ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1


این سلسله برنامه درباره ” تفاوت میان دو ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده” و بازتاب این ذهنیت ها در زندگی افراد است.
هر قسمت از این مجموعه شامل: سوال خودشناسی، توضیحات پیرامون موضوع هر جلسه و تمرین پایانی هر قسمت است و به شما کمک می کند تا:

  • اولاً : ذهنیت غالب خود درباره موضوع هر قسمت را بشناسی؛
  • دوماً با توجه به توضیحات و مثالهای هر قسمت، آگاه شوی از اینکه: آیا این ذهنیت باعث رشد من شده یا مانع پیشرفت من شده است؛
  • سوماً: بتوانی با استفاده از آگاهی های هر قسمت، ذهنیت کنونی خود را به سمت ذهنیت قدرتمند کننده تر اصلاح و بهبود دهی؛

 

نکته مهم:
قرار است این سلسله برنامه، یک تعامل دو طرفه باشد میان شما و استاد عباس منش. در شروع کار، موضوعات زیادی برای هر قسمت در نظر گرفته شده است اما با توجه به میزان تعهد و فعال بودن شما در بخش نظرات هر قسمت، این سلسله برنامه ادامه پیدا می کند.
به اندازه ای که شما سمت خود را در هر قسمت از این برنامه و انجام تمرینات، اجرا می کنی، استاد عباس منش نیز سمت خود را انجام می دهد. در غیر اینصورت، ایشان ترجیح می دهد این تمرکز و زمان را صرف تولید یک محصول جدید برای افراد متعهد نماید.
زیرا خیلی اوقات، از آنجا که فرد بابت دریافت آگاهی ها بهایی پرداخت نکرده، ارزش و اهمیت کار را نادیده می گیرد و آگاهی ها و تمرینات را جدی نمی گیرد. اما وقتی بهای کار را پرداخت می کند، متعهدانه تمرینات خواسته شده را انجام می دهد و با جدیت پیگیر مطالب است.


موضوع قسمت اول:

کلید: توضیحات ابتدای فایل را تا زمان طرح سوال گوش کنید. سپس فایل را متوقف کنید، به سوال مطرح شده فکر کنید، پاسخ های خود را بنویسید و سپس ادامه ی فایل را گوش دهید.

سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!


تمرین این قسمت:

نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.
سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:

مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

 


منتظر خواندن نظرات و تمرینات تأثیرگذار شما در بخش نظرات این قسمت هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زکیه لرستانی» در این صفحه: 5
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام ب استاد و دوستان عزیزم

    کامنت سوم من

    هرچی بیشتر دارم فک میکنم و کامنتهای دوستان و میخونم مثال های بیشتری داره یادم میاد

    موفقیت افراد نزدیک ب خودتون و بنویسید،

    تو روابط, خواهرم ی ازدواج موفق و یک رابطه ای ک واقعا ازش راضیه رو داره تجربه میکنم و خداروشکر بعد سه سال ی دخمل خوشگل وناز خدا بهش داد

    اوایل من حسم حس حسادت بود

    حسم میکردم من از اون کمترم یا زشت هستم ک تاحالا نتونستم همچین رابطه ای و داشته باشم, همون احساس عدم ارزشمندی و عدم لیاقت، حتی ب خودم اجازه نمیدادم بهش فک کنم

    و باخودم میگفتم خواهرم داره ادا درمیاره و خودشو خوب نشون میده، چرا چون همچین رابطه ای تو اطرافم ندیده بودم ک خوب وعالی باشه

    جوری ک خواهرم میگه حرف مو راحت میفهمه درک میکنه همیشه بهم اجازه میده خودم تصمیم بگیرم و دخالت نمیکنه تو کارم بهم احترام میزاره

    و هرچی ک بخوام برام فراهم میکنه

    تو رابطه مون آزادی داریم هرکس ی تایمی و برای خودش داره

    و حتی تو بچه داری هم کمکش میکنه

    حتی ی بار خود مهدی هم گفت من خیلی از فرشته و رابطه مون راضی ام

    گاهی وقتی ک بحثی پیش میاد اگه هم ناراحت بشه

    میگه بزار الان ناراحتم آروم ک شدم باهم حرف میزنیم و منم پاپیچش نمیشم تا بعد درمورش صحبت کنیم

    و بارها گفته ک خداروشکر میکنم ک همچین خانومی خدا بهم داده

    واینکه خداروشکر کردم بابت خوشبختی خواهرم و ازدواج موفقش و اینکه ی سال بعد ازدواجش ی خونه بزرگتر خرید اونم تو یکی از بهترین جای اهواز

    این نشون میده بهم ک میشه ی رابطه ی خوب داشت

    ی زندگی آروم وپراز عشق واحترام

    اگه برای خواهرم شده برای منم میشه

    امروز همین آجیم زنگ زد گف همسایه پشتی خونه پدری ک مهاجرت کردن اونم ب اجبار باهام تماس گرفته و بعد از کلی احوال پرسی گفته نامزد کردم و خداروشکر خیلی راضی ام و قدرش و میدونم

    وابنکه این مهاجرت اجباری پراز خیرو برکت بوده براشون و خواهرش ماشین خریده و میخواد بیاد دیدنمون

    وقتی ک خبرشو شنیدم خیییلی خوشحال شدم و خداروشکر کردم

    گفتم زکی خانوم ببین یادته گفتی درسته این مهاجرت اجباری هست براشون ولی خیره و باعث پیشرفتشون مبشه

    والان خداروشکر مژگان نامزد کرده

    این ی نشونه س برای تو ک میشه ب راحتی ب خواسته ت برسی

    وقتی باور کنی هراتفاقی بیفته برات خیره

    قراره منو رشد بده و باعث پیشرفت من میشه

    ی مورد دیگه دوست دبیرستانم بود

    فاطمه همیشه بقیه مسخره ش میکردن

    میگفت خانم اگه رفتیم دانشگاه اشکال نداره ب پسرا سلام کنیم

    و جواب بدیم

    و کل کلاس رفت روهوا

    این سوالی بود ک تو ذهنش

    شکل گرفته بود چون داشت تجسم میکرد دانشگاه و

    و بعدا همین فاطمه دانشگاه دولتی قبول شد رفت سرکار و ی ازدواج موفق هم داشت

    درسی ک میتونم بگیرم

    اینه ک اونا احساس لیاقت داشتن

    خودشون و لایق دونستن

    و برای خودشون ارزش قائل بودن

    و طبق قانون جهان هم پاسخ فرکانس ارزشمندی و لیاقتشونو داد

    چون جهان بازتاب باورها و افکار ماست

    ب هرآنچه فک کنیم از جنس همون وارد زندگیمون میشه

    و ی مورد دیگه خواهرم معصومه

    ب تازگی ی خونه خرید ب ارزش 2میلیارد و 50میلیون البته با 700میلیون وام

    حس خاصی نداشتم

    چون وام گرفته بودن

    ولی خداروشکر خونه قبلی رو نفروختن ،فقط یادمه خواهرم گفت 3ساله دنبال خرید خونه هستیم و اصن همه چی یهویی جورشد

    گفت همیشه هرچی ب وقت خودش اتفاق میفته و خداروشکر کردم و بهشون تبریک گفتم

    و ی چیز جالب ک شوهرش گفت :گفت نمیدونم چرا هیچ حسی ندارم

    و یاد حرف استادافتادم ک گفتن ما قبل اینکه ب خواسته برسیم حسمون و خوب نگهداریم

    ما ماشین خوب

    خونه رابطه عاشقانه و..

    رو برای چی میخواییم؟

    برای اینکه حالمون خوب باشه

    تو همین الان میتونی حال خوب و داشته باشی

    وقتی بهش برسیم میگیم طبیعیه رسبدن بهش

    و یادمون میره ک چقد این آرزومون بوده

    درسی ک یاد گرفتم:همیشه حالمو خوب نگهدارم و قدردان داشته هام باشم

    و یادم بیارم ک همین چیزایی ک الان دارم یک روزی رویام بوده

    مث همین استادی ک الان دارم

    دوستان عزیزسایتم

    آگاهی های الهی ک دریافت میکنم

    دوره احساس لیاقت

    درک قانون

    قدم 1و2

    کتاب های استاد

    و….

    الهی صدهزاررر بارشکرت بابت تمام نعمت هایی ک بهم دادی سپاسگزارم

    سپاسگزارم از استاد عزیزم و دوستان گلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب همگی عزیزان

    کامنت دوم من

    قدم اول:موفقیت افراد نزدیک ب خودتون و بنویسید

    زن دایی من ی زن خونه داره ک تو دوره پندمیک رفت دوره های پخت کیک و شیرینی و دید و کارشو تو خونه شروع کرد والان اینقد خداروشکر پیشرفت کرده ک سه تا از هم عروس هاشو ب کار میگیره و بهشون پول هم میده

    باپول خودش بینی خودش و دخترشو عمل کرد، 20میلیون کتاب خرید برای دخترش و کلی هزینه برای دانشگاهش کرد

    دخترش ک مادرشو دید اونم باور کرد ک میتونه مث مامانش پول بسازه

    اونم رفت چنتا دوره آرایشگری دید وهزینه کرد و الان داره پول میسازه

    عید ک اومدن خونه مون زن دایم گفت تینا همین تعطیلات عید12میلیون پول ساخته ب صورت سیار تو چنتا آرایشگاه کار میکنه

    گفت خودمم خیلی شلوغم صبح ساعت 4پامیشم خمیر کلوچه ها و شیرینی و.. رو آماده میکنم خوابم خیلی کم شده

    و لذت میبرم از کارم ولی میخوام دیگه جمعه ها گوشیم و خاموش کنم تا ی روز و استراحت کنم

    احساس من وقتی شنیدم ک زندایم کارش گرفته ،ته ته ذهنم حس حسادت بود و ناراحتی ک چرا اون ب راحتی پول درمیاره و چرامن ن، گفتم تو اینستا آموزش همه چی و میزارن ب راحتی یاد گرفته زحمتی نکشیده همه چی مفت بدست آورده و داییم حمایتش کرده من کیو دارم حمایتم کنه

    من میخوام ذهنم و تغییر بدم از چ زاویه ای میتونم ب این موففیت نگاه کنم ک الهام بخش من باشه،ایده بگیرم و تغییر کنم پیشرفت کنم

    زن دایی من تا دوم راهنمایی درس خونده پس موفقیت ربطی ب سواد نداره

    زن دایی من از کلوچه های تنوری ک یادمه واسه خودشون میپخت بیشتر درست کرد و گذاشت تو مغازه ی یکی دیگه از دایی هام ک میفروخت ب فامیل

    حتی نون هم با تنور میپخت دونه ای 1500 و کم کم باور کرد ک میتونه و تکاملش و طی کرد

    و هدایت شد ب آموزش های اینستا دوره های رایگان و پولی و حضوری

    و خودش گفت آموزش هایی ک بهم میدادن کامل نبودن خودم شروع کردم امتحان کردن مواد اولیه و کم کم ب دستور پخت مخصوص خودش رسبد

    و برد برای چنتا سوپرمارکت و چون شیرینی کارهاش اندازه بود و باعشق آماده میکرد خیلی درخواست دادن بهش و سفارش گرفت

    و پیج زد والان سفارش میگیره

    پس ایشون تکاملش و طی کرد و الان هر سری 6کیسه آرد مخصوص هم استفاده میکنه اینقد مشتری هست خداروشکر

    و پخچال مخصوص گرفت و..

    این نشون میده ک هر چیزی با تکامل جلو میره و وقتی در مسیر درست باشی هدایت میشی

    و ی چیز دیگه ک الان یادم اومد

    زن دایی من پشتکار بالایی داره ایشون برای گواهینمامه ک ثبت نام ک

    برای آیین نامه 12بار امتحانش و رد شد

    ولی کم نیاورد

    الان خودش با ماشین سفارشها رو میبره برای مشتری ها من واقعا تحسینش میکنم و بهش احترام میزارم

    و درمورد دخترش تینا با دیدن مادرش باور کرد ک میشه و اونم حرکت کرد و اقدام کرد الان ایشونم با اینکه 19،20سالشه

    درآمد داره از کار خودش پس پولساختن ب سن وسال نبست ب سطح تحصیلات نیست ب باور کردن توانایی ها

    ابمان داشتن

    حرکت کردن

    عمل کردن

    و تکامل و طی کردن هست

    واینکه اگه اونا تونستن منم میتونم ب خواسته م برسم فقط باید ایمان داشته باشم وباور کنم ک میشه ک محدویتی وجود نداره خداوند درها رو باز میکنه برام

    و ی چیز دیگه درمورد تینا ایشون ی الگو داشت و باور کرد

    پس منم میتونم زندایی مو الگوی خودم کنم و مث ابشون از کارم لذت ببرم و ب کارم ایمان داشته باشم و فقط ایده هامو عملی کنم

    چ درس هایی میتونم بگیرم از مسیری ک طی کرده:

    زن دایی من تسلیم نجواهای ذهنش نشد باوجود اینکه کلی هم مسخره میشد و میشه توسط کسایی ک حسادت میکنن بهش باز ادامه داد مسیرش و

    من چی صادقانه بخوام بگم خیلی جاها تسلیم نجواهای ذهنم شدم ک کارم توش پول نیست سخته دستمزدش کمه و..

    من حتی برای محک زدن خودم رفتم تولیدی پوشاک مجید ک کار کنم وقتی ک مخالفت بابا و داداشم و دیدم اونم بخاطر اینکه شرکت خارج شهر هست و سرویس نداره

    تسلیم شدم چرا چون ایمان نداشتم

    وباز رفتم پیش تولیدی خونه اندیمشک مون بعد ی مدت ک تماس گرفت رفتم و ی هفته بیشتر نتونستم کار کنم

    گفتم نمیخوام اصن چون محیطشو دوسنداشتم با وجود اینکه خیلی بهم اصرار کردن ک زکیه تو کارت خوبه حیفه بری بمون کار کن

    نتونستم اومدم بیرون و برگشتم خونه روستامون ک بشینم باورهامو درست کنم

    مورد دوم:دختر دایی مامانم هستن

    ایشون الان ی مزون لباس شیک و کلی هنر جو دارن وکلی لباس های شیک و ب روز عروس و نامزدی و..

    چن وقت پیش ک پیجشو آجیم سرچ کرد تو اینستا و بالا آورد

    اصن من سوپراییز شدم خدااای من

    عجب مزون زیبایی داشت کلی مدل های عروس شیک ک واقعا زیبا بود

    من هی داشتم لذت میبردم و تحسینش میکردم

    بعد دیدم دوتا از خواهرم ک کنارم بودن کلی حالشون گرفته شد

    اون موقع من جلسه 1احساس لیاقتو گوش داده بودم و میدونستم ک

    نباید خودمو با کسی مقایسه کنم فقط باید ببینم ک چی میتونم یادبگیرم از این موفقیت

    من فهمیدم هرکس هرجایی هست سرجای درستشه

    تکاملشو طی کرده

    بهاشو پرداخت کرده

    انرژی گذاشته

    زمان گذاشته ک ب اینحا رسیده

    واین نشون دهنده ی اینه اگه اون تونسته منم میتونم ب رویام برسم رویایی ک بادیدن

    موفقیت دختر داییم درمن شکل گرفت

    کار کردن تو لاین مجلسی و هدایتم ب دوره مجلسی خداروشکر

    مهناز دختر دایی مامانم

    ی زن خونه دار بود ک فقط دیپلم داشت

    از همنشین خونه ای ک توش زندگی میکرد تو اهواز خیاطی و یاد گرفت

    و کارشو شروع کرد و رفت دوره دید وقت گذاشت اول برای اطرافیان فامیل بعد کم کم ی کارگاه زد تو طبقه پایین خونه ش ک با خیاطی خرید

    و بعد ادامه داد الان مزون داره

    ورکشاپ میزاره

    و هرروز درحال پیشرفته

    تو پیجش ی فیلم دیدم ک شده بود کارآفرین برتر و نمیدونید من چقد ذوق کردم.

    چون میدوتستم اگه برای اون شده برای منم میشه

    پس من باید مسیرمو ادامه بدم

    با باورهای درست

    اگه میخوام نتابج بزرگ بگیرم بااااید باورهامو درست کنم

    جهان بازتاب باورهای منه

    من فقط باید افکار و باورهامو تغییر, بدم

    ب میزانی ک از درون تغییر کنم دنیای بیرون منم تغییر میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    بنام الله یکتا رب هادی خدای آسانی ها

    سلااام ب استاد عزیزم

    استاد سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند و بینظیر ان شاالله ک بتونم خوب ازش استفاده کنیم و عمل کنیم بهش

    من 5دقیقه اولو گوش دادم استپ کردم و بعد از نوشتنش تو دفترم

    و خوندن چنتا از کامنت های دوستان

    اومدم ب سوال پاسخ بدم وبعد ادامه فایلو گوش بدم ان شالله

    سوال:اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟

    قبل از آشنایی با این مسیر من حسادت میکردم و خودم و با اون شخص مقایسه میکردم تو ذهنم و حسم بد میشد و احساس بی ارزشی و عقب افتادگی میکردم احساس حقارت انگارتو ذهنم منو تحقیر کرده بود پیش خودم و بقیه

    مخصوصا برای کنکور کسایی ک دولتی قبول میشدن بلافاصله خانواده ام منو باهاشون مقایسه میکرد و من حسم ب شدت بد میشد

    ولی الان خداروشکر خوشحال میشم و تحسین میکنم

    مخصوصا موفقیت کسایی ک توحیطه ی کاری خودم خیاطی هست

    ولی آگاهی هم حسادت میکنم

    مثلا ب مشتری های آجیم ک ایشونم خیاطه

    یا مثلا وقتی خبر میرسه ک فلانی تو امتحان دبیری قبول شده

    بلافاصله باز مامان وبابا شروع میکنن ب مقایسه ک تو چرا امتحان نمیدی

    ی کم حسم بد میشه مخصوصا پریروز ک شنیدم دختر عموم ک تو ی شهر دبگه س دبیری قبول شده با اینکه دوبچه داره

    و باز مقایسه ولی من خداروشکر تونستم ذهنم و ساکت کنم

    با آگاهی هایی ک ازدوره احساس لیاقت

    دریافت کردم

    اینکه هر کدوم از ما موجودات یکتایی هستیم با مسبری یکتا با توانمندی ها و علایق متفاوت و منحصر ب فرد

    من نباید خودم وبا کسی مقایسه کنم

    من باید فقط مسیر یکتای خودم وبرم

    و پتانسیل خوشبختی و ثروت بینهایته برای همه

    و ی مورد دیگه ک قبلا خیلی حسم بد میشد وحسادت میکردم

    بحث ازدواج بود، وقتی خبر ازدواج یکی از دوستان وآشنایان و میشنیدم ذهنم شروع میکرد ب نجوا ک همه ازدواج کردن همه دوستات فقط تو موندی

    و.. حسادت میکردم و حالم گرفته میشد

    ولی الان خوشحال میشم و خداروشکر میکنم و آرزوی خوشبختی دارم براشون

    ی مورد دیگه دختر عموم وقتی کارگاه خیاطی زد و من شنیدم خییلی خوشحال شدم تحسبنش کردم و براش آرزوی موفقیت کردم

    و ب خودم گفتم زکی اگه اون تونسته توهم میتونی اگه اون موفق شده توهم میتونی موفق بشی

    اگه توالان داری توخونه کار میکنی اونم ی روزی توخونه کار میکرد و ادامه داد والان خداروشکر پیشرفت کرده وهرروز در حال رشده

    پس میشه منم میتونم ب خواسته م برسم چون خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه ب سمت خواسته ی قلبی مون

    خدایاشکرت بابت مسیری ک هدایتم کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    بنام خدای مهربان

    سلاام ب پریای عزیزم

    خداروشکر میکنم بابت هدایتم ب کامنت فوق العاده ی شما

    خییلی ازت ممنونم برای نوشتن این آگاهی های ارزشمند و نکات مهم

    چقد حس عالی گرفتم از کامنتت

    مخصوصا اینجا ک گفتی:

    باور داشته باش اگر روی خودت کار میکنی تغییر میکنی ،انقدر میتونی از درون تغییر کنی که دنیای بیرون کاملا تغییر کنه..

    قلبم پراز نورشد وایمانم قوی تر

    و پیام خداوند و از طریق شما دریافت کردم

    ک زکیه مسیرت درسته باقدرت ادامه بده اگه داری روخودت کار میکنی

    تغییر میکنی، اینقدررر میتونی از درون تغییر کنی ک دنیای بیرون کاملا تغییر میکنه برات

    خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم ک اینجام و تو مسیر درست هستم ب لطف خداوند

    و از استاد عزیزم سپاسگزارم بخاطر این سایت الهی و و آگاهی های ارزشمند ووجود نازنین شما عزیزان

    درپناه الله یکتا شاد و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    سلام ب شما دوست خوبم آقا محمد عزیز

    خداروشکر میکنم ک هدایت شدم ب کامنت زیبا وارزشمند شما

    چقد خوبه ک از موفقیت دوستتون خوشحال شدین این نشونه قلب بزرگ شماست وایمانی ک دارین

    چقد خوشحال شدم بابت موفقیت های دوستتون

    خریدن ماشین

    و قرار ازدواجی ک گذاشتن

    با شخصی ک دوسشداشتن

    این نشونه اینه ک قانون همیشه جواب میده

    خداوند همیشه ب درخواست های ما پاسخ میده

    الهی صدهزار بارشکرت

    واینکه امشب از کامنت پریای عزیز آگاهی دریافت کردم ک اینجا مینویسم:

    باور داشته باش اگه روی خودت کار میکنی تغییر میکنی، انقدر میتونی از درون تغییر کنی ک دنیای بیرون کاملا تغییر کنه

    و این کامنت و نتایج دوست شما تایید کننده ی ابن آگاهی برای من بود

    خداوند چقد ساده و زیبا از طریق کامنت های دوستان باما حرف میزنه

    الهی صدهزاررر بارشکرت

    ان شاالله خیلی زود ماشین دلخواهتون و میخرین و خبرخوشش و بهمون میدین

    شاد وموفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: