این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از این فایل امروز اینو به خودم یاد اور شدم که از این لحظه به بعد نسبت یه موفقیتهای دیگران احساس خوب داشته باشم وتحسین کنم موفقیت و ثروت و اطرافیانم رو و این کار وقتی با حس خوب باشه خیلی احساس بهتری در ادم ایجاد میکنه و این احساس خوب اتفاقات بهتری تو زندگی خودمون ایجاد میکنه خدایا شکرت برای شادی و خوشحالی و پول و ثروت و موفقیت تمام ادمهای که در اطرافم هستن.
مدت هاست دیگه متوجه شدم هر کسی، و هر لحظه ای میتونه درگیر افسردگی شه.
یعنی چیز بعیدی نیست.
خودمم تجربه اش کردم، حسش کردم.
یه بار که شروع کردن پیاده روی خیلی بهم کمک کرد از اون فضای فکری دور شم و روز به روز بهتر شدم.
البته خیلی تدریجی و زیر پوستی.
و بعد به خودم اومدم دیدم کیفیت زندگیم زیر و رو شده الحمدالله.
یه بار دیگه هم پیش مشاور رفتم و همون صحبت کردن با متخصصش، آروم ترم کرد و به خودم برگشتم رفته رفته.
یه چیزی میخوام بگم.
امروز برنامه ی اکنون رو دیدم با اجرای اقای سروش صحت و مهمان دکتر مجتبی شکوری عزیز بود.
در مورد خودشناسی صحبت شد.
و یه چیز مهمی گفته شد که تو گوشم زنگ زد:
دوست داشتنِ خود، مهربانی با خود، دوری از شرم…
حس میکنم وقتی از خودم دور میشم، وارد بازیِ افسردگی، بی هدفی، بی انگیزگی، باری به هر جهت زندگی کردن میشم.
اینکه خودمو دوست ندارم گاهی و همین باعث میشه بی توجه بشم به خودم و همه ی قشنگی های زندگیم.
طبق تجربه ی شخصیم (افسردگی بعد از زایمان)، حس کردم زیبایی های بیشمار زندگیم هم بهم انگیزه ادامه دادن نمیده…
دوران پیچیده ای بود.
هیچوقت این حس رو نداشتم و برام عجیب و ترسناک بود.
از خودم تعجب میکردم که چرا اینطوری شدم.
نمیدونم صحیحه که عوامل بیرونی مثل تغییرات هورمونی، تغییر زندگی، خروج از نقطه امن و … رو دخیل بدونم رو افسردگیم یا نه، اما چیزی که به من در اون برهه کمک کرد مشاور بود که به لطف الله در مسیرم به سمتش هدایت شدم.
فهمیدم بعضی حس هام طبیعیه و بعد از مدتی برطرف شدن کاملا.
دوهزار روز با همه با لا پایین شدن ها با همه چالش ها تو مسیر موندن مبارک
مبارک هممون باشه دوهزار روز پرنده بهشتی شدنت
مبارک حافظ باشه مامان بهبود گراش
مبارک حافظ باشد مامان در صلح با خودش که عاشق خودش و کودک درونش است که نتیجه اش میشه اینجور از کودکی کردن حافظ لذت میبرد
خودش را انکار نمی کند سانسور نمیکنه بینقص و پرفکت جلوه نمیده بلکه با همه خصوصیت هاش خودش را دوست دارد با همه کم و کاستی هاش خودش را دوست دارد
مبارکت باشد سمانه جان صوفی
دیروز ظهر اومدم طبق معمول فایل ببینم دیدم آنلاین پخش نمیکنه گفتم حتما با یک دیوایس دیگه ببینم شاید بشه ، نشد ؛ گفتم دانلود کنم ، نشد خلاصه تا الانم درست نشد گفتم خیره میدونی منم هیچ فایلی را دانلود نمیکنم همه را آنلاین میبینم یعنی اگر سایت از دسترس خارج بشه هیچی ندارم این یک خیریت بود که چند تا فایلی که دوست دارم را یکجا برای خودم ذخیره کنم
اما به خودم گفتم ببین کامنت ها که پابرجاست بیا از کامنت های مورد علاقه ات شروع کن به خوندن
میدونستم تصمیم گرفتی از اول فایل ها را ببینی آفرین بهت تبریک میگم
اما وقتی دیدم حتی برای فایل موسیقی تجسم خواسته ها هم کامنت گذاشتی گفتم آفرین این یعنی تعهد
این یعنی اجرای درست ایده و الهام قلبی
بعد دیدم خودم چند تا فایل را جا انداختم از جمله جهان مانند اینه عمل میکند یا همین موسیقی تجسمی
دیدم من پارسال آبان شروع کردم به. گوش دادن دونه دونه فایل ها از اول
اون موقع شب ها دو سه مرتبه از استرس و اضطراب نگرانی آینده از خواب میپریدم کاملا آشفته و سرگردان بودم سگ سیاه چیه هیولای سیاه افسردگی باهام بود
خدا منو ببخشه ، یادمه یک روز از شدت غصه آرزوی مرگ کردم ولی وقتی چهره معصوم پسر کوچیکم را دیدم به خودم گفتم دلت میاد این بچه را تنها بگذاری ، این طفلک چه گناهی کرده که از خیلی چیزها محروم شده حتی از مهر مادری هم محرومش میکنی
سمانه جان من فایل ها را داشتم
دوره ها را داشتم
عضو سایت بودم
اما خودم نبودم، اینقدر فشار روم بود
الان میبینم چقدر آرام تر شدم بیشتر اوقات لبخند میزنم مرتب نعمتهام را خدا بهم یاد آوری میکند
شب ها آرام می خوابم
هنوز به اون مرحله نرسیدم که صبح ها با ذوق از خواب پاشم اما دیگه اونجور هم نیستم که از فکر و خیال وترس نتونم بخوابم
سمانه جان راهت درسته مطمئن باش
به خدا همش تقویت مهارت کنترل ذهن و توجه به نعمتها ست
تقویت مهارت شکر و سپاسگزاری
تقویت مهارت توحیدی شدن
تقویت ایمان به خدا و غیب آوردن
تقویت احساس لیاقت و ارزشمندیه که از خدا درونمون هست از قبل بوده ولی نمیبینیمش گمش کردیم
من مثل یک مریض بدحال بودم دچار بیماری عجله که دایم می گفت به هیچ جا نرسیدی کو کو این همه فایل گوش دادی پس چی شد
این همه ساله تو عضو سایتی به هیچ جا نرسیدی
ببین بقیه را ببین فلانی را هنوز یکسال نشده به کلی خواسته هاش رسید ببین سید علی خوشدل هشت ماهه به درآمد و سلامت و روابط و هر چی که می خواسته رسیده اما تو چی هیچی
البته هنوزم میگه ولی با. زور کمتر
چون الان آرامم چون الان بیشتر با خدا حرف میزنم
من مثل یک بیماری بودم که نیاز به دستگاه تنفسی داشت برای زنده موندن
روزها فقط دو ساعت زیر چادر اکسیژن سایت بودم
کم بود ولی مستمر
الان بهتر شدم حالا سایت برام نقش سرم را بازی می کند
مثل بیماری که یکم رو پا شده بهتر میتونه در طی روز خودشو سرپا نگه دارد ولی هنوز به تزریق سرم های هر روزش نیاز دارد
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر * آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر * رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
سلام به استاد عزیزم و به همگی دوستان
صادقانه بگم: سگ سیاه افسردگی همیشه با من بوده و هست اما هربار خودمو می بندم به شکرگزاری، به یادداشت کردن نکات مثبت، به پرت کردن حواسم از چیزهای ناخواسته، به صحبت کردنم با خدا نه درونم بلکه با صدای بلند و درخواست کمک کردن ازش، دقیقا همون روز ظرف چند دقیقه و نهایت یک ساعت بعد، حالم عالی میشه. ذهنم کنترل میشه. و اتفاق ها رنگ و بویی دیگه می گیرند، جهان اطرافم عوض میشه، انگار همه ی بک گراند فیلم زندگیم محو میشه و تصویر جدید جایگزینش میشه تصویریکه فضای سرسبز و معطر و پر از گل و گیاه و درختای سبز سایه داره تصویری که خورشیدش به زیبایی همه جارو روشن و گرم. میکنه، و من در وسط تصویر ایستادم، با ارامش، با لبخندی محوروی صورتم در حالی که پروانه های رنگارنگ دورم می گردند. انگار داخل یه حباب شیشه ای قرار میگیرم که از آسیب دنیای بیرون در امانم و در معبد درون خودم مشغول عبادتم. هنوز پایدار و نهادینه نشده این حال و هوا در من و دارم اگاهانه تلاش میکنم حالمو خوب نگه دارم و خوب کنم. معمولادر طول شب یکی دوباری از خواب بیدار میشم. و هربار یه دلشوره ای در وجودم هست که هیچ دلیل خاصی براش نمی بینم. مثلا یه دلشوره ی مسخره که باید شش و نیم بیدار بشم و اماده شیم بریم مدرسه، و من اگاهانه شکر گزاری میکنم در اون زمانها تا حالموبه زور خوب کنم بالاخره. اما امروز ساعت سه صبح بیدار شدم و بسیار آرام داشتم. یاد صحبت استاد افتادم که گفتند نشان ایمان داشتن، آرامشه، به خودم تبریک گفتم که در مسیر درستم و این نشانه بهم داره میکه که راهمو ادامه بدم که در خوب مسیری قرار گرفتم.
از وجود دخترم بیشتر لذت می برم. کمتر بهش گیرمیدم. از شیرین زبونی هاش بلند بلند می خندم، اینم بگم بی ربطه ولی جالبه.دیروز از توی حیاط مدرسه که میومد، دیدم یه ابنبات افتاده رو زمین و برداشت اورد با خودش. وقتی به من رسید، من هی سعی کردم با انواع و اقسام ترفندهای مغز مادرانه م بهش این باورای خودمو تزریق کنم ناخوداگاه که : مامان جان زمین خاکیه، کثیفه، همه از روش رد شدن، هاپو رد شده ، ایووو شده… دخترم که ظاهرا قانع شده بود گفت باشه مامان من اینو میگذارم تو ظرف غذام. و سوار ماشین شد، منم دستمال کاغذی به دست اومدم جلو و کفتم نه مامان کثیفه بیا بگذاریمش تو دستمال بعدا بندازیم بره،یکهو لبخند زد و سریع گفت اوکی مامان نگار. و بعد با سرعتی غیرقابل باور ابنبات رو کذاشت تو دهنش و با عجله جوید و قورت داد!
مردم از خنده. و باز به خودم یاداوری کردم انقدر دست و پا نزن انقدر تلاش نکن بچه تربیت کنی، اراااام.
حالم از زمانی که هرشب قبل از خواب معمولا به فایل اون روز گوش میدم و نکته برداری میکنم و با ذهنی آماده می خوابم خیلی بهتر هم شده.
تو این کامنت فقط میخام راجبه چیزایی که دیدم و شنیدم که موفق شدن افراد و برام باورش سخت بوده ولی الان تحسین میکنم رو بنویسم تا باور پذیر بشه برام
1 ، استادی که داشتم تو زمینه ترید که هم سن و سالیم پریروز سیصد هزار دلار برداشت زده بود و به پول ما میشه 34 میلیارد و واقعا دمش گرم واقعا دمش گرم ، (اون تونسته پس منم میتونم)
بخاطر سبک خاص بخاطر اینکه ده هزار دلار داشته هم نیست بخاطر اینکه به قول خودش سختی کشیده هم نیست (بخاطر باور هاشه من اگه میخام بیشتر پول در بیارم باید باور هامو درست کنم تمام تمامم
شوهر خالم وضعیت مالیشون عالی شده دمشون گرم
اون تونسته یعنی منم میتونم اصلا ربطی به حرفهای که بقیه میزنن ندارع نمیدونم رانت و نمیدونم شانسی و نمیدونم قاچاق و اینا رایکا جااان باور های اون این شرایط این پولارو درست کرده تاممممماممم
خالم وضعیت مالیش معرکسسس همون که هر چی من میخامو برای خودش خریده و سلیقش واقعا خوبه
اون بخاطر اینکه شوهرش پولداره نبوده اون بخاطر اینکه شوهرش دوستش داره نبوده اون خیلی اخلاقای خوبی داره و اصلا اهل تیغ زدن نیست اون به خدا وصله اون باور هاشن که دارن خلققق میکنن اون باور هاشن که دارن پول زیاد میارن تو زندگیش فراوان سلامتی و اتفاق های عالی میارن براش دمش گرم دمش گرم رویه شونه های خدا نشسته این یعنی منم میتونم این تحربیات زندکیشو حتیی بیشتر تجربه کنم اون تونسته منم میتونم
شوهر عمم که میلیاردره بخاطر کلاهبرداری هایی که از بابام کرده نبوده بابام خودش با باور های خودش همه چیو خراب کرده بوده
اون شخص دزدی نکرده دمش گرم که موفق شده اون تونسته منم میتونم اون کار خاصی نکرده باور هاش عالی بودن من میخام اونقدر ثروت جور کنم باور هامو هماهنگ میکنم تماممممم
اون آدمه که ماشینهایی که دوست دارمو خریده کار شاقییی نکرده آقا زاااده نبودههه باور های درستی داشته که تونسته من میخام داشته باشم ماشینامو باور هامو وو درست میکنممم غیر از این نیستتت من الان به لطف خدای مهربونم هر روز اتفاقات زندگیمو خلق میکنم از همین فرمول که هر لحظه فرکانس درست میفرستم فرکانس خواسته هامو میفرستم و دریافت میکنم تمامم بقران که همینقدر راحته
تفاوت نتایج افراد، تفاوت در باورهای آنهاست
خیلی این دوره روز شمار تحول زندگی من عالیه دقیقا امروز نیاز داشتم به همین فایل قشنگ معلومه خدا هدایت کرده استاد رو و مریم خانمو که اینطوری بچینن فایلارو که هر روز هدایت شیم خدایا شکرت
دوستون دارم میسپارمتون به آغوش گرم و عاشق خداوند تو این هوای سردی که اومده که خیلی باحاله
پر از عشق و شادی سلامتی و ثروت باشید لیاقتشو دارید و خیلی راحته
یکی از اعضای خانواده ما در سال 88 نزدیک به40میلیون ضرر کرد و خیلی افسرده ناراحت بود ولی یک دفعه نمیتونم چی شد که از اون ناراحتی در اومد و شروع کرد به کار کردن هر کاری میتونست میکرد تا بتونه اون چهل میلیون را جبران کنه هرکسی بهش میگفت دیگه نمیتونی ولی به خودش باور داشت که میشه به یه سال نکشید که چهل میلیون را زنده کرد و توانست خودش رو جمع جور کنه من اون موقع زیاد حالیم نمیشد که چکار کرد ولی الان میفهمم که اون به خودش باور داشت و به خودش گفت من میتونم میخواستم اینو بگم ما هرکاری که بخوابیم میتونیم انجام بدیم و محدودیت نداریم و این برا من الگو شده که منم میتونم هرکاری بخوام میتونم انجام بدم فقط این ذهن ما هست که جلو ما رو میگیره
ممنون از استاد و آموزش های صحیح و درستش که همیشه اصل را به ما میگه
داشتم با خودم فکر میکردم منم برای رسیدن به خواسته م همیشه در پی این. بودم که ثابت کنم خدا نمیخواد.خدا برای من اینو خواسته.خدا میخواد ازم انتقام بگیره و در یک جمله خدا منو لایق نمیدونه.اینها دلایلی بودن که از نظر من خداوند برای من در نظر گرفته بود و دلایل زمینی اینها بودن که من شرایط مالی ندارم.من لایق نیستم.من عرضه ندارم.من سنم رفته بالا.دیگران مقصرند.دیگران به من کمک نمیکنن و چند تا دلیل دیگه.اینها همه شون پاشنه آشیل های من بودن و چند تا شون هنوزم هستن البته نه به پررنگی قبل.این دلایلی که نوشتم باعث شده بودن که در عرض چند سال من دیگه به خواسته م فکر نکنم و ی جورایی خودمو قانع کرده بودم و منطقی شده بود برام که بیخیال این خواسته م بشم و روز به روز و سال به سال از این خواسته فاصله گرفتم و خواسته م کوچیک و کوچکتر شد و ی جورایی برام کاملا منطقی شد که بیخیال بابا و بهش فکر نکن. تا اینکه با استاد آشنا شدم و این خواسته در من مجدد شکل گرفت و در من متولد شد ولی افسوس و صد افسوس خیلی جدی دنبالش نکردم ولی این فایل رو که شنیدم از خودم پرسیدم که چیکار کنم برای رسیدن به خواسته م ؟؟حالا که شور و شوقم زیاد شده دوباره؟؟یکی بهم گقت از این تمرین ساده نگذر و بیا و اینجا بنویس پاشنه های آشیل ت رو و در دفتری جداگانه بنویس و براش نقشه طراحی کن تا بتونی به زودی به خواسته ت که سالهاست در طلبش هستی برسی.مرسی خدا جونم که بهم این آگاهی رو دادی.انگار دری از درهای حل مشکلم رو برام باز کردی.سپاسگزارت هستم خدا جونم.از استاد عزیز هم تشکر میکنم که کمک میکنن برای آگاهی های جدید. شکر
خیلی خوشحالم و سپاسگذارم که عضو خانواده صمیمی عباسمنش هستم .
خداراشکر.
چقدر تشبیه قشنگی شده ، افسردگی به سگ سیاه .
واقعا هم همین طور است اگر این افسردگی درمان نشود ، حتما دچار مشکل می شدین.
به نظر من بهترین راهکار برای درمان بیماری افسردگی، بالا بردن عزت نفس خودمان هست ، یعنی خودمان را بدون قید و شرط دوست داشته باشیم، از وجود خودمان لذت ببریم ، صبح که از خواب بیدار میشیم ، سپاسگذار الله مهربان باشیم که یک روز دیگر را به ما هدیه داد تا لذت ببریم و تجربه خوبی داشته باشیم.
با خودمان در صلح باشیم ، در حال یادگیری و افزایش مهارت باشیم ، زندگی را آسان بگیریم تا جهان به ما آسان بگیره.
و همیشه توجه و تمرکز ما به زیبائی های اطراف مان باشه، و از زیبائی ها صحبت کنیم ، بنویسیم، و بهش فکر کنیم تا کم کم وارد مدار زیبایی ها شویم که در این صورت همیشه برامون اتفاقات خوب ، ثروت، سلامتی، خوشبختی و موفقیت وارد زندگی ما میشه.
استاد من با اینکه 17 سالمه اما همیشه وقتی صبحا از خواب بلند میشدم انگیزه نداشتم،کسل بودم،بدخلق بودم،شکر گذاری نمیکردی،اما امروز تصمیم گرفتم از بخش توانایی کنترل ذهن شروع کنم و وقتی داشتم اولین فایل رو گوش میکردم به این فکر کردم که من چقد خوشحالم از شروع یک روز دیگه،چقد خوشحالم از اینکه خداوند امروز هم منو لایق زیستن دونسته
امروز اولین باریه که من بعد از بیدارشدن مستقیم شروع به گوش دادن فایل کردم و چقدر یک فایل میتونه تاثیر گذار باشه ممنونم ازتون.
این یه اصل شناخته شده توی ذهنمه افسردگی زمانی به سراغ ادما میاد که خودشون بخوان و بهش پروبال بدن و من تقریبا بیشتر اوقات نمیتونستم ذهنمو کنترل کنم و روحیاتم بشدت بهم میخورد و وقتی افسردگی و حال بد به سراغ ادم میاد اگر نتونی کنترلش کنی ثانیه به ثانیه وخیم تر میشه،
اما من تصمیم گرفتم قوی باشم کناره بگیرم از کاری که منو ضعیف میکنه،کاری رو انجام بدم که بهم اعتماد بنفس میده،قدرت میده،ارامش تزریق میکنه.
مهربان خدای خوب من از تو برای شروع یک روز بی نظیر و فوق العاده ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو برای حس خوب و شادی که درونم قرار داده ای ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو بخاطر این فایل بی نظیر ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو برای تک تک دستان بزرگ و کوچکت در زندگی ام ممنونم.
مهربان خداب خوب من از تو بخاطر وجود استاد بی نظیرم ممنونم.
مدتی که تصمیم گرفتم مدل ماشینم عوض کنم به دلیل یکسری تضادها یه ماشین بهتر و باکیفیت تر میخوام.
اما هر زمان که رفتم سراغ مدلهای مختلف ماشین تا بررسی کنم ببینم مدلی که دوست دارم و نیازهای من را پوشش میده ، بیشتر سراغ ماشینهای چینی رفتم و فیلم نقد و بررسی آنها را می بینم .
چند روز پیش یک فیلم از هینوندا کرولا دیدم خیلی خوشم اومد . بعد به خودم گفتم چرا تا حالا من سراغ این مدل ماشینهای برند و با کیفیت نرفتم . امروز با گوش کردن این فایل متوجه این ترمز ذهنی خودم شدم ، اینکه من به دست آوردن یه اتومبیل با کیفیت تر ،
برای خودم غیر ممکن می بینم .
من از عملکردم فهمیدم که این مانع ذهنی را دارم .
در اطرافم از استاد عزیزم تا دوستان و آشنایان و حتی برادرانم همه بهترین ماشینهای روز دنیا را دارن . پس اگر آنها تو نستن من هم میتونم به چنین حدی از کیفیت برسم .
برای کسب ثروت و نعمت ، از تحسین کردن افراد موفق باید استفاده کنم ، نه به زبان بلکه دلی با احساس خوب باید تحسین کنم چون من دارم فرکانس میفرستم . اگه فرکانس من تحسین باشه من همین فرکانس را از جهان دریافت میکنم.
من ثروتهای بیشتری دریافت میکنم .
چقدر خوبه که تحسین کردن را مثل سپاسگزاری در روتین زندگی بزارم .
من از این قانون استفاده میکنم ولی خیلی کم .
یه وقتهایی یادم میره.
برنامه ی بعدی من ، ایجاد یه زمانی از روز برای انجام تمرینات تحسین کردن افراد موفق .
به نام خدای عشق
24 مین روز از تحول زندگی من
از این فایل امروز اینو به خودم یاد اور شدم که از این لحظه به بعد نسبت یه موفقیتهای دیگران احساس خوب داشته باشم وتحسین کنم موفقیت و ثروت و اطرافیانم رو و این کار وقتی با حس خوب باشه خیلی احساس بهتری در ادم ایجاد میکنه و این احساس خوب اتفاقات بهتری تو زندگی خودمون ایجاد میکنه خدایا شکرت برای شادی و خوشحالی و پول و ثروت و موفقیت تمام ادمهای که در اطرافم هستن.
سلام.
نمیدونم چی میخوام بنویسم،
ولی یه قرار با خودم گذاشتم،
که برای فایل های دانلودی، کامنت بنویسم.
از درک خودم، احساسم و هر چی برداشت کردم.
سگ سیاه افسردگی…
مدت هاست دیگه متوجه شدم هر کسی، و هر لحظه ای میتونه درگیر افسردگی شه.
یعنی چیز بعیدی نیست.
خودمم تجربه اش کردم، حسش کردم.
یه بار که شروع کردن پیاده روی خیلی بهم کمک کرد از اون فضای فکری دور شم و روز به روز بهتر شدم.
البته خیلی تدریجی و زیر پوستی.
و بعد به خودم اومدم دیدم کیفیت زندگیم زیر و رو شده الحمدالله.
یه بار دیگه هم پیش مشاور رفتم و همون صحبت کردن با متخصصش، آروم ترم کرد و به خودم برگشتم رفته رفته.
یه چیزی میخوام بگم.
امروز برنامه ی اکنون رو دیدم با اجرای اقای سروش صحت و مهمان دکتر مجتبی شکوری عزیز بود.
در مورد خودشناسی صحبت شد.
و یه چیز مهمی گفته شد که تو گوشم زنگ زد:
دوست داشتنِ خود، مهربانی با خود، دوری از شرم…
حس میکنم وقتی از خودم دور میشم، وارد بازیِ افسردگی، بی هدفی، بی انگیزگی، باری به هر جهت زندگی کردن میشم.
اینکه خودمو دوست ندارم گاهی و همین باعث میشه بی توجه بشم به خودم و همه ی قشنگی های زندگیم.
طبق تجربه ی شخصیم (افسردگی بعد از زایمان)، حس کردم زیبایی های بیشمار زندگیم هم بهم انگیزه ادامه دادن نمیده…
دوران پیچیده ای بود.
هیچوقت این حس رو نداشتم و برام عجیب و ترسناک بود.
از خودم تعجب میکردم که چرا اینطوری شدم.
نمیدونم صحیحه که عوامل بیرونی مثل تغییرات هورمونی، تغییر زندگی، خروج از نقطه امن و … رو دخیل بدونم رو افسردگیم یا نه، اما چیزی که به من در اون برهه کمک کرد مشاور بود که به لطف الله در مسیرم به سمتش هدایت شدم.
فهمیدم بعضی حس هام طبیعیه و بعد از مدتی برطرف شدن کاملا.
اونجایی رو به بهبود رفتم که فهمیدم:
سمانه جان اشکالی نداره،
الان حال روحی و جسمیت بده،
خودمو پذیرفتم،
دست از جنگ با خودم و درونم برداشتم،
و اون موقع تازه حرکت کردم به سمت بهبود…
جنگ با خود و درون خود، کمکی نمیکنه.
آدم رو از خودش دور میکنه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
ااااخ سمانه جانم سلاااااام
دیگه دلم طاقت نیاورد که برسم به صفحه زیبایی ها
آنقدر برات خوشحاااالم که نگوووو ،فقط خدا میدونه
اول بذار 2000 روزگی تو تبریک بگم
دو هزار روز استمرار
دوهزار روز با همه با لا پایین شدن ها با همه چالش ها تو مسیر موندن مبارک
مبارک هممون باشه دوهزار روز پرنده بهشتی شدنت
مبارک حافظ باشه مامان بهبود گراش
مبارک حافظ باشد مامان در صلح با خودش که عاشق خودش و کودک درونش است که نتیجه اش میشه اینجور از کودکی کردن حافظ لذت میبرد
خودش را انکار نمی کند سانسور نمیکنه بینقص و پرفکت جلوه نمیده بلکه با همه خصوصیت هاش خودش را دوست دارد با همه کم و کاستی هاش خودش را دوست دارد
مبارکت باشد سمانه جان صوفی
دیروز ظهر اومدم طبق معمول فایل ببینم دیدم آنلاین پخش نمیکنه گفتم حتما با یک دیوایس دیگه ببینم شاید بشه ، نشد ؛ گفتم دانلود کنم ، نشد خلاصه تا الانم درست نشد گفتم خیره میدونی منم هیچ فایلی را دانلود نمیکنم همه را آنلاین میبینم یعنی اگر سایت از دسترس خارج بشه هیچی ندارم این یک خیریت بود که چند تا فایلی که دوست دارم را یکجا برای خودم ذخیره کنم
اما به خودم گفتم ببین کامنت ها که پابرجاست بیا از کامنت های مورد علاقه ات شروع کن به خوندن
میدونستم تصمیم گرفتی از اول فایل ها را ببینی آفرین بهت تبریک میگم
اما وقتی دیدم حتی برای فایل موسیقی تجسم خواسته ها هم کامنت گذاشتی گفتم آفرین این یعنی تعهد
این یعنی اجرای درست ایده و الهام قلبی
بعد دیدم خودم چند تا فایل را جا انداختم از جمله جهان مانند اینه عمل میکند یا همین موسیقی تجسمی
دیدم من پارسال آبان شروع کردم به. گوش دادن دونه دونه فایل ها از اول
اون موقع شب ها دو سه مرتبه از استرس و اضطراب نگرانی آینده از خواب میپریدم کاملا آشفته و سرگردان بودم سگ سیاه چیه هیولای سیاه افسردگی باهام بود
خدا منو ببخشه ، یادمه یک روز از شدت غصه آرزوی مرگ کردم ولی وقتی چهره معصوم پسر کوچیکم را دیدم به خودم گفتم دلت میاد این بچه را تنها بگذاری ، این طفلک چه گناهی کرده که از خیلی چیزها محروم شده حتی از مهر مادری هم محرومش میکنی
سمانه جان من فایل ها را داشتم
دوره ها را داشتم
عضو سایت بودم
اما خودم نبودم، اینقدر فشار روم بود
الان میبینم چقدر آرام تر شدم بیشتر اوقات لبخند میزنم مرتب نعمتهام را خدا بهم یاد آوری میکند
شب ها آرام می خوابم
هنوز به اون مرحله نرسیدم که صبح ها با ذوق از خواب پاشم اما دیگه اونجور هم نیستم که از فکر و خیال وترس نتونم بخوابم
سمانه جان راهت درسته مطمئن باش
به خدا همش تقویت مهارت کنترل ذهن و توجه به نعمتها ست
تقویت مهارت شکر و سپاسگزاری
تقویت مهارت توحیدی شدن
تقویت ایمان به خدا و غیب آوردن
تقویت احساس لیاقت و ارزشمندیه که از خدا درونمون هست از قبل بوده ولی نمیبینیمش گمش کردیم
من مثل یک مریض بدحال بودم دچار بیماری عجله که دایم می گفت به هیچ جا نرسیدی کو کو این همه فایل گوش دادی پس چی شد
این همه ساله تو عضو سایتی به هیچ جا نرسیدی
ببین بقیه را ببین فلانی را هنوز یکسال نشده به کلی خواسته هاش رسید ببین سید علی خوشدل هشت ماهه به درآمد و سلامت و روابط و هر چی که می خواسته رسیده اما تو چی هیچی
البته هنوزم میگه ولی با. زور کمتر
چون الان آرامم چون الان بیشتر با خدا حرف میزنم
من مثل یک بیماری بودم که نیاز به دستگاه تنفسی داشت برای زنده موندن
روزها فقط دو ساعت زیر چادر اکسیژن سایت بودم
کم بود ولی مستمر
الان بهتر شدم حالا سایت برام نقش سرم را بازی می کند
مثل بیماری که یکم رو پا شده بهتر میتونه در طی روز خودشو سرپا نگه دارد ولی هنوز به تزریق سرم های هر روزش نیاز دارد
به امید سلامتی کامل دارم درمانم را ادامه میدهم
راهش همینه
قدم های متوالی تو مسیر درست
تو آغوش خدا غرق نور خدا آرام و شاد باشی عزیزم
بوس به لپای ناز حافظ و صورت ماهتون
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر * آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر * رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
سلام به استاد عزیزم و به همگی دوستان
صادقانه بگم: سگ سیاه افسردگی همیشه با من بوده و هست اما هربار خودمو می بندم به شکرگزاری، به یادداشت کردن نکات مثبت، به پرت کردن حواسم از چیزهای ناخواسته، به صحبت کردنم با خدا نه درونم بلکه با صدای بلند و درخواست کمک کردن ازش، دقیقا همون روز ظرف چند دقیقه و نهایت یک ساعت بعد، حالم عالی میشه. ذهنم کنترل میشه. و اتفاق ها رنگ و بویی دیگه می گیرند، جهان اطرافم عوض میشه، انگار همه ی بک گراند فیلم زندگیم محو میشه و تصویر جدید جایگزینش میشه تصویریکه فضای سرسبز و معطر و پر از گل و گیاه و درختای سبز سایه داره تصویری که خورشیدش به زیبایی همه جارو روشن و گرم. میکنه، و من در وسط تصویر ایستادم، با ارامش، با لبخندی محوروی صورتم در حالی که پروانه های رنگارنگ دورم می گردند. انگار داخل یه حباب شیشه ای قرار میگیرم که از آسیب دنیای بیرون در امانم و در معبد درون خودم مشغول عبادتم. هنوز پایدار و نهادینه نشده این حال و هوا در من و دارم اگاهانه تلاش میکنم حالمو خوب نگه دارم و خوب کنم. معمولادر طول شب یکی دوباری از خواب بیدار میشم. و هربار یه دلشوره ای در وجودم هست که هیچ دلیل خاصی براش نمی بینم. مثلا یه دلشوره ی مسخره که باید شش و نیم بیدار بشم و اماده شیم بریم مدرسه، و من اگاهانه شکر گزاری میکنم در اون زمانها تا حالموبه زور خوب کنم بالاخره. اما امروز ساعت سه صبح بیدار شدم و بسیار آرام داشتم. یاد صحبت استاد افتادم که گفتند نشان ایمان داشتن، آرامشه، به خودم تبریک گفتم که در مسیر درستم و این نشانه بهم داره میکه که راهمو ادامه بدم که در خوب مسیری قرار گرفتم.
از وجود دخترم بیشتر لذت می برم. کمتر بهش گیرمیدم. از شیرین زبونی هاش بلند بلند می خندم، اینم بگم بی ربطه ولی جالبه.دیروز از توی حیاط مدرسه که میومد، دیدم یه ابنبات افتاده رو زمین و برداشت اورد با خودش. وقتی به من رسید، من هی سعی کردم با انواع و اقسام ترفندهای مغز مادرانه م بهش این باورای خودمو تزریق کنم ناخوداگاه که : مامان جان زمین خاکیه، کثیفه، همه از روش رد شدن، هاپو رد شده ، ایووو شده… دخترم که ظاهرا قانع شده بود گفت باشه مامان من اینو میگذارم تو ظرف غذام. و سوار ماشین شد، منم دستمال کاغذی به دست اومدم جلو و کفتم نه مامان کثیفه بیا بگذاریمش تو دستمال بعدا بندازیم بره،یکهو لبخند زد و سریع گفت اوکی مامان نگار. و بعد با سرعتی غیرقابل باور ابنبات رو کذاشت تو دهنش و با عجله جوید و قورت داد!
مردم از خنده. و باز به خودم یاداوری کردم انقدر دست و پا نزن انقدر تلاش نکن بچه تربیت کنی، اراااام.
حالم از زمانی که هرشب قبل از خواب معمولا به فایل اون روز گوش میدم و نکته برداری میکنم و با ذهنی آماده می خوابم خیلی بهتر هم شده.
سلام به استاد عزیزم و سلام به دوستان عزیز من
امیدوارم زندگیتون به کام باشه پر از عشق باشه
تو این کامنت فقط میخام راجبه چیزایی که دیدم و شنیدم که موفق شدن افراد و برام باورش سخت بوده ولی الان تحسین میکنم رو بنویسم تا باور پذیر بشه برام
1 ، استادی که داشتم تو زمینه ترید که هم سن و سالیم پریروز سیصد هزار دلار برداشت زده بود و به پول ما میشه 34 میلیارد و واقعا دمش گرم واقعا دمش گرم ، (اون تونسته پس منم میتونم)
بخاطر سبک خاص بخاطر اینکه ده هزار دلار داشته هم نیست بخاطر اینکه به قول خودش سختی کشیده هم نیست (بخاطر باور هاشه من اگه میخام بیشتر پول در بیارم باید باور هامو درست کنم تمام تمامم
شوهر خالم وضعیت مالیشون عالی شده دمشون گرم
اون تونسته یعنی منم میتونم اصلا ربطی به حرفهای که بقیه میزنن ندارع نمیدونم رانت و نمیدونم شانسی و نمیدونم قاچاق و اینا رایکا جااان باور های اون این شرایط این پولارو درست کرده تاممممماممم
خالم وضعیت مالیش معرکسسس همون که هر چی من میخامو برای خودش خریده و سلیقش واقعا خوبه
اون بخاطر اینکه شوهرش پولداره نبوده اون بخاطر اینکه شوهرش دوستش داره نبوده اون خیلی اخلاقای خوبی داره و اصلا اهل تیغ زدن نیست اون به خدا وصله اون باور هاشن که دارن خلققق میکنن اون باور هاشن که دارن پول زیاد میارن تو زندگیش فراوان سلامتی و اتفاق های عالی میارن براش دمش گرم دمش گرم رویه شونه های خدا نشسته این یعنی منم میتونم این تحربیات زندکیشو حتیی بیشتر تجربه کنم اون تونسته منم میتونم
شوهر عمم که میلیاردره بخاطر کلاهبرداری هایی که از بابام کرده نبوده بابام خودش با باور های خودش همه چیو خراب کرده بوده
اون شخص دزدی نکرده دمش گرم که موفق شده اون تونسته منم میتونم اون کار خاصی نکرده باور هاش عالی بودن من میخام اونقدر ثروت جور کنم باور هامو هماهنگ میکنم تماممممم
اون آدمه که ماشینهایی که دوست دارمو خریده کار شاقییی نکرده آقا زاااده نبودههه باور های درستی داشته که تونسته من میخام داشته باشم ماشینامو باور هامو وو درست میکنممم غیر از این نیستتت من الان به لطف خدای مهربونم هر روز اتفاقات زندگیمو خلق میکنم از همین فرمول که هر لحظه فرکانس درست میفرستم فرکانس خواسته هامو میفرستم و دریافت میکنم تمامم بقران که همینقدر راحته
تفاوت نتایج افراد، تفاوت در باورهای آنهاست
خیلی این دوره روز شمار تحول زندگی من عالیه دقیقا امروز نیاز داشتم به همین فایل قشنگ معلومه خدا هدایت کرده استاد رو و مریم خانمو که اینطوری بچینن فایلارو که هر روز هدایت شیم خدایا شکرت
دوستون دارم میسپارمتون به آغوش گرم و عاشق خداوند تو این هوای سردی که اومده که خیلی باحاله
پر از عشق و شادی سلامتی و ثروت باشید لیاقتشو دارید و خیلی راحته
خدانگهدار شما دوستای گلم
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز شمار تحول زندگی من روز 24ام
یکی از اعضای خانواده ما در سال 88 نزدیک به40میلیون ضرر کرد و خیلی افسرده ناراحت بود ولی یک دفعه نمیتونم چی شد که از اون ناراحتی در اومد و شروع کرد به کار کردن هر کاری میتونست میکرد تا بتونه اون چهل میلیون را جبران کنه هرکسی بهش میگفت دیگه نمیتونی ولی به خودش باور داشت که میشه به یه سال نکشید که چهل میلیون را زنده کرد و توانست خودش رو جمع جور کنه من اون موقع زیاد حالیم نمیشد که چکار کرد ولی الان میفهمم که اون به خودش باور داشت و به خودش گفت من میتونم میخواستم اینو بگم ما هرکاری که بخوابیم میتونیم انجام بدیم و محدودیت نداریم و این برا من الگو شده که منم میتونم هرکاری بخوام میتونم انجام بدم فقط این ذهن ما هست که جلو ما رو میگیره
ممنون از استاد و آموزش های صحیح و درستش که همیشه اصل را به ما میگه
و خدایی که در این نزدیکیست.
داشتم با خودم فکر میکردم منم برای رسیدن به خواسته م همیشه در پی این. بودم که ثابت کنم خدا نمیخواد.خدا برای من اینو خواسته.خدا میخواد ازم انتقام بگیره و در یک جمله خدا منو لایق نمیدونه.اینها دلایلی بودن که از نظر من خداوند برای من در نظر گرفته بود و دلایل زمینی اینها بودن که من شرایط مالی ندارم.من لایق نیستم.من عرضه ندارم.من سنم رفته بالا.دیگران مقصرند.دیگران به من کمک نمیکنن و چند تا دلیل دیگه.اینها همه شون پاشنه آشیل های من بودن و چند تا شون هنوزم هستن البته نه به پررنگی قبل.این دلایلی که نوشتم باعث شده بودن که در عرض چند سال من دیگه به خواسته م فکر نکنم و ی جورایی خودمو قانع کرده بودم و منطقی شده بود برام که بیخیال این خواسته م بشم و روز به روز و سال به سال از این خواسته فاصله گرفتم و خواسته م کوچیک و کوچکتر شد و ی جورایی برام کاملا منطقی شد که بیخیال بابا و بهش فکر نکن. تا اینکه با استاد آشنا شدم و این خواسته در من مجدد شکل گرفت و در من متولد شد ولی افسوس و صد افسوس خیلی جدی دنبالش نکردم ولی این فایل رو که شنیدم از خودم پرسیدم که چیکار کنم برای رسیدن به خواسته م ؟؟حالا که شور و شوقم زیاد شده دوباره؟؟یکی بهم گقت از این تمرین ساده نگذر و بیا و اینجا بنویس پاشنه های آشیل ت رو و در دفتری جداگانه بنویس و براش نقشه طراحی کن تا بتونی به زودی به خواسته ت که سالهاست در طلبش هستی برسی.مرسی خدا جونم که بهم این آگاهی رو دادی.انگار دری از درهای حل مشکلم رو برام باز کردی.سپاسگزارت هستم خدا جونم.از استاد عزیز هم تشکر میکنم که کمک میکنن برای آگاهی های جدید. شکر
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
به جای اینکه حرف و باور جامعه رو دنبال کنی برو دنبال اون چیزی که حالت رو احساست رو خوب میکنه
مردم اطراف من چی میگن
همه بدبختیا به خاطر پوله =نه عزیزم بدبختی به خاطر نداشتن پوله، پول جزئی از خداونده
پول دراوردن سخته=نه عزیزم خیلی هم راحته فقط راهش بهت گفته نشده
محل کسب و کارت مهمه=نه عزیز من محل کسب و کار هیچ نقشی نداره
برای فلان کار اداری خیلی اذیت میشی و پدرت در میاد =کار من به راحتترین روش ممکن حل میشه
هرچیزی که به من احساس بد بده خط قرمز منه و مغزم ارور میده
قطعا همه چی راحتتر از اون چیزیه که من فکر میکنم
خدا همه چیزو برام راست و ریست میکنه
من رو شونه های خدا نشستم
یا رب العالمین
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
نشانه امروزم
خیلی خوشحالم و سپاسگذارم که عضو خانواده صمیمی عباسمنش هستم .
خداراشکر.
چقدر تشبیه قشنگی شده ، افسردگی به سگ سیاه .
واقعا هم همین طور است اگر این افسردگی درمان نشود ، حتما دچار مشکل می شدین.
به نظر من بهترین راهکار برای درمان بیماری افسردگی، بالا بردن عزت نفس خودمان هست ، یعنی خودمان را بدون قید و شرط دوست داشته باشیم، از وجود خودمان لذت ببریم ، صبح که از خواب بیدار میشیم ، سپاسگذار الله مهربان باشیم که یک روز دیگر را به ما هدیه داد تا لذت ببریم و تجربه خوبی داشته باشیم.
با خودمان در صلح باشیم ، در حال یادگیری و افزایش مهارت باشیم ، زندگی را آسان بگیریم تا جهان به ما آسان بگیره.
و همیشه توجه و تمرکز ما به زیبائی های اطراف مان باشه، و از زیبائی ها صحبت کنیم ، بنویسیم، و بهش فکر کنیم تا کم کم وارد مدار زیبایی ها شویم که در این صورت همیشه برامون اتفاقات خوب ، ثروت، سلامتی، خوشبختی و موفقیت وارد زندگی ما میشه.
خدایا شکرت
به نام الله
سلام استاد عزیز و هم هدایتی های نازنینم
روز یکم در 1404/6/31
استاد من با اینکه 17 سالمه اما همیشه وقتی صبحا از خواب بلند میشدم انگیزه نداشتم،کسل بودم،بدخلق بودم،شکر گذاری نمیکردی،اما امروز تصمیم گرفتم از بخش توانایی کنترل ذهن شروع کنم و وقتی داشتم اولین فایل رو گوش میکردم به این فکر کردم که من چقد خوشحالم از شروع یک روز دیگه،چقد خوشحالم از اینکه خداوند امروز هم منو لایق زیستن دونسته
امروز اولین باریه که من بعد از بیدارشدن مستقیم شروع به گوش دادن فایل کردم و چقدر یک فایل میتونه تاثیر گذار باشه ممنونم ازتون.
این یه اصل شناخته شده توی ذهنمه افسردگی زمانی به سراغ ادما میاد که خودشون بخوان و بهش پروبال بدن و من تقریبا بیشتر اوقات نمیتونستم ذهنمو کنترل کنم و روحیاتم بشدت بهم میخورد و وقتی افسردگی و حال بد به سراغ ادم میاد اگر نتونی کنترلش کنی ثانیه به ثانیه وخیم تر میشه،
اما من تصمیم گرفتم قوی باشم کناره بگیرم از کاری که منو ضعیف میکنه،کاری رو انجام بدم که بهم اعتماد بنفس میده،قدرت میده،ارامش تزریق میکنه.
مهربان خدای خوب من از تو برای شروع یک روز بی نظیر و فوق العاده ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو برای حس خوب و شادی که درونم قرار داده ای ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو بخاطر این فایل بی نظیر ممنونم.
مهربان خدای خوب من از تو برای تک تک دستان بزرگ و کوچکت در زندگی ام ممنونم.
مهربان خداب خوب من از تو بخاطر وجود استاد بی نظیرم ممنونم.
بنام خدای قادر و توانا
سلام
مدتی که تصمیم گرفتم مدل ماشینم عوض کنم به دلیل یکسری تضادها یه ماشین بهتر و باکیفیت تر میخوام.
اما هر زمان که رفتم سراغ مدلهای مختلف ماشین تا بررسی کنم ببینم مدلی که دوست دارم و نیازهای من را پوشش میده ، بیشتر سراغ ماشینهای چینی رفتم و فیلم نقد و بررسی آنها را می بینم .
چند روز پیش یک فیلم از هینوندا کرولا دیدم خیلی خوشم اومد . بعد به خودم گفتم چرا تا حالا من سراغ این مدل ماشینهای برند و با کیفیت نرفتم . امروز با گوش کردن این فایل متوجه این ترمز ذهنی خودم شدم ، اینکه من به دست آوردن یه اتومبیل با کیفیت تر ،
برای خودم غیر ممکن می بینم .
من از عملکردم فهمیدم که این مانع ذهنی را دارم .
در اطرافم از استاد عزیزم تا دوستان و آشنایان و حتی برادرانم همه بهترین ماشینهای روز دنیا را دارن . پس اگر آنها تو نستن من هم میتونم به چنین حدی از کیفیت برسم .
برای کسب ثروت و نعمت ، از تحسین کردن افراد موفق باید استفاده کنم ، نه به زبان بلکه دلی با احساس خوب باید تحسین کنم چون من دارم فرکانس میفرستم . اگه فرکانس من تحسین باشه من همین فرکانس را از جهان دریافت میکنم.
من ثروتهای بیشتری دریافت میکنم .
چقدر خوبه که تحسین کردن را مثل سپاسگزاری در روتین زندگی بزارم .
من از این قانون استفاده میکنم ولی خیلی کم .
یه وقتهایی یادم میره.
برنامه ی بعدی من ، ایجاد یه زمانی از روز برای انجام تمرینات تحسین کردن افراد موفق .
خدایا سپاسگزار توهستم برای شنیدن این فایل .
خدایا سپاسگزار تو هستم که در مدار نوشتن هستم .
در پناه رب العالمین