به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، رسیدن به خودشناسی درباره یک ترمز بزرگ ذهنی است که استاد عباس منش آن را مکانیزم دفاعی ذهن در برابر موفقیتهای بزرگ می نامد. استاد عباسمنش در این آموزش، از این ترمز مخفی و مخرب ذهن پرده برمی دارد که: چرا بسیاری از افراد، ثروتهای عظیم و موفقیتهای چشمگیر دیگران را انکار میکنند، آنها را دروغ میپندارند یا به عواملی مانند دزدی، رانت و شانس نسبت میدهند. ریشه این انکار، در باورهای محدودکننده ذهنی فرد نهفته است. همان باورهای مخربی که به صورت مخفی در حال دور کردن فرد از تجربه خواسته هایش است. زمانی که ظرف ذهنی یک انسان با تجربیات محدود و شکستهای پیدرپی پر شده باشد، شنیدن ارقام درآمدی میلیاردی یا موفقیتهای سریع، برایش غیرقابل هضم میشود. چون ذهن او نمیتواند این حقیقت را بپذیرد، برای حفاظت از خود، سریعاً برچسب «غیرممکن» یا «کلاهبرداری» را به آن میچسباند.
درس بزرگ اینجاست که ما جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باور داریم تجربه میکنیم. تا زمانی که الگوی ذهنی شما بر مبنای «نمیشود» و «سخت یا غیرممکن است» بنا شده باشد، حتی اگر فرصتهای طلایی و نعمتهای خداوند مانند کشتیهای کریستف کلمب در مقابل چشمانتان رژه بروند، شما قادر به دیدن آنها نخواهید بود، زیرا صدها ترمز ذهنی مخرب در ذهن شما به صورت مخفیانه، مانع درک فراوانی و آسانی در دسترس بودن نعمت ها می شود. به دلیل وجود این ترمزهای مخفی ذهن است که شما به ایده ها و راهکارهای هماهنگ با خواسته های خود هدایت نمی شوید و تمام خواسته های شما پشت سد این ترمزهای مخرب و مخفی ذهن، جمع شده است. کافی است جهادی اکبر برای شناسایی و حذف این ترمزهای مخفی به راه بیاندازید تا تمام آنچه را در زندگی تجربه کنید که الان به خاطر این ترمزهای مخفی ذهنی، غیرممکن یا سخت می دانید. کار دوره کشف قوانین زندگی، شناسایی و حذف ترمزهای ذهنی مخربی است که در برابر خواسته های خود دارید. همان ترمزهایی که اجازه هماهنگ شدن و هم مدار شدن با خواسته هایتان را نمی دهند. به همین دلیل به جای تحسین دستاوردهای دیگران و الهام گرفتن از آنها، به انکار موفقیت های آنها می پردازید و خودتان را بازهم از مدار تجربه آن خواسته ها، دورتر می کنید. راهکار این است که با کمک آموزه های دوره کشف قوانین زندگی، این ترمزهای مخرب ذهنی را بردارید تا ذهن شما به جای انکار موفقیت های دیگران، مصمم به خلق آن نتایج در تجربه زندگی شما نیز بشود.
نکته بسیار کلیدی و آموزنده دیگر در این فایل، تقابل میان «تکنیکهای بشری» و «قوانین کیهانی» است. استاد با اشاره به تجربه شخصی خود در راهاندازی وبسایت، نشان میدهند که چگونه متخصصان و اساتید بازاریابی که غرق در آمار و احتمالات ریاضی بودند، موفقیتهای بزرگ را «محال» میدانستند. آنها بر اساس منطق محدود خود میگفتند که دریافت صدها کامنت در روز غیرممکن است، اما استاد عباسمنش با تکیه بر ایمان به قانون فراوانی و قدرت فرکانس، نتایجی را خلق کردند که تمام آن معادلات را برهم زد. این درس به ما میآموزد که نباید اجازه دهیم محدودیتهای ذهنی دیگران، حتی اگر متخصص باشند، سقف پرواز ما را تعیین کند. وقتی شما وارد مدار درست میشوید و باور دارید که جهان مشتاق شنیدن حرفهای شماست، کائنات، آدمها و فرصتها را به گونهای به هم متصل میکند که نیازی به هیچ تکنیک پیچیده یا تبلیغات عجیب و غریبی نیست. موفقیت، حاصل زور زدن در دنیای بیرون نیست، بلکه نتیجهی هممدار شدن با خواستهها در دنیای درون است.
در نهایت، این فایل هشداری جدی در مورد جستجوی عوامل بیرونی برای موفقیت است. بسیاری از افراد سالها وقت خود را صرف تغییر نام (به امید حروف ابجد)، تغییر دکوراسیون، تغییر قالب سایت یا تقلید از ظاهر افراد موفق میکنند، با این توهم که عامل موفقیت در این پوستههای بیرونی نهفته است. استاد عباسمنش با صراحت تمام بیان میکنند که اینها تنها حاشیه است و اصل ماجرا، فرکانسی است که شما در هر لحظه ارسال میکنید. اگر نامتان را عوض کنید اما باورتان همان باور قبلی باشد، نتیجه هیچ تغییری نخواهد کرد. معیار تشخیص باور درست از غلط بسیار ساده است: احساس شما. هر فکری، هر حرفی و هر باوری که به شما احساس ترس، ناتوانی و ناامیدی میدهد، یک دروغ بزرگ و یک باور محدودکننده است که باید دور ریخته شود؛ و هر باوری که به شما احساس قدرت و امید میدهد، حقیقتی است که باید آن را در آغوش بگیرید. اگر میخواهید نتایجی فراتر از حد تصور دیگران بگیرید، باید جرأت کنید و با شناسایی و حذف ترمزهای مخفی ذهنی، چیزهایی را باور کنید که دیگران غیرممکن میدانند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD419MB35 دقیقه
- فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن32MB35 دقیقه














سلام
یکی از باورهای محدود کننده این هست که اگر افراد به موفقیتی رسیدن از راه نادرست به اون رسیدن. (دزدی، کلاهبداری، پارتی، رانت، پول داده و..) یا اینکه اگر فردی موفق شده آدم خاصی بوده و استثنا بوده، یا یک سری موفقیت ها رو نمیشه بدست آورد.
درصورتی که تمام این باورها محدود هستند و اشتباه.
مدتی هست در کسب و کار خودم دیدم یک بنده خدایی در مدت زمان بسیار کوتاهه چند ماهه تونسته رتبه خیلی خوبی در بازار ایجاد کنه و همیشه بالای 10 تا پروژه در حال انجام داره، ذهنم اصلا این فرد رو تحسین نکرد و این نجوا توی ذهنم اومده بود که این فرد داره تقلب میکنه و در این وضعیت بازار مگه میشه چنین چیزی؟ بعد این فکر بهم حس بدی میداد. گفتم یکجای کارم ایراد داره و به این فایل هدایت شدم که ببین این فرد.. یک فرد موفق هست و اتفاقا باید تحسینش کنی. چرا میگی داره تقلب میکنه؟ چرا میگی این آمار واقعی نیست؟ اتفاقا این نشون میده که میشود. این نشون میده که رسیدن به چنین موفقیت هایی امکان پذیر هست. این نشون میده که اگر باورهای درستی داشته باشی میتونی خیلی زیاد پیشرفت کنی و تحسینش کن بابت جذب مشتری عالیش. تحسینش کن بابت موفقیت در افزایش رتبه اش. تحسینش کن بابت اینکه همیشه مشتری داره. تحسینش کن بابت اینکه انقدر متعهد هست و هر روز داره کار و فعالیت میکنه و پیشرفت میکنه و هدفتمند زندگی میکنه.
در یک حوزه دیگه هم دیدم من دنبال تکنیک افتادم. یعنی به جای اینکه بگم چه باوری بسازم که نتایج بهتر بگیرم دنبال این هستم که چه تدوینی بکنم چه کاری رو انجام بدم که نتیجه بهتر بشه. درصورتی که من باید اول باورها روشون کار کنم و خیلی از افرادی که در این حوزه تونستن موفق بشن رو تحسین کنم بابت اینکه انقدر باورهای خوبی داشتن که منجر به اقداماتی شده که تونسته این نتایج مالی رو براشون ایجاد کنه. هدفمندیشون رو تحسین کنم. هر روز با عشق کار کردنشون رو تحسین کنم. مهارت های عالیشون رو تحسین کنم. توانایی نتیجه های مالی خوب گرفتشون رو تحسین کنم. توانایی واچتایم بالا گرفتنشون رو تحسین کنم. اینها همشون موفقیت های این افراد هست و مهم تر از همه به خودم بگم اینها آدم های خاصی نیستند و اگر برای این افراد شده در حوزه کاریشون موفقیت بدست بیارن برای من هم میشه که در حوزه کاریم موفقیت بدست بیارم. این افراد باورهای بهتری داشتن و نوش جانشون باشه دستاوردهاشون.
و از طرف دیگه این باور رو در خودم تقویت کنم که تکنیک نیست که نتیجه رو ایجاد میکنه و نرم دنبال تکنیک بگردم. به قول استاد این افرادی که در حوزه اینترنت مارکتینگ کار میکردن هزاران برابر تکنیک بیشتر بلد بودن و ما هیچی بلد نبودم اما با باورهای متفاوت نتایجی گرفتیم که اونها در کل دوران کاریشون نگرفته بودن.
همچنین قالب سایت و نمیدونم تدوین خاص و اینها عامل موفقیت نیست. عامل اصلی باورها و فرکانس هاست که روشون کار بکنی مهارتت و نتایجت ارزشمند میشه. افراد زیادی هستند که سوالاتی دارن و تو هم پاسخش رو داری و اگر باورهای مناسب داشته باشی خود به خود اون افراد با تو آشنا میشن و پاسخ سوالاتشون رو میگیرن و جهان این کار رو انجام میده.
خیلی ممنونم بابت آگاهیهای عالیتون.
سلام خدمت شما
نکتهای که از این فایل دریافت کردم این هست که هرکسی که به هر موفقیتی رسیده این باور رو داشته باش که این موفقیت برای من هم امکان پذیر هست. صد در صد این موفقیت راهی داشته پس من هم میتونم بهش برسم
و اینکه به جای اینکه خواسته هات رو کوچیک کنی و بگی نمیشه، خواسته هات رو بزرگ نگه دار و باورهات رو قوی تر کن
هر باوری که بهت احساس خوبی میده رو بپذیر و در خودت ایجاد کن و هر باوری که بهت احساس بدی میده رو قبول نکن
یکی از باورهای محدود کنندهای که به من داده شد و باعث شد نتایج خوبی نگیرم این باور بود که آدمهایی که موفقیت مالی رسیدن آدمهای خاصی هستند و این موضوع برای ماها امکان پذیر نیست.
من در گذشته یک باور خیلی خوب داشتم زمانی که کسب و کار گیم هاستینگ رو شروع کردم.. البته اول نمیخواستم گیم هاستینگ بزنم و سرور بفروشم ولی برای پیشرفتم به سمت این مسیر هدایت شدم تضادهایی بوجود اومد در مسیر کاریم که فهمیدم برای اینکه بتونم گیم سرور خوبی داشته باشم باید بتونم زیر ساخت های مناسبی رو تهیه کنم و این نیاز داره به پول و به همین رفتم سمت کار کردن و فروش سرور، البته الگوهای خوبی هم برای خودم انتخاب کرده بودم و اعتماد به نفسم بالا بود و راحت باهاشون ارتباط میگرفتم و خودم رو کمتر از اونها نمیدونستم و همین باعث شد که راه اونها رو برم و گیم سرور دلخواهم رو ایجاد کنم، اون باوری که داشتم که باعث شد در این مسیر رسیدن به خواستهام یعنی گیم سرور عالی زدن و بعد گیم هاستینگ پیشرفت عالی بکنم این باور بود که من به دلیل باور عمیقی که داشتم و بهمم تزریق کرده بودن این بود که آقا من در حوزه کامپیوتر عالی هستم و هر کاری رو که بخوام میتونم انجام بدم. دلیل شکل گیری این باور هم پیشرفت چشم گیر من در حوزه کامپیوتر بود و من این حوزه رو خیلی عالی یاد میگرفتم و مسائلش رو حل میکردم، با نرم افزارها سر و کله میزدم و هر کاری میخواستیم باهاشون انجام بدیم من خودم میتونستم ازش سر در بیارم و یک پروژه خوب باهاش انجام بدم که دیگران رو شگفت زده میکرد.. و خیلی هم مورد تشویق قرار میگرفتم و کم کم باورم کردن افراد که چقدر کارش خوب هست، من هر چیزی رو در سن بسیار پایین یاد گرفتم، زمانی که مهندسهای نرم افزاری سیستم میبستن و سیستم عامل نصب میکردن من شاید 10 سالم بود و در همون سن یادگرفتم که چطور این کار رو انجام بدم و خودم مثلا یک چیز سادهای که اون زمان بزرگ بود مثل سیستم عامل ویندوز 98 رو نصب میکردم و بعدش xp و اینجور موارد و مثلا کارهایی با نرم افزارها میکردم که هیچکس بلد نبود و با عشق صبح تا شب با کامپیوتر کار میکردم و انواع چیزها رو یاد میگرفتم و همین موضوع باعث شده بود که این باور در من تقویت بشه که من در حوزه کامپیوتر هر چیزی رو که بخوام میتونم ایجاد کنم، بعد وقتی خواسته ام این بود که گیم سرور داشته باشم با همین باور رفتم و با اینکه هیچی بلد نبودم گفتم من میتونم گیم سرور خودم رو درست کنم و ایجادش کردم خیلی ابتدایی بود بعد وی پی اس خریدم و گیم سرور خودم رو راه اندازی کردم باهاش و دوستان اومدن متصل شدن .. بعد ایراد گرفتن از سرور گفتم بگید ایرادهاش رو بهم پله پله حلشون میکنم و تک تک ایرادات و مشکلات رو حل کردم و اینها لطف خدا بود این دانش رو مهارت رو ذوق و شوق و همه اینها لطف خدا بوده به من و من مشکلات رو حل کردم و رسیدیم به مشکلات خیلی اساسی در این گیم سرورها مثلا مشکل اسپم هایی که روش صورت میگرفت مشکل چیت هایی که افراد میزدن و خیلی چیزهای دیگه و برای همه اینها راهکار ارائه کردم و اونها رو هم حل کردن که هیچ کس حل نکرده بود و همین باعث شد رشد چشم گیری ایجاد بشه، تک تک امکاناتی که دوستانم بهم میگفتن سرورهای دیگه داره و ما نداریم رو من میشستم و ایجاد میکردم و ایده های خودم رو هم آوردم و انواع سرورهایی رو زدم که هنوزم که هنوزه بعد از این همه سال این ایده هایی که من اجرا کردم رو افراد دیگه در ایران و جهان اجرا کردن و همون رو کامل تر کردن و الان هست ولی استارتش رو خودم زده بودم، خلاصه من انواع پیشرفت ها رو بواسطهی این باور ایجاد کردم و خودم رو خیلی باور داشتم، حالا کاری به شکستهایی که به خاطر باورهای نامناسبم ایجاد شد ندارم ولی اون موفقیت هایی که بوجود اومد به خاطر این بود که من باور داشتم هر مسئلهای رو میتونم حل کنم و در کامپیوتر عالی هستم و با همین باور راه ها بهم گفته میشد.
استاد در مورد این باور صحبت کرد که من گفتم میخوام در طی 6 ماه بشم سایت اول موفقیت ایران و با این باور که میتونم حرکت کردم و زودتر از این موعد به خواسته ام رسیدم. چون در حضوری تونسته بودن به موفقیتی که میخوان برسن و این باور وجود داشت برای سایت و انلاین هم به خواستشون رسیدن. کلا موفقیتهای گذشته که با پله پله ایجاد شده میتونه خیلی میتونه به ما باور بده که قدمهای بزرگتر رو هم میتونیم برداریم.
این باور که استاد گفت من میام باور درست رو در مورد اینترنت ایجاد میکنم و وارد یک مداری میشوم که آدمهای بسیار زیادی سوال دارن و من هم جواب دارم و خدا ما رو به هم کانکت میکنه، مثل مایی که برای پیشرفتمون با این سایت آشنا شدیم بدون اینکه تبلیغ ببینیم نکته مهم این فایل هست، من خودم در شرایط سخت کاری بودم و سوالم این بود که چرا شرایطم درست نمیشه چرا هر کاری میکنم جواب نمیده خدایا باید دیگه چی کار کنم و هر لحظه این سوال رو میپرسیدم از خدا که باید چی کار کنم و بعدش توسط خواهرم هدایت شدم به سمت این فایل ها و بعد سایت و جواب رو خدا بهم داد و هدایتم کرد، یعنی اگر ما بلد باشیم یک مسئلهای رو حل کنیم و بعد وارد مدار درست بشیم خدا افراد رو هدایت میکنه به سمت ما که جواب سوالشون رو بگیرن. فقط کافیه ما بلد باشیم مسائل رو حل کنیم و باور داشته باشیم که خدا افرادی که دنبال حل این مسئله هستند رو به سمت من هدایت میکنه و بعد این اتفاق میافته. من افرادی رو میشناسم که در زندگیشون یک سری نتایج گرفته بودن مثلا تونسته بودن راه لاغر شدن رو پیدا کنن یا راه بهتر زندگی کردن رو یاد گرفته بودن، و بعد چون روی خودشون کار کرده بودن خود به خود به سمت مسیری هدایت شدن که افرادی به سمتشون اومدن که شما چطور این مسئله رو حل کردی و راهنماییمون کن و اونها هم راهنمایی کردن و تبدیل شدن به استاد آموزشی. کی این کار رو انجام داد؟ خدا. یعنی خدا کارش این هست که افرادی که سوال دارن رو به افرادی جواب رو دارن هدایت کنه. بارها شده که ما دنبال خواستهای بودیم و یکهو راهش به ما گفته شده. من خودم در حوزه گیم سرور دنبال این بودم که یک امکانی رو به گیم سرورم ایجاد کنم، از خدا درخواست کردم که راهش رو بهم نشون بده چون هرچی اینترنت رو زیر و رو کردم نتونستم نحوه راه اندازی این امکان رو در گیم سرور پیدا کنم، بعد یک دفعه نمیدونم چی شد در یک روزی رفته بودم توی یک سایتی و نحوهی راه اندازیش رو دیدم که آموزش دادن و به خواستم رسیدم. چطور این اتفاق افتاد؟ چون از خدا خواستم و خدا هم در زمان و مکان مناسب هدایتم کرد به سمت این موضوع.
خیلی اوقات هست که ما راه حل خیلی از مسائل رو هم میدونیم اما چون خودمون رو باور نداریم و اعتماد به نفسمون پایین هست و چون باورهای درستی نداریم اصلا در مسیری قرار نمیگیریم که بتونیم اون مهارت رو عرضه کنیم و باهاش پول بسازیم. این همه هر روز فرصتهای جدیدی برای ثروت ساختن در جهان ایجاد میشه و راهکاری بوجود میاد که میشه باهاش خیلی کارهای مفید انجام داد اما چون باورهای مناسب نداریم اصلا ایده ای که چطور ازش ثروت بسازیم و یا ایده ای که بتونیم یک خدمتی رو عرضه کنیم بهمون داده نمیشه و همه اش به خاطر باورهای محدود کننده خودمون هست.
وقتی استاد در مورد این موضوع صحبت کرد که همانطور که من با استفاده از قانون کلی سمینار حضوری برگزار کردم و موفقیت کسب کردم با همون قانون هم اومدم فضای آنلاین و موفقیت کسب کردم از خودم سوالی پرسیدم.
گفتم که محمد جان تو چه موفقیت هایی کسب کردی؟ یک سری موفقیت ها اومد تو ذهنم. تعداد موفقیت ها بالاست اما یک چند تا موفقیت اومد تو ذهنم.
مثلا بحث ایجاد سیکس پک در سالهای گذشته وقتی که واقعا میخواستمش. گفتم محمد تو چطوری به این خواسته رسیدی؟ چه کاری کردی؟ دیدم که من اومدم یک برنامه مدون ورزشی ریختم با استفاده از یک نرم افزار که خودش تمام حرکات ورزشی مناسب رو داشت، و بعد هر روز به اون برنامه عمل کردم چه زمانی که خسته بودم چه زمانی که خسته نبودم اون کارهای کوچیک رو پیوسته انجام دادم و بعد از حدود 21 یا 30 روز دقیقا یادم نیست من خط های سیکس پکم ایجاد شد. دیدم که قانون رسیدن به اون خواسته این بود که من هر روز یک قدم کوچک برای خواسته ام برداشتم و تمرین ورزشی مناسبش رو انجام دادم در یک ساعت مشخص و به اون عادت کردم و نتیجه ایجاد شد.
از خودم پرسیدم که چطور شد که در کسب و کار گیمت موفق شدی؟ گفتم که بهش علاقه شدید داشتم، با اشتیاق ادامه دادم و هر روز براش قدم برداشتم، اعتماد به نفس این رو داشتم که با افرادی که در این حوزه خوب هستن ارتباط بگیرم و سوال بپرسم و خودم رو کمتر نمیدونستم، از دیگران درخواست کمک میکردم، تیم تشکیل دادم، باور داشتم هر کاری که میخواهم و هر مسئلهای رو میتونم حل کنم در حوزه کامپیوتر و هر چیزی رو میتونم یاد بگیرم، الگو داشتم از افرادی که تونستن به این هدف برسن، با اشتیاق براش حرکت میکردم و مهارت کسب میکردم، مسائل رو پله به پله نه یک دفعه ای در طول مسیر حل کردم، از دوستانم میخواستم ایرادات کار رو بهم بگن چون بازیکن های حرفه ای بودن و مسائل رو حل میکردم، الهاماتی که بهم گفته میشد در مسیر رو انجام میدادم و به نیروی درونی خودم ایمان و اعتماد داشتم، خودم رو خوب تبلیغ میکردم البته این کار اشتباه رو هم انجام میدادم که میرفتم در سرورهای دیگه خودم رو تبلیغ میکردم ( :-D ) و همهی اینها تاثیر گذار بود.
گفتم که همین قوانینی که رعایت کردی رو هم میتونی در کسب و کار فعلیت انجام بدی، باید این باورهای خوبی که داشتی رو در خودت تقویت کنی
ایدهای که از این فایل گرفتم این هست که برای خودم مثل استاد یک هدف به این شکل تعیین کنم، رتبه 1 آموزش لینوکس در کشور طی 6 ماه. چطور میتونم رتبه 1 لینوکس در ایران بشم در 6 ماه.
حقیقتش الان که فکر میکنم حس میکنم که خودم رو باور ندارم که میتونم چنین کاری رو انجام بدم و قشنگ اعتماد به نفس کمم رو حس میکنم و احساس اینکه یادگرفتن این مهارتها کار سختی هست رو حس میکنم، یا این باور که من انرژی لازم برای اینکه چنین حرکتی بزنم رو ندارم، احساس میکنم که من نمیتونم خودم رو در چنین مومنتوم مثبت و عادات مثبتی قرار بدم و کار کار بسیار سختی هست.
این درحالی هست که موقعی که من در گیم هاستینگ نفر اول ایران شدم کاملا این باور رو داشتم که میتونم، این ایمان بود که هر کاری که بخوام رو میتونم انجام بدم هر مسئله ای رو میتونم حل کنم.
یادم هست یک مسئلهای در گیم سرورها بود و یک فرد دیگه که خودش آشنا به گیم سرورها بود گفت محمد، این مسئله توی این گیم وجود داره و کار رو خراب کرده، نمیشه توش پیشرفت کرد، هیچ کسی تو ایران نتونسته این مسئله رو حل کنه، بعد من خیلی مطمئن بهش گفتم من اینو حل میکنم. و باور داشتم میتونم. بعد یادم هست که من این مسئله رو حل کردم و این فرد اومد بهم گفت که تو چطور تونستی این مسئله رو حل کنی. یادم هست با اطمینان گفتی که میتونم حلش کنم و تا چند وقت دیگه حلش میکنم و واقعا تونستی. و ازم تعریف کرد که چقدر خفن هستم. یا وقتی دیگه خیلی موفق شدم تو ایران و همه میشناختن سرویسهام رو اومدبهم گفت که تو به این دلیل موفق شدی که در زمانی که این خلا به شکل شدید در ایران حس میشد اومدی و این کار رو انجام دادی، یعنی زمان درستی وارد این کار شدی. دقیقا افراد این باور رو دارن که دلیل موفقیت در یک کار این هست که در زمان درست بری یک مسئله رو حل کنی و اگه در اون زمان اقدام نکنی دیگه فرصتی برای موفقیت نیست که این باور محدود کننده هست هر زمانی که وارد بشی میتونی موفقیت های بزرگ رو پله به پله ایجاد کنی با حرکت پیوسته و روزانه.
باید روی خودم و ذهنیتم کار کنم و به قول استاد باورهام رو بزرگ کنم نه اینکه خواسته هام رو کوچک کنم. باید همون ایمانی که در گذشته داشتم رو ایجاد کنم.
باید باور داشته باشم که میتونم ثروتمند بشم و دور از دسترس ندونمش. باید باور داشته باشم که کسب و کارم میتونه رتبه 1 ایران باشه و دور از دسترس ندونمش. راهش گفته میشه. روی اعتماد به نفسم باید کار کنم. روی اینکه بتونم حالم رو خوب نگهدارم باید کار کنم. روی مهارت های اجتماعیم باید کار کنم و در این حوزه ضعف دارم.
عاشقتونم.