«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


اکثر ما در کودکی، به‌خاطر سرزنش‌ها، تحقیرها و برچسب‌هایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست داده‌ایم. به همین دلیل نیز نقطه‌ی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزت‌نفس‌مان آغاز می‌شود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشه‌ایِ باورهای سمی و کشنده‌ای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بی‌ارزشی» است.

امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. هم‌نشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی می‌روند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بی‌ارزشی.

«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگ‌ترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسه‌ی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز می‌شود. و ساختن این باورها، مهم‌ترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.

«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیق‌تر بنگریم، درمی‌یابیم که آنچه ما به عنوان وجدان می‌شناسیم، محصول برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان می‌دهد که بسیاری از عذاب وجدان‌های ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبه‌پذیر و مهربان معرفی می‌کند و می‌فرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزش‌های کوچک شما درمی‌گذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریف‌شده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشه‌دار کند و اعتمادبه‌نفس ما را فروبریزد.

درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حق‌الناس» نیز دگرگون می‌کند. برخلاف باورهای رایج که انسان‌ها تصور می‌کنند می‌توانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان می‌کند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانه‌ی خداوند، هیچ‌کس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.

داستان‌های قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آن‌ها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما می‌توانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران می‌توانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربه‌ای که به دیگران می‌زنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کرده‌ایم و هر عشقی که می‌ورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان می‌شود.

این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها می‌کند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیک‌ترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانس‌ها عمل می‌کند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش هم‌جنس است و تنها با کسانی برخورد می‌کند که در همان مدار هستند.

اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمی‌دهد. ما تنها مسئول ورودی‌های ذهن و فرکانس‌های خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار می‌کنیم و در مدار درست قرار می‌گیریم، جهان به شکلی معجزه‌آسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد هم‌فرکانس را جایگزین می‌کند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آن‌ها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون می‌سازد.

خداوند هرگز مانند یک مأمور سخت‌گیر در کمین لغزش‌های ما نیست تا جریمه‌مان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که می‌داند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفت‌های بشری، از ایمنی کشتی‌ها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درس‌هایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسه‌ی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر می‌شود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.

کلید اصلی موفقیت و شاه‌کلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانه‌ای است که ریشه‌ی این خودارزشی را می‌جود و نابود می‌کند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمی‌تواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمت‌های بی‌پایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.

از آن‌جا که هیچ‌کدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی به‌نامِ عزت‌نفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را به‌دست بگیرد، ذهن آن‌چنان نجوایی به‌پا می‌کند و آن‌قدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه می‌دهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف می‌کند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی می‌سازد که باور می‌کنید از عهده‌ی انجام هیچ کاری برنمی‌آیید!

اینجاست که آن‌همه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین می‌رود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگ‌ها فاصله می‌بینید. فاصله‌ای که هیچ‌چیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیت‌های زندگی ما، روی پایه‌ای به‌نام عزت‌نفس بنا می‌شود.

آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی می‌توانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار می‌شود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه می‌آموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.

انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکننده‌ای در وجود شما می‌سازد و نتایجی را وارد زندگی‌تان می‌کند که ناکامی‌های تمامِ سال‌های گذشته، جبران می‌شود. آن‌وقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را به‌وضوح احساس خواهید کرد.

احساس لیاقت، انتخاب‌های آینده‌تان را در هر جنبه از زندگی تغییر می‌دهد؛ از رشته‌ای که برای تحصیل انتخاب می‌کنید، همسری که برمی‌گزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق می‌کند اهداف زندگی‌تان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!

تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش می‌کند و چاره‌ای جز آوردن بهترین‌ کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مصطفی مجیدی» در این صفحه: 2
  1. -
    مصطفی مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 2653 روز

    سلام استاد و سلام مریم بانو و سلام تمام اعضای خانواده من

    چقدر خوبه قسمت اول سفر نامه با رفع احساس گناه شروع میشه خداروشکر واسه این حجم از آگاهی

    تجربه شخصی من از این مسئله برمیگرده به بعد از دیدن اولین بار این فایل و شنیدن آگاهی هاش شاید چندباری دیدم چون همش دنبال چیزای جدید بودم و تو بعضی قسمت از دانلود ها تکرار میشد که به همون اندازه که تا امروز به اون آگاهی ها عمل کردم تاثیراتش تو زندگیم پدیدار شد بجرات میگم خیلی از چیزایی که بنظرم گناه بود و بخاطر ترس ازش و مثال اب که از سر گذشت و من که دیگه راهی برا برگشت ندارم و این چیزا باعث تشدید اون گناه ریز و درشت میشد که دیگه الان یه مدت احساس میکنم خیلی خیلی نسبت به قبل آسون گیر ترشدم و جالب اون رفتاری رو که منجرب به رسیدن اون حس بود رو ندارم خیلی راحت تر گذشت میکنم و میگذرم از مساعل کمتر اون عمل هارو انجام میدم یا مثل سیگار مشروب کلا از زندگیم حذف کردم انشاالله به امید از خدا تو این سفرنامه تلاش میکنم تمرکزی کلی از باورهای مخربم رو اصلاح کنم ترمز هارو ول کنم و با اراده بیشتر و متهد تر دست به تغییر بزنم تا وقتی به اخر این سفرنامه رسیدم یک مصطفی جدید و خالق بادنیایی از نتایج و اتفاقات خوب بسازم و ازین به بعد برای هرقسمت یک ردپا میزارم تا مسیر تکاملم مشخص تر باشه و بدونم از کجا بکجا رسیدم و شاید تجربیاتم کمکی بکنه به عزیزانی که کلی از آگاهی های ناب وجودم رو از کامنت هاشون یاد گرفتم و باعث شده مسیر تکاملم زیباتر جذاب تر و باور پذیر تر پیش بره

    امیدوارم هرجا هستین در پناه الله یکتا شاد پیروز ثروتمند و سعادتمند باشید

    به امید دیدن تک تکتون تویه پرادایس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مصطفی مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 2653 روز

    به نام الله پاک

    سلام استاد عزیزم بانو شایسته گل و تمام عشق هایی که تو این خانواده بزرگ و صمیمی هستین.

    بنظر من ویژگی فردی که اعتماد به نفس بالا داره اینه که همیشه با خودش و دیگران در صلح فردی کاملا اجتماعی کسی که محکم صحبت میکنه از خودش و تخصص خودش صحبت میکنه پیشرفت مالی خوبی داره واکنشی نیست کاملا مشکلات رو با ارامش حل میکنه ادمی که سبک شخصی زندگی خودش رو دنبال میکنه انسانیه که نه قضاوت میکنه و نه از قضاوت دیگران میترسه روحیه عالی داره در بیشتر اوقات یا میخنده یا درحال خنداندن دیگران.

    کارهایی که بیشتر میتونه کمکم کنه تا به همچین شخصیتی تبدیل بشم از نظر من اینه سعی کنم به گذشته فکر نکنم و تمام ادم هایی که خواسته و ناخسته منو رنجوندن ببخشم و همیشه زیبایی هارو تحسین کنم سعی کنم وقتی از چیزی مطمعن بودم درموردش صحبت کنم از تحسین خودم و کارم ترسی نداشته باشم وبا قدرت درمورد زیبایی ها و نکات مثبت کارم صحبت کنم انسان ها را بگونه ای که هستن بپذیرم با انها در ارتباط باشم و همیشه در افراد دنبال زیبایی ها و نکات مثبتشان باشم در کارم سعی کنم همروزه درموردش مطالعه کنم و از عیده ها و پیشرفت ها الگو برداری کنم و از همه مهم تر باور کنم که باران نعمت الهی همیشه و در همجا میبارد سعی کنم در لحظه تصمیم نگیرم و بعد هر اتفاق خوب یا بد دنبال درسی بگردم که از ان اتفاق گرفتم از دل ناخواسته ها خواسته هایم رابیابم و خدارا سپاسگذار باشم و با آرامش تمام راهی برای بهتر کردن اوضاع بیابم انگونه که دوست دارم از زندگی لذت ببرم بدون اینکه ترسی از قضاوت دیگران داشته باشم هرکجا دوست دارم برم هرچه رادوست دارم بخورم هرچه را میخواهم بپوشم و بخرم و… وسعی کنم دست از قضاوت دیگران بکشم همیشه شاد باشم بخندم و بخندانم و حس زیبای عشق را به تمام دنیا و ادم هایش هدیه کنم خودم را بابت اشتباهاتم ببخشم بخودم فرصت بدم تا درمسیر رشد و رسیدن با کمال گام بردارم چون من لایق آرامشم.

    و اما به کسی که گناه بزرگی انجاد داده باشه چطور میتونم کمک کنم : در مرحله اول به او یاداور میشم که خدا بسیار بخشنده و مهربان است چراکه خدا قرار نیست مچمان را بگیرد او هست تا دستمان را بگیرد و بگویم که گذشته ها گذشته و بفکر اینده باش که قطعا اوهم رسالتی دارد به اون یاد میدم که چطور از ناخواسته هاش خواسته هاشو پیدا کنه و مهم ترین مسئله اینکه یاد بدم با خدا باید رفیق شد چرا که یه جمله عالی تو قران هست که میگه یاد خدا ارام کننده دل هاست ممنون که استاد وقت میزاری برامون و ممنون بچه ها که خوندین میدونم دیر جواب دادم ولی خوب من ازین قسمت سوار قطار خوشبختی شدم دوستون دارم وقت خوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: