ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1

این سلسله برنامه درباره ” تفاوت میان دو ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده” و بازتاب این ذهنیت ها در زندگی افراد است.
هر قسمت از این مجموعه شامل: سوال خودشناسی، توضیحات پیرامون موضوع هر جلسه و تمرین پایانی هر قسمت است و به شما کمک می کند تا:

  • اولاً : ذهنیت غالب خود درباره موضوع هر قسمت را بشناسی؛
  • دوماً با توجه به توضیحات و مثالهای هر قسمت، آگاه شوی از اینکه: آیا این ذهنیت باعث رشد من شده یا مانع پیشرفت من شده است؛
  • سوماً: بتوانی با استفاده از آگاهی های هر قسمت، ذهنیت کنونی خود را به سمت ذهنیت قدرتمند کننده تر اصلاح و بهبود دهی؛

 

نکته مهم:
قرار است این سلسله برنامه، یک تعامل دو طرفه باشد میان شما و استاد عباس منش. در شروع کار، موضوعات زیادی برای هر قسمت در نظر گرفته شده است اما با توجه به میزان تعهد و فعال بودن شما در بخش نظرات هر قسمت، این سلسله برنامه ادامه پیدا می کند.
به اندازه ای که شما سمت خود را در هر قسمت از این برنامه و انجام تمرینات، اجرا می کنی، استاد عباس منش نیز سمت خود را انجام می دهد. در غیر اینصورت، ایشان ترجیح می دهد این تمرکز و زمان را صرف تولید یک محصول جدید برای افراد متعهد نماید.
زیرا خیلی اوقات، از آنجا که فرد بابت دریافت آگاهی ها بهایی پرداخت نکرده، ارزش و اهمیت کار را نادیده می گیرد و آگاهی ها و تمرینات را جدی نمی گیرد. اما وقتی بهای کار را پرداخت می کند، متعهدانه تمرینات خواسته شده را انجام می دهد و با جدیت پیگیر مطالب است.


موضوع قسمت اول:

کلید: توضیحات ابتدای فایل را تا زمان طرح سوال گوش کنید. سپس فایل را متوقف کنید، به سوال مطرح شده فکر کنید، پاسخ های خود را بنویسید و سپس ادامه ی فایل را گوش دهید.

سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!


تمرین این قسمت:

نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.
سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:

مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟


تمرین تأثیرگذار آیدا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

لیست موفقیت های دوستان و آشنایان:

1.وقتی که دوستم عطیه یک گوشی آخرین مدل خرید:خوشحال شدم چون با خودم گفتم که من هم میتوانم_ممکن است(چون برای من خیلی خواسته ی بزرگی بود به صورت یه خواسته بدیهی در اومد و اتفاقا کلیم به دوستم تبریک گفتم و با خودم گفتم اگر دوستم تونسته منم میتونم)

من خواستار این هستم که دیدگاهم رو تغییر بدم(بهبود بدم) و ازین موفقیت درس تازه ای بگیرم چه درسی؟

خواسته ها می‌توانند به حقیقت بپیوندند/خواسته ها ظاهرا بزرگ هستن ولی حق طبیعی ما هستن/دوست من تونسته با پول و درآمدش بیشتر از من دوست باشه،با پول نگه داشتن(بقول استاد با پول دوست باشین) چون همون طور که خودش گفت اون پولاش رو جمع میکرده تا بتونه به مهم ترین خواسته هاش پاسخ بده اما من اصلا به فکرمم نرسید که میتونم با این درآمد به این مدل گوشی برسم(تاکید می‌کنم که درآمدمون تقریبا تویه یه سطح هست) و با خودم میگفتم اووووو من تا پنج سال دیگم به این نمیرسم چون خواسته ی بزرگیه (باور محدود کننده=خواسته ها دور از دسترسن)

درس اول:خواسته ها حق طبیعی و بدیهی ما هستن

درس دوم:من لایق بهترین ها هستم

درس سوم:با پول دوست باش

درس چهارم:اگر دوستم توانسته من هم میتوانم ممکن است اگر غیر ممکن بود برای همه غیرممکن می‌شد

درس پنجم:وقتی دوستم این گوشی رو خریده ینی من در مدار خواسته هام قرار گرفتم و باید ادامه بدم (باور تقویت کننده=اگر یک شخص تونسته به این م ل گوشی برسه منم میتونم)

2.وقتی داییم ماشین یک میلیاردی خرید:خوشحال شدم از اینکه میشود کلیم تحسین کردم/و ناراحت شدم از اینکه زمان خیلی خیلی زیادی باید طی بشه،تا من همچین ماشینی رو بخرم(باور محدود کننده=عدم درک قانون تکامل) و عدم درک تصاعد بعد از تکامل

من خواستار این هستم که این دیدگاه منفی رو به دیدگاه مثبت تغییر بدم و ازین موفقیت درس تازه ای بگیرم چه درسی؟

درس اول:قانون تکامل رو بخاطر بسپار و به به یاد بیار که داییت هم از اول همچین ماشینی نداشته اول یه ماشین پراید داشته بعد کم کم حرکت کرده باور داشته و ادامه داده پس تکامل رو نمیتونی دور بزنی

درس دوم:این فرد تونست بتو کمک کنه تا تو باور کنی که میشود این یک نشانه از طرف جهانه که بمن بگه تو باید به ثروت توجه کنی تو باید به نعمت ها توجه کنی

درس سوم:اگر این شخص تونسته منم میتونم اگر میشه انقدر ثروت ساخت منم میتونم انقدر بسازم

درس چهارم:دایی من توی همین شهر به دنیا اومده توی یه خانواده بوده و بزرگ شده کسیم کمکش نکرده خودش حرکت کرده پس داشتن همچین ماشینی ربطی به موقعیت جغرافیایی و سن و خانواده نداره حتی ربطی نداره که کسی پشتیبان تو باشه یا نه مهم خودتی.

3.وقتی که یکی از نزدیکان بعد از مدت ها به استقلال مالی رسید:بسیار بسیار خشمگین شدم و خیلی احساساتم جریحه دار شد و با خودم گفتم من تا برسم به همین حد از استقلال چه مسیر هایی رو رفتم چه کارایی کردم چقدر تلاش کردم پس چرا بازم از لحاظ مالی اونا بالاترن و بعد هم احساس نفرت کردم که آخه چرا من نباید؟؟؟؟

من خواستار این هستم این دیدگاه منفی رو به یک دیدگاه مثبت تغییر دهم و درسهایی رو ازش بگیرم چه درسی؟

درس اول:امکان پذیر بودن برای رسیدن به استقلال مالی بسیار زیاد

درس دوم:تو از کجا میدونی که همین جوری و یهویی وضعشون خوب شد؟ یهویی مگ داریم؟ بیاد بیار که اونا از کجا شروع کردن و ناامید نشدن بیاد بیار اون زمان هایی که داشتن تلاش میکردن و امیدشون به خدا بود و همیشه میگفتن خدا بزرگه خدا می‌سازه و چقدر ایمان داشتن؟؟؟ مگه تو از ذهن اونا خبر داری؟ مگه از تغییر افکار اونا خبر داری؟ چقدر بها دادن؟چقدر؟ آیدا تو چقدر بها دادی؟ آیا غیر از این بود که به خودت سخت میگرفتی و آیا به غیر از این بود که ترس ها بر تو غلبه میکردن؟؟؟ آیا غیر از این بود که گاها ناامید میشدی و میگفتی نخواستم اصلا آیا ندیدی که چن بار ایمانت رو از دست دادی و دست کشیدی؟ ولی اون ها همچنان داشتن ادامه میدادن

درس سوم:وقتی که خاله ات از ایمانشون توی لحظات سخت برات توضیح داد از صبرشون گفت آیدا تو تونستی انقدر صبور باشی؟؟؟ نه نتونستم پس باید روی صبرت کار کنی تو باگ هات با اونا فرق میکنه تو مقاومت ذهنت متفاوته تو باورهای متفاوته تو داری مقایسه میکنی و مقایسه کردن سمی ترین کاریه که میتونی با خودت کنی تو باید خودت رو با دیروز خودت مقایسه کنی موفقیت دیگران برای الهام گرفتنه برای الگو گرفتنه نه مقایسه کردن!(باور محدود کننده=مقایسه کردن خودت با دیگران بدون در نظر گرفتن افکار اونا)

4.وقتی یکی از آشنایان که لاغر بود به یک بدن عضلانی رسید:من این همه ورزش کردم چرا نتونستم یه همچین بدنی بسازم منم تلاش کردم منم فلان کار رو کردم اخه چرا؟!الان کمی این دیدگاه بهبود یافته و احساس بهتری نسبت بهش دارم و میگم اگر اون تونسته منم میتونم اگر مثل اون باور و عمل کنم

بهبود دیدگاه نسبت به این موفقیت:

درس اول:بیا صادق باشیم تو وسط راه جا زدی (عدم صداقت با خود) و گفتی اصلا نخواستم و باشگاه رو رها کردی تو ایمان خودت رو از دست دادی فرد بدون باور و ایمان نمیتونه به خواستش برسه

درس دوم:تو نتایج کوچیکت رو ندیدی ولی اون میدید (دیدن نتایج کوچک و تحسین آنها) یادته که میومد و از تغییرات کوچکش برات میگفت با ذوق و شوق

درس سوم:اون خیلی لاغرتر از تو بود ولی تونست! تا حالا ازین زاویه دیده بودی؟ تو راحت تر میتونی تو مسیرت کوتاه تره تو باید بهتر باور کنی که میشود میشود میشود (باور محدود کننده=عدم درک قانونِ تکامل)

درس چهارم:همش میگی نه پول زیاااااد میخواد مگه اون خیلی پولدار بود؟ خیر نبود پس میشود با پول و درآمدی که الان داری هم به این خواسته برسی (باور محدود کننده=همچی با پول زیاد بدست میاد)

درس پنجم:تو میخوای همچی از اول عالی باشه و بی عیب و نقص اما اون از همون جایی که بود شروع کرد (باور محدود کننده=عدم کنترل کمال‌گرایی!)

5.برادرم دوستان خیلی زیادتری نسبت بمن داره و وقت زیادی رو با اونها میگذرونه دوستانش بیشتر میان طرفش:احساس سرخوردگی میکنم و میگم مگ من چه ایرادی دارم که نباید انقدر دوست داشته باشم من که دوست خوبی میشم و هستم و گاهی واقعا میگم خوشبحالش!

من خواستار تغییر این دیدگاه منفی به سمت دیدگاه مثبت تر هستم به شکلی که من رو به احساس بهتری برسونه:

درس اول:برادرت رو خوب میشناسی آیدا! اون هم تویه خانواده بزرگ شده چرا انقدر اعتماد بنفس داره؟ غیر از اینه که تو حرفهایی رو پذیرفتی که نباید میپذیرفتی؟ و خودت رو دست کم گرفتی! خودتم خوب میدونی که چقدر آدم فوق العاده ای هستی ولی دونستن با باور کردن فرق داره( باور محدود کننده=ارزش های خود را ندیدن)

درس دوم:برادرت از دیگران بت نمیسازه و فکر نمیکنه اونا خاصن خودت بار ها توی رفتاراش دیدی (باور محدود کننده=بت ساختن دیگران)

6.وقتی یکی از آشنایان به خارج از کشور سفر کردن:خوشحال میشم از اینکه ممکن است و ناراحت از اینکه آخه من باید دقیقا چیکار کنم او حالا کو تا به این خواسته برسم دیگه پیر میشم. انقد باید راه های زیادی رو طی کنم که اصن ولش کن درسته میشه،ولی من صبر رسیدن رو ندارم اون حتما یه پول هنگفتی داشته کی میدونه؟؟!

من خواستار تغییرم و می‌خواهم درس های این موفقیت رو برای خودم استفاده کنم چه درسی؟

درس اول: و باااااز هم تکامل تکامل تکامل یادته داییم میگفت باید آدم از یه جا شروع کنه؟ یادته میگفت کارگری میکردم؟ یادته میگفت مهم شروع کردنه؟ وقتی تکامل رو فراموش میکنی موفقیت دیگران برات بد جلوه،داده میشه و فکر میکنی یهویی رسیدن(باور محدود کننده=عدم درک قانون تکامل بااااا اینکه میدونی اون فرد از کجا به کجا رسیده)

7.یکی از همکلاسی های دوران دبیرستان یک ازدواج بسیاز موفق داشته: قیافه خاصی نداشت چطوریه که تونسته؟ نکنه من قیافم خیلی خاص نیست و قیافه اون خاصه! نکنه من کمبودی دارم و هیچوقت هیچکس منو نخواد! من ریزه میزه ام اون قدش بلند بود و هیکلی

/بیخیالش اون ی چیزیش بیشتر از من بود که من نمیدونم

خواستار تغییر این دیدگاه هستم به سمت مثبت چه درسی میتوانم ازین موفقیت بگیرم؟

درس اول:آیدا تو که قانونو میدونی داستان موفقیت توی ازدواجشم میدونی اون جسارت داشته که بره بگه آقای محترم من از شما خوشم اومده (همسر ایشون که همکلاسیم بودن یک وکیل ثروتمند بسیار موفق هستن) این رفتار چیزی به غیر از احساس لیاقت رو میرسونه؟؟؟ آیا تو هم همین طور باور کردی خودت رو؟ نه! پس توهم میتونی اگر مثلش باور کنی و عمل کنی عمل کردن نه به این معنا که دقیقا همین کار رو بکنی بلکه به این معنا که در شرایط متفاوت احساس کمبود نکنی (باور محدود کننده=احساس عدم لیاقت)

درس دوم:این موضوع باید به تو ثابت کنه که ازدواج های موفق هنوز هم هستن وجود دارن و اگر اون تونسته توهم میتونی یک ازدواج موفق داشته باشی جهان داره بهت نشون میده که ببین آیدا ببین میشه!!!(باور محدود کننده=کمبود روابط مناسب)

درس سوم:هیچکس از شما بهتر نیست شما فقط متفاوت هستید و شما هم از هیچکس بهتر نیستید بلکه باز هم فقط متفاوت هستید ما در اصل جودی باهم برابریم

8.یکی از همکلاسیام دانشگاه تهران رتبه 26 وکالت قبول شد:اون اراده قوی داشت ولی من ندارم. من اصن روحیشم ندارم حتما زود یاد میگیره چون توی کلاسم بهترین نمرات رو داشت. مخی که اون داشت من هرگز ندارم ،زود خسته میشم

من خواستار تغییر این دیدگاهم هستم:

درس اول:بهای موفقیتش رو پرداخت کرد ولی تو نه فراموش کرده بودی که موفقیت بها داره (باور محدود کننده1=موفقیت مفت مفت هم میشه بدست بیاد و باور محدود کننده 2=موفقیت سخت بدست میاد و من حوصله سختی کشیدن ندارم پس کلا حرکت نمیکنم)

درس دوم:اون دنبال علاقش رفت ولی آیدا تو علاقت نبود تو علاقت چیز دیگه ای هست (باور محدود کننده=عدم رفتن. در مسیر علایق)

*این نکته رو بگم یک سری از این موفقیت ها مال قبل هست و مقداری بهبود در هر کدوم ازینا بوجود اومده اما چند تا از این ها هنوز هم توی وجودم هستن ولی به شدت دارم با این تمرین به خودشناسی عمیقی میرسم و مغزم رو کندو کاو میکنم)

و حالا میفهمم که حتی در گذشته چرا به یک سری از موفقیت ها نمی‌رسیدم و یا حتی الان که به بعضیاشون هنوز هم نرسیدم!! این نوشتن ها و اینکه پیدا کنم اونها چطور عمل کردن یا فکر کردن و کاملا منطقی میشه که چرا رسیدن چطور رسیدن دیگه اون احساس خشم و نفرت و حسادت کمرنگ میشه…!

9.برادرم به راحتی وبا تلاش کمتر من نمرات خوب میگیره:خوشحال میشم چون میگم راهش رو بلده و چه بهتر که راحت تر نمره خوب میگیره کلیم واسش خوشحال میشم و میگم چرا آدم وقتی میتونه راحت نمره بگیره سختی بکشه؟!

بهبود دیدگاه در این موفقیت:

درس اول: من احساس بدی نمیگیرم ازین موفقیت برادرم اما درس بزرگی که بمن داد اینه که لازم نیست با سختی ب چیزی برسی (چون برادرم راحت تر ب خواسته هاش میرسه) چون به خودش سخت نمیگیره و هر مسیر سختی یه مسیر غلطه اون حتما راهش رو بلده که چطور مطالعه کنه (باور محدود کننده=سختی کشیدن راه رسیدن به خواستت)

درس دوم:به هر چیزی میخوای برسی دنبال راه راحت بگرد و از خودت بپرس چطور ازین راحت تر چطور ازین بهتر؟؟؟؟! ولی من با خودم میگفتم ای بابا بازم باید ی سختی رو تحمل کنم تابه فلان موفقیتیا فلان نمره برسم!!!

یه نکته رو من این جا بگم:احساسات من اینجا چند حالت داره:

1.اگر اون موفقیت ازون دسته از موفقیت ها باشه که بار ها خودم خواستم تلاش کردم و نشده و بیخیالش شده باشم احساسم بد میشه احساسم از نوع خشم و نفرته…

2.اگر اون موفقیت جوری باشه که طرف بگه بابام کمکم کرد مادرم فلان کارو کرد برام فلانی انقدر پول داد بهم و… احساس حسرت میکنم چون میگم نگاه کن اینا چقد زندگی خوب تری داشتن یکی حداقل اون رو آدم حساب کرده کمکشون کرده من این همه تلاش کردم تاااازه اینجای کارم اونم خودم تکی و خدای خودم

3.اگر موفقیت موفقیتی باشه که جزو اهداف و خواسته های من باشه و در مسیرش باشم تحسین میکنم،

ذوق میکنم به اون فرد تبریک میگم و میگم من در مدار رسیدن به اون خواسته دارم قرار میگیرم و اون خواسته رو بسیار بدیهی و دست یافتنی میبینم…

ایده های الهامی من برای رفع هر کدوم از این باورهای محدود کننده:

باور های محدود کننده

1.خواسته ها دور از دسترسن:پیدا کردن الگوها برای اینکه ببینی خواسته ها در دسترسن مثل موفقیت اول که گفتم دوستم عطیه آیفون آخرین مدل خریده و برام بدیهی شد

2.عدم درک قانون تکامل:باید قانون تکامل رو مداااااام به خودم یادآوری کنم پاشنه آشیل منه و آوردن مثال هایی از تکامل در کل دنیا یادآوری اینکه آقا جون خوده خدام یه شبه دنیارو خلق نکرد

3.مقایسه کردن خودم با دیگران:باید به درک این موضوع برسم که مسیر هرکس کاملا جداست و من خودم رو باید دیروز خودم مقایسه کنم باید بهتر از دیروز خودم باشم نه بهتر از بقیه!!

4.موفقیت گاهی اوقات ممکنه مفت مفت بدست بیاد:اینو من اعتراف میکنم بعد از انجام این تمرین و درآوردن دیدگاه و عملکرد خودم و دیگران کاملا منطقی شد که مفت مفت بدست نمیاد!

5.عدم دیدن نتایج و موفقیت های کوچک درطول مسیر:راه حل این باور هم مشخصه که بااااید بتوانم ببینم موفقیت های کوچک رو باید بتوانم باید خودم رو آموزش بدم که تحسین کنم خودم رو بیشتر و بیشتر بیشتر!

6.عدم کنترل کمال‌گرایی گرایی:اینم که ماشاالله پاشنه آشیل بندست که راه حلش در یکی از جلسات دوره شیوه حل مسائل گفته شده،کار کردم روش خیلی زیاد اما بنظرم باید بار ها و بار ها گوشش بدم پیشنهاد میکنم به بقیه دوستان چون واقعا فوق العادست!!!

7.همچی با پول زیاد بدست میاد: ایجاد باور اینکه از همین جایی که هستی شروع کن که فایل رایگانشم توی سایت هست بنظرم بهترین منطق هارو داره برای رفع این ترمز

8.ارزش های خود را ندیدن: هرروز ویژگی های مثبت خود را لیست کن و مرور کن تا بتوانی یاد بگیری ببینی که چقدر انسان فوق العاده ای هستی

9.بت ساختن از دیگران:گوش دادن به فایل توحید عملی 6 و ایجاد باور اینکه/هیچکس از شما بهتر نیست وشماهم از هیچکس بهتر نیستید بلکه شما متفاوتید!

10.قیافم به اندازه کافی خوشگل نیست:ایجاد ارزش درونی و پذیرفتن بیشتر خود عشق ورزیدن به خود از طریق تمرین آینه و یادآوری اینکه من بدون هیچ دستاوردی ارزشمندم من همینطور که هستم کافی هستم دوست داشتنی هستم و لایق عشق حقیقی و محبت و احترامم

11.احساس عدم لیاقت:بهبود عزت نفس از طریق عشق ورزیدن به خود بی قید و شرط و یادآوری نکات مثبت به طریقی که به احساس بهتری نسبت بخود برسم

12.تو زندگی باید زجر و بدبختی کشید:فایل رایگان کدام مسیر را انتخاب کرده ای سنگلاخی یا هموار؟ که در حال کار کردن روی باور هستم حدودا یکماهه دارم بهبودش میدم

13.عدم درک اینکه باید در مسیر علایقت حرکت کنی: چون میگفتم پول توش نیست و در دوران دبیرستان به شدت به این موضوع اعتقاد داشتم

14.دوست نبودن با پول: راه حلش اینه که مقداری پول رو در حسابم پس انداز کنم تا بتونم با پول دوست بشم فقط به همین نیت و نه به قصد و هدف که ثروتمند بشم که در حال انجامه…..

15.حتما باید یکی پشتیبانت باشه تا به یه جایی برسی:آوردن مثال هایی از افرادی که بدون پشتیبان به جایی رسیدن و همچنین فایلهای توحیدی رایگان

توی این تمرین 15 باور محدود کننده شایدم بیشتر وجود داشت و من در حیرتم !

جای تعجبی نداره که به بعضی از خواسته هامون نمیرسیم ایراد کار از ذهن ماست بعد میاییم واسه توجیح خودمون به دیگران حسادت میکنیم یا نفرت میورزیم !! کاملا ذهن من ساکت شد،آخه دختر خوب با این همه باور محدود کننده به کجا چنین شتابان؟ صبر کن وایسا استپ کن تا همین جا

من دارم رو خودم کار میکنم و به خیلی موفقیت ها رسیدم خیلی خیلی زندگیم متحول شده ولی بازم راه دارم میلیون ها سال نوری با اون چیزی که قراره بشم

استاد عاشقتمونم بابت این فایل فوق العاده. چهار ساعته دارم روی این فایل کار میکنم از 9 صبح که چشامو باز کردم تا همین الان که ساعت تقریبا 1 ظهره


منتظر خواندن نظرات و تمرینات تأثیرگذار شما در بخش نظرات این قسمت هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1433 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «hanife sepehri» در این صفحه: 1
  1. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند وهاب و بخشنده

    سلام به دوستان و همراهان عزیزی که این کامنت زیبایم را میخوانند

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز سلام و خدا قوت من را بپذیرید .

    تمام اتفاقات زندگی من داره به وسیله فرکانس ها و افکار غالب من به وجود میاد .یعنی در طول روز من به چه چیز هاییی توجه میکنم به زیباییی ها ،موفقیت انسان ها ،به پیشرفت جهان در هر ثانیه، به ثروت ها و نعمت ها و فروانی ،احساس شادی،احساس لذت ،احساس قدرت ….. یا به نازیبایی ها و بدبختی ها و گرفتاری ها ی پی در پی،. استاد عزیزم به محض اینکه حتی از کلمه بدبختی هم که استفاده میکنم ذهنم سریع داره اتفاقات ناجالب رو برام مرور می‌کنه که اره یعنی اینو ،اینو، این،…

    اما در مورد زیباییی ها خیلی کم ذهنم تربیت شده که بگه فلان اتفاق هم جزو زیبایی های زندگی ات محسوب می شود. اما ذهن نجوا گر من بیشتر می‌گه اون. اتفاق که خیلی ناچیزه !! خب حالا که چی ؟ همه هم تونستن فقط تویی،..

    استاد عزیزم شما تو فایل قبلی از قدرت اراده در مقابل نحوه ی عملکرد مغز گفتید که اگر سیستم مغز، میزان پاداش دهی اش در قبال کار های که. انجام می دهیم یا انجام نمیدهیم بیشتر باشد ما را نادخود آگاه وادار به کاری میکند که خیلی خوش مان میاید ، حالا این کار خوردن مواد غذای باشه ، مصرف مواد مخدر باشه ،یا فداکاری و ایثار باشه ،از خود گذشتگی باشه.و هر چیز دیگر …. قطعاً کاری است که مغز از انجام دادن اون کار خوشحال میشه و به ما پاداش میده برای همین ما بیشتر تشویق میشویم به انجام دادنش .. ویا اگر ما کاری انجام ندهیم و زحمتی به بدن ندهیم هم باز مغز خوشحاله و از انجام ندادنش به ما پاداش میده

    میزان پاداش دهی بستگی داره به چند مرحله اول انجام یک کاری. اگر ما یک هدفی رو دنبال میکنیم و براش قدم بر میداریم در مرحله های اول به شکست بیانجامد ومغز در مقابل نجواهای محدود کننده کم می اورد و ما را از دوباره امتحان کردن باز میدارد

    اما اگر در مرحله های اول کاری انجام دهیم که الگو های بیشتری دارد واحساس رضایت مندی بیشتری در انجام اون کار باشد هم مغز پاداش می دهد وما را وادار به انجام اون کار میکند

    این سیستم پاداش دهی چه برای اشتباهات ما چه برای کار های درست ما به یک شکل عمل میکنه ما باید به قول گفتنی رگ خوابش رو بلد باشیم ،چطوری تربیتش کنیم، ازش کار بکشیم.

    یکی هست تو رابطه اشتباه با جنس مخالف در همون مرحله اول با شکست مواجه میشه ودیگه تو رابطه اشتباه نمیره و

    یکی هست تو رابطه اشتباه با جنس مخالف، نمیفهمه و بهش خوش میاد و ادامه میده اتفاق اونقدر کند و بی رنگ اند که طرف متوجه اشتباهش نمیشه یعنی لذتش از انجامِ تو رابطه موندن بیشتر از رنجشِ تو رابطه موندن است و یواش یواش رابطه سرد و بی روح میشه و طرف ترکش میکنه نمیفهمه از کجا خورده . میره تو رابطه اشتباه دیگه و باز همون طور ادامه میده .طوری که توان ترک رابطه نداره و مجبور میشه هی ادامه بده وابسته بشه

    وحالا

    بریم موضوع جدید

    قدرت ذهنیت قدرتمند کننده در برابرذهنیت محدود کننده

    استاد عزیزم گفتید فایل رو قطع کنید و به سوالم جواب بدید

    سوال اول ایا کسی رو داری که به موفقیت های بسیار دست پیدا کرده است از دوستان ،اشنایان،وفامیل یا نه ؟

    اگر داری چه احساسی در قبال موفقیتش داری ؟

    ایا خوشخال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری!؟

    ایا موفقیت او الهام بخش شماست!؟

    ایا از انجام کار های او ایده میگیری وخودت استفاده میکنی !؟

    یا حسادت می‌کنی و میگی خب حالا که چی رسیده که رسیده !؟

    یا حسادت میکنی و افسوس میکشی و میگی خوش به حالش و خودت رو ناتوان می‌بینی!؟

    من دوست نزدیکی دارم که به موفقیت های بسیاری رسیده

    اقوامی دارم که به موفقیت بسیاری رسیده در حوضه ارایش گری بسیار موفقه و پول های کلانی ساخته .والان خودش داره اموزش میده وبه کلی خانم اموزش داده و مدرک داده

    دوستم توی زندگیش تضادی بزرگ داره با این که خانه داره اما تونست در امد زایی کنه اون از طرف شوهر و اشنایان زیاد تحقیر شده و سختی کشیده برای همین به فکر درامد زایی افتاده که لیاقتش رو ثابت کنه و با نتایجش بزنه تو دهن طرف

    اون اولین کاری که انجام داد تصمیم گرفت یه مغازه لباس فروشی بزنه ادامه داد واخلاق خوبش باعث شد مشتری های زیادی به سمتش بیان و موفق بشه و خودش مستقل باشه منت جیب همسر رو نکشه . چون بیشتر همسر ها وقتی سر کار میرن خیلی منت میگذارن که اره من کار میکنم پس من برترم هر چی زور بگم یا دستور بدم باید بگین چشم .بدون اجازه من حق نداری فلان چیز رو بخری .

    واین طور شد که دوستم نتونست این ثحبت های نیش دار رو تحمل کنه چ رنجید و این رنجش باعث حرکتش شد واز در امد زایی واعتماد به نفسی که گرفت بسیار لذت برد .و ادامه داد .حتی به فکر بیشتر پول در اوردن هم شد رفت گواهینامه اش را در عرض دو ماه گرفت و مسافر کشی کرد از اونجایی که قیمت مناسب کرایه میگرفت و خوش اخلاق و شوخ طبع بود و اعتماد به نفس پیدا کرده بود تمام خانم های روستا به اون می‌گفتند ما رو این ور اون ور ببر چون ذهنیت روستایی ها این بود که یک خانم نمی‌تونه با اقایی دربستی بره .حتما یه رابطه ای با هم دارن یا کلا راحت هم نبودن تا مقصد ، دوستان عزیزم روزی بود که مسیر های بیست و پنج کیلومتر و بیست کیلومتر و حتی دوسه کیلو متر رو سه بار مسافر رفتو برگشت داشت . شنبه و چهار شنبه سرویس دخترای خوابگاه غلامان بود . همه به زهرا اعتماد پیدا کردند .خیالشون راحت بود که سرویس خوابگاه خانم .

    خیلی از لحاظ روحی تغییر کرد و خیلی خوشحاله و بگو بخند داره

    من یکی از مشتری های مغازه اش بودم چون روبه روی من بود براش چاییو شیرینی بردم و بابت موفقیتش تبریک گفتم

    با هم دوست شدیم و خیلی صمیمی

    من از بابت دوستم خیلی خوشحال شدم که موفقه یک الگوی که تقریبا تضاد زندگیش با من یکی بود . اما تضادش باعث پیشرفتش شد .من هنوز سر در گم که چرا من هیچ ایده ای به ذهنم نمی‌رسه چرا من نتونستم مثل دوستم در امدزایی داشته باشم و این اونقدر تکرار شد که همسرم هم من رو با دوستم مقایسه کرد من رو بی عرضه فرض کرد من رو ادمی بخور بخواب توصیف کرد . میگفت خانم های مردم رو ببین دوش به دوش همسرشون کار می‌کنند تو چی چه کاری بلدی. هیچی !

    من از اینجا ست که نسبت به دوستم بد بین شدم و یه جاهای بدم اومد ازش و یه جاهایی حسادت ورزیدم . اما در کل این باور در من ایجاد شده که من هم میتونم انجام بدم .فقط باید باور های مخرب رو از بین ببرم و باورهای قدرتمند کننده جایی گزین کنم . باور من این بوده که از یه جایی به بعد همسرش ازادش گذاشته کاری به کارش نداره

    وباور دیگه این که اگر من کار کنم همسرم عادت میکنه و بعد انتظارش بیشتر میشه که من هم از در امد خودم برای خرح خونه استفاده کنم یا ذهنیت بیشتر خانم ها اینه که چشمش کور. دندش نرم بزار بره خودشم هزینه های زندکی رو متحمل بشه که فردا روزی اگر تقی به توقی خورد و از هم جدا شدیم حداقل حسرت نخورم که ای کاش بهش کمک نمی‌کردم. ای کاش برای خودم پس انداز میکردم ای کاش فلان چیز رو برای خونه نمی خریدم ای کاش پولم رو صرف زندگیش نمیکردم. ای کاش برای خودم زندگی میکردم .

    از نودو نه درصد مرد ها می‌شنویم که اگر بوی پول به دماغ خانم ها برسه به سرشون می زنه که خیانت کنن

    بی راهه برن پول دار شدن خانمهاو ازادی بیش از حدشون باعث میشه از مردش جدا شه یا پی خلاف و مصرف مواد مخدر بره

    این میشه که توی ذهن بیشتر ما خانم ها باور محدود کننده ایجاد بشه که نکنه من پول دار شمرو موفق شم از همسرم جدا شم نکنه دماغم باد کنه و مغرور شم نکنه با پول دار شدنم و موفقیتم افراد سود جو جذب من شوند نکنه پی مصرف مواد مخدر بروم. نکنه خلاف کار شوم نکنه با پول دار شدنم همسرم احساس برتری اش را از دست بدهد و از من جدا شود .

    باورهای چون ترس از دست دادن عزیز

    ترس از دست دادن همسر

    ترس برچسب زدن خلاف کاری و خیانت

    ترس پر توقع شدن همسر و کم کاری کردن همسر در تقبل هزینه های زندگی

    ترس پیدا شدن سرو کله ادم های مزاحم

    ترس سود جویی آقایان غریبه از موفقیت مالی مون

    وکلی ذهنیت اشتباه دیگر کلی ذهنیت محدود کننده دیگر

    اخه همین دوستم برچسب زده شده که حالا ببین اگر عاقبت از همسرش جدا نشد

    حالا ببین که ثابت میشه که دنبال جنس مخالف بره حتی وقتی همسر و فرزند داره برای همین که میترسم

    واون خانم فامیلی که گفتم هم میگن که گفته همسرش که نتونسته به اندازه خودش پول در بیاره و اون همه کار کرده نتونسته حتی خونه و ماشین از خودش داشته باشه ازش جدا میشه و پی خوش گذرونی های خودشه و به شوهرش محل نمیگذاره یا یه زنمو دارم کهخیلی پول داره و کلی طلاو زمین داره دقیقاً همین برچسب زده شده که طرف با مرد های غریبه رابطه داره و از همین راه کلاه برداری کرده و کلی کش رفته از طرف کلی رشوه گرفته ولی به خداوندی خدا خیلی خانم با معرفت و مهر بان و مهمان نوازه ودست کلی از زوج های جوون رو گرفته اینا اصلا دیده نمیشه

    این حجم از الگو های و باور های مخرب است که ذهن من تربیت شده فرار کنه ازاین رنج ها و پول در اودن

    ثروتمند شدن رو بشوره و بزاره کنار . من با استفاده از فایل های استاد باور م رو دارم درست میکنم که طرف به عنوان خط شکن هست برای من طرف با تجربه هاش تونسته برام میانبر بشه و تحسین کنم موفقیت افراد رو خوش بین بشوم

    تمرین

    زهرا ی دوستم عزیز دلم تونست مغازه بزنه و خودش از پس هزینه هاش بر بیاد و کارش رو گسترش داد

    دختر خاله ام زهرا تونست ارایش گری بزنه و با سن پنج شیش سال کوچکتر از من مدرک بگیره و به موفقیت مالی برسه اون یکی فامیلم که خودش ماشین یک میلیاردی داره خونه داره کلی خوش گذرونی میکنه و لذت می‌بره

    خواهرکوچکتر از من با سن 25سال تونسته تو بهترین جای طلا سفید بجنورد مغازه لباس فروشی بزنه و کلی تفریح و کلی ازادی و کلی مستقلی و کلی اعتماد به نفس به دست بیاره

    دختر عمه ام تونسته رشته تجربی رو در خوابگاه نمونه بجنورد ادامه بده و الان پرستار موفقی شده

    پسر همین عمه ام که بیست و پنج شیش سالشه تونسته معلم بشه و الان معلم دختر کلاس پنج من هست .

    دختر دایی مامانم که هم کلاس بودیم صمیمی بودیم که اسمش شکوفه کیک پزی رو تو خونه خودش شروع کرده و الان دو ساله بهترین کیک های سفارشی رو میپزه و کلی سفارشی میگیره و کیک تولد من و دخترم سوگل کلاس پنجمی رو اون پخت کلی از روستا های مجاور سفارشی میگیره

    پسر عمه ام سکینه حسین ارزمانی تو کار تبلیغات و ساختن بنر های تبلیغاتی که کارو زندگیش رو یکی کرده و ازادی زمانی و مکانی داره و مسافرت و تفریح و لذت بردن از طبیعت جزو زندگیش شده خدارو شکر از شاگردان استاد هم هست و کلی موفقیت مالی داره یه ماشین تقریبا شبیه ماشین قرمز شما هم داره با رنگ مشکی که با هاش مسافرت میرن

    خانم خیلی وفا دارو مهربون و جذاب و دوست داشتنی هم داره که خیلی مهرو محبتش به دلم نشسته . مریم بانو هم اسم خانم شایسته عزیز به شایستگی خانم شایسته که اونم کلی با همسرش هم کاری داره و با هم زندگیشون رو ساختن

    زنداداشم هم ادمین پیج پسر عمه ام بود توی کنتر از ده روز ده میلیون پول گرفت این ده میلیون که میگم برای من کلی پوله چون هیچ درامدی از خودم ندارم به خاطر باور های محدود کننده ای که داشتم البته دارم کم کم از بین می‌برم .

    این دوستان که نام بردم چه در سهایی میتونم ازشون بگیرم

    زهرا رفیق صمیمی ام به شدت دوست داشت که خوذش و بلا بکشه و موفق شدنش رو ثابت کنه که عرضه انجام هر کاری رو داره و میتونه حتی بالاتر از یک مرد هم پول بسازه

    و ذهنیت افراد رو در مورد راننده ی خانم که مسافر کش هم باشه و از چهار پنج روستا های مجاور مسافر ببره و بیاره تقویت کنه به باور قدرتمند کننده وباعث شد پا روی ترس‌های خوذش بگذاره وپشت گوش بندازه اهمیت نده حرف ها و برچسب هایی که بهش زده میشه .

    وچقدر عالیه که این دوستم چون خوذش در امد داره میتونی برای دوستاش بدون اجازه شوهرش کادو بخره جشن ها رو شرکت کنه

    دور همی هایی دوستانه با خرج خودش داشته باشه که بسیاری از شوهر ها پول برای این کار ها به خانم نمیدن

    یا هنگامی که یک منبع در امد زایی به هر دلیلی قطع بشه خوذش در امد داره که ازش استفاده کنه

    زنموم هم نمونه ای از اولین زن موفق در دوره 30 ساله ام هست که میشناسمش کلی میتونه معاملات کلان انجام بده خرید و فروش لبنیات خریدو فروش آذوغه دامی خرید و فروش زمین

    دوستم شکوفه با رشته تجربی به دلیل ازدواج و بچه داری و نتونست کنکور شرکت کنه کیک پزی رو شروع کرد تا در امد زایی بشه برا قدم برداشتن برای کنکور ،ادامه دادن رشته تحصیلی تا موفقیت های بسیار وشکستن باور اینکه یک خانم خانه دار هم میتونه تو کنکور شرکت کنه و در خصوص علاقه اش تلاش کنه و موفق بشه

    استاد عزیزم. ارزو میکنم این دوره ای که میخوایین بر گزار کنین در مدار دریافتش باشم چون هیچ محصولی تا حالا نتونستم بخرم

    به دلیل نداشتن درامد ارزو دارم مبلغی که برای دوره مشخص میکنید در توان من باشه تا استارتش رو بزنم برم بالا تر

    شما میگید برای هر دوره هزینه مشخص کردید که افراد با پرداختن بها برای محصول ارزش قائل میشوند در غیر این صورت سر سری از کنارش رد میشن

    ولی من از خدا خواستم که بهترینش رو بهم هدیه بده

    دو هفته پیش دوره دواز ده قدن برای نشلنه امروز من آمد اما چون درامد نداشتم نتونستم تهیه اش بکنم من باید از شاگردان موفق شما باشم

    من باید به تمام خواسته هایم برسم

    من نمیمیرم مگر اینکه تمام ارزو های چندین ساله ام بر اورده شده باشند

    من ارزو دارم که روز مثل شما قران رو درک کنم و از اصل و اساس قوانین تبعیت کنم

    من ارزو دارم که مثل شما تو طبیعت زیبا برم و زندگی کنم

    من ارزو دارم که عشق و محبت را با تمام وجودم بپراکنم و جذبش کنم

    من ارزو دارم که بهترین رابطه را با ادم رابطه ام داشته باشم

    من ارزو دارم که به اندام رویای و تنی سالم و سلامت برسم با استفاده از دوره ی قانون سلامتی شما

    من ارزو دارم که ماشین سواری کنم ماشین بخرم گواهینامه بگیرم و ازادانه به مسافرت و طبیعت گردی که خیلی عشقشم بروم

    من ارزو دارم بهترین فرزند رو تربیت کنم که الگو های ایمدکان باشند

    من ارزو دارم خونه و ماشین و ملک و املاک از خودم داشته باشم

    من ارزو دارم که از شر قسطی خریدن وسایل روز مره زندگی راحت شم من ارزو دارم که هر چی که دوست دارم همون لحظه توانایی خرید جنس نقد رو داشته باشم

    من ارزو دارم که بدنی قدرتمند و نیرومند داشته باشم تا بتونم با همسرم کشتی بگیرم

    من ارزو دارم شنوایی گوش هایم را به بالاترین حد از شنوایی برسونم چون گوش های من از بقیه افراد خانواده خیلی ضعیف است کَر نیستم ولی بعضی از کلمات رو گوشم تشخیص نمیده و باعث شده که خیلی مسخره بشوم خیلی سرزنش شدم ، خیلی افراد با اشتباه شنیدم میزنن زیر خنده و من از درون خود خوری میکنم و جوش میزنم حتی گریه ام میگیره از بس نجواها و سزنش ها تحقیر امیز بوده

    من ارزو دارم که ازادی زمانی داشته باشم ازادی مالی داشته باشم ازادی در هر مکان و سر زمینی داشته باشم

    من ارزو دارم که کلی پرورش سبزیجات سالم و اصل داشته باشم

    و کلی ارزو های دیگر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: