«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 416

5887 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عاطفه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 762 روز

    به نام خدای نور

    روزشمار تحول زندگی من:روز اول

    سلام به استاد عزیز و شایسته ی عزیز و دوستان عباس منشی

    من بارها این فایل و گوش داده بودم ولی الان یسری اگاهی هارو درک کردم که سری های قبل اصلا فکر میکنم نشنیده بودمشون و این نشون دهنده ی تکامل و رشد منه.

    خیلی از مسائلی که ما با تجربشون احساس گناه و یا احساس عذاب وجدان میگیریم اصلا وجود ندارن یعنی اون چیزی که ما بهش میگیم عذاب وجدان منطقه به منطقه شهر به شهر فرهنگ به فرهنگ تغییر میکنه و اصلا شاید این عذاب وجدانی که ازش نام میبریم غلط باشه و اشتباه باشه یعنی ما بخاطر فرهنگی که توش بزرگ شدیم ممکنه توی یه مسئله ای احساس گناه کنیم ولی همین مسئله یجای دیگه تفریح و خوش گذرونی حساب میشه و برعکس.

    اونجا که استاد گفته های خداوند رو توی قران میگفتن خیلی برام جالب و عجیب بود من چون تو یه خانواده ی مذبی بزرگ شدم و از اون بچگی توگوشم خوندن فلان کارو نکن گناه اینکارو نکن گناهه و جوری خدارو برام تعریف کرده بودن که انگار خداوند وایساده یجا تا من یه کار اشتباهی رو انجام بدم و اونم یادداشت کنه تا بعد قشنگ به حسابم برسه وای خدای من جوری برام تورو تعریف کرده بودن که من میترسیدم ازت تا یه کاری رو انجام میدادم و فکر میکردم الان گناهه وحشت میکردم و منتظر یه بلایی بودم و یا فکر میکردم تمومه الان من جهنمی شدم.

    البته این دیدگاه هایی که گفتم مال بچگی منه و من بچگیمو اینطوری گذروندم و تقریبا تا کلاس هفتم من اینطور بودم و از هفتم بود خیلی سفت و سخت بودنم نسبت به مسائل کمتر شده بود محجبه نبودم ها خیلی طرز فکرم با خانوادم فرق میکرد و کارهایی که میخواستم و میکردم بدور از چشم خانواده چون خیلی مذهبی بودن ولی اون احساس گناهه روهم داشتم همزمان.

    الان که من کلاس دوازدهمم و الان حدود یسال و یا یسال و نیم که با استاد اشنا شدم ولی خو طول کشید تا تکاملم طی بشه و متعهدانه این مسیرو ادامه برم خیییلی نسبت به مسائل رها ترم و احساس گناهی ندارم و هرکاری که بهم احساس خوبی میدرو انجام میدم و عاشقانه با خدای خودم حرف میزنم ت درخواست میکنم وای منه قدیم حتی فکر میکرد لیاقت اینو نداره که از خدای خودش درخواست کنه و کلی واسطه میذاشت امام زاده و نذر و فلان ولی الان راحت درخواستمو میگم حسمو میگم خواستمو میگم و میدونم خدا تموم اینارو بهم میده درواقع ما هرچی که بخوایم و داریم ولی با هم مدار شدن با خواستمون اون و بدست میاریم.

    اصلا ما نمیتونیم به کسی ظلم کنیم!خیلی جالب بود و یاد کلی عذاب وجدان هایی افتادم که فکر میکردم تقصیر منه که برای فلانی فلان اتفاق افتاد و کلی حس بدی میگرفتم و خودمو سرزنش میکردم که اگر فلان کارو نمیکردی اینطور نمیشد و چقدر با اون حس بد اتفاقات بدتری رو رقم زدم ولی الان انقدر اگاهم که فقط از خداوند سپاسگذارم که من رو به این مسیر هدایت کرد.

    استاد من حتی خودمو نمیشناختم نمیدونستم کیم چقدر غرق در احساس عدم لیاقت و کمبود عزت نفس و چقدر خودمو ارزشمند نمیدونستم و چقدر با ادم های از لحاظ شخصیتی داغونی در ارتباط بودم که درسشو گرفتم و الان انقدرر با ادم های باشخصیت و محترم و ثروتمند در ارتباطم و انقدر این ادم ها به من محبت دارن و بامن درست رفتار میکنن استا همه چیز از درون من نشات میگیره و رفتار خوب این ادم ها بخاطر درون منه الان که من خودنو ارزشمند میدونم الان که خودمو لایق میدونم و خودمو به چالش میکشم تا عزت نفسم بیشتر بشه دارم یاهمچین ادم هایی ارتباط برقرار میکنم و چقدررر من عاشق خودم شدم چقدر خودمو دوست دارم وکلی ادم دورم هست که میان به من یاداوری میکنن ویژگی های خوبمو و یا ازم تعریف میکنن و یا میگن زیبایی من الان همه ی اینارو دارم ها ولی نه اون چیزی که میخوام نیست من هنووووز کلی جا دارم برای عالی تر شدن این خوبه خدارو شکر ولی من بهترشو میخوام من باز باید ازلحاظ شخصیتی وعزت نفس و احساس لیاقت پیشرفت کنم.

    من توانایی تغییر سرنوشت هیچکس و ندارم!واقعیت اینه عاطی خانم اون همه بحث کردن و دلخوری به وجود میوردی تا به فلانی بفهمونی راهش درست نیست حتی اون موقع هاهم که سعی میکردم به اجیم بفهمونم این کارش اشتباهه و یا سعی میکردم اونو کنترل کنم چون فکر میکردم بزرگترم و اون تجربه هایی که من داشتمو درسشو گرفتم و نباید داشته باشه ولی چیشد؟هیچی فقط الکی بحث میکردیم و فهمیدم گه اون خودش باید تجربه کنه اون خودش باید درسشو بگیره اون به اندازه کافی اگاهه و من نمیتونم سرنوشتشو تغییر بدم وقتی اینارو فهمیدم چقدر رها تر شدم چقدر ارتباطمون بهتر شد چقدر بیشتر باهم در صلحیم خدایا شکرت.

    درلحظه ای که شروع میکنم به بقیه عشق ورزیدن و کمک کردن و احساس خوب دادن درواقع دارم خودمو شکوفا میکنم و چقدر دیدم که وقتی احساس خوبی به یه شخصی دادم اون حس خوبم به من برگشت و منم کلی حالم عالی تر میشدو باعث پیشرفت من میشد این کارباعث موفق شدن من میشه.

    من از بچگی اروم بودم و نسبت به مسائل حساسم ری اکشن خاصی نشون نمیدادم و اطرافیانم بهم میگفتن بیخیال ولی الان اگاهانه دارم سعی میکنم نسبت به همه چیززز اروم تر باشم لبخند برلب داشته باشم حالم خوب باشه و صبور تر باشم اولش اگاهانه انجام میشه ولی به مرور زمان جزیی از روتینت میشه و ذهنت طبق عادت اینکارارو انجام میده.

    استاد من نسبت به کارم یکم نگرانی پیدا میکنم بعضی وقتا که چرا هنوز به درامد ثابتی نرسیدم و هنوز مستمر مشتری ندارم و هنوز جایی کار نمیکنم و مشتری هام خونه میان برام من میدونم که ترمزهایی دارم و سعی میکنم پیداشون کنم و چون من تلاش فیزیکی هم داشتم ولی اون نتیجه ای که میخواستمو نگرفتم و درامد کمی داشتم از کارم یماه پیش که الان استپ شده همه چیز ولی باز دارم کار میکنم رو خودم و جدیدن تمرین کردن برا کارمم شروع کردم و تو یوتیوب و سایت هاهم دنبال کسب اطلاعاتم اونجا که گفتین خداوند به پیامبر میگه بشارت بده به صابرین به کسانی که صبر میکنن،صبر میکنن نه تحمل،باامید صبر میکنن با احساس خوب صبر میکنن حس کردم خیلی باحال الان من مچه و من باید استمرار داشته باشم توی این راه و صبر کنم و خدا هدایتم میکنه و من میدونم اون خواسته ای که دارم که یه مژه ارتیست بشم و من همین الانشم هستم ولی با خواستم هم مدار نشدم که بتونم داشته باشمش و میدونم که میشه و من یه مژه ارتیست میشم و این احساس امیدی که قلبم نسبت به اینده داره خیلی خوبه و عالیه خدایاشکرت.

    از کامنت هاهم فهمیدم که کلی باز باید رو عزت نفسم کار کنم تا اخر عمررر باید کار کنم چونکه تمام موفقیت های زندگی ما روی پایه ای بنام عزت نفس و به اندازه ای که عزت نفس ما کاملتر بشه دستاوردهای ماهم بیشتر میشه نعمت ها و ثروت بیشتری وارد زندگیمون میشه و وقتی خواستمون و به جهان میگیم جهانم چاره ای جز اوردن بهترین ها به زندگیمون نداره.

    بهم الهام شد که بشینم به خودشناسی بیشتر برسم و قشنگ لایه های درونیمو کشف کنم و ببینم چقدر عزت نفس دارم چقدر احساس لیاقت دارم و قشنگ بنویسم و از خودم سوال کنم اینم گفتم که اگر شماهم خواستین سوال هایی از خودتون دراین مورد بپرسید و با پاسخ به اونها به شناختی از خودتون میرسید.

    خدایا سپاسگذارم برای این اگاهی ها خدایا شکرت که توی این مسیرم خدایا شکرت برای فردای بهتر امروز خدایا شکرت بابت اینده ی روشنی که دارم خدایاعاشقتممم.

    شاد سلامت موفق و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زکیه گفته:
    مدت عضویت: 931 روز

    سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگ و گرانقدرم استاد عباسمنش عزیز و مریم جون عزیزم که نهایت سعی و تلاش خودشون رو میکنن تا هر روز بهترین خودشون باشن و اگاهی هایی رو به ما بدن که هیچ جایی غیر از این سایت الهی چنین اگاهی هایی رو نمیتونیم بدست بیاریم .

    و سلام خدمت همه ی دوستان هم فرکانسی امیدوارم حال دل همتون عالی باشه .

    من مدت یک سالی هست که تو سایت ثبت نام کردم و فایل های استاد رو کم و بیش گوش دادم ولی این ارتباط همیشگی نبوده و هی قطع و وصل شده تا به امروز .

    من امروز به خودم قول دادم که به صورت خییییلی خییییلی جدی روی خودم و باورهام کار کنم تا تغییرات اساسی رو در زندگیم ببینم .

    و اول از خودشناسی شروع کردم و تصمیم گرفتم که خودم رو خیلی خوب بشناسم و خداروشکر به این فایل های زیبا هدایت شدم .

    امروز اومدم و این رد پارو از خودم گذاشتم که اولین روز شروع جهاد اکبر من هست و امیدوارم روز به روز تو این مسیر پیش برم و رشد کنم .

    در پناه خدای بی همتا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    رضا بیگی گفته:
    مدت عضویت: 621 روز

    بنام خدای نور

    استاد عزیزم و همسفرای با ارزشم

    سلام

    شاید سالها پیش بود ک اسم استاد عباسمنش و سمینار های موفقیت ایشان رو شنیده و دیده بودم اما هرگز ایمان قلبی پیدا نکرده بودم

    دلیلش رو امروز میفهمم ک کوچک بودن ظرف ایمان و باورم بود

    سالها گزشت شاید نزدیک ب 9 سال ک همین چند روز پیش اره دقیقا یه یک هفته پیش بصورت اتفاقی یک فایل صوتی رو گوش دادم ک کسی داشت درباره باور و مدار و قانون دنیا و البته کپی از اموزش های استاد عباسمنش صحبت میکرد

    دقیقا بعد از 9 سال

    منی ک مدت ها بود از خدا طلب هدایت و کمک کرده بودم

    دقیقا این رو یه نشونه میدونم

    اون روزا و سالهای قبل من تو مدار اگاهی و دریافت مطالب علمی و عرفانی استاد نبودم ولی الان میفهمم ک خدا دستمو با همین نشونه گرفت

    این شد ک اینبار با دلی باز و ذهنی اماده داخل سایت ثبت نام کردم

    استاد عزیز با شنیدم این فایل فهمیدم ک خیلی جاها من مقصر ناراحتی و سختی کشیدن اطرافیان نبودم اما همیشه خودم رو مسئول خوشبخت کردن اونا میدونستم و از این بابت همیشه احساس عذاب وجدان داشتم

    اونجا ک شما گفتی هیچکی نمیتونه سرنوشت هیچکیو تحت تاثیر قرار بده مگه اینکه خود طرف این اجازه رو داده باشه حتی نااگاهانه، فهمیدم تلاش واس خوشبخت یا بد بخت کردن کسی مثل اب توی هاونگ کوبیدن تا وقتی ک اون طرف امادگیشو نداشته باشه

    خدای بزرگ

    سپاسگزارم ک منم در مسیر هدایت و روشنایی قرار دادی

    استاد عزیزم

    بت شکنی

    همسفرای گلم

    خدا قوت دست ب دست هم و پا ب پای هم رد پای استاد رو دنبال میکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    خسرو خاکی گفته:
    مدت عضویت: 1088 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اوستادبی نظیرم وخانوم شایسته

    وسلام به همسفران این مسیر الهی

    روزشمارمسیرروزاول

    خداراسپاسگذارم که مرا به این مسیر الهی

    هدایت نمودودستی از دستان قدرتمندش را پیش راهمان گذاشت خدایا شکرت

    بااینکه یکسالی هست که دراین مسیر هدایت شدم ولی خیلی جدی نگرفتم ونتایجی چشم گیری هم نگرفتم البته از نظر ارامش وروابطم باخانواده ام وهمکارانم خیلی خوب شدم معجزات خیلی کوچیکم برام رقم خورده ولی چون میخواستم نتایجم همون اولش بزرگ باشه دلسرد شدم وخیلی کم به سایت سرمیزدم ودیدم حالم واحساسم روزبروز داره بدتر میشه تااینکه بخودم اومدم واز خدای مهربانم خواستم هدایتم کنه وصبح که ازخواب بلند شدم رفتم سرکار رفتم توسایت وروز شمار تحول زندگی رو دیدم درحالی که یکساله توسایتم ولی خبر نداشتم ازاین روز شمار که به لطف خداهدایت شدم واین اولین روزم میخوام ردپایی باشه برای خودم ومیخوام به خودم این تعهدوسلولی بدم وجهاد اکبر رو که اوستادم گفتن واقعا باپوست واستخوانم اجرا کنم وبه کلمه به کلمه این اگاهیها تمرکز کنم واما جای مهمش اجراش کنم عمل کنم نه فقط درحدیک حرف باشه وهمون موقع یه شارژی بشمو بگم چه حرفای خوبی زد چقدر قشنگ بود نه بچه ها باید عمل کنیم بهشون بشه برامون مهمترین کار روزانمون اگه میخواهیم عوض بشه زندگیمون اگه میخواهیمانطوری که دوستداریم زندگیمونو بسازیم باید به اموزه های اوستادبه یه وحی منزل نگاه کنیم وباورش داشته باشیم وعمل کنیم به این اموزه ها نه اینکه خودمون عمل نکردیم چیزی عایدمون نشده میریم جارمیزنیم به همه که قانون اینه هیچکسم توجهی نمیکنه مابا نتایجمون میتونیم ثابت کنیم این اموزه هارو نه با حرف زدن واما این فایل اوستاد مثل همه فایلها بی نظیر بود پراز اگاهیهای ناب اوستاد خیلی به من وبچه های سایت لطف دارید وهمچنین خانوم شایسته که واقعا زحمت فراوان می کشن وباید قدرتونو بدونیم وسپاسگزارم از خدای مهربان که مارو به این مسیر هدایت کرد عزت نفس داشتن مهمترین قدم برای پیشرفت وموفقیت توزندگی هست که اگه روش کار نکنیم خودمونو لایق بهتر زندگی کردن وداشتن فراوانی وثروت نخواهیم دید اگر بدانیم که خدا بخشنده ترین هست نباید احساس گناه داشته باشیم باید شکرگزارباشیم ازهرجایی گه هستیم لذت ببریم ازاین نعمتهایی که خدا بما داده ازهرچی که داریم نه اینکه منتظر بمونیم زندگیمون انطوری که مادوستداریم بشه بعد لذت ببریم همچین چیزی امکان نداره بچه هاتااز چیزی که داریم لذت نبریم شاد نباشیم واحساس خوب درمابوجود نیاد حالمونو خوب نکنیم ارنعمتهای دیگه خبری نیست باید باهرچی که داری احساستو وحالتو خوب کنی تانعمت وثروت بیشتری وارد زندگیت بشه درسی که ازاین فایل الهی میگیریم اینکه احساس گناه نکنیم چون مساوی میشه باحال بد حال بدم اتفاقات بدو میاره خودمونو لایق همه نعمتهای خدا وثروت بی پایانش بدونیم واین باورو داشته باشیم که خودمون خالق زنگیمون هستیم اونجوری که دوستداریم میتونیم زندگیمونو بسازیم باچی باافکاروباورهایی که دوستداریم توزندگیمون باشن ولذت ببریم از باورهای خوبی که میسازیم

    برای دوستانی که تواین مسیر هستند وخودشونواز99/5درصد مردم جهان جداکردن وتوی این مسیر جاودانگی وموفقیت قدم گذاشتن ارزوی بهترینها وعالی ترینهارو دارم برای اوستاد بی نظیرم که واقعا بدون هیچ کمو کاستی قانون هستی روبه ما گوشزد میکنه ارزوی سلامتی وسعادت رو دارم وخدارو شاکرم که با شماها دوستان عاشق هستم لذت میبرم ازخوندن کامنتای قشنگتون واستفاده میکنم ازتجربیات شما عزیزان درپناه خدا شاد سالم سلامت وسعادتمندوثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مائده سازگار گفته:
    مدت عضویت: 722 روز

    به نام خدای هدایتگر و حمایتگرم️

    به نام خدایی که مشتاقانه منتظر پیشرفت منه که پاداش چندین برابری بم بده

    روز اول

    من چندماهی میشه بااستاداشنا شدم و از روز اول اشناییم بااستاد اتفاقات خیلی عالی برام افتاد که قصد دارم در قسمت داستان اشنایی من بنویسمشون،چون بنظرم خیلی جالبن!

    بعدازمدتی که زندگیم کلا زیرو رو شد شغلمو که ازش متنفر هم بودم ازدست دادم و عملا هیچ درامدی ندارم هرچند که رزق رو خدامیده و چون من درحال ساختن باورهای ثروت ساز هستم خدا تو این سه چهارماهه هرگز منو بی پول نذاشته و از هرراهی که شده بم رزقشو رسونده که بسیااااااار ازش سپاسگزارم️

    چون میخواستم سریع به درامدخودم برسم بیشتر هدفم ازپیگیری فایلهای استاد موفقیت مالی بود ولی هرچی اومدم جلوتر دیدم که چقدر من پرم از ترمز چقدر من پرم از باورهای محدود کننده چقدر من پرم از افکار احساس گناه و کینه چقدر من هی مدام دارم از خودم فرار میکنم…یه شوکه خییلی بزرگ بود..بخودم ک اومدم دیدم من اصلا خودمو نمیشناسم…این سوالا تو سرم تکرار میشدن که مائده تومیخوای کیو موفق کنی میخوای کیو پولدار کنی؟میخوای کیو به اهدافش برسونی؟؟مگه اصلا تو خودتو میشناسی؟!!!اصلا میدونی کی هستی!!!!!؟؟؟؟

    جوابم نه بود!!!!نمیدونستم کیم

    نمیدونستم اووونهمه اشتباه رو براچی تو زندگیم انجام دادم

    نمیدونم چرا هرگزبراخودم ارزش قائل نبودم

    اونجا بود که فهمیدم من پول نمیخوام

    من خودمومیخوام

    اونجا بود که حس بی نیازی کردم از پول

    فهمیدم من باارزش ترین چیزدنیارو ندارم تا اون نیست من چجوری میخوام برم دنبال چیزای دگ

    باخانم فرهادی عزیز که تماس گرفتم به سمت آگاهی های دوره عزت نفس و احساس لیاقت هدایت شدم و ازهمون روز شروع کردم

    بارهاگوششون کردم

    وبعد به سمت داستان تحول زندگی من هدایت شدم ووقتی اومدم تو قسمت اول فصل اول دیدم اینجاهم همون فایل مورد علاقم در اگاهی های دوره ی عزت نفس درج شده

    خدایاازت سپاسگزارم️

    بارها گوشش کردم

    نوشتمش بارها نوشته هاموخوندم

    باصدای خودم ویسشو گرفتم

    ولی باهمه ی اینا نتونستم برای خودم جاش بندازم

    چون بزرگترین پاشنه ی اشیل من عزت نفس وهمین احساس گناه هست

    بخودم سخت نمیگیرم

    میدونم زمان میبره تا درمن نهادینه بشه

    به خودم این زمان رو میدم

    چون باید باخودم مهربون باشم

    خواستم اینو اینجا ثبت کنم که حسنِ شروعی برای مسیرم در قسمت تحول زندگی من باشه

    چرا فعالیت در این قسمت نظم خاصی رو میطلبه

    ومن عاشق اینجور حرکتاهستن

    سپاسگزارم استاد

    عاشقتونم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    حامد آقابکی گفته:
    مدت عضویت: 808 روز

    به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده

    سلام به استاد و خانم شایسته و همه دوستان عزیزم امیدوارم حالتون خوب خوب و عالی باشه

    روز اول روز شمار تحول زندگی من رو شروع میکنم انشالله آگاهی های خوبی به لطف الله یکتا کسب کنم

    موضوع عذاب وجدان واقعا عجب مثال عالی زده بودید استاد جان تشبیه کرده بودید به خوردن کله پاچه تو ایران و خوردن کرم و مارمولک و … تو کشورهای دیگه

    این موضوع عذاب وجدان واقعا ریشه کرده تو وجودم چون من خودم یک بار نه صد ها بار برام اتفاق افتاد که پا گذاشتم روی سنگ قبر بهم گفتن تو که پا گذاشتی باید تو اون دنیا بهش کولی بدی ،یا میگفتن سر پل صراط وایمیسته و باید بهش جواب پس بدی و خدا هیچوقت نمیبخشه این خیلی گناه بزرگیه .

    یک موضوع دیگ این بود که میگفتن تو ایام محرم قرمز بپوشید تو اون دنیا با یزید همنشین میشید

    یا میگفتن از طرف دسته لیوان آب نخور آدم های نا اهل از طرف دسته لیوان آب میخورند و هزاران مثال دیگر هست.

    یک سال و نیم پیش برای خود من یک موضوعی پیش اومد خواهرم پیام داد که زندگیتو نابود میکنم و یکاری میکنم خانومنت ازت جدا بشه ولی خوشبختانه من آنقدر فایل های استاد رو گوش داده بودم و تقریبا با قانون آشنا بودم که هیچکس نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره و این باور رو ساختم توی خودم به لطف الله و باید خیلی خیلی قوی تر بشم تو این موضوع ،وقتی عزیزدلم اون دروغ رو شنید حتی یک درصد هم نگاهش عوض نشد به من چون من به این باور رسیده بودم که هیچکس نمیتونه روی من و زندگی من تاثیر بزاره .

    واقعا این موضوع ها ریشه انداخته بود تو وجود من چقدر خوب که به این فایل هدایت شدم چقدر خوبه که با قانون بدون تغییر خداوند آشنا شدم و میتونم خیلی بهتر زندگی کنم .

    اینکه ما توانایی کنترل و تغییر سرنوشت هیچکس رو نداریم ،من نه به کسی میتونم ظلم کنم نه کسی میتونه به من ظلم کنه ،من اینو پذیرفتم که صد در صد اتفاقات زندگی دست خود منه، منم که تصمیم میگیرم روزم چطور بگذره خوب یا بد ،منم که خالق شرایط زندگی ام هستم ،اینکه آدمها چه رفتاری با من داشته باشند به من برمیگرده .

    اگر کسی سر من کلاه بزاره من خواستم ،اگر کسی به من ناسزا بگه من خواستم .

    یک موضوع دیگه اینکه من بارها اومدم با طرف صحبت کردم که آقا مواد نکش یا این کارو نکن ولی طرف کار خودش رو انجام داده ،پس من نمیتونم شرایط و سرنوشت کسی رو تغییر بدم،

    هر اتفاقی که میوفته من خودم خلقش کردم خودم خواستم .

    با درک این که عذاب وجدان نداشته باشم و به این باور برسم که صد در صد اتفاقات زندگی دست خود منه ،من تکه ای از خدا هستم دیگ حتی نگاه آدم به خدا هم عوض میشه همون طور که استاد گفتند نگاهم به خداوند مثل کسی که با گناه کردن من منتظره عین جلاد سرم رو بزنه یا منتظره من گناه کنم و یک اشتباه کنم سریع یک عذابی نازل کنه تا من رو سرجام بنشونه نیست .

    واقعا خانواده و سریال ها و فیلم ها چه باورهای مخربی ساخته بودند برام

    تو یک فایل استاد در مورد سریال آینه عبرت صحبت کردند که این فیلم واقعا تاثیر خیلی زیادی روی اکثر جامعه داشت و چقدر باور مخرب ساخته بود تو ذهن خیلی از مردم ،اینکه طرف رفت معتاد شد خودش خواست که معتاد بشه ولی پدر من می‌گفت ببین پسر جان رفیق ناباب اینجوریه ها بارفیق ناباب بگردی معتادت می‌کنه ولی اینو نگفت که اگر خودت بخواهی معتاد میشی اینکه خودت تصمیم گیرنده هستی که چطور زندگی کنی بهمون نگفتن که اینا همه چرت و پرت هستند و خالق شرایط صد در صد زندگی خودمون هستیم .

    خدارو میلیارد ها بار شکر میکنم که تو این مسیر زیبا قرار گرفتم و کلی آگاهی ناب کسب کردم و خواهم کرد .

    در پناه الله یکتا شاد سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    شهریار گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام به استاد عزیز.

    امروز 30/آذر/1402 که شب یلدا هم بود.من تصمیم گرفتم که یه تعهد دوباره ای به خودم بدم،شایدم بخاطر تضاد هایی هست که میبینم دارم بهشون برمیخورم و هرروز هم دارن بیشتر وپرتکرار تر میشن.داستان از این قراره که من پارسال دوره ی عزت نفس رو خریدم و به شدت تمرکزی روی خودم کار کردم و نتایج فوق العاده ای از نظر آزادی ای که برای خودم در نطر داشتم رسیدم..

    ینی بیشترین خواسته ی من آزادای مد نظرم بود که بتونم جوری که خوشحال ترم زندگی کنم.و تا حد زیادی بدستش آوردم.

    همین طور زندگیم و تمرکزم روی زندگی با کیفیت تر میگذشت که از یجایی به بعد برای من امکان مهاجرت به 1 کشور از بین 3 تا کشور مورد علاقم پیش اومد.

    من شروع کردم به قدم برداشتن با حس عالی و در این باره تا خود هفته ی پیش دونه دونه ی کارهای من به راحتی آب خوردن انجام شدن.

    برای مثال هر کار اداری ای که همه میگفتن 1 ماه به انجامش طول میکشه برای من یا همونروز یا نهایتا فرداش انجام میشد.اطرافیانم همه کمک میکردن که کارهام زودتر پیش بره..

    یعنی همینطور من دست های خدا رو میدیدم که دارن قدم برمیدارن برای خواسته ی من.

    مثلا کارمندی که میگفتن بداخلاقه و لجبازه بدون اینکه منو بشناسه با خوش رویی کارم و انجام میداد حتی برای من بلند میشد و بقیه تعجب میکردن همینطور..

    خلاصه گذشت وگذشت این مدت تا دیروز که من آخرین قدم لازم برای ویزام رو برداشتم.و دیگه سپردم به خدا که اگه به صلاح منه ویزام رو اوکی کنه اگرم نه تعهد دادم که حس خودم رو خوب بدونم و با باور جادوییه “هرچی بشه به نفع من میگذره” بگذرونم و بذارم هدایت شم.اما در کل راجع به مهاجرت حسم خیلی خوبه که درست میشه چون تا قدم آخرش مثل آب خوردن کارام انجام شد.

    حالا جدای از این،این بین من یکم ذهنم شلوغ شد و رو چیزای جدیدی تمرکز کرده بودم که نمیذاشت رو کار و درامدم خیلی تمرکز کنم،فقط میدونم حس و حالم توی مسیری که تا دیروز داشتم میرفتم عالی بوده لذت بردم و همین هم درستشه..

    ولی خب ته دلم نگران درامدمم انگار،که نمیدونم الان تو این انتطاری که دارم برای خبر ویزام،تمرکز کنم روی درامدم یا نه چیزای دیگه راجع به مهاجرت،مثلا اطلاعات بیشتر گرفتن از کشوری که میخوام برم و اینا..

    ذهنم از این آشفته شده در حال حاضر،یاد اون قسمتی میوفتم که استاد میگفتن هدف برای خودتون بذارید تا به قبلیه که رسیدید خودتونو نندازید.من الان تمام قدم های لازم رو برداشتم برای خواسته ی مهاجرتم و باید منتظر بمونم.

    استپ کردم و برای همین هم تصمیم گرفتم سریع تر دوباره برای خودم چالش مثبت درست کنم،

    چون مهم ترین مسیله آرامش داشتنه و لذت بردن از مسیر و زندگی.میخوام به این حرف عمل کنم،حسم گفت از این سفرنامه شروع کنم منم اومدم..

    حالا روز اولش رو گوش کردم شروع کردم،امیدوارم زودتر به آرامش فکری برسم و هدایت بشم و خواسته ام رو بتونم واضح تر کنم برای خودم..

    خدارو شکر از این سایت معرکه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    علی عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 3009 روز

    به نام خدا

    روز اول

    …سلام استاد عزیز و همه بچه ها…

    در باره این فایل باید بگم به قول استاد احساس لیاقت واقعا نقش خیلی مهمی داره

    عزت نفس واقعا همه چیز هستش

    احساس گناه داشتن باعث میشه که همیشه سرمون پایین باشه و خودمون رو قبول نداشته باشیم و از شدت احساس گناه نتونیم کاری کنیم وهمه این مسائل به هم ربط داره.

    وقتی که احساس گناه میکنیم میگیم من فلان کار اشتباه رو کردم در حق فلانی من خیلی آدم بدیم و… باعث میشه بریم تو فاز منفی وافکار بد و احساس بد واتفاقات بدتر.

    همین فرکانس احساس بد و اتفاقات بد باعث میشه حالمون بدتر بشه و همه احساسمون بدتر بشه و توسیکل معیوب میافتیم.

    وقتی ما حالمون خوب نباشه نمیتونیم احساس باارزش بودن کنیم یا عزت نفسمون رو بالا ببریم و هی به خودمون میگیم من چقدر آدم بدیمو فلان کار بد و کردم و فلانی رو اذیت کردم و فلان کردم و باعث میشه اصلا خودمون رو کوچیک و حقیر ببینیم .هی عزت نفس خودمون رو پایین بیارم .

    به قول استاد باید احساس گناه رو از خودمون دور کنیم تو احساس گناه و احساس بد نمونیم چون طبق قانون احساس خوب

    = اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد رو دریافت میکنیم.

    اگه اشتباهی کردیم بگیم اوکی اشکالی نداره سعی کنیم درس بگیریم.سعی کنیم حالمون رو خوب کنیم .

    وقتی احساس گناه نداشته باشیم یا حداقل خیلی کم داشته باشیم چیزی که هست باعث میشه بیشتر احساس لیاقت کنیم .

    مثلا وقتی حالت خوبه واحساست خوبه واقعا خوبه میگی خب چی میشه من فلان ماشین شاستی بلند رو سوار بشم و داشته باشم.فلان خونه دوبلکس قشنگ رو داشته باشم .وقتی حالت واقعا خوب باشه دنبال شر نیستی دنبال یقه به یقه شدن با کس دیگه ای نیستی تا خودت رو خالی کنی رو سرش و فکر میکنی من هم حال این رو میگیرم هم خودم رو آروم میکنم و…

    وقتی احساس گناه داشته باشی حالت خوب نیست میگی من به خاطر فلان کار اشتباهم باعث شدم فلان اتفاق بیافته و بعدش حالت هی بد میشه هی میگی این چه ماشینی هستش اینه چه خونه ای هستش ناشکر میشی .به زمین و زمان بدوبیراه میگی و نعمت ها رو از خودت دور میکنی …

    ولی وقتی حالت خوبه میگی به به چه درخت خوشگلی .چه پرنده های قشنگی… چه آسمون قشنگی .چه مردم مهربونی چه بچه های بانمک و با انرژیی.بابت نعمت هات شکر میکنی و هی میری تو حس خوب و حالت هی خوب و خوب تر میشه.

    بعد میبینی کلی انرِژی و روحیه گرفتی و حی احساس لیاقت بیشتر میکنی .میگی خدا که بهم این ماشین رو داده براش کاری نداره از این بهتر رو میده .مثل چیز های دیگه ای که به هم داده و….

    پس احساس خوب =اتفاقات خوب.

    ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته و همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مهسا گفته:
    مدت عضویت: 1303 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی گلم

    خیلی خیلی سپاسگذارم ازشما بابت فایل های بی نظیرتون و آگاهی های نابی که در فایلها گفته میشه

    راستش خیلی وقت بود که میخواستم وارد این قسمت از سایت بشم و فصل اول رو شروع کنم اما همش مقاومت میکردم و از انجامش فرار میکردم،

    درباره ی کامنت گذاشتن هم،همینطور بوده، مقاومت داشتم و اون حس کمال‌گرایی مانع پیشرفت منه،

    خداروشکر که تونستم بر این حس غلبه کنم و کارم رو انجام بدم، خدایاشکرت

    واقعا نمیدونم چرا نمی تونیم این موضوع رو باور کنیم که تمام اتفاقات رو خودمون با باورهایی که داریم ،رقم میزنیم

    با هر اشتباه کوچیکی،خودم رو سرزنش میکنم و همیشه میگم نباید فلان کار رو میکردم،

    نظر دیگران برام مهمه تا حدی که ، خیلی سریع ناراحت میشم و عزت نفس خودمو از دست میدم،

    به خودم فرصت اشتباه کردن و تجربه کردن نمیدم،

    خیلی سریع میخوام به خواسته هام برسم،بدون طی کردن تکامل،

    خواستم کامنتی بذارم تا رد پایی از خودم باشه در روز اول فصل اول

    خداروشکر هدایت شدم و دوباره به مسیر برگشتم،

    شکرگذاری رو شروع کردم و برای خودم وقت میذارم ،

    خدایاشکرت برای این سایت مقدس ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 750 روز

    سلام و خسته نباشید (روز1)

    امروز اولین روز همسفر شدنمه و واقعا احساسم خوب شد بعد دیدن این ویدیو و از الان دارم جهادی اکبر راه می اندازم تا بتوانم به اون هدف هوایی که انتخاب کرده ام برسم

    خب من شاگرد تراشکاری هستم و دیشب داشتم برای اولین بار مته رو تیز میکردم و من اصلن بلد نبودم که تیز کنم و با ترس رفتم که تیز کنم و نتونستم تیز کنم و غیره بعد گفت با همین مته که تیز کردی سوراخ بزن تا بفهمی چجوری تیز کردی منم رفتم بعد یه مدت کوتاهی فهمیدم من یه وری تیز کردم یعنی یه طرف مته رو خیلی تیز کردم یه طرف رو کم تیز کردم اونجا بود که بهش گفتم مته تیز کردن رو یادم بده اوستام هی یاد می‌داد و من متوجه نمی‌شدم چجوری زاویه میده و چجوری انقد راحت تیز می‌کنه بعدش فهمیدم که از اول مته رو کج تر و با زاویه تر میگیره و هر لحظه به آرامی زاویه اش را بیشتر می‌کنه اونجا بود که منم همین کار رو انجام دادم و به درستی تیز کردم و به کمک خدای مهربانم تونستم یاد بگیرم چیزی که برام تقریبا غیر ممکن بود اون موقع که اولش نتونستم تیز کنم با خودم گفتم من یک سال هست اینجا هستم و چرا همچین چیزی را یاد نگرفته ام و هی به خودم احساس گناه میدادم و بعد از آن خودم را سرزنش میکردم تا اینکه فهمیدم من باید به خاطر هر چیزی و هر کاری سوال بپرسم و اون بخش کنجکاوی مغزم رو به کار بندازم بعدش فهمیدم وقتی دارم مته میزنم باید به دست خودم رو محکم روی کار نگه دارم و تا قالب تکون نخوره تا مته نشکنه و غیره

    الان میفهمم که خدا به من لطف داشته که اینطوری منو زمین زد تا بفهمم کاری که انجام میدم رو اشتباه انجام میدم و باید اصلاح کنم خودم رو یاد اون اصطلاح افتادم که میگه هرچی توی تمرین بیشتر عرق بریزی توی رینگ کمتر خون میریزی‌

    و الان به خودم میگم هر اشتباهی که به طور اتفاقی نه از اینکه خودم با اینکه میدانم اشتباه هست انجام بدم نه اصلن یه طور اتفاقی اشتباه انجام دادم حتما داخلش یه چی نهفته است که به من کمک می‌کنه پیشرفت کنم

    البته این موضوع برام اینطوریه که اگه من فرکانسم یا همون احساسم همیشه خوب باشه همین اتفاقات که باعث پیشرفت من میشه به طور خیلی خوب یاد میگیرم و خیلی هم لذت بخش میشه و اگه احساسم خوب نباشه همه اینها برعکس میشه

    امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه (غیر ممکن فقط یک پندار است)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: