همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    به نام خدای مهربان

    کسی که توی مدار موفقیت نیست، کسی که خودش نمیخواد موفق بشه، کل دنیا هم اگه بخوان این اتفاق نمیفته

    کسی که خودش نمیخواد حرکت کنه، کل دنیا نمیتونن با زور حرکتش بدن

    خیلی از ما احساس می‌کنیم باید به اینو اون کمک کنیم که اگه دست اینو بگیرم، اگه یه پولی توی جیب اون بزارم

    اون دیگه یه آدم متحول میشه و تغییر میکنه و چقدر از ماها زندگی خودمون رو نابود کردیم برای اینکه فکر میکنیم داریم به بقیه کمک می‌کنیم و این یک باور اشتباهه

    من باید بپذیرم نه میتونم سرنوشت کسی رو به سمت خوبی هدایت کنم، نه میتونم سرنوشت کسی رو به سمت بدی و شکست هدایت کنم

    من اصلا نمیتونم اینکارو انجام بدم

    من فقط میتونم زندگی و سرنوشت خودمو تغییر بدم

    نه سرنوشت دیگران رو

    من این قدرت رو ندارم، من باید به این حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران برسم تا بتونم از زندگیم لذت ببرم، تا بتونم خوشبختی رو تجربه کنم

    من نمیتونم زندگی کسی رو که خودش نمیخواد عوض کنم

    اگر هم یکی خودش بخواد زندگیش رو عوض کنه و تغییر کنه، بخواد پیشرفت کنه و ثروتمند بشه، اگه به فرض من دلم نخواد که این پیشرفت کنه بازم نمیتونم کاری بکنم یعنی توی هر دو حالتش همین جوریه

    پس به هیچ عنوان انرژیم رو بر روی دیگران نذارم به این هوا که دارم بهشون کمک می کنم

    در صورتی که هم اونو دارم از هدف دور می کنم هم خودم رو از هدفم دور می کنم

    همه ما به یک اندازه به خان نعمت ها دسترسی داریم و اینجوری نیست که فکر کنیم یه آدم خاصی بیشتر دسترسی داره یه سری از آدم ها کمتر

    و اونی که بیشتر دسترسی داره باید یک کاری بکنه برای اونایی که کمتر دسترسی دارن

    نه اصلا اینطور نیست، چون همه به یک اندازه دسترسی دارن

    حالا اگه اون آدم هایی که به قول قرآن خودشون خودشون رو محروم کردن، خودشون به خودشون دارن ظلم میکنن، اگه بیدار بشن دست دراز میکنن و از نعمت ها هر چی که میخوان برمیدارن

    اگر هم بیدار نشن من اگه دست دراز کنم و به اونها بدم بر خلاف مسیر قانون حرکت کردم و هم به خودم ضربه زدم و هم به اونا

    چون یه موقع هایی هست که درد و غم و گشنگی و تشنگی و دربه دری و بیچارگی، بی خونگی و هر رنجی که میتونیم تصور کنیم نیازه برای بیداری یک انسان

    اصلاً باید این مرحله رو طی کنه

    مثل جوجه ای که باید اون درد و این فشار بیرون اومدن از تخم مرغ رو بپذیره، دردش رو بکشه تا بدنش قوی تر بشه

    اگه بخوام بهش کمک کنم باعث میشم جوجه از بین بره، اون باید خودش این تلاش رو بکنه و این تلاش و این حرکت بهش کمک میکنه

    من فقط با کمک کردن به خودم، با پیشرفت خودم، با موفقیت خودم و با الگو سازی از خودم میتونم به دیگران کمک کنم

    اگه قوانین جهان هستی رو خوب درک کنم خیلی راحت و شاد و طبیعی زندگی می کنم

    طبیعی یعنی یه زندگی سالم، شاد و پر از نعمت و ثروت و زیبایی

    ولی اگه قوانین جهان رو درک نکنم، زندگیم غیر طبیعی میشه

    رنج ها و غم ها و مشکلات میاد

    اما این مشکلات میاد برای اینکه بهم بفهمونه قوانین چیه

    بعضی ها زودتر میفهمن و بعضی ها دیرتر میفهمن

    ولی هر کسی در زمان خودش میفهمه🪴

    من نمیتونم زمان فهمیدن کسی رو زودتر کنم یا دیرتر کنم

    من باید تسلیم باشم در مقابل تغییر دیگران، من باید اجازه بدم دیگران راهشون رو پیدا کنن

    اگر هم میخوام بهشون کمک کنم مصداق کسی باشم که به خوشبختی و سعادت و موفقیت رسیده

    اون وقت اگه ازم پرسیدن که چطور زندگی کنیم تا موفق بشیم براشون وقت بذارم و بهشون بگم

    هر چند که اگه هم براش وقت نزارم جهان از بی نهایت دستش، خداوند از بی نهایت طریق پاسخ رو به اون فرد میده

    ما بی نهایت متصل هستیم و دسترسی داریم به نعمت های خداوند و اگه اینو باور کنم، اگه آسوده باشم، اگه تسلیم پروردگار باشم، اگه توکل کنم و ایمان داشته باشم دریافتشون میکنم

    من اگه اصرار داشته باشم تا فرشته نجات زندگی دیگران باشم و به دنبال راهی باشم تا بخوام زندگی همسر و فرزند، دوست و برادرم رو تغییر بدم با این فکر که دارم به جامعه کمک می کنم

    وقتی که تلاش می کنم تا فرد دیگه ای رو تغییر بدم بیشتر از همیشه از مسیر رشد دور میمونم

    اولین قدم برای همراه شدن با قوانین زندگی دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگرانه

    تموم اتفاقات زندگیم بدون استثنا نتیجه باورها و فرکانس‌های خودمه

    تا وقتی این اصل رو درک نکنم، راهی به مسیر هماهنگی با قوانین ندارم

    وقتی همین قانون رو درک کنم دیگه تلاشی برای تغییر دیگران انجام نمیدم

    چون میپذیرم که هر فردی هم اکنون در جای درستشه

    همون جایی که نتیجه باورهای خودشه همون باورهایی که هیچ کس به جز خودش توانایی تغییر شون رو نداره

    باید ناتواناییم رو درباره تغییر فردی غیر از خودم بپذیرم تا به آرامش برسم

    باید دست از تلاش برای فرشته نجات دیگران شدن بردارم تا نجات پیدا کنم🪴

    باید دست از نگرانی برای پدر، مادر، همسر و فرزند، خواهر، برادر بردارم تا به خوشبختی فرصت ورود به زندگیم رو بدم

    چون همه ما به یک اندازه به منبع نعمت ها و ثروت ها دسترسی داریم

    به یک اندازه به نیروی هدایتگر الهی متصلیم عزیزانم الان در هر وضعیتی که هستن، هر چقدر هم نا دلخواه، در جای درستی قرار دارن

    و به محض اینکه خودشون اراده کنن و آماده بشن

    میتونن با تغییر باورها شون از این شرایط به سمت شرایط دلخواه حرکت کنن🪴

    سپاس فراوان از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      غزل عطائی گفته:
      مدت عضویت: 2665 روز

      دوست عزیزم ..

      دوسه روزی هست که من تصمیم گرفتم یه تمرین برای خودم بنویسم که توش توضیح بدم قوانینو و انقدر تکرار کنم تا باورام تغییر کنن و دیگه دلسوزی نکنم .. الان که دارم فکر میکنم که چطوری به این قسمت هدایت شدم اصلا یادم نمیاد

      اما متنی که شما نوشتید دقیقاااا همونی بود که من باید برای خودم مینوشتم .

      شما خیلی کامل و عالی توضیح دادین . چه درک عالی ای از قانون دارید . خیلی تحسینتون میکنم

      سپاسگزارم که به خدای درونتون گوش دادین و نوشتین .

      من تقریبا برای همه باورای محدودم یه همچین متنی(با توجه به قانون و با توحه به اون مسئله ) مینویسم و هرروز میخونم . بعد یه مدتی اون باوره خیلی بهتر میشه و ذهنم مقاومتشو از دست میده ‌. حتی من یه دوره ی هشت جلسه ای هم درست کردم با همین روش که خیلی خیلی کمک میکنه تا به طور دقیق باورارو ریشه یابی کنم و تغییر بدم ..

      سپاسگزارم ازتون به خاطر اینکه دست به قلم (تایپ) شدین و برامون نوشتین

      الهی که همواره در مسیر نور و روشنایی باشید و بهترین ها نصیبتون بشه .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1688 روز

    به نام خدای مهربانم.

    سلام استادجانم.

    اولین درس و اولین نکته ی این فایل .

    قانون کبوتر با کبوتر باز با بازه.

    یاهمون الطیبات للطیبین

    خیلی وقتا خیلیامون مث خودم توی این دام میفتیم ک خب چجوری ما میتونیم با ادمایی ارتباط برقرار کنیم ک هم فرکانسمونن مثبتن.

    ماکه تماممم افراد دور برمون منفین و…

    اما اگه به قانون خداوند اعتماد داشته باشیم ،

    خداوند کسانی رو دور ما جمع میکنه که دقیقا شبیه ما باشند.و همفرکانسمون باشن.

    پس باید فقط روی خودمون کار کنیم و نخوایم بزور کسی رو درزندگیمون نگه داریم .ایمانمون رو حفظ کنیم تا خداوند دستانش رو بفرسته.

    درس بعدی :کسی که درمدار موفقیت نیست.کسی که خودش نمی خواهد موفق شود.کل دنیا هم اگ بخوان نمیتونن زندگیشو خوب کنن کسی که خودش نخواد حرکت کنه،

    و ما با تلاش به تغییر زندگی دیگران خودمون رو فقط نابود میکنیم و میکشیم پایین .

    ما باید به این درک برسیم ک ما ناتوانیم از تغییر دیگران تا به خوشبختی برسیم.میدونین استاد دقیقااین فایل شب قبل نشانه روز من بود .من با خودم گفتم این براچی نشانه منه .من ک خیلی وقته ن کسیو هدایت میخوام بکنم ن تغییر بدم .

    خلاصه گفتم بعدا گوشش میدم الان کارمهم تر دارم.

    بعد نصف روز ک گذشت ،تولد یکی از عزیزان من بود.که خب شرایط خوبی نداره .من بهش پیام دادم باعشق تبریک گفتم و براش نوشتم که میدونم تو لایق خوشبختی هستی و نباید توی این زندگی میبودی .

    و خلاصه منم ک احساساتیم گریه شدم .

    و ته قلبمم این بود ک فلانی الان تو ی خانواده دیگه زندگی میکنه چرااون انقدخوشبختع ولی ایشون بخاطر این خانواده داره زندگی بدی رو تجربه میکنه.

    و سنشم خیلی کمه.

    خلاصه یکم احساسم بد شد.

    بعد نشانه روزم رو بازکردم رسیدم به این فایل گفتم اهاااان .پس خداوند میدونسته ک قراره چنین اتفاقی بیفتع و منم طبق باورام چنین واکنشی رو میدادم.

    (لابلای حرفام دارم میفهمم که خداوند نیاز مارو برای رسیدن به خوشبختی و ثروت و نعمت میدونه ک چ چیزای نیاز داریم حتی وقتی خودمون نمیدونیم..الله اکبر باورممم نمیشه شمافکن خودت نمیدونی ک به چنین فایلی نیاز داری حتی قبل ازینک نیاز داشته باشی اون فراهمش کرده.پسسسسس برای رسیدن به رویاهاتم اون نیازاتو میدوننننهههههه و داره هدایتت میکنه .حالا چ با تضاد ها .چ باانسان های خوبی ک سرراهت قرار میده چ با ایده های ناب .خدا چقدر دوست دارم .تو داری بهم میگی ک نیاز نیست تو غصه چیزیو بخوری ک چجوری باورامو درست کنم چطوری به اون خونه برسم چطوری ب اون ماشین برسم تو میگی تو دستتو بده به من به من تکیه کن توکل کن شاد باش من قدم به قدم هدایتت میکنم و کورگره های ذهنتو باز میکنم مومنان فقط باید به خداوند توکل کنند.چقدر خوشبختم اخه .پس کار من تقلا کردن نیست .من کارو سپردم به تو الله دستمو بگیروهدایتم کن ک کارت هدایته خالق خوبم پس برنامه هارو چیدی برای رویاهام مرررسی دوست دارم )

    خب بریم سراغ ادامه :این فایل دقیقا برای من بود که بدونم ن تنها عدالت در سرتاسر این جهان و ان جهان برقراره بلکه خداوند حتی بیش از استحقاق ماهم به ما میبخشه .

    کافیه که بخوایم .اتفاقا بعضی وقتا میشنوم ک میگن فلان چیو نخور شاید یکی نداشته باشه دلش میخواد .

    فلان کارو نکن شاید یکی نداششته باشه.

    ینی میگن تو گشنه باش تا کسی دلش نسوزه ولی من استاد با تمامممم وجودم با پوست و گوشت و استخونم درک کردم که وقتی ادم دردشششش بیاد بزرگترین کارارو میکنه.

    خود من وقتی دردم اومد شروع کردم به حرکت شروع کردم به عوض کردن خودم شروع کردم زندگی خودم رو تغییر دادن.

    چون خانواده ی نبود ک پشتیبان من باشه اتفاقا این درد منو بزرگ کرد حتی نداشتن پدر از کودکی یا حتی مادرم که خیلی توی بچگی من نبود ،،،،،باعث شد من الان مستقل باشم و مث بچه کوچیکا نگم نههه من باید کنار پدر مادرم باشم من نمیتونممم ازونا دل بکنم .

    یا من وابسته به دوستامم.

    نه خداروشکر به کسی وابستگی ندارم اتفاقا این دردا منو بزرگ کرده ک کم تر شرک بورزم چون کسی نبوده ک بخوام بهش تکیه کنم بجزززز الله .

    وقتی درمونده میشی وقتی میخای له بشی و یکی دستت رو میگیره ک فرمانروای کل جهانه ،تورو مدیون خودش میکنه و باعث میشه دستت جلوی هیچکس جز خودش دراز نباشه.

    من با تمام وجودم میگم همیشه .

    بذاررررر طرف دردش بیاد .

    بذارررر .

    که زودتر بیدار شه.

    اگ زیر پروبالشو بگیری اونو میکشی .اونو نابود میکنی.

    تعز من تشا و تذل من تشا بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر .

    اصلا بقول خودش کیه که خدا بخواد ببرتش بالا و بقیه بخوان بکشنش پایین و بتونن؟؟؟

    کیه ک خدا بخواد بیارتش پایین و بقیه بخوان ببرنش بالا و بتونن .

    خدا بخواد؟؟؟ینی توقوانین خدا باشه .

    ینی خودتتتتت بخوای تا هدایتت کنه.

    الله خوب هدایت میکنه.

    همیشه میگم اگ حالم خوب نباشه ی وقتایی ینی خدا دیگ منو هدایت نمیکنه!؟؟؟دیگ میگه برو

    وقتی حالت خوب شد بیا!؟؟؟؟الان کاریت ندارم ؟؟؟؟؟

    نه

    بخدا نه .

    حتی تو حال بدیام وقتی بهش گفتم حالمو خوب کن کمکم کن .

    اول کمکم کرده ک بیام تو احساس خوب بعدشم هدایت کرده .

    من فقط ازش خواستم.

    میدونم ک ذهنم پرازززززز سیمان محکم باورای مذهبیه

    میدونم ک ذهنم داغونه.اما ازخودش خواستم ک اروم اروم هدایتم کنه به خواسته هام چون خودش میدونهههه که چقدرررر رویاهام رو دوس دارم و مقدسن .

    و زیبان.

    شاید الان نفهمم شاید شاکی شم .

    شاید بگم کو پس کو.

    ولی بخدا الله داره جلو ترم میچینع .

    من نمیبینم .

    ازش میخوام فقط کاری کنه من تسلیمش باشم.

    دوست دارم الله .

    اگر ما قوانین جهان هستی و مدارهارو خوب درک کنیم .،،،،،طبیعی زندگی میکنیم.

    اگر ما عظمتشو مهربانیشو بخشندگیشو خوب درک کنیم ،خیلیییی خیلیییی راحت و شاد زندگی میکنیم .

    طبیعی زندگی میکنیم.

    قوانین جهان مثل قوانین فیزیک،

    تاقبل ازینک چیزی مثل کولر یا پنکه اختراع بشه ،انسانها فکر میکردن که دیگه همینه دیگ باید بسازیم دیگه طبیعی همینه ک تابستون گرم باشه و زمستون سرد دیگه همینه کاریشم نمیشه کرد.

    ولی وقتی این وسایل اختراع شد ،،،و در اختیار انسان ها قرار گرفت دیدن که نهههه اونا قوانینشو نمیدونستن.و هیچ گناهیم نداره ک کسی کولر داشته باشه و خونشو خنک کنه و لذت ببره و طبیعیشم اینه ک بقیع هم کولر تو خونشون داشته باشن حالا باید برن بخرن دیگه.

    ولی چرا وقتی ما داریم زجررررر میکشیم تو زندگیمون با مصائب و مشکلات فراوان

    فکر میکنیم زندگیه دیگ طبیعیش همینه دیگه.

    و اگ ی نفرم از قوانین استفاده کرده باشه مثل استاد عباسمنش،،،،میگیم طرف دروغ میگه یا مگه میشه یا هرررچیز دیگه ی ،

    چرا ،،،،چون قوانین به این شکل نیستن که بیای همون لحظه یسری قطعات سرهم کنی یسری قوانین فیزیکی مکانیکی رو بچینی کنار هم بزنی تو برق کولر کارکنه .

    براهمین نمیتونی خوببب درک کنی که دلیلش استفاده از قوانینه .

    چطوره که وقتی کولر میخری برا خونت ک خنک بشی طبیعیه و عذاب وجدانیم نداری یا نمیگی ک کولر منو از خدا دور میکنه ولی برا پول و ثروت و چیزای دیگ میگیی خب اینام نعمته اینام برای راحتیت اومده .اینام حاصل استفاده درست از قوانینه .

    تو برای تجربه چنین لذتی خلق شدی ،ن برای زجر و بدبختی .

    چرا از اینترنتی ک پتانسیلش در این جهان وجودداشتع و یکی اومده و استفاده کرده و دراختیارت گذاشته استفاده میکنی و باور میکنی .

    ولی برا این قوانین برات سخته ک باور کنی .سخته ک عمل کنی.

    البته ک میدونم ویژگی های انسانی ما باعث این موضوع میشه و خداهم اینو میدونه.

    اما بخدا عین همن .

    حالا ک فهمیدی همه چی الکی نیست ،ازش استفاده کن.

    استفاده کن تا لذت ببری مثل استفاده از کولر .

    مثل استفاده از ماشینت.

    ببین فرق داره تو سوار ماشینت باشی تا به محل کار بری یا پیاده ،هرروز .

    تا قبل اینک ماشین نباشه .

    طبیعی بوده ک چندین ماه برای مسافرت تو راه باشی ولی الان طبیعی نیست

    طبیعی اینه ک بشینی تو ماشین خودت بری یا طبیعیه ک بشینی تو ی وسیله ی مثل هواپیما دوساعت بعد به مقصد برسی .

    چون قوانینش کشف شده ن شانسی در کاره ن کسی اجی مجی کرده ن رانت داشته ن کلاه برداری کرده ن پارتی و…

    نههه ی قانون بوده درک شده داره استفاده میشه و لذت به ارمغان میاره.

    پس برای خلق اتفاقات زندگیتم ک جزئی از همین جهانه.

    قانون هست.

    چون توهم اتمی توعم انرژی هستی کل جهان انرژیه هممون یکی هستیم و میتونیم از شکلی به شکل دیگر تبدیل بشیم.

    میتونیم انرژی هارو براخودمون تبدیل کنیم خب بیایم این کارو بکنیم دیگ چرا معطلیم چرا میخوایم زندگیمون بشه عین پدرانمون .

    چون اونا بدبخت بودن ماهم بدبختیم.

    چون اونا کولر نداشتن ماهم نمیتونیم باور کنیم ک همچین چیزی باشه و باید تو گرما و سختی زندگی کنیم!!؟؟؟؟؟؟

    نهههه اونا اگاه نبودن ما اگاهیم و میخوایم طبیعی زندگی کنیم .

    سوار هواپیما شدن و بجای یک ماه تو راه بودن ،یک ساعته رسیدن به مقصد طبیعیه .

    طبیعی نیست تو راحت باشی؟؟؟طبیعی نیست ک خالق این جهان برای تو قوانینی تنظیم کرده باشه ک استفاده کنیو. خلق کنی و ازین مهمونی لذت ببری!؟؟؟؟

    بله خداوند مارو می ازماید اما کسانی که تقوا داشته باشن قانوووووون اینه که پاداش بهشون داده میشه و خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند .

    قوانین جهان برای خلق زندگیمون.

    ایمان ،توحید ،کنترل ذهن،احساس خوب =اتفاق خوب .

    اینارو اجرا کن تا لذت ببری و طبیعی زندگی کنی از غار بیا بیرون باورش کن قربونت برم.

    رنج ها و سختیها میان تا تو قوانین رو درک کنی و ازش استفاده کنی و طبیعی زندگی کنی.

    هرچی زودتر استفاده کنی زودتر طبیعی زندگی میکنی (گشایش رو در زندگیم پیشاپیش دارم حس میکنم ک این زندگی ک قراره ساخته بشه یچیز متفاوته از زندگی قبلیم )

    خداوند به همه ما بیییی اندازه نزدیکه.ما بی نهایت به نعمت های خدا متصل هستیم و دسترسی داریم.

    اگ بریم رو فرکانس خدا راحتتتتتتت،دریافتش میکنیم برا همینه ک وقتی اعتماد به نفسمون میره بالا و باور میکنیم ک میتونیم خالق باشیم ،،،،توانایی های خالقمون برای ما میشه،،،،اگه خودمون رو به ویژگی های او شبیه کنیم،،،،اگ بریم رو فرکانسش .تمومه و چون خیلییی بهمون نزدیکه ازش بخوایم،،،اون کمکمون میکنه و اون میخواد ک این نعمت هارو به ما بده اون اینارو افریده که به ما بده مگ اون به این نعمت های بی حد و حصرنیازی داره؟؟؟؟؟اون برا ما خلقشون کرده بخدا برا ما خلق کرده و خودش گفته نعمت ها و روزی های پاک و حلالی ک درزمین نصیبتون کردیم بخورید و برخوردار شوید و سپاسگزار باشید و من رو بپرستید تموم شد رفت بخور حال کن لذت ببر

    فقط یادت نره ک سپاسگزار باشی.

    چرا سپاسگزار باشی!!!؟؟؟اون احتیاجی داره به سپاسگزاریت!!؟؟؟ب هیییییچ وجه هییییچ احتیاجی به سپاسگزاریت نداره.

    بخاطر خودت گفته .خواسته تورو هدایت کنه قوانینشو بهت بشناسونه تا خوشبخت باشی اون نیاز به تو نداره .

    عزیزم لذت ببر استفاده کن سپاسگزاری کن تا ظرفت بزرگ تر شه تا حال کنی لذتتتتت ببری از چنین فرمانروای عادل و مهربان و بخشنده ی .

    فقط الله رو بپرست و کیف کن .

    عزیزم به خودت ظلم نکن اون میخواد ک تو خوشبخت باشی .

    از خر شیطون بیا پایین و مطیعش باش .

    اون جاهای خوبی میبرتت نترس.

    اون خدای بی رحمی نیست .اون درکت میکنه و به ذهن و نجوااهای ذهنت اگاهه اون نمیخواد به تو سخت بگیره قربونت برم.

    انقدر راحت دریافت میکنی انقدطبیعی دریافت میکنی که انگار ن انگار ک معجزه بوده.،،مثل الان ک کولر خونت رو روشن میکنی ،طبیعیه ک خنک کنه تورو .طبیعیه ک بهت حال خوب بده .

    و اینطوری نیست ک کولر روشن بشه بگی واییییی خدایااااا

    ببین چ اتفاق عجیبی .معجزه رخ داد .

    اگ کسیم اینو بگه مسخرش میکنی .

    ولی شاید اولین بار برات شگفت انگیز بوده و بعد خیلی راحت طبیعی شده.

    اگ دقت بکنی ب بچه ها ک ذهنشون کم تر دست خورده،،

    میبینی ک اوناواقعا براکولرم ذوق میکنن چون معجزات پروردگار رو درش میبینن .

    بارها این مثالو زدم خواهرزادم دوسه سالشه

    وقتی میاد پیشم من تازه میفهمم خدا چ شکلیه و چ روحیه ای داره که باید. به این روحیه نزدیک بشیم تا به قدرتهای خدا دست پیداکنیم مثلا میاد جیغ و داد و خوشحالی و خنده میکنه .

    منم نگاش میکنم میگم چی شده خاله؟میگه کفشامون.

    نگاه میکنیم مثلا میبینم دمپایی پای من بنفشه دمپایی اونم بنفشه .

    بعد اون برا اینک جفتمون دمپاییمون بنفشه ذوق میکنه و میخنده.

    چ شگفت انگیز .پس خدا این شکلیه .

    میخای بری رو فرکانسش !؟؟؟؟

    بشو لئا .

    لئای دوساله .

    که با ست بودن رنگ دمپاییش با دمپایی خالش ،ذوق میکنه و دیوانه میشه.

    بعد ما میگیم خوش بحال این بچه ها هیچی از دنیا حالیشون نیس.

    اتفاقا این توی ک هیچی از دنیا حالیت نیست.

    ن بچه ها.

    اونا خیلیم حالیشونه میدونن داستان چیه .

    تازه از پیش الله اومدن ،

    اونا خوب بلدن این بازیو .

    حالا ما اگ بخوایم یروز اینطوری باشیم ذهنمون میگ دیوونه ی ،،،؟؟؟اصکل مصکلی چیزی هستی؟؟؟بدبخت تو باید بری بشینی کاررر کنی زحمت بکشی صبح تاشب تا بلاخره ی لقمه نون داشته باشی و دستت جلو کسی دراز نباشه .

    ن اینک مث دیوونه ها به این چیزای چرت و پرت مسخره فکنی.

    این دقیقاااا همون شیطانه ک نمیذاره تو حالت خوب باشه و میخواد از مسیر الله دورت کنه.

    یادت نره ک باید بچه باشی…

    دوست دارم .

    جوری به زندگی نگاه کن ک انگارامروز روز اولیه ک به دنیا اومدی .

    خوشحالم که شما هستید استاد

    خدایا شکرت بابت استاد بابت وجود خانوم شایسته .

    بابت وجود خانواده خوب عباسمنش .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      family گفته:
      مدت عضویت: 793 روز

      کامنت تون زیبا بود من دوبار خوندمش. درود به شما. واقعا نکته ی قشنگی بیان کردید که زندگی راحت، طبیعیه. در حالیکه من بعد از کامنت شما اشکام جاری شد گفتم چقد خوب بیان کرده آفرین و گفتم واقعا چقد باورها ما رو شکل دادن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 484 روز

      سلام نازنین عزیز ممنونم از کامنتت خیلی زیبا نوشتی واقعا لذت بردم تلنگرای بجایی که توی حرفات بود منو به فکر برد که راست میگه نازنین جون چرا اونطور که باید استفاده نمیکنم تا لذت ببرم تا خوشبختر وسعادتمندتر باشم ممنونم عزیزم خیلی عالی بود دوست خوبم درپناه الله مهربان شاد وسلامت وآرام وثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا وآخرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حمیدرضا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4035 روز

    سلام و هزار درود بر کل خانواده صمیمی عباسمنش

    ????امیدوارم که عالی باشید ???

    استاد خیلی خوشحالم که دوباره شما رو از این طریق میبینم و بابت این نعمت تکنولوژی که واقعا خیلی چیزا رو برای ما راحت کرده واقعا از خدای مهربان سپاسگزارم

    ?????????????????

    خیلی متشکرم واسه فایلی که منتشر کردی و این خیلی خوبه که به احساستون توجه خاصی دارید و بنا به خسی که دارید فایلها رو منتشر میکنید بنظر من هم اینطور هم کیفیت فایلها بهتری و هم تاثییر گذاری فایلها ، اتفاقا به نکته خیلی خوبی اشاره کردید و میدونم توی اکثر فایلهاتون هم به این نکته اشاره های زیادی کردید این موضوع را باز کردید و توضیحات زیادی دادید و این موضوع در فرهنگ ما همونطور که گفتید ریشه بسیار عمیق داره و خیلی رایجه، امیدوارم من و نیز دوستان عزیز با گفتن تجربه هایی از این قبیل که برایمان اتفاق افتاده و نتایجی که گرفتیم بتوانیم همراه با شما کاری کنیم که جهان بهتری برای زندگی کردن داشته باشیم، همچنین من با دیدن این کلیپ خیلی ماجراها توی ذهنم مرور شد که یه خاطره ای دقیقا مشابه به داستانی که گفتید برای من پیش اومد حدود 7 سال پیش که حسی بهم گفت اونو با شما به اشتراک بزارم بلکه هم تایید بر حرف شما باشد و هم اینکه ایمان اعضا به قوانین بیشتر شود و هم باورما نسبت به این موضوع شکسته شود و بتونیم به امید خدا باور قدرتمندی را با آن جایگزین کنیم ،

    و اما داستان من

    حدود 10 سال پیش بود که من توی کار فنی کار میکردم و اوضاع کار و کاسبی هم بسیار عالی بود تا این که یه روز داییم که معتاد بود از شهرستان با من تماس گرفت و گفت که من میخواهم ترک کنم و دنبال کار میگردم وودیگه اینجا هم نمی خواهم باشم به من کمک میکنی، یه جورایی خودم هم قبلا بهش فکر میکردم که باید بهش زنگ بزنم بیارمش اینجا ترکش بدم و یه جوری مسیرشو تغییر بدم و دلم واسش می سوخت و همین باعث شد بهش بگم پاشه بیاد، و بعد چند روز اومد باورتون نمیشه وقتی رفتم ترمینال دنبالش اقدر خمار بود که نمیتونست راه بره و یه جورایی توی چرت زدن راه میرفت، بگذریم ما اونو اوردیم بردیم دکتر شربت متادون براش تجویز کرد و رفتیم خونه بهش گفتم شما استراحت کن ما میریم سر کار. تا یه چند وقتی همینطوری گذشت و نشد و بعد فهمیدم یه کارایی داره میکنه بدونه این که من بفهمم ، خوب همینجوری میگذرم ازش چون بخوام بگم هم داستان خیلی بار منفی میگیره و هم طولانی میشه ، حدود بیست روز گذشت ما دیدیم اتفاقی نیفتاد تو این بیست روز کلی کار و کاسبی و برنامه های من به خاطر این موضوع ریخته بود به هم و از لحاظ مالی علاوه بر پولی که برای خرج و درمانش داده بودم چند تا قرار داد خوب رو هم از دست داده بودم تا اینکه بهش گفتم اینطوری تو ترک نمی کنی باید بری کمپ ترک اعتیاد راضی نمیشد و با حرف بالاخره توی دو سه روز راضیش کردیم که بره به کمپ و به هر نحوی که بود رفت و حدود 20 روزی که توی کمپ بود یکم اعصاب و روان ما آروم تر شد و چند باری هم سر بهش زدیم تا اینکه اومد بیرون و خیلی خوب شده بود نمیدونم اینا که میرن توی کمپ چطوری میشه از این رو به اون رو میشن تپل و مپل و سرحال فقط یکم بدنشون کم مقاومته که میگن بعد چند وقت به حالت عادی برمیگرده ، هیچی همه چیز تو این یه هفته ای که اومد خوب پیش می رفت که بعد یه هفته به من گفت میخوام یه سر برم شهرستان و بیام ما هم بهش گفتیم بره که هم خانواده رو ببینه وهم یک. حال و هواش عوض بشه ، همه چیز به نظر عالی بود تا اینکه رفت و دیگه نیومد و بعد یه مدتی من آمارشو گرفتم فهمیدم که بعله همون روز اولی که رفته بود کشیده بود و یه دلی از عذا در آورده بود،

    از اینجا به بعد رو خوب بخونید که درسهایی بسیار در آن نهفته است با در نظر گرفتن قوانین ـ

    من واقعا ناراحت شدم ، خودم رو سرزنش کردم تا مدتی حالم گرفته بود ، سیستم کاریم بهم ریخته بود و ….

    حال بد =اتفاقات بد

    تازه با اون هم رابطه ام خیلی بد شده بود و چقدر منت سرش گذاشتم به خاطر کارهایی که براش کردم

    یه کم کارو کاسبی خوابید، در آمدم کم شد ، سیستم کاری ریخت بهم و تا مدتی همینجور بود، تا اینکه تلاشم رو کردم فراموش کنم دوباره تمرکزم رو بزارم روی کارم با سایت استاد آشنا بودم ولی هنوز محصولی تهیه نکرده بودم فقط فایلهای رایگان تا اینکه یکی دو جلسه از قانون آفرینش رو تهیه کردم. و فکر کنم توی همون جلسه اول بود که استا این موضوع رو باز کرد در مورد یکی از دوستانشون که مشابه همچین اتفاقی براش افتاده بود

    نکته: من تسلیم شدم پاسخ به من داده شد وهدایت شدم

    استاد برای یاد آوری شما همون دوستی که گفتی کل مغازه لوازم خانگی یارو رو جمع کرد برد

    من اینجا فهمیدم گه تمام این اتقاقات رو خودم برای خودم بوجود آوردم

    این که فکر کنی اگه یه آدمی بدبخته توی یه فرکانس بدیه تو میتونی بیاریش توی کسب و کار و سیستم خودت و اونو تغییر بدی اشتباه بزرگی. چون اون فرد خودش باید بخواهد تغییر کند؛ اینطوری هم باعث میشی سیستم کتری خودت بهم بخوره و هم اون فرد مطمئنم خیلی افراد این موضوع رو تجربه کردند

    ما فقط میتونیم به خودمون کمک کنیم که بهتر باشیم

    ??????????????

    اگه واقعا میخوای به دیگران کمک یا خدمت کنی باید اول به خودت کمک و خدمت کنی و هر کاری میکنی برای خودت باشه خودت لذتشو ببر

    اگه یه موسسه برای ترک اعتیاد راه اندازی میکنی درسته از نظر خیلی ها برای کمک به معتادین این مکان را شما تاسیس کرده اید ولی دیدگاه شما باید این باشه که من به خاطر این که از این کار لذت میبرم این مکان را احداث کردم برای احساس خوبی که خودم از این کار دارم این کار را کردم

    اگه میخوای به یکی کمک کنی باید با این دیدگادیداشه که من از کمک کردن لذت میبرم احساس شعف دارم

    اونوقت دیگه احساس خوبی داری، دیگه برای کاری که کردی ارزش قائلی و به خودت افتخار میکنی ، دیگه منت کاری رو کردی بر گردن طرف نمیزاری شاید اون به مسیر درست هدایت بشه شاید به مسیر نادرست اون دیگه با ما نیست

    ??ما مسئول نیت قلبی خودمان هستیم ??

    امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار گیرد

    روزهای طلایی پیش روی توست

    زندگی ات را طلایی زندگی کن

    در پناه الله یکتا شاد ، پیروز و پر روزی باشید

    خیر پیش….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      حمیدرضا محمدی گفته:
      مدت عضویت: 4035 روز

      دوستان من باگوشی تایپ کردم حالا که خوندم متوجه شدم بعضی جاها اشتباه تایپی شده از این بابت عذر خواهی میکنم این موضوع متعلق به 7 سال پیش است ، امیدوارم که متوجه قوانین و درسهایی که میشه از این داستان گرفت شده باشید و مورد استفاده شما قرار بگیرد ،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2306 روز

    💎به نام خداوندی که صاحب قدرت بی نهایت و بخشنده ی بی حساب است💎

    اعتراف میکنم که من خیلی زیاد دچار همچین توهمی شدم که میتونم زندگی یه نفرو تغییر بدم و همیشه هم یا برای اون نفر دردسر شده یا برای خودم.

    همین دیروز تو کامنتم یه اشاره ای کردم به فردی که میخواستم کمکش کنم و با توجه به رفتار نامناسبش از کارم صرف نظر کردم.

    با یه بنده خدایی آشنا شدم که ایشون خیلی هدفمند به نظر میومد و واقعا هم ازش نپرسیدم که این شور و اشتیاقش از چی نشأت میگیره ولی چیزی که من فهمیدم این بود که انگار واقعا یه سری اهداف داشت و در راستای اونا داشت اقدام میکرد ،

    فکر هم میکنم کل این تصمیمایی که گرفته بود و حرفایی که میزد هم نشات گرفته از یه سری فایل های انگیزشی که متاسفانه اصلا توش قوانین ثابت جهان رعایت نمیشه بود.

    از اون فایل های انگیزشی که فقط توش میگن باید پدرت در بیاد و دهنت سرویس شه و هفتصد هزار بار شکست بخوری و زجر بکشی تا موفق شی ؛ که من خودم به شخصه اصلا نمی پسندمشون چون به نظرم آدمو گمراه تر میکنه.

    خلاصش کنم که این بنده خدا تو یه توهمی بود که میخواد بترکونه و تکامل و این چیزا هم حالیش نبود ، اصلا تو یه مدار های نامناسب هم بود ، منم تو یه توهم بد تر از اون که من باید این آدمو هدایت کنم به راه درست و بهش بفهمونم که باید طبق قوانین پیش بره.

    هر چی هم میگفتم باز حرف خودشو میزد.

    واقعا هم انقد انسان محترم و دوست داشتنی بود که دوست داشتم کمکش کنم ، ولی کلا به خاطر یه حرفایی و رفتار هایی که داشت (یه تیکشو تو کامنت قبلیم گفتم) کلا بیخیال شدم و کلا از ذهنم پاکش کردم.

    واقعا نمیشه کسی که تو یه دنیای دیگه سیر میکنه رو بیاری و بگی ببین داستان اینه ، باید اینجوری بیای ، اینکارو کنی و …

    تازه این بنده خدا نتایج منو تقریبا دید و من بهش گفته بودم که از چه وضعیتی به لطف خدا خودمو نجات دادم و الان اینجام ، خودشم چند بار بهم گفت دوست داره یه جورایی وضعیت الان منو تجربه کنه ولی باز هم با این حال اصلا نمیگرفت من چی میگم تا اینکه من از اون توهم خودم بیدار شدم و دیگه بیخیال کمک کردن بهش شدم.

    خداوکیلی ما اصلا نمیتونیم به کسی کمک کنیم ، اصلا من کی باشم که بخوام به کسی کمک کنم ، من به اعضای خونوادم هم نمیتونم کمک کنم اگه تو مدارش نباشن ،

    بار ها شده مادرم زنگ میزنه ازم یه سوالیو میپرسه ، من جوابی که فکر میکنم درسته رو میدم ، باز دوباره همون سوال رو به یه شکل دیگه میپرسه ، باز من جوابمو میدم ، باز دوباره به طرق مختلف همون سوالو میپرسه 😐

    قشنگ مشخصه که انتظار داره چیزیو ازم بشنوه که خودش فقط دوست داره بشنوه ، اصلا مهم نیس که چی طبق قانونه یا اصله یا …

    آخرش میبینم نمیشه بهش میگم مادر جان این نظر منه ، فکر هم میکنم درستش اینه ولی شما خودت مختاری هرجوری فکر کنی یا عمل کنی یا …

    و در نهایت میبینم که اصلا انگار آب تو هاون کوبیدم 😂

    یا به پدرم یه موضوعی رو گفتم که اگه از همون لحظه اونو عملی میکرد مشکلش حل میشد ، ولی اصلا نگرفته من چی میگم ، رفته بعد سه چهار ماه ، بعد از کلی هزینه های الکی تو جاهای بیهوده برای رفع مشکلش ، زنگ زده بهم گفته همونی که تو اون موقع گفتی درست بود 😐

    بعد اینارو که میبینم ، میفهمم اصلا قرار نیست همه بشنون ، همه درک کنن ، همه تو مدار باشن و …

    به خدا انقد این مثال هارو دیدم و تایید کردم که هرکسی هر جایی هست جاش درسته چون مدارش همونه ، که وقتی کسی از اومدن منجی یا چمیدونم یکی که بیاد مشکل آدم ها و جوونا و بیکاری و این چیزارو حل کنه حرف میزنه ، خندم میگیره و با خودم میگم واقعا حق با استاده و اکثریت از لحاظ ذهنی معلول هستن 🤦🏻‍♂️

    اصلا چرا راه دور بریم ، خود منم بگم دچار همچین توهمی شدما ، اینایی که نوشتم به این معنی نیس که من خوبم و درک میکنم و تو مدارم و …

    من بار ها شده که بعد از کلی عمل به آموزه های استاد ، یهو یه جا مچ خودمو میگیرم ، یا میفهمم که اصلا در مورد یه موضوعی دچار کج فهمی شدم یا اصلا نگرفتمش ،

    یعنی میخوام بگم به جای اینکه بیام زور بزنم به بقیه کمک کنم ، بیام به خودم کمک کنم ، حالا اون بقیه هم از خدا هدایت میخوان و قطعا توسط بی نهایت دست خدا هدایت میشن.

    ولی خب ، بازم با همه ی اینا ، میبینم که مثل همین داستان کمک به اون بنده خدا که اول گفتم ، خلاف قانون عمل میکنم 🤦🏻‍♂️

    این یعنی باید خیلی بیشتر رو خودم کار کنم ، تا ابد .

    💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐

    از خدا میخوام به هممون بی نهایت رزق بده

    از خدا میخوام به هممون این درک رو بده که همه ی ما به یک اندازه به رب دسترسی داریم

    از خدا میخوام هممون رو به راه راست هدایت کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4266 روز

    روز سیزدهم روز شمار ، الهی شکر !!

    به نظرم 4 دقیقه آخر این ویدیو از جمله تیکه هایی طلایی و توحید ناب فایل های استاد هست

    که هر روز و هر روز بارها و بارهااااااا باید گوش بدیم تا بتونیم نم نم بفهمیمش ، درکش کنیم !!!

    وقتی که استاد میگند :

    ” وقتی که ما خداوند را عظمتشو ، مهربانیشو و بخشندگیشو خوب درک کنیم ، خیلی خیلی راحت زندگی میکنیم ، خیلی شاد زندگی میکنیم ، خیلی طبیعی زندگی میکنیم ”

    چقدر در این جمله آگاهی و آرامش نهفته است === خیلی راحت ، خیلی شاد ، خیلی طبیعی

    میدونید برای ذهن من چجوریه ؟

    اینکه قلبم باور میکنه و ذهنم هنگ میکنه ، قلبم کامل میپذیره و چون آگاهی نابه ذهنم نمیتونه مقاومت کنه و به جاش هنگ میکنه !!! هنگ میکنه از این بابت که مقاوت نمیکنه و دلیل الکی نمیاره ، به جاش سوال میپرسه که :

    پس چرا اینقدر داری سگ دو میزنی ؟؟

    پس چرا اینقدر استرس و نگرانی داری ؟؟

    پس چرا اینقدر کارهات عقب میفته و روال نمیشه ؟؟

    وقتی که اینقدر راحته !!

    راحت ولی لازم به تکامل ، استمرار و باور !!! و فوق العاده لذت بخش !!!!

    بعد در ادامه استاد میگند :

    ” طبیعی یعنی : یه زندگی سالم ، شاد ، پر از نعمت و ثروت ، پر از زیبایی و آرامش ، پر از روابط قشنگ ، پر از روحیه خوب ، پر از عشق ، پر از یکتا پرسی ، پر از سعادت ، پر از نعمت ، این یک زندگی طبیعیه که انسان باید زندگی کنه و غیر از این غیر طبیعیه ”

    چقدررررر خالص ، چقدر عمیق و آرامش دهنده و در عین حال ساده ، ساده از این بابت که نباید غیر از این را بپذیریم ، و اگر غیر از این هست از حالت غیر طبیعی در بیا ، با اصلاح باور ، با ایمان و توکل بر خداوند و هدایت هر روز و هر لحظه اش

    چقدر به دل میشینه و خالصه این آگاهی ها ، و چون خیلی خالصه و ذهن و باور کسی مثل من که کلی زنگار بسته ، باید هر روز و مدام و بارها گوش داده بشه و باور بشه که :

    این روند طبیعی نیستاااا ، برو توی جاده اصلی ، برو و طبیعی زندگی کن و لذت ببر

    .

    در ادامه فایل استاد میگند :

    ” ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم ، بی اندازه ، ما بی نهایت متصل هستیم و دسترسی داریم به نعمت های خداوند ”

    ==== خدایا چقدر این جمله و این آگااااهی ناااابه ، چقدر باید تکرار بشه و همه ما هر روز و هر لحظه یادمون میره ، توی کامنت یکی از دوستان خواندم که ایشون با صلوات شمار جملات تاکیدی را تکرار میکردند ، به نظرم این جمله و تک تک کلمات این جمله باید باااارها و بارها با صلوات شمار ، تسبیح ، بند بند انگشتان دست و هر بهونه و شمارش گری که بشه استفاده کنیم و بگیم و تکراااار کنیم ==== حمیییید یادت نره تکرارش کنی ======

    در ادامه آگاهی :

    ” اگر اینو باور کنیم ، اگر آسوده و تسلیم و پروردگار باشیم ، اگر توکل کنیم و ایمان داشته باشیم ، دریافت میکنیم ،،،،،، اینقدر راحت دریافت میکنیم که عادی میشه برامون و انگار نه انگار که معجزه رخ داده ”

    ” مطمئنم هر کسی به اندازه عطشی که داره برای دریافت جواب به جواب خواهد رسید از بی نهایت طریق و بی نهایت دستان خداوند به جواب خواهد رسید ”

    چیزی هم میمونه که بخوام بگم ؟؟؟ : )))

    اینقدر این 4 دقیقه به قلب من نشست که این چهار دقیقه را یه ادیت کوچولو زدم و همراه با یه موسیقی عرفانی جدا کردم که هر بار گوش بدم !!!

    حمید ، الان داری غیر طبیعی زندگی میکنیا ، یادت نره و مدام گوش بده تا باور کنی تا زندگیت به سمت زندگی طبیعی حرکت کنه

    یک دنیاااااا ممنوووون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2110 روز

    سپاس گزار مهربان پروردگارم هستم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    چقدر این قانون با درون من هماهنگه، چقدر باهاش در صلحم و چقدرم بهم آرامش میده این قانون که من هیچ قدرتی نه درجهت خیر و نه درجهت شر ، در زندگی کسی ندارم

    این باعث میشه تا بیشتر و راحت تر توحیدی عمل کنم و مشرک نباشم

    وعذاب وجدان نگیرم که چرا پسرم دراین مسیر نیست

    چون من پذیرفتم که من دستم کوتاهه در تغییر زندگی دیگران ،حتی نزدیک ترین افراد زندگیم

    خدایا سپاسگزارم که به وسیله ی درک این قانون آرامش وارد زندگیم شده ،

    سپاسگزارم استاد عباس منش عزیزم که این قانون رو بهم یاد دادید تا بدون عذاب وجدان و با آرامش خاطر ، تمام تمرکزم روی بهبود دائمی خودم باشه

    تک تک ما به یک اندازه به خداوند نزدیکیم و همه هر لحظه دارن هدایت میشن ، بمحض اینکه بخوان ، میتونن هدایت رو دریافت و بهش عمل کنند و نتایج دلخواه خلق کنند.

    خدایا شکرت که منم به اندازه ی تمااااام ثروتمندان جهان به خان نعمتت دست رسی دارم ،سپاس که فراوانی در تمام زمینه ها در دست رس همه هست

    سپاس که از طریق این سایت توحیدی منو با قوانین جهان هستی آشنا کردی تا با تابعیت از این قوانین ،خوب زندگی کنم طبیعی زندگی کنم زندگی پر از سعادت و نعمت و یکتا پرستی رو تجربه کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    فرهاد شکوه گفته:
    مدت عضویت: 4266 روز

    به نام خالق کل

    عرض سلام دارم خدمت همه ی دوستان عزیزم و استاد گلم

    آنچه که در پانوشت این مطلب هست رو بارها و بارها همگی شاهدش بودیم در ابعاد مختلف و دقیقا همینطور هست تا کسی خودش “الف” رو نگه ما نمیتونیم “ب “رو یادش بدیم و کمکش کنیم وچقدر چقدر این جمله دل نشین و توحیدی و عادلانس:

    @@@ همه ی ما به یک اندازه به خداوند، به عنوان منبع رحمت، ثروت و برکت نزدیکیم و به یک اندازه، امکان دریافت حمایت و هدایت او را داریم@@@

    برای همه ی شما عزیزان- شناخت و استفاده از رحمت , نعمت و ثروت نامنتهای خدای مهربان رو آرزو دارم.

    باتشکر ویژه از استاد گل و دوست داشتنی که هرشب صداش توی گوشم هست و میخوابم چرا که دارم متعهدانه روی زیباتر شدن باورهام کار می کنم و نتایجش رو هم می بینم—می بوسمت استاد عزیزم.

    بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    سلام مهربون ترین خانواده ی دنیا

    استاد وقدر زیباتر و مهرباز همیشه صحبت میکنی

    واقعا ممنونم از مهر ورزی عاشقانه هایت

    واقعا دلم واسه دلنوشته هاتون تنگ شده بود

    چقدر خوبیم ما وقتی خدایی هست که عاشق همه ی ماست.

    سپاس که با عشق میخونید?

    .

    +میخواستم هنر پیشه مورد علاقه ام باشم اما او تکرار نمی شود..

    +میخواستم قهرمان قصه ها باشم اما قهرمان که دو تا نمی شود..

    +میخواستم پولدار باشم اما میدانم پولدار شدن با ثروت مند بودن فرق دارد..

    +میخواستم معلمم باشم اما معلم من به ما گفت مثل من نشوید چون خودش را و شغلش را دوست نداشت ..

    +میخواستم مانند ورزشکار غرور آفرین کشورم باشم اما او فراموش نمیشود..

    +میخواستم دکتر بی نظیر جهان باشم اما او همچنان پرچم دار است…

    +میخواستم بهترین مهندس باشم اما او نیز میخواست کسی دیگر باشد ..‌.

    +میخواستم همه بفهمند من هستم اما همه در من به دنبال خودشان گشتند..

    +میخواستم همرنگ جماعت باشم اما رسوای رویاهایم شدم…

    –+– میخواهم خودم باشم تا هیچ کس مثل من نباشد و همه کس بخواهند مثل من باشند…

    + میخواستم عاشقانه داد بزنم که آی انسانها عاشقتونم اما دیدم من هنوز خیلی از کار های خودم رو نبخشیدم باید واقعا عاشق خودم و اشتباهاتم باشم تا بتونم اشتباه دیگران رو ببخشم و دوست بدارمشان.

    + میخواستم کسی را نبینم که گریه میکند که غم دارد اما فهمیدم دنیا با تضادش میفهماند که چطور رشد کنیم

    + میخواستم بگم من اگر ثروت مند باشم تا میبخشم و برای همه خوشبختی خلق میکنم اما الان میدانم این خلاف قوانین طبیعی جهان است چون من واقعا نمیتوانم کسی را کمک کنم و تغییرش بدهم مگر خودش بخواهد.

    + میخواستم فریاد بزنم که من میتوانم دیگران راتغییر دهم اما خیلی وقتا خودم رو از تغییر عادتام عاجز دیدم

    + میخواستم از دیگران بخواهم کمکم کنند که سر گشته ی کوی ولای خدایی شدم که همه چیز را برای همه ما آماده کرده که لذت ببریم.

    +میخواستم بگم تنهام که قلبم تپیدن گرفت ، خدا در من نبض میزند ، بنده ی من مبادا حتی یک لحظه فکر کنی تنهایی ، تو #خدا را داری

    + میخواستم این شوم و آن شوم اما فهمیدم همه چیز در درست ترین مکان و زمانش قرار دارد من بخواهم «کون فیکون » میشود چون تمام کاینات برگه ی ضمانت الهی را تایید میکنند که «تسخیر ارداه ما هستند »

    پس میخواهم که خودم باشم ، میخواهم بهترین نماینده ی خدا رو زمینش باشم

    به عشق آفرینش پیوسته خدا ، انیدواذم که خدا از ما ناامید نشده است پس بی صبرانه پیش میروم تا آنی شوم که آنم.

    بی صبرانه و بی تابانه عشق بورزیم ، مگر جز این است که ما وسیله لبخند خداییم

    #امیر_ه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    اشکان رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3814 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت شما استاد و همه دوستان عزیز

    خیلی خوشحالم از اینکه اینجا هستم و این فایلها رو میبینم و این صحبت ها رو میشنوم.از این بابت از خداوند سپاسگزارم

    صحبت هاتون تو این فایل واقعا عالی بود و به نکته خیلی جالبی اشاره کردین استاد،من این موضوع رو وقتی جلسه اول قانون آفرینش رو گوش کزدم درک کردم که فاصله فرکانسی رو با تلاش فیزیکی نمیشه حل کرد و تا وقتی خود شخص فرکانسش رو تغییر نداده تو و نه هیچ کس دیگه ای نمیتونه بهش کمک کنه.البته با نگاه به گذشته خودم این قانون روز به روز بیشتر برام اثبات میشه.به طور مثال زمانی برای کنکور درس میخوندم پدر و مادر و همه میگفتن بخون و همه شرایط رو فراهم کرده بودن که من درس بخونم اما من نمیخوندم تا اینکه بعد از خدمت خودم خواستم و وقتی خودم خواستم نشستم درست و حسابی خوندم و رتبه 70 کشور رو آوردم.برادر بزرگترم گرفتار اعتیاد شده بود و تا وقتی که خودش نخواست هیچ کدوم از ما نتونستیم بهش کمک کنیم اما به محض اینکه خودش خواست طی 2 ماه ی مشکل چندین ساله حل شد.ی زمانی میخواستم به برادر خانمم کمک کنم که تو زندگی پیشرفت کنه اما کارمون به دعوا کشید.لحظه ای که دقیق تر میشم همه جا این قانون بوده اما من الان درکش کردم.الان طوری شده که من محصولات رو از روی سایت میخرم و رو هارد کامپیوتر هست یعنی همسرم خیلی راحت میتونه با چند کلیک به این اطلاعات دسترسی داشته باشه اما الان بیشتر دوست داره تو تلگرام وقت بگذرونه و من چون الان این قانون رو خوب درکش کردم اصلا سعی در اینکه بگم عزیزم بیا به این فایلها گوش کن برات خوبه نمیکنم و به جاش تمام تمرکز رو گذاشتم رو خودم و این موضوع رو خوب فهمیدم که اگر تو روی خودت کار کنی و تغییر کنی و اونوقت دیگران نتیجه رو ببینن هزاران بار حرفت بیشتر تاثیر داره.واقعا از وقتی این موضوع رو فهمیدم و این قانون رو با تمام وجود درک کردم زندگی یک بهشت شده برام.خداوند رو سپاسگزارم که الان با هزینه ای به مراتب خیلی خیلی کمتر قوانینی رو یاد میگیرم که سعادت و ثروت رو در دنیا و آخرت برام ایجاد میکنه.

    ممنون از اینکه یکی از هزاران دست از طرف خداوند هستین آقای عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    میلاد میرابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 4245 روز

    «شاید باور نکنید ولی حقیقت محض است»

    سلام خداوند به همه ی اعضای خانواده صمیمی عباس منش مخصوصا استاد عزیزم

    من دقیقا نمیدونم چند وقته که همراه این خونواده هستم ولی در این مدت نتایج فوق العاده ای گرفتم که میخوام با اعضای خونوادم به اشتراک بگذارم تا ایمان همه ی ما تقویت بشه

    ………..

    1- من در سن دو سالگی بودم که پدر و مادرم از هم جدا شدند و من پیش پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری ام بزرگ شدم اما پدر بزرگم هم وقتی من در سن ده سالگی بودم به رحمت خدا رفت و من افسردگی شدید داشتم و حتی در سیزده سالگی قرص اعصاب مصرف میکردم که تونستم با این قضیه کنار بیام و حتی قرص اعصاب را هم ترک کنم.

    …………

    2- من اعتیاد شدید به مواد مخدر (همه موادی که شما میشناسید و نمیشناسید من مصرف میکردم) و مشروب و سیگار داشتم.

    حتی روز هایی بود که به خاطر مصرف مواد میخواستم خودکشی کنم و چند بار هم آور دوز کردم و بی هوش شدم.

    از کسی شنیدم ترک مواد قانون تغییر ناپذیرش رفتن به کلاس ترک هست.

    اما از استاد عباس منش شنیده بودم که همه چیز در تسخیر ما هست من این باور را در خودم ایجاد کردم که من و خدایی که من دارم قوانین را تنظیم میکنیم. پس من یک درخواست کوچولو از خداوندم کردن پس به طرز معجزه اسایی ترک کردم بدون اینکه کوچکترین تلاشی بکنم و یا در کلاس ترک اعتیاد شرکت کنم. وبه همون فردی که به من گفته بود باید بری کلاس تا ترک کنی گفتم باور نمی کرد.

    …….

    3-این دیگه هنوز هم خودم باورم نمیشه.

    پیش خودم گفتم حالا که همه چی راحت بدست میاد خب بزار من یه خونه بدست بیارم.

    فقط تنها کاری که برای خونه دار شدنم کردم این بود که از خدا درخواست کردم وبس..

    شش ماه بعد از درخواست کردن بدون اینکه کوچکترین کاری بکنم خونه دار شدم اونم یه خونه لاکچری.

    —یه پولی از جایی که فکرشو نمیکردم«این پول نه وام بود و نه قرض فقط از جایی که فکرشو نمی کردم مفت مفت رسید وحلال حلال» اومد.

    —من حتی خونه رو هم نرفتم دنبالش بگردم.

    یکی دیگه خونه برام پیدا کرد و من فقط رفتم خونه رو پسند کردم و رفتم محضر برای سند.

    — الانم به لطف خداوندم و راهنمایی های استاد عباس منش در شغل مورد علاقه خودم دارم عشق و حال می کنم .

    شاید این دیگه باورتون نشه ولی من حتی نمیدونستم شغل مورد علاقم چی هست و از خدا خواستم و از طریقی که فکرشو نمی کردم پیدا کردم بعد که علاقم رو فهمیدم بعد نمیدونستم چطوری باید وارد این شغل بشم و باز هم طبق معمول با کمک خدا از طریق باور نکردنی شغل قبلی را رها کردم و وارد شغل مورد علاقم شدم.

    اول تشکر از خداوندم بعد تشکر از خانواده صمیمی ام خانواده عباس منش. دوستون دارم. بوس بوس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      لیلا گفته:
      مدت عضویت: 2384 روز

      سلام ب شما دوست عزیز

      از نتایجتون قبل از اینکه شگفت زده بشم خوشحال شدم و بعد از خوشحال شدن انرژی گرفتم.خوشحال کننده اس ک خودتون رو جمع و جور کردین و ممنونم ک نتایجتون رو گفتین،منم دنبال شغل هستم و نمیدونم چی میخوام و ب چی علاقه دارم و هدایت شدن شما ب شغل دلخواه و بعد وارد شدن بهش برام امیدواری ب وجود اورد

      امیدوارم ک همیشه همینطوری زندگی بر وفق مرادتون باشه

      با تشکر از شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مرجان شاد گفته:
      مدت عضویت: 3368 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی عالی بودواقعا از خوندن نظرتون لذت بردم و البته ایمان قویتون.فهمیدم هیچ آرزویی اونقدر بزرگ نیست که نشه بهش رسید و فهمیدم خدا هوای هممون رو داره و همه به یه اندازه بهش نزدیکیم ..امیدوارم هرروز بیشتر و بیشتر شاهد دستیابی به معجزه های زندگیتون باشید شاد و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        میلاد میرابراهیمی گفته:
        مدت عضویت: 4245 روز

        به نظر خودم مهم ترین عامل ایمان قوی من نسبت به خداوندم این است که من خدایم را درون خودم حس میکنم و واقعا با تمام وجود یقین دارم که من جایگزین “خلیفه” خداوند بر روی زمین هستم و دیگر اینکه خداوند با این نیت مرا در این دنیا قرار داده که تنها از خودش بخواهم و دیگر اینکه خداوند موظف است درخواست های من را اجابت کند

        اگر به هویت خداوند در درون خودتان پی ببرید و تمام گرا های ذهنی گذشته خود درباره خداوند که معمولا توسط معلمان و بزرگان دینی ما به ما القا شده را فراموش کنیم آنوقت هیچ درخواستی نیست که برآورده نکند

        به شرطی که درخواست کنید و بعد از آن دیگر به آن خواسته فکر نکنید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: