ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4


کلید: توضیحات ابتدای فایل را تا زمان طرح سوال گوش کنید. سپس فایل را متوقف کنید، به سوال مطرح شده فکر کنید، پاسخ های خود را بنویسید و سپس ادامه ی فایل را گوش دهید.

سوال این قسمت:

وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

خواه تغییراتی سطحی مثل تغییر دکوراسیون، غذا و … باشد یا تغییرات جدی تری مثل تغییر در منبع درآمد، محل زندگی، رابطه عاطفی و …

آیا در برابر آن تغییر مقاومت می کنی یا با آغوش باز از آن تغییر استقبال می کنی؟!

آیا آن تغییر را فرصتی برای تجربه های جدید، ورود به دل ناشناخته ها و رشد و پیشرفت می دانی یا به چشم “اختلال در زندگی ات” به آن نگاه می کنی؟! 


تمرین این قسمت:

نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی. سپس با دقت توضیحات فایل را گوش بده، نکته برداری کن و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل تمرین را به شکل زیر انجام بده:

مرحله اول:

چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی اما بعد از مدتی که آن شرایط تغییر یافته را تجربه کردی متوجه شدی نه تنها آن تغییر بد نیست بلکه چقدر به نفع شما بوده و چقدر به رشد شما کمک کرده است؟

بنابراین در مرحله اول تمرین، بر یادداشت کردن تغییراتی تمرکز کن که در گذشته در زندگی شما رخ داده و در نهایت نتایج مثبتی برای شما به ارمغان آورده است.

مرحه دوم:

برنامه ای قابل اجرا برای ” استقبال از تغییر” بریز و آگاهانه شروع به ایجاد یک سری تغییرات در روند روتین زندگی خود کن.

کلید: سعی کن آرام آرام و از موضوعات کوچک شروع کنی و با ایجاد تغییرات کوچک، ذهن خود را برای لذت بردن از تغییر آماده کنی. سپس در طی این روند، ذهنیت خود را به نحوی تغییر دهی که به جای مقاومت در برابر تغییرات، از آنها استقبال کنی و حتی به صورت ناخودآگاه به دنبال یافتن فرصت های رشد در دل تغییرات باشی.

در فایل این جلسه، مثالهای متعددی درباره نحوه انجام این تمرین توضیح داده شده که به شما کمک می کند موضوع را کامل درک کنید.

مرحله سوم:

یک یا چند عبارت تاکیدی مثبت بنویسید که کمک می کند ذهنیت شما در برابر تغییر بهتر شود و باورهای قدرتمند کننده ای در راستای استقبال از تغییرات، در ذهن شما ساخته شود.

مرحه چهارم:

به این 3 مورد فکر کن و با دقت پاسخ بده:

مورد 1: در حال حاضر چه تغییری است که می دانی باید در روند زندگی شما ایجاد شود اما به دلایل مختلف انجام آن را به تعویق انداخته ای؟

مورد 2: مورد را یادداشت کن و سپس توضیح بده چه برنامه ای برای اجرایی کردن این تغییر به تعویق افتاده داری؟

مورد 3: با توجه به آگاهی های این فایل، به صورت کلی از این به بعد چه برنامه ای برای ایجاد ذهنیت ” استقبال کننده از تغییرات” در زندگی ات داری؟


منابع کامل درباره محتوای این فایل:

دوره قانون آفرینش | بخش اول

آموزه های این بخش از دوره قانون آفرینش، منطق هایی قوی در ذهن ما می سازد که مبنای استقبال از تغییر است. یعنی این آگاهی ها، آیتم های رنج و لذت را در اهرم ذهن ما به گونه ای اصلاح می کند که فرد به صورت خودجوش، جهادی اکبر برای ایجاد تغییرات بنیادین در باورهای محدودکننده به راه می اندازد.


سایر قسمت های این مجموعه

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    252MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

528 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رویا مهاجرسلطانی» در این صفحه: 4
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    نشانه ی امروزم!!!!!

    وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا

    و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کاری] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده

    خدایاااا کمکم کن که بتونم ورودی های درست و مناسب داشته باشم تا بتونم خروجی ذهن درست و مناسبی داشته باشم . تا بتونم تغییرات خوب و عالی رو در زندگیم ایجاد کنم

    وقتی من بتونم کنترل. ذهن داشته باشم و به ذهنم خوراک درست و مناسب برسونم . مواظب دیدنی ها و شنیدنی ها و گفتنی هام باشم حتما آن چیزی که از من تراوش می‌کنه و ساطع میشه هم درست و مناسب خواهد بود

    در واقع معنی این آیه همین خواهد بود و باید هر لحظه از خداوند هدایت بطلبیم که من رو بسمت و سویی هدایت کنه و کمکم کنه که از تغییرات استقبال کنم

    خدایاااآ بلطف و فضل و کرم تو من یک قدم بر می دارم و تو هزاران قدم برای من بردار

    خدایاااا قدم به قدم های من را صد برابر خیر و برکت و نعمت و رحمت ببخش الهی آمین

    خدایاااااا کمکم کن و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده و به ذهن و جسممم و قدمهام قدرت و انرژی الهی ببخش که بتونم

    به کاری جدید .. به موقعیتهایی جدید .. به شرایط هایی جدید و به افرادی جدید خوب و عالی هدایتم کن که سربلند با اعتبار نیک از آن کار و موقعیت ها و شرایط ها بیرون بیایم

    خدایاااااا کمکم کن و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا قدم به قدم های من سرشار از قدرت ثروبخش توانگری و جادویی الهی تو باشه

    و در مدار و مومنتوم آزادی در تمام جنبه های زندگیم باشم

    خدایاااااا کمکم کن و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا در مدار مومنتوم آزادی پولی و مالی . آزادی مکانی و آزادی زمانی و آزادی عمل در انجام دادن هر کاری باشم و آزاد بودن در شادی و شادمانی . آزادی و آزادی و آزادی مهمترین بخش زندگی من آزادی است

    خدایاااااا کمکم کن و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا قدرت و انرژی الهی و خزانه ی الهی در خدمت من باشد

    شب گذشته موقع خوابیدن داشتم به قدم ها و حرکت هام فکر میکردم ناگهان از جام بلند شدم و چراغ اتاقمو روشن کردن و اومدم توی دفترم شروع کردم به نوشتن …

    در واقع هر وقت که احساس میکنم باید اون مطلب و بنویسم فوری بلند میشم !!!

    آره !!! داشتم فکر میکردم و سوال میپرسیدم!!!؟؟؟ .. که انگار ایستا شدم .. انگار مثل یک سنگ توی یک نقطه ای از گوشه ی رینگ گیر افتادم..

    نمی‌دونم شاید پشت پرده معجزه هایی در کار است

    نمیدونم شاید مراحل رشد و پیشرفت مو نمی‌بینم و متوجه نیستم

    شاید ظاهر قضیه اینجور بنظر میرسه

    شاید هنوز باورهام تغییر نکرده .. چون استاد گفتند اگر باورها مون تغییر کرده باشه فوری مثل آیینه عمل می‌کنه یعنی نشونه ای و یا هدایتی میشیم که نتیجه اشو فوری میبینیم!؟

    نمی‌دونم…؟؟؟??

    البته همینکه خداوند ساعت 03:30 صبح ها یهویی از خواب بیدارم می‌کنه یعنی تغییر .. یعنی کاری با من داره .. یعنی باید یک فکرهایی بکنم تا تغییرات رو در زندگیم ایجاد کنم .باید ذهنمو تربیت کنم و خودمو آماده ی تغییرات کنم .. البته خیلی کارا کردم که جزو برنامه ی همیشگی زندگیم نیست

    مثلا ..هر وقت دلم خواست فوری لباس می‌پوشم و یهویی توی این هوای سرد میرم بیرون.. قبلنا کلی برنامه ریزی میکردم ..

    صبح اول وقت میرم دوش میگیرم و مدیتیشن سپاسگذاری انجام میدم .. بعدش کلی به خودم میرسم و توی آینه بخودم نگاه میکنم و با خودم صحبت میکنم!!!

    و یا با دست دیگه ام مسواک میزنم!!!

    و یا خلوت گزینی رو در پیش گرفتم

    و یا فقط به خودم فکر میکنم

    و یا دیگه دلم فقط برای خودم تنگ میشه

    دلم میخواد شاد و خوشحال باشم و برم بگردم!!

    و یا کمی در چیدمان وسایل خونه تغییراتی دادم .. لامپ های هالوژن رو تعویض کردم .

    یک خونه تکونی اساسی انجام دادم ..

    و یا تعدادی از کارهای عقب مونده آم رو دارم انجام میدم .. یک وعده غذا بیشتر نمی‌خورم .. اینجوری راحترم و ..

    توی دفترم فقط و فقط نوشتم …. خودکارام همینطوری قِل میخورد و می‌نوشتم و می‌نوشتم ..

    خدایااا امروز باید چی کارهایی انجام بدم و یا چه قدم‌هایی بردارم برای رشد و پیشرفت های مادی و معنوی ام

    دیگه به ترمزهای ذهنی توجه ندارم

    چون هدفم حرکت کردنه

    همه ی درها و دروازه ها و همه ی مسیرها و راهها باید و باید تا همیشه برای من باز و آزاد باشند ه!!!

    هیچ مانعی بر سر راهم نیست

    هیچ مانعی به اسم ترمز ذهنی در ذهنم وجود نداره

    من به کمتر از بهترین ها رضایت نمی‌دهم

    خدایاآ امروز به کدامیک از سوالات من پاسخ داده میشه ؟؟؟؟

    خدایاااا امروز تو برای من چه می‌کنی که خارج از لیست برنامه های امروزم سوپرایزم کنی ؟؟؟

    خدایا امروز چه پولی میاد توی حساب بانکیم ؟؟؟

    خدایااا چه باور قدرتمند کننده ای باید داشته باشم تا در مدار دریافت و ساختن پول و ثروت قرار بگیرم ؟؟؟

    خدایا منو بسمت چه کاری و یا چه چیزی هدایتم می‌کنی تا پول و ثروت و نعمت های الهی بیشتری به من عطا کنی؟?

    میدانم که من دیگه هیچ سختی رو تحمل نمیکنم و هیچ زوری برای هیچ کاری نمی‌زنم چون جهان من جهان آسانی هست پس باید همه چی هلو بپر تو گلو برام باشه

    خدایااا تو از فضل و کرم و وهابیت الهی خودت میتونی صد برابر نعمت هایی را که قبلنا داشتم رو به من عطا ببخشی

    من چطوری دوباره میتونم مالک خانه دلبخواهم و ماشین و زندگی رویایی ام بشم و به مدارهای بالاتری هدایت بشم تا بتونم سفر کنم و زیبایی های این جهان رو ببینم و شادتر از همیشه باشم!!!

    خدایاااا کمکم کن و از لطف و فضل کرم خودت برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده

    که پشتیبان و حامی و حمایتگری چون تو در زندگیم داشته باشم ؟؟؟؟

    خدایاااا امروز می‌خوام همه ی کارهامو با تو تقسیم کار کنم من خواسته هامو نوشتم و اعلام کردم بقیه و انجام دادنش و هدایت ها با تو

    خدایااآاا کمکم کن و طبق همین آیه آت برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا بتونم حرکت کنم و حرکتمو ببینم و احساسش کنم

    خدایااا خودت قدم به قدم حرکت های من باش تا به اون خواسته های مالی و معنوی ام حرکت کنم و هدایت بشم

    خدایاااا خودت قدم به قدم حرکت های منو قدرت ببخش تا بتونم بسمت آن خواسته های مادی و معنویم حرکت کنم

    خدایاا خودت قدم به قدم حرکت های منو خیر و برکت ببخش تا بتونم به آن خواسته های مادی و معنویم هدایت بشم

    خدایاااا خودت به حرکت ها و قدم به قدم حرکت هام سرعت ببخش تا بتونم از وقت و زمان و فرصت هام استفاده کنم برای حل تمام مسعلع هایم

    خدایااآاا خودت بهم کمک کن برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا بتونم باورها مو در مورد خواسته هایم بدرستی تغییر بدم

    خدایااآاا خودت بهم کمک کن و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده تا بتونم تغییری بکنم که در مدار دریافت پول و ثروت و پیشرفت قرار بگیرم ؟؟؟؟…

    چه رفتاری داشته باشم؟؟؟؟

    بهم بگو کی قدم بردارم ؟؟ کجا قدم بردارم . به چه سمت و سویی قدم بذارم؟؟

    تا شرایطم تو مباحث روابط تو مباحث مالی و درآمدهام تو مبحث سلامتی بهتر و بهتر بشه این باعث میشه کارها راحتتر بشه و اصلا تضاد خاصی پیش نمیاد

    خدایااا خودت هدایتم کن به اون رابطه ی شگفت انگیز و جادویی که تو می‌خوایی بهم بدی

    خدایاااا خودت منو هدایتم کن بسمت آن زندگی رویایی و جادویی که در مدار وفور و فراوانی نعمت ها و خیر و برکت های الهی و فضل و کرم الهی توست

    خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و خیر و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی در تمام جنبه های زندگی و خلق آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورها و ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدود کننده را داشته باشیم.

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    سلام به یگانه خالق جهان هستی که من را خالق آفرید که با کنترل ذهن تغییر دهم و خلق کنم ذهنیت قدرتمند کننده را در برابر ذهنیت محدود کننده ام خدایاااا شکرت

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    و سلام و صد سلام به دوستان عزیزی که با اون چشمان خوشکل شون این کامنت منو می خوانند و از اینکه منم با خواندن کامنت های زیبا و پر محتوا تون به درک و آگاهی بیشتری هدایت میشم ممنون و سپاسگذارم و بهترین ها هدیه ی راه تان باد..

    امروز صبح خیلی خیلی زود یعنی قبل از ساعت 3 صبح خداوند با آرامش و سرحالی منو از خواب شیرین و رویایی ام بیدارم کرد .. البته سحر خیزی رو خیلی دوست دارم ولی فکر نمی کردم اینقدر زود بیدار بشم تازه آن هم با سرحالی تمامممممممم .. خلاصه اول صبحی داشتم با ذهنم مرور می کردم که الان باید چی کارهایی رو انجام بدم.. که به یاد آوردم که یک تعهد و تمرین مدیتیشن و ضربه تراپی ارتعاش پول و ثروت رو باید 21 روز انجام بدم و نوزدهمین روزم بود ..((( این هم یک تغییر است که بجای اینکه مدام بنویسم سبب باور پذیری و باور سازی مداوم صبحگاهی ام شده))) یعنی اول باید بپرم دستشویی و بعدش توی آینه توی چشمام نگاه کنم و بخودم مدام بگم عاشقتمممم عاشقتممنم و هی از خودم توی آینه تعریف و تمجید و شکرگذاری کنمممننم .. بعدش شروع به مسواک زدن با دست برعکس همیشگیم انجام بدم و با دست مخالفم مسواک بزنم اینم یک تغییره( خیلی خوبه هااا انجام بدید امتحانش بعد از چند روز فوق العاده عالیع) .. این خودش یک چالش تغییر و تحول هستش… امروز صبح می خواستم بپرم برم دستشویی و این اعمال رو جلوی آینه و با نگاه کردن توی تخم چشمانم … و اون ارتعاش و ارسال فرکانس رو انجام بدم. اقدام عملگرانانه.(البته اگر دوست داشتید طرز انجام دادن این ضربه تراپی رو براتون هم می نویسم) . خلاصه توی همین افکار بودم که گفتم بذار اول ایمیل های سایت رو چک کنم ببینم چه خبره .. .. اوووووهههه اوهههه ههههه. یک عالمه ایمیل های قطاری بچه ها رو دیدم .. زدم روی کامنت رضوان عزیز دیدم قسمت چهارم ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده روی سایت قرار گرفت … کامنت بسیار عالیع رضوان عزیزم رو خواندم و تقریبا متوجه شدم محتوای فایل جدیدمون چی هست .. اینکه آیا از تغییر تحول استقبال می کنیم و یا چه تغییر تحولاتی رو انجام میدم .. البته هزار تا حرف توی ذهنم چرخید که بیام راجب تغییر تحولات صحبت کنم … البته هنوز نتونستم فایل رو ببینم چون بعد از دستشویی و ضربه تراپی و این حرف ها و نوشتن دفتر شکرگذاری و نوشتن ستاره ی قطبی حدودا دو ساعتی تمرکزی روی ذهنم کار کردم بعدش اومدم که سایت رو باز کنم دیدم نخیررررررر انگار امروز اصلا سایت برام باز نمیشه . گفتم اشکالی نداره میرم توی نوت بوک هر چیزی رو که میتونم می نویسم .. یعنی این روتین صبح گاهیم که باید حتما ی سر و گوشی توی سایت بزنم تغییر کرد اولش ی کم سعی کردم که سایت باز بشه ولی دیدم انگار نمی خواد باز بشه .. بعد یاد سریال سفر به دور آمریکا اون قسمتی که پله ی آر وی خراب شده بود افتادم که استاد رها کردند و رفتند تفریح….. گفتم … باشه . حالا که نت اجازه نمیده و باز نمیشه برم بشینم.. هم بنویسم و هم لحظه ی سپیده دم هلویی آسمان رو تماشا کنم …

    خب تا اینجا کلی تغییر تحول برام پیش اومده و انگار یک جورایی با محتوای این فایل جدید در هماهنگی کامل هستم البته مدتی هست که توی دفترم مدام تقاضای یک تغییر تحول عالی رو در مورد چند موضوع مهم نوشتم.. چون استاد گفتند وقتی همه چی خوب هست اقدام به تغییرات بکنید نذارید جهان با چک و لکد تغییر تون بده خودتون زودتر اقدام کنید…الان هم واقعا همه چی عالیع ولی من شروع به اقدام کرد .. آهان یک چیزی رو یادم اومدم که باید بنویسم .. چقدر جالب از وقتی از خداوند درخواست مو نوشتم تغییر و تحول شروع شد .. چند روز پیش دخترم بهش زنگ زده میشه و دیدم با خوشحالی و خنده از اتاقش پرید بیرون و گفت یکی از دوستان قدیمیش که یک سالن مزون داشته و قبلنا جای دیگه اجاره کرده بود تغییر داده و آمده این جای جدیدش ….. از اینکه این خبر رو شنیدم خیلی خوشحال شدم که دخترم دوباره توی یکی از سالن های دوستش مشغول بکار میشه که اون دوستش هم تازه این سالن جدید رو افتتاح کرده یعنی از جای قبلیش که توی اندرزگو بود جابجا شده اومده فلکه سوم تهرانپارس مشغول کار شده یعنی آین تغییر و تحولات آنچنان با هم در هماهنگی هست که نگم براتون … از اونجایی که برای دخترم خیلی خیلی این مسیر عالی هست یعنی از پردیس تا تهرانپارس و محل جدید کارش همش نیم ساعت هستش دوم اینکه هفته ای دو یا سه روز می‌ره سالن . سوم اینکه صاحب سالن هم دوستشه .. و چهارم اینکه هم آدم ثروتمندی و با شخصیت و خوش اخلاقی هستش و هم این که این سالن جدید ملکش مال خودشه و نیازی نداره که اجاره بده . و پنجم اینکه خیلی خوش اخلاق هستش و دخترم هم خیلی خوشحال هستش پس این تغییر تحول خوب هم برای دخترم عالی شد و هم برای من خوب و عالی شده هم برای اون دوستش عالی شده و هم برای خلق و مردم که سبب یک خدمتی برای افراد شده و از همه مهمتر پول و ثروت ساخته میشه و سبب رشد و پیشرفت و گسترش جامعه و جهان و مردم میشه … خدا رو شکر و بقول خانم شایسته همش سوده و سود خدایاااااا شکرت ….و غر غر های دخترم تمام شد و روابطش با من مدت هاست که خوب شده بود ولی الان دیگه خیلی عالی شده انگار همه چی سر جای خودش قرار گرفته … می‌بینید چطوری کارها بصورت زنجیر وار با هم جور میشه و درست میشه ؟؟؟؟؟ یعنی تغییر تحول خوب به آن تغییراتی گفته میشه که همه چی خودش خود بخود درست و حسابی درست بشه .. و البته که از استاد قشنگم یاد گرفتم که هر چی پیش آید خوش آید و به درک صحیح این جمله ی طلایی هم هدایت شدم الخیر و فی ما وقع

    یکی از تغییر تحولات اخیرم روتین روزانه ی زندگیم بهم ریخته بود …

    داستان اینه که… مدت هاست که من شب ها قبل از ساعت 9 شب می خوابیدم یعنی دوساعت قبل از خوابیدن میومدم دفترمو می نوشتم و ی چکاپ می کردم و لیست ستاره ی قطبی رو تیک میزدم و یا چی کارهایی رو انجام دادم و یا باید انجام بدم و یا در دست اقدام هست و بعدش باور سازی و بعد از این کارا …. میرفتم توی رختخواب و شروع می کردم کامنت دوستان رو خواندن تا اینکه تا قبل از ساعت 9 شب نمی فهمیدم کی خوابم برده….. بعدش صبح ها تا قبل از ساعت 4 صبح و گاهی قبل از 3 صبح با لذت و خوشحالی بیدار میشدم تا شروع کنم به سپاسگذاری کردن و نوشتن و غیره ….. خب تا اینجای داستان رو دقیق توضیح دادم … حالا نمی‌دونم چی شد که کلا روتین این سیستم لذت بخش خود بخود یهویی تغییر کرد .. یعنی شبها عقربه ی ساعت تند تند می رفت به دوازده و یا از یک و دو نیمه شب می‌گذشت و من هنوز خوابم نمی‌برد هی میرفتم کامنت ها رو می خوندم که شاید چشمام خسته بشه و خوابم ببره خلاصه از اونجایی که سحر خیزی جزو روتین زندگیم شده بود و جزو اساس و بنیاد اولیه ام شده حالا فکرشو بکنید اصلا نمی تونستم صبح زود بیدار بشم .. یعنی رآس ساعت همیشگیم بیدار میشدم ولی خواب آلو و بی رمق و خسته و دوباره می خوابیدم . یهو می‌دیدم آسمان روشن شده و داره طلوع میشه و گاهی بعد از لحظه ی طلوع خورشید بیدار میشدم .. خب دیگه یک خواب شبانه هفت هشت ساعت لازمه بدن هستش بخصوص فعالیت ذهنی خیلی بیشتر از فعالیت فیزیکی انرژی می گیره…

    استاد جان نمیدؤنید چقدر ناراحت میشدم .. اصلا نمی تونستم بپذیرم که تا لنگ ظهر بخوابم … یا اینکه نتونم تسبیح خداوند رو زودتر از همین گیاهان و پرندگان بجا نیارم… انگار کل اون روزم از بین رفت پیع کارش .. انگار تمام کارام روی زمین مونده .. انگار به هیچ کاریم نمی رسیدم .. یعنی کاملا تمرکزم بهم می ریخت .. یعنی این روند حدودا بیشتر از یک هفته ای ادامه داشت و بعدش نجواها اومدند سراغم … اینکه آره.. که چی هرشب زود می خوابیدی که صبح زود بیدار بشی ؟؟؟؟؟؟

    اینکه… حالا مگه چی میشه شبها زود نخوابی؟؟؟؟

    خب حالا مگه چی میشه صبح ها زود بیدار نشی و مدیتیشن ها و سپاسگذاری ها رو دیرتر انجام بدی؟؟؟؟

    خب دیرتر برو روی بالکن با کلاغ ها و پرندگان و خورشید و آسمان و ماه و ستاره و آب و هوا چاق سلامتی و احوالپرسی کن….

    دیدی خاله آت هم با زبان و بی زبانی داشت متلک بهت مینداخته که مگه آدم مرغه که زود بخوابه….

    البته من با تغییر و تحولات در بیشتر مواقع اوکی هستم ولی در بعضی مواقع ذهنم قفل میشه و مقاومت می‌کنه مثل همین تضادی که در سحر خیزیم و یا سایت برام باز نمیشد پیش اومد..اصلا توی کتم نمیره .. به هیچ عنوان نمی تونم قبول کنم که یک روز کامنت ها رو نخوندم و کامنت ننویسم و فایل نبینم و صدای استادم رو نشونم . واقعا خیلی برام سخته .. برای همینه از اعماق وجودم و از صمیم قلبم برای این سایت گرانبها مون و استادادن عزیزم و دوستان نازنینم تشکر و قدردانی می کنم خدایاااا هزاران هزار بارشکرت … برای تمام فایل ها و نوشته ها و گفته های استادان عزیزم و برای تک تک این جمله های الهی که در اینجا نوشته شده و در این جهان هستی ثبت و ضبط شده ممنون و سپاسگذارم

    استاد جان و خانم شایسته ی نازنینم خداوند عزت تون رو زیاد کنه . خداوند بهتون عمر با عزت و سلامتی و تندرستی بی نهایت بده . استاد جونم عاشق تونم بخدا امروز بیشتر از همیشه عاشقانه دوستون دارم خدایااا شکرت وووای اشکم در اومدددد

    خب بریم بقیه ی داستان …

    منم فکر کردم که چیکار کنم دوباره بتونم روال سحر خیزی مو روبراه کنم ..

    استاد جان میدونید چیکار کردم … بچه ها خخخخ..

    وقتی اومدم دفتر ستاره قطبی و شکر گذاریم و بنویسم. . می گفتم …. خدایاااا شکرت که شبها قبل از ساعت 9 شب با آرامش ذهنی و قلبی سرم رو بر روی بالینم قرار میدم و در آغوش گرم و نرم الهی به خوابی شیرین و رویای فرو می روم و از اینکه صبح ها قبل از ساعت 4 صبح با آرامش و آسایش بیشتر خداوند از آغوش گرم و نرم الهی ام بیدارم می کند مممنون و سپاسگذارم خدایاا شکرت ممنونم…

    اینو هر روز صبح برای تشکر و سپاسگذاری نوشتم و هی تکرار و تکرارش کردم .. انگار جهان تو رو با خواسته آت امتحان می کنه .. نخیر اصلا … من باید شکرگذارتر هم بشوم … مدام نهیب زدم و ادامه دادم … خدا رو شکر انگار ذهنم پذیرفت و براش منطقی شد که برای انجام دادن این کارهای تمرکزی و احساس خوبم باید در بهترین زمان و مکان باشم تا بتونم روی باورهایم و این سایت عزیزم و کامنت نوشتنم تمرکزی کار کنم

    خدایاااا شکرت که همه ی کارهایم و همه ی امورات زندگی ام رو چیده مان و برنامه ریزی میکنی به سادگی براحتی به آسونی و سهولت و به زیبایی و عزتمندانه و از کوتاهترین مسیر سر و سامان بخشیدی قبل از اینکه من برسم قبل از اینکه من نگرانش باشم قبل از اینکه ضرر و زیانی باشه توانگرم کرده ای خداوند پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من است خدایا شکرت که والاترین نظم و هماهنگی با مدیریت الهی در زندگیم حاکم است خدایااآاا شکرت ممنون و سپاسگذارم ..

    خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی در تمام جنبه های زندگی و خلق آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورها و ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدود کننده را داشته باشیم.

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    درود و وقت بخیر خدمت دوست عزیز و نازنینم فهمیده ی زارع گرامی

    فهیمه جان چقدر از کامنتت لذت بردم ..

    چقدر با نظم و ترتیب و روان و شیوا و پر محتوا نوشتی

    چقدر آن برگ هایی که از زندگیت ریختن و گفتی سلام قلبم به شور و شوق افتاد!!!مرسی مرسی عزیزم که اینقدر با احساس نوشتی

    تغییرات گذشته آت خیلی به دلم نشست . آن کلاس زبان انگلیسی که استاد تون عوض شده بود اعتراض کردید و بعدش تونستی ذهنتتو کنترل کنی و با گذشت زمان به تدریس استاد جدیدتون علاقه مند شدید واقعا تحسینت میکنم آفرین دختر چقدر افکار قدرتمندی داری آفرین !!!

    همچنین زندگی گذشته آت رو رها کردی و با ورود همسر جدیدت دوباره امید و انگیزه و عشق و مهر و محبت و شور و شوق زندگی رو تجربه کردی واقعا تحسینت میکنم می‌دونم که از زندگی جدیدت راضی و خشنود هستی همیشه کامنت هاتو دنبال میکنم و از نگارشت لذت میبرم مرسی مرسی که میایی و برامون می نویسی فهیمه جان به امید خدا همیشه و همیشه در کنار عزیز دلت لذت عشق رو بیشتر از همیشه تجربه کنی و همیشه از نعمت های خداوند احاطه باشید به امید خدا همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    و همچنین از کلمات تاکیدی در مورد تغییرات نوشتی خیلی لذت بردم با اجازه آت سیووش کردم و منم می‌خوام از این جملات زیبای تو استفاده کنم تا تبدیل به باورهای عمیق درونیم بشه !!!

    من هم همیشه تغییراتی در زندگیم پیش آمد که الخیر و فی ما وقع رو خیلی خوب درک کردم مثل تغییر مکانی که داشتم توی پروفایلم و در کامنت هام بارها و بارها نوشتم که در آن دوران قطعی اینترنت و مسایل خانم مهسا امینی برام به زیبایی اتفاق افتاد و خداوند آنقدر قشنگ برنامه ها را چیدمان و برنامه ریزی و هماهنگ کرده بود که هر روز از خداوند سپاسگذاری میکردم خانه ای که خیلی بهش وابسته شده بودم همسایه ها و دوستان فوق العاده ای رو آنجا پیدا کرده بودم ولی وقتی شرایط تغییر کرد مثل باد و طوفان عمل کرده بود و مثل برق و باد شرایط برام به زیبایی تغییر کرد و اومدم توی این خانه ی بزرگتر و بهتر و قشنگتر و نوساز!!! واقعا چقدر آن لحظات برام نگران کننده و دلهره آور بود ولی با کنترل ذهن و بلطف و فضل و کرم الهی خداوند منو روی شانه هایش نشاند و آورد به جای بهتر و امن تر و زیبا تر.. خدایااا ممنون و سپاسگذارم که بیش از سه ساله که در این خونه ی زیبا زندگی میکنم با یک مالک فوق العاده خوب خدا رو شکر …

    و الان دوباره یک احساس دیگری برام بوجود آمد و با تضادهایی فهمیدم که دوباره زمان تغییرات جدیدم فرا رسیده ولی ایندفعه بدون هیچ شکی و تردیدی به خداوند اعتماد دارم و می‌دونم که پلن های خوبی برام چیده و خودمو و تمام کارهامو به خودش سپاردم و هیچ مقاومت ذهنی برای تغییرات جدیدم ندارم و بقول استاد حتی خودم استقبال میکنم از این تغییرات . هر چند نمی‌دونم چه تغییراتی در راهه ولی می‌دونم الخیر و فی ماوقع در راهه خدایااا شکرت

    فهیمه جان ممنون و سپاسگذارم برای این کامنت با کیفیت تون که سبب خیر و برکت برام شد و همچنین نشانه ها و هدایتی برام شد تا این جملات تاکیدی رو بطور مداوم تکرار کنم اون هم با صدای بلند !!! الان در همین غروب خورشید اینا رو با خودم تکرار کردم و الان بازم می‌خوام دوباره تکرارشون کنم و بنویسم

    مرسی مرسی !!! فهمیه جان برات آرزوی موفقیت در تمام جنبه های زندگی رو دارم

    بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای تو دوست عزیزم و همسر گرامی و برای همه مون خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید و در مدار مومنتوم مثبت وصل باشی به انرژی منبع الهی

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    یعنی بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    با درود و وقت بخیر خدمت آقای محسن عباسی گرامی

    خیلی ممنون و سپاسگذارم برای این پیام فوق العاده عالی و بینظیرتون !!!

    طبق عادت همیشگی هر روز اول صبح آمدم توی سایت ولی یادم آمد که دیگه آن چراغ آبی رنگ جادویی خبر رسان کنار عکس پروفایلمون دیگه روشن نمیشه و حتی دیگه ایمیل های دوستان رو دریافت نمی‌کنیم …

    بنابراین باید بریم توی قسمت پروفایل و توی قسمت پاسخ به دیدگاههای من

    تا ببینیم خبری و یا پیامی برامون ارسال شده یا نه؟؟؟

    انگار باید به این تغییرات جدید عادت کنیم .. ولی دیدن اون چراغ آبی رنگ خیلی بهم شادی و نشاط میداد اصلا کلی حالمو چند برابر خوب نگه می‌داشت ولی خُب انگار نباید به چیزی دلخوش بود و وابسته شد !!!

    آقای عباسی عزیز از این پیام انگیزه بخش و دلگرم کننده ی شما بی نهایت خوشحال شدم شما سبب خیر شدید که برم دفترمو نگاه کنم چند سال پیش یعنی زمانی که تازه با استاد آشنا شده بودم یک دفتری درست کرده بودم که نکات خیلی مهمی که استاد گفته بودند و دوست داشتم همیشه به یادم بمونه رو در اون دفتر نوشته بودم که این موضوع خشکسالی یکی از اون نکاتی بود که در اون دفترم نوشته بودم البته یادم نیست استاد در کدام فایل و کجا این مطلب رو گفته بودند و یا شنیده بودم ولی برام خیلی ارزشمند بود

    الان دارم اون نوشته رو نگاه میکنم دقیقا بالای این نوشته ها با خودکار نوشته بودم باور جدید=آگاهی جدید= مدار بالاتر که نتیجه واقعیت من است

    نوشته من این بود

    من باور دارم همانطوری که در یک هفته تمام نقاطی خشکسال و بی آب و علف به نعمت و رحمت الهی پر آب و سرسبز شده و جبران تمام سالهای خشکسالی در یک هفته امکان پذیر هست باور دارم که تمام سختی ها و تضادها ی گذشته من هم می‌تونه خیلی زود جبران بشه

    و شما آقای عباسی عزیز دست هدایت خداوند شدید که به یاد بیارم که همه چی در زمان خودش بلطف و کرم و فضل خداوند جبران خواهد شد و شما گفتید..

    یادمون میره که برای خدا کاری نداره در کوتاه‌ترین زمان زندگی ما رو متحول کنه و بهترین‌ها رو به زندگی ما بیاره

    دقیقا همینطوره

    خیلی ممنون و سپاسگذارم برای این پیام ها و این پیام ها و نکات مثبت و مهم !!!!

    چقدر خوبه دوستانی چون شما رو دارم که بطور مداوم بهم یادآوری می‌کنیم چطوری ذهن مون رو کنترل کنیم چون واقعا انسان با یک تضاد و یا مسعلع فراموش می‌کنه که دست خداوند بالاترین دستهایت!!!!

    در مورد همین باران ها و ابرهای بارش زا در ایران همش از این حرفا زده میشد حتی خاله ام همش میگفت دیگه بارون نمیباره .. منم میگفتم مگه خدا تمام شده که ابر و باران و نعمت هایش هم تموم بشه !!!..

    بقول شما ..

    خیلی وقت‌ها میشه که همه مردم درمورد بحران بی‌آبی انقدر صحبت می‌کنن که نگرانی بیهوده همه جامعه رو فرا می‌گیره تمام این حرفها رو توی اخبار و شبکه های خبری مدام از کمبود حرف میزنند .. حتی با این همه باران و برف بازم میان میگن دلخوش نباشید به این بارش ها . صد سال هم باران و برف بیاد این خشکسالی ها درست نمیشه.?؟

    یعنی طبق معمول مدام ذهن افراد رو با باورهای کمبود پُر می‌کنند

    از وقتی با این مباحث آشنا شدم بیشتر میفهمم که چطوری ما رو در مورد باور های ثروت ساز و وفور و فراوانی ها و نعمت های خداوند گمراه کرده بودند و چقدر مکارانه این فریب رو بخورد ملت میدهند..

    بقول شما کلی آمار ارائه میدن که امسال به نسبت سال‌های گذشته چقدر بارش کم شده، ابر دزدی شده، سال آینده سال بحران آب خواهد بود و نتیجه دل سپردن به این حرف‌ها چیزی به جز ناامیدی نیست*

    من که اصلا به هیچ عنوان باور کمبود باران و کمبود نعمت های خداوند رو باور ندارم چون جهان در حال گسترش هست ..

    همین چند وقت پیش دیدم که یک کشتی برنج رو ریختن توی آب دریا . بعدها میگن برنج نیست .. آرد رو ریختن توی دریا آنوقت میگن آرد نیست و خیلی نعمت های دیگه که ربطی میدن به رحمت و نعمت های الهی .واقعا ای کاش مردم آنقدر در مدار آگاهی قرار بگیرن که دیگه این بازی های سیاسی رو باور نکنند ..

    خدا رو شکر تمام شهرهای ایران آنقدر برف و باران باریده که آسمان شهر ما آبی رنگ و صاف و زیبا شده .. چه ابرهای سپید و زیبایی رو میبینم که فقط خدا رو شکر میگویم

    حالا که خوب به این توضیحات نگاه میکنم میبینم که باورهای جدید رو باید بارها و بارها و هزاران بار تکرار کنم تا جزو باورهای جدیدم جایگزین باورهای قدیمی ام بشه!!

    خیلی ممنون و سپاسگذارم آقای عباسی عزیز که سبب خیر و برکت برام شدید تا دوباره کامنت خودم رو بخونم و از خداوند بخوام که لحظه به لحظه من رو در جهت رشد و پیشرفت حمایت و پشتیبانی و محافظت خودش قرار بده !!! چون فقط خداوند من رو بسمت بهترین ها در زمان و مکان مناسب هدایت میکند و نشانه های زیادی از کامنت شما دوست عزیز دریافت کردم

    براتون بهترینها رو در تمام جنبه های زندگی آرزومندم

    بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای شما اآقای محسن عباسی عزیز و همه مون خواستارم !!! در هر شرایطی در مدار مومنتوم مثبت و پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

    یعنی بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست.

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: