این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نکته اول: باور نداشتن باورهای منفی دیگران به همون اندازه داشتن باورهای مثبت هم جهت با خواسته، اهمیت داره.
نکته دوم: وقتی تکامل طی بشه و آدم به خودش ایمان داشته باشه و عمل کنه به اهداف بزرگش هم میرسه نیازی نیست که خواستمون رو به اندازه باور محدود دیگران، کوچیک کنیم.
من فکر میکنم اینکه استاد قبل از راه اندازی سایت سمینار برگزار میکردن و به هزاران نفر درس موفقیت آموزش می دادن باعث شده بود ایمان قوی داشته باشن که اگه بخوان توی حوزه آنلاین هم می تونن موفق باشن.
و اینکه وقتی جلوی کلی آدم در مورد هدفشون حرف زدن یعنی بهش متعهد شده بودن در نتیجه گرفتن بی تاثیر نبود.
باور مثبت هم جهت با خواسته+ ایمان به خود+ توکل برخدا+ تعهد به عملی کردن ایده ها = رسیدن به خواسته ها
خداروشکر میکنم که خدای مهربانم همواره درحال هدایت وحمایت من است
واقعا نمیدونم چی بگم فقط میخوام ردپا بگذارم برای خودم ودیگران یه روزی یه جایی برگردم پیام های که گذاشتم بخونم بگم .آفرین زینب جان مسیر درستی رفتی اینم نتیجه ی توکل وباور وایمان به خدا مهربانت که بهترین ها را درمسیر قرار میدهد. خدای مهربانم شکرت❤❤❤
سلام ، به همه عزیزان ،بزرگواران و شمایی که در حال خواندن این متن هستی
حمیدرضا فرهانی هستم (پدر دخمرایه گلم بارانا و جانا )
داشتم به تیتر این فایل فکر میکردم ،
(به جای کوچک کردن خواستت باورت رو بزرگتر کن )
میدونی ، خواستم یه داستان براتون بگم ، بعد دربارش با هم صحبت کنیم
«««داستان زری رقاص»»
✳ “زری رقاص ” از لحاظ سواد وفهم چیز دیگری بود!
خوش سخن و با سواد ،
ادیب و نکته دان
بانویی شاد که
خانقاهی نداشت.
دست هایش بسیار نیرومند بود و
زندگی اش از دسترنج خود و باغِ
انگورش میگذشت.
✳ آقای “اخوان”، هم مدیر مدرسهٔ
ما بود و هم معلم ؛ خوب درس میداد.
تا اینکه “یَرَقان” گرفت
و در خانه ما بستری شد
و از “زری رقاص ” خواهش ڪرد طبق شرایط و ضوابط بجایش درس بدهد.
✳ “زری رقاص” روز اول حضور
در کلاس گفت:
بچه ها! امروز ما میخواهیم درباره “خدا” صحبت کنیم
فرقی ندارد “ارمنی” باشید
و یا “مسلمان”.
همه ما از هر دین و مسلکی با “خدا” حرف میزنیم.
حالا خیال کنید خودتان تنها نشستهاید و میخواهید با “خدا” حرف بزنید.
حالا از هر کلاسی از اول تا ششم،
یک نفر بیاید برای ما تعریف کندچطوری با خدا حرف میزند؟
و از خدا چه میخواهد؟
✳ در همین حال “مَملی” دستش را بالا گرفت و گفت:
اجازه من بگم؟*
گفت: بگو پسرم!
✳ “مملی” گالشهای پدرش را
پوشیده بود.
هوا که خوب بود پابرهنه به مدرسه میآمد.
“مملی” چشمانش را بست و گفت:
خدا جان!
همه زمینهای دنیا مال خودته؛
پس چرا به پدر من ندادی؟
این همه خانه توی شهر و دِه هست؛
چرا ما خانه نداریم؟
خدا جان!
تو خودت میدانی ما در خانهمان بعضی شبها “نانِ خالی” میخوریم.
شیر مادرم خشک شده، حالا برای خواهر کوچکم “افسانه”، دیگر شیر ندارد.
خداجان!
گاو و گوسفندم نداریم.
اگر “جهان خانم” به ما شیر نمیداد،
خواهرم گرسنه میماند و میمرد!
خدا جان!
ما هیچ وقت عید نداریم. تا حالا هیچ کدام از ما لباسِ نو نپوشیدهایم
و اگر موقع عید “مادرِ هاشم “ به مادرم تخم مرغ رنگی نمیداد، توی خانه ما عید نمیشد!
✳ کلاس ساکت ساکت بود. “مَملی” انگار یادش رفته بود توی کلاس است.
“زری رقاص” روبروی پنجره ایستاده بود. داشت از آنجا به افق نگاه میکرد
بعضی بچهها گریه میکردند
” زری رقاص” آهسته گفت:
حرف بزن پسرم!
با خدا حرف بزن، بیشتر حرف بزن!
“مملی” گفت:
اجازه بانو! حرفم تمام شد.
✳ “زری رقاص” برگشت و “مملی”
را بغل کرد و گفت:
بارڪ الله پسرم!
با “خدا” باید همین جور حرف زد.
✳ کلاس تمام شد
و “زری رقاص” به خانه خود رفت و همان شب با خط خودش نامه ای نوشت که “باغ پدریاش”
را که بهترین باغ انگور در “روستای مارون” بود،
به خانوادهٔ “مملی” بخشید!
این داستان کاملا واقعیه ، امروز یه جا خوندمش ، و براتون گذاشتمش اما بهتر دیدم منبع رو ذکر نکنم.
ببین ، نگاه مملی رو نسبت به خداوند ، مملی در لحظه ای که خداوند رو باور کرد و با تمام وجود حرفها و خواسته هاش رو گفت ، براش اتفاق افتاد ، و زری دست خداوند شد ، برایه او و خانوادش .
مملی باورش رو بزرگکرد ، به اندازه تمام وجودش . و فقط خداوند رو تنها حامی و همراه خودش حس کرد.
نمیدونم چی باید بگم از اینهمه بزرگی و لطف و قانون ….
به نظرم بزرگکردن باورها نتیجه ایمان و اعتقاد به وجود بی نهایت خداونده ، خداوندی که محدودیتی نداره و قوانین بدون تغییری وضع کرده که تا ابد با دقیق ترین حالت ممکن در حال کار هستند ، تا ما رو به خواسته هامون برسونن،
فقط از خداوند میخوام من هم باور کنم ، خداوند رو ، قوانین خداوند رو اونطوری که مملی در یک لحظه باور کرد ، که البته این باور کردنش نتیجه تضادهاش بود و خواسته هایی که (به قول استاد عزیز)از دل یه زمستونه سرد و راه ناهموار شکل گرفته بود ،، نتیحه کلی فکر بود ،،،،،اما با تمام وجود باور کرد، که خدا میشنوه
و واقعا خدا میشنوه ، خدا میشنوه و قوانینش دارند کار میکنند و جهان بر نظمی بینهایت استواره
اینکه من باور کنم و تحسین کنم و نتیجه بگیرم با تمرکز بر زیباییها،،، عجیب قانون بزرگیه
اما در نتیجه تغییر کردنه منه حمید ،از کسی که تا دیروز تویه بدو بدو بودم و کذب بالحسنی بودن به حمیدرضایی که امروز آرومه و اَلذی اَعطیٰ و التَقی و الصَدَق بالحسنی ، حتما باورها اتفاقات و شرایط و تغییر میکنه که
اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم
خداوند تمام ما رو به راه راست هدایت کند ، راه کسانیکه به آنها نعمت داده ، نه راه کسانیکه بر آنها غضب کرده و نه راه گمراهان
درپناه نور ، در پناه فرمانروا ، در پناه خالق ، در پناه خدا
مهم نیست دیگران در مورد من چی فکر میکنن ، مهم اینه که من چی فکر میکنم
یادمه زمانی مجرد بودم با دوست خودم که متاهل بود بحث داشتم که اون دوستم میگفت مادرزنت به نوعی دشمن تو هست ولی من هرگز قبول نمیکردم و با خودم میگفتم که اصلا امکان نداره و به خودم اجازه ندادم که این باور در من شکل بگیره و از خدای مهربونم آن گونه که لایق سپاسگزاری است سپاسگزاری میکنم که مادرخانمی روزی من کرد که من را پسر خود میداند و حتی اسم من را در گوشی خود پسرم ذخیره کرده است و از صمیم قلبش مرا دوست دارد
خدایا شکرت که تصویر ذهنی من را به واقعیت تبدیل کردی
سلام وخسته نباشید به استاد خوش قلبم وخانم شایسته ی عریز و همه ی دوستان گلم که تو این سایت عضو هستن.
دنیا دنیای فرکانسی ومداری هست.
وما باهر لحظه به جهان فرکانس میفرستیم.
حرفای استاد توحید وایمان وباور وحس خوبه.
و با فایل هایش میخواهد ترمز هایی را که مخفی هست اون هارو شناسایی کنیم.
همه ی انسان ها چون تو جامعه ای هستین که همه به بدی ها ناراحتی ها گرانی وکمبود وحسودی و…..گوش میدن.
ماهیت زهن ما بر نکات منفی هست یعنی ناخوداگاه روی مساعل منفی بد فکر میکنیم.
وتو بعضی شرایط حتی فکر کردن مثبت هم خیلی سخته.ولی باید زهنمون رو کنترل کنیم
بجای کوچیک کردن خواسته هامون باور هاموم رو بزرگ کنیم
باید باور کنیم ما لایق بهترین ها هستیم
باید باور کنیم کسی که به ثروت میلیاردی رسیده ماهم میتونیم(شاید اول مثلا میلیاد برای خیلی از ماهایی که چندین سال باور اشتباه داشتیم خیلی عدد بزرگی باشه ولی باور به خدا اعتماد به خدا وعمل به توحید همه ی این هارو میشه به صورت طبیعی توی زندگی تجربه کرد.و بقول استاد که ۳برابر کردن ثروت توی یک سال رو گذاشته بودن باید اول پله ای رو درنظر بگیرین که بتونیم بهش برسیم مثلا بگیم ماهی ۲۰میلیون درامد بعد که ۱۰۰ و…..تا بتونیم نجوای شیطانو کنترل کنیم.)
باید باور کنیم کسی که رابطه ی عاشقانه ی سالمی دارد پایداری دارید ماهم میتونیم چون همه چیز باور وفرستادن فرکانس به جهان هستی هست.اگه به باخود بگیم دختر یا پسر خوب کمه هیشکی الان پایدار نیست همه خیانت میکنن و…..مطمین باشید کسی هم بیاد زندگیتون هرکاریم بکنید باز از اونایی که میترسید ودارید بهش فکر میکنید بهش میرسید.چون جهان به فرکانس هایی که ارسال میکنیم شرایط وموقعیت هم وزن با مدارمون برامون میفرستد.
باید باور کنیم کسی که توی فامیل خانواده محل کار وهرجای دیگه ادم محبوبیه وهمه دوسش دارن ماهم میتونیم.هرکی قانونو بدونه وبه توحید خداوند عمل کنه وخودشو لایق وارزشمند بدونه وبندگیه خودشو خوب بجا بیاره. توسط دستان خداوند مورد احترام و محبت قرار میگیره.
—-‐———————–‐——————–
ساده ترین راه برای بالا بردن مدار واحساس خوب شکرگذاریه خداوند هست.
برای هرچیزی که دارید کوچیک وبزرگ سپاس گذار خداوند باشید.
امروز تو یجایی شنیدم خدا دوس نداره بندش بهش التماس کنه تمنا کنه گریه کنه که به من پول بده سلامتی بده و….
خدا وقتی میبینه بندش احساسش عالیه حرفاشو قانونشو با عشق داره میره بدون این که بخواد بهش نیازشو میده تا حسشو عالی کنه چون انسان با ایمان وشاد وموفق میتونه به پیشرفت جهان شناخت خداوند کمک کنه.بهترین چیز توین دنیا ثروت مند ترین وموفق ترین وشادترین بودن هست.
باید موفقعیت بقیشو تحسین کنیم
ثروث بقیه رو تحسین کنیم
سلامتی بقیه رو تحسین کنیم
رابطه ی خانوادگی ودوستاشو تحسین کنیم
ایمانشو با خداوند تحسین کنیم
چون با تحسین کردن ما براحتی داریم خودمونو به مدار بالا میبریم و اتفاقات خوب و دعوت میکنیم به زندگیمون بیان.
((فرض کنیم ما یک اهنربا هستیم که قطب منفی وقطب مثبت داره به این فرق که مثبت مثبتو جذب میکنه منفی منفی رو.حالا ما با هربار فکر کردن داریم شرایط مثبت یا منفی به زندگیمون دعوت میکنیم.
من یه جمله ای دارم هی میگم
من مغناطیس ثروت وسلامتی وعشق هستم ودارم اونهارو به خودم جذب میکنم وبا کوچک ترین نشونه که میبینم شاید مثلااخرش نشه ولی همین که یکی میاد پیشنهاد کاری میگه میگم اره همینو پسر جذب کن توراه درستی شاید اینا نمیشه به این معنی نیستی که تو تو مسیر اشنباهی این یعنی تو باید روی خودت خیلی کار کنی ادامه بده ادامه بده))
باید ثروتمندی دیدیم شنیدیم که شاید تو جمعی دارن بدیشو میگن تهمت میزنن تو تو دلت تحسینش کن
افرین بهت
افرین به این قدرت زهنت که باور هاب خوب ساختی
افرین بهت که این همه نعمت خداوندو داری وازش لذت میبری
بهترین الگو میخوای ببینی استاد که بدون این که خسته بشه شب تا روز بدووه اینو اونور دستاش کثیف بشه بدنش از پا بیوفته روز به روز ثروت به زندگیش زیاد وزیادتر میشه خداروشکر که ما استادو به عنوان الگویی داریم که ببینیم وقانون خدا داره جواب میده ثروت ونعمت بصورت خیلی راحت توسط دستان خداوند میاد.
امروز هم خیلی چیز خوبی یاد گرفتم که باید تحسین کرد.باید باور کرد تا رسید با تلاش کردن فیزیکی نمیشه جایی رسید.تا باور قدرتمند کننده نباشه نمیشه کاری کردی کرد.
تحسین کردن، باور های محدود کننده را از بین میبرد وقدرتمند کننده میاره و باورش راحت تر میشه برا این که ثروتمند ونعمت وسلامتی فراوان هست تو دنیا که میشه راحت داشته باش
اینم یادمون باش احساس خوب =اتفاقات خوب
خسته نباشید عزیزانم دوستون دارم وخوشحالم که پیش شماها هستم.❤❤❤❤❤❤❤
استاد عزیزم یخ وجودم آب شد وقتی در کلاسهای گرم وپر از محبت شما شرکت کردم ودانشجوی این دانشگاه مقدس شدم.
من چقدر مقاومت داشتم که از دیگران تعریف کنم.
چقدر سختم بود.
الان به لطف پروردگار و اگاهیهای ناب شما وتمرینات خودم ناخوداگاه از هرکس که باهاش ارتباط میگیرم تعریف میکنم.
تواناییهاشو براش میگم واو کلی شروع میکنه برام تعریف کردن و جو شاد ولذتبخش میشه.
الان حتی غریبه هایی رو که نمیشناسم هم در ذهنم تحسینشون میکنم وبرای تک تک شون آرزوی خیر وبرکت میکنم.
الان آرزومه که خبر عقد وتولد وعروسی بشنوم ودر ستاره قطبیم مینویسم.
الان از خوبیهای دیگران میگم.
از خوبیها وزیباییها وتوانایی همونایی که تو چکاپ فرکانسیم نوشته بودم اینا با من دشمن هستن.
الان بهترین رابطه رو با عزیزانم دارم.
با اطرافیانم دارم وعشق میدم وعشق بیشتری رو دریافت میکنم.
الان ماشینهای خارجی که از جلوم رد میشه میگم خدایا شکرت اینقدر باورای درست ونابی داشته که این نعمت رو دریافت کرده.
خدایا بهتر از اینو بهش بده.
خدایا زندگیش رو پر از خیر وبرکت کن.
امروز یه نفر به من گفت اگه پسرت خونه نداشته باشه نمیتونه ازدواج کنه.بهش زن نمیدن.
من جواب اون فرد رو ندادم.
ولی در ذهنم داشتم برای خودم مرور میکردم که نه، پسرم خوشبخت میشه وبهترینها رو دریافت میکنه چون من وپسرم به قدرت رب ایمان داریم.
من به خدا سپردم.
من مدیریت کارام رو به دست خدا دادم.
پسرم انسان متوکلی است وخدا توکل کنندگان رو دوس داره.
آنچه باعث خوشبختی عزیزم میشه خونه نیست.اعتماد به خدای اون خونه است.
ومن دارم هدایتهای الهی رو دریافت میکنم ومیدانم در زمان ومکان مناسب قرار میگیریم.
ما به خدا توکل کردیم.
من از شادی دیگران لدت میبرم.
از کسانی که به طرق مختلف ابراز لذت وشادی میکنن شاد میشم وبراشون آرزوی موفقیت دارم.
من تک تک جوانان سر زمینم را دوست دارم وبراشون عشق وثروت وآرامش رو آرزو میکنم.
من ناخوداگاه از تحسین دیگران لذت میبرم.
خدایا شکرت منو در این مدار قرار دادی.
من از ثروتمند شدن دیگران شاد میشم.
وقتی کسی خونه جدیدی میسازه به خاطر تک تک لحظاتی که صاحبخونه تو اون خونه شاده از خدا سپاسگزاری میکنم.
وقتی کسی ماشین جدید ولوکسی سواره به خاطر تک تک لحظات زیبایی که داره رانندگی میکنه وبوی نو بودن وآروم بودن اون ماشین رو حس میکنه از خدا سپاسگزاری میکنم.
واین در درجه اول به نفع خودمه.
من دارم شادی وثروت بیشتری رو به سمت خودم جذب میکنم.
من عشق میدم و چندین برابر عشقو دریافت میکنم.
من عاشق خونه های جدید
ماشینای جدید ولوازم جدیدم که دیگران دارن وازش لذت میبرن.
وخودم هم اونارو دریافت میکنم وقتی که درمدار مناسبش قرار بگیرم.
خدایا شکرت صدهزار مرتبه شکر برا این سفر مقدسی که خودت هدایتمون میکنی باور دارم این سفر قراره خود مقدسمو آشکار کنه و چه ذوقی دارم بابتش.
استاد عزیز با بزرگترین چالش زندگیم مواجهم ترسی که از پدرم در وجودم شکل گرفت و همواره سعی کردم طوری رفتار کنم که موجب خشمش نشوم و بشدت میترسیدم و بعدها این ترس با شریک زندگیم تکرار و مضاعف شد حتی چن سال پیش یک درمان روانکاوی هم انجام دادم که خیلی در بهبود روابطم تاثیر مثبت داشت اما اصلا فکر نمیکردم همه ی اون ترسا که بیشتر اوقات مخفی شون میکردم از درون چقدر تخریبم کرده و الان همه خودشو تو رانندگیم نشون میده انگار ذره ذره از تو سلولام خارج میشن . از مریم جانِ عزیزم تشکر ویژه بابت متنای هدایتی که منو به خودم نشون میده « باورهایی که ساخته ای تا همین جای نتایج را جواب داده ، اگر نتایج بزرگتر و متفاوت تری میخوای باید باورای قدرتمندکننده تر و متفاوت تری بسازی »بله فقط و فقط باورای جدیدم منو قدرتمند و متعهد به ادامه دادن کرده و دارم سعی میکنم خالق شرایط باشم نه تابع شرایط
البته از اون جایی که من اصولا عملگراییم خیلی کم بوده با هدایت خداوند چند ماه پیش یه جمله شنیدم که خیلی کمکم کرد «برا رسیدن به موفقیتای بزرگ باید آدم بزرگی بشی »چون تو شرایط فعلی یه بازنشسته خونه نشین هستم گفتم بهتره برا خودم تمرینات فردی منظم بذارم تا از رکود و بی عمل بودن در بیام اومدم از ابتدای امسال برا خودم ورزشای منظم صبحگاهی گذاشتم و هر روز حداقل یکساعت و بیشتر انجام میدم و منی که بسیار سرمایی ام و روزای سرد تو خونه میموندم به لطف خدا برنامه مو بی وقفه ادامه دادم تا به سهم خودم فرکانسای قدرتمندی به کاینات ارسال کرده باشم و بسیار تمرین میکنم با گوش دادن مداوم فایلای سفرنامه راه تاخت و تاز نجواهای ذهنمو ببندم و فهمیدم فقط وفقط خودم میتونم با ساختن باورهای مناسب به مدارهای بالاتر برم و خداروشکر میکنم سفر مقدسمون منو برا این تغییر بسیار بزرگم آماده کرد خداروشکر که فرکانسامو تغییر داد و میبینم مربی م چقد خانم وارسته و مثبت اندیش هستن و تمام مدت به نکات مثبت توجه دارن استاد واقعا همینه که میگین : شما رو خودتون کار کنین جهان کار خودشو به درستی انجام میده .
خیلی تمرین کردم بگم منم میتونم و حالا کمی بهتر عمل میکنم و باید تکامل خودمو طی کنم
باید این جمله رو خیلی درک و عمل کنم « اگر می خواهی باورهای قدرتمند کننده بسازی باید به ذهنت متفاوت تجزیه و تحلیل کردن را آگاهانه بیاموزی »
استاد واقعا تعهد سفرمون کمک کرد این راهو ادامه بدم و قدم به قدم شرایطم داره بهبود پیدا میکنه چقققققد احساس خودباوری کردم وقتی تونستم چن مرتبه سربالایی های خفن رو برم و ماشین خاموش نشد اینا برام قویترین تمرینای توحیدی عمل کردنه آره میخوام قدرتو به خدای مهربان هدایتگرم بدم تا در مسیر نور و روشنایی و زیبایی قرارم بده و به سرعت از تاریکی دورم کنه ( خداوند سرپرست مومنان است و آنها را از تاریکی ها بسوی روشنایی بیرون می آورد .بقره/257)
خداروشکر که بازم به کامنتای دوستان معنوی ام هدایت شدم و بسیار آموختم . که باید باید باید در سعی خود استمرار داشته باشم همونی که استاد عزیز روز هشتم گفتین قدمای کوچک اما متوالی رو برداریم .
با مرور مداوم سفرنامه محکم ومصمم تر میشم برا رفتن تو دل ترسم .خداروصدهزار مرتبه شکر
امروز چند تا نکته را می خواستم اول به خودم و بعد به همه دوستانم بگم
من همیشه فکر می کردم چطور می شود باورها را سریعتر ساخت شاید بهتر بگم راحت تر ساخت تا این که امروز خدای مهربانم جوابشو بهم داد.
یکی از ویژگی های حضرت ابراهیم در قران این است که ادم بسیار سپاسگزاری بود وقتی امروز دقیق تر بهش فکر کردم دیدم درسته شاه کلید ساخت باورها سپاسگزاری است اما فرق می کنه سپاسگزاری سطحی تا سپاسگزاری واقعی تا سپاسگزاری که از ریزترین اتفاقات تو زندگیتون به راحتی عبور نکنید. دوستان من زیاد در نوشتن خبره نیستم اما می خوام بگم از صبح که بیدار می شوید تا اخرین لحظه ای که بیدارید برای هر اتفاق ریز و درشت در زندگیتون بی نهایت بار سپاسگزاری کنید. می پرسید چه جوری؟ با مثال براتون توضیح می دم مثلا امروز دخترم تو کار خونه به من خیلی کمک کرد من می تونستم خیلی راحت بگم خدایا شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت اما نه
شکر گزاری واقعی این گونه هست که بگی:
‘خدایا شکرت که امروز دستی از دستان پر مهرت را برام فرستادی تا کارهام راحت سریع و آسان انجام شود
‘خدایا شکرت که همیشه حواست به بنده هات هست و براشون فقط اسانی را می خواهی
‘خدایا شکرت برای انکه دختری مهربان و هنرمند دارم که امروز برام وقت گذاشت
‘خدایا شکرت که ما را تنها نمی ذاری
‘خدایا شکرت که برکت و نعمتت همیشه تو زندگیم جاریه
‘خدایا شکرت که امروز یک غذای خوشمزه با طعم جدید را امتحان کردم
و
و
و هر چی می تونید جملات اثر بخش تر و زیباتر و قدرتمندکننده تر با احساس لیاقت بیشتر به کار برید واقعا چه راهی بهتر و اسان تر از این کار برای منطقی کردن باورها وجود دارد.
سپاسگزاری هم کانون توجه شما را کنترل می کنه و هم منطق های عالی برای ذهنتون می اره و هم به شما ارامش می دهد.
می خواهی ببینی چقدر شکرگزاری واقعی و درست انجام می دهی ببین چقدر احساس خوشبختی می کنی مهم نیست تو چه جایگاهی هستی اگر شکرگزاری در هر جایگاهی باید احساس خوشبختی واقعی بکنی
دوستان مهربانم بیایید تصمیم بگیریم که هر روز سبقت بگیریم در سپاسگزاری کردن و هر روز با خودتون عهد ببندید که امروز ادم شکرگزارتری باشید
من همیشه ویس ضبط می کردم و دائم تو گوشم بود اما از یه زمانی به بعد احساس کردم تاثیرش انقدر ها زیاد نیست بعد فهمیدم من حواسم به اطرافم نیست به نشانه ها نیست به اتفاقات کوچک در اطرافم نیست تا باورهای جدیدم را تایید کنم من فقط یک شنونده محض بودم امزوز فهمیدم با سپاسگزاری می توان تمرکزت را بذاری روی قویتر کردن و تثبیت کردن باورها
خدایا شکرت برای تمام اگاهی که در اختیار ما قرار می دهی به ما کمک کن تا عملگرا باشیم
استاد عزیزم این فایل منو یاد یه موضوعی انداخت که جاش اینجاست که مطرحش کنم.
استاد من یادم نمیاد که انگ یا تهمت و افترا به یه آدم موفق زده باشم. موضوع برای من چیز دیگه ای بود.
دوروبر من چند خانم بودن که یا کارمند بودن یا کار آزاد داشتن . اینها به طرز عجیبی همه چیز زندگیشون سرجاش بود. هم مادر و خانه دار خوبی بودن هم تو حرفه و کارشون موفق بودن و همیشه هم روحیه خوبی داشتن. اینجور نبود ناله کنن و خسته باشن یا بگن وای ما چقدر کار میکنیم. همیشه میگفتم آخه اینا چطور اینجور کاراشون خوب پیش میره. من وقتی میخواستم کاری کنم از کارای دیگم باید میزدم و یه جای کار بلاخره میلنگید. همیشه برام سوال بود این هماهنگی که در زندگی اینها بود تا اینکه هدایت شدم به اینجا. یه مدت که آموزه های شما رو گوش دادم و درک کردم جواب سوالم رو گرفتم.
اونها آگاهانه یا ناآگاهانه باورهای قوی و مناسب داشتن. اونها تردیدی در پیشرفت خودشون نداشتن. رسیدن به خواسته و هدف برای اونها قطعی شده بود. و در نهایت خواسته اونها هماهنگ با باورهای مناسب بود. و نتیجش دستان خداوند بود که به یاریشون میومد. مثلا به شکل یک پرستار دلسوز و قابل اعتماد برای نگهداری بچشون اونم با قیمت خیلی منصفانه که خیالشون راحت باشه ساعتهایی که کنار فرزندشون نیستن ازش خوب نگهداری میشه.
یا بشکل پدرومادری که بیشتروقتها تقبل آشپزی روزانه رو براشون به عهده میگرفتن.
یا به شکل یک خدمه کاربلد باقیمت کم برای نظافت منزلشون.
اونها هم با فراغ بال به کارهای خودشون میرسیدن. یه وقتایی هم که خونه بودن و تعطیلی بود یا مرخصی ، آشپزی میکردن، با بچشون و همسرشون وقت میگذروندن، مطالعه برای کارشون داشتن ، خونه رو اگه لازم بود تمیز میکردن ، سینما یا پارک میرفتن. خلاصه که همه جوره لذت میبردن. هم زنانگی داشتن هم پیشرفت و اهداف شخصی.
به قول معروف دنیا به کامشون بود.
استاد من هم نیروی کمکی میگرفتم ولی همونها نه تنها کارم رو پیش نمیبردن خودشون میشدن یه معزل و دردسر جدید. هربار به یه شکلی . که آخر سر میگفتم نیان. از بس باورهام ضعیف بود، از بس ترس و تردید و دودلی داشتم اینطور میشد. اینها رو الان میفهمم ها. قبلا که هیچی به هیجا بودم.
واقعا الان درک میکنم شما چی میگین. چقدر باورهای درست و قدرتمند نتایج رو متفاوت رقم میزنه.
امیدوارم من هم این آگاهیهای ناب رو بتونم در عمل ازشون استفاده کنم و نتایجی بزرگتر و بهتر در همه ابعاد برای خودم رقم بزنم.
تا اینجاش هم سپاسگزار خداوندم که از وقتی به این مسیر هدایت شدم خیلی تجربه های مثبت و متفاوتی رو در خیلی زمینه ها بدست اوردم که قبلا هرگز نداشتم. خدایا شکرت
یه چیز رو که خیلی عالی توضیح دادین و دفعه پیش با اینکه این فایل رو گوش دادم اصلا نشنیدم این بود که بچه ها وقتی به هدف مدنظرتون نزدیک شدین هدف بعدی رو انتخاب کنین. هدف بعدی رو که انتخاب کنیم این روند رشد و پویایی جریان داره ، ادامه داره. هدف بعدی که نداشته باشیم به این هدف مدنظر که برسیم درجا میزنیم. اونوقت اعتماد بنفسمون کم میشه و نتایج رو به عقب میره. پس هی برای خودمون هدف های جدید داشته باشیم. 😊😍👌👌 عالی بود عالیی.
استاد عزیز واقعا به خاطر مطالب و سایت عالیتون متشکرم و امیدورام هر روز بهتر و بیشتر موفق و ثروتمند باشید. من دوستان عالی دارم که همیشه من رو تشویق میکنن و به من می گند که با وجود دو تا فرزند هر کاری که بخواهم رو میتونم شروع کنم و درش موفق باشم. من به داشتن دوستای خوبم افتخار میکنم و تا به این موقع به هر چیزی که خواستم رسیدم و از این به بعد هم با توجه به اهداف جدیدی که برای خودم دارم به آن ها هم خواهم رسید. همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید. ممنونم بابت احساس خوبی که در من ایجاد می کنید.
سلام به همه
نکته اول: باور نداشتن باورهای منفی دیگران به همون اندازه داشتن باورهای مثبت هم جهت با خواسته، اهمیت داره.
نکته دوم: وقتی تکامل طی بشه و آدم به خودش ایمان داشته باشه و عمل کنه به اهداف بزرگش هم میرسه نیازی نیست که خواستمون رو به اندازه باور محدود دیگران، کوچیک کنیم.
من فکر میکنم اینکه استاد قبل از راه اندازی سایت سمینار برگزار میکردن و به هزاران نفر درس موفقیت آموزش می دادن باعث شده بود ایمان قوی داشته باشن که اگه بخوان توی حوزه آنلاین هم می تونن موفق باشن.
و اینکه وقتی جلوی کلی آدم در مورد هدفشون حرف زدن یعنی بهش متعهد شده بودن در نتیجه گرفتن بی تاثیر نبود.
باور مثبت هم جهت با خواسته+ ایمان به خود+ توکل برخدا+ تعهد به عملی کردن ایده ها = رسیدن به خواسته ها
بسم الله الرحمن الرحیم
خداروشکر میکنم که خدای مهربانم همواره درحال هدایت وحمایت من است
واقعا نمیدونم چی بگم فقط میخوام ردپا بگذارم برای خودم ودیگران یه روزی یه جایی برگردم پیام های که گذاشتم بخونم بگم .آفرین زینب جان مسیر درستی رفتی اینم نتیجه ی توکل وباور وایمان به خدا مهربانت که بهترین ها را درمسیر قرار میدهد. خدای مهربانم شکرت❤❤❤
بنام نور ،بنام فرمانروا،بنام خالق، بنام خدا
آنکس که تو را شناخت جان را چه کن
فرزندو عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
سلام ، به همه عزیزان ،بزرگواران و شمایی که در حال خواندن این متن هستی
حمیدرضا فرهانی هستم (پدر دخمرایه گلم بارانا و جانا )
داشتم به تیتر این فایل فکر میکردم ،
(به جای کوچک کردن خواستت باورت رو بزرگتر کن )
میدونی ، خواستم یه داستان براتون بگم ، بعد دربارش با هم صحبت کنیم
«««داستان زری رقاص»»
✳ “زری رقاص ” از لحاظ سواد وفهم چیز دیگری بود!
خوش سخن و با سواد ،
ادیب و نکته دان
بانویی شاد که
خانقاهی نداشت.
دست هایش بسیار نیرومند بود و
زندگی اش از دسترنج خود و باغِ
انگورش میگذشت.
✳ آقای “اخوان”، هم مدیر مدرسهٔ
ما بود و هم معلم ؛ خوب درس میداد.
تا اینکه “یَرَقان” گرفت
و در خانه ما بستری شد
و از “زری رقاص ” خواهش ڪرد طبق شرایط و ضوابط بجایش درس بدهد.
✳ “زری رقاص” روز اول حضور
در کلاس گفت:
بچه ها! امروز ما میخواهیم درباره “خدا” صحبت کنیم
فرقی ندارد “ارمنی” باشید
و یا “مسلمان”.
همه ما از هر دین و مسلکی با “خدا” حرف میزنیم.
حالا خیال کنید خودتان تنها نشستهاید و میخواهید با “خدا” حرف بزنید.
حالا از هر کلاسی از اول تا ششم،
یک نفر بیاید برای ما تعریف کندچطوری با خدا حرف میزند؟
و از خدا چه میخواهد؟
✳ در همین حال “مَملی” دستش را بالا گرفت و گفت:
اجازه من بگم؟*
گفت: بگو پسرم!
✳ “مملی” گالشهای پدرش را
پوشیده بود.
هوا که خوب بود پابرهنه به مدرسه میآمد.
“مملی” چشمانش را بست و گفت:
خدا جان!
همه زمینهای دنیا مال خودته؛
پس چرا به پدر من ندادی؟
این همه خانه توی شهر و دِه هست؛
چرا ما خانه نداریم؟
خدا جان!
تو خودت میدانی ما در خانهمان بعضی شبها “نانِ خالی” میخوریم.
شیر مادرم خشک شده، حالا برای خواهر کوچکم “افسانه”، دیگر شیر ندارد.
خداجان!
گاو و گوسفندم نداریم.
اگر “جهان خانم” به ما شیر نمیداد،
خواهرم گرسنه میماند و میمرد!
خدا جان!
ما هیچ وقت عید نداریم. تا حالا هیچ کدام از ما لباسِ نو نپوشیدهایم
و اگر موقع عید “مادرِ هاشم “ به مادرم تخم مرغ رنگی نمیداد، توی خانه ما عید نمیشد!
✳ کلاس ساکت ساکت بود. “مَملی” انگار یادش رفته بود توی کلاس است.
“زری رقاص” روبروی پنجره ایستاده بود. داشت از آنجا به افق نگاه میکرد
بعضی بچهها گریه میکردند
” زری رقاص” آهسته گفت:
حرف بزن پسرم!
با خدا حرف بزن، بیشتر حرف بزن!
“مملی” گفت:
اجازه بانو! حرفم تمام شد.
✳ “زری رقاص” برگشت و “مملی”
را بغل کرد و گفت:
بارڪ الله پسرم!
با “خدا” باید همین جور حرف زد.
✳ کلاس تمام شد
و “زری رقاص” به خانه خود رفت و همان شب با خط خودش نامه ای نوشت که “باغ پدریاش”
را که بهترین باغ انگور در “روستای مارون” بود،
به خانوادهٔ “مملی” بخشید!
این داستان کاملا واقعیه ، امروز یه جا خوندمش ، و براتون گذاشتمش اما بهتر دیدم منبع رو ذکر نکنم.
ببین ، نگاه مملی رو نسبت به خداوند ، مملی در لحظه ای که خداوند رو باور کرد و با تمام وجود حرفها و خواسته هاش رو گفت ، براش اتفاق افتاد ، و زری دست خداوند شد ، برایه او و خانوادش .
مملی باورش رو بزرگکرد ، به اندازه تمام وجودش . و فقط خداوند رو تنها حامی و همراه خودش حس کرد.
وَإذا سأَلَک عبادی عَنی ، فأنی قَریب ، اُجیبُ دعوه داع إِذا دَعان
نمیدونم چی باید بگم از اینهمه بزرگی و لطف و قانون ….
به نظرم بزرگکردن باورها نتیجه ایمان و اعتقاد به وجود بی نهایت خداونده ، خداوندی که محدودیتی نداره و قوانین بدون تغییری وضع کرده که تا ابد با دقیق ترین حالت ممکن در حال کار هستند ، تا ما رو به خواسته هامون برسونن،
فقط از خداوند میخوام من هم باور کنم ، خداوند رو ، قوانین خداوند رو اونطوری که مملی در یک لحظه باور کرد ، که البته این باور کردنش نتیجه تضادهاش بود و خواسته هایی که (به قول استاد عزیز)از دل یه زمستونه سرد و راه ناهموار شکل گرفته بود ،، نتیحه کلی فکر بود ،،،،،اما با تمام وجود باور کرد، که خدا میشنوه
و واقعا خدا میشنوه ، خدا میشنوه و قوانینش دارند کار میکنند و جهان بر نظمی بینهایت استواره
اینکه من باور کنم و تحسین کنم و نتیجه بگیرم با تمرکز بر زیباییها،،، عجیب قانون بزرگیه
اما در نتیجه تغییر کردنه منه حمید ،از کسی که تا دیروز تویه بدو بدو بودم و کذب بالحسنی بودن به حمیدرضایی که امروز آرومه و اَلذی اَعطیٰ و التَقی و الصَدَق بالحسنی ، حتما باورها اتفاقات و شرایط و تغییر میکنه که
اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم
خداوند تمام ما رو به راه راست هدایت کند ، راه کسانیکه به آنها نعمت داده ، نه راه کسانیکه بر آنها غضب کرده و نه راه گمراهان
درپناه نور ، در پناه فرمانروا ، در پناه خالق ، در پناه خدا
خیلی فایل عالی بود آقای عباس منش
با این فایل به این جمله رسیدم که
مهم نیست دیگران در مورد من چی فکر میکنن ، مهم اینه که من چی فکر میکنم
یادمه زمانی مجرد بودم با دوست خودم که متاهل بود بحث داشتم که اون دوستم میگفت مادرزنت به نوعی دشمن تو هست ولی من هرگز قبول نمیکردم و با خودم میگفتم که اصلا امکان نداره و به خودم اجازه ندادم که این باور در من شکل بگیره و از خدای مهربونم آن گونه که لایق سپاسگزاری است سپاسگزاری میکنم که مادرخانمی روزی من کرد که من را پسر خود میداند و حتی اسم من را در گوشی خود پسرم ذخیره کرده است و از صمیم قلبش مرا دوست دارد
خدایا شکرت که تصویر ذهنی من را به واقعیت تبدیل کردی
۲۴مین روز سفرتکاملی
سلام وخسته نباشید به استاد خوش قلبم وخانم شایسته ی عریز و همه ی دوستان گلم که تو این سایت عضو هستن.
دنیا دنیای فرکانسی ومداری هست.
وما باهر لحظه به جهان فرکانس میفرستیم.
حرفای استاد توحید وایمان وباور وحس خوبه.
و با فایل هایش میخواهد ترمز هایی را که مخفی هست اون هارو شناسایی کنیم.
همه ی انسان ها چون تو جامعه ای هستین که همه به بدی ها ناراحتی ها گرانی وکمبود وحسودی و…..گوش میدن.
ماهیت زهن ما بر نکات منفی هست یعنی ناخوداگاه روی مساعل منفی بد فکر میکنیم.
وتو بعضی شرایط حتی فکر کردن مثبت هم خیلی سخته.ولی باید زهنمون رو کنترل کنیم
بجای کوچیک کردن خواسته هامون باور هاموم رو بزرگ کنیم
باید باور کنیم ما لایق بهترین ها هستیم
باید باور کنیم کسی که به ثروت میلیاردی رسیده ماهم میتونیم(شاید اول مثلا میلیاد برای خیلی از ماهایی که چندین سال باور اشتباه داشتیم خیلی عدد بزرگی باشه ولی باور به خدا اعتماد به خدا وعمل به توحید همه ی این هارو میشه به صورت طبیعی توی زندگی تجربه کرد.و بقول استاد که ۳برابر کردن ثروت توی یک سال رو گذاشته بودن باید اول پله ای رو درنظر بگیرین که بتونیم بهش برسیم مثلا بگیم ماهی ۲۰میلیون درامد بعد که ۱۰۰ و…..تا بتونیم نجوای شیطانو کنترل کنیم.)
باید باور کنیم کسی که رابطه ی عاشقانه ی سالمی دارد پایداری دارید ماهم میتونیم چون همه چیز باور وفرستادن فرکانس به جهان هستی هست.اگه به باخود بگیم دختر یا پسر خوب کمه هیشکی الان پایدار نیست همه خیانت میکنن و…..مطمین باشید کسی هم بیاد زندگیتون هرکاریم بکنید باز از اونایی که میترسید ودارید بهش فکر میکنید بهش میرسید.چون جهان به فرکانس هایی که ارسال میکنیم شرایط وموقعیت هم وزن با مدارمون برامون میفرستد.
باید باور کنیم کسی که توی فامیل خانواده محل کار وهرجای دیگه ادم محبوبیه وهمه دوسش دارن ماهم میتونیم.هرکی قانونو بدونه وبه توحید خداوند عمل کنه وخودشو لایق وارزشمند بدونه وبندگیه خودشو خوب بجا بیاره. توسط دستان خداوند مورد احترام و محبت قرار میگیره.
—-‐———————–‐——————–
ساده ترین راه برای بالا بردن مدار واحساس خوب شکرگذاریه خداوند هست.
برای هرچیزی که دارید کوچیک وبزرگ سپاس گذار خداوند باشید.
امروز تو یجایی شنیدم خدا دوس نداره بندش بهش التماس کنه تمنا کنه گریه کنه که به من پول بده سلامتی بده و….
خدا وقتی میبینه بندش احساسش عالیه حرفاشو قانونشو با عشق داره میره بدون این که بخواد بهش نیازشو میده تا حسشو عالی کنه چون انسان با ایمان وشاد وموفق میتونه به پیشرفت جهان شناخت خداوند کمک کنه.بهترین چیز توین دنیا ثروت مند ترین وموفق ترین وشادترین بودن هست.
باید موفقعیت بقیشو تحسین کنیم
ثروث بقیه رو تحسین کنیم
سلامتی بقیه رو تحسین کنیم
رابطه ی خانوادگی ودوستاشو تحسین کنیم
ایمانشو با خداوند تحسین کنیم
چون با تحسین کردن ما براحتی داریم خودمونو به مدار بالا میبریم و اتفاقات خوب و دعوت میکنیم به زندگیمون بیان.
((فرض کنیم ما یک اهنربا هستیم که قطب منفی وقطب مثبت داره به این فرق که مثبت مثبتو جذب میکنه منفی منفی رو.حالا ما با هربار فکر کردن داریم شرایط مثبت یا منفی به زندگیمون دعوت میکنیم.
من یه جمله ای دارم هی میگم
من مغناطیس ثروت وسلامتی وعشق هستم ودارم اونهارو به خودم جذب میکنم وبا کوچک ترین نشونه که میبینم شاید مثلااخرش نشه ولی همین که یکی میاد پیشنهاد کاری میگه میگم اره همینو پسر جذب کن توراه درستی شاید اینا نمیشه به این معنی نیستی که تو تو مسیر اشنباهی این یعنی تو باید روی خودت خیلی کار کنی ادامه بده ادامه بده))
باید ثروتمندی دیدیم شنیدیم که شاید تو جمعی دارن بدیشو میگن تهمت میزنن تو تو دلت تحسینش کن
افرین بهت
افرین به این قدرت زهنت که باور هاب خوب ساختی
افرین بهت که این همه نعمت خداوندو داری وازش لذت میبری
تو مومن واقعی هستی
تو قانونو میدونی
خدا از اینی که هست بیشتر بده
خدایا شکرت
نزارید بقیه با تهمت حسرت مدارتونو بیارن پایین.با قبلمون تحسین کنیم.
چون کسی که رسیده یعنی ماهم میرسیم.
😍😍😍😍😍باور 😍😍😍😍😍😍
همه چی باوره.
باور کن خدا باهاته
باور کنی نعمت زیاده
باورکنی سلامتی زیاده
باور کنی که میشه
باور کنی که میتونی
حتما میتونی حتما میشود.
بهترین الگو میخوای ببینی استاد که بدون این که خسته بشه شب تا روز بدووه اینو اونور دستاش کثیف بشه بدنش از پا بیوفته روز به روز ثروت به زندگیش زیاد وزیادتر میشه خداروشکر که ما استادو به عنوان الگویی داریم که ببینیم وقانون خدا داره جواب میده ثروت ونعمت بصورت خیلی راحت توسط دستان خداوند میاد.
امروز هم خیلی چیز خوبی یاد گرفتم که باید تحسین کرد.باید باور کرد تا رسید با تلاش کردن فیزیکی نمیشه جایی رسید.تا باور قدرتمند کننده نباشه نمیشه کاری کردی کرد.
تحسین کردن، باور های محدود کننده را از بین میبرد وقدرتمند کننده میاره و باورش راحت تر میشه برا این که ثروتمند ونعمت وسلامتی فراوان هست تو دنیا که میشه راحت داشته باش
اینم یادمون باش احساس خوب =اتفاقات خوب
خسته نباشید عزیزانم دوستون دارم وخوشحالم که پیش شماها هستم.❤❤❤❤❤❤❤
ارزوی موفقییت برای تک تکون دارم 😘😘😘😘
سلام به عزیزانم
روز ۲۴ سفرم باعشق.
هر کسی نون باوراش رو میخوره.
استاد عزیزم یخ وجودم آب شد وقتی در کلاسهای گرم وپر از محبت شما شرکت کردم ودانشجوی این دانشگاه مقدس شدم.
من چقدر مقاومت داشتم که از دیگران تعریف کنم.
چقدر سختم بود.
الان به لطف پروردگار و اگاهیهای ناب شما وتمرینات خودم ناخوداگاه از هرکس که باهاش ارتباط میگیرم تعریف میکنم.
تواناییهاشو براش میگم واو کلی شروع میکنه برام تعریف کردن و جو شاد ولذتبخش میشه.
الان حتی غریبه هایی رو که نمیشناسم هم در ذهنم تحسینشون میکنم وبرای تک تک شون آرزوی خیر وبرکت میکنم.
الان آرزومه که خبر عقد وتولد وعروسی بشنوم ودر ستاره قطبیم مینویسم.
الان از خوبیهای دیگران میگم.
از خوبیها وزیباییها وتوانایی همونایی که تو چکاپ فرکانسیم نوشته بودم اینا با من دشمن هستن.
الان بهترین رابطه رو با عزیزانم دارم.
با اطرافیانم دارم وعشق میدم وعشق بیشتری رو دریافت میکنم.
الان ماشینهای خارجی که از جلوم رد میشه میگم خدایا شکرت اینقدر باورای درست ونابی داشته که این نعمت رو دریافت کرده.
خدایا بهتر از اینو بهش بده.
خدایا زندگیش رو پر از خیر وبرکت کن.
امروز یه نفر به من گفت اگه پسرت خونه نداشته باشه نمیتونه ازدواج کنه.بهش زن نمیدن.
من جواب اون فرد رو ندادم.
ولی در ذهنم داشتم برای خودم مرور میکردم که نه، پسرم خوشبخت میشه وبهترینها رو دریافت میکنه چون من وپسرم به قدرت رب ایمان داریم.
من به خدا سپردم.
من مدیریت کارام رو به دست خدا دادم.
پسرم انسان متوکلی است وخدا توکل کنندگان رو دوس داره.
آنچه باعث خوشبختی عزیزم میشه خونه نیست.اعتماد به خدای اون خونه است.
ومن دارم هدایتهای الهی رو دریافت میکنم ومیدانم در زمان ومکان مناسب قرار میگیریم.
ما به خدا توکل کردیم.
من از شادی دیگران لدت میبرم.
از کسانی که به طرق مختلف ابراز لذت وشادی میکنن شاد میشم وبراشون آرزوی موفقیت دارم.
من تک تک جوانان سر زمینم را دوست دارم وبراشون عشق وثروت وآرامش رو آرزو میکنم.
من ناخوداگاه از تحسین دیگران لذت میبرم.
خدایا شکرت منو در این مدار قرار دادی.
من از ثروتمند شدن دیگران شاد میشم.
وقتی کسی خونه جدیدی میسازه به خاطر تک تک لحظاتی که صاحبخونه تو اون خونه شاده از خدا سپاسگزاری میکنم.
وقتی کسی ماشین جدید ولوکسی سواره به خاطر تک تک لحظات زیبایی که داره رانندگی میکنه وبوی نو بودن وآروم بودن اون ماشین رو حس میکنه از خدا سپاسگزاری میکنم.
واین در درجه اول به نفع خودمه.
من دارم شادی وثروت بیشتری رو به سمت خودم جذب میکنم.
من عشق میدم و چندین برابر عشقو دریافت میکنم.
من عاشق خونه های جدید
ماشینای جدید ولوازم جدیدم که دیگران دارن وازش لذت میبرن.
وخودم هم اونارو دریافت میکنم وقتی که درمدار مناسبش قرار بگیرم.
خدایا شکرت.
هر روز بهتر از دیروز…….
سلام خدای هدایتگرم
سلام استاد و دوستان همسفرم
خدایا شکرت صدهزار مرتبه شکر برا این سفر مقدسی که خودت هدایتمون میکنی باور دارم این سفر قراره خود مقدسمو آشکار کنه و چه ذوقی دارم بابتش.
استاد عزیز با بزرگترین چالش زندگیم مواجهم ترسی که از پدرم در وجودم شکل گرفت و همواره سعی کردم طوری رفتار کنم که موجب خشمش نشوم و بشدت میترسیدم و بعدها این ترس با شریک زندگیم تکرار و مضاعف شد حتی چن سال پیش یک درمان روانکاوی هم انجام دادم که خیلی در بهبود روابطم تاثیر مثبت داشت اما اصلا فکر نمیکردم همه ی اون ترسا که بیشتر اوقات مخفی شون میکردم از درون چقدر تخریبم کرده و الان همه خودشو تو رانندگیم نشون میده انگار ذره ذره از تو سلولام خارج میشن . از مریم جانِ عزیزم تشکر ویژه بابت متنای هدایتی که منو به خودم نشون میده « باورهایی که ساخته ای تا همین جای نتایج را جواب داده ، اگر نتایج بزرگتر و متفاوت تری میخوای باید باورای قدرتمندکننده تر و متفاوت تری بسازی »بله فقط و فقط باورای جدیدم منو قدرتمند و متعهد به ادامه دادن کرده و دارم سعی میکنم خالق شرایط باشم نه تابع شرایط
البته از اون جایی که من اصولا عملگراییم خیلی کم بوده با هدایت خداوند چند ماه پیش یه جمله شنیدم که خیلی کمکم کرد «برا رسیدن به موفقیتای بزرگ باید آدم بزرگی بشی »چون تو شرایط فعلی یه بازنشسته خونه نشین هستم گفتم بهتره برا خودم تمرینات فردی منظم بذارم تا از رکود و بی عمل بودن در بیام اومدم از ابتدای امسال برا خودم ورزشای منظم صبحگاهی گذاشتم و هر روز حداقل یکساعت و بیشتر انجام میدم و منی که بسیار سرمایی ام و روزای سرد تو خونه میموندم به لطف خدا برنامه مو بی وقفه ادامه دادم تا به سهم خودم فرکانسای قدرتمندی به کاینات ارسال کرده باشم و بسیار تمرین میکنم با گوش دادن مداوم فایلای سفرنامه راه تاخت و تاز نجواهای ذهنمو ببندم و فهمیدم فقط وفقط خودم میتونم با ساختن باورهای مناسب به مدارهای بالاتر برم و خداروشکر میکنم سفر مقدسمون منو برا این تغییر بسیار بزرگم آماده کرد خداروشکر که فرکانسامو تغییر داد و میبینم مربی م چقد خانم وارسته و مثبت اندیش هستن و تمام مدت به نکات مثبت توجه دارن استاد واقعا همینه که میگین : شما رو خودتون کار کنین جهان کار خودشو به درستی انجام میده .
خیلی تمرین کردم بگم منم میتونم و حالا کمی بهتر عمل میکنم و باید تکامل خودمو طی کنم
باید این جمله رو خیلی درک و عمل کنم « اگر می خواهی باورهای قدرتمند کننده بسازی باید به ذهنت متفاوت تجزیه و تحلیل کردن را آگاهانه بیاموزی »
استاد واقعا تعهد سفرمون کمک کرد این راهو ادامه بدم و قدم به قدم شرایطم داره بهبود پیدا میکنه چقققققد احساس خودباوری کردم وقتی تونستم چن مرتبه سربالایی های خفن رو برم و ماشین خاموش نشد اینا برام قویترین تمرینای توحیدی عمل کردنه آره میخوام قدرتو به خدای مهربان هدایتگرم بدم تا در مسیر نور و روشنایی و زیبایی قرارم بده و به سرعت از تاریکی دورم کنه ( خداوند سرپرست مومنان است و آنها را از تاریکی ها بسوی روشنایی بیرون می آورد .بقره/257)
خداروشکر که بازم به کامنتای دوستان معنوی ام هدایت شدم و بسیار آموختم . که باید باید باید در سعی خود استمرار داشته باشم همونی که استاد عزیز روز هشتم گفتین قدمای کوچک اما متوالی رو برداریم .
با مرور مداوم سفرنامه محکم ومصمم تر میشم برا رفتن تو دل ترسم .خداروصدهزار مرتبه شکر
خداجونم یار و یاور و هدایتگر همه مون باش. آمین
سلام به همه دوستان و همراهان صمیمی گروه عباسمنش
امروز چند تا نکته را می خواستم اول به خودم و بعد به همه دوستانم بگم
من همیشه فکر می کردم چطور می شود باورها را سریعتر ساخت شاید بهتر بگم راحت تر ساخت تا این که امروز خدای مهربانم جوابشو بهم داد.
یکی از ویژگی های حضرت ابراهیم در قران این است که ادم بسیار سپاسگزاری بود وقتی امروز دقیق تر بهش فکر کردم دیدم درسته شاه کلید ساخت باورها سپاسگزاری است اما فرق می کنه سپاسگزاری سطحی تا سپاسگزاری واقعی تا سپاسگزاری که از ریزترین اتفاقات تو زندگیتون به راحتی عبور نکنید. دوستان من زیاد در نوشتن خبره نیستم اما می خوام بگم از صبح که بیدار می شوید تا اخرین لحظه ای که بیدارید برای هر اتفاق ریز و درشت در زندگیتون بی نهایت بار سپاسگزاری کنید. می پرسید چه جوری؟ با مثال براتون توضیح می دم مثلا امروز دخترم تو کار خونه به من خیلی کمک کرد من می تونستم خیلی راحت بگم خدایا شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت اما نه
شکر گزاری واقعی این گونه هست که بگی:
‘خدایا شکرت که امروز دستی از دستان پر مهرت را برام فرستادی تا کارهام راحت سریع و آسان انجام شود
‘خدایا شکرت که همیشه حواست به بنده هات هست و براشون فقط اسانی را می خواهی
‘خدایا شکرت برای انکه دختری مهربان و هنرمند دارم که امروز برام وقت گذاشت
‘خدایا شکرت که ما را تنها نمی ذاری
‘خدایا شکرت که برکت و نعمتت همیشه تو زندگیم جاریه
‘خدایا شکرت که امروز یک غذای خوشمزه با طعم جدید را امتحان کردم
و
و
و هر چی می تونید جملات اثر بخش تر و زیباتر و قدرتمندکننده تر با احساس لیاقت بیشتر به کار برید واقعا چه راهی بهتر و اسان تر از این کار برای منطقی کردن باورها وجود دارد.
سپاسگزاری هم کانون توجه شما را کنترل می کنه و هم منطق های عالی برای ذهنتون می اره و هم به شما ارامش می دهد.
می خواهی ببینی چقدر شکرگزاری واقعی و درست انجام می دهی ببین چقدر احساس خوشبختی می کنی مهم نیست تو چه جایگاهی هستی اگر شکرگزاری در هر جایگاهی باید احساس خوشبختی واقعی بکنی
دوستان مهربانم بیایید تصمیم بگیریم که هر روز سبقت بگیریم در سپاسگزاری کردن و هر روز با خودتون عهد ببندید که امروز ادم شکرگزارتری باشید
من همیشه ویس ضبط می کردم و دائم تو گوشم بود اما از یه زمانی به بعد احساس کردم تاثیرش انقدر ها زیاد نیست بعد فهمیدم من حواسم به اطرافم نیست به نشانه ها نیست به اتفاقات کوچک در اطرافم نیست تا باورهای جدیدم را تایید کنم من فقط یک شنونده محض بودم امزوز فهمیدم با سپاسگزاری می توان تمرکزت را بذاری روی قویتر کردن و تثبیت کردن باورها
خدایا شکرت برای تمام اگاهی که در اختیار ما قرار می دهی به ما کمک کن تا عملگرا باشیم
به قول استاد
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست
بنام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم سلام مریم نازنین سلام دوستان همسفر
فایل روز بیست وچهارم سفرنامه
استاد عزیزم این فایل منو یاد یه موضوعی انداخت که جاش اینجاست که مطرحش کنم.
استاد من یادم نمیاد که انگ یا تهمت و افترا به یه آدم موفق زده باشم. موضوع برای من چیز دیگه ای بود.
دوروبر من چند خانم بودن که یا کارمند بودن یا کار آزاد داشتن . اینها به طرز عجیبی همه چیز زندگیشون سرجاش بود. هم مادر و خانه دار خوبی بودن هم تو حرفه و کارشون موفق بودن و همیشه هم روحیه خوبی داشتن. اینجور نبود ناله کنن و خسته باشن یا بگن وای ما چقدر کار میکنیم. همیشه میگفتم آخه اینا چطور اینجور کاراشون خوب پیش میره. من وقتی میخواستم کاری کنم از کارای دیگم باید میزدم و یه جای کار بلاخره میلنگید. همیشه برام سوال بود این هماهنگی که در زندگی اینها بود تا اینکه هدایت شدم به اینجا. یه مدت که آموزه های شما رو گوش دادم و درک کردم جواب سوالم رو گرفتم.
اونها آگاهانه یا ناآگاهانه باورهای قوی و مناسب داشتن. اونها تردیدی در پیشرفت خودشون نداشتن. رسیدن به خواسته و هدف برای اونها قطعی شده بود. و در نهایت خواسته اونها هماهنگ با باورهای مناسب بود. و نتیجش دستان خداوند بود که به یاریشون میومد. مثلا به شکل یک پرستار دلسوز و قابل اعتماد برای نگهداری بچشون اونم با قیمت خیلی منصفانه که خیالشون راحت باشه ساعتهایی که کنار فرزندشون نیستن ازش خوب نگهداری میشه.
یا بشکل پدرومادری که بیشتروقتها تقبل آشپزی روزانه رو براشون به عهده میگرفتن.
یا به شکل یک خدمه کاربلد باقیمت کم برای نظافت منزلشون.
اونها هم با فراغ بال به کارهای خودشون میرسیدن. یه وقتایی هم که خونه بودن و تعطیلی بود یا مرخصی ، آشپزی میکردن، با بچشون و همسرشون وقت میگذروندن، مطالعه برای کارشون داشتن ، خونه رو اگه لازم بود تمیز میکردن ، سینما یا پارک میرفتن. خلاصه که همه جوره لذت میبردن. هم زنانگی داشتن هم پیشرفت و اهداف شخصی.
به قول معروف دنیا به کامشون بود.
استاد من هم نیروی کمکی میگرفتم ولی همونها نه تنها کارم رو پیش نمیبردن خودشون میشدن یه معزل و دردسر جدید. هربار به یه شکلی . که آخر سر میگفتم نیان. از بس باورهام ضعیف بود، از بس ترس و تردید و دودلی داشتم اینطور میشد. اینها رو الان میفهمم ها. قبلا که هیچی به هیجا بودم.
واقعا الان درک میکنم شما چی میگین. چقدر باورهای درست و قدرتمند نتایج رو متفاوت رقم میزنه.
امیدوارم من هم این آگاهیهای ناب رو بتونم در عمل ازشون استفاده کنم و نتایجی بزرگتر و بهتر در همه ابعاد برای خودم رقم بزنم.
تا اینجاش هم سپاسگزار خداوندم که از وقتی به این مسیر هدایت شدم خیلی تجربه های مثبت و متفاوتی رو در خیلی زمینه ها بدست اوردم که قبلا هرگز نداشتم. خدایا شکرت
یه چیز رو که خیلی عالی توضیح دادین و دفعه پیش با اینکه این فایل رو گوش دادم اصلا نشنیدم این بود که بچه ها وقتی به هدف مدنظرتون نزدیک شدین هدف بعدی رو انتخاب کنین. هدف بعدی رو که انتخاب کنیم این روند رشد و پویایی جریان داره ، ادامه داره. هدف بعدی که نداشته باشیم به این هدف مدنظر که برسیم درجا میزنیم. اونوقت اعتماد بنفسمون کم میشه و نتایج رو به عقب میره. پس هی برای خودمون هدف های جدید داشته باشیم. 😊😍👌👌 عالی بود عالیی.
مثل همیشه ممنون از آموزه های نابتون❤
استاد عزیز واقعا به خاطر مطالب و سایت عالیتون متشکرم و امیدورام هر روز بهتر و بیشتر موفق و ثروتمند باشید. من دوستان عالی دارم که همیشه من رو تشویق میکنن و به من می گند که با وجود دو تا فرزند هر کاری که بخواهم رو میتونم شروع کنم و درش موفق باشم. من به داشتن دوستای خوبم افتخار میکنم و تا به این موقع به هر چیزی که خواستم رسیدم و از این به بعد هم با توجه به اهداف جدیدی که برای خودم دارم به آن ها هم خواهم رسید. همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید. ممنونم بابت احساس خوبی که در من ایجاد می کنید.