ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1


این سلسله برنامه درباره ” تفاوت میان دو ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده” و بازتاب این ذهنیت ها در زندگی افراد است.
هر قسمت از این مجموعه شامل: سوال خودشناسی، توضیحات پیرامون موضوع هر جلسه و تمرین پایانی هر قسمت است و به شما کمک می کند تا:

  • اولاً : ذهنیت غالب خود درباره موضوع هر قسمت را بشناسی؛
  • دوماً با توجه به توضیحات و مثالهای هر قسمت، آگاه شوی از اینکه: آیا این ذهنیت باعث رشد من شده یا مانع پیشرفت من شده است؛
  • سوماً: بتوانی با استفاده از آگاهی های هر قسمت، ذهنیت کنونی خود را به سمت ذهنیت قدرتمند کننده تر اصلاح و بهبود دهی؛

 

نکته مهم:
قرار است این سلسله برنامه، یک تعامل دو طرفه باشد میان شما و استاد عباس منش. در شروع کار، موضوعات زیادی برای هر قسمت در نظر گرفته شده است اما با توجه به میزان تعهد و فعال بودن شما در بخش نظرات هر قسمت، این سلسله برنامه ادامه پیدا می کند.
به اندازه ای که شما سمت خود را در هر قسمت از این برنامه و انجام تمرینات، اجرا می کنی، استاد عباس منش نیز سمت خود را انجام می دهد. در غیر اینصورت، ایشان ترجیح می دهد این تمرکز و زمان را صرف تولید یک محصول جدید برای افراد متعهد نماید.
زیرا خیلی اوقات، از آنجا که فرد بابت دریافت آگاهی ها بهایی پرداخت نکرده، ارزش و اهمیت کار را نادیده می گیرد و آگاهی ها و تمرینات را جدی نمی گیرد. اما وقتی بهای کار را پرداخت می کند، متعهدانه تمرینات خواسته شده را انجام می دهد و با جدیت پیگیر مطالب است.


موضوع قسمت اول:

کلید: توضیحات ابتدای فایل را تا زمان طرح سوال گوش کنید. سپس فایل را متوقف کنید، به سوال مطرح شده فکر کنید، پاسخ های خود را بنویسید و سپس ادامه ی فایل را گوش دهید.

سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!


تمرین این قسمت:

نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.
سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:

مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

 


منتظر خواندن نظرات و تمرینات تأثیرگذار شما در بخش نظرات این قسمت هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حمیده اسماعیلی» در این صفحه: 5
  1. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان…

    بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

    ﺁﺭﻱ ، ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﺎﺩﺍﺷﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺳﺖ ، ﻧﻪ ﺑﻴﻤﻰ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(١١٢البقره)

    سلام به عزیزانم…

    اگر عزیزی در اطرافیان من به موفقیت میرسه و من احساس ناراحتی میکنم، مثل غم، خشم، عصبانیت ناراحتی و یا هر احساس بد دیگه ای به این معنیه که من باورهای محدود کننده ای دارم…

    باورهای محدود کننده ایی که می‌تونه دلیل این رفتارهای نادرست باشه:

    1- اگر افراد زیادی موفق بشن، شانس من برای موفقیت کمتر میشه

    2- موفقیت اونا باعث میشه من بد دیده بشم، من ضعیف دیده بشم

    3- من هیچوقت نمیتونم به موفقیت اونا برسم بخاطر اینکه من ناتوانم، من قابلیتشو ندارم در تمام ابعاد.مثلا: استعدادشو ، قیافشو، تحصیلاتشو، شانسشو ندارم.

    4- این آدم شانسی موفق شده، دری به تخته خورده، مثلاً بابای پولدار داشته و موفق شده..

    5- اگر به موفقیت خاصی نرسیدم حتما تقدیر من نیست، سرنوشت من اینه که این جایگاه رو داشته باشم حتما.( خدا اینجور برای من خواسته )

    جالبیش اینه که این 5 مورد فقط قسمتی از باورهای محدود کننده ایی هست که میتونیم داشته باشیم…

    حالا بیاییم بررسی کنیم هر کدوم از این باورهای محدود کننده ریشه اش چیه؟؟!!

    مورد اول: ریشه این باور در « باور کمبوده » ..من تو ذهن خودم این کمبود فرصت ها رو باور کردم، اینکه فرصت و موقعیت برای کسب درآمد کمه..ایده کمه، موقعیت پولساز کمه، و این افکار و تکرارشون باعث شده باور محدود کننده کمبود در من شکل بگیره . و باور به کمبود، کمبودهای بیشتر رو به زندگیم دعوت می‌کنه.

    مورد دوم و سوم: در این موارد ریشه این باور محدود کننده در باور احساس عدم لیاقته، تو دوره احساس لیاقت، استاد یه جمله ایی رو خیلی بهش تاکید داشتن و تو هر جلسه تکرار میشد. اون جمله این بود :

    ما به خودی خود ارزشمندیم، بی قید و شرط ارزشمندیم، فقط به این دلیل که به این دنیا اومدیم ارزشمندیم و لایق

    اینکه بیام ارزشمندی خودم رو گره بزنم به عوامل بیرونی، به تحصیلاتم، قیافه ام، ثروتم و یا هر عامل دیگه این نادرسته…

    مورد چهارم : در این مورد هم باز رد پای عوامل بیرونی مثل شانس به چشم میخوره، در صورتی که شانسی وجود نداره..جهان قانونمنده و طبق قانون کار می‌کنه. ما در یک جهان قانونمند داریم زندگی میکنیم…وقتی قوانین جهان هستی رو درک کنیم دیگه موفقیت آدمها رو ربط نمیدیم به عواملی مثل شانسی…

    هیچ چیزی در این جهان شانسی اتفاق نمی‌افته

    مورد پنجم : اینجا هم با این باور داریم میگردیم دنبال یا عاملی که موفق نشدنمون رو توجیه کنیم و میرسیم به سرنوشت، تقدیر…نه اینطور نیست…

    خداوند بیشتر از هرکس، میخاد که ما موفق و ثروتمند بشیم

    اینقدر دنبال عوامل بیرونی نباشیم…هر چه هست در درون منه، نیرویی در درون منه که منو هدایت میکنه، منو به مسیر خواسته هام هدایت میکنه، اونم خیلی راحت…از راههای آسون…چرا نگرانم؟

    همچنان پر قدرت ادامه میدیم…

    مراقب زیبایی هامون باشیم…

    عاشقتووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان….

    وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ

    و ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺗﻮ ﺁﻳﺎﺗﻲ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺰ ﻓﺎﺳﻘﺎﻥ ﻛﺎﻓﺮ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(٩٩بقره)

    سلام به عزیزانم…

    موفقیت های دوستان و نزدیکان من:

    وقتی این سوال مطرح شد، ذهنم شروع کرد به نجوا کردن که کسی در اطراف تو موفقیت بزرگ کسب نکرده، من وقتی اینو شنیدم به خودم گفتم راست میگها…چرا؟ چون من موفقیت رو فقط مالی میدیدم، بعد از کمی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که امکان نداره کسی در اطراف من باشه که موفقیت کسب نکرده باشه در زندگیش..باید بیشتر فکر کنم، متوجه شدم که یه جای کار ایراد داره…

    یا ذهن من موفقیت ها رو نمی‌بینه…

    یا برداشتش نسبت به موفقیت افراد متفاوته…

    تا الان به این نتیجه رسیدم که تو ذهن من موفقیت یعنی مالی، وقتی شما گفتید کسانی که به موفقیت رسیدن سریع شروع کردم به پیدا کردن کسانی که وضع مالی خوبی دارن، خونه آنچنانی ، ماشین اینچنینی..در صورتی که موفقیت یعنی داشتن ثروت، سلامتی، روابط عالی با خودم و خدای خودم و کلا داشتن این پکیج با هم یعنی موفقیت…

    اینجا بود که باز آگاهتر شدم به اینکه:

    اگر کسی تو روابطش هم رشد کرده یعنی موفقیت…

    اگر کسی اعتماد بنفسش رو تقویت کرده یعنی موفقیت…

    اگر کسی سلامتیش رو بهبود داده، یعنی موفقیت…

    اگر کسی از لحاظ مالی، کوچکترین بهبودی کرده یعنی موفقیت…

    اینجا بود که آگاه شدم به اینکه موفقیت یعنی بهبود شخصیتی.بهبود روزانه…و این بهبود در همه زمینه ها می‌تونه اتفاق بیافته نه تنها در یک زمینه.‌..

    به قول شما استاد عزیزم در دوره روانشناسی ثروت 3:

    ما آدمهایی که اینجا جمع شدیم میخواییم ثروت خیلی زیاد داشته باشیم، روابط عالی داشته باشیم روابط عالی با خودمون و خدای خودمون، می‌خواییم سلامتی عالی داشته باشیم، همه چیز رو با هم میخواییم…تو یه پکیج با هم..همه با هم…

    پس برداشت اشتباه ذهن من اومد بالا:

    اینکه موفقیت رو محدود کرده، و این باور باعث شده که من بهبودهای دیگرم رو در حوزه های دیگه نبینم و یا کم ارزش ببینمشون…دمت گرم استاد که منو آگاه کردی …

    حالا با این دید، بریم بگردیم دنبال موفقیت هایی که اطرافیان و دوستان و نزدیکانم در زندگیشون کسب کردن…

    همسرم…

    ایشون بینهایت فرد موفقی هست در زمینه کاریش..

    ایشون در زمینه نامه نگاری که یکی از مهارت هاشه بینهایت قویه…

    یعنی جوری این آدم نامه اداری می‌نویسه که تا الان کسی رو ندیدم مثلش، اینقدر که عاشق کارشه…در مورد احساسی که نسبت به این موفقیت دارم باید بگم تا الان راستش اینو به عنوان موفقیت در نظر نگرفته بودم و ندیده بودمش، اندک دفعاتی میشد که در مورد این موفقیتش صحبت میکرد اما من تحسینش نمیکردم، البته که حسادت هم نمیکردم، ولی یه چیزی رو متوجه شدم اینقدر من روی رفتارهای دیگر همسرم که باعث احساس بدم میشد خیلی وقتا تمرکز میکردم که اینو ندیده بودم اون طوری که باید…باورتون میشه چه موفقیت های رو بر اثر همین نامه نگاری فوق العاده بدست آورده…

    موفقیت بزرگ همسر من پیشرفت های شغلی هست که داره و کسبشون کرده در زمینه مهندسی، سد سازی، عمران…سدهای بزرگی مثل کارون 3، چمشیر، گتوند، کرخه، دز و…همه جزو موفقیت های منحصر بفردش هستن…من بهش افتخار میکنم، بارها و بارها تحسینش میکنم، البته اینها رو کم بهش گفتم ولی باید بارها بهش بگم…اینها موفقیت های کمی نیستن…این علاقه و عشق به کار و این همه تخصص در کار واقعا ستودنی هست، ارزشمنده و قابل احترام..

    بله من تا حالا به موفقیت های همسرم توجه نکرده بودم، بجای اینکه موفقیت هاشو ببینم تمرکزمو گذاشته بودم روی کارهایی که انجام نداده، یا رفتارهایی که باید اصلاح بشه..اینجاست که دقیقا از اون ور خر افتاده بودم…

    در مورد قدم سوم و اینکه چه ایده الهام بخشی میتونم بگیرم از مسیر موفقیت همسرم باید بگم این حد از اراده، تمرکز گذاشتن، وقت گذاشتن، تعهد به خرج دادن، مطالعه داشتن در مورد زمینه کاریش، هر روز و هر روز خودشو آپدیت کردن اینها همه برای من ایده ها و درس هایی هست ( قدم چهارم) که میتونم استفاده کنم در خلق کسب و کار خودم، در رشد و گسترش کسب و کار خودم….

    استاد شما دقیقا دست گذاشتید روی سوالی که وقتی براش وقت میزاری و در موردش فکر میکنی پاشنه های آشیل زیادی ممکنه بیاد بالا…

    عین دوره احساس لیاقت…اونم همینطوری بود وقتی به سوالاتش جواب میدی تازه یه ذره دلیل رفتارات رو متوجه میشی….

    بخدا که این آگاهی هامیتونن دوره نابی باشن برای رشد و پیشرفت….خدایا ازت می‌خوام خدایان کنی که در قدرت در این مسیر قدم بردارم….متعهدانه….آگاهانه…..

    خدایا هدایتم کن….هادی من باش در این مسیر رشد و پیشرفت و بهبود روزانه….

    خیلی خوشحالم که نگاهم نسبت به موفقیت داره اصلاح میشه با طرح این سوال، خوشحالم که افراد موفقی در اطرافم هستن که تونستن به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنن…

    همچنان پر قدرت ادامه میدیم….

    مراقب زیبایی های درونمون باشیم…

    عاشقتووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ ، [ ﺑﮕﻮ : ] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻦ ﻧﺰﺩﻳﻜﻢ ، ﺩﻋﺎﻱ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ; ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻧﺪ ، ﺗﺎ [ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻨﺪ [ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺍﻋﻠﻲ ﺑﺮﺳﻨﺪ ] .(١٨6بقره )

    سلام به عزیزانم…

    کامنت دوم

    1- این باورها و نگرشهان که دارن زندگی منو رقم میزنن

    2- من قدرت تغییر این نگرشها و باورها رو دارم

    3- به اندازه ایی که من از نگرش ها و باورهای محدود کننده به سمت باورهای قدرتمند کننده حرکت کنم، جهان نتایج بهتری رو به من نشون میده

    4- جهان چیزی نیست جز بازتاب افکار و باورهای من

    5- به اندازه ایی که شخصیت من تغییر میکنه، دنیای بیرون من هم می‌تونه تغییر کنه

    6- تا زمانی که من روی خودم و باورهام کار کنم، نتایج وارد زندگیم میشه

    7- اگر بتونم ذهنم رو تغییر بدم و از یه زاویه دیگه به موضوع نگاه کنم طوری که به من احساس بهتری بده، اون وقته که من دارم در مسیر درست قدم بر میدارم

    8- اون فردی که به موفقیت رسیده، داره به من ثابت می‌کنه که این کار انجام شدنیه،امکان پذیره.اگر برای اون شده برای منم میشه

    9- افراد موفق کسانی هستن که الهام گرفتن و به این باور رسیدن که موفقیت امکان پذیره، شدنیه

    10- به من بستگی داره که چه نگاهی دارم، موفقیت یک فرد می‌تونه برای منی که باورهای قدرتمند کننده دارم الهام بخش باشه، همون موفقیت برای اونی که باورهای محدود کننده داره می‌تونه باعث سرکوب و سرزنش بیشتر بشه

    11- موفقیت افراد نزدیک به ما، ذهنیت ما رو خیلی خوب مشخص میکنه

    12- اگر ذهنیت قدرتمند کننده داشته باشم، خوشحال میشم، کنجکاو میشم ببینم چطور میتونم ازش درس بگیرم، تحسینش میکنم، یه جوری به عنوان خط شکن ازش استفاده میکنم که الان این فرد مسیر رو برای من باز کرد

    13- اگر ذهنیت محدود کننده داشته باشم شروع میکنم به برچسب زدن، قضاوت کردن طرف مقابل یا احساس میکنم چقدر ناتوان و بی عرضه هستم که من نتونستم به موفقیت برسم

    14- خیلی مواقع افراد به این دلیل تو زندگیشون جا میزنم که فکر میکنن فردی در اون زمینه موفق شده

    15- حسادت باعث میشه تو اون مسیری که مورد علاقش بوده حرکت نکنه

    16- ذهنیت قدرتمند کننده از موفقیت های دیگران ایده میگیره

    17- این دو نوع ذهنیت متفاوت ( قدرتمند کننده و محدود کننده ) می‌تونه نتایج متفاوت در زندگی من، چه در زمینه کاری، شغلی، روابط و مالی ایجاد کنه

    18- من اگر میخام نتایج بزرگتر بگیرم ، باید بتونم باورهامو تغییر بدم

    19- یه فرد موفق کسی هست که تونسته یه سری اصلاح و بهبودهای شخصیتی در خودش انجام بده تا به موفقیت رسیده

    همچنان پر قدرت ادامه میدیم….

    مراقب زیبایی های درونمون باشیم….

    عاشقتووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان…

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّهٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُم بِهِ إِیمَانُکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

    ﻭ [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ [ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺍﺯ ﻣﻮﺳﻲ ] ﭘﻴﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ، ﻭ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﻟﺎﻱ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻴﻢ [ ﻭ ﮔﻔﺘﻴﻢ : ] ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ [ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺭﺍﺕ ] ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﻗﻮّﺕ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻴﺪ [ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻳﺪ ، ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ] ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﻭ [ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ] ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ . ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻛﻔﺮﺷﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻣﻴﺨﺖ . ﺑﮕﻮ : ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﺆﻣﻦ ﻫﺴﺘﻴﺪ [ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻧﺘﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺟﻨﺎﻳﺖ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ] ﭘﺲ ﺑﺪ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻳﻤﺎﻧﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(بقره ٩٣)

    سلام به استاد عزیزم، مریم جان و تمام دوستان ارزشمندم…الحق که این فایلها بینهایت قیمت دارن و جا داره که بگم به همه دوستان که خیلی خوش اووومدین به دوره فوق العاده « ذهنیت قدرتمند کننده در برابر محدود کننده »

    خیلی خوشحالم که در این جمع صمیمی و ارزشمند حضور دارم، از خداوند سپاسگزارم که دوباره منو به شما دوستان عزیز در یک فضای ناب دیگه دور هم جمع کرد…استاد عزیزم از شما و مریم جان هم بینهایت سپاسگزارم که همواره در حال بهبود دادن و رشد و پیشرفت هستید و ما رو هم در این رشد با خودتون همراه میکنید. عاشقتوووونم

    کامنت اول

    در جواب به سوال این جلسه اگر یکی از افراد نزدیک من به موفقیت برسه، ممکنه اولش احساسم بد بشه، و این احساس بد یعنی حسادت کنم بهش، یا خودمو سرزنش کنم که فلانی به موفقیت رسید و من هنوز دارم درجا میزنم.یعنی اینجا سریع ذهنم شروع می‌کنه به نجوا کردن، که ببین تو نرسیدی، فلانی رسید اما تو هنوز داری درجا میزنی…اما از اون جایی که من دارم روی خودم کار میکنم زود متوجه این قانون میشم که احساس بد= اتفاقات بد و احساس خوب = اتفاقات خوب و سعی میکنم کنترل ذهنم رو به دست بگیرم و برای اینکه مقاومت ذهنم کمتر بشه و یه جورایی از بین بره میام طرف مقابل رو تحسین میکنم، با این کار هم در خودم احساس خوب ایجاد میکنم و هم این احساس رو با طرف مقابلم به اشتراک میزارم.

    قبلا اصلا اینطوری نبودم، حسادت میکردم، خودخوری میکردم، کلنجار میرفتم با خودم اما الان خیلی بهتر شدم. خیلی جاها آگاهانه طرف مقابلم رو تحسین میکنم، بهش انرژی میدم، احساسم رو باهاش به اشتراک میزارم، برای آرزوی موفقیت و ثروت و نعمت بیشتر میکنم…البته همه اینها در صورتیه که روی خودم و باورهام کار کنم.تا زمانی که دارم روی خودم کار میکنم موفقیت ها و دستاوردهای دیگران رو تحسین میکنم…اما اگر مدتی از این آموزه ها فاصله بگیرم این قدرت تحسین کردن کمتر میشه و انگار دست و پای ذهنم برای نجواها و گفتگوهای محدود کننده بازتر میشه…انگار چیه؟ قطعا این اتفاق می‌افته چون تا زمانی که من دارم رو خودم کار میکنم نتایج وارد زندگیم میشه…

    یادم باشه این جمله طلایی رو که :

    به اندازه ایی که شخصیت من تغییر میکنه، دنیای بیرون من هم می‌تونه تغییر کنه

    بعد از دوره احساس لیاقت این تغییر در من ایجاد شده که همونقدر که خودم برای خودم ارزش قائل میشم، جهان هم برای من ارزش قائل میشه…البته که درک این جمله زمانبره..من دارم سعی میکنم این آگاهی ها رو تکرار و تمرین کنم که بفهممشون و در زندگیم بهشون عمل کنم…چرا که عملکرد منه نتایج رو وارد زندگیم می‌کنه نه حرفهای من…

    وقتی این فایل رو دیدم و متوجه شدم که باز بحث زیبای « خودشناسی » مطرح میشه این دفعه دیگه خوشحال شدم…خوشحال از اینکه قراره خودم رو دوباره و دوباره به چالش بکشم، از زوایای مختلف خودمو بررسی کنم، دلیل رفتارهامو بشناسم‌‌..این نتیجه عشق به شناختن خودم رو از دوره ارزشمند احساس لیاقت بدست آوردم و خیلی برام ارزشمنده…خیلی دارم سعی میکنم خودمو بشناسم…بفهمم…خودمو درک کنم….الان دارم رو دوره فوق العاده « روانشناسی ثروت 3» کار میکنم و چقدر این دوره بینظیره….این دوره توحید و ایمان واقعی رو بهت آموزش میده…تنها راهکار رسیدن به ثروت، نعمت، موفقیت، سلامتی رو بهت یاد میده…یه راهکار آسون و راحت….

    هیچ وقت این حرفتون رو از یاد نخواهم برد که:

    « اساس جهان بر راحتیه، اگر کاری داره سخت پیش میره به این معنیه که این مسیر درست نیست»

    خوشحالم از اینکه وقتی موفقیت کسی از نزدیکانم رو میبینم راحتتر از قبل میتونم احساسم رو کنترل کنم، آگاهم به اینکه باید مراقب احساسم باشم، درسته پیش میاد یه وقتایی موفقیت عزیزی رو میبینم حسادت میکنم، توجیه میکنم موفقیتش رو، میگردم دنبال یه عامل بیرونی، یه آپشن که پیدا کنم و موفقیتشو گره بزنم به اون عامله، به اون دلیله، به وجود اون آپشنه در زندگیش اما بعد یادم میاد که

    هیچ عامل بیرونی ای تاثیر گذار نیست در موفقیت افراد

    تنها چیزی که تاثیر داره، باورهای اون فرد هست …باورهای قدرتمند کننده

    جالب بود وقتی شما گفتید موفقیت های نزدیکانتون، سریع ذهن من شروع کرد به نجوا کردن که آخه از نزدیکان تو کی تونسته از لحاظ مالی پیشرفت کنه؟ و اینجا متوجه شدم که ذهن من تنها موفقیت مالی رو موفقیت می‌دونه…

    اینم یه پاشنه آشیله که من تو جلسه اول دوره روانشناسی ثروت 3 متوجه شدم در مورد خودم که ذهنم بشدت مقاومت داره در مورد کسب و کار، موفقیت مالی، حل مسائل کاری و هر چیزی که ربط پیدا می‌کنه به کسب و کار…انگار موفقیت های دیگه رو که در زمینه های دیگه بدست آوردم نمیبینه، مسائل مختلفی رو که در حوزه های دیگه غیر از کسب و کار حل کردم نمی‌بینه…انگار چسبیدم به دلایل پیشرفت نکردن کسب و کارم و تمام تمرکزم رفته به این سمت و باعث شده این کلاف هی پیچیده و پیچیده تر بشه…در صورتی که باید ذهنم رو رها کنم، ذهنم رو آزاد بزارم، میدونم در زمینه کسب و کار باورهای محدود کننده ای دارم اما دارم سعی میکنم روش کار کنم، اصلاحشون کنم، و باز از دوره احساس لیاقت یاد گرفتم که وقتی روی اصلاح ویژگیهای شخصیتیم کار میکنم، وقتی روی بهبود شخصی کار میکنم نتایج در همه زمینه ها وارد زندگی من خواهد شد…

    الان دارم میفهمم که ذهن من خیلی وقتها موفقیت های کوچکی آدمها رو هم نمیبینه، موفقیت های خودمم…باید این رفتار رو در خودم اصلاح کنم . مثلاً چند وقت پیش متوجه شدم که شوهر عمم که یه فرد بازنشستس ماشین جدید خریده…بالاخره این یه موفقیته، یه قدم رو به جلوهه، یه پیشرفته…وقتی از بچه ها اینو شنیدم ناخودآگاه احساس بد بهم دست داد، و شروع کردم به بچه ها که اونها هم حس عصبانیت و خشم داشتن نسبت به این موضوع همراه شدم، میدونستم که این همراهی کار درستی نیست…یه رفتار آگاهانه زشت بود اما انجامش دادم و نتونستم جلوی ذهنم رو بگیرم…در واقع زور ذهنم به من چربید بعد از چند ساعت متوجه اشتباهم شدم و گفتم آگاهانه ادامه نمیدم…جالب اینجاست که در این مواقع میام برچسب میزنم به اون آدم…قضاوتش میکنم…اون موفقیت رو بی ارزش میبینم….حتی اون آدمه رو هم لایق دریافت اون نعمت نمی‌بینم….اینها رو دارم درسته هی که دارم رو خودم کار میکنم قویتر میشم و این یک رونده….یک روند رو به جلوووو…اما خیلی خوبه که با دقت و تمرکز بیشتری به دلیل رفتارهام فکر کنم…..من دارم در مسیر رشد و بهبود قدم بر میدارم…و باید کوچکترین بهبودی رو ببینم و تقویت کنم در خودم برای بهبودهای بزرگتر و بیشتر…..

    همچنان پر قدرت ادامه میدیم…..

    مراقب زیبایی های درونمون باشیم….

    عاشقتووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان…

    سلام دوست عزیزم میلاد جان..

    بسیار سپاسگزارم که آگاهی هاتو باهامون به اشتراک گذاشتی، از خوندن کامنتتون لذت بردم.

    اینکه در مورد شوهر عمتون صحبت کردید به عنوان یه انسان ثروتمند خیلی خوب بود، راستش من دارم رو دوره روانشناسی ثروت 3 کار میکنم و اصل صحبت های استاد تو این دوره در مورد توحید و پیدا کردن نیروی درونمون، دریافت الهامات و هدایت شدن و عمل به هدایت های خداوند. وقتی شما در مورد فامیلتون گفتید و ایمانی که داره متوجه شدم دلیل این همه ثروت، ایمانه‌..یه ایمان واقعی…

    ایمانی که منجر به عمل شده

    بسیار سپاسگزارم از اینکه این مطالب ارزشمند رو باهامون به اشتراک گذاشتی….

    مراقب زیبایی های درونتون باشید.

    عاشقتووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: