به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 82


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    سلام از روز شمار بیست و 4 ام

    باورها ….

    یکی از باورهایی که تو خودم ساختم اینه ک میشه بدون سرمایه پول ساخت برعکس تفکر عام جامعه

    من کاری شروع کردم با زیر 100 هزار تومن و این کار چند ماه دورقمی برای من پول ساخت و ازش پولسازی کردم

    الآنم خوراکم کارایی که از صفر بدون سرمایه شروعش کنم بزرگش کنم و خیلی برام لذت بخشه.

    من باور کردم که میتونم بدون سرمایه پول بسازم

    من باور کردم که میتونم بدون سرمایه کسب و کارم شروع کنم و ایمان داشتم به رسدم و خدا کنارم بود در تمام این لحظات و من عاشقشم.

    خوشحالم که درمسی ساختن باورهای خفت تر مالی هستم با اینکه چالش‌های خودش داره برام و گاهی سخته برام اما من به شدت ایمان دارم که میتونم و خداوند حامی من درمسیر ساختن و رشد کردنه .

    الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت

    این فایل عالی ترین بود ….

    قدرتمند ترین باوری که میتونیم بسازیم به نظرم اینه که خداوند عاشقانه حامی ما در مسیر رشد و ثروتمند شدن و نگاه کاملا توحیدی بهش داشته باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محدثه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 2367 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    برگ بیست و چهارم سفرنامه

    به جای کوچک کردن خواسته ات باورت را بزرگتر کن

    جمله کلیدی این فایل برای من وقتی بود که استاد گفتن قبل از رسیدن به هدف،اهداف و جایگاه بعدی خودتون رو تعین کنید… دقیقا من در این جایگاهم و چون ظاهرا همه چیز الان طبق روال طبیعی زندگی باب میلم هست دارم دچار روزمرگی میشم… به اهداف قبلی خودم رسیدم و درآمدم بیش از سه برابر شده و اگر الان بیشتر و بیشتر نمیشه نشان از اینه که باید ترمزهام رو پیدا کنم و باورهام رو بزرگتر کنم و نه اینکه بیشتر کار کنم! خدایا شکرت برای اینهمه آگاهی بابت این فراوانی در جهان هستی… از دیروز کمی معده دردم برگشته که پس از شروع دوره سلامتی اصلا تجربش نکرده بودم و این رو هم یک نشونه تلقی میکنم که وقت تغیره… دقیقا به خاطر دارم که استاد میگفتن تو اون زمانی که دچار بی هدفی شده بودن و به همه خواسته هاشون رسیده بودن جسمشون هم در کنار روحیشون شروع به آلارم دادن کرد و ایشون با تعین اهداف جدید به روال صعودی گذشته برگشتن… این دقیقا داستان الان منه!

    اینجا برای خودم یک نمونه از خواستن و رسیدن هام رو مینویسم تا به خاطر بیارم فقط باید بخوام… دیروز بعد از کار در حالی که داشتم استراحت میکردم یادم اومد گوشت وعده شامم رو از فریزر در نیاوردم و حقیقتا از ته دل خواستم کسی برام این کار رو بکنه تا مجبور نباشم از جام پاشم ولی همه خواب بودن اما شاید کمتر از دو دقیقه طثل کشید که صدای باز شدن در اتاق پدر مادرم ث بعد صدای باز شدن درب فریزر اومد…. و مامان به فکر وعده غذایی من بود و اومد گفت دیدم گوشت نذاشتی بیرون برات گذاشتم!! به همین راحتی و به همین سرعت من خواستم و رسیدم اینا اگر نشانه نیست پس چیه؟! تمام خواسته های من به همین شکله و میتونه به همین راحتی برآورده بشه فقط باور های محدود کننده من هستن که بین درخواست و دریافت فاصله میندازن و نه هیچ چیز دیگه ای و کار و وظیفه ی من در زندگی فقط کار کردن روی این باورهاست…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوبم

    روز بیست و چهارم از سفرنامه من

    با شنیدن این فایل یاد خیلی از روزهایی افتادم که کتاب هایی رو میخوندم که همشون میگفتن با تجسم و فکر کردن میشه به رویاهاتون برسید مخصوصا زمانی که فیلم راز رو دیدم خیلی حس خوبی بهم داد که انگار واقعا میشه به ثروت و خواستم برسم منتها انگار اون حس خوب فقط برای همون لحظه بود چون من هیچ فهم و درکی از این قانون و اینکه باورها مسیرمو میسازه نداشتم و نمیدونستم که باور درست حرکت و عمل درست رو در من ایجاد میکنه بخاطر همین همیشه دلسرد و نا امید میشدم

    ولی انگار که همین درخواستم، باعث شد که کم کم تو مداری قرار بگیرم که با استاد آشنا بشم

    و واقعا خداروشکر میکنم که متوجه شدم با باور درسته که نتیجه های خوب بدستم میرسه

    و تا الان تونستم که باورهای مخربم بشناسم و باور درست رو بجاش قرار بدم ولی خب چون همشون طی سال های زیادی، به قول استاد مثل سیمان به مغزمون چسبیدن، دارم سعی میکنم که این سیمان ها بریزه و از بین بره

    و چیزیه که هر روز و همیشه باید رو خودم کار کنم تا نتیجه بگیرم و اون حس خوب رو هر روز درونم بیدار نگهدارم و نذارم ورودی های مخرب بهم برسه و احساسمو و فکرمو خراب نکنم

    استاد عزیز واقعا خود شما یه الگو بسیار با ارزش برای من هستید و من هر روز با دیدن شما و گوش دادن فایل هاتون تحسینتون میکنم

    و چقدر این تحسین کردن و این لذت بردن از خوشبختی دیگران حس خوب میده

    چیزی که من قبلا هیچوقت درکش نمیکردم و همیشه به خاطر اون تفکر اشتباهم حسرت میخوردم،ناراحت میشدم و از خدا گله مند میشدم که چرا من یه همچین زندگی رو ندارم!

    ولی الان که قانون میدونم که برای همه یکسانه و باورهای منه که زندگیمو شکل میده

    هر روز برای زندگی کردن کلی شوق دارم و هر زمان که بیرون میرم بدون قضاوت کردن، همه ثروتمندهارو، کسب و کارهای موفق رو، روابط قشنگ رو تحسین میکنم و لذت میبرم

    و خداروشکر میکنم که تو فرکانسی هستم که کنار افراد ثروتمند قرار میگیرم، میبینمشون و حتی میتونم باهاشون معاشرت داشته باشم

    و با دیدن یه همچین الگوهای موفقی کلی باورهای درست و ثروت ساز میسازم برای خودم و ازشون میتونم کلی ام ایده بگیرم

    واقعا از خدا سپاسگزارم که منو با استاد عباسمنش آشنا کرد و از استاد سپاسگزارم که داره مارو به مسیر درست هدایت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    پونه زرگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1967 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگرم

    سلام به مریم دوست داشتنی و عزیزم

    باز هم هم زمانی اتفاق های جالب،من این روزها مدام تلاش میکنم تا برای هدایت ذهنم به سمت مثبت ها ،الگوهایی رو به یاد بیارم و تحسینشون کنم

    یکی از این الگوها پدربزرگ دوست داشتنی و عزیز یکی از نزدیکانم هستن

    من قبلاً چند ساعتی پای صحبت های این عزیز نشستم،به قول خودشون از دست فروشی شروع کردن ولی انصافا دارایی هاشون الان قابل شمارش نیست.با خواهرم صحبت ایشون بود که خواهرم می‌گفت این شخص دست به خاک میزنه ،طلا میشه ولی من میدونم ،باورهای این شخص داره این موفقیت ها رو رقم می‌زند.

    جالبه که شنیدم ازشون که باید برن سند یکی از مغازه شون رو کیش بگیرن

    بعد که صحبت شد،گفتن

    چند سال پیش مغازه ای میخرن به قیمت 4 میلیارد

    بعد ظاهراً فروشنده از روی این مغازه با همراهی یکی از کارکنان بانک وام گرفته بوده و سند این مغازه به مشکل میخوره

    تو هفته پیش باهاشون تماس میگیرن و میگن سند آماده است و میتونید بیاید و بگیرید،قیمت این مغازه الان حدود 50 میلیارده

    بدون دغدغه خاصی این مسأله حل شده

    طبق گفته خواهرم، این آدم دست به خاک میزنه،طلا میشه چرا بعضی ها اینجورین

    در حالیکه من میدونم و الان دیگه با درک قانون میفهمم دلیل این اتفاق ها چیه

    این ماجرا دقیقا هم زمان شد با فایل امروز استاد

    هر چند دیگه باور دارم که باور همه ی ماست که چنین اتفاقاتی رو رقم می‌زند و مهر تاییدیست برام که بیشتر روی باورهام کار کنم و وقتی شخصیت پدربزرگ رو تو ذهنم بررسی میکنم میبینم چقدر این آدم با ثروت انگار رفیقه

    اصلا نشدن براش معنی نداره

    اصلا با شرایط و دولت و دلار کاری نداره

    تو هر شرایطی که از نظر بقیه خاصه و باید با احتیاط عمل کرد

    مغازه جدید میخره،سرمایه گذاری های جدید انجام میده

    جالبه تو مداری هست که پیشنهادهای عالی هم بهش میشه،مثلا پارسال چند قطعه زمین که قیمت هر کدوم 15 میلیون تومان بوده،خریده

    ولی امسال بالای 250 میلیون تومان هر زمین قیمت پیدا کرده ولی اصلا به فکر فروش نیست

    این رو تو حرفهای استاد همیشه شنیدم که برای خرید،هیچ وقت چیزی رو نمی فروشن

    همیشه پول میسازن

    این سبک زندگی ایشون هم هست،اصلا اعتقادی به فروش چیزی برای خریدهای بزرگتر ندارن

    به فکر پول ساختن هستن

    واقعا با دیدن این الگوها،میبینم قانون یکسانه

    وقتی کسی بتونه قانون رو درک کنه چقدر راحت پول میسازه و می‌ره جلو

    همه چیز باوره ،و وقتی تو مدار درست قرار میگیره ،جهان هم باهاش همراه میشه و بهترین اتفاق ها رقم میخوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    الناز محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام رب العالمین جهان

    1401/11/4

    روز بیست و چهارم سفرنامه

    سلام و هزاران سلام شیرین تر از عسل خدمت عسل ترین استاد دنیا،مریم جانم و همه خونواده عزیزم

    هزاران مرتبه سپاسگزار خداوند مهربانم هستم که یه فرصت دوباره برای تجربه کردن دوباره زندگی امروز نصیبم شد

    خداروشکر که فایل به این پر محتوایی گوش کردم و دارم براش کامنت می نویسم

    جهان ما مبتنی بر مدار و فرکانس های ماست و تمام!!

    میخوام یه مثال زنده رو که حین گوش کردن این فایل زیبا اتفاق افتاد رو بگم

    من آدم سحرخیزی هستم وقتی صبح ساعت 6 بیدار شدم هوس چای سبز کرده بودم اومدم تو سایت و کلیک کردم رو قسمت 24 روز شمار زندگی من

    داشتم فایل رو گوش میکردم فقط تو ذهنم هااا

    گفتم کاش مامانم چای سبز برام دم کنه

    بخدا بیس دقیقه نشد رفتم تو آشپزخونه دیدم قربونش بشم برام چای سبز دم کرده

    برام دوباره و دوباره ثابت شد که همه اتفاقات زندگیم بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانس هامه

    خدایا شکرت صد ها هزار بار شکرت که خالق صفر تا صد زندگیم هستم

    و بینهایت خوشحال و سپاسگزارم که عضو سایتی هستم که سایت درجه یک در زمینه موفقیته

    و بنیان گذارش کسی هست که داره راه درست و قوانین زیبای این جهان رو از طرف خداوند به ما آموزش میده

    خیلی ممنونم استاد نازنینم

    آگاهی های این فایل زیبا:همه اتفاقات،شرایط و آدمهای زندگی ما نتیجه باور های ماست

    به جای کوچک کردن خواسته مون باور هامونو بزرگ کنیم

    وقتی میبینیم کسی به موفقیتی رسیده تحسینش کنیم و باور کنیم که اگه اون به اون جا رسیده پس ماهم میتونیم برسیم

    موفقیت های دیگران رو مهر تاییدی کنیم بر روی خواسته های بزرگمون که خیلی ها میگن نمیشه یا کلا غیر ممکن میپندارنش

    وقتی باور هامونو تغییر بدیم و بزرگشون کنیم به همه اون چیزی میخواهیم بدون کم و کاست می رسیم

    خداوند ما رو مثل خودش خالق ،خلق کرده و تو کتابش آورده که(خداوند خلاف وعده اش عمل نمیکند)

    من میتونم اون زندگی رو که دوس دارم خلق کنم چون خدا وعده شو بهم داده…..

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    روز ششم ، 30 دی ماه

    بنام خدای وهاب…

    همه صیدها بکردی، هله میر بار دیگر

    سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

    ده سال افسرده و بی هدف بودم. بی انگیزه بودم. متعهد نبودم. شاد نبودم. دست به هر کاری زدم نشد. غصه خوردم. حالا فقط یک سال بیا یه جور دیگه فکر کن. بیا شاد باش، لذت ببر، شکرگزار باش! حرکت کن و امیدوار باش! نتیجه اون سبک که معلومه! نتیجه اینم ببین. ببین چه اتفاقی میوفته. به خدا اعتماد کن اونجا که میگه اگه شکرگزار باشی نعمت های بیشتری بهت میدم. اعتماد کن اونجا که میگه لا تحزن. نترس و پیش برو. من هستم.

    سگ سیاه افطردگی همیشه هست. اما تو هم باید همیشه رو خودت کار کنی. نجواهای شیطان همیشه هست. اما من باید صدای خدا رو بشنوم. خود شیطان میگه من فقط وسوسه کننده ای بیشتر نبودم. تو باور کردی. تو بهم بها دادی. تو ترسیدی و ناامید شدی. تو حرفمووش گرفتی. وگرنه همون لحظه ای ک من داشتم نجوا میکردم همونجا خدا هم داشت میگفت نترس و غمگین نباش. همه چی هست. این جهان پر از نعمت و ثروت و برکته. نه تنها تموم نمیشه بلکه کم هم نمیشه. نه تنهاکم نمیشه بلکه هر روز بیشتر و بیشتر میشه… بصورت منطقی باید باورش کنم .. امسال یه سال پر باران هست طوری که در 10 سال اخیر انقدر بارون نباریده. بیشترین میزان برف در 10 سال اخیر امسال باریده.. در کشوری که شاید هیچکس باورش نمیشد و میگفتن کم آبه و آب نداریم. به قدری بارون و برف باریده که هر جا میری آب جمع شده.. هر جا میری زمین خیسه بعد از یک هفته… این ها صدای خداونده. این نشانه های خداونده برای کسانی که چشم باز می کنند… می بینند و باور می کنند…

    خدایا هزار مرتبه شکرت… استاد عزیزم خیلی سپاسگزارم بابت این فایل که پر از درسه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    زینب بچای نصاری گفته:
    مدت عضویت: 1316 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم

    سلام به تمام دوستان هم فرکانسی

    استاد چقد این فایل اون معرکه بود عالی عالی

    مثل همیشه

    من استاد از بچه کی هر کی هر چی میگفتی نمیتونی بهشون ثابت میکردم من میتونم

    من میتونم الان هم میتونم و همه کار از دستم بر میاد

    خداراشکر خدا همیشه نیروی بیشتر و انرژی بالایی به من میده و باور کنید احساس میکنم یه دختر 28ساله هستم و اصلا سنم برام مهم نیست

    خداراشکر که میتوانم با توکل بر خدای خوبم برم جلو و خداوند همیشه و در همه حال به من کمک کرده

    چندین سال پیش تقریبا 16_17سال پیش دکتر به من گفت پات پلاتین داره بعد از یکسال باید در بیاری اگه در نیاری پات قطع میشه و باید حتما در بیاری چون پلاتین ایرانی ست وابطلا نیست ولی من با همان پلاتین چندین سال سر کردم و اصلا احساسش نمیکنم

    و بازهم دکتر چند سال پیش بعد از زایمان دومم تقریبا 6ماه پیش گفت شما افسردگی بعد از زایمان گرفتید هرچی من و شوهرم به دکتر میگفتیم بابا من حالام خوبه واصلا افسردگی ندارم قبول نمی‌کرد و یه عالمه قرض نوشت اومدم تو اینترنت سرچ کردم همه‌ی داروها اعتیاد آور هیچ کدوم و نخوردم و فقط میگفتم من خوبم من مادر دوتا دختر نازم من عالی م من باید کارگاهم و شاگردام و حفظ کنم بعد از دو روز حالام کاملا خوب خوب شد خداراشکر

    من در از انرژی و عشقم من پر از نیروی خدایم

    درون من روح خدا دمیده شده است و من پر از خدایم

    خدایا متشکرم و تو را سپاس می گویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    محمدرسول گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    سلام

    نکته ای که من از این فایل یاد گرفتم اینه که احساس خوب و بد با هم معنا پیدا می‌کنند

    اگه فقط احساس خوب وجود داشت بنظرم زندگی جالب نبود

    و وجود این دوتا احساس در مقابل هم تفاوت این دو حس رو مشخص میکنه

    و جهان برای پیشرفت به هر دو این احساسات نیازه داره

    هر کس خودش می تونه انتخاب کنه احساس خوبه داشته یا احساس بد

    احساس خوب با ساده گرفتن کارها و آسان گرفتن آنها با بخشیدن با از چیزای کوچیک لذت بردن سپاسگزار بودن و غیره بوجود می یاد و هرکسی می تونه این احساس خوب رو در خودش ایجاد کنه

    با نجنگیدن در برابر احساس بد و راحت گرفتن و با تغییر زاویه دیده درباره احساس بد میشه اون تغییر داد و از اون حتی به نفع خودمون استفاده کنیم

    مثلا بگیم احساسات بد گذرا هستند چون اتفاقات نامناسب تقریبا برای همه وجود داره و وقتی یه اتفاق به ظاهر بد برام میفته طبیعیه احساسم بد بشه ولی باید به خودم بگم ک حق انتخاب دارم ک احساس بدم رو ادامه بدم یا احساس خوب رو جایگزین اون کنم

    به خودم بگم خوب احساس بد فایده ای نداره که ،پس بی خیال بزار از بقیه چیزای زندگیم لذت ببرم و برم دنبال کارهایی که بهم حس خوب میده

    و طبق قانون وقتی به چیزای خوب توجه می کنیم میزان اتفاقات به ظاهر بد تو زندگیمون کمتر از اتفاقات خوب میشه

    و میزان اتفاقات خوب تو زندگیم بیشتر میشه

    پس در نتیجه خودمم که انتخاب می‌کنم چه حسی داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ناجی گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    به نام خالق توانا

    روز بیست و چهار

    من از شما تحسین کردن و یاد گرفتم هرکسی که در شرایط عالی هست تحسینش میکنم و حس خوب میگیرم

    سعی میکنم کارهام آگاهانه باشه خیلی خیلی خیلی این عادت اشتباه رو درحال ترک هست قضاوت کردن قبلا خیلی بیشتر اینکارو میکردم البته ناآگاهانه

    خیلی روی باورهای و افکارم کار میکنم مطمئنم نتیجه مطلوب میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 2023 روز

    سلام به همه عزیزان

    روز 24

    خدارو شاکرم که تونستم 24 روز با سفرنامه همراه باشم.

    باورهای من زندگی منو میسازه نباید خواسته هامو کوچک کنم باید باورهامو بزرگ کنم.

    یادمه زمانی که تصمیم گرفتم آزمون دکترا شرکت کنم از کسانی که تجربه داشتن مشورت می گرفتم و تقریبا همه میگفتن که سال های زیادی باید کنکور شرکت کنی تا کم کم تجربه به دست بیاری… باید خیلی تجربه کاری بالایی داشته باشی… یه سری هم که میگفتن اصلا نمیشه چون کسایی که پارتی دارن رو طی مصاحبه انتخاب میکنن یا کسانی که سهمیه دارن …. یا اینکه فلان رشته رو که اصلا نمی تونی فکرشم کنی چون ظرفیتش کمتر از 10 نفر در ساله… کلا هم اتفاق نظر بر این بود که سال اول که شرکت کنی صد در صد توی مصاحبه رد میشی و اصلا قانونش اینه…

    منم همه ی اینارو می شنیدم گاهی میترسیدم گاهی نا امید می شدم اما بیشتر اوقات به این فکر می کردم که من ارشد قبول شدم پس اینم میشه توکل به خدا. اون موقع با استاد و این قوانین زیبای الهی آشنا نبودم اما یادمه پیش خودم میگفتم موقع آزمون ارشد یه احساس اطمینانی داشتم و به خدا توکل کرده بودم بازم باید همون کارو انجام بدم و همون احساس رو در وجودم ایجاد کنم. باور کرده بودم که می شود. و قانون برای من کارو انجام داد. به لطف خداوند بزرگ من توی سال اول شرکتم در آزمون دکترا با ظرفیت 4 نفر کل کشور قبول شدم و الان دانشجوام. خدا رو شکر.

    قانون همیشه جواب میده من باید باورهامو بزرگ کنم باید ایمان داشته باشم که می شود نباید حرفهایی از دیگران که احساس بد رو به من منتقل میکنه قبول کنم همینا باورهای اشتباه هستن. تفاوت نتایج آدم ها در تفاوت باورهاشون هست و عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارن.

    باید هر روز این آگاهی هارو مرور کنم چون خیلی زود فراموش می کنم. امیدوارم این آگاهی ها توی ذهن من نفوذ کنه و دیگه بدون تلاش خاصی همینطوری فکر کنم. خدایا من رو هدایت کن.

    سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: