این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
منم از بچگی یادمه همه بهم میگفتن خنگ و انقد تکرار میکردن که من دیگه باورم شده بود که خنگم و تلاشی برای این باور مخرب نمیکردم تا اینکه پارسال یه جا یه نرم افزار میخواستم یاد بگیرم فردی که بهم یاد داد گفت چقدر تو باهوشی زود یاد گرفتی کار با این نرم افزار خیلی سخته قبل اینکه اصلا ایشون این حرفو بزنه من با این نرم افزار تو محل کارم کار میکردم ولی اصلا هیچی ازش نمیدونستم ولی کارو پیش میبردم باخودم میگفتم نرگس دمت گرم با اینکه بلد نیستی ولی چه خوب داری پیش میبری دقیقا تضاد باوری از اینجا شروع شد که پس اگه من خنگم چطوری از پس این نرم افزاری که همه میگفتن سخته براومدم؟ پس من میتونم بعد که دیگه این استادم تاییدم کردن دیگه اروم اروم افتادم رو غلطک و انقد اتفاقایی پیش اومد برام که بهم ثابت شد من باهوشم و خیلی جالبه که همه اونایی ک بهم میگفتن خنگ الان تو زمینه هوش به شدت قبولم دارن و از همه مهمتر اینکه اون باور پوسیدرو من انداختم دور و باور درستو گزاشتم جاش واقعا ممنونم ازتون استاد از اینکه قانونو داری به ماهم یاد میدی خیلی خیلی سپاس گزارم
من یکی از تمرین هایی که برای تقویت باورهام برای خودم در نظر گرفتم اینه که برای هر چیزی که میخوام قبل به دست آوردن ش شروع میکنم به شکرگزاری در مورد به دست آوردن اون موضوع و تا بیست و یک روز درباره اون مینویسم ✍️
بار اولی که این تمرین رو شروع کردم اصلا فکر نمیکردم جواب بگیرم و همش میگفتم سنگ مفت گنجشک مفت حالا مینویسم دیگه و بعد از اینکه تمرین م تموم شد با دلهره همش منتظر اتفاق افتادن ش بودم تا اینکه دقیقا سر یک سال اون هدف م به واقعیت پیوست و من ذوق زده از این که شد🤩
و بلافاصله شروع کردم به نوشتن هدف جدیدم و چون اعتماد و باورم نسبت به خدا قوی تر شده بود یک ماه نشده قسمتی از اون برآورده شد💪
و دائم با خودم تکرار میکنم خدایا من نمیدونم تو میدونی، من نمیتونم تو میتونی و دیگه دو دلی و اضطراب م خیلی خیلی کمتر شده🤲
و فقط میگم اعتماد دارم بهت ❤️
و یه نکته ای که از استاد آموختم اینه که هنوز رویای قبلی ت محقق نشده رویا و هدف بزرگ تر انتخاب کن، راستش من این کار رو میکردم اما همش تو دلم میگفتم تو خیلی خوش خیالی خیلی داری پیش میری و هنوز چیز قبلی رو به دست نیاوردی دنبال هدف بزرگ تری و از این موضوع هم خیالم راحت شد که راهم درسته و با همین روال ادامه خواهم داد😇✋
و یکی دیگه از حرف های استاد خیلی به دلم نشست و قول میدم از این به بعد سر لوحه زندگی م قرار بدم اینه که اگه حرفی، کاری، عملی از کسی دیدی یا شنیدی که باعث نگرانی، اضطراب، دلهره و دلشوره ت میشه و احساس بد بهت میده باورش نکن بدون که دروغه و یک باور محدود کننده س که باید تغییر ش بدی، عالی بود این نکته عالی عالی عالی 👌👍
و در آخر این که به جای کوچک کردن خواسته ات، باور تو بزرگ کن😎
نمیدونم این کامنت ربطی به این فایل داره یا نه …ولی مینویسم برای خودم.
روز بیست وچهارم سفرنامه هست وامروز بادیدن این فایل یادم افتاد که وقتی بچه تر بودیم ومثلا حرف از فلانی میشد که ماشین مدل بالاتر خریده یا خونشو عوض کرده مادرم میگفت خداروشکر که دارن وبهترشو ایشالا بدست بیارن .از سفره ما که کم نشده ..خدا از ما نگرفته بده به اونا …نوش جونشون..
همیشه این اخلاقو دوست داشتم وخودم هم اینجوریم هروقت یه ماشین خوشگل میبینم میگم صاحبش کیفشو ببره یا یه خونه قشنگ میبینم با خودم میگم ایشالا هر کسی توش زندگی میکنه شاد وخوشحال باشه و خیرشو ببینه وبادحتر کوچولوم هر روز که میبرمش بیرون وصحنه های زیبا میبینم به دخترم میگم ببین چه گلای خوشگلی یا مثلا پرنده های زیبا رو ببین یا اینکه بچهای همسن خودشو نشونش میدم ومیگم ببین چقدر نی نی لباساش قشنگه ولباسای توهم قشنگن یادش میدم زیبایی هارو ببینه وهرشب باهاش در مورد کارایی که کرده حرف میزنم حتی اگه از دهتا کارش یکیش خوب باشه همونو بولد میکنم وازش تشکر میکنم.قبلن که توی این مسیر نبودم همش به خودن میگفتم چقدر بچه داری وتربیتش سخته اما الان که تقریبا دارم قانون رو بهتر درک میکنم هرروز خودمو انالیز میکنم مخصوصا در برخورد با رفتار های دخترم ومراقبم که باورهای اشتباه رو به خوردش ندم ومیدونم که میتونم دختر مستقل وبا عزت نفسی تربیت کنم که حداقل پایه های تربیت خانوادگیش درست باشه گه بتونه راهشو درست انتخاب کنه… باور همه چیزه….
باورهای درست ونامحدود رو از همین کودکی به بچه ها یاد بدیم تا در موقع مناسب کمکشون کنه..
چقدر تحسینتون کردم در رابطه با نوع برخوردتون با دختر نازتون ، آفرین همونطور که خودتون گفتید دادن باورهای درست به بچه ها خیلی مهمه و من هم در این زمینه بسیار موفقم
و خدا رو شکر الان که سه قلوهام به 13 سالگی رسیدند واقعا ثمره ی اون باورهای درست رو هر چند از طرف من نا آگاهانه بوده دارم می بینم
الهی صد هزار مرتبه شکر که امروز با کامنت یک مادر موفق هدایت شدم .
مادر مهربون وپرتلاش سه قلوها ..درکنارشون شاد باشی..
لذت ببرید از در کنار هم بودن
چند وقتی دور بودم از این فضا و الان دوباره انگار یه چیزی تو قلبم زنده شد ..دیگه دارم یاد میگیرم همه ی همه درخواستامو از خدای هدایتگرم بخام وباهاش حرف میزنم وخودش راهو نشون میده … باورم بیشتر شده به اینکه من خالق شرایطم هستم وانگار در لحظه چیزی تو ذهنم روشن شد.
خداروصدهزار مرتبه برای حضورتون استاد، و همچنین خانوم شایسته عزیز
چقد دلم با گفته های شما قرص شد استاد.انگاری به یه چیزی نیاز داشتم مثل همین فایل که الان گوش دادم و چقد لذت بخشه که فقط با ساختن باورهای قدرتمند میشه هرکار غیرممکن رو ممکن کرد.
این روزها درگیر استارت کارم هستم و درگیر چند تا سوال بودم که ذهنم با نجوای مگه میشه بابا جوابمو میداد اما با حرف های شما راه واسم روشن تر شد که بله میشه و شما یه الگوی موفق در این زمینه واسم شدید وذهنم ارام شد.
تمام تلاشم رو میکنم تا باورهای بهتری را برای استارت کارم بسازم تا بتوانم به استقلال مالی برسم.
استاد تا حالا شده میدونم کلی بهتون گفتن معجزه معجزه ینی چی یه چیزی میخای راه برات باز میشه
حالااا من خودم داشتم فکر میکردم به یادم اومد من تو یه سنی تو یه زمانی کلن فکرای بد میومد تو زهنم خیلی میومد تا اینکه شبا خابم نمیبرد دلم درد میکرد کلن دیگه خیلی خیلی حالا چرا چون فکراییی بد میکردم حالم بد میشد اتفات بد همینجور پیش رفت تا یه جا به خودم گفتم من خودم میخام حالم خوب شه از خدا خواستم واقعا ارامش حاله خوب و الان فکرشو میکنم خندم میگیره برای خیلی ساله پیشه والان میبینم این خواسته رو من داشتم واقعا یه معجزه یه حاله خوب دائم و اینه این راه که دارررم حرکت میکنم خدایی شکرررت واقعااا این جواب همه سوالمه واقعااا پرم کردی واقعااا شکرت میدونم تا وقتی این حاله خوب این ارامشو دارم همه چی اوکی سلامتی ثروت نعمت روزی این عشق این ارامش این تمیزی این حرکت این حس لیاقت که دارم و روز ب6 روزم بیشتر میشه
شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت باورهایی من در حال بزرگ تر شدن
من باور دارم که خونه ی خیلی تمیز زیاده و اینطور خونپ میدونم تمیزو تمیز تر میشه کافیه من زهنمو تمیز باشه لذت ببرم وقتی هر چی میخام سرجاش همه چی اوکی خداییی شکرررت من همینو میخاستم شکرررت
خداییی این ازادی این همه وقت که تو خونه دارم انقد برا خودم ازادم و فایل های استادو گوش میکنم شکرررت این ازادی زمانی مالیشکرررت کافیه باورهام بزرگتر بشه کاسه سطل بزرگ تر میشه و بارون خدا که همیشه در حال باریدنه خدا که این همه ثروت روز ابزار قشنگ ابرنگ ها خوجل و بزرنگو رنگی داره من میخام میگم و حرکت میکنم ودریافت میکنم از خداو من نق اشی میکشم لذت میبرم و پست میکنم و اونها که لازم دارن خودشون میان سوال دارن منم جواب منم نقاشی میکشم راحت بهشون میدم راه هاشم مختلف خدا به بهترین دستاش برا میرسون رویاهااام بزار بگممم:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))خب این رویاهای ممکنه منه
سلامتیی ممکنه حاله خوب انرزی زیاد بدن قوی هیکل خوشگل خدایی شکرت اینو دارم و روز به روز بهتر و بهتررر میشم همیشه سالمم حالم خوبه شکرت بدنم خودش توش همه چی داره قویه
ثروت خداییی شکرت هرچی میخام پول راحت برام میاد و من از خودم از قبلم خیلیبیشتره وو باز خیلی بیشتررر میخام و هدف هااا رویاهااامو بگم درامد زیاد درامد 50 میلیون تو ماه چون جهان رو به بگسترشه و خدا بزرگه پس خواسته هاام بزرگ تر میه این همه ادم ثروت مند مممنکنه ممکنه میشه شکررت
و میدونم این یه رویای ممکنه با تکامل اروم اروم بهش میرسم
رابطه
من روز به روز عشق بیشتررر رابطه طولانی رابطه ی عمیق چکن خدا مهربانه چون خدا پر از از عشق و لطافته و روز به روز عشق هارو تحسین میکنم بعد محصول عشقمونم خدا میده پسر دختررر گوگول ناز خوجل نمکی نفس شیرین رویاییی شکرررت با روزی زیاد با کلی لذت با کلی سوپرایز ها و اتفاقات شیرین با دسته باز کلی ثروتم دارم راحت لدتشونو میبرم
چند روز پیش یه خوابی دیدم که خیلی جالب نبود تو خواب یه موجود عجیبی که پرواز میکرد، تو یه اتاقی بود ک من هم اونجا بودم ، ومن زمان داشتم که فرارکنم سریع از اتاق برم بیرون اما رفتم گوشیم رو برداشتم میخواستم فیلم بگیرم که به همه بگم ببین چی تو اتاقِ ، راست میگم اینم سند، اینم مدرک و فیلمش، انقدر این کار طول کشید ک آخر اون موجود عجیب تو خواب به من صدمه زد و خیلی حالم بد شد هم تو خواب هم بیدار که شدم…
اما احساس کردم یه چیزی میخواد بهم بفهمونه ، یه درسی داره، همون روز درسش رو فهمیدم اما یادم رفت جایی ثبتش کنم و بنویسم ، از خاطرم رفت کلا…
این تیکه ی فایل که شما گفتید من به استادم گفتم تو 2 روز 500 تا کامنت اومده اونم باور نکرد ، و من فهمیدم نباید خودم رو ثابت کنم، چون باورهای خودم خراب میشه، در واقع انگار آسیب میزنیم به خودمان وقتی بخوایم اثبات کنیم چیزی رو به افراد دیگه…
منو یاد خوابم انداخت، انقدر برام مهم بود ثابت کنم به بقیه که ببینید من راست میگم که آسیب دیدم از اون موجود…
و مصداقش تو زندگیه واقعیم ،تو بیداری رو هم فهمیدم، من این آموزه هارو یاد گرفتم از روز اول سعی کردم به همه ثابت کنم من راست میگم ، این راه درسته ، شما ها نمیفهمید، و باورهای خودم مشکل دار شد، آسیب دیدم … عقب موندم تو زندگی ، 4 سال اونطور که باید پیشرفت نکردم چون خودم رو منجیِ بقیه دیدم ،مسئول تغییر زندگیشان دیدم و خودم نتونستم اونطور که باید به خواسته هام برسم.
کاشکی واقعا درک کنیم که باباااااا با مردم کاریتون نباشه، سَرِت به کار و زندگیه خودت باشه!!! کاشکی بفهمیم و صحبت نکنیم با بقیه راجع به چیزی که خودمون هنوز بهش عمل نکردیم. کاشکی دنبال اثبات هیچ چیزی نباشیم و بذاریم نتایجمون ثابت کنه که ما تو مسیر درست بودیم.
سپاسگزارم بابت این فایل زیبا و به طور خیلی اتفاقی هدایت شدم به این فایل خدایا شکرت
ممنون از استاد عزیز
چند روز بود که میخاستم زنگ بزنم به مادرم در رابط با یک های که به عنوان هدیه گرفته بودم سوال کنم این سگ سیاه نمی گذاشت مدام به من میگفتم مامان چی فکری میکنه خلاصه که امروز زنگ زد خیلی راحت و واقعا آسوده شدم از این هم فکری که به ذهنم خطور میکرد
خدایا سپاسگزارم بابت این هدایت
خدایا شکرت بابت این استاد عزیز و راهنمای هر لحظه ما فقط کافیه درک کنم حرف های این بزرگوار ،این دست گل هم تقدیم به استاد عزیز و همه هم فرکانسی های گرامی در پناه خداوند متعال شاد.سلامت . ثروتمند باشید یا علی مدد
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این سایت و بودن در احساس آرامش و شوروشوقی که امروز در وجودم جاری بود ،
پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و اورا سپاس میگویم .
خب و اما این فایل فوق العاده
نکات فوق العاده ای که در متن خانوم شایسته عزیز بود رو دوس دارم اول بنویسم و یادآوری کنم ،
اینکه عنوان کردن که اولین قدم برای تغییر اینه که بپذیریم که تمام اتفاقات زندگی ما در هر لحظه به واسطه باورهای ما رقم میخوره و این اولین قدم و اولین سد در مقابل نجواهای ذهنه ،وقتی که من میپذیرم که به غیر از باورهای خودم هیچ چیز دیگه ای عامل نیست و جهان فقط در هر لحظه داره باوری که دارم رو به من ثابت میکنه در رو به روی تمام بهانه ها و نشدن ها میبندم ،اما خب این یه کم ترس داره دیگه ، چرا؟؟؟چون دیگه کسی نیست که تقصیر رو بندازم گردنش و بگم عامل عقب موندن من ،عامل زندگی عاطفی اشفته ی من ،و…… این موردها یا این شخصه و مجبورم که تمام تقصیرهارو بندازم گردن خودم و فقط در این صورته که من رشد میکنم و این سازو کاریه که خداوند بر اساسش داره جهان رو مدیریت میکنه و این جمله استاد خیلی درسته در کتاب رویاها که میگه :ازنظر من شجاع ترین فرد ،کسیه که مشغولیت تمام اتفاقات زندگیشو بپذیره .
پس ما برای اینکه از این کلید استفاده کنیم اول باید بپذیریم که تمام عامل باورهای منه و لا غیر ،
استاد تو صحبتاشون گفتن که بنده خدا استاده دروغ نمی گفت و حرفش حاصل چک کردن و تحقیق و بررسی کردن چندین سایت بوده ، و این حرف درسته ،چون جهان داشته باورهای محدود کننده ای که اون استاد مدرس داشته رو بهش ثابت میکرده و الگوهایی رو بهش نشون میداده که بیشتر باور کنه که حرفش و باورش درسته ،
خب چرا؟؟؟چون فرمان زندگی این شخص دست باورهای محدود کنندس وبا اون عینک داره نگا میکنه ، فرض کن به کور مادرزاد بیای از زیبایی گلستان و رنگ گلها بگی ،و این دقیقا در قرآن اومده ، مثلا فرض کنید که من فایلهای استاد رو پیش داداشم یا دوستم گوش میدم و یه شرایطیه که ما هرروز باهمیم یک تایمی و هرروز داره این فایل هارو میشنوه ،ایا فک میکنید که مثلا روز سوم و چهارم نرم میشه و تاثیر میگیره ؟؟؟نه به هیچ عنوان ،ممکنه تا ابد گوش بده و هیچ تغییری نکنه ،زمانی طرف جذب این صحبتها میشه که آمادس برای تغییر ،امادس برا اینکه یه راه دیگه بره ،یه جوره دیگه فک کنه ، خب چرا اون استاد بازاریابی یا خیلی ها هدایت نمیشن به عامل اصلی و درک حقیقت ؟؟؟ خیلی ساده چون اونا چسبیدن به دانسته ها و بهونه هاشون و به شدت مقاومت میکنن .
زور باورهای ما به هر چیزی میچربه
دوس دارم از یه تجربه بنویسم
پارسال که استارت باشگاه رو زدم
خب یه برنامه تمرینی گرفتم و بغل برنامه تمرینی سه تا مکمل نوشته بود برای استفاده که گفتم استفاده نمیکنم و همینجوری میخوام کار کنم ،با این ذهنیت که بدن من با همین غذا و تخم مرغ و سیب زمینی و مثلا همین چیزای پروتیین دار و فیله و اینا رشد میکنه و مکمل تکمیل کننده ی غذاس و وقتی غذام تکمیل باشه ،مکمل نیاز ندارم ،خب خیلی ها باورشون اینه که چیزی مصرف نکنی الکیه باشگاه رفتن و طرف با این ذهنیت میاد و خودشم میکشه تو باشگاه از بس تمرین میکنه ،اما متاسفانه داره اشتباه پارو میرنه ،ذهنیت کلا متفاوته و رشدی صورت نمیگیره .
من شروع کردم و بعد دوماه چنان بدنم رشد کرد و البته به شدت علاقه و انگیزه داشتم ،که آقا رضای گل که خیلی دوسش دارم صاحب باشگاه بهم گف ببرمت رو استیج و اینا که نرفتم ،بعده دوماه که به خاطر این نتایج دوماه باوره اینکه من میتونم طبیعی رشد کنم و هر بار حتی زورمم زیاد میشه وقتی عضله ها دارن کم کم تکاملشون رو طی میکنن ،گقتم یه برنامه دیگه بنویس و اینبار گفت که رضا مکمل استفاده نکنی ،بدنت استپ میکنه ها و اینا ،گفتم اشکال نداره و شروع کردم دوباره و نتایج بی نظیره در این زمینه ، همه بچه ها تو باشگاه میان و از تایمی که دارم میام و از چیزایی که مصرف میکنن میپرسن و من بچه هارو به زور قانع میکنم که بابا هیچی نمیزنم ،طبیعیه با غذایی که میخورم و تغذیه سالم و دوری از الکل و این چیزا و باورشون نمیشه ،!!!چرا باورشون نمیشه ؟؟؟چون مثل من فک نمیکنن ، امروز یکی از دوستان تو باشگاه بعدها مدت ها دید منو و گف فلان چیز میزنی که اسمشم بلد نیستم اینجا بنویسم براتون و گفتم نه بابا ،گف برا مسابقه آماده میکنی ؟؟؟ گفتم آره گف یعنی هیچی مکمل و اینا هیچی ؟؟؟؟گفتم نه ،از تعجب دهنش وا موند و باورش نمیشد ،چرا چون مثل من فک نمیکرد که مثل من نتیجه بگیره ،ملت دنبال یک تغییر یهویی ان و حوصلشون سر میره و نمیخوام روند طبیعی رو مثلا تو این مثال طی کنن ،
خب منم وقتی آقا رضا بهم گف که بدنت استپ میکنه ،میتونستم به هزارو یک دلیل منطقی حرفش رو بپذیرم دیگه ، یعنی ذهنم میگف که بابا این مربیه و سالها کارش و رشتش و تخصصش اینه و کلی شاگرد داره و روزی 100تا برنامه مینویسه و ……….
ولی نه به قول استاد ،درسته اونیه که به من کمک میکنه ،اون چیزی درسته که یه من کمک میکنه تمام شد و رفت .
و این باور هی داره تقویت میشه و خدارو صد هزار مرتبه شکر بابت صبر و استقامت و اراده و تعهدی که به من عطا میکنه تا ادامه بدم ،در مسیر توحید و یکتاپرستی و احساس خوب
باسلام خدمت استاد عزیز ومریم شایسته گرامی که بیشتر جاها الگویی کامل هستن برای من
مدتی هست نه چندان زیاد که تصمیم گرفتم روی فایل های باورهای ثروث ساز کارکنم وتمرکزی پیش بروم
کامنت ها هر فایلی رو بخونم وخودم هم در اون فایل کامنت بگذارم
باشد که ردپایی از خود گزاشته باشم وروند تکاملم را بیان کنم
امروز این فایل رو شنیدم ودیدم که استاد در مورد تحسین کردن دیگران صحبت کردن وقتی به خودم فکر کردم دیدم که من هم می توانم وقتی پیشرفت کسی رو می بینم تحسین کنم وبراش آرزوی موفقیت های بیشتر را داشته باشم
چون سعی دارم باور کنم که وقتی برای اون شده برای من هم می شود وبا تحسین کردن راه رسیدن به خواسته ام را هموارتر کنم درسته بعضی وقت ها حس حسادت در من ایجاد می شود ولی می توانم به جد بگویمکه درصد ماندن در این حس 1٪ شاید باشد وبا کنترل دهن سریع به حالت خوب میرسم
در مورد باور کردن خواسته ها واجازه ندادن به اوامل بیرونی وشرایت می خواهم مثالی بزنم
در کتاب رویا هایی که رویا نیستن استاد در فصل اول این تمرین رو داده بودن که خواسته هایی که دارید را با جزییات کامل بنویسید که زمانی که پولدار شدید دوست دارید برایتان اتفاق بیوفتد ومن شروع به نوشتن چنتا از خواسته هایی که دوست دارم کردم با جزییات
یکی ازاین خواسته ها این بود که دوست دارم دندان هایی تمیز سالمومرتب داشته باشم هروقت کسی را می دیدم که دندان های سالم ومرتب دارد مثل دندان هنر پیشه ها سفید لمینت شده شکر می کردم ومی گفتم شده برای من هم می شود خودم را تصور می کردم با دندان های مرتیب جلوی آینه ویک لبخند زیبا یک روز اتفاقی دندان درد گرفتم و مجبور شدم دندانم را بکشم چون قبلا درست کرده بودم وکلا از بین رفته بو د نمی شد نگهش داشت کمی افسرده شدم گفتم خدایا از توخواستم دندان هایم را درست کنی پس چرا بی دندان شدم ولی تونستم کنترل ذهن کنم گفتم ایمپلنت می کنم حالا این خوتسته ها در صورتی بود که پول هم نداشتم روزی همسرم که نگو اتفاقی دفتر خواسته های من رو خوانده بود به مسخره گفت که می خوای دندان هاتو درست کنی چطوری
گفتم میبینی که شروع شده حالا چطور منی که می خواستم دندان هایم را درست کنم کشیده بودم
کمکم یه سری اتفاق ها می افتاد که من را مجبور می کرد که به دندان پزشکی برم یه روز به خوا گفتم خوایا من به دندان پزشکی میرم دندان هاهم داره درست میشه ولی پولش سخت گیر میاد اول پولشو بریز توحسابم بعد برم باورتون نمی شه چند وقتی بود که همسرم بهم قول پول میداد و می گفت دعا کن پول دستم بیا به تو هم میدم ومن هم از خدای رزاقی که ساخته بودم درخواست می کروم پول به دستش میرسید اما به من نمی داد چند بار این اتفاق افتاد ومنی که بغیر خدا روی قولی که داده بود همسرم حساب می کردم وپول به دستم نمی رسید یک رو یه شرک بزرگ تووجودم پیداکردم اون هم با حرفهایی که برادرم زد آخه ما باهم تو این راه توحیدی هستیم وساعت ها در مورد قانون وخدا با هم صحبت میکنیم
خدای من قدرت رو از خدا گرفته بودم وداده بودم به همسرم وتی چه شکر بزرگی
شب که از پیش برادرم امدم خانه به درگاه خدا توبه کردم واشکها ریختم منی که به ظاهر توحیدی بود م ودم از خدا می زدم تواعماق وجودم شری داشتم قدرت به غیر چند روز بعد از اون شب همسرم ودوباره به من قول پول داد اینبا دیگه فرق می کرد دیگه روی حرفش حساب نکردم قدرت رو دادم به خدا وگفتم خدایا روزی رسان توی اگه این پول مال من باشه روزی من باشه به من میرسه وتمرکزم رو روی گوش دادن به فایل ها گزاشتم ودیگر به قولی که همسرم داده بود فکر نکردم باورتون میشه خداوند پاسخ داد پول به حسابم واریز شد اینبا با توکل با ایمان به خدا
الان چند ماهه که دارم دندان هایم را ورست می کنم پول از قبل خدارو شکر توحسابم هست وبه راحتی درحال درست کردن دندان هایم هستم وطی کردن تکامل وباور به این که خواسته ها داده می شود به قدر ایمان به قدر یقین به قدر پاکی دل
این درخواست من یکی از چند درخواستی بود که نوشته بودم اید دارم کباور اینکه وقتی این شده پس اون یکی ها هم می شود یه قدر کنترل ذهن
این رد پای من در این فایل که این مسیر ادامه دارد تا رسیدن به ثروت
باشد که به تعهدم در گوش دادن دادن به فایلهای باورهای ثروت ساز هرچه بیشتر خدارو باور کرده وبه ثروت های هم مادی وهم معنوی برسیم
به نام رزاق هدایتگر سلام سمیه جان بهت تبریک میگم بابت درست کردن دندان هات.
تحسینت میکنم که به آنچه که از قانون درک کردی عمل میکنی و سعی میکنی مسائل رو از آن زاویه نگاه کنی.
بحث دندان شد من به خاطر شرایط ام ده دوازه سال پیش باید تمام دندانهام رو درست میکردم و وضعیت مالی خوبی نبودیم خدا هدایتم کرد به سمت پزشکی که تمام دندانهام رو بدون گرفتن پولی درست کرد.
پارسال دوباره یک سری از دندانهان باید درست میشد رفتم پیشش وضعیت جسمانیم شکر خدا زمین تا آسمان فرق میکرد شروع کرد درست کردن دندانهام، بدون این که من حرفی بزنم خود دکتر هر دندان که کار میکرد میگفت نصف بقیه حساب کنم تازه پول رو کامل نمیدادم هر جلسه نصف پول باورم چی بود؟ با خودم گفتم دوست دارم خدایا این سری که پیشش میرم با عزت پولم رو بدهم حالا من قرار بود یک دندان درست کنم پول نداشتم اما رزاق پول آن دندان و دندانهای بعدی رو جور کرد جالب بود بابام از بنده خدایی پول میخواست نمیداد هر سری که من میرفتم دندان پزشکی پول رو میریخت یعنی یک هم زمانی عالی بابام میگفت نمیدانم جریان چیه هر سری این موقع پول میرزه.
این پزشک در بالاترین قسمت شهرمون مطب داره و آدم باشخصیتی و محترمی هم هست،الان انقدر کارش تمیز و درست هست جای دیگه نمیریم همه ما پیش خودش درست میکنیم با این که جاهای دیگه هست که با هزینه کمتر و اقساط و چکی و… درست میکنند.
نکته جالب که هر کی دیگه میاومد کامل پرداخت باید میکرد اما من نه و این فقط به لطف رب رزاق هست.
تازه به لطف رزاق یک دفعه اش توانستم با پس اندازی که جمع کرده بودم بدهم.
خدایی خیلی کیف کردم باورم این بود که نباید هیچ قرضی به کسی داشته باشم.
ممنون ام از مثالی که زدی باعث شد به یاد بیارم رزاقیت ربم رو.
خداجونم برای دستهایی که میفرستی بی نهایت ازت سپاس گزارم.
سلام استاد
خداروشکر به لطف آگاهی هایی که از موقع آشنایی با شما دریافت کردم وقتی موفقیت و درآمد کسی رو میشنوم خیلی خوشحال میشم و تحسینش میکنم
چندوقت پیش تو ماشین بودیم یکی از آشناهامون گفت برادرشوهرم ماشین لوکس خارجی گرفته میده اجاره ماهی ۱۳ تومن امسال میخواد ۲۳ تومن اجاره بده
و اینکه اعتقادی به کارکردن نداره و میگه پولدار شدن نیازمند سخت کار کردن نیست
همه خانواده تعجب کردن این درآمد در ماه رو
ولی من که تو این سایت با دوستان زیادی آشنا شدم که درآمدهای خیلی بیشتری داشتن
برای من خیلی قابل باور بود
و خیلی تحسین کردم اون شخص با این دیدگاه و این درآمدش رو
و این باور برای من هم ایجاد شد که من هم میتونم
همین دیشب رفتم به یه گلفروشی خیلی زیبا و شیک و پر ازگل گلدان
من قبلا با اون فروشنده آشنا بودم و مغازه کوچکترش رو دیده بودم
وقتی دیدم که اینقدر پیشرفت کرده و کار و مغازش رو گسترش داده
واقعا خیلی لذت بردم و تحسین کردم و خداروشکر کردم که من هم میتونم فقط باید تکاملم طی بشه
استاد این که گفتید افراد نمیتونن باور کنند میگن طرف دزده
خیلی تو اطرافیانمون دیده میشه و مخصوصا هر روز بیشتر و بیشتر داره میشه
یعنی افراد همش دنبال یکی هستند که ناسزا بگن و توحین و تحقیر که اینها دزدن و …
چند روز پیش یکی از آشنایانمون گفت که یه مسافر داشته پولشو نداده و رفته و خیلی ناراحت بود
منم بهش گفتم دوست عزیز وقتی شما از صبح تا شب میشینی به زمین و زمان ناسزا میگی و همه رو دزد میدونی بهتر از این اتفاق توقع نداشته باش برات بیفته
یعنی دیگه به وضوح دارم فرکانسهای افراد با اتفاقات زندگیشون رو میبینم
استاد اصلا کار افراد اینه که انسان رو مایوس کنند
تا حالا کسی به من نگفته آفرین تو میتونی ادامه بده
من نزدیک یک ساله که کسب و کاری تو منزلم دارم گل میارم میفروشم و خدارو شاکرم که دارم تکاملم رو طی میکنم و هر روز مشتری هام بیشتر میشن
هروقت گل میارم یکی از نزدیکانم میگه کسی نمیخره اینارو فقط ارزون بده بره نمونه
و من میگم میفروشم خدای من میفروشه برام و مشتری از زمین و زمان میباره برام
هر روز که از خواب بیدار میشم به خدا میگم خدای من امروز قراره چه اتفاقات خوبی برام بیفته که من نمیدونم و تو آگاهی و تا شب پر هستم از اتفاقات مثبت
خدارو هر روز سپاسگذارم که منو هدایت کرد و از بدنه جامعه ای که دیدگاه های منفی دارن جدا کرد و جزء شاکران درگاهش قرار داد
سلام به استاد عزیز و مریم عزیزو بچه های گل سایت
منم از بچگی یادمه همه بهم میگفتن خنگ و انقد تکرار میکردن که من دیگه باورم شده بود که خنگم و تلاشی برای این باور مخرب نمیکردم تا اینکه پارسال یه جا یه نرم افزار میخواستم یاد بگیرم فردی که بهم یاد داد گفت چقدر تو باهوشی زود یاد گرفتی کار با این نرم افزار خیلی سخته قبل اینکه اصلا ایشون این حرفو بزنه من با این نرم افزار تو محل کارم کار میکردم ولی اصلا هیچی ازش نمیدونستم ولی کارو پیش میبردم باخودم میگفتم نرگس دمت گرم با اینکه بلد نیستی ولی چه خوب داری پیش میبری دقیقا تضاد باوری از اینجا شروع شد که پس اگه من خنگم چطوری از پس این نرم افزاری که همه میگفتن سخته براومدم؟ پس من میتونم بعد که دیگه این استادم تاییدم کردن دیگه اروم اروم افتادم رو غلطک و انقد اتفاقایی پیش اومد برام که بهم ثابت شد من باهوشم و خیلی جالبه که همه اونایی ک بهم میگفتن خنگ الان تو زمینه هوش به شدت قبولم دارن و از همه مهمتر اینکه اون باور پوسیدرو من انداختم دور و باور درستو گزاشتم جاش واقعا ممنونم ازتون استاد از اینکه قانونو داری به ماهم یاد میدی خیلی خیلی سپاس گزارم
سلام عزیزان
من یکی از تمرین هایی که برای تقویت باورهام برای خودم در نظر گرفتم اینه که برای هر چیزی که میخوام قبل به دست آوردن ش شروع میکنم به شکرگزاری در مورد به دست آوردن اون موضوع و تا بیست و یک روز درباره اون مینویسم ✍️
بار اولی که این تمرین رو شروع کردم اصلا فکر نمیکردم جواب بگیرم و همش میگفتم سنگ مفت گنجشک مفت حالا مینویسم دیگه و بعد از اینکه تمرین م تموم شد با دلهره همش منتظر اتفاق افتادن ش بودم تا اینکه دقیقا سر یک سال اون هدف م به واقعیت پیوست و من ذوق زده از این که شد🤩
و بلافاصله شروع کردم به نوشتن هدف جدیدم و چون اعتماد و باورم نسبت به خدا قوی تر شده بود یک ماه نشده قسمتی از اون برآورده شد💪
و دائم با خودم تکرار میکنم خدایا من نمیدونم تو میدونی، من نمیتونم تو میتونی و دیگه دو دلی و اضطراب م خیلی خیلی کمتر شده🤲
و فقط میگم اعتماد دارم بهت ❤️
و یه نکته ای که از استاد آموختم اینه که هنوز رویای قبلی ت محقق نشده رویا و هدف بزرگ تر انتخاب کن، راستش من این کار رو میکردم اما همش تو دلم میگفتم تو خیلی خوش خیالی خیلی داری پیش میری و هنوز چیز قبلی رو به دست نیاوردی دنبال هدف بزرگ تری و از این موضوع هم خیالم راحت شد که راهم درسته و با همین روال ادامه خواهم داد😇✋
و یکی دیگه از حرف های استاد خیلی به دلم نشست و قول میدم از این به بعد سر لوحه زندگی م قرار بدم اینه که اگه حرفی، کاری، عملی از کسی دیدی یا شنیدی که باعث نگرانی، اضطراب، دلهره و دلشوره ت میشه و احساس بد بهت میده باورش نکن بدون که دروغه و یک باور محدود کننده س که باید تغییر ش بدی، عالی بود این نکته عالی عالی عالی 👌👍
و در آخر این که به جای کوچک کردن خواسته ات، باور تو بزرگ کن😎
ممنونم استاد گرانقدر دوستون دارم
یا حق 🙋♀️
بنام خدا
نمیدونم این کامنت ربطی به این فایل داره یا نه …ولی مینویسم برای خودم.
روز بیست وچهارم سفرنامه هست وامروز بادیدن این فایل یادم افتاد که وقتی بچه تر بودیم ومثلا حرف از فلانی میشد که ماشین مدل بالاتر خریده یا خونشو عوض کرده مادرم میگفت خداروشکر که دارن وبهترشو ایشالا بدست بیارن .از سفره ما که کم نشده ..خدا از ما نگرفته بده به اونا …نوش جونشون..
همیشه این اخلاقو دوست داشتم وخودم هم اینجوریم هروقت یه ماشین خوشگل میبینم میگم صاحبش کیفشو ببره یا یه خونه قشنگ میبینم با خودم میگم ایشالا هر کسی توش زندگی میکنه شاد وخوشحال باشه و خیرشو ببینه وبادحتر کوچولوم هر روز که میبرمش بیرون وصحنه های زیبا میبینم به دخترم میگم ببین چه گلای خوشگلی یا مثلا پرنده های زیبا رو ببین یا اینکه بچهای همسن خودشو نشونش میدم ومیگم ببین چقدر نی نی لباساش قشنگه ولباسای توهم قشنگن یادش میدم زیبایی هارو ببینه وهرشب باهاش در مورد کارایی که کرده حرف میزنم حتی اگه از دهتا کارش یکیش خوب باشه همونو بولد میکنم وازش تشکر میکنم.قبلن که توی این مسیر نبودم همش به خودن میگفتم چقدر بچه داری وتربیتش سخته اما الان که تقریبا دارم قانون رو بهتر درک میکنم هرروز خودمو انالیز میکنم مخصوصا در برخورد با رفتار های دخترم ومراقبم که باورهای اشتباه رو به خوردش ندم ومیدونم که میتونم دختر مستقل وبا عزت نفسی تربیت کنم که حداقل پایه های تربیت خانوادگیش درست باشه گه بتونه راهشو درست انتخاب کنه… باور همه چیزه….
باورهای درست ونامحدود رو از همین کودکی به بچه ها یاد بدیم تا در موقع مناسب کمکشون کنه..
در پناه حق
به نام خداوند مهربان و هدایتگرم
سلام به طوبی خانم عملگرا ، مادر مثبت اندیش و موفق
چقدر تحسینتون کردم در رابطه با نوع برخوردتون با دختر نازتون ، آفرین همونطور که خودتون گفتید دادن باورهای درست به بچه ها خیلی مهمه و من هم در این زمینه بسیار موفقم
و خدا رو شکر الان که سه قلوهام به 13 سالگی رسیدند واقعا ثمره ی اون باورهای درست رو هر چند از طرف من نا آگاهانه بوده دارم می بینم
الهی صد هزار مرتبه شکر که امروز با کامنت یک مادر موفق هدایت شدم .
بدرخشید در آغوش خدای مهربونم
سلام دوست همفرکانسی من
مادر مهربون وپرتلاش سه قلوها ..درکنارشون شاد باشی..
لذت ببرید از در کنار هم بودن
چند وقتی دور بودم از این فضا و الان دوباره انگار یه چیزی تو قلبم زنده شد ..دیگه دارم یاد میگیرم همه ی همه درخواستامو از خدای هدایتگرم بخام وباهاش حرف میزنم وخودش راهو نشون میده … باورم بیشتر شده به اینکه من خالق شرایطم هستم وانگار در لحظه چیزی تو ذهنم روشن شد.
ممنونم که کامنت گذاشتی
درپناه حق
خداروصدهزار مرتبه برای حضورتون استاد، و همچنین خانوم شایسته عزیز
چقد دلم با گفته های شما قرص شد استاد.انگاری به یه چیزی نیاز داشتم مثل همین فایل که الان گوش دادم و چقد لذت بخشه که فقط با ساختن باورهای قدرتمند میشه هرکار غیرممکن رو ممکن کرد.
این روزها درگیر استارت کارم هستم و درگیر چند تا سوال بودم که ذهنم با نجوای مگه میشه بابا جوابمو میداد اما با حرف های شما راه واسم روشن تر شد که بله میشه و شما یه الگوی موفق در این زمینه واسم شدید وذهنم ارام شد.
تمام تلاشم رو میکنم تا باورهای بهتری را برای استارت کارم بسازم تا بتوانم به استقلال مالی برسم.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای آگاهی ناب امروز
به نام الله
به وقته شکرگزاری از خواسته ه
سلام استادد میخام اینو بگم استاد خیلی حالم خوبه چون باورهام به خدا داره قویتر میشه شکرررت
باورهای خوبم دارن بهترو بهتررر میشن شکرررت خداجووون شکرررت
استاد تا حالا شده میدونم کلی بهتون گفتن معجزه معجزه ینی چی یه چیزی میخای راه برات باز میشه
حالااا من خودم داشتم فکر میکردم به یادم اومد من تو یه سنی تو یه زمانی کلن فکرای بد میومد تو زهنم خیلی میومد تا اینکه شبا خابم نمیبرد دلم درد میکرد کلن دیگه خیلی خیلی حالا چرا چون فکراییی بد میکردم حالم بد میشد اتفات بد همینجور پیش رفت تا یه جا به خودم گفتم من خودم میخام حالم خوب شه از خدا خواستم واقعا ارامش حاله خوب و الان فکرشو میکنم خندم میگیره برای خیلی ساله پیشه والان میبینم این خواسته رو من داشتم واقعا یه معجزه یه حاله خوب دائم و اینه این راه که دارررم حرکت میکنم خدایی شکرررت واقعااا این جواب همه سوالمه واقعااا پرم کردی واقعااا شکرت میدونم تا وقتی این حاله خوب این ارامشو دارم همه چی اوکی سلامتی ثروت نعمت روزی این عشق این ارامش این تمیزی این حرکت این حس لیاقت که دارم و روز ب6 روزم بیشتر میشه
شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت شکررت باورهایی من در حال بزرگ تر شدن
من باور دارم که خونه ی خیلی تمیز زیاده و اینطور خونپ میدونم تمیزو تمیز تر میشه کافیه من زهنمو تمیز باشه لذت ببرم وقتی هر چی میخام سرجاش همه چی اوکی خداییی شکرررت من همینو میخاستم شکرررت
خداییی این ازادی این همه وقت که تو خونه دارم انقد برا خودم ازادم و فایل های استادو گوش میکنم شکرررت این ازادی زمانی مالیشکرررت کافیه باورهام بزرگتر بشه کاسه سطل بزرگ تر میشه و بارون خدا که همیشه در حال باریدنه خدا که این همه ثروت روز ابزار قشنگ ابرنگ ها خوجل و بزرنگو رنگی داره من میخام میگم و حرکت میکنم ودریافت میکنم از خداو من نق اشی میکشم لذت میبرم و پست میکنم و اونها که لازم دارن خودشون میان سوال دارن منم جواب منم نقاشی میکشم راحت بهشون میدم راه هاشم مختلف خدا به بهترین دستاش برا میرسون رویاهااام بزار بگممم:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))خب این رویاهای ممکنه منه
سلامتیی ممکنه حاله خوب انرزی زیاد بدن قوی هیکل خوشگل خدایی شکرت اینو دارم و روز به روز بهتر و بهتررر میشم همیشه سالمم حالم خوبه شکرت بدنم خودش توش همه چی داره قویه
ثروت خداییی شکرت هرچی میخام پول راحت برام میاد و من از خودم از قبلم خیلیبیشتره وو باز خیلی بیشتررر میخام و هدف هااا رویاهااامو بگم درامد زیاد درامد 50 میلیون تو ماه چون جهان رو به بگسترشه و خدا بزرگه پس خواسته هاام بزرگ تر میه این همه ادم ثروت مند مممنکنه ممکنه میشه شکررت
و میدونم این یه رویای ممکنه با تکامل اروم اروم بهش میرسم
رابطه
من روز به روز عشق بیشتررر رابطه طولانی رابطه ی عمیق چکن خدا مهربانه چون خدا پر از از عشق و لطافته و روز به روز عشق هارو تحسین میکنم بعد محصول عشقمونم خدا میده پسر دختررر گوگول ناز خوجل نمکی نفس شیرین رویاییی شکرررت با روزی زیاد با کلی لذت با کلی سوپرایز ها و اتفاقات شیرین با دسته باز کلی ثروتم دارم راحت لدتشونو میبرم
سلام استاد عزیزم
چند روز پیش یه خوابی دیدم که خیلی جالب نبود تو خواب یه موجود عجیبی که پرواز میکرد، تو یه اتاقی بود ک من هم اونجا بودم ، ومن زمان داشتم که فرارکنم سریع از اتاق برم بیرون اما رفتم گوشیم رو برداشتم میخواستم فیلم بگیرم که به همه بگم ببین چی تو اتاقِ ، راست میگم اینم سند، اینم مدرک و فیلمش، انقدر این کار طول کشید ک آخر اون موجود عجیب تو خواب به من صدمه زد و خیلی حالم بد شد هم تو خواب هم بیدار که شدم…
اما احساس کردم یه چیزی میخواد بهم بفهمونه ، یه درسی داره، همون روز درسش رو فهمیدم اما یادم رفت جایی ثبتش کنم و بنویسم ، از خاطرم رفت کلا…
این تیکه ی فایل که شما گفتید من به استادم گفتم تو 2 روز 500 تا کامنت اومده اونم باور نکرد ، و من فهمیدم نباید خودم رو ثابت کنم، چون باورهای خودم خراب میشه، در واقع انگار آسیب میزنیم به خودمان وقتی بخوایم اثبات کنیم چیزی رو به افراد دیگه…
منو یاد خوابم انداخت، انقدر برام مهم بود ثابت کنم به بقیه که ببینید من راست میگم که آسیب دیدم از اون موجود…
و مصداقش تو زندگیه واقعیم ،تو بیداری رو هم فهمیدم، من این آموزه هارو یاد گرفتم از روز اول سعی کردم به همه ثابت کنم من راست میگم ، این راه درسته ، شما ها نمیفهمید، و باورهای خودم مشکل دار شد، آسیب دیدم … عقب موندم تو زندگی ، 4 سال اونطور که باید پیشرفت نکردم چون خودم رو منجیِ بقیه دیدم ،مسئول تغییر زندگیشان دیدم و خودم نتونستم اونطور که باید به خواسته هام برسم.
کاشکی واقعا درک کنیم که باباااااا با مردم کاریتون نباشه، سَرِت به کار و زندگیه خودت باشه!!! کاشکی بفهمیم و صحبت نکنیم با بقیه راجع به چیزی که خودمون هنوز بهش عمل نکردیم. کاشکی دنبال اثبات هیچ چیزی نباشیم و بذاریم نتایجمون ثابت کنه که ما تو مسیر درست بودیم.
سلام
خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
سپاسگزارم بابت این فایل زیبا و به طور خیلی اتفاقی هدایت شدم به این فایل خدایا شکرت
ممنون از استاد عزیز
چند روز بود که میخاستم زنگ بزنم به مادرم در رابط با یک های که به عنوان هدیه گرفته بودم سوال کنم این سگ سیاه نمی گذاشت مدام به من میگفتم مامان چی فکری میکنه خلاصه که امروز زنگ زد خیلی راحت و واقعا آسوده شدم از این هم فکری که به ذهنم خطور میکرد
خدایا سپاسگزارم بابت این هدایت
خدایا شکرت بابت این استاد عزیز و راهنمای هر لحظه ما فقط کافیه درک کنم حرف های این بزرگوار ،این دست گل هم تقدیم به استاد عزیز و همه هم فرکانسی های گرامی در پناه خداوند متعال شاد.سلامت . ثروتمند باشید یا علی مدد
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این سایت و بودن در احساس آرامش و شوروشوقی که امروز در وجودم جاری بود ،
پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و اورا سپاس میگویم .
خب و اما این فایل فوق العاده
نکات فوق العاده ای که در متن خانوم شایسته عزیز بود رو دوس دارم اول بنویسم و یادآوری کنم ،
اینکه عنوان کردن که اولین قدم برای تغییر اینه که بپذیریم که تمام اتفاقات زندگی ما در هر لحظه به واسطه باورهای ما رقم میخوره و این اولین قدم و اولین سد در مقابل نجواهای ذهنه ،وقتی که من میپذیرم که به غیر از باورهای خودم هیچ چیز دیگه ای عامل نیست و جهان فقط در هر لحظه داره باوری که دارم رو به من ثابت میکنه در رو به روی تمام بهانه ها و نشدن ها میبندم ،اما خب این یه کم ترس داره دیگه ، چرا؟؟؟چون دیگه کسی نیست که تقصیر رو بندازم گردنش و بگم عامل عقب موندن من ،عامل زندگی عاطفی اشفته ی من ،و…… این موردها یا این شخصه و مجبورم که تمام تقصیرهارو بندازم گردن خودم و فقط در این صورته که من رشد میکنم و این سازو کاریه که خداوند بر اساسش داره جهان رو مدیریت میکنه و این جمله استاد خیلی درسته در کتاب رویاها که میگه :ازنظر من شجاع ترین فرد ،کسیه که مشغولیت تمام اتفاقات زندگیشو بپذیره .
پس ما برای اینکه از این کلید استفاده کنیم اول باید بپذیریم که تمام عامل باورهای منه و لا غیر ،
استاد تو صحبتاشون گفتن که بنده خدا استاده دروغ نمی گفت و حرفش حاصل چک کردن و تحقیق و بررسی کردن چندین سایت بوده ، و این حرف درسته ،چون جهان داشته باورهای محدود کننده ای که اون استاد مدرس داشته رو بهش ثابت میکرده و الگوهایی رو بهش نشون میداده که بیشتر باور کنه که حرفش و باورش درسته ،
استاد میگه وقتی بهش گفتم 500تا کامنت اومده برام باور نکرد و….
خب چرا؟؟؟چون فرمان زندگی این شخص دست باورهای محدود کنندس وبا اون عینک داره نگا میکنه ، فرض کن به کور مادرزاد بیای از زیبایی گلستان و رنگ گلها بگی ،و این دقیقا در قرآن اومده ، مثلا فرض کنید که من فایلهای استاد رو پیش داداشم یا دوستم گوش میدم و یه شرایطیه که ما هرروز باهمیم یک تایمی و هرروز داره این فایل هارو میشنوه ،ایا فک میکنید که مثلا روز سوم و چهارم نرم میشه و تاثیر میگیره ؟؟؟نه به هیچ عنوان ،ممکنه تا ابد گوش بده و هیچ تغییری نکنه ،زمانی طرف جذب این صحبتها میشه که آمادس برای تغییر ،امادس برا اینکه یه راه دیگه بره ،یه جوره دیگه فک کنه ، خب چرا اون استاد بازاریابی یا خیلی ها هدایت نمیشن به عامل اصلی و درک حقیقت ؟؟؟ خیلی ساده چون اونا چسبیدن به دانسته ها و بهونه هاشون و به شدت مقاومت میکنن .
زور باورهای ما به هر چیزی میچربه
دوس دارم از یه تجربه بنویسم
پارسال که استارت باشگاه رو زدم
خب یه برنامه تمرینی گرفتم و بغل برنامه تمرینی سه تا مکمل نوشته بود برای استفاده که گفتم استفاده نمیکنم و همینجوری میخوام کار کنم ،با این ذهنیت که بدن من با همین غذا و تخم مرغ و سیب زمینی و مثلا همین چیزای پروتیین دار و فیله و اینا رشد میکنه و مکمل تکمیل کننده ی غذاس و وقتی غذام تکمیل باشه ،مکمل نیاز ندارم ،خب خیلی ها باورشون اینه که چیزی مصرف نکنی الکیه باشگاه رفتن و طرف با این ذهنیت میاد و خودشم میکشه تو باشگاه از بس تمرین میکنه ،اما متاسفانه داره اشتباه پارو میرنه ،ذهنیت کلا متفاوته و رشدی صورت نمیگیره .
من شروع کردم و بعد دوماه چنان بدنم رشد کرد و البته به شدت علاقه و انگیزه داشتم ،که آقا رضای گل که خیلی دوسش دارم صاحب باشگاه بهم گف ببرمت رو استیج و اینا که نرفتم ،بعده دوماه که به خاطر این نتایج دوماه باوره اینکه من میتونم طبیعی رشد کنم و هر بار حتی زورمم زیاد میشه وقتی عضله ها دارن کم کم تکاملشون رو طی میکنن ،گقتم یه برنامه دیگه بنویس و اینبار گفت که رضا مکمل استفاده نکنی ،بدنت استپ میکنه ها و اینا ،گفتم اشکال نداره و شروع کردم دوباره و نتایج بی نظیره در این زمینه ، همه بچه ها تو باشگاه میان و از تایمی که دارم میام و از چیزایی که مصرف میکنن میپرسن و من بچه هارو به زور قانع میکنم که بابا هیچی نمیزنم ،طبیعیه با غذایی که میخورم و تغذیه سالم و دوری از الکل و این چیزا و باورشون نمیشه ،!!!چرا باورشون نمیشه ؟؟؟چون مثل من فک نمیکنن ، امروز یکی از دوستان تو باشگاه بعدها مدت ها دید منو و گف فلان چیز میزنی که اسمشم بلد نیستم اینجا بنویسم براتون و گفتم نه بابا ،گف برا مسابقه آماده میکنی ؟؟؟ گفتم آره گف یعنی هیچی مکمل و اینا هیچی ؟؟؟؟گفتم نه ،از تعجب دهنش وا موند و باورش نمیشد ،چرا چون مثل من فک نمیکرد که مثل من نتیجه بگیره ،ملت دنبال یک تغییر یهویی ان و حوصلشون سر میره و نمیخوام روند طبیعی رو مثلا تو این مثال طی کنن ،
خب منم وقتی آقا رضا بهم گف که بدنت استپ میکنه ،میتونستم به هزارو یک دلیل منطقی حرفش رو بپذیرم دیگه ، یعنی ذهنم میگف که بابا این مربیه و سالها کارش و رشتش و تخصصش اینه و کلی شاگرد داره و روزی 100تا برنامه مینویسه و ……….
ولی نه به قول استاد ،درسته اونیه که به من کمک میکنه ،اون چیزی درسته که یه من کمک میکنه تمام شد و رفت .
و این باور هی داره تقویت میشه و خدارو صد هزار مرتبه شکر بابت صبر و استقامت و اراده و تعهدی که به من عطا میکنه تا ادامه بدم ،در مسیر توحید و یکتاپرستی و احساس خوب
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
باسلام خدمت استاد عزیز ومریم شایسته گرامی که بیشتر جاها الگویی کامل هستن برای من
مدتی هست نه چندان زیاد که تصمیم گرفتم روی فایل های باورهای ثروث ساز کارکنم وتمرکزی پیش بروم
کامنت ها هر فایلی رو بخونم وخودم هم در اون فایل کامنت بگذارم
باشد که ردپایی از خود گزاشته باشم وروند تکاملم را بیان کنم
امروز این فایل رو شنیدم ودیدم که استاد در مورد تحسین کردن دیگران صحبت کردن وقتی به خودم فکر کردم دیدم که من هم می توانم وقتی پیشرفت کسی رو می بینم تحسین کنم وبراش آرزوی موفقیت های بیشتر را داشته باشم
چون سعی دارم باور کنم که وقتی برای اون شده برای من هم می شود وبا تحسین کردن راه رسیدن به خواسته ام را هموارتر کنم درسته بعضی وقت ها حس حسادت در من ایجاد می شود ولی می توانم به جد بگویمکه درصد ماندن در این حس 1٪ شاید باشد وبا کنترل دهن سریع به حالت خوب میرسم
در مورد باور کردن خواسته ها واجازه ندادن به اوامل بیرونی وشرایت می خواهم مثالی بزنم
در کتاب رویا هایی که رویا نیستن استاد در فصل اول این تمرین رو داده بودن که خواسته هایی که دارید را با جزییات کامل بنویسید که زمانی که پولدار شدید دوست دارید برایتان اتفاق بیوفتد ومن شروع به نوشتن چنتا از خواسته هایی که دوست دارم کردم با جزییات
یکی ازاین خواسته ها این بود که دوست دارم دندان هایی تمیز سالمومرتب داشته باشم هروقت کسی را می دیدم که دندان های سالم ومرتب دارد مثل دندان هنر پیشه ها سفید لمینت شده شکر می کردم ومی گفتم شده برای من هم می شود خودم را تصور می کردم با دندان های مرتیب جلوی آینه ویک لبخند زیبا یک روز اتفاقی دندان درد گرفتم و مجبور شدم دندانم را بکشم چون قبلا درست کرده بودم وکلا از بین رفته بو د نمی شد نگهش داشت کمی افسرده شدم گفتم خدایا از توخواستم دندان هایم را درست کنی پس چرا بی دندان شدم ولی تونستم کنترل ذهن کنم گفتم ایمپلنت می کنم حالا این خوتسته ها در صورتی بود که پول هم نداشتم روزی همسرم که نگو اتفاقی دفتر خواسته های من رو خوانده بود به مسخره گفت که می خوای دندان هاتو درست کنی چطوری
گفتم میبینی که شروع شده حالا چطور منی که می خواستم دندان هایم را درست کنم کشیده بودم
کمکم یه سری اتفاق ها می افتاد که من را مجبور می کرد که به دندان پزشکی برم یه روز به خوا گفتم خوایا من به دندان پزشکی میرم دندان هاهم داره درست میشه ولی پولش سخت گیر میاد اول پولشو بریز توحسابم بعد برم باورتون نمی شه چند وقتی بود که همسرم بهم قول پول میداد و می گفت دعا کن پول دستم بیا به تو هم میدم ومن هم از خدای رزاقی که ساخته بودم درخواست می کروم پول به دستش میرسید اما به من نمی داد چند بار این اتفاق افتاد ومنی که بغیر خدا روی قولی که داده بود همسرم حساب می کردم وپول به دستم نمی رسید یک رو یه شرک بزرگ تووجودم پیداکردم اون هم با حرفهایی که برادرم زد آخه ما باهم تو این راه توحیدی هستیم وساعت ها در مورد قانون وخدا با هم صحبت میکنیم
خدای من قدرت رو از خدا گرفته بودم وداده بودم به همسرم وتی چه شکر بزرگی
شب که از پیش برادرم امدم خانه به درگاه خدا توبه کردم واشکها ریختم منی که به ظاهر توحیدی بود م ودم از خدا می زدم تواعماق وجودم شری داشتم قدرت به غیر چند روز بعد از اون شب همسرم ودوباره به من قول پول داد اینبا دیگه فرق می کرد دیگه روی حرفش حساب نکردم قدرت رو دادم به خدا وگفتم خدایا روزی رسان توی اگه این پول مال من باشه روزی من باشه به من میرسه وتمرکزم رو روی گوش دادن به فایل ها گزاشتم ودیگر به قولی که همسرم داده بود فکر نکردم باورتون میشه خداوند پاسخ داد پول به حسابم واریز شد اینبا با توکل با ایمان به خدا
الان چند ماهه که دارم دندان هایم را ورست می کنم پول از قبل خدارو شکر توحسابم هست وبه راحتی درحال درست کردن دندان هایم هستم وطی کردن تکامل وباور به این که خواسته ها داده می شود به قدر ایمان به قدر یقین به قدر پاکی دل
این درخواست من یکی از چند درخواستی بود که نوشته بودم اید دارم کباور اینکه وقتی این شده پس اون یکی ها هم می شود یه قدر کنترل ذهن
این رد پای من در این فایل که این مسیر ادامه دارد تا رسیدن به ثروت
باشد که به تعهدم در گوش دادن دادن به فایلهای باورهای ثروت ساز هرچه بیشتر خدارو باور کرده وبه ثروت های هم مادی وهم معنوی برسیم
آمییییییین
به نام رزاق هدایتگر سلام سمیه جان بهت تبریک میگم بابت درست کردن دندان هات.
تحسینت میکنم که به آنچه که از قانون درک کردی عمل میکنی و سعی میکنی مسائل رو از آن زاویه نگاه کنی.
بحث دندان شد من به خاطر شرایط ام ده دوازه سال پیش باید تمام دندانهام رو درست میکردم و وضعیت مالی خوبی نبودیم خدا هدایتم کرد به سمت پزشکی که تمام دندانهام رو بدون گرفتن پولی درست کرد.
پارسال دوباره یک سری از دندانهان باید درست میشد رفتم پیشش وضعیت جسمانیم شکر خدا زمین تا آسمان فرق میکرد شروع کرد درست کردن دندانهام، بدون این که من حرفی بزنم خود دکتر هر دندان که کار میکرد میگفت نصف بقیه حساب کنم تازه پول رو کامل نمیدادم هر جلسه نصف پول باورم چی بود؟ با خودم گفتم دوست دارم خدایا این سری که پیشش میرم با عزت پولم رو بدهم حالا من قرار بود یک دندان درست کنم پول نداشتم اما رزاق پول آن دندان و دندانهای بعدی رو جور کرد جالب بود بابام از بنده خدایی پول میخواست نمیداد هر سری که من میرفتم دندان پزشکی پول رو میریخت یعنی یک هم زمانی عالی بابام میگفت نمیدانم جریان چیه هر سری این موقع پول میرزه.
این پزشک در بالاترین قسمت شهرمون مطب داره و آدم باشخصیتی و محترمی هم هست،الان انقدر کارش تمیز و درست هست جای دیگه نمیریم همه ما پیش خودش درست میکنیم با این که جاهای دیگه هست که با هزینه کمتر و اقساط و چکی و… درست میکنند.
نکته جالب که هر کی دیگه میاومد کامل پرداخت باید میکرد اما من نه و این فقط به لطف رب رزاق هست.
تازه به لطف رزاق یک دفعه اش توانستم با پس اندازی که جمع کرده بودم بدهم.
خدایی خیلی کیف کردم باورم این بود که نباید هیچ قرضی به کسی داشته باشم.
ممنون ام از مثالی که زدی باعث شد به یاد بیارم رزاقیت ربم رو.
خداجونم برای دستهایی که میفرستی بی نهایت ازت سپاس گزارم.
شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.
رب العالمین پشت و پناهت
یاحق.