«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 448 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 4082 روز

    به نام خدا.من خدا را فراموش کرده بودم و برای همین در حسرت گدشته که بسیار قوی بودم و ایمانم به او بسیار بود و از هیچ چیز نمیترسیدم میسوختم و از آینده ای موهوم که میدانستم بدتر از امروزم خواهد بود میترسیدم و هم افسرده بودم و هم دچار استرس شدید به طوریکه نمیتوتنستم گاهی بنویسم و تمام مهارتهایم را از دست داده و خودر را کوچک شمرده و اعتماد به نفسم به حد اعلایی پایین بود به طوری که میگفتم من یک ساختمان سی طبقه هستم که فرو ریخته.روزگار وحشتناک و شک کردن به هر کاری و نداشتم اعتماد به نفس بابت اینکه من حتی نمیتوانستم یک سینی چای به مهمان تعارف کنم از روزهای خاستگاری و ازدواج وحشت داشتم چون خودم را ناقص میدیدم خوردن قرصهای ضد اضطراب و تلاش همش برای اینکه کاری انجام دهم که مورد تایید دیگران باشد گاهی تنهایی کنج خانه و وابستگی و مقایسه خودم با دیگران،لرزش دست شدید که بدترین مورد ظاهری بود گاهی پرخاشگری با همه و ندانستن اینکه چه شده و راه حل چیست و من چه کار باید کنم و دوست داشتم بمیرم و بارها و بارها از خدا کمک خواستم ترس از یادگیری و ترس از راکد بودن من رو لای منگنه قرار داده بود و روز به روز خرد تر میشدم. هرچیزی بگویم کم گفتم ولی به استاد میگویم که من بخاطر تحقیر و از دست دادن اعتماد به نفسم در گدشته به این حال نیافتاده بودم برای خورد شدن ان بعد از سی سال به این روز افتادم. جامعه و خا نواده و حتی افکار خودم بعد از بیستو پنج سال مرا به این روز در آورد و 5 سال من با این مشکل دستو پنجه نرم کردم اما ندانستم چطور حل میشود .

    جمله ای که بارها تکرار میکردم این بود که من مهارت زندگی کردن ندارم در صورتی که قبلا داشتم و خودم را بهترین دختر روز زمین میدانستم.از سال 1392 شروع به تحقیق در اینترنت کردم کم کم شرایط بهتر شد بارها و بارها مشکل را پیدا میکردم اما بعد مدتی میدیم که این هم دلیل اصلی نیست و باز جستجو میکردم تا بعد از دو سال به یک جمله رسیذم. من خودم را دوست ندارم. و بعد از آن من اعتماد به نفس نذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آرش وکیلی گفته:
    مدت عضویت: 4272 روز

    احساس گناه ما میتواند به دو دلیل باشد :اول احساس گناه در زمینه موفقیت و روابط اجتماعی و … و دوم مربوط به احکامات دینی

    دلیل اول احساس گناه میتواند به خاطر کارهایی باشد که می توانستیم برای رشد و موفقیت خود انجام دهیم ولی انجام ندادیم و یا کاری که نباید انجام میدادیم ولی انجام دادیم یا میتواند از ترس از قبول واقع نشدن توسط اطرافیان یا تردید نسبت به انجام کاری و یا…. باشد برای رهایی از این نوع احساس گناه میتوان چنین عمل کرد:

    1- باید بدانیم که احساس گناه ما به خاطر چه چیزی است و از چه چیزی نشات میگیرد و از خودمان بپرسیم چرا اجازه داده ایم که احساس گناه وارد زندگیمان شود؟

    2- احساس گناه معمولاً با احساس پشیمانی از کارهایی که در گذشته می توانستیم بکنیم می آید، پس باید بفهمیم که ما قادر به تغییر زمان نیستیم. اگر نمی توانیم به زمان گذشته برگردیم، پس چرا باید همه زندگیمان را صرف افسوس خوردن به گذشته تلف کنیم؟ باید ببینیم در حال حاضر و با وضعیت کنونی چه کاری از دستمان برمی آید؟

    3- برای از بین بردن این احساس گناه چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ از چه روشهایی میتوانیم آنرا برطرف کنیم؟ آنها را یادداشت کنیم

    4- وقتی لیستی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم را نوشتیم آنها را بر اساس درجه اهمیت اولویت بندی کنیم. چه کاری باعث می شود بیشتر از هر چیز این درد ناشی از احساس گناهمان از بین برود؟

    5- برای انجام کارها برنامه ریزی کنیم و با صبر وحوصله و ایمان به خدا آنها را عملی کنیم

    دلیل دوم احساس گناه ممکن است مربوط به احکامات دینی و حق هایی باشد که باید ادا کنیم و برای رهایی از این احساس گناه اول باید سه دسته از این نوع گناه ها رو بشناسیم و ببینیم که ایا اون گناه حق الله بوده – حق الناس بوده و یا حق النفس بوده است .

    1- حق الله آن دسته از امور و تکالیفی هستند که فقط مربوط به خود انسان و خدای خود است و پای هیچ کس دیگر در میان نباشد. مانند انجام عبادات واجبی که خدا دستور داده مانن نماز روزه زکات و… و یا اجتناب از نجاسات و محرماتی که خدا آن ها را نهی کرده مثل خوردن چیزهای حرام و یا دروغ گفتن و یا ریا و …

    و اگر کسی از گذشتۀ خویش واقعا پشیمان شود و اظهار ندامت بکند می تواند برای رهایی از گناه توبه و تصمیم به جبران و ترک گناه کند و خدای رحمان و رحیم در قران فرموده اند که توبه افراد واقعا پشیمان را میپذیرد و از حقّ خود می‌گذرد و او را می‌بخشاید انسان به خاطر چنین لطفی به راحتی میتواند از عذاب وجدان این نوع گناه رهایی یابد.

    2- حق الناس حقوقی است که افراد در مقابل سایر افراد جامعه بر گردن دارند که میشه به دو دسته کلی: حق الناس مادی و حق لناس معنوی تقسیم کردبر مبنای اعتقادات اسلام حق الناس از حق الله مهم تر است .

    برای رهایی از احساس گناه حق الناس باید انسانى که حقى را از کسى ضایع کرده، به یکى از صورت‏هاى زیر جبران کند

    الف. گناه مادی:

    اگر امر مادی بوده مثل این که چیزی را از کسى غصب کرده، یا چیزی را سرقت نموده، یا در معامله کم فروشى کرده، یا پول زیادترى گرفته است، در صورتى که طرف را مى‏شناسد، رضایتش را حاصل کند.

    اگر صاحبش را نمى‏شناسد از طرف او به فقرا صدقه بدهد.

    اگر صاحبش فوت کرده به ورثه او رجوع نماید و از آنها رضایت بطلبد

    اگر فعلاً قدرت مالى ندارد، هر وقت قدرت مالى پیدا کرد در اولین فرصت حق مردم را بدهد.

    ب. گناه معنوی:

    اما اگر حقى که از دیگران ضایع کرده، جنبه آبرویی و عرضى داشته است (مثلاً غیبت کسى را کرده یا تهمت زده است) در صورت امکان باید رضایت آن شخص را حاصل کند

    3- حق النفس: مقصود از حق نفس، رعایت امور مربوط به جسم و روح باشد؛ بدین معنا که همان گونه که اهتمام به حقوق خداوند و مردم ضروری است، اموری که به سلامت جسمی و روحی انسان کمک می نماید، نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا در مسیر بندگی خداوند موفق بود، و ادای حق نفس با حفاظت از نفس و پیشگیری از اموری که به سلامت او ضرر می رساند، تحقق می یابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سعید واحدی گفته:
    مدت عضویت: 4163 روز

    سلام دوباره من برا شخص پایین همه روشو امتحان کردم او حاضر بنوشتن نمیشد یا اینکه بخواد حتی فیلم کمدی ببینه او خودشو تو گناهش غرق میدید واین کارارو برای حواسشو بطرف خوبیا بردن قبول نمیکرد ومن میبایست خیلی خیلی نا محسوس تر عمل میکردم چون بعضی وقتا واکنش های خیلی شدیدی نشون میداد واینا عوارض داشت من راه های زیادی در طول یکو نیم سال امتحان کردم وفقط این راهایی کجواب داد وبخاطرش نمیخواست دچار خسارتی شویمو در متن قبل اوردم در کل باید خیلی نا محسوس باشه اگرنه مقاومت شدید میکنه وممکنه او بر تو پیروز بشه وباوراتو خراب کنه چون اون هم نشونه های خیلی پر رنگی داره اگه بهشون توجه کنی مغلوب خواهی شد فقط باید وقتی حرف میزنه بگی باشه او دلایل خیلی محکمی داره کخدا نبخشیدش کار خودتو بکن چون شاید دوباره همچی با یک جمله بحالت اول برگرده وباورا تو هم خراب کنه بعدشم یادش دادم مثل ادمهای موفق راه بره این اعتماد بنفسشو بالا میبرد واحساس خوبی بهش میداد اینا خیلیم دوست دارن بگی بهش دوستد دارم اگه بهش ثابت کنی کدوستش داری نصف کار حله واو بحرفات بیشتر گوش میده بتو هم احساس خوبی میده یکار دیگه که من کردم بعد بهتر شدنش بهش گفتم تو مثل یزمینی بودی کتوش خارو خاشاک در اومده بود من خارو خاشاکتو کندم دوباره محصول خوب کاشتم وازشون مراقبت کردم حالا وقت میوه دادنت رسیده باید بهم احساس خوبی بدی این بزرگترین میوته اونم تمام سعیشو میکرد کمیوه بده اگر عکسشم میشد باز من میگفتم مرسی ممنون من قدرکارهای تو رو میدونم وبرا من نتیجه مهم نیست مهم نیت تو بود کمن کاملا درکش میکنم ممنونمواین جوری اون دنبال کارای بیشتری میره تا منو شاد کنه ومن هم خدا رو شکر میکنم کفهمیدم این راه ثروت مند شدن نی ما نباید برای بزرگ شدن بمشکلات مردم توجه کنیم واونارو حل کنیم وراه اینه که بثروت توجه کنیم واز ثروت حرف بزنیم وباز نیز من تقاضا دارم که جایزه این جانب را بسته روانشناسی ثروت قرار دهید

    با ارزوی سلامتی وثروت دوست دارشما سعید واحدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فاطمه اقدم گفته:
    مدت عضویت: 4108 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز خیلی ممنونم از شما

    به نظر من یه فرد با اعتماد به نفس خودش رو باور داره و در تمام مراحل زندگیش موفق هست و با نظرات خودش زندگی میکنه نه با نظرات دیگران و هیچ ترسی نداره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    اباذر باقری گفته:
    مدت عضویت: 4335 روز

    با سلام

    باید این شخص عذاب وجدان را با تمام وجودش تجربه کند .

    بعد به خدای بزرگ و مهربان رجوع کند و دلش را با یاد خداوند آرام کند .

    بعد از آن با تفکر درباره این موضوع که اگر برای جبران و انجام کار نیک تلاش بکند حتماً این مسئله بزرگ برایش مرتفع خواهد شد ، خود را با توکل به سوی آرامش درونی رهنمون سازد .

    در این مسیر سخن گفتن با شخصی که محرم اسرار وی محسوب می گردد بسیار موثر می باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    اسماعیل عباسی گفته:
    مدت عضویت: 4335 روز

    اسماعیل عباسی

    با سلام خدمت استاد عباسمنش

    همه ما در دوران تحصیل با مواردی مواجه شده ایم که در پایان یک ترم تعدادی امتحان متوالی داریم و در چنین مواردی اگر در امتحان اول نتیجه مناسبی نداشته باشیم و به عدم کسب نتیجه توجه بی اندازه داشته باشیم به احتمال 99 درصد امتحانات بعدی را نیز نتیجه مناسبی نخواهیم گرفت و این به خاطر توجه زیاد به نتیجه نامناسب امتحان اول یا بعبارتی همان احساس گناه از عملکرد اول است در حالیکه باید با تمام تلاش امتحانات بعدی را گذرانده چه بسا راهی برای جبران اولی باشد و یا حتی در غیر اینصورت ضرر حداقلی اتفاق خواهد افتاد ، شاید اصلا فلسفه امید هم چیزی در همین دست اعتقادات باشد که در قرآن توصیه شده ایم به امیدواری به خداوند و به رحمانیت و رحیمیت او، و به قول شاعر میدانیم :

    در نو میدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است

    انسانی که نمازی از او فوت شده اگر فقط به همان یک نماز و از دست دادن آن فکر کند چه بسا تا پایان عمر دیگر هیچ کار درستی انجام ندهد چرا که او فکر میکند تلاش بیشتر فایده نداشته و او بخاطر همان نماز سایر کارهایش مورد قبول نیست

    بعنوان ایده میتوانم بگویم: مطابق مطالب استاد عباسمنش راهی که مارا به نتیجه دلخواه نمیرساند نباید برویم و احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب است و احساس بد اتفاقات بد می آفریند ،حال باید ببینیم به کجا می خواهیم برسیم اگر پایان ترمی نامطلوب را میطلبیم راهش ماندن و فکر کردن به همان نتیجه بد اولیه است و گرنه باید از آ ن نتیجه بد گذر کنیم وبرای آینده بهتر تلاش کنیم چون احساس گناه ما را به آینده امید وار و خوش بین نمیکند و احساس بد ناشی از احساس گناه (که همه تجربه کرده اند ) باعث اتفاقات بد میشود و داشتن احساس گناه مارا به نتیجه مطلوب که همانا دستیابی به قلل رفیع تعالی انسانیت است نمیرساند و ما به تجربه دریافته ایم که راهی که مارا به نتیجه نمیرساند نباید برویم پس به این روش نیز بهتراست عمل نکنیم و احساس گناه پس از عملکرد نامناسب را کنار بگذاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    سعید واحدی گفته:
    مدت عضویت: 4163 روز

    سلام دوباره یکاری یادم اومد ک جزع اولین کا رایی کتو یک سالونیم انجام دادم بود واونو از تو سمینار چگونه ثروتمند شویم جک کنفیلد یاد گرفته بودم و اون این بود کبهش گفتم خداعادله اون شرایط تو رو دیده اون دیده کتو در اون شرایط بهترین کارو انجام دادی واین واقعا بمن جواب داد واونو دیدم که اتفاقای خوب براش میفتاد کخوشحالش میکرد ومن میگفتم دیدی خدا تو رو بخشیده اگه نبخشیده بود که این اتفاقای خوب برات نمیفتاد اصلا منوبزندگیت نمیفرستاد وهزاران مثال دیکه که کم کم اون اینا رو قبول میکرد لذا خواهشمندم جایزه ی این جانب را بسته روانشناسی ثروت را قرار دهید وخدا رو شکر میگویم که از در ودیوار برای من پول میریزد وهر چرا میخواهم ودرنود درصد موارد بیشتر از ان را برایم قرار میدهد شکرت خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    یوسف ستار گفته:
    مدت عضویت: 4341 روز

    با سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عباس منش عزیز.

    به نظر من مهمترین ویژگی افرادی که اعتماد به نفس دارن رو فقط میشه توکل به خدا و احساس اینکه خدا در تمام مراحل زندگی جریان داره،بیان کرد.

    این مورد به نوع دین طرف بستگی نداره.تمام انسانها در طول تاریخ با هر دین و مذهبی همواره از خدای خود کمک خواسته و میخواهند و قلبا قبول دارند که فقط اعتماد به خداوند است که میتواند یک اعتماد به نفس بالا در آنان ایجاد کند و آنان را به سوی هدفی که دارند سوق دهد.و چه زیبا گفت:

    وقتی چترت خداست، بگذار ابر سرنوشت هر چه میخواهد ببارد

    وقتی یارت خداست بگذار هر چه میخواهند نا رفیق شوند

    همیشه با خدا بمان،چتر پروردگار بزرگترین چتر دنیاست.

    چتر پروردگار بالای سر زندگیتون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    حسین الیاسی گفته:
    مدت عضویت: 4214 روز

    با نام خدای بخشنده و توبه پذیر

    در پاسخ به سوال ایده رهایی از احساس گناه

    با سلام و آرزوی موفقیت های بیشتر برای جناب عباس منش و همکارتنشان و بویژه همدلانی که با ایده و حرفهایشان در تداوم این راه گروه را یاری می کنند

    اجازه بفرمائید هرچند ناقص ولی براساس تجارب خودم احساس و حرفهایم را باز نشر کنم . یه روز که بمنظور گردش تعطیلات تابستانی به روستای عمویم رفته بودیم وقتی به کنار دستگاه خرمنکوب رفته بودیم برادر چهار ساله را رها کردو و خودم مشغول چیز دیگیه ای بودم و غافل از اینکه برادرم در بازی کردن با زنجیر و دنده گردونه خرمنکوب سه انگشتش لای زنجیر و چرخ دنده گیر افتاد و تقریبا له شد و از انجای که خیلی نمیتونست روشن و شفاف حرف بزنه من گفتم خودش بازیگوشی کرده و اون لحظه اونجا نبودم و والدینم از من این حرف را قبول کردند ولی من کوتاهی و بی توجهی خودم را عامل بروز آن اتفاق میدانستم و تا خوب شدن دستش عذاب وجدان و احساس گناه شدیدی همراه با هزاران فکر منفی و عذاب میکردم و … فی الحال در طول مدت زمان سپری شدن این قضیه یکسری مطالب دستگیرم شد که به اختصار توضیح میدهم:

    1- احساس گناه ایجاد حالتی شبیه به خشم است که متوجه خود ماست . به خاطر کاری که باید می کردیم ، یا نباید می کردیم . گاهی از دست خویش عصبانی میشویم و این خشم به مرور زمان روی هم انباشته و دیوارش بلندتر می شود .

    2- ترس از راه می رسد . نگران می شویم که مطابق انتظاری که از خود داریم ظاهر نشویم . از ناکام شدن می ترسیم ، از خشم خود می ترسیم . از اشخاص ، از موقعیتها و از فعالیتهای جدید دوری می کنیم . و بعد احساس گناه می کنیم که چرا در حق خود کار بیشتری انجام ندادیم .

    بعضی ها تحت تاثیر احساس گناه ، قدرت حرکت و تلاش خود را از دست می دهند و از ترس آنکه مبادا موفق نشوند و احساس حقارت کنند به سیاه و سفید دست نمی زنند .

    این دو انرژی منفی که ناشی از افکار درونی است می تواند اثرات مخربی داشته باشد . روابط را مسموم می کند ، مانع رشد می شود و پیشرفت را با دشواری روبرو می سازد ؛ رنج می دهد و آسیب می زند ، نه تنها احساسی از بی ارزش بودن ، بلکه احساسی از تنفر از خویشتن ایجاد می کند ..

    احساس گناه یکی از موانع مشکل آفرین در رهای و بهبودی است که به طور معمول با آن مواجه می شویم. اولین شکل بروز احساس گناه، از خود بیزاری جستن است که وقتی سعی در بخشش خود می کنیم اما احساس بخشودگی نمی کنیم، در وجود ما حاصل میشود.

    چگونه میتوانیم خود را ببخشیم تا این بخشش را احساس کنیم؟

    1- خدمت شما عرض کنم که ابتدا به خاطر داشته باشیم که گناه و شکست یک پیله تنیده شده غیر قابل گسستن نیست. صحبت صادقانه با خود و راهنمای خواستن از افراد مطلع و کسانی که دارای تجربه های مشابه بوده اند بر این مسئله صحه می گذارد. نتیجه این گفتگو ها در اکثر مواقع، آگاهی خردمندانه تر از نقشی است که خود ما در امور زندگی خود ایفا کرده ایم. گاهی اوقات متوجه می شویم انتظارات ما بسیار بالا بوده است. به جای انگشت گذاشتن بر مشکلات، تمایل خود به پیدا کردن راه حل را افزایش می دهیم.

    نکته: در دراز مدت و با بررسی افکارمان متوجه میشویم که نه یک موجود کامل و بدون نقصی هستیم و نه موجود کاملاً ناقصی که تصور می کردیم. لازم نیست بر اساس توهمات خود یا بر خلاف آنها زندگی کنیم؛ تنها باید در واقعیت زندگی کنیم. (با همه ویژگی های مثبت و منفی ) از نقاط قوت و مثبت خود از خالق و کسانی که در کنارشان احساس آرامش کنیم قدردان و سپاسگزارباشیم و نقاط ضعف خود را بپذیریم و از طریق تمایل و فروتنی، برای پیشرفت در بهبودی و رهایی از احساس گناه آزادی عمل پیدا کنیم. بنابراین برای رهایی از احساس گناه به اندازه ای مسئولیت را قبول کنیم که از عهده ی انجامش بر می آمدیم.

    2- برای اینکه ثابت کنیم آدم خوبی هستیم ، خود را با احساس گناه کردن مجازات می کنیم تا در تصویر ذهنی خود هم چنان شخصیت خوبی که از خود سراغ داریم باقی بمانیم . با احساس گناه کردن به خود می گوئیم « من این بار این کار را کردم ، اما دیگر این کار را تکرار نخواهم کرد . ببین از این کار چقدر ناراحت هستم . دیگر نمی خواهم این ناراحتیم را تکرار کنم . بنابراین با خود عهد می بندم که این رفتارم دیگر تکرار نشود. ولی یک نکته و خطای ظریفی هست و اون اینه که احساس گناه ، به ما اجازه تکرار اشتباه را می دهد . وقتی تاوان کار خود را پرداخت می کنیم مجاز و مجاب می شویم تا زمانی که حاضر به پرداخت جریمه و تاوان باشیم ، رفتار اشتباه خود را تکرار کنیم .

    3- بخواهیم که بخشیده شویم . از کسی که در حق اول ظلم و یا قصوری انجام داده ایم ملتمسانه و واقعا پوزش بخواهیم و طلب عفو همراه با جبران باشد بنابراین از دیگران توقع داشته باشید با ملایمت و از سر احترام با ما رفتار کنند و خیلی راحتر می توانیم از شر احساسات موجود در زندگی رها شویم. اگر به خود و دیگران هم در کلام و هم در عمل احترام بگذاریم و به نیازها و احساسات خودتان و دیگران اهمیت دهیم دیگر احساس گناه و سرزنش در زندگی به سراغمان نخواهد آمد.

    4- بیایم از زاویه مثبت به قضیه بنگریم و واقعیت را همانگونه که هست بپذیریم که ممکن بود این گناه با حجم و کیفیت بدتری اتفاق میافتاد بنابر در محور مختصات احساس گناه، در سمت مثبت محورحرکت کنیم(نه به سمت محور منفی) و کاری کنیم که می دانیم درست است، حتی اگر چالش برانگیز به نظر بیاید.

    5- واقعا رهایی فوری از احساس رنجش و گناه میسر نیست . همانطور که گفتم احساس گناه و رنجش مقدمه خشم و عصبانیت است و خشم و ترس مقدمه احساسات منفی هستند ، در کنترل و اختیار گرفتن آنها نیاز مبرم به صرف زمان است . صبور باشیم و امیدوار.

    6- به اختصار” خویشتنداری- دوست داشتن – توجه به تفریح- به استعداد و توانایی هایمان افتخار کنیم – در انجام هر کاری نیروی انگیزاننده و جذابش را بلُدکنیم

    7- در دادگاه و کشمکش رهایی و عذاب وجدان به بخش کودک معصوم درونمان بیشتر رحم کنیم و دلسوزی کنیم.

    از طولانی شدن کلام پوزش میطلبم – با آرزوی شادی و سرآفرازی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: