همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 107


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 923 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام استاد جان و خانم شایسته جان

    روز شمار تحول زندگی من/ روز سیزدهم.

    نمیدونم چرا ما آدم ها تمایل زیادی برای تغییر دیگران داریم

    شاید برای ما نصیحت کردن راحتر است تا اینکه بخواهیم خودمون عمل کننده باشیم.

    من در گذشته تجربه ای تلخی دارم از تلاش هاو جنگیدن ها برای تغییر دادن آدم های نزدیک زندگیم

    آن روز ها استادی توی زندگی من نبود افتخار عضویت درین سایت مقدس را نداشتم فکر میکردم اگر آدم های اطراف من تغییر کنند شرایط من بهتر میشود البته که نمیخوام خودم را قضاوت کنم چون شرایط اینقدر سخت بود که من فکر میکردم تنها راه نجات جنگیدن و مقاومت کردن و تغییر دادن دیگران است.

    درین اواخر یادم نمیاد آگاهانه تصمیم به تغییر کسی گرفته باشم اما توی ذهنم آدم هارو قضاوت میکنم مثلا میگم فلان حرف، حرکت و رفتار طرف خلاف قوانین کیهانی است یا مثلا این رفتار طرف بخاطر احساس بی ارزشی است

    خلاصه بگم این عادت تغییر دیگران از حالت کلامی تبدیل شده به حالت ذهنی و دارم تلاش میکنم خیلی کمرنگ بشه.

    دوره احساس لیاقت بمن خیلی کمک کرده که برای کسی دلسوزی نکنم

    که من مسول زندگی خودم هستم

    کسی اگر از من کمک بخواد و در حد توانم باشه طوری که بخودم فشار نیاد بهش کمک میکنم

    اما از خودم نمیزنم برای دیگران

    استاد عزیزم سپاس گذارم که راه و روش درست زندگی کردن را بما میاموزید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم جان گفته:
    مدت عضویت: 312 روز

    سلام استاد

    چقدر این داستان به داستان زندگی من نزدیکه من دقیقا 10 ساله زندگی نکردم از سال 94 که فهمیدم پدرم مریضه و دستم رو بردم بالا که من هستم کارهاشون رو انجام بدم ، دستم همچنان بالاست

    بالاست و بارها گفتم شرایط رو من با تلاشم تغییر می دم اما شرایطی که برای من نبود برای پدرم بود برای برادرام بود برای خواهرم بود

    چقدر دوندگی کردم چقدر تلاش کردم که اونها به زندگی نرمال و طبیعی برگردند اما الان بعد از 10 سال فقط و فقط خستگی به تن من مونده و شرایط اونها اصلا اونطور که من می خواستم نشد

    اما چه اتفاقی برای خودم افتاد

    فراموش شدم، وزنم 20 کیلو اضافه شد، مهارت هام همون مهارت های ده ساله قبله و از نظر روحی داغون و خسته

    خداروشاکرم که نگاه ویژه ای به من داره، میون همه ی شلوغی های ذهنم با شما آشنا شدم، چقدر گوش کردن به فایل هاتون من رو آروم می کنه

    منی که بابت کمک نکردن به دیگران صد در صد عذاب وجدان شدید می گرفتم

    الان آروم ترم نسبت به قبل خیلی آروم تر

    سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    Arghavan گفته:
    مدت عضویت: 339 روز

    سلام ب استاد عزیزم و مریم بانو

    سلام ب دوستان هم فرکانسی

    روز سیزدهم روز شمار تحول زندگی من

    چقدر به موقع بود حرفاتون استاد

    همین دیشب داشتم راجب خیلی چیزایی ک میخام تصویر سازی میکردم ک ب فلانی کمک کنم فلان کارو کنم الان شما گفتین آدمها تا خودشون نخوان ما نمی‌توانیم بشون کمک کنیم

    دقیقا هم همینطوره بارها برام پیش اومده مثلاً یه چیزی رو ب کسی گفتم باید اینجوری انجامش بدی ولی گوش نکرده راه خودشو رفته بعد ک ب قول شما چک و لگدا رو خورده برگشته گفته کاش ب حرفت گوش میکردم

    حالا خودم اینجام ک بیشتر به حرف شما گوش کنم و تک تک قانون های ک شما بلد هستین من تازه متوجه شدم یاد بگیرم

    من هر لحظه خداروشکر میکنم ک تو این مسیر پر از عشق پر از احساس قشنگ قدم برداشتم

    دیشب موقع تصور خواسته هام ب قدری احساسم قشنگ بود ک از شدت هیجان تپش قلب گرفتم

    خدایا شکر ک من با استاد آشنا شدم البته خیلی سال پیش من با یه اکانت دیگه بودم پاک شد بازم همه چیو از اول شروع کردم و مطمعنم برای تغییر برای خوب شدن برای خدایی شدن هیچ وقت دیر نیست

    امیدوارم هممون هر روز بهتر و آگاه‌تر بشیم در روند شناخت خودمون خدامون و قانون هایی ک برای همه یکیه

    برای همه عشق شادی سلامتی ارزو میکنم

    ردپای من روز سیزدهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سپیده سیف گفته:
    مدت عضویت: 1184 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    خیلی این موضوع دقیق هست که ما تاثیری روی زندگی دیگران نداریم من خودم به شخصه بارها وبارها شده این رو با گوشت وپوست واستخونم درکش کردم مثلا دختر یا پسری که توی مدار پایین تری هستند خواستم کمک کنم که چطوری خودشون رو اصلاح کنند تا اینکه اتفاقات مثبت تری رو تجربه کنند و حتی دربارهی همسرمم همینطوری بود شاید یکی دو روز اولش به حرفهام گوش میکردند ولی از روزهای بعدش میدیدم مثل قبل خودشون دارن عمل میکنند حتی شده دوستام به من به عنوان یک‌مشاور زنگ میزنند اوایلش خیلی تلاش میکردم ولی الان بیشترین تمرکزم روی خودم هست وحتی زمانهایی که باز از مدار خارج میشم که مثلا بخوام راهنماییشون کنم یه حسی بهم میگه ولش کن وسکوت کن وقتی به حرفش گوش میکنم میبینم انرژیم سیو میشه

    خیلی تاثیر داره که فقط فقط تمرکزمون روی خودمون باشه

    درپناه الله مهربان باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 239 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان ازشما سپاسگذارم بابت این فایل بی‌نظیر

    روزشمار تحول زندگی روز سیزدهم

    چقدر شنیدن این صحبت ها با درک کردن و عمل کردن بهشون متفاوت هست ، ای کاش بتونم فقط شنونده نباشم ، تمام سعی رو میکنم که به این آگاهی ها عمل کنم و از خدای مهربونم میخوام قدرتی بهم بده که تو این مسیر ثابت قدم باشم.

    درک این موضوع که تا وقتی ما خودمون نخواهیم کسی نمیتونه به ما ضربه ای بزنه و ما خودمون خالق زندگی خودمون هستیم باعث میشه دیگه در شرایط متفاوت احساسمون بد نشه ، نگران نشیم ، استرس نگیریم و به ما احساس قدرت میده ، اما اگر واقعا باورش کنیم ، که من خودم تو این مورد کمی بهتر شدم از زمانی که روی خودم دارم کار میکنم ، اما زمانی دارم به این آگاهی ها واقعا عمل میکنم که احساس نگرانی به من دست نده که نکنه این آدم بتونه رو زندگی من تاثیری بذاره یا شرایط من رو تغییر بده و من رو از مسیرم و هدفم دور کنه ، چقدر این جمله طلایی هست که تک تک ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم ، اگر این جمله رو باور کنم دیگه نباید نگران دیگران باشم ، نباید احساسم بد باشه ، نباید بی جا دلم برای کسی بسوزه ، نباید این احساس بد رو داشته باشم که کسی حق من رو خورده یا این اتفاقی که افتاده حق من نبوده ، چون خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و نه ما روی خوشبختی یا بدبختی کسی تأثیری داریم و نه دیگران میتونن به خوشبختی یا بدبختی ما کمک کنن و فقط زمانی میتونیم به دیگران کمک کنیم که نتیجه گرفته باشیم .

    خدارو هزاران باز شکر میکنم که تو این مسیر لذت بخش هستم و با استاد عزیزم آشنا شدم و امیدوارم تو این مسیر استمرار داشته باشم و بیام اینجا و از نتایجم صحبت کنم .

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    رویای شیرین گفته:
    مدت عضویت: 682 روز

    به نام خدا

    22مرداد 1404

    سیزدهمین روز از روزشمار تحول من

    واقعا این موضوع رو با پوست و گوشت و استخوان خودم درک کردم

    من تو بحث عاطفی همیشه پدرم می‌گفت این دیگه هنر یه زن هست که بتونه مردشو اصلاح کنه و منم تو رابطه هایی که پایین تر از حد خودم بود و در اصل هم فرکانس خودم بود تماااام تلاشمو میکردم طرفمو تغییر بدم اما هییییییچ تاثیری نداشت بلکه تاثیر معکوس داشت

    من میپذیرم که 100درصد خالق زندگی خودم هستم اما هیچ تاثیری روی زندگی دیگران ندارم

    پدرم انواع بیماری هارو داره و من الان هست ساله دارم سر غذا خوردنش و سالم خوری بحث میکنم ولی هیچ تاثیری نداشته جز اعصاب خوردی خودم و احساس گناه دادن به طرف مقابل و امیدوارم بیشتر درک کنم این اصل اساسی رو

    ممنونم ازت استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Fateme گفته:
    مدت عضویت: 1419 روز

    سلام استاد گرامی امیدوارم که زندگیتون سرشار از عشق و آرمش باشه. این فایل نشانه امروز من بود، خودم تا شرایط اینقدر سخت نشد که مجبور به تغیر بشم، تغییر نکردم‌ .

    جمله آخر شما که گفتین امیدوارم در پناه خداوند شاد، ثروتمند و سعادتمند باشید، یادمه اونموقع ها کلمه ثروتمند رو که کنار خداوند می‌آوردند من ذهنم مقاومت میکرد ! میگفتم ثروتمند و سعادتمند! با هم نمیخونن .. الان که یاد اون روزا میوفتم خندم میگیره که چقدر من از ثروتمند شدن میترسیدم!! عجب ..

    توی سعادتمند سالی که باشما هستم به لطف خدای مهربون از بیکاری به شغل مورد علاقم رسیدم درآمدم هم ده برابر شده ولی وقتی کامنت دوستان رو میخونم که ظرف دو سه سال درآمدشون صد برابر شده و .. ناراحت میشم و به توانایی های خودم شک میکنم . امیدوارم توی این مسیر ثابت قدم باشم‌ .

    از همراهی شما استاد گرانقدرم در تمام مسیر زندگیم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 724 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز

    این فایل نشانه امروز من بود که منو یاد داستان زندگی خودم انداخت

    ما هیچ قدرتی برای تغییر فرد دیگری نداریم حتی فرزند خودمون

    داستان من مربوط به تغییر دخترم بود

    از اونجایی که من خودم فردی خجالتی ، اجتماعی نبودم و از خودم ناراضی بودم و زندگی ام بر پایه حرف مردم پیش میرفت و کلا برای حرف مردم زندگی می‌کردم و دوست نداشتم دخترم مثل خودم یک فرد وابسته بشه و همیشه سعی میکردم با صحبت کردن یا انجام کارهایی برای او سعی کنم که دختر 6 ساله ام مثل من نشود و تلاش های من همیشه بی نتیجه بود این موضوع بسیار برام ناراحت کننده بود و عذاب آور چون دختر منم داشت مثل مادرش بزرگ میشد ترسو خجالتی و…

    تا اینکه جایی مطلبی خوندم که برای تربیت فرزندتان اول خودتان را تربیت کنید زیرا که ما الگوی بچه هامون هستیم و اونا با دیدن پدر و مادرشان شبیه اونا میشن و یاد میگیرین

    اونجا بود که دست از تلاش برای تغییر دخترم برداشتم و گذاشتم روی خودم اما نمیدونستم باید چی کار کنم

    اولین ایده ای به ذهنم اومد غلبه بر ترسهام بود چون میدونستم که همه اینها نشأت گرفته از ترس های واهی هست

    مثل تنهایی بیرون رفتن از خونه ،خرید کردن ،سوار تاکسی شدن ،وارد اجتماع شدن برام ترس بود

    و من هیچ موقع تنهایی این کار ها رو انجام نمی‌دادم

    اما بعد از اینکه تصمیم به تغییر خودم گرفتم و انگیزه ای که برای دخترم داشتم که مثل من نشه

    اولین تمرینم رو شروع کردم هر روز با یه بهانه ای میرفتم بیرون مثلاً با دخترم میرفتم مغازه نزدیک خونه خرید میکردم

    یا پیاده روی میکردیم

    گاهی هم تنهایی اینکار ها رو انجام میدادم تا بر ترسم غلبه کنم با تاکسی به مطب دکتر میرفتم و…

    شاید اینها کارهای ساده بیاد اما واقعا اون زمان برام ترس داشت

    چون احساس میکردم ترس و استرس ام به دخترم منتقل میشه و اون قشنگ متوجه اینها بود

    پس اول باید خودم رشد میدادم و توجهم رو روی دخترم برداشتم و روی خودم گذاشتم وبا هدایت های خداوند من هر روز تغییر میکردم و رشد میکردم که در یکی از کامنت هام داستان ورودم به زمینه ورزش رو نوشتم که چقدر نتایج عالی از مسیرم گرفتم و ورژن جدید خودمو ساختم تبدیل شدم به فردی اجتماعی شجاع ورزشکار منی که بر دل ترس های بزرگ زندگیم زدم و نتایجی عالی گرفتم خدا را هزاران بار شکر

    اما نتیجه دختر قشنگم چی شد

    دخترم الان 20سالشه اگر بخوام از شخصیتش بگم

    به معنای واقعی یک دختر مستقل و آزاده دختری قدرتمند و هنرمند و اجتماعی تو این سن برای خودش درآمد قابل توجهی داره

    هم از هنرش پول میسازه هم توی شرکت مشغول به کاره

    تنهایی به سفر می‌ره

    تصمیمات زندگیش رو خودش میگیره که اغلب هم درسته

    دستش تو جیب خودشه استقلال مالی داره

    خیلی شجاعانه تو دل تغییرات می‌ره

    حرف مردم براش هیچ اهمیتی نداره اینطور که خودش دوست داره زندگی میکنه

    و این استقلال اش باعث میشه به کسی باج نده و وابسته نباشه

    همیشه با عشق نگاش میکنم و تحسینش میکنم و خوشحالم که تونستم با پیدا کردن راه درست هم خودم رو رشد بدم هم دخترم رو اینطور که خواسته من بود حتی خیلی بهتر بزرگ بشه الان که می‌نویسم اشک شوق تو چشمام هست و ذوق فراوان توی قلبم

    خدا را هزاران بار شاکرم که هر چه دارم از هدایت ها و توانایی ها و فضل او دارم

    از شما استاد عزیزم ممنونم که راه درست و روش درست زندگی را به ما آموزش میدید و یاد آور ما می‌شید که قبلاً چه مسیرهایی را با هدایت خدا و طبق قانون جهان درست اومدیم و از ثمره شیرینش رو داریم لذت می‌بریم تا با استفاده از همین فکت ها انگیزه و ایمان بیشتری پیش بریم

    با تشکر از شما و سایت خوبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سارا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 304 روز

    بانام خدا وسلام براستادم وخانم شایسته عزیزم وهمه شما همراهان

    من بارها بارها این خطا را انجام دادم ونتیجه ان را دیده‌ام وعینا حرفهای استاد را تجربه کرده ام از وقتی این دلسوزی برای دیگران را کنار گذاشتم خودم دارم روز به روز پیشرفت میکنم

    خایا شکرت که به من توانایی داد که خودم را تغییر بدهم من توان تغییر دیگری را ندارم

    اصلا راحتی کار وعدالت این است که طرز زندگی دیگران بر عهده من نیست

    خالقی که آنها را آفریده هدایتشان خواهد کرد همان گونه که من را راهنمایی کرد

    من با این طرز تفکر ارامش را به خودم دادم وبقیه را بخدا سپردم

    سپاس گزارم یا رب که به من توانایی دادی تا خودم را تغییر دهم وزندگی لذت

    بخش تر شد

    سپاس که کامنت نوشتم وفایل استاد را گوش دادم

    حال میدانم که چه وقت وچگونه به دیگران کمک کنم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زهرا پیرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1785 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم ،مریم گلم و دوستان نابم

    سپاسگزارم از استاد عزیزم که باز هم یه فایل هدیه فوق العاده برای ما ضبط کردند ،دست خداوند برای بیان و درک قوانین شدین،عاشقتونم.

    سپاسگزارم از مریم عزیزم که این سفر رویایی و تکاملی شروع کردن و ادامه میدن، اینقدر زیبا درک کردم و برای ما مینویسن که با این نوشته ها من آماده درک مطالب ارزشمندی که استاد میفرمایند شدم.

    سپاسگزارم بابت تمام هماهنگی های جهان که هر وقت با قوانین درک کنیم در جهت رسیدن به خواسته های ارزشمند ما هست و همیشه آدم های هم فرکانس در مسیر هم قرار میده.

    اول تجربه خودم بگم

    من خیلی به برادر کوچیکم وابسته بودم و فکر میکردم اون به من وابسته هست،من باید همیشه مراقبش باشم،چون من مراقبشم و هواشو دارم اینقدر بچه ی فهمیده ای هست،چون من مراقبشم در امان هست و کلی دیدگاه اشتباه تا این که هشت ماه پیش روی این وابستگی پا گذاشتم و جداشدم و از محل زندگی قبلیم مهاجرت کردم و اتفاقی که افتاد این بود که برادرم نه تنها بدون من اسیبی ندید انگار فهمید از درون که من جلو تضاد ها میایستادم و باعث بی حرکتیش بودم خیلی تغیر کرد ،وقتی به درونم رجوع میکنم میبینم که من وابسته بودم و میخواستم اون تو مسیر خوب نگه دارم ،خودم اینطور ارزشمند میدیدم و هدفم محافظت از برادرم بود.

    فراموش کردم قدرت مطلق رو .

    که با شجاعت هایی که تو مسیر داشتم و تو دل ترس هام رفتم خداوند من هدایت کرد به مسیر درست و سایت استاد عزیزم.

    من ذره ذره این آگاهی هارو درک کردم اولش درکم خیلی پایین بود و تو دام تغیر همسرم افتادم که با این آگاهی ها آشناش کنم و همراه من تغیر کنه اینگار که نمیخواستم تنهایی مدارم تغییر کنه ،ترس داشتم از جدایی.

    بازم عشق و وابستگی داشتم قاطی میکردم.

    که خیلی زود با هدایت هایی که به فایل های ارزشمند استاد عزیزم و آیات قرآن و درک قوانین راه پیدا کردم،تمرکزم گذاشتم روی خودم و آگاهی ها ،ترسم کنار گذاشتم و همه چیز سپردم به خداوند.

    همسرعزیزم الان مدت هاست که باهم درمورد خداوند صحبت میکنیم،یا مثلا به درک این که هر وقت حالشون خوبه و سپاسگزار خداونده ،سلاکتیش بیشتر،انرژی بیشتری داره ،مشتری بیشتر و با کیفیت تر داره.

    یا مثلا وقتی فکر منفی داره بدنش زود آلارم میده و سردرد میگیره و در کل علاقه مند شدن و خیلی من رو همراهی میکنن.

    رابطه مون خیلی قشنگتر شده و من حس میکنم تغییر من چرخ زندگی من رو روانتر کرده.

    همه چیز خیلی زیباتر شده و دید من صدها برابر زیباتر ،درهمه چیز زیبایی میبینم و همیشه با همسرم نکات مثبت هم دیگه و اتفاقات مرور میکنیم . اگه تضادی باشه از دید مثبت نگاه مکنیم و با همون نگاه مثبت حلش میکنیم و همه همیشه وجه مثبتشون به من نشون میدن ،با آرامش برای خودم و باور هام وقت میزارم و بی نهایت ثمر داشته.

    اگه بخوام درکم از فایل ارزشمند بگم .

    ارزشمندترین جمله این هست که ما همه به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم.

    باید بپذیریم که مت نمیتوانیم زندگی هیچ فردی را هر چقدر هم برایمان عزیز باشد تغیر دهیم.

    هرکس میتواند خالق زندگی خود باشد و با باور و افکارش زندگی و شرایطش را خلق کند یعنی هر کس هر چیزی تجربه میکنه نتیجه افکار و اعمالش هست .

    من فقط خالق زندگی خود هستم وهیچ قدرتی در زندگی کسی ندارم.این قانون بدون تغییر خداوند است. اگر تمرکزم از خودم بردارم و انرژی و تمرکزم روی تغیر دیگران در جهت مثبت یا منفی بزارم نه تنها زندگی اون فرد تغییر نمیدم باکع خودم از مسیر دور میشم.

    خودم گم میکنم.

    اگر باور کنم میتونم زندگی شخصی را تغیر دهم در خقیقت این باور که دیگران هم قدرت تغیر زندگی من را دارند در ناخداگاهم قدرت میگیرد و در تاریمی فرو میرم.

    این که قادر به خلق زندگی خودم هستم ذات و طبیعت من است. من باید تلاش کنم برای ساختن باور های بهتر،زندگی بهتز،برگشتن به ذات الهی خودم،درک قپانین خداوند،شادی ،سپاسگزاری و شناختن خودم و تجربه خودم در زندگی.

    وقتی من این مسیر طی کنم اینقدر خداوند به زندگی من نور میدهد از تمام جوانب که دیگران خودشون مشتاق میشن راه درست پیدا کنن بدون این که من تلاشی بکنم.

    این بدور از عدل خداوند که ما بتونیم زندگی کسی تغیر بدیم و اون فرد قدرت خلق زندگی شو نداره.

    همه انسان ها برابرند و به یک اندازه وصل هستند،فقط تفاوت در پرک و شناخت ما از قوانین جهان،ظرف دریافت نعمات ،حال خوب ،فرکانسمون هست که با تلاش و تعهد در مسیر میتوانیم به هر انچه که میخواهیم برسیم.

    همه مااین تجربه در تلاش برای تغیر دیگران داریم،که یا جواب نداد یا وضعیت بدتر کرده.

    باید قبول کنیم که تضاد ها آمدند تا ما خودمون بخواهیم تغیر کنیم و خواسته هامون بشناسیم،هدف مند شویم،اول باید بپذیریم و بعد تصمیم به تغیر یگیریم و هر تلاشی از بیرون نتیجه عمس دارد.

    اول باید تغیر در درون صورت بگیره و خواسته ای متولد شود،باور ساخته شود،تکرار شود و در نهایت عمل کنیم،تا تغییر حاصل بشه اگر این روند نباشد هر چقدر افراد تلاش کنند،انگیزه بدن،راه نشان بدن،حتی قدم عملی بردارن مثل پول دادن ما قادر به دیدن و درک کردن نیستیم ،در حقیقت حرکت مثبتی نمیکنیم ،چون آمادگی نداریم،چون هدف نداریم چون نمیخوایم.

    گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش

    یا خداوند میگه کافران میگن ما نمیشنویم میان ما و شما حائل هست در واقع جسم بینشون میست بلکه مدارشون فرق داره، در فرکانس درک این آکاهی ها نیستن.

    اما اگه فردی بخواد تغیر کنه در هر صورت موفق میشع چه ما بخوایم چه نخوایم.

    ما فقط میتونیم با باور کمک به خودمون دست خداوند باشیم و بارسیدن به هدف ما هم به هدفمون میرسیم.

    همون طور که هر تضاد اومده تا به ما نشون بده خواسته هامون و باور های غلطمون رو پس این قانون برای بقیه هم هست و اگه بقیه مشکل دارن این کاملا با قانون خداوند و عدل خداوند هماهنگ است و اومده تا اون ها خواسته هاشون بفهمن،بخوات تغییر کنن ،تنها کاری که ما با دخالت انجام میدیم دور کردن خودمون از فوانین خداوند و حرکت در مسیر نادرست ،اکر اون فرد باور درست داشته باشه حتی بدون دخالت ما به تنهایی راهش پیدا میکنه اما اگه باور نادرست داشته باشه دخالت ما اون رو از فهمیدن هدف اومدن تضاد ها دور میکنه و باغث میشه تضاد های بیشتری داته باشع .

    ما با درگیر کردن خودمون با تضاد های دیگران این تضاد هارو وارد زندگی خودمون میکنیم.

    ما همیشه باید به ندای درونمون گوش بدیم و تسلیم امر خداوند باشیم باید حرکتمون ارزشمند و هدف مند باشه.

    فرهنگ و ارزش های جامعه اغلب غلط هست مثل کمک مالی که در ایران خیلی رایج هست که پول بدیم تا بقیه از بدبختی نجات پیدا کنن و زندگیشون متحول بشه ،اینقدر زیاد که وقتی به گدایی کمک نمی‌کنیم حس گناه میکنیم .

    مخصوصا در فیلم ها این موضوع زیاده که یه فرد مثل ناجی وارد زندگی یک انسان میشع و اون از ناامیدی و فقر و اعتیاد نجات میده و اون فرد بدبخت به همه چیز به واسطه اون فرد ناجی میرسه.

    ما نمیتونیم کسی به سمت خوب. یا بد هدایت کنیم.

    تسلیم باشیم که زندگی کسی نمیتونیم نجات بدیم تا خودمون خوشبخت و شاد باشیم .

    بدون ما فقط با کمک به خودمون ،احساس خوب و دوست داشتن خودمون و درک و شناخت خودمون خداوند جهان هستی لایق خوشبختی هستیم.

    کسی که بخواد تغیر کنه از همون جایی که هست تغیر شروع میکنه.

    هدف خلقت ما خوشبختی خودمونه ،کشف خود و قدرت خلق زندگیمون،و درک این که نه ماقدرتی در زندگی کسی داریم نه کسی قدرتی در زندگی ما داره.

    تنها قدرت خداوند هست.

    همه ما به یک اندازه به خداوند وصلیم و میتونیم از نعمت ها،ثروت هااشنفاده کنیم ،ما همه اجازه خوشبختی داریم،ما خودمون انتخاب میکنیم،نوش دارو کسی نیستیم ،نمیتونیم سپر بلا کسی بشیم این کار جلو حرکت فرد میگیره و مارو به سمت نابودی می‌بره.

    ما با رسیدن به موفقیت و ثروت،پیشرفت میتونیم به بقیه کمک کنیم چون بقیه میبینن مسیری که طی کردیم و همه خواستار موفقیت هستن و تحسین میکنن موفقیت رو .

    چون ما راه بلدیم و با نشون دادم راه وقتی بثیه به نعمت میرسن خداوند به ما هم نعمت بیشتر میده

    چون اون فرد انتخاب کرده تغیر کنه و با نشون دادن راه راه ما روشن تر و هموار تر میشه.

    چون با حرکت در راه خداوند پیدا میکنع و از خداوند میخواد ،به درک میرسع ،تغییر میکنه و ما با کمک کردن خودمون رشد میکنیم.

    همون طور که وقتی ما در مسیر حرکت میکنیم خداوند با بینهایت دست به ما کمک میکنه به اون فرد کمک می‌کنه شاید ما دستی از دستان خداوند قرار بگیریم.

    نباید این ها رو اشتباه بگیریم.

    خداوند من رو به مسیر های درست هدایت کن مسیر ابراهیم و پیروانش.

    خداوندا دردونتو هدایت کن که تنها از تو کمک میخواد.

    عاشقتم

    با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: