این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز ، خانم شایسته و همه دوستان خوبم
با اینکه این فایل رو قبلا بارها گوش کرده بودم
با اینکه از استاد ، ایلان ماسک و … از سیستمی بودن خداوند شنیده بودم
با اینکه از والاس واتلز در تعریف خداوند که ماده دارای فکری هست که در همه چیز نفوذ کرده و انسان قادره با ذهنش روش اثر بزاره خونده بودم ولی تا سه روز پیش به این مفهوم بسیار بسیار ارزشمند پی نبرده بودم تا اینکه به چندین تضاد پشت سره هم خوردم.
و تو این مدت چندین و چند بار فایل رو پلی کردم ، پاز کردم ، فکر کردم ، نوشتم ، پلی کردم ، پاز کردم ، فکر کردم ، نوشتم و دوباره از اول ….
وقتی به این رسیدم که همه چیز خداونده و من باید تسلیم باشم اما به تناقض جایگاه عقل و اراده در برابر خواست خدا رسیدم .
وقتی یه روز در فضای معنوی ذهن قرار میگرفتم و همه کارها و موفقیت ها رو به خدا نسبت میدادم و روز بعد در فضای منطقی به تلاش خودم .
وقتی طبق قانون تمرین میکردم اما یه چیزی تو ذهنم میگفت یه باگ اصلی تو این سیستمی که برای خودت چیدی هست ولی نمی دونستم چیه ؟
وقتی که مطابق قانون حس خوب میدادم ولی به جای اینکه انرژیم شارژ بشه ، دشارژ میشد .
تا اینکه از خدا هدایت خواستم
با تمام وجود مثل موسی ع که گفت به هر خیری از جانب تو محتاجم و یاد حرف استاد افتادم که اولین قدم در انجمن Na اظهار عجزه .
مقاومت ذهن سرکشمو شکستم ، غرور بی جا و غافلانه رو زیر پا گذاشتم ، سره سجده بر زمین گذاشتم و گفتم تسلیمم .
خدایا تو بگو چیکار کنم ؟
و خدای موسی ع هدایتم کرد به این فایل ارزشمند که انگار این دفعه با گوش جان ، میشنیدم .
حس پیامبر ص را داشتم که خداوند بهش گفت اقراء …
منی که تا چند ثانیه قبل بی حس ، انرژی و بی حال بودم ناگهان در هاله ای از انرژی قرار گرفتم ، انرژی مغزم بالا رفت و سراسر وجودم در فرکانس لطیف و گرمی قرار گرفت . یه حالت عرفانی توام با قدرت ، شادمانی ، سرزندگی و کشف .
اقراء….
خدا به شکل ویژگی ای که تو تو ذهنت میسازی در میاد .
یعنی ارتباط عقل و اختیار با خداوند اینجا مشخص شد . اون همه انرژی ای که سالها ازم گرفته بود اینجا به خودم برگشت .
خدا یه انرژیه که ما بهش شکل میدیم ، اونجوری میشه که ما میسازیمش ، ما باورش داریم . مثله آب که تو هر ظرفی به یه شکله .
یعنی یگانه قدرت جهان گوش به فرمان منه تا من بهش دستور بدم ؟
غول چراغ جادو منتظره من بهش فرمان بدم و اونم بگه فرمانبردارم سرورم ؟
من باید خواسته مو بگم و اون اجابت کنه ؟
یعنی این همون ” من نزدیکم و درخواست هر دعا کننده رو اجابت میکنم ” هست .
این همون کل نمد هولاء و هولاء نیست که اولش منو خلق میکنه و بعد خودشو در اختیار من قرار میده تا جهانمو اونطور که من میخوام بسازم ؟
بعدشم از من اجازه میخواد تا بهش اجازه بدم در کالبد من جاری بشه تا با دستان من جهان رو پیشرفت بده ؟
این چه بزرگواری و بلند طبعیه که این انرژی با شعور داره ؟
این چه بلند نظریه که منو خلق میکنه و به من این همه قدرت میده و منو لایق سجده فرشتگان میکنه ؟
این چه عظمت و بزرگیه ای که منو خلق میکنه و جانشینش قرار میده ؟
حالا فهمیدم که چرا شیطان از خدا پیروی نکرد ؟
اون میدونه من کیم؟
اون میدونه من چه ارزشی دارم ؟
اون میدونه که پروردگار جهانیان چه قدرتی به من داده ؟
شیطان حق داره تا ابد در این حسادت و بدبختی بسوزه و بمیره چه فرصت نابی رو از دست داد .
چه موهبتی نصیب ما انسان ها شده؟
وای خدای من … شکرت
برای همینه که تو قرآنش میفرماید “شیطان دشمن آشکار شماست ” چون شیطان میدونه چه گوهری رو خداونده جان به من انسان داده که تا امروز ازش غافل بودم .
میدونه که چه عزتی داده که تا امروز نمی دونستم .
میدونه که سیستم جهان به چه شکل کار میکنه که من اطلاعی ازش نداشتم .
اون میدونه و از همون طریق وارد میشه .
حالا ظرف ذهن من چه شکلی باشه تا خدا رو به بهترین نحو برای خودم بسازم ؟
مثل سلیمان نبی ع که ازش قدرت و ثروت بخوام ؟
یا مثل موسی ع که ننگ قتل نفس رو به عزت پیامبری بدل کرد ، هم اژدها ساخت ، هم دریا رو شکافت ، هم کوه رو متلاشی کرد ، هم چشمه از سنگ پدیدار کرد و هم عصا شد برای راه رفتن ؟
یا مثل ابراهیم ع هم باهاش هم کلام بشم ، هم خودشو با زنده کردن پرنده ها برام اثبات کنه ، هم آتش رو برام سرد و گلستان کنه و هم از همسر و فرزندم حمایت کنه و هم چاقو رو کند کنه ؟
حالا که قراره من دستهای این قدرت نامحدود باشم ، حالا که قراره در وجودم جاری بشه ، حالا که من شناختمش و میخوام از توانائیش در جهانی که هر لحظه در حال تغییره برای خودم قلمرو جدیدی بسازم :
چه ظرفی رو انتخاب کنم که لایق شکل دادن به این قدرت نا محدود باشه ؟
چه باروی به این انرژی قدرتمند ، متفکر و با شعور داشته باشم ؟
چطور در این ذهن کوچیکم با این عقل ناقصم با این فهم کمم بگنجونمش ؟
چطور …؟
خدایا چقدر عاشقت شدم
چقدر زود اجابت کردی درخواست دعا کننده رو
چقدر لطیفی که وقتی بهت وصل میشم با خودم در صلحم
چقدر گرمی که در حضورت حالم خوبه
چقدر عزیزی که تو یادم هیچ کسی رو نمیتونم جایگزینت کنم
خدای من
ای رب جهانیان
ای قدرت مطلق هستی
ای پرودگار جهان
ای نظم جاری هستی
ای قانون مطلق و پایدار
ای آنکه توضیحی بر تشریحش نیست
ممنونم از این سیستم هوشمند و پویایی که طراحی کردی
سپاسگزارم از این موهبتی که به من داشتی و خودتو به من شناسوندی .
امروز من حس ابراهیم نبی ع رو بعد از زنده شدن پرنده ها دارم .
بارها و بارها توی این سایت و از استاد شنیده بودم من تکه ای از خدا هستم و تمام ویژگیهای خداوند در من هست
ولی درکم ناقص بود
منم مثل شما، در لحظات معنوی ام تمام موفقیتهامو نسبت میدادم به خدا و در لحظات عقلانی نسبت میدادم به باهوشی خودم
حالا احساس میکنم درک جدیدتر و عمیقتری پیدا کردم، اینکه خداوند از طریق من جاریه
خداوند در وجود من زندگی میکنه و هر انچه من میخواهم، خواسته های قلبی ام، خواست خودشه، اونه که میخواد، من و خدا یکی هستیم
فاصله ای بینمون نیست
مثل یک پرتو نور که تمام ویژگی های منبع نور رو داره
من قدرتهای خداوند در وجودمه
باید بیشتر باورش کنم، عمیقتر درکش کنم
خداوند یه انرژی جاری و ساریه در همه جا
و در وجود من
من بهش شکل میدم
هر شکلی که من انتخاب کنم، همون شکل رو میگیره
مثل آبه
به همون شکل ظرفی میشه که من میریزم
باید بهتر درکش کنم
قدرتش رو، عظمتش رو، عدلشرو، نظمش رو، حکمتش رو، و بهش ایمان داشته باشم، تسلیمش باشم که من راه درست رو برم، حتما هر اتفاقی الخیر ما فی وقع خواهد بود
خداوند هرگز هرگز به بندگانش ظلم نمیکنه، خداوند فقط دهنده ی بی منت و همیشگی رحمت و نعمت های بی پایانه
اگه عذابی هست، اگر ظلمی هست، اگر ظالمی هیت، فقط به خاطر عملکرد مخالف قوانین بدون تغییر خداونده که، انسانهای خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا نا اگاهانه انجامش میدم
خدایا سپاسگزارم که وقتی من خواستم، با دل و جانم راه راست رو، تو هدایتم کردی به راه سراسر نعمت و زیباییهایت
سپاسگزارم که سریع العجابی
سپاسگزارم که همه رو مدد میکنی، همه رو یاری میرسانی
چه بخوان برن بهشت چه بخوان برن جهنم
تو فقط اجابت کننده ی درخواستهای مایی
مثل چراغ جادو
خالقی که مرا افرید، از جنس خودش، با تمام ویژگیها و قدرتهای خودش
و بعد مرا آزاد گذاشت تا خودم مسیرم رو انتخاب کنم
تا به انتخابهای من جزا و پاداش بده
پروردگار من عادلترین فرمانروای کل جهانیانه
حسودی شیطان
به خاطر درک قدرت وسیع و نا متناهی منه
شیطان بایدم حسودی کنه
چون من قدرتمندتر از اونم
من خداوندم، خداوند زندگی خودم نه دیگران
دوست عزیز و سخاوتمندم
بردار خوشتیپم
اقای ابراهیم موحد و یکتا پرست
سپاسگزارم ازتون
انشاالله هر روز و هر روز زندگیتون رو ابراهیم گونه و خدایی رقم بزنید و در هر دو جهان سربلند باشید
از دیروز که یه سری از نظرات دوستان رو میخوندم بعضی از دوستان به شکستن رکورد یک مایل زیر 4 دقیقه اشاره داشتن ….
امروز که خیلی اتفاقی داشتم تلویزیون نیگا میکردم دیدم شبکه استانی تا لحظات دیگه قراره یه فیلم سینمایی پخش کنه با عنوان ” یک مایل در 4 دقیقه ”
با خودم گفتم این حتما یه نشونه هست باوجودی ک تصمیم گرفتم خیلی کم تلویزیون نیگا کنم و اصلاشبکه استانی رو به ندرت میبینم ولی چون تو مدارش بودم این فیلم رو دیدم
و اما جواب سوال
همونطوره که اکثر دوستان اشاره کردن همه چیز برمیگرده
به باور
ولی چیزی که هست اینه که یه سری از باورها خیلی شخصی هست و فراگیر نشده و مسلما عوض کردن چنین باوری به مراتب راحتر هس
و یه سری باورها هستن که اونقدر عمومی و فراگیر شدن که تقریبا به شکل قانون دراومده که اکثریت جامعه قبولش کردن
مثلا همین باور دویدن یک مایل زیر 4 دقیقه
سالیان سال بشر براین باور بود که این امری محال است حتی پزشکان ثابت میکردند اگه کسی یک مایل( 1/6 کیلومتر )رو زیر 4 دقیقه بدود قلبش متلاشی خواهد شد !!!
اما از میان همین پزشکان یک ورزشکار و دانشجوی پزشکی دانشگاه آکسفورد به نام راجر بنیستر برای اولین بار این رکورد را زد تا ثابت کند غیر ممکن وجود ندارد و جالبه که این رکورد تنها 46 روز دوام داشت و از آن زمان به بعد ورزشکاران بسیاری این رکورد را زدن .
ینی وقتی یه نفر بتونه پس بقیه هم میتونند و راه برای دیگران هموار میشه
اما باور اینکه دوران طلایی هر ورزشکار تا 25 سالگی هست هم اونقدر عمومی و فراگیر هست که تقریبا اکثریت به عنوان یک قانون قبولش کردن
حتی اگه کسی بخواهد خلافشو ثابت کنه با یک جبهه گیری روبرو میشه
مثلا همین علی دایی خودمون اواخر عمر بازی کردنش چقدر حرف و کنایه از عموم مردم و کار شناسان و … شنید که پیر شده باید کنار بره جاشو بده به جوونها…..
خب یه نفر خیلی باید باورهای قدرتمندی داشته باشه و اعتماد به نفس بالایی داشته باشه که این حرفها و حاشیه ها تاثیری روی توانایی هاش نداشته باشه…..
در پایان قسمتی از دیالوگ این فیلم رو میذارم
حرفهایی که مربی به دونده میگه :
” تو یه چیزی تو قلبت داری …در عمق وجودت….که باید بهش غلبه کنی…باید با ترسها روبرو بشی…مجبوری …این سخت ترین کاریه که تو باید تو عمرت بکنی… اگه تونستی ا ن وقت زندگیت عوض میشه….
سلام خدمت استاد گرامی و خانواده صمیمی و گل عباسمنش
دوستان کاش بعنوان قوانین نوشتن کامنت و رای دادن ها چند نکته رو رعایت کنیم:
1٫یا رای ندهیم یا رای میدهیم تمام کامنت دوستان رو بخونیم و رای بدهیم مثلا کسی که 4 صفحه اولو میخونه و رای میده و بقیه صفحات رو چک نمیکنه حق باقی دوستان ضایع میشه.من خودم وقت آزاد پیدا میکنم 5 صفحه رو چک میکنم وقت آزاد بعدی 5 صفحه دیگه تا الی آخر که وقت کنم همه رو بخونم و به جوابی که از نظرم درسته رای بدم.
2٫ لطفا به جواب صحیح مسابقه رای دهید.استاد گفتن چه عاملی و اگر اون عامل باورهاس کدوم باور (یک باور اصلی)باعث این موضوعه.اما کامنت هایی رو میبینم که تمام باورهای منفی و باورهای مثبت ضدشو با توضیحات کامل نام بردن علم باورها هم کامل توضیح دادن خیلی کامل و گسترده همه چیزو توش گفتن که متن خیلی طولانی شده بعضی دوستان بخاطر مطالب مفیدشون میگن به به ازش درس گرفتم و بهش رای میدن.
ما اینجا نیستیم که به مطالب مفید رای بدیم اینجایم که به جواب مسابقه رای بدیم.
3٫از دیدگاه بنده در مسابقه فقط جای جواب مسابقس .چون بنده بعنوان مخاطب دوس دارم جوابها رو بخونم ولی با بحث های دیگه پیدا کردن کامنت جواب مسابقه دشوار و وقت گیره.دوستی کامنت میزاره معمولا 5-6 تا کامنت بعدش اینکه مرسی کامنتتون خوب بود، الهام گرفتم، بسیار زیبا بود،متن شما بهم انرژی داد و…بعضی صفحه ها کلی میکردم تا جواب مسابقه رو پیدا کنم.
اگر من باور دارم که سن 20 تا 25 سالگی زمان دوران طلایی ورزشکاران است وقتی از این سن میگزره به خودم میگم دیگه اون دوران برای من تمام شده و فعالیتی در این رابطه انجام نمیدم.
امروز این متن را خوندم و چقدر حال کردم و انرژی گرفتم و برای شما کپی کردم و چه باور قشنگی در من درست شد:
سن و سالت چقدر باید باشد تا #بزرگسال تلقی شوی؟
#سازمانبهداشتجهانی طبقهبندی جدیدی درباره مراحل عمر انسان ارائه کرده است.
بهگونهای که 55 سالگی را مراحل #جوانی برشمرده است!
در این طبقهبندی آمده:
١٧ سالگی پایینتر از سن قانونی
١٨ – ٢5 سالگی نوجوانی
٢5 – 65 جوانی
66- ٧٩ میانسالی
٨٠ – ٩٠ بزرگسالی
١٠٠ تا بالاتر پیری
شفاف بگویم امروز این بهترین مطلبی است که خواندم و لذا با نشاط و شادمانی از رختخواب برخاستم و به آیینه نگاه کردم و تبسمی کردم و خدا را شکر در خودم هیچ نوع خستگی و یا سردرد احساس نکردم! و گفتم ای سازمان بهداشت جهانی تا حالا کجا بودی؟
این بهترین پیامیاست که دریافت کردم و مایلم آنرا برایتان به اشتراک بگذارم و طول عمر و حسن عاقبت برای شما آرزو دارم ???
هر فایلی که می بینم معمولا چکیده همون فایل را توی کامنتم می نویسم مثل دفترچه یادداشت خودم. گاهی هم از تجربیاتم بهش اد می کنم چون بامثال بهتر یادم می آید کجا بودم .
اما این بار یک چیزی فهمیدم، یک چیزی درک کردم. اون را دوست دارم بنویسم
با مثال توضیح می دهم. فرض کنیم همه جهان هستی مثل لامپ های مختلف، کوچک و بزرگ و رنگی تو سایز ها و شکل های متنوع هستن که همشون با سیم به منبع نور وصلند. اما بعضی از این لامپ ها یک ایراداتی، یک اشکالاتی توشون بوجود اومده، که باعث شده کم نور تر باشند . البته بسته به میزان ایراد و اشکالشون هم میزان کمی نورشون فرق می کند . بعضی در حد خاموشی کم نور شدند بعضی بهترن.
بعضی ها هم پر نور و درخشان
گفتم این لامپ ها را خودمون و جهان اطرافمون در نظر بگیریم
واضح است اون لامپی که سالم است پر نور تر است . مثلا طبیعت یا بچه های کوچک
چون خودش است، با خودش در صلح است، همونجوری که هست خودشو دوست دارد خودشو توانایی هاشو قبول دارد ، شادی دورنی دارد ، همه چی را قشنگ می بیند ، برای هر چیزی ذوق می کند ، خوشحاله ، می خنده ، اگر از چیزی ناراحت بشود زود می بخشد و آشتی می کند، خودشو کم نمی بیند ناکافی نمی بیند ،حسادت ندارد ، حسرت گذشته نمی خورد ، حرص و عجله آینده را ندارد ،کینه ندارد ، احساس گناه ندارد ، مقایسه نمی کند . لامپ های سالم و پرنوری هستند .
هر لامپی که پر نور است ، اطرافش هم روشن است. مثل آدمی که عطر زده ، هر جا برود بقیه هم بوی خوش استشمام می کنند.
پس هر کدوم از ما که بیایم ایرادات داخل ذهنی مون را برطرف کنیم ، نور را بهتر پخش می کنیم و جهان اطرافمون را روشن تر می کنیم .
و من امروز درک کردم چرا باید تحسین کرد چرا باید از موفقیت بقیه خوشحال شد . چون اون تونسته نورش را اشاعه بدهد ، هم خودش بهره برده هم جهان را جای روشن تری کرده .
الا فهمیدم چرا بی دلیل چند روز است برای موفقیت بقیه سپاسگزاری می کنم برای حال خوشِ توحیدی پاکیزه و طیبه و سعیده ، برای درآمد خوب لیلا و شهر زاد و بهار ، برای سپاسگزاری های قشنگ سمانه و رویا، برای خوش قلبی فاطمه و رضوان برای موفقیت بچه های سایت که جهان خودشون را پر نور کردن
سلام به روی ماه بهشتی ات دختر چقدر دلم هواتو کرده بود
الله اکبر امروز برام نقطه آبی اومد اما یک چیز اشتباهی بود یعنی انگار یک پیام قبلی را دوبار برام فرستاده بودن!
طبق قرارم به خودم که از کلمنت هام به عنوان دفترچه ماندگار استفاده نی کنم اومدم اینجا نکات این فایل را که ننوشته بودم بنویسم. دیدم برای کامنتم پاسخ هست ! اومدم دیدم شما نوشتی . این یعنی حتی اگر سیستم هم اشتباه کند خدا هرگز اشتباه نمی کند و ما را در زمان مناسب به جای درست هدایت می کند. همزمانی ها رخ می دهد
عزیز دلم لپ های قشنگش راببوس ، می دانم امروز روز تولدش است20یا 21 آپریل ¿ و 2 اردیبهشت
البته ما یکم از نظر زمانی از شما عقب تریم نزدیک حدودا -13-12 ساعت.
نمیدونم پیام تبریک کی میرسد اما در هر حال ماچ ماچ بارونش کن.
واقعا جدی می گم قدر این لپ ها و این لحظات را بدون و نهایت لذت را از کنارش بودن ببر ، کیف کن از بزرگ کردنش از این نعمتی که خدا بهت داده
خدایا شکرت برای وجود پر نور حافظ ، روی این کره خاکی
سمانه جانم خیلی عطش ورود به دوره هم جهت با جریان خدا درونم زیاد شده . من هم گاهی خودم را نمی فهمم ، از طرفی احساس عجله دارم و می دونم هیچ چیزی یک شبه عوض نمیشود
میدونم به آهستگی آگاهی ها باید بشینه به جونم
از طرفی به خودم قول دادم از ابتدا مثل بچه آدم با ظرف خالی از فایل های رایگان شروع کنم و مثل قبل تو تله کمبود و عجله برای دوره های ثروت نیوفتم.
از طرفی دارم روند رو به بهبودم را می بینم و می گویم چرا از این دوره استفاده نکنم و به تحولاتم سرعت نبخشم . از طرفی می گویم تخفیف تموم بشود خیلی گرون میشود. از طرفی می گویم قرار شد مولد باشی و خودت دوره ها را بخری بعد می بینم برای ذهنم خیلی دوره من هنوز هیچ کاری ندارم. دوست دارم کاری نکنم فقط فایل گوش بدهم معجزه رخ بدهد نمیدونم شاید هم رخ داد
کلا همش تو کشمکش هستم
الان که از لجبازی گفتی نمیدونم دارم لجبازی می کنم یا نه
واقعا گیجم
اما از روند آهسته فعلی راضیم
دیروز پسرم کل آشپزخانه و کلی مواد غذایی را برای درست کردن چاکلت میلک ، نابود کرده بود . همسرم عصبانی به خاطر عدم نظارت من به کار بچه .اما من آروم بودم، طوری که خودم از شدت آرامش خودم تعجب کردم! مگر میشه نفیسه اصلا عصبانی نشود ؟اصلا جواب همسرش را ندهد ؟ تازه هر چی می گه بگه بله حق با شماست درست می فرمایید ! اصلا بعید بود !یعنی تو عمرم یادم نیست همچین واکنشی نشون داده باشم. ولی خوشحال بودم ، من نخواستم به زور خودم را کنترل کنم که جواب ندهم ، خود به خود آرام بودم!
انشالله خدا من را در بهترین زمان به بهترین تصمیم هدایت کند .
همیشه برات بهترین ها را آرزو دارم
در آغوش امن خدا ، غرق نور و سرور باشی
بوس به روی خودت و لپ های حافظ تبریک بابت یکسالگی حافظ و یکسالو نه ماه مادرانگی سمانه جان
سلام عرض میکنم خدمت دوستانم و استاد گرامی. در اول تشکر میکنم از این فایل فوق العاده که واقعا خیییلی بی نظیر بود و درک عظیم شما از این جهان بی انتها خیره کننده بود.منم به اندازه ی الانم ازش استفاده کردم و مطمعنم مثل فایل های دیگه تون چیزای خخیلی بیشتری از این فایل رو به مرور درک خواهم کرد.و اما نظر من اینکه این که فوتبالیست ها چرا در اون سن و سال نزدیک میشن به باز نشستگی بخاطر عامل درونی هست که قبول کردند و اینطوری دیدن از قبل که بقیه تو این سن و سال ها افت میکنم و بیشتر نیمک نشین میشن و کمتر بازی بهشون میرسه و این ها انقدر براشون تکرار شده شده که جزو باوراشون شده که همینه دیگه نهایت آدم بدنش تا 38و38 و بترکونه 40 نمیکشه.یادم میاد در فایلی که به نظرم اسمش الگو برداری بود در این باره صحبت میکردید که شما برای اینکه باوراتون تقویت بشه که شما هم میتونید به ثروت برسیدوباوراتونو تقویت کنید از الگو هایی که بودند مصاحبه میگرفتید از داستان افراد که چطور شد تا موفق شدند و.. میخونید تا باورتون بشه که میشودو یک مثال قشنگی زدید که گفتید اگه دقت کرده باشید کشور ایران در قبل کسی رو نداشت که که در المپیک مقامی اورده باشه و از وقتی که حسین رضا زاده تونست مدال المپیک رو به دست بیاره روند رو به رشد ایران بیشتر شد و تعداد بیشتری تونستن به المپیک برسن و مقام بیارن مثل بهداد سلیمی و … و اون الگو باعث شد تا این باور به وجود بیاد که میشود.این فوتبالیست ها هم مثله همینان منتها به صورت باور اشتباهش رو قبول کردن که کمکی بهشون نمیکنه ولی الان بازین هست که ژاپنی هست و همین الانشم داره بازی میکنه و 50 سالشه و موهاش سفید شده اما خیلی عالی بازی میکنه و هنوزم تو اوج.اون این قضیه رو باورش نکرد همین.پس نتیجه من اینکه این هامل بخاطر عامل درونی افراده. با تشکر خیلی خوشحالم که تو این جمع هستم. یا حق
من هرگز به این جمله باور ندارم و نخواهم داشت که ورزشکار از سن 25 سال به بالا دیگه زمان اوجش نیست!!!
هرگز نمیشه گفت که توانایی و استعداد بازیکن تا سن خاصی هست و بعد از اون نیست!
کاملا این جمله غلطه!
ورزشکارها و بازیکن های بزرگی در دنیا هستند که تا روز اخری که فوتبال بازی میکنن، بهترین بازیکن در پست خودشون هستن! مثلا کی؟؟
?? بوفون ?? :
بوفون همیشه بهترین الگو من در زندگی هست. کسی که شاید به اندازه خیلی از دروازه بان ها، دستاورد های تیمی نداشته باشه(مثل قهرمانی چمپیونز لیگ) اما همواره شاد هست و تلاش میکنه تا رکورد بزنه و بهترین دروازه بان دنیا باشه و هر سال هم بهترین دروازه بان ایتالیا و برخی مواقع بهترین دروازه بان دنیا معرفی میشه.
??
خیلی خیلی برام اموزنده بود که میشه بدون دستاورد هم حس و حال خوبی داشت، میشه بهترین خودت باشی حتی اگه دستاورد های بزرگی کسب نکنی! بوفون تا حالا قهرمان چمپیونز لیگ نشده اما هنوز در سن تقریبا 40 سالگی، فوتبال بازی میکنه و هروقت کارشناس فوتبالی میگه بوفون تمام شده، در بازی بعد بوفون با سوپر واکنش هاش نشون میده که هنوز اماده ترین و بهترین دروازه بان جهانه!
??????
===== چرا یه سری بازیکن ها زود تموم میشن؟ ======
ما چون خیلی از بازیکنا چون هدف کوچیکی دارن و یا بعد از رسیدن به هدف دیگه تلاش نمیکنن(هدف کوچیکی مثل صرفا پولدار شدن و کسایی که فوتبال چین رو انتخاب میکنن مثلا، تلاش نکردن برای هدف هم مثل پدرو تو آث میلان که فوق العاده بود اما تا بهش توجه شد و به هدفش رسید، دیگه تلاش نکرد و شد پدرویی که سر نخواستنش دعواس!! یا حتی کاکا بهترین بازیکن ممکن آث میلان که بعد رفتن به رئال دیگه نیست شد فوتبالش!)، فکر میکنیم بهترین سن شکوفایی بازیکن ها 20 تا 25 سالگی هست!
???? ???? حسن بیت سعید 20 تا 24 سالگی اش کجا بازی میکرد؟ دسته دو و یک!!! اما بعد از روند تکاملش اومد لیگ برتر و خیلی هم موفق شد تو تیم هاش در صورتی که سن اش 27 هست!! یا جیمی واردی بازیکن لستر سیتی!!! که میگن کارگر بوده! جیمی واردی کارگر بود بعد الان که 30 سالش هست شده بازیکن فوتبال و خیلی هم فوق العادس تو تیمش!
علی کریمی ، مهدی مهدوی کیا و… بازیکن هایی که توانایی هاشون تا روز اخری که فوتبال بازی میکردن حتی زیادتر میشد!
همه چیز به باور خود بازیکن بستگی داره! اگه بخواد همیشه پیشرفت کنه و این پیشرفت ، همراه با حس خوب باشه و از خودش و داشته هاش لذت ببره و شاد باشه، مسلما تا 40 سالگی حتی بیشتر!! میتونه بازی کنه اونم با بهترین کیفیت ممکن.
اگه هم دنبال پول باشه فقط، بعد از رفتن به لیگ چین مثلا، اشباع میشه و دیگه انگیزه اش از دست میره و شاید 2 سال بعد از رفتن به این لیگ بتونه خیلی عالی بازی کنه! بعدش دیگه نه! اگه هدف فقط تیم خاصی باشه میشه مثل کاکا که بره رئال و بعدش دیگه انگیزه اش از دست بره! و تبدیل به یک نیمکت نشین محض بشه!
البته بازیکنی مثل پائولینیو میتونه با بازی تو لیگ چین و انگیزه داشتن و بیشتر خواستن و تلاش کردن، امروز بیاد تو بارسلونا بازی کنه وحتی از بهترین بازیکن های اون تیم بشه! اینم هست.
استاد واقعا دمت گرم خیلی میخامت به قول ما یزدیها چقدر خشوک شدی نازت بشم??
من داستان خودم میگم چند سال پیش که من هنوز در مسیر استاد نبودم وقوانین را نمیدونستم تو یک جشن دیدم چند نفر دارن حرکات نمایشی ورزش پارکور اجرا میکنند خیلی خوشم آمد به خودم گفتم من باید این ورزش رایاد بگیرم اون وقت 37 سالم بود در صورتی که این ورزش همه کسانی که من دیدم جوان ونوجوان بودندبعد رفتم پیش مربیشون شماره گرفتم وآدرس فردا شب رفتم ثبت نام کردم خیلی ذوق داشتم میومدم تو باشگاه باورتون نمیشه فکر میکردم دارم پرواز میکنم عالی بود چقدر لحظه های قشنگی بود
این را یادم رفت وقتی میخاستم برم باشگاه همه از خانمم خانواده خانم و پدر ومادر وکسان دیگه به من میگفتن نرو این ورزش برای تو نیست میفتی قطع نخاع میشی ومدام انرژی منفی میفرستادن
(ورزش پارکور طوری هستش که درآن پرش از ارتفاع و پشتک زدن روی دیوار پریدن دوستانی که تو این رشته ورزشی هستن میدونند)
ولی من این حرفها گوش نمیدادم توی باشگاه سنم از همه بالاتر بود وقتی که میرفتم باشگاه همه میگفتن پدر پارکور اومد
خدایش خیلی هم خوب پیشرفتم زمین میخوردم درد میکشیدم ولی یادم میرفت
یک شب تو باشگاه یادمه از کمر خوردم زمین که چشمم سیاهیی رفت من اصلا این تجربه رانداشتم که بعضیها میگفتن چشمم سیاهیی میره بلند شدم ده دقیقه استراحت کردم بچها ریختن دورم آب قند اوردم خداراشکر حالم خوب شد دوباره حرکت کردم وهمون حرکتی که خوردم زمین دوباره انجام دادم واصلا یادم رفت قبلش چه حالی بودم چون علاقه داشتم به قول استاد عشق سوزان داشتم وهچی جلودارم نبود ولذت میبردم کاش میشد فیلمهایی که تو باشگاه گرفتم براتون بفرستم ببیند همیشه لبخند داشتم وشاد بودم واقعا خداراشکر میکنم که همیشه هوام را داشت خداشاهده تو باشگاه میرفتم میگفتم خدایا خودت حفظم کن من زن و بچه دارم ولی این ورزش علاقه دارم الان دارم مینویسم بخدا اشکم جاری شد
بگذریم تقریبا یکسالی رفتم و موفق هم بودم مربیم هم خیلی انسانی خوش اخلاقی بود وهوام را داشت تا اینکه در مسیر استاد قرار گرفتم وبا قوانین آشنا شدم و میخاستم پیشرفت کنم ودرآمدم زیاد شود بعد از تهیه روانشناسی یک پارسال بود ماه بهمن اره یادمه درست همین وقت شروع کردم به کار کردن خیلی عالی بود بهترین بهره ای که که من از این بسته گرفتم و استاد به من دل و جرات داد حرکت کردم که تو اردبیهشت امسال مکان مغازه ام را عوض کردم که 5 برابر مغازه قبلیم اجاره میدم وفروشم نزدیک که سه برابر شد خدا راشاکرم که با استاد آشنا شدم وقوانین جهان هستی را درک کردم من مثل بقیه دوستان خیلی کتابی نمیتونم بنویسم ولی چیزی که نوشتم خیلی ساده واز ته قلبم نوشتم
با سلام و درود خدمت استاد عباس منش و همه دوستان عزیز ،هر چند بنظرم وقت مسابقه رو به اتمام هست ولی با مطالعه نظر سایر دوستان ،فکر می کنم لازمه به یه نکته مهمی توجه بیشتری بشه اون هم چرایی وفرایند شکل گیری باورهای بظاهر منطقی وعلمی در ذهن انسانهای منطقیه !
خوشبختانه اکثر دوستان به این نتیجه رسیدند که علت کوتاهی عمر قهرمانی ورزشکاران داشتن الگوهای ذهنی و باورهای قدیمی و محدودکننده آنهاست که از طرق مختلف مثل الگوگیری از پیشکسوتان ،نظرات و تجربیات مربیان و اساتید ،منابع علمی و گزارشات علمی وآماری که همگی صرفا از لحاظ تعداد وتکرارنسبت به نمونه های خارج از عرف و غیر متداول پیشی میگیرند ،بله صرفا از لحاظ تعداد و آمار !!!!
از دید انسانهای منطقی و دانشگاهی ،ملاک اعتبار یک ایده به میزان تکرارپذیری اون ایده در شرایط آزمایشگاهی و یا جامعه آماری مشخص برمیگرده وهرچه آمار و تجربیات ما تکرارپذیرترو بقولی جهان شمول ترباشند مستندترو معتبرترند ، اساس علم آمار و احتمالات هم برپایه تکراریک اتفاق بوده ودر علوم تجربی و بیولوژیک هم هر چه تعداد تکراریک نتیجه و رویداد بیشتر باشه امکان شکل گیری یک فرضیه قویتر میشه تا جایکه اون رو یک اصل در نظر میگیریم . در خصوص بسیاری از باورها مثل همین فرضیه پایان قهرمانی درسنین جوانی( حداکثر تا 30 سال) نیز همین حقیقت صدق میکنه و بسیاری از مردم و حتی محققین بصرف داشتن نمونه های زیاد ازپایان عمر قهرمانی ورزشکاران در سنین جوانی ،ادعا میکنند این رویداد یک اصل طبیعی بوده و در شرایط عادی باید برای سایرین هم تکرار شود حتی نمونه های خلاف این واقعه را موارد استثنایی نام برده و دلایلی مثل ژن خوب و … را مطرح خواهند کرد در حالیکه وجود رابطه علی و معلولی بین سن و پایان قهرمانی هنوز ثابت نشده و صرفا یه همبستگی و همزمانی بین این دو عامل وجو داره وچه بسا که عامل تکرار این اتفاق یا فرضیه ،استناد ومبنا قراردادن همان آمار وسوابق قبلی بوده باشه (جریان پیدایش اولیه مرغ و تخم مرغ؟)
در واقع مشکل اصلی ما در شکل گیری باورها مبنا قرار دادن باورهای بظاهر منطقی و حتی علمی ست چرا که برغم تقدس علم ،حتی دانشمندان به خصوصیت ناقص ،نسبی و تکاملی بودن علم در بستر زمان اذعان دارند .ما بارها شاهد این بوده ایم که مثلا در علم پزشکی هر روز داروها وروشهای جدیدی با عوارض کمتر و نتایج موثرتر کشف وتولید میشه ویا دردنیای فیزیک ،قوانین کلاسیک نیوتنی تا یه جایی رویدادهای طبیعی رو توجیه میکنندودرمقیاس اتم و نور و سرعتهای بالا تنها قوانین فیزیک نوین تا حدودی پاسخگو هستند (جالب اینجاست اتفاقا بعلت اینکه آزمایشهای فیزیک نوین در شرایط آزمایشگاهی بسختی عملی میشود ،درک قوانین فیزیک نوین برغم جذابیت زیاد، برای عامه مردم سخت و تخیلی بنظر میرسد.)
بنظرم برای کسب دستاوردهایی فراتر از استانداردهای زمانه خود چه در عرصه قهرمانی ورزشی ،موفقیت مالی ، اجتماعی و… می بایست ذهنی باز و با چارچوبی فراتر از باورهای عام جامعه و حتی یافته های علمی عصر خود داشته باشیم.بعنوان مثال من هنوزنمیتونم ادعا داشته باشم که الهامات خاصی از منبع پاک الهی دریافت کردم وهدایت شدم و خودم بشدت مشتاقم تا این تجربه ناب رو حس کنم ولی مطمئنم با تمرین و خودآگاهی میتونم به این خواستم برسم چون خیلی ها که زندگی آرام و موفقی داشتند همچین ادعایی دارند.و دیگه اینکه هرچند خودم رو چندان متعصب ومذهبی(نسبت به تعریف جامعه خودمون) نمیدونم ولی هر روز قرآن مطالعه میکنم و می بینم قرآن با جسارت تمام سرشار از روایت و داستانهایی است که ازدید ما غیر طبیعی بوده وحتی مردم اونا رو معجزه و خارق العاده تصور می نامند ؛ بنظرم اینهمه تاکید وتکرار بر معجزات گویا و موید این مطلبه که حد ومرزی برای تفکرات ما وتجربیات ما وجود نداره و چه بسا با داشتن ایمان واقعی و خالصانه هر کدوم ما بتونیم پیامبری باشیم با معجزه دلخواه خودمون !!! به قول استادعباس منش هر کسی باید بسته به اینکه در زندگی توچه شرایطی قرار گرفته وبا چه چالشی بیشتر مواجه شده (محدودیت سنی، جنسی، قانونی، بیماری ، خانوادگی و..)از خودش شروع کنه و روی باورهاشخصی خودش کار کنه !
خدمت دوستان منطقی هم می خوام عرض کنم حسب مطالعات و تجربیات شخصی خودم ، کار کردن روی باورها و پالایش اونها حتی در علم روان شناسی و تکنیکهای شناخت درمانی و فراشناختی یکی از موثرترین روشهای درمان وبهبود مهارتهای زندگیه که حتی سالم ترین انسانها به اون نیازمند هستند.
“چطور میتونیم باورهای مناسبی در مورد خداوند بسازیم؟ (بهترین باور در مورد خداوند)”
الهامات به همه در زمان مناسب گفته میشه به شرطی که باور داشته باشیم که به ما گفته میشه. به شرطی که باور داشته باشیم ما در هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم. به شرطی که باور داشته باشیم ما لایق هم صحبتی با خداوند هستیم. به شرطی که باور داشته باشیم که خداوند به تمام بندگانش راه ها رو نشون میده و همه رو هدایت میکنه به چیزی که میخوان.
(دیدی عباسمنش چقدر راحت از خدا پرسید و بهش الهام شد؟! شقایق، عباسمنش هم یکی مثل تو اا همونجوری از خدا میخواد به همین راحتی هم بهش جواب میده، توام با ایمان به گرفتن جواب بخواه قطعا بهت گفته میشه)
تو برو، شروع کن، باور داشته باش، آرام باش، لذت ببر بهت گفته میشه، هر چیزی که لازم باشه در زمان مناسب بهت گفته میشه. در زمان مناسب هدایت میشی. مهم برداشتن قدم اولِ شقایق، قدم بعدی به وقتش بهت گفته میشه عزیزم. به شرط “باور” و “ایمان”
من چیزی از اونایی که به موفقیت رسیدن و ایده های ثروت ساز بهشون گفته شده کم ندارم. من هم میتونم درخواست کنم تا هدایت شم. من هم لایق این هستم تا از خدای بی نهایت بخشنده و مهربونم درخواست کنم و اون به من بگه، هرآنچه را که میخواهم و لازم دارم انجام بدم تا به خواسته هام، نعمت و ثروت برسم. من شقایقِ لایقِ هر لحظه “هدایت” هستم.
خدا همه چیزه، خدا زمان اا، خدا مکان اا، خدا حسِ، خدا انرژی ای اا که همه چیز رو در بر گرفته، خدا یه قانونِ، خدا یه نظمِ، یه تعادلِ، یه سیستم بی نقصِ.
خداوند یک جریان جاری ست. خدا میگه اگر از من پرسیدند بگو: من نزدیکم! من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستِ، درخواست کننده را… الله اکبر خدا جونم الله اکبر، خدا ظرف من رو برای دریافت خودت و هدایتت بزرگتر کن. خدا توی وجود منه، من چشمه ای از بیکران خدا هستم. پس من میتونم، شقایق تو میتونی مولد و خالق شرایط باشی، شقایق تو جدا از خدا نیستی و هر لحظه میتونی درخواست کنی و قطعا در بهترین زمان بهت پاسخ داده میشه، اتصال تو و خدا هیچ وقت قطع و صفر نمیشه.
خدا رو توی وجود همه ببین، همه رو جزوی از خدا ببین. اینجوری خیلی راحت تر و بهتر با دنیای اطرافت برخورد میکنی.
خدا توی همه چیز هست شقایق، خدا ثروتِ، خدا تویی، شقایق خدا به هر شکلی که تو میسازی میشه، شقایق همه چیز به باور تو ربط داره. هیچ چیز هیچ چیز محدود کننده ای رو راجع به خودت نپذیر شقایق، چرا نمیشه تو 30 سالگی تازه فوتبالیست شد؟ کی گفته؟ کجای قانون این خدا نوشته؟ هیچ جا! فقط چون تا حالا ندیدیم میگیم نمیشه و باور نمیکنیم که ممکنه بشه! مثال راجر فدرر رو هیچ وقت یادت نره، گفتن پایانشه و همون سال بدون حتی یک ست(نه یه بازی ها) میره فینال!!!
شقایق کی گفته تو دیر شروع کردی و زمان میبره که موفق شی؟ کی اینو کجا نوشته؟! فقط و فقط به باور خودت بستگی داره، ول کن شیطون رو که میگه تو اول راهی و باید فعلا خاک بخوری و … به جاش به ندای خدا گوش و توجه کن که بهت میگه برو جلو، میشه، تو میتونی، یادته خدا از زبون بندش بهت گفت من مطمئنم تو توی رشته جدید کاریت موفق میشی؟ اون روز اون همه حرف رد و بدل شد، چرا این فقط واست بولد شد؟ چون کلام خدا بود چون بهت آرامش داد و توی قلبت نشست.
شقایق هیچ محدودیتی واسه هیچ چیزی وجود نداره، چون به هر آنچه که بخوای میتونی برسی، تو خدای آگاه، ربّ العالمین، خدای بخشنده و مهربون، خدایا کن فیکون ها رو توی وجودت داری. پس با آرامش حرکت کن و قدم به قدم پیش برو، خدا باز هم بهت میگه، قدم بعدی رو هم میگه، هیچ نگرانی ای وجود نداره عزیزدلم، باورت بشه تو خدا رو توی وجودت داری، میدونی این یعنی چقدر توانایی و قدرت؟!!! یعنی به اندازه کافی توانایی و استعداد برای خلق زندگی دلخواهت، برای هرآنچه که میخوای و دوست درای و سلام : )
خداوند حامی تو اا، خداوند روزی دهنده بی نهایت است. خداوند خدای کن فیکون هاست؛ برای هر کس که اینو باور کنه به آسون ترین شکل ممکن “کن فیکون” میکنه، از جایی که نمیدونه براش مشتری میفرسته، از طریقی که فکرش رو نمیکنه کارش رو گسترش میده، رابطه هاش رو عالی میکنه، آرامش محض بهش میده و … به کی؟ به کسی این ویژگی خدا رو باور کرده.
(منظورم از “کن فیکون” این نیست که تو هیچ کاری نکنی و منتظر یه کیسه پول از آسمون باشی، منظورم اینه تو یه قدم بر میداری و خدا ده قدم برات بر میداره و کارهات رو به آسون شکل ممکن برات پیش میبره، منظورم اینه از یه کار ساده نتایج عالی برات رقم میزنه، جوری که با منطق ها درک نمیشه! ولی اون قدم اول و کار کوچیکه رو تو باید انجام بدی تا پاداش ها از راه برسن)
شقایق هر تصویر و باوری از هر کسی بسازی، همونجوری باهات رفتار میکنه. در مورد همسرت، رئیست، مادرت و … هر باوری بسازی همونجوری باهات برخورد میکنه.
شقایق پس بیا همه مخلوقات خدا رو عشق و خود خدا ببین، همه رو بخشنده و مهربون ببین، همه رو دستی از خدا ببین که میخواد به تو خیری برسونه و تورو به خواسته ات نزدیک کنه.
شقایق با قلبت و ایمان از خدا بخواه، نترس، کم نخواه، خدا میده، چرا نده؟ خدا خیلی خیلی بخشنده تر و مهربون تر از این حرفاست. شقایق تو برای خدا بی نهایت عزیزی و کاملا لایق این هستی که از خدای بیکرانت درخواست کنی، بی نهایت درخواست؛ کوچیک و بزرگ. شقایق خدا خیییلی بزرگتر و دهنده تر از این حرف هاست عزیزم. چرا نده؟ چرا نشه؟ بارها گفته تو اشرف مخلوقات من هستی و من آسمان ها و زمین رو برای خدمت به تو خلق کردم، میدونی این یعنی چی؟ میگه من کل کیهان رو مسخر تو کردم. پس چرا نخوای؟ چرا کم بخوای؟ چرا هر لحظه نخوای؟ چرا برای هر قدم ازش نخوای؟
شقایق تو لایق درخواست از خدا، لایق ارتباط با خدا در هرلحظه و لایق دریافت هدایت هستی عزیزم. خداوند به من بینهایت میدهد در همه جهات میدهد، ثروت، آرامش، روابط، رفاه و …
خدایا ظرف من رو برای دریافت خودت و هدایتت بزرگتر کن.
خدایا هدایتم کن هرلحظه توحیدی تر از قبل باشم.
خدایا هدایتم کن که عملگرا تر باشم.
خدایا هدایتم کن که بتونم در هر زمان و مکان کنترل ذهن داشته باشم و همواره در راه راست نعمت و ثروت تو باشم.
* اینجا میخوام یه داستان جالبی که حین گوش دادن این فایل و نت برداری من اتفاق افتاد رو هم براتون تعریف کنم و همونجا من اینجوری توی دفترم نوشتم:
دقیقا صبح دیدن این فایل بود که من یه درخواستی از خدا کردم(خیل یهویی و ضمنی حتی توو ستاره قطبیم هم نبود.) گفتم خدایا یه هنرجو آنلاین برای من برسونی من میرم این دوره … رو ثبت نام میکنماا (پول داشتما ولی برنامه های دیگه داشتم) خب این دوره آموزشی جوری اا که به کسب و کارم خیلی میتونه کمک کنه. بعد از درخواست هم گفتم خدا جونم اینه که دیگه در راستای رشد و گسترش خودم و جهان اا، واسه خوشگذرونی نیست برسون دیگه دمت گرم.
الله اکبر الله اکبر که حین دیدن این فایل بودم دوستم پیام داد که شقایق من فلان دوره رو ثبت نام کردم بیا با هم شرکت کنیم! تاریخ و … کلاس اینه تو حواست باشه، من که میبنی یهو پشیمون میشم و … یه جورایی سر بسته بهم فهموند که من این کلاس رو برای تو ثبت نام کردم، چون دیدم تو پیگیرشی و به نظرم توو کارت خیلی کمکت میکنه و ….!!! خدایا چی میتونم بگم جز اینکه تو چقدر بزرگی!
حالا به جز اینکه خیلی ذوق کردم و شکر کردم خدا رو برای عظمتش این داستان دو تا درس بزرگ برام داشت که امیدوارم همیشه آویزه گوشم بمونه.
اول اینکه واسه خدا راه تعیین نکنیم خدا خودش خیییییلی بهتر و راحت تر میدونه چه کنه! من صبح گفته بودم با یه هنرجو آنلاین پول دوره رو برام جور کن، ولی خدا حتی نخواست اندازه یه هنرجو آنلاین هم زحمت بکشم!!!
دوم اینکه فکر میکنم یکی از دلایلی که این درخواست برام به راحتی فراهم شد این بود که من داشتن اون رو برای ذهن خودم منطقی کردمش و حق دونستم، اونجایی که گفتم خدایا دریفش کن دیگه من اینو برای رشد و گسترش خودم و جهان میخوام و خب با این منطق برای ذهنم خیلی باور پذیر شد که بدیهی اا که اتفاق بیوفته!!!
اگر ما برای همممه درخواست ها مون بتونیم همچین منطق خوب و قوی ای بسازیم، قطعا خیلی راحت خواسته ها وارد زندگی مون میشم، به نظرم اینکه یه روزی بتونیم به یقین صد در صد برسیم که خدا همه جهان رو برای ما مسخر کرده که این ما اشرف مخلوقاتش هستیم و اون عاشق و حامی لذت بردن ما توو همه زمینه هاست، همه خواسته ها به راحتی خودشون به سمت ما حرکت میکنن و کن فیکون ها اونجوری که بالاتر گفتم اتفاق میوفتن.
ولی به شخصه خیلی باید تلاش کنم و روی خودم کار کنم تا بتونم این باور قوی و قشنگ رو بسازم.
سلام دوست عزیز از متنی که نوشتی خیلی ممنونم، متن خیلی عالی بود خیلی استفاده کردم
مثل این که این متن برای من نوشته شده بود که دراین زمان بااین وضعیت روحی بخونم انتخاب فایل و متن شما اتفاقی بود فقط دنبال چیزی بودم که بتونم خودم کنترل کنم هم فایل استاد هم متن شما فوقالعاده بود ممنون دوست عزیز 🌹🌹🌹
به نام خدا
سلام به استاد عزیز ، خانم شایسته و همه دوستان خوبم
با اینکه این فایل رو قبلا بارها گوش کرده بودم
با اینکه از استاد ، ایلان ماسک و … از سیستمی بودن خداوند شنیده بودم
با اینکه از والاس واتلز در تعریف خداوند که ماده دارای فکری هست که در همه چیز نفوذ کرده و انسان قادره با ذهنش روش اثر بزاره خونده بودم ولی تا سه روز پیش به این مفهوم بسیار بسیار ارزشمند پی نبرده بودم تا اینکه به چندین تضاد پشت سره هم خوردم.
و تو این مدت چندین و چند بار فایل رو پلی کردم ، پاز کردم ، فکر کردم ، نوشتم ، پلی کردم ، پاز کردم ، فکر کردم ، نوشتم و دوباره از اول ….
وقتی به این رسیدم که همه چیز خداونده و من باید تسلیم باشم اما به تناقض جایگاه عقل و اراده در برابر خواست خدا رسیدم .
وقتی یه روز در فضای معنوی ذهن قرار میگرفتم و همه کارها و موفقیت ها رو به خدا نسبت میدادم و روز بعد در فضای منطقی به تلاش خودم .
وقتی طبق قانون تمرین میکردم اما یه چیزی تو ذهنم میگفت یه باگ اصلی تو این سیستمی که برای خودت چیدی هست ولی نمی دونستم چیه ؟
وقتی که مطابق قانون حس خوب میدادم ولی به جای اینکه انرژیم شارژ بشه ، دشارژ میشد .
تا اینکه از خدا هدایت خواستم
با تمام وجود مثل موسی ع که گفت به هر خیری از جانب تو محتاجم و یاد حرف استاد افتادم که اولین قدم در انجمن Na اظهار عجزه .
مقاومت ذهن سرکشمو شکستم ، غرور بی جا و غافلانه رو زیر پا گذاشتم ، سره سجده بر زمین گذاشتم و گفتم تسلیمم .
خدایا تو بگو چیکار کنم ؟
و خدای موسی ع هدایتم کرد به این فایل ارزشمند که انگار این دفعه با گوش جان ، میشنیدم .
حس پیامبر ص را داشتم که خداوند بهش گفت اقراء …
منی که تا چند ثانیه قبل بی حس ، انرژی و بی حال بودم ناگهان در هاله ای از انرژی قرار گرفتم ، انرژی مغزم بالا رفت و سراسر وجودم در فرکانس لطیف و گرمی قرار گرفت . یه حالت عرفانی توام با قدرت ، شادمانی ، سرزندگی و کشف .
اقراء….
خدا به شکل ویژگی ای که تو تو ذهنت میسازی در میاد .
یعنی ارتباط عقل و اختیار با خداوند اینجا مشخص شد . اون همه انرژی ای که سالها ازم گرفته بود اینجا به خودم برگشت .
خدا یه انرژیه که ما بهش شکل میدیم ، اونجوری میشه که ما میسازیمش ، ما باورش داریم . مثله آب که تو هر ظرفی به یه شکله .
یعنی یگانه قدرت جهان گوش به فرمان منه تا من بهش دستور بدم ؟
غول چراغ جادو منتظره من بهش فرمان بدم و اونم بگه فرمانبردارم سرورم ؟
من باید خواسته مو بگم و اون اجابت کنه ؟
یعنی این همون ” من نزدیکم و درخواست هر دعا کننده رو اجابت میکنم ” هست .
این همون کل نمد هولاء و هولاء نیست که اولش منو خلق میکنه و بعد خودشو در اختیار من قرار میده تا جهانمو اونطور که من میخوام بسازم ؟
بعدشم از من اجازه میخواد تا بهش اجازه بدم در کالبد من جاری بشه تا با دستان من جهان رو پیشرفت بده ؟
این چه بزرگواری و بلند طبعیه که این انرژی با شعور داره ؟
این چه بلند نظریه که منو خلق میکنه و به من این همه قدرت میده و منو لایق سجده فرشتگان میکنه ؟
این چه عظمت و بزرگیه ای که منو خلق میکنه و جانشینش قرار میده ؟
حالا فهمیدم که چرا شیطان از خدا پیروی نکرد ؟
اون میدونه من کیم؟
اون میدونه من چه ارزشی دارم ؟
اون میدونه که پروردگار جهانیان چه قدرتی به من داده ؟
شیطان حق داره تا ابد در این حسادت و بدبختی بسوزه و بمیره چه فرصت نابی رو از دست داد .
چه موهبتی نصیب ما انسان ها شده؟
وای خدای من … شکرت
برای همینه که تو قرآنش میفرماید “شیطان دشمن آشکار شماست ” چون شیطان میدونه چه گوهری رو خداونده جان به من انسان داده که تا امروز ازش غافل بودم .
میدونه که چه عزتی داده که تا امروز نمی دونستم .
میدونه که سیستم جهان به چه شکل کار میکنه که من اطلاعی ازش نداشتم .
اون میدونه و از همون طریق وارد میشه .
حالا ظرف ذهن من چه شکلی باشه تا خدا رو به بهترین نحو برای خودم بسازم ؟
مثل سلیمان نبی ع که ازش قدرت و ثروت بخوام ؟
یا مثل موسی ع که ننگ قتل نفس رو به عزت پیامبری بدل کرد ، هم اژدها ساخت ، هم دریا رو شکافت ، هم کوه رو متلاشی کرد ، هم چشمه از سنگ پدیدار کرد و هم عصا شد برای راه رفتن ؟
یا مثل ابراهیم ع هم باهاش هم کلام بشم ، هم خودشو با زنده کردن پرنده ها برام اثبات کنه ، هم آتش رو برام سرد و گلستان کنه و هم از همسر و فرزندم حمایت کنه و هم چاقو رو کند کنه ؟
حالا که قراره من دستهای این قدرت نامحدود باشم ، حالا که قراره در وجودم جاری بشه ، حالا که من شناختمش و میخوام از توانائیش در جهانی که هر لحظه در حال تغییره برای خودم قلمرو جدیدی بسازم :
چه ظرفی رو انتخاب کنم که لایق شکل دادن به این قدرت نا محدود باشه ؟
چه باروی به این انرژی قدرتمند ، متفکر و با شعور داشته باشم ؟
چطور در این ذهن کوچیکم با این عقل ناقصم با این فهم کمم بگنجونمش ؟
چطور …؟
خدایا چقدر عاشقت شدم
چقدر زود اجابت کردی درخواست دعا کننده رو
چقدر لطیفی که وقتی بهت وصل میشم با خودم در صلحم
چقدر گرمی که در حضورت حالم خوبه
چقدر عزیزی که تو یادم هیچ کسی رو نمیتونم جایگزینت کنم
خدای من
ای رب جهانیان
ای قدرت مطلق هستی
ای پرودگار جهان
ای نظم جاری هستی
ای قانون مطلق و پایدار
ای آنکه توضیحی بر تشریحش نیست
ممنونم از این سیستم هوشمند و پویایی که طراحی کردی
سپاسگزارم از این موهبتی که به من داشتی و خودتو به من شناسوندی .
امروز من حس ابراهیم نبی ع رو بعد از زنده شدن پرنده ها دارم .
خدایا شکرت شکرت شکرت
به نام خداوند هدایتگرم
خدای اجابت کننده ی درخواستهایم
خداوند روزی دهنده ی بی منت و همیشگی ام
سلام اقا ابراهیم عزیز و گل
برادر یکتا پرست و موحدم
سپاسگزارم ازتون
کامنت خداگونه تون
خدا گفته و شما نوشتین
ارزش بارها و بارها خوندن و فکر کردن رو داره
حالا فهمیدم، با خوندم کامنت شما فهمیدم چرا شیطان دشمن آشکار انسانهاست
چون اون از قدرتم خبر داره، قدرت خداگونه ام،
بارها و بارها توی این سایت و از استاد شنیده بودم من تکه ای از خدا هستم و تمام ویژگیهای خداوند در من هست
ولی درکم ناقص بود
منم مثل شما، در لحظات معنوی ام تمام موفقیتهامو نسبت میدادم به خدا و در لحظات عقلانی نسبت میدادم به باهوشی خودم
حالا احساس میکنم درک جدیدتر و عمیقتری پیدا کردم، اینکه خداوند از طریق من جاریه
خداوند در وجود من زندگی میکنه و هر انچه من میخواهم، خواسته های قلبی ام، خواست خودشه، اونه که میخواد، من و خدا یکی هستیم
فاصله ای بینمون نیست
مثل یک پرتو نور که تمام ویژگی های منبع نور رو داره
من قدرتهای خداوند در وجودمه
باید بیشتر باورش کنم، عمیقتر درکش کنم
خداوند یه انرژی جاری و ساریه در همه جا
و در وجود من
من بهش شکل میدم
هر شکلی که من انتخاب کنم، همون شکل رو میگیره
مثل آبه
به همون شکل ظرفی میشه که من میریزم
باید بهتر درکش کنم
قدرتش رو، عظمتش رو، عدلشرو، نظمش رو، حکمتش رو، و بهش ایمان داشته باشم، تسلیمش باشم که من راه درست رو برم، حتما هر اتفاقی الخیر ما فی وقع خواهد بود
خداوند هرگز هرگز به بندگانش ظلم نمیکنه، خداوند فقط دهنده ی بی منت و همیشگی رحمت و نعمت های بی پایانه
اگه عذابی هست، اگر ظلمی هست، اگر ظالمی هیت، فقط به خاطر عملکرد مخالف قوانین بدون تغییر خداونده که، انسانهای خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا نا اگاهانه انجامش میدم
خدایا سپاسگزارم که وقتی من خواستم، با دل و جانم راه راست رو، تو هدایتم کردی به راه سراسر نعمت و زیباییهایت
سپاسگزارم که سریع العجابی
سپاسگزارم که همه رو مدد میکنی، همه رو یاری میرسانی
چه بخوان برن بهشت چه بخوان برن جهنم
تو فقط اجابت کننده ی درخواستهای مایی
مثل چراغ جادو
خالقی که مرا افرید، از جنس خودش، با تمام ویژگیها و قدرتهای خودش
و بعد مرا آزاد گذاشت تا خودم مسیرم رو انتخاب کنم
تا به انتخابهای من جزا و پاداش بده
پروردگار من عادلترین فرمانروای کل جهانیانه
حسودی شیطان
به خاطر درک قدرت وسیع و نا متناهی منه
شیطان بایدم حسودی کنه
چون من قدرتمندتر از اونم
من خداوندم، خداوند زندگی خودم نه دیگران
دوست عزیز و سخاوتمندم
بردار خوشتیپم
اقای ابراهیم موحد و یکتا پرست
سپاسگزارم ازتون
انشاالله هر روز و هر روز زندگیتون رو ابراهیم گونه و خدایی رقم بزنید و در هر دو جهان سربلند باشید
سلام دوست عزیز
نوشته پر احساسی داشتید.
حس خیلی خوبی داشت. ممنونم از شما این نکنه از کامنت شما برای من هم چراغی روشن کرد.
این همون کل نمد هولاء و هولاء نیست که اولش منو خلق میکنه و بعد خودشو در اختیار من قرار میده تا جهانمو اونطور که من میخوام بسازم
نکته ی فایل همونی که من به خداوند در ذهنم شکل می دهم و خداوند به همون شکل در می آید.
ممنون از شما
موفق و پیروز باشید
با سلام خدمت همه اعضای این جمع گرم و دوست داشتنی
از دیروز که یه سری از نظرات دوستان رو میخوندم بعضی از دوستان به شکستن رکورد یک مایل زیر 4 دقیقه اشاره داشتن ….
امروز که خیلی اتفاقی داشتم تلویزیون نیگا میکردم دیدم شبکه استانی تا لحظات دیگه قراره یه فیلم سینمایی پخش کنه با عنوان ” یک مایل در 4 دقیقه ”
با خودم گفتم این حتما یه نشونه هست باوجودی ک تصمیم گرفتم خیلی کم تلویزیون نیگا کنم و اصلاشبکه استانی رو به ندرت میبینم ولی چون تو مدارش بودم این فیلم رو دیدم
و اما جواب سوال
همونطوره که اکثر دوستان اشاره کردن همه چیز برمیگرده
به باور
ولی چیزی که هست اینه که یه سری از باورها خیلی شخصی هست و فراگیر نشده و مسلما عوض کردن چنین باوری به مراتب راحتر هس
و یه سری باورها هستن که اونقدر عمومی و فراگیر شدن که تقریبا به شکل قانون دراومده که اکثریت جامعه قبولش کردن
مثلا همین باور دویدن یک مایل زیر 4 دقیقه
سالیان سال بشر براین باور بود که این امری محال است حتی پزشکان ثابت میکردند اگه کسی یک مایل( 1/6 کیلومتر )رو زیر 4 دقیقه بدود قلبش متلاشی خواهد شد !!!
اما از میان همین پزشکان یک ورزشکار و دانشجوی پزشکی دانشگاه آکسفورد به نام راجر بنیستر برای اولین بار این رکورد را زد تا ثابت کند غیر ممکن وجود ندارد و جالبه که این رکورد تنها 46 روز دوام داشت و از آن زمان به بعد ورزشکاران بسیاری این رکورد را زدن .
ینی وقتی یه نفر بتونه پس بقیه هم میتونند و راه برای دیگران هموار میشه
اما باور اینکه دوران طلایی هر ورزشکار تا 25 سالگی هست هم اونقدر عمومی و فراگیر هست که تقریبا اکثریت به عنوان یک قانون قبولش کردن
حتی اگه کسی بخواهد خلافشو ثابت کنه با یک جبهه گیری روبرو میشه
مثلا همین علی دایی خودمون اواخر عمر بازی کردنش چقدر حرف و کنایه از عموم مردم و کار شناسان و … شنید که پیر شده باید کنار بره جاشو بده به جوونها…..
خب یه نفر خیلی باید باورهای قدرتمندی داشته باشه و اعتماد به نفس بالایی داشته باشه که این حرفها و حاشیه ها تاثیری روی توانایی هاش نداشته باشه…..
در پایان قسمتی از دیالوگ این فیلم رو میذارم
حرفهایی که مربی به دونده میگه :
” تو یه چیزی تو قلبت داری …در عمق وجودت….که باید بهش غلبه کنی…باید با ترسها روبرو بشی…مجبوری …این سخت ترین کاریه که تو باید تو عمرت بکنی… اگه تونستی ا ن وقت زندگیت عوض میشه….
با آرزوی تغییر مثبت برای همه
ممنون
ممنون عزیزم
سلام خدمت استاد گرامی و خانواده صمیمی و گل عباسمنش
دوستان کاش بعنوان قوانین نوشتن کامنت و رای دادن ها چند نکته رو رعایت کنیم:
1٫یا رای ندهیم یا رای میدهیم تمام کامنت دوستان رو بخونیم و رای بدهیم مثلا کسی که 4 صفحه اولو میخونه و رای میده و بقیه صفحات رو چک نمیکنه حق باقی دوستان ضایع میشه.من خودم وقت آزاد پیدا میکنم 5 صفحه رو چک میکنم وقت آزاد بعدی 5 صفحه دیگه تا الی آخر که وقت کنم همه رو بخونم و به جوابی که از نظرم درسته رای بدم.
2٫ لطفا به جواب صحیح مسابقه رای دهید.استاد گفتن چه عاملی و اگر اون عامل باورهاس کدوم باور (یک باور اصلی)باعث این موضوعه.اما کامنت هایی رو میبینم که تمام باورهای منفی و باورهای مثبت ضدشو با توضیحات کامل نام بردن علم باورها هم کامل توضیح دادن خیلی کامل و گسترده همه چیزو توش گفتن که متن خیلی طولانی شده بعضی دوستان بخاطر مطالب مفیدشون میگن به به ازش درس گرفتم و بهش رای میدن.
ما اینجا نیستیم که به مطالب مفید رای بدیم اینجایم که به جواب مسابقه رای بدیم.
3٫از دیدگاه بنده در مسابقه فقط جای جواب مسابقس .چون بنده بعنوان مخاطب دوس دارم جوابها رو بخونم ولی با بحث های دیگه پیدا کردن کامنت جواب مسابقه دشوار و وقت گیره.دوستی کامنت میزاره معمولا 5-6 تا کامنت بعدش اینکه مرسی کامنتتون خوب بود، الهام گرفتم، بسیار زیبا بود،متن شما بهم انرژی داد و…بعضی صفحه ها کلی میکردم تا جواب مسابقه رو پیدا کنم.
با تشکر از همکاری دوستان گرامی
من هم با نظر شما موافقم
عالی هستی
درود برشما
بنظر من بستگی به باور ما دارد
اگر من باور دارم که سن 20 تا 25 سالگی زمان دوران طلایی ورزشکاران است وقتی از این سن میگزره به خودم میگم دیگه اون دوران برای من تمام شده و فعالیتی در این رابطه انجام نمیدم.
امروز این متن را خوندم و چقدر حال کردم و انرژی گرفتم و برای شما کپی کردم و چه باور قشنگی در من درست شد:
سن و سالت چقدر باید باشد تا #بزرگسال تلقی شوی؟
#سازمانبهداشتجهانی طبقهبندی جدیدی درباره مراحل عمر انسان ارائه کرده است.
بهگونهای که 55 سالگی را مراحل #جوانی برشمرده است!
در این طبقهبندی آمده:
١٧ سالگی پایینتر از سن قانونی
١٨ – ٢5 سالگی نوجوانی
٢5 – 65 جوانی
66- ٧٩ میانسالی
٨٠ – ٩٠ بزرگسالی
١٠٠ تا بالاتر پیری
شفاف بگویم امروز این بهترین مطلبی است که خواندم و لذا با نشاط و شادمانی از رختخواب برخاستم و به آیینه نگاه کردم و تبسمی کردم و خدا را شکر در خودم هیچ نوع خستگی و یا سردرد احساس نکردم! و گفتم ای سازمان بهداشت جهانی تا حالا کجا بودی؟
این بهترین پیامیاست که دریافت کردم و مایلم آنرا برایتان به اشتراک بگذارم و طول عمر و حسن عاقبت برای شما آرزو دارم ???
آفرین خیلی عالی بود به ما هم کلی انرژی دادین?????????
سپاسگزارم سرکار خانم محمدی
امیدوارم همیشه شاد و سالم و قدرتمند باشید?
سلام اقای هاشم بیکی عزیز
امروز این بهترین پیامی بود که خودم
من در سن 30 و خورده ای سالگی کاملا احساس جوانی، شادابی و زیبایی میکنم و خدا رو هزاران بار سپاسگزارم به خاطر سلامتی ارزشمندم
امروز سوره ی روم، ایات آخرش رو خوندم
نوشته بود
خداوند شما رو از ضعف خلق کرد، سپس بهتون قوت و نیرو بخشید و بعد از قوت، باز دچار و پیری میشوید
خدایا شکرت که تا صد سالگی، بلکم بیشتر میتوانم با قوت و توانایی زندگی کنم و بعد سوی تو آیم راضی و خوشحال، از عملکردم در دنیا
خدایا چنان کن سر انجام کار
که تو خوشنود باشی و ما رستگار
بسم الله الرحمن الرحیم
هر فایلی که می بینم معمولا چکیده همون فایل را توی کامنتم می نویسم مثل دفترچه یادداشت خودم. گاهی هم از تجربیاتم بهش اد می کنم چون بامثال بهتر یادم می آید کجا بودم .
اما این بار یک چیزی فهمیدم، یک چیزی درک کردم. اون را دوست دارم بنویسم
با مثال توضیح می دهم. فرض کنیم همه جهان هستی مثل لامپ های مختلف، کوچک و بزرگ و رنگی تو سایز ها و شکل های متنوع هستن که همشون با سیم به منبع نور وصلند. اما بعضی از این لامپ ها یک ایراداتی، یک اشکالاتی توشون بوجود اومده، که باعث شده کم نور تر باشند . البته بسته به میزان ایراد و اشکالشون هم میزان کمی نورشون فرق می کند . بعضی در حد خاموشی کم نور شدند بعضی بهترن.
بعضی ها هم پر نور و درخشان
گفتم این لامپ ها را خودمون و جهان اطرافمون در نظر بگیریم
واضح است اون لامپی که سالم است پر نور تر است . مثلا طبیعت یا بچه های کوچک
چون خودش است، با خودش در صلح است، همونجوری که هست خودشو دوست دارد خودشو توانایی هاشو قبول دارد ، شادی دورنی دارد ، همه چی را قشنگ می بیند ، برای هر چیزی ذوق می کند ، خوشحاله ، می خنده ، اگر از چیزی ناراحت بشود زود می بخشد و آشتی می کند، خودشو کم نمی بیند ناکافی نمی بیند ،حسادت ندارد ، حسرت گذشته نمی خورد ، حرص و عجله آینده را ندارد ،کینه ندارد ، احساس گناه ندارد ، مقایسه نمی کند . لامپ های سالم و پرنوری هستند .
هر لامپی که پر نور است ، اطرافش هم روشن است. مثل آدمی که عطر زده ، هر جا برود بقیه هم بوی خوش استشمام می کنند.
پس هر کدوم از ما که بیایم ایرادات داخل ذهنی مون را برطرف کنیم ، نور را بهتر پخش می کنیم و جهان اطرافمون را روشن تر می کنیم .
و من امروز درک کردم چرا باید تحسین کرد چرا باید از موفقیت بقیه خوشحال شد . چون اون تونسته نورش را اشاعه بدهد ، هم خودش بهره برده هم جهان را جای روشن تری کرده .
الا فهمیدم چرا بی دلیل چند روز است برای موفقیت بقیه سپاسگزاری می کنم برای حال خوشِ توحیدی پاکیزه و طیبه و سعیده ، برای درآمد خوب لیلا و شهر زاد و بهار ، برای سپاسگزاری های قشنگ سمانه و رویا، برای خوش قلبی فاطمه و رضوان برای موفقیت بچه های سایت که جهان خودشون را پر نور کردن
خدایا همگی ما را در آغوش خودت غرق نور و سرور کن.
سلام نفیسه جانم.
چقدر مثالِ لامپ های رنگی جالب بود.
تصویرسازیش کردم برای خودم.
یه عالمه لامپ کنار هم و رنگارنگ.
و تشبیهِ لامپ های پر نور و قوی به کودکان و طبیعت خیلی شیرین بود.
چون ترمز ندارن و نورشون قویه.
اومدم پایینتر دیدم اسم منم اوردی خب عین بچه ها ذوق کردم.
بله، تمام کاری که من باید بکنم اینه که اول با خودم در صلح قرار بگیرم و بعد لاجرم با جهان در صلح قرار خواهم گرفت.
وقتی ناراحتم، عصبیم، پرخاشگرم، لجبازم، راضی و خوشحال نیستم، خودمو کافی نمیدونم و … عملا با روحم هم مسیر و هم جریان نیستم.
یعنی با خودم در صلح نیستم.
تلاش میکنم تو لحظات بیشتری تمرین کنم که با خودم در صلح باشم.
به خودم عطوفت بیشتری نشون بدم.
خودمو بیشتر دوست داشته باشم و بغل کنم.
کودک درونم رو زنده تر نگه دارم، باهاش شادی کنم، ذوقمو بروز بدم.
همونطور که صبح نوشتم:
مینویسم تا تمرین کنم.
مینویسم تا به ذهنم مسیر بدم، شکل بدم، هدف بدم…
خیلی کامنتت گوارا بود، چسبید خوندنش.
افرین بهت که منسجم داری فایلهای هدیه رو گوش میدی و کامنت میذاری از فحوایِ فایل و درک خودت و مثالهات.
ماچ بهت.
ماچِ لپو خان هم برای تو.
یه علمه تو ماچ فرستادی براش، حالا قند نبات برات ماچ میفرسته.
چه قشنگ نوشتی:
هر لامپی که پر نور است ، اطرافش هم روشن است. مثل آدمی که عطر زده ، هر جا برود بقیه هم بوی خوش استشمام می کنند.
پس هر کدوم از ما که بیایم ایرادات داخل ذهنی مون را برطرف کنیم ، نور را بهتر پخش می کنیم و جهان اطرافمون را روشن تر می کنیم .
هر کی نورانی تر و زیباتره، بهتر روی خودش کار کرده.
بهتر خودشو شناخته و بر اساس درکی که از خودش به دست آورده، زندگیشو جلو میبره.
—————————————————————————–
در حالت عادی شاید اینو تو صفحه ی زیبایی ها مینوشتم، ولی الان که اینجام، همینجا مینویسمش:
یه تصمیمی باید میگرفتم که چون میخواستم مثلا تمرین عزت نفس و احساس لیاقت کنم، اتفاقا داشتم با لجبازی تصمیمم رو جلو میبردم…
الان که کامنتت رو خوندم، کامنت خودمم برات نوشتم یهو انگار جواب رو گرفتم…
همون جوابی که از خدا میخواستم بهم بده.
که چیکار کنم؟
نمیخوام خودم تصمیم بگیرم چون میدونم تو لجبازی دارم فکر میکنم…
و پاسخ از طریق خودم اومد:
تصمیمی که وقتی داری لجبازی میکنی میگیری، هم جریان با روح (خداوند) نیست.
کج فهمی تو درک اموزش ها داری.
قرار نیست با زور و لجبازی واسه بهبود خودت تلاش و تمرین کنی.
به قول استاد تو دوره هم جهت با جریان خداوند:
وقتی باورهات درست شن، باورشون کنی، عملت خودش درست میشه به صورت آسون، نه سخت.
معنیش این نیست که ممکنه تصمیمت عوض شه یا نه.
معنیش اینه ذهنیت تو عوض میشه و دیگه با لجبازی جلو نمیری و تصمیم نمیگیری.
اروم میشی و یه تصمیمی میگیری، حالا هر چی باشه فرق نمیکنه، مهم آرامش پشتِ اون تصمیمه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام به روی ماه بهشتی ات دختر چقدر دلم هواتو کرده بود
الله اکبر امروز برام نقطه آبی اومد اما یک چیز اشتباهی بود یعنی انگار یک پیام قبلی را دوبار برام فرستاده بودن!
طبق قرارم به خودم که از کلمنت هام به عنوان دفترچه ماندگار استفاده نی کنم اومدم اینجا نکات این فایل را که ننوشته بودم بنویسم. دیدم برای کامنتم پاسخ هست ! اومدم دیدم شما نوشتی . این یعنی حتی اگر سیستم هم اشتباه کند خدا هرگز اشتباه نمی کند و ما را در زمان مناسب به جای درست هدایت می کند. همزمانی ها رخ می دهد
عزیز دلم لپ های قشنگش راببوس ، می دانم امروز روز تولدش است20یا 21 آپریل ¿ و 2 اردیبهشت
البته ما یکم از نظر زمانی از شما عقب تریم نزدیک حدودا -13-12 ساعت.
نمیدونم پیام تبریک کی میرسد اما در هر حال ماچ ماچ بارونش کن.
واقعا جدی می گم قدر این لپ ها و این لحظات را بدون و نهایت لذت را از کنارش بودن ببر ، کیف کن از بزرگ کردنش از این نعمتی که خدا بهت داده
خدایا شکرت برای وجود پر نور حافظ ، روی این کره خاکی
سمانه جانم خیلی عطش ورود به دوره هم جهت با جریان خدا درونم زیاد شده . من هم گاهی خودم را نمی فهمم ، از طرفی احساس عجله دارم و می دونم هیچ چیزی یک شبه عوض نمیشود
میدونم به آهستگی آگاهی ها باید بشینه به جونم
از طرفی به خودم قول دادم از ابتدا مثل بچه آدم با ظرف خالی از فایل های رایگان شروع کنم و مثل قبل تو تله کمبود و عجله برای دوره های ثروت نیوفتم.
از طرفی دارم روند رو به بهبودم را می بینم و می گویم چرا از این دوره استفاده نکنم و به تحولاتم سرعت نبخشم . از طرفی می گویم تخفیف تموم بشود خیلی گرون میشود. از طرفی می گویم قرار شد مولد باشی و خودت دوره ها را بخری بعد می بینم برای ذهنم خیلی دوره من هنوز هیچ کاری ندارم. دوست دارم کاری نکنم فقط فایل گوش بدهم معجزه رخ بدهد نمیدونم شاید هم رخ داد
کلا همش تو کشمکش هستم
الان که از لجبازی گفتی نمیدونم دارم لجبازی می کنم یا نه
واقعا گیجم
اما از روند آهسته فعلی راضیم
دیروز پسرم کل آشپزخانه و کلی مواد غذایی را برای درست کردن چاکلت میلک ، نابود کرده بود . همسرم عصبانی به خاطر عدم نظارت من به کار بچه .اما من آروم بودم، طوری که خودم از شدت آرامش خودم تعجب کردم! مگر میشه نفیسه اصلا عصبانی نشود ؟اصلا جواب همسرش را ندهد ؟ تازه هر چی می گه بگه بله حق با شماست درست می فرمایید ! اصلا بعید بود !یعنی تو عمرم یادم نیست همچین واکنشی نشون داده باشم. ولی خوشحال بودم ، من نخواستم به زور خودم را کنترل کنم که جواب ندهم ، خود به خود آرام بودم!
انشالله خدا من را در بهترین زمان به بهترین تصمیم هدایت کند .
همیشه برات بهترین ها را آرزو دارم
در آغوش امن خدا ، غرق نور و سرور باشی
بوس به روی خودت و لپ های حافظ تبریک بابت یکسالگی حافظ و یکسالو نه ماه مادرانگی سمانه جان
به نام خدا .
سلام عرض میکنم خدمت دوستانم و استاد گرامی. در اول تشکر میکنم از این فایل فوق العاده که واقعا خیییلی بی نظیر بود و درک عظیم شما از این جهان بی انتها خیره کننده بود.منم به اندازه ی الانم ازش استفاده کردم و مطمعنم مثل فایل های دیگه تون چیزای خخیلی بیشتری از این فایل رو به مرور درک خواهم کرد.و اما نظر من اینکه این که فوتبالیست ها چرا در اون سن و سال نزدیک میشن به باز نشستگی بخاطر عامل درونی هست که قبول کردند و اینطوری دیدن از قبل که بقیه تو این سن و سال ها افت میکنم و بیشتر نیمک نشین میشن و کمتر بازی بهشون میرسه و این ها انقدر براشون تکرار شده شده که جزو باوراشون شده که همینه دیگه نهایت آدم بدنش تا 38و38 و بترکونه 40 نمیکشه.یادم میاد در فایلی که به نظرم اسمش الگو برداری بود در این باره صحبت میکردید که شما برای اینکه باوراتون تقویت بشه که شما هم میتونید به ثروت برسیدوباوراتونو تقویت کنید از الگو هایی که بودند مصاحبه میگرفتید از داستان افراد که چطور شد تا موفق شدند و.. میخونید تا باورتون بشه که میشودو یک مثال قشنگی زدید که گفتید اگه دقت کرده باشید کشور ایران در قبل کسی رو نداشت که که در المپیک مقامی اورده باشه و از وقتی که حسین رضا زاده تونست مدال المپیک رو به دست بیاره روند رو به رشد ایران بیشتر شد و تعداد بیشتری تونستن به المپیک برسن و مقام بیارن مثل بهداد سلیمی و … و اون الگو باعث شد تا این باور به وجود بیاد که میشود.این فوتبالیست ها هم مثله همینان منتها به صورت باور اشتباهش رو قبول کردن که کمکی بهشون نمیکنه ولی الان بازین هست که ژاپنی هست و همین الانشم داره بازی میکنه و 50 سالشه و موهاش سفید شده اما خیلی عالی بازی میکنه و هنوزم تو اوج.اون این قضیه رو باورش نکرد همین.پس نتیجه من اینکه این هامل بخاطر عامل درونی افراده. با تشکر خیلی خوشحالم که تو این جمع هستم. یا حق
نام بازیکن هم کازویوشی میورا 50 ساله ژاپنی.
من هرگز به این جمله باور ندارم و نخواهم داشت که ورزشکار از سن 25 سال به بالا دیگه زمان اوجش نیست!!!
هرگز نمیشه گفت که توانایی و استعداد بازیکن تا سن خاصی هست و بعد از اون نیست!
کاملا این جمله غلطه!
ورزشکارها و بازیکن های بزرگی در دنیا هستند که تا روز اخری که فوتبال بازی میکنن، بهترین بازیکن در پست خودشون هستن! مثلا کی؟؟
?? بوفون ?? :
بوفون همیشه بهترین الگو من در زندگی هست. کسی که شاید به اندازه خیلی از دروازه بان ها، دستاورد های تیمی نداشته باشه(مثل قهرمانی چمپیونز لیگ) اما همواره شاد هست و تلاش میکنه تا رکورد بزنه و بهترین دروازه بان دنیا باشه و هر سال هم بهترین دروازه بان ایتالیا و برخی مواقع بهترین دروازه بان دنیا معرفی میشه.
??
خیلی خیلی برام اموزنده بود که میشه بدون دستاورد هم حس و حال خوبی داشت، میشه بهترین خودت باشی حتی اگه دستاورد های بزرگی کسب نکنی! بوفون تا حالا قهرمان چمپیونز لیگ نشده اما هنوز در سن تقریبا 40 سالگی، فوتبال بازی میکنه و هروقت کارشناس فوتبالی میگه بوفون تمام شده، در بازی بعد بوفون با سوپر واکنش هاش نشون میده که هنوز اماده ترین و بهترین دروازه بان جهانه!
??????
===== چرا یه سری بازیکن ها زود تموم میشن؟ ======
ما چون خیلی از بازیکنا چون هدف کوچیکی دارن و یا بعد از رسیدن به هدف دیگه تلاش نمیکنن(هدف کوچیکی مثل صرفا پولدار شدن و کسایی که فوتبال چین رو انتخاب میکنن مثلا، تلاش نکردن برای هدف هم مثل پدرو تو آث میلان که فوق العاده بود اما تا بهش توجه شد و به هدفش رسید، دیگه تلاش نکرد و شد پدرویی که سر نخواستنش دعواس!! یا حتی کاکا بهترین بازیکن ممکن آث میلان که بعد رفتن به رئال دیگه نیست شد فوتبالش!)، فکر میکنیم بهترین سن شکوفایی بازیکن ها 20 تا 25 سالگی هست!
???? ???? حسن بیت سعید 20 تا 24 سالگی اش کجا بازی میکرد؟ دسته دو و یک!!! اما بعد از روند تکاملش اومد لیگ برتر و خیلی هم موفق شد تو تیم هاش در صورتی که سن اش 27 هست!! یا جیمی واردی بازیکن لستر سیتی!!! که میگن کارگر بوده! جیمی واردی کارگر بود بعد الان که 30 سالش هست شده بازیکن فوتبال و خیلی هم فوق العادس تو تیمش!
علی کریمی ، مهدی مهدوی کیا و… بازیکن هایی که توانایی هاشون تا روز اخری که فوتبال بازی میکردن حتی زیادتر میشد!
همه چیز به باور خود بازیکن بستگی داره! اگه بخواد همیشه پیشرفت کنه و این پیشرفت ، همراه با حس خوب باشه و از خودش و داشته هاش لذت ببره و شاد باشه، مسلما تا 40 سالگی حتی بیشتر!! میتونه بازی کنه اونم با بهترین کیفیت ممکن.
اگه هم دنبال پول باشه فقط، بعد از رفتن به لیگ چین مثلا، اشباع میشه و دیگه انگیزه اش از دست میره و شاید 2 سال بعد از رفتن به این لیگ بتونه خیلی عالی بازی کنه! بعدش دیگه نه! اگه هدف فقط تیم خاصی باشه میشه مثل کاکا که بره رئال و بعدش دیگه انگیزه اش از دست بره! و تبدیل به یک نیمکت نشین محض بشه!
البته بازیکنی مثل پائولینیو میتونه با بازی تو لیگ چین و انگیزه داشتن و بیشتر خواستن و تلاش کردن، امروز بیاد تو بارسلونا بازی کنه وحتی از بهترین بازیکن های اون تیم بشه! اینم هست.
به به
چ نظر کاملی
مرسیییی از نام بردن الگوهاایی ک گفتین
مخصوصا بوفون :)
سلام خدمت دوستان عزیزم
وخدمت استاد گرامی
استاد واقعا دمت گرم خیلی میخامت به قول ما یزدیها چقدر خشوک شدی نازت بشم??
من داستان خودم میگم چند سال پیش که من هنوز در مسیر استاد نبودم وقوانین را نمیدونستم تو یک جشن دیدم چند نفر دارن حرکات نمایشی ورزش پارکور اجرا میکنند خیلی خوشم آمد به خودم گفتم من باید این ورزش رایاد بگیرم اون وقت 37 سالم بود در صورتی که این ورزش همه کسانی که من دیدم جوان ونوجوان بودندبعد رفتم پیش مربیشون شماره گرفتم وآدرس فردا شب رفتم ثبت نام کردم خیلی ذوق داشتم میومدم تو باشگاه باورتون نمیشه فکر میکردم دارم پرواز میکنم عالی بود چقدر لحظه های قشنگی بود
این را یادم رفت وقتی میخاستم برم باشگاه همه از خانمم خانواده خانم و پدر ومادر وکسان دیگه به من میگفتن نرو این ورزش برای تو نیست میفتی قطع نخاع میشی ومدام انرژی منفی میفرستادن
(ورزش پارکور طوری هستش که درآن پرش از ارتفاع و پشتک زدن روی دیوار پریدن دوستانی که تو این رشته ورزشی هستن میدونند)
ولی من این حرفها گوش نمیدادم توی باشگاه سنم از همه بالاتر بود وقتی که میرفتم باشگاه همه میگفتن پدر پارکور اومد
خدایش خیلی هم خوب پیشرفتم زمین میخوردم درد میکشیدم ولی یادم میرفت
یک شب تو باشگاه یادمه از کمر خوردم زمین که چشمم سیاهیی رفت من اصلا این تجربه رانداشتم که بعضیها میگفتن چشمم سیاهیی میره بلند شدم ده دقیقه استراحت کردم بچها ریختن دورم آب قند اوردم خداراشکر حالم خوب شد دوباره حرکت کردم وهمون حرکتی که خوردم زمین دوباره انجام دادم واصلا یادم رفت قبلش چه حالی بودم چون علاقه داشتم به قول استاد عشق سوزان داشتم وهچی جلودارم نبود ولذت میبردم کاش میشد فیلمهایی که تو باشگاه گرفتم براتون بفرستم ببیند همیشه لبخند داشتم وشاد بودم واقعا خداراشکر میکنم که همیشه هوام را داشت خداشاهده تو باشگاه میرفتم میگفتم خدایا خودت حفظم کن من زن و بچه دارم ولی این ورزش علاقه دارم الان دارم مینویسم بخدا اشکم جاری شد
بگذریم تقریبا یکسالی رفتم و موفق هم بودم مربیم هم خیلی انسانی خوش اخلاقی بود وهوام را داشت تا اینکه در مسیر استاد قرار گرفتم وبا قوانین آشنا شدم و میخاستم پیشرفت کنم ودرآمدم زیاد شود بعد از تهیه روانشناسی یک پارسال بود ماه بهمن اره یادمه درست همین وقت شروع کردم به کار کردن خیلی عالی بود بهترین بهره ای که که من از این بسته گرفتم و استاد به من دل و جرات داد حرکت کردم که تو اردبیهشت امسال مکان مغازه ام را عوض کردم که 5 برابر مغازه قبلیم اجاره میدم وفروشم نزدیک که سه برابر شد خدا راشاکرم که با استاد آشنا شدم وقوانین جهان هستی را درک کردم من مثل بقیه دوستان خیلی کتابی نمیتونم بنویسم ولی چیزی که نوشتم خیلی ساده واز ته قلبم نوشتم
از اینکه متن من را خوندید سپاسگزارم
همه شمارا به خدای بزرگ میسپارم
با سلام و درود خدمت استاد عباس منش و همه دوستان عزیز ،هر چند بنظرم وقت مسابقه رو به اتمام هست ولی با مطالعه نظر سایر دوستان ،فکر می کنم لازمه به یه نکته مهمی توجه بیشتری بشه اون هم چرایی وفرایند شکل گیری باورهای بظاهر منطقی وعلمی در ذهن انسانهای منطقیه !
خوشبختانه اکثر دوستان به این نتیجه رسیدند که علت کوتاهی عمر قهرمانی ورزشکاران داشتن الگوهای ذهنی و باورهای قدیمی و محدودکننده آنهاست که از طرق مختلف مثل الگوگیری از پیشکسوتان ،نظرات و تجربیات مربیان و اساتید ،منابع علمی و گزارشات علمی وآماری که همگی صرفا از لحاظ تعداد وتکرارنسبت به نمونه های خارج از عرف و غیر متداول پیشی میگیرند ،بله صرفا از لحاظ تعداد و آمار !!!!
از دید انسانهای منطقی و دانشگاهی ،ملاک اعتبار یک ایده به میزان تکرارپذیری اون ایده در شرایط آزمایشگاهی و یا جامعه آماری مشخص برمیگرده وهرچه آمار و تجربیات ما تکرارپذیرترو بقولی جهان شمول ترباشند مستندترو معتبرترند ، اساس علم آمار و احتمالات هم برپایه تکراریک اتفاق بوده ودر علوم تجربی و بیولوژیک هم هر چه تعداد تکراریک نتیجه و رویداد بیشتر باشه امکان شکل گیری یک فرضیه قویتر میشه تا جایکه اون رو یک اصل در نظر میگیریم . در خصوص بسیاری از باورها مثل همین فرضیه پایان قهرمانی درسنین جوانی( حداکثر تا 30 سال) نیز همین حقیقت صدق میکنه و بسیاری از مردم و حتی محققین بصرف داشتن نمونه های زیاد ازپایان عمر قهرمانی ورزشکاران در سنین جوانی ،ادعا میکنند این رویداد یک اصل طبیعی بوده و در شرایط عادی باید برای سایرین هم تکرار شود حتی نمونه های خلاف این واقعه را موارد استثنایی نام برده و دلایلی مثل ژن خوب و … را مطرح خواهند کرد در حالیکه وجود رابطه علی و معلولی بین سن و پایان قهرمانی هنوز ثابت نشده و صرفا یه همبستگی و همزمانی بین این دو عامل وجو داره وچه بسا که عامل تکرار این اتفاق یا فرضیه ،استناد ومبنا قراردادن همان آمار وسوابق قبلی بوده باشه (جریان پیدایش اولیه مرغ و تخم مرغ؟)
در واقع مشکل اصلی ما در شکل گیری باورها مبنا قرار دادن باورهای بظاهر منطقی و حتی علمی ست چرا که برغم تقدس علم ،حتی دانشمندان به خصوصیت ناقص ،نسبی و تکاملی بودن علم در بستر زمان اذعان دارند .ما بارها شاهد این بوده ایم که مثلا در علم پزشکی هر روز داروها وروشهای جدیدی با عوارض کمتر و نتایج موثرتر کشف وتولید میشه ویا دردنیای فیزیک ،قوانین کلاسیک نیوتنی تا یه جایی رویدادهای طبیعی رو توجیه میکنندودرمقیاس اتم و نور و سرعتهای بالا تنها قوانین فیزیک نوین تا حدودی پاسخگو هستند (جالب اینجاست اتفاقا بعلت اینکه آزمایشهای فیزیک نوین در شرایط آزمایشگاهی بسختی عملی میشود ،درک قوانین فیزیک نوین برغم جذابیت زیاد، برای عامه مردم سخت و تخیلی بنظر میرسد.)
بنظرم برای کسب دستاوردهایی فراتر از استانداردهای زمانه خود چه در عرصه قهرمانی ورزشی ،موفقیت مالی ، اجتماعی و… می بایست ذهنی باز و با چارچوبی فراتر از باورهای عام جامعه و حتی یافته های علمی عصر خود داشته باشیم.بعنوان مثال من هنوزنمیتونم ادعا داشته باشم که الهامات خاصی از منبع پاک الهی دریافت کردم وهدایت شدم و خودم بشدت مشتاقم تا این تجربه ناب رو حس کنم ولی مطمئنم با تمرین و خودآگاهی میتونم به این خواستم برسم چون خیلی ها که زندگی آرام و موفقی داشتند همچین ادعایی دارند.و دیگه اینکه هرچند خودم رو چندان متعصب ومذهبی(نسبت به تعریف جامعه خودمون) نمیدونم ولی هر روز قرآن مطالعه میکنم و می بینم قرآن با جسارت تمام سرشار از روایت و داستانهایی است که ازدید ما غیر طبیعی بوده وحتی مردم اونا رو معجزه و خارق العاده تصور می نامند ؛ بنظرم اینهمه تاکید وتکرار بر معجزات گویا و موید این مطلبه که حد ومرزی برای تفکرات ما وتجربیات ما وجود نداره و چه بسا با داشتن ایمان واقعی و خالصانه هر کدوم ما بتونیم پیامبری باشیم با معجزه دلخواه خودمون !!! به قول استادعباس منش هر کسی باید بسته به اینکه در زندگی توچه شرایطی قرار گرفته وبا چه چالشی بیشتر مواجه شده (محدودیت سنی، جنسی، قانونی، بیماری ، خانوادگی و..)از خودش شروع کنه و روی باورهاشخصی خودش کار کنه !
خدمت دوستان منطقی هم می خوام عرض کنم حسب مطالعات و تجربیات شخصی خودم ، کار کردن روی باورها و پالایش اونها حتی در علم روان شناسی و تکنیکهای شناخت درمانی و فراشناختی یکی از موثرترین روشهای درمان وبهبود مهارتهای زندگیه که حتی سالم ترین انسانها به اون نیازمند هستند.
در پناه خدای ارحم الراحمین
با نام خدای بیکران و بخشنده و مهربان
سلام به همگی
“چطور میتونیم باورهای مناسبی در مورد خداوند بسازیم؟ (بهترین باور در مورد خداوند)”
الهامات به همه در زمان مناسب گفته میشه به شرطی که باور داشته باشیم که به ما گفته میشه. به شرطی که باور داشته باشیم ما در هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم. به شرطی که باور داشته باشیم ما لایق هم صحبتی با خداوند هستیم. به شرطی که باور داشته باشیم که خداوند به تمام بندگانش راه ها رو نشون میده و همه رو هدایت میکنه به چیزی که میخوان.
(دیدی عباسمنش چقدر راحت از خدا پرسید و بهش الهام شد؟! شقایق، عباسمنش هم یکی مثل تو اا همونجوری از خدا میخواد به همین راحتی هم بهش جواب میده، توام با ایمان به گرفتن جواب بخواه قطعا بهت گفته میشه)
تو برو، شروع کن، باور داشته باش، آرام باش، لذت ببر بهت گفته میشه، هر چیزی که لازم باشه در زمان مناسب بهت گفته میشه. در زمان مناسب هدایت میشی. مهم برداشتن قدم اولِ شقایق، قدم بعدی به وقتش بهت گفته میشه عزیزم. به شرط “باور” و “ایمان”
من چیزی از اونایی که به موفقیت رسیدن و ایده های ثروت ساز بهشون گفته شده کم ندارم. من هم میتونم درخواست کنم تا هدایت شم. من هم لایق این هستم تا از خدای بی نهایت بخشنده و مهربونم درخواست کنم و اون به من بگه، هرآنچه را که میخواهم و لازم دارم انجام بدم تا به خواسته هام، نعمت و ثروت برسم. من شقایقِ لایقِ هر لحظه “هدایت” هستم.
خدا همه چیزه، خدا زمان اا، خدا مکان اا، خدا حسِ، خدا انرژی ای اا که همه چیز رو در بر گرفته، خدا یه قانونِ، خدا یه نظمِ، یه تعادلِ، یه سیستم بی نقصِ.
خداوند یک جریان جاری ست. خدا میگه اگر از من پرسیدند بگو: من نزدیکم! من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستِ، درخواست کننده را… الله اکبر خدا جونم الله اکبر، خدا ظرف من رو برای دریافت خودت و هدایتت بزرگتر کن. خدا توی وجود منه، من چشمه ای از بیکران خدا هستم. پس من میتونم، شقایق تو میتونی مولد و خالق شرایط باشی، شقایق تو جدا از خدا نیستی و هر لحظه میتونی درخواست کنی و قطعا در بهترین زمان بهت پاسخ داده میشه، اتصال تو و خدا هیچ وقت قطع و صفر نمیشه.
خدا رو توی وجود همه ببین، همه رو جزوی از خدا ببین. اینجوری خیلی راحت تر و بهتر با دنیای اطرافت برخورد میکنی.
خدا توی همه چیز هست شقایق، خدا ثروتِ، خدا تویی، شقایق خدا به هر شکلی که تو میسازی میشه، شقایق همه چیز به باور تو ربط داره. هیچ چیز هیچ چیز محدود کننده ای رو راجع به خودت نپذیر شقایق، چرا نمیشه تو 30 سالگی تازه فوتبالیست شد؟ کی گفته؟ کجای قانون این خدا نوشته؟ هیچ جا! فقط چون تا حالا ندیدیم میگیم نمیشه و باور نمیکنیم که ممکنه بشه! مثال راجر فدرر رو هیچ وقت یادت نره، گفتن پایانشه و همون سال بدون حتی یک ست(نه یه بازی ها) میره فینال!!!
شقایق کی گفته تو دیر شروع کردی و زمان میبره که موفق شی؟ کی اینو کجا نوشته؟! فقط و فقط به باور خودت بستگی داره، ول کن شیطون رو که میگه تو اول راهی و باید فعلا خاک بخوری و … به جاش به ندای خدا گوش و توجه کن که بهت میگه برو جلو، میشه، تو میتونی، یادته خدا از زبون بندش بهت گفت من مطمئنم تو توی رشته جدید کاریت موفق میشی؟ اون روز اون همه حرف رد و بدل شد، چرا این فقط واست بولد شد؟ چون کلام خدا بود چون بهت آرامش داد و توی قلبت نشست.
شقایق هیچ محدودیتی واسه هیچ چیزی وجود نداره، چون به هر آنچه که بخوای میتونی برسی، تو خدای آگاه، ربّ العالمین، خدای بخشنده و مهربون، خدایا کن فیکون ها رو توی وجودت داری. پس با آرامش حرکت کن و قدم به قدم پیش برو، خدا باز هم بهت میگه، قدم بعدی رو هم میگه، هیچ نگرانی ای وجود نداره عزیزدلم، باورت بشه تو خدا رو توی وجودت داری، میدونی این یعنی چقدر توانایی و قدرت؟!!! یعنی به اندازه کافی توانایی و استعداد برای خلق زندگی دلخواهت، برای هرآنچه که میخوای و دوست درای و سلام : )
خداوند حامی تو اا، خداوند روزی دهنده بی نهایت است. خداوند خدای کن فیکون هاست؛ برای هر کس که اینو باور کنه به آسون ترین شکل ممکن “کن فیکون” میکنه، از جایی که نمیدونه براش مشتری میفرسته، از طریقی که فکرش رو نمیکنه کارش رو گسترش میده، رابطه هاش رو عالی میکنه، آرامش محض بهش میده و … به کی؟ به کسی این ویژگی خدا رو باور کرده.
(منظورم از “کن فیکون” این نیست که تو هیچ کاری نکنی و منتظر یه کیسه پول از آسمون باشی، منظورم اینه تو یه قدم بر میداری و خدا ده قدم برات بر میداره و کارهات رو به آسون شکل ممکن برات پیش میبره، منظورم اینه از یه کار ساده نتایج عالی برات رقم میزنه، جوری که با منطق ها درک نمیشه! ولی اون قدم اول و کار کوچیکه رو تو باید انجام بدی تا پاداش ها از راه برسن)
شقایق هر تصویر و باوری از هر کسی بسازی، همونجوری باهات رفتار میکنه. در مورد همسرت، رئیست، مادرت و … هر باوری بسازی همونجوری باهات برخورد میکنه.
شقایق پس بیا همه مخلوقات خدا رو عشق و خود خدا ببین، همه رو بخشنده و مهربون ببین، همه رو دستی از خدا ببین که میخواد به تو خیری برسونه و تورو به خواسته ات نزدیک کنه.
شقایق با قلبت و ایمان از خدا بخواه، نترس، کم نخواه، خدا میده، چرا نده؟ خدا خیلی خیلی بخشنده تر و مهربون تر از این حرفاست. شقایق تو برای خدا بی نهایت عزیزی و کاملا لایق این هستی که از خدای بیکرانت درخواست کنی، بی نهایت درخواست؛ کوچیک و بزرگ. شقایق خدا خیییلی بزرگتر و دهنده تر از این حرف هاست عزیزم. چرا نده؟ چرا نشه؟ بارها گفته تو اشرف مخلوقات من هستی و من آسمان ها و زمین رو برای خدمت به تو خلق کردم، میدونی این یعنی چی؟ میگه من کل کیهان رو مسخر تو کردم. پس چرا نخوای؟ چرا کم بخوای؟ چرا هر لحظه نخوای؟ چرا برای هر قدم ازش نخوای؟
شقایق تو لایق درخواست از خدا، لایق ارتباط با خدا در هرلحظه و لایق دریافت هدایت هستی عزیزم. خداوند به من بینهایت میدهد در همه جهات میدهد، ثروت، آرامش، روابط، رفاه و …
خدایا ظرف من رو برای دریافت خودت و هدایتت بزرگتر کن.
خدایا هدایتم کن هرلحظه توحیدی تر از قبل باشم.
خدایا هدایتم کن که عملگرا تر باشم.
خدایا هدایتم کن که بتونم در هر زمان و مکان کنترل ذهن داشته باشم و همواره در راه راست نعمت و ثروت تو باشم.
* اینجا میخوام یه داستان جالبی که حین گوش دادن این فایل و نت برداری من اتفاق افتاد رو هم براتون تعریف کنم و همونجا من اینجوری توی دفترم نوشتم:
دقیقا صبح دیدن این فایل بود که من یه درخواستی از خدا کردم(خیل یهویی و ضمنی حتی توو ستاره قطبیم هم نبود.) گفتم خدایا یه هنرجو آنلاین برای من برسونی من میرم این دوره … رو ثبت نام میکنماا (پول داشتما ولی برنامه های دیگه داشتم) خب این دوره آموزشی جوری اا که به کسب و کارم خیلی میتونه کمک کنه. بعد از درخواست هم گفتم خدا جونم اینه که دیگه در راستای رشد و گسترش خودم و جهان اا، واسه خوشگذرونی نیست برسون دیگه دمت گرم.
الله اکبر الله اکبر که حین دیدن این فایل بودم دوستم پیام داد که شقایق من فلان دوره رو ثبت نام کردم بیا با هم شرکت کنیم! تاریخ و … کلاس اینه تو حواست باشه، من که میبنی یهو پشیمون میشم و … یه جورایی سر بسته بهم فهموند که من این کلاس رو برای تو ثبت نام کردم، چون دیدم تو پیگیرشی و به نظرم توو کارت خیلی کمکت میکنه و ….!!! خدایا چی میتونم بگم جز اینکه تو چقدر بزرگی!
حالا به جز اینکه خیلی ذوق کردم و شکر کردم خدا رو برای عظمتش این داستان دو تا درس بزرگ برام داشت که امیدوارم همیشه آویزه گوشم بمونه.
اول اینکه واسه خدا راه تعیین نکنیم خدا خودش خیییییلی بهتر و راحت تر میدونه چه کنه! من صبح گفته بودم با یه هنرجو آنلاین پول دوره رو برام جور کن، ولی خدا حتی نخواست اندازه یه هنرجو آنلاین هم زحمت بکشم!!!
دوم اینکه فکر میکنم یکی از دلایلی که این درخواست برام به راحتی فراهم شد این بود که من داشتن اون رو برای ذهن خودم منطقی کردمش و حق دونستم، اونجایی که گفتم خدایا دریفش کن دیگه من اینو برای رشد و گسترش خودم و جهان میخوام و خب با این منطق برای ذهنم خیلی باور پذیر شد که بدیهی اا که اتفاق بیوفته!!!
اگر ما برای همممه درخواست ها مون بتونیم همچین منطق خوب و قوی ای بسازیم، قطعا خیلی راحت خواسته ها وارد زندگی مون میشم، به نظرم اینکه یه روزی بتونیم به یقین صد در صد برسیم که خدا همه جهان رو برای ما مسخر کرده که این ما اشرف مخلوقاتش هستیم و اون عاشق و حامی لذت بردن ما توو همه زمینه هاست، همه خواسته ها به راحتی خودشون به سمت ما حرکت میکنن و کن فیکون ها اونجوری که بالاتر گفتم اتفاق میوفتن.
ولی به شخصه خیلی باید تلاش کنم و روی خودم کار کنم تا بتونم این باور قوی و قشنگ رو بسازم.
در پناه الله هدایتگر شاد و سلامت باشید
سلام دوست عزیز از متنی که نوشتی خیلی ممنونم، متن خیلی عالی بود خیلی استفاده کردم
مثل این که این متن برای من نوشته شده بود که دراین زمان بااین وضعیت روحی بخونم انتخاب فایل و متن شما اتفاقی بود فقط دنبال چیزی بودم که بتونم خودم کنترل کنم هم فایل استاد هم متن شما فوقالعاده بود ممنون دوست عزیز 🌹🌹🌹