردم بابتش

    تا کسب و کار پدرم که وقتی رهبری کل سیستم به دستم افتاد

    در طی مدت دو سال همه ی بدهی ها پرداخت شد افزایش سرمایه داشتیم و به لطف خدا یک ماشین خارجی خریدم و راحتی و آرامش و آسایش بیشتر

    سعی کردم همه ی اینارو به یاد بیارم

    و من برای خودم در درجه ی اول یک چشم انداز داشتم اونم قهرمانی توی ورزشم بود که همیشه پس ذهنم بود

    و من توی اون حالت روحی

    اهرمیش کردم برای خارج شدن از اون حالت و البته دستیابی به اون هدف

    و با هدایت خداوند شروع کردم به تمرین جدی و با تمرکز ، و پول ساختن از یکی از هنرهای رزمی که بلد بودم و میخواستم توش بهترین بشم

    اونم بوکس بود

    و به لطف خدا و آموزه های استاد

    تونستم از پس ذهنم بالاخره بر بیام

    روی خودم کار کنم

    من اون موقع اصفهان بودم

    از همونجا هم درآمدزاییم شروع شد هم قهرمانی ها

    که بعد از 1 سال آشنایی با استاد ما مهاجرت کردیم به تهران و

    این مسیرو در تهران شروع کردم

    با یک مقدار باور تقویت شده

    با یک شاگرد در پارک شروع کردم

    و بعد از 1 سال به لطف خدا 3 تا از بهترین باشگاه های تهران دستم بود و من یکی از بهترین مربیان تهران بودم که هر روز درآمدم و شاکردهام بیشتر میشدن

    درآمدم به ماهی 50 میلیون هم رسید

    اولین هدفی که میگفتن اگر من به این هدف برسم میتونم هر کار دیگه ای بکنم

    پرداخت بدهیم بود از همین درآمدم

    که تونستم نقدر پرداخت کنم

    و دومیش

    بعد از قهرمانی های متعدد توی تهران و ایران

    که بهترینش، بهترین بهترین های بوکس ایران بود که تونستم کمربند ایران رو تو سنگین وزن بگیرم

    و بعدش

    هدف و چشم اندازی بود که 3 سال قبلش برای خودم تعیین کرده بودم

    اونم بازی در بزرگترین سازمان بوکس حرفه ای دنیا

    سازمان WBC بود

    که تو ترکیه ، استانبول

    اولین مبارزمو در این سازمان انجام دادم و با یک نتیجه ی عالی تونستم اون مبارزه رو انجام بدم

    من توی پرواز برگشت به ایران

    واقعا به خودم گفتم من هرکاری رو تو جهان بخوام میتونم انجام بدم

    و خیلی خیلی کارهای دیگه من با اون ایمان تقویت شده و باورهای قوی انجام دادم

    مثل رفتن به شهر دیگه بدون هیچ پولی و حدود سه ما زندگی کردن

    که باز همین ایمان منو چندین برابر قوی کرد

    و همین کارو برای سفر به استانبول انجام دادم .

    بدون اینکه واقعا بدونم قراره وقتی برسم اونجا چیکار کنم بدون حتی بلد بودن زبان

    اما قدرت باور به هدایت خیلی بیشتر از ترسها بود

    و من معجزه ها دیدم

    و خیلی خیلی دستاورد های دیگه

    که همشون با به اون باور تقویت شده در مراحل قبلی انجام شدن

    و من واقعا به نتیجه ی به یاد آوردن دستاوردهای قبلی برای شجاعت و ایمان بیشتر برای اقدام جدید پی بردم

    که وقتی می‌شینی و به یاد میاری دستاورد های گذشتتو، هدایت های گذشتتو

    چطور ارتعاشاتت بالا می‌ره و چطور ایمانت برای حرکت جدید تقویت میشه

    چطور احساس لیاقت و خودباوریت برای اقدام جدید بیشتر میشه

    چون

    واقعا هیچ کسی جز خود آدم نمیتونه این کارو با خودش بکنه

    و کار ذهن همیشه اینه که میخواد بگه تو نمیتونی تو لایقش نیستی یا سخته یا دست نیافتنیه

    ولی استاد یادمون دادن که این کار ذهنه

    و ما باید همیشه دستاورد ها و نتایجمون و هدایت های خداوند رو به یاد بیاریم تا ایمانمون تقویت بشه برای حرکت رو به جلو

    و من با همین ایمان بازهم به مدت سه ماه رفتم استانبول زندگی کردم

    در حدی که زندگی اونجا یا هر کشور دیگه ای خیلی برام باور پذیر تر و امکان پذیر تر و آسون شده

    هدایت خداوند رو خیلییییی بیشتر باور کردم و بهش ایمان آوردم

    و کار هر روزمه که توانایی ها و نقاط قوت و دستاور های گذشتمو به یاد بیارم

    هرجا ذهنم خواست منو بترسونه فکت هارو می‌زارم جلوش

    و هربار داره کارم آسون تر میشه

    و خیلی خیلی تاثیر گذاره

    به یادآوردن و نوشتن و تحسین کردن خودمون

    و این کارو باید همیشه انجام بدیم

    هرجا مقایسه ای پیش اومد

    یا ذهنمون یا دیگران گفتن که تو نمیتونی یا نمیشه

    میایم و با خودمون شروع میکنیم به یاد آوردن و نوشتن و تقویت ایمانمون که باعث بشه ما حرکت کنیم

    و نباید بزاریم موفقیت ها و دستاوردهامون عادی بشه یا یادمون بره

    باید هروز به باد بیاریم

    بنویسیم

    بگیم ، در موردشون صحبت کنیم

    نه برای اینکه بخوایم به بقیه چیزی رو ثابت کنیم

    برای اینکه بتونیم از پس ذهن خودمون بر بیایم

    و بتونیم به سمت جلو حرکت کنیم و دستاوردهای بزرگترین داشته باشیم

    خداروشکر میکنم بابت این فضا و این فرصتی که میتونیم بنویسیم و به یاد بیاریم

    یه جای دیگم من خیلی خوب تونستم از به یاد آوردن دستاورد های گذشتم استفاده کنم

    وقتی بود که باهام تماس گرفته شد و گفتن که پاشو بیا سالن و توی بازی بهترین بهترین های ایران بازی کن

    شما فکر کنید من با 20 درصد آمادگی

    که اصلا انتظارشو نداشتم بخوام تو این بازی شرکت کنم چون به من اعلام نشده بود و من کلا ذهنم رو پول ساختن و پرداخت بدهیم بود

    من طبق همون عادتی که برای خودم ساخته بودم

    بدون فکر کردن گفتم الان میام

    و تا قبل از بازیم

    من همش تو ذهنم داشتم بازی های قبلی رو برای خودم بادآوری میکردم و شاید هزار بار به خودم اینو گفتم که علی تو تا حالا نشده تو بازی کم بیاری یا مثلا آبرو ریزی کنی یا هرچی

    مگه اینکه بیهوش بشی و دیگه ادامه ندی

    چون ذهنم همش میخواست آماگی پایین جسمانی رو دلیل کنه

    اما سعی کردم با همین باور ها

    و اینکه خداوند به شجاعان پاسخ میده

    و البته من به تکنیک و مهارت خودم هم ایمان داشتم

    اما اونجا واقعا باورهای توحیدی و به یاد آوردن دستاوردهای گذشتم به من کمک کرد که دهنمو کنترل کنم

    و باعث شد من با اعتماد به نفس و خونسردی وارد رینگ بشم

    و با اینکه یه جورایی مهم ترین بازی شب بود و البته آخرین بازی

    و همه منتظر بازی من بودن

    به لطف خدا ایمانم رو تونستم حفظ کنم

    و تونستم اون بازی رو راند سوم ناک اوت کنم که توی سایت هم در موردش نوشتم

    که واقعا من توی رینگ نبودم که مشت میزدم

    من فقط فرمونو داده بودم دست خدا

    و اون کارارو برام انجام داد

    و خدارو شکر

    الان هم در هر قدمی که بر میدارم سعی میکنم هدایت ها و کمک های خداوند رو به یاد بیارم تا ذهنمو کنترل کنم برای قدم برداشتن و ادامه دادن و در مسیر ماندن

    خدارو شکر

    امیدوارم این تجارب الهام بخش بوده باشه

    با اینکه خیلی تجربه دارم

    ولی فکر کنم همین موارد میتونه اهمیت این موضوع رو به ما نشون بده

    که چقدر اعتماد به نفس و خودباوری مهمه

    چقدر به یاد آوردن دستاورد های قبلی و کمک های خداوند می‌تونه در قدم های روبه جلو به ما کمک کنه

    همین الان هم با همین فرمون و قوی شدن باورها در ذهنم و به یادآوردن دستاور های قبلی

    دست به اقدامات جدید در یک مسیر جدید و کاملا متفاوت زدم که واقعا اگر علی 5 سال پیش بودم هرگز جرعت انجام دادنشو نداشتم ، نه ایمانشو داشتم نه ایدشو‌،

    و خدارو شکر خدارو شکر الان در موقعیت خوبی هستم برای عمل به الهامات ، و هر روز سعی میکنم روی خودم کار کنم روی تقویت ایمانم و روی تقویت باورهام

    تا انشاالله بتونم در مراحل بعدی هم دستاورد های خوبی کسب کنم انشالله

    خدارو شکر

    استاد جان ازتون سپاسگذارم

    مریم خانوم سپاسگذارم

    دوستان عزیزم سپاسگذارم

    در پناه خدا شادو پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    امیرحسین ترکمان گفته:
    مدت عضویت: 2354 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست

    نوت تلنگری ، بعد مدت ها فکر کنم بیشتر از سه ماه دست به تایپ شدم

    چی باعث میشه ما دچار روز مرگی میشیم ؟

    چی باعث میشه ما از اصل دور و درگیر حواشی میشیم ؟

    چی باعث میشه ما فاصله بگیریم از قدرت یک جهانیان ، نامبروان ، صاحب تمام دل ها

    یه گفته از دوستی این بود ، خدایا درسته تو بندهای زیادی داری ولی من فقط تو رو دارم

    امشب هدایت خواستم ، تا بنر فایل رو دیدم عمیق احساسش کردم که عین خود خود جنسه

    مُسکن خالص ، دوای هر درد

    آره مطالب استاد بود ، استادی که نداش از جانب هدایته

    صحبتش از دل تجربست ، صداش از عمق انسانیت ، گفته هاش از اصل الهامه

    دارم شفاف میکنم خیلی چیزا رو ، دارم ریکاوری میکنم ، صحبت رو کش نمیدم اما دلمم نیومد قدردان این محبت تو این فایل نباشم

    استاد عزیزم سپاسگزارم که امشب دستی بودی از هزاران دست بی نهایت در جهان هستی

    کمک شدی تن و جان و ذهن من رو ، برای آگاه

    مسمم کردی برای احیاء کردن اقیانوسی بی نهایت که ورود آب رو به خودش سد کرده

    پروردگارم برای این نعمت شکرت

    همگی در پناه یگاته خالق جهان هستی ، شاد ، سلامت ، ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 940 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با گریه های حمید گریه کردم

    چقد حس عجیبی دارم

    ب یاد اولین روزهای اشنایی بااین خدای زیبا از طریق شما استاد عزیزم افتادم

    زیباترین روزهای زندگیم بود

    دنبال هیچی نبودم فقط ارامشم و این بودن بااین خدا و ماندن در مدار همین خدای مهربان را دوست داشتم

    چ اشک هایی ک من نریختم

    آه خدای من

    فقط گریه گریه

    گریه ی پیدا کردن معشوقی ک سالها اورا گم کرده بودم غذا کم میخوردم کم میخابیدم و خیلی کم حرف میزدم فقط مینوشتم با خدا حرف میزدم و همش بهش میگفتم کجا بودی اینهمه سال

    و گریه میکردم

    نتایجش ک همه میدونیم چی هست

    نتایج ان احساسات ارامش عشق پاکی دل پول هدیه ها دستان خدا هرروز فضا بازتر میشد رو خودم کار کنم و رسیدن ب خاسته هام نتیجش بود

    چندروزه دلتنگم استاد دلتنگ همان معشوقم روزهاست بااو عشق بازی نکردم و درگیر کار و خونه و بچه بودم

    الان مینویسم و اشکام میات

    دوست دارم روزها تنها باشم تنهای تنها و بنویسم باهاش حرف بزنم بشنومش ازش تشکر کنم

    خلاصه امروز 10 روزه ک شروع کردم 40روز متعهدانه کار کردن رو خودم

    سپاسگذارم بابت این فایل و همه فایلها همه این اگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 737 روز

    به نام خدای قادر مطلق

    سلام به استاد عزیزم ویار با وفایش

    دوستان من دوسال پیش از کارمندی در اومدم و

    خواستم با دست خالی

    به قول استاد از جایی که هستم شروع کردم

    با دستای که همه از غیب به کمک من اومدن .

    وقتی باور کردم که میشه

    برام اتفاق افتاد

    من توی این مدت گوش دادن به فایل های هدیه استاد و پذیرش حرف های استاد رو از غذا خوردن

    مهم تر می دونستم

    من باور کردم حال خوب ، اتفاقات خوبی در پی دارد.

    من باور کردم به زیبایی ها باید بیشتر توجه کنم و

    آن ها را تحسین کنم

    من باور کردم خدا در وجودمه و همواره داره منو هدایت می کنه

    من باور کردم خدا منو خالق زندگیم کرده

    من قوانین حاکم بر جهان رو پذیرفتم.

    من باور کردم برای رسیدن به اهداف باید از نشانه ها کمک گرفت .

    من با دوازده قدم فهمیدم و باور کردم خداوند جهان را و آنچه در آسمان ها و زمین است را مسخر من کرده

    من باور کردم که خداوند وهابه

    خداوند قادر مطلقه

    خداوند مهربان ترین مهربانانه

    خداوند در لحظه پاسخ منو میده

    خداوند همواره در حال اجابت خواسته های منه

    به شرط اینکه کنم او را باور کنم .

    من از کارمندی دولت در اومدم و

    الان کارمند خودشم .

    اون برام تبلیغ می‌کنه

    اون برام مشتری میشه

    اون برام حال خوب میشه

    اون برام همه کار می‌کنه

    من با اون تقسیم کار کردم

    حرکت از من

    برکت از اون

    و

    حالا شروع کار جدید م سکوی پرشی شده برای

    هدف بعدی که گسترش در کارم هست

    من موفق میشم

    از حالا خودم رو در موقعیت بهتر و زیباتر می بینم .

    با سپاس فراوان از شما دوستان عزیزم

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1573 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    تمرین

    یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).هدایت‌های جز لاینفک زندگیمون هستند فقط از خدا میخواهم که هدایتها را درک و اجرا کنم

    وقتی که دانشگاه خواستم برم و در یکی دیگه از کامنت ها کاملا توضیح دادم و آنجا که گفتم می‌دونم خدا کمکم می‌کنه و واقعا روند امتحان و مصاحبه تماما انگار من نبودم و کسی دیگه بود امتحان میداد و کاملا هدایت و یاری خداوند را درک کردم آنجا که خداوند دلها را برای خوب شدن روند زندگی من نرم می‌کرد و هزاران مسیر زندگی دیگه ام

    سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    خداوند یاریم داد و تماما مسیر را با انگیزه پیش رفتم و عالی پیش رفتم چالش های مختلف را داشتم

    و خدا رو شکر با یاری خداوند همه ی چالش ها عالی حل شد و از یه جایی چالش ها خدا رو شکر کمتر شد و با رعایت قسمتی از قانون و مداومت و استمرار بر اجرای قانون ،زندگی روانتر میشه

    و با یاری خداوند و آموزه های استاد در روابطم عالیتر شدم و اعتماد به نفسم خیلی بهتر از قبل شده

    از نظر ثروت تونستم درخواست افزایش حقوق بدهم و موافقت بشه و کسب و کار خودم را راه انداختم و….

    در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    کیوان گفته:
    مدت عضویت: 1215 روز

    بنام خدا

    سلام استاد خوووبم حدیث هستم و ممنونم از این پروژه عالی که روزبه روز داره خودشناسی منو بیشتر میکنه درخواستی که چندماه بود از خداوند داشتم و شروعش از این پروژه بود و الحمدلله تونستم دوره لیاقت رو تهیه کنم و الان جلسه دوم هستم و چقدر عالی و تامل برانگیز هست فایل هاتون مثل همیشه الهی صدهزار مرتبه شکر که در این مسیر زیبا هستم و هر روز دارم بهتر میشم و خودشناسیم بیشتر میشه..‌

    راجب تمرین این گام باید بگم که موفقیت های گذشته من مثل قبول شدن در دانشگاه دولتی و سالها بعد طلاق و بعد هم ازدواج همه اینا با تغییر باور بود که البته ناآگاهانه بودن و چون من خیلی درگیر این بودم که همه چی شانسیه دیگه بهرحال پیش میرفتم راجب دانشگاه الگو داشتم که فلانی تونسته منم میتونم راجب طلاق شجاعت پیدا کردم و البته بازم الگو داشتم که فلانی جدا شد و ازدواج موفقی داشته پس منم میتونم پشت همه اینا باور و البته تلاش بوده هرچند کاملا ناآگاهانه بوده و من درنهایت اعتقاد داشتم که همه چیز شانسیه….و امروز که به این دستاوردها نگاه میکنم میفهمم که حتی با وجود آگاه نبودن از قانون بازم تلاش و تغییر باور باعث شده تا به اهدافی که مدنظرم بودن برسم پس از این به بعد هم میشه که برسم….ولیکن استاد تفاوت من با حدیث چندسال پیش اینه که سالهاست با قانون از طریق شما که کلامتون برام وحی منزل است آشنا شدم و فهمیدم که هیچی شانسی و اتفاقی نیست و من خالق زندگیمم و از زمانی که با شما آشنا شدم کلی دستاورد کوچک و بزرگ دارم از زمانی که فایل های رایگان رو گوش میدادم و بعدهم دوره 12 قدم که چقد برام عالی بود و همون اوایل دوره ما مهاجرت کردیم و خدا شاهده فقط صحبت های شما راجب مهاجرت قلب منو گرم کرد و ما خیلی راحت مهاجرت کردیم و چقد درها برامون باز شد از آرامش از مستقل شدن و سلامتی….چقدر تمرکز برنکات مثبت و شکرگذاری برای من خیرو برکت داشت و داره چقدر جلسه های قرآنی به عمق جانم نشست و ایمان و توکلم رو قوی تر کرد چقدر دوره هم جهت عالی بود و هم اینک پروژه تغییر چقدر باعث شد من چراغ تو ذهنم روشن بشه دلیل اتفاقات و رفتارهام رو قشنگ تحلیل کنم چقدر داره به خودشناسی من کمک میکنه چقدر این دوره‌ها به من آرامش دادن چقدر من نسبت به اطرافیانم تغییر کردم چقدر آرام تر و متوکل تر شدم…و چی بگم از دوره لیاقت که چند روزه دارم و جلسه دوم هستم و خدا میدونه تا آخر دوره چه چیزایی دستگیرم بشه …‌الهی صدهزار مرتبه شکرت خدای خوبم بابت قوانین بدون تغییرت بابت اینکه استاد رو سر راهم قرار دادی..بابت این آگاهی ها که روح تشنمو سیراب میکنه…امروز که به مهاجرت فکر میکنم میفهمم که وقتی چیزی که برام بعید بود اتفاق افتاد پس بقیه چیزها هم بهش میرسم..کافیه بخوام و به خدا بسپارم و اونوقت شرایطی طوری پیش میره که راحت به خواستم میرسم…از راهی که خدا خودش صلاح میدونه که مطمئنا بهترین راهه…یا مثلا خونه ای که مدنظرم بود با تمام ویژگی هایی که نوشته بودم چطور خدا برامون جور کرد…‌بقیه اهدافم رو هم به همین روش بهشون میرسم…من یه جورایی باور داشتم که به این خواسته ها میرسم و تلاشم رو کردم و البته که به خدا سپردم…و وقتی که اهدافی رو که رسیدم بهشون مرور میکنم کلی اعتماد بنفسم بالا میره که پس میشه به بقیش هم برسم و این یه سکوی پرتاب میشه برام….الهی شکر.‌‌استاد تا دنیا دنیاست ممنونتم.‌.خدا حفظتون کنه برام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محسن و مه سا گفته:
    مدت عضویت: 1067 روز

    به نام خداوند مهربان. امروز که به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم بزرگترین موفقیت من این بود که توانستم با تغییر دادن باورها و توکل به خداوند، یک عادت بد یا ترس را کنار بگذارم و نتیجه‌اش را در آرامش و موفقیت‌های کوچک و بزرگ دیگر ببینم. حالا وقتی دچار تردید می‌شوم، به همان نقطه عطف نگاه می‌کنم و با یادآوری آن اعتمادبه‌نفس می‌گیرم و مصمم‌تر مسیر هدف جدیدم را ادامه می‌دهم. خداوندا سپاسگزارم که با هدایتی که در زندگی‌ام داشتی، هر روز نشانه‌های بیشتری از قدرت و توانایی‌ درونم می‌بینم و مطمئنم که باز هم پیروزی با حضور تو امکان‌پذیر است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    نعمت اله بهراموند گفته:
    مدت عضویت: 898 روز

    بنام آفریدگار بی همتا

    من نعمت وکیل دادگستری یه زمان از زیر صفر کلوین شروع کردم به مطالعه برای آزمون وکالت عزیزان مسحتضر هستند که قبولی در آزمون وکالت احتیاج به سطح علمی بالایی داره و رقابت بسیار حساس و نفس گیر نمیگم سخت و یا نشدنی میگم حساس و احتیاج به تمرکز بالا دارد

    بنده دوسال جهت قبولی در آزمون وکالت تلاش کردم ولی نشد اینجا میخام صادقانه بگم با این که سطح علمی بسیار بالایی داشتم ولی با اختلاف یکی دو نفر رد میشدم تو آزمون ولی بعد نشستم و درون خودم رو کنکاش کردم و متوجه شدم که با وجود تمرکز و تلاش فراوان من یه باور اشتبا دارم و تا زمانی که تعغیر ندم این باور رو قبول نمی شم

    باور چی بود

    باور این بود که من فکر میکردم در کار وکالت بی عدالتی میشه و خدا منو دوست داره و چون منو دوست داره پس نمیخاد که وکالت قبول شوم

    و این شده بود یه سد قوی توی ذهن ام و با وجود تلاش و تمرکز بالا قبول نمی شدم

    ولی با دیدن جلسه 10و 11دوره عملی دستیابی به رویا متوجه این باور تو عمق باورم‌شدم و نشستم با تمرکز تعغیرش بدم و به راحتی رتبه برتر شدم و این برا خودم هم جالب بود

    و در خصوص مطالعه تلاش و تمرکز زیادی گذاشتم

    و موفق شدم

    الان هر جا میخام کاری انجام بدم اون شرایط یادآور ی میشه برام و میگم من میتونم اگه اونجا تونستم اینجا هم میتونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1602 روز

      سلام و درود خدا به آقای بهراموند..

      فقط میخام بگم…..هدایت الهی!!!!!

      همین الان لطف خداوند شامل حالم شد..

      من طبق الهاماتی از طرف خداوند برای فروش؟شرکتم…داشتم”

      بهم یه اطلاعیه داد..که باید از طریق دادگستری اینکار رو انجام بدم…

      ناگفته نمونه چند هفته هست من تکاملمو گذروندم تا این لحظه به کامنت شما هدایت بشم..

      الله اکبر

      و یه لحظه حسم گفت بیام پیام شما رو بخونم..

      و دیدم شما توی این مسیر موفق شدیین…

      و میخام اولا”تحسینتون کنم..که تونستین توی این مسیر ادامه بدیین و موفق بشید..

      ثانیا”خاسته من برای فروش شرکت تعاونیم.از طریق وکلات ..اقدام کنم.

      سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه در حال هدایت ماست..

      بهتون تبریک میگم…

      همین الان توی اینترنت سرچ کردم اسم شما رو دیدم…

      انشالله برای این موضوع براتون پیام گذاشتم..ببینیم قدم بعدی چی میشه..

      فقط میخام بگم..خداوند همزمانیها رو انجام میده اونم با یه هدایت کوچک

      ….در ادامه..

      در پناه خداوند بزرگ باشید…

      خانم علی پور.هدایت در کمترین لحظه…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    زمانی که دوره دوازده قدم را شروع کردم از زیر خروارها باور غلط وارد باورهای درست شدم .شاخ و برگ های اضافه را حرس کردم

    جوانه های زیبایی روییده شد

    که تغییر باورها بود در ذهنم

    و منو رسوند به درآمدهای یک ذره بهتر

    درآمدی 10 میلیونی داشتم شد 12 میلیون

    و اینکه پله ای کردم که درآمدم شد 18 میلیون

    و باز شاخ و برگ های اضافه که باورهای غلط بود در ذهنم حرس کردم

    که ببین یک ذره باورها رو عوض کردی

    تغییر کردی

    قدم برداشتی

    و گوش دادی به الهامات خدا و نتیجه ها اومد

    و هر ماه هدف گذاری میکردم

    هدف ها تیک میخورد تحسین میکردم

    و باز نتیجه بهتر میشد

    پیش رفتم و پیس رفتم

    نتیجه را در قدم چهار نوشتم که این شد الگوی موفقیت من و در سایت هم ثبت شد و اینکه بعضی مواقع روی سایت هم جزو نتیجه های دانشجویان بالا میاد اون زمان من رسیده بودم به درآمد 160 میلیون

    و حالا که دارم این رد پا رو میگذارم

    من درآمدی 400 میلیونی را دارم در هر ماه

    و همه اینها با تغییر باورهایم رسیده به اینجا .مدام دارم شاخ و برگ های خشکیده که باورهای اشتباه من است را حرس میکنم

    و نتیجه بهتر میشود

    و به الهاماتی که بهم میشود عمل میکنم نتیجه بهتر و رنگ و بوی عالی تر در زندگی ام دارم

    و از خداوند سپاس گذارم که بهترین ها در هر لحظه دنبال من است خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 137 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 437 روز

      سلام داداش عزیزم؛ایشالا هرکجا هستی درپناه خداوند سلامت باشی؛وقتی کامنت زیبایت را خواندم لذت بردم وتحسینت کردم افرین به این همه استمرار وپشتکار ؛؛منم خیلی میخوام تغییر کنم اما نمیدونم چرا نمیتونم مثل شما عزیزان اینقدر استمرار داشته باشم؛خدایا کمک ویاریم کن که مثل خانواده عزیزم من هم پیشرفت کنم؛افرین ومرحبا؛ایشالا بازهم ازنتایج قشنگت برامون بنویس؛درپناه خداوند؛شاد؛سلامت؛ثروتمند؛و خوشبخت باشی داداش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        سید حسن گفته:
        مدت عضویت: 1353 روز

        سلام به الهام عزیز

        ممنون از اینکه زمان زیبایت را گذاشتی و پاسخ دسترو دلبازانه را برام نوشتی تحسین

        همیشه وقتی میخواستم یک قدم تغییر کنم و باور بسازم

        همه اونهایی که نتیجه می‌گرفتن را تحسین میکردم

        سپاس گذاری میکردم از این همه نعمت که خدا بهمان داده است و هنوز هم تحسین کردن را دارم

        یکی از شاخه های خشکیده تغییر باور همین بود که تحسین میکردم

        قبل حسرت می‌خوردم که ببین این چجوری رسیده به اینجا شاخه حسرت را قطع کردم

        رسیدم به جوانه تحسین

        و این قدم اول شما برای تغییر است

        و ایمان دارم همین که این جوانه تحسین در ذهنت روییده شده یک نتیجه برات داره شاید به چشم نیاید ولی نتیجه بخش است

        فقط نشانه نتیجه را پله کن به گفته استاد هدایت میشوی به نتیجه بعدی

        خدایا شکر که این مسیر زیبا را در کنار خانواده عزیز عباسمنشی دارم سپری میکنم و لذت میبرم

        منتظر نتیجه تحسینت هستیم تا بخونیم و لذت ببرم

        در پناه الله مهربان موفق باشی

        و از رد پایت بنویسی و چراغ راه برای خودت و دیگران باشی

        درود به الهام آقایی عزبز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: