رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کریم محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 3383 روز

    سلام برخانواده بزرگ گرم وصمیمی سایت استاد عباس منش انشالله که همیشه زندگی به کامتان شیرین وعالی باشد وبه امید آرزوی بهترینها به استاد خوبیها جناب آقای عباس منش .استاد محترم فقط کمی میخواهم ازمطالعه دوره های موفقیت مختصرا توضیح دهم وبعد با اجازتون جواب سوال را به عرض عالیتان برسانم مدت 10 ساله که دنبال موفقیت روانشاسی هستم ودر این مدت کتابهای زیادی خوندم حدود سیصدتا بیشترتا اینکه باسایت زیبای شما توسط خواهرزاده عزیزم آشنا شدم وخدا را شکر که برام تاثیر زیاد داشت .استادمحترم اکثرکتابهاوفایلهای شما راخریداری کرده ام وخونده ام که واقعا برایم تاثیر گذار بودند بخصوص کتابهای رویاها وراهنمای درون که تونستم خودم رابهترازگذشته بشناسم وخدای خودرا،جاداردازشما وخداوند یکتا ممنون وشکرگذار باشم درهرحال آشنایم باسایت شما باعث شد اکنون که 42ساله هستم نسبت به زمان 22سالگیم جوانترگردم وشورشوق خاصی درخودم میبینم من قبلا به فشارخون مبتلا بودم وورزشکاری باروحیه پایین بودم اما الان نسبت به 20سال پیش ازلحاظ فیزیکی وفکری درحد عالی قرار دارم من فن های که در گذشته نمیتونستم به حریف بزنم الان مثل آب خوردن فنو اجرا میکنم ناگفته نماند رشته ورزشی بنده کشتی میباشد که قبلا میخاستم وضع مالیم بهتر شود تمرینات را فشرده کنم متاسفانه هرچه منتظرموندم که وضعم مالی آنچنانکه میخاهم بهتر شود نشدمن هیچوقت نمیتونستم به خاطر مسائل مالی به تمریناتم خوب برسم بااینکه چند حکم قهرمانی در حد استان داشتم ولی عالی نبودباخوندن کتابهای شما وخانم استرهیکس دیدگاه دیگری به زندگی پیدا کردم طوری که هم اکنون 3روز تمرین کشتی یک روزبدنسازی ویک روز کوه ویکروز نیز استخر هستم وباروحیه عالی ورزش میکنم آنچانکه درسالن با سنهای 20 سال پایین تر از خودم راحت کارمیکنم وبهترهستم وتصمیم دارم انشالله در مسابقات شرکت کنم من روحیه وقدرت فکر را ازهرچیز دیگر سرتر میبینم وخودم را خیلی آمادتر از گذشته میبینم احساس میکنم الان وضعیت جسمانی خیلی بهتری به گدشته دارم طوری که نسبت به گذشته وضعیت مالی بدتری دارم یعنی الان هم بدهی دارم وخانواده دار هستم واکنون حتی ماشین زیر پایم ندارم تنها چیزی که الان خوشبینم مطمن هستم وضعیتم هرروز بهتر وبهترتر میشود شادابی وانرژی بیشتری نسبت به گذشته دارم مواقع زیاد به مسابقات کشتی نگاه میکنم تا فنون اجرایی را خوبتر اجرا کنم درضمن خداراشکرمیکنم که از هرلحاظ الان بهتر هستم خانواده صمیمی دارم ودو فرزند پسر دارم که خیلی مودب هستند وهمسرم همیشه درکنارم هست انشالله وضعیت مالیم نیز رفته رفته بهتر میشود درکل اصلا به سن اعتقادندارم فکروباور است که میتواند پیر وجوان جلوه کند ومن الان به حول قوت الهی ازلحاظ بدنی وروحی عالی هستم وخدارا شکرمیکنم که درخانواده گرم وصمیمی استاد عباس منش هستم وهمتون را دوست دارم وبراتون عشق میورزم وروزهای خوبی براتون آرزومندم.محمدیان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    مجتبی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3589 روز

    درود بر همه دوستان عزیز

    خیلی خوشحال هستم که در جمع شما هستم .

    من در کره جنوبی زندگی میکنم و الان هم المپیک بازیهای زمستانی در این کشور در حال برگزاری هست .خانم من که اهل کره جنوبی هست و علاقه خیلی زیادی به دیدن تلویزیون و مخصوصا مسابقات داره و تقریبا تمام مسابقات را دنبال میکنه. وقتی استاد این سوال را مطرح کردند من هم دیدم که بهترین فرصتی هست که بتونم با دقت بیشتر به بازیها و بازیکن ها شاید جواب این سوال را پیدا کنم.واقعا با خیلی اتفاقات جالبی روبرو شدم. چون المپیک هر چهار سال یکبار برگزار میشه تمام افرادی که شرکت میکنند به دنبال ثبت اسم خودشون در این رقابتها هستند و در مدت چهار سال مسلما خیلی تمرینات سختی انجام میدن ولی چیزی که خیلی جالب هست اینه که شاید خیلی از ورزشکارها از لحاظ بدنی شرایط یکسانی داشته باشند ولی وقتی وارد گود مسابقه میشن تنها اختلاف اونها که کاملا واضح هست اعتماد به نفس و باور به خودشون و تواناییهاشون هست. در برخی از مسابقه ها شاید فاصله بین نفر اول و چهارم به کمتر از 3 ثانیه می رسید که همین اختلاف نتایج کاملا متفاوتی را برای ورزشکاران به همراه داشت. دیروز همین که داشتم بازی ها را نگاه میکردم همسرم صحبتی کرد که خیلی به فکر فرو رفتم. اون گفت که در هر شاخه از مسابقاتی که در حال برگزاری هست یک کشور صاحب عنوان هست مثلا کره ای ها در مسابقات اسکی سرعتی روی یخ تقریبا عنواندار مقام اول هستند و هلندیها در مسابقات اسکی استقامتی و به همین صورت نروژیها و کاناداییها در شاخه های دیگه… واقعا وقتی خوب دقیق شدم دیدم مثلا ورزشکار کره ای با این که از لحاظ قد خیلی کوتاهتر از ورزشکارهای دیگر بود باز عنوان سومی را گرفت که به نظر من این قطعا به باوری که برای اونها شکل گرفته بستگی داره. چون سالیان سال هست که ورزشکارهای قبلی بازنشسته شدند و ورزشکارهای جدید اومدند ولی این باور انتقال پیدا کرده و اونها هم در همون شاخه ها یا رشته هایی که قبلی ها موفق بودند صاحب مدال میشوند .این موضوع تا حدی تاثیر گذار هست که در یکی از شاخه های اسکی که کره جنوبی تا به حال مقامی نداشته, یکی از ورزشکارها خیلی خوب به رده بالا صعود کرد ولی در مرحله ای که میتونست خیلی خوب امتیاز بگیره در کمال تعجب حرکتی که خیلی عالی میتونست انجام بده را نتونست انجام بده و خیلی راحت از دور مسابقات حذف شد که کاملا عدم اعتماد به نفس در حرکتهاش موج میزد و تنها علتش به بنظر من باورسازی غلط در نسلهای گذشته بوده است تا حدی که حتی گزارشگر هم میگفت در این شاخه تا کاناداییها هستند ما حرفی برای گفتن نداریم.

    واقعا خیلی خوشحال شدم که این موضوع مطرح شد و فرصتی به من داد تا بتونم با توجه به این موارد و صحبت و تجربیات دوستان درسهای خوبی بیاموزم. سپاس از خداوند مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  3. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3616 روز

    سلام به استاد گرامی و دوستان محترم

    برای پاسخ به این سوال این بار تصمیم گرفتم که خودم عملا مشغول پیدا کردن جواب باشم یعنی قشنگ خودم جواب را بشنوم در نتیجه از چند ورزشکار حرفه ای که در سطح کشور مقام دارند و یا خارج از کشور مقام داشتند و از اینترنت و از مقالات و از وبلاگها و یا از گروهی که خودم دارم از ورزشکاران سوال کردم و جوابها را تیتر وار می نویسم و از ذکر نام آنها هم خودداری می کنم و خیلی از جوابها طولانی بود من فقط تیتر کلی آن را می نویسم”، از کسانی سوال کردم که هم فرکانس با ما هستند و یااصلا نیستند:

    – تا سن 28 سالگی بدن سلول خودش می سازد و سوخت و ساز خیلی خوب است و مبحث آنابولیسم و کاتابولیسم را توضیح دادند و … و گفتند از این سن به بعد سلولها رشد کافی ندارند و باید از قهرمانی خداحافظی کرد.

    – در سن بالا از طراوت پوست می توان فهمید که شادی و طراوت پوست از بین می رود و ضمن اینکه جوانترها یکسره مشغول رکورد زدن هستند پس بهتر است که از قهرمانی فاصله بگیریم.

    – بستگی دارد که از ورزش چه می خواهیم اگر قهرمانی مد نظر ماست باید تا قبل از 30 سالگی حسابی و با برنامه ورزش کنیم چون استطاعت بدن در این سن ها است .

    – بله که میشه

    – یه دوست داشتم معتاد بود الان هم نزدیک چهل و اندی سالشه ، بعد از ترک اعتیادش از سن چهل سالگی خودم باهاش شروع کردم و میشه گفت استادش بودم روزای اول وقتی یه خورده فشار به پاهاش می آوردم می دیدم استخوناش صدا های غیر معلمولی داره ، به خاطر همین نرم تر باهاش کار کردم مدتی که گذشت همون نرمش های قبلی را نیز انجام میدادیم اما دیگر صدایی نمی اومد و مفاصل و زرد پی ها و ماهیچه های دور مفاصل قوی شده بود . در یک جمله اگر با کاردان شروع کنید میشود

    – بله میشه در هر سنی باشی

    – بستگی داره چه ورزشی باشه

    – مهم علاقه وپشتکاره نه سن و سال

    – بله شما تو هر سنی که باشید می توانید ورزش را شروع کنید در اول باید ببینی به چه رشته ای علاقه داری و استیل بدنی شما به آن ورزش مطابقت دارد یا نه و بعد از آن کار و تلاش و با امید به خدا می توانی موفق شوی.

    از نظر من در هر سنی که ورزش را شروع کنیم معمولا در چند سال اول، از شما انرژی و زمان زیادی خواهد گرفت ولی در سنین بالا می دانیم شما در این سن فکر میکنید فرصتی برای شکست ندارید!

    ما یکسره در رویاهای خود قهرمانی را مد نظر داریم و می توانیم با آن زندگی کنیم و می گوییم که آن چیزیکه در رویاهایم بوده را می خواهم به چشم ببینیم ؛ در جمع بندی از این تحقیقم به این نتایج رسیدم باید

    1- باور داشته باشیم که می توانیم و قدم اول را برداریم و شروع کنیم

    2- به خدا توکل داشته باشیم

    3- هیچ کار نشد نداره در هیچ جا و در هر موقعیتی که باشیم.

    4- عشق و علاقه وافر به ورزش خود داشته باشیم .

    5- باور داشته باشیم که می توانیم .

    6- از الگوهای قبلی استفاده کنیم .

    7- عضلات و فیزیک در این باور دخیل نیستند باید ذهن خود را باور پذیر کنیم که قهرمان می شویم بارها و بارها ، مثل فلانی و فلانی ؛ یعنی این کار با باورهای ذهنی ماست .

    چند نمونه اذ کسانیکه در سن بالا عنوان قهرمانی را کسب کرده اند:

    ساچل پیج : در 42 سالگی قهرمان بیس بال شد و تا 47 سالگی در عرصه ورزش خیلی فعال بود.

    میتوس: پیرمرد دنیای فوتبال است و میتوس به راحتی تا 50 سالگی بازی کرد.

    پیتون مانینگ: او ستاره رقابت‌های فوتبال آمریکایی بود و و در 37 سالگی بهترین مدافع تاریخ رقابت‌های NFL لقب گرفت.

    کلی اسلاتر: اسلاتر یک موج‌سوار آمریکایی است اسلاتر این رکورد جهانی را در سن 42 سالگی به نام خود ثبت کرد.

    در پناه خدای مجیب ، الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    نورا افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1903 روز

    به نام خداوندزیبایی هاوآسانی ها

    سلام استادجان ومریم جان ودوستان هم فرکانسیم

    استادیه فایل دارند به نام فقط روی خداحساب بازکن که اگرصدبارگوش بدیم کمه وعلاوه براین استادهمش میگن برای رسیدن به مداربالاترباید سپاسگزارخدابودتانعمات بیشتری کسب کنیم من همیشه دلم میخواست باخداحرف بزنم نه اینکه فقط خواسته هامو بگم دلم میخواست صفاتش روبگم تا به خداشناسی برسم البته درحدتلاش وبینشم . روزعرفه خدامنوهدایت کردتادعای زیبای عرفه روبخونم متوجه شدم من بایداینگونه باخدای خودم حرف بزنم البته به زبان یکی ازبهترین بندگانش امام حسین . من فرازهایی ازاین دعای زیباروبرای شماهم کامنت می کنم تا به قول استاد کسانی که درمدارش هستند بهره مند شوند .

    فرازهایی ازدعای عرفه

    ای پروردگارعالم ، ای فرمانروای رستاخیز ، ای بخشنده ترین بخشندگان ، ای برترین بزرگواران ، ای شنواترین شنوایان ، ای بیناترین بینایان ، ای تواناترین توانایان گناهانی که دعارابرمی گرداند برمن ببخشای وگشایش ورهایی وآسانی درکارم عطا فرما .

    ایمانی دردلم وامیدی درسینه ام آنچنان فرود آورکه به دیگری جزتودل نبندم .

    بارخدایا دراین عالم مرابدیها نگهداروعافیت بخش وشبهاوروزها ازپیش روی وپشت سر ازراست وچپ ازبالاوپایین ، درهمه جا بامن باش .

    خدایارهروی رابرمن آسان سازای بهترین رهنمایان ، هدایتم کن ومرابه خودوامگذاروآنچه مایه ی شادمانی است برمن ارزانی دار.

    خدایاازراه بزرگواری روزیم ده ازپاکیزه ترین روزیهایت ، مرا به کارطاعت خودبرگماروازآتش دوزخ پناهم ده وپس ازآنکه مردم دربهشت به رحمت خویش ، جایگاهم ده ،مرازندگی نیکو ومرگ نیکو ارزانی دار.

    خدایاسپاس تورابخاطرنیکویی آزمون وتدبیرت درحق من ، مخصوصا به خاطرآنکه مراآفریدی ونیکو آفریدی ومرانیکوتعلیم دادی وهدایتم کردی به بهترین هدایت ها، پس سپاس من تورابخاطرنعمت هایی که مرادرگذشته وحال عطافرمودی .

    پس سپاس درهمه حال ازآن توست : درهرزمان ومکان ، درهرحالت ومقام ، دراین حال ودرآن حال .

    بارخدایا مراهمواره ازبهترین بندگانت دربهره مندی ازنعمت ها ونیکویی ها ، رحمت هاوتندرستی هاقراربده که توبرهرکاری توانایی .

    گنجهای آسمان وزمین دردست توست ، تویگانه وکریمی وبه خواهنده ای که هرگز خواسته اش را رد نمی کنی وآرزویش رابه نومیدی بدل نمی کنی ، می بخشائی وهرچه اوبخواهد نه تنهاکم نمی کنی بلکه بیشتربدو میدهی ورحمت بی پایان تو پیوسته روبه فزونی است ‌.

    خدایامرا از آن همه گنج های بی پایان بهره مندسازوازآن بخشش های فراوان نصیبم ساز، که توبرهرکاری توانائی به مهربانیت سوگندای مهربانترین مهربانان .

    خداوندا به کرم وبخشش خویش ، ماراپاداش بزرگ عطافرماو اندوخته ای نیکو وآسایش دائم عنایت کن ای مهربانتربن مهربانان .

    خداوندا ما را از آن گروه به حساب آورکه ازتو درخواست کردند عطا کردی وسپاس تورا گفتند ، برنعمت افزودی و به تو روی آوردند ، پذیرا شدی و به درگاهت توبه کردند ، قبول کردی .

    ای خداوند مرا روزی وسیع و سلامتی و آسودگی درتن وجان ودینم عطا فرما .

    ای شنواترین شنوندگان وای بیناترین بینایان ، ای سریع ترین حسابگران وای مهربانترین مهربانان .خداوندا تونزدیکترین کسی هستی که ازاو چیزی توان خواست وزودترازهر کس خواهش مارا اجابت می کنی ، ازهرکریمی بخشنده تروازهر بخشنده ای دست ودلبازتری . توپذیرنده ترین کسی هستی که ازاو خواهش کنند ، ای مهربانترین دنیا وآخرت ، تو بی مانندی جزتو آرزویی ندارم که دعایم را اجابت کردی و خواهشم را برآوردی ، رو به تو آوردم به مهربانیم پذیرفتی ، به تو اطمینان کردم بیاریم شتافتی .

    خداوندا نعمت هایت رابرما تمام کن وبخشش هایت رادرکام ما گوارا سازومارا از شکرگزاران و یادآوران نعمتت قرار ده .

    خداوندا ازتو می خواهم آن حاجتم راکه اگربرآوری ، دیگر ازهرچه محرومم کنی ، زیان نکنم واگربرنیاوری هرچه عطاکنی ، مراسودی نبخشد ، برآورده سازی .

    جزتو خدایی نیست وتو را همتائی نیست ، فرمانروائی مخصوص توست وستایش تورا سراواراست وتو برهر کاری توانائی ، ای فرمانروا ، ای فرمانروا ، ای فرمانروا .

    دوستان عزیز اگر دقت کنید تمام قوانین الهی دراین دعاگنجانده شده من خودم سحرگاه وشبان گاه این دعای زیباوپرازآگاهی رومیخونم وهربارقلبم پرازآگاهی وعشق به رب وپرازاحساس خوب میشم که برام اتفاقات خوب ورشد وپیشرفت روبه ارمغان میاره .

    موفق باشید دوستان عزیزم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      به نام خداوند هدایتگرم به مسیری که من میخوام

      خدایا شکرت که هر روز بیشتر بهم می اموزی

      امروز از این دعا ی عرفه یاد گرفتم و یاد اوری شد بهم که تو را با صفات نیکو یت بخوانم

      مثلا اگه مریضم

      بگم خدایا تویی شفا دهنده، تویی که وقتی مریض میشم، شفایم میدهی

      خداوندی که صاحب تمام ثروتها و نعمت های جهان است، خدای غنی ام، خداوندی که بی نیاز از همگان هستی و همه نیازمند تو هستند، سپاسگزارم که بی منت و همیشگی به من و تمام مخلوقاتت روزی میدهی

      خداوندا هدایتم کن به مسیرهای زیبا تر و پر نعمت تر

      خداوندی که سریع العجابی

      خداوندی که از درونم بی انکه بگویم آگاهی

      سپاسگزارم که همواره با منی

      خدایا من نمیخواهم کسی را شریک قدرتت بگیرم

      خدایا مرا از شرک و قدرت دادن به غیر خودت دور کن

      میخواهم فقط تو را بپرستم

      حمد و ستایش تو را بگویم

      چشم امیدم و دست نیازم به سوی تو باشد

      ای غفور و رحیم

      که همواره میپوشانی خطاهایم را و توبه پذیر و بازگشت کننده ی مهربانی به سمتم

      سپاسگزارم که یادت ارامش بخش قلبم است

      دست مهربان خدا

      نورای عزیزم سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 3004 روز

    به نام یکتای هستی بخش

    استاد عزیزم و دوستان خوبم سلام

    من یک برنامه ای رو با توجه به آموزه‌های استاد متوجه شدم و دارم انجامش میدم. استاد توی یکی از فایل هاشون گفتند که افراد کلا صحبت های منو یک جور دیگه متوجه میشن و توی یکی دیگه از فایل هاشون گفتند اگر می‌خواهی یه چیز رو خوب یاد بگیری اونو آموزش بده و توی یکی دیگه از فایل هاشون گفتند که برای درک بهتر اطلاعاتی که کسب می کردند اونا رو با صدای خودشون ضبط می کردند و مرتب گوش می دادند تا باورهای درست توی ذهنشون ایجاد بشه. باتوجه به این توضیحات من فایل های استاد رو چندین بار گوش می‌دادم و بعد هر چی از فایل متوجه می‌شدم رو جوری که انگار دارم به یکی آموزش میدم ضبط می کردم. با گوش دادن به آنها متوجه سه تا موضوع می‌شدم. یکی اینکه اونا رو بهتر یاد می گرفتم. و اینکه متوجه می‌شدم چقدر از آموزه های استاد رو شنیدم و متوجه شدم و اینکه گوش دادن به آنها با صدای خودم برام قابل باور تر بشه. اینکار عالی جواب می‌داد تا به فایل مسابقه بهترین باور از خدا رسیدم. کامنت خودم رو با صدای خودم ضبط کردم و گوش دادم. گفتم نه کافی نیست خدا خیلی بیشتره. کامنت های دوستان رو می خوندم و می گفتم خودشه، همینه. بعد ضبط می کردم و گوش می دادم و می گفتم نه خیلی بیشتر باید باشه. فایل های استاد رو که مرتب گوش میدم هر بار به یک توصیف از خدا می رسیدم و می‌گفتم آها پیداش کردم ولی باز بعد از چند بار گوش دادن می گفتم نه خیلی بیشتر ه خدا. این چند روز حسابی فکرم مشغول بود با خودم گفتم مثل حضرت ابراهیم منم همش دارم دنبال خدا میگردم. گفتم خدایا خودت رو بیشتر به من بشناسون. وقتی این فایل رو دیدم اشک از چشم هام جاری شد گفتم خدایا همینی تو دقیقا همینی و خیلی بیشتر و با خودم گفتم ممنونتم استاد 10 سال من رو جلو انداختی. چه تعبیر قشنگی چه توصیف کاملی از خدا. چقدر لبریز آرامش شدم. چقدر لبریز از عشق شدم. واقعاً ممنونم. وقتی به اون قسمت از فایل رسیدم که گفتین تجربه 10_15 ساله تون رو دارید در اختیار ما قرار میدید. خندیدیم از ته دل خندیدم. با خودم گفتم کم گفتی استاد خیلی کم گفتی 15 سال تجربه خودت 100 سال آگاهی ها و اطلاعاتی که کسب کردی و هزاران سال آموزه هایی که از قرآن درک کردی و داری با ما در میان می ذاری.

    و اما در مورد سوال مسابقه. این سوال را تنها به این نیت جواب میدم که بدانم چقدر از آموزه های استاد رو متوجه شدم و چقدر قانون رو فهمیدم:

    اینکه اکثر ورزشکاران تا 25سالگی دوران طلایی شونه به نظر من چند تا عامل داره که این عوامل یکسری باورهای محدود کننده براشون ایجاد کرده:

    1_داشتن الگو های که توی رشته ورزشی شون برای خودشون مشخص کردند.

    اکثر ورزشکاران یک فوق ستاره رو به عنوان الگو برای خودشون تعیین کردند و از تمام رفتارها و فعالیت هاش الگوبرداری می‌کنند. وقتی اون الگو توی 30 سالگی از دنیای حرفه‌ای خداحافظی کرده پس این فرد هم توی همون سن این کار رو انجام میده. غافل از اینکه با ید رفتارهای موفقیت آمیز اون فرد رو الگو برداری کنه و نهایتا رسالت خودش رو انجام بده.

    2_ باورهای محدود کننده ای که جامعه القا می کنه.

    اکثر ورزشکاران توی سالهای اوج شون از دنیای حرفه‌ای خداحافظی می کنند چون این باور هست که تا توی اوجی خداحافظی کن. در صورتی که واقعاً هنوز خیلی توانایی دارند و این به خاطر ترسی که به خاطر از دست دادن محبوبیتشون پیش مردم دارند. در صورتی که فقط و فقط باید روی خدا حساب باز کنند.

    3_ هدف مشخص و محدودی که برای خودشون تعیین کردند

    مثلاً مشخص کردند تا 30 سالگی ورزش حرفه‌ای و بعد مربیگری. فکر می‌کنند اگر زمان زیادی توی این حیطه بمونن از مربیگری جا می مانند

    4_نداشتن الگوی موفق با سن بالای 30 سال

    نمی تونن کسی رو پیدا کنن که با سن بالای 30سال هنوز توی اوج باشه. در صورتی که خودشون می تونن اینکار رو انجام بدهند و الگوی هزاران نفر باشند

    5_داشتن باورهای محدود کننده در مورد قوای جسمی

    اکثر ورزشکاران فکر می‌کنند بعد از 30 سال اون انرژی و چالاکی رو ندارند. در صورتی که اگر باور های درست داشته باشند حتی تا 80_90سالگی هم می تونن کاملاً سلامت و سر حال باشند.

    و به محض اینکه چند نفر توی دنیا این سد رو بشکنن باور میلیون ها انسان تغییر می‌کنه. مثل همون باوری توی رکورد دوی صد متر تغییر کرد.

    ودر آخر باز هم ممنونم از استاد عزیزم که این موج عظیم آگاهی رو ایجاد کرد.

    ممنونم از خانم شایسته عزیزم و دیگر عزیزان در گروه تحقیقاتی عباس منش که در ایجاد و تداوم این کار عاشقانه کمک می کنند.

    ممنونم از همه دوستان عزیز و هم فرکانسی ام که با آگاهی و اطلاعات ارزشمندی که مطرح می کنند به بزرگ تر شدن و پیشرفت این موج عظیم یاری می رسانند.

    و سپاسگزار و شکر گزار و مدیون خدایی هستم که هر لحظه با منه، جزیی از منه و من را هدایت می کنه.

    شاد، سلامت و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    آناهیتا عزیز دردانه خدا گفته:
    مدت عضویت: 3758 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و تمام هم فرکانسی ها و دوستان گرانقدرم در این سایت.

    خداروشکر بی نهایت میکنم برای حضورم در اینجا و برای وجود دوستان عالی ای که از خوندن نظراتشون خیلی لذت میبرم و روشنگر مسیرم هست و از استاد عباسمنش برای تمام رهنمودها و راهکارهای ارزشمندش که تا الان خییلی کمکم کرده و هر روز و هر زمان که وقتم خالی بشه با گوش دادن به فایل ها و تفکر و تحقیق در اون ها ایمانم قوی تر میشه و خدای خودمو بهتر میشناسم. سپاس خداوندی که تمام قدرت جهان فقط از ان اوست. خدایا شکرت که ما بندگانتو فقط به خودت محتاج کردی و سرمون بلنده. خدایاشکرت که دست منو گرفتی و هر روز راهمو روشنتر کردی و قدم های بعدی رو نشونم دادی. خدایا شکرت که جدیدا راحت تر میتونم باهات صحبت کنم و احساس میکنمبه من نزدیک هستی و خوشحالی از اینکه خواسته هامو ازت میخوام. خدایاشکرت که ایمانم به خودت داره بیشتر میشه و فقط از خودت تمام خواسته هامو میخوام. خدایا دوستت دارم.

    خدا به من وعده پیروزی داده، خدا به من وعده نعمات زیاد و ارامش قلب داده، خدا به من وعده بهشت داده هم در این دنیا و هم در اخرت. خدایاشکرت برای تمام نعماتی که تا الان راحت در اختیارم بوده و هست. خدایا شکرت برای تمام نشانه هایی که برام نیفرستی تا بفهمم مسیرم درسته. خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  7. -
    سعید پاکزاد گفته:
    مدت عضویت: 4268 روز

    سلام و خداقوت خدمت شما دوستام عزیزم

    خود استاد فرمودن همه چیز باوره و دراین شکی نیست که همه چیز باوره خب همه میدونیم باور یه فکره که هزارن بار به صورت کاملا متفاوت و در شکلهای مختلف در ذهن ماتکرارشده و نتایجی رو ماگرفتیم که این افکارو تایید میکنه و اون افکار تبدیل به باور شدن

    خب با این مقدمه من میتونم اینطور عنوان کنم که در ورزش هر رشته ورزشی الگوهای که تونستن با مثلا 50 یا 60 سالگی ورزش حرفه ای کنند وجود نداشته بطور مثال در فوتبال که این الگوها وجود نداشته و از طرفی افرادی که در فوتبال سرمایه گذاری میکنند مالک باشگاها هستن یا مدیر برنامه ها هستن هم این باور رو دارن که اوج ورزش یه شخص 5 الی 7 سال جوانی زندگیشه مثلا 20 تا25 اما من مثالهای میتونم بزنم که این باورها رو نقض میکنه مثلا پئالو مالدینی مدافع تیم ملی ایتالیا و باشگاه میلان که تا سن 41 سالگی ورزش حرفه ای کرد و بعد از ورزش حرفه ای فوتبال به رشته بوکس رفت و الان بصورت حرفه ای داره تنیس شروع میکنه و درمسابقات منطقه ای ایتالیا هم تونسته قهرمان شه و جایزه41 هزار دلاری رو بدست بیاره رشته تنیسی که میگن 25 سالگی ته این رشته است و کسی نمیتونه دراین ورزش موفق شه اما پالو مالدینی تازه در سن 47 سالگی رفته و بصورت حرفه ای داره در این ورزش کارمیکنه این نشان ازباور این شخص داره که در هر سنی در هرحرفه ای میتونی به موفقیت برسی و پیشرفت کنی بشرطی که باورهای متناسب رو برای اون رشته ورزشی انتخاب کنی و بسازی

    مثال دوم:

    فوتبالیست حرفه ای که الان در ژاپن داره فوتبال بازی میکنه در سن 49 سالگی در حد حرفه ای در لیگ برتر ژاپن حرفه ای ترین لیگ آسیا اسم این ورزشکار هست کازویوشی میورا که در تیم ماتسوما یاماگا داره فوتبال بازی میکنه و در فصل قبل 2گل هم زده این مثال واضح و نمووه است که یه شخص در سن 49 یا 50 سالگی در حرفه ای ترین لیگ آسیا دراه فوتبال بازی میکنه

    مثال سوم :

    زی روبرتو بازیکن فوتبال بایر مونیخ که بعد از جدای از بایر مونیخ به برزیل رفت و در تیم پالمیراس در سال 2016 قهرمان لیگ این کشور شه

    مثال چهارم :

    دیوید سیمن دروازبان تیم ملی انگلستان و ارسنال که تا 42 سالگی بصورت حرفه ای ورزش کرد

    اینها الگوهای هستن که بصورت عینه تا سنین بالا کار کرده اند همینکه مالدینی بعد از فوتبال به سمت تنیس حرفه ای رفته و میخواد تنیس حرفه ای رو دنبال کنه یعنی هرشخصی هم در هر سنی میتونه به اون موفقیت برسه چون در ان ال پی گفته میشه هر شخصی میتونه به هرموفقیتی که افراد قبل ازاون در هر رشته و هر کاری داشتن برسه بشرطی که مث اون شخص یا اون الگو فکر کنه یا باور کنه و مث اون عمل کنه

    باورهای که ما داریم محدود میکنه مارو و بع قول استاد خط قرمزهای برای ما ایجاد میکنه که این خط قرمزها باعث میشه فکر کنیم نتونیم تا سنین بالاتر رشد داشته باشیم

    من فکر میکنم این باور که جوانی اوج طراوت انسانهاست در سراسرجهان وجود داره و این یه باور نهادینه است اما با داشتن الگوهای که هست میشه اون باورها رونقض کرد

    امیدوارم پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3038 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استاد ثروتمند و خوشتیپ و دوستای دوست داشتنی خودم. آقا من اعتراف میکنم که به انگیزه جایزه مینویسم چرا که نه؟! چه اشکالی داره؟! چی از این جایزه با ارزش تر؟! جایزه¬ای که میتونه به من کمک کنه تا زندگیمو متحول کنم! من باورم نسبت به این قضیه کاملا مثبته. البته چون این سوال با رشته تحصیلیم مرتبط هست بیشتر انگیزه پیدا کردم. من دانشجوی مقطع دکتری تربیت بدنی هستم. تابحال هیچوقت این مبحث سن رو انقدر دقیق و با ذهن باز نخونده بودم. یه سری مطلب از یه کتاب که یکی از منابع اصلی و جزو کتابهای برتر رشته تربیت بدنی هست و چند تا منبع دیگه براتون جمع آوری و خلاصه کردم و هر بخش از اون رو با باورهای خودم مطابقت دادم. خیلی سعی کردم مفاهیم تخصصی رو ساده بیان کنم که برای خوندنش اشتیاق داشته باشین. مطمئنم اینجا خیلی ها دوست دارن اطلاعاتشون بالا بره. خداییش دستمم خیلی درد میکنه ولی با عشق نوشتم. امیدوارم خوشتون بیاد!

    اول خوبه که با دوتا مفهوم آشنا بشین:

    سن تقویمی یا سن شناسنامه ای یا سن واقعی: همون سنیه که روز و ماه و سال دقیق تولد شمارو توی شناسنامه نشون میده.

    سن بیولوژیکی: سنی هست که بدن شما واقعا در اون قرار گرفته. یه پرسش نامه یا نرم افزار معتبری جدیدا تولید شده که یه سری سوالات رو در مورد سبک زندگی شما میپرسه در عرض 5 دقیقه میتونین سن بیولوژیکی تون رو محاسبه کنید. مثلا افرادی که از نظر بدنی فعالند و تغذیه مناسبی دارند، سن بیولوژیکی اونها کمتر از سن شناسنامه ای شون درمیاد و برعکس افراد کم تحرک با عادات غذایی غلط ممکنه سن بیولوژیکیشون چند سال پیرتر از سن شناسنامه ایشون باشه. به عنوان مثال اگر شما الان 20 سال سن داشته باشید و این نرم افزار عدد 30 سال رو برای شما محاسبه کنه این نشان از پیری زودرس در شماست و باید برای بهتر زندگی کردن و نشاط بیشتر برنامه ریزی نمائید. مثلا یکی از سوالاتش این هست:

    هر چند وقت از غذاهای سرخ کردنی یا کباب استفاده میکنید؟

    همیشه و زیاد یک بار در روز چند بار در هفته هر هفته یک بار خیلی کم و به ندرت

    از لحاظ علمی با پژوهش های بسیار زیادی کاملا ثابت شده که سبک زندگی درست چون احتمال بروز چاقی و بیماری های مرتبط با اون مثل فشار خون و دیابت رو کاهش میده میتونه میزان مرگ و میر رو پایین بیاره و برعکس.

    خب حالا ما که با قانون آشنا هستیم بعنوان یک صاحب نظر میتونیم اینطور فرض کنیم کسی که سبک زندگی درستی داره و به سلامت خودش اهمیت میده انتظار داریم که روحیات و باورهای بهتری هم داشته باشه و در نتیجه از لحاظ جسمی هم جوانتر و سالمتره.

    حالا در مورد سن رسیدن به اوج عملکرد که سوال اصلی ما هست:

    یکی از منابع اینطور گفته: یکى از روش‌هاى مطالعه اجراء مهارت‌ها در بزرگسالان، ثبت سنین قهرمانان نخبه در مسابقات هست. ورزشکاران نخبه با توجه به نوع مهارت و جنسیت بسیار باهم تفاوت دارند؛ براى مثال در یک پژوهش دامنه سنى مردان بین 14 تا 49 سالگى بود؛ شناگران و شیرجه‌روها جوان‌ترین و وزنه‌‌برداران، شمشیربازها و کشتى‌گیران مسن‌ترین قهرمانان بودند. دامنه سنى زنان بین 12 تا 38 سالگى بود؛ ژیمناست‌ها و شناگران جوان‌ترین و شیرجه‌روها و قایق‌رانان مسن‌ترین افراد این گروه بودند.

    بعضی از ورزش‌ها مانند وزنه‌بردارى براى اوج اجراء نیاز به رسیدن به اوج قدرت دارد. چون افراد در سنین 20 تا 30 سالگى به اوج قدرت مى‌رسند انتظار داریم که رسیدن به اوج اجراء در وزنه‌بردارى در سن 20 سالگى تا اوایل 30 سالگى اتفاق بیفته. در مقابل، اجراء فعالیت‌هایى مثل تیراندازى با تفنگ و تپانچه که به قدرت کمترى نیاز دارد و سال‌ها تمرین و تجربه مى‌طلبد در سنین بالاتر بهترین عملکردها بدست اومده. احتمالا قهرمانان ورزش‌هایى که نیاز به فعالیت‌هاى بدنى شدید و سرعتی دارن، از قهرمانان شرکت‌کننده در ورزش‌هایى که نیاز کمترى به فعالیت‌هاى بدنى شدید دارد جوان‌تر باشن.

    عوامل اجتماعى و فرهنگى هم احتمالاً در اجراء الگوهاى حرکتى بزرگسالان نقش دارد. بزرگسالان احتمالاً با هنجارهاى اجتماعى انطباق پیدا کردند. از جمله این هنجارها که غالباً شامل کناره‌گیرى از ورزش‌ و بازى‌ در میانسالى به‌ویژه در زنان. خب اینجا هم ما میتونیم اهمیت نقش باورها رو در گرایش این افراد به تمرین در نظر بگیریم. یعنی افراد چون باور داشتند که سنشون بالا رفته و دیگه نمیتونن مثل سابق تمرین کنن بخاطر همین هم تمریناتشون کم شده و در نتیجه نتایج ضعیفتری هم گرفتن. حالا اگه یه نفر مثل استاد عباس منش میومد و به اونها ثابت میکرد که افزایش سن برعملکرد اونها تاثیر نداره آیا واقعا باز هم تمریناتشون رو کم میکردند؟ مسلما نه.

    مطالعه قهرمانان المپیک یا قهرمانان ورزش‌هاى مختلف بر اجراءهاى حرکتى نخبگان متمرکز هست. بسیارى از قهرمانان میانسال در مسابقات رقابتى زیر سطح ملى و بین‌المللى برترى دارند و حتى بسیارى از آنها از بزرگسالان جوان بهتر هستند. کاهش میانگین اجراء در افراد میانسال و بزرگسال غالباً خیلى کم است و این افراد گاهى بهترین رکوردهاى خود را در این سال‌ها به‌دست میارن.

    یکی دیگه از منابع اینطور بیان کرده: رکوردهای ثبت شده در رشته های دو، شنا، دوچرخه سواری و وزنه برداری نشون میده که بهترین وضعیت در اواخر دهه 20 یا اوایل دهه 30 هست. هر چهار رشته رو جداگانه توضیح دادم.

    1) دویدن: عملکرد دویدن با گذشت سن کم میشه. مثلا یک آزمون دوی سرعت در 560 زن 30 تا 70 ساله نشون داده که حداکثر سرعت دویدن 5/8% در هر دهه کم میشه.

    2) شنا کردن: چون موفقیت در شنا به جز قدرت و استقامت به مهارت خیلی وابسته است، بعضی از شناگران پیشکسوت بهترین عملکرد خودشون رو در دهه چهارم و پنجم عمر خود یعنی سن 45 تا 50 سالگی نشون میدن. مثلا یک شناگر مرد در سن 20 و 50 سالگی بهترین عملکرد خودش رو بدست آورد. یعنی با وجود گذشت 30 سال به دلیل ادامه تمرینات تونست بهترین عملکرد خودش رو دوباره کسب کنه.

    کتاب اینجا نمیتونه توضیحی برای این پدیده داشته باشه و فقط میگه: اگرچه علت دقیق این پیشرفت ناشناخته است، اما میتوانیم به طور منطقی فرض کنیم که دلیل آن ترکیبی از پیشرفت در تکنیک شنا، روش ¬های تمرینی و امکانات شنا، همراه با تغییرات اندک در ظرفیت های فیزیولوژیکی او باشد.

    خب در اینجا هم نقش باور اینه که ورزشکارانی که که سنشون بالا رفته ولی روحیه ورزشی خودشونو حفظ کردن چون باور دارند که بازهم میتونن مثل سنین جوانی خودشون تمرین کنند و مسابقه بدن و قهرمان بشن دقیقا همین نتایج رو کسب میکنن و اونایی که باورشون اینه که دیگه عمر ورزشیشون تموم شده ناخوداگاه دیگه تمرین نمیکنند و نتیجه هم نمیگیرن.

    3) دوچرخه سواری: مانند سایر ورزش های قدرتی و استقامتی بهترین رکوردها در این رشته هم در سن 25 تا 35 سالگی به دست اومده. زمان اجرا از سن 20 تا 65 سالگی حدود 12 ثانیه یعنی 7/0 ثانیه در سال افزایش پیدا کرده.

    4) وزنه برداری: قدرت عضلانی بیشینه بین 25 تا 35 سالگی بدست میاد و بعد از این دوران هر سال کم میشه. اینجا کتاب اذعان میکنه که: البته مانند سایر اندازه گیریها در مورد انسان، عملکردهای قدرتی هر شخص کاملا با دیگران متفاوته. مثلا بعضی از افراد در سن 60 سالگی، قدرت بیشتری نسبت به افراد 30 ساله دارند. ولی علتش رو نتونستن پیدا کنن که ما حالا پیدا کردیم!

    بیشتر عملکردهای ورزشی به میزان یکنواختی در دوران میانسالی و کهنسالی کاهش پیدا میکنن که به خاطر کاهش استقامت و قدرت قلبی عروقی و عضلانی هست. علت تغییرات اسقامت قلبی عروقی: کاهش گردش خون محیطی و مرکزی یا کاهش حداکثر اکسیژن مصرفیه. این ها هرچقدر بالاتر باشه یعنی فرد آمادگی جسمانی بالاتر و بدن سالمتری داره. حداکثر اکسیژن مصرفی هر دهه 10% کاهش پیدا میکنه. اما مطالعه افرادی که فعالیت طبیعی داشتند نشون داده که سالمندی الزاما نمیتونه ظرفیت هوازی رو کاهش بده. وقتی شدت و حجم تمرین در سطح بالا نگه داشته بشه حداکثر اکسیژن مصرفی در سطح بالا باقی میمونه. مثلا ورزشکاران سالمندی که برنامه تمرینی خیلی شدید خودشون رو ادامه دادن و در رقابت های سطح بالا شرکت کردن، کاهش حداکثر اکسیژن مصرفی خیلی کم بوده.

    یک پژوهش دیگه هم یک گروه دونده با دامنه سنی 18 تا 25 سال یک تست اولیه دادند. 25 سال بعد هم دوباره یک تست ثانویه دادند. در این مدت 25 سال مشابه با شدت دوران جوانی تمرین کرده بودن. مقدار حداکثر اکسیژن مصرفی اونها نسبتا ثابت باقی مونده بود.

    تغییرات قلبی عروقی با افزایش سن:

    با افزایش سن حداکثر ضربان قلب و میزان پمپاژ خون از قلب کاهش پیدا میکنه که علتش سخت شدن رگهاست. یعنی رگها حالت ارتجاعی خودشون رو از دست میدن و کمتر میتونن گشاد بشن بخاطر همین فشار خون بالا میره. البته باید بگم که در این مورد هم جالبه که فشارخون ورزشکاران سالمند از مردان غیر فعال نه تنها بیشتر نیست بلکه یه مقدار کمتر هم هست.

    تشخیص اینکه آیا کاهش پمپاژ خون ناشی از افزایش سنه یا علت اون کمبود آمادگی قلبی عروقی بر اثر بی تحرکیه کار مشکلی هست. اما معمولا ورزشکاران پیشکسوت کمتر از ورزشکاران جوان مثلا 20 ساله تمرین و تحرک دارند و احتمالا این عامل بی تحرکی خیلی مهمتر از عامل سنه. که حالا ما کشف کردیم که علت این بی تحرکی هم چیزی جز باور نیست. یعنی ورزشکار چون از قبل باور داشته که اگه سنش بره بالا دیگه نمیتونه مثل جوونیاش تمرین کنه طبق همین باور رفتار کرده و نتیجه گرفته.

    سوالی که کتاب اینجا مطرح کرده اینه که آیا همه ورزشکاران میتونن با ادامه تمرینات شدید ، اثرات حاصل از سالمندی بر استقامت رو کاهش بدن؟ و این محققان گفتند که پاسخ به این سوال به وراثت و برنامه های تمرینی ورزشکار بستگی داره. البته من به عنوان کسی که با قانون آشناس، نقش باور رو مهمتر میدونم. چیزی که این محققان حتی بهش یه اشاره هم نکردند.

    تغییرات قدرت با سالمندی: قدرت با افزایش سن کاهش پیدا میکنه این به دلیل کاهش فعالیت بدنی و توده عضلانیه. همچنین ظرفیت دستگاه عصبی هم برای پردازش اطلاعات و فعال کردن عضلات کم میشه. این تغییرات عصبی- عضلانی فقط مسئول بخشی از کاهش قدرت و استقامت عضلانی هست و مشارکت فعالانه در فعالیت های ورزشی اثر منفی سالمندی بر عمکرد ورزشی رو کم میکنه. البته این به این معنا نیست که پیری بیولوژیک میتونه با فعالیت بدنی کاملا متوقف بشه بلکه نشون میده که بسیاری از اختلالات در ظرفیت کار جسمانی میتونه از طریق شیوه زندگی پرتحرک به طور قابل ملاحظه ای کم بشه.

    فشارهای محیطی و سالمندی: فعالیت بدنی در ارتفاع فشار زیادی رو بر بدن تحمیل میکنه در نتیجه ممکنه فکر کنید ورزشکارای سالمند در شرایط کم فشار ارتفاع که اکسیژن کم هست دچار مشکل بشن ولی به طور تعجب آوری دقیقا برعکسه. روایتهای بسیار زیادی از صعود موفقیت آمیز کوهنوردان سنین 70 تا 90 سال وجود داره. مثلا یک آمریکایی 52 ساله موفق شد به قله اورست با ارتفاع 8848 متر صعود کنه. درواقع سالمندی میتونه یک سری مکانیزم های حفاظتی برای جلوگیری از بیماری کوه گرفتگی حاد و خیز ریوی ایجاد کنه. جالبه که این دو تا بیماری در افراد جوان بیشتر رخ میده تا افراد مسن. ولی محققان نتونستند علت ایجاد این مکانیزم ها رو کشف کنن. شما هم مثل من معتقدید که روحیات و باورهای متفاوت کوهنوردان پیشکسوت باعث ایجاد این نتایج متفاوت در اونها شده؟

    ترکیب بدن و سالمندی: مقدار تجمع چربی با افزایش سن (معمولا از 30 سالگی به بعد) زیاد میشه در حالی که همزمان توده عضلانی و استخوانی بدن کم میشه. این موضوع تا حد بسیار زیادی مربوط به کاهش فعالیت بدنی هست نه صرفا به دلیل افزایش سن. یعنی تغییر ترکیب بدن به رژیم غذایی، عادتهای ورزشی و همچنین تا حدی به وراثت ارتباط داره. که ما الان متوجه شدیم که حتی ژن ها هم زیاد تاثیر ندارن و مهمترین عامل باوری هست که یک فرد رو به ادامه دادن یا ندادن به تمرین وامیداره.

    تمرین پذیری ورزشکاران سالمند: برخلاف این تصور که توانایی سازگاری با تمرین با افزایش سن کم میشه، اما پژوهشهای جدید خلاف این رو نشون دادند. مثلا نتایج یک پژوهش نشون داد بهبود ظرفیت قلبی عروقی در اثر تمرین در آزمودنی های مسن (60 تا 70 سال) مشابه با آزمودنی های جوان (20 تا 25 سال) بود.

    همچنین کتاب خودش گفته که به نظر نمیرسه سن بتونه بر عضله سازی و افزایش قدرت تاثیر منفی بگذاره. مثلا در یک پژوهش مردان مسن (60 تا 72 سال) به مدت 12 هفته تمرین قدرتی انجام دادند و قدرت اونها به میزان بالای 100 درصد افزایش یافت. این افزایش قدرت به دلیل افزایش توده عضلانی اونها بود. که مقدار اون مشابه با افراد جوان بود.

    کتاب در اینجا اشاره میکنه که مکانیزم های دقیقی که سبب سازگاری بدن با تمرین در در سنین مختلف میشه به طور کامل شناخته نشده اند. ولی ما کشف کردیم که فقط باورهای متفاوت این افراد باعث ایجاد این نتایج بسیار متفاوت شده.

    فعالیت بدنی منظم سهم مهمی در تندرستی افراد داره بنابراین میتونیم این پرسش رو مطرح کنیم که آیا فعالیت بدنی در سراسر دوران بزرگسالی بر طول عمر افراد اثر گذار هست یا نه؟ کتاب اعتراف میکنه که گرچه تمرین استقامتی میتونه عوامل خطرزای بیماری قلبی عروقی رو کاهش بده اما فقط اطلاعات محدودی در تایید این ادعا وجود داره که اگر میخواین عمر طولانی داشته باشین فعالیت بدنی منظم انجام بدین. پس ما الان میتونیم ادعا کنیم که این باورهای ما و در نتیجه سبک زندگی ماست که سلامتی و طول عمر ما رو تعیین میکنه. همونطور که ادعا کردیم این باورهای یک ورزشکاره که طول عمر ورزشی اونو تعیین میکنه. فقط باورها و لاغیر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  9. -
    مهر محبت گفته:
    مدت عضویت: 2983 روز

    سلاااااام به استاد عزیزم با این سوال باحال

    چند روزیه دارم پاسخ ها رو میخونم عااااااااالیه

    یه خورده فکر هم کردم که چه باوری میتونه که خیلی تاثیر مثبت داشته باشه یه هو به ذهنم رسید که ببین خدا از خودش چه توصیفاتی داره که اگه باور هاش شکل بگیره ،میتونه انسان رو کن فیکن بکنه یعنی از این رو به اون رو بکنه.

    بعد یاد حرفای استاد افتادم که میگفت قرآن پره از قوانین خداوند

    سریع مثل برق به دلم افتادکه تو اینترنت سرچ کنم اسمهای خداوند در قران چیست؟

    صفحه ای که باز شد خشکم زد .خوندمش و اشک ریختم

    ??????????????.

    اسماء الحسنی یا نامهای نیکوی خداوند

    و خوندن رو ادامه دادم

    پیشنهاد میکنم خودتون بخونین

    حداقل 99 تا اسم از توصیفات خدا از خودش به طور مستقیم در آیات الهی یافت شده که اگه هر انسانی در این صفات خداوند تفکر کنه و داستانهای اونو بخونه میشه که باورهای عالی ساخته بشه براش.

    چون من فکر میکنم به قول استاد خدا همه چیزه ، یعنی منشآء و پی و اساس همه چیز خداست. حتی منشاء ماهیچه های ما خداست . به قول خود خدا من از رگ گردن به شما نزدیکترم. این یعنی چی ؟ یعنی حتی از سلولها و اتمهای ماهیچه های شما هم به شما نزدیکترم. و اگه کسی باور کنه که این انرژی (منظور خدا ) اساس تمام موجودیت ماست و از اونجایی که از خدا هر چیزی بر میاد ، حتی شکستن رکوردهای جهانی ، پس در نتیجه میشه که تا هر سنی که بخوایم حتی تا 50 سالگی میشه قدرتمند و سالم و ورزیده باقی ماند، چون در تک تک سلولها و ذرات وجود ما و حتی اجسام بیجان انرژی و قدرت خدا هست.

    برای درک این مطلب که خدا در همه چیز هست دانشمندان تحقیقاتی کردن که جالبه

    یه تیکه سنگ رو که بیجان هم هست با میکروسکوبهای قوی نگاه کردن و دیدن که از کنار هم قرار گرفتن سلولها تشکیل شده (سوال اینه که چه چیزی این سلولها رو کنار هم قرار داده؟؟؟)

    بعد ریزتر شدن و به ذرات خیلی کوچک به نام پروتون نوترون والکترونها رسیدن.

    و دیدن که این الکترونها با سرعت بسیار بالا حول مدارهای خودشون در حال ارتعاش و چرخش هستن(باز سوال اینه که چه چیز یا انرژیی باعث حرکت این الکترونها در این جسم بیجان مثل این سنگ مورد آزمایش شده؟؟؟؟؟،؟؟،،؟؟؟؟ خودتون فکر کنین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ممنون استاد عزیزم که با این سوال باعث تفکر در این خانواده بزرگ و صمیمی شدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  10. -
    حوا گفته:
    مدت عضویت: 1502 روز

    سلام استاد عباس منش عزیز

    وقتتون بخیر و شادی باشه

    بنده ۱۶سال دارم و حدود یک سال میشه که عضو سایت شما هستم و این اولین کامنتی هست مینویسم ، تا به حال کامنتی ننوشتم چون حس میکردم تأثیر زیادی نداره اما پس از این همه مدت و مقاومت در برابر این موضوع ،وقتی این فایل شما رو داشتم میدیدم و مثل همیشه توی دفتر خودم نکته برداری میکردم یه حسی به من گفته شد که برو و اولین کامنتت رو بر روی سایت بزار. و باز هم یه صدایی میگفت که نه نیازی نیست و چیزی برای گفتن ندارم اما یه الهامی من رو هدایت کرد و گفت تو فقط اقدام کن کلمات و جملات خود به خود چیده میشن توی ذهنت، و الان من دارم براتون مینویسم.

    میخوام براتون از چگونگی اشنا شدنم با سایت شما توضیح بدم.

    من از بچگی چون فردی بودم که خیلی دنبال متفاوت بودن با بقیه و دنبال اموزش بودم خیلی دوست داشتم مطالب خود شناسی و انگیزشی رو دنبال کنم .برای همین از ۱۳ سالگی تصمیم گرفتم تغییر کنم و خودم رو به اموزش در مورد خودشناسی متعهد کردم. در طول این مسیر من کم کم با قانون جذب و فرکانس و ارتعاش به صورت خیلی اتفاقی اشنا شدم. تا حدی من با فرکانس و ارتعاش اشنا شدم اما خیلی از اساتید اصلا به طور واضح اموزش نمیدادن که واقعا فرکانس چیه،قوانین جهان هستی چی هست .

    و وقتی من کلا فهمیدم جهان یه سری قانون مشخص داره و انسان توانایی ساختن زندگیشو به توسطت ذهنش و افکارش داره خیلی به این حوزه علاقه مند شدم و توی دلم از خدا خواستم که با کسی اشنا بشم که به طور دقیق این قوانین رو برام توضیح بده.

    و در راستای این خواسته یه روزی برادر من به صورت خیلی اتفاقی به من گفت که یه فردی هست به نام عباس منش که مرتبط با چیز هایی هست که تو دنبالشی و شما رو به من معرفی کرد. و باور کنید تا قبل از این من حتی یک بار ،حتی یک بار نه اسم شما شنیده بودم نه با یدونه از فایل هاتون برخورد کردم ،با این که من ادمی بودم که تمام اساتیدی که توی این حوزه فعالیت میکردند رو میشناختم.

    وقتی با شما اشنا شدم اول یه سری از فایل هاتونو گوش دادم و انقدر جذب گفته هاتون شدم که من به دلیل اینکه اون زمان مدارس انلاین بود و نیازی نبود من مدرسه برم ، صبح که از خواب پا میشدم سر کلاس ها حاضر نمیشدم و به جاش میرفتم فایل های شما رو گوش میدادم .

    و از اون روز حدود ۱ سال میگذره و من سعی کردم با این مسیر اشنا بشم و حالا امشب من تصمیم گرفتم توی سن ۱۶ سالگی با هر شرایطی که دارم این مسیر رو جدی بگیرم و مصمم تر ادامش بدم تا به نتایج دلخواهم برسم و به همین دلیل این الهام به من رسید که اولین کامنتمو بزارم بر روی سایت و نمیدونمم چطور توصیف کنم که انگار هیچ کدوم از این حرف ها از ذهن من نیست و تک تک کلمات داره به من گفته میشه که بنویسم.

    استاد عباس منش عزیزم ازتون تشکر میکنم بخاطر وجودتون و بخاطر این سایت که در طول این یک سال توی تمام شرایط سخت برام تکیه گاهی بود که بتونم ذهنم رو کنترل کنم و از شرایط سختی که پشت سر گذاشتم با قدرت ادامه بدم .

    از خدا هم برای معرفی شما و هدایت من در تمام لحظات زندگیم تشکر میکنم و سپاس گذارم.

    بهترین ها رو براتون ارزومندم،خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      سمانه گفته:
      مدت عضویت: 1413 روز

      سلام بنیتای عزیزم💕🌸

      بسیار خوشحال شدم که تو این سن کم با استادآشنا شدی و قوانین الاهی رو داری یاد میگیری و مطمئنم اگر همچنان متعهدانه آموزه های استاد رو دنبال کنی سراسر زندگیت سرشار از آرامش و شادی وثروت و سلامتی خواهد شد.بهترینها رو برات آرزو دارم بی همتای من😍😍

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: