این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان و تمام دوستان هم فرکانسی
یسری باورهای مخرب که ریشه از دوران کودکی داره ,قطعا نیازمند زمان بیشتری برای جایگزین شدن با باورهای ثروت ساز و فراوانی داره, ولی نکته مثبت اینجاست که تماااااااام باورها قابل تغییر هستن اگر بهشون آگاه باشیم…
بزرگترین پاشنه آشیل من باور, به سادگی ثروت ساختنه!!!
با وجود اینکه خیلی وقتا بوده که به رااااااحتی و به واسطه معجزات خداوند تونستم نتایج عالی و باور نکردنی بگیرم, ولی همچنان ذهنم پذیرای این نیست که برای ثروتمند شدن نیازی به کار سخت و جون کندن و پدر دراومدن نیست!!!…
میدونین چرا پذیرش این باور برای ذهنم سخته؟
چون به قول استاد تو اطرافیان و دوست و آشنا کسی نبوده که بتونه به سادگی و راحتی به درآمدهای بالا برسه و همه بعد از سالها تلاش شبانه روزی و سختی کشیدن تونستن پولدار بشن, و ذهن منم بهم میگه توام باید ساااااالها خاک خوری کنی و سختی بکشی و آزمون و خطا کنی تا در نهایت بتونی به ثروت بی کران برسی!
همین الان که دارم اینارو مینویسم برام مسخره و خنده دار میاد که ,کی گفته همه با تلاش سخت و زجر کشیدن تونستن موفق بشن؟؟؟؟
مگه نوه عمه مامانم نبود که بعد از دیپلم گرفتن گفت دیگه نمیخواد بره دانشگاه و وارد بازار کار شد و از یه مغازه کوچیک کافینتی شروع کرد و بعد رفت تو کار املاک و بعد تو ین 22, 23 سالگی تونستن برای خودش خونه بخره…
مگه داماد عمه ام نیست که تو کار پیمان کاری ساختمون بود و اوایل ازدواج چون تازه کار بود چیزی نداشت ولی الان دو سه تا ماشین و خونه عالی تو سعادت آباد و ویلای خفن تو شمال و سفرهای خارجی سالانه دارن…
مگه از بچه های تیم بیزنسیمون نیستن که با همین سیستم مشترک, آموزش های مشابه, ابزارها و پلتفرم های یکسان, تونستن
بعد از چهار پنج سال میلیونر دلاری بشن…
پس میبینی تمام بهونه هات برای اینکه نتایج بزرگتر نمیشه الکیه, ذهن عزیز !!!
میبینی که به پول و ثروت رسیدن کاری آسون و طبیعیه, وقتی افکار و باورهای مثبت داشت؟؟؟
میبینی که با درک و آگاهی از قوانین بدون تغییر خداوند, حاصل تمام اتفاقات و نتایج خوب هرکس, احساسات خوبش هست…باورهای درستش هست…نپذیرفتن محدودیت هایی که دیگران میگن هست…
خداوندا یاریمون کن تا قوانین جهان هستی رو بهتر و عمیق تر بفهمیم…
خدای مهربونم کمکمون کن تا درک و آگاهی و توحیدمون روزافزون باشه…
خدا جونم مارو از شر باورهای محدودکننده رها کن تا به آسونی باورهای نامحدود بسازیم…
خدای وهابم خیر و برکت و فراوانی بی کرانت رو قسمت و روزی تک تکمون کن تا به معنویت بیشتری برسیم…
معبود بی همتام همیشه و همه جا هدایتگر و راهنمامون باش تا از شر وسوسه های ذهن در امان باشیم…
ای رب العالمین مارو در پناه خودت شاد و سلامت و سعادتمند بگردان…
عجب نام گذاری بجا و درستی ، واقعا همین نام گذاری خودش یک باور مناسب و خوب در ذهن ما می سازه.
چرا ؟
چون من مثال های زیادی در این زمینه دارم که آگاهانه خواسته ام را کوچیک کردم و به درآمد پایین ، زندگی سطح پایین ، تفریحات کم و غذای بی کیفیت بسنده کردم.
چرا این سبک زندگی را انتخاب کردم ، چون من همیشه هم باورها و هم خواسته ام را در پایین ترین حد نگه داشتم .
من باور داشتم درآمدم در همین حد هست و هرچقدر هم بیشتر کارکنم همینه و اکر ایده های متفاوت را اجرا کنم باز ، درآمدم در همین حد قرار میگیرد. و چون طبق قانون، وقتی به چیزی باور داشته باشی جهان ما را مدار متناسب با آن باور هدایت می کنه ومثلا منو به مداری هدایت می کنه که درش ، رشد مالی نیست ، موفقیت نیست .
حالا وظیفه من با آگاهی های آین فایل چیه ؟
من باید باورهایی در ذهنم بسازم که منو له احساس خوب برسونه @!
مثلا ثروت ساختن بسیار آسان و راحت هست.
من می تونم با حداقل کار کردن به بالاترین حد ثروت برسم مثلا ، روزی 500 میلیون سود خاص داشته باشم.
هرچند الان این موفقیت را ندارم ، ولی ابتدا در ذهنم باور بسازم که من می تونم به 500 میلیون تومان در روز درآمد برسم . و هی این فکر را در ذهنم تکرار کنم تا ذهنم امکان پذیر بودن آن را قبول کنه ، مثل آقای ظاهری از بچه های این سایت که دقیقا همین درآمد را داره و در کامنت خودش نوشته بود.
و جهان کم کم ، منو وارد مداری میکنه تا با اتفاقات و آدم های هم مدار ، ملاقات کنم و برخورد کنم و به این ثروت برسم.
چگونه تشخیص بدم کدام باور خوبه و کدام باور محدود کننده و مخرب هست؟؟؟؟؟؟؟
هر فکر، هر شنیده یا خبری که به من احساس ناامیدی ، ترس ، طمع، استرس و نگرانی و عجله کردن را میده ، آن باور مخرب هست و ازش دوری کنم .
هر فکر که به من ، احساس امید ، شور واشتیاق، شادی، ایمان و احساس خوب میده، آن را ادامه بدم و تقویت کنم ، و آن را دنبال کنم.
اگر خواسته من داشتن ماشین پراید هست ، یعنی من خواسته ام را کوچیک کردم ، من بی ایمان هستم ، من به حداقل نعمت قانع شدم این غلط است.
من باید خواسته را در بالاترین سطح خود نگه دارم ، مثل داشتن ماشین بنز و سعی کنم باورهای مالی خودم را تقویت کنم و جهان این خواسته مرا اجابت میکنه ، و براش فرقی نداره به من پراید بده یا بنز بده ، مهم اینکه من فرنکاس کدام خواسته را ارسال می کنم.
من توی اینکامنت میخوام کمی خودم رو تحسین کنم و جسارتمو جمع کردم برای نوشتن این کامنت.
داشتم نتایج یکی از دوستان درباره دوره ی احساس لیاقت میخوندم کهنوشته بودم گویا شما توی دوره گفتید اگر ادم های اطرافتون هنوز همون افراد سابق هستن پس ینی فرکانس شما تغییری نکرده
فرکانس جدید افراد جدید رومیارهمکان های جدید رومیاره و…
خوندن این جملات پشت گوشامو سرخ کرد
راستش من فکرمیکردم این مدت که کارمیکنم روی خودم تغییرکردم ولی انگاری نه به اون صورت که فکرشو میکنم یا انتظارشو دارم
من توی این کامنت به سه تا چیز میپردازم
اول از خودم تشکرمیکنم قدردانی میکنم که بی وقفه به فایل های شما مشغولم
اگر این لیلای جسور من نبود شاید هیچوقت قدم اول رو برنمیداشتم و توی این راه نمیموندم
دوم و سوم راجب رفتار اطرافیانم و ادم های اطرافم هستش
استاد از وقتی روی خودم کارکردم به شیوه ای که نمیدونم چطور رابطه ام با مامانم بابام خیلی به لطف پروردگارم بهتر شده
مثلا توجه کردم قبلا وقتی اشتباهی تویخونه انجام میدادم
چه میدونم چیزی ازدستم میریخت زمین یا هرچیزی که میشد مامانم به شدت بهم میریخت و کلی من میترسیدم و دعوا درست میشد
همین الان یه لیوان شیر خالی کردم رو کابینت ومامانم نه تنها هیچی نگفت بلکهپرسید اوکیی خودت؟
موندم اصن
و این چندمین باره میبینم خیلی خونسرد رفتارمیکنه و به من هیچ استرسی نمیده و سرزنش نمیکنه
استاد مامان من توی پیچیدن دلمه وسواس داره و به کسی نمیده دلمه هاشو بپیچن
امشب من برای اولین بار نشستم باهاشدلمهپرکردن
بد گفتم بده کمک کنم زود تموم شه
گفت مطمئن نیستم بتونی ولی بیا
منم خیلی راحت برگهاروپیچیدم کارمون دودیقه ای تمومه تموم شد
و خودمم کیف کردم برای برگپیچیدن هام
موضوع بعد استاد ادم های گذشته به طرز عجیبوغیرقابل باوری بهمبرگشتن!
وهیدارن برمیگردن!
یا اسمشون هست یا اتفاقی میبینمشون یا یجوریخودشون زنگمیزنن پیام میدن پیگیرم میشن
من دقیق نتونستم بفهمم چرا این اتفاق میوفته برام
ولی امشب یه تعبیر قدرتمند کننده یه تفکر قدرتمند کننده پیدا کردم برای ذهنم که روشیکه آموزش دادید رو در عمل اجرا کرده باشم
طبق چیزی که توی همین فایل همگفتید
گفتید باوری روانتخاب کنید که حستونم خوبمیکنه
من با خودم گفتم درسته هنوز فرکانسم اونقدر تغییرنکرده که ادم های اطرافم عوض بشن
عوضش رفتار مامانم خیلی با من خوب شده
و رفتار خودمم با خودم خیلی خوب شده
اگر توهین ها یا زخم زبون هایی کهاین مدت شنیدم رو قبلا میشنیدم شاید خیلی بهممیریختم
ولی استاد به طرز غیرقابل باوری من بی حسه بی حسم به حرفاشون
به حرفای ادم های گذشته و اطرافم
به حرف های منفی شون
مسخره کردن هاشون
لیبل چسبوندن هاشون
اینکه میان یسری خاطرات بی محتوا رو بهمیاداوریمیکنن و میرن
ونمیفهمم هدفشون چیه
من اینو اینطور برای خودممعنی میکنم که من یک پله بالا تر از جایی که قبلا بودم ایستادم
برای همین اونایی کهپله ی پایین ایستادن دارن تلاش میکنن منو از پله ی بالا بکشن پله ی خودشون که موفق هم نمیشن
فقط کافیه من به اینستا نرفتنم ادامه بدم
فقط کافیه به اخبار ندیدنم ادامه بدم
فقط کافیه به بحث نکردن باهاشونونادیده گرفتنشون
و به قول قران اعراض کردن ازشون ادامه بدم
و از این سمت بیشتر فایل هاروگوشبدم با دقت ترگوش بدم و بیشتر در عمل توی رفتارم نشون بدم درس هارو گرفتم
اینطور به راحتی هم تمام این ادم ها برای همیشه میرن
هم تمام الگوهای روانی که باعثمیشد این ادم ها رودر بدن های دیگه ملاقاتکنم از بین برن به کل
خیلی جالبه که به تازگی حدود یکماه یه آقای خیلی پیگیر تلاش میکنه باهام ارتباط بگیره
و این ادمو مدل تلاشش برای ارتباط با من
من رو یاد یه ادم از گذشته میندازه
و این برام قشنگ شفاف شد که اقا این مدل اومدنش داره از کجا ابمیخوره وحالا با چه رفتاری میتونم خیلی شیک این ادم رو دیگه هرگز در صدفرسخیخودم هم نبینم
نه با پرخاش نه با دعوا نه با درگیری اینا هیچکدوم راهش نیست
فقط راهش شفافیتیه که از خودم نشون میدم و بساط چنین ادمهای بلاتکلیف ومهره سوخته ای از زندگیم برچیده میشه
من خودم رو تحسین میکنم واسه اولین بار جلوی جمع
چون این عادت رفتاری من هست که موفقیت رودر دیگران پیدا کنم و تحسین کنم
تحسین کردن خودم ودیدن اینکه در عمل کاری کردم برای خودم واسم لذتبخشه
من وقتی این سگ در وجودم ظاهر میشه یا بهتره بگم ذهنم سگی میشه
سعی میکنم از تکنیک هایی که استاد یادم داده استفاده کنم .
اینکه این افکار از کجا شروع شد ؟
چرا داره نشخوار میشه ؟
با پاسخ به این سوال ها ریشه یابی میکنم و سعی میکنم که از یه زاویه ی دیگه به موضوع نگاه کنم
مثلا سه روز پیش من اولین ملاقاتم رو با یکی از همکارام داشتم .خب من خیلی مشتاق،پر انرژی،اکتیو بودم و در مورد مسائلی که باید صحبت میشد خیلی با حوصله توضیح میدادم،
اون برخوردش خیلی ریلکس و یه جورایی خواب الود بنظر میرسید نه اینکه خوابش بیاد انگار از مدل ادمای بیخیال بنظر میرسید
خب بعد ازینکه قرار یک ساعته ی ما به پایان رسید و از هم دور شدیم من پشت فرمون یه فلش بک که زدم به برخوردم ،احساس خجالت کردم دیگه نگاهم به خودم در اون ملاقات یه دختر اکتیو پر انرژی نبود ! خودمو یه دختر جلف ، وراج پر سر و صدا دیدم و مثل همین کلیپ انگار ذهنم مثل یه سگ سیاه داشت منو پیر میکرد
آینه ی ماشینو چرخوندم رو به چهرم و خودمو حین رانندگی تو آینه دیدم !بهههله خودش بود
همون دختر جلف جیغ جیغو
شروع کردم به نشخوار فکری و سرزنش خودم
اومدم خونه و همه رو به مامانم گفتم جوری علیه خودم تعریف کردم که اونم در قالب نصیحت دو تا حرف بارم کرد
ناهار خوردم رفتم تو اتاق و گفتم ببین اینجوری نمیشه که تو حق نداری خودتو سرزنش کنی
بیا نیمه ی پر لیوان رو ببینیم بیا واقعیت رو ببینیم و از خودم پرسیدم خدایی موقعی که داشتی توضیح میدادی اون استقبال میکرد از حرفات چرا داری منکر این موضوع میشی !؟
و ازین جنس حرفا زدم به خودم و حالم خوب شد
فرداش که زنگ زدم به این همکارم هنوز گوشیش زنگ نخورده جواب تلفن منو خیلی دوستانه و خیلی مشتاق داد در حالی که قبل تر ها که ندیده بود منو وقتی زنگ میزدم برای کاری رد تماس میداد و میگفت پیام بزارید
نمیدونم این داستانی که تعریف کردم چقدر میتونه به مفهوم سگ سیاه مربوط بشه ولی دوستان افسردگی از همینجور جاها استارت میخوره که دیگران رو تو ذهنمون بزرگ کنیم
از قضاوت دیگران بترسیم
ازینکه دیگران چجوری مارو قراره بشناسن بترسیم
ولی بهترین جواب در این جور مواقع به اون سگ درون اینه
«مهم نیس !!!!
هیچ کدوم از مواردی که الان داره تو ذهن من نشخوار میشه باعث نمیشه که ارزش های وجودی من کم شه »
افسردگی وقتی بوجود می آد که ما مدت طولانی در احساس بد بمانیم و آشنا نباشیم از قوانین تا خودمان را از آیت حالت خارج کنیم ، افسردگی و احساس بد ، نشانگر اینکه شخص به یک تضاد برخورد کرده و نتونسته خودش را از این مرحله به سلامت عبور بده .
این افسردگی، یا احساس بد برای همه انسانها پیش می آد، ولی مهم اینکه، مدت طولانی درآن نمانیم ، فقط و فقط با ساختن باور های جدید و توحیدی میشه ، جوری به این مشکل نگاه کنیم تا به احساس شادی و نشاط برسیم ، مثلا کسی که باور فراوانی را قبول کرده ، اگر از کاز اخرج بشه ، صاحب خانه جواب کنه که تخلیه کنه ، کسی و کارش به مشکل برخورد کنه ، و یا ، در محیط کار همکارانش اورا تنها بگذارن و برن ، و هزاران مساله مختلف، فقط با یک باور فراوانی حل میشه، و اتفاقا نقطه قوت و پیشرفت او میشه .
پس برای هر چیزی باید باور درست ساخت تا بتونیم از زاویه ای به اتفاقات نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و دقتی در احساس خوب مدت طولانی بمانیم ، اتفاقات خوب را تجربه خواهیم کرد.
خدایا شکرگزارم که در این مسیر گام برمیدارم و در حال خلق نتایج بزرگ در زندگی خودم و در جهان هستم .
وقتی باور کنی می بینی و وقتی می بینی باور میکنی.
وقتی باور نداری که می شود به آسانی و با لذت پول درآورد پس نمی بینی و وقتی نمی بینی بیشتر باور میکنی که نمی شود به آسانی پول درآورد . وقتی باور نداری که می شود زندگی شاد و موفقی رو با لذت و آسانی تجربه کنی بنابراین نمی بینی و چون نمی بینی بیشتر باور میکنی که نمیشود …
سوال از خودت بپرس: که چطور میشه ک بشود نه اینکه کل شدن اون اتفاق رو رد کنی و نپذیری …
وقتی می بینی و می شنوی که فردی به موفقیت و ثروت و خوشبختی منحصر به فردی رسیده باور کن ، تحسین کن ، و از خودت بپرس که چطور میشه که به این نتیجه رسید ؟ تا با این سوال درست به جواب درست برسی نه اینکه کل رسیدن به اون خوشبختی و ثروت رو رد کنی …
باورهای درست رو در ذهن خودت ایجاد کن تا نتایج بزرگی رو خلق کنی که حتا تا قبل از تو اتفاق نیفتاده …
نگو مگه میشه … خودت رو با تکرار این جمله محدود نکن . میشه . چرا نشه . فقط باید راهش رو پیدا کنم ک وقتی من باور کنم که میشه خداوند هم راهش رو قدم به قدم به من نشون خواهد داد .
باور کن ک میشود . نمونه های شدن رو هم تحسین کن تا هدایت بشی … من وقتی باورهام رو درست کنم من وارد مداری میشم که هست شرایط تحقق خواسته ی من . من لازم نیست کاری انجام بدم . جهان این کار رو انجام میده . جهان من رو با آدمهای هم مدار خودم رو ب رو میکنه. اگر نمیبینم چون باورهای من ، من رو در این مدار قرار داده .
خواسته ت رو با جسارت بخواه. باور کن ک میشود تا به سمت ایجاد باورهای مناسب برای داشتن این خواسته هدایت بشی تا این خواسته به تو نزدیک و نزدیکتر بشه .
وقتی یه چیز رو نداری و میخوای داشته باشی ش باید باورهات رو درست کنی .باید باورهای درست رو در موردش در خودت ایجاد کنی .
هر اتفاقی که برای یه نفر می افته به این معناست که یعنی برای من هم میتونه بیفته . هرثروت، هر موفقیت ، هر رشد ، هر خوشبختی ، هرعشقی که برای یه نفر می افته یعنی برای من هم میتونه اتفاق بیفته .
من که نمونه ی آشکاری مثل استاد رو در زندگیم دارم باید بهتر باور کنم شدن رو و خیلی بهتر و سریعتر به خواسته هام برسم .
من هم خواسته های بزرگی دارم اما ترس نرسیدن و نشدن باعث میشه که جسارت خواستن در من ضعیف بشه و نگران نرسیدن باشم . اما نباید بترسم . من باید خواسته هام رو بزرگ نگه دارم و باورهام رو به اندازه ی خواسته هام بزرگ کنم تا به سمت خواسته هام هدایت بشم .
خدایا یاورم باش که خواسته های بزرگی داشته باشم . از داشتن خواسته ها و رویاهای بزرگ نهراسم و باورهای بزرگی به اندازه ی رویاهام در ذهنم بسازم و اون خواسته ها رو در زندگی واقعی خودم خلق کنم . خدایا یاورم باش تا بتونم در مسیر خلق خواسته هام پیش برم و به مسیر درست هدایتم کن . به مسیری ک نعمتها و ثروتها و خوشبختی ها توش هست .
خدایا یاورم باش تا من هم گول نخورم و موفقیت ها رو به دلایل و عوامل اشتباه گره نزنم بلکه به اصول و قوانین اصلی جهان هستی عمل کنم و درک کنم و اجرا کنم قوانین جهان رو …
خدایا شکرت که این همه تایید وجود داره ک میشه ثروت و نعمت زیادی داشت و این همه نمونه در جهان وجود داره .
خدایا شکرت که این همه نمونه وجود داره که میشود.
فرکانسهای متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه . یاورم باش تا نسبت به احساسم آگاه باشم و فکرهای نامناسب رو از ذهنم دور کنم و فکرهایی که به من احساس خوبی میده رو در ذهنم پرورش بدم و باورش کنم و تکرارش کنم .
حرفهایی ک شنیدم و باورهای خوبی در من ایجاد کرده : اینکه مدیر مدرسهی فعلی مون بارها من رو تحسین کرده و گفته که روحیه خاصی دارم ک میخوام اثر گذار باشم و کارها رو ب نحو احسن انجام بدم و این صحبت خیلی به من احساس خوبی داده . همینطور وقتی در ذهنم در مورد اشتباه کلامی یا عملکردی که انجام دادم فکر میکنم احساس بدی بهم میده که سعی میکنم با تکرار قوانین جهان و دوری از کمالگرایی این احساس رو به سمت احساس بهتری ببرم . همینطور در مورد روابطم زمانی که افکاری سراغم میان که احساس ناامیدی و یا حس بدی درمورد اون رابطه بهم دست میده متوجه شدم که این از باور اشتباه من در مورد احساس لیاقتم در مورد دریافت عشق و توجه برمیگرده و یه جور سخت گیری که من نسبت به خودم دارم و نباید اینطور باشم و باید خودم رو همینطور ک هستم بپذیرم و دوست داشته باشم و باور کنم که نیاز نیست عالی و کامل باشم تا شایسته ی دوست داشته شدن و محبت باشم و همینطور هم لایق عشق و توجه و محبت هستم و چون شایسته هستم فلانی این رفتار رو با من داره نه اینکه چون کارش گیر ه ، یا چون فلان و فلان ک ذهنم میچینه تا حالم رو بد کنه …
باورهاتو درست کن تا آسون بشی برای آسونی ها…
به نام تنها قدرت مطلق جهانیان
درود و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان و تمام دوستان هم فرکانسی
یسری باورهای مخرب که ریشه از دوران کودکی داره ,قطعا نیازمند زمان بیشتری برای جایگزین شدن با باورهای ثروت ساز و فراوانی داره, ولی نکته مثبت اینجاست که تماااااااام باورها قابل تغییر هستن اگر بهشون آگاه باشیم…
بزرگترین پاشنه آشیل من باور, به سادگی ثروت ساختنه!!!
با وجود اینکه خیلی وقتا بوده که به رااااااحتی و به واسطه معجزات خداوند تونستم نتایج عالی و باور نکردنی بگیرم, ولی همچنان ذهنم پذیرای این نیست که برای ثروتمند شدن نیازی به کار سخت و جون کندن و پدر دراومدن نیست!!!…
میدونین چرا پذیرش این باور برای ذهنم سخته؟
چون به قول استاد تو اطرافیان و دوست و آشنا کسی نبوده که بتونه به سادگی و راحتی به درآمدهای بالا برسه و همه بعد از سالها تلاش شبانه روزی و سختی کشیدن تونستن پولدار بشن, و ذهن منم بهم میگه توام باید ساااااالها خاک خوری کنی و سختی بکشی و آزمون و خطا کنی تا در نهایت بتونی به ثروت بی کران برسی!
همین الان که دارم اینارو مینویسم برام مسخره و خنده دار میاد که ,کی گفته همه با تلاش سخت و زجر کشیدن تونستن موفق بشن؟؟؟؟
مگه نوه عمه مامانم نبود که بعد از دیپلم گرفتن گفت دیگه نمیخواد بره دانشگاه و وارد بازار کار شد و از یه مغازه کوچیک کافینتی شروع کرد و بعد رفت تو کار املاک و بعد تو ین 22, 23 سالگی تونستن برای خودش خونه بخره…
مگه داماد عمه ام نیست که تو کار پیمان کاری ساختمون بود و اوایل ازدواج چون تازه کار بود چیزی نداشت ولی الان دو سه تا ماشین و خونه عالی تو سعادت آباد و ویلای خفن تو شمال و سفرهای خارجی سالانه دارن…
مگه از بچه های تیم بیزنسیمون نیستن که با همین سیستم مشترک, آموزش های مشابه, ابزارها و پلتفرم های یکسان, تونستن
بعد از چهار پنج سال میلیونر دلاری بشن…
پس میبینی تمام بهونه هات برای اینکه نتایج بزرگتر نمیشه الکیه, ذهن عزیز !!!
میبینی که به پول و ثروت رسیدن کاری آسون و طبیعیه, وقتی افکار و باورهای مثبت داشت؟؟؟
میبینی که با درک و آگاهی از قوانین بدون تغییر خداوند, حاصل تمام اتفاقات و نتایج خوب هرکس, احساسات خوبش هست…باورهای درستش هست…نپذیرفتن محدودیت هایی که دیگران میگن هست…
خداوندا یاریمون کن تا قوانین جهان هستی رو بهتر و عمیق تر بفهمیم…
خدای مهربونم کمکمون کن تا درک و آگاهی و توحیدمون روزافزون باشه…
خدا جونم مارو از شر باورهای محدودکننده رها کن تا به آسونی باورهای نامحدود بسازیم…
خدای وهابم خیر و برکت و فراوانی بی کرانت رو قسمت و روزی تک تکمون کن تا به معنویت بیشتری برسیم…
معبود بی همتام همیشه و همه جا هدایتگر و راهنمامون باش تا از شر وسوسه های ذهن در امان باشیم…
ای رب العالمین مارو در پناه خودت شاد و سلامت و سعادتمند بگردان…
یا حق,
با عشق سپیده رحمانی
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان سلام
سلام به همه دوستان ثروتمندم
بجای کوچک کردن خواسته، باورهای خودرا بالا ببرم.
عجب نام گذاری بجا و درستی ، واقعا همین نام گذاری خودش یک باور مناسب و خوب در ذهن ما می سازه.
چرا ؟
چون من مثال های زیادی در این زمینه دارم که آگاهانه خواسته ام را کوچیک کردم و به درآمد پایین ، زندگی سطح پایین ، تفریحات کم و غذای بی کیفیت بسنده کردم.
چرا این سبک زندگی را انتخاب کردم ، چون من همیشه هم باورها و هم خواسته ام را در پایین ترین حد نگه داشتم .
من باور داشتم درآمدم در همین حد هست و هرچقدر هم بیشتر کارکنم همینه و اکر ایده های متفاوت را اجرا کنم باز ، درآمدم در همین حد قرار میگیرد. و چون طبق قانون، وقتی به چیزی باور داشته باشی جهان ما را مدار متناسب با آن باور هدایت می کنه ومثلا منو به مداری هدایت می کنه که درش ، رشد مالی نیست ، موفقیت نیست .
حالا وظیفه من با آگاهی های آین فایل چیه ؟
من باید باورهایی در ذهنم بسازم که منو له احساس خوب برسونه @!
مثلا ثروت ساختن بسیار آسان و راحت هست.
من می تونم با حداقل کار کردن به بالاترین حد ثروت برسم مثلا ، روزی 500 میلیون سود خاص داشته باشم.
هرچند الان این موفقیت را ندارم ، ولی ابتدا در ذهنم باور بسازم که من می تونم به 500 میلیون تومان در روز درآمد برسم . و هی این فکر را در ذهنم تکرار کنم تا ذهنم امکان پذیر بودن آن را قبول کنه ، مثل آقای ظاهری از بچه های این سایت که دقیقا همین درآمد را داره و در کامنت خودش نوشته بود.
و جهان کم کم ، منو وارد مداری میکنه تا با اتفاقات و آدم های هم مدار ، ملاقات کنم و برخورد کنم و به این ثروت برسم.
چگونه تشخیص بدم کدام باور خوبه و کدام باور محدود کننده و مخرب هست؟؟؟؟؟؟؟
هر فکر، هر شنیده یا خبری که به من احساس ناامیدی ، ترس ، طمع، استرس و نگرانی و عجله کردن را میده ، آن باور مخرب هست و ازش دوری کنم .
هر فکر که به من ، احساس امید ، شور واشتیاق، شادی، ایمان و احساس خوب میده، آن را ادامه بدم و تقویت کنم ، و آن را دنبال کنم.
اگر خواسته من داشتن ماشین پراید هست ، یعنی من خواسته ام را کوچیک کردم ، من بی ایمان هستم ، من به حداقل نعمت قانع شدم این غلط است.
من باید خواسته را در بالاترین سطح خود نگه دارم ، مثل داشتن ماشین بنز و سعی کنم باورهای مالی خودم را تقویت کنم و جهان این خواسته مرا اجابت میکنه ، و براش فرقی نداره به من پراید بده یا بنز بده ، مهم اینکه من فرنکاس کدام خواسته را ارسال می کنم.
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت به خاطر سلامتیمون
خدای مهربونم شکرت به خاطر همه چیز و همه داشته هامون
خدای مهربونم شکرت که به این فایل هدایت شدم
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
استا واقعا این فایل عالی و هدایت کننده بود ،سپاس گزارم
افسردگی مانند خوره ای می ماند که تمام وجودت را در بر میگیرد و به تو اجازه هیچ واکنش و فکری را نمیدهد…..
ولی با ایمان به خدا و اینکه این فکرهای بی خود میتواند درسهایی از زندگی ما شود و با کمک فایلهای استاد عزیزم میتوانیم سگ سیاه افسردگی را مهار کنیم
و امیدوارم همه ی ما بتوانیم با سگ سیاه افسردگی درونمان کنار بیاییم و راه حل مهار کردنش رو بلد باشیم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید
به نام خدای مهربانم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستانم
الهی شکرت یک روز دیگه بهم فرصت زندگی در جهان زیبایت را دادی
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست به هر خیری که از تو بهم برسه من محتاجم
خدایا شکرت که منو انسان خلق کردی بهم قدرت اراده دادی تا بتونم خالق زندگیم باشم
این فایل خیلی عالی بود نشانه امروزم بود که بهم گفته که آقا جان به جای اینکه خواسته هات را کوچک کنی و
سبک و سنگینش کنی چه کاریه باورهات را بزرگ کن در این جهانی که پر از فراوانی است چرا نمیای بزرگتر فکر کنی
انتخابهای بزرگتر با کیفیت تر داشته باشی مگه این جهان کم داره که نمیای به هر چی دلت میخاد فکر کنی توجه
کنی و باورهاش را بسازی چرا چتر آرزوهات را براش اندازه میزاری در جهانی که همه چی از فراوانی شروع شده
و پایانی برای نعمتهای خداوند نیست ما وقتی افسار ذهن از دستمون خارج میشه ناخوداگاه میریم روی
خلبان خودکار و راحت تمام ارزوهامون کم رنگ میشن چون با ذهن منطقی امدیم با شرایط فعلی همه چی را
سبک سنگین کردیم مگه ما میخایم تا لحظه آخر کارش را انجام بدیم کار خداوند ما باید طرف خودمون را به
صورت کامل انجام بدیم با احساس خوب با سپاسگزاری با شادی با خیال راحت مثل این میمونه که صد در صد
انجام میشه چنین اعتمادی به خداوند بعد از کارهایی که طرف ما بوده باید باشه اگر نباشه ما شک و دو دلی داریم
و در شک و دو دلی چیزی بهت داده نمیشه به کسانی که ایمان دارن به غیب و حالشون خوبه کار خودشون سمت
خودشون را انجام دادن سپردن به خدا با ایمان با توکل واقعی که از احساس خوب میاد دلشون قرصه اعتماد دارن
به خداوند که هرگز خلف وعده نمیکنه خدا همیشه همه چیزی را میدونه رو هم جمع میکنه چیزی از قلم نمیمونه
و همیشه خداوند چند برابر ان چیزی که انتظار میبردی بهت میده به خداوندی خداوند برای شخص خود من
خیلی از مواقع که من طرف خودم را انجام دادم سپردم به خودش همیشه منو سربلند کرده و یک تیر و چند نشان
زده برام در مواقعی که کل مردم خلاف جهت من داشتن فکر میکردن برای من معجزاتی که ما انسانها اسمش
را گذاشتیم افتاده خیلی زیاد همیشه خدا منو سوپرایز کرده خدا جونم دوست دارم خیلی زیاد همیشه منو
واقعا سوپرایز کرده و میکنه خدایا شکرت
تمام دوستانی که اینجا در این سایت الهی مثبت هستید اینو از من داشته باشید شخصی که دنباله رو مکتب
استاد عباس منش هست نتایج خوبی گرفته اینو میخام بگم اول به خودم که هر چیزی که میخایم اول باید
شخصیت اون خواسته را داشته باشیم در خودمون به وجود آورده باشیم تا بیاد خودش میاد اتفاق میفته
مثل این میمونه که اگر میخای ماشین داشته باشی رانندگی کنی باید اول گواهینامه داشته باشی رانندگی بلد
باشی تا برات ماشین بیاد نمیشه چیزی که ما میخایم اول آماده اون نعمت نباشیم نمیاد من امتحانش کردم
اگر من به سفرهای کوتاه نمیرفتم حتی سفرهای یک روزه و نیم روزه سفرهای دو هفته برام جور نمیشه چون
من اماده اون نیستم اگر من میتونم مدتهای طولانی در هر جایی از دنیا در سفر در خودرو خودم بخابم غذا بخورم
صد در صد برای من سفرهای شگفت انگیز بیشتر و بهتر و با امکانات بیشتری به وجود میاد
بچه ها من روزهای از زندگیم بوده که به اندازه هزینه رستوران پول داشتم و میرفتم با خانمم کل پولو هزینه
رستوران میکردم خدا شاهده برام پول میمومد به آسونی باور داشتم که هر چی هزینه میکنم ده برابرش
میاد به حسابم از در و دیوار پول میاد وقتی تو این مدار میری اصلا همه انگار میخان بهت خیر برسونن
واقعا همه زندگی ما داره هر لحظه با افکار غالبمون شکل میگیره همین لحظه دارم اینده خودم را رقم میزنم
حالا بستگی به من داره که به اینه چی را دارم نشون میدم دست چپم بالا بره خوب دست چپمو نشون میده
و به این شکل جهان داره کار میکنه انقدر ساده است به خاطر سادگی بالاش باور نمیکنیم و به دلیل دیدن
الگوها باورهای مسموم جامعه سکا فکر کردنمون مثل بدنه جامعه شده و اگر داریم در سیکل معیوب میوفتیم
همونا را دوباره تجربه میکینم یعنی ما در چرخه احساس فکر گیر کردیم و شرطی شدیم به موضوعات حتی به استرس
مشکلات زندگی یه جورایی معتاد و شرطی شدیم و به صورت ناخوداگاه بدن ما ذهن ما شده و خودش کارها را
انجام میده مثل زمانی که در اتوبان چندین کیلومتر رانندگی کردیم نغهمیدیم چی شد این چند کیلومتر کی رونده
بدن ما شرطی شده به احساساتی که بار شدت بالایی دارن در بدن مواد شیمیایی تولید میکنه که ما بهش عادت
میکنیم تجربیات جدیدی که لذت داره یا بار عاطفی بالایی داره در ما نهادینه میشن و اگر چندین روز و هفته طول
بکشه ما نتونیم بهش غلبه کنیم به خلق و خوی و بعد چند ماه عادتو به سالها زمان برسه میشه گفت ما قربانی
زندگی شدیم که حتی اگاهانه دلمون نمیخاد و این اتفاقهایی است که داره برای مردم کل جهان میفته
اگر فکری چیزی داره تو ذهن ما راه میره در واقع اون فکر و اون شخص داره ما را کنترل میکنه و ما ناخوداگاه
خودمون را زندونی اون چیزی کردیم تا زمانی که بیایم فراتر از جسم مکان و زمان برسیم در لحظه ابدی سخاوتمند
اکنون قرار بگیریم و افکاری خواسته هایی را که دوست داریم داشته باشیم را در ذهنمون تکرار کنیم الگوها را ببینمیم
و حرکت کنیم درها باز میشن و ما به ارزوهامون میرسیم قدم به قدم
خدایا شکرت
بی نهایت سپاسگزارم استاد عزیزم دوستون دارم
خدا نگهدارتون
استاد یکدیقه قبل از طلوع تاریکترین نقطه ی شبه!
من توی اینکامنت میخوام کمی خودم رو تحسین کنم و جسارتمو جمع کردم برای نوشتن این کامنت.
داشتم نتایج یکی از دوستان درباره دوره ی احساس لیاقت میخوندم کهنوشته بودم گویا شما توی دوره گفتید اگر ادم های اطرافتون هنوز همون افراد سابق هستن پس ینی فرکانس شما تغییری نکرده
فرکانس جدید افراد جدید رومیارهمکان های جدید رومیاره و…
خوندن این جملات پشت گوشامو سرخ کرد
راستش من فکرمیکردم این مدت که کارمیکنم روی خودم تغییرکردم ولی انگاری نه به اون صورت که فکرشو میکنم یا انتظارشو دارم
من توی این کامنت به سه تا چیز میپردازم
اول از خودم تشکرمیکنم قدردانی میکنم که بی وقفه به فایل های شما مشغولم
اگر این لیلای جسور من نبود شاید هیچوقت قدم اول رو برنمیداشتم و توی این راه نمیموندم
دوم و سوم راجب رفتار اطرافیانم و ادم های اطرافم هستش
استاد از وقتی روی خودم کارکردم به شیوه ای که نمیدونم چطور رابطه ام با مامانم بابام خیلی به لطف پروردگارم بهتر شده
مثلا توجه کردم قبلا وقتی اشتباهی تویخونه انجام میدادم
چه میدونم چیزی ازدستم میریخت زمین یا هرچیزی که میشد مامانم به شدت بهم میریخت و کلی من میترسیدم و دعوا درست میشد
همین الان یه لیوان شیر خالی کردم رو کابینت ومامانم نه تنها هیچی نگفت بلکهپرسید اوکیی خودت؟
موندم اصن
و این چندمین باره میبینم خیلی خونسرد رفتارمیکنه و به من هیچ استرسی نمیده و سرزنش نمیکنه
استاد مامان من توی پیچیدن دلمه وسواس داره و به کسی نمیده دلمه هاشو بپیچن
امشب من برای اولین بار نشستم باهاشدلمهپرکردن
بد گفتم بده کمک کنم زود تموم شه
گفت مطمئن نیستم بتونی ولی بیا
منم خیلی راحت برگهاروپیچیدم کارمون دودیقه ای تمومه تموم شد
و خودمم کیف کردم برای برگپیچیدن هام
موضوع بعد استاد ادم های گذشته به طرز عجیبوغیرقابل باوری بهمبرگشتن!
وهیدارن برمیگردن!
یا اسمشون هست یا اتفاقی میبینمشون یا یجوریخودشون زنگمیزنن پیام میدن پیگیرم میشن
من دقیق نتونستم بفهمم چرا این اتفاق میوفته برام
ولی امشب یه تعبیر قدرتمند کننده یه تفکر قدرتمند کننده پیدا کردم برای ذهنم که روشیکه آموزش دادید رو در عمل اجرا کرده باشم
طبق چیزی که توی همین فایل همگفتید
گفتید باوری روانتخاب کنید که حستونم خوبمیکنه
من با خودم گفتم درسته هنوز فرکانسم اونقدر تغییرنکرده که ادم های اطرافم عوض بشن
عوضش رفتار مامانم خیلی با من خوب شده
و رفتار خودمم با خودم خیلی خوب شده
اگر توهین ها یا زخم زبون هایی کهاین مدت شنیدم رو قبلا میشنیدم شاید خیلی بهممیریختم
ولی استاد به طرز غیرقابل باوری من بی حسه بی حسم به حرفاشون
به حرفای ادم های گذشته و اطرافم
به حرف های منفی شون
مسخره کردن هاشون
لیبل چسبوندن هاشون
اینکه میان یسری خاطرات بی محتوا رو بهمیاداوریمیکنن و میرن
ونمیفهمم هدفشون چیه
من اینو اینطور برای خودممعنی میکنم که من یک پله بالا تر از جایی که قبلا بودم ایستادم
برای همین اونایی کهپله ی پایین ایستادن دارن تلاش میکنن منو از پله ی بالا بکشن پله ی خودشون که موفق هم نمیشن
فقط کافیه من به اینستا نرفتنم ادامه بدم
فقط کافیه به اخبار ندیدنم ادامه بدم
فقط کافیه به بحث نکردن باهاشونونادیده گرفتنشون
و به قول قران اعراض کردن ازشون ادامه بدم
و از این سمت بیشتر فایل هاروگوشبدم با دقت ترگوش بدم و بیشتر در عمل توی رفتارم نشون بدم درس هارو گرفتم
اینطور به راحتی هم تمام این ادم ها برای همیشه میرن
هم تمام الگوهای روانی که باعثمیشد این ادم ها رودر بدن های دیگه ملاقاتکنم از بین برن به کل
خیلی جالبه که به تازگی حدود یکماه یه آقای خیلی پیگیر تلاش میکنه باهام ارتباط بگیره
و این ادمو مدل تلاشش برای ارتباط با من
من رو یاد یه ادم از گذشته میندازه
و این برام قشنگ شفاف شد که اقا این مدل اومدنش داره از کجا ابمیخوره وحالا با چه رفتاری میتونم خیلی شیک این ادم رو دیگه هرگز در صدفرسخیخودم هم نبینم
نه با پرخاش نه با دعوا نه با درگیری اینا هیچکدوم راهش نیست
فقط راهش شفافیتیه که از خودم نشون میدم و بساط چنین ادمهای بلاتکلیف ومهره سوخته ای از زندگیم برچیده میشه
من خودم رو تحسین میکنم واسه اولین بار جلوی جمع
چون این عادت رفتاری من هست که موفقیت رودر دیگران پیدا کنم و تحسین کنم
تحسین کردن خودم ودیدن اینکه در عمل کاری کردم برای خودم واسم لذتبخشه
به نام خداوند مهربانم
وقتی این کلیپ رو دیدم، حس کردم انگار یه نفر داره از درونِ خودم برام حرف میزنه…
از اون بخش تاریکی که گاهی ساکته، ولی همیشه هست…
توی این انیمیشن، افسردگی رو مثل یه سگ سیاه نشون دادن،
و راستش رو بخوای، منم اون سگ رو تو زندگی خودم احساس کردم…
گاهی بدون دلیل خاصی، بیحال میشم… بیانگیزه… یه جور دلگرفتگی میاد سراغم…
اما این کلیپ یه چیز مهم رو بهم یادآوری کرد:
اون سگ سیاه میتونه باشه، ولی نباید افسار زندگیمو دستش بدم.
این کلیپ، از نظر من فقط یه ویدیو نیست…
یه آگاهی بزرگه برای اینکه یادم بندازه:
هر وقت اون حس سنگین اومد،
بهجای فرار کردن یا قایم شدن، باید بشینم، نگاهش کنم، و کمکم یاد بگیرم کنترلش کنم.
چیزی که من از این کلیپ گرفتم اینه که:
افسردگی یه بخش از انسان بودنه، اما قرار نیست قُلدر بشه و زندگیم رو بگیره دست خودش.
من میتونم با آگاهی، با پذیرش، و با مراقبت از خودم،
کمکم قدرت رو ازش پس بگیرم.
و اینکه گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش این کلیپ رو دوبله کرده و در اختیارمون گذاشته،
یه لطف بزرگیه… چون این آگاهی به درد همهمون میخوره.
از نگاه من، این کلیپ رو باید بارها دید…
نه برای سرگرمی، بلکه برای بیدار نگه داشتن خودم…
برای اینکه یادم بمونه:
من همیشه یه انتخاب دارم… حتی وقتی اون سگ سیاه کنارش نشسته.
یا حق
سلام سلام
من وقتی این سگ در وجودم ظاهر میشه یا بهتره بگم ذهنم سگی میشه
سعی میکنم از تکنیک هایی که استاد یادم داده استفاده کنم .
اینکه این افکار از کجا شروع شد ؟
چرا داره نشخوار میشه ؟
با پاسخ به این سوال ها ریشه یابی میکنم و سعی میکنم که از یه زاویه ی دیگه به موضوع نگاه کنم
مثلا سه روز پیش من اولین ملاقاتم رو با یکی از همکارام داشتم .خب من خیلی مشتاق،پر انرژی،اکتیو بودم و در مورد مسائلی که باید صحبت میشد خیلی با حوصله توضیح میدادم،
اون برخوردش خیلی ریلکس و یه جورایی خواب الود بنظر میرسید نه اینکه خوابش بیاد انگار از مدل ادمای بیخیال بنظر میرسید
خب بعد ازینکه قرار یک ساعته ی ما به پایان رسید و از هم دور شدیم من پشت فرمون یه فلش بک که زدم به برخوردم ،احساس خجالت کردم دیگه نگاهم به خودم در اون ملاقات یه دختر اکتیو پر انرژی نبود ! خودمو یه دختر جلف ، وراج پر سر و صدا دیدم و مثل همین کلیپ انگار ذهنم مثل یه سگ سیاه داشت منو پیر میکرد
آینه ی ماشینو چرخوندم رو به چهرم و خودمو حین رانندگی تو آینه دیدم !بهههله خودش بود
همون دختر جلف جیغ جیغو
شروع کردم به نشخوار فکری و سرزنش خودم
اومدم خونه و همه رو به مامانم گفتم جوری علیه خودم تعریف کردم که اونم در قالب نصیحت دو تا حرف بارم کرد
ناهار خوردم رفتم تو اتاق و گفتم ببین اینجوری نمیشه که تو حق نداری خودتو سرزنش کنی
بیا نیمه ی پر لیوان رو ببینیم بیا واقعیت رو ببینیم و از خودم پرسیدم خدایی موقعی که داشتی توضیح میدادی اون استقبال میکرد از حرفات چرا داری منکر این موضوع میشی !؟
و ازین جنس حرفا زدم به خودم و حالم خوب شد
فرداش که زنگ زدم به این همکارم هنوز گوشیش زنگ نخورده جواب تلفن منو خیلی دوستانه و خیلی مشتاق داد در حالی که قبل تر ها که ندیده بود منو وقتی زنگ میزدم برای کاری رد تماس میداد و میگفت پیام بزارید
نمیدونم این داستانی که تعریف کردم چقدر میتونه به مفهوم سگ سیاه مربوط بشه ولی دوستان افسردگی از همینجور جاها استارت میخوره که دیگران رو تو ذهنمون بزرگ کنیم
از قضاوت دیگران بترسیم
ازینکه دیگران چجوری مارو قراره بشناسن بترسیم
ولی بهترین جواب در این جور مواقع به اون سگ درون اینه
«مهم نیس !!!!
هیچ کدوم از مواردی که الان داره تو ذهن من نشخوار میشه باعث نمیشه که ارزش های وجودی من کم شه »
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
موضوع، افسردگی
افسردگی وقتی بوجود می آد که ما مدت طولانی در احساس بد بمانیم و آشنا نباشیم از قوانین تا خودمان را از آیت حالت خارج کنیم ، افسردگی و احساس بد ، نشانگر اینکه شخص به یک تضاد برخورد کرده و نتونسته خودش را از این مرحله به سلامت عبور بده .
این افسردگی، یا احساس بد برای همه انسانها پیش می آد، ولی مهم اینکه، مدت طولانی درآن نمانیم ، فقط و فقط با ساختن باور های جدید و توحیدی میشه ، جوری به این مشکل نگاه کنیم تا به احساس شادی و نشاط برسیم ، مثلا کسی که باور فراوانی را قبول کرده ، اگر از کاز اخرج بشه ، صاحب خانه جواب کنه که تخلیه کنه ، کسی و کارش به مشکل برخورد کنه ، و یا ، در محیط کار همکارانش اورا تنها بگذارن و برن ، و هزاران مساله مختلف، فقط با یک باور فراوانی حل میشه، و اتفاقا نقطه قوت و پیشرفت او میشه .
پس برای هر چیزی باید باور درست ساخت تا بتونیم از زاویه ای به اتفاقات نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و دقتی در احساس خوب مدت طولانی بمانیم ، اتفاقات خوب را تجربه خواهیم کرد.
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
فاذا فرغت فانصب
وقتی از کاری آسوده شدی به کار دیگری بپرداز..
سوره شرح آیه 7
خدایا شکرگزارم که در این مسیر گام برمیدارم و در حال خلق نتایج بزرگ در زندگی خودم و در جهان هستم .
وقتی باور کنی می بینی و وقتی می بینی باور میکنی.
وقتی باور نداری که می شود به آسانی و با لذت پول درآورد پس نمی بینی و وقتی نمی بینی بیشتر باور میکنی که نمی شود به آسانی پول درآورد . وقتی باور نداری که می شود زندگی شاد و موفقی رو با لذت و آسانی تجربه کنی بنابراین نمی بینی و چون نمی بینی بیشتر باور میکنی که نمیشود …
سوال از خودت بپرس: که چطور میشه ک بشود نه اینکه کل شدن اون اتفاق رو رد کنی و نپذیری …
وقتی می بینی و می شنوی که فردی به موفقیت و ثروت و خوشبختی منحصر به فردی رسیده باور کن ، تحسین کن ، و از خودت بپرس که چطور میشه که به این نتیجه رسید ؟ تا با این سوال درست به جواب درست برسی نه اینکه کل رسیدن به اون خوشبختی و ثروت رو رد کنی …
باورهای درست رو در ذهن خودت ایجاد کن تا نتایج بزرگی رو خلق کنی که حتا تا قبل از تو اتفاق نیفتاده …
نگو مگه میشه … خودت رو با تکرار این جمله محدود نکن . میشه . چرا نشه . فقط باید راهش رو پیدا کنم ک وقتی من باور کنم که میشه خداوند هم راهش رو قدم به قدم به من نشون خواهد داد .
باور کن ک میشود . نمونه های شدن رو هم تحسین کن تا هدایت بشی … من وقتی باورهام رو درست کنم من وارد مداری میشم که هست شرایط تحقق خواسته ی من . من لازم نیست کاری انجام بدم . جهان این کار رو انجام میده . جهان من رو با آدمهای هم مدار خودم رو ب رو میکنه. اگر نمیبینم چون باورهای من ، من رو در این مدار قرار داده .
خواسته ت رو با جسارت بخواه. باور کن ک میشود تا به سمت ایجاد باورهای مناسب برای داشتن این خواسته هدایت بشی تا این خواسته به تو نزدیک و نزدیکتر بشه .
وقتی یه چیز رو نداری و میخوای داشته باشی ش باید باورهات رو درست کنی .باید باورهای درست رو در موردش در خودت ایجاد کنی .
هر اتفاقی که برای یه نفر می افته به این معناست که یعنی برای من هم میتونه بیفته . هرثروت، هر موفقیت ، هر رشد ، هر خوشبختی ، هرعشقی که برای یه نفر می افته یعنی برای من هم میتونه اتفاق بیفته .
من که نمونه ی آشکاری مثل استاد رو در زندگیم دارم باید بهتر باور کنم شدن رو و خیلی بهتر و سریعتر به خواسته هام برسم .
من هم خواسته های بزرگی دارم اما ترس نرسیدن و نشدن باعث میشه که جسارت خواستن در من ضعیف بشه و نگران نرسیدن باشم . اما نباید بترسم . من باید خواسته هام رو بزرگ نگه دارم و باورهام رو به اندازه ی خواسته هام بزرگ کنم تا به سمت خواسته هام هدایت بشم .
خدایا یاورم باش که خواسته های بزرگی داشته باشم . از داشتن خواسته ها و رویاهای بزرگ نهراسم و باورهای بزرگی به اندازه ی رویاهام در ذهنم بسازم و اون خواسته ها رو در زندگی واقعی خودم خلق کنم . خدایا یاورم باش تا بتونم در مسیر خلق خواسته هام پیش برم و به مسیر درست هدایتم کن . به مسیری ک نعمتها و ثروتها و خوشبختی ها توش هست .
خدایا یاورم باش تا من هم گول نخورم و موفقیت ها رو به دلایل و عوامل اشتباه گره نزنم بلکه به اصول و قوانین اصلی جهان هستی عمل کنم و درک کنم و اجرا کنم قوانین جهان رو …
خدایا شکرت که این همه تایید وجود داره ک میشه ثروت و نعمت زیادی داشت و این همه نمونه در جهان وجود داره .
خدایا شکرت که این همه نمونه وجود داره که میشود.
فرکانسهای متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه . یاورم باش تا نسبت به احساسم آگاه باشم و فکرهای نامناسب رو از ذهنم دور کنم و فکرهایی که به من احساس خوبی میده رو در ذهنم پرورش بدم و باورش کنم و تکرارش کنم .
حرفهایی ک شنیدم و باورهای خوبی در من ایجاد کرده : اینکه مدیر مدرسهی فعلی مون بارها من رو تحسین کرده و گفته که روحیه خاصی دارم ک میخوام اثر گذار باشم و کارها رو ب نحو احسن انجام بدم و این صحبت خیلی به من احساس خوبی داده . همینطور وقتی در ذهنم در مورد اشتباه کلامی یا عملکردی که انجام دادم فکر میکنم احساس بدی بهم میده که سعی میکنم با تکرار قوانین جهان و دوری از کمالگرایی این احساس رو به سمت احساس بهتری ببرم . همینطور در مورد روابطم زمانی که افکاری سراغم میان که احساس ناامیدی و یا حس بدی درمورد اون رابطه بهم دست میده متوجه شدم که این از باور اشتباه من در مورد احساس لیاقتم در مورد دریافت عشق و توجه برمیگرده و یه جور سخت گیری که من نسبت به خودم دارم و نباید اینطور باشم و باید خودم رو همینطور ک هستم بپذیرم و دوست داشته باشم و باور کنم که نیاز نیست عالی و کامل باشم تا شایسته ی دوست داشته شدن و محبت باشم و همینطور هم لایق عشق و توجه و محبت هستم و چون شایسته هستم فلانی این رفتار رو با من داره نه اینکه چون کارش گیر ه ، یا چون فلان و فلان ک ذهنم میچینه تا حالم رو بد کنه …
به نام خدا
سلام به همه
چکیده فایل
قضاوت کردن مردم از من بزرگترین ترسم بود.
ورزش منظم از هر دارویی برای افسردگی بهتر است.
دفترچه ای تهیه کنید و چیزهایی که به خاطرش سپاسگزار هستید را در اون یادداشت کنید.
مهم نیست اوضاع روحیتون چقدر خرابه ،اگر خودتون را در مسیر درست قرار بدهید و باورهاتون را تغییر بدهید روزهای سیاه سگی خواهند گذشت .
یاد بگیرید به جای فرار از مشکلات اونها را حل کنید .
با ایمان ،آگاهی ،صبر ،انتظارات مثبت داشتن و شوخ طبعی میتونیم بدترین سگهای سیاه را درمان کنیم .
کمک خواستن باعث خجالت نیست،تنها چیزی که باعث خجالته از دست دادن زندگی است .
دوستان من با زندگی و حال کردن در زمان حال گذشته را به فراموشی بسپارید و آینده ای زیبا برای خودتان به یادگار بگذارید .
ممنون از همه استاد عزیزم ،خانم شایسته پرتلاش و دوستان هم فرکانسی