«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


اکثر ما در کودکی، به‌خاطر سرزنش‌ها، تحقیرها و برچسب‌هایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست داده‌ایم. به همین دلیل نیز نقطه‌ی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزت‌نفس‌مان آغاز می‌شود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشه‌ایِ باورهای سمی و کشنده‌ای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بی‌ارزشی» است.

امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. هم‌نشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی می‌روند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بی‌ارزشی.

«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگ‌ترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسه‌ی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز می‌شود. و ساختن این باورها، مهم‌ترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.

«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیق‌تر بنگریم، درمی‌یابیم که آنچه ما به عنوان وجدان می‌شناسیم، محصول برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان می‌دهد که بسیاری از عذاب وجدان‌های ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبه‌پذیر و مهربان معرفی می‌کند و می‌فرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزش‌های کوچک شما درمی‌گذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریف‌شده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشه‌دار کند و اعتمادبه‌نفس ما را فروبریزد.

درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حق‌الناس» نیز دگرگون می‌کند. برخلاف باورهای رایج که انسان‌ها تصور می‌کنند می‌توانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان می‌کند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانه‌ی خداوند، هیچ‌کس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.

داستان‌های قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آن‌ها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما می‌توانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران می‌توانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربه‌ای که به دیگران می‌زنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کرده‌ایم و هر عشقی که می‌ورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان می‌شود.

این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها می‌کند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیک‌ترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانس‌ها عمل می‌کند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش هم‌جنس است و تنها با کسانی برخورد می‌کند که در همان مدار هستند.

اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمی‌دهد. ما تنها مسئول ورودی‌های ذهن و فرکانس‌های خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار می‌کنیم و در مدار درست قرار می‌گیریم، جهان به شکلی معجزه‌آسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد هم‌فرکانس را جایگزین می‌کند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آن‌ها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون می‌سازد.

خداوند هرگز مانند یک مأمور سخت‌گیر در کمین لغزش‌های ما نیست تا جریمه‌مان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که می‌داند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفت‌های بشری، از ایمنی کشتی‌ها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درس‌هایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسه‌ی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر می‌شود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.

کلید اصلی موفقیت و شاه‌کلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانه‌ای است که ریشه‌ی این خودارزشی را می‌جود و نابود می‌کند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمی‌تواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمت‌های بی‌پایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.

از آن‌جا که هیچ‌کدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی به‌نامِ عزت‌نفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را به‌دست بگیرد، ذهن آن‌چنان نجوایی به‌پا می‌کند و آن‌قدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه می‌دهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف می‌کند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی می‌سازد که باور می‌کنید از عهده‌ی انجام هیچ کاری برنمی‌آیید!

اینجاست که آن‌همه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین می‌رود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگ‌ها فاصله می‌بینید. فاصله‌ای که هیچ‌چیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیت‌های زندگی ما، روی پایه‌ای به‌نام عزت‌نفس بنا می‌شود.

آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی می‌توانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار می‌شود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه می‌آموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.

انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکننده‌ای در وجود شما می‌سازد و نتایجی را وارد زندگی‌تان می‌کند که ناکامی‌های تمامِ سال‌های گذشته، جبران می‌شود. آن‌وقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را به‌وضوح احساس خواهید کرد.

احساس لیاقت، انتخاب‌های آینده‌تان را در هر جنبه از زندگی تغییر می‌دهد؛ از رشته‌ای که برای تحصیل انتخاب می‌کنید، همسری که برمی‌گزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق می‌کند اهداف زندگی‌تان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!

تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش می‌کند و چاره‌ای جز آوردن بهترین‌ کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمدرضا عزیزی» در این صفحه: 7
  1. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم

    درسهای قسمت سوم

    اول از همه ممنونم از استاد بخاطر این سوال های فوق‌العاده‌ای که پرسیدن و باعث شد ذهن من برای پیدا کردن جوابش خیلی خیلی جای خوبی هدایت بشه.

    چطور میتونیم آرامش بیشتری را تجربه کنیم؟

    اول که اومدم به این سوال جواب بدم فکر کردم که وقتی آرامش بیشتری رو تجربه می کنم که : شاد باشم خوب حرف بزنم ، مثبت فکر کنم درباره همه چی و تمرکز بر نکات مثبت داشته باشم .

    اما چند روز بعدش متوجه شدم وقتی آرامش بیشتری رو تجربه می کنی که در مسیر هدایت باشی وقتی که همه چی با هدایت خدا پیش بره ، وقتی که ایمان داشته باشیم به خدا و مسیری که میبره ، و دائماً ازش هدایت بخوایم.

    چطور می توانیم زندگی بهتری داشته باشیم؟

    من وقتی زندگی بهتری دارم که کمتر فکر کنم و بیشتر بازم به خدا وصل باشم .

    وقتی که فقط خواستم بگم و ایمان داشته باشم به جریان هدایت خدا اون وقتی که میتونم یه زندگی بهترو تجربه کنم

    چطور میتونم به ثروت بیشتری برسیم؟

    ما وقتی میتونیم به ثروت بیشتری برسیم که ثروت رو باور داشته باشیم و باور کنیم که ثروتِ بیشتر هست و از خدا بخواهیم به ما بده .

    از خدا بخوایم که ما رو هدایت کنه ، نه اینکه خودمون پاشیم راه بیفتیم دنبال ثروت؛

    بلکه خدا باید ما رو هدایت کنه به ثروت و ما فقط باید روی خودمون کار کنیم.

    ما نمی‌تونیم چیزی رو خارج از خودمون تغییر بدیم ما روی خودمون کار می کنیم و خدا ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه ، این اصل و اساس رسیدن به همه چیه.

    وجدان…

    وجدان تو هر جای زمین یه چیزه و اونو خودِ ما به وجود آوردیم.

    وجدان یه سیستم برنامه ریزی شده است که میاد رفتارها و تصمیمات ما رو با باورهامون می سنجه، اگر طبق اون باورهایی که داری باشه ، خب کاریت نداره. اما برخلاف باورات باشه میاد و عذاب میده و ملامت می کنه .

    هرچی بیشتر با جهان در تبادل باشی پخته تر میشه و پخته تر فکر می کنی ، این یعنی میفهمی که هر کاری که می کنی اشتباه نیست یعنی متوجه میشی که صرفاً اون چیزی که تا الان فکر میکردی درست نیست و اگر هم متفاوت عمل کنی هیچ گناهی مرتکب نشدی.

    شاید خیلی ها فکر کنن که وجدان یه بخش الهی وجود ماست در صورتی که اصلا اینجوری نیست

    وجدان ساخته خود ماست و از اطرافیان به ما داده شده و موضوع خطا و اشتباه از طرف خدا پذیرفته شده است ولی نه اشتباهات تکراری و عمدی.

    با احساس گناه باعث میشی خطا و اشتباه بیشتر بشه جلوشو نمیگیری

    وقتی که در جریان هدایت باشی ، وقتی که تمام زندگیت رو با هدایت خدا پیش ببری حتی اگر اشتباهم بکنی خیلی نگران نمیشی ، خیلی ناراحت نمیشی

    چون باور داری که من در بهترین مسیر ، در بهترین تصمیمات و در بهترین انتخاب های خودم هستم و این حاصل هدایت خداست و من ایمان دارم به خدا و میدونم که خدا قراره منو جاهای خیلی خوب ببره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام استاد جان ، سلام دوستان جانم😍

    قسمت دوم:

    احساس گناه ……

    فکر میکنم با توجه به توضیحات استاد بزرگترین مانع ثروتمندی و ورود پول و جریان نعمتها باشه👍👍

    و چقدر همه ما این احساس رو تجربه کردیم

    احساس گناه ما رو از صلح با خودمون خارج میکنه و اگر بمونیم توی این احساس ، دیگه خودمونو ارزشمند نمیدونیم که خدا ما رو هدایت کنه و الهماتش رو دریافت کنیم.

    راهکار احساس گناه اینه که خودتو ببخشی و تازه وقتی بخشیدی باید بیای و تعریف درستی از خودت و خدا ایجاد کنی….باید به خودت بگی که چقدر دوست داشتنی و ارزشمندی.

    فکر کن یه فردی که خیلی برات عزیزه اومده و میگه من اشتباه کردم و بهت بدی کردم ، حالا احساسم بد شده و از خودم ناراحتم.😔😔

    شما اولین چیزی که به اون فرد میگی چیه؟؟؟

    بهش میگی عیب نداره عزیزم….

    فدای سرت ….

    اشتباه کردی دیگه…. مهم نیس

    میگی انقدر خودتو اذیت نکن…. من خیلی دوستت دارم و میبخشم تو رو….

    بهش میگی مهم اینه که فهمیدی اشتباه کردی…

    غیر اینه؟؟؟؟؟🙄🙄🙄

    پس چرا وقتی خودمون اشتباه میکنیم انقدر با خودمون بد میشیم….

    پس چرا اجازه اشتباه به دیگران میدیم ولی به خودمون سخت میگیریم و همش دنبال کمالگرایی و بی اشتباه بودنیم؟؟؟؟؟

    دلیلش اینه که خودمونو از درون ارزشمند نمیدونیم و فکر میکنیم بواسطه کارهای درستی که انجام میدیم ارزشمندیم و یدونه ک اشتباه میکنیم حسمون بد میشه…..

    با یدونه دوتا اشتباه ، آدم احساس گناه نمیکنه که….احساس گناه برآیند ده ها و صدها فکر مخرب درباره خودمونه.

    متشکرم که این کامنت رو میخونید🧡❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام به استادم که استاد بخشیدن دیگرانه😍🥰

    قسمت اول:

    خدایا شکرت که تونستم انجامش بدم ، تاحالا چندین بار گوش داده بودم این فایل اول رو ولی تمرینش تعهد و جدیت میخواد.

    اینکه یکبار برای همیشه بتونی ببخشی و بگذری از تمام کسانی که باعث شدن احساس ارزشمندی و لیاقت و توانایی و عزت نفست نابود بشه🥺😭

    وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که چندجای زندگی رفتار بد و ناراحت کننده دیگران ، یا حرفایی که زدن و با حرفاشون نابودم کردن خیلی بولد شده برام.

    همیشه هم دارم با خودم حمل میکنم و هرجا که تو احساس عدم لیاقت و ناشایستگی قرار میگیرم ذهنم شروع میکنه این مدارکی که بر علیه من جمع کرده رو، رو میکنه و میزاره جلو چشمم.و من در احساس خشم و نفرت قرار میگرفتم . و وقتی به اوج خودش میرسه احساس گناه و اشتباه میکردم

    من از اون آدمایی بودم که این کمبود عزت نفس رو با پرخاش و بد حرف زدن و پایین اوردن دیگران پر میکردم.

    همیشه سعی میکردم روی آدما یه برچسبی بزنم تو ذهن خودم و شاید خیلی بروز ندم اون حس رو ،(البته نمیشه که تو سرت یه فکر بدی باشه و طرف مقابل متوجه نشه)🤨🤨🤦‍♂️🤦‍♂️

    ولی همین برچسبه همیشه تو جیبم بود دیگه،اولین باری که یکی رو میدیدم اگر برچسب نمیزدم بهش نمیشد.😂

    وااااای چقدر داغون بود عزت نفس من ،البته الان تازه شروع کردم و قدم اول که بخشیدن همه از جمله خودم بود رو برداشتم و دیگه نمیخوام به کسی برچسب بدی بزنم و به خودم قول دادم هیچوقت عزت نفس کسی رو نابود نکنم.

    تاحالا انقدر نه خودم رو میشناختم و نه انقدر با خودم روبرو شده بودم ، این تمرین و این فایل خیلی زیاد کمک کرد که نگاهم ، تصمیمم و ذهنیتم تغییر کنه.

    شروع کردم به بخشیدن همه….🥰🥰

    از کودکی تا حالا همه اونایی که در حق من بدی کرده بودن یا باعث شده بودن احساس ارزشمندی و توانایی و عزت نفس من از بین بره رو بخشیدم 😊❤

    تو قرآن خدا یه دستور العمل خیلی قشنگ داده که به پیامبر میگه ببخش و براشون استغفار کن .

    منم همین کار رو کردم و از خدا خواستم که همشون شاد و خوشبخت بشن .‌…

    از خدا براشون آرامش خواستم و درخواست کردم که گناهانشون رو ببخشه و بهشون کمک کنه ….

    و از خدا خواستم که کمک کنه تمام این اتفاقات و خاطرات بد و منفی رو کلا فراموش کنم و دیگه یادم نیاد

    نمیدونید چه حس خوبی دارم الان و چقدر سبک شدم😭😭😭😭

    انگار خدا منو نشونده کنار خودش و داره بهم محبت میکنه و میگه آفرین محمدرضا ، آفرین پسرم ، آفرین به دل بزرگت که بخشیدی😍❤❤😭😭

    بعدش هدایت شدم به اهنگ دل را ببین علیرضا افتخاری که واقعا شعر بسیار زیبایی داره و اینجا براتون مینویسم….

    دل را ببین ، دل را ببین …… در کوی جانان آمده

    ساقی بساطی نو فکن ……. مطرب بیا ، چنگی بزن

    سر واژگون تن غرق خون افتان و خیزان آمده….

    خواهد که جان پیشش رود جانان در آغوشش رود

    دنیا فراموشش شود ….

    (واقعا منو میگه ها‌…..😭😭 میخواستم که برم تو آغوش آرامش الهی)

    با آنکه راهش تنگ بود …. هم دور و هم پر سنگ بود

    با رهزنان در جنگ بود ……. فاتح ز میدان آمده

    الهی شکرت که تونستم ببخشم😭😭😭😭❤😍

    دل نیست این دیوانه است ….. دیوانه ی جانانه است

    دل را ببین ، دل را ببین ….. در کوی جانان آمده

    خدایا خیلی شکرت که دلم به تو نزدیکتر شده و یکم خدایی تر شدم😭😭😭❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام به استاد و دوستان با عزت نفسم❤

    میخوام درمورد سوال قسمت دوم و احساس گناه بگم

    وقتی شنیدم فایل رو ناخودآگاه کاغذ برداشتم و چندتا از احساس گناه هایی که داشتم رو نوشتم و یکم که بهش فکر کردم دیدم وااای چقدر احساس گناه دارم من و بغض گلومو گرفت . تاحالا فکر نمیکردم احساس گناه داشته باشم ، متوجه شدم خیلی از حسرتهای زندگی ریشه اش احساس گناهه.

    من با اون کسی که احساس گناه داره از دو جنبه میتونم صحبت کنم اول از نظر قوانین و تجربیات بهش میگم : اون تفکر و اون رفتارهایی که داشتی حاصل باورها و تفکرات اونموقعِ تو بوده دیگه ، مثلا اونموقع فکر میکردی همش کار کنی و تفریح نکنی و تفریحتو نگه داری برای بعد کار درسته و انجامش دادی ،اوکی تو به چیزی که درست بوده برات عمل کردی،پس الان ناراحت اون زمان نباش.

    اینم میگم که دوست عزیزم ، اینو بدون که اگر اون شرایط و افکارو نداشتی الان شاید اصلا اینجا نبودی. یعنی گاهی اوقات یه احساس گناه و رفتار اشتباه میشه تضاد زندگیت و خودتو میکشی بالا .

    مثلا من خودم دوران دانشگاه رابطه با دختر رو درست نمیدونستم و حتی با پسرایی که تو رابطه بودن هم دوست نمیشدم . وقتی با قوانین آشنا شدم و یکم رشد کردم این موضوع شده بود احساس گناه من که چرا تو دوران دانشگاه با کسی دوست نبودم و لذت نمیبردم . اما یکسال پیش که ۱۲ قدم شروع شد من گفتم که میخوام با افراد زیادی که هم فرکانسن دوست بشم و رابطه هم تجربه کنم . این شده بود تضاد من و اتفاقی که افتاد من تو دوران دانشگاه کسب و کار رو یاد گرفتم و الانم باچندتا از بچه های سایت دوستم. و عاشقانه دوستشون دارم❤

    اما جنبه دوم از نظر خدا و قرآن بهش میگم که خدای ما همه جوره هوامونو داره و مارو رها نمیکنه همونجور که خودش تو قرآن گفته،پروردگار تو نه کینه ای با تو داره و نه تو رو رها کرده . حالا یه همچین خدایی دلش میاد که تو رو عذاب بده؟؟؟😥پس تو چطور با خودت اینجوری برخورد میکنی که حاضر نیستی خودتو ببخشی.

    ببین دوست من ،گذشته،گذشته رفته.از این به بعد به خدا وصل باش و بزار اون خدا جوری تو رو هدایت و حمایت کنه که هیچوقت سختی نکشی.

    بقول خدا تو قرآن که میگه یرید الله بکم الیسر ،خدا برای شما راحتی و لذت رو میخواد(فعل این جمله یریده یشاء نیست،یعنی خدا میخواد و اونجور هم پیش میره) حالا همین خدا که برای ما راحتی میخواد خودش میگه ان علینا الهدی،قطعا هدایت شما بندگان برعهده ماست.

    پس این خدا هم هوامونو داره هم به راحتی و لذت و آسانی و نعمت هدایتمون میکنه.

    پس احساس گناه همون نجوای شیطانه ها…

    میخواد حال تو رو از درون خراب کنه که نتونی بری جلو و از اونطرف با خدا هم روت نشه حرف بزنی و کلا بقول استاد میفتی تو سیکل احساس گناه و زندگیت خراب میشه.

    پس بدون که تو هم پشتوانه ای بنام خدا داری که تنهات نمیزاره و با تو دشمنی نداره و هر تصمیمی که میگیری بهترینه تو اون موقعیت ، پس توکل کن به خدا و برو جلو😀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام علی جان

    خیلی ویژگیای خوبی نوشته بودید،واقعا لذت بردم از خوندن و درک کردنشون.

    فوق العاده بود.واقعا استفاده کردم از کامنت ارزشمند شما❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمدرضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2949 روز

    سلام دوست عزیزم

    ممنونم بابت کامنت فوق العاده ای که گذاشتید.

    واقعا سوال پرسیدن خیلی خیلی زیاد میتونه به ما کمک کنه،اونم سوالات خوب که ما رو به خواسته های بیشتر هدایت میکنه.

    سوالاتی که اول کامنتتون نوشته بودید رو یادداشت کردم تا از خودم بپرسم و جواب بدم.

    ممنونم ازتون،موفق باشید😊🧡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: