«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
اکثر ما در کودکی، بهخاطر سرزنشها، تحقیرها و برچسبهایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست دادهایم. به همین دلیل نیز نقطهی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزتنفسمان آغاز میشود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشهایِ باورهای سمی و کشندهای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بیارزشی» است.
امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. همنشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی میروند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بیارزشی.
«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسهی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز میشود. و ساختن این باورها، مهمترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.
«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیقتر بنگریم، درمییابیم که آنچه ما به عنوان وجدان میشناسیم، محصول برنامهریزیهای فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان میدهد که بسیاری از عذاب وجدانهای ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبهپذیر و مهربان معرفی میکند و میفرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزشهای کوچک شما درمیگذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریفشده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشهدار کند و اعتمادبهنفس ما را فروبریزد.
درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حقالناس» نیز دگرگون میکند. برخلاف باورهای رایج که انسانها تصور میکنند میتوانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان میکند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانهی خداوند، هیچکس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.
داستانهای قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آنها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما میتوانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران میتوانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربهای که به دیگران میزنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کردهایم و هر عشقی که میورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان میشود.
این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها میکند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیکترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانسها عمل میکند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش همجنس است و تنها با کسانی برخورد میکند که در همان مدار هستند.
اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمیدهد. ما تنها مسئول ورودیهای ذهن و فرکانسهای خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار میکنیم و در مدار درست قرار میگیریم، جهان به شکلی معجزهآسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد همفرکانس را جایگزین میکند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آنها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون میسازد.
خداوند هرگز مانند یک مأمور سختگیر در کمین لغزشهای ما نیست تا جریمهمان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که میداند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفتهای بشری، از ایمنی کشتیها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درسهایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسهی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر میشود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.
کلید اصلی موفقیت و شاهکلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانهای است که ریشهی این خودارزشی را میجود و نابود میکند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمیتواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمتهای بیپایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.
از آنجا که هیچکدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی بهنامِ عزتنفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را بهدست بگیرد، ذهن آنچنان نجوایی بهپا میکند و آنقدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه میدهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف میکند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی میسازد که باور میکنید از عهدهی انجام هیچ کاری برنمیآیید!
اینجاست که آنهمه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین میرود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگها فاصله میبینید. فاصلهای که هیچچیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیتهای زندگی ما، روی پایهای بهنام عزتنفس بنا میشود.
آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی میتوانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار میشود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه میآموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.
انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکنندهای در وجود شما میسازد و نتایجی را وارد زندگیتان میکند که ناکامیهای تمامِ سالهای گذشته، جبران میشود. آنوقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را بهوضوح احساس خواهید کرد.
احساس لیاقت، انتخابهای آیندهتان را در هر جنبه از زندگی تغییر میدهد؛ از رشتهای که برای تحصیل انتخاب میکنید، همسری که برمیگزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق میکند اهداف زندگیتان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!
تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش میکند و چارهای جز آوردن بهترین کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی «چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه35MB38 دقیقه
- دانلود با کیفیت HD456MB38 دقیقه














سلام.
به عقیده من عزت نفس پیشنیاز اعتماد بنفس هست و عزت نفس هم بر میگرده به اینکه انسان خودش باشه.
دومین مسآله اینه که انسان باید برای خودش ارزش قائل باشه و خواسته های خودش رو به دیگران ترجیه بده.
مساله بعد میتونه رها کردن باشه. ینی اینکه هیچ چیزی رو به خودمون نگیریم، چه ما رو تحقیر کنند چه تحسین فرقی برای ما نکنه و ما همواره بدونیم که ارزشمندیم و نیازی به تعریف یا تحقیر دیگران نداریم.
فاکتور بعدی میتونه انتخاب اهداف باشه. انسانی که دارای اعتماد بنفسه حتمآ انسان هدفمندی هم هست در واقع با انتخاب اهداف تمرکز ما بجای اینکه به نظر دیگران در مورد خودمون معطوف بشه و بخواد زمانی رو از ما بگیره که ما خودمون رو درگیر این مسآله کنیم، متوجه اهدافمون میکنه
موضوع بعدی که شاید بیس همهی موضوع ها باشه اینه که ما باید با درونمون به هماهنگی برسیم و لازمه این هماهنگی هم دوست داشتن خودمون و احساس خوب نسبت به خودمون داشتنه. بقول بزرگی میگه که اگه میخوای بدونی دیگران چه احساسی نسبت بهت دارن ببین خودت نسبت به خودت چه احساسی داری
حالا اینکه افراد دارای اعتماد بنفس چه ویژگی هایی دارن. میتونه به نوع صحبت کردنشون برگرده، اونا همیشه در جمع و با صدای رسا و بلند صحبت میکنند. زمان صحبت به چشمای طرف مقابل نگاه میکنند بدون اینکه احساس ضعف یا گنا کنند. اونا انسانهای صادقی هستند چون معتقدند کارهایی که انجام میدن درسته پس اباعی از بیان صداقت ندارن.معمولا توجه اونها به نکات مثبت افراد و زیبایی اونهاست و افراد رو همانند معلم میدونن که میتونن ازشون درس یاد بگیرن.
معمولا این افراد چیزی واسه ارعه کردن دارن. چون یکجا نشینی و بی تحرکی و بی هدفی جزئ خصوصیات همچین افرادی نیست.
اونا نگران نظر دیگران نیستند و معمولا به هر کاری که دست میزنن تا آخرش میرن تا به نتیجه برسند
همچین افرادی معمولا در برخوردها پر از سوال هستن. چون ترسی از پرسیدن و احمق فرض شدن ندارن.هدف اونا یادگیره و این واسشون مهمه.
معمولا این افراد دارای آرامش خاصی هستن و چهره اونها معمولا خندانه.چون به هماهنگی از درون رسیدن و فارغ از نگرانی اند.
اونا برای انجام ندادن کاری بهونه نمیارن و مستقیما احساسشون رو در مورد انجام ندادن کار بیان میکنند.
این افراد قدرت بالایی در نه گفتن دارن و یاد گرفتن که اگر وقتشون و کارشون مهم تر از دیگرانه به راحتی به اونا نه بگن و برن سراغ کارهای خودشون.
این افراد ، افرادی هستند که یاد گرفتن برای هر چیزی که میخوان باید بهای اونو پرداخت کنند و تا حد امکان سعی دارن که مدیون کسی نباشن بخاطر مورد لطف دیگران قرار گرفتن.
این افراد همیشه درخواست هاشون و واضح و مستقیم بیان میکنند و اگر جواب رد شنیدن همون لحظه به سراغ کسه دیگه یا جای دیگه میرن برای درخواستشون و با شنیدن جواب نه هیچ وقت ناامید نمیشن.
همچین افرادی معمولا درمورد خواسته هاشون صحبت میکنن تا ناخواسته هاشون .
معمولا این افراد علاوه براینکه موفقیت رو برای خدشون میخوان برای دیگران هم میخوان و همواره خواهان تغییر و پیشرفت خودشون و دیگرانند.
اونها هیچوقت به دمبال اثبات خودشون به دیگران نیستند و خودشون با هیچ کسی مقایسه نمیکنند و فقط خودشون رو با خودشون مقایسه میکنند و با هیچ کسی رقابت نمیکنند و سعی میکنند هر روز ارزشمندتر بشن
اونا هیچ وقت دیگران رو مقصر مسائلی که واسشون اتفاق میفته نمیدونن و جای مقصر قرار دادن دیگران به دمبال راه حل نهفته در مسائل میگردن
معمولا این افراد دیگران و مورد قضاوت قرار نمیدن و اگر از کسی عمل نادرستی دیدن اون رو به شخصیت واقعی فرد ربط نمیدن و صبر میکنند تا موضوع روشن بشه.
این افراد معمولا براحتی خودشون و دیگران رو میبخشند و اکثرا اهل کینه و نفرت ورزی و غیبت کردن نیستند.
انونها براحتی توی جمع از دیگران تعریف و تمجید میکنند و محسنات دیگران و بیان میکنند.
معمولا این افراد بجای ترس از مسائل به سمت مسئله میرن و حلش میکنن.
امیدوارم مورد قبول واقع بشه، پاینده و پیروز باشید