به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 87


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آرامش آبی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    سلام عزیزانم،سفرنامه روز 24ام،هر روز یه روز جدیده که مسائل جدیدی رو تجربه میکنم،یه جاهایی حال و احساسم خراب میشه اما یه جاهایی ته دلم ایمان و امید دارم،وقتی کامنت دوستان رو میخونم میگم پس منم میتونم،و برای فردا بازم امید دارم که بیشتر تلاش کنم،یه جاهایی واقعا کم میارم خسته میشم دلم میخاد تنها باشم بدور از همه،اما متوجه میشم رشد من همینجاست بین این ادمها،با تمام خستگیم میجنگم چون میخام بسازم اون چیزهایی رو که دوست دارم داشته باشم،پس اتفاق میفته چون برای دیگران هم افتاده،خدایا هدایتم کن خدایا همراهیم کن که توان داشته باشم منم یه روز اینجا بنویسم که دوستان اینها غیرباور نیست میشه منم یه روزی به سختی باور میکردم اما الان به همه خواسته هام رسیدم،چرا باید خواسته هامو محدود کنم به قول استاد باورهامو بزرگ میکنم،در حال حاضر درگیر یک ازمونم تعهد دادم اونو قبول بشم بعد تعهدهای بعدیمو مینویسم اولش همه چی درد داره سربالایی داره ایمان دارم منم یک روزی میفتم تو سرازیری و لذت میبرم و میام اینجا به همه امید میدم که کم نیارین میشه فقط توکل کنید و حرکت.از خدا بی تهایت سپاسگزارم که منو با این مسیر آشنا کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 1102 روز

      سلام به روی ماهت دوست عزیزم

      چقدرررررررررررر زیبا نوشتی

      خصوصا آنجا که گفتی بعضی روزا حالم بد میشود و میخواهم دور از همه باشم ولی رشد من همینجاست باید بجنگیم و درس هایش پاس کنیم بعضا واقعا خسته میشوم حالم بد میشود که آنقدر کوششش تلاش برای رفتن به امریکا کردم نشد در افغانستان ماندم و درآمد هم ندارم ولی دوبار محکم بلند میشوم با خدا بلند میشوم و به خودم میگویم حتما اینجا درس های برای من هست حتما رشد ام اینجا تمام نشده و درس هایم را باید پاس کنم باید همین جا بسازم تغییر شخصت کنم خداوند بهتر از من میداند کجا برایم خوب عالی هست و گرنه برای خدا کاری ندارد

      انشالله بهترین و عالی ترین اتفاقات برای همه رقم میخورد بسیارررررر عالی بالاتر از حد تصور ما

      در خدا شاد پیروز باشید دوست من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1487 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم

    من دو سال که با استاد آشنا شدم و اینقدر توی این دو سال زندگیم تغییر کرده که قابل مقایسه با گذشته پر از ترس و نامیدی احساس حقارت من نداره

    یادم میاد روزای که با خودم عهد بستم که روی آموزهای استاد کار کنم ساعتها فایلهای استاد میزاشتم توی گوشم کل روز و شبم شده بود گوش دادن به فایلها ،

    اون روزا فقط برای حال بهترم این کارو میکردم و احساس آرامش بهم دست میداد و فک میکردم همینا کافیه و دیگه هیچ کاری نمیخواد انجام بدم

    تا اینکه مراحل تکاملیم کم کم داشت منو به سمتی میبرد که باید عمل میکردم به یه سری از مطالبی که از آموزها درک کرده بودم ،مثلا این جمله که باید افراد موفق تحسین کنم و چون میدونستم که استاد وقتی چیزی داره آموزش میده حتما منطقی پشتشه با اینکه متوجه منظورش از تحسین کردن بصورتی که الان میفهمم نبودم تصمیم گرفتم این تمرینات انجام بدم و اولین کاری که کردم ،توی فک و فامیل گشتم و کسای که چیزای داشتن که من نداشتم و همیشه به چشم این موضوع بهش نگاه میکردم که چون کارش دولتی ،چون خسیس ،چون آدم خوبی نیست تونسته اینا رو بدست بیاره

    سعی کردم با زاویه استاد بهشون نگاه کنم و تحسینشون کنم ،اوایل بصورت کاملا مصنوعی شروع میکردم با خودم صحبت کردن که این افراد آدمای زحمت کشیدن و حقشونه و باید به این منافع برسن و از این حرفا ،

    ذهنم اویل خیلی مقاومت میکرد ولی من ادامه میدادم و حتی توی کتاب یا از فایلهای استاد شنیدم که به افرادی که موفقن زنگ بزنید یا بهشون نامه بدین و از موفقیتشون تعریف کنید

    من اینکارا رو کردم و از فامیلای خودم شروع کردم به دایم پیام میدادم تحسینش میکردم هر چند اولش سخت بود برام ولی کم کم عادی شد برام

    از اون روز به بعد ذهنم رام شد و کوچکترین فرصتی گیر میاوردم و افراد موفقی میدیدم تحسینش میکردم

    و این باعث شد که آروم آروم به مدار افراد بهتر هدایت بشم و جنبهای از کارمو ببینم که میتونم مثل بقیه هم صنفیام که پیشرفت کردن اوی کارشون ،منم پیشرفت کنم

    من توی حوزه آرایشگری فعالیت میکنم و بدلیل باورهای بدی که داشتم فک میکردم نمیتونم به میزان درامدی که مد نظرمه توی اون شغل برسم به همین دلیل حتی با وجود سابقه طولانی که در این زمینه داشتم چند بار رفتم سراغ کارای دیگه و بشدت مقروض میشدم

    جالب اینجاست وقتی که شروع کردم به تحسین افراد موفق توی حوزه کاری خودم متوجه شدم یکی از شاگردای خودم که هیچ استعداد خاصی هم حداقل تا زمانی که پیش من بود نداشت رو دیدم که بسیار موفق شده و داره توی این حوزه هر روز پیشرفت بیشتری میکنه ..

    این باعث آرزوهای جدیدی در ذهن من خلق بشه و به خودباوری بیشتری دست پیدا کنم ..

    این موضوع دقیقا بر میگرده به یکسال پیش یعنی تقریبا 25/1/1401 و از اونجا شروع کردم از قوانینی که توی فایلهای رایگان به صورت جسته و گریخته یاد گرفته بودم مثل تجسم،نوشتن اهداف،ورودیهای مثبت ،الگو برداری ،توحید و توکل

    استفاده کنم و بصورت کاملا معجزه آسا بعد از یک ماه همه چی عوض شد و اتفاقات و آدمهای اومدن توی زندگیم که الان بعد از یکسال تونستم به آرزوهام برسم و چیزی که میخواستم یعنی برگزاری دورهای آموزشی و ورکشاپها رو که یه روزی آرزوشو داشتم اینقدر تکرار کنم که دیروز یعنی 25فروردین 1402 برگزار کنم خیلی برام عادی شده ..

    و من خودم خوب میدونم اینا نتیجه تمام تلاشهای ذهنی که من روی خودم انجام دادم ..

    نتیجه توکل،پا گذاشتن روی ترسها ،با وجود نامید شدنها حرکت کردنا ..

    یه نکته دیگه که دوسدارم بگم اینکه من الان کاملا تفاوت خودمو با نزدیک ترین افراد زندگیم به وضوح حس میکنم ،وقتی روی یک موضوع دیدگاهامو باهاشون مقایسه میکنم این جمله استاد خیلی پر رنگتر میشه برام که وقتی روی خودمون کار میکنیم و باورهامون عوض میشه اینقدر کنده میشی از اون نرم جامعه که قابل مقایسه نسیتی با گذشته..

    دوستان نتایج از همون شب اول بدست میاد ولی اینقدر آروم آروم که ما متوجه نمیشیم و فک میکنیم که تغییری احساس نشده ..

    من خودم هنوزم ذهنم داره نجوا میکنه و شرایط با وجود این همه نتیجه برام جوری جلوه میده انگار هیچ تغییری نکردم ..

    پس ادامه بدین،نامید بشین ولی حرکت کنید همه چی درست میشه هر روز از روز قبل بهتر میشه بهتون قول میدم ..

    اینا رو بیشتر برای خودم نوشتم که یه روز برگردم نگاه کنم به خودم افتخار کنم بابت استقامت خودم ..

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      زهره زیدآبادی گفته:
      مدت عضویت: 1652 روز

      به نام خداوند مهربان و هدایتگرم

      سلام و درود بر آقا محمد عملگرا

      میدونید چقدر خوندن کامنتتون برام جداب بود ؟

      میدونید چقدر بهم حس خوب دادید ؟

      میدونید چقدر از پیشرفت شما در تمام زمینه ها خوشحالم ؟

      میدونید چقدر خدا رو سپاسگزاری کردم که به خوندن نوشته های قشنگتون هدایتم کرد ؟

      میدونید چقدر با ارزشید که کوچولو کوچولو از بدنه ی جامعه جدا شدید ؟

      میدونید دارید تغییر مدار میدید ؟

      میدونید چقدر امیدوارم که کامنت بعدی شما رو هم بخونم که از تجربیات بیشتر و دستاوردهای بالاتر نوشته باشید ؟

      الهی هر لحظه بیشتر از لحظات قبل در آغوش خدای مهربونم بدرخشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        محمد کرمی گفته:
        مدت عضویت: 1487 روز

        سلام زهره خانوم عزیز و دوسداشتنی

        امروز مثل هر روز از این 500 روزی که با استاد آشنا شدم اومدم سایت که فایل گوش بدم ،نشانهای امروزمو پلی کنم برم تو عالم تعقل که استاد همیشه روش تاکید داره

        من اصولا آدمی بودم که به کارام فکر نمیکردم و همه چیزو انگار بقول داداشم فضایی میخواستم و بهم میگفتن معلوم نیست چیکار میکنی ،و واقعا معلوم نبود قراره چی بشه ،اما به لطف استاد عزیز و آموزشهاشون تونستم تعقل کنم و دلیل اتفاقات زندگیمو بفهمم

        استاد خودش میدونه که همین یه قانون ما دانشجوهاش بفهمییم همه چی برامون روشن میشه و اون اینکه

        ما به عنوان خالق در این لحظه هر فرکانسی که بفرستیم در لحظه بعد در زندگی ما خلق میشه یعنی ما هستیم که خالق لحظه به لحظه زندگی خودمونیم

        من اگه احساسم خوب باشه یعنی افکار خوبی توی سرم دارم و همین افکار بصورت ،شرایط،آدمها،اتفاقات در زندگی من بوجود میاد و برعکس

        و میخوام به شما آبجی عزیزم زهره خانوم بگم که با خودن کامنت شما قلبم باز شد و باعث شد برگردم و کامنتی که تقریبا 6 ماه پیش نوشتم مرور کنم و لذت ببرم ،و این کامنت امروز شما حاصل فرکانس خوب خودم بود که الان در زندگی تجلی پیدا کرد

        ازتون ممنونم دوست عزیز و زیبای من بابت این که زحمت کشیدن و این متن زیبا رو برای من نوشتید و انگیزه ای شدین برام برای پیشرفت بیشتر خودم

        یک دنیا ممنونم ازتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    آذر عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1435 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    روز24سفر نامه

    برای رسیدن به یک خواسته ی هر چند بزرگ باید باورهای مناسب با اون خواسته رو داشته باشیم برای این کار باید به افرادی که به اون خواسته رسیدن توجه کنیم به جای قضاوت کردن وحسادت کردن اون هارو تحسین کنیم وبا خودمومون بگیم اگه این تونسته پس من هم می تونم

    وکسانی که به هر کاری که میکنن شکست می خورن نگاه کنیم باید بدونیم که اون افراد دلیلش فقط باوراونها بوده که اونهارو ناموفق کرده.

    از خدا می خواهم که مرا به راه راست هدایت فرماید

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1849 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    استاد جانم تجربه بهم ثابت کرده وقتی من از روی ذوق وشوق و روی صداقت هروقت اومدم در مورد رویاهام وخواسته هام و آرزوهام به کسی گفتم، حتی به نزدیکترین افراد زندگیم یا مسخره کردن، یا باور نکردن، یا جدی نگرفتن ویا خواستند یه جوری ته دلمو خالی کنن که نمی تونم ونمیشه و….

    چرا؟ چون خودشون یه عمر با همون باورهای محدود کننده زندگی کرده بودند، وتوی ذهنشون نمی گنجید اون چیزیکه توی رویای من وتوی باور وتوانایی ها واستعدادهای من واقعی و دست یافتنی بود!

    منم بارها وبارها دست کشیدم، ترسیدم، نتونستم ،به خاطر تایید نشدن از طرف دیگران، وقتی رویای موفقیتهام رو باهاشون در میون گذاشتم و زدن تو ذوقم،به اهدافم برسم….

    واقعا خیلی خیلی تاثیر داره وقتی کسی بدونه چه رویایی داری حمایتت کنه، برات آرزوی خوشبختی وموفقییت کنه ویا اینکه بزنه تو ذوقت و محال بدونه رسیدن به اهدافت رو…

    من به شخصه توی هر کاری هر هدفی که تنها باخودم وخداوند حرف زدم در موردش ،بهترین نتیجه رو گرفتم …

    یه پکیج کامل از حسادتها، قضاوتها، کنترل کردنها، تایید نشدنها …همیشه توی ادمهای اطرافمون هست، که من پذیرفتم این دسته از ادمها مثل گذشته ی من باورهای محدوو کننده دارن، دیگه چرا بیام وقت وانرژی بذارم در مورد آرزوها واهدافم وحتی دست اوردهام باهاشون حرف بزنم…

    من خیلی وقته که دارم تمرین میکنم برای موفقییت ها وخوشبختی ها و هر انچه که از دیدمن عالی و بی نقصه توی دیگران وزندگیشون، تحسینشون کنم، بابتش شکرگزاری کنم وحتی شده به خودشون هم حسم رو گفتم وتحسینشون کردم، چون من جدای اینکه میدونم جهان مثل آینه عمل میکنه، دیگه صد درصد به این درک رسیدم که مالک وصاحب اختیار من تنها خداست، وهیچکس نمی تونه منو بدبخت یاخوشبخت کنه ومن هم نمی تونم کسی رو بدبخت یا خوشبخت کنم…

    ودرک همین موضوع باعث شده، سعی کنم وخیر وخوبی از خودم به جهان ساطع کنم و انسان مفیدی باشم تا جهان همینهارو بهم برگردونه…

    مدتهاست که تایید شدن ویا نشدن از طرف دیگران برام مهم نیست، اونم به خاطر این که میدونم دارم سعی میکنم جوری زندگی کنم که مورد تایید خداوند باشم…

    من هر روز برای رسیدن به اهدافم برنامه ریزی دارم وسعی میکنم تمرکزی و طبق برنامه پیش برم، وخودم رو قوی کنم تا با دست پر برم سراغ اهدافم، چون میدونم هرانچه که نیاز دارم جهان در اختیارم قرار داده وقرار میده…

    اگر چه این وسط قدرت نجواها هم کم نیست ولی وقتی از اهرم رنج و لذت کمک میگیرم سریع نجواها خاموش میشن…

    توکل بخدا، ما که با لطف ورحمتش در این مسیر قرار گرفتیم انشالله تحت مراقبت و محافظتش واز روی رحمت ومهربانیش همواره یارییمون میکنه تا نتیجه های مطلوبی بگیریم…

    با خداباش پادشاهی کن

    بی خدا باش وهرچه خواهی کن…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    به نام الله یکتا

    دوستان عزیزم سلام

    استاد نازنینم درود بر شما

    سگ سیاه همون شیطانی است که مارو از لذت ها دور می‌کنه و ترس و اندوه رو در وجود ما بیشتر میکنه

    بعضی وقت ها این شیطان با به تعویق انداختن کارها خودشو نشون میده

    حالا ی کم استراحت کن (استراحت مشکلی نداره نه وقتی که کلی میتونی از زندگی لذت ببری و تجربه شیرین یادگیری کارها رو داشته باشی)

    حالا به این موفقیت رسیدی دیگه بسه نمی‌خوای بری بالاتر

    حالا نمی‌خوای رفتارتو تغییر بدی

    یا الان حق داری عصبانی بشی

    الان حق با توه پرخاش کن عصبانی شو

    الان تو به این موفقیت ها رسیدی دیگه فلانی کیه نگاش نکن اخم کن

    الان تو این آگاهی ها رو از عباسمنش یاد گرفتی باید ی مقدار قد باشی

    باید خودتو بگیری تو قرآن میخونی

    اما جای شیرین داستان اینجاست

    هرروز به دنبال بهبود خودت باش

    هرروز به‌دنبال درک دقیقی از آگاهی ها باش

    هر روز و هر لحظه و با هر اتفاق به دنبال رسیدن به احساس بهتر باش

    هر چیزی رو که داری به دنبال این باش که بهتر از اون هم هست و شرطش برای وارد شدن به زندگی تو اینه که شکرگذار همون چیز باشی

    هرروز شکرگذار باش هرروز نعمت های زندگیت رو مرور کن و بگو خدایا شکرت که اینو دارم خدایا شکرت که تنم سالمه خدایا شکرت که زندگی داره چرخش بهتر می‌چرخه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      علی بهره ور گفته:
      مدت عضویت: 3493 روز

      سلام.به دوست عزیزم آقا رخشان عزیز

      آفرین به شما و به تعبیر شما از سگ سیاه .مواردی که گفتین دقیقا برا هر یک از بچه های گرده تحقیقاتی ممکنه اتفاق بیفته به

      ورت افسردگی و این مواردی رو که لیست کردین عین واقعیت هست که اگه جلو سگ سیاه گرفته نشه به این شکل و به این صورت خودشو نشون می‌دهد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        میثم رخشان گفته:
        مدت عضویت: 2176 روز

        سلام به علی عزیز

        شاید ی کم درک اینکه ی سگ همواره کنار ماست ی مقدار قابل فهم نباشه

        اما شیطان رو اگه بگیم ی مقدار درکش راحت تره و یا ساده ترش میکنیم کارهایی که متونیم انجام بدیم و به احساس خوب برسیم یا احساس خوبمون رو بهتر کنیم اما مقاومت ذهنمون میگه نیازی نیست

        میتونیم کامنت بنویسیم و تمرکز کنیم روی فایل ها ولی میگه بابا بسه چقدر میخوای این کار رو انجام بدی ؟چقدر میخوام این کار رو انجام بدم ؟معلومه تا ابد چون از این کار لذت میبرم چون وضیفه الهی انسانی منه که در هر لحظه به احساس بهتری برسم هر لحظه ثروت بیشتری خلق کنم هر لحظه ارتباطات بهتری خلق کنم

        چرا میخوای ارتباط برقرار کنی خدا خودش هست مگه اون قدرتمند نیست دیگه نیازی به کسی نیست؟بله که نیازی نیست به کسی و خدا هست ولی خدا از طریق دستانش به من کمک میکنه اینها جزیی از من هستند ادم ها موجودات و همه جزیی از خداوند و من هستند .

        حالا تونستی این قدر ثروت بسازی ولی بالاتر و دیگه فکر نکن اون بالا ترس داره کلی ها بهت حرف میزنن برات حرف در میارن پولاتو میبرن این قدر داری زحمت میکشی ؟

        خداوند بینهایت ثروت قول داده به من بده من هم از اون میخوام ایاکنعبد و ایاکنستعین

        من از اون میخوام میدونم هم میده دیگه نگران نیستم کی چی میگه پولامو میبرن ؟من نگران نیستم چرا که به منبع وصل هستم عزیز من چی میگی

        شاید این گفتو گو ها علی جان هر بار قالب خاصی داشته باشه به عنوان مثال یکی از نجوا ها یا همون سگ سیاه ظاهرش این باشه که به کسی نیاز نداریو خدا کافیه خوب ظاهرش عالیه و بینظیر ولی اگه در نهایت احترام به دیگران و ارامش باشه خوبه نه اینکه تو ادم نیستی و برو بابا فکر کردی کیی در عمل خودشو نشون میده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    بنام خدای هدایتگر من

    سلام بر استاد خوبم و خانم شایسته و همه دوستانم در این سایت بسیار بسیار خوب و توحیدی.

    استاد!

    یک تجربه‌ای دارم. من دوستی داشتم که اصلاََ سواد خواندن ونوشتن هم نداشت ودر بنایی ساختمان یک رشته بسیار سخت کار می‌کرد که دائم با اعداد و ارقام کار داشت و تا حدودی موفق هم بود روزی یک را انجام داد که جای بسیار بسیار تعجب داشت.

    طرح واجرای پله گرد در ساختمان کاری بسیار بسیار پیچیده است. کاری است که هندسه فضایی و زاویه‌ بندی و محاسبات زوای مختلف در محیط دایره و ایجاد ضریب مشخص و محاسبه کردن زوایه ها.

    و سپس جاگذاری و استخراج اعداد دقیق برای دامنه پله در دهنه کوچک و بزرگ …..

    دیدم، می رفت گوشه ای می‌نشست و چندی بعد می آمد و شروع به کار می‌کرد وکاررا در می‌آورد.

    اگر ازش توضیح می‌خواستی، چیز های می‌گفت که نمی فهمیدی و در آخر می‌گفت: تو نمی‌فهمی.

    برو، برو سر کار خودت.

    استاد این از تجربه‌ای که من داشتم.

    این نوع تجربه بارها برایم اتفاق افتاده ،که با تمرکز بر دانسته های خودم از قوانین حاکم بر جهان خداوند تلاش کردم والبته از هدایت خداوند هم استفاده می‌کردم و موفق هم می‌شدم.

    خداراشکر.

    بارها و بارها برایم اتفاق افتاده و تجربه‌ام از استفاده از قوانین و شکر گزاری بسیار بسیار زیاد است. البته با روند تکامل خودم عزت نفسم با تکیه بر خداوند بیشتر وبیشتر می‌شد.

    خداراشکر.

    استاد!

    برداشتم از این فایل به عنوان ردپای امروزم در چند نکته می‌نویسم.

    من با هر خواسته‌ای که دارم جهان اطراف خودم را خلق می‌کنم.

    خداوند هدایتگر من و جهان پیرامون من است.

    درحقیقت خداوند با واضح کردن خواسته من سبب بیان وعرضه آن می‌شود وخودش مرا هدایت می‌کند و من اگر ایمان واطمینان به هدایت او داشته باشم پیروی می‌کنم. البته در حالی که اطاعت از هدایت او، احساس خوب در من داشته باشد مرا از نجواهای شیطانی می‌کند وباعث شادی ولذت و تغییرات خوب در جهان اطرافم می‌شود.

    موضوع بعد اینکه میزان خواسته‌های من را باور های من ،شکل می‌دهد. برای واقع شدت خواسته‌هایم وظیفه من ایجاد باورهای اصلی واساسی است. باورهای که خداوند را منشا و مبدا و مأخذ تمام جهان هستی بدانم و درجستجوی رگه‌های قدرتمند و طلایی خداوند و قدرتش در خواسته‌ام، باشم.

    خداوند بینهایت راه می‌داند که من را به موفقیت وثروت برساند که من نمی دانم ول به او اعتماد دارم.

    خداوند بینهایت می‌تواندنعمت وثروت ببخشدکه من لایق آن همه بخشش هستم.

    کار خداوند بخشش دائم نعمت‌ها یش می‌باشد. حتی موقعی که‌ من خوابم. مثل جریان هوا درسلول ها زمانی که من خواب هستم.

    مثل سودی که ناشی از سرمایه‌گذاری بدست می‌آورم.

    خداوند میتواند به راحتی تمام خواسته های مرا تعهد کند وانجام دهد که بسیار بسیار برایش ناچیز

    است.

    وقتی به شرایطی برخورد می‌کنم که نمی‌توانم درکش کنم به خداوند توکل می‌کنم و با عبارت‌های تاکیدی و البته توحیدی قلبم را آرام نگه می‌دارم و به نجواهای شیطانی ذهنم توجه نمی‌کنم. البته در این راه از تجربه بهتر و توحیدی سعی می‌کنم ، استفاده کنم و تا خداوند است به خرافات پناه نبرم.

    وقتی چیزی ندارم و می‌خواهم داشته باشم باید باورهایم را درست کنم. خداوند می‌تواند و می‌دهد چون خداوند توانای مطلق است.

    وقتی خواسته‌ هایم بزرگ است بجای کوچک کردن خواسته های بزرگ، باورهای خودم را با توکل به خداوند بزرگتر می‌کنم.

    خدای من از خواسته‌های من بزرگتر است.

    این رد پای من در روز بیست و چهارم از سفرنامه تحول زندگی من است.

    خداراشکر.

    خداراشکر به خاطر هدایت دائمی و همیشگی اش.

    خداراشکر به خاطر هدایتش که غم را از وجودم دور می‌کند.

    خلاصه،

    همه شما را به خداوند قدرتمند می‌سپارم.

    شاد و ثروتمند وآرام باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سوسن صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 1730 روز

    بنام پروردگار جهان

    با سلام خدمت استاد عزیزم وهمه ی دوستان عزیزم

    الان داشتم فایل هایی که قبلا دانلود کرده بودم رو گوش میدادم که یه جایی از این فایل نام برده شد خیلی کنجکاو شدم ببینم قضیه ی سگ سیاه چیه

    خیلی خیلی عالی بود وتاثیرگذار نکته ای که من بهش رسیدم اینه که تو زندگیمون به هرکسی یا چیزی قدرت بدیم وضعیت مون افتضاح میشه و همین طور پیش میره تا زمانی که تسلیم بشیم واز خداوند جهان کمک بخواهیم تا هدایت بشیم

    یه تیکه ش خیلی قشنگ گفت ( مخفی کردن سگ سیاه خیلی ازم انرژی میگرفت ) این منو یاد حرف شما انداخت که همیشه میگین : آشغالارو نریزین زیر مبل بلکه مشکل رو ریشه ای حل کنین . زمانی که ما سعی در پنهان کردن ایرادمون داریم کلی نشتی انرژی داریم که متاسفانه اکثرا حواسمون نیست

    در آخر هم که نشون داد سگ کوچیک شده ولی از بین نرفت باز یاد حرفای شما افتادم که همیشه میگین :باورهای جدید مثل رنگ سفید ریختن روی کاشی هست همواره باید این کارو انجام بدی وگرنه خیلی زود اون رنگ سیاه خودشو نشون میده و یا مثل علف های هرز

    مشکلات هیچگاه تمام نمیشوند بلکه این ما هستیم که در صورت حل کردن هر کدام پیشرفت میکنیم

    استاد خیلی خیلی ممنونم ازتون واقعا محشر بود عاشقتونم در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمد مردان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1421 روز

    به نام خدای پاک کننده و مهربان

    خدایی اول پاکت میکنه و بعد دست پر مهرشو روی سرت میکشه شکرت خدا

    سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته مهربان

    و سلام به خانواده عزیز سایت استاد عباس منش

    چیزی به ذهنم نمیومد ولی گفتم بزار کلیک کنم رو باکس کامنت اگاهی ها خودش میجوشه میاد بالا

    چون این کار قرار زندگی منو عوض کنه تمرکز رو ورودی های جدید الهی و عمل به ان ها و گرفتن نتایج جدید در زندگی من الان که دارم این کامنتو میزارم هفت ساله که به صورت مستمر دارم روزی دوازده ساعت کار میکنم ولی با اینکار (کارکردن روی خودم وتغیر باور هام میخوام ساعت خیلی کم تری رو به کار کردن مشغول باشم و خیلی بیشتر مسافرت برم و لذت های دنیا رو تجربه کنم با تیز کردن اره ای دارم(باور هام))

    جابله من هم از قبل در خیلی از زمینه ها از همون اول وقتی کسی رو میدیدم که موفق شده یه چیزی ته وجودم میگفت تو ام میتونی و خیلی از اون هارو بدست اوردم ولی خیلی هاشون رو هم هنوز نه و خیلی خواسته های دیگه ای هم تو این چند ماهی که با استاد اشنا شدم در من شکل گرفته یعنی برام باور پذیر شده که منم میتونم داشته باشم چرا که نه یعنی به قول استاد هر روز استاندارد هام داره بالا بالا تر میره خدایا شکرت دقیقا مثل بومیای امریکا انرژیشو قبلا حس میکردم ولی با این که میدیدمش نمیدونستم که دست یافتنیه ولی با دیدن استاد نتایجش و را هی که داره میره الام دیگه میبینمش ملموس شدن برام خواسته هام ارامش زیاد شده چون صدای خدارو هر لحظه سعی میکنم اگاهانه بیشتر کنم تو ذهنم و صدای شیطان رو کمتر قبلا صدای شیطان فلجم کرده بود ولی الان صدای خدا ارامشی درونم ایجاد کرده مثل یک اهو رها هستم مثل یک شیر بی باک در صورتی که اگر همون شخصیتی که قبلا داشتم رو الانم داشتم مسائل الانم منو از پا در می اورد

    نکته مهمی که به گوشم خورد اون زندانی بود که به کسی چیزی نگفت چون بقیه اصلا تو این فضا ها نبودن

    و استاد که از ادامه بحث با اون استادی که داشت صرف نظر کرد و گفت شما راست میگی

    بچه ها این یه نکته مهمه چون بعضی از ادم ها تو مداری که ما هستیم نیستند و هزاران باور مخرب دارند پس بهتره نتیجه بگیریم و بعد اگر کسی خواست بدونه چه راهی رو رفتیم و راهنماییش کنیم اون موقع رد پامونو بهش نشون بدیم الهی شکرت

    من شغلم پوشاکه یادمه زمانی که تازه مغازه لباس فروشیمو راه انداخته بودم سال 98 یه نفر اومد تو مغازه و گفت از این کاپشن تعداد 700 تا میخوام

    منم نمیدونم چجوری شدم گفتم بله میتونم براتون تولید کنم

    گفت باشه قراری با من گذاشت و رفت

    بعد گه من با یکی از همکارانم که سن زیادی داشت و تجربه بالایی هم داشت مطرح کردم اون گفت که نه ولش کن اینا کلاه بردارن تو بلد نیستی این کار رو انجام بدی خیاط نداری پولتو میخورن و ….

    منم ادامه ندادم به بحث با اون شخص

    و فرداش با ایمان به الله رفتم به دنبال خیاط و تولید اون کار به لطف خدا کار انجام شد و جدا از سودی که دریافت کردم مهارت های جدید یاد گرفتم و در تولید پوشاک هم مطرح شدم و چند مشتری دیگه به سمت من هدایت شدند و خدارو شکر الان این شغل منه قرار داد با اداره جات و تولید عمده پوشاک برای اون ها

    و خدارو شکر طبق گفته های استاد دارم هر روز مهارتامو بالا میبرم روی کسب کار انلاینم کار میکنم و اهداف خیلی خیلی بزرگی هم دارم و میدونم همانطور که اوندفعه خدا من رو هدایت کرد اینبار هم هدایت میکنه هر بار دیگه هم که من بخوام خودم و کسب کارم رو گسترش بدم خدا و چهان با این خواسته من هماهنگه و موافقه و به کمک من میاد اهی صد هزار مرتبه شکر

    و البته که شیطان هم مشغوله بکارش به نا امید کردن به نجوا خاندناز این حرفا که تو نمیتونی اون دفعه شانسی بود الان فرصت ها کمه و…

    و جواب من به اون اینه که اون دفعه هم اینارو گفتی ولی شد من موفق شدم باز هم میشم چون خدا هست منو دوست داره عاشق منه همراه منه دوست داره من موفق بشم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان عزیزم امید وارم هرجا که هستید حالتون عالی باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    آذین گفته:
    مدت عضویت: 1362 روز

    بنام پروردگارم

    سلام ب همه عزیزان

    امروز بیستم فروردین و بیست و چهارمین روز از سفرنامه من هست

    استاد جان دمت گرم عجب فایلی بود خیلی باهاش حال کردم خیلی ازش یاد گرفتم ب لطف الله

    یادم میاد اونروزها ک سنم کمتر بود و قوانین را نمیدونستم رفته بودم برای گرفتن گواهینامه قبلش این باور را بصورت ناخودآگاه برای خودم ساخته بودم ک من فقط یکبار امتحان تئوری و عملی را میدم و قبول میشم با اینکه هنوز رانندگیم اونقدر عالی نشده بود ولی گفتم فقط یکبار امتحان میدم و میخوام قبول شم خلاصه روز امتحان با کلی انرژی مثبت رفتم سر جلسه تئوری را زودتر از بقیه امتحان دادم و بیست شدم بعد با حال عالییییی رفتم برای امتحان عملی اونجا پر از دختر بود با کلی باورهای نامناسب، یادمه همه پیش هم حدود پنجاه شصت نفر گروه گروه ایستاده بودند و میگفتند این افسر خیلی سختگیره و از صبح فقط یکی دو نفر قبول شدن و این حرفا، اونروزها من بیست و سه سالم بود و با خداوند و قرآن انس گرفته بودم، حرفهای اون جمع داشت حالمو بد میکرد ی دفعه ندایی در درونم گفت برو ی گوشه و بجای شنیدن حرفهای اینا با موبایلت قرآن گوش بده همینکارو کردم و خیلی آروم شدم، نوبت من شد با سه چهار نفر دیگه صدامون کردن برای امتحان، دخترا یکی پس از دیگری سوار شدن و همشون رد شدن، نوبت من ک شد از خداوند بر اساس باورهای اونروزهام خواستم پنج تن را بفرسته کمکم( امروز فقط از خداوند کمک میخوام و میدونم ائمه و پیامبران انسانهای خوب و پاکی بودند ک راهشون درست بوده پس اگر اونها خوب بودن و درست بودن من هم میتونم) سوار شدم ماشینو روشن کردم و افسر ازم خواست توی سراشیبی یک پارک دوبل بزنم طوری پارک کردم ک ب جرات بگم یک انسان چندین سال باید تجربه رانندگی داشته باشه تا بتونه اینطوری پارک کنه خلاصه ک امتحانم را گرفت و گفت عالیه و از بین تمام اون دخترها من و تعداد معدودی قبول شدیم. این نمونه ای بود از اینکه من باورهای خودمو درست کرده بودم میدونستم چی میخوام هدفم برام واضح بود تلاش در اون راستا کرده بودم و نجواها و ورودیهای ذهنمو کنترل کردم و خداوند من را ب خواسته ام رسوند.

    استاد جان در عمر سی و پنج سالم از این نمونه شاید چهار پنج تا داشته باشم چون قوانین را نمیدونستم و فکر میکردم موفقیتهایی مثل مهاجرت عالی ب آمریکا، ثروت، ازدواج عاشقانه عالی و موفق و چیزهایی از این قبیل از من دوره چون ربط داره ب خواست خداوند و تقدیر ولی امروز ب لطف پروردگار پاکم و آموزشهای شما میدونم ک اگر دیگران تونستن من هم صد درصد میتونم فقط باید باورهای درست در این راستا بسازم و گواهینامه گرفتن و راهی ک در موردش طی کردم نمونه ای از این موضوع هست.

    امروز من دارم روی باورهای خودم کار میکنم و میخوام ازدواج عاشقانه عالی و موفق داشته باشم و تا زنده ام و حتی تا ابد با همسرم خوشبخت باشیم در دنیا و آخرت و من میخوام مهاجرت کنم ب آمریکا و زندگی عالی در اونجا داشته باشیم خلاصه ک کلی چیز میخوام از خدای خوبم و مطمئنم ب همشون میرسم عالی عالی عالی عالیییییی

    الهی شکرت

    استاد دستتون درد نکنه دوستتون دارم

    خدایا عااااااااشقتممممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    پریا فراهانی گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    درودبر رب العالمین

    سلام ب استاد عزیزم و مریم جون

    وهمه ی دوستان وهمراهانم

    امروز روز 24 از قدم 24 من هست

    چقدر عالی بود این فایل مثل همیشه

    فهمیدم که چرا گاهی در مسیرم متوقف میشم ویکم خواسته هام زمان بر میشه ب خاطره اینکه خواسته هامو خیلی بزرگتر از باورهام میدونم

    پس تصمیم گرفتم دست از خواسته‌ام هرگز نکشم و بیشتر رو باورهام کار کنم و بزرگشون کنم

    اینکه من لایقش هستم تا ب خواستم برسم

    اینکه آگاه تر شدم ذهنم در اینطور مواقع چه نجواهایی داره و اونها رو شناسی کردم

    واقعا استاد من تو این چند روز برام اتفاق افتاده که بهترین ها برام رقم خورده و ذهنم سریع مقاومت کرد و بهونه آورد که اوضاع رو برام غیر عادی تعریف کنه که ب لطف خدا تواین قدم آگاه شدم و مصمم تر ذهنم و کنترل کردم ‌باورهامو بیشتر روشون متمرکز شدم و در حال حرکت هستم و میدونم موفق میشم و

    خبر خوب اینکه دااااارم از مسیرم لذت میبرم

    خدایاااااا عاشقتم الهی سپاسگذارم

    ممنونم ازتون استاد

    دوستون دارم باعشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: