این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مریم جان ، استاد به خاطر تهیه این فایل و نوشتههای در صفحه و در قسمت سفرنامه قبل هدایت شدن به صفحات خیلی عالی و کمک کننده هست برای درک بهتر فایل بی نهایت متشکرم
برای همین دوست دارم دوباره در کامنتم قسمتهایی که برام مهم بود و مسیر رو واضح تر می کرد بیارم و با مرورش به خودم کمک کنم
آخه چطور یعنی باور ندارم بشود برای همین هم راهیم بهش نشان داده نشده که بشود.
تجربه خودش و آدم هایی که در مدارش بودن نشان داده که پول درآوردن سخت است. و برای همین پذیرش این که میشود درآمد میلیاردی کسب کرد براش سخت هست.
باورهات درست کن و در ذهنت خواسته رو بساز و مهارتهای لازم براش یادبگیر مطمئن باش که میشود.
من در مداری وارد میشوم وقتی باورهام درست کنم افرادی که در آن مدار هستند سوالاتی دارند و منم پاسخی و جهان ما رو به وصل میکند و کار خاصی لازم نیست انجام بدهم و پوست خودم رو بکنم جهان این کار برام انجام میده چون قانون و قاعده جهان هست.
وقتی باورهات درست کنی وارد مداری میشی که ایدههای عملی بهت گفته میشه برای رسیدن به خواسته هات ، شرایط ک موقعیت فراهم هست در آن مدار در واقع تو باید یادبگیری از مداری که هستی یک پله بالاتر به مدار بعدی بری.
یک چیز نداری میخوای داشته باشیش تنها راهش این که باورهات درست کنی
چه جوری؟
اولین قدم پذیرش عمیق این که تمام اتفاقات زندگیم خوب و بد رو خودم با افکارم و فرکانسم خلق کردم
حس حسرت به تحسین و حس نیازمندی رو به سپاس گزاری تبدیلش کن.
به نتایج افراد از دید قانون نگاه کن. یعنی اطرافیانت شرایط خوبی ندارن به باورهاشون نگاه و علت نتایج به باورهاشون ربط بده.
فرد نتایج عالی گرفته به باورهاش نگاه کن و نتایج به باورهاش ربط بده تا ذهن یادبگیر تحلیل و تجزیه درست رو و باور پذیر بشه براش که تنها راه رسیدن به خواستهها ساخته باورهای درست هست و نه هیچ عامل بیرونی دیگه. که تو خالق و طراح زندگیت هستی و نه هیچ فرد دیگری.
وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغیر باورهایت نداری
وقتی قبول کنی که شرایط نادلخواه زندگیات نه بخت و اقبال بد توست و نه خواست خداوند، بلکه تماماُ در کنترل خودت است و به دست باورهای خودت ساخته شده، این امید در دلت ساخته میشود که:
پس میتواند به دست خودت هم تغییر کند.
اما اگر بپذیری که شرایط تو به دست دلار ساخته شده، امیدی برای تغییر شرایط نداری چون توانی برای کنترل دلار نداری. سپس
تغییر آنچه که بپذیری خودت آن را بهوجود آوردهای، بسیار آسانتر و امکان پذیرتر از آنچه است که، فکر میکنی نقشی در ایجادش نداشتهای
مثال: یکی از اقوام پیگیر صفحات افراد فال گیر و …. هست باورش این که بختش رو بستن، یک سری افراد در تلاش هستند دیو و جن و …. که یکی از پیامبران زندانی کرده آزاد کنند و همه چی بهم بریزه اصلا یک جریان بزرگ و از الان مقدمه چینی دارند میکنند. با این که خیلی پسر خوبی هست و از خانواده مرفه و به شدت دست بخیر اما باورش این هست و در روابطش به مشکل برخورده و کار و کاسبی مختلفی امتحان کرده و با تلاش هایی که من ازش میبینم باید صدبرابر بیشتر داشته باشه اما وضع کاسبیش زیاد خوب نیست. مشتریهاش هم هر کدام به نوعی به سختی پول میدهند.
فرد دیگری که در کسب و کارش موفق هست از همان کودکی یادگرفته به احدی باج نده، مدرسه رو چون مادرش گفته برو فلان مربی این بده هوات داشته باشه ول کرده این آقا دست چک نداره و همه چی رو نقد خرید و فروش میکند شکر خدا وضعیت خوبی دارند، هیچ وقت به خودش به خاطر دیگری سختی نمیده. به فراوانی باور دارد. یک مغازه بزرگ که توش کار میکند و خونه باغ که هیچی کم نداره همه وسایل رو نو خریده و زمین کشاورزی بزرگ و سه تا ماشین دارد.یک شاسی یک نیم شاسی و یک وانت برای کارش. خونه ویلایی ش هم داره تبدیل به آپارتمان میکند و فعلا یک واحد آپارتمان لوکس در بهترین قسمت شهر رهن کامل کرده برای چند سال.
این باور باج ندادن به کسی و خدا رو حامی خودت دونستن خیلی مهم هست چون فرد دیگری در خانواده که زندگی خیلی خوبی داره خونه ویلایی بزرگ و کلی زمین و باغ و ماشین چند میلیاردی برای خرید ماشین گفتن انقدر دیر کرد قسمتی از پول بدید این بنده خدا قبول نکرد و گفت نزول بده نیستم.
بعدم به نمایشگاهی هدایت شد که شرایطش رو کامل پذیرفت و با قیمت مناسب تر بهش ماشینش رو با عزت و احترام تحویل دادند. این بنده خداهم از صفر شروع کرده با این که پدرش پول دار و سرشناس بوده اما هیچ کمکی بهش نکرده با باورهای درست زندگیش رو ساخته.
اما آقای دیگه میشناسم با این که اول زندگیش در جوانی موفق بود و زمین و ماشینداشت همه رو سر نزول از دست داد بعدشم نتوانست دیگه مثل قبل سرپا بشه. یعنی یک خورده وضعیتش خوب میشه دوباره برمیگرده عقب.
باورش الان: با پول حلال نمیشه به بالا بالاها رسید
کاسبی خرابه. مردم رو باید راضی نگه داری. پول جلو به مشتری میده که از دستش نده. الان تو این بازار کسی نقد نمیخره مردم که هر نیستند فقط باید چکی بخری و بفروشی که بتوانی سود کنی وگرنه نقد ی باید قیمت پایین بدی بره.
تو برگه این بابا میلیاردی از مردم طلب داره اما نقدینگی ناجور اندر ناجور گاهی برای پول نان و بنزین میماند . هرچی بدست میاره خرج تعمیر ماشین و اجاره خونه و هزینه های دیگه با این که شب تا صبح دارد کار میکند. اما نتیجه ای نداره. آدم های اطرافشم همکاراش همه شرایط مالی خوبی ندارند مثل خودش اند.
هر دفعه که میبینیش در حال نفرین کردن دولت و هزاران نفر دیگه و در حال گله و شکایت.
در رابطه با خودم از بچگی چون بهم میگفتند تو بخوای میتوانی این کار انجام بدی و باید خراب کاری هام رو خودم درست میکردم برای همین مثلا غذا شور میشد یا میسوخت جوری که هیچ جوره از دید بقیه نمیشد اصلاحش کرد یا تو آن زمان کم از اول درست کرد اما جوری درست میکردم که هیچ کس نمیفهمید تازه خوش مزه هم میشد.
گاهی وقتهام طعم های جدید رو باهم ادغام میکردم هم خوب میشد هم بد، بابام میگفت اشکال نداره اینحا اشتباه نکند کجا اشتباه کند؟
یا کارهای مربوط به سایتها و کامپوتر و اینترنت از بس که باهاش کار کردم و گفتند تو بخوای میتوانی الان برام خیلی راحت هست.
یادمه من تا پنجم از ریاضی بدم میآمد به خصوص مسائل اش میگفتم سخته تا اول راه نمایی معلم ریاضیم از زاویه دیگه ای بهم یاد داد به مسائل نگاه کنم از آنجا بود که ریاضی شیرین ترین درس شد برام و به راحتی میتوانستم حلش کنم یا حتی برای برادرم ساده اش کنم و بهش بگم درواقع قدرت ساده کردن و خلاصه کردن مفاهیم رو کسب کردم و بچه ها میگفتند چقدر خوب توضیح میدهی . منم باورش کردم پارسال هم تو دانشگاه کنفرانس داشتم یک نگاه به کتاب کردم شب قبلش و قسمتهایی که استاد برام فرستاده بود تو راه نگاه کردم و به زبان خیلی ساده رفتم توضیح دادم به عنوان گروه اول بودیم و استاد من رو برای بقیه مثال میزد و کلی خوشش اومده بود. من هیچ پیش زمینهای از رشتهای که واردش شدم ندارم تجربی کجا هنر و تاتر کجا اما باور این هست میرم هرچی لازم یادمیگرم ترم اول معدلم شد50 .17 و ترم دو هم شد .18 و خورده ای نکته جالبش این که ترم دوم برام راحت تر بود چرا چون این باور دارم میسازم برگه، سوال، ذهن ، استاد همه مطعلق به خدا، استاد هیچ کارست.
برعکس بقیه که دنبال این بودن فلانی خوب نمره میده یانه و آخر ترم هم شاکی بودن از استاد اما من نه.
در پناه رب العالمین شادی و سلامت در مسیر ثروتمند شدن باشید.
چقدر فایل نکاتش جدید و آموزنده بود ، چقدر خوب بود اینکه اگر یک حرفی یک نتیجه گیری دکتری یا یک متخصصی در مورد یک موضوع بهت حس بد میده ، باورش نکن ، دروغ محضه ، یک باور اشتباست.
واقعا من همیشه در مورد بیشتر سلامتی افراد در کمال ناباوری بودم و هستم ، تا ثروتشون ،
چون نقطه ضعف من، بیشتر سلامتی هست
جدا از بیماری خاصی که دارم مثلا بخاطر یک افتادن در ارتفاع کم شکستگی در ستون فقرات و مشکل دیسک برای من به وجود اومد ، حالا سوای اینکه چقدر سختی کشیدم تو این مدت و دردهای مختلف ، بارها کسانی رو دیدم که مثلاً دیسک کمر دارند ولی شبانه روز در حال کار و فعالیت و یا پله بالا رفتنو و ... تعجب میکردم
یا اینکه خانم اقاهای مسن رو میبینم و چقدر راحت دارند راه میرن ، زمین مینشینند ، پیاده روی میکنند ، بعد با خودم میگم که ای بابا اینا چطور با این سن اینقدر سرحالند و من با این سن از الان نه میتونم راه برم نه میتونم پیاده روی کنم ، و بازخودمو توجیح میکنم که اینا بیماری خاص نداشتند و استخوان های بدنشون درگیر نبوده
ولی واقعا این جمله استاد رو درک کردم که یک ناباوری در من شکل میگیره وقتی این افراد رو میبینم که اینقدر بدنشون سالم هست و من نمی توانم و نیستم ….
خدایا کمکم کن بتونم باور کنم ، بتونم باور هامو به ثبات برسونم ، بتونم معجزه رو در خودم در تنم بوجود بیارم با این باور ها
هر روز دارم باور های سلامتی رو تکرار میکنم گاهی فکر میکنم جوابی نمیده ولی باز بخودم تاکید میکنم فقط کافیه ادامه بدی
دارم ادامه میدم یه روزی بیامو بگم دیدید شد ؟ منم باورمو ساختم و شد و حالا سالم سالم هستم
سلام به استاد عزیز و همه عزیزانی که در این جمع حضور دارند
این فایل میخواد بگه که افسردگی میتونه چه نتایجی رو بهمراه داشته باشه :
احساس بی ارزشی
خستگی دائمی جسم و ذهن
غم و ناراحتی
ناامیدی
فرسودگی جسمی و حتی چهره و ظاهر
نداشتن ذوق و شوق برای زندگی
بی اشتهایی
تمرکز پایین
حافظه ضعیف
مقاومت در برابر تغییرات و عملگرائی
نابودی اعتماد بنفس مخصوصا در جمع
دروغ و مخفی کاری
ترس از حرف و قضاوت دیگران نسبت به خودمون
نقاب داشتن یعنی مخفی کردن حس افسرگی و نهایتا انرژی زیادی جهت مخفی کاری گذاشتن
افکار و حرفهای منفی
بداخلاقی
نابودی احساس عشق
هرروز تکراری و کسل کننده و خسته کننده
در شرایط بحرانی تر هم رو آوردن به مواد مخدر و الکل و نهایتا در تنهایی غرق شدن و ناامید شدن از زندگی
چون من خودم به مباحث توسعه فردی خیلی علاقه مندم بارها و بارها در جاهای مختلف قبلا شنیده بودم تنها ناجی تو خودتی ،اینجاست که واقعا فهمیدم در هر شرایط سختی حتی افسردگی تنها کسی که میتونه به من کمک کنه خودمم نه تراپیست نه خواهر نه خانواده نه دوست .
تا من خودم نخوام هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد درسته آگاهی به ما کمک میکنه در جهت ارائه راهکار اما تا من خودم دست به عمل نشم هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
من وقتی با شرایط بد عاطفی روبه رو شدم پیش یک تراپیست رفتم با حال بد ولی اون فرد تا 15 روز بعد از تعطیلات عید منو رها کرد و فقط پول رو میشناخت و اصلا براش مهم نبود که این خانم با این حال بد جسمی اومده که من نمیخوام راجع بهش توضیح بدم چون شرایط خیلی بدی بود و اصلا براش مهم نبود و اون برام شد یک درس که رها تنها فردی که میتونه بهت کمک کنه دلسوزانه خودتی .خیلی ناراحت کننده بود که فقط پول و تایم جلسه براش مهم بود تازه ایشون کلی توی اینترنت امتیاز بالا بهش داده بودن بجای غصه خوردن و توقع داشتن فهمیدم که این منم که باید به داد خودم برسم و قسم خوردم که هیچ وقت هیچ وقت برای حال روحیم پیش هیچ تراپیستی نخواهم رفت
راهکار درمان افسردگی در این فایل زیبا:
تغییر باورهامون و دیدن جهان وزیبایی های اون از یک دریچه دیگه /آرام کردن ذهنمون مثلا با مدیتیشن /پیاده روی و ورزش/داشتن دفتر سپاسگزاری بابت داشته هامون/نوشتن نکات مثبت زندگیمون /صبر/ایمان به مسیر درمان/انتظارات مثبت داشتن/بجای فرار حل مسائلمون
خداروشکر میکنم که همین تایم هایی که برای نوشتن کامنت میگذارم ،همین تایم هایی که برای گوش دادن به این آگاهی ها میزارم یعنی من تونستم در این تایم ها به چیزهای منفی فکر نکنم ،تونستم در این تایم ها حال دلمو خوب نگه دارم ،یعنی تونستم بر کمالگراییم غلبه کنم و دست به عمل بشم ،یعنی تونستم یک قدم نسبت به دیروزم بهتر باشم ،یعنی تونستم یک ردپا از خودم در این روز زیبا بجا بگذارم که روزی که در این مسیر قشنگ دارم باز هم ادامه میدم و نشانه های بزرگ و رسیدن به خواسته هام و نتایج بزرگتر اتفاق افتاد بدونم ریشه ها و دونه هایی که یک روز کاشتم کی بود و کجا بود و از چه مسیری اتفاق افتاد
برای خودم میگم که این ردپا با احساس خوب مثل کاشتن یک دانه هست و ادامه دادن این روند یعنی آبیاری ،نور کافی ،شرایط را فراهم کردن ،صبر داشتن برای جوانه زدن این دونه و قطعا میتونه خیلی پربار باشه .
خداروسپاسگزارم بابت حضورم در این لحظه بابت بودنم در این سایت بجای اینکه وقتمو ،ذهنمو پای اخبار و غیبت و شبکه های اجتماعی و… بزارم
خدارو سپاسگزارم بابت وجود شما استاد عزیز که وجودتون انقدر پربرکت هست و من ایمان دارم که من رها اومدم تا زندگیمو بسازم با دستای خودم چون من ازخدا خواسته بودم که میخوام زندگیم عوض شه و تغییر کنه و خداوند شما رو در مسیر من قرار داد
استاد بدونین من قدردان وجود شما و آگاهی های شما هستم انقدر احساساتی شدم که اشک از چشمام سرایز شده که من رها چقدر خوشبختم که یک خانواده بزرگ دارم
خیلی افراد یک سری چیزهارو یک سری موفقیت هارو و یک سری شرایط خوب رو نمیتونن باور کنند
چرا نمیتونن باور کنند؟!بخاطر تجربیاتش نمیتونه بپذیره خیلی تلاش کرده هر روز و باصداقت کار کرده مثل خیلی آدمها در اخرم ماهی چند میلیون بیشتر نتونسته پول بسازه بعد یکی رو ببینه ماشین خوب داره،خونه خوب خریده،نمیتونه قبول کنه که از راه درست به اینجا رسیده چون نمیتونه باور کنه سریع میگه حتما دزدی کرده،و …مگه میشه چطور میشه اخه؟!چون باور نداره راهی ام بهش نشون داده نمیشه
یک سری افراد به جن و بختک باور دارند و با اینکع وجود نداره میبیننش چون اینجور فکر کرده باور کرده
خیلی موقع ها هست به جای اینکه بگیم نکنه یه راهی رو ما بلد نیستیم اگر طرف به موفقیت رسیده نکنه یه راهی هست که من بلد نیستم برم راهشو یاد بگیرم و این پیشرفت ثابت میکنه که میشود
و اما اینترنت مارکتینگ
خیلی وقت ها به خاطرلایک و ویو بیشتر مثلا این مدلی اموزش میدن اگر میخوای ترفند فلان رو بهت بگم عدد فلان رو کامنت کن تا راهشو بهت ارسال کنیم
و کلی ترفند های رو اموزش میدن و بعد یک سریا به نتیجه نمیرسن و بعد ول میکنن
این افرادی که اموزش اینستگرام دارن نظر شخصی من هستش که فقط دارن یک سری دروغ رو گسترش میدن
یکی دیگه از روش های ک اموزش میدن،
برو توی پیج های ک از تو غولن،کامنت هاشون رو جواب بده تا مخاطب بیاد پیچ تو و ترو فالو کنه …
من خودم ب شخصه کلی پول خرج کردم برای اموزش اینستگرام و نتیجه نگرفتم و میخوام کار خودمو انجام بدم فارغ از اینکه اموزش دهندها چی آموزش میدن
من وارد مداری میشوم که یک عالمه ادم توی این مدار هستند و سوال دارن و میخوان از این مطالب استفاده کنند ان ها چون توی این مدار هستند ما به هم وصل میشیم جهان این کارو میکنه لازم نیست من کاری بکنم
وقتی چیزی رو نداری و میخوای داشته باشیش باید باورهاتو درست کنی
قبل از اینکه به هدفهامون برسیم قبل از اینکه برسد رویاهای بزرگ ترو بلند تر رو انتخاب کنید
بیاییم باورهامونو بزرگ کنیم باورهای خوب بسازیم به جای اینکه خواسته هامون رو کوچیک کنیم به جای اینکه ثروت و موفقیتهای دیگران رو انکار کنیم تهمت بهشون بزنیم بیاییم تحسینشون کنیم دست از حسادت برداریم و به خودمون برسیم به زندگی خودمون به باورهای قشنگی که میتونیم بسازیم و باهاش زندگی کنیم عشق کنیم و لذت ببریم بیاییم هر لحظه مواظب رفتارمون باشیم مواظب نگاهمون به دیگران باشیم که داریم با چه نگاهی به زندگی دیگران به افراد موفق و ثروتمند نگاه میکنیم آیا نگاهمون به این افراد از روی تحسین هست یا حسادت که چه بلاهایی سرمون میاره اگه از روی حسادت باشه و چه زیبا میکنه اگه از روی تحسین باشه اگه هدف الگو برداری باشه و بدونیم که اگه اون فرد اون آدم موفق، ثروتمند، معروف تونسته ما هم می تونیم چون همه ما از یک قانون استفاده میکنیم چون همه ما یه سیستم عصبی داریم چون همه ما وصلیم به منبع ، به منبع ثروت، به منبع خوشبختی، به منبع آرامش فقط باید باور کنیم فقط باید باورهامونو تغییر بدیم فقط باید باورمون رو بزرگ کنیم فقط بایدباور کنیم اگه اونا تونستن ماهم میتونیم
باید تمام این باورهایی که تو بیست و سه روز قبل تو فایلا شنیدیم هی تکرار کنیم و تکرار کنیم هی به خودمون یادآوری کنیم تا این باورهای قشنگ ساخته بشه تو وجودمون تا به آسانی مسیرمون عوض بشه تا بیاییم و هم مسیر افراد شاد و موفق بشیم و لحظه ای غافل نشیم که از مسیر خارج بشیم
پس نکته امروزم که باید هی یادآوری کنم به خودم، به موفقیت و ثروت دیگران حسادت نکنم و بلکه تحسینشون کنم و با خودم تکرار کنم اگر اونا تونستن منم میتونم واگه اونا تونستن پس میشود اونا یعنی افراد موفق و ثروتمند رو الگوی خودم قرار بدم تا من هم بشم یکی مثل اونا تا من هم موفق و ثروتمند بشم.
در ابتدای کامنتم خدای بزرگ را سپاسگزارم که مرا در مسیر زیبای این سایت قرار داد که با آگاهی های نابش راز خوشبختی را بیان میکند.
خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار، خانم شایسته گرامی و بقیه کارکنان و اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش سلام و عرض ادب دارم.
من با استفاده از بخش هدایت سایت به این فایل هدایت شدم و یه حسی بهم گفت بنویسم.
در ابتدا ذهنم مقاومت داشت چون چیزی برای عرضه کردن نداشت اما حسی که از طرف خداوند بود به من گفت:
برو و شروع به نوشتن کن من با تو هستم، بهت میگم و تو فقط بنویس.
من در مورد تاثیر افسردگی نمی نویسم،
چون در خود فایل استاد به روشنی در مورد تاثیرات این موضوع صحبت کردند و پرداختن بیش از حد باعث توجه به نکات منفی میشه.
وقتی این فایل را دیدم به یاد موضوع بسیار مهمی به نام تضادها در زندگی افتادم.
موضوعی که یکی از بنیادی ترین موضوعات در آفرینش جهان و اصلی ترین عامل تاثیر گذار در رشد جهان در تمام ابعاد و همچنین در زندگی ماست.
تا جایی که من محصولات را دارم استاد در دو محصول قانون آفرینش در فصل ششم و هفتم و در دوره روانشناسی ثروت یک، مفصل به این موضوع پرداخته و تضادها را عامل حرکت و رسیدن به خوشبختی بیان کردند.
موضوع که باعث میشه تضادهای زندگی (یا همان مسائل زندگی) باعث رشد و حرکت ما بشن، تغییر نگاه و زاویه دید ما به تضادها و عمل کردن بر اساس آنهاست.
باید آنقدر دیدگاه جدید را تکرار کنیم و در زندگی اجرا کنیم تا این نگاه و زاویه دید به باور ما تبدیل بشه.
من در حد درک و تجربه و نتایج خودم از قانون بصورت پایه ای در مورد این موضوع می نویسم تا هم ابتدا برای خودم یادآوری بشه و هم برای بقیه دوستانی که با تعهد تمام در راه موفقیت قدم بر می دارند.
اکثریت مسائلی که در زندگی تجربه میکنیم را عامل اصلی گرفتاریهای خود می دانیم.
اگه از روابط مناسب، ثروت، سلامتی و حال خوب محروم هستیم، همه را موانعی برای رسیدن به خوشبختی دانسته و در مورد این موضوع مقاومت ذهنی داریم.
دلیل این مقاومت باورهای بسیار مخربی هست که در ذهن داریم.
شرط اول برای تغییر این وضعیت، کنار گذاشتن تعصبات ذهنی و تغییر باورهاست.
تعییر باور با دادن ورودیهای مثبت و قدرتمند کننده به ذهن ( شنیده ها و دیده ها) و تکرار این ورودیها و اجرای آنها در زندگی و آغازیدن از مسائل کوچکتر هست.
با تکرار این روند و دادن منطق های درست به ذهن مخصوصا از آیات قرآن و روند پیشرفت جهان که بسیار مشهود هست میتوان آرام آرام با تغییر نگاه به مسائل زندگی و نیمه پر لیوان را دیدن، نگاه و زاویه دید خود را تغییر داده و با تغییر زاویه دید باورهای درست و بسیار قدرتمند کننده در ذهن بسازیم.
نیمه پر لیوان را دیدن هنریست که باید در زندگی بیاموزیم و عامل اصلی توانا شدن در کنترل ذهن و کنترل کانون توجه هست و اگه بتوانیم در تضادهای زندگی طوری به مسائل نگاه کنیم که احساس بهتری به ما دست بده و مدت زمان کمتری در احساس بد بمانیم و به نکات مثبت اون تضاد ( نیمه پر لیوان را دیدن ) توجه کنیم و با اگه موضوع مثبتی در اون موضوع نبود با توجه به مسائل غیر مرتبطی که به ما احساس بهتری میده ( پرت کردن حواس خود به مسائل دیگر ) و این روند را آنقدر تکرار کنیم تا به احساس خوب برسیم اونوقت کلید لذت بردن از زندگی در دستان ماست.
این باورها با ارسال فرکانس مثبت و قدرتمند دنیای اطراف ما را تغییر می دهند و ما به مدارهای بالاتر برده که در آنجا نتایج بهتر شامل: روابط عالی، عزت نفس بالا، احساس خوب بیشتر و بهتر، ثروت بالاتر، زیبایی بیشتر و در یک کلام زندگی بهتر در تمام زمینه ها را تجربه می کنیم.
این پروسه مطابق با قانون ابدی و ثابت جهان هستی انجام می شود و هر چه این روند را با قدرت و تعهد ییشتری ادامه دهیم شرایط ما بهتر و بهتر شده و این روند تا بی نهایت ادامه خواهد داشت.
حال در مورد قانون بسیار مهم و پایه ای جهان مادی که آفرینش بر مبنای این قانون شکل گرفته است.
آیه ای در قرآن هست که بیان میکنه:
«ما زمین را خلق کردیم و اون رو بسط و گسترش میدیم».
طبق این آیه و مطابق با آنچه که در بررسی گذشته جهان تا اکنون رخ داده، متوجه میشیم که جهان هستی همواره در حال رشد و گسترش در تمامی ابعادش هست ( چه در بعد منفی و چه در بعد مثبت).
و این روند رشد تا بی نهایت ادامه خواهد داشت و هیچ چیز نمیتواند مانع حرکت رشد جهان شود، این قانون ابدی و ثابت جهان مادی هست.
طبق این قانون اگر کسی در مسیر رشد و پیشرفت در زندگی ( در تمام ابعاد)حرکت کنه، در مسیر رشد جهان حرکت میکنه و با هر پیشرفتی که در زندگی خودش ایجاد میکنه باعث رشد جهان میشه و وقتی در مسیر رشد جهان حرکت کنه مورد حمایت خداوند قرار میگیره و خداوند حامی و پشتیبان اون میشه.
و از اون جایی که در جهان یک قدرت وجود داره و اون هم قدرت « رب » هست و هیچ قدرت دیگه ای (طبق آیه های محکم قرآن) بجز «رب» فرمانروا و خالق مطلق جهان نیست، لذا ما با ایمان و اطمینان خاطر در مسیر پیشرفت زندگی حرکت میکنیم و با حمایتهای خداوند به عنوان پادشاه و تنها قدرت جهان به هر آنچه که در زندگی بخواهیم میرسیم، چون در مسیر قانونمندی جهان هستی حرکت کرده و مورد حمایت خداوند هستیم.
در چنین شرایطی هیچ چیز جلودار ما نیست و ما براحتی و با لذت به خواسته های خود می رسیم.
به قول خداوند در قرآن به جایگاهی میرسیم که «میگوییم بگو و در لحظه میشود».
رشد و پیشرفت در زندگی میتواند در تمام جهات باشد.
مثل : نوشتن یک کتاب تاثیر گذار، رسیدن به وزن مناسب و سلامتی، افزایش اعتماد به نفس، داشتن ثروت بیشتر، رشد و توسعه کسب و کار و هر گونه اقدامی که به داشتن یک زندگی بهتر و داشتن احساس بهتر کمک کند.
آری، این قدرت مختص خداوند هست که فقط به ما عطا کرده، فقط کافیه توحیدی شویم، فقط کافیه بندگی اونو بکنیم، کافیه به خودش توکل کنیم.
بندگی کردن، توکل کردن و توحیدی شدن یعنی بر اساس قوانین جهان عمل کنیم، از مسیر رسیدن به خواسته ها لذت ببریم، شاد باشیم، توکل کنیم و امیدوار باشیم.
اگر تضادی پیش اومد بدونیم که این تضاد نشانه ای برای رشد ماست و آمده تا خواسته های ما را به ما نشون بده.
و ما با شفاف شدن خواسته ها به اونها توجه کنیم و در مسیر اونها حرکت میکنیم و از مسیر رسیدن به خواسته لذت میبریم و این لذتبخش ترین نوع زندگی هست.
با توجه به موارد گفته شده: تضادها عامل اصلی و بسیار پایه ای رشد جهان هستند و عامل اینکه ما خواسته های خود را بشناسیم.
به عنوان مثال اگر در رابطه ای نامناسب هستیم و در این رابطه هر روز تنش و احساس بدی داریم، این نشانه ای از طرف خداوند هست که به ما میگه این رابطه ای که ما میخواهیم نیست و طبق این تضاد ما رابطه ای را میخواهیم که در اون سراسر عشق و احساس خوب باشه چون اصل رابطه و با هم بودن اینه که از بودن با هم لذت ببریم و به احساس بهتر برسیم.
یا به عنوان مثال اگه ماشینی داریم که مشکلات عمده و فراوان داره و دائم خراب میشه و باعث تحمیل هزینه های اضافه و اختلاف وقت میشه، این تضاد نشانه ای برای ماست که به تضاد این مسئله توجه کنیم و اون موضوع را برای خواسته خود انتخاب کنیم.
به عنوان مثال: خودرویی را انتخاب کنیم که امکانات رفاهی عالی داشته باشه، کیفیت ساختش بالا باشه و طراحی ظاهری زیبایی هم داشته باشه.
به این موضوع توجه کنیم ( به طرق مختلف) و این توجهات را تکرار کنیم تا در مدارش قرار گرفته و به اون برسیم).
با شخصی را در نظر بگیرید که اوضاع مالی خوبی نداشته و شغلی داره که حتی جوابگوی هزینه های حداقلی زندگیش نیست و علاقه ای به اون شغل نداشته و لذتی از زندگی نمیبره.
این شخص دارای مشکلات عدیده بی پولی مثل سفر نرفتن، وام گرفتن و عدم پرداخت اقساط، عدمپرداخت اجاره خانه، به دیگران بدهکار بودن و هر گونه مشکلی که هر فردی به خاطر بی پولی میتونه داشته باشه رو داره.
این شخص دو راه در پیش رو داره:
ابتدا اینکه به مشکلاتش نگاه کنه و خود را بد شانس بدونه، به زمین و زمان بد و بیراه بگه و همیشه از خداوند شاکی باشه که چرا اوضاع مالیش درست نمیشه و زندگی پر از چالشی داره.
اما راه دومی هم هست :
اینکه نگاه و زاویه دیدش را تغییر بده و در مسیر قوانین اقدام کنه.
چالشها و تضادهای زندگی را نعمتی از جانب خداوند بدونه و باور کنه که خداوند با این تضادها میخواد به اون بگه که مسیرش اشتباه هست و باید مسیر درست را انتخاب کنه و در این مسیر حرکت کنه.
با نگاه به تضادهای زندگیش خواسته های خودش را بشناسه و با کار کردن روی کانون توجه و ورودی های ذهنی خودش کار کنه، و از همه مهمتر خودش را مسئول زندگیش میدونه و باور کنه که خداوند قدرت خلق 100 درصدی زندگی را بهش داده.
و با انتخاب خواسته ها با استفاده از تضادها و حرکت در مسیر درست آرام آرام و بصورت تصاعدی و از همه مهمتر بصورت کاملا طبیعی زندگیش خوب شده و به خواسته هاش میرسه.
ذکر یک نکته بسیار مهم که استاد در فصل هفتم قانون آفرینش به اون اشاره میکنند:
هر چقدر که ما خواسته های بیشتری داشته باشیم و زیاده خواه تر باشیم تضاد و مسائل کمتری در زندگی خواهیم داشت.
جهان در حال رشد به کسی کمک می کند که در حال حرکت بوده و هدف و خواسته ای را انتخاب و برای اون تلاش می کند.
اگر کسی برای خودش خواسته ای را برگزیده و در اون مسیر حرکت کنه جهان با اون کاری نداره چون خودش پروژه داره.
اما اگه کسی بی حرکت بوده و هدفی نداشته باشد جهان با تضادها برای اون پروژه انتخاب کرده و این شخص درگیر تضادها میشود و معمولا پروژه هایی که جهان انتخاب می کند پروژه های جالبی نیست.
حالا اگه این شخص سریعا به خودش بیاد و تغییر مسیر بده و هدف و خواسته ای را برگزیده و در اون جهت حرکت کنه اونوقت حمایت خداوند را به همراه خواهد داشت و زندگیش شروع به پیشرفت میکند.
اما اگر به مسیر قبلی خود و بی هدفی ادامه داده و هیچ حرکتی نکند جهان با تضادهای زیاد او را درگیر کرده و اگه این شخص به این روند ادامه دهد زیر چرخ دندههای جهان خورد شده و از بین خواهد رفت.
به قول استاد افراد در زمینه تغییر چهار دسته هستند:
دسته اول آگاهانه برای خود پروژه و خواستههای متنوع برگزیده و در جهت اون حرکت می کنند.
یعنی وقتی به خواسته خود می رسند سریعا خواسته بعدی را برگزیده و برای اون حرکت می کنند.
اینها افرادی هستند که آگاهانه زندگی خود را خلق میکنند و خوشبختی را انتخاب میکنند و همواره احساس سلامتی و خوشبختی دارند.
دسته دوم افرادی هستند که پس از رسیدن به خواسته ها مدتی هیچ اقدامی نمیکنند اما به محض دیدن نشانه ها و تضادهای کوچک سریعا دست به اقدام زده و تغییر میکنند.
دسته سوم افرادی هستند که در ابتدا با تضادهای جهان هیچ حرکتی نکرده و این اوضاع آنقدر ادامه پیدا میکنه که همه چیز خود را از دست میدهند اونوقت به نقطه عطف رسیده و شروع به حرکت میکنند.
دسته چهارم افرادی هستند که هیچ اقدامی نکرده و در مسیر زندگی همیشه پسرفت کرده و همه چیز را از دست می دهند و هلاک میشوند.
متاسفانه درصد زیادی از جمعیت جهان جزو دسته چهارم هستند.
پس همیشه سعی کنیم جزو افراد دسته اول باشیم و از زندگی لذت ببریم.
از قوانینی که خداوند برای خوشبختی و سعادت ما وضع کرده استفاده کنیم و طعم خوب ثروت، سلامتی، نعمت، حال خوب و خوشیهای زندگی را بچشیم و خدا را سپاسگزار باشیم.
یک فایلی در سایت هست به نام :
تضادها عامل اصلی رسیدن به خواسته ها.
وقتی شرایط بالا را طی میکنیم، وقتی تکامل خود را طی کرده و نتایج در زندگی پدیدار می شوند، اونوقت این جمله را بهتر درک میکنیم.
اونوقت مفهوم آیه های « سخر» در قرآن را درک میکنیم،
و میبینیم که وقتی خداوند در قرآن میگه:
مسخر شما کردیم «به اختیار و کنترل شما درآوردیم» هر آنچه که در آسمانها و زمین هست یعنی چه.
مفهوم آیه : « و از روح خود در او دمیدم و او را از خود کردم » را بیشتر و بهتر درک میکنیم.
و آنجا که خداوند میگه : پس از آفرینش انسان به تمامی فرشته ها فرمان دادم که در مقابلش سجده کنند و او را جانشین خود روی زمین کردم یعنی چه؟
اونوقت باور میکنیم که جهان بسیار زیباست. خدایی که می پرستیم زیباست، مهربان است، وهاب است و به ما رزق به غیر الحساب میدهد و بر خودش مقرر کرده بخشیدن و عطا کردن را، اگر در مسیر توحید و بندگی حرکت کنیم، اگر در مسیر قوانین جهان و تغییر باورها و فرکانس حرکت کنیم.
خدایا سپاسگزارم که مرا در مدار این نوشته قرار دادی و سپاسگزارم که بمن گفتی و من نوشتم.
که هر آنچه دارم از جانب توست.
استاد عزیز و خانم شایسته گرامی از شما هم سپاسگزارم که با تلاش بی وقفه این فضای زیبا را برای حال خوب ما و زندگی بهتر فراهم کردید.
سلام به دوستان گلم و ثروتمندم و هم فرکانسی های عزیزم و استاد عزیز و دوست داشتنی خودم و مریم جان قشنگم. استاد وقتی شما حرف میزنید من اون حس قدرت و ایمان و اون صمیمیت شما رو از پشت گوشیم درکش میکنم و خیلی این حس بهم احساس آرامش بخشی میده. واقعا ازتون سپاسگزارم که یکی دیگر از دستان خداوند شده اید.
خدایا از تو سپاسگزارم که روز دیگری را به من هدیه کردی تا باورهای جدیدی بسازم چراکه باورهایم زندگی ام را شکل میدهند. خدایا ازت سپاسگزارم که امروز میتوانم شاد باشم خوشحال باشم و لذت ببرم از ادامه این مسیر زیبای و سرسبزی که جلوی پام گذاشتی تا با گام برداشتن توی این مسیر و لذت بردن و شاد بودن با حس خوب و عالی به اهدافم دست پیدا کنم سپاس خداجونم.
با عشق و علاقه فراوان این مسیر رو ادامه میدم و ایمانم رو در خودم پرورش میدهم. گام روز بیست و چهارم از اینمسیر بی نظیر به منظور تحول زندگی و تغییر خود با موضوع«به جای کوچک کردن خواسته هایت باورهایت را بزرگ تر کن» شروع میشه: درک من از موضوع این گام اینه که بیایم باورهایمان را هم سطح با خواسته هایمان قرار دهیم، نه خواسته هایمان را هم سطح با باورهایمان.
باورهای افراد با هم متفاوت هست و به این دلیله که نتایجی که میگیرن با بقیه فرق میکنه. بزارین از تجربه ی چند هفته قبل توی مدرسم بهتون بگم دوستان قشنگم……
نظام جدید آموزشی برای امسال امتحانات نهایی رو قرار داده که تاثیر قطعی توی کنکور داره. برای رفتن سر این جلسه های امتحانی باید شناسنامه عکس دار بشه و نشون داده بشه به مراقب ها تا اجازه بدن سر جلسه امتحان بنشینیم.
خب من اینو میدونستم ولی نمیدونستم که شناسنامم عکس دار نیست و دست پدرم بود که جدا از من زندگی میکرد و فکر میکردم که شناشنامم رو عکس دار کردن. بعد مدتی توسط مدرسه بهم گفتن شناسنامم عکس دار نیست و اگر بخوای عکس دارش کنی باید بری اداره ثبت احوال و 6 ماه باید تو صف باشی و الان بری فایده ای نداره ببین میتونی بری سر جلسه..؟
خلاصه کلی باورهای اشتباهی داشتند ولی من با باورهایی که داشتم این اتفاقات برای من اصلا رخ نداد!
رفتم عکس دادم به پدرم گفتم شناسنامم عکس دار میشه و مطمعنم زودتر به دستم میرسه….
باورتون نمیشدددددد اصلا دو هفته بعدش به پدرم پیام دادم بهم گفت شناسنامت عکس دار شدههههه من اصلا اینقدر ذوق کردم که خدا میدونه.
باورهام نسبت به قبل قوی تر شد. نمیدونین چه احساس خوبی داره وقتی خودت بخوای و همون میشه.
خدایا هزار مرتبه شکرت.
من عاشق این مسیر زیبا شدم…
خدایا شکرت که من خالق زندگی خودم هستم و میتونم با باورهای درست هر آنچه اراده کنم به دست بیارم….
باز هم میام و به لطف خدا نتایج عالی و فوق العاده رو باهاتون به اشتراک میگذارم…… خودمم منتظرم که به شما دوستان گلم بگم چه اتفاقاتی برام رخ داد.
«برای تک تک دوستان قشنگم و ثروتمندم آرزوی موفقیت دارم»
اصلا این چیزهایی که گفتید در مورد ثروتمند شدن که اسمتو عوض کن یا طرح سایت یا هر چیز دیگهای به خدا اینقدر خندیدم که دلم درد میکنه واااااااااااااااااااای که خیلیا چقدر باحالن اما من خودم هیچ اعتقادی به همچین چیزهایی ندارم استاد تازه اینا خوبه یه بنده خدایی بود که میگفت بخت ثروتت بسته شده بیا من برات از موکلم بپرسم و برات بازش کنم برات دعا بنویسم که ثروتمند بشی منم خودمو زدم به کوچه علی چپ گفتم خیلی هم عالی حالا برام بنویس گفت 9 میلیون برام بزن گفتم چرا برای خودت نمینویسی که نیازی به درآمد دعا نداشته باشی گفت برات دعا غضب میکنم و من دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم اینقدر خندیدم چشمام پر از اشک شد منم گفتم هر کاری دلت میخواد بکن من منتظرم تو هم منتظر باش
سلام به استاد عزیز و گرامی که مسیر روشن زندگی رو با نور و آگاهی نشون میدن
و سلام به شما همفرکانسیهای عزیز که با بودنتون انگیزهی حرکت در این راه رو چندبرابر میکنید
وقتی تمام صحبتهای استاد رو با دقت گوش کردم و به عمق حرفهاش فکر کردم
متوجه شدم که این صحبتها فراتر از یک آموزش ساده یا تجربه شخصیه؛ بلکه یک نگرش و دیدگاه کاملاً متحولکننده به زندگی و موفقیته
استاد در این فایل به موضوعی پرداخت که خیلی از ماها شاید فقط سطحی ازش عبور میکنیم
«باور»
همه چیز از همین نقطه شروع میشه
اینکه تو واقعاً چی توی ذهنت ساختهای؟ واقعاً فکر میکنی موفقیت برای تو ممکنه یا نه؟
وقتی استاد از تجربههای شخصیش گفت
از روزهایی که هیچ الگوی مشخصی نداشته ولی فقط با یک باور قوی جلو رفته
من کاملاً باهاش ارتباط گرفتم
یکی از مهمترین نکاتی که استاد بارها و بارها بهش تأکید کرد قدرت تحسین دیگرانه
اینکه وقتی کسی موفق شده بهجای اینکه شک کنیم یا قضاوتش کنیم تحسینش کنیم
بگیم «ماشاءالله»
بگیم «خدا بیشترش کنه»
چرا؟ چون اینکار ذهن ما رو باز میکنه به اینکه بدونیم این موفقیت ممکنه
و اگه برای اون فرد ممکن بوده برای منم میتونه باشه
تحسین موفقیت دیگران یعنی خودتو در معرض موفقیت قرار دادن
وقتی استاد دربارهی تحسین کردن دیگران حرف میزد ناخودآگاه یاد صحبتهایی افتادم که بین من و همسرم رد و بدل شده بود
چقدر این همزمانی و هماهنگی جالب بود
همسرم همون روز فایلی از استاد گوش داده بود و خیلی متأثر شده بود
جالب اینجاست که کامنتی هم زیر همون فایل گذاشته بود دقیقاً درباره همین موضوع
بعد با هم نشستیم و صحبت کردیم که چقدر لازمه روی این موضوع بیشتر کار کنیم
اینکه هنوز گاهی اوقات ضعف داریم
جاهایی هست که باید با آگاهی بیشتری خودمون رو مدیریت کنیم
وای که دلم پُره از شکرگذاری
هزار هزار بار خدا رو شکر میکنم بابت همسری که نه فقط همراهمه بلکه همراه روحم همقدم راه آگاهی و رشدمه
کسی که آگاهانه عاشقانه و با تمام وجود روی خودش کار میکنه
همسری که سالهاست استاد رو دنبال میکنه یاد گرفته عمل کرده رشد کرده
و امروز تجربیاتش پناه دل منه
خیلی وقتها وقتی شک میکنم یا احساس میکنم اشتباهی پیش اومده بودنش مثل یک نور یک راهنماست که دوباره مسیر رو نشونم میده
همسرم برای من فقط شریک زندگی نیست یک آینهی بزرگه
آینهای از خود بهترم
الهی هزاران هزار بار شکرت
بابت این مسیر
بابت استادی که چراغ راهه
و بازم هزار مرتبه شکر بابت همسر مهربان و باایمانم که بزرگترین نعمت در زندگی منه
خدایا شکرت برای عشق برای رشد برای آگاهی و برای اینکه در زمان درست کنار انسان درستی قرار گرفتم
استاد همچنین بهدرستی گفت که خیلیها موفقیت دیگران رو به عوامل ظاهری نسبت میدن
مثلاً میگن چون فلان آشنا رو داشته تونسته پیشرفت کنه
اما واقعیت اینه که اون پشت صحنه پشت همهی اون ظاهرها یه باور و یه ذهنیت قدرتمند خوابیده
استاد گفتند اگه همین الان همهی اون امکانات رو ازش بگیرن با یه وبلاگ ساده هم میتونه دوباره موفق بشه
چون باور و ذهنیتش تغییر کرده نه فقط ابزارها
یه نکتهی دیگه که برام خیلی ارزشمند بود این بود که استاد گفت موفقیت به خاطر ظاهر نیست
موفقیت ریشه توی باور داره
توی پشتکار
توی اینکه تو هر روز یه قدم نزدیکتر بشی به خواستههات
این یعنی مسئولیتپذیری
یعنی بدونیم خودمون مسئول ساختن آیندهمون هستیم
نه شرایط
نه دیگران
نه شانس
یه بخش دیگهی قشنگ حرفهای استاد تأکید روی تغییر درونی بود
اینکه اگه میخوای به آرزوهای بزرگت برسی باید از درون بزرگ بشی
باید خواستههاتو بزرگ نگهداری
نباید کوچیکشون کنی چون دیگران باور ندارن
باید خودت قبل از اینکه بهش برسی در سطح اون خواسته قرار بگیری
در نهایت استاد تأکید کرد که ما باید یاد بگیریم که هر فکری که بهمون حس بد ناتوانی ترس یا نگرانی میده باور اشتباهیه
این یعنی همیشه باید با اون فیلتر احساساتمون فکر کنیم
هر فکری که امید انگیزه و قدرت بهت میده همونه که باید بچسبیش بهش و دنبالش بری
به نظر من این صحبتها فقط یه راهنمای موفقیت نبود
یه جور تلنگر بود
یه بیدارباش برای ذهنهایی که هنوز توی قفس تردید قضاوت مقایسه و باورهای محدودکنندهان
این پیامش واضحه
خودتو باور کن
خواستههاتو بزرگ نگه دار
دیگرانو تحسین کن
و بدون که موفقیت فقط برای آدم های خاصها نیست
برای هرکسیه که با جدیت با باور و با ذهن باز قدم برمیداره
در آخر فقط میخوام از ته دل بگم
خدایا شکرت بابت این مسیر این آگاهی این استاد عزیز و این همه عشقی که تو دلهامون جاری کردی
شکرت بابت همسر آگاه و همراهم
شکرت بابت خودِ من که تصمیم گرفتم رشد کنم
از خدا میخوام همینطور که داریم پیش میریم دلمون قرصتر نگاهمون بازتر و باورهامون قویتر بشه
براتون از ته دل بهترینها رو آرزو میکنم
پر از نور
پر از برکت
پر از حضور خداوند
آیه روزم
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّـهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
انسان از پیشِ رو و پشتِ سر تعقیبکنندگانی (از فرشتگان) دارد که بهفرمان خدا، او را حفظ میکنند. خدا وضعیت هیچ قومی را (که در رفاه هستند،) تغییر نمیدهد، تا اینکه آنان وضعیت خود را (با گناه) تغییر دهند، و زمانی که خدا برای قومی، بدی (و عذابی) بخواهد، هیچ بازگشتی ندارد، و آنان غیر از خدا هیچ کارسازی نخواهند داشت.
امروز برلی بار چندم با خودم عهد کردم که شروع کن واین همه خستگی ودرد وحال بدی تبدیلش کنم به زندگی،
میخوام جهاد اکبر راه بندازم برای خودم فقط خودم ،میخوام با حامی ،وکس زندگیم ،رب خودم شروع کنم،هرروز درصلح بودن .
اینها حرفهایی بود که امروز از سایت برای هزارمین بتر از فایلهای مختف شنیدم،وباخودم گفتم ،ببین تو 4تا دوره استاد گرفتی ،فقط گفتی زودتر بخرم تا زودتر عوض بشن برسم به اوج،خیلی خیلی فایل رایگان گوش دادی ،ولی نتیجه؛
هنوز مشکلات اصلی سرجاشه،وبه خواسته هات نرسیدی،چرا نمیشه،…..که تو یه فایل امروز از استاد شنیدم،که سالها اره من 36سال با ذهنی کاملا منفی گرا شب وروز کردم وروزو شب ،چرا متوقع ام با6ماه همه چیز حل بشه،بعدشم )از وقتی شروع به نوشتن کردم همش بهم میگه)تو ارامشت بیشتر شده دختر تو این 6ماه البته کاملا تکاملی ،اگه هروز حالت بد بوده ،الان حال بدت در هفته رسیده به دوالی سه روز ،اونم نه مداوم ،دو سه ساعت که از ناظر بودن به ذهنم درمیام باهاش همگام میشم یه دفعه به خودم میام ،میگم وای تعهدم شکستم واخرین بار دیروز بود ،بعدش دیشب ولی دیگه میخوام به خدا برسم،چیز دیگه ای که بهش رسیدم هنوز خیلی جا داره،بزرگی خدا ،توکل بهش ،نماز،قران همه وهمه اش لق لق زبانم بوده ولی الان تازه فهمیدم من اصلا ایمانی نداشتم.فقط میگفتم خدا کافیه اما به محض تضاد گوشی برمیداشتم به این اون زنگ میزدم ،بیایین کمک این شده وان…….
وای برمن ،براستی که من خودم به خودم بی نهایت ظلم کردم ومزه نعمتهای بی شمار خدارو ندونستم.
به نام خالق هدایتگر سلام
مریم جان ، استاد به خاطر تهیه این فایل و نوشتههای در صفحه و در قسمت سفرنامه قبل هدایت شدن به صفحات خیلی عالی و کمک کننده هست برای درک بهتر فایل بی نهایت متشکرم
برای همین دوست دارم دوباره در کامنتم قسمتهایی که برام مهم بود و مسیر رو واضح تر می کرد بیارم و با مرورش به خودم کمک کنم
آخه چطور یعنی باور ندارم بشود برای همین هم راهیم بهش نشان داده نشده که بشود.
تجربه خودش و آدم هایی که در مدارش بودن نشان داده که پول درآوردن سخت است. و برای همین پذیرش این که میشود درآمد میلیاردی کسب کرد براش سخت هست.
باورهات درست کن و در ذهنت خواسته رو بساز و مهارتهای لازم براش یادبگیر مطمئن باش که میشود.
من در مداری وارد میشوم وقتی باورهام درست کنم افرادی که در آن مدار هستند سوالاتی دارند و منم پاسخی و جهان ما رو به وصل میکند و کار خاصی لازم نیست انجام بدهم و پوست خودم رو بکنم جهان این کار برام انجام میده چون قانون و قاعده جهان هست.
وقتی باورهات درست کنی وارد مداری میشی که ایدههای عملی بهت گفته میشه برای رسیدن به خواسته هات ، شرایط ک موقعیت فراهم هست در آن مدار در واقع تو باید یادبگیری از مداری که هستی یک پله بالاتر به مدار بعدی بری.
یک چیز نداری میخوای داشته باشیش تنها راهش این که باورهات درست کنی
چه جوری؟
اولین قدم پذیرش عمیق این که تمام اتفاقات زندگیم خوب و بد رو خودم با افکارم و فرکانسم خلق کردم
حس حسرت به تحسین و حس نیازمندی رو به سپاس گزاری تبدیلش کن.
به نتایج افراد از دید قانون نگاه کن. یعنی اطرافیانت شرایط خوبی ندارن به باورهاشون نگاه و علت نتایج به باورهاشون ربط بده.
فرد نتایج عالی گرفته به باورهاش نگاه کن و نتایج به باورهاش ربط بده تا ذهن یادبگیر تحلیل و تجزیه درست رو و باور پذیر بشه براش که تنها راه رسیدن به خواستهها ساخته باورهای درست هست و نه هیچ عامل بیرونی دیگه. که تو خالق و طراح زندگیت هستی و نه هیچ فرد دیگری.
وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغیر باورهایت نداری
وقتی قبول کنی که شرایط نادلخواه زندگیات نه بخت و اقبال بد توست و نه خواست خداوند، بلکه تماماُ در کنترل خودت است و به دست باورهای خودت ساخته شده، این امید در دلت ساخته میشود که:
پس میتواند به دست خودت هم تغییر کند.
اما اگر بپذیری که شرایط تو به دست دلار ساخته شده، امیدی برای تغییر شرایط نداری چون توانی برای کنترل دلار نداری. سپس
تغییر آنچه که بپذیری خودت آن را بهوجود آوردهای، بسیار آسانتر و امکان پذیرتر از آنچه است که، فکر میکنی نقشی در ایجادش نداشتهای
مثال: یکی از اقوام پیگیر صفحات افراد فال گیر و …. هست باورش این که بختش رو بستن، یک سری افراد در تلاش هستند دیو و جن و …. که یکی از پیامبران زندانی کرده آزاد کنند و همه چی بهم بریزه اصلا یک جریان بزرگ و از الان مقدمه چینی دارند میکنند. با این که خیلی پسر خوبی هست و از خانواده مرفه و به شدت دست بخیر اما باورش این هست و در روابطش به مشکل برخورده و کار و کاسبی مختلفی امتحان کرده و با تلاش هایی که من ازش میبینم باید صدبرابر بیشتر داشته باشه اما وضع کاسبیش زیاد خوب نیست. مشتریهاش هم هر کدام به نوعی به سختی پول میدهند.
فرد دیگری که در کسب و کارش موفق هست از همان کودکی یادگرفته به احدی باج نده، مدرسه رو چون مادرش گفته برو فلان مربی این بده هوات داشته باشه ول کرده این آقا دست چک نداره و همه چی رو نقد خرید و فروش میکند شکر خدا وضعیت خوبی دارند، هیچ وقت به خودش به خاطر دیگری سختی نمیده. به فراوانی باور دارد. یک مغازه بزرگ که توش کار میکند و خونه باغ که هیچی کم نداره همه وسایل رو نو خریده و زمین کشاورزی بزرگ و سه تا ماشین دارد.یک شاسی یک نیم شاسی و یک وانت برای کارش. خونه ویلایی ش هم داره تبدیل به آپارتمان میکند و فعلا یک واحد آپارتمان لوکس در بهترین قسمت شهر رهن کامل کرده برای چند سال.
این باور باج ندادن به کسی و خدا رو حامی خودت دونستن خیلی مهم هست چون فرد دیگری در خانواده که زندگی خیلی خوبی داره خونه ویلایی بزرگ و کلی زمین و باغ و ماشین چند میلیاردی برای خرید ماشین گفتن انقدر دیر کرد قسمتی از پول بدید این بنده خدا قبول نکرد و گفت نزول بده نیستم.
بعدم به نمایشگاهی هدایت شد که شرایطش رو کامل پذیرفت و با قیمت مناسب تر بهش ماشینش رو با عزت و احترام تحویل دادند. این بنده خداهم از صفر شروع کرده با این که پدرش پول دار و سرشناس بوده اما هیچ کمکی بهش نکرده با باورهای درست زندگیش رو ساخته.
اما آقای دیگه میشناسم با این که اول زندگیش در جوانی موفق بود و زمین و ماشینداشت همه رو سر نزول از دست داد بعدشم نتوانست دیگه مثل قبل سرپا بشه. یعنی یک خورده وضعیتش خوب میشه دوباره برمیگرده عقب.
باورش الان: با پول حلال نمیشه به بالا بالاها رسید
کاسبی خرابه. مردم رو باید راضی نگه داری. پول جلو به مشتری میده که از دستش نده. الان تو این بازار کسی نقد نمیخره مردم که هر نیستند فقط باید چکی بخری و بفروشی که بتوانی سود کنی وگرنه نقد ی باید قیمت پایین بدی بره.
تو برگه این بابا میلیاردی از مردم طلب داره اما نقدینگی ناجور اندر ناجور گاهی برای پول نان و بنزین میماند . هرچی بدست میاره خرج تعمیر ماشین و اجاره خونه و هزینه های دیگه با این که شب تا صبح دارد کار میکند. اما نتیجه ای نداره. آدم های اطرافشم همکاراش همه شرایط مالی خوبی ندارند مثل خودش اند.
هر دفعه که میبینیش در حال نفرین کردن دولت و هزاران نفر دیگه و در حال گله و شکایت.
در رابطه با خودم از بچگی چون بهم میگفتند تو بخوای میتوانی این کار انجام بدی و باید خراب کاری هام رو خودم درست میکردم برای همین مثلا غذا شور میشد یا میسوخت جوری که هیچ جوره از دید بقیه نمیشد اصلاحش کرد یا تو آن زمان کم از اول درست کرد اما جوری درست میکردم که هیچ کس نمیفهمید تازه خوش مزه هم میشد.
گاهی وقتهام طعم های جدید رو باهم ادغام میکردم هم خوب میشد هم بد، بابام میگفت اشکال نداره اینحا اشتباه نکند کجا اشتباه کند؟
یا کارهای مربوط به سایتها و کامپوتر و اینترنت از بس که باهاش کار کردم و گفتند تو بخوای میتوانی الان برام خیلی راحت هست.
یادمه من تا پنجم از ریاضی بدم میآمد به خصوص مسائل اش میگفتم سخته تا اول راه نمایی معلم ریاضیم از زاویه دیگه ای بهم یاد داد به مسائل نگاه کنم از آنجا بود که ریاضی شیرین ترین درس شد برام و به راحتی میتوانستم حلش کنم یا حتی برای برادرم ساده اش کنم و بهش بگم درواقع قدرت ساده کردن و خلاصه کردن مفاهیم رو کسب کردم و بچه ها میگفتند چقدر خوب توضیح میدهی . منم باورش کردم پارسال هم تو دانشگاه کنفرانس داشتم یک نگاه به کتاب کردم شب قبلش و قسمتهایی که استاد برام فرستاده بود تو راه نگاه کردم و به زبان خیلی ساده رفتم توضیح دادم به عنوان گروه اول بودیم و استاد من رو برای بقیه مثال میزد و کلی خوشش اومده بود. من هیچ پیش زمینهای از رشتهای که واردش شدم ندارم تجربی کجا هنر و تاتر کجا اما باور این هست میرم هرچی لازم یادمیگرم ترم اول معدلم شد50 .17 و ترم دو هم شد .18 و خورده ای نکته جالبش این که ترم دوم برام راحت تر بود چرا چون این باور دارم میسازم برگه، سوال، ذهن ، استاد همه مطعلق به خدا، استاد هیچ کارست.
برعکس بقیه که دنبال این بودن فلانی خوب نمره میده یانه و آخر ترم هم شاکی بودن از استاد اما من نه.
در پناه رب العالمین شادی و سلامت در مسیر ثروتمند شدن باشید.
یا حق.
سلام و احترام
روز بیست و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد
چقدر فایل نکاتش جدید و آموزنده بود ، چقدر خوب بود اینکه اگر یک حرفی یک نتیجه گیری دکتری یا یک متخصصی در مورد یک موضوع بهت حس بد میده ، باورش نکن ، دروغ محضه ، یک باور اشتباست.
واقعا من همیشه در مورد بیشتر سلامتی افراد در کمال ناباوری بودم و هستم ، تا ثروتشون ،
چون نقطه ضعف من، بیشتر سلامتی هست
جدا از بیماری خاصی که دارم مثلا بخاطر یک افتادن در ارتفاع کم شکستگی در ستون فقرات و مشکل دیسک برای من به وجود اومد ، حالا سوای اینکه چقدر سختی کشیدم تو این مدت و دردهای مختلف ، بارها کسانی رو دیدم که مثلاً دیسک کمر دارند ولی شبانه روز در حال کار و فعالیت و یا پله بالا رفتنو و ... تعجب میکردم
یا اینکه خانم اقاهای مسن رو میبینم و چقدر راحت دارند راه میرن ، زمین مینشینند ، پیاده روی میکنند ، بعد با خودم میگم که ای بابا اینا چطور با این سن اینقدر سرحالند و من با این سن از الان نه میتونم راه برم نه میتونم پیاده روی کنم ، و بازخودمو توجیح میکنم که اینا بیماری خاص نداشتند و استخوان های بدنشون درگیر نبوده
ولی واقعا این جمله استاد رو درک کردم که یک ناباوری در من شکل میگیره وقتی این افراد رو میبینم که اینقدر بدنشون سالم هست و من نمی توانم و نیستم ….
خدایا کمکم کن بتونم باور کنم ، بتونم باور هامو به ثبات برسونم ، بتونم معجزه رو در خودم در تنم بوجود بیارم با این باور ها
هر روز دارم باور های سلامتی رو تکرار میکنم گاهی فکر میکنم جوابی نمیده ولی باز بخودم تاکید میکنم فقط کافیه ادامه بدی
دارم ادامه میدم یه روزی بیامو بگم دیدید شد ؟ منم باورمو ساختم و شد و حالا سالم سالم هستم
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
به نام خدای مهربون
سلام به استاد عزیز و همه عزیزانی که در این جمع حضور دارند
این فایل میخواد بگه که افسردگی میتونه چه نتایجی رو بهمراه داشته باشه :
احساس بی ارزشی
خستگی دائمی جسم و ذهن
غم و ناراحتی
ناامیدی
فرسودگی جسمی و حتی چهره و ظاهر
نداشتن ذوق و شوق برای زندگی
بی اشتهایی
تمرکز پایین
حافظه ضعیف
مقاومت در برابر تغییرات و عملگرائی
نابودی اعتماد بنفس مخصوصا در جمع
دروغ و مخفی کاری
ترس از حرف و قضاوت دیگران نسبت به خودمون
نقاب داشتن یعنی مخفی کردن حس افسرگی و نهایتا انرژی زیادی جهت مخفی کاری گذاشتن
افکار و حرفهای منفی
بداخلاقی
نابودی احساس عشق
هرروز تکراری و کسل کننده و خسته کننده
در شرایط بحرانی تر هم رو آوردن به مواد مخدر و الکل و نهایتا در تنهایی غرق شدن و ناامید شدن از زندگی
چون من خودم به مباحث توسعه فردی خیلی علاقه مندم بارها و بارها در جاهای مختلف قبلا شنیده بودم تنها ناجی تو خودتی ،اینجاست که واقعا فهمیدم در هر شرایط سختی حتی افسردگی تنها کسی که میتونه به من کمک کنه خودمم نه تراپیست نه خواهر نه خانواده نه دوست .
تا من خودم نخوام هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد درسته آگاهی به ما کمک میکنه در جهت ارائه راهکار اما تا من خودم دست به عمل نشم هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
من وقتی با شرایط بد عاطفی روبه رو شدم پیش یک تراپیست رفتم با حال بد ولی اون فرد تا 15 روز بعد از تعطیلات عید منو رها کرد و فقط پول رو میشناخت و اصلا براش مهم نبود که این خانم با این حال بد جسمی اومده که من نمیخوام راجع بهش توضیح بدم چون شرایط خیلی بدی بود و اصلا براش مهم نبود و اون برام شد یک درس که رها تنها فردی که میتونه بهت کمک کنه دلسوزانه خودتی .خیلی ناراحت کننده بود که فقط پول و تایم جلسه براش مهم بود تازه ایشون کلی توی اینترنت امتیاز بالا بهش داده بودن بجای غصه خوردن و توقع داشتن فهمیدم که این منم که باید به داد خودم برسم و قسم خوردم که هیچ وقت هیچ وقت برای حال روحیم پیش هیچ تراپیستی نخواهم رفت
راهکار درمان افسردگی در این فایل زیبا:
تغییر باورهامون و دیدن جهان وزیبایی های اون از یک دریچه دیگه /آرام کردن ذهنمون مثلا با مدیتیشن /پیاده روی و ورزش/داشتن دفتر سپاسگزاری بابت داشته هامون/نوشتن نکات مثبت زندگیمون /صبر/ایمان به مسیر درمان/انتظارات مثبت داشتن/بجای فرار حل مسائلمون
خداروشکر میکنم که همین تایم هایی که برای نوشتن کامنت میگذارم ،همین تایم هایی که برای گوش دادن به این آگاهی ها میزارم یعنی من تونستم در این تایم ها به چیزهای منفی فکر نکنم ،تونستم در این تایم ها حال دلمو خوب نگه دارم ،یعنی تونستم بر کمالگراییم غلبه کنم و دست به عمل بشم ،یعنی تونستم یک قدم نسبت به دیروزم بهتر باشم ،یعنی تونستم یک ردپا از خودم در این روز زیبا بجا بگذارم که روزی که در این مسیر قشنگ دارم باز هم ادامه میدم و نشانه های بزرگ و رسیدن به خواسته هام و نتایج بزرگتر اتفاق افتاد بدونم ریشه ها و دونه هایی که یک روز کاشتم کی بود و کجا بود و از چه مسیری اتفاق افتاد
برای خودم میگم که این ردپا با احساس خوب مثل کاشتن یک دانه هست و ادامه دادن این روند یعنی آبیاری ،نور کافی ،شرایط را فراهم کردن ،صبر داشتن برای جوانه زدن این دونه و قطعا میتونه خیلی پربار باشه .
خداروسپاسگزارم بابت حضورم در این لحظه بابت بودنم در این سایت بجای اینکه وقتمو ،ذهنمو پای اخبار و غیبت و شبکه های اجتماعی و… بزارم
خدارو سپاسگزارم بابت وجود شما استاد عزیز که وجودتون انقدر پربرکت هست و من ایمان دارم که من رها اومدم تا زندگیمو بسازم با دستای خودم چون من ازخدا خواسته بودم که میخوام زندگیم عوض شه و تغییر کنه و خداوند شما رو در مسیر من قرار داد
استاد بدونین من قدردان وجود شما و آگاهی های شما هستم انقدر احساساتی شدم که اشک از چشمام سرایز شده که من رها چقدر خوشبختم که یک خانواده بزرگ دارم
به نام خدای زیبایی ها؛
رد پای من در روز شمار تحول زندگی من روز 24ام
(به جای کوچیک کردن خواسته هات باورهاتو بزرگ کن)
خیلی افراد یک سری چیزهارو یک سری موفقیت هارو و یک سری شرایط خوب رو نمیتونن باور کنند
چرا نمیتونن باور کنند؟!بخاطر تجربیاتش نمیتونه بپذیره خیلی تلاش کرده هر روز و باصداقت کار کرده مثل خیلی آدمها در اخرم ماهی چند میلیون بیشتر نتونسته پول بسازه بعد یکی رو ببینه ماشین خوب داره،خونه خوب خریده،نمیتونه قبول کنه که از راه درست به اینجا رسیده چون نمیتونه باور کنه سریع میگه حتما دزدی کرده،و …مگه میشه چطور میشه اخه؟!چون باور نداره راهی ام بهش نشون داده نمیشه
یک سری افراد به جن و بختک باور دارند و با اینکع وجود نداره میبیننش چون اینجور فکر کرده باور کرده
خیلی موقع ها هست به جای اینکه بگیم نکنه یه راهی رو ما بلد نیستیم اگر طرف به موفقیت رسیده نکنه یه راهی هست که من بلد نیستم برم راهشو یاد بگیرم و این پیشرفت ثابت میکنه که میشود
و اما اینترنت مارکتینگ
خیلی وقت ها به خاطرلایک و ویو بیشتر مثلا این مدلی اموزش میدن اگر میخوای ترفند فلان رو بهت بگم عدد فلان رو کامنت کن تا راهشو بهت ارسال کنیم
و کلی ترفند های رو اموزش میدن و بعد یک سریا به نتیجه نمیرسن و بعد ول میکنن
این افرادی که اموزش اینستگرام دارن نظر شخصی من هستش که فقط دارن یک سری دروغ رو گسترش میدن
یکی دیگه از روش های ک اموزش میدن،
برو توی پیج های ک از تو غولن،کامنت هاشون رو جواب بده تا مخاطب بیاد پیچ تو و ترو فالو کنه …
من خودم ب شخصه کلی پول خرج کردم برای اموزش اینستگرام و نتیجه نگرفتم و میخوام کار خودمو انجام بدم فارغ از اینکه اموزش دهندها چی آموزش میدن
من وارد مداری میشوم که یک عالمه ادم توی این مدار هستند و سوال دارن و میخوان از این مطالب استفاده کنند ان ها چون توی این مدار هستند ما به هم وصل میشیم جهان این کارو میکنه لازم نیست من کاری بکنم
وقتی چیزی رو نداری و میخوای داشته باشیش باید باورهاتو درست کنی
قبل از اینکه به هدفهامون برسیم قبل از اینکه برسد رویاهای بزرگ ترو بلند تر رو انتخاب کنید
وقتی یک نفر به یک هدفی رسیده قطعا منم میتونم
خدایاشکرت برای این همه آگاهی
یا حق
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم
روز شمار روز بیست چهارم
به جای کوچک کردن خواسته ات ، باورت را بزرگ کن
بیاییم باورهامونو بزرگ کنیم باورهای خوب بسازیم به جای اینکه خواسته هامون رو کوچیک کنیم به جای اینکه ثروت و موفقیتهای دیگران رو انکار کنیم تهمت بهشون بزنیم بیاییم تحسینشون کنیم دست از حسادت برداریم و به خودمون برسیم به زندگی خودمون به باورهای قشنگی که میتونیم بسازیم و باهاش زندگی کنیم عشق کنیم و لذت ببریم بیاییم هر لحظه مواظب رفتارمون باشیم مواظب نگاهمون به دیگران باشیم که داریم با چه نگاهی به زندگی دیگران به افراد موفق و ثروتمند نگاه میکنیم آیا نگاهمون به این افراد از روی تحسین هست یا حسادت که چه بلاهایی سرمون میاره اگه از روی حسادت باشه و چه زیبا میکنه اگه از روی تحسین باشه اگه هدف الگو برداری باشه و بدونیم که اگه اون فرد اون آدم موفق، ثروتمند، معروف تونسته ما هم می تونیم چون همه ما از یک قانون استفاده میکنیم چون همه ما یه سیستم عصبی داریم چون همه ما وصلیم به منبع ، به منبع ثروت، به منبع خوشبختی، به منبع آرامش فقط باید باور کنیم فقط باید باورهامونو تغییر بدیم فقط باید باورمون رو بزرگ کنیم فقط بایدباور کنیم اگه اونا تونستن ماهم میتونیم
باید تمام این باورهایی که تو بیست و سه روز قبل تو فایلا شنیدیم هی تکرار کنیم و تکرار کنیم هی به خودمون یادآوری کنیم تا این باورهای قشنگ ساخته بشه تو وجودمون تا به آسانی مسیرمون عوض بشه تا بیاییم و هم مسیر افراد شاد و موفق بشیم و لحظه ای غافل نشیم که از مسیر خارج بشیم
پس نکته امروزم که باید هی یادآوری کنم به خودم، به موفقیت و ثروت دیگران حسادت نکنم و بلکه تحسینشون کنم و با خودم تکرار کنم اگر اونا تونستن منم میتونم واگه اونا تونستن پس میشود اونا یعنی افراد موفق و ثروتمند رو الگوی خودم قرار بدم تا من هم بشم یکی مثل اونا تا من هم موفق و ثروتمند بشم.
خدایاشکرت برای یه روز دیگه
سلام و عرض ادب
در ابتدای کامنتم خدای بزرگ را سپاسگزارم که مرا در مسیر زیبای این سایت قرار داد که با آگاهی های نابش راز خوشبختی را بیان میکند.
خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار، خانم شایسته گرامی و بقیه کارکنان و اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش سلام و عرض ادب دارم.
من با استفاده از بخش هدایت سایت به این فایل هدایت شدم و یه حسی بهم گفت بنویسم.
در ابتدا ذهنم مقاومت داشت چون چیزی برای عرضه کردن نداشت اما حسی که از طرف خداوند بود به من گفت:
برو و شروع به نوشتن کن من با تو هستم، بهت میگم و تو فقط بنویس.
من در مورد تاثیر افسردگی نمی نویسم،
چون در خود فایل استاد به روشنی در مورد تاثیرات این موضوع صحبت کردند و پرداختن بیش از حد باعث توجه به نکات منفی میشه.
وقتی این فایل را دیدم به یاد موضوع بسیار مهمی به نام تضادها در زندگی افتادم.
موضوعی که یکی از بنیادی ترین موضوعات در آفرینش جهان و اصلی ترین عامل تاثیر گذار در رشد جهان در تمام ابعاد و همچنین در زندگی ماست.
تا جایی که من محصولات را دارم استاد در دو محصول قانون آفرینش در فصل ششم و هفتم و در دوره روانشناسی ثروت یک، مفصل به این موضوع پرداخته و تضادها را عامل حرکت و رسیدن به خوشبختی بیان کردند.
موضوع که باعث میشه تضادهای زندگی (یا همان مسائل زندگی) باعث رشد و حرکت ما بشن، تغییر نگاه و زاویه دید ما به تضادها و عمل کردن بر اساس آنهاست.
باید آنقدر دیدگاه جدید را تکرار کنیم و در زندگی اجرا کنیم تا این نگاه و زاویه دید به باور ما تبدیل بشه.
من در حد درک و تجربه و نتایج خودم از قانون بصورت پایه ای در مورد این موضوع می نویسم تا هم ابتدا برای خودم یادآوری بشه و هم برای بقیه دوستانی که با تعهد تمام در راه موفقیت قدم بر می دارند.
اکثریت مسائلی که در زندگی تجربه میکنیم را عامل اصلی گرفتاریهای خود می دانیم.
اگه از روابط مناسب، ثروت، سلامتی و حال خوب محروم هستیم، همه را موانعی برای رسیدن به خوشبختی دانسته و در مورد این موضوع مقاومت ذهنی داریم.
دلیل این مقاومت باورهای بسیار مخربی هست که در ذهن داریم.
شرط اول برای تغییر این وضعیت، کنار گذاشتن تعصبات ذهنی و تغییر باورهاست.
تعییر باور با دادن ورودیهای مثبت و قدرتمند کننده به ذهن ( شنیده ها و دیده ها) و تکرار این ورودیها و اجرای آنها در زندگی و آغازیدن از مسائل کوچکتر هست.
با تکرار این روند و دادن منطق های درست به ذهن مخصوصا از آیات قرآن و روند پیشرفت جهان که بسیار مشهود هست میتوان آرام آرام با تغییر نگاه به مسائل زندگی و نیمه پر لیوان را دیدن، نگاه و زاویه دید خود را تغییر داده و با تغییر زاویه دید باورهای درست و بسیار قدرتمند کننده در ذهن بسازیم.
نیمه پر لیوان را دیدن هنریست که باید در زندگی بیاموزیم و عامل اصلی توانا شدن در کنترل ذهن و کنترل کانون توجه هست و اگه بتوانیم در تضادهای زندگی طوری به مسائل نگاه کنیم که احساس بهتری به ما دست بده و مدت زمان کمتری در احساس بد بمانیم و به نکات مثبت اون تضاد ( نیمه پر لیوان را دیدن ) توجه کنیم و با اگه موضوع مثبتی در اون موضوع نبود با توجه به مسائل غیر مرتبطی که به ما احساس بهتری میده ( پرت کردن حواس خود به مسائل دیگر ) و این روند را آنقدر تکرار کنیم تا به احساس خوب برسیم اونوقت کلید لذت بردن از زندگی در دستان ماست.
این باورها با ارسال فرکانس مثبت و قدرتمند دنیای اطراف ما را تغییر می دهند و ما به مدارهای بالاتر برده که در آنجا نتایج بهتر شامل: روابط عالی، عزت نفس بالا، احساس خوب بیشتر و بهتر، ثروت بالاتر، زیبایی بیشتر و در یک کلام زندگی بهتر در تمام زمینه ها را تجربه می کنیم.
این پروسه مطابق با قانون ابدی و ثابت جهان هستی انجام می شود و هر چه این روند را با قدرت و تعهد ییشتری ادامه دهیم شرایط ما بهتر و بهتر شده و این روند تا بی نهایت ادامه خواهد داشت.
حال در مورد قانون بسیار مهم و پایه ای جهان مادی که آفرینش بر مبنای این قانون شکل گرفته است.
آیه ای در قرآن هست که بیان میکنه:
«ما زمین را خلق کردیم و اون رو بسط و گسترش میدیم».
طبق این آیه و مطابق با آنچه که در بررسی گذشته جهان تا اکنون رخ داده، متوجه میشیم که جهان هستی همواره در حال رشد و گسترش در تمامی ابعادش هست ( چه در بعد منفی و چه در بعد مثبت).
و این روند رشد تا بی نهایت ادامه خواهد داشت و هیچ چیز نمیتواند مانع حرکت رشد جهان شود، این قانون ابدی و ثابت جهان مادی هست.
طبق این قانون اگر کسی در مسیر رشد و پیشرفت در زندگی ( در تمام ابعاد)حرکت کنه، در مسیر رشد جهان حرکت میکنه و با هر پیشرفتی که در زندگی خودش ایجاد میکنه باعث رشد جهان میشه و وقتی در مسیر رشد جهان حرکت کنه مورد حمایت خداوند قرار میگیره و خداوند حامی و پشتیبان اون میشه.
و از اون جایی که در جهان یک قدرت وجود داره و اون هم قدرت « رب » هست و هیچ قدرت دیگه ای (طبق آیه های محکم قرآن) بجز «رب» فرمانروا و خالق مطلق جهان نیست، لذا ما با ایمان و اطمینان خاطر در مسیر پیشرفت زندگی حرکت میکنیم و با حمایتهای خداوند به عنوان پادشاه و تنها قدرت جهان به هر آنچه که در زندگی بخواهیم میرسیم، چون در مسیر قانونمندی جهان هستی حرکت کرده و مورد حمایت خداوند هستیم.
در چنین شرایطی هیچ چیز جلودار ما نیست و ما براحتی و با لذت به خواسته های خود می رسیم.
به قول خداوند در قرآن به جایگاهی میرسیم که «میگوییم بگو و در لحظه میشود».
رشد و پیشرفت در زندگی میتواند در تمام جهات باشد.
مثل : نوشتن یک کتاب تاثیر گذار، رسیدن به وزن مناسب و سلامتی، افزایش اعتماد به نفس، داشتن ثروت بیشتر، رشد و توسعه کسب و کار و هر گونه اقدامی که به داشتن یک زندگی بهتر و داشتن احساس بهتر کمک کند.
آری، این قدرت مختص خداوند هست که فقط به ما عطا کرده، فقط کافیه توحیدی شویم، فقط کافیه بندگی اونو بکنیم، کافیه به خودش توکل کنیم.
بندگی کردن، توکل کردن و توحیدی شدن یعنی بر اساس قوانین جهان عمل کنیم، از مسیر رسیدن به خواسته ها لذت ببریم، شاد باشیم، توکل کنیم و امیدوار باشیم.
اگر تضادی پیش اومد بدونیم که این تضاد نشانه ای برای رشد ماست و آمده تا خواسته های ما را به ما نشون بده.
و ما با شفاف شدن خواسته ها به اونها توجه کنیم و در مسیر اونها حرکت میکنیم و از مسیر رسیدن به خواسته لذت میبریم و این لذتبخش ترین نوع زندگی هست.
با توجه به موارد گفته شده: تضادها عامل اصلی و بسیار پایه ای رشد جهان هستند و عامل اینکه ما خواسته های خود را بشناسیم.
به عنوان مثال اگر در رابطه ای نامناسب هستیم و در این رابطه هر روز تنش و احساس بدی داریم، این نشانه ای از طرف خداوند هست که به ما میگه این رابطه ای که ما میخواهیم نیست و طبق این تضاد ما رابطه ای را میخواهیم که در اون سراسر عشق و احساس خوب باشه چون اصل رابطه و با هم بودن اینه که از بودن با هم لذت ببریم و به احساس بهتر برسیم.
یا به عنوان مثال اگه ماشینی داریم که مشکلات عمده و فراوان داره و دائم خراب میشه و باعث تحمیل هزینه های اضافه و اختلاف وقت میشه، این تضاد نشانه ای برای ماست که به تضاد این مسئله توجه کنیم و اون موضوع را برای خواسته خود انتخاب کنیم.
به عنوان مثال: خودرویی را انتخاب کنیم که امکانات رفاهی عالی داشته باشه، کیفیت ساختش بالا باشه و طراحی ظاهری زیبایی هم داشته باشه.
به این موضوع توجه کنیم ( به طرق مختلف) و این توجهات را تکرار کنیم تا در مدارش قرار گرفته و به اون برسیم).
با شخصی را در نظر بگیرید که اوضاع مالی خوبی نداشته و شغلی داره که حتی جوابگوی هزینه های حداقلی زندگیش نیست و علاقه ای به اون شغل نداشته و لذتی از زندگی نمیبره.
این شخص دارای مشکلات عدیده بی پولی مثل سفر نرفتن، وام گرفتن و عدم پرداخت اقساط، عدمپرداخت اجاره خانه، به دیگران بدهکار بودن و هر گونه مشکلی که هر فردی به خاطر بی پولی میتونه داشته باشه رو داره.
این شخص دو راه در پیش رو داره:
ابتدا اینکه به مشکلاتش نگاه کنه و خود را بد شانس بدونه، به زمین و زمان بد و بیراه بگه و همیشه از خداوند شاکی باشه که چرا اوضاع مالیش درست نمیشه و زندگی پر از چالشی داره.
اما راه دومی هم هست :
اینکه نگاه و زاویه دیدش را تغییر بده و در مسیر قوانین اقدام کنه.
چالشها و تضادهای زندگی را نعمتی از جانب خداوند بدونه و باور کنه که خداوند با این تضادها میخواد به اون بگه که مسیرش اشتباه هست و باید مسیر درست را انتخاب کنه و در این مسیر حرکت کنه.
با نگاه به تضادهای زندگیش خواسته های خودش را بشناسه و با کار کردن روی کانون توجه و ورودی های ذهنی خودش کار کنه، و از همه مهمتر خودش را مسئول زندگیش میدونه و باور کنه که خداوند قدرت خلق 100 درصدی زندگی را بهش داده.
و با انتخاب خواسته ها با استفاده از تضادها و حرکت در مسیر درست آرام آرام و بصورت تصاعدی و از همه مهمتر بصورت کاملا طبیعی زندگیش خوب شده و به خواسته هاش میرسه.
ذکر یک نکته بسیار مهم که استاد در فصل هفتم قانون آفرینش به اون اشاره میکنند:
هر چقدر که ما خواسته های بیشتری داشته باشیم و زیاده خواه تر باشیم تضاد و مسائل کمتری در زندگی خواهیم داشت.
جهان در حال رشد به کسی کمک می کند که در حال حرکت بوده و هدف و خواسته ای را انتخاب و برای اون تلاش می کند.
اگر کسی برای خودش خواسته ای را برگزیده و در اون مسیر حرکت کنه جهان با اون کاری نداره چون خودش پروژه داره.
اما اگه کسی بی حرکت بوده و هدفی نداشته باشد جهان با تضادها برای اون پروژه انتخاب کرده و این شخص درگیر تضادها میشود و معمولا پروژه هایی که جهان انتخاب می کند پروژه های جالبی نیست.
حالا اگه این شخص سریعا به خودش بیاد و تغییر مسیر بده و هدف و خواسته ای را برگزیده و در اون جهت حرکت کنه اونوقت حمایت خداوند را به همراه خواهد داشت و زندگیش شروع به پیشرفت میکند.
اما اگر به مسیر قبلی خود و بی هدفی ادامه داده و هیچ حرکتی نکند جهان با تضادهای زیاد او را درگیر کرده و اگه این شخص به این روند ادامه دهد زیر چرخ دندههای جهان خورد شده و از بین خواهد رفت.
به قول استاد افراد در زمینه تغییر چهار دسته هستند:
دسته اول آگاهانه برای خود پروژه و خواستههای متنوع برگزیده و در جهت اون حرکت می کنند.
یعنی وقتی به خواسته خود می رسند سریعا خواسته بعدی را برگزیده و برای اون حرکت می کنند.
اینها افرادی هستند که آگاهانه زندگی خود را خلق میکنند و خوشبختی را انتخاب میکنند و همواره احساس سلامتی و خوشبختی دارند.
دسته دوم افرادی هستند که پس از رسیدن به خواسته ها مدتی هیچ اقدامی نمیکنند اما به محض دیدن نشانه ها و تضادهای کوچک سریعا دست به اقدام زده و تغییر میکنند.
دسته سوم افرادی هستند که در ابتدا با تضادهای جهان هیچ حرکتی نکرده و این اوضاع آنقدر ادامه پیدا میکنه که همه چیز خود را از دست میدهند اونوقت به نقطه عطف رسیده و شروع به حرکت میکنند.
دسته چهارم افرادی هستند که هیچ اقدامی نکرده و در مسیر زندگی همیشه پسرفت کرده و همه چیز را از دست می دهند و هلاک میشوند.
متاسفانه درصد زیادی از جمعیت جهان جزو دسته چهارم هستند.
پس همیشه سعی کنیم جزو افراد دسته اول باشیم و از زندگی لذت ببریم.
از قوانینی که خداوند برای خوشبختی و سعادت ما وضع کرده استفاده کنیم و طعم خوب ثروت، سلامتی، نعمت، حال خوب و خوشیهای زندگی را بچشیم و خدا را سپاسگزار باشیم.
یک فایلی در سایت هست به نام :
تضادها عامل اصلی رسیدن به خواسته ها.
وقتی شرایط بالا را طی میکنیم، وقتی تکامل خود را طی کرده و نتایج در زندگی پدیدار می شوند، اونوقت این جمله را بهتر درک میکنیم.
اونوقت مفهوم آیه های « سخر» در قرآن را درک میکنیم،
و میبینیم که وقتی خداوند در قرآن میگه:
مسخر شما کردیم «به اختیار و کنترل شما درآوردیم» هر آنچه که در آسمانها و زمین هست یعنی چه.
مفهوم آیه : « و از روح خود در او دمیدم و او را از خود کردم » را بیشتر و بهتر درک میکنیم.
و آنجا که خداوند میگه : پس از آفرینش انسان به تمامی فرشته ها فرمان دادم که در مقابلش سجده کنند و او را جانشین خود روی زمین کردم یعنی چه؟
اونوقت باور میکنیم که جهان بسیار زیباست. خدایی که می پرستیم زیباست، مهربان است، وهاب است و به ما رزق به غیر الحساب میدهد و بر خودش مقرر کرده بخشیدن و عطا کردن را، اگر در مسیر توحید و بندگی حرکت کنیم، اگر در مسیر قوانین جهان و تغییر باورها و فرکانس حرکت کنیم.
خدایا سپاسگزارم که مرا در مدار این نوشته قرار دادی و سپاسگزارم که بمن گفتی و من نوشتم.
که هر آنچه دارم از جانب توست.
استاد عزیز و خانم شایسته گرامی از شما هم سپاسگزارم که با تلاش بی وقفه این فضای زیبا را برای حال خوب ما و زندگی بهتر فراهم کردید.
شاد و پیروز و ثروتمند باشید.
« بسم الله الرحمن الرحیم »
سلام به دوستان گلم و ثروتمندم و هم فرکانسی های عزیزم و استاد عزیز و دوست داشتنی خودم و مریم جان قشنگم. استاد وقتی شما حرف میزنید من اون حس قدرت و ایمان و اون صمیمیت شما رو از پشت گوشیم درکش میکنم و خیلی این حس بهم احساس آرامش بخشی میده. واقعا ازتون سپاسگزارم که یکی دیگر از دستان خداوند شده اید.
خدایا از تو سپاسگزارم که روز دیگری را به من هدیه کردی تا باورهای جدیدی بسازم چراکه باورهایم زندگی ام را شکل میدهند. خدایا ازت سپاسگزارم که امروز میتوانم شاد باشم خوشحال باشم و لذت ببرم از ادامه این مسیر زیبای و سرسبزی که جلوی پام گذاشتی تا با گام برداشتن توی این مسیر و لذت بردن و شاد بودن با حس خوب و عالی به اهدافم دست پیدا کنم سپاس خداجونم.
با عشق و علاقه فراوان این مسیر رو ادامه میدم و ایمانم رو در خودم پرورش میدهم. گام روز بیست و چهارم از اینمسیر بی نظیر به منظور تحول زندگی و تغییر خود با موضوع«به جای کوچک کردن خواسته هایت باورهایت را بزرگ تر کن» شروع میشه: درک من از موضوع این گام اینه که بیایم باورهایمان را هم سطح با خواسته هایمان قرار دهیم، نه خواسته هایمان را هم سطح با باورهایمان.
باورهای افراد با هم متفاوت هست و به این دلیله که نتایجی که میگیرن با بقیه فرق میکنه. بزارین از تجربه ی چند هفته قبل توی مدرسم بهتون بگم دوستان قشنگم……
نظام جدید آموزشی برای امسال امتحانات نهایی رو قرار داده که تاثیر قطعی توی کنکور داره. برای رفتن سر این جلسه های امتحانی باید شناسنامه عکس دار بشه و نشون داده بشه به مراقب ها تا اجازه بدن سر جلسه امتحان بنشینیم.
خب من اینو میدونستم ولی نمیدونستم که شناسنامم عکس دار نیست و دست پدرم بود که جدا از من زندگی میکرد و فکر میکردم که شناشنامم رو عکس دار کردن. بعد مدتی توسط مدرسه بهم گفتن شناسنامم عکس دار نیست و اگر بخوای عکس دارش کنی باید بری اداره ثبت احوال و 6 ماه باید تو صف باشی و الان بری فایده ای نداره ببین میتونی بری سر جلسه..؟
خلاصه کلی باورهای اشتباهی داشتند ولی من با باورهایی که داشتم این اتفاقات برای من اصلا رخ نداد!
رفتم عکس دادم به پدرم گفتم شناسنامم عکس دار میشه و مطمعنم زودتر به دستم میرسه….
باورتون نمیشدددددد اصلا دو هفته بعدش به پدرم پیام دادم بهم گفت شناسنامت عکس دار شدههههه من اصلا اینقدر ذوق کردم که خدا میدونه.
باورهام نسبت به قبل قوی تر شد. نمیدونین چه احساس خوبی داره وقتی خودت بخوای و همون میشه.
خدایا هزار مرتبه شکرت.
من عاشق این مسیر زیبا شدم…
خدایا شکرت که من خالق زندگی خودم هستم و میتونم با باورهای درست هر آنچه اراده کنم به دست بیارم….
باز هم میام و به لطف خدا نتایج عالی و فوق العاده رو باهاتون به اشتراک میگذارم…… خودمم منتظرم که به شما دوستان گلم بگم چه اتفاقاتی برام رخ داد.
«برای تک تک دوستان قشنگم و ثروتمندم آرزوی موفقیت دارم»
«دوستتون دارم خانواده عباسمنش»
اصلا این چیزهایی که گفتید در مورد ثروتمند شدن که اسمتو عوض کن یا طرح سایت یا هر چیز دیگهای به خدا اینقدر خندیدم که دلم درد میکنه واااااااااااااااااااای که خیلیا چقدر باحالن اما من خودم هیچ اعتقادی به همچین چیزهایی ندارم استاد تازه اینا خوبه یه بنده خدایی بود که میگفت بخت ثروتت بسته شده بیا من برات از موکلم بپرسم و برات بازش کنم برات دعا بنویسم که ثروتمند بشی منم خودمو زدم به کوچه علی چپ گفتم خیلی هم عالی حالا برام بنویس گفت 9 میلیون برام بزن گفتم چرا برای خودت نمینویسی که نیازی به درآمد دعا نداشته باشی گفت برات دعا غضب میکنم و من دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم اینقدر خندیدم چشمام پر از اشک شد منم گفتم هر کاری دلت میخواد بکن من منتظرم تو هم منتظر باش
به نام خداوندی که نفس آگاهی رو در وجودمون دمید
سلام به استاد عزیز و گرامی که مسیر روشن زندگی رو با نور و آگاهی نشون میدن
و سلام به شما همفرکانسیهای عزیز که با بودنتون انگیزهی حرکت در این راه رو چندبرابر میکنید
وقتی تمام صحبتهای استاد رو با دقت گوش کردم و به عمق حرفهاش فکر کردم
متوجه شدم که این صحبتها فراتر از یک آموزش ساده یا تجربه شخصیه؛ بلکه یک نگرش و دیدگاه کاملاً متحولکننده به زندگی و موفقیته
استاد در این فایل به موضوعی پرداخت که خیلی از ماها شاید فقط سطحی ازش عبور میکنیم
«باور»
همه چیز از همین نقطه شروع میشه
اینکه تو واقعاً چی توی ذهنت ساختهای؟ واقعاً فکر میکنی موفقیت برای تو ممکنه یا نه؟
وقتی استاد از تجربههای شخصیش گفت
از روزهایی که هیچ الگوی مشخصی نداشته ولی فقط با یک باور قوی جلو رفته
من کاملاً باهاش ارتباط گرفتم
یکی از مهمترین نکاتی که استاد بارها و بارها بهش تأکید کرد قدرت تحسین دیگرانه
اینکه وقتی کسی موفق شده بهجای اینکه شک کنیم یا قضاوتش کنیم تحسینش کنیم
بگیم «ماشاءالله»
بگیم «خدا بیشترش کنه»
چرا؟ چون اینکار ذهن ما رو باز میکنه به اینکه بدونیم این موفقیت ممکنه
و اگه برای اون فرد ممکن بوده برای منم میتونه باشه
تحسین موفقیت دیگران یعنی خودتو در معرض موفقیت قرار دادن
وقتی استاد دربارهی تحسین کردن دیگران حرف میزد ناخودآگاه یاد صحبتهایی افتادم که بین من و همسرم رد و بدل شده بود
چقدر این همزمانی و هماهنگی جالب بود
همسرم همون روز فایلی از استاد گوش داده بود و خیلی متأثر شده بود
جالب اینجاست که کامنتی هم زیر همون فایل گذاشته بود دقیقاً درباره همین موضوع
بعد با هم نشستیم و صحبت کردیم که چقدر لازمه روی این موضوع بیشتر کار کنیم
اینکه هنوز گاهی اوقات ضعف داریم
جاهایی هست که باید با آگاهی بیشتری خودمون رو مدیریت کنیم
وای که دلم پُره از شکرگذاری
هزار هزار بار خدا رو شکر میکنم بابت همسری که نه فقط همراهمه بلکه همراه روحم همقدم راه آگاهی و رشدمه
کسی که آگاهانه عاشقانه و با تمام وجود روی خودش کار میکنه
همسری که سالهاست استاد رو دنبال میکنه یاد گرفته عمل کرده رشد کرده
و امروز تجربیاتش پناه دل منه
خیلی وقتها وقتی شک میکنم یا احساس میکنم اشتباهی پیش اومده بودنش مثل یک نور یک راهنماست که دوباره مسیر رو نشونم میده
همسرم برای من فقط شریک زندگی نیست یک آینهی بزرگه
آینهای از خود بهترم
الهی هزاران هزار بار شکرت
بابت این مسیر
بابت استادی که چراغ راهه
و بازم هزار مرتبه شکر بابت همسر مهربان و باایمانم که بزرگترین نعمت در زندگی منه
خدایا شکرت برای عشق برای رشد برای آگاهی و برای اینکه در زمان درست کنار انسان درستی قرار گرفتم
استاد همچنین بهدرستی گفت که خیلیها موفقیت دیگران رو به عوامل ظاهری نسبت میدن
مثلاً میگن چون فلان آشنا رو داشته تونسته پیشرفت کنه
اما واقعیت اینه که اون پشت صحنه پشت همهی اون ظاهرها یه باور و یه ذهنیت قدرتمند خوابیده
استاد گفتند اگه همین الان همهی اون امکانات رو ازش بگیرن با یه وبلاگ ساده هم میتونه دوباره موفق بشه
چون باور و ذهنیتش تغییر کرده نه فقط ابزارها
یه نکتهی دیگه که برام خیلی ارزشمند بود این بود که استاد گفت موفقیت به خاطر ظاهر نیست
موفقیت ریشه توی باور داره
توی پشتکار
توی اینکه تو هر روز یه قدم نزدیکتر بشی به خواستههات
این یعنی مسئولیتپذیری
یعنی بدونیم خودمون مسئول ساختن آیندهمون هستیم
نه شرایط
نه دیگران
نه شانس
یه بخش دیگهی قشنگ حرفهای استاد تأکید روی تغییر درونی بود
اینکه اگه میخوای به آرزوهای بزرگت برسی باید از درون بزرگ بشی
باید خواستههاتو بزرگ نگهداری
نباید کوچیکشون کنی چون دیگران باور ندارن
باید خودت قبل از اینکه بهش برسی در سطح اون خواسته قرار بگیری
در نهایت استاد تأکید کرد که ما باید یاد بگیریم که هر فکری که بهمون حس بد ناتوانی ترس یا نگرانی میده باور اشتباهیه
این یعنی همیشه باید با اون فیلتر احساساتمون فکر کنیم
هر فکری که امید انگیزه و قدرت بهت میده همونه که باید بچسبیش بهش و دنبالش بری
به نظر من این صحبتها فقط یه راهنمای موفقیت نبود
یه جور تلنگر بود
یه بیدارباش برای ذهنهایی که هنوز توی قفس تردید قضاوت مقایسه و باورهای محدودکنندهان
این پیامش واضحه
خودتو باور کن
خواستههاتو بزرگ نگه دار
دیگرانو تحسین کن
و بدون که موفقیت فقط برای آدم های خاصها نیست
برای هرکسیه که با جدیت با باور و با ذهن باز قدم برمیداره
در آخر فقط میخوام از ته دل بگم
خدایا شکرت بابت این مسیر این آگاهی این استاد عزیز و این همه عشقی که تو دلهامون جاری کردی
شکرت بابت همسر آگاه و همراهم
شکرت بابت خودِ من که تصمیم گرفتم رشد کنم
از خدا میخوام همینطور که داریم پیش میریم دلمون قرصتر نگاهمون بازتر و باورهامون قویتر بشه
براتون از ته دل بهترینها رو آرزو میکنم
پر از نور
پر از برکت
پر از حضور خداوند
آیه روزم
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّـهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
انسان از پیشِ رو و پشتِ سر تعقیبکنندگانی (از فرشتگان) دارد که بهفرمان خدا، او را حفظ میکنند. خدا وضعیت هیچ قومی را (که در رفاه هستند،) تغییر نمیدهد، تا اینکه آنان وضعیت خود را (با گناه) تغییر دهند، و زمانی که خدا برای قومی، بدی (و عذابی) بخواهد، هیچ بازگشتی ندارد، و آنان غیر از خدا هیچ کارسازی نخواهند داشت.
11-رعد
سلام ودرود وبه نام رب کارساز من
امروز برلی بار چندم با خودم عهد کردم که شروع کن واین همه خستگی ودرد وحال بدی تبدیلش کنم به زندگی،
میخوام جهاد اکبر راه بندازم برای خودم فقط خودم ،میخوام با حامی ،وکس زندگیم ،رب خودم شروع کنم،هرروز درصلح بودن .
اینها حرفهایی بود که امروز از سایت برای هزارمین بتر از فایلهای مختف شنیدم،وباخودم گفتم ،ببین تو 4تا دوره استاد گرفتی ،فقط گفتی زودتر بخرم تا زودتر عوض بشن برسم به اوج،خیلی خیلی فایل رایگان گوش دادی ،ولی نتیجه؛
هنوز مشکلات اصلی سرجاشه،وبه خواسته هات نرسیدی،چرا نمیشه،…..که تو یه فایل امروز از استاد شنیدم،که سالها اره من 36سال با ذهنی کاملا منفی گرا شب وروز کردم وروزو شب ،چرا متوقع ام با6ماه همه چیز حل بشه،بعدشم )از وقتی شروع به نوشتن کردم همش بهم میگه)تو ارامشت بیشتر شده دختر تو این 6ماه البته کاملا تکاملی ،اگه هروز حالت بد بوده ،الان حال بدت در هفته رسیده به دوالی سه روز ،اونم نه مداوم ،دو سه ساعت که از ناظر بودن به ذهنم درمیام باهاش همگام میشم یه دفعه به خودم میام ،میگم وای تعهدم شکستم واخرین بار دیروز بود ،بعدش دیشب ولی دیگه میخوام به خدا برسم،چیز دیگه ای که بهش رسیدم هنوز خیلی جا داره،بزرگی خدا ،توکل بهش ،نماز،قران همه وهمه اش لق لق زبانم بوده ولی الان تازه فهمیدم من اصلا ایمانی نداشتم.فقط میگفتم خدا کافیه اما به محض تضاد گوشی برمیداشتم به این اون زنگ میزدم ،بیایین کمک این شده وان…….
وای برمن ،براستی که من خودم به خودم بی نهایت ظلم کردم ومزه نعمتهای بی شمار خدارو ندونستم.
خدایا هرلحظه مرا ناظر بر ذهنم کن،تا دیگه سگ سیاه نتونه ،عرض اندام کنه.امین