این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مینویسم برای اینکه به خودم ثابت کنم من لایقم بدون قید و شرط لایق خوشبتی در همه ابعاد و لایق استفاده از بهترین و با کیفیت ترین خوراک و پوشاک ،ماشین،بهترین کشور برای زندگی و بهترین ادمها برای رابطه برقرار کردن…
خدایا ازت ممنونم بخاطر اینکه یهو هولم دادی که این کامنت رو بنویسم چون خودم بهتر از هرکسی میدونم که این اسنارت دوباره کامنت نوشتن چه برکت هایی رو وارد زندگیم میکنه و بقول استاد عزیزم چه درهایی رو برام باز میکنه..
خدایا ازت سپاسگزارم بابت هوای امروزکه بینظیر بود واقعا.. و من 7صبح تازه ترین اکسیژن موجود در ایران رو ..در مسیر پیاده. وز پارک جنگلی چیتگر تهدان وشاید بگم تاره ترین اکسیژن جهان رو پر بیراه نگفتم استشمام کردم خدایا ازت ممنونم وبینهایت سپاسگزارتم بابت نعمت سلامتیم که میتونم راه برم حرف بزنم ببینم بشنوم لمس کنم بو کنم و هراران نعمتی که مدارم اجازه درک کردنشو نداده و قراره بزودی با بالارفتن مدارم و فزرگتر شدن ظرفم پرده از جلو چشمم کنار بره و بیشتر و زیبایی ها و نعمت هاتو ببینم و سپاسگزازت باشم..
خیلی خوش بحالمه..ایموجی چشمک که یهو هولم دادی و گفتی بنویس زیر همین پست کامنت بنویس از قلبت بنویس از حست بنویس تا یخت باز شه و یه شروع مجدد پرقدرت و به امید خدا متداوم رو تو سایت شروع کنم که دوباره اون حس دلخواه سپاسگزاریمو بدست بیارم چه با نتایج عالیم و چ موقعی که تو مسیر رسیدن به اون نتایج هستم…
خدا هزارن مرتبه شکرت بخاطر تمام زیباییهاتت و تمام نعمت هات…
به لطف خدا در روز بیست و چهارم این سفر جادویی هستم و به وضوح میبینم تغییر در باورهایم و تعهد بدون مذاکره ام در عمل به قانون بدون تغییر خداوند و حفظ حال خوبم رو در هر شرایطی و البته دریافت هدایتهای خداوند رو که هر لحظه واضحتر میشن و جسارتم در بیشتر عمل کردن به هدایتها و نتایج کوچک و بزرگ دیگری.
که همه ی اینها به خاطر این است که با این سفر زیبا و با تعهد خودم در عمل به تمارینش ، تکاملم را خیلی بهتر طی کردم و سرعتم هم در کامل شدن باورهام و در نتیجه ساختن زندگی دلخواهم خیلییی بیشتر شده ، به لطف الله یکتا و آموزشهای استاد عزیزم
من در این فایل چند نکته یافتم که برایم خیلییی بُلد شدن:
اینکه استاد برای رسیدن به هدفهاشون مثل اینکه در شش ماه سایتشون رتبه ی اول سایتها رو به دست بیاره چهار تا کار رو انجام دادن که به نظرم برای رسیدن به همه ی هدفها باید طی شوند، که آن کار ها عبارتند از ، داشتن هدف، ساختن باور درست درباره ی هدف مورد نظر ، طی کردن تکامل در اون زمینه با صبر و تجربه و زدن به دل ناشناخته ها و چالشها و نترسیدن از تغییر و اینکه هر ایده ی عملی که به آن هدایت شویم را انجام دهیم مثل اینکه استاد رفتن کلاس طراحی سایت.
و نکته ی بعدی این بود که وقتی با دیگران بحث کنیم به خصوص برای اثبات درستی قانون ، در اصل داریم باورهای خودمون رو ضعیف میکنیم. همانطور که استاد با استادِ کلاس طراحی سایتشون درباره ی تعداد کامنتها بحث نکردن.
و نکته ی بعدی که بسیار مهم هست و استاد در فایلی که درباره ی سوره ی انشراح هم توضیح دادن اشاره کردن ، این بود که،
قبل از اینکه به هدفمون برسیم در هر زمینه ای ، هدف بعدی رو برای خودمون و ادامه مسیر موفقیت تعیین کنیم تا این مسیر تداوم داشته باشد و اینطور نباشد که به یک هدف که رسیدیم دیگه ادامه ندیم و در جا بزنیم و کم کم پسرفت کنیم.
من باور دارم ، وقتی یک کاری رو یکنفر تونسته انجام بده ، منم میتونم
چون من هیچ فرقی با اون ندارم و هر چیزی که برای موفق شدن لازم دارم همین حالا دارم.
من باور دارم که همه چیز باور هست به شرط ایمان و استقامت و باور کردن اینکه میشود.
من باور دارم خدایی که درون من و همراه من هست و جواب همه ی سوالها رو میدونه و علم همه چیز و داره همه ی کار ها رو برای من میکنه
من در دوران تحصیلم همیشه شاگرد اول مدارس شهرمون بودم. یعنی در مقطع تحصیلی من در تمام مدارس شهر هیچکس از من بالاتر نبود و حالا که به این فکر میکنم میفهمم که برای این بوده که من اونموقع باور داشتم که بهترین هستم و هیچکس نمیتونه از من بهتر باشه و من بسیار باهوش و درجه یک هستم و بینظیر و البته درس هم عاشقانه دوست داشتم وازش لذت میبردم.
و کریستیانو رونالدو رو که رصد میکنم ، میبینم که میگه مهمترین کار برای موفقیت و پایداری موفقیت ،،، باور ،،،،، هست و بسسسس
و خودش هم همیشه باور داره که نامبر وان هست.
و برای همین هم هر جای دنیا که بره همیشه نامبر وان و درجه یک هست.
و همه ی آدمهای بزرگ و بچههای سایت خودمون که موفق شدن وقتی زندگینامه شون رو میخونیم مهمترین علت موفقیتشون باورهای درستشون هست. همه ی اینها نشون میده که باورررر تنها و مهمترین عامل برای رسیدن به همه ی خواسته هاست و چه خبر خوشیییی!!!! و عاشقتم استاد جان که همیشه اینقدر خوش خبری.
مثل آقا رضا عطار روشن که وقتی باور میکنه از کار اینترنتی میتونه درآمد بسازه واردش میشه و چقدرررر زیبا هدایت میشه و بدون عجله یا رقابت یا مقایسه ، مسیری رو که هدایت میشه طی میکنه و موفق میشه و باور میکنه کسانی که نیاز به فایلها دارن وارد کانالش میشن و همین اتفاق هم میفته و واقعاااا تحسین بر انگیز هست.
یکی از نکته ها ی زیبایی که مریم بانو در کامنتشون برای این روز از سفر نوشتن این بود که : داستان زندگی تک تک ما ، داستان باورهای ماست.
که باید با آب طلا نوشته بشه و همش جلوی چشمممون باشه. که در عین سادگی ، کتابهاااا حرف داره.
خلاصه که بسیار عالی بود و لذت بردم و درس گرفتم و به لطف الله و هدایتها و مهربانیهایش عمل میکنم و به زودی با ساختن باورهای درست و ایجاد نتایج بزرگتر میام و براتون کلی حرف میزنم.
فقط به خدا و قوانینش و سخنان گهر بار و آموزشهای استاد جان اعتماد داشته باشیم و عمل کنیم و بدونیم که برای ما هم میشه ، قطعا و یقیناً
بازهم شکر خدا برای این مسیر روشن و سبز و هموار و برای استاد عزیزم و شما اعضای خانواده ام
آگاه باشید که قطعاً بر اولیاى خدا، نه ترسى است و نه اندوهگین مى شوند.
آنان که ایمان آورده اند و شیوه ى آنان پرهیزکارى است.
من با افکارم و باورهایم اتفاقات زندگی ام را خلق می کنم .
اگر این مطلب را بپذیریم کل ماجرا حل میشه، یعنی این من هستم که باعث میشم زندگی شاد و سلامت داشته باشم یا خلاف آن
اما چطور ؟
اصل تمرکز وقتی در طول زندگی به مسائل منفی و حوادث ناگوار تمرکز کنیم خوب در حالت استمرار سگ سیاه قوی تر میشه و اوضاع را خرابتر می کنه .
بنابراین من آگاهانه چیزهای خوب می شنوم و می بینیم و در مورد خواسته های خودم صحبت می کنم و به زیبایی ها ی اطرافم توجه می کنم از صدای یک پرنده لذت می برم ، از خنده یک بچه شاد می شوم از بارش باران ، فراوانی را احساس می کنم که ثروت و نعمت بیشتر از نیار بشر هست و روز به روز هم داره زیادتر میشه ، برای آینکه به احساس خوب برسم ورزش می کنم پیاده روی می کنم خودم را به یک رستوران دعوت می کنم و غذاهای خوب می خوام واای آخر………
می بینیم هزاران راه برای شاده زیستن هست و همین مسیر توحید ی را ادامه می دم.
نمیدونم کامنت من ربطی به این موضوع داره ولی دلم نیمد نگم،روزی که میخواستم ادامه تحصیل بدم تو دوره کارشناسی تقریبا از بقیه بزرگتر بودم ،ذهنم اومد گفت آخه دیگه تو این سن؟!!
ولی من فقط جلو رفتم ،ارشدمم گرفتم،زمانیکه میخواستم ورزشموشروع کنم دوستام اومدن گفتن بابا این ورزشا دیگه مناسب سن مانیست(کراسفیت) من بعداز حدودسه سال به هیکل به انرژی و نشاطی رو که تا امروز تجربش نکرده بودم رسیدم اینم شد،خوندن زبان انگلیسی ذهنم اومد گفت دیره فقط باید بری یه کشور دیگه تو محیط ولی اینم شد نه خیلی عالی ولی خودم راضیم میتونم ارتباط برقرار کنم خیلی مثال دارم .. درحال حاضر نزدیک یکساله که یه حرفه رو یاد گرفتم و بهش علاقه دارم همون ذهن چموش اومد گفت بابا دیگه دیره تو تازه رفتی یه شغل جدید انتخاب کردی؟!! با تمام و جودم میدونم واسه اینم وقت هست واسه ثروتم وقت هست چرا قلبم میگه؟! چون وقتی خواسته ای دارید و هدف میزارید و میخواید که اینم تجربه کنید اون دوباره طلوع خورشید رو بهتون هدیه میده،میدونم همینه و چیزی جز این نیست
من بعد دو سال تازه فهمیدم اینهمه که شما میگین باور میگین قانون ثابت اصلا تاحالا میگفتم میدونم ولی الان فکرمیکنم هنوز تو این راه پیش دبستانی ام
تازه فهمیدم من وقتی میخوام یه مسئله ی فیزیک یا ریاضی رو حل کنم خب یه فرمول داره اگر مسئله رو درک کنم فرمول رو بلد باشم راحت اعدادو میذارم تو فرمول و بنگ …پاسخ مسئله به راحتی اب خوردن ظاهر میشه
خب این جهان ما بر پایه ی فیزیک و ریاضی بنا شده من خودم عاشق مستندهای علمی هستم و همیشه نگاه میکنم و میدونم جهان مابر پایه ی علم ریاضی و فیزیک خلق شده ریاضی ساخته و ابداع بشر نیست ریاضی در این جهان کشف شده پس یعنی چه بخوام چه نخوام وجود داره و جهان ما رو این پایه استواره
خب پس انگار ساده شد من باید فرمول رسیدن به خواسته هامو بدونم و فرمول ها یه چیز عجیب غریب نیستن اتفاقا فرمول های اصلی بسیار ساده هستن و باید این فرمول هارو بدونم
حالا من خودم همیشه تو درس ریاضی و فیزیک حیرون بودم میدونستم که فرمولی هست و بلدم بودم ولی این جایگذاری رو نمیتونستم انجام بدم و انقد بالا پایین میکردم انقد ور میرفتم و از راه های سخت و پیچیده حل میکردم که اخر سر جوابو پیدا میکردم البته نه همیشه ولی پدرم درمیومد
درسته فرمول اینه احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه کانون توجهت اتفاقات زندگیت رو میسازه ولی هنوز بعد دوسال استفاده از اموزه ها و این سایت و حضور هر روزم تو این فضا یاد نگرفتم این فرمول هارو چطوری استفاده کنم
و مثل قدیمها
همش از راه های سخت میرم و لقمه رو دور سرم میچرخونم و پدرم درمیاد تا به جواب برسم
درود و صد درود بر شما که باورهای ناب را در ما ساختید. من از کودکی در ضمیر ناخودآگاه خودم همیشه بر این باور بودم که روزی همسری خواهم داشت که از هر نظر بینظیر باشد، چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن. جالب است که همیشه فقط و فقط این نظر را در مورد همسرم داشتم، نه دوست پسرم، نه پارتنرم، نه هر نوع دوستی دیگری که با جنس مخالف باشد. سالها و سالها تجربههای ناموفق و حتی دردناکی را با افراد متفاوت داشتم، دردها و رنجهایی که گاهی تا مغز استخوانم را میسوزاند و گاهی در تله غم و هجری نامحدود فرو میرفتم. تا زمانی که با همسرم آشنا شدم. یک سال پس از آشنایی به من پیشنهاد ازدواج داد و خلاصه بعد از حدود دو سال ازدواج کردیم. این اولین ازدواج رسمی من در سن 50 سالگی بود.
از آنجایی که چهره و اندام متناسبی داشتم و به شدت اهل مهمانی و خوشگذرانی و اجتماعی بودم، قبل از آن بینهایت دوستیهای رنگارنگ را تجربه کرده بودم، ولی هیچکدام مثل همسرم تا این اندازه منحصر به فرد نبودند. من با گوش دادن به فایلهای شما متوجه شدم دلیل اصلی این بوده که همیشه باور داشتم اگر روزی ازدواج کنم، شوهری خواهم داشت که از هر نظر ایدهآل باشد. شاید اگر به جای شوهر، پارتنر یا دوست پسر یا هر چیز دیگری میگفتم، همین اتفاق میافتاد. این کدی بود که من ندانسته به کائنات داده بودم و واقعاً نمیدانم چطور توضیحش بدهم. نه اینکه دوست پسر یا پارتنر بد باشد؛ به نظر من هر همراهی که بتواند تو را خوشحال کند و تو حال خوبی با او داشته باشی، خوب است. حتماً نباید اسم شوهر یا همسر روی کسی بیاید که بتواند همراه کامل و خوبی برای تو باشد. من به اشتباه یا شاید به درستی این کد را داده بودم که روزی همسری خواهم داشت که از هر نظر عالی خواهد بود: خوشقیافه، باوفا، انسان درستکار و … و دقیقاً همین اتفاق افتاد. تا قبل از ازدواج هر کسی در زندگی من می آمد یک مسئله ای داشت که نمی توانست اون آدم بی نقص باشد یا شاید برای من بی نقص بود ولی او نمی توانست مرا آدم ایده آل خودش ببیند.
بى گمان، کسانى که گفتند پروردگار ما خداست، سپس [بر عقیده یشان] ایستادگیکردند ،[هنگام مرگ] فرشتگان [با بشارت] بر آنان فرود مىآیند به اینکه:نترسید وغمگین نشوید و به همان بهشتى که وعده داده مىشدید، شادمان باشید…
و یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز (با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن.
……………………………………………..
دوستت دارم پروردگارم
دوستت دارم قرآن عزیزم
دوستتون دارم استاد عباس منش توحیدی عزیزم و خانوم شایسته جان مریم جان نازنین و تحسین برانگیز
الهی صد هزاران بار سپاس برای این فایل نشانه ام ک سراسر برایم درس توحید و بود و دوری از شرک و دنباله روی نکردن از جامعه الهی صد هزاران بار سپاس.
هرچقدر ک در اطرافیان انسان های موفق رو بررسی میکنم مخصوصا اونهایی ک مهاجرت کردن هیچ کسی هیچ احدالناسی هیچ بشری تا به حال مثل شما نبوده استاد نتایج شما یک چیزی فراتر از تصورات آدمهای عادی هست چرا؟ چون قدم به قدم طبق قانون قرآن دستورات الهی حرکت کردید عمل کردید بها پرداخت کردید جهاد کردید تقوا کردید و ادامه دادید و این چنین خودتون رو ساختید این دنیا رو ساختید و آخرت رو ساختید برای خودتون در واقع آخرت رو پیش پرداخت کردید برای خودتون این چنین زیبا بدست آوردید توحید رو و پیشاپیش بهای آخرت رو هم پرداخت کردید پیش پرداخت کردید این در تصورات آدمهای عادی نمیگنجد…
واقعا همه چیز باوره و من باید بینهایت متفاوت باور کنم و ادامه بدهم مسیرم رو دقیقا مثل شما استاد مثل سایت اموزشها و مخصوصا نوشتن رو بینهایت جدی تر بگیرم این یعنی جدای جامعه عمل کردن و نتیجه گرفتن چون همه مثل هم فکر میکنند و باور میکنند و تمام زندگی رو گره زدن به عوامل بیرونی در واقع همه مثل هم هستند و زنده گانی میکنند اما مسیر توحید یکتا پرستی و اموزشهای مقدس سایت بینهایت فراتر و بینهایت متفاوت تر هست و نتایج هم بینهایت غیر قابل باورتر خواهد بود پس من باید متعهدتر باشم بیشتر باور کنم بیشتر بها پرداخت کنم و بیشتر جهاد کنم همین اموزشهای به ظاهر ساده رو باید با پوست گوشت استخوان باور کنم بخدایی ک میپرستم قلبم گواهه ک طوری نتیجه میگیرم و رشد میکنم ک در عقل وتصور و باور آدمهای عادی نمیگنجد این رو قلب من میگه با تمام وجود مثل همین الان ک آنچنان رشد کردم و شخصیت و خط فکری ام طوری عوض شده و طوری عمل میکنم ک حتی قدرت فکر کردن بهش رو هم ندارن یک دختر جسور قوی زرنگ توحیدی قاعم به ذات درخشان و همه و همه از آن اوست و اعتبار به اوست و من تسلیم ترین هستم در مقابل درگاه معبودم…
الهی امین یا رب.
من متعهدترم با تمام وجودم متفاوت تر باور کنم و مدام تکرار کنم میشود آری میشود به همین راحتی ک خورشید طلوع میکند و غروب میکند و تغییرات به آرامی رخ میدهد و میشود و میشود و من ایمان دارم ک میشود به تغییرات طبیعت نگاه میکنم و الگو برداری میکنم و به ذهنم منطق میدهم ک میشود…
عاشقتونم استاد عباسمنش عزیزم شما یک نتیجه مافوق تصورات بشری هستید روز به روز بیشتر ایمان میارم به این موضوع و خانوم شایسته جان عزیزم بینهایت تحسین میکنم
گفتند: «آیا حق را براى ما آوردهاى یا تو از شوخىکنندگانى؟»
سلام به عاطفه نوری عزیز و بزرگ قلب و ثابت قدم و دختر قهرمان و تسلیم شونده….
عاطفه از صب تا الان هر کامنتی که میخونم ایه 55 انبیا برخورش…
استاد داره بشارت میده که اقا قانون اینه قانون همینه همینننننننننننننننننننن
تکرار استمرار ایمان توحید و توحید و توحید….
از خدا میخوام که مارو تویه مسیر ثابت قدم نگه داره و ثابت قدم بمونیم و با گوشت و استخونه این اگاهیارو وحی بدونیم از طرف رب نازنیمون و اجرا کنیم تویه زندگیمون الهی امین…
ما انسانیم و خطا کار و فراموش کار از خودش میخوام که یه وقتایی که از مسیر خارج میشیم این صدای الارم اینقدر بلند باشه که سری برگردیم به مسیر و با عشق و باعشق ادمه بدیم و در رکاب استاد که دستی از دستان خداونده قدم برداریم…
عاطفه در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
الهی که آنچنان عشق مودت رحمت برکت در زندگی شما موج بزنه که هرلحظه سر به سجده ی شکر بگذارید و اشک بریزید و حمد و سپاس رو به جای بیاورید خیلی زوج زیبا توحیدی و بینظیری هستید الحمدلله رب العالمین بابت این عشق مودت و زیبایی شما در کنار یار بهشتی شما چقدر زیبا چقدر تحسین میکنم و چقدر تبریک عرض میکنم الهی صد هزاران بار سپاس و این رو وظیفه ی خودم میدانم تبریک عرض کنم تحسین کنم و عاشقانه خالصانه از صمیم قلبم دعای خیر برکت و رحمت بینهایت الله رو براتون داشته باشم به اندازه قطره های باران بی حد و حساب من حیث لا یحتسب…
الهی که عاقبت به خیر باشید و مانا در راه توحید و عشق الهی هرلحظه هر نفس هر قدم هر نگاه این عشق مودت شما قوی تر و پر برکت تر باشه و ماندگار الهی امین خدای بزرگ…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این کامنت و نشانه ی الهی الحمدلله رب العالمین…
هر وقت با خدا حرف میزنم سجده میکنم دعا میکنم وبه اتصال عمیق میرسم بدون شک خداوند شاهده یک نشانه ای از راه میرسه مثل همین الان و چه نشانه ای قوی تر و توحیدی تر از این کامنت مقدس شما برادر توحیدی گرانقدر…
همین الان در حال نگاه کردن به آسمان و تحسین کردن و دعا کردن بودم و یک جمله ناخودآگاه گفتم«« گفتم خدایا اگر قبلا شک داشتم بهت الان دیگه یک درصد هم شک ندارم پروردگار»»
و بعد هم هدایتم به این کامنت و آگاهی…
بینهایت از شما برادر گرانقدر سپاسگزارم و تحسین میکنم و دعای بینهایت خیر و برکت و رحمت دارم براتون در کنار یارتون خوش بدرخشید
اوست که زنده مىکند و مىمیراند و همه به سوى او بازمىگردید.
سلام به عاطفه جان نوری و بزرگ قلب و نورانی…
عاطفه خانوم برای این کامنت زیباتون ازتون خیلی خیلی ممنونم و سپاس گزارم…
عاطفه خانوم شما بینهایت فوق العاده هستی…
چقدر این صد در صد اعتماد عالیه که به رب داشت باشیم اونموقع اصن از چیزی نمیترسیم اونموقع جهااان و تمام موجوداتش مسخره ما هستن انموقع هست که دیگه میشی یک ابراهیم …
الله اکبررر..
خدایا بیتهایت شکرت بینهایت سپسا از تو الهی شکرت رب من شکرت خداجون برا یهر دم نفس کشیدنم الهی شکرت…
در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
خداونداسپاس گذارشما هستم اینکه فرصت داشتم تانظرخودم رابه دوستان ارائه بدم
درودوقت بخیر خدمت استادعباس منش وخانم شایسته ودوستان هم مسیر
استادبنده چن ساله تهران زندگی میکنم قبل ازاینکه تهران بیام درشهرستان مغازه موبایل ولوازم جانبی داشتم وزمانی این کاروشروع کردم مغازه بسیاربروز ومدرن آغاز به کارکردم اما متاسفانه ازنظر درآمد جواب نمیداد به جایی رسیده بود ازجیب همش خرج میکردم وهمچی سخت میگذشت البته سال آخرشهرستان بودم یه مقداردرآمدبهترشد تااینکه یه روز داداشم گفت بیا تهران یه کاربا درآمدخوب واست پیداکردم بیا ببین اگردوست داشتی بیایی تهران زندگی کنی ومن رفتم وکارو دیدم اما این کارو نتونستم قبولش کنم انرژی زیادازشخص میگرفت وهمچنین جایی برای پیشرفت نداشت شغله کارخانه تولیدشیشه وبلوربود همین که مجددمیخواستم برگردم شهرستان تصمیم گرفتم شغل خودم روبیام تهران ادامه بدم استاداون زمان تازه باسایت شماآشناشده بودم وفایل های رایگان شمارو گوش میدادم خلاصه برگشتم شهرستان اینکه مغازه رو واگذارکنم دراین موقع چن پیشنهاد وسوسه انگیزتوشهرستان بهم شدولی بازگفتم نه من میخوام برم تهران ادامه بدم بعضی ازاقوام ودوستان میگفتن تهران اگردرآمد خوبه همین طورهزینه ها بالاست وگرونیه یه جور به نظر موافق نبودن من بیام تهران ولی من تصمیم رو گرفته بودم وکارهارو انجام دادم اومدم تهران شغل خودم رومجددشروع کردم وادامه دادم والان درآمدم چن برابرشده وخیلی راضی هستم همچنین میگفتن تهران هزینه بالاست وگرونیه ولی همچین چیزی وجودنداره نسبت به شهرستان خیلی ارزون تره وهمچنین بروزتره
خداوند سپاس گذارهستم اززندگی عالی دارم وروز به روز عالی تره وهمچنین ازشما استادعزیز تواین چن ساله آموزش های شما خیلی بهم کمک کرده ومسیرزندگیم رو تغییرداده ازخداوندآرزوی سلامتی وموفقیت برای شمااستادعزیزوخانم شایسته رودارم
امروز برلی بار چندم با خودم عهد کردم که شروع کن واین همه خستگی ودرد وحال بدی تبدیلش کنم به زندگی،
میخوام جهاد اکبر راه بندازم برای خودم فقط خودم ،میخوام با حامی ،وکس زندگیم ،رب خودم شروع کنم،هرروز درصلح بودن .
اینها حرفهایی بود که امروز از سایت برای هزارمین بتر از فایلهای مختف شنیدم،وباخودم گفتم ،ببین تو 4تا دوره استاد گرفتی ،فقط گفتی زودتر بخرم تا زودتر عوض بشن برسم به اوج،خیلی خیلی فایل رایگان گوش دادی ،ولی نتیجه؛
هنوز مشکلات اصلی سرجاشه،وبه خواسته هات نرسیدی،چرا نمیشه،…..که تو یه فایل امروز از استاد شنیدم،که سالها اره من 36سال با ذهنی کاملا منفی گرا شب وروز کردم وروزو شب ،چرا متوقع ام با6ماه همه چیز حل بشه،بعدشم )از وقتی شروع به نوشتن کردم همش بهم میگه)تو ارامشت بیشتر شده دختر تو این 6ماه البته کاملا تکاملی ،اگه هروز حالت بد بوده ،الان حال بدت در هفته رسیده به دوالی سه روز ،اونم نه مداوم ،دو سه ساعت که از ناظر بودن به ذهنم درمیام باهاش همگام میشم یه دفعه به خودم میام ،میگم وای تعهدم شکستم واخرین بار دیروز بود ،بعدش دیشب ولی دیگه میخوام به خدا برسم،چیز دیگه ای که بهش رسیدم هنوز خیلی جا داره،بزرگی خدا ،توکل بهش ،نماز،قران همه وهمه اش لق لق زبانم بوده ولی الان تازه فهمیدم من اصلا ایمانی نداشتم.فقط میگفتم خدا کافیه اما به محض تضاد گوشی برمیداشتم به این اون زنگ میزدم ،بیایین کمک این شده وان…….
وای برمن ،براستی که من خودم به خودم بی نهایت ظلم کردم ومزه نعمتهای بی شمار خدارو ندونستم.
مریم جان ، استاد به خاطر تهیه این فایل و نوشتههای در صفحه و در قسمت سفرنامه قبل هدایت شدن به صفحات خیلی عالی و کمک کننده هست برای درک بهتر فایل بی نهایت متشکرم
برای همین دوست دارم دوباره در کامنتم قسمتهایی که برام مهم بود و مسیر رو واضح تر می کرد بیارم و با مرورش به خودم کمک کنم
آخه چطور یعنی باور ندارم بشود برای همین هم راهیم بهش نشان داده نشده که بشود.
تجربه خودش و آدم هایی که در مدارش بودن نشان داده که پول درآوردن سخت است. و برای همین پذیرش این که میشود درآمد میلیاردی کسب کرد براش سخت هست.
باورهات درست کن و در ذهنت خواسته رو بساز و مهارتهای لازم براش یادبگیر مطمئن باش که میشود.
من در مداری وارد میشوم وقتی باورهام درست کنم افرادی که در آن مدار هستند سوالاتی دارند و منم پاسخی و جهان ما رو به وصل میکند و کار خاصی لازم نیست انجام بدهم و پوست خودم رو بکنم جهان این کار برام انجام میده چون قانون و قاعده جهان هست.
وقتی باورهات درست کنی وارد مداری میشی که ایدههای عملی بهت گفته میشه برای رسیدن به خواسته هات ، شرایط ک موقعیت فراهم هست در آن مدار در واقع تو باید یادبگیری از مداری که هستی یک پله بالاتر به مدار بعدی بری.
یک چیز نداری میخوای داشته باشیش تنها راهش این که باورهات درست کنی
چه جوری؟
اولین قدم پذیرش عمیق این که تمام اتفاقات زندگیم خوب و بد رو خودم با افکارم و فرکانسم خلق کردم
حس حسرت به تحسین و حس نیازمندی رو به سپاس گزاری تبدیلش کن.
به نتایج افراد از دید قانون نگاه کن. یعنی اطرافیانت شرایط خوبی ندارن به باورهاشون نگاه و علت نتایج به باورهاشون ربط بده.
فرد نتایج عالی گرفته به باورهاش نگاه کن و نتایج به باورهاش ربط بده تا ذهن یادبگیر تحلیل و تجزیه درست رو و باور پذیر بشه براش که تنها راه رسیدن به خواستهها ساخته باورهای درست هست و نه هیچ عامل بیرونی دیگه. که تو خالق و طراح زندگیت هستی و نه هیچ فرد دیگری.
وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغیر باورهایت نداری
وقتی قبول کنی که شرایط نادلخواه زندگیات نه بخت و اقبال بد توست و نه خواست خداوند، بلکه تماماُ در کنترل خودت است و به دست باورهای خودت ساخته شده، این امید در دلت ساخته میشود که:
پس میتواند به دست خودت هم تغییر کند.
اما اگر بپذیری که شرایط تو به دست دلار ساخته شده، امیدی برای تغییر شرایط نداری چون توانی برای کنترل دلار نداری. سپس
تغییر آنچه که بپذیری خودت آن را بهوجود آوردهای، بسیار آسانتر و امکان پذیرتر از آنچه است که، فکر میکنی نقشی در ایجادش نداشتهای
مثال: یکی از اقوام پیگیر صفحات افراد فال گیر و …. هست باورش این که بختش رو بستن، یک سری افراد در تلاش هستند دیو و جن و …. که یکی از پیامبران زندانی کرده آزاد کنند و همه چی بهم بریزه اصلا یک جریان بزرگ و از الان مقدمه چینی دارند میکنند. با این که خیلی پسر خوبی هست و از خانواده مرفه و به شدت دست بخیر اما باورش این هست و در روابطش به مشکل برخورده و کار و کاسبی مختلفی امتحان کرده و با تلاش هایی که من ازش میبینم باید صدبرابر بیشتر داشته باشه اما وضع کاسبیش زیاد خوب نیست. مشتریهاش هم هر کدام به نوعی به سختی پول میدهند.
فرد دیگری که در کسب و کارش موفق هست از همان کودکی یادگرفته به احدی باج نده، مدرسه رو چون مادرش گفته برو فلان مربی این بده هوات داشته باشه ول کرده این آقا دست چک نداره و همه چی رو نقد خرید و فروش میکند شکر خدا وضعیت خوبی دارند، هیچ وقت به خودش به خاطر دیگری سختی نمیده. به فراوانی باور دارد. یک مغازه بزرگ که توش کار میکند و خونه باغ که هیچی کم نداره همه وسایل رو نو خریده و زمین کشاورزی بزرگ و سه تا ماشین دارد.یک شاسی یک نیم شاسی و یک وانت برای کارش. خونه ویلایی ش هم داره تبدیل به آپارتمان میکند و فعلا یک واحد آپارتمان لوکس در بهترین قسمت شهر رهن کامل کرده برای چند سال.
این باور باج ندادن به کسی و خدا رو حامی خودت دونستن خیلی مهم هست چون فرد دیگری در خانواده که زندگی خیلی خوبی داره خونه ویلایی بزرگ و کلی زمین و باغ و ماشین چند میلیاردی برای خرید ماشین گفتن انقدر دیر کرد قسمتی از پول بدید این بنده خدا قبول نکرد و گفت نزول بده نیستم.
بعدم به نمایشگاهی هدایت شد که شرایطش رو کامل پذیرفت و با قیمت مناسب تر بهش ماشینش رو با عزت و احترام تحویل دادند. این بنده خداهم از صفر شروع کرده با این که پدرش پول دار و سرشناس بوده اما هیچ کمکی بهش نکرده با باورهای درست زندگیش رو ساخته.
اما آقای دیگه میشناسم با این که اول زندگیش در جوانی موفق بود و زمین و ماشینداشت همه رو سر نزول از دست داد بعدشم نتوانست دیگه مثل قبل سرپا بشه. یعنی یک خورده وضعیتش خوب میشه دوباره برمیگرده عقب.
باورش الان: با پول حلال نمیشه به بالا بالاها رسید
کاسبی خرابه. مردم رو باید راضی نگه داری. پول جلو به مشتری میده که از دستش نده. الان تو این بازار کسی نقد نمیخره مردم که هر نیستند فقط باید چکی بخری و بفروشی که بتوانی سود کنی وگرنه نقد ی باید قیمت پایین بدی بره.
تو برگه این بابا میلیاردی از مردم طلب داره اما نقدینگی ناجور اندر ناجور گاهی برای پول نان و بنزین میماند . هرچی بدست میاره خرج تعمیر ماشین و اجاره خونه و هزینه های دیگه با این که شب تا صبح دارد کار میکند. اما نتیجه ای نداره. آدم های اطرافشم همکاراش همه شرایط مالی خوبی ندارند مثل خودش اند.
هر دفعه که میبینیش در حال نفرین کردن دولت و هزاران نفر دیگه و در حال گله و شکایت.
در رابطه با خودم از بچگی چون بهم میگفتند تو بخوای میتوانی این کار انجام بدی و باید خراب کاری هام رو خودم درست میکردم برای همین مثلا غذا شور میشد یا میسوخت جوری که هیچ جوره از دید بقیه نمیشد اصلاحش کرد یا تو آن زمان کم از اول درست کرد اما جوری درست میکردم که هیچ کس نمیفهمید تازه خوش مزه هم میشد.
گاهی وقتهام طعم های جدید رو باهم ادغام میکردم هم خوب میشد هم بد، بابام میگفت اشکال نداره اینحا اشتباه نکند کجا اشتباه کند؟
یا کارهای مربوط به سایتها و کامپوتر و اینترنت از بس که باهاش کار کردم و گفتند تو بخوای میتوانی الان برام خیلی راحت هست.
یادمه من تا پنجم از ریاضی بدم میآمد به خصوص مسائل اش میگفتم سخته تا اول راه نمایی معلم ریاضیم از زاویه دیگه ای بهم یاد داد به مسائل نگاه کنم از آنجا بود که ریاضی شیرین ترین درس شد برام و به راحتی میتوانستم حلش کنم یا حتی برای برادرم ساده اش کنم و بهش بگم درواقع قدرت ساده کردن و خلاصه کردن مفاهیم رو کسب کردم و بچه ها میگفتند چقدر خوب توضیح میدهی . منم باورش کردم پارسال هم تو دانشگاه کنفرانس داشتم یک نگاه به کتاب کردم شب قبلش و قسمتهایی که استاد برام فرستاده بود تو راه نگاه کردم و به زبان خیلی ساده رفتم توضیح دادم به عنوان گروه اول بودیم و استاد من رو برای بقیه مثال میزد و کلی خوشش اومده بود. من هیچ پیش زمینهای از رشتهای که واردش شدم ندارم تجربی کجا هنر و تاتر کجا اما باور این هست میرم هرچی لازم یادمیگرم ترم اول معدلم شد50 .17 و ترم دو هم شد .18 و خورده ای نکته جالبش این که ترم دوم برام راحت تر بود چرا چون این باور دارم میسازم برگه، سوال، ذهن ، استاد همه مطعلق به خدا، استاد هیچ کارست.
برعکس بقیه که دنبال این بودن فلانی خوب نمره میده یانه و آخر ترم هم شاکی بودن از استاد اما من نه.
در پناه رب العالمین شادی و سلامت در مسیر ثروتمند شدن باشید.
بنام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتره..
مینویسم برای اینکه به خودم ثابت کنم من لایقم بدون قید و شرط لایق خوشبتی در همه ابعاد و لایق استفاده از بهترین و با کیفیت ترین خوراک و پوشاک ،ماشین،بهترین کشور برای زندگی و بهترین ادمها برای رابطه برقرار کردن…
خدایا ازت ممنونم بخاطر اینکه یهو هولم دادی که این کامنت رو بنویسم چون خودم بهتر از هرکسی میدونم که این اسنارت دوباره کامنت نوشتن چه برکت هایی رو وارد زندگیم میکنه و بقول استاد عزیزم چه درهایی رو برام باز میکنه..
خدایا ازت سپاسگزارم بابت هوای امروزکه بینظیر بود واقعا.. و من 7صبح تازه ترین اکسیژن موجود در ایران رو ..در مسیر پیاده. وز پارک جنگلی چیتگر تهدان وشاید بگم تاره ترین اکسیژن جهان رو پر بیراه نگفتم استشمام کردم خدایا ازت ممنونم وبینهایت سپاسگزارتم بابت نعمت سلامتیم که میتونم راه برم حرف بزنم ببینم بشنوم لمس کنم بو کنم و هراران نعمتی که مدارم اجازه درک کردنشو نداده و قراره بزودی با بالارفتن مدارم و فزرگتر شدن ظرفم پرده از جلو چشمم کنار بره و بیشتر و زیبایی ها و نعمت هاتو ببینم و سپاسگزازت باشم..
خیلی خوش بحالمه..ایموجی چشمک که یهو هولم دادی و گفتی بنویس زیر همین پست کامنت بنویس از قلبت بنویس از حست بنویس تا یخت باز شه و یه شروع مجدد پرقدرت و به امید خدا متداوم رو تو سایت شروع کنم که دوباره اون حس دلخواه سپاسگزاریمو بدست بیارم چه با نتایج عالیم و چ موقعی که تو مسیر رسیدن به اون نتایج هستم…
خدا هزارن مرتبه شکرت بخاطر تمام زیباییهاتت و تمام نعمت هات…
هشتم بهمن ماه 1402
به نام الله یکتا
سلام استاد عزیزم و همه ی دوستان گرامی و آگاهم
به لطف خدا در روز بیست و چهارم این سفر جادویی هستم و به وضوح میبینم تغییر در باورهایم و تعهد بدون مذاکره ام در عمل به قانون بدون تغییر خداوند و حفظ حال خوبم رو در هر شرایطی و البته دریافت هدایتهای خداوند رو که هر لحظه واضحتر میشن و جسارتم در بیشتر عمل کردن به هدایتها و نتایج کوچک و بزرگ دیگری.
که همه ی اینها به خاطر این است که با این سفر زیبا و با تعهد خودم در عمل به تمارینش ، تکاملم را خیلی بهتر طی کردم و سرعتم هم در کامل شدن باورهام و در نتیجه ساختن زندگی دلخواهم خیلییی بیشتر شده ، به لطف الله یکتا و آموزشهای استاد عزیزم
من در این فایل چند نکته یافتم که برایم خیلییی بُلد شدن:
اینکه استاد برای رسیدن به هدفهاشون مثل اینکه در شش ماه سایتشون رتبه ی اول سایتها رو به دست بیاره چهار تا کار رو انجام دادن که به نظرم برای رسیدن به همه ی هدفها باید طی شوند، که آن کار ها عبارتند از ، داشتن هدف، ساختن باور درست درباره ی هدف مورد نظر ، طی کردن تکامل در اون زمینه با صبر و تجربه و زدن به دل ناشناخته ها و چالشها و نترسیدن از تغییر و اینکه هر ایده ی عملی که به آن هدایت شویم را انجام دهیم مثل اینکه استاد رفتن کلاس طراحی سایت.
و نکته ی بعدی این بود که وقتی با دیگران بحث کنیم به خصوص برای اثبات درستی قانون ، در اصل داریم باورهای خودمون رو ضعیف میکنیم. همانطور که استاد با استادِ کلاس طراحی سایتشون درباره ی تعداد کامنتها بحث نکردن.
و نکته ی بعدی که بسیار مهم هست و استاد در فایلی که درباره ی سوره ی انشراح هم توضیح دادن اشاره کردن ، این بود که،
قبل از اینکه به هدفمون برسیم در هر زمینه ای ، هدف بعدی رو برای خودمون و ادامه مسیر موفقیت تعیین کنیم تا این مسیر تداوم داشته باشد و اینطور نباشد که به یک هدف که رسیدیم دیگه ادامه ندیم و در جا بزنیم و کم کم پسرفت کنیم.
من باور دارم ، وقتی یک کاری رو یکنفر تونسته انجام بده ، منم میتونم
چون من هیچ فرقی با اون ندارم و هر چیزی که برای موفق شدن لازم دارم همین حالا دارم.
من باور دارم که همه چیز باور هست به شرط ایمان و استقامت و باور کردن اینکه میشود.
من باور دارم خدایی که درون من و همراه من هست و جواب همه ی سوالها رو میدونه و علم همه چیز و داره همه ی کار ها رو برای من میکنه
من در دوران تحصیلم همیشه شاگرد اول مدارس شهرمون بودم. یعنی در مقطع تحصیلی من در تمام مدارس شهر هیچکس از من بالاتر نبود و حالا که به این فکر میکنم میفهمم که برای این بوده که من اونموقع باور داشتم که بهترین هستم و هیچکس نمیتونه از من بهتر باشه و من بسیار باهوش و درجه یک هستم و بینظیر و البته درس هم عاشقانه دوست داشتم وازش لذت میبردم.
و کریستیانو رونالدو رو که رصد میکنم ، میبینم که میگه مهمترین کار برای موفقیت و پایداری موفقیت ،،، باور ،،،،، هست و بسسسس
و خودش هم همیشه باور داره که نامبر وان هست.
و برای همین هم هر جای دنیا که بره همیشه نامبر وان و درجه یک هست.
و همه ی آدمهای بزرگ و بچههای سایت خودمون که موفق شدن وقتی زندگینامه شون رو میخونیم مهمترین علت موفقیتشون باورهای درستشون هست. همه ی اینها نشون میده که باورررر تنها و مهمترین عامل برای رسیدن به همه ی خواسته هاست و چه خبر خوشیییی!!!! و عاشقتم استاد جان که همیشه اینقدر خوش خبری.
مثل آقا رضا عطار روشن که وقتی باور میکنه از کار اینترنتی میتونه درآمد بسازه واردش میشه و چقدرررر زیبا هدایت میشه و بدون عجله یا رقابت یا مقایسه ، مسیری رو که هدایت میشه طی میکنه و موفق میشه و باور میکنه کسانی که نیاز به فایلها دارن وارد کانالش میشن و همین اتفاق هم میفته و واقعاااا تحسین بر انگیز هست.
یکی از نکته ها ی زیبایی که مریم بانو در کامنتشون برای این روز از سفر نوشتن این بود که : داستان زندگی تک تک ما ، داستان باورهای ماست.
که باید با آب طلا نوشته بشه و همش جلوی چشمممون باشه. که در عین سادگی ، کتابهاااا حرف داره.
خلاصه که بسیار عالی بود و لذت بردم و درس گرفتم و به لطف الله و هدایتها و مهربانیهایش عمل میکنم و به زودی با ساختن باورهای درست و ایجاد نتایج بزرگتر میام و براتون کلی حرف میزنم.
فقط به خدا و قوانینش و سخنان گهر بار و آموزشهای استاد جان اعتماد داشته باشیم و عمل کنیم و بدونیم که برای ما هم میشه ، قطعا و یقیناً
بازهم شکر خدا برای این مسیر روشن و سبز و هموار و برای استاد عزیزم و شما اعضای خانواده ام
در پناه خدا پاینده باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
وقت همگی بخیر وشادی
أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (62)
الَّذِینَ آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ (63)
آگاه باشید که قطعاً بر اولیاى خدا، نه ترسى است و نه اندوهگین مى شوند.
آنان که ایمان آورده اند و شیوه ى آنان پرهیزکارى است.
من با افکارم و باورهایم اتفاقات زندگی ام را خلق می کنم .
اگر این مطلب را بپذیریم کل ماجرا حل میشه، یعنی این من هستم که باعث میشم زندگی شاد و سلامت داشته باشم یا خلاف آن
اما چطور ؟
اصل تمرکز وقتی در طول زندگی به مسائل منفی و حوادث ناگوار تمرکز کنیم خوب در حالت استمرار سگ سیاه قوی تر میشه و اوضاع را خرابتر می کنه .
بنابراین من آگاهانه چیزهای خوب می شنوم و می بینیم و در مورد خواسته های خودم صحبت می کنم و به زیبایی ها ی اطرافم توجه می کنم از صدای یک پرنده لذت می برم ، از خنده یک بچه شاد می شوم از بارش باران ، فراوانی را احساس می کنم که ثروت و نعمت بیشتر از نیار بشر هست و روز به روز هم داره زیادتر میشه ، برای آینکه به احساس خوب برسم ورزش می کنم پیاده روی می کنم خودم را به یک رستوران دعوت می کنم و غذاهای خوب می خوام واای آخر………
می بینیم هزاران راه برای شاده زیستن هست و همین مسیر توحید ی را ادامه می دم.
علیرضا یکتای مقدم
داخل اتوبوس مشهد تهران هستم.
دوستتان دارم
سلام
نمیدونم کامنت من ربطی به این موضوع داره ولی دلم نیمد نگم،روزی که میخواستم ادامه تحصیل بدم تو دوره کارشناسی تقریبا از بقیه بزرگتر بودم ،ذهنم اومد گفت آخه دیگه تو این سن؟!!
ولی من فقط جلو رفتم ،ارشدمم گرفتم،زمانیکه میخواستم ورزشموشروع کنم دوستام اومدن گفتن بابا این ورزشا دیگه مناسب سن مانیست(کراسفیت) من بعداز حدودسه سال به هیکل به انرژی و نشاطی رو که تا امروز تجربش نکرده بودم رسیدم اینم شد،خوندن زبان انگلیسی ذهنم اومد گفت دیره فقط باید بری یه کشور دیگه تو محیط ولی اینم شد نه خیلی عالی ولی خودم راضیم میتونم ارتباط برقرار کنم خیلی مثال دارم .. درحال حاضر نزدیک یکساله که یه حرفه رو یاد گرفتم و بهش علاقه دارم همون ذهن چموش اومد گفت بابا دیگه دیره تو تازه رفتی یه شغل جدید انتخاب کردی؟!! با تمام و جودم میدونم واسه اینم وقت هست واسه ثروتم وقت هست چرا قلبم میگه؟! چون وقتی خواسته ای دارید و هدف میزارید و میخواید که اینم تجربه کنید اون دوباره طلوع خورشید رو بهتون هدیه میده،میدونم همینه و چیزی جز این نیست
به نام الله
سلام استاد عزیزم
من بعد دو سال تازه فهمیدم اینهمه که شما میگین باور میگین قانون ثابت اصلا تاحالا میگفتم میدونم ولی الان فکرمیکنم هنوز تو این راه پیش دبستانی ام
تازه فهمیدم من وقتی میخوام یه مسئله ی فیزیک یا ریاضی رو حل کنم خب یه فرمول داره اگر مسئله رو درک کنم فرمول رو بلد باشم راحت اعدادو میذارم تو فرمول و بنگ …پاسخ مسئله به راحتی اب خوردن ظاهر میشه
خب این جهان ما بر پایه ی فیزیک و ریاضی بنا شده من خودم عاشق مستندهای علمی هستم و همیشه نگاه میکنم و میدونم جهان مابر پایه ی علم ریاضی و فیزیک خلق شده ریاضی ساخته و ابداع بشر نیست ریاضی در این جهان کشف شده پس یعنی چه بخوام چه نخوام وجود داره و جهان ما رو این پایه استواره
خب پس انگار ساده شد من باید فرمول رسیدن به خواسته هامو بدونم و فرمول ها یه چیز عجیب غریب نیستن اتفاقا فرمول های اصلی بسیار ساده هستن و باید این فرمول هارو بدونم
حالا من خودم همیشه تو درس ریاضی و فیزیک حیرون بودم میدونستم که فرمولی هست و بلدم بودم ولی این جایگذاری رو نمیتونستم انجام بدم و انقد بالا پایین میکردم انقد ور میرفتم و از راه های سخت و پیچیده حل میکردم که اخر سر جوابو پیدا میکردم البته نه همیشه ولی پدرم درمیومد
الانم انگار همونم اینجاهم انگار اون فرمول ساده رو گیر نمیارم
درسته فرمول اینه احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه کانون توجهت اتفاقات زندگیت رو میسازه ولی هنوز بعد دوسال استفاده از اموزه ها و این سایت و حضور هر روزم تو این فضا یاد نگرفتم این فرمول هارو چطوری استفاده کنم
و مثل قدیمها
همش از راه های سخت میرم و لقمه رو دور سرم میچرخونم و پدرم درمیاد تا به جواب برسم
خدایا خودت هدایتم کن به راه اسونی
درود و صد درود بر شما که باورهای ناب را در ما ساختید. من از کودکی در ضمیر ناخودآگاه خودم همیشه بر این باور بودم که روزی همسری خواهم داشت که از هر نظر بینظیر باشد، چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن. جالب است که همیشه فقط و فقط این نظر را در مورد همسرم داشتم، نه دوست پسرم، نه پارتنرم، نه هر نوع دوستی دیگری که با جنس مخالف باشد. سالها و سالها تجربههای ناموفق و حتی دردناکی را با افراد متفاوت داشتم، دردها و رنجهایی که گاهی تا مغز استخوانم را میسوزاند و گاهی در تله غم و هجری نامحدود فرو میرفتم. تا زمانی که با همسرم آشنا شدم. یک سال پس از آشنایی به من پیشنهاد ازدواج داد و خلاصه بعد از حدود دو سال ازدواج کردیم. این اولین ازدواج رسمی من در سن 50 سالگی بود.
از آنجایی که چهره و اندام متناسبی داشتم و به شدت اهل مهمانی و خوشگذرانی و اجتماعی بودم، قبل از آن بینهایت دوستیهای رنگارنگ را تجربه کرده بودم، ولی هیچکدام مثل همسرم تا این اندازه منحصر به فرد نبودند. من با گوش دادن به فایلهای شما متوجه شدم دلیل اصلی این بوده که همیشه باور داشتم اگر روزی ازدواج کنم، شوهری خواهم داشت که از هر نظر ایدهآل باشد. شاید اگر به جای شوهر، پارتنر یا دوست پسر یا هر چیز دیگری میگفتم، همین اتفاق میافتاد. این کدی بود که من ندانسته به کائنات داده بودم و واقعاً نمیدانم چطور توضیحش بدهم. نه اینکه دوست پسر یا پارتنر بد باشد؛ به نظر من هر همراهی که بتواند تو را خوشحال کند و تو حال خوبی با او داشته باشی، خوب است. حتماً نباید اسم شوهر یا همسر روی کسی بیاید که بتواند همراه کامل و خوبی برای تو باشد. من به اشتباه یا شاید به درستی این کد را داده بودم که روزی همسری خواهم داشت که از هر نظر عالی خواهد بود: خوشقیافه، باوفا، انسان درستکار و … و دقیقاً همین اتفاق افتاد. تا قبل از ازدواج هر کسی در زندگی من می آمد یک مسئله ای داشت که نمی توانست اون آدم بی نقص باشد یا شاید برای من بی نقص بود ولی او نمی توانست مرا آدم ایده آل خودش ببیند.
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ
بى گمان، کسانى که گفتند پروردگار ما خداست، سپس [بر عقیده یشان] ایستادگیکردند ،[هنگام مرگ] فرشتگان [با بشارت] بر آنان فرود مىآیند به اینکه:نترسید وغمگین نشوید و به همان بهشتى که وعده داده مىشدید، شادمان باشید…
…………………………………………
تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکِیلً
و بر خداوند توکّل کن، و همین بس که خداوند وکیل و نگهبان (تو) است.
..،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ حَسۡبِیَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَلَیۡهِ تَوَکَّلۡتُۖ وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِیمِ
پس اگر روى برتافتند، بگو:خدا که خدایى جز او نیست مرا بس است، تنها بر او توکل نموده ام و او پروردگار عرش بزرگ است
………………………………………….
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ
و یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز (با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن.
……………………………………………..
دوستت دارم پروردگارم
دوستت دارم قرآن عزیزم
دوستتون دارم استاد عباس منش توحیدی عزیزم و خانوم شایسته جان مریم جان نازنین و تحسین برانگیز
الهی صد هزاران بار سپاس برای این فایل نشانه ام ک سراسر برایم درس توحید و بود و دوری از شرک و دنباله روی نکردن از جامعه الهی صد هزاران بار سپاس.
هرچقدر ک در اطرافیان انسان های موفق رو بررسی میکنم مخصوصا اونهایی ک مهاجرت کردن هیچ کسی هیچ احدالناسی هیچ بشری تا به حال مثل شما نبوده استاد نتایج شما یک چیزی فراتر از تصورات آدمهای عادی هست چرا؟ چون قدم به قدم طبق قانون قرآن دستورات الهی حرکت کردید عمل کردید بها پرداخت کردید جهاد کردید تقوا کردید و ادامه دادید و این چنین خودتون رو ساختید این دنیا رو ساختید و آخرت رو ساختید برای خودتون در واقع آخرت رو پیش پرداخت کردید برای خودتون این چنین زیبا بدست آوردید توحید رو و پیشاپیش بهای آخرت رو هم پرداخت کردید پیش پرداخت کردید این در تصورات آدمهای عادی نمیگنجد…
واقعا همه چیز باوره و من باید بینهایت متفاوت باور کنم و ادامه بدهم مسیرم رو دقیقا مثل شما استاد مثل سایت اموزشها و مخصوصا نوشتن رو بینهایت جدی تر بگیرم این یعنی جدای جامعه عمل کردن و نتیجه گرفتن چون همه مثل هم فکر میکنند و باور میکنند و تمام زندگی رو گره زدن به عوامل بیرونی در واقع همه مثل هم هستند و زنده گانی میکنند اما مسیر توحید یکتا پرستی و اموزشهای مقدس سایت بینهایت فراتر و بینهایت متفاوت تر هست و نتایج هم بینهایت غیر قابل باورتر خواهد بود پس من باید متعهدتر باشم بیشتر باور کنم بیشتر بها پرداخت کنم و بیشتر جهاد کنم همین اموزشهای به ظاهر ساده رو باید با پوست گوشت استخوان باور کنم بخدایی ک میپرستم قلبم گواهه ک طوری نتیجه میگیرم و رشد میکنم ک در عقل وتصور و باور آدمهای عادی نمیگنجد این رو قلب من میگه با تمام وجود مثل همین الان ک آنچنان رشد کردم و شخصیت و خط فکری ام طوری عوض شده و طوری عمل میکنم ک حتی قدرت فکر کردن بهش رو هم ندارن یک دختر جسور قوی زرنگ توحیدی قاعم به ذات درخشان و همه و همه از آن اوست و اعتبار به اوست و من تسلیم ترین هستم در مقابل درگاه معبودم…
الهی امین یا رب.
من متعهدترم با تمام وجودم متفاوت تر باور کنم و مدام تکرار کنم میشود آری میشود به همین راحتی ک خورشید طلوع میکند و غروب میکند و تغییرات به آرامی رخ میدهد و میشود و میشود و من ایمان دارم ک میشود به تغییرات طبیعت نگاه میکنم و الگو برداری میکنم و به ذهنم منطق میدهم ک میشود…
عاشقتونم استاد عباسمنش عزیزم شما یک نتیجه مافوق تصورات بشری هستید روز به روز بیشتر ایمان میارم به این موضوع و خانوم شایسته جان عزیزم بینهایت تحسین میکنم
تبریک عرض میکنم
دعای خیر و برکت بینهایت میکنم
و درود پروردگار بر هر قدم شما در این مسیر توحیدی…
«الحمدلله رب العالمین»
الهی امین
بنام خداونده بخشنده ومهربانم….
قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِینَ(انبیا55)
گفتند: «آیا حق را براى ما آوردهاى یا تو از شوخىکنندگانى؟»
سلام به عاطفه نوری عزیز و بزرگ قلب و ثابت قدم و دختر قهرمان و تسلیم شونده….
عاطفه از صب تا الان هر کامنتی که میخونم ایه 55 انبیا برخورش…
استاد داره بشارت میده که اقا قانون اینه قانون همینه همینننننننننننننننننننن
تکرار استمرار ایمان توحید و توحید و توحید….
از خدا میخوام که مارو تویه مسیر ثابت قدم نگه داره و ثابت قدم بمونیم و با گوشت و استخونه این اگاهیارو وحی بدونیم از طرف رب نازنیمون و اجرا کنیم تویه زندگیمون الهی امین…
ما انسانیم و خطا کار و فراموش کار از خودش میخوام که یه وقتایی که از مسیر خارج میشیم این صدای الارم اینقدر بلند باشه که سری برگردیم به مسیر و با عشق و باعشق ادمه بدیم و در رکاب استاد که دستی از دستان خداونده قدم برداریم…
عاطفه در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا
برادر بزرگوار بینظیر توحیدی
الهی که آنچنان عشق مودت رحمت برکت در زندگی شما موج بزنه که هرلحظه سر به سجده ی شکر بگذارید و اشک بریزید و حمد و سپاس رو به جای بیاورید خیلی زوج زیبا توحیدی و بینظیری هستید الحمدلله رب العالمین بابت این عشق مودت و زیبایی شما در کنار یار بهشتی شما چقدر زیبا چقدر تحسین میکنم و چقدر تبریک عرض میکنم الهی صد هزاران بار سپاس و این رو وظیفه ی خودم میدانم تبریک عرض کنم تحسین کنم و عاشقانه خالصانه از صمیم قلبم دعای خیر برکت و رحمت بینهایت الله رو براتون داشته باشم به اندازه قطره های باران بی حد و حساب من حیث لا یحتسب…
الهی که عاقبت به خیر باشید و مانا در راه توحید و عشق الهی هرلحظه هر نفس هر قدم هر نگاه این عشق مودت شما قوی تر و پر برکت تر باشه و ماندگار الهی امین خدای بزرگ…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این کامنت و نشانه ی الهی الحمدلله رب العالمین…
هر وقت با خدا حرف میزنم سجده میکنم دعا میکنم وبه اتصال عمیق میرسم بدون شک خداوند شاهده یک نشانه ای از راه میرسه مثل همین الان و چه نشانه ای قوی تر و توحیدی تر از این کامنت مقدس شما برادر توحیدی گرانقدر…
همین الان در حال نگاه کردن به آسمان و تحسین کردن و دعا کردن بودم و یک جمله ناخودآگاه گفتم«« گفتم خدایا اگر قبلا شک داشتم بهت الان دیگه یک درصد هم شک ندارم پروردگار»»
و بعد هم هدایتم به این کامنت و آگاهی…
بینهایت از شما برادر گرانقدر سپاسگزارم و تحسین میکنم و دعای بینهایت خیر و برکت و رحمت دارم براتون در کنار یارتون خوش بدرخشید
الهی امین
بنام خداونده بخشنده و مهربانم….
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(یونس55)
بدانید که هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداست. و آگاه باشید که وعده خدا حق است، ولى بیشترشان نمىدانند.
هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(یونس56)
اوست که زنده مىکند و مىمیراند و همه به سوى او بازمىگردید.
سلام به عاطفه جان نوری و بزرگ قلب و نورانی…
عاطفه خانوم برای این کامنت زیباتون ازتون خیلی خیلی ممنونم و سپاس گزارم…
عاطفه خانوم شما بینهایت فوق العاده هستی…
چقدر این صد در صد اعتماد عالیه که به رب داشت باشیم اونموقع اصن از چیزی نمیترسیم اونموقع جهااان و تمام موجوداتش مسخره ما هستن انموقع هست که دیگه میشی یک ابراهیم …
الله اکبررر..
خدایا بیتهایت شکرت بینهایت سپسا از تو الهی شکرت رب من شکرت خداجون برا یهر دم نفس کشیدنم الهی شکرت…
در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی…
با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا
بنام خداوندیکتا
خداونداسپاس گذارشما هستم اینکه فرصت داشتم تانظرخودم رابه دوستان ارائه بدم
درودوقت بخیر خدمت استادعباس منش وخانم شایسته ودوستان هم مسیر
استادبنده چن ساله تهران زندگی میکنم قبل ازاینکه تهران بیام درشهرستان مغازه موبایل ولوازم جانبی داشتم وزمانی این کاروشروع کردم مغازه بسیاربروز ومدرن آغاز به کارکردم اما متاسفانه ازنظر درآمد جواب نمیداد به جایی رسیده بود ازجیب همش خرج میکردم وهمچی سخت میگذشت البته سال آخرشهرستان بودم یه مقداردرآمدبهترشد تااینکه یه روز داداشم گفت بیا تهران یه کاربا درآمدخوب واست پیداکردم بیا ببین اگردوست داشتی بیایی تهران زندگی کنی ومن رفتم وکارو دیدم اما این کارو نتونستم قبولش کنم انرژی زیادازشخص میگرفت وهمچنین جایی برای پیشرفت نداشت شغله کارخانه تولیدشیشه وبلوربود همین که مجددمیخواستم برگردم شهرستان تصمیم گرفتم شغل خودم روبیام تهران ادامه بدم استاداون زمان تازه باسایت شماآشناشده بودم وفایل های رایگان شمارو گوش میدادم خلاصه برگشتم شهرستان اینکه مغازه رو واگذارکنم دراین موقع چن پیشنهاد وسوسه انگیزتوشهرستان بهم شدولی بازگفتم نه من میخوام برم تهران ادامه بدم بعضی ازاقوام ودوستان میگفتن تهران اگردرآمد خوبه همین طورهزینه ها بالاست وگرونیه یه جور به نظر موافق نبودن من بیام تهران ولی من تصمیم رو گرفته بودم وکارهارو انجام دادم اومدم تهران شغل خودم رومجددشروع کردم وادامه دادم والان درآمدم چن برابرشده وخیلی راضی هستم همچنین میگفتن تهران هزینه بالاست وگرونیه ولی همچین چیزی وجودنداره نسبت به شهرستان خیلی ارزون تره وهمچنین بروزتره
خداوند سپاس گذارهستم اززندگی عالی دارم وروز به روز عالی تره وهمچنین ازشما استادعزیز تواین چن ساله آموزش های شما خیلی بهم کمک کرده ومسیرزندگیم رو تغییرداده ازخداوندآرزوی سلامتی وموفقیت برای شمااستادعزیزوخانم شایسته رودارم
سلام ودرود وبه نام رب کارساز من
امروز برلی بار چندم با خودم عهد کردم که شروع کن واین همه خستگی ودرد وحال بدی تبدیلش کنم به زندگی،
میخوام جهاد اکبر راه بندازم برای خودم فقط خودم ،میخوام با حامی ،وکس زندگیم ،رب خودم شروع کنم،هرروز درصلح بودن .
اینها حرفهایی بود که امروز از سایت برای هزارمین بتر از فایلهای مختف شنیدم،وباخودم گفتم ،ببین تو 4تا دوره استاد گرفتی ،فقط گفتی زودتر بخرم تا زودتر عوض بشن برسم به اوج،خیلی خیلی فایل رایگان گوش دادی ،ولی نتیجه؛
هنوز مشکلات اصلی سرجاشه،وبه خواسته هات نرسیدی،چرا نمیشه،…..که تو یه فایل امروز از استاد شنیدم،که سالها اره من 36سال با ذهنی کاملا منفی گرا شب وروز کردم وروزو شب ،چرا متوقع ام با6ماه همه چیز حل بشه،بعدشم )از وقتی شروع به نوشتن کردم همش بهم میگه)تو ارامشت بیشتر شده دختر تو این 6ماه البته کاملا تکاملی ،اگه هروز حالت بد بوده ،الان حال بدت در هفته رسیده به دوالی سه روز ،اونم نه مداوم ،دو سه ساعت که از ناظر بودن به ذهنم درمیام باهاش همگام میشم یه دفعه به خودم میام ،میگم وای تعهدم شکستم واخرین بار دیروز بود ،بعدش دیشب ولی دیگه میخوام به خدا برسم،چیز دیگه ای که بهش رسیدم هنوز خیلی جا داره،بزرگی خدا ،توکل بهش ،نماز،قران همه وهمه اش لق لق زبانم بوده ولی الان تازه فهمیدم من اصلا ایمانی نداشتم.فقط میگفتم خدا کافیه اما به محض تضاد گوشی برمیداشتم به این اون زنگ میزدم ،بیایین کمک این شده وان…….
وای برمن ،براستی که من خودم به خودم بی نهایت ظلم کردم ومزه نعمتهای بی شمار خدارو ندونستم.
خدایا هرلحظه مرا ناظر بر ذهنم کن،تا دیگه سگ سیاه نتونه ،عرض اندام کنه.امین
به نام خالق هدایتگر سلام
مریم جان ، استاد به خاطر تهیه این فایل و نوشتههای در صفحه و در قسمت سفرنامه قبل هدایت شدن به صفحات خیلی عالی و کمک کننده هست برای درک بهتر فایل بی نهایت متشکرم
برای همین دوست دارم دوباره در کامنتم قسمتهایی که برام مهم بود و مسیر رو واضح تر می کرد بیارم و با مرورش به خودم کمک کنم
آخه چطور یعنی باور ندارم بشود برای همین هم راهیم بهش نشان داده نشده که بشود.
تجربه خودش و آدم هایی که در مدارش بودن نشان داده که پول درآوردن سخت است. و برای همین پذیرش این که میشود درآمد میلیاردی کسب کرد براش سخت هست.
باورهات درست کن و در ذهنت خواسته رو بساز و مهارتهای لازم براش یادبگیر مطمئن باش که میشود.
من در مداری وارد میشوم وقتی باورهام درست کنم افرادی که در آن مدار هستند سوالاتی دارند و منم پاسخی و جهان ما رو به وصل میکند و کار خاصی لازم نیست انجام بدهم و پوست خودم رو بکنم جهان این کار برام انجام میده چون قانون و قاعده جهان هست.
وقتی باورهات درست کنی وارد مداری میشی که ایدههای عملی بهت گفته میشه برای رسیدن به خواسته هات ، شرایط ک موقعیت فراهم هست در آن مدار در واقع تو باید یادبگیری از مداری که هستی یک پله بالاتر به مدار بعدی بری.
یک چیز نداری میخوای داشته باشیش تنها راهش این که باورهات درست کنی
چه جوری؟
اولین قدم پذیرش عمیق این که تمام اتفاقات زندگیم خوب و بد رو خودم با افکارم و فرکانسم خلق کردم
حس حسرت به تحسین و حس نیازمندی رو به سپاس گزاری تبدیلش کن.
به نتایج افراد از دید قانون نگاه کن. یعنی اطرافیانت شرایط خوبی ندارن به باورهاشون نگاه و علت نتایج به باورهاشون ربط بده.
فرد نتایج عالی گرفته به باورهاش نگاه کن و نتایج به باورهاش ربط بده تا ذهن یادبگیر تحلیل و تجزیه درست رو و باور پذیر بشه براش که تنها راه رسیدن به خواستهها ساخته باورهای درست هست و نه هیچ عامل بیرونی دیگه. که تو خالق و طراح زندگیت هستی و نه هیچ فرد دیگری.
وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغیر باورهایت نداری
وقتی قبول کنی که شرایط نادلخواه زندگیات نه بخت و اقبال بد توست و نه خواست خداوند، بلکه تماماُ در کنترل خودت است و به دست باورهای خودت ساخته شده، این امید در دلت ساخته میشود که:
پس میتواند به دست خودت هم تغییر کند.
اما اگر بپذیری که شرایط تو به دست دلار ساخته شده، امیدی برای تغییر شرایط نداری چون توانی برای کنترل دلار نداری. سپس
تغییر آنچه که بپذیری خودت آن را بهوجود آوردهای، بسیار آسانتر و امکان پذیرتر از آنچه است که، فکر میکنی نقشی در ایجادش نداشتهای
مثال: یکی از اقوام پیگیر صفحات افراد فال گیر و …. هست باورش این که بختش رو بستن، یک سری افراد در تلاش هستند دیو و جن و …. که یکی از پیامبران زندانی کرده آزاد کنند و همه چی بهم بریزه اصلا یک جریان بزرگ و از الان مقدمه چینی دارند میکنند. با این که خیلی پسر خوبی هست و از خانواده مرفه و به شدت دست بخیر اما باورش این هست و در روابطش به مشکل برخورده و کار و کاسبی مختلفی امتحان کرده و با تلاش هایی که من ازش میبینم باید صدبرابر بیشتر داشته باشه اما وضع کاسبیش زیاد خوب نیست. مشتریهاش هم هر کدام به نوعی به سختی پول میدهند.
فرد دیگری که در کسب و کارش موفق هست از همان کودکی یادگرفته به احدی باج نده، مدرسه رو چون مادرش گفته برو فلان مربی این بده هوات داشته باشه ول کرده این آقا دست چک نداره و همه چی رو نقد خرید و فروش میکند شکر خدا وضعیت خوبی دارند، هیچ وقت به خودش به خاطر دیگری سختی نمیده. به فراوانی باور دارد. یک مغازه بزرگ که توش کار میکند و خونه باغ که هیچی کم نداره همه وسایل رو نو خریده و زمین کشاورزی بزرگ و سه تا ماشین دارد.یک شاسی یک نیم شاسی و یک وانت برای کارش. خونه ویلایی ش هم داره تبدیل به آپارتمان میکند و فعلا یک واحد آپارتمان لوکس در بهترین قسمت شهر رهن کامل کرده برای چند سال.
این باور باج ندادن به کسی و خدا رو حامی خودت دونستن خیلی مهم هست چون فرد دیگری در خانواده که زندگی خیلی خوبی داره خونه ویلایی بزرگ و کلی زمین و باغ و ماشین چند میلیاردی برای خرید ماشین گفتن انقدر دیر کرد قسمتی از پول بدید این بنده خدا قبول نکرد و گفت نزول بده نیستم.
بعدم به نمایشگاهی هدایت شد که شرایطش رو کامل پذیرفت و با قیمت مناسب تر بهش ماشینش رو با عزت و احترام تحویل دادند. این بنده خداهم از صفر شروع کرده با این که پدرش پول دار و سرشناس بوده اما هیچ کمکی بهش نکرده با باورهای درست زندگیش رو ساخته.
اما آقای دیگه میشناسم با این که اول زندگیش در جوانی موفق بود و زمین و ماشینداشت همه رو سر نزول از دست داد بعدشم نتوانست دیگه مثل قبل سرپا بشه. یعنی یک خورده وضعیتش خوب میشه دوباره برمیگرده عقب.
باورش الان: با پول حلال نمیشه به بالا بالاها رسید
کاسبی خرابه. مردم رو باید راضی نگه داری. پول جلو به مشتری میده که از دستش نده. الان تو این بازار کسی نقد نمیخره مردم که هر نیستند فقط باید چکی بخری و بفروشی که بتوانی سود کنی وگرنه نقد ی باید قیمت پایین بدی بره.
تو برگه این بابا میلیاردی از مردم طلب داره اما نقدینگی ناجور اندر ناجور گاهی برای پول نان و بنزین میماند . هرچی بدست میاره خرج تعمیر ماشین و اجاره خونه و هزینه های دیگه با این که شب تا صبح دارد کار میکند. اما نتیجه ای نداره. آدم های اطرافشم همکاراش همه شرایط مالی خوبی ندارند مثل خودش اند.
هر دفعه که میبینیش در حال نفرین کردن دولت و هزاران نفر دیگه و در حال گله و شکایت.
در رابطه با خودم از بچگی چون بهم میگفتند تو بخوای میتوانی این کار انجام بدی و باید خراب کاری هام رو خودم درست میکردم برای همین مثلا غذا شور میشد یا میسوخت جوری که هیچ جوره از دید بقیه نمیشد اصلاحش کرد یا تو آن زمان کم از اول درست کرد اما جوری درست میکردم که هیچ کس نمیفهمید تازه خوش مزه هم میشد.
گاهی وقتهام طعم های جدید رو باهم ادغام میکردم هم خوب میشد هم بد، بابام میگفت اشکال نداره اینحا اشتباه نکند کجا اشتباه کند؟
یا کارهای مربوط به سایتها و کامپوتر و اینترنت از بس که باهاش کار کردم و گفتند تو بخوای میتوانی الان برام خیلی راحت هست.
یادمه من تا پنجم از ریاضی بدم میآمد به خصوص مسائل اش میگفتم سخته تا اول راه نمایی معلم ریاضیم از زاویه دیگه ای بهم یاد داد به مسائل نگاه کنم از آنجا بود که ریاضی شیرین ترین درس شد برام و به راحتی میتوانستم حلش کنم یا حتی برای برادرم ساده اش کنم و بهش بگم درواقع قدرت ساده کردن و خلاصه کردن مفاهیم رو کسب کردم و بچه ها میگفتند چقدر خوب توضیح میدهی . منم باورش کردم پارسال هم تو دانشگاه کنفرانس داشتم یک نگاه به کتاب کردم شب قبلش و قسمتهایی که استاد برام فرستاده بود تو راه نگاه کردم و به زبان خیلی ساده رفتم توضیح دادم به عنوان گروه اول بودیم و استاد من رو برای بقیه مثال میزد و کلی خوشش اومده بود. من هیچ پیش زمینهای از رشتهای که واردش شدم ندارم تجربی کجا هنر و تاتر کجا اما باور این هست میرم هرچی لازم یادمیگرم ترم اول معدلم شد50 .17 و ترم دو هم شد .18 و خورده ای نکته جالبش این که ترم دوم برام راحت تر بود چرا چون این باور دارم میسازم برگه، سوال، ذهن ، استاد همه مطعلق به خدا، استاد هیچ کارست.
برعکس بقیه که دنبال این بودن فلانی خوب نمره میده یانه و آخر ترم هم شاکی بودن از استاد اما من نه.
در پناه رب العالمین شادی و سلامت در مسیر ثروتمند شدن باشید.
یا حق.