این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر به موقع هدایت شدم به سمت این فایل، درست زمانی که همه دارن بهم میگن نمیتونی من رسیدم به این فایل سرشار از آگاهی!
آره من نباید اجازه بدم که فرکانسهای منفی اطرافیانم برای من تبدیل به باور بشه، اتفاقا باید برعکسش باور خوب بسازم و ایمان قوی داشته باشم تا هم به خودم و هم به اونها ثابت بشه که شدنیه، تا اعتماد به نفسم بره بالاتر، تا باورهام قوی و قویتر بشه.
از خدای خوبم سپاسگذارم بابت فرصتهایی که برای شنیدن این فایلهای ارزشمند دارم❤️
باتوکل به خداوند رزاق اغازمیکنم وهرچه ندای درونم در این لحظات بگوید ،یادداشت میکنم .🙏
تفاوت در نتایج افراد ناشی از تفاوت درباورهای انهاست .اگر نتایج متفاوتی میخواهی باید افکاروباورهایت راعوض کنی انوقت به مدار بالاترمیروی جاییکه چیزهای جدیدی میبینی باادمهای جدیدی روبه رومیشوی که باتو هم مسیر هستند وشرایط وموقعیت های متفاوتی راتجربه خواهی کرد .
⚠️دلیل ناکامی افراد دررسیدن به خواسته هارا به باورهای محدودکننده شان ربط دهی و دلیل موفقیت را به باورهای قدرتمندکننده وثروت ساز ..!!
✔بادیدن افراد موفق باید تحسین کنی تاموفقیت رابه خود جذب کنی .رفتارهاوکردار او را زیر نظرقراردهی ورموز موفقیت راکشف کنی والبته مهم است که بتوانی اصل را ازفرع تشخیص بدهی !!
کلی کارباید روی کنترل ذهن انجام بدیم .به اندازه عمل به قوانین است که نتیجه میگیریم. مسیرکاملا تکاملی وپله به پله باید طی شود .اگر یک درس را پاس نکرده بالابروی ،یک روز به ان برمیخوری وچون راه حلش را پیدانکرده ای وتقلبی بالارفته ای ،سقوط میکنی .
✅اگه بتونم یک درصد از این نوشته هارو عملی کنم بردم !
↙️خوب یادگرفتن قوانین یک طرف …
↙️عمل کردن به آن هم طرف دیگه …!
اعتراف میکنم بااینکه یک سال بایک استاددیگه که شاگرد استادعباسمنش بودن کارکردم وتقریبا پنج ماه بااین سایت کارکردم اما هنوز خیلی ازمباحث برام خوب جانیفتاده وکامل متوجه شان نشدم که البته نیاز به سیر تکاملی داره ..
🔻امروز بخاطر رعایت نکردن قانون تکامل درس عبرتی گرفتم که فراموش نمیکنم واین قانون برایم جلوه کرد .امروز ازیک سایتی که خیلی شبیه ب سایت اصلی استادعباسمنش بود دوره هانود درصد تخفیف خورده بودن ومن بابی دقتی در ادرس سایت ،مبلغ یک میلیون وصد ازاونجادوره خریدم ودانلودکردم امابه محض اینکه دیدم سایت اصلی استادنیست متوجه کاراشتباهم شدم وهرگز ازاون فایل هایی که باارزش حقیقی شون به دستم رسیده استفاده نخواهم کرد وپاکشون میکنم تاروزیکه به صورت طبیعی بتونم تهیه شون کنم .چراکه پول یک انرژی هست که درطبیعت جریان دارد فقط باید راه دریافت رو باز بزارم .همین !
به نام خالق یکتا سلام به شما استاد عزیز و مریم جان دوست داشتنی و تمام دوستانم در سایت
– بزرگ ترین باوری که در این شرایط بیماری توانستم برای خودم بسازم این که بدن من قوی و خداوند همیشه حافظ نگه دار من استاد من بیماری باور نکردم اوایل میگفتم بیماری وجود نداره اما بعد به خودم گفتم بیماری یعنی به ترس اری گفتن یعنی وقتی از چیزی بترسم اون وارد زندگیم میکنم پس از این اوضاع نمیترسم بر خلاف تمام اطرافیانم و جدیدا یادگرفتم خبر مرگ کسی میرسه میگم روحش شاد یادش گرامی حال غریبه باشه اشنا باشه یایه شخص تاثیر گزار در این جهان چون باور کردم هرکی بره در گوشه دیگر دنیا فردی ( دستی ) به دستان رب اضافه میشه خانواده خاله من دچار بیماری شدند هرجا صحبت و ترس بود همیشه این باور که راجب بیماری داشتم میگفتم و یه مثال بزرگ هم همین خانواده بودند چرا که همه اعضا به جز شوهر خاله من نگرفتند با این که ان طور که باید و شاید رعایت نمیکرد اما خودش همیشه در حرف هاش میگفت من قویم این بدن قوی یه نکته جالب از کودکی تا به کنون با این که پنجاه سال داره یه دونه دندان خراب نداره پ همیشه این به همه میگه تنها چیزی که باور داره دندان هاش قوی و خوردن هویج و سیب هم دندانش تمیز میکنه من با دیدن این که همه به جز اون گرفتند گفتم پس میشه جایی که همه بیمارند سالم بود و باورم در رابطه با بیماری یعنی به ترس اری گفتند بیش تر شد تا این که تقریبا نزدیک یک سال بعد از این که خانواده خالم گرفتند و خوب شدند من به همراه پدر و مادر و برادرم رفتیم یزد خانه پدر بزرگم در یک روستا در اون چند روز ساعاتی بارون شدید میامد و واقعا لذت بخش زیبا بود به زیر بارون میرفتم اهنگ گوش میکردم و بالاو پایین میپریدم خلاصه تمام ان لحظات غرق احساس عالی بودم ( استاد یک هفته مانده بود تا بریم یزد به توصیه یکی از اعضای فامیل که گفته بود بیماری های خاص واکسن میرنند به راحتی رفتم واکسن اول زدم ( البته اول از واکسین به خاطر شایعات می ترسیدم اما بعد از دیدن فایلی که رفتید واکسن زدید و ان صحبت های شما در رابطه با قوانین و این که در زمان های قدیم هم که واکسن اختراع شده بوده و مردم میگفتند داخلش اجنه به علت آگاهی کم ترسم و سد ذهنیم از بین رفت و این کار انجام دادم که خود همین اطمینان من در رابطه با سلامتی بیشترم بیشتر کرد ) چون من سه سالی میشه یه بیماری شکست دادم اونم با ساختن باور های قوی و همچنان هم قوی بودن خودم به خودم یاداور میشمبه جرائت میتوانم بگم ترسم ریخته و به ایمانم نسبت به سلامتی بیشتر و بیشتر شده شکر خدا از اونموقع دیگه حتی سرما کوچیک هم نخوردم با این از نظر پزشکی باید چند تا واکسن دیگه به طور مرتب میزدم و به قول اون ها خیلی باید نسبت به بقیه بیشتر مراقب می بودم اما باور نکردم و ایمان دارم دفاع ایمنی بدن من فوق العاده زیاد قققوی ) )خلاصه اون تایم که یزد بودیم پدر بزرگم سلفه میکرد و مامانم اینا نگران بودند که بیمار باشه تا این که اومدیم به سمت خانه خدارو شاهد استاد در تمام طول مسیر همه باهم بودیم پدرم تب ولرز داشت و مادرم هم زیاد خوب نبود به خاطر همین پنجره ماشین پایین نمیدادیم ، وقتی رسیدیم خونه رفتند دکتر و آزمایش. دادند منم به مدت سه روز ازشون پرستاری میکردم با انرژی و خدا را هزاران بار شکر میکردم که سالم سالمم و میتوانم دستی باشم از دستانش برای کمک بعد سه روز که جواب ها اومد مامان تستش منفی و بابا مثبت تو این سه روز دوتا شون در یه اتاق بودن پ برادرم پیش من که همون روز اونم گفت که علائمی داره و بعدش فهمیدیم اونم مبتلا بوده به لطف رب من سالم سالم بودم و هستم به خاطر همین به مدت یک ماه به خانه مادر بزرگم رفتم در واقع من چون در مدار این بیماری نبودم از خانواده ام فاصله گرفتم تا سلامتیشون به طور کامل به دست اوردن و کلی پیامد خوب هم برامو ن داشت بعد شنیدن این خبر بیماری خانواده ام با خودم گفتم هرانچه اتفاق بیافتد به صلاح من است و در طول یک ماه احساسم خوب نگه میداشتم و حواسم کامل از شرایط پرت کردم اما پیامدش این بود که رابطه پدر و مادرم بهتر از قبل شد و خانواده بعد یک سال تصمیم من پذیرفتن برای نرفتن به دانشگاه و زندگی و اینده خودم به خودم سپردن و الان در جهت تحقق بخشیدن به رویام در حرکتم یارب سپاس گزارم برای این حال خوب این باور های زیبا که در من نهادینه کردی استاد هنوز برای همه سوال که من چه جوری سالم ماندم اما خودم خوب میدانم که به لطف رب به مدار بالاتری در حوضه سلامتی رفتم و هیچ علت دیگری غیر این نیست به ماند که هرکس از اعضا برای خودش سناریو های مختلف از علت سلامت من ساخته اند که همه ان ها حتی اگر بخواهم از نظر پزشکی هم بگویم اشتباه است همه این ها به لطف رب العالمین شافی زندگیم ربی که سلامتی را بزرگترین محبت و نعمت در این لحظات زندگیم قرار داد و در هر لحظه بر سلامتی خود میافزایم سلامتی در ابعاد بزرگ تر از این که در این لحظه دارم و نتیجه را در این گروه به اشتراک میگزارم انشاالله تا رد پایی باشد از رب وجودم .
– استاد دیشب در کنار فامیل بودیم که شایعات در باره این واکسن با دلایل مورد قبول خودشان بر سر زبانشان بود که تصمیم یه خارج شدن از ان جمع گرفته و بیرون امدیم اما در ان لحظات با شنیدن ان باورهای غلط احساس بدی داشتم و قتی از ان محیط دلشتیم خارج میشدیم و در ماشین احساسم خیلی خیلی بهتر شد و رب را شکر گزارم دیشب متوجه شدم افرادی ذهن بیمار دارند که از نزدیکان من هستند و با خود گفتم ذهن من هم بیمار است که الان این حرف هارا میشنوم و درکنارشان هستم وقتی ذهنم سلامتی خود را به دست بیاورد ان ها هم از من دور و دور تر میشوند این باور خیلی احساس ارامش به من میدهد درست مثل این باور که دیگران همان اینه ای از باورهای ذهن من هستن که میبنم این طوری کسیرا قضاوت نمیکنم و حال به شدت بهتری نسبت به قبل به اتفاقات پیدا میکنم و باور دارم هرچه زود تر از این مدار و اتفاقات این مدار خارج شده و به مدارهای بالاتر و تفاقات شرایط دوچندان بهتر و زیبا تر هدایت میشوم . انشا الله
– الله نگه دارتان و زندگیتان در دنیا و اخرت سر شار از عشق و آرامش و ثروت و دولت و سلامت باد
خدایا سلام خدای من سارینام و دارم با قلبم باهات صحبت میکنم خدای من، من میترسم خیلی هم میترسم از این سگ واقعا میترسم خدای من این سگ تو وجود من خیلی بزرگ شده خیلی زیاد عملا منو به سجده در آورده. خداجون این سگ سال هاست با منه. خداجونم اولش میگفتم امروز حالم بد به این دلیل.فردا حالم بد به فلان دلیل.الان حالم بده به این دلیل که منتظر رسیدن به فلان هدف هستم بعدش حالم عالی میشه.اما الان که نگاه میکنم من ۳_۴ ساله که واقعا حالم بد هست زمان زیادی هست که واقعا تنهام الان تو اوج جونیم هستم خداجون
اما هیچ لذتی ازش نبردم عمرم میگذره و هر سال با نفرت سال قبل یا سال های قبل شروع میکنم
گاها حس میکنم که مرده باشم بهتره تا اینکه زنده ای و کیفیت زندگیت اینجوریه خدایا من از این سگ از اون لحظه که میاد و چند روز منو زمین گیر میکنه میترسم خداجونم میدونی چند قدم تو کار هام جلو میرم بعد کیلومتر ها به عقب میرم .خداجونم اخم رو صورتم ۳ ساله که نشسته خداجونم دوست هامو از دست دادم دیدی؟ منی که انقدر دوست داشتم همشونو از دست دادم و ۳ ساله که به معنی واقعی تنهام خدایا فک میکردم که مثلا امروز حالم بده امروز عصبیم اما به خودم اومدم دیدم هر روز زندگیمه و به خودم اومدم دیدم که سال ها شده که هست با من
کار هایی که میکنم واسم مثل یه مسکن کو تاه مدت هست من مسکن نمیخوام من راه حل میخوام چون رو کار کردن رو خودم استمرار ندارم پس مسکن وار استفاده میکنم از آگاهی ها کوتاه مدت اما همین حالت هم کلی درد داره چون حال خوبو تجربه میکنی اما موقت و فردا دوباره درد میکشی
خدایا یادته چقدر لذت میبردم از یک سری کار ها تیکه تیکه از بین رفت و الان از انجام اون کار ها لذت نمیبرم کلا بد اخلاقم و اون حس که سعی میکنم بخندم و جوک بگم وقتی با ادم ها طرفم حتی راجب روزمره آم دروغ بگم که کسی نبینه که این سگ سیاه دارم خداجون دیدیی چه عادت بدی رو پیدا کردم و دارم ادامه میدم فقط چون زمان کوتاهی حالم خوبه همین..قبلا من وقتی میدونستم چیزی ضرر داره منطقم بهم اجازه نمیداد که انجام بدم اما الان این عادت بد به شدت مخرب رو مدت هاست که دارم انجام میدم خداجونم سال هاست حالم بده و ترسناکه
خداجونم میگم اگه بمیرم مهم نیس میگم که چرا زنده ام؟چرا نمیمیرم
خداجون از اخم و حالت چهره هر روزم بدم میاد
خداجونم به خودم و سلامتی اصلا نمیرسم و میزارم داغون بشم. خداجونم خیلی حس های خوبو نتونستم تا الان تجربه کنم چون خودمو لایق عشق نمیدونم آماده ارتباط برقرار کردن
خداجونم هر تصمیمی که میگیرم انجام نمیدم و پیش نمیرم حتی وقتی که زیبا ترین اتفاق جلو چشم میاد و فقط یه کم تلاش میخواد رسیدن بهش رو بر میگردانم و میرم اتفاقی که همه آرزوشو دارن من حتی اون ۵ قدم برنمیدارم که برم بهش برسم
خداجونم سارینا داره نابود میشه تو اوج جوونیش داره از دست میره خداجونم کمکم کن دیگه خیلی حال بدم طولانی شده خداجونم میترسم و از اینکه زندگی تجربه نمیکنم از اینکه این روز ها هیچ وقت تکرار نمیشه خشم دارم
چقدر زور میزنم که بقیه نگن افسرده ام .پیش خودم فک میکنم که الان راجب من چی میگن میدونن که ماه هاس از خونه بیرون نیومده ام به بهونه درس خوندن و…اینکه چون میخوام به فلان هدف برسم پس باید سخت تلاش کنم و بعد ۳ روز ول میکنم و عملا فقط خودمو تو خونه زندانی میکنم وقتایی که نمیخونم حالم بد هست که اره چون نخوندی عصبانیم ..وقتایی که میخونم خالم بد میشه میگم که خودتو تو خونه زندانی کردی و عمرت داره میره و…
خدا جونم راه حل چیه من دارم میمیرم ..سارینا داره میمیره
خداجونم من همش تو ذهنم بود که حتما باید قرص بخورم اما نمیخوام وو..اما الان استاد گف اصلا قرص راه حل نیس خداجونم استاد میگه برو پیش متخصص منم عضو سایت شدم و یه تراپیست هم دارم نمیدونم منظور استاد از متخصص آیا چیز غیر اینه؟
خداجونم من با این سگی که نمیزاره جلو برم چجوری این کار ها رو انجام بدم ؟
خداجونم نمیخوام هر روز زندگی فقط بگذرونم و منتظر شب باشم
خدایا هر تصمیمی که میگیرم حس میکنم که از پسش بر نمیام
من موفق نمیشم من هیچ کار نمیتونم با موفقیت انجام بدم خداجون کمک میخوام
خداجون استاد میگه همه میتونن دچار سگ سیاه بشن
خداجون استاد میگه که ذهنم اروم کنم مدیتیشن کنم
خداجون استاد میگه قدم بزنم و بدو ام
خداجونم استاد میگه هرچقدر حالت بد باشه اگه مسیر درست پیش بری و باور هاتو درست کنی حالت خوب میشه خداجونم استاد میگه که کمکم میکنه خودش گفته
استاد بهم کمک کن به کمکت نیاز دارم استاد یه زندگی داره از بین میره خداجونم کمکم کنین
میخوام زندگی کنم میخوام شاد باشم میخوام آرزو داشته باشم و تلاش کنم و حس کنم میتونم به آرزو هام برسم میخوام دوست های زیادی داشته باشم
میخوام عاشق بشم و عشق تجربه کنم
خدایا میخوام حس موفقیت داشته باشم اون حسی که میگی من میتونم از پس انجام این کار بر بیام اون حسی که میدونی اگه بخوای میرسی به خواسته ات مثل ۱۰ بار قبلی که تونستی
خداجونم کمکم کن استاد کمکم کنین سارینا واقعا کمک میخواد
اکثر افراد با دیدن موفقیت دیگران در هر زمینه ای، بلافاصله بطور ناخودآگاه با باورهای محدودکننده ای که دارند، و به منظور توجیه شکستهای خودشان شروع به قضاوت می کنند که پارتی داشته یا خوش شانس بوده، یا حتما از راههای خلاف بوده یا خدا برایش خواسته است و …. این باورها باعث می شوند آنها از مدار و فرکانس موفقیت دورتر و دورتر شوند. در حالیکه به راحتی می توانند با تغییر باورهایشان و ایجاد این ذهنیت که: “اگر دیگران توانسته اند، من هم می توانم”، خالق بهترین شرایط در زندگی خود باشند و پتانسیل های بی انتهائی که خداوند در وجودشان قرار داده است، را به واقعیت تبدیل کنند. پس به جای این باورهای محدودکننده، می توانی باساختن باورهای قدرتمند و تحسین موفقیت دیگران، مسیر دست یافتن به خواسته هایت را هموار کنی.
من قبل از ورود به سایت به درامد ماهی ۲۹۰۰ ت با خودم میگفتم که چقدر خوبه زیاده و طوری برنامه ریزی کرده بودم که تا سه سال دیگه میتونم یه پراید دست دو بخرم خوشحااااال😂😂
خداروشکر الان با درامد ۴ ت😁که انشاالله زیادترم میشعههه هستم
من ماشین مدل بالاتر میخرم و زودترخواسته هام برزگتر شدن
رویاهام بزرگتر شدن ک منم میتونم یکی از افراد موفق این جهان وسیع باشم
نعمات فراوان هستن ثروت فراوان هستش و در اختیار همه قرار میگیره
و همه ما توانایی خلق بهترین ها رو داریم فقطط باید باورهامون رو تغییر بدیم باید با خودمون و خدای خودمون در صلح باشیم
خیلی فایل خوبی بود و مثالای استاد از زندگی خودشون واقعا عالی بود مخصوصا اون قسمت که گفتن باور داشتم که وقتی این فایل رو بذارم کسایی که توی این مدار هستن بوسیله جهان این ویدیو رو میبینن و کامنت میذارن
من یکی از اهداف اصلیم اینه که یه رابطه عاطفی خوب داشته باشم و حالا میدونم که چون مدارم بالاتر رفته جهان یه آدم خوب که توی مدار خودمه رو بهم میده و هر روز و هر روز بهش نزدیک تر میشم الهی شکرت
اینجا بمونه به یادگار که بعدا که بهش رسیدم این کامنتو ببینم و باورم قوی تر از قبل بشه
برای همه سلامتی و ارامش و شادی و عشق و ثروت و عظمت میخوام از خدای بزرگ
من زدم روی هدایت امروز من قسمت 212 زندگی در بهشت برای من اومد و عزیز دل شما گفت این فایل فوق العاده هست و من هدایت شدم
بله استاد شما راست میگویید من باور کردم که با قانون سلامتی به بدنی ایده آل د عالی میرسم چون شمارو دیدم و رسیدم و دارم ادامه میدم دوره اعتماد به نفس احساس لیاقت و عشق و مودت هم دارم تمرینات و انجام میدم و هر روز فرسکانسم و حالم خوب میشود واقعا زیبا و عالی به این فایل هدایت شدم و باید این فایل رایگان رو میشنیدم ممنون از لطف شما استاد
روزشمار24مین ردپا1402/9/2به نام الله سلام به کل خانواده استادمادرم ازبچگی همیشه به من میگفت:توهم خوش خوری ،هم خوش پوش!واین رومیخوام بگم ازبس که به قول اطرافیان دوست فامیل هرکس که منومیشناسه میگه ازبس که نیتت پاکِ کارهابرات درست میشه من اصلاشمارونمیشناختم من اصلاازواردشدن توگوشی نففففففررررررتتتتتتت داشتم خدامیداند!توی کامنتهای دیگه گفتم تااون روزی که باشوهرم برای کرایه خانه 2میلیونی دعواکردیم!حق داشت چون قسط قرعه کشی زیادداشتیم!وازخدامرگ رابرای خودم ویااینکه برای همسرم برساندیکی راحت زندگی کنه!ودرهمین روز پسرم استادعزیزم سیدعرشیانفررومعرفی کردکه من باشیخهارابطه جون جونی نداشتم!ولی این ااااااااااااسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتاااااااااااااااادددددددداست!نه شششششییییییخخخخخخ !این عزیزدرس زندگی وآزادگی میدهد!نه رعب و،وحشت!ودوباره پسرم یک جوان دربدروبعدهم راننده تاکسی قراضه رابه من معرفی کردحالابه عنوان ااااااااااااسسسسسسسسسستتتتتتتااااااااددذدددددببببببزززززززززررررررررگگگگگگگگگگ توی زندگی ام اااااااااااللللللللللللههههههههههیییییییییی تابینهایتهاسپاسگذارم. چون ازخداخواستم حرفهای رابشنوم که وجودم کیف کندوچیزهایی که من بفهمم که واردسایت وخواندن کامنتهاشدم نه زرنگی من بودنه دعوت شماخداتخته تراش وبه هم اندازاست همین است!وبه گفته مادرم رسیدیم که لیلاخوش روزی است.همیشه میگفتم والان هم میگم من باکل خانواده ام فرق میکنم همه شون باخداهستن ولی خدادست منوگرفت انداخت توی اقیانس بیکران الهی ومدام شبانه روزفایل گوش میکنم ولی پاشنه آشیلی که دارم ازخودم زیادی توقع دارم ولی خصلت انسان بایداین باشدکه هرروزبهترازدیروزباشدخیلی احساسم عالیه بعضی وقتهاهم اُفت دارم،ولی ازسال99خیلی فرق کردم والان برجی12میلیون کرایه میدیم باآرامش خدایابابت وجودعزیزدلم وبچه هام تابی نهایت سپاسگذارم .وبرای این خانواده عظیم سرتاسردنیاخداراشکرمیگویم. عاشقتونم.
سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم
چقدر به موقع هدایت شدم به سمت این فایل، درست زمانی که همه دارن بهم میگن نمیتونی من رسیدم به این فایل سرشار از آگاهی!
آره من نباید اجازه بدم که فرکانسهای منفی اطرافیانم برای من تبدیل به باور بشه، اتفاقا باید برعکسش باور خوب بسازم و ایمان قوی داشته باشم تا هم به خودم و هم به اونها ثابت بشه که شدنیه، تا اعتماد به نفسم بره بالاتر، تا باورهام قوی و قویتر بشه.
از خدای خوبم سپاسگذارم بابت فرصتهایی که برای شنیدن این فایلهای ارزشمند دارم❤️
به نام الله یکتا💐
بیست وچهارمین روز سفرنامه ام:
باتوکل به خداوند رزاق اغازمیکنم وهرچه ندای درونم در این لحظات بگوید ،یادداشت میکنم .🙏
تفاوت در نتایج افراد ناشی از تفاوت درباورهای انهاست .اگر نتایج متفاوتی میخواهی باید افکاروباورهایت راعوض کنی انوقت به مدار بالاترمیروی جاییکه چیزهای جدیدی میبینی باادمهای جدیدی روبه رومیشوی که باتو هم مسیر هستند وشرایط وموقعیت های متفاوتی راتجربه خواهی کرد .
⚠️دلیل ناکامی افراد دررسیدن به خواسته هارا به باورهای محدودکننده شان ربط دهی و دلیل موفقیت را به باورهای قدرتمندکننده وثروت ساز ..!!
✔بادیدن افراد موفق باید تحسین کنی تاموفقیت رابه خود جذب کنی .رفتارهاوکردار او را زیر نظرقراردهی ورموز موفقیت راکشف کنی والبته مهم است که بتوانی اصل را ازفرع تشخیص بدهی !!
کلی کارباید روی کنترل ذهن انجام بدیم .به اندازه عمل به قوانین است که نتیجه میگیریم. مسیرکاملا تکاملی وپله به پله باید طی شود .اگر یک درس را پاس نکرده بالابروی ،یک روز به ان برمیخوری وچون راه حلش را پیدانکرده ای وتقلبی بالارفته ای ،سقوط میکنی .
✅اگه بتونم یک درصد از این نوشته هارو عملی کنم بردم !
↙️خوب یادگرفتن قوانین یک طرف …
↙️عمل کردن به آن هم طرف دیگه …!
اعتراف میکنم بااینکه یک سال بایک استاددیگه که شاگرد استادعباسمنش بودن کارکردم وتقریبا پنج ماه بااین سایت کارکردم اما هنوز خیلی ازمباحث برام خوب جانیفتاده وکامل متوجه شان نشدم که البته نیاز به سیر تکاملی داره ..
🔻امروز بخاطر رعایت نکردن قانون تکامل درس عبرتی گرفتم که فراموش نمیکنم واین قانون برایم جلوه کرد .امروز ازیک سایتی که خیلی شبیه ب سایت اصلی استادعباسمنش بود دوره هانود درصد تخفیف خورده بودن ومن بابی دقتی در ادرس سایت ،مبلغ یک میلیون وصد ازاونجادوره خریدم ودانلودکردم امابه محض اینکه دیدم سایت اصلی استادنیست متوجه کاراشتباهم شدم وهرگز ازاون فایل هایی که باارزش حقیقی شون به دستم رسیده استفاده نخواهم کرد وپاکشون میکنم تاروزیکه به صورت طبیعی بتونم تهیه شون کنم .چراکه پول یک انرژی هست که درطبیعت جریان دارد فقط باید راه دریافت رو باز بزارم .همین !
به نام خالق یکتا سلام به شما استاد عزیز و مریم جان دوست داشتنی و تمام دوستانم در سایت
– بزرگ ترین باوری که در این شرایط بیماری توانستم برای خودم بسازم این که بدن من قوی و خداوند همیشه حافظ نگه دار من استاد من بیماری باور نکردم اوایل میگفتم بیماری وجود نداره اما بعد به خودم گفتم بیماری یعنی به ترس اری گفتن یعنی وقتی از چیزی بترسم اون وارد زندگیم میکنم پس از این اوضاع نمیترسم بر خلاف تمام اطرافیانم و جدیدا یادگرفتم خبر مرگ کسی میرسه میگم روحش شاد یادش گرامی حال غریبه باشه اشنا باشه یایه شخص تاثیر گزار در این جهان چون باور کردم هرکی بره در گوشه دیگر دنیا فردی ( دستی ) به دستان رب اضافه میشه خانواده خاله من دچار بیماری شدند هرجا صحبت و ترس بود همیشه این باور که راجب بیماری داشتم میگفتم و یه مثال بزرگ هم همین خانواده بودند چرا که همه اعضا به جز شوهر خاله من نگرفتند با این که ان طور که باید و شاید رعایت نمیکرد اما خودش همیشه در حرف هاش میگفت من قویم این بدن قوی یه نکته جالب از کودکی تا به کنون با این که پنجاه سال داره یه دونه دندان خراب نداره پ همیشه این به همه میگه تنها چیزی که باور داره دندان هاش قوی و خوردن هویج و سیب هم دندانش تمیز میکنه من با دیدن این که همه به جز اون گرفتند گفتم پس میشه جایی که همه بیمارند سالم بود و باورم در رابطه با بیماری یعنی به ترس اری گفتند بیش تر شد تا این که تقریبا نزدیک یک سال بعد از این که خانواده خالم گرفتند و خوب شدند من به همراه پدر و مادر و برادرم رفتیم یزد خانه پدر بزرگم در یک روستا در اون چند روز ساعاتی بارون شدید میامد و واقعا لذت بخش زیبا بود به زیر بارون میرفتم اهنگ گوش میکردم و بالاو پایین میپریدم خلاصه تمام ان لحظات غرق احساس عالی بودم ( استاد یک هفته مانده بود تا بریم یزد به توصیه یکی از اعضای فامیل که گفته بود بیماری های خاص واکسن میرنند به راحتی رفتم واکسن اول زدم ( البته اول از واکسین به خاطر شایعات می ترسیدم اما بعد از دیدن فایلی که رفتید واکسن زدید و ان صحبت های شما در رابطه با قوانین و این که در زمان های قدیم هم که واکسن اختراع شده بوده و مردم میگفتند داخلش اجنه به علت آگاهی کم ترسم و سد ذهنیم از بین رفت و این کار انجام دادم که خود همین اطمینان من در رابطه با سلامتی بیشترم بیشتر کرد ) چون من سه سالی میشه یه بیماری شکست دادم اونم با ساختن باور های قوی و همچنان هم قوی بودن خودم به خودم یاداور میشمبه جرائت میتوانم بگم ترسم ریخته و به ایمانم نسبت به سلامتی بیشتر و بیشتر شده شکر خدا از اونموقع دیگه حتی سرما کوچیک هم نخوردم با این از نظر پزشکی باید چند تا واکسن دیگه به طور مرتب میزدم و به قول اون ها خیلی باید نسبت به بقیه بیشتر مراقب می بودم اما باور نکردم و ایمان دارم دفاع ایمنی بدن من فوق العاده زیاد قققوی ) )خلاصه اون تایم که یزد بودیم پدر بزرگم سلفه میکرد و مامانم اینا نگران بودند که بیمار باشه تا این که اومدیم به سمت خانه خدارو شاهد استاد در تمام طول مسیر همه باهم بودیم پدرم تب ولرز داشت و مادرم هم زیاد خوب نبود به خاطر همین پنجره ماشین پایین نمیدادیم ، وقتی رسیدیم خونه رفتند دکتر و آزمایش. دادند منم به مدت سه روز ازشون پرستاری میکردم با انرژی و خدا را هزاران بار شکر میکردم که سالم سالمم و میتوانم دستی باشم از دستانش برای کمک بعد سه روز که جواب ها اومد مامان تستش منفی و بابا مثبت تو این سه روز دوتا شون در یه اتاق بودن پ برادرم پیش من که همون روز اونم گفت که علائمی داره و بعدش فهمیدیم اونم مبتلا بوده به لطف رب من سالم سالم بودم و هستم به خاطر همین به مدت یک ماه به خانه مادر بزرگم رفتم در واقع من چون در مدار این بیماری نبودم از خانواده ام فاصله گرفتم تا سلامتیشون به طور کامل به دست اوردن و کلی پیامد خوب هم برامو ن داشت بعد شنیدن این خبر بیماری خانواده ام با خودم گفتم هرانچه اتفاق بیافتد به صلاح من است و در طول یک ماه احساسم خوب نگه میداشتم و حواسم کامل از شرایط پرت کردم اما پیامدش این بود که رابطه پدر و مادرم بهتر از قبل شد و خانواده بعد یک سال تصمیم من پذیرفتن برای نرفتن به دانشگاه و زندگی و اینده خودم به خودم سپردن و الان در جهت تحقق بخشیدن به رویام در حرکتم یارب سپاس گزارم برای این حال خوب این باور های زیبا که در من نهادینه کردی استاد هنوز برای همه سوال که من چه جوری سالم ماندم اما خودم خوب میدانم که به لطف رب به مدار بالاتری در حوضه سلامتی رفتم و هیچ علت دیگری غیر این نیست به ماند که هرکس از اعضا برای خودش سناریو های مختلف از علت سلامت من ساخته اند که همه ان ها حتی اگر بخواهم از نظر پزشکی هم بگویم اشتباه است همه این ها به لطف رب العالمین شافی زندگیم ربی که سلامتی را بزرگترین محبت و نعمت در این لحظات زندگیم قرار داد و در هر لحظه بر سلامتی خود میافزایم سلامتی در ابعاد بزرگ تر از این که در این لحظه دارم و نتیجه را در این گروه به اشتراک میگزارم انشاالله تا رد پایی باشد از رب وجودم .
– استاد دیشب در کنار فامیل بودیم که شایعات در باره این واکسن با دلایل مورد قبول خودشان بر سر زبانشان بود که تصمیم یه خارج شدن از ان جمع گرفته و بیرون امدیم اما در ان لحظات با شنیدن ان باورهای غلط احساس بدی داشتم و قتی از ان محیط دلشتیم خارج میشدیم و در ماشین احساسم خیلی خیلی بهتر شد و رب را شکر گزارم دیشب متوجه شدم افرادی ذهن بیمار دارند که از نزدیکان من هستند و با خود گفتم ذهن من هم بیمار است که الان این حرف هارا میشنوم و درکنارشان هستم وقتی ذهنم سلامتی خود را به دست بیاورد ان ها هم از من دور و دور تر میشوند این باور خیلی احساس ارامش به من میدهد درست مثل این باور که دیگران همان اینه ای از باورهای ذهن من هستن که میبنم این طوری کسیرا قضاوت نمیکنم و حال به شدت بهتری نسبت به قبل به اتفاقات پیدا میکنم و باور دارم هرچه زود تر از این مدار و اتفاقات این مدار خارج شده و به مدارهای بالاتر و تفاقات شرایط دوچندان بهتر و زیبا تر هدایت میشوم . انشا الله
– الله نگه دارتان و زندگیتان در دنیا و اخرت سر شار از عشق و آرامش و ثروت و دولت و سلامت باد
خدایا سلام خدای من سارینام و دارم با قلبم باهات صحبت میکنم خدای من، من میترسم خیلی هم میترسم از این سگ واقعا میترسم خدای من این سگ تو وجود من خیلی بزرگ شده خیلی زیاد عملا منو به سجده در آورده. خداجون این سگ سال هاست با منه. خداجونم اولش میگفتم امروز حالم بد به این دلیل.فردا حالم بد به فلان دلیل.الان حالم بده به این دلیل که منتظر رسیدن به فلان هدف هستم بعدش حالم عالی میشه.اما الان که نگاه میکنم من ۳_۴ ساله که واقعا حالم بد هست زمان زیادی هست که واقعا تنهام الان تو اوج جونیم هستم خداجون
اما هیچ لذتی ازش نبردم عمرم میگذره و هر سال با نفرت سال قبل یا سال های قبل شروع میکنم
گاها حس میکنم که مرده باشم بهتره تا اینکه زنده ای و کیفیت زندگیت اینجوریه خدایا من از این سگ از اون لحظه که میاد و چند روز منو زمین گیر میکنه میترسم خداجونم میدونی چند قدم تو کار هام جلو میرم بعد کیلومتر ها به عقب میرم .خداجونم اخم رو صورتم ۳ ساله که نشسته خداجونم دوست هامو از دست دادم دیدی؟ منی که انقدر دوست داشتم همشونو از دست دادم و ۳ ساله که به معنی واقعی تنهام خدایا فک میکردم که مثلا امروز حالم بده امروز عصبیم اما به خودم اومدم دیدم هر روز زندگیمه و به خودم اومدم دیدم که سال ها شده که هست با من
کار هایی که میکنم واسم مثل یه مسکن کو تاه مدت هست من مسکن نمیخوام من راه حل میخوام چون رو کار کردن رو خودم استمرار ندارم پس مسکن وار استفاده میکنم از آگاهی ها کوتاه مدت اما همین حالت هم کلی درد داره چون حال خوبو تجربه میکنی اما موقت و فردا دوباره درد میکشی
خدایا یادته چقدر لذت میبردم از یک سری کار ها تیکه تیکه از بین رفت و الان از انجام اون کار ها لذت نمیبرم کلا بد اخلاقم و اون حس که سعی میکنم بخندم و جوک بگم وقتی با ادم ها طرفم حتی راجب روزمره آم دروغ بگم که کسی نبینه که این سگ سیاه دارم خداجون دیدیی چه عادت بدی رو پیدا کردم و دارم ادامه میدم فقط چون زمان کوتاهی حالم خوبه همین..قبلا من وقتی میدونستم چیزی ضرر داره منطقم بهم اجازه نمیداد که انجام بدم اما الان این عادت بد به شدت مخرب رو مدت هاست که دارم انجام میدم خداجونم سال هاست حالم بده و ترسناکه
خداجونم میگم اگه بمیرم مهم نیس میگم که چرا زنده ام؟چرا نمیمیرم
خداجون از اخم و حالت چهره هر روزم بدم میاد
خداجونم به خودم و سلامتی اصلا نمیرسم و میزارم داغون بشم. خداجونم خیلی حس های خوبو نتونستم تا الان تجربه کنم چون خودمو لایق عشق نمیدونم آماده ارتباط برقرار کردن
خداجونم هر تصمیمی که میگیرم انجام نمیدم و پیش نمیرم حتی وقتی که زیبا ترین اتفاق جلو چشم میاد و فقط یه کم تلاش میخواد رسیدن بهش رو بر میگردانم و میرم اتفاقی که همه آرزوشو دارن من حتی اون ۵ قدم برنمیدارم که برم بهش برسم
خداجونم سارینا داره نابود میشه تو اوج جوونیش داره از دست میره خداجونم کمکم کن دیگه خیلی حال بدم طولانی شده خداجونم میترسم و از اینکه زندگی تجربه نمیکنم از اینکه این روز ها هیچ وقت تکرار نمیشه خشم دارم
چقدر زور میزنم که بقیه نگن افسرده ام .پیش خودم فک میکنم که الان راجب من چی میگن میدونن که ماه هاس از خونه بیرون نیومده ام به بهونه درس خوندن و…اینکه چون میخوام به فلان هدف برسم پس باید سخت تلاش کنم و بعد ۳ روز ول میکنم و عملا فقط خودمو تو خونه زندانی میکنم وقتایی که نمیخونم حالم بد هست که اره چون نخوندی عصبانیم ..وقتایی که میخونم خالم بد میشه میگم که خودتو تو خونه زندانی کردی و عمرت داره میره و…
خدا جونم راه حل چیه من دارم میمیرم ..سارینا داره میمیره
خداجونم من همش تو ذهنم بود که حتما باید قرص بخورم اما نمیخوام وو..اما الان استاد گف اصلا قرص راه حل نیس خداجونم استاد میگه برو پیش متخصص منم عضو سایت شدم و یه تراپیست هم دارم نمیدونم منظور استاد از متخصص آیا چیز غیر اینه؟
خداجونم استاد میگه منظم ورزش کنم بیا باهم انجامش بدیم باشه؟
خدایا میخوام یاد بگیرم تربیتش کنم میخوام کوچیکش کنم
میخوام بتونم زندگی کنم خدایا
خداجونم استاد میگه شکر گذاری بنویسم
خداجونم من با این سگی که نمیزاره جلو برم چجوری این کار ها رو انجام بدم ؟
خداجونم نمیخوام هر روز زندگی فقط بگذرونم و منتظر شب باشم
خدایا هر تصمیمی که میگیرم حس میکنم که از پسش بر نمیام
من موفق نمیشم من هیچ کار نمیتونم با موفقیت انجام بدم خداجون کمک میخوام
خداجون استاد میگه همه میتونن دچار سگ سیاه بشن
خداجون استاد میگه که ذهنم اروم کنم مدیتیشن کنم
خداجون استاد میگه قدم بزنم و بدو ام
خداجونم استاد میگه هرچقدر حالت بد باشه اگه مسیر درست پیش بری و باور هاتو درست کنی حالت خوب میشه خداجونم استاد میگه که کمکم میکنه خودش گفته
استاد بهم کمک کن به کمکت نیاز دارم استاد یه زندگی داره از بین میره خداجونم کمکم کنین
میخوام زندگی کنم میخوام شاد باشم میخوام آرزو داشته باشم و تلاش کنم و حس کنم میتونم به آرزو هام برسم میخوام دوست های زیادی داشته باشم
میخوام عاشق بشم و عشق تجربه کنم
خدایا میخوام حس موفقیت داشته باشم اون حسی که میگی من میتونم از پس انجام این کار بر بیام اون حسی که میدونی اگه بخوای میرسی به خواسته ات مثل ۱۰ بار قبلی که تونستی
خداجونم کمکم کن استاد کمکم کنین سارینا واقعا کمک میخواد
سلام بهاستادهدایتکنندهکهدست
خدابرایمنشدهوعزیزانگروه
استادعزیزاینفایلنشانهامروزمبود
کهبازکردموحسابیذوقکردم
چونکهدیروزبرایکاریکهبااگاهیهایی
کهازعلایقمشروعکردم
دنبالراهحلیبرایفروشاینترنتی
محصولارزشمندممیگشتم
کهباالهامیکهبهقلبمرسیدبهدختر
عزیزمکهبسیارمهربانوتحصیلکرده
استپیشنهادادم
فروشرابهعهدهبگیردواوهمپدیرفت
وگفتعاشقانهانجاممیدهم
ومنهمکهدرحالباورسازیهایدرست
برایمسایلمخصوصامالیهستم
والبتهدرایندوسهماهیکهبااستاد
عباسمنشعزیزاشناشدمنتایج
مثبتفوقالعادیگرفتمکهواقعا
شکرگداراستادعزیزمبرایفایلهای
رایگانشونهستموالبتهکتابهای
الکترنیکیروهمکهسبدهدیهبودروهم
مطالعهمیکنم.
امروزوقتینشانهروزمراباورسازیهای
استادعزیزمدرموردسایتشان
دیدمواقعابرایباردیگرمطمئنشدم
خداراهمرابهگروهعباسمنشگرامی
گشودهوانقدردرونمپرازشوقهست
کهخواستمحتماکامنتیبنویسمواین
شوقوشادیمرابههمفکروهمفرکانسی
هایعزیزمبهاشتراکبگذارم
عزیزانممنسالهابااینکهزندگی
مشکلیداشتمولیباورداشتممنفرد
موفقوثروتمندیهستمولی
نمیدانستمچرامسایلدیگرمبهلطفخداو
خودشناسیهاییکهدرکلاسهابهدست
اوردمتونستمحلکنم
ولیبهثروتنرسیدم.
وقتیشروعکردمچندتاکتابدرمورد
ثروتمندانخواندمفهمیدمافکارمان
درخانوادهخیلیایراددارد
وبعدازاینکههمسرمبازبانبیزبانی
مرامسخرهمیکردومیخواست
مرامجابکندکهتوکهخانممومنیهستی
چرادنبالپولیواینجورحرفهاکه
همهگوشمانبهاینحرفهاخیلیخورده
ودلممیخواستبتوانمعلاوهبر
موفقیتهاییکهدرزندگیوارامشم
کسبکردمفردثروتمندیباشم
دیگهخودمرومجابکردمکه
مگرحضرتسلیمانخداپرستو
باایماننبودپسمنهممیخوام
مومنثروتمندباشمنهمومنگدا
وفقیر.
خلاصهوقتیبهسایتاستادعزیزکه
معجزهوارکهدرکامنتهایاولمنوشتم
راهنماییشدمخیلیشوروشعف
بیوصفیتماموجودمراپرکرده
طوریکهاگرچندساعتنتونمفایلهارو
ببینمویاگوشبدمخیلیحسنیاز
میکنمکهحتمایهمطلبهمشده
یادبگیرموچندروزهکهرویباورهای
ثروتمندیوشناختترمزهاو
محدودیتهاکارمیکنموباترسهام
روبهرومیشمویکیازاونترسهام
واردشدنتویسایتبرایفروش
محصولمبودکهباکمکگرفتنازدخترم
کهبهخریدوفروشعلاقهداره
وگذاشتنمحصولاتمتویوضعیت
واتساپمشروعکردماونهمبهخاطر
الهامیکهبهمنشدوامروزکهمعجزه
دوبارهخداوندهمینفایلاستاد
درموردباورهاشونبرایجذبافراد
درسایتکهگفتنمنباورداشتم
بهمداریهدایتمیشمکهافرادزیادی
هستنددوستدارندمطالبمنوببینند
وکامنتبگذارندوبااینباورقوی
اولینروزهابازدیدکنندگانیحتیبرای
استادشونغیرقابلقبولداشتند
استادعزیزوهمگروهیایگرامیم
ازهمهسپاسگذارمکهبادادنتجربههاو
اگاهیاتونبهمنخیلیتویساختن
باورهایزندگیسازوروبهتکاملکمک
میکنیدوهمهنیروهایخداوندشدین
برایکسانیکهمشتاقندتابهزندگی
خودشونوجهانزیباشون
گسترشبدنوارزشافرینیوخلاقیت
بهخرجبدن
خدایاشکرتکهاینهمهدوستان
خوبواگاهروبهمننشوندادی
الهیبینهایتسپاسگذارتهستم.
به نام خداوند بی همتا
آموزه هائی که من از این ویدیوی استاد آموختم:
اکثر افراد با دیدن موفقیت دیگران در هر زمینه ای، بلافاصله بطور ناخودآگاه با باورهای محدودکننده ای که دارند، و به منظور توجیه شکستهای خودشان شروع به قضاوت می کنند که پارتی داشته یا خوش شانس بوده، یا حتما از راههای خلاف بوده یا خدا برایش خواسته است و …. این باورها باعث می شوند آنها از مدار و فرکانس موفقیت دورتر و دورتر شوند. در حالیکه به راحتی می توانند با تغییر باورهایشان و ایجاد این ذهنیت که: “اگر دیگران توانسته اند، من هم می توانم”، خالق بهترین شرایط در زندگی خود باشند و پتانسیل های بی انتهائی که خداوند در وجودشان قرار داده است، را به واقعیت تبدیل کنند. پس به جای این باورهای محدودکننده، می توانی باساختن باورهای قدرتمند و تحسین موفقیت دیگران، مسیر دست یافتن به خواسته هایت را هموار کنی.
در پناه حق باشید
بسم حبیب
قدم ۲۴ 👣🤲😍
سلام به استاد عزیزم و مریام بانو و دوستان مهربانم
من قبل از ورود به سایت به درامد ماهی ۲۹۰۰ ت با خودم میگفتم که چقدر خوبه زیاده و طوری برنامه ریزی کرده بودم که تا سه سال دیگه میتونم یه پراید دست دو بخرم خوشحااااال😂😂
خداروشکر الان با درامد ۴ ت😁که انشاالله زیادترم میشعههه هستم
من ماشین مدل بالاتر میخرم و زودترخواسته هام برزگتر شدن
رویاهام بزرگتر شدن ک منم میتونم یکی از افراد موفق این جهان وسیع باشم
نعمات فراوان هستن ثروت فراوان هستش و در اختیار همه قرار میگیره
و همه ما توانایی خلق بهترین ها رو داریم فقطط باید باورهامون رو تغییر بدیم باید با خودمون و خدای خودمون در صلح باشیم
الهی شکر شکر شکر💝🤲
سلام به هم مدارای عزیز
خیلی فایل خوبی بود و مثالای استاد از زندگی خودشون واقعا عالی بود مخصوصا اون قسمت که گفتن باور داشتم که وقتی این فایل رو بذارم کسایی که توی این مدار هستن بوسیله جهان این ویدیو رو میبینن و کامنت میذارن
من یکی از اهداف اصلیم اینه که یه رابطه عاطفی خوب داشته باشم و حالا میدونم که چون مدارم بالاتر رفته جهان یه آدم خوب که توی مدار خودمه رو بهم میده و هر روز و هر روز بهش نزدیک تر میشم الهی شکرت
اینجا بمونه به یادگار که بعدا که بهش رسیدم این کامنتو ببینم و باورم قوی تر از قبل بشه
برای همه سلامتی و ارامش و شادی و عشق و ثروت و عظمت میخوام از خدای بزرگ
سلام بر شما استاد عزیزم
من زدم روی هدایت امروز من قسمت 212 زندگی در بهشت برای من اومد و عزیز دل شما گفت این فایل فوق العاده هست و من هدایت شدم
بله استاد شما راست میگویید من باور کردم که با قانون سلامتی به بدنی ایده آل د عالی میرسم چون شمارو دیدم و رسیدم و دارم ادامه میدم دوره اعتماد به نفس احساس لیاقت و عشق و مودت هم دارم تمرینات و انجام میدم و هر روز فرسکانسم و حالم خوب میشود واقعا زیبا و عالی به این فایل هدایت شدم و باید این فایل رایگان رو میشنیدم ممنون از لطف شما استاد
روزشمار24مین ردپا1402/9/2به نام الله سلام به کل خانواده استادمادرم ازبچگی همیشه به من میگفت:توهم خوش خوری ،هم خوش پوش!واین رومیخوام بگم ازبس که به قول اطرافیان دوست فامیل هرکس که منومیشناسه میگه ازبس که نیتت پاکِ کارهابرات درست میشه من اصلاشمارونمیشناختم من اصلاازواردشدن توگوشی نففففففررررررتتتتتتت داشتم خدامیداند!توی کامنتهای دیگه گفتم تااون روزی که باشوهرم برای کرایه خانه 2میلیونی دعواکردیم!حق داشت چون قسط قرعه کشی زیادداشتیم!وازخدامرگ رابرای خودم ویااینکه برای همسرم برساندیکی راحت زندگی کنه!ودرهمین روز پسرم استادعزیزم سیدعرشیانفررومعرفی کردکه من باشیخهارابطه جون جونی نداشتم!ولی این ااااااااااااسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتاااااااااااااااادددددددداست!نه شششششییییییخخخخخخ !این عزیزدرس زندگی وآزادگی میدهد!نه رعب و،وحشت!ودوباره پسرم یک جوان دربدروبعدهم راننده تاکسی قراضه رابه من معرفی کردحالابه عنوان ااااااااااااسسسسسسسسسستتتتتتتااااااااددذدددددببببببزززززززززررررررررگگگگگگگگگگ توی زندگی ام اااااااااااللللللللللللههههههههههیییییییییی تابینهایتهاسپاسگذارم. چون ازخداخواستم حرفهای رابشنوم که وجودم کیف کندوچیزهایی که من بفهمم که واردسایت وخواندن کامنتهاشدم نه زرنگی من بودنه دعوت شماخداتخته تراش وبه هم اندازاست همین است!وبه گفته مادرم رسیدیم که لیلاخوش روزی است.همیشه میگفتم والان هم میگم من باکل خانواده ام فرق میکنم همه شون باخداهستن ولی خدادست منوگرفت انداخت توی اقیانس بیکران الهی ومدام شبانه روزفایل گوش میکنم ولی پاشنه آشیلی که دارم ازخودم زیادی توقع دارم ولی خصلت انسان بایداین باشدکه هرروزبهترازدیروزباشدخیلی احساسم عالیه بعضی وقتهاهم اُفت دارم،ولی ازسال99خیلی فرق کردم والان برجی12میلیون کرایه میدیم باآرامش خدایابابت وجودعزیزدلم وبچه هام تابی نهایت سپاسگذارم .وبرای این خانواده عظیم سرتاسردنیاخداراشکرمیگویم. عاشقتونم.