این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بدون مقدمه میرم سر اصل موضوعی که حس کردم باید بیام و بنویسم تا باورهام تقویت بشه و تصمیم گرفتم که با نوشتن تمرکزم رو بزارم روی خواسته هام و آرزوهام .
من کیمیا ۱۸ سالمه سه ماه دیگه کنکور دارم و تصمیم گرفتم که رتبه تک رقمی بشم .
امروز یکی از دوستامو بعد از مدتها ملاقات کردم و این دوستم از ته قلبش بهم گفت کیمیا مطمئنم که دکتر میشی ، وای خدای من چقدر این جمله حالمو خوب کرد و احساس شادی وصف ناپذیری در وجودم شکل گرفت .
و اومدم توی سدیت و این فایل رو دیدم که استاد در قسمت پایانی این قایل گفت هر چی احساس خوبی میده بهمون درسته و هر چیزی که احساس بدی بهمون میده غلط .
راستش من یک ماه پیش به یکی از بهترین مشاورهای شهرمون پیام دادم و گفتم که من میخوام دندون پزشک بشم و در دانشگاه شهید بهشتی تهران درس بخونم و من چه کاری میتونم انجام بدم که با بازدهی بیشتر درس بخونم و چطور میتونم مفید تر از زمانم استفاده کنم !
ایشون پیام منو سین زدن ولی جوابم رو ندادند ، از اونجایی که من ویدیو های این آقا رو دیده بودم و نوع تفکرشون برام شناخته شده بود ، مطمئن شدم که این آقا جواب من رو از سر این جواب نداده که به نظرش من یه آدم خوش خیالم که میخوام تو فرصت کم به چیزای بزرگ برسم .
اون روز یه حس بدی داشتم چون یه آدمی که کلی درباره این موضوع تجربه داشت یجورایی دست رد به سینم زده بود . این دقیقا همون باور اشتباهی بود که من باید ازش اعراض میکردم و تمرکزم رو روی باور های قوی تر میزاشتم . کلی تو اینترنت گشتم تا یه ویدیو از رتبه یک شده بود و گویا سه ماه فقط وقت گذاشته بود و این نتایج فوق العاده رو گرفته بود ، در ادامه این ویدیو بعد از گذشت دقایقی یکی جلو دوربین اومد و دلایل منطقی آورد که این آدم به این دلایل تونسته رتبه برتر بشه و از سه ماه بیشتر خونده ، چون سال قبل هم گویا کنکور رشته دیگری رو داده و امسال برای این کنکور باید یک درس رو فقط میخونده . اونجا هم کلی باور های اشتباه رو شناختم و آلان که فکر میکنم میبینم که این هم واقعیت نداره و درست نیست چون احساس بدی بهم داده .
پس باید دنبال الگوهای مناسب تری بگردم .
توی اینترنت رتبه برتر های سالهای گذشته رو سرچ کردم و به این چند نفر رسیدم ، درسته مصاحبه ها طولانی نبود ولی خب باورهای درستشون رو از اونجایی که بهم حس خوبی داد شناسایی کردم .
🔵رتبه برتری که عامل موفقیتشو کمک های خدا و بعد اطمینان به خودش دونست .
🔵رتبه برتری که این جمله رو گفت : سرنوشت ساز خودتون ، خودتون هستید و اگه موفقیت رو برای خودتون بخواهید ، خدا هم همین رو براتون میخواد .
🔵امیررضا براتی ، علی عبدلله زاده رتبه برترهای از استان من بودند و برام باور خوبی بود که آدمایی که توی شهر منن موفق شدن پس من هم میتونم .
🔵طنین زاهدی کیا رتبه برتری بود که گفت : برنامم خیلی منعطف بود و جای تفریح هم خیلی داشت ، که این باور رو برام ساخت که درس خوندن به معنی عذاب کشیدن نیست و میشه هم لذت برد و هم درس خوند .
🔵آدین دهقان رتبه برتری که گفت :من روز کنکور حالم خیلی خوب بود و خوشحال بودم و در ادامه گفت خودم فکر میکردم که رتبم خوب بشه و این باور رو برام ساخت که آرامش و حال خوب نتایج خوب رو رقم میزنه و در ادامه فهمیدم که خود باوری تاثیر مسقیمی بر موفقیت داره .
🔵آقای علی مرتضی قلی ،رتبه برتری بود که پیشنهاد داد کنکور رو بچه ها سخت نگیرن .
🔵محمد صادق کشاورزی ، کسی بود که وقت اعلام نتایج رفته بود کوه و این باور رو برام داشت که نباید به آرزو چسبید و باید از تک تک ساعت ها و ثانیه های زندگی لذت برد .
🔵و در نهایت میریم سراغ بزرگ ترین الگوی من ، آقای سید امیر سید شنوا که در مصاحبشون گفتن :من نسبت به همسالانم کمتر درس میخوندم و فکر میکردم که کمیت بیشتر باعث کیفیت من نمیشه بلکه باعث میشه که اُفت کنم و خسته بشم . این حرف انقدر احساس فوق العاده ای رو در من ایجاد کرد که انگار میتونه درست ترین باور من باشه .
خداقوت استاد عزیز و بانو شایسته بزرگوار یار همیشه همراه استاد بعد از خدای مهربون.
امروز ۱۰ ۳ ۱۴۰۰ هستش ظهر ساعت ۱۳
من داشتم یکی از فایلهای استاد رو گوش میدادم در مورد اینکه قسمت من را به سمت نشانه ام هدایت کن .
و قرار بر این شد که تجربه امون رو بنویسیم
بعد از کلیک این قسمت.
من درگیر ی رابطه عاطفی هستم که دائم در حال قهر صلح هستش و الا در قسمت قهر هستیم. از خدای مهربان با تمام وجود خواستم هدایتم کنه به جای ک این چالش برطرف بشه خدایش لذت بردم فکرش نمیکردم به این کلیپ ختم بشه که تمام موارد چالشهای من داخلش هست خدایا شکر ازت ممنونم ک راه خیر شر الهام میکنی عاشقتم من از این کلیپ فهمیدمکه تمام چالش از ذهن بیمار و مسموم من سر چشمه میگیره
میدونید من روزی ک آشنا شدم وارد رابطه شدم گفتم بهتر شمارش حفظ نکنم که احتمالا بعدآ به مشکل برمیخورم وقتی شمارش پاک کردم دیگ راهی برای برگشتن نداشته باشم
با این نیت وارد رابطه شدم که مطمعنآ ی روز جدایی میاد و اون روز رسید
من تمام توجه ام به نکات منفی بوده من تمام انرژی رو صرف تغییر داد اون کردم
من سعی کردم و میکنم که اون رفتاری رو داشته باشه که من دوس دارم
که معمولن اینطور نیست
و این کلیپ بهم فهموند که باید با منفی بافی خدافزی کنی باید دیدگاه مثبت نگری داشته باشی
بیشتر عملگرا باش تا حرف
ایمان عملی داشته باش
تا حرف مفت
تمرین رو انجام بده
نکات مثبت توجه کن
ورزش کن
با نشاط باش
از این که سایت عباسمنش و این همه منابع قوی داری لذت ببر خدارو شاکر باش
بیشتر عمل کن کمتر حرف بزن
نمیخواد به همه بگی عباسمنش کیه چی میگه چکار کنید که رابطهاتون بهتر بشه چطور پول بیشتر دربیارین در صورتی که خودت هیچ کدوم نداری
اینقدر انرژی صرف تغییر دادن ملت نکن
پیش دیوار انکار قرار نگیر
با تمام وجود خدارو شاکرم که میتونم این مطالب رو بنویسم این اگاهی دارم
این سایت هست
این مسیر زیبا رو میشناسم
و از خدا میخوام کمک کنه راه درست برم و بیشتر عملگرا باشم
خیلی ممنونم از سایت عباسمنش و دست اندر کاران بزرگوار
سلام دوباره به استاد عزیزم و خانوم شایسته محترم و همسفران گلم
8 روز نبودم بخاطر اینکه پدرم بیمارستان بود بدلیل ابتلا به همین بیماری…
میدونم وقفه ای که افتاد تعهدم رو بهم ریخته ولی با نگاه و انرژی مثبت به از سرگیری سفرنامه برگشتم.
یه جمله ی توی توضیحات این فایل بود که ندونستنش منو حدود سه سال عقب انداخت توی یه موضوعی.
دستاوردی که قرار بود دوماهه به سادگی بهش برسم رو سه سال عقب انداختم خودم بخاطر محدود شدن باورهام چون حرفای دیگرانو شنیدمو باور کردم…
و اون جمله بنیادی اینه:
(وقتی به دنبال کسب نتیجهای هستی که افراد زیادی با وجود تلاشهای زیاد، هرگز موفق به کسب آن نشدهاند، هرگز در “تله تجارب نامناسب دیگران” نیفت و آن را به عنوان یک کار غیر ممکن نپذیر.)
الان دیگه این جمله رو با تک تک سلولام قبول دارم.
و چقدر این نکته ظریفه و چقدر ساده راه نامحدود باورهامون رو میبندیم با شنیدن حرفهای دیگران که برگرفته از تجربیات محدودشونه و باورهای محدود ترشون.
و نکته بسیار مهم دیگه اینکه انسانها با ندیدن و تجربه نکردن بعضی چیزها باورهاشون محدود میمونه و نمیتونن خواسته های بزرگتر رو باور کنن و همین سبب میشه استاندارهای زندگیشون بشدت پایین بمونه.
آدمی رو تو فامیلامون داریم که توی یه شرکت خیلی معمولی کار میکنه و چون این بنده خدا تا بحال به دلیل مشغله کاری خیلی فشرده جایی نرفته تجربه خاصی رو نداشته همیشه با قطعیت کامل میگه شرکت ما بهترین و بزرگترین شرکت دنیا تو زمینه ی…. هست.
حالا زمینه کاریشو نمیگم .
و من همیشه با خودم میگم این تقصیری نداره که نرفته ندیده دو متر جلوتر از خودشو ندیده یه شهر اونطرفتر رو ندیده .شرکتای دیگه کسب و کارای دیگه…
یا از اون جالبتر یه ادعای دیگه هم داره که همیشه میگه یه ماشین ساده معمولی با یه ماشین مثلا چند میلیاردی چه فرقی داره؟
اونم چهارتا چرخ داره و یه فرمون خب اینم همونو داره.
مردم احمقن میرن میلیاردی پول میدن به ظاهر و تجملات…
بازم همیشه تو دلم میگه خب تجربه نکرده و اصلا نخواسته که تجربه کنه.تفاوت این ماشین و اون ماشین رو که بطور فیزیکی نتوسنته تجربه کنه بطور مجازی هم که اصلا نرفته دنبالش ببینه چرا اون پنجاه تومنه اون یکی پنج میلیارد.
این محدودیت ماله همون تجربه نکردن ندیدن و بسته بودنه.
و یه حرف خیلی خیلی ظریفی که استاد گفتن وقتی با اون مربی سایت صحبت میکردن و دیدن که خیلی از مدار مربوط پرت هستن و خیلی باورها ی محدود دارن دیگه بحثو ادامه ندادم چون باورهای خودم خراب میشد و این نکته برای من یه یادآوری بسیار مهم و به موقع بود.
خدارو شکر میکنم جدیدا خیلی خوب از پس این تمرین برمیام و هروقت کسی در مورد مسائل جدی زندگی یه نظر کاملا بر خلاف قانون میده و پافشاری میکنه خیلی خونسرد و با احترام میگم حق با شماست.شما حق داری این مدلی به موضوع نگاه کنی.
اگر طرفم خیلی مشتاق به این باشه که مخالفت منو برانگیخته کنه نهایتا میگم جهان برای من طور دیگه ای عمل میکنه.همین.
خدارو شکر میکنم به این مسیر پربرکت برگشتم.و فایل امروز چقدر برام نشونه بود چقدر حال فرکانسیمو ارتقا داد.در پناه خدا باشید.
متن کامل فایل ارزشمند “کلیپ انگیزشی شماره 2” تقدیم به دوستان عزیز هم فرکانسی:
من یه سگ سیاه داشتم به اسم افسردگی.
هروقت این سگ ظاهر میشد من احساس بی ارزشی می کردم و زندگی به نظرم خیلی خسته کننده می رسید.
اون ممکن بود در هر زمان و مکانی بی دلیل ظاهر بشه.
سگ سیاه از لحاظ ظاهری منو پیرتر از سن و سالم کرده بود.
وقتی همه ی دنیا در حال لذت و شادی بودن من فقط می تونستم زندگی رو از دریچه ی تاریک سگ سیاه ببینم.
کارهایی که قبلا خیلی برام شادی آور بودند ناگهان همگی با حضور اون لذتشون رو از دست دادند.
سگ سیاه می خواست که اشتهام رو کور کنه.
اون باعث شده بود تمرکزم رو همیشه از دست بدم و حافظه ام به شدت بد عمل میکرد.
هرکاری می خواستم انجام بدم و هر تغییری که ایجاد کنم اون به شدت مقاومت میکرد.
اون همیشه در میون جمع اعتماد به نفس منو نابود میکرد. بزرگترین ترس من این بود که مردم پشت سر من حرف بزنن و منو قضاوت کنن.
همیشه مراقب بودم که کسی اونو نبینه. چون باعث آبروریزی من میشد و مخفی کردن اون انرژی زیادی رو از من میگرفت. اینکه مجبور باشی همیشه دروغ بگی و مخفی کاری کنی واقعا حس بدیه.
سگ سیاه باعث میشد که همه ی افکار و حرفام منفی باشه.
اون منو بداخلاق میکرد و باعث میشد افراد از بودن با من احساس بدی پیدا کنن.
اون احساس عشق رو به کلی در من نابود کرده بود.
اون بیشتر از همه دلش میخواست که هرروز با بدخلقی و افکار منفی بیدار بشم و همیشه به یاد من مینداخت که قراره چه روز سخت و کسل کننده ای داشته باشم.
بودن یک سگ سیاه درزندگی به معنای کمی ناراحت بودن، دلگرفته بودن یا بی حوصلگی گذرا نیست. بلکه بسیار بدتر و مجموعه ای از تمام احساسات ویرانگره.
هرچه سنم بالاتر میرفت، بزرگتر و بزرگتر میشد و به تدریج دیگه همیشه با من بود. من سعی کردم با هر ابزاری اون رو از خودم دور کنم، اما اون به راحتی بر من غلبه میکرد و شکست خوردن از اون باعث میشد دفعه های بعد تلاش کمتری برای پیروز شدن بکنم و همین باعث شد که من سراغ مواد مخدر و الکل برم که واقعا اوضاع رو بدتر کرد.
عاقبت من به طور کامل در تنهایی خودم غرق شدم.
سگ سیاه زندگیمو ازم گرفت.
وقتی تو همه ی خوشی های زندگی رو از دست میدی کم کم این سوال برات پیش میاد که اصلا زنده بودن چه فایده ای داره؟
خوشبختانه اینجا زمانی بود که من از افراد متخصص کمک گرفتم. این اولین قدم بهبودی و یک نقطه ی عطف بزرگ برای تغییر در زندگیم بود.
من یاد گرفتم مهم نیست کی باشی. سگ سیاه باعث دردسر میلیون ها نفر شده و احتمال دچار شدن به این مشکل برای همه یکسانه و من فهمیدم که هیچ قرص و داروی جادویی وجود نداره که به من کمک کنه.
من نیاز داشتم که باورهامو تغییر بدم و از دریچه ی دیگه ای به زندگی نگاه کنم.
همچنین من یاد گرفتم که اگر صادقانه احساساتم رو با اطرافیان در میون بذارم خیلی بهتر میتونم تغییر کنم.
از همه مهم تر من یاد گرفتم که به جای ترسیدن از سگ سیاه، به اون آموزش هایی بدم.
هرچقدر که ذهن شما خسته تر و شلوغ تر باشه توانایی شما کمتر میشه. پس من یاد گرفتم که چگونه ذهنم رو آروم کنم و فهمیدن این حقیقت که ورزش منظم از هر دارویی برای افسردگی موثرتره به من خیلی کمک کرد.
پس قدم بزنید، بدوید و بذارید که سگ سیاه از شما عقب بیفته.
دفترچه ای تهیه کنید و سعی کنید که چیزهایی که به خاطرش سپاسگزار هستید رو تو اون یادداشت کنید و به خاطر اونها از خداوند تشکر کنید. این کار واقعا کمک بزرگی میکنه.
مهم ترین موضوعی که باید بدونید اینه که مهم نیست چقدر اوضاع روحیتون خرابه. اگر خودتون رو در مسیر درست قرار بدید و باورهاتون رو تغییر بدید روزهای سیاه سگی خواهند گذشت.
نمی تونم بگم از وجود سگ سیاه خوشحالم اما اون برام معلم بزرگی بود. اون منو مجبور کرد که زندگیمو دوباره ارزیابی کنم و اون رو از نو خلق کنم.
من یاد گرفتم به جای فرار از مشکلات بهتره اونا رو حل کنم.
سگ سیاه ممکنه همواره بخشی از زندگی من بمونه اما دیگه هرگز اون هیولای سابق نیست. ما باهم کنار اومدیم.
با ایمان، آگاهی، صبر، انتظارات مثبت داشتن و شوخ طبعی میتونیم بدترین سگ های سیاه رو درمان کنیم.
اگر دچار مشکل هستید هرگز از کمک خواستن نترسید. کمک خواستن به هیچ وجه مایه ی خجالت نیست. تنها چیزی که مایه ی خجالته، از دست دادن یک زندگیه.
خیلی ممنونم ازت که زحمت کشیدی و متن کامل رو برامون نوشتی🌹تحسینت میکنم قدردان زحمتت هستم حتما پاداش این کاری انجام دادی رو دریافت خواهی کرد واین تمرکز وتوجهت به این متن الهام بخش بود🌹 وبرات بهترینها رو آرزو میکنم🌹
راستش درباره این فایل میخوام بگم که خیلی باورهای فوق العاده ای داره، دوست دارم یه بار اینجا بنویسم که مرور شه برای هممون😊
۱.وقتی روی خودمون کار میکنیم نتایج بزرگی در زندگیمون خلق میکنیم (که هیچ ربطی به گذشتمون نداره واقعا)
۲.وقتی ما حضور ثروت و نعمت رو در زندگیمون طبیعی بدونیم، رفتارمون با ثروتمندهای دیگه مهربانانه و طبیعیه
۳.هر کی درآمد چند میلیارد تومانی در ماه داره، به خدا نزدیک تره و انسان بهتریه، از راه درست به ثروت رسیده، صادقتر و درستکارتره، ایمانش از بقیه آدمها به خدا بیشتره
۴.هر چقدر مدار آدم بالاتر بره، آدم های دور و برش درستکارتر میشن (خیلی توی زندگی الانم دارم میبینم تاثیر این باور رو، آدمها فوقالعاده خوب هستن)
۵.هر چی که بتونیم تصور کنیم، میتونیم خلقش کنیم تو زندگیمون
۶.اگر بخوایم کسی که در مدار ما نیست رو قانع کنیم، باورهای خودمون ضعیف میشه
۷. باورهای درست خیلی مهمتر از تکنیکهای فراوونه، چون وقتی باورهای درست داشته باشی، جهان برات خیلی کارها رو انجام میده
۸.هر اتفاق خوبی که برای دیگران می افته، به این معناست که برای منم میتونه اتفاق بیفته
۹. ما میتونیم با باورهای درست چیزهایی رو تو زندگیمون خلق کنیم که تا الان کسی بهش نرسیده
۱۰.به جای کوچک کردن خواسته هامون، باورهامون رو درست کنیم
۱۱.عوامل بیرونی تاثیری در زندگیمون ندارن، همه چیز بستگی به باورهامون و فرکانسی که می فرستیم داره
۱۲. اگر موفقیت رو میخوایم، موفقیت افراد دیگه رو تحسین کنیم و آرزوی خوشبختی کنیم براشون
عالی هستیم با شما استاد مهربون، خدا رو شکر برای این همه باورهای عالی🙏🥰❤
به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که جهان هستی رو پرازفراوانی آفرید تامن ،به قدر باورهام ،به قدر ظرف ذهنیم از این فراوانی بهره ببرم
به جای کوچکترکردن خواستت ،باورهات رو بزرگتر کن
این جمله خیلی برام جدید بود،قبل ترهاشنیده بودم پاهاتواندازه گلیمت دراز کن ،که الان کاملا میفهمم که از باور فقر میاد وپراز شرک هست
استادفرمودن ازتجربیاتمون بگیم ،ازتجربیاتی که بجای کوچک ترکردن خواسته ها ،باورهامون رو بزرگ کردیم
اولین باری که درسال ۹۷شجاعت پیدا کردم تابرم برای اجرای سمینار اقدام کنم زمانی بود که حرفهای استاد رو باور کرده بودم که ایشون بدون داشتن مدرک تونستند پس من هم میتونم
رفتم شهرداری وبا دست خالی اقدام کردم به برگزاری دوره .اون زمان دیپلم داشتم وهیچ مدرکی نداشتم اما حرفهای استاد باورهای قدرتمند کننده ای رو برام ایجاد کرده بود
رفتم ودرکمال ناباوری شوراها بامن همکاری کردند ومن سالن اجتماعات شهرمون رو با نااازل ترین قیمت یعنی ۱۰۰هزارتومن اجاره کردم و دوره برگزار کردم و اون ماه ۳میلیون تومن درآمد زایی کردم،درحالی که اون سال پایه حقوق ۱۲۰۰هزارتومان بود
بعد یک ارگانی چوب چای خرجم گذاشت ودرست در روز اجرای دوم اجازه ی برگزاری رو نداد
بااونهمه اطلاع رسانی که من کرده بود و اونهمه هزینه ی تبلیغات
اما من شاگرد استادبودم و دست از رویاهام نکشیدم
به طور شگفت انگیزی به سمت گرفتن مدرک مهارتهای زندگی هدایت
شدم ودقیقا دو روز بعد زمان شروع ثبت نام این مهارتها بود ورفتم دورهاشو گذروندمو از دانشگاه تهران که معتبرترین دانشگاه کشور هست
همزمان شجاعتم بیشترشده بود و در دانشگاه شهر محل سکونتم ثبت نام کردم ودانشجوی دوره کاردانی شدم
با حرفهای استاد هرروز شهامتم برای اجرای سمیناربیشترمیشد ،باوجود اینکه بسیار میترسیدم اما دردانشگاه باحضور بیش از صد دانشجو واستاد سمینار برگزار کردم وبسیار هم موفق بودم
وبعد پله پله طی مراحل تکامل ،تابه امروز که سه سال ازاون ماجرا میگذره من از خانه داری ودیپلمه بودن و تا خرخره زیر قرض بودن وماشین نداشتن
با کمک آگاهی هایی که استاد بهم دادن و با مطالعه سایتشون و همین فایلهای رایگان
چون اوایل بضاعت خرید محصول رو نداشتم
از اونجا به اینجایی رسیدم که
الان بامعدل ۱۸ مدرک کاردانی کسب وکارم رو گرفتم
مدیرفروش بیمه عمر دریک شرکت تخصصی ونامی شدم درحال لیدری تیم قوی ومجموعه خودم هستم
پبیش از ۵۰ وبینار وسمینار در جاهای معتبر ازجمله دانشگاه ها شرکتهای بزرگ و مدرسه ها و شهر داری هابرگزار کردم
تماما قرض ها وقسط های عقب مونده رو پرداخت کردیم وماشین سمند زیبایی خریدیم
به تازگی بهم پیشنهاد،کارکردن درمرکز مشاوره دانشگاه رو دادن وبنده قبول کردم😇
وهزااارن برابر این دستاوردهای قابل اندازه گیری من در آرامش وعشق وصلح درونی قرار دارم که همه این نتایج با ایجاد باور قدرتمند کننده ،وارد تجربیات زندگیم شدن
الان میدونم مسئلم تماما باورهای محدود کننده مالی هست وباخرید محصول روانشانسی ثروت میخوام تحول مالی بسیااار بزرگ در زندگیم ایجادکنم تا به خودم وجهان ثابت کنم که میشود
باورهمه چیزه هرکس هرچیزیوباورکنه اساس همون باورام درزندگیش ب وجودمیاد
مابایدسعی کنیم آگاهانه ب دنبال باورهای خوب باشیم
وقتی باورمحدودباشه درموردچیزی مااون چیزروباورنمیکنیم وشروع میکنیم ب قضاوت درموردش شروع میکنیم ب انکارکردن ب دلایلی ک برای ذهنمون منطقی ب واسطه اون باورای محدود خودمونوقانع میکنیم ولی حقیقت چیزدیگس
دراین جهان محدودیتی وجودنداره اگر کسی ب چیزی نرسید دلیل نمیشه ک فک کنیم پس نشدنیه وماهم نمیتونیم همه چیزمیشه واگرکسی ب چیزی رسیدبایدباورکنیم وایمان داشته باشیم ک ماهم میتونیم وخودمونوب واسطه باورای محدودمون بادلایلی مثله اینک طرف شخص خاصی توانایی خاصی داره شرایطش خاص بود خدا اینومیخواسته براش طرف پارتی داشته شانس داشته وازین حرفا قانع نکنیم
دراین جهان اگریک نفربه یک موفقیت ویاچیزی برسه به این معنی ک تمام آدمهای روی کره زمین هم بدون استثنامیتونن بش برسن وتنهاچیزی ک مانع رسیدن بقیه میشه نداشتن ایمان وباورهای مناسب
الان من خودمومثال میزنم ک کارموشروع کردم ک فروشندگی بعد باورم مشکل داره درموردیه مدل فروش ودارم روش کارمیکنم وعجلم ندارم وتکاملموطی میکنم اما مثلا من چون باورم محدودمیگم اون مدل فروش نمیشه درصورتی ک یکی ازدوستای خودم یاخواهرم یا یه پیج دیگ دقیقا همینکارومیکنن وکلی هم نتیجه گرفتن وباورشون اینه ک میشه وحالامنم دارم تقویت میکنم این باورو ونتیجشم ک صددرصدمیدونم میشه روبازمیام میگم وقتی اوناتونستن ب ایم روش پس منم میتونم شک ندارم
ولی مثلا من دوسال بود دوس داشتم کسبوکارشروع کنم ولی بخاطر باورمحدودکمبودوسرمایه زیادواولیه اینا شروع نمیکردم تاوقتی ک بااستادآشناشدم وفهمیدم بایدباهمون چیزی ک داریم شروع کنیم باایمان وباورفراوانی ونعمت وثروت بی نهایت ومعنوی بودن ثروت وکلی باورادیگ روروش کارکردم وهنوزم دارم میکنم والان همون کاروشروع کردم باچیزی ک داشتم ک اگ اون باوراقبلم بود ک بقول استاداصن ب استارتم نمیرسید تونطفه میموند همونجور خدایاشکرت بخاطر این راه راست
یامثلابراباورمحدود درمورد خواهرم میگم ک پوشاک داره قبل ازجابجایی توپاساژجدیدباورداشت ک اونجاهمه کلی فروش میکنن ودیگ جنساشوتوهوامیبرنو کلی پول میاددستشو خلاصه رفت تا۱ماه اولم همینجوربود ولی کم کم فروشش کم شدودیگ مشتری نداشت بنظرتون چرا؟چون تمام افرادی ک اونجابودن البته فقط دوسه نفر(مابقی فروش عالی داشتن) از نبودمشتری وکمبودومردم پول ندارنو دلارواین چیزا گفتن فتن وگفتن تااونم باورکرد چون اونم خیلی وقت بود ک اونجابود سریع باورکرد واین اتفاق براش افتاد ولی الان من اومدم باهاش حرف زدم ازاوایل کارش گفتم ودرموردخدا والان بازمثل روزای اول کلی فروش داره واینم بخاطر باورای قبلش چون قبلن تونسته الان بازبراش باورپذیره ک بازمیتونه وقشنگ من قوانین ثابت الهی رودرهرچیزی دوروبرم میبینم وتاییدمیکنم وباورام روزب روزقویترمیشن وافرادموفقم تحسین میکنم وازفروششون خوشحال میشم چون میبینم ک مشتری وثروت فراوونه درهرشرایطی مهم باورامونه
سلام به دوستان هم فرکانسی ام ،سلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیزم
خداروشکر می کنم به خاطر آشنایی ام با این سایت،بی نهایت سپاسگزارم🙏 از استادو خانم شایسته عزیز به خاطر این آگاهی ها به خاطر این مسیر قشنگی رو که دارن بهمون نشون می دن به خصوص به خاطر فایل های قسمت روز شمار تحول زندگی من،که خیلی به من کمک کرده ،من تقریبا یه ماهی هست که با این سایت آشنا شدم اگرچه شرایطم هنوز مثل قبل هست ولی با انجام تمریناتی که تو همین چند وقته انجام دادم آرامش وشادی قشنگی وارد زندگیم شده،رابطه ام باخدای مهربونم وحس سپاسگزاریم خیلی بیشتر شده،ویه امید وباور خاصی درمت ایجاد شده که من هم می تونم به تمام آنچه که می خوام برسم. امروز باخوندن کامنت های دیگران ،دلم خواست که منم کامنت بزارم وبعدها بیام نگاه کنم ببینم که از کجا به کجا رسیدم واز موفقیت ها ولحظه های رسیدن به تک تک خواسته هام براتون بگم به امید آن روز،بهترین ها را در دنیا وآخرت براتون آرزومندم🥰
به نام خدایی که باور کردنش سطح رویا و آروزهای ما رو بالا و بالاتر میبره.
و سلام خدمت استاد عزیزم که که خدا رو باور کرد و آرزوهای بزرگ کرد و با باور ساختن ایمان ما رو قوی کرد.
و سلام خدمت بانو شایسته که ایشونهم حتما باورهای عالی داشتن که همسفر استاد شدن تو این مسیر زیبا.
سلام خدمت دوستان هم مسیرم در برگ بسیار زیبا و فوق العاده ی بیست و چهارم.
آنقدر این فایل فوق العاده و شگفت انگیز بود که صبح نتونستم تا بیشتر از نیمه ی فایل و گوش کنم.
خدای من چقدر باور قدرت داره.💥خدای من چقدر خدا قدرت تو وجود ما گذاشته.
چقدر استادم درست میگه که همه چی باوره.💥چقدر درست میگه که همه چی به درون ما و باورهامون ربط داره نه هیچ عامل بیرونی.
💥چقدر اون مثال استاد برای بازدید و کامنت سایت محشر بود.استادم شما چقدر مرد عملی.آنقدر نتایجتون و باورهاتون شگفت انگیزه که اصلا قابل هضم نبوده و بنده خدا آقای استاد مارکتینگ باور نمیکرده که هیچ .تیکه هم میپرونده.
مرحبا به شما و باورتون و صبوریتون.
والله استاد من طاقت تیکه شنیدن ندارم بخصوص که حق با من باشه.ظهر به همسرم میگفتم میبینی امیر استاد چه صبری داشته .ما بودیم گوش اون فرد و میگرفتیم و میگفتیم اینم یه فایل جدید دارم میذارم.اینم کل کارمندام .پس بیا دو روز کامل با هم باشیم تا ببینی کی کامنت مینویسه🤣🤣🤣.
واقعا مرحبا داری استادم که گرفتار حواشی نمیشی و حالا که نه .خیلی وقته نتایجتون فریاد میزنه.
استاد جان ما هیچ اطلاعاتی در مورد فروش اینترنتی نداریم اما به شدت مشتاقم که اینکار و بکنم و دوست دارم خودم سایتمو راه اندازی کنم .وومیخوام واسش باور بسازم.همین چند روز پیش ایده ی اون کار هنری بهم الهام شد و منم که مشتاق کار هنری هستم و بودم.با حدی که تو مجردیم که جو خونه شلوغ بود با اینکه محصل بودم شب تا صبح بیدار میموندم و یه کاری وبا شوق و ذوق خلق میکردم .و موقعی که میخواستم بخوابم بارها از رختخواب بلند میشدم و میرفتم میدیدمش و قربون صدقش میرفتم.و همه تاییدش میکردن.ولی هیچ وقت نتونستم باهاش کسب درآمد داشته باشم بخاطر باورهای محدود کننده.
اما حالا به لطف شما و آموزه هاتون و باور ثروت تو قدم اول امیدوارم.و نظرم این بود که هر چی درست کردم ببرم تو مغازه نوشت افزارمون بفروشم.
ولی با این فایل امروز و یه فایل دیگه که یه نفر دو سال چشم انتظار راه اندازی سایتش بوده و شما فرمودین که خب خودت میرفتی یاد میگرفتی و از اولش خودت انجام میدادی .ایده و روحیه گرفتم واسه بالا بردن اطلاعاتم تو زمینه گوشی و کامپیوتر و اینترنت و همزمان حرفه ای شدن تو کار هنری و طی کردن تکامل.
و البته ساختن باور در کنار تجسم.
خدای من چه تصمیم بزرگی هست که حتما به اراده و تعهد فولادین از نوع اراده ی استادم نیازمنده.
اما من میتونم چون من تو زندگیم خیلی سختی کشیدم و اراده داشتم با باورهای محدود کننده بوده.
ولی الان هم میخوام به شدت از مسیر لذت ببرم .هم از تجسم و باور ساختن انرژی بگیرم.و هم روزانه مرتب آروم آروم کسب اطلاعات کنم و عجله نداشته باشم.
استاد جمله های نابی تو تمرین ستاره قطبی قدمها فرمودن که حتی فقط گوش کردنش شارژمون میکنه.
اینها تصمیماتی بود که گرفتم و اما از باورهای گذشتم که بر خلاف اعتقاد بقیه بود و موفق شدم این بود که
سال ۸۵ تصمیم گرفتم تو شرکت که همکار همسرم بودم کار نکنم چون جو مسمومی داشت.و با اینکه دستیار مسئول فنی بودم و سرپرست هم بودم و برای من و خلاقیتم تصمیم گرفته شده بود که مدیر تولید بشم.اما دوست نداشتم از ۵ صبح تا ۸ شب سرکار باشم و استعفا دادم و مدتی هم طول کشید که بتونم حرفه ی باب میلم و پیدا کنم و با یه ایده و دیدن یه دوست بعداز سالها فهمیدم عاشق عکاسی و نورپردازی و آتلیه و ….هستم و وقتی شروع کردم به کلاس رفتن .خب همه میگفتن بابا مگه الکیه.مگه مردم میان ندیده و نشناخته فیلم و عکس عروسیشون و مهمترین روز زندگیشونو دست تویی بدن که یه ساله کلا کلاس رفتی و کار کردی و میخوای آتلیه بزنی
اما من باور داشتم که میتونم و موفق میشم.به خداوندی خدا منم تو ۸ سال آتلیه داری کلا یکبار تراکت زدم که حتی یک سومش هم پخش نکردم. و یه تبلیغ کوچیک تو کتاب اول کردم و تمام.
ولی به لطف خدا آنقدر تو کارم پیشرفت کردمو همه راضی بودن که حتی تا شهرستانها هم مراسم میرفتم.واقعا ساعت کاری برام مهم نبود.واقعا مسیر مهم نبود.واقعا خسته نمیشدم و عاشقانه کار میکردم.
استاد جان واقعا درست میگن که باور و علاقه تو هر زمینه در کنار توکل معرکه هست.
همکارام بنده خداها چه هزینه هایی واسه تبلیغات میکردن.
چقدر به آرایشگاه ها و گل فروشی و مزو عروس و ….شغلهای مربوط رشوه و درصد میدادن که مشتری داشته باشن ولی من هرگز.
و با آموزه های استاد و گوش کردن دست و پا شکسته ی قدم اول تا چهارم آنقدر باورم شد که میشه تو این شرایط امسال با بیست میلیون پول مغازه زد و قفسه و پیشخون خرید و جنسم آورد.واقعا همه سر تکون میدادن واسه این همه جسارت یا به چشم اونا حماقت ما🙃🙃 اما ما خدا رو داریم و استاد و سایت و تعهد و تمام.👌
خدای من ما همه کلی تجربه های خوب و بد تو زندگی داشتیم که علتشو نمیدونستیم.ولی استاد عباسمنش واسمون ریشه یابی میکنن و با مثالهای زندگی خودشون بهمون نشون میدن که هر چی داریم و نداریم بخاطر طرز فکر و باور و مقدار توکل و شرک ما هست .نه بخاطر خانواده و دوست و کشور و مسئولان.
و بازهم بحث شیرین و متفاوت مدار.استاد میفرمایند یه سری انسان و ثروت و نعمت تو یه مدار هستن و ما با توکل و باور میریم تو اون مدار و اون نعمتها و کار دیگه ای نمیخواد بکنیم و خداوند ما رو به هم کانکت میکنه.
خدای من خیلی ایده ی مدار جذابه.هر جا استاد میگه گل از گلم میشکفه.
💥استاد میگه تو هر مدار اندازه ای از نعمت و ثروت و حال خوب و انسانهای هم فرکانس هستن و ما باید بریم تو اون مدار.نه اینکه اونا بیان تو مدار ما
یعنی ما یه عمره با این باورها و نگرشها منتظر نشستیم اون نعمتها بیان طرف ما .در صورتی که با با تغییر کردن ووبزرگ کردن ظرف وجودیمون باید بریم تو مدار اون خواسته ها.
💥پس ما تا تغییر نکنیم و متعهد به تغییر نشیم خبری از دریافت نعمتها نیست.
💥و تا ادامه ندیم و ظرفمونو بزرگتر نکنیم خبری از ماندگار شدن نعمتها نیست.
به قول استاد جهان مانند آینه عمل میکنه.
👌👌نکته ی جذاب دیگه اینه که قبل از رسیدن به رویاهامون اهداف بعدی و مشخص کنیم و باور بسازیم که همیشه انسان با انگیزه و موفقی باشیم.
💥استاد جان در مورد باور درست میگین .چون آقای بیرانوند که یه بچه روستایی بوده و چوپانی میکرده .تو یه مصاحبه ای از رویاهاش و تجسمهاش میگفت و خدا رو شکر چقدر موفق شد و پیشرفت کرد.
به لطف خدا همیشه انسانهای موفق و تحسین کردم به شکلی که همه میگفتن چنان با ذوق تعریف میکنی که فلانی اینو خریده و اینجوری شده که انگار خودت موفق شدی.
و هر وقت پیاده بودم و میخواستم از عرض خیابون رد شم با دیدن ماشین مدل بالا مکث میکردم که اونا رد شن و تحسینشون میکردم و میگفتم اولویت با ایناست و تا دور شدنشون لذت میبردم از این زیبایی و کیفیت اون ماشینها.🙂
استاد عزیزم نکته های ناب و باارزش تو فایل زیاده و باید بارها گوش کنیم تا به جانمون بشینه.
و از خوندن کامنت آقای عطار روشن انرژی گرفتم و تحقیق و کامنت آقای شریفی هم تحسین میکنم و به بهترین استاد و بهترین سایت میبالم.
و من به همین اکتفا میکنم چون بچه هام دیگه مقدار همکاریشون ته کشیده😃.
خدا را هزاران بار شکر واسه این همه آگاهی و این مسیر روشن.
استاد جان واقعا ممنونم که جای خالی برادرموبه شکلی بینظیر واسم پر کردین.🙏🙏🙏
به نام خدای رزاق
روز بیست و چهارم سفرنامه من
سلام به خانواده دوست داشتنی و صمیمی عباس منش
به جای کوچک کردن خواسته ات،باورت را بزرگتر کن….
به جای گله وشکایت از وضعیت مالی،ظرفت رو بزرگ تر کن…
به جای ناله ونفرین وکینه،ببخش وقلبتو پاک کن…
به جای حسرت خوردن برای گذشته،از حال لذت ببر وبه خدا توکل کن…
به جای حسادت وغبطه خوردن،تایید وتحسین کن…
به جای نمیشودونمی تونم،بگو میشود ومیتونم سپس با ایمان حرکت کن….
به جای گریه و زاری،خنده وشادی رو به روحت دعوت کن…
به جای احساس بی لیاقتی وکم ارزشی،به خودت احترام بگذار وعزت نفست رو تقویت کن….
به جای دیدن کمبودهاونداشته ها،داشته هایت را ببین و خدا را شکر کن….
به جای توجه به نجواهای محدود کننده شیطان،به ندایی که به تو وعده فراوانی و فزونی میداده ومیدهد وهمیشه خواهد داد گوش کن….
ودر آخر به جای اینکه آرزو و رویاهایت را فراموش کنی،بخشندگی ورزاق بودن و وهاب بودن خدا را باور کن…
آرزوها و رویا های تو هر چقدر هم بزرگ باشه
برای خدا برآورده کردنش خیلی راحت وآسونه….
به شرطی که قدرت خدا رو باور کنی وبه اون ایمان واطمینان داشته باشی….
درپناه الله یکتا
خداحافظ….
سلام دوستان عزیزم .
بدون مقدمه میرم سر اصل موضوعی که حس کردم باید بیام و بنویسم تا باورهام تقویت بشه و تصمیم گرفتم که با نوشتن تمرکزم رو بزارم روی خواسته هام و آرزوهام .
من کیمیا ۱۸ سالمه سه ماه دیگه کنکور دارم و تصمیم گرفتم که رتبه تک رقمی بشم .
امروز یکی از دوستامو بعد از مدتها ملاقات کردم و این دوستم از ته قلبش بهم گفت کیمیا مطمئنم که دکتر میشی ، وای خدای من چقدر این جمله حالمو خوب کرد و احساس شادی وصف ناپذیری در وجودم شکل گرفت .
و اومدم توی سدیت و این فایل رو دیدم که استاد در قسمت پایانی این قایل گفت هر چی احساس خوبی میده بهمون درسته و هر چیزی که احساس بدی بهمون میده غلط .
راستش من یک ماه پیش به یکی از بهترین مشاورهای شهرمون پیام دادم و گفتم که من میخوام دندون پزشک بشم و در دانشگاه شهید بهشتی تهران درس بخونم و من چه کاری میتونم انجام بدم که با بازدهی بیشتر درس بخونم و چطور میتونم مفید تر از زمانم استفاده کنم !
ایشون پیام منو سین زدن ولی جوابم رو ندادند ، از اونجایی که من ویدیو های این آقا رو دیده بودم و نوع تفکرشون برام شناخته شده بود ، مطمئن شدم که این آقا جواب من رو از سر این جواب نداده که به نظرش من یه آدم خوش خیالم که میخوام تو فرصت کم به چیزای بزرگ برسم .
اون روز یه حس بدی داشتم چون یه آدمی که کلی درباره این موضوع تجربه داشت یجورایی دست رد به سینم زده بود . این دقیقا همون باور اشتباهی بود که من باید ازش اعراض میکردم و تمرکزم رو روی باور های قوی تر میزاشتم . کلی تو اینترنت گشتم تا یه ویدیو از رتبه یک شده بود و گویا سه ماه فقط وقت گذاشته بود و این نتایج فوق العاده رو گرفته بود ، در ادامه این ویدیو بعد از گذشت دقایقی یکی جلو دوربین اومد و دلایل منطقی آورد که این آدم به این دلایل تونسته رتبه برتر بشه و از سه ماه بیشتر خونده ، چون سال قبل هم گویا کنکور رشته دیگری رو داده و امسال برای این کنکور باید یک درس رو فقط میخونده . اونجا هم کلی باور های اشتباه رو شناختم و آلان که فکر میکنم میبینم که این هم واقعیت نداره و درست نیست چون احساس بدی بهم داده .
پس باید دنبال الگوهای مناسب تری بگردم .
توی اینترنت رتبه برتر های سالهای گذشته رو سرچ کردم و به این چند نفر رسیدم ، درسته مصاحبه ها طولانی نبود ولی خب باورهای درستشون رو از اونجایی که بهم حس خوبی داد شناسایی کردم .
🔵رتبه برتری که عامل موفقیتشو کمک های خدا و بعد اطمینان به خودش دونست .
🔵رتبه برتری که این جمله رو گفت : سرنوشت ساز خودتون ، خودتون هستید و اگه موفقیت رو برای خودتون بخواهید ، خدا هم همین رو براتون میخواد .
🔵امیررضا براتی ، علی عبدلله زاده رتبه برترهای از استان من بودند و برام باور خوبی بود که آدمایی که توی شهر منن موفق شدن پس من هم میتونم .
🔵طنین زاهدی کیا رتبه برتری بود که گفت : برنامم خیلی منعطف بود و جای تفریح هم خیلی داشت ، که این باور رو برام ساخت که درس خوندن به معنی عذاب کشیدن نیست و میشه هم لذت برد و هم درس خوند .
🔵آدین دهقان رتبه برتری که گفت :من روز کنکور حالم خیلی خوب بود و خوشحال بودم و در ادامه گفت خودم فکر میکردم که رتبم خوب بشه و این باور رو برام ساخت که آرامش و حال خوب نتایج خوب رو رقم میزنه و در ادامه فهمیدم که خود باوری تاثیر مسقیمی بر موفقیت داره .
🔵آقای علی مرتضی قلی ،رتبه برتری بود که پیشنهاد داد کنکور رو بچه ها سخت نگیرن .
🔵محمد صادق کشاورزی ، کسی بود که وقت اعلام نتایج رفته بود کوه و این باور رو برام داشت که نباید به آرزو چسبید و باید از تک تک ساعت ها و ثانیه های زندگی لذت برد .
🔵و در نهایت میریم سراغ بزرگ ترین الگوی من ، آقای سید امیر سید شنوا که در مصاحبشون گفتن :من نسبت به همسالانم کمتر درس میخوندم و فکر میکردم که کمیت بیشتر باعث کیفیت من نمیشه بلکه باعث میشه که اُفت کنم و خسته بشم . این حرف انقدر احساس فوق العاده ای رو در من ایجاد کرد که انگار میتونه درست ترین باور من باشه .
خدایا شکرت برای اینهمه الگوی مناسب .
خدا حمایتگر و هدایتگر من و همه شماها باشه .
خدانگهدار.☺
درود آفرین به شما تیم تحقیقاتی عباس منش
خداقوت استاد عزیز و بانو شایسته بزرگوار یار همیشه همراه استاد بعد از خدای مهربون.
امروز ۱۰ ۳ ۱۴۰۰ هستش ظهر ساعت ۱۳
من داشتم یکی از فایلهای استاد رو گوش میدادم در مورد اینکه قسمت من را به سمت نشانه ام هدایت کن .
و قرار بر این شد که تجربه امون رو بنویسیم
بعد از کلیک این قسمت.
من درگیر ی رابطه عاطفی هستم که دائم در حال قهر صلح هستش و الا در قسمت قهر هستیم. از خدای مهربان با تمام وجود خواستم هدایتم کنه به جای ک این چالش برطرف بشه خدایش لذت بردم فکرش نمیکردم به این کلیپ ختم بشه که تمام موارد چالشهای من داخلش هست خدایا شکر ازت ممنونم ک راه خیر شر الهام میکنی عاشقتم من از این کلیپ فهمیدمکه تمام چالش از ذهن بیمار و مسموم من سر چشمه میگیره
میدونید من روزی ک آشنا شدم وارد رابطه شدم گفتم بهتر شمارش حفظ نکنم که احتمالا بعدآ به مشکل برمیخورم وقتی شمارش پاک کردم دیگ راهی برای برگشتن نداشته باشم
با این نیت وارد رابطه شدم که مطمعنآ ی روز جدایی میاد و اون روز رسید
من تمام توجه ام به نکات منفی بوده من تمام انرژی رو صرف تغییر داد اون کردم
من سعی کردم و میکنم که اون رفتاری رو داشته باشه که من دوس دارم
که معمولن اینطور نیست
و این کلیپ بهم فهموند که باید با منفی بافی خدافزی کنی باید دیدگاه مثبت نگری داشته باشی
بیشتر عملگرا باش تا حرف
ایمان عملی داشته باش
تا حرف مفت
تمرین رو انجام بده
نکات مثبت توجه کن
ورزش کن
با نشاط باش
از این که سایت عباسمنش و این همه منابع قوی داری لذت ببر خدارو شاکر باش
بیشتر عمل کن کمتر حرف بزن
نمیخواد به همه بگی عباسمنش کیه چی میگه چکار کنید که رابطهاتون بهتر بشه چطور پول بیشتر دربیارین در صورتی که خودت هیچ کدوم نداری
اینقدر انرژی صرف تغییر دادن ملت نکن
پیش دیوار انکار قرار نگیر
با تمام وجود خدارو شاکرم که میتونم این مطالب رو بنویسم این اگاهی دارم
این سایت هست
این مسیر زیبا رو میشناسم
و از خدا میخوام کمک کنه راه درست برم و بیشتر عملگرا باشم
خیلی ممنونم از سایت عباسمنش و دست اندر کاران بزرگوار
خیلی گلی استاد عباس منش
گل همه اساتید موفقیتی 😍😍🤗🤗
سلام دوباره به استاد عزیزم و خانوم شایسته محترم و همسفران گلم
8 روز نبودم بخاطر اینکه پدرم بیمارستان بود بدلیل ابتلا به همین بیماری…
میدونم وقفه ای که افتاد تعهدم رو بهم ریخته ولی با نگاه و انرژی مثبت به از سرگیری سفرنامه برگشتم.
یه جمله ی توی توضیحات این فایل بود که ندونستنش منو حدود سه سال عقب انداخت توی یه موضوعی.
دستاوردی که قرار بود دوماهه به سادگی بهش برسم رو سه سال عقب انداختم خودم بخاطر محدود شدن باورهام چون حرفای دیگرانو شنیدمو باور کردم…
و اون جمله بنیادی اینه:
(وقتی به دنبال کسب نتیجهای هستی که افراد زیادی با وجود تلاشهای زیاد، هرگز موفق به کسب آن نشدهاند، هرگز در “تله تجارب نامناسب دیگران” نیفت و آن را به عنوان یک کار غیر ممکن نپذیر.)
الان دیگه این جمله رو با تک تک سلولام قبول دارم.
و چقدر این نکته ظریفه و چقدر ساده راه نامحدود باورهامون رو میبندیم با شنیدن حرفهای دیگران که برگرفته از تجربیات محدودشونه و باورهای محدود ترشون.
و نکته بسیار مهم دیگه اینکه انسانها با ندیدن و تجربه نکردن بعضی چیزها باورهاشون محدود میمونه و نمیتونن خواسته های بزرگتر رو باور کنن و همین سبب میشه استاندارهای زندگیشون بشدت پایین بمونه.
آدمی رو تو فامیلامون داریم که توی یه شرکت خیلی معمولی کار میکنه و چون این بنده خدا تا بحال به دلیل مشغله کاری خیلی فشرده جایی نرفته تجربه خاصی رو نداشته همیشه با قطعیت کامل میگه شرکت ما بهترین و بزرگترین شرکت دنیا تو زمینه ی…. هست.
حالا زمینه کاریشو نمیگم .
و من همیشه با خودم میگم این تقصیری نداره که نرفته ندیده دو متر جلوتر از خودشو ندیده یه شهر اونطرفتر رو ندیده .شرکتای دیگه کسب و کارای دیگه…
یا از اون جالبتر یه ادعای دیگه هم داره که همیشه میگه یه ماشین ساده معمولی با یه ماشین مثلا چند میلیاردی چه فرقی داره؟
اونم چهارتا چرخ داره و یه فرمون خب اینم همونو داره.
مردم احمقن میرن میلیاردی پول میدن به ظاهر و تجملات…
بازم همیشه تو دلم میگه خب تجربه نکرده و اصلا نخواسته که تجربه کنه.تفاوت این ماشین و اون ماشین رو که بطور فیزیکی نتوسنته تجربه کنه بطور مجازی هم که اصلا نرفته دنبالش ببینه چرا اون پنجاه تومنه اون یکی پنج میلیارد.
این محدودیت ماله همون تجربه نکردن ندیدن و بسته بودنه.
و یه حرف خیلی خیلی ظریفی که استاد گفتن وقتی با اون مربی سایت صحبت میکردن و دیدن که خیلی از مدار مربوط پرت هستن و خیلی باورها ی محدود دارن دیگه بحثو ادامه ندادم چون باورهای خودم خراب میشد و این نکته برای من یه یادآوری بسیار مهم و به موقع بود.
خدارو شکر میکنم جدیدا خیلی خوب از پس این تمرین برمیام و هروقت کسی در مورد مسائل جدی زندگی یه نظر کاملا بر خلاف قانون میده و پافشاری میکنه خیلی خونسرد و با احترام میگم حق با شماست.شما حق داری این مدلی به موضوع نگاه کنی.
اگر طرفم خیلی مشتاق به این باشه که مخالفت منو برانگیخته کنه نهایتا میگم جهان برای من طور دیگه ای عمل میکنه.همین.
خدارو شکر میکنم به این مسیر پربرکت برگشتم.و فایل امروز چقدر برام نشونه بود چقدر حال فرکانسیمو ارتقا داد.در پناه خدا باشید.
متن کامل فایل ارزشمند “کلیپ انگیزشی شماره 2” تقدیم به دوستان عزیز هم فرکانسی:
من یه سگ سیاه داشتم به اسم افسردگی.
هروقت این سگ ظاهر میشد من احساس بی ارزشی می کردم و زندگی به نظرم خیلی خسته کننده می رسید.
اون ممکن بود در هر زمان و مکانی بی دلیل ظاهر بشه.
سگ سیاه از لحاظ ظاهری منو پیرتر از سن و سالم کرده بود.
وقتی همه ی دنیا در حال لذت و شادی بودن من فقط می تونستم زندگی رو از دریچه ی تاریک سگ سیاه ببینم.
کارهایی که قبلا خیلی برام شادی آور بودند ناگهان همگی با حضور اون لذتشون رو از دست دادند.
سگ سیاه می خواست که اشتهام رو کور کنه.
اون باعث شده بود تمرکزم رو همیشه از دست بدم و حافظه ام به شدت بد عمل میکرد.
هرکاری می خواستم انجام بدم و هر تغییری که ایجاد کنم اون به شدت مقاومت میکرد.
اون همیشه در میون جمع اعتماد به نفس منو نابود میکرد. بزرگترین ترس من این بود که مردم پشت سر من حرف بزنن و منو قضاوت کنن.
همیشه مراقب بودم که کسی اونو نبینه. چون باعث آبروریزی من میشد و مخفی کردن اون انرژی زیادی رو از من میگرفت. اینکه مجبور باشی همیشه دروغ بگی و مخفی کاری کنی واقعا حس بدیه.
سگ سیاه باعث میشد که همه ی افکار و حرفام منفی باشه.
اون منو بداخلاق میکرد و باعث میشد افراد از بودن با من احساس بدی پیدا کنن.
اون احساس عشق رو به کلی در من نابود کرده بود.
اون بیشتر از همه دلش میخواست که هرروز با بدخلقی و افکار منفی بیدار بشم و همیشه به یاد من مینداخت که قراره چه روز سخت و کسل کننده ای داشته باشم.
بودن یک سگ سیاه درزندگی به معنای کمی ناراحت بودن، دلگرفته بودن یا بی حوصلگی گذرا نیست. بلکه بسیار بدتر و مجموعه ای از تمام احساسات ویرانگره.
هرچه سنم بالاتر میرفت، بزرگتر و بزرگتر میشد و به تدریج دیگه همیشه با من بود. من سعی کردم با هر ابزاری اون رو از خودم دور کنم، اما اون به راحتی بر من غلبه میکرد و شکست خوردن از اون باعث میشد دفعه های بعد تلاش کمتری برای پیروز شدن بکنم و همین باعث شد که من سراغ مواد مخدر و الکل برم که واقعا اوضاع رو بدتر کرد.
عاقبت من به طور کامل در تنهایی خودم غرق شدم.
سگ سیاه زندگیمو ازم گرفت.
وقتی تو همه ی خوشی های زندگی رو از دست میدی کم کم این سوال برات پیش میاد که اصلا زنده بودن چه فایده ای داره؟
خوشبختانه اینجا زمانی بود که من از افراد متخصص کمک گرفتم. این اولین قدم بهبودی و یک نقطه ی عطف بزرگ برای تغییر در زندگیم بود.
من یاد گرفتم مهم نیست کی باشی. سگ سیاه باعث دردسر میلیون ها نفر شده و احتمال دچار شدن به این مشکل برای همه یکسانه و من فهمیدم که هیچ قرص و داروی جادویی وجود نداره که به من کمک کنه.
من نیاز داشتم که باورهامو تغییر بدم و از دریچه ی دیگه ای به زندگی نگاه کنم.
همچنین من یاد گرفتم که اگر صادقانه احساساتم رو با اطرافیان در میون بذارم خیلی بهتر میتونم تغییر کنم.
از همه مهم تر من یاد گرفتم که به جای ترسیدن از سگ سیاه، به اون آموزش هایی بدم.
هرچقدر که ذهن شما خسته تر و شلوغ تر باشه توانایی شما کمتر میشه. پس من یاد گرفتم که چگونه ذهنم رو آروم کنم و فهمیدن این حقیقت که ورزش منظم از هر دارویی برای افسردگی موثرتره به من خیلی کمک کرد.
پس قدم بزنید، بدوید و بذارید که سگ سیاه از شما عقب بیفته.
دفترچه ای تهیه کنید و سعی کنید که چیزهایی که به خاطرش سپاسگزار هستید رو تو اون یادداشت کنید و به خاطر اونها از خداوند تشکر کنید. این کار واقعا کمک بزرگی میکنه.
مهم ترین موضوعی که باید بدونید اینه که مهم نیست چقدر اوضاع روحیتون خرابه. اگر خودتون رو در مسیر درست قرار بدید و باورهاتون رو تغییر بدید روزهای سیاه سگی خواهند گذشت.
نمی تونم بگم از وجود سگ سیاه خوشحالم اما اون برام معلم بزرگی بود. اون منو مجبور کرد که زندگیمو دوباره ارزیابی کنم و اون رو از نو خلق کنم.
من یاد گرفتم به جای فرار از مشکلات بهتره اونا رو حل کنم.
سگ سیاه ممکنه همواره بخشی از زندگی من بمونه اما دیگه هرگز اون هیولای سابق نیست. ما باهم کنار اومدیم.
با ایمان، آگاهی، صبر، انتظارات مثبت داشتن و شوخ طبعی میتونیم بدترین سگ های سیاه رو درمان کنیم.
اگر دچار مشکل هستید هرگز از کمک خواستن نترسید. کمک خواستن به هیچ وجه مایه ی خجالت نیست. تنها چیزی که مایه ی خجالته، از دست دادن یک زندگیه.
🌹سلام وصدتا سلام پریسای عزیز🌹
خیلی ممنونم ازت که زحمت کشیدی و متن کامل رو برامون نوشتی🌹تحسینت میکنم قدردان زحمتت هستم حتما پاداش این کاری انجام دادی رو دریافت خواهی کرد واین تمرکز وتوجهت به این متن الهام بخش بود🌹 وبرات بهترینها رو آرزو میکنم🌹
به نام خداوندی که همه وجودم از اوست
سلام به دوستای عزیزم
راستش درباره این فایل میخوام بگم که خیلی باورهای فوق العاده ای داره، دوست دارم یه بار اینجا بنویسم که مرور شه برای هممون😊
۱.وقتی روی خودمون کار میکنیم نتایج بزرگی در زندگیمون خلق میکنیم (که هیچ ربطی به گذشتمون نداره واقعا)
۲.وقتی ما حضور ثروت و نعمت رو در زندگیمون طبیعی بدونیم، رفتارمون با ثروتمندهای دیگه مهربانانه و طبیعیه
۳.هر کی درآمد چند میلیارد تومانی در ماه داره، به خدا نزدیک تره و انسان بهتریه، از راه درست به ثروت رسیده، صادقتر و درستکارتره، ایمانش از بقیه آدمها به خدا بیشتره
۴.هر چقدر مدار آدم بالاتر بره، آدم های دور و برش درستکارتر میشن (خیلی توی زندگی الانم دارم میبینم تاثیر این باور رو، آدمها فوقالعاده خوب هستن)
۵.هر چی که بتونیم تصور کنیم، میتونیم خلقش کنیم تو زندگیمون
۶.اگر بخوایم کسی که در مدار ما نیست رو قانع کنیم، باورهای خودمون ضعیف میشه
۷. باورهای درست خیلی مهمتر از تکنیکهای فراوونه، چون وقتی باورهای درست داشته باشی، جهان برات خیلی کارها رو انجام میده
۸.هر اتفاق خوبی که برای دیگران می افته، به این معناست که برای منم میتونه اتفاق بیفته
۹. ما میتونیم با باورهای درست چیزهایی رو تو زندگیمون خلق کنیم که تا الان کسی بهش نرسیده
۱۰.به جای کوچک کردن خواسته هامون، باورهامون رو درست کنیم
۱۱.عوامل بیرونی تاثیری در زندگیمون ندارن، همه چیز بستگی به باورهامون و فرکانسی که می فرستیم داره
۱۲. اگر موفقیت رو میخوایم، موفقیت افراد دیگه رو تحسین کنیم و آرزوی خوشبختی کنیم براشون
عالی هستیم با شما استاد مهربون، خدا رو شکر برای این همه باورهای عالی🙏🥰❤
به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که جهان هستی رو پرازفراوانی آفرید تامن ،به قدر باورهام ،به قدر ظرف ذهنیم از این فراوانی بهره ببرم
به جای کوچکترکردن خواستت ،باورهات رو بزرگتر کن
این جمله خیلی برام جدید بود،قبل ترهاشنیده بودم پاهاتواندازه گلیمت دراز کن ،که الان کاملا میفهمم که از باور فقر میاد وپراز شرک هست
استادفرمودن ازتجربیاتمون بگیم ،ازتجربیاتی که بجای کوچک ترکردن خواسته ها ،باورهامون رو بزرگ کردیم
اولین باری که درسال ۹۷شجاعت پیدا کردم تابرم برای اجرای سمینار اقدام کنم زمانی بود که حرفهای استاد رو باور کرده بودم که ایشون بدون داشتن مدرک تونستند پس من هم میتونم
رفتم شهرداری وبا دست خالی اقدام کردم به برگزاری دوره .اون زمان دیپلم داشتم وهیچ مدرکی نداشتم اما حرفهای استاد باورهای قدرتمند کننده ای رو برام ایجاد کرده بود
رفتم ودرکمال ناباوری شوراها بامن همکاری کردند ومن سالن اجتماعات شهرمون رو با نااازل ترین قیمت یعنی ۱۰۰هزارتومن اجاره کردم و دوره برگزار کردم و اون ماه ۳میلیون تومن درآمد زایی کردم،درحالی که اون سال پایه حقوق ۱۲۰۰هزارتومان بود
بعد یک ارگانی چوب چای خرجم گذاشت ودرست در روز اجرای دوم اجازه ی برگزاری رو نداد
بااونهمه اطلاع رسانی که من کرده بود و اونهمه هزینه ی تبلیغات
اما من شاگرد استادبودم و دست از رویاهام نکشیدم
به طور شگفت انگیزی به سمت گرفتن مدرک مهارتهای زندگی هدایت
شدم ودقیقا دو روز بعد زمان شروع ثبت نام این مهارتها بود ورفتم دورهاشو گذروندمو از دانشگاه تهران که معتبرترین دانشگاه کشور هست
مدرک مهربی گریش رو گرفتم ،اومدم شهرمون وباقدرت بیشتری سمینار برگزار کردم
همزمان شجاعتم بیشترشده بود و در دانشگاه شهر محل سکونتم ثبت نام کردم ودانشجوی دوره کاردانی شدم
با حرفهای استاد هرروز شهامتم برای اجرای سمیناربیشترمیشد ،باوجود اینکه بسیار میترسیدم اما دردانشگاه باحضور بیش از صد دانشجو واستاد سمینار برگزار کردم وبسیار هم موفق بودم
وبعد پله پله طی مراحل تکامل ،تابه امروز که سه سال ازاون ماجرا میگذره من از خانه داری ودیپلمه بودن و تا خرخره زیر قرض بودن وماشین نداشتن
با کمک آگاهی هایی که استاد بهم دادن و با مطالعه سایتشون و همین فایلهای رایگان
چون اوایل بضاعت خرید محصول رو نداشتم
از اونجا به اینجایی رسیدم که
الان بامعدل ۱۸ مدرک کاردانی کسب وکارم رو گرفتم
مدیرفروش بیمه عمر دریک شرکت تخصصی ونامی شدم درحال لیدری تیم قوی ومجموعه خودم هستم
پبیش از ۵۰ وبینار وسمینار در جاهای معتبر ازجمله دانشگاه ها شرکتهای بزرگ و مدرسه ها و شهر داری هابرگزار کردم
تماما قرض ها وقسط های عقب مونده رو پرداخت کردیم وماشین سمند زیبایی خریدیم
به تازگی بهم پیشنهاد،کارکردن درمرکز مشاوره دانشگاه رو دادن وبنده قبول کردم😇
وهزااارن برابر این دستاوردهای قابل اندازه گیری من در آرامش وعشق وصلح درونی قرار دارم که همه این نتایج با ایجاد باور قدرتمند کننده ،وارد تجربیات زندگیم شدن
الان میدونم مسئلم تماما باورهای محدود کننده مالی هست وباخرید محصول روانشانسی ثروت میخوام تحول مالی بسیااار بزرگ در زندگیم ایجادکنم تا به خودم وجهان ثابت کنم که میشود
ثابت کنم که استاد تونست منم میتونم
💪🧡🧡🧡🧡💚💛
بنام خداوندی ک هرلحظه درحال هدایت ماست😍
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت عزیزانم
باورهمه چیزه هرکس هرچیزیوباورکنه اساس همون باورام درزندگیش ب وجودمیاد
مابایدسعی کنیم آگاهانه ب دنبال باورهای خوب باشیم
وقتی باورمحدودباشه درموردچیزی مااون چیزروباورنمیکنیم وشروع میکنیم ب قضاوت درموردش شروع میکنیم ب انکارکردن ب دلایلی ک برای ذهنمون منطقی ب واسطه اون باورای محدود خودمونوقانع میکنیم ولی حقیقت چیزدیگس
دراین جهان محدودیتی وجودنداره اگر کسی ب چیزی نرسید دلیل نمیشه ک فک کنیم پس نشدنیه وماهم نمیتونیم همه چیزمیشه واگرکسی ب چیزی رسیدبایدباورکنیم وایمان داشته باشیم ک ماهم میتونیم وخودمونوب واسطه باورای محدودمون بادلایلی مثله اینک طرف شخص خاصی توانایی خاصی داره شرایطش خاص بود خدا اینومیخواسته براش طرف پارتی داشته شانس داشته وازین حرفا قانع نکنیم
دراین جهان اگریک نفربه یک موفقیت ویاچیزی برسه به این معنی ک تمام آدمهای روی کره زمین هم بدون استثنامیتونن بش برسن وتنهاچیزی ک مانع رسیدن بقیه میشه نداشتن ایمان وباورهای مناسب
الان من خودمومثال میزنم ک کارموشروع کردم ک فروشندگی بعد باورم مشکل داره درموردیه مدل فروش ودارم روش کارمیکنم وعجلم ندارم وتکاملموطی میکنم اما مثلا من چون باورم محدودمیگم اون مدل فروش نمیشه درصورتی ک یکی ازدوستای خودم یاخواهرم یا یه پیج دیگ دقیقا همینکارومیکنن وکلی هم نتیجه گرفتن وباورشون اینه ک میشه وحالامنم دارم تقویت میکنم این باورو ونتیجشم ک صددرصدمیدونم میشه روبازمیام میگم وقتی اوناتونستن ب ایم روش پس منم میتونم شک ندارم
ولی مثلا من دوسال بود دوس داشتم کسبوکارشروع کنم ولی بخاطر باورمحدودکمبودوسرمایه زیادواولیه اینا شروع نمیکردم تاوقتی ک بااستادآشناشدم وفهمیدم بایدباهمون چیزی ک داریم شروع کنیم باایمان وباورفراوانی ونعمت وثروت بی نهایت ومعنوی بودن ثروت وکلی باورادیگ روروش کارکردم وهنوزم دارم میکنم والان همون کاروشروع کردم باچیزی ک داشتم ک اگ اون باوراقبلم بود ک بقول استاداصن ب استارتم نمیرسید تونطفه میموند همونجور خدایاشکرت بخاطر این راه راست
یامثلابراباورمحدود درمورد خواهرم میگم ک پوشاک داره قبل ازجابجایی توپاساژجدیدباورداشت ک اونجاهمه کلی فروش میکنن ودیگ جنساشوتوهوامیبرنو کلی پول میاددستشو خلاصه رفت تا۱ماه اولم همینجوربود ولی کم کم فروشش کم شدودیگ مشتری نداشت بنظرتون چرا؟چون تمام افرادی ک اونجابودن البته فقط دوسه نفر(مابقی فروش عالی داشتن) از نبودمشتری وکمبودومردم پول ندارنو دلارواین چیزا گفتن فتن وگفتن تااونم باورکرد چون اونم خیلی وقت بود ک اونجابود سریع باورکرد واین اتفاق براش افتاد ولی الان من اومدم باهاش حرف زدم ازاوایل کارش گفتم ودرموردخدا والان بازمثل روزای اول کلی فروش داره واینم بخاطر باورای قبلش چون قبلن تونسته الان بازبراش باورپذیره ک بازمیتونه وقشنگ من قوانین ثابت الهی رودرهرچیزی دوروبرم میبینم وتاییدمیکنم وباورام روزب روزقویترمیشن وافرادموفقم تحسین میکنم وازفروششون خوشحال میشم چون میبینم ک مشتری وثروت فراوونه درهرشرایطی مهم باورامونه
خدایاشکرت بخاطر تک تک آگاهی هایی ک بهم یادمیدی
استادگلم ازتون ممنونم خانم شایسته گلم ازتون ممنونم
درپناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشید
به نام خالق دوست داشتنی ام😍💓
سلام به دوستان هم فرکانسی ام ،سلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیزم
خداروشکر می کنم به خاطر آشنایی ام با این سایت،بی نهایت سپاسگزارم🙏 از استادو خانم شایسته عزیز به خاطر این آگاهی ها به خاطر این مسیر قشنگی رو که دارن بهمون نشون می دن به خصوص به خاطر فایل های قسمت روز شمار تحول زندگی من،که خیلی به من کمک کرده ،من تقریبا یه ماهی هست که با این سایت آشنا شدم اگرچه شرایطم هنوز مثل قبل هست ولی با انجام تمریناتی که تو همین چند وقته انجام دادم آرامش وشادی قشنگی وارد زندگیم شده،رابطه ام باخدای مهربونم وحس سپاسگزاریم خیلی بیشتر شده،ویه امید وباور خاصی درمت ایجاد شده که من هم می تونم به تمام آنچه که می خوام برسم. امروز باخوندن کامنت های دیگران ،دلم خواست که منم کامنت بزارم وبعدها بیام نگاه کنم ببینم که از کجا به کجا رسیدم واز موفقیت ها ولحظه های رسیدن به تک تک خواسته هام براتون بگم به امید آن روز،بهترین ها را در دنیا وآخرت براتون آرزومندم🥰
به نام خدایی که باور کردنش سطح رویا و آروزهای ما رو بالا و بالاتر میبره.
و سلام خدمت استاد عزیزم که که خدا رو باور کرد و آرزوهای بزرگ کرد و با باور ساختن ایمان ما رو قوی کرد.
و سلام خدمت بانو شایسته که ایشونهم حتما باورهای عالی داشتن که همسفر استاد شدن تو این مسیر زیبا.
سلام خدمت دوستان هم مسیرم در برگ بسیار زیبا و فوق العاده ی بیست و چهارم.
آنقدر این فایل فوق العاده و شگفت انگیز بود که صبح نتونستم تا بیشتر از نیمه ی فایل و گوش کنم.
خدای من چقدر باور قدرت داره.💥خدای من چقدر خدا قدرت تو وجود ما گذاشته.
چقدر استادم درست میگه که همه چی باوره.💥چقدر درست میگه که همه چی به درون ما و باورهامون ربط داره نه هیچ عامل بیرونی.
💥چقدر اون مثال استاد برای بازدید و کامنت سایت محشر بود.استادم شما چقدر مرد عملی.آنقدر نتایجتون و باورهاتون شگفت انگیزه که اصلا قابل هضم نبوده و بنده خدا آقای استاد مارکتینگ باور نمیکرده که هیچ .تیکه هم میپرونده.
مرحبا به شما و باورتون و صبوریتون.
والله استاد من طاقت تیکه شنیدن ندارم بخصوص که حق با من باشه.ظهر به همسرم میگفتم میبینی امیر استاد چه صبری داشته .ما بودیم گوش اون فرد و میگرفتیم و میگفتیم اینم یه فایل جدید دارم میذارم.اینم کل کارمندام .پس بیا دو روز کامل با هم باشیم تا ببینی کی کامنت مینویسه🤣🤣🤣.
واقعا مرحبا داری استادم که گرفتار حواشی نمیشی و حالا که نه .خیلی وقته نتایجتون فریاد میزنه.
استاد جان ما هیچ اطلاعاتی در مورد فروش اینترنتی نداریم اما به شدت مشتاقم که اینکار و بکنم و دوست دارم خودم سایتمو راه اندازی کنم .وومیخوام واسش باور بسازم.همین چند روز پیش ایده ی اون کار هنری بهم الهام شد و منم که مشتاق کار هنری هستم و بودم.با حدی که تو مجردیم که جو خونه شلوغ بود با اینکه محصل بودم شب تا صبح بیدار میموندم و یه کاری وبا شوق و ذوق خلق میکردم .و موقعی که میخواستم بخوابم بارها از رختخواب بلند میشدم و میرفتم میدیدمش و قربون صدقش میرفتم.و همه تاییدش میکردن.ولی هیچ وقت نتونستم باهاش کسب درآمد داشته باشم بخاطر باورهای محدود کننده.
اما حالا به لطف شما و آموزه هاتون و باور ثروت تو قدم اول امیدوارم.و نظرم این بود که هر چی درست کردم ببرم تو مغازه نوشت افزارمون بفروشم.
ولی با این فایل امروز و یه فایل دیگه که یه نفر دو سال چشم انتظار راه اندازی سایتش بوده و شما فرمودین که خب خودت میرفتی یاد میگرفتی و از اولش خودت انجام میدادی .ایده و روحیه گرفتم واسه بالا بردن اطلاعاتم تو زمینه گوشی و کامپیوتر و اینترنت و همزمان حرفه ای شدن تو کار هنری و طی کردن تکامل.
و البته ساختن باور در کنار تجسم.
خدای من چه تصمیم بزرگی هست که حتما به اراده و تعهد فولادین از نوع اراده ی استادم نیازمنده.
اما من میتونم چون من تو زندگیم خیلی سختی کشیدم و اراده داشتم با باورهای محدود کننده بوده.
ولی الان هم میخوام به شدت از مسیر لذت ببرم .هم از تجسم و باور ساختن انرژی بگیرم.و هم روزانه مرتب آروم آروم کسب اطلاعات کنم و عجله نداشته باشم.
استاد جمله های نابی تو تمرین ستاره قطبی قدمها فرمودن که حتی فقط گوش کردنش شارژمون میکنه.
اینها تصمیماتی بود که گرفتم و اما از باورهای گذشتم که بر خلاف اعتقاد بقیه بود و موفق شدم این بود که
سال ۸۵ تصمیم گرفتم تو شرکت که همکار همسرم بودم کار نکنم چون جو مسمومی داشت.و با اینکه دستیار مسئول فنی بودم و سرپرست هم بودم و برای من و خلاقیتم تصمیم گرفته شده بود که مدیر تولید بشم.اما دوست نداشتم از ۵ صبح تا ۸ شب سرکار باشم و استعفا دادم و مدتی هم طول کشید که بتونم حرفه ی باب میلم و پیدا کنم و با یه ایده و دیدن یه دوست بعداز سالها فهمیدم عاشق عکاسی و نورپردازی و آتلیه و ….هستم و وقتی شروع کردم به کلاس رفتن .خب همه میگفتن بابا مگه الکیه.مگه مردم میان ندیده و نشناخته فیلم و عکس عروسیشون و مهمترین روز زندگیشونو دست تویی بدن که یه ساله کلا کلاس رفتی و کار کردی و میخوای آتلیه بزنی
اما من باور داشتم که میتونم و موفق میشم.به خداوندی خدا منم تو ۸ سال آتلیه داری کلا یکبار تراکت زدم که حتی یک سومش هم پخش نکردم. و یه تبلیغ کوچیک تو کتاب اول کردم و تمام.
ولی به لطف خدا آنقدر تو کارم پیشرفت کردمو همه راضی بودن که حتی تا شهرستانها هم مراسم میرفتم.واقعا ساعت کاری برام مهم نبود.واقعا مسیر مهم نبود.واقعا خسته نمیشدم و عاشقانه کار میکردم.
استاد جان واقعا درست میگن که باور و علاقه تو هر زمینه در کنار توکل معرکه هست.
همکارام بنده خداها چه هزینه هایی واسه تبلیغات میکردن.
چقدر به آرایشگاه ها و گل فروشی و مزو عروس و ….شغلهای مربوط رشوه و درصد میدادن که مشتری داشته باشن ولی من هرگز.
و با آموزه های استاد و گوش کردن دست و پا شکسته ی قدم اول تا چهارم آنقدر باورم شد که میشه تو این شرایط امسال با بیست میلیون پول مغازه زد و قفسه و پیشخون خرید و جنسم آورد.واقعا همه سر تکون میدادن واسه این همه جسارت یا به چشم اونا حماقت ما🙃🙃 اما ما خدا رو داریم و استاد و سایت و تعهد و تمام.👌
خدای من ما همه کلی تجربه های خوب و بد تو زندگی داشتیم که علتشو نمیدونستیم.ولی استاد عباسمنش واسمون ریشه یابی میکنن و با مثالهای زندگی خودشون بهمون نشون میدن که هر چی داریم و نداریم بخاطر طرز فکر و باور و مقدار توکل و شرک ما هست .نه بخاطر خانواده و دوست و کشور و مسئولان.
و بازهم بحث شیرین و متفاوت مدار.استاد میفرمایند یه سری انسان و ثروت و نعمت تو یه مدار هستن و ما با توکل و باور میریم تو اون مدار و اون نعمتها و کار دیگه ای نمیخواد بکنیم و خداوند ما رو به هم کانکت میکنه.
خدای من خیلی ایده ی مدار جذابه.هر جا استاد میگه گل از گلم میشکفه.
💥استاد میگه تو هر مدار اندازه ای از نعمت و ثروت و حال خوب و انسانهای هم فرکانس هستن و ما باید بریم تو اون مدار.نه اینکه اونا بیان تو مدار ما
یعنی ما یه عمره با این باورها و نگرشها منتظر نشستیم اون نعمتها بیان طرف ما .در صورتی که با با تغییر کردن ووبزرگ کردن ظرف وجودیمون باید بریم تو مدار اون خواسته ها.
💥پس ما تا تغییر نکنیم و متعهد به تغییر نشیم خبری از دریافت نعمتها نیست.
💥و تا ادامه ندیم و ظرفمونو بزرگتر نکنیم خبری از ماندگار شدن نعمتها نیست.
به قول استاد جهان مانند آینه عمل میکنه.
👌👌نکته ی جذاب دیگه اینه که قبل از رسیدن به رویاهامون اهداف بعدی و مشخص کنیم و باور بسازیم که همیشه انسان با انگیزه و موفقی باشیم.
💥استاد جان در مورد باور درست میگین .چون آقای بیرانوند که یه بچه روستایی بوده و چوپانی میکرده .تو یه مصاحبه ای از رویاهاش و تجسمهاش میگفت و خدا رو شکر چقدر موفق شد و پیشرفت کرد.
به لطف خدا همیشه انسانهای موفق و تحسین کردم به شکلی که همه میگفتن چنان با ذوق تعریف میکنی که فلانی اینو خریده و اینجوری شده که انگار خودت موفق شدی.
و هر وقت پیاده بودم و میخواستم از عرض خیابون رد شم با دیدن ماشین مدل بالا مکث میکردم که اونا رد شن و تحسینشون میکردم و میگفتم اولویت با ایناست و تا دور شدنشون لذت میبردم از این زیبایی و کیفیت اون ماشینها.🙂
استاد عزیزم نکته های ناب و باارزش تو فایل زیاده و باید بارها گوش کنیم تا به جانمون بشینه.
و از خوندن کامنت آقای عطار روشن انرژی گرفتم و تحقیق و کامنت آقای شریفی هم تحسین میکنم و به بهترین استاد و بهترین سایت میبالم.
و من به همین اکتفا میکنم چون بچه هام دیگه مقدار همکاریشون ته کشیده😃.
خدا را هزاران بار شکر واسه این همه آگاهی و این مسیر روشن.
استاد جان واقعا ممنونم که جای خالی برادرموبه شکلی بینظیر واسم پر کردین.🙏🙏🙏