رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمیدرضا محبی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3164 روز

    سلام بر بهترین و قشنگرین استاد دنیا

    دیشب داشتم در اینترنت در مورد مطلبی در مورد خداوند سرچ میکردم رسیدم به فایل شما قبلی که سوال در مورد بهترین باور خداوند چیست یک نکته جالبی و یک نشانه ای داشت وقتی که باز کردم رفت روی کامنتی که خودم قبلا گذاشته بودم یک لحظه تعجب کردم گفتم که چه طور رفت روی کامنت خودم با خودم گفتم این یک نشانه است فایل را گوش کردم و این فایل که جواب سوال بهترین باور در مورد خداوند را هم گوش کردم دیشب از صحبت شما یک متنی از طرف خداوند برای خودم نوشتم و با صدای خودم هم ضبط کردم و تا الان دارم مدام گوش میکنم

    در ضمن باید بگم که این پاسخ این سوال بود که از خداوند پرسیدم که کدام باور من در مورد خود خدا مشکل دارد که من به باید آن را اصلاح کنم واقعا شگفت زده و خوشحالم تا دوباره این فایل را گوش کردم و به سرعت این متن را نوشتم

    متن به شرح زیر است

    ای بنده من باور کن ، که به تو الهام می کنم و در هر لحظه در حال هدایت تو هستم ، باور کن که لایق هم صحبتی با من هستی.

    باور کن ای بنده من که همه راه ها را به تو نشان میدهم کمکت میکنم و یاریت میکنم و هدایتت میکنم .

    ای بنده من فقط بر من توکل کن این کاری را که میگویم در زندگی انجام بده ،

    برو شروع کن ،من را باور داشته باش،آرام باش،لذت ببر،شادباش،موحد باش و تمام قدرت ذهنیت را به من ده و منتظر باش که در زمان مناسب و در مکان مناسب هدایت میشوی ، مطمئن باش ای بنده من

    باز میگویم که من همه چی میشوم همه کس را به شرط ایمان،پاکی دل

    ای بنده من، من لامکان و لازمان هستم. یک انرژیم و یک جریان جاری در زمان حالم.

    ای بنده زیبای من ، من به تو نزدیکم و اجابت میکنم درخواست تو را ، به شرطی که دعوتم را بپذیری و اجابتم کنی.

    ای بنده زیبای من ، مثل ابراهیم باور کن مرا ، که در دل آتش که خود آتش هم من بودم ، آنگاه به گلستانی خنک تبدیل شدم و در آغوش من آرام بود. آری مثل ابراهیم موحد باش و تمام قدرت را به من ده تا تو را بی نیاز کنم.

    ای بنده زیبای من، باور کن که همه کارها را من انجام میدهم مثل زمانی که محمد سنگ زد ، در صورتی که او نبود که سنگ میزد بلکه من بودم.

    ای بنده زیبای من ، ظرف وجودت را هرگونه شکل دهی ، به همان گونه در ظرف وجودت شکل میگیرم و همان جوری میشوم که تو باور داری.

    تمام اتفاقات زندگی ات ، همان تعبیر و باوری است که تو نسبت به آن ایجاد میکنی.

    ای بنده زیبای من ، باور کن که همیشه با تو هستم ، همیشه حامی تو هستم ، همیشه منبع رزق و ثروت تو هستم ، من بی نهایت وهاب و رزاقم.

    ای بنده زیبای من ، تصویرت را از من پاک نگه دار

    تو باید هر روز تکامل یابی و هر روز به من نزدیکتر و نزدیکتر شوی ، هر روز نسبت به من واضح تر خواهی شد، آگاهیت،درک و آرامشت هر روز بیشتر و وسیع تر خواهد شد ، فقط از مسیر زندگی ات لذت ببر و شاد باش و همه امور را به من واگذار کن.

    ای بنده زیبای من ، از قوانین من تبعیت کن و خودت و افکارت را کنترل کن ، که اگر قوانینم را رعایت کنی راه نجاتی برای تو فراهم میکنم و از جایی که گمان نداری به تو روزی بی حساب میدهم.

    هر وقت بر من توکل کنی ، کفایت کارهایت را میکنم.من اندازه و قدر هر چیزی را میدانم، زیرا من همه چی هستم و همه چی میشوم همه کس را.

    ای بنده خوب و زیبای من ، خوب زندگی کن و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کن و همیشه شاد ، ثروتمند و سعادتمند زندگی کن و به دنیای بهتری که برای تو در آخرت فراهم کرده ام بازگرد.

    ای بنده من ، تو را دوست دارم و به تو عشق می ورزم.

    ای بنده زیبای من به یاد داشته باش و باور کن که در جهانی زندگی میکنی که بی نهایت فراوانی و نعمت و ثروت در آن وجود دارد و هر روز موقعیت های نا محدودی برای تو فراهم میباشد.

    از کارت لذت ببر و بدان که معنوی ترین کاری است که می توانی انجام دهی.

    ای بنده زیبای من ، تو لیاقت ثروت و سلامتی و عشق و رابطه های زیبا را همیشه داری ، همه کارها برای تو آسان و مهیا است. تو لایق شاد و آرام زیستن هستی.

    ای بنده زیبای من ، یادت باشد که من ، هم ثروت هستم ، هم عشق ، هم آزادی ، هم آرامش ، هم سعادت دنیا و آخرت ، هم شادی ، هم تندرستی ،هم رحمت و هم منشأ همه رزق ها .

    فقط و فقط قدرت را به من ده و تو فقط و فقط لذت ببر.

    ای بنده زیبای من تو را دوست دارم و به تو عشق می ورزم.

    همیشه و همیشه شکر گذار من باش

    یادت باشد ای بنده زیبای من

    همیشه و همیشه شکر گذار من باش و فقط قدرت را به من ده.

    ای بنده زیبا و شکر گذار من.

    استاد عزیز میخواستم به شما بگویم که فایلهای رایگان شما خودش هر کدام یک محصول است و چه قدر آگاهی دهنده.

    استاد خوبه که هستی و داری ادامه میدهی. خداوند همیشه و همیشه به شما سلامتی و سعادت عطا فرماید.

    عاشقانه دوستت دارم ای استاد نشانه ها و عشق و توحید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    عارفه گفته:
    مدت عضویت: 1474 روز

    به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید

    سلام

    استاد جانم خداییش چی دارید تو این فایل میگید؟ چکار میخواین با ما بکنید؟ وای که من هربار گوش میدم یه درک جدیدی از خدا میکنم

    برای منی که امروز داشتم تو دفتر می‌نوشتم و با خدای خودم که آرام جان خطابش میکنم صحبت می‌کرد بهش گفتم چقدر جذاب و با شکوهی چقدر خاص و متفاوتی چقدر در عین نزدیکی دست نیافتنی هستی

    بهش گفتم جوری داری خودت را بهم معرفی می کنی که توقعم ازت بالا میره و جوری شدم که زبانم الکن میشه برای خواسته های دنیوی احساس میکنم در حق خودم ظلم کردم اگه خواسته های دنیای داشته باشم

    ولی چیزی که دارم میفهمم اینه که من در زمان زندگی می‌کنه و خالق من جوری منو خلق کرده که ذهن تنوع پذیرم اینجوری رام میشه که اگه خواسته هارا یک. نردبان تصور کنم هر پله یک خواسته ی منه و من به هر خواسته میرسم میگم بعدی بعدی بعدی و ابن سیراب شدن از خواسته های کوچیکتر و درخواست خواسته های بزرگتر باعث میشه من بخوام به اصل ماجرا (رب) برسم اصل آرامش اصل رویا اصل حال خوب که همه اینا خودشه یا به قول استاد خودمم باید بگذرم تا برسم به خودم و تا اون پله هارا نگذرم نمیرسم به خودم که همون نوره

    من الان جوری شدم که قابلمه را که میخوام از رو. گاز بر دارم میگم مرسی که هرلحظه کنارمی آرام جانم چون دارم میفهمم که همه چیز هدایته

    دارم میفهمم که ابن دنیا با همه رنگ و لعاب و زیبایی هاش مال اینه من به خودم برسم

    و من 33سال درگیر حاشیه بودم که کی به من. توجه کرد کی نگاه پر احساس به من. کرد کی؟ کی!؟ کی؟ کی؟ اَه که یک عمر اشتباه زندگی کردم

    ولی به قول استاد گذشته مال گذشته است و فرق نمیکنه این گذشته مال یک ثانیه پیشه یا یک ساعت پیش یا یک سال پیش یا 50سال پیش گذشته را ول کن و الان شروع کن برای تغییر و یک درصد از قبلت بهتر باش

    چقدر خوشحالم که دنبال ثابت کردن خودم به کسی دیگه نیستم یا حداقل خیلی بهتر شدم و دارم تلاش می‌کنم که عالی تر بشم

    قسم به انگشتانی که می‌نویسد قسم به خالقی که این دستان را خلق کرده من خدایی را میپرسم که خالق کل کیهان هست من یکتا پرسم و دوست ندارم کسی را شریک خدا قرار دهنم

    حالا میفهمم حضرت محمد اون موقع که می‌گفته اگر اینان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند، از راه حق دست برنمی‌دارم و تسلیم نمی‌شومیعنی چه؟

    محمد میدونسته به چه منبعی وصله الله اکبر

    خدایا عشق تویی و من کجا دنیال عشق میگشتم یک عمر

    لبخند تویی و من چطور خودم را میکشتم که بتونم باعث خنده کسی بشم که مورد تایید باشم هرچی بگم از مدل حرفا خودم را از این حال خوب دور کردم پس بیخیال حال خوبم را عشق است

    ترجیح میدم با آرام جانم لحظات بیشتری بگذرونم ممنون ازش که اجازه داد چند دقیقه ای اینجا باشم و هر ثانیه هدایتم کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      جلیل احمد محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2193 روز

      سلام دوست عزیزم؛

      این واژه مقدسی که می‌گید سلام ای آرام جانم! چقد به دلم نشست و چقد احساسم را خوب کرد.

      من هم سعی می‌کنم از این این واژه مقدس آرام جانم بیشتر استفاده کنم و بیشتر احساسم را و اطمینان درونی‌م را با آن، بالا ببرم. واقعا که خداوند همه چیز هست برای همه ما. هر چه داریم ازآن خدای ماست. مهم هست که ما نگاه خود را نسبت به خداوند تغییر دهیم. با دیدی باز برویم به سوی خدای مان. خدایی که همین نزدیکیاست. دور نیست. همیشه و همواره در دسترس ماست.

      لذب ببریم از این رابطه خوبی که هر لحظه می‌توانیم با خالق مان داشته باشیم.

      از بودن با آرام جان‌تان بیشتر و بیشتر لذت ببرید.

      ممنون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        عارفه گفته:
        مدت عضویت: 1474 روز

        سلام آقا جلیل سال نوتون مبارک

        مرسی از حس خوبتون که تو. کامنت برام فرستادید

        منم با شماهم نظر هستم از وقتی به خدا گفتم آرام جانم انگار دروجود خودم با شکوه تر احساسش کردم

        قبلا فکر میکردم خدا جدایی از منه الان میفهمم با منه و همراه منه و دروجود منه

        دقیقا همین چند روز که ما حس و حال رفتن به سفر داشتیم و متوجه شدیم ماشینمون خرابه و فعلا معلوم نیست بریم یا نه حال ما را خیلی خراب کرد ولی سعی کردیم رو خودمون کار کنیم و بدونیم ما از هر خیری که از سمت خدا میاد فقیریم

        تو. اون لحظه ای که حالم خراب بود به خودم گفتم اگه میگی خدا میخوام تسلیم محض تو باشم پس بسم الله وقته عمله

        امروز به خودم گفتم استاد را یادت رفت کل بار سفر بسته بود و. کارهاش را کرده بود و کلی هزینه کرده بود که بیاد ایران ولی ندای قلبش گفت نرو گفت چشم پس تو هم بگو چشم و از لحظه ات لذت ببر اعتراف میکنم در دل عمل سخته ولی میدونم با ابن تمرین های اولیه ایمان من قوی تر میشه خداراشکر که با قانون آشنا شدیم که بدونیم تو این شرایط چه راهی بهتره

        منم براتون بهترین هارا آرزو دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    آرزو گفته:
    مدت عضویت: 1000 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    رب بی همتای من که فضل ورحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست.

    سلام به استادعزیزم،بانوی شایسته این سایت و دوستان بهشتیم

    کامنتمو با یه خاطره شروع میکنم

    یادم حدود 14 سالم که بود پسر عموم که تقریبا سه سالش بود ازم پرسید آرزو خدا چقدر بزرگه؟؟

    منم گفتم خیلی بزرگه

    یکم فکر کرد و پرسید،یعنی هر لنگه کفشش اندازه خونه ی ما میشه؟؟

    من هم خنده ام گرفته بود هم واقعا نمیدونستم چی جوابش رو بدم چون خودمم درکی نداشتم از خدا، خودمم اون موقع خدا رو مثل یه انسان میدیدم که خیلی خیلی بزرگتر از انسان های دیگه اس، و بهش گفتم نمیدونم چقدر بزرگه ولی شاید یه لنگه کفشش اندازه خونه شما باشه، شایدم بزرگتر باشه نمیدونم.

    وبعد از اون بعضی وقتا این سوال تو ذهنم میومد که خدا چیه واقعا؟

    اینکه میگن خدا نه زاده شده نه میزاید ینی چی؟

    پس خدا چطوری به وجود اومده؟

    این سوالا تو مغزم بود وهیچ وقت هم جوابی براشون پیدا نمیکردم و بی خیالش میشدم،

    تا اینکه آشنا شدم با سایت استاد عزیزم و با فایل های توحیدیشون.

    اون جا بود که فهمیدم خدا همه چیه، خدا نه به وجود میاد نه از بین میره.

    خدا

    نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

    خدا یه انرژیه که اصلا نمیشه توصیفش کرد.

    خدا نه جسمِ ،نه محدود به مکان و زمانِ.

    خدا

    لَیسَ کمِثلِهِ شَی ء

    خدا

    هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُۖ

    خدا، وجود مطلق.

    خدا، سرچشمه ی همه چیزه.

    خدا،فراتر از تصور ذهنه.

    خدا،نزدیکتر از هر چیزه، اما با چشم دیده نمیشه.

    خدا

    اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

    خدا، منم ،خدا تویی. همه ما جزئی از خدا هستیم.

    اصلا قابل توصیف نیست چون همه چیز خودشه.

    تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

    دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

    همه چیز خودشه، حتی این نوشته رو هم خودش داره مینویسه.

    خدا مثل یه دریای بیکرانه، اما هر کس به اندازه ظرف خودش ازش آب برمی‌داره.

    خدا رو هر طور ببینی همون رو تجربه میکنی

    رحمان ببینی،

    غفور ببینی،

    وهاب ببینی،

    خدا روسخت گیر وقهرآلود ببینی،همون جلوه اش رو تجربه میکنی.

    چند روزه که بنر های سایت همه از توحید میگن،و حتی نشانه های روزانه ام،کامنت دوستان همه وهمه از توحید میگن.

    واینها نشانه اس برای من.

    امشب ای دلدار مهمان توییم

    شب چه باشد روز و شب آن توییم

    هر کجا باشیم و هر جا که رویم

    حاضران کاسه و خوان توییم

    نقش‌های صنعت دست توییم

    پروریده نعمت و نان توییم

    خدای من هدایتم کن که هر لحظه توحیدی تر باشم.

    خدای من ظرف آگاهیم بزرگ و بزرگتر کن.

    دوستتون دارم استاد

    دوستتون دارم دوستان بهشتیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    محمد عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 3098 روز

    سلام خدمت استاد بسیار ارزشمندم و دوستان عزیزم

    در رابطه با این سوال که چرا باور تحلیل رفتن و ضعیف شدن در ما وجود داره باید بگم چون این جهان و طبیعت و در کل تمام چیزهایی که ما میبینیم این درس رو به ما داده که همه چیز یه دورانی داره و میاد و میره و تموم میشه و از این حرف ها. اما اما اما!!! ما یادمون میره که خداوند از روح خودش در ما دمیده و ما به غیر از جسم یک روح هم داریم و اون جاودانه اس اون تواناست و اینجاست که میبینید انسان ها با همه ی موجودات دیگه تفاوت دارن و اون هم قدرتی هست به نام تفکر پس ما میتونیم جسم طبیعی خودمون رو تغییر بدیم به وسیله ی تفکر!!! که باور کنیم که میتونیم خارج از فیزیک و این طبیعت باشیم در واقع اینجاست که الله به خودش میگه احسن الخالقین!!! بله فرق ما با طبیعت دقیقا همینه و به همین دلیله که بعضی از ما میتونیم کار های خارق العاده انجام بدیم وقتی که خودمون رو در میابیم و خدای درون خودمون رو پیدا میکنیم و در حقیقت خدا رو پیدا میکنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    علی رضا مهربان و شاد گفته:
    مدت عضویت: 3765 روز

    سلام

    به همه دوستان عزیز و استاد گرامی و همکاران مهربان شان

    در مورد سوال به نظرم من مشکل اصلی ذهنی هست یا باورها شون

    اگر مثلا یک بازی کن فوتبال فکر کنه که تا موقعی که ذهنش خوب کار میکنه فیزیکشم خوب کار میکنه میتونه تا جایی که خودش بخواد ادامه بده و پیشرفت کنه

    ولی از اونجایی که هر بازیکنی وارد فوتبال یا هر رشته ورشی میشه از همون ابتدا به الگو های که انتخاب کردن توجه میکنن اگر ببین اون الگو مدنظرشون مثلا تا سن 35 سالگی عالی بوده و سالهای اخر فوتبالش پسرفت کرده اونها چون به عنوان الگو قبولش دارن ناخوداگاه میپذرین که توی این رشته ورزشی دیگه نهایت پیشرفت و در اوج بودن 35 سالگی هست بعد دیگه جایی برای پیشرفت نیس که هیچ چون سن میره بالا فیزیک ضعیف تر میشه بدن سستر میشه و از اینجور فکرها که کمک میکنن ذهنشون محدودیت رو قبول کنه و از اونجایی که از لحاظ سنی با الگوی خودشون فاصله دارن شاید 20 سال فاصله سنی وقتی به اون سن الگوشون میرسن چون سالیان زیادی بهش فکر کردن و تو ذهنشون مرور کردن شده یک باور فوق قوی که دیگه ذهنشون بدون اینکه خودشون بخوان اونارو تسلیم میکنه که بالاترین سن تو این رشته ورزشی 35 نه بیشتر

    خیلی ها هم هستن که الگوهاشونو دوست داشتن و از الگو هاشون تجربه یا انرژی میگرفتن و باورهای محدودیت سنی شونو از ابتدا نپذیرفتن

    نمونه ایرانیش اقای رضا عنایتی که تا 40 سالگی از یک بازیکن 20 ساله هم بهتر بازی میکرد

    نمونه خارجیش هم که استاد اشاره کردن بوفون که همچنان یکی از بهترینها هستن

    به نظرم هر بازیکنی که میاد تو رشته ورزشیش اگر از همون ابتدا روی باورهای خودش کار کنه که من هر سال که به سنم اضافه میشه عضله هام قویتر میشه نفسم بهتر و بیشتر میشه سرعتم بیشتر میشه عملکردم بهتر میشه و تا هر سنی که خودم بخوام میتونم بازی کنم خودم تعین میکنم کی بازنشست کنم و نه عوامل بیرون و نه محدودیتهای ذهنی میتونه تا 60 سالگی هم بازی که از جوان های اون رشته هم بهتر

    پس یکی چیزهای که میتونه یک ورزشکار رو محدود کنه تاثیر گرفتن از الگوی خودشه یا باورهای محدود کننده الگوش

    دو اینکه اکثرا بازیکنان هر رشته ای دوست دارن تو همون رشته مربی بشن برای همین تا یک سنی بازی میکنن

    سه اینکه دوست دارن یا فکر میکنن که باید فضارو برای جوان های اون رشته باز کنن

    یا اینکه فکر میکنن موفقیت و پیشرفت یک سن خاصی داره دیگه اون از اون سن بگذره دیگه پیر شدن

    و اغلب فکر میکنن که اگر یکی تو رشته خودش بهترین میزارن روی حساب شانس و به قول استاد تو هم روی خودت کار کنی شانس میاری

    عامل اصلی باورشونه بعد الگو بعد مربی شدن بعد جا یا فضا باز کردن برای جوانها بعدی شرایط جوی که حاکم

    ممنونم و سپاسگزارم از شما عزیزان که وقتتون رو به کامنت بنده اختصاص دادین

    سپاسگزارم از استاد عزیز و دوست داشتنی و همکاران زحمت کش ایشان

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    علی نواده گفته:
    مدت عضویت: 3218 روز

    به نام یزدان پاک. با درود و سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان. کوچک پنداشتن خود وعدم آگاهی به قدرت بی انتهای ایزد ونداشتن ایمان به قدرتی که نشات گرفته از همان مبدا اصلی یعنی رب العالمین است انسان را محدود میکند محدود به تواناییهایی که این تواناییها میتواند انسان را درمانگر کند پیکر تراشی بینظیر کند یا خالق تصاویر و زیبایی هایی نماید که الهام گرفته از آن قدرت لایزال است. اگر انسان به آن ماده بی شکل که هوشمند است و زنده ، اعتماد کند نه، بلکه او را مطلق بداند در همه امور و یقین کند که اندیشیدن به او و القا آنچه میخواهد آدمی را قدرت و انرژی میدهد در هر امری و شکل میدهد هر آنچه انسان بخواهد.آنوقت دیگر محدودیتی برای بشر نیست نه محدودیتی نیست بلکه او خالق کوچکی میشود از آنچه به او میاندیشد. همانگونه که میتوان با ایجاد باور سرطان را نابود کرد یا به ثروتی عظیم دست یافت قدر مسلم میتوان در هر سنی در هر رشته ورزشی فعالیت نمود و به پیروزیهای بزرگ رسید قهرمان شد و افتخار آفرید اگر اعتماد کنی و یقین نمایی این قدرت عظیم الهی را. باور به آن انرژی و باور به آن که سازنده جهان هستی است چنان قدرتی به انسان میدهد که به اذن او دریا میشکافد و عصا به اژدهها تبدیل میکند. انسان محدود است به حصار باورهای خود و مقدار باوری که با خود دارد. وقتی کودک بودیم گفتند روزی پیر میشوی و ناتوان . وقتی سالم بودیم دیدیم کسانی را که بیمار هستند و ضعیف در جسم. برایمان در تمام جنبه ها محدودیت ایجاد کردند و رفته رفته باور شدند و ریشه دواندند در افکار ما. یقین کردیم که انسان ضعیف است و ضعیف و رفتنی و ناکام. اگر این تارهای تنیده در خودرا که باور شده اند پاره کنیم به هر آنچه بخواهیم به اذن الله دست مییابیم. حق نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    ادریس69 گفته:
    مدت عضویت: 3847 روز

    سلام و صبح بخیر هم فرکانسی های عزیز

    سوال خیلی خوبی بود و در پی جواب اون خیلی فکر کردم .باور بالا رفتن سن و ادامه دادن این روند توسط اگثر ورزش کارا این باور رو غالب کرده که باید بعد از 38 سالگی کم کم از دنیای حرفه ای کنار رفت. مانند جمله روز های اخر پائولو مالدینی که در سن 34 سالگی بعد از سرخوردگی تمام در بازی کره جنوبی گفت :” احساس کردم که توانایی ادامه دادن ندارم” .

    با ذره ای تامل در این جمله میتوان دید که باور به نتوانستن و این که دیگر دیر است تا حدی درک کرد که بسیاری از ورزشکاران در سنین بالا تر چه باوری دارند و گویی انگیزه و سن رابطه عکس دارند . هر چند به باور من اگر یک ورزشکار تا سنین بالا ادامه دهد این باور برای بسیاری عوض خواهد شد. یکی دیگر از دلایل به نظر من این است که ورزشکاران بعد از چندین سال تلاش و افتخار بقیه عمر را دوست دارن در کنار خانواده یا کار دیگری سپری کنند مانند هادی ساعی و اریک کانتونا که بعد از دوران طلایی ورزشی در کار های دیگر نیز موفق بودند . باور ها راه یک ورزش کار را تعیین میکنند که تا کجا و کی در ورزشش رشد کند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    سعید حسن پور گفته:
    مدت عضویت: 3015 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی

    همه چیز از یک باور شروع میشه.و باورهای ما بر اساس تکرار یک فکر توسط خودمان یا دنیای اطرافمان شکل میگیرد و وقتی یک چیز بصورت یک باور دربیاید برایمان اتفاق می افتد.برای اینکه بتونیم باورهای قدیمی و تغییر بدیم باید بگردیم و الگوهای مناسب پیدا کنیم که باورهای درستی به ما بدهند.

    در مورد این باور که سن طلایی ورزشی بین 20تا25سال است من الگوهای مناسبی پیدا کردم.

    در سالهای گذشته در ورزش دو و میدانی همه بر این باور بودند که نمیتوان یک مایل را زیر یک دقیقه دوید حتی علم پزشکی هم این نظریه را اثبات کرده بود ولی شخصی به نام راجر بنیستر این باور را باور نکرد و یک مایل را زیر یک دقیقه دوید واتفاق جالبی که بعد از شکستن این باور افتاد این بود که هزاران نفر رکورد راجر بنیستر را شکستند و امروزه دویدن یک مایل زیر یک دقیقه برای هر دونده‌ای امری عادی است واین اتفاق بخاطر این است که یک نفر این باور راشکست و باقی افراد با خود گفتند وقتی اون تونسته من هم میتونم.

    مثالی دیگر ..

    آقای امیر علی اکبری قهرمان جهان در رشته کشتی فرنگی درسال 2010کشتی را رها کرد و ورزش mmaرا شروع کرد و در سن 30سالگی به قهرمانی‌های زیادی دست پیدا کرد.

    مثالی دیگر..

    آقای سونداستنگارد پیرمرد 95ساله دانمارکی است که در این سن هم دست از تلاش برای بدنسازی برنداشته و هنوز تصمیم دارد برای قهرمانی جهان در رشته پرس سینه بجنگد.

    میرکوفیلیپوویچ 43ساله قهرمان mma

    تیسوشی کوهساکا 47ساله قهرمان mma

    طالب نعمت پور 33ساله قهرمان کشتی جهان

    مثالهای زیادی میشه با یک سرچ ساده در گوگل پیدا کرد که برای تغییر این باور خیلی کمک می‌کنه.

    عضلات بدن انسان برای حرکت دادن وزنه های سنگین طراحی شده ولی چون باور محدود کننده در ذهن ما زیاده نمی‌تونیم این کارو انجام بدیم.

    قهرمانان و افراد کهنسال زیادی در دنیا وجود دارند که باور محدودیت ندارند و دستاوردهای جالبی بدست آورده‌اند که برای تقویت باور ما بسیار عالی هستند.

    از همین لحظه با هرچیزی که داریم میتونیم شروع کنیم و به دستاوردهای عالی برسیم.

    نداشتن توان جسمی.نداشتن پول کافی.نبودن فضای کافی و …. همه اینها یک باور محدود کننده و یک مانع برای رسیدن به ایده آل هایمان است.

    به امید شکستن تمام این مرز بندی های ذهنی برای همه شما عزیزان.

    شادو سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    مهدی معین گفته:
    مدت عضویت: 3773 روز

    سلام به استاد عزیزم و اعضای با حال سایت سلام به کل کائنات از ازل تا ابد سلام به همه ی انسان ها که همه از خداییم و بازگشت ما نیز به سمت اوست

    وقتی استاد تو فایل گفت که روی افراد بر حسب سن عددیشون قضاوت میشن و خودشون هم این قضاوت رو باور کردن، یادم به یه داستانی افتاد که چند سال پیش درباره ی حضرت داوود شنیدم(البته از صحت داستان اطلاعی ندارم )

    داستان از این قرار بود که روزی حضرت داوود از کنار قبرستان میگذشت که پیرزنی حدودا 600 ساله را دید که بر سر مزاری گریه میکند از پیرزن پرسید این شخص باتو چه نسبتی داشت گفت پسر بود که جوان مرگ شد داوود گفت چند سال داشت پیرزن گفت 360 سال……….

    حالا اصلا کاری نداریم راست بوده یا دروغ ولی در تورات که میخواندم دیدم که افراد بسیار زیادی در آن زمان عمر هزارساله داشتند???

    با خودم گفتم چقدر جالب از نظر اون پیرزن 360 سال عمر کمی بود و پسرش را جوانمرگ میدانست???????

    در حالی که اگه امروزه کسی حتی 100 سال عمر کرده باشد بهش میگن فسیل….

    برای همین با خودم گفتم که حتما دلیل اینکه ما امروزه حتی یک دهم بنی اسرائیل در زمان داوود عمر نمیکنیم اینه که باور نداریم میشه انقدر عمر کرد

    و دلایل و بهانه های متفاوتی مثه آلودگی آب، هوا و غذا، افزایش سرطان و……هم برای کوتاهی عمرمون میاریم وقتی این داستانو برای دوستم تعریف کردم گفت اصلا آدم این همه عمر میخواد چیکار کنه ؟

    در حالی که خیلی وقتا میگه اگه یکم جوونتر بودم، ال میکردم و بل میکردم

    به نظر من تا وقتی آدم هدف ، انگیزه، امید و باور به عمر طولانی داشته باشه خدا اجلشو نمیرسونه

    اینا رو گفتم که به این برسم که واقعا سن یه عدده و این موضوع رو میشه توی همه ی زندگی بسط داد که هرآنچه میبینیم و هر آنچه هستیم نتیجه ی چیزیست که اونو باور داریم

    سلامت و شاد باشید و رسالتتون رو به نحو احسن انجام بدید به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    حسین نجاتی گفته:
    مدت عضویت: 4117 روز

    با سلام به همه دوستان

    من جواب سوال رو با شرح یک رشته ورزشی میدهم تا برای شما واضح تر شود

    دو سرعت در 100 متر

    دو سرعت در المپیک سال 1896 وارد برنامه شد جالب اینجاست که از این سال تا سال 1968 یعنی به مدت 72 سال هیچ کس رکورد دو در زیر 10 ثانیه را نزد اما از سال 1968 که اولین رکورد زیر 10 ثانیه زده شد تا حالا که حدود 50 سال 93 نفر این رکورد رو زده اند .

    یک سوال آیا پس از سال 1968 ، فیزیک بدن آدم ها تغییر کرده ؟

    و یک نکته جالب این که از بین 11 نفر رکورد های این ورزش 6 نفر از آنها جامائیکایی هستند فکر کنم این تعداد با نفر این رشته ک جامائیکایی هست رابطه داشته باشد

    یک سوال : آیا جامائیکایی ها بدن های قوی تری نسبت به بقیه مردم دنیا دارند ؟

    پس راز در چیست ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      صنوبر یوسف زهی گفته:
      مدت عضویت: 4097 روز

      باسلام خدمت آقای نجاتی عزیز،بازهم جواب همون باوره،نه متفاوت بودن فیزیک جامکایی ها،من این مورد رو با مثالی از خودم بگم،من بیست سال قبل،بعدازسالها قبول نشدن هیچ خانمی درکنکور،برای اولین بارازشهرخودمون،که یه شهر کوچک و باعقاید بسیاربسته،واینکه زن فقط باید ازدواج کنه وبچه داری وخانه داری،وهرچی بهش میگن بگه چشم،قبول شدم،دبیرانم پرسیدن میخوایی چیکاره بشی،گفتم در رشته ام دکترا رو انتخاب می کنم،اکثرشون اعتراض کردند،که شما بااین استعداد می تونین یکی از نیازهای همین مدارس راهنمایی یاحداکثردبیرستانتون رو به دبیرشیمی یازیست یازبان،برطرف کنید که حتی یه دبیرخانم نداره چه برسه دبیربومی خانم،پس بلندپروازی رو کناربذارواین فرصت رو خراب نکن این یه شانس وفرصت خوبیه،اما من به باوراونها که سالها شاید بیش از 16_17سال هیچ قبولی خانمی نداشتن واین رو یه فرصت میدونستم توجه نکردم،حتی برای اینکه وسوسه رفتن به رشته دبیری درصورت قبول شدن نشم فقط وفقط همون یه رشته رو برای 7شهرانتخاب کردم،من دراون زمان کنکور یه تابستان شلوغ باکلی مهمان درخونه رو داشتم که فرصت خوندن من رو حداقل کردومن حتی یه کتاب تست نداشتم،باخوندن کتابهای درسی همون سال واطلاعات قبلی سرامتحان رفتم اولش کمی ترسیده بودم طوریکه در بیست دقیقه اول انگارخوندن الفبای فارسی هم نمی دونستم اما کم کم به خودم اومدم وخاطرنشان کردم به خودم که من ازپس خیلی امتحانات وسوالات درامتحانهای دیگه راحت براومدم حتی امتحان سال چهارم دبیرستان مون هم سراسری بود ومن دردرس شیمی سه سوال اشتباه طراح رو متوجه شدم وسوال وجواب درست رو نوشتم که نمره اون سه سوال به دانش آموزان تمام کشور داده شد وخیلی ها اینجوری نمره قبولی شون رو مدیون من شدن وبرای دبیرشیمی وخودم تشویقی فرستادند که یه دانش آموزازیه شهرکوچیک اینقدر دقیق متوجه شده،وبعدازاینکه روحیه م بهترشد شروع به جواب دادن کردم،وباکمال تعجب همه من قبول شدم واین قبول شدن من باعث شد حتی سال بعد هم ما دو دانش آموز خانم دیگه قبولی در همین رشته داشته باشیم،واینطوری اون باورنمیشه امکان نداره شکست،واکثرقبول شده ها ازدبیرستان ما بودند چون اونها الگوی رو دیده بودند وایمانشون نسبت به دیگران قوی تر شده بود به باورموفقیت وتونستن،حتی خیلی از قبول شده هاسالها بعد ازافرادمتوسط ترازنظردرسی بودن ولی متوجه شده بودند که خواستن توانستنه،همه اونها چه پسرچه دختران اعتراف کردن که الگوشون من بودم من یه الگوی محکم وعملی براشون بودم که همه اون تصورات واهی رو براشون شکستم،ولی در همون سال قبولی من یه تعداد که همیشه رقیب من بودن چون باورکرده بودن نمیشه بااینکه ازخیلی از دانش آموزان سال پایین ازنظرعلمی قویتربودن دررشته های لیسانس قبول شدند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        حسین نجاتی گفته:
        مدت عضویت: 4117 روز

        با سلام خدمت خانم یوسف زهی

        بله دقیقا درست میفرمایید . تشکر از شما

        این سوال هم برای کارشناسان کنکور هست که چرا هر روز تعداد قبول شدگان کنکور در رتبه های تک رقمی بیشتر از شهرستان ها هستند ؟ در صورتی که قبلا بیشتر از تهران و شهر های بزرگ بود . منطق میگوید که فردی که در تهران است امکانات زیادی داره و باید راحت و با رتبه بهتری قبول بشه اما میبینیم از شهرستان ها رتبه یک رو داریم !!!!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: