این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یاد یه صحبتی که استاد قبلا زده بودن افتادم که ادما مو قع خربد میرن اولین مغازه و بهترین و پیدا میکنن اما دچار شک میشن و میگن بریم یه چرخی تو پاساژ بزنیم شاید بهتر شو پیدا کردیم اما دست از پا دراز تر برمیگردن به همون اولین مغازه
من همون ادمم خیلی اتفاقی با مطالب شما اشنا شدم و خوشم اومد دست و پا شکسته دنبالش کردم اما گفتم خب ازین بهترم هست بگرد مجتبی
اما الان که دارم این پیامو مینویسم یه بیست و چند روزی هست با جون و دل برگشتم به همین سایت و سعی مو دارم انجام میدم و اولیش هم همون اصلی ترین موضوع که فیلتر کنم هز چی و که میبینم و میشنوم و میخونم خدار رو شکر که هستم و نتیجه گرفتم و حتما در ادامه هم بیشتر میشه به لطف خدای جان
یکی از تجربه های خوبم و میگم من دانشجو دکتری تخصوصی هستم و برای ادامه تحصیلم نیاز به نمره ازمون زبان داشتم به چند تا از دوستان م که تماس میگرفتم میگفتن دیر شروع کردی به خوندن و یه 10-20 باری باید تو امتحان شرکت کنی تا نمره قبولی و بگیری اما من یاد یکی دوتا از دوستانم میافتادم که خیلی سریع قبول شدن و سعی میکردم همش به اونا توجه کنم و یه سه ماهی هست شروع کردم به مطالعه و تو این مدت یه روند رو به رشدی که با شتاب داره میره جلو قشنگ برای خودم مشخص از کتاب ها و فایل های که خیلی راحت و اتفاقی هدایت شدم بهشون الهی شکرررت و از اون موقعی که جدی اومدم و باورهامو نوشتم و ترمز ذهنی مو پیدا کردم و جایگزین کردمشون با باوهای که به من شور و شوق و انگیزه میداد خدا خودش همه کارارو پیش برد
به جهان خرم از انم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
الانم که این پیامو مینویسم به لطف خدا نمره قبولی مو گرفتم و میگم به دوستانم که هر حرفی که به شما نیرو میده بپذیرید.وبا توکل به نیروی مطلق قدم به قدم پیش بریم حتما موفق میشیم.
جلسه بیست و چهارم از دوره بی نظیر روزشمار تحول زندگی ….
من عاشق این جلسه شدم ، واقعا خیلی خیلی خیلی احساس قدرت میده ، احساس خالق بودن میده
مثال شماره یک که نقش باور های سالم در موفقیت را شرح میدهد :
دوستان من چند سال پیش کلاس روباتیک میرفتم و کلی روبات میساختیم و محیط جذابی بود برام
بعد یه مسابقات بین المللی برگذار شد و من و یکی از دوستانم هم تیمی شدیم و داخل رشته روبات های فوتبالیست شرکت کردیم ، دوستان چند تا از مسابقات را بردیم و چند تا هم مساوی کردیم ، حالا نکته ای که هست ما اصلا مقام نیوردیم ، با اینکه روبات مون از لحاظ فنی از همه روبات ها یه سر و گردن بالاتر بود . و نکته جالب تر اینکه با کسی که نفر اول مسابقات روبات های فوتبالیست شد ما مسابقه دادیم و نتیجه یک یک برابر شد . یعنی میخوام بگم تا این حد برابر بودیم و تا این حد روبات ما عالی بود ….
در آخر ما هیچ مقامی نیوردیم ، اما با نفر اول مسابقات ، مسابقه دادیم و برابر شدیم . فکر میکنید چه چیزی باعث تفاوت نتیجه ها شد ؟ روبات ها کاملا برابر بودند ، اما نتیجه ها خیلی فرق داشت ؟؟ من بعد از مسابقه با اون دوست مون که نفر اول شد صحبت کردم و داخل همون چند کلمه اول متوجه باور های قوی ای که داشت شدم . البته به طور نا آگاهانه رعایت میکرد قوانین را . ایشون با این باور شرکت کرده بودند که انگار ایمان داشتند اول میشوند و مثل روز براشون روشن بود که اول میشوند ، اما ما با این باور شرکت کردیم که هرچی خدا خواست ، انشالله که اول میشیم 😂😂😂
و خب واقعا میبینید که باور های متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه
مثال شماره دو که تاثیر باور های غلط بر میزان موفقیت را نشون میده :
یه دوستی دارم به اسم سجاد . خیلی پسر خوش ذوق و خوش برخورد و هدف دار و اهل حال هست . در کل اگر بخوام به شخصیت ش نمره بدم از صد نود و پنج میدم . آقا سجاد از هجده سالگی دنبال این بود که فوتبالیست بشه . هم علاقه داشت و هم استعداد و هم خب میدونست که میتونه خوب پول بسازه از فوتبال . آقا یه سال شب و روز ش را گذاشت و تلاش و پشتکار و انصافا خوب تلاش میکرد . تکنیک عالی ، بدنسازی و … همه چیز اوکی بود . رفت برای تیم سپاهان تست داد و از بین هفتاد و پنج نفر انتخاب شد و خب همینجور که میبینید قطعا توانایی بالایی داشت در فوتبال . اما امان از دست باور های مخرب ، دوستان ته ته ته ش آقا سجاد هیچ موفقیتی در زمینه فوتبال کسب نکرد و دست از پا دراز تر برگشت خونه … هرچند میگم هم خودش پسر عالی هست هم مهارت عالی در فوتبال داره . من وقتی دیدم ش باهاش صحبت کردم و ته باور هاش این بود که داخل فوتبال هرکس به جایی رسیده با پول و پارتی رسیده . به طور معمولی هیچکس به هیچ جا نمیرسه . برای تک تک بازیکنان تیم ملی هم داخل ذهن ش ساخته بود که با پارتی و پول به یه جایی رسیده بودند . و خب در این مثال واقعی مشاهده کردید که هرچقدر هم مهارت عالی داشته باشید اما باور های مناسب نداشته باشید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد …
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
مهم ترین قانون جهان این هست که آقا جهان بر اساس باور ها و فرکانس های هر شخص اتفاقات زندگی ش را رقم میزنه ….
یعنی هرکسی هر شرایطی در هر جنبه ای دارد ، چه خوب چه بد کاملا خودش اونها را خلق کرده . نه هیچ عامل بیرونی دیگه . شرایط به دست فرکانس ها سر راه ت قرار میگیرند و این واقعا برام یه اصل ثابت شده ست
وقتی که ما این قانون جهان را درک کنیم ، خیلی خیلی دید مون باز تر میشه . دیگه هر خواسته و هر آرزو و هر هدفی که داریم سریع میشینم باور های هماهنگ با اون خواسته را میسازیم و به دنبال شرایط بیرونی برای بدست آوردن خواسته مون نیستیم .
وقتی قانون را خوب درک کنیم هنگامی که داستان موفقیت یه فرد را میشنویم که ماهی بیست میلیارد درآمد داره و باغ و خونه آنچنانی داره ، سریع با خودمون میگیم ایول عجب باور های قوی داشته که این خواسته ها را خلق کرده . وقتی این تونسته من هم میتونم فقط باید بگردم راه ش را پیدا کنم ….
وقتی یه خواسته ای داریم ، فارغ از اینکه از نظر بقیه چقدر بزرگ و غیر ممکنه ، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیه ،فقط باید تمرکز مون را بذاریم روی ایجاد باور های هماهنگ با خواسته مون و تامام تامام
بقیه اتفاقات خودش رخ میده . به همین سادگی و خوشمزگی …
سلام دوستان.من خیلی دوست دارم از نتایجی که گرفتم بگم که دوستانمون هم انگیزه بگیرن. من خودم الان که این فایل رو گوش کردم تازه متوجه شدم که چه باور های قدرتمندی در مورد شغلم دارم. من تو سن۲۷ سالگی در حالی که کارشناسی تاسیسات داشتم و بیکار بودم وبه یه سری تضاد های شدید برخورده بودم. یه روز تصمیم گرفتم که برم ارایشگری رو شروع کنم و احساسم میگفت همه ازادی هایی که میخام رو این کار داره و من داخل ذهنم و همون باور هام چه دنیای قشنگی رو میدیدم. اینکه دیگه کارگری نمیرم مغازه خودم رو دارم چقدر ازادی زمان دارم و اقا بالاسر نداشتن و هزاران مزیت دیگه رو دارم. وارد این شغل شدم و الان هر روز و هر روز داره نتایجم بزرگ تر میشه. و دوست دارم از اون باور های قدرتمند خودم راجب شغلم بگم که چه چیزهایی هرگز نتونست مانع من در رسیدن به اهدافم تو این شغل بشه. این که تو با لیسانس تاسیسات میخای بری یه ارایشگر ساده بشی و قیجی بزنی تو سر مردم. این که تو دیونه شدی. این که فلانی که انقدر گرگ تو ارایشگری به جایی نرسید و تو میخای برسی. این که تا کی یاد بگیری تاکی مغازه بزنی و عمرت تموم میشه و همه این حرف ها رو من اهرم رنج ولذت خودم قرار دادم و هر روز پر انرژی تر میشم تو این مسیر و الان دارم روی باورهای داشتن سالن شخصی خودم کار میکنم. ممنون از همتون
انقد توی این ۶۸ روزی که توی سایت عضو شدم حالم تغییر کرده و خودم میفهمم که بابا من روز ها و ساعت های بیشتری نسبت به قبل احساسم خوب بوده.
کمتر فکر بد و ناامیدی سراغم اومده.
افکارم بهتر شده.
دیدم به جهان و خدا و زندگی فرق کرده و یا بهتر بگم افکاری و آگاهی های جدیدی وارد ذهنم شده.
یک سری باور های مخربم رو شناسایی کردم.
یک سری سوال های بی جواب از قبل تو ذهنم به جواب رسیدم.
چی بگم از کجا بگم که دوستان ما باید بابت ثانیه به ثانیه ای که در سایت و در مسیر آموزه های استاد هستیم باید خدا رو شکر کنیم و از صمیم قلب آرزوی خوشبختی و سعادت برای استاد و تیم قوی اش و خانم شایسته بکنیم که داره مارو با قوانین جهان هستی آشنا میکنه.
الان که فکر میکنم میبینم که باور هام و خواسته هام داره بزرگتر و بیشتر و قویتر میشه.
انگار ی چیزی در درونم ندا میده محمدرضا یکتا تو هم میتونی زندگی تو اونجور که بخوای تغییر بدی و کلی کار قشنگ انجام بدی.
تصمیم به خرید یکی از دوره ها دارم و از خدا میخوام هدایتم که در بهترین زمان بتونم خریدم رو انجام بدم.
خدا رو شکر که در روز ۲۴ سفر نامه هستم و دارم کامنت میذارم.
همین کارهای به ظاهرساده، باورهای قدرتمند کنندهای میسازد و نتایجی برایتان به بار میآورد که در نگاه افراد با باورهای محدودکننده، باورنکردنی و غیرممکن مینماید.
همین تصمیم کوچک من برای برگردندان انگیزه روز اولم و شروع روز شمار تحول، چنان تغییراتی در باور و زندگی و اندیشه ام آورده که انگار به فاصله این یک ماه، چند سال زندگی کردم.
در صورتی که من اصلا انتظار این همه تغییر و منسجم شدن افکار رو نداشتم.
الان که دارم فکر میکنم همین تعهد روزانه برای نوشتن یک نوع تمرکز لیزری برای ساختن های باورم فراهم آورده.
خانم شایسته عزیزم ممنونم که به الهامات قلبیتون عمل می کنید و مسیر موفقیت رو برامون هموار می کنید. استاد عزیزم. استاد دوست داشتنیم از شما ممنونم که به الهامات قلبیتون عمل می کنید و به من و تمام شاگردهای دیگه تون این کار رو یاد می دین.
استاد اتفاقا این مبحث شما کاملا بجا با حال و هوای این روزهای من بود. منی که با وجود علم بر نتیجه کار نشستم و از سر کنجکاوی ویدیوهای فردی که مدعی هست پاپاراتزی هست و کارش رو کردن چهره واقعی ادم های مشهور و موفق هست رو تماشا می کردم.
اما خوشبختانه انقدر خوب روی باورهام کار کرده بودم که بعد از دیدن دوتا از ویدیوها به شدت حالم بد شد و کلا دورش رو خط کشیدم وهر جا توی یوتوب اثری از ویدیوهای این فرد می بینم سریعا رد میشم که نبینم.
چقدر جالب بود که تمام رفتار و حرکات ادم های ناموفق رو همین فرد داشت و چقدر بعد از مثلا افشاگری ها که کاملا غرض ورزی اش نمایان شده بود به خودش افتخار می کرد.
دلیل بد شدن حالم رو خیلی خوب می فهمیدم. اولین دلیل بخاطر آن بود که دانسته زمانم ، انرژیم و حالم خوبم را به پای خزعبلات این فرد ناموفق می سوزاندم و دلیل دوم و مهمش این بود که با دیدن این ویدیو، باورهایی در ذهن من ساخته میشد که نمیشود هم خوب بود و هم موفق بود.
نمی شود مشهور و معروف بود و سالم ماند و همینطور که این فرد به کارش ادامه می دهد و دنبال کننده ها دنبال افشاگری های بیشتر هستند این ذهنیت در فرد ایجاد می شود که آدم خوب وجود ندارد و همه فاسد هستند.
مثلا اگر کسی به بازیگری و تئاتر علاقه داشته باشد با دیدن این ویدیو با خودش می گوید این محیط نامناسب است و به دنبال علاقه اش نمی رود و یا هر شغل و حرفه دیگه.
کار به جایی می رسه که انسان تمام آرزوهای بزرگش رو مسخره می کنه و با خودش میگه اصلا موفقیتی وجود نداره و همه این موفقیت ها و همه انسان های موفق در حیطه خودشون از دم فاسد و دورو و نان به نرخ روز هستند و اصلا ادم نمیتونه موفق بشه و بهتره که من این آرزو رو که خیال و قصه ای بیش نیست چال کنم.
از خدای بزرگم ممنونم بخاطر همزمانی این تضاد و پادزهر شما.
بهنامتنهاربجهانیان
سلامبهاستادعزیزم،خانمشایستهوتمامدوستانم
چیزیراکهماباورکنیمتجربهمیکنیم
آگاهانهبایدببینیمکهبهچیفکرمیکنیم،
چیوباورکردیم…
بایدرویخودمونکارکنیموباورهایمانرا
عوضکنیمونتایجراببینیم…
هرچیزوهرفکریکهاحساسبدیبهمامیدهدرا
نپذیریموهرباوریرانپذیریم.
خدایاصدهزارمرتبهشکرتبهخاطرهدایتت🙏
منم سگ سیاه افسردگی دارم و اونقدر بزرگه که زیر سنگینیش له شدم
اما امروز یه ویدیویی دیدم که پارسال برای مدرسم درستش کرده بودم یه تیکه از اون ویدیو اینو نوشته بودم:
ما باید ریشه های ناراحتیمونو از ببن ببریم و خودمون برای خوشحالیمون دلایل رو پیدا کنیم .
دوست من تو خیلی باارزشی فقط ارزش خودت رو نمیدونی!
هیچ اشکال نداره بعضی وقتا خودتو بغل کنی و دلت بخواد به خواسته های دلت بیشتر توجه کنی.
اون موقعا اوضاع خیلی خوب بود با خودم در صلح بودم نمیدونم از کی انقد حالم بد شد و سگ افسردگیم بزرگ شد و روم نشست
اما اینو امروز یاد گرفتم که خودمم که باید خودم رو نجات بدم نه هیچکس دیگه . نباید توقع معجزه از طرف خدا هم داشته باشم فقط باید روی پای خودم وایسم .
شیدا تو باارزش ترین دارایی خودتی.
خدایا مرسی♡
سلام و وقت به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان
یاد یه صحبتی که استاد قبلا زده بودن افتادم که ادما مو قع خربد میرن اولین مغازه و بهترین و پیدا میکنن اما دچار شک میشن و میگن بریم یه چرخی تو پاساژ بزنیم شاید بهتر شو پیدا کردیم اما دست از پا دراز تر برمیگردن به همون اولین مغازه
من همون ادمم خیلی اتفاقی با مطالب شما اشنا شدم و خوشم اومد دست و پا شکسته دنبالش کردم اما گفتم خب ازین بهترم هست بگرد مجتبی
اما الان که دارم این پیامو مینویسم یه بیست و چند روزی هست با جون و دل برگشتم به همین سایت و سعی مو دارم انجام میدم و اولیش هم همون اصلی ترین موضوع که فیلتر کنم هز چی و که میبینم و میشنوم و میخونم خدار رو شکر که هستم و نتیجه گرفتم و حتما در ادامه هم بیشتر میشه به لطف خدای جان
یکی از تجربه های خوبم و میگم من دانشجو دکتری تخصوصی هستم و برای ادامه تحصیلم نیاز به نمره ازمون زبان داشتم به چند تا از دوستان م که تماس میگرفتم میگفتن دیر شروع کردی به خوندن و یه 10-20 باری باید تو امتحان شرکت کنی تا نمره قبولی و بگیری اما من یاد یکی دوتا از دوستانم میافتادم که خیلی سریع قبول شدن و سعی میکردم همش به اونا توجه کنم و یه سه ماهی هست شروع کردم به مطالعه و تو این مدت یه روند رو به رشدی که با شتاب داره میره جلو قشنگ برای خودم مشخص از کتاب ها و فایل های که خیلی راحت و اتفاقی هدایت شدم بهشون الهی شکرررت و از اون موقعی که جدی اومدم و باورهامو نوشتم و ترمز ذهنی مو پیدا کردم و جایگزین کردمشون با باوهای که به من شور و شوق و انگیزه میداد خدا خودش همه کارارو پیش برد
به جهان خرم از انم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
الانم که این پیامو مینویسم به لطف خدا نمره قبولی مو گرفتم و میگم به دوستانم که هر حرفی که به شما نیرو میده بپذیرید.وبا توکل به نیروی مطلق قدم به قدم پیش بریم حتما موفق میشیم.
جلسه بیست و چهارم از دوره بی نظیر روزشمار تحول زندگی ….
من عاشق این جلسه شدم ، واقعا خیلی خیلی خیلی احساس قدرت میده ، احساس خالق بودن میده
مثال شماره یک که نقش باور های سالم در موفقیت را شرح میدهد :
دوستان من چند سال پیش کلاس روباتیک میرفتم و کلی روبات میساختیم و محیط جذابی بود برام
بعد یه مسابقات بین المللی برگذار شد و من و یکی از دوستانم هم تیمی شدیم و داخل رشته روبات های فوتبالیست شرکت کردیم ، دوستان چند تا از مسابقات را بردیم و چند تا هم مساوی کردیم ، حالا نکته ای که هست ما اصلا مقام نیوردیم ، با اینکه روبات مون از لحاظ فنی از همه روبات ها یه سر و گردن بالاتر بود . و نکته جالب تر اینکه با کسی که نفر اول مسابقات روبات های فوتبالیست شد ما مسابقه دادیم و نتیجه یک یک برابر شد . یعنی میخوام بگم تا این حد برابر بودیم و تا این حد روبات ما عالی بود ….
در آخر ما هیچ مقامی نیوردیم ، اما با نفر اول مسابقات ، مسابقه دادیم و برابر شدیم . فکر میکنید چه چیزی باعث تفاوت نتیجه ها شد ؟ روبات ها کاملا برابر بودند ، اما نتیجه ها خیلی فرق داشت ؟؟ من بعد از مسابقه با اون دوست مون که نفر اول شد صحبت کردم و داخل همون چند کلمه اول متوجه باور های قوی ای که داشت شدم . البته به طور نا آگاهانه رعایت میکرد قوانین را . ایشون با این باور شرکت کرده بودند که انگار ایمان داشتند اول میشوند و مثل روز براشون روشن بود که اول میشوند ، اما ما با این باور شرکت کردیم که هرچی خدا خواست ، انشالله که اول میشیم 😂😂😂
و خب واقعا میبینید که باور های متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه
مثال شماره دو که تاثیر باور های غلط بر میزان موفقیت را نشون میده :
یه دوستی دارم به اسم سجاد . خیلی پسر خوش ذوق و خوش برخورد و هدف دار و اهل حال هست . در کل اگر بخوام به شخصیت ش نمره بدم از صد نود و پنج میدم . آقا سجاد از هجده سالگی دنبال این بود که فوتبالیست بشه . هم علاقه داشت و هم استعداد و هم خب میدونست که میتونه خوب پول بسازه از فوتبال . آقا یه سال شب و روز ش را گذاشت و تلاش و پشتکار و انصافا خوب تلاش میکرد . تکنیک عالی ، بدنسازی و … همه چیز اوکی بود . رفت برای تیم سپاهان تست داد و از بین هفتاد و پنج نفر انتخاب شد و خب همینجور که میبینید قطعا توانایی بالایی داشت در فوتبال . اما امان از دست باور های مخرب ، دوستان ته ته ته ش آقا سجاد هیچ موفقیتی در زمینه فوتبال کسب نکرد و دست از پا دراز تر برگشت خونه … هرچند میگم هم خودش پسر عالی هست هم مهارت عالی در فوتبال داره . من وقتی دیدم ش باهاش صحبت کردم و ته باور هاش این بود که داخل فوتبال هرکس به جایی رسیده با پول و پارتی رسیده . به طور معمولی هیچکس به هیچ جا نمیرسه . برای تک تک بازیکنان تیم ملی هم داخل ذهن ش ساخته بود که با پارتی و پول به یه جایی رسیده بودند . و خب در این مثال واقعی مشاهده کردید که هرچقدر هم مهارت عالی داشته باشید اما باور های مناسب نداشته باشید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد …
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
مهم ترین قانون جهان این هست که آقا جهان بر اساس باور ها و فرکانس های هر شخص اتفاقات زندگی ش را رقم میزنه ….
یعنی هرکسی هر شرایطی در هر جنبه ای دارد ، چه خوب چه بد کاملا خودش اونها را خلق کرده . نه هیچ عامل بیرونی دیگه . شرایط به دست فرکانس ها سر راه ت قرار میگیرند و این واقعا برام یه اصل ثابت شده ست
وقتی که ما این قانون جهان را درک کنیم ، خیلی خیلی دید مون باز تر میشه . دیگه هر خواسته و هر آرزو و هر هدفی که داریم سریع میشینم باور های هماهنگ با اون خواسته را میسازیم و به دنبال شرایط بیرونی برای بدست آوردن خواسته مون نیستیم .
وقتی قانون را خوب درک کنیم هنگامی که داستان موفقیت یه فرد را میشنویم که ماهی بیست میلیارد درآمد داره و باغ و خونه آنچنانی داره ، سریع با خودمون میگیم ایول عجب باور های قوی داشته که این خواسته ها را خلق کرده . وقتی این تونسته من هم میتونم فقط باید بگردم راه ش را پیدا کنم ….
وقتی یه خواسته ای داریم ، فارغ از اینکه از نظر بقیه چقدر بزرگ و غیر ممکنه ، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیه ،فقط باید تمرکز مون را بذاریم روی ایجاد باور های هماهنگ با خواسته مون و تامام تامام
بقیه اتفاقات خودش رخ میده . به همین سادگی و خوشمزگی …
سلااام
روز بیست و چهارم
یه نکته ای توی فا یل خیلیی توجه ام رو جلب کرد
اونجایی که استاد گفتن: دیگه اون بحث رو با اون آدم ادامه ندادم، چون میدونستم باورام ضعیف میشه.
من رو خییلیی یاد خودم انداخت
من توی یک خانواده مذهبی و سنتی زندگی میکنم
از اونجایی که مثل خیلی از ادمای دیگه وقتی با قوانین و اصل قران اشنا شدم خیلی ذوق داشتم، باهاشون این چیز هارو در میون گذاشتم
و بعد کم کم واکنششون من رو داشت در مدار بدی میبرد
ولی خودمو جمع و جور کردم ، و سعی کردم که دیگه این کار رو نکنم
تا دیشب، دوباره سر این جریان بحث شد و من تا وقتی این فایل رو ببینم این بحث تو سرم میپیچید…
شاید خیلی ربطی به موضوع فایل نداشت ولی به نظرم واقعا اینکه تمرکزمون رو از دیگران برداریم و روی خودمون بذاریم خیییلییی تاثیر دارهه
سلااام
روز بیست و چهارم
یک نکته ای توی فایل خیلیی توجه ام رو جلب کرد
اونجایی که استاد گفتن: دیگه اون بحث رو با اون آدم ادامه ندادم، چون میدونستم باورام ضعیف میشه.
من رو خییلیی یاد خودم انداخت
من توی یک خانواده مذهبی و سنتی زندگی میکنم
از اونجایی که مثل خیلی از ادمای دیگه وقتی با قوانین و اصل قران اشنا شدم خیلی ذوق داشتم، باهاشون این چیز هارو در میون گذاشتم
و بعد کم کم واکنششون من رو داشت در مدار بدی میبرد
ولی خودمو جمع و جور کردم ، و سعی کردم که دیگه این کار رو نکنم
تا دیشب، دوباره سر این جریان بحث شد و من تا وقتی این فایل رو ببینم این بحث تو سرم میپیچید…
شاید خیلی ربطی به موضوع فایل نداشت ولی به نظرم واقعا اینکه تمرکزمون رو از دیگران برداریم و روی خودمون بذاریم خیییلییی تاثیر دارهه
سلام دوستان.من خیلی دوست دارم از نتایجی که گرفتم بگم که دوستانمون هم انگیزه بگیرن. من خودم الان که این فایل رو گوش کردم تازه متوجه شدم که چه باور های قدرتمندی در مورد شغلم دارم. من تو سن۲۷ سالگی در حالی که کارشناسی تاسیسات داشتم و بیکار بودم وبه یه سری تضاد های شدید برخورده بودم. یه روز تصمیم گرفتم که برم ارایشگری رو شروع کنم و احساسم میگفت همه ازادی هایی که میخام رو این کار داره و من داخل ذهنم و همون باور هام چه دنیای قشنگی رو میدیدم. اینکه دیگه کارگری نمیرم مغازه خودم رو دارم چقدر ازادی زمان دارم و اقا بالاسر نداشتن و هزاران مزیت دیگه رو دارم. وارد این شغل شدم و الان هر روز و هر روز داره نتایجم بزرگ تر میشه. و دوست دارم از اون باور های قدرتمند خودم راجب شغلم بگم که چه چیزهایی هرگز نتونست مانع من در رسیدن به اهدافم تو این شغل بشه. این که تو با لیسانس تاسیسات میخای بری یه ارایشگر ساده بشی و قیجی بزنی تو سر مردم. این که تو دیونه شدی. این که فلانی که انقدر گرگ تو ارایشگری به جایی نرسید و تو میخای برسی. این که تا کی یاد بگیری تاکی مغازه بزنی و عمرت تموم میشه و همه این حرف ها رو من اهرم رنج ولذت خودم قرار دادم و هر روز پر انرژی تر میشم تو این مسیر و الان دارم روی باورهای داشتن سالن شخصی خودم کار میکنم. ممنون از همتون
سلام
خدایاشکرت
خدایاشکرت
چه جالب است که بدانی برای رسیدن به هر خواسته ای فقط باید باورهات رابزرگ کنی
خدایا چقدر باور مهم است ودرواقع سکان زندگی هر کس دردست باورهای او می باشد
من خودم یک لیست از باورهای قدرتمندو محدود کننده خودم رانوشتم وبعد ان رابصورت فایل صوتی دراوردم وگوش میدم فکر می کنم تمرین خوبی است
امروز یک لحظه احساس درماندگی در یک موضوع کردم باافاصله گفتم حدایا به تو می سپارم وباور کنید که حل شد
خدایاسپاسگزارم
بنام خداوند قادر و بخشنده
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام.
خدا رو شکر میکنم حالم خوبه.
انقد توی این ۶۸ روزی که توی سایت عضو شدم حالم تغییر کرده و خودم میفهمم که بابا من روز ها و ساعت های بیشتری نسبت به قبل احساسم خوب بوده.
کمتر فکر بد و ناامیدی سراغم اومده.
افکارم بهتر شده.
دیدم به جهان و خدا و زندگی فرق کرده و یا بهتر بگم افکاری و آگاهی های جدیدی وارد ذهنم شده.
یک سری باور های مخربم رو شناسایی کردم.
یک سری سوال های بی جواب از قبل تو ذهنم به جواب رسیدم.
چی بگم از کجا بگم که دوستان ما باید بابت ثانیه به ثانیه ای که در سایت و در مسیر آموزه های استاد هستیم باید خدا رو شکر کنیم و از صمیم قلب آرزوی خوشبختی و سعادت برای استاد و تیم قوی اش و خانم شایسته بکنیم که داره مارو با قوانین جهان هستی آشنا میکنه.
الان که فکر میکنم میبینم که باور هام و خواسته هام داره بزرگتر و بیشتر و قویتر میشه.
انگار ی چیزی در درونم ندا میده محمدرضا یکتا تو هم میتونی زندگی تو اونجور که بخوای تغییر بدی و کلی کار قشنگ انجام بدی.
تصمیم به خرید یکی از دوره ها دارم و از خدا میخوام هدایتم که در بهترین زمان بتونم خریدم رو انجام بدم.
خدا رو شکر که در روز ۲۴ سفر نامه هستم و دارم کامنت میذارم.
دوستتون دارم.
بیست و چهارمین ردپا:
همین کارهای به ظاهرساده، باورهای قدرتمند کنندهای میسازد و نتایجی برایتان به بار میآورد که در نگاه افراد با باورهای محدودکننده، باورنکردنی و غیرممکن مینماید.
همین تصمیم کوچک من برای برگردندان انگیزه روز اولم و شروع روز شمار تحول، چنان تغییراتی در باور و زندگی و اندیشه ام آورده که انگار به فاصله این یک ماه، چند سال زندگی کردم.
در صورتی که من اصلا انتظار این همه تغییر و منسجم شدن افکار رو نداشتم.
الان که دارم فکر میکنم همین تعهد روزانه برای نوشتن یک نوع تمرکز لیزری برای ساختن های باورم فراهم آورده.
خانم شایسته عزیزم ممنونم که به الهامات قلبیتون عمل می کنید و مسیر موفقیت رو برامون هموار می کنید. استاد عزیزم. استاد دوست داشتنیم از شما ممنونم که به الهامات قلبیتون عمل می کنید و به من و تمام شاگردهای دیگه تون این کار رو یاد می دین.
استاد اتفاقا این مبحث شما کاملا بجا با حال و هوای این روزهای من بود. منی که با وجود علم بر نتیجه کار نشستم و از سر کنجکاوی ویدیوهای فردی که مدعی هست پاپاراتزی هست و کارش رو کردن چهره واقعی ادم های مشهور و موفق هست رو تماشا می کردم.
اما خوشبختانه انقدر خوب روی باورهام کار کرده بودم که بعد از دیدن دوتا از ویدیوها به شدت حالم بد شد و کلا دورش رو خط کشیدم وهر جا توی یوتوب اثری از ویدیوهای این فرد می بینم سریعا رد میشم که نبینم.
چقدر جالب بود که تمام رفتار و حرکات ادم های ناموفق رو همین فرد داشت و چقدر بعد از مثلا افشاگری ها که کاملا غرض ورزی اش نمایان شده بود به خودش افتخار می کرد.
دلیل بد شدن حالم رو خیلی خوب می فهمیدم. اولین دلیل بخاطر آن بود که دانسته زمانم ، انرژیم و حالم خوبم را به پای خزعبلات این فرد ناموفق می سوزاندم و دلیل دوم و مهمش این بود که با دیدن این ویدیو، باورهایی در ذهن من ساخته میشد که نمیشود هم خوب بود و هم موفق بود.
نمی شود مشهور و معروف بود و سالم ماند و همینطور که این فرد به کارش ادامه می دهد و دنبال کننده ها دنبال افشاگری های بیشتر هستند این ذهنیت در فرد ایجاد می شود که آدم خوب وجود ندارد و همه فاسد هستند.
مثلا اگر کسی به بازیگری و تئاتر علاقه داشته باشد با دیدن این ویدیو با خودش می گوید این محیط نامناسب است و به دنبال علاقه اش نمی رود و یا هر شغل و حرفه دیگه.
کار به جایی می رسه که انسان تمام آرزوهای بزرگش رو مسخره می کنه و با خودش میگه اصلا موفقیتی وجود نداره و همه این موفقیت ها و همه انسان های موفق در حیطه خودشون از دم فاسد و دورو و نان به نرخ روز هستند و اصلا ادم نمیتونه موفق بشه و بهتره که من این آرزو رو که خیال و قصه ای بیش نیست چال کنم.
از خدای بزرگم ممنونم بخاطر همزمانی این تضاد و پادزهر شما.