این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
✍🏻ذهن اکثر ماها توسط جامعه،خانواده،دوستان،فامیل،مدرسه برای فقر و کمبود برنامه ریزی شده و محدود به همون باورهای خودشه بخاطر همین وقتی مخالف اون باوری که سالها باهاش زندگی کرده رو میشنوه نمیتونه قبولش کنه چون به همون باورها و زندگی عادت کرده و هر بهانه ای از دروغ بودن یا خطا و خلاف بودن اون کار میارن چون تجربه ی خودش همینه و بجای اینکه ایراد خودش رو پیدا کنه باهاش میجنگه
✍🏻خیلی سخته بعد از سالها دوندگی وفقر و غم و بیماری که توی زندگیت بوده و تو اونهارو به عنوان بخشی از زندگی قبول کردی حالا بخوای مخالفش رو تو زندگی تجربه کنی و ثروت و سلامتیو خوشبختی رو به راحتی داشته باشی
چون خیلی ها دارن
چون باور کردن که میشود
چون باهاش نجنگیدن
چون طبیعیه که همه خوشبختی رو در این جهان تجربه کنی
اکثر افراد میجنگن و خودشونو دلخوش میکنن که من هرچقدرم فقیر باشم ولی درست زندگی کردم
ولی نمیدونن که میشه درست زندگی کرد و ثروتمند بود
میشه درست زندگی کرد و سالم بود
میشه درست زندگی کرد و روابط عالی داشت
میشه درست زندگی کرد و خوشبختی دو عالم را داشت
✍🏻استاد من هنوزم بعضی وقتا میجنگم با باورهای خوبی که برای ذهن من قابل باور نیست و این ساده ترین راهه تا خیال خودم رو راحت کنم که همه اشتباه میکنند و من درست میگم و زندگی همینه،
اما من باید ذهنم رو تربیت کنم که یاد بگیره تحسین کنه موفقیت دیگران رو تا موفق بشم
شاد بشم از شادی دیگران تا شادی را تجربه کنم
سلامتی دیگران را ببینم تا همیشه سالم باشم
عشق را تحسین کنم تا زندگیم سراسر عشق شود
نباید جنگید نباید باورهای اکثریت رو قبول کرد
✍🏻من قول میدم بیشتر از قبل ذهنم را کنترل کنم که همه چیز رو قبول نکنم و تحسین کنم هر موفقیتی رو چون اگر کسی توانسته پس منم میتونم اگر استادم تونسته پس منم میتونم به همین راحتی
👣ردپای بیست و چهارم من
❤️استاد جان تحسین میکنم این همه خوشبختی و عشق خدا را که در زندگی و وجودت هست،دعا میکنم هر روز بیشتر از روز قبل خوشبخت باشید.
اول از همه این مطلب بگم که من بلد نیستم با کلمات بازی کنم وحرفای بزرگ بزنم میخوام نحوه اشناییمو با استاد عزیز بگم که شاید باور خود استاد هم نشود.
چند سال بود شرایط زندگیم از همه لحاظ ثروت روابط سلامتی بد بود و همیشه میگفتم خدایا کمکم کن و یه بنده خدایی تو زندگیم بود که واقعا اذیتم میکرد تهمت میزد کتک میزد تحقیر میکرد هر وقت دلش میخواست میامد طرفم هر وقتم نمیخواست میزاشت میرفت و دقیقا تو شرایطی قرارم داده بود که معلق مونده بود همیشه میگفتم خدایا کمکم کن یه روز دیدم اون بنده خدا یه عکس گذاشته تو صفحه اینستگرامش بنام کارما خیلی جالب شد واسم میگفتم همچین چیزی قبول داری این حرکات انجام میدی چند روز بعدش خیلی ناخواسته تو صفحات برتر اینستا دیدم یه کلیپ هست و بزرگ زده کارما کنجکاو شدم بازش کردم دیدم یه خانومی هست از کارما میگه خوشم اومد دنبال کردم این خانوم جالب اینه این خانوم که ۲روز بود دنبال میکردم با خودمم میگفتم خدایا من کسی میخوام راهنماییم کنه که از قرآن برام بگه چون بقیه کتابا قبول نداشتم دقیقا همون شب خواب دیدم یه آقا تپل جلو سرش خالی وارد زندگی من شده با خودم میگم حالا درسته اون تپل هست مو نداره اما باهاش احساس آرامش میکنم اما انسانیت حالیش میشه از خواب بیدار شدم با خودم میگفتم خدایا این شخص کیه یعنی چی دوباره طبق عادت رفتم به صفحه همون خانوم دیدم زده امروز شما میخوام با استادم آشنا کنم اون استاد هم یکی از افرادی هست که در حوضه موفقیت تو ایران کار میکنن وقتی صحبتا اون آقا شنیدم دیگه سراغ اون خانوم نرفتم گشتم تو اینستا دنبال اون آقا صفحه اون آقا پیدا کردم به مدت ۳روز مطالب ویدیو ها اون آقا دنبال کردم دوباره شبش خواب دیدم همون آقا تپل که نمیشناسمش اومد به خوابم و تو زندگی من بود همینجوری که اون آقا دنبال میکردم یه لایو دیدم که اون آقا یه فردی آورده بود به اسم استاد عباس منش شروع کردم لایو به نگاه کردن باورتون نمیشه وقتی چهره استاد عباس منش دیدم گفتم خدایا این همون شخص تو خوابم هست از اونجا باز گشتم دنبال آقای عباس منش تو گوگل شاید باورتون نشه دیگه نه سراغ اون آقا رفتم وتا امروز که یک ماه میگذره بیدار میشم میخوابم فقط کلیپا رایگان استاد عباس منش نگاه میکنم بخدا درسته که نیازی نیست استاد کاری کنه وقتی تو یه مداری باشی وصل میشی به اشخاص واقعا خدا هدایت میکنه شاید اگه چند سال پیش آشنا میشدم شرایطم این نبود اما بازم میگم خدایا شکرت خدایا روزی ملیون ملیون شکرت کنم باز کمه همین که تو مسیر درست قرار گرفتم همه چیز از روابط ثروت سلامتی بهم داده میشه مرسی استاد بخدا حرف از مدل سایت نیست حرف از مدل طراحی نیست اول که خودم هستم اصلا نگاه نمیکنم چه مدل طراحی شده چی نوشته شده فقط میگردم دنبال کلیپا خودتون همه چیز اون باور خودتون هست که مثل آهنربا ما تیکه کوچولو ها آهن جذب میکنید و ماشاالله اینقدر هم ایمانتون قوی هست که این آهنربا فرسنگها راه باز قدرت جذب داره وگرنه شما کجا من تو ایران سیستان بلوچستان زاهدان کجا ممنونم ازتون مرسی .
سلام به همه کسانی که دارن این کامنت رو میخونن، استاد عباس منش و دیگر دوستان❤️
من تقریبا یک سال میشه که کلا با بحث قانون آفرینش آشنا شدم. از سال 94-95 دچار یه بیماری شدم که پیش هر دکتری میرفتم میگفت: این بیماری درمان نداره! مزمن هست و تا 30-40 سالگی همراهته. فقط میشه کنترلش کرد، هر روز باید دوش بگیری (چون یه بیماری پوستی بود) باید لباسای نخی بپوشی و …. و کلللللی قرص من تو 4 سال به خورد خودم دادم. کار به جایی رسیده بود که اطرافیان میگفتن زن بگیری خوب میشی اونم بخاطر هورمون و این چیزا😂😂😂😂😂
اتفاقی که میفتاد این بود که من هرروز بیماریم وخیم تر میشد تا جایی که زندگیم رو کلا مختل کرد و عزت نفسم روربه جایی کشوند که حتی به خود کشی فکر میکردم.
اما، جای خوب داستان اینجا شروع میشه: من یکم که رو خودم کار کردم و باورهامو تقویت کردم، ایمانم به خداوند(جان جانان😍) بیشتر شد، آگاهیم بیشتر شد، هدف گذاشتم تو زندگیم و شروع کردم به پیگیری “افسانه شخصی خودم”، به این فکر افتادم که دیگه پیش دکتر نَرَم! کاری هم که کردم این بود به تدریج طی 2 الی 3 ماه تماااام قرصهام رو قطع کردم، کاملا سر خود! اعتراف میکنم جز سختترین تصمیمات زندگیم بود. بعد از این کار، روند بیماری من به سمتی رفت که از قبل بدتر نشد، ولی بهترم نمیشد. دنبال این میگشتم که کجای ذهن من هست که این بیماری رو به سمت من هی میکشونه، خلاصه بگم که من این رو باور نکردم که این بیماری لاعلاجه و خندم میگرفت به این حرف! به این یقین رسیدم که من فقط کافیه باورهامو درست کنم. در نهایت خداوند من رو به مسیری هدایت کرد که فهمیدم تمااام مشکل من بخاطر ” کمبود عزت نفس، خود کم بینی” و در کل باورهام بوده!!!
با فهمیدن این آنچنان خوشحال شدم که انگار همون لحظه بیماریم برطرف شده! کاری که کردم این بود که فایل های رایگان سایت راجع به عزت نفس رو نگاه کردم، باورهای مناسب واسه عزت نفس ساختم، فهمیدم که عزت نفس رابطه بسیار تنگاتنگی با ثروت داره، پس شروع کردم ” هرروز روبروی آینه قرار میگرفتم و جملات تاکیدی مناسب ثروت و عزت نفس رو میگفتم، و سپاسگزاری میکردم بخاطر سلامتیم؛ هرروز!!”
اتفاقی که الان داره رخ میده اینه: به طرز کاملا عجیب و باورنکردنی (از دید بقیه) بیماری من با سرعتی خیره کننده داره بهبود پیدا میکنه، بطوری که هروقت تو آینه نگاه میکنم اشک تو چشام جمع میشه.
کاری که من کردم این بود: باور کردم که فقط و تنها فقط با فکرم میتونم مسئله رو حل کنم- بشدت ورودیهام رو کنترل میکردم و میکنم- هر روز سپاسگزاری میکنم و بهتون پیشنهاد میدم کتاب معجزه شکرگزاری خانم راندا برن رو بخونید و انجام بدید- هر روز جملات تاکیدی مناسب میگفتم و با کنترل ورودیهام هر روز بهتر و خوشحالتر از دیروز میشدم.
” من یاد گرفتم که فارغ از شرایط بیرون من باید باید باید هر روز در بهترین حالت خودم قرار داشته باشم چرا که فقط و تنها فقط یک راه برای رفتن به مدار بالاتر وجود داره و اونم اینه که هرروز در بهترن حالت خودت باشی”
خدا رو صدها هزار مرتبه سپاسگزارم بخاطر اینکه قانون رو یاد گرفتم و همچنین سپاسگزارم بخاطر اینکه خداوند کسانی مثل آقای عباس منش، باب پراکتور، راندا برن و … رو خلق کرده که به ما قانون رو آموزش بدن.
استاد عزیزم سلام مریمِ عزیر خدا قوت،خانواده ی عزیز عباسمنش سلام،اول خدارو شکر میکنم برای هدایتش که منو به این سایت هدایت کرد،واقعا حس و حالم عالیه من یجایی تو کارم دچار شک و دو دلی بودم که با شنیدن این فایل کاملا قاطع و مصمم شدم.
استاد عزیز ازت مچکرم برای این آگاهی و دانشی که در اختیار ما قرار میدی و خدارو شاکرم برای اینکه شما رو دستی زیبا و تاثیرگذار در زندگیم قرار داد.
سلام به پروردگار همیشه حامی هدایت کننده به راه راست ❤️
سلام به استاد بینهایت عزیزم🧡
سلام به مریم آسمانی من💙
سلام به دوستان زلال در خانواده پاک عباس منش💚
آگاهی های این فایل بسیار بسیار نابه
مثل روز برام روشنه که این فایل بارها و بارهای دیگه روشنگر من خواهد بود .
اما ماجرا چیه ….
به جای کوچک کردن خواسته هات، باور هاتو بزرگ کن
من از زمانی که پا در خانواده پاک گذاشتم باور کردم که همه چیز باوره ،منی که قبل ازین به پایین ترین سطح ها قناعت میکردم و راضی میشدم الان خیلی دیدگاهم عوض شده …
دقیقا همینطوره , من بیشتر در مواجه با پیروزی فردی خاص ،به بخت و اقبال نسبتش میدادم که خب مشخصه اون فرد شانس داشت و من از اول بیچاره بودم و کلا بخت با من یار نبود و در غار تنهایی خودم تنها تر میشدم و افسوس میخوردم .
اون تربیت درستی داشت...
خانواده حامی داشت …
شرایط براش مهیا شد…
تو ذاتش همچین توانایی هست…
اما ماجرا کاملا جور دیگه ای بود اون وقتی به تضاد میخورد باورش نمیکرد ،میجنگید برای خواسته ش.
اشتیاقش از من سوزان تر بود، ناامید نمیشد ،تسلیم نمیشد.خودشو به موش مردگی نمیزد می ایستاد و نتیجه ش رو دید …
صادقانه نگاه کنیم تمام ما برای چیزهایی تلاش هم کردیم و اتفاقا بدستشم آوردیم چرا اون موقع بد شانس نبودیم و بد اقبال …
پس مسائل دیگه ای در کار هست .
ممکنه خودمون رو ، تو درونی ترین لایه ی های وجودمون برای آرزومون سزاوار ندونستیم و خودمون رو براش خیلی حقیر دیدیم ،رهاش کردیم ،در حسرتش موندیم و موفقیت های بقیه رو که مثل ما از پا ننشستن رو به اقبال ربط دادیم .
چقدررر خدا رو شاکرم که دارم ازدرونی ترین حرفهای دلم اینجا مینویسم که هیچ جا و هیچ وقت برای هیچ کسی به زبون نیاوردم.
استاد حرفهای خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگی زدن واین فایل ازون فایلهایی که باید خیلییییی گوش بدم و بنویسم.
ایشون گفتن افراد بواسطه تجربیاتی که در موضوع خاصی نداشتن نمیتونن غیر از اون رو هم براش متصور بشن و این یعنی چی ؟
مثلا کسی که سالها کارکرده ،درآمدش بسیار کم بوده ،اطرافیانش همیشه فقیر بودن، از رکود بازار و ورشکستگی و تحریم گفتن ،حالا میخواد برسه به درآمد ماهی چندین میلیارد تومان خب مغزش قفل میشه.هی میگه چجوری و هنگ میکنه و میگه نه راهی برای نیست پس طرف دزدی کرده یا هر خیال خام دیگه ای…
جالبه الان که میبینم چقدر سریالهای مختلفی ساخته شد که درش آدم پولداره دزد بود، آدم فقیره شریف بود واینا همه باور میده به آدم که احتمالا پولدارا دزدن .
یا اینکه طرف در ازدواجش یا روابط عاشقانه ش ناموفق بوده و میگه همه زنها یا مردها بی وفا و …. هستن .
یا بیماری بخصوصی داره سرچ میکنه ،دکترهای زیادی میره ،بیمارهای دیگه رو میبینه که همه به یک عارضه ای مبتلا میشن ،همه اینا رو باور میکنه و اونم همینطور میشه ….
مثالهای بیشماری ازین دست داریم …
بنظر من شاید هم ظرف ما آنقدر پر میشه که جایی برای شنیدن مطلب دیگه نمیذاریم شاید برای همینه که شنوای حرفی متفاوت از باور هامون نیستیم و عصبی میشیم.
داستان دیده نشدن کشتی کریستف کلمپ بر دریاها که جادوگرها چون پیش زمینه ذهنی نداشتن پس ندیدینش درصورتی که همونجا بود،آنقدر برای من درس داشت که نگفتنیه .چندی پیش شنیده بودم که یک عارفی گفته بوده ،من فرشته ای رو میبینم که یک بالش یک افق رو میپوشونه و منو یاد این انداخت. چه بسیار نعمتهای بی اندازه، چه بسیار الطاف الهی، چه بسیار شگفتی در همین فضای کنونی ما موجود هست اما ما چون به مدار پایین خودمون و داستانهای اون عادت کردیم حتا حاضر نیستیم جر این رو متصور بشیم …
درهمین شهر کنار من چه بسیار درآمد های بی نهایت زیاد و حلال داره ساخته میشه ،در همین زمان اما برای من ممکنه متصور نباشه.
چه بسیار سلامتی های زیاد …
چه بسیار شفاهای بسیار …
چه بسیار روابط بی نهایت عالی …
و چه معجزه های دیگه…
داستان زندگی تک تک ما، داستان باورهایمان است…
چقدر دوست داشتم که استاد دراین بخش درباره دیالوگ فیلم رستگاری در شاوشانگ صحبت کردن و عجب اسم پر مسمایی .
دیالوگ این بود که اون آقا که میخواست از زندان فرار کنه به یکی از دوستانش میگه که خیال فرار داره و دوستش درادامه میگه حتی به فرار فکر هم نکن ،فکر به فرار تورا میکشه و این چقدر در تمام جنبه های زندگی ما مشهوده.
به شرایط موجود هر چقدر هم دردآور و آزار دهنده تن میدیم و میپذیریمش چون فقط باور کردیم که تغییر دیگه ای در کار نیست و مدل دیگه ای وجود نداره و این چقدر برای گذشته خودم قابل درکه.
چقدر بد بودن اوضاع اقتصادی ،مشکلات خانوادگی ،بیماریهامون و بسیاری مسائل دیگه که واقعا برای مدت بسیار کوتاهی قرار بود مانع ما بشه ،تنها برای اینکه اون تضاد خواسته مارو به وضوح به کائنات بفرسته، اما ما اونرو مشکلی ابدی نامیدیم و تسلیمش شدیم و در درد اون فرو رفتیم چنانچه ممکن بود به سادگی با تغییر باور هامون در زندان رستگار بشیم …
استاد گفتن استادشون در مبحث کسب و کار در اینترنت ،میزان کامنت در سایت رو باور نکردن و گفتن محاله خود مایکرو سافت هم همچین چیزی نداره ،و نکته همینه ،ممکنه یک شرکتی ،دانشمندی ،ورزشکاری بهترینِ خودش باشه ،حتی در جهان ولی وحی منزل نیست که از اون بالاتر وجود نداره .
ما نباید از عظمت پیشرفت هیچ چیزی در جهان بت بسازیم و اینو فراموش نکنیم .
دلم میخواد اینجا مطلبی که برای خودم خیلی جالب بود رو براتون به اشتراک بذارم.
در دانشگاه کالیفرنیا، جُرج دنتزیگ در کلاس درس ریاضیدان و متخصص آمارِ معروف جِرزی نِیمَن شرکت میکرد. در سال ۱۹۳۹، یکروز هنگامیکه دنتزیگ برای رسیدن به کلاس تأخیر کرده بود، نیمن درس خود را با نوشتن دو مثال از «مسائلِ حلنشدنی» روی تابلوی کلاس شروع کرد. بالاخره وقتیکه دنتزیگ سرِ کلاس حاضر شد، گمان کرد که این مسائل بخشی از فعالیت دانشجویان کلاس است. از همینرو یادداشتشان کرد تا بعد از کلاس آنها را انجام دهد. گرچه این مسائل دشوارتر از تکالیف دانشجویی معمول بود، اما دنتزیگ توانست برای هر کدام راهحلی به دقت بنویسد. او روز بعد همراه با عذرخواهی -به گمانِ تأخیر- راهحلها را به نیمن داد. چند هفته بعد، نیمن با هیجانْ دنتزیگ را از حل یک مسئلۀ حلنشدنی خبردار کرد! بعلاوه، یکی از این مقالات را در یک نشریۀ ریاضیات به چاپ رساند. امروز دنتزیگ را به عنوان پدر برنامهنویسیِ خطی میشناسند.
چه بسا ما دست از تلاش کشیدیم در هر حوزه ای فقط بخاطر اینکه بزرگترینها در اون حوزه از حل مسئله ای واموندن و در این مثال اون دانشجو فقط باور محدود کننده حل نشدنی رو در ذهنش نداشت.
و اما نتیجه کار کردن و تمرکز فقط و فقط و فقط روی باور هامون همان! و دست بکار شدن دستهای خداوند برای رسوندن ما به آرزومون همان!
استاد گفتن یک کانال تلگرامی مطالب ایشون رو بدون ذکر نام باز نشر کرده بود و از همین طریق احتمالا چقدر کاربر به سایت ورود پیدا کردن و همون فرد که اتفاقا شاید خواسته از مطالب استاد پول در بیاره و این بنظرمون بده اتفاقا دستی میشه از جانب خدا که چقدر افراد با مطالب استاد آشنا بشن ،پس تمام اتفاقات حتا آنهایی که به ظاهر بد هستن چقدر راحت میتونن بهترین دست خدا بشن و ابدا از کسی به ما آسیبی نمیرسه چون ما در مدار متعالی رشد و پیشرفت هستیم و فقط و فقط خیر و خوبی از جهان میگیریم.
استاد گفتن من بدون الگو به این همه دستاورد رسیدم ،این برای من خیلی قشنگه ،یعنی اگر حتا الگویی هم نداری که به خواسته ت رسیده باشه ومشوق تو بشه در زمینه ای تو میتونی خودت آنقدری پیشرفت کنی که به اون برسی و حتا الهام بخش انسانهای بسیاری بشی.
استاد در ادامه گفتن که موفقیت ایشون رو به نوع طراحی سایت ارتباط دادن و این هم از جمله توجیهات مشابه ذهن ماست.
اتفاقا چقدر خوبه این نوع کار کردن بروی ذهن و چه راحت میشه عوامل بازدارنده از موفقیت رو در درون باورهامون پیدا کرد که عجیب مانع ما هستن .
چقدر مشابه همین رو به بیل گیتس و زاکر برگ و غیره گفتن درصورتی که با شرایط مشابه اینها مهندسهای بسیاری بودن اما فقط یک نفر بیل گیتس و استیو جابز و زاکر برگ شد.
نکته طلایی برای امروزم=
هر فکر که احساس دلشوره بهت میده، نگران و مضطربت میکنه،باورش نکن و در عوض باوری رو انتخاب کن که متفاوت و آرامش بخش باشه .
و در نهایت اینکه نتیجه فرکانس مختلف ،نتیجه مختلف هست.
در واقع خیلی از ایده های عالی که به ذهن ما میرسه با باور نمی شود فراموش میشه چقدر تمرین تحسین کردن عالیه چقدر خوب به مرور زمان این باور خوب که هر کس به هر موفقیتی رسیده من هم می توانم برسم ساخته میشه ،وقتی نظرات منفی دیگران و در نظر نمیگیری و با قدرت ادامه میدی به نتیجه میرسی خیلی جالبه که اطرافیانت هم باور هاشون تقویت میشه و می بینی اون ها هم همون کار تو رو می خوان انجام بدن و خیلی هاشون هم که اصلا باور نمی نمی کنن و به همون روال قبلی ادامه میدن وقتی نشونه های پیشرفت دیگرانو تحسین نکنی باور هات تضعیف میشه و از موفقیت دور میشی، من یکی از اشنا هام با داشتن سایت و کسب در امد از اینستا و تلگرام و دیجی کالا و فروختن لباس ،ماهی 150میلیون درامد داره اونم فقط با یک ساعت با لب تاپ کار کردن ،البته که استاد خیلی خیلی الگو عالیه و میشه باور کرد که میشود رسید میشود عالی ترین کیفیت زندگی و در همه ابعاد داشت .
وای که چه قدرتی داره این باور چه قدرتی داره همه چیز باوره همه چیز خدا هم اگه باورش کنی واست همه کار میکنه دنیاهارو به نامت میزنه اگه باورش نکنی هیچ کاری واست نمیکنه باور یعنی همه چیز
بعضی افراد به دلیل تجربیاتی که از زندگیشون دارن نمیتونن بپذیرن و باور کنن دستاودهای افراد موفق رو و اون هارو انکار میکنن و به تحمت و دروغ میبندن و حتی اگر باور کنن ربط میدن موفقیتشون رو به یه سری شرایط خاص و فک میکنن که چون طرف خاص بوده این موفقیت هارو کسب کرده .
اگر کسی به موفقیتی رسیده به دلیل باورهایی که داشته رسیده نه صرفا یه شرایط خاص و این به این معنی هست وقتی اون تونسته همه میتونن انجامش بدن فقط باید راهشو پیدا کرد به جای انکار کردن .
وقتی چیزی رو نداری و میخوای که داشته باشیش بلید باورهات راجب اون رو تغیر بدی باورهای درست ایجاد کنی و ازشون مراقبت کنی که خراب نشن .
اگر کسی به چیزی نرسیده به این معنا نیست که هیچکس نمیتونه برسه بهش و اگر کسی به چیزی رسیده به این معنی که میشه بهش رسید .
افرادی که دستاوردهای دیگران رو نمیتونن باور کنن و اون هارو انکار میکنن دارن خودشون رو گول میزنن و با دست خودشون ، خودشون رو از موفقیت دور میکنن اگر میخوایم که موفق بشیم مثل دیگران باید اون هارو تحسین کنیم و براشون آرزوی خوشبختی کنیم .
فرکانسها و باورهای متفاوت نتایج متفاوت از دیگران رو ایجاد میکنه .
هر فکری که احساس بد میده نباید باورش کنیم چون اشتباهه و اگر فکری بهمون احساس خوبی میده باید باورش کنیم چون باور درستیه.
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
روز بیست و چهارم از سفر من
درک من از این فایل:
✍🏻ذهن اکثر ماها توسط جامعه،خانواده،دوستان،فامیل،مدرسه برای فقر و کمبود برنامه ریزی شده و محدود به همون باورهای خودشه بخاطر همین وقتی مخالف اون باوری که سالها باهاش زندگی کرده رو میشنوه نمیتونه قبولش کنه چون به همون باورها و زندگی عادت کرده و هر بهانه ای از دروغ بودن یا خطا و خلاف بودن اون کار میارن چون تجربه ی خودش همینه و بجای اینکه ایراد خودش رو پیدا کنه باهاش میجنگه
✍🏻خیلی سخته بعد از سالها دوندگی وفقر و غم و بیماری که توی زندگیت بوده و تو اونهارو به عنوان بخشی از زندگی قبول کردی حالا بخوای مخالفش رو تو زندگی تجربه کنی و ثروت و سلامتیو خوشبختی رو به راحتی داشته باشی
چون خیلی ها دارن
چون باور کردن که میشود
چون باهاش نجنگیدن
چون طبیعیه که همه خوشبختی رو در این جهان تجربه کنی
اکثر افراد میجنگن و خودشونو دلخوش میکنن که من هرچقدرم فقیر باشم ولی درست زندگی کردم
ولی نمیدونن که میشه درست زندگی کرد و ثروتمند بود
میشه درست زندگی کرد و سالم بود
میشه درست زندگی کرد و روابط عالی داشت
میشه درست زندگی کرد و خوشبختی دو عالم را داشت
✍🏻استاد من هنوزم بعضی وقتا میجنگم با باورهای خوبی که برای ذهن من قابل باور نیست و این ساده ترین راهه تا خیال خودم رو راحت کنم که همه اشتباه میکنند و من درست میگم و زندگی همینه،
اما من باید ذهنم رو تربیت کنم که یاد بگیره تحسین کنه موفقیت دیگران رو تا موفق بشم
شاد بشم از شادی دیگران تا شادی را تجربه کنم
سلامتی دیگران را ببینم تا همیشه سالم باشم
عشق را تحسین کنم تا زندگیم سراسر عشق شود
نباید جنگید نباید باورهای اکثریت رو قبول کرد
✍🏻من قول میدم بیشتر از قبل ذهنم را کنترل کنم که همه چیز رو قبول نکنم و تحسین کنم هر موفقیتی رو چون اگر کسی توانسته پس منم میتونم اگر استادم تونسته پس منم میتونم به همین راحتی
👣ردپای بیست و چهارم من
❤️استاد جان تحسین میکنم این همه خوشبختی و عشق خدا را که در زندگی و وجودت هست،دعا میکنم هر روز بیشتر از روز قبل خوشبخت باشید.
با سلام به تمامی دوستان و عزیزان
اول از همه این مطلب بگم که من بلد نیستم با کلمات بازی کنم وحرفای بزرگ بزنم میخوام نحوه اشناییمو با استاد عزیز بگم که شاید باور خود استاد هم نشود.
چند سال بود شرایط زندگیم از همه لحاظ ثروت روابط سلامتی بد بود و همیشه میگفتم خدایا کمکم کن و یه بنده خدایی تو زندگیم بود که واقعا اذیتم میکرد تهمت میزد کتک میزد تحقیر میکرد هر وقت دلش میخواست میامد طرفم هر وقتم نمیخواست میزاشت میرفت و دقیقا تو شرایطی قرارم داده بود که معلق مونده بود همیشه میگفتم خدایا کمکم کن یه روز دیدم اون بنده خدا یه عکس گذاشته تو صفحه اینستگرامش بنام کارما خیلی جالب شد واسم میگفتم همچین چیزی قبول داری این حرکات انجام میدی چند روز بعدش خیلی ناخواسته تو صفحات برتر اینستا دیدم یه کلیپ هست و بزرگ زده کارما کنجکاو شدم بازش کردم دیدم یه خانومی هست از کارما میگه خوشم اومد دنبال کردم این خانوم جالب اینه این خانوم که ۲روز بود دنبال میکردم با خودمم میگفتم خدایا من کسی میخوام راهنماییم کنه که از قرآن برام بگه چون بقیه کتابا قبول نداشتم دقیقا همون شب خواب دیدم یه آقا تپل جلو سرش خالی وارد زندگی من شده با خودم میگم حالا درسته اون تپل هست مو نداره اما باهاش احساس آرامش میکنم اما انسانیت حالیش میشه از خواب بیدار شدم با خودم میگفتم خدایا این شخص کیه یعنی چی دوباره طبق عادت رفتم به صفحه همون خانوم دیدم زده امروز شما میخوام با استادم آشنا کنم اون استاد هم یکی از افرادی هست که در حوضه موفقیت تو ایران کار میکنن وقتی صحبتا اون آقا شنیدم دیگه سراغ اون خانوم نرفتم گشتم تو اینستا دنبال اون آقا صفحه اون آقا پیدا کردم به مدت ۳روز مطالب ویدیو ها اون آقا دنبال کردم دوباره شبش خواب دیدم همون آقا تپل که نمیشناسمش اومد به خوابم و تو زندگی من بود همینجوری که اون آقا دنبال میکردم یه لایو دیدم که اون آقا یه فردی آورده بود به اسم استاد عباس منش شروع کردم لایو به نگاه کردن باورتون نمیشه وقتی چهره استاد عباس منش دیدم گفتم خدایا این همون شخص تو خوابم هست از اونجا باز گشتم دنبال آقای عباس منش تو گوگل شاید باورتون نشه دیگه نه سراغ اون آقا رفتم وتا امروز که یک ماه میگذره بیدار میشم میخوابم فقط کلیپا رایگان استاد عباس منش نگاه میکنم بخدا درسته که نیازی نیست استاد کاری کنه وقتی تو یه مداری باشی وصل میشی به اشخاص واقعا خدا هدایت میکنه شاید اگه چند سال پیش آشنا میشدم شرایطم این نبود اما بازم میگم خدایا شکرت خدایا روزی ملیون ملیون شکرت کنم باز کمه همین که تو مسیر درست قرار گرفتم همه چیز از روابط ثروت سلامتی بهم داده میشه مرسی استاد بخدا حرف از مدل سایت نیست حرف از مدل طراحی نیست اول که خودم هستم اصلا نگاه نمیکنم چه مدل طراحی شده چی نوشته شده فقط میگردم دنبال کلیپا خودتون همه چیز اون باور خودتون هست که مثل آهنربا ما تیکه کوچولو ها آهن جذب میکنید و ماشاالله اینقدر هم ایمانتون قوی هست که این آهنربا فرسنگها راه باز قدرت جذب داره وگرنه شما کجا من تو ایران سیستان بلوچستان زاهدان کجا ممنونم ازتون مرسی .
سلام به همه کسانی که دارن این کامنت رو میخونن، استاد عباس منش و دیگر دوستان❤️
من تقریبا یک سال میشه که کلا با بحث قانون آفرینش آشنا شدم. از سال 94-95 دچار یه بیماری شدم که پیش هر دکتری میرفتم میگفت: این بیماری درمان نداره! مزمن هست و تا 30-40 سالگی همراهته. فقط میشه کنترلش کرد، هر روز باید دوش بگیری (چون یه بیماری پوستی بود) باید لباسای نخی بپوشی و …. و کلللللی قرص من تو 4 سال به خورد خودم دادم. کار به جایی رسیده بود که اطرافیان میگفتن زن بگیری خوب میشی اونم بخاطر هورمون و این چیزا😂😂😂😂😂
اتفاقی که میفتاد این بود که من هرروز بیماریم وخیم تر میشد تا جایی که زندگیم رو کلا مختل کرد و عزت نفسم روربه جایی کشوند که حتی به خود کشی فکر میکردم.
اما، جای خوب داستان اینجا شروع میشه: من یکم که رو خودم کار کردم و باورهامو تقویت کردم، ایمانم به خداوند(جان جانان😍) بیشتر شد، آگاهیم بیشتر شد، هدف گذاشتم تو زندگیم و شروع کردم به پیگیری “افسانه شخصی خودم”، به این فکر افتادم که دیگه پیش دکتر نَرَم! کاری هم که کردم این بود به تدریج طی 2 الی 3 ماه تماااام قرصهام رو قطع کردم، کاملا سر خود! اعتراف میکنم جز سختترین تصمیمات زندگیم بود. بعد از این کار، روند بیماری من به سمتی رفت که از قبل بدتر نشد، ولی بهترم نمیشد. دنبال این میگشتم که کجای ذهن من هست که این بیماری رو به سمت من هی میکشونه، خلاصه بگم که من این رو باور نکردم که این بیماری لاعلاجه و خندم میگرفت به این حرف! به این یقین رسیدم که من فقط کافیه باورهامو درست کنم. در نهایت خداوند من رو به مسیری هدایت کرد که فهمیدم تمااام مشکل من بخاطر ” کمبود عزت نفس، خود کم بینی” و در کل باورهام بوده!!!
با فهمیدن این آنچنان خوشحال شدم که انگار همون لحظه بیماریم برطرف شده! کاری که کردم این بود که فایل های رایگان سایت راجع به عزت نفس رو نگاه کردم، باورهای مناسب واسه عزت نفس ساختم، فهمیدم که عزت نفس رابطه بسیار تنگاتنگی با ثروت داره، پس شروع کردم ” هرروز روبروی آینه قرار میگرفتم و جملات تاکیدی مناسب ثروت و عزت نفس رو میگفتم، و سپاسگزاری میکردم بخاطر سلامتیم؛ هرروز!!”
اتفاقی که الان داره رخ میده اینه: به طرز کاملا عجیب و باورنکردنی (از دید بقیه) بیماری من با سرعتی خیره کننده داره بهبود پیدا میکنه، بطوری که هروقت تو آینه نگاه میکنم اشک تو چشام جمع میشه.
کاری که من کردم این بود: باور کردم که فقط و تنها فقط با فکرم میتونم مسئله رو حل کنم- بشدت ورودیهام رو کنترل میکردم و میکنم- هر روز سپاسگزاری میکنم و بهتون پیشنهاد میدم کتاب معجزه شکرگزاری خانم راندا برن رو بخونید و انجام بدید- هر روز جملات تاکیدی مناسب میگفتم و با کنترل ورودیهام هر روز بهتر و خوشحالتر از دیروز میشدم.
” من یاد گرفتم که فارغ از شرایط بیرون من باید باید باید هر روز در بهترین حالت خودم قرار داشته باشم چرا که فقط و تنها فقط یک راه برای رفتن به مدار بالاتر وجود داره و اونم اینه که هرروز در بهترن حالت خودت باشی”
خدا رو صدها هزار مرتبه سپاسگزارم بخاطر اینکه قانون رو یاد گرفتم و همچنین سپاسگزارم بخاطر اینکه خداوند کسانی مثل آقای عباس منش، باب پراکتور، راندا برن و … رو خلق کرده که به ما قانون رو آموزش بدن.
❤️❤️❤️
💫به نام خالق هستی💫
باز هم خدارو سپاسگذارم به من فرصت داد بیامو ردپای روز ۲۴خودمو بزارم.
واقعا حسم عالیه برای این پُروسه تحول زندگیم توی این ۲۴ روز،انگیزه هاییو درونم بزرگ کرده،تموم خواسته هامو انگار دیگه دارمشون،انگار دیگه خیالم راحته.
توی اکثر مسائل که برام مسئلس،واقعا خونسردانه و با احساس خوب بهش نگاه میکنم.
استاد عباسمنش عزیزم دستانی از خدا شده توی زندگیم که ارزش خودمو درک کنم و بدونم چقدر زندگی لذت بخشه.
با قدم های توحیدی که ازتون یاد گرفتم استاد چقدر کمکم کرد تا تغییرو توی تمام جنبه های زندگیم لمسش کنم و باور کنم بابا تموم اتفاقات دست خودمونه.
به محض تغییر روند رشد یا متعادل شدن اوضاع میفهمم خوب عمل نکردمو هی میخوام رو باورام بشتر کار کنم.
الهی شکرت برای این همه آگاهی،
الهی صد هزار مرتبه شکر من رو هدایت میکنی و من این معنی هدایتو درک کردم.
خانوم شایسته عزیز از شما هم سپاسگذارم برای زحمتای زیادی که میکشین تا جهان جای بهتری باشه واسه زندگی.
دوستون دارم عاشقتونم💖🌹💖🌹💖🌹💝💗💗
استاد عزیزم سلام مریمِ عزیر خدا قوت،خانواده ی عزیز عباسمنش سلام،اول خدارو شکر میکنم برای هدایتش که منو به این سایت هدایت کرد،واقعا حس و حالم عالیه من یجایی تو کارم دچار شک و دو دلی بودم که با شنیدن این فایل کاملا قاطع و مصمم شدم.
استاد عزیز ازت مچکرم برای این آگاهی و دانشی که در اختیار ما قرار میدی و خدارو شاکرم برای اینکه شما رو دستی زیبا و تاثیرگذار در زندگیم قرار داد.
خدایا شکرت شکرت شکرت.
سلام به پروردگار همیشه حامی هدایت کننده به راه راست ❤️
سلام به استاد بینهایت عزیزم🧡
سلام به مریم آسمانی من💙
سلام به دوستان زلال در خانواده پاک عباس منش💚
آگاهی های این فایل بسیار بسیار نابه
مثل روز برام روشنه که این فایل بارها و بارهای دیگه روشنگر من خواهد بود .
اما ماجرا چیه ….
به جای کوچک کردن خواسته هات، باور هاتو بزرگ کن
من از زمانی که پا در خانواده پاک گذاشتم باور کردم که همه چیز باوره ،منی که قبل ازین به پایین ترین سطح ها قناعت میکردم و راضی میشدم الان خیلی دیدگاهم عوض شده …
دقیقا همینطوره , من بیشتر در مواجه با پیروزی فردی خاص ،به بخت و اقبال نسبتش میدادم که خب مشخصه اون فرد شانس داشت و من از اول بیچاره بودم و کلا بخت با من یار نبود و در غار تنهایی خودم تنها تر میشدم و افسوس میخوردم .
اون تربیت درستی داشت...
خانواده حامی داشت …
شرایط براش مهیا شد…
تو ذاتش همچین توانایی هست…
اما ماجرا کاملا جور دیگه ای بود اون وقتی به تضاد میخورد باورش نمیکرد ،میجنگید برای خواسته ش.
اشتیاقش از من سوزان تر بود، ناامید نمیشد ،تسلیم نمیشد.خودشو به موش مردگی نمیزد می ایستاد و نتیجه ش رو دید …
صادقانه نگاه کنیم تمام ما برای چیزهایی تلاش هم کردیم و اتفاقا بدستشم آوردیم چرا اون موقع بد شانس نبودیم و بد اقبال …
پس مسائل دیگه ای در کار هست .
ممکنه خودمون رو ، تو درونی ترین لایه ی های وجودمون برای آرزومون سزاوار ندونستیم و خودمون رو براش خیلی حقیر دیدیم ،رهاش کردیم ،در حسرتش موندیم و موفقیت های بقیه رو که مثل ما از پا ننشستن رو به اقبال ربط دادیم .
چقدررر خدا رو شاکرم که دارم ازدرونی ترین حرفهای دلم اینجا مینویسم که هیچ جا و هیچ وقت برای هیچ کسی به زبون نیاوردم.
استاد حرفهای خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگی زدن واین فایل ازون فایلهایی که باید خیلییییی گوش بدم و بنویسم.
ایشون گفتن افراد بواسطه تجربیاتی که در موضوع خاصی نداشتن نمیتونن غیر از اون رو هم براش متصور بشن و این یعنی چی ؟
مثلا کسی که سالها کارکرده ،درآمدش بسیار کم بوده ،اطرافیانش همیشه فقیر بودن، از رکود بازار و ورشکستگی و تحریم گفتن ،حالا میخواد برسه به درآمد ماهی چندین میلیارد تومان خب مغزش قفل میشه.هی میگه چجوری و هنگ میکنه و میگه نه راهی برای نیست پس طرف دزدی کرده یا هر خیال خام دیگه ای…
جالبه الان که میبینم چقدر سریالهای مختلفی ساخته شد که درش آدم پولداره دزد بود، آدم فقیره شریف بود واینا همه باور میده به آدم که احتمالا پولدارا دزدن .
یا اینکه طرف در ازدواجش یا روابط عاشقانه ش ناموفق بوده و میگه همه زنها یا مردها بی وفا و …. هستن .
یا بیماری بخصوصی داره سرچ میکنه ،دکترهای زیادی میره ،بیمارهای دیگه رو میبینه که همه به یک عارضه ای مبتلا میشن ،همه اینا رو باور میکنه و اونم همینطور میشه ….
مثالهای بیشماری ازین دست داریم …
بنظر من شاید هم ظرف ما آنقدر پر میشه که جایی برای شنیدن مطلب دیگه نمیذاریم شاید برای همینه که شنوای حرفی متفاوت از باور هامون نیستیم و عصبی میشیم.
داستان دیده نشدن کشتی کریستف کلمپ بر دریاها که جادوگرها چون پیش زمینه ذهنی نداشتن پس ندیدینش درصورتی که همونجا بود،آنقدر برای من درس داشت که نگفتنیه .چندی پیش شنیده بودم که یک عارفی گفته بوده ،من فرشته ای رو میبینم که یک بالش یک افق رو میپوشونه و منو یاد این انداخت. چه بسیار نعمتهای بی اندازه، چه بسیار الطاف الهی، چه بسیار شگفتی در همین فضای کنونی ما موجود هست اما ما چون به مدار پایین خودمون و داستانهای اون عادت کردیم حتا حاضر نیستیم جر این رو متصور بشیم …
درهمین شهر کنار من چه بسیار درآمد های بی نهایت زیاد و حلال داره ساخته میشه ،در همین زمان اما برای من ممکنه متصور نباشه.
چه بسیار سلامتی های زیاد …
چه بسیار شفاهای بسیار …
چه بسیار روابط بی نهایت عالی …
و چه معجزه های دیگه…
داستان زندگی تک تک ما، داستان باورهایمان است…
چقدر دوست داشتم که استاد دراین بخش درباره دیالوگ فیلم رستگاری در شاوشانگ صحبت کردن و عجب اسم پر مسمایی .
دیالوگ این بود که اون آقا که میخواست از زندان فرار کنه به یکی از دوستانش میگه که خیال فرار داره و دوستش درادامه میگه حتی به فرار فکر هم نکن ،فکر به فرار تورا میکشه و این چقدر در تمام جنبه های زندگی ما مشهوده.
به شرایط موجود هر چقدر هم دردآور و آزار دهنده تن میدیم و میپذیریمش چون فقط باور کردیم که تغییر دیگه ای در کار نیست و مدل دیگه ای وجود نداره و این چقدر برای گذشته خودم قابل درکه.
چقدر بد بودن اوضاع اقتصادی ،مشکلات خانوادگی ،بیماریهامون و بسیاری مسائل دیگه که واقعا برای مدت بسیار کوتاهی قرار بود مانع ما بشه ،تنها برای اینکه اون تضاد خواسته مارو به وضوح به کائنات بفرسته، اما ما اونرو مشکلی ابدی نامیدیم و تسلیمش شدیم و در درد اون فرو رفتیم چنانچه ممکن بود به سادگی با تغییر باور هامون در زندان رستگار بشیم …
استاد گفتن استادشون در مبحث کسب و کار در اینترنت ،میزان کامنت در سایت رو باور نکردن و گفتن محاله خود مایکرو سافت هم همچین چیزی نداره ،و نکته همینه ،ممکنه یک شرکتی ،دانشمندی ،ورزشکاری بهترینِ خودش باشه ،حتی در جهان ولی وحی منزل نیست که از اون بالاتر وجود نداره .
ما نباید از عظمت پیشرفت هیچ چیزی در جهان بت بسازیم و اینو فراموش نکنیم .
دلم میخواد اینجا مطلبی که برای خودم خیلی جالب بود رو براتون به اشتراک بذارم.
در دانشگاه کالیفرنیا، جُرج دنتزیگ در کلاس درس ریاضیدان و متخصص آمارِ معروف جِرزی نِیمَن شرکت میکرد. در سال ۱۹۳۹، یکروز هنگامیکه دنتزیگ برای رسیدن به کلاس تأخیر کرده بود، نیمن درس خود را با نوشتن دو مثال از «مسائلِ حلنشدنی» روی تابلوی کلاس شروع کرد. بالاخره وقتیکه دنتزیگ سرِ کلاس حاضر شد، گمان کرد که این مسائل بخشی از فعالیت دانشجویان کلاس است. از همینرو یادداشتشان کرد تا بعد از کلاس آنها را انجام دهد. گرچه این مسائل دشوارتر از تکالیف دانشجویی معمول بود، اما دنتزیگ توانست برای هر کدام راهحلی به دقت بنویسد. او روز بعد همراه با عذرخواهی -به گمانِ تأخیر- راهحلها را به نیمن داد. چند هفته بعد، نیمن با هیجانْ دنتزیگ را از حل یک مسئلۀ حلنشدنی خبردار کرد! بعلاوه، یکی از این مقالات را در یک نشریۀ ریاضیات به چاپ رساند. امروز دنتزیگ را به عنوان پدر برنامهنویسیِ خطی میشناسند.
چه بسا ما دست از تلاش کشیدیم در هر حوزه ای فقط بخاطر اینکه بزرگترینها در اون حوزه از حل مسئله ای واموندن و در این مثال اون دانشجو فقط باور محدود کننده حل نشدنی رو در ذهنش نداشت.
و اما نتیجه کار کردن و تمرکز فقط و فقط و فقط روی باور هامون همان! و دست بکار شدن دستهای خداوند برای رسوندن ما به آرزومون همان!
استاد گفتن یک کانال تلگرامی مطالب ایشون رو بدون ذکر نام باز نشر کرده بود و از همین طریق احتمالا چقدر کاربر به سایت ورود پیدا کردن و همون فرد که اتفاقا شاید خواسته از مطالب استاد پول در بیاره و این بنظرمون بده اتفاقا دستی میشه از جانب خدا که چقدر افراد با مطالب استاد آشنا بشن ،پس تمام اتفاقات حتا آنهایی که به ظاهر بد هستن چقدر راحت میتونن بهترین دست خدا بشن و ابدا از کسی به ما آسیبی نمیرسه چون ما در مدار متعالی رشد و پیشرفت هستیم و فقط و فقط خیر و خوبی از جهان میگیریم.
استاد گفتن من بدون الگو به این همه دستاورد رسیدم ،این برای من خیلی قشنگه ،یعنی اگر حتا الگویی هم نداری که به خواسته ت رسیده باشه ومشوق تو بشه در زمینه ای تو میتونی خودت آنقدری پیشرفت کنی که به اون برسی و حتا الهام بخش انسانهای بسیاری بشی.
استاد در ادامه گفتن که موفقیت ایشون رو به نوع طراحی سایت ارتباط دادن و این هم از جمله توجیهات مشابه ذهن ماست.
اتفاقا چقدر خوبه این نوع کار کردن بروی ذهن و چه راحت میشه عوامل بازدارنده از موفقیت رو در درون باورهامون پیدا کرد که عجیب مانع ما هستن .
چقدر مشابه همین رو به بیل گیتس و زاکر برگ و غیره گفتن درصورتی که با شرایط مشابه اینها مهندسهای بسیاری بودن اما فقط یک نفر بیل گیتس و استیو جابز و زاکر برگ شد.
نکته طلایی برای امروزم=
هر فکر که احساس دلشوره بهت میده، نگران و مضطربت میکنه،باورش نکن و در عوض باوری رو انتخاب کن که متفاوت و آرامش بخش باشه .
و در نهایت اینکه نتیجه فرکانس مختلف ،نتیجه مختلف هست.
دوستتون دارم 💕
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
سلام به همسفر های خوبم .
در واقع خیلی از ایده های عالی که به ذهن ما میرسه با باور نمی شود فراموش میشه چقدر تمرین تحسین کردن عالیه چقدر خوب به مرور زمان این باور خوب که هر کس به هر موفقیتی رسیده من هم می توانم برسم ساخته میشه ،وقتی نظرات منفی دیگران و در نظر نمیگیری و با قدرت ادامه میدی به نتیجه میرسی خیلی جالبه که اطرافیانت هم باور هاشون تقویت میشه و می بینی اون ها هم همون کار تو رو می خوان انجام بدن و خیلی هاشون هم که اصلا باور نمی نمی کنن و به همون روال قبلی ادامه میدن وقتی نشونه های پیشرفت دیگرانو تحسین نکنی باور هات تضعیف میشه و از موفقیت دور میشی، من یکی از اشنا هام با داشتن سایت و کسب در امد از اینستا و تلگرام و دیجی کالا و فروختن لباس ،ماهی 150میلیون درامد داره اونم فقط با یک ساعت با لب تاپ کار کردن ،البته که استاد خیلی خیلی الگو عالیه و میشه باور کرد که میشود رسید میشود عالی ترین کیفیت زندگی و در همه ابعاد داشت .
وای که چه قدرتی داره این باور چه قدرتی داره همه چیز باوره همه چیز خدا هم اگه باورش کنی واست همه کار میکنه دنیاهارو به نامت میزنه اگه باورش نکنی هیچ کاری واست نمیکنه باور یعنی همه چیز
به نام خدا
سفرنامه روز ۲۴ ام :
بعضی افراد به دلیل تجربیاتی که از زندگیشون دارن نمیتونن بپذیرن و باور کنن دستاودهای افراد موفق رو و اون هارو انکار میکنن و به تحمت و دروغ میبندن و حتی اگر باور کنن ربط میدن موفقیتشون رو به یه سری شرایط خاص و فک میکنن که چون طرف خاص بوده این موفقیت هارو کسب کرده .
اگر کسی به موفقیتی رسیده به دلیل باورهایی که داشته رسیده نه صرفا یه شرایط خاص و این به این معنی هست وقتی اون تونسته همه میتونن انجامش بدن فقط باید راهشو پیدا کرد به جای انکار کردن .
وقتی چیزی رو نداری و میخوای که داشته باشیش بلید باورهات راجب اون رو تغیر بدی باورهای درست ایجاد کنی و ازشون مراقبت کنی که خراب نشن .
اگر کسی به چیزی نرسیده به این معنا نیست که هیچکس نمیتونه برسه بهش و اگر کسی به چیزی رسیده به این معنی که میشه بهش رسید .
افرادی که دستاوردهای دیگران رو نمیتونن باور کنن و اون هارو انکار میکنن دارن خودشون رو گول میزنن و با دست خودشون ، خودشون رو از موفقیت دور میکنن اگر میخوایم که موفق بشیم مثل دیگران باید اون هارو تحسین کنیم و براشون آرزوی خوشبختی کنیم .
فرکانسها و باورهای متفاوت نتایج متفاوت از دیگران رو ایجاد میکنه .
هر فکری که احساس بد میده نباید باورش کنیم چون اشتباهه و اگر فکری بهمون احساس خوبی میده باید باورش کنیم چون باور درستیه.
سلام
خداراشکر
چقدرآگاهی
چقدراحساس خوب
چقدرحل مسائل
چقدرسوالاتی که بهش جواب داده شد
من داشتم باخودم مرورمیکردم ونقش باورها رابرای خودم یادآوری کردم
ودیدم هرکجاباورداشتم واحساس لیاقت اون چیزراداشتم بهش رسیدم وازش لذت هم بردم هرکجاباورم محدودبوده یابهش نرسیدم ویازوداز دستش دادم
جالبه که بااین که متوجه شدم نقش باورها خیلی مهم است یجاهای حریف نجواهای ذهن نشدم وکارخودشوانجام داده
ولی دلیلشو تومطالب نوشته متوجه شدم
من باورم دارم استادتوانسته دیگران توانسته اندمن هم میتوانم همین طورکه مثالهای دارم
پاک شدن ازموادمخدر
ترک سیگار
زندگی دوباره باهمسروفرزندانم
چون دیدم دیگران توانسته اندگفتم پس من هم میتوانم ودراین راخداهم خیلی بهم کمک کرد
سالم باشید