این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز اول در مورد همین فایلی که رو سایت گذاشتید بگم خیلی دوست داشتم خیلی دوست داشتم اون احساستون رو در مورد خداوند از خدا خواستم که درکی که شما از خداوند دارید رو به منم بده و حتی بهتر از اون که مطمئنم پس از روند تکاملم بهم داده میشه پس اصلا نگرانش نیستم ?????????????
در مورد پاسخ مسابقه من برداشتم از این موضوع اینه که مسلما همه چیز بر میگرده به باورها در این که شکی نیست اما چرا این موضوع برای اکثر ورزشکار های حرفه ای صدق میکنه اینه که اونها توجه میکنن به حرفهایی که از طرف منتقدین بهشون گفته میشه که شما پا به سن گذاشتید و انرژی جوانی رو ندارید و حتی قهرمانهایی قبلی که این حرفهارو باور کردند میان و مهر تایید بر این حرفها میزنند مسلما برای ورزشکارهای بعدی هم که به این حرفها توجه کنن همین مسئله پیش میاد اما به راحتی خیلی الگوهای خوبی در هر ورزش حرفه ای میشه پیدا کرد که تمام این حرفهارو نادیده گرفتن و در سنهای بالا به موفقیت های چشمگیری رسیدند مثل بوفون در فوتبال مثل فدرر در تنیس مثل راجر بنیستر در ورزش دو که با اینکه همه به این نتیجه رسیده بودند که فیزیک انسان طوری هست که نمیشود یک مایل رو زیر 4دقیقه بدود او این حرف رو باور نکرد و یک مایل رو زیر 4دقیقه به پایان رسوند اینها نشانه هایی هست که به ما یاد اوری میکنه که انسان در هر زمان در هر کجا در هر سنی که باشه هر کاری که واقعا باور داشته باشه که میتونه انجام بده انجام میده فقط کافیه شکستهای قبلیه دیگران رو باور نکنه به قولی به اونها توجه نکنه
خب شما گفتید نگید باور ولی خب باز هم باید بگیم باور!ولی بذارید بکم بریم عقبتر و ریشه ای تر دربارش فکر کنیم.اصلا باور چیه و چرا انقدر مهمه وماباید روش کار کنیم؟چرا همه چیز باورهست؟تا حالا فکر کردید اتفاقاتی رو که داریم تجربه کنیم چرا اینطوریه؟چرا ما این شرایط فعلی رو داریم یا تجربش میکنیم؟ راستی منطق یعنی چی؟واقعیت وحقیقت یعنی چی؟
این جهانی که داریم توش زندگی میکنیم ازانرژیه همه چیز انرژیه و قانون اینه انرژیهای مشابه همدیگر رو جذب میکنن.که من با افکارم دارم فرکانسهایی رو به جهان ارسال میکنم و جهان هم اتفاقات وشرایطی مشابه وهمسنگ همون افکار رو برام بوجود میاره.این افکار باعث میشن ما به جهان فرکانسهایی رو ارسال کنیم که اتفاقاتی برامون بیفته در همون فرکانس ومدار هست.اینکه ما به چیزی خواسته ای فکرکنیم خودش فکر هست ولی این به این معنی نیست که حتما این فکربرامون اتفاق میفته.خیلیها هستن که دوست دارن اتفاقات خوب براشون بیفته ولی نمیفته مگه کسی هم هست که دوست داشته باشه تجربیات نامطلوب مثلا فقر نتونستن نمیشه وخیلی موارد دیگه داشته باشه.معلومه که نه.چون شما هرچقدر هم خواسته ای داشته باشید ولی باورهای مناسبی براش نداشته باشید هرچقدر هم فکر کنید بهش نمیرسید.موضوع مهمتر درباره باورهاست.شماهرخواسته ای دارید باید باورهای مناسبی هم درموردش داشته باشید باورهای تقویت کننده که شماروبه خواستتون برسونه.چون قانون اینه که شما هرچیزی رو بپذیرید وبهش توجه کنید اتفاقاتی رو تجربه میکنید که همون باورهاتون براتون اثبات بشن وبیشتر تقویت بشن یعنی کاردنیا اثبات باورهای شماست.حالا باور چیه؟باورها افکاری هستن که زیاد تکرار شدن.این تکرار میتونه دیداری باشه شنیداری باشه کلا همه مواردی رو که دیدید شنیدید تجربه کردید توی زندگی خودتون یا تو زندگی بقیه دیدید.اینها باورهای شما هستن.افکاری که زیادتکرار شدن میشن باور میشن فرکانس غالب شما.باورها کلیتروجامعتر از افکار هستن وبرای رسیدن به خواسته ای اینکه فکر کنید اون خواسته بوجود نمیاد باید باورهای مناسبی داشته باشید مثلا اگر ثروت میخواهین اگر به پول فکر کنید ثروتمند نمیشید باید مثلا باورداشته باشید که لایق هستید که فراوانی هست که ثروت بی نهایته که خدا بهتون کمک میکنه ودوست داره شما ثروتمند بشیدوخیلی موارد دیگه اینها هست که شما رو ثروتمند میکنه نه صرفا فکر کردن به ثروت.در مورد باورها میشه گفت این باورها چیزی هست که ذهن ما رو ساختن که منطق وعقل رو تجربه میکنیم.واسمش رو میذاریم منطق.خب علم ومنطق چیه؟همون تجربه ای که زیاد تکرار شده ودیده ها وشنیده هاو بعدها اثبات شدن میتونه خیلی اوقات تغییر هم بکنن البته قوانینی که قابل تغییر هستن مثلا شاید طبق علم پزشکی سرطان قابل درمان نباشه ولی خیلیها هستن که خوب شدن ودرمان شدن وسالها هم هست که دارن زندگی میکنن درکمال سلامتی تازه همشون هم از یه راه درمان نشدن یکی شیمی درمانی کرده یکی گفته مثلا اگر دعا کنم خدا من رو خوب میکنه وخیلی راههای دیگه.چرا این اتفاق افتاده؟چیزی که ازنظر خیلیها شگفتیه وغیرممکن هست.ولی شده واتفاق افتاده.ما دوبعد داریم ذهن وروح.روح ما همون آگاهیهای خداوند هست که همه چیز امکان پذیر هست در هر سطح ومقیاس واسکیلی وذهن ما حاصل دیده ها شنیده ها تجربیات ماست.همون باورهای ما ذهنیت مارو بوجود آوردن.وقتی باورهاوذهنیت ما منطبق برآگاهیهای روح باشه ما احساس خوبی داریم وبرامون اتفاقات عالی میفته وهمون ها مواردی رو که ما انتظار داریم رو تجربش هم میکنیم واصلا غیر ممکن نیست اون اتفاقات.مثلا کسی که بیمار میشه میدونه به فرض اگر یه قرص خاص رو بخوره وخوب هم میشه خب طبیعیه که اگر اون بیماری رو بگیره و اون قرص خاص رو هم میخوره.چون چیزیه که زیاد دیده زیاد شنیده زیاد تجربه کرده چون ذهنیتش چون باورش اینه چون ایمان داره..بنابراین همون میشه.حالا نقطه مقابلش مواردی هست که ذهنیت ما با آگاهیهای روح متفاوته.یعنی یه چیزی رو میخواد ولی ذهنیتش منطقش باورهاش چیزهایی که تابه حال تجربه کرده با اون متفاوت هست.میخواد ولی کلی موانع ذهنی داره.سنت زیاد!تو نمیتونی.نمیشه.توباید تو فلان کشور خاص باشی و خیلی موارد دیگه.اینها موانعی هستن که جلوی اقدام ورسیدن به خواسته رو میگیره.وقتی بنابرهرخواسته ای باورها وذهنیت مناسبی ایجاد کنیم این باورهای مناسب باعث میشن ماایمان داشته باشیم آرامش داشته باشیم و افراد ایده ها .شرایطی رو باهاشون برخورد کنیم که مارو به خواستمون میرسونه.دلیل اینکه باورها همه چیز هستن و مهم هستن اینها هستن.چون همه کار دنیا همینه که چیزهایی که توسط شخص ما برای خودما پذیرفته شده برامون اثبات بشه وتجربش کنیم.چون ذهن ما برای ماست وفکری هم که دراون هست برای ماست ما میتونیم اون رو هم تغییربدیم وشرایط عالیتری رو تجربه کنیم.وقتی ذهنیت ما براساس نمیشه وکمبود هست خب همینها هم اتفاق میفته ولی وقتی باورهای مناسبی داشته باشیم با الگوهای خوبی هم آشنا میشیم که مارو درجهت خواسته هامون یاری میدن.اینکه ورزشکاران فکر میکنن نمیشه و تو سن بالا نمیشه به موفقیت رسید برای اینه که این موضوع خیلی تکرار شده توسط جامعه رسانه گزارشگران.بازیکنان قبلی اینطوری بودن و خیلی موارد دیگه.انقدر تکرار شده که تبدیل شده به باور.وحتی همین الانش هم یکی از مزایای خوب یه بازیکن رو سن کمش میدونن.چون ازبس تکرار شده تبدیل شده به باور.هرچیزی که قانونه خودش یه باور هست و اگر کسی نپذیرتش براش این اتفاق نمیفته.تازه اگر هم باشه میگن شگفتی!برای همین هم باید ورودیهای خوب به ذهنمون بدیم. اینکه به جای کوچکتر کردن خواسته باورهات رو بزرگترکن.اینکه من درهرشرایطی باشم فرقی نمیکنه کجا وچطوری من هستم که دارم زندگیم رو میسازم نه سنم نه شهرم نه جنسیتم ونه هر موضوع دیگه ای.برای جهان محدودیت اینها نیست.محدودیت فقط باورهای منه.واینها هستن که باید تغییر کنن تا نتایج هم نغییر کنن.صدالبته این موارد مثلا مورد مربوط به ورزشکاران وسنشون وخیلی موارد دیگه ازاون مواردی هست که نسل اندر نسل توسط گذشتگان ما به ما رسیده و خیلی ریشه ای هستن وخیلی هم تکرار شدن وخیلی باورهای قوی بوجود آوردن که نمیشه.بنابراین چون خیلی ریشه ای هستن وزیاد تکرار شدن تغییرش اصلا راحت نیست.و باید خیلی روش کار کنیم که تغییرکنه.دادن ورودیهای جدید خیلی کمک کننده هست و مثلا الگوهای خوب.فکر میکنم یکی از بهترین موارد اول این نیست که بپذیریم باید باورها تغییرکنه.اول باید این رو بپذیریم که باورهای من اتفاقات زندگیم رو بوجود میارن این میشه عزت نفس میشه من مسئول اتفاقات زندگیم هستم و اگر این باورها تغییر کنه اونوقت اتفاقات زندگیم هم تغییر میکنه ومن شرایط جدیدی رو تجربه میکنم.دیگه همه چیز میشه همین باورها.میشه کانون توجه.ودیگه خیلی اتفاقات برامون شگفتی نیست.اصلا خواسته ها وقتی برامون اتفاق میفته که از نظر ذهن منطقیم برامون پذیرفته شده باشه وباورش کرده باشیم نه اینکه بهش فکر کنیم بگیم نه بابا حالا کو تا اون موقع.نمیشه.وقتی خواسته ای داشتنش برامون منطقی نیست یعنی ما خیلی باهاش فاصله فرکانسی داریم وذهن و روح ما خیلی ناهماهنگه.ما باورهای محدود کننده داریم واگر این خواسته برامون منطقی بشه موانع ذهنی رو روش کار کنیم اونوقت شرایطی که تجربه میکنیم مسیرش جاده ای هست که مارو به خواستمون میرسونه.
یک بار دیدگاهم رو گذاشتم ولی وقتی که روز گذشته در مورد لیونل مسی دیدگاهی در کانال تلگرام قرارا دادین ، نکته ای به ذهنم اومد تا دیدگاهم رو تو این پیام تکمیل کنم..
زمانی که هدفی تو ذهن داریم در حقیقت یک آرزو داریم.
آرزو ها همان محرک های اقداماتی ما هستند.دلیل ها و انگیزه های ما برای اقدام و عمل .
ما ماه ها و سالها به اون آرزو ها فکر میکنیم و در ذهن خودمون به اون ها جون میدیم و اون رو در دنیای واقعی مشاهده میکنیم .در حالیکه اون آرزو ها فقط تو ذهن ما هستن..
با فکر کردن بهشون فرکانسی به جهان ارسال میکنیم که ما رو در سطح اون آرزو قرار میده .با اینکه ما نمیدونیم چطور میتونیم اون آرزو رو به واقعیت برسونیم اما مطمئنیم بهش میرسیم..اما مردم ما رو مسخره میکنن.
در تمام طول تاریخ ، هر زمانی که شخصی خواست کاری متفاوت با محیط عادی انجام بده مردم اون رو دیونه میدونستن ، چون این رویا فقط متعلق به اون شخص بود و اون رو تو ذهنش میدید.چون میدید میتونست باور کنه بهش میرسه .
و اگر این تصاویر رو افراد دیگه هم میدیدن باور کردنش براشون قابل قبول بود .
برای همینه قانون جذب به الگوهای ذهنی ما جواب میده .
بر اساس اون الگوها ، ما به مسیرهایی هدایت میشیم که ما رو به هدفمون میرسونه .افرادی رو در مقابلمون قرارمیده که به ما کمک میکنن.
الگوهایی که ما رو به موفقیت میرسونن!
تا حالا فکر کردین موفقیت یعنی چی ؟
به کی میگیم موفق؟
چند نفرمون ، الگویی برای موفقیت خودمون داریم ؟
اگر میخواهیم زندگیمون عوض بشه باید الگوهای ذهنیمون رو تغییر بدیم.
الگوی ذهنی یعنی تجسم همون آرزو .یعنی تا لحظه ای که بتونیم چیزی رو تو ذهنمون بسازیم ، بدن هم کمک میکنه بهش برسیم.
ما به چیزی که فقط دلمون میخواد نمیرسیم.ما به چیزی میرسیم که با تمام وجود آرزو و اراده میکنیم .
همه آرزو های مبهمی داریم.
میخواهیم پولدار بشیم اما نمیدونیم چه مقدار پول میخواهیم .
میخوهیم همسر خوبی پیدا کنیم اما ملاک خوبی برای انتخاب نداریم.یه سری کلیات داریم.
اما چرا میتونیم جزئیات بگیم ؟چون اون شخص رو برا خودمون تو حالتی میخواهیم تصور کردیم .میگیم دوس داریم شخص مورد نظر من قد بلند حداقل 180 باشه .سفید و بور باشه و .. و همون لحظه ای داریم بیان میکنیم اون رو تو ذهنمون میسازیم.
داریم شخص خیالی با همین ظاهر برا خودمون میسازیم و خدا هم بهش جون میده و خلقش میکنه .و ما صاحب همسری میشیم که میگیم تو آرزو هام بود با این شخص ازدواج کنم.
ما با ذهنمون داریم آرزو میکنیم اما فرکانسی رو میفرستیم که بدنمون عملی رو انجام میده و این عمل نتیجه ای میفرسته که ما رو به آرزومون میرسونه.
و باز میرسیم به اون سخن معروف امام علی ع:
مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود، مواظب گفتــارت بــــــاش که رفتـــارت می شود، مواظب رفتـــارت بــــــاش که عــــادتت می شود، مواظب عــــادتت بـــــاش که شخصیتت می شود، مواظب شــخـصیتت بــــــاش که سرنوشتت می شود.
این رو با یک مسئله ای که برای خودم پیش اومد و الان دلیلش رو متوجه شدم بیان میکنم :
تا یک ماه پیش من هیچوقت فکر نمیکردم 80 سالگی سن زیادی برای یک انسان باشه که چون ، کتاب های مختلفی از افراد موفق خوندم ، یا زندگینامه افراد موفق و مصاحبه های زیادی از این افراد دیدم و برام قابل پذیرش بود
که خیلی ازاین افراد موفق بیش از 90 سال عمر کردن و تا لحظه مرگ پیر و افتاده و فرتوت نشدن یا افراد زنده که در دهه 90 زندگی خودشون هستند و هنوز برنامه اجرا میکنن.برای همین تو ذهنم برنامه ریزی شده بود که فرتوت شدن و
ناتوانی ارتباطی به عدد سن نداره ..
اما با یکی از همکارانم در مورد سن صحبت میکردم گفت که از دید اون 75تا 80 سالگی یک سن نرمال برای یک انسانه چون بعد از اون دیگه پیر و فرتوت میشی و عملا سربار زندگی هستی و حتی نمیتونی کارای خودت رو انجام بدی و محتاج میشی.
جالبه با اینکه اصلا با دیدگاهش موافق نبودم اما از اون لحظه به بعد هر شخصی رو میدیم که وارد سن پیری شده ناخودآگاه توجهم به عملکرد بدنی اون جلب میشد و تو این یکماه ذهن من الگوی پیری خودش رو تغییر داده بود.
وقتی پیام لیونل مسی رو خوندم متوجه این تغییر ذهنی در خودمم شدم .
من اطرافم افرادی رو میدیدم که دارن پیر میشن و حتی توانایی راه رفتن ندارن .و این داشت تو ذهن من جا میگرفت که اون سن رو برای مرگ و بازنشستگی بپذیرم .و خودم رو براش آماده کنم
پیش از اینکه راجب این فایل صحبت کنم می خوام فکر زیبایی که مدتی هست در ذهنمه رو عنوان کنم.
وجود هزاران نفر فعال این سایت به این معنیه که هزاران نفر علاوه بر من این صحبت های درست و الهی و خالص و عمیق رو میشنوند و احتمالا باهاش هم عقیده هستند، یعنی این افکار و نگرشی که برای من حال خوب شد ، رضایت از زندگی شد ، آرامش شد ، تغییر های آهسته اما بنیادین شد ، اعتماد بنفس شد ، باور شد؛ برای این خانواده ی بزرگ هم همینطور بوده و این فکر خیلی برام خوش حال کنندست و خداروشکر میکنم بابت وجود شما عزیزان.
و راجب این فایل هم : گیرا ترین و جالب ترین و تازه ترین نکتش برای من تشبیه خداوند به آب بود
به زندگی هر شخصی که در اطرافم یا در دوردست ها نگاه میکنم متوجه میشم که میزان خوشبختیشون ارتباط تنگاتنگی با باورشون نسبت به خداشون داره . اون هایی که فکر میکنند خدا همیشه هواشونو داره واقعا هواشونو داره . اونایی که فکر میکنند خدا همیشه نشسته تا بلا براشون نازل کنه ، واقعا از درو دیوار زندگیشون بلا میریزه
چون باور های ما نسبت به خدا ریشه ای و فوق العاده قویه و انگار همه ی باور های دیگمون زیر مجموعه ی باورمون نسبت به خداست
پس مشخصا خیلی خیلی مهمه که چه باور هایی رو راجب خداوند خودمون در زندگیمون بسازیم.
نمیدونم این جمله رو کجا شنیدم که میگفت: خدای همه ی آدما یه یک اندازه بزرگ نیست
هرکس خداش به همون اندازه ای بزرگه که خودش فکر میکنه. خیلی نگاه جالبیه ها خدا یکیه ولی انگار برا هرکس فرق میکنه
همینجوری که آب همه جا آبه ولی تو هر ظرف شکل متفاوتی داره.
بنظرم بهترین تصویرمون از خدا همون تصویریه که مارو رشد میده و آزادمون میکنه از بند های ذهنی و محدودیت ها. فکر و باوری اونقدر قوی که ماهیت چیز هایی که ما به عنوان حقیقت ازش یاد میکنیم رو تغییر بده مثل سوزاننده نبودن آتش برای ابراهیم.
با سلام به دوستان و استاد عزیزم . بیشتر از یک سال پیش ویدئویی برام اومد که مال برنامه ی من و تو بود(از اون جهت اسم آوردم که پیداش کردین حتما ببینید وگرنه همه میدونیم tv ممنوع)تو برنامه نشون میداد سن واقعی هر فرد رو با سن جسمیش مقایسه میکردن . همه افرادی که نشون میداد بسیار مسن بودن و ورزشکار در حالی که سن جسمی شون اکثرا ریز 30 سال بود و با مصاحبه بیشترشون میگفتن که ما ورزش رو در سنین پیری شروع کردیم .یه خانمی 60 و خورده ای ساله در رشته ی دو بود که سن جسمیش 20 و خورده ای بود . خانمی که در رشته ی شنا اول شد 100 و چند سال سن داشت و اگه اشتباه نکنم ورزش رو از بعد از 80 سالگی شروع کرده بود و الان سن جسمیش ریز 20 سال بود . در حالی که سن جسمی گزارشگر از سن واقعی خودش بیشتر بود.
این بررسی علمی ثابت میکنه که فقط باورها هستن که بازدهی بدن رو تعیین میکنه نه سن . اون افرادی که میگن فقط تا 25 سالگی زمان دارن خب طبق قانون جهان دنیا باورهاشون رو به خودشون ثابت میکنه و بعد از 25 سالگی نیروی بدشون تحلیل میره . دکترا به خیلی ها گفتن چند وقت دیگه میمیری ولی مثالهای زیادی وجود داره که خیلی هاشون امید داشتن و زنده موندن .
حتی در مورد فواید و مضرات غذها هم باور خود فرد هست . من خیلی از غذاها رو دوست ندارم یعنی از مزه شون خوشم نمیاد برام پیش اومده استخونم شکسته یا بخیه ی عمیق و بدی داشتم ولی با اینکه بهم میگفتن تو فلان چیزا رو نمیخوری خوب نمیشی من به طرز عجیبی درمان شدم در حدی که حتی جای بخیه هم نموند و بعد از چند سالی که گذشته هنوز هیچکس باورش نمیشه و میگن تو جراحی پلاستیک کردی . ولی من باور دارم خوب میشن چون پدرم تو بچگی بهم میگفت تو بدت قویه و این برام یه باور محکم ساخت . من هرچی دلم میخواد میخورم نه چاق میشم نه چیزیم نمیشه و باعث حسادت همه شده??? چون اعتقاد دارم هرچی هوس کنم برام خوبه و بدن من هرچی لازم داره خودش طلب میکنه و هرچی رو لازم نداشته باشه دفع میکنه ، به همین سادگی .
پس جواب سوالتون اینکه فقط و فقط باورهاس که تعیین میکنه سلامتی و توانایی هر فرد در چه حد باشه.
نظر قبلی رو قبل از دیدن فایل استاد نوشتم ،بعد از دیدنش دیدم استاد گفتن دلیلش تحلیل رفتن عضلات نیست . راستش خیلی کنجکاو شدم و رفتم یه سرچ کوچیک زدم و یکم در مورد شروع ورزش در سنین مختلف پیدا کردم که برام خیلی جالب بود .تاکید همه روی مسئله ی قلبی بود . در واقع طبق مطالبی که خوندم پزشکان فکر میکنن قلب بازدهی نداره در سنین بالاتر . البته در مورد سنین کودکی هم یه چیزهایی نوشته بود که بعضی حرکات رو نباید انجام بدن و دختر و پسر رو هم خیلی تفکیک کرده بودن?. در واقع بسیار بدن انسان رو محدود دیدن که یاد قضیه ی اون دونده ی معروف افتادم که قبلا میگفتن بدن انسان توان دویدن محدودی داره (ببخشید اعدادش یادم نیست اطلاعات ورزشیه کافی ندارم)ولی بعد یه شخصی تونست خلافش رو انجام بده و بعد از اون در یک سال تعداد زیادی رکوردش رو شکوندن …
سعی کردم در مورد قلب اطلاعات کسب کنم که ببینم چرا اینقدر محدودیت براش قائل شدن راستش اطلاعاتی بدست نیاوردم . در کل این رو میدونم که باورشون در مورد توانایی های بدن بسیار محدود هست
ممنونم از سوالتون استاد باعث شد چیزای جدیدی بفهمم . منتظر جواب هستم خیلی کنجکاو شدم
باسپاس ازخدا و ارزوی براورده شدن ارزوهای همه وسلامتی برای مردی که قدم در مسیر هدایت بندگان خدا گذاشته
اجازه میخوام از استادم تا نظرم رو هر چند ناقص در حد درکم از اموزه های شما به اشتراک بزارم سن ذکر شده سن ایدال برای بهره از توان عضلانی ونشاط وشور وهیجان و جوانی برای کسب موفیقت های ورزشی و کسب مداله و تکرار اون در دروان باعث ایجاد الگو و تکرار سمعی و بصری و سر مایه گذاری بیشتر در این مقطع باعث بو جود اومدن باور عمومی شده هرچند حقیقت نداره خداوند انسانهارو باتواناییهای منحصر به فرد واستعداد های متفاوت اما در قوانین ثابت افرید تا همزمان هوش وقدرت واعدالت خودش رو بعنوان خالق بکار گرفته باشه وبخاطر این سپاسگذارم در ضمن موفقیت در رشته های متفاوت تنها ناشی از توان عضلانی وشرایط سنی نیست هدف واشتیاق سوزان فرد الگو برداری از پیرامون اعتقادات وباور های فرد نحوه استفاده از تجربیات تمرین واموزش و برنامه ریزی و در نهایت پشتکار مجموعه ای ست که با توکل منجر به موفقیت فرد در مقاطع مختلف میشه ومثال های مختلف در کسب مدال و رکورد در مقاطع سنی متفاوت گویا این مسئله میتونه باشه طبق اموزه های استاد باور های توحیدی الگوهای رفتاری وفکری صحیح زمانیکه درمسیر درست همراه با امید وبرنامه ریزی صحیح و اموزش حرفه ای وپشتکار باشه
در دنیایی که طبق قوانین ثابت افریده شده وکار میکنه منجر به موفقیت میشه .
سپاس از خدا واز استادم که سه سال تنهای و غربت در اروپارو برایم تبدیل به بهشت موفقیت وثروت کرد درضمن این نظر رو فقط به این دلیل گذاشتم که استادم بگم سه در سکوت یک طرفه فقط به حرف هات گوش دادم ولی امشب بادیدن فایل جدید متوجه تغییر روحانی عجیبی در شما شدم که باعث شد این متن رو بنویس بر امید مقبول واقع بشه بر قرار باشی
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
?
بعد از خوندن 19 صفحه از نظرات دوستان که فوق العاده بودند و البته قدرت تلقین که درمورد بیماری ها هم به کار میره بهم الهام شد تا مطالب پایین رو با شما دوستای عزیزم به اشتراک بزارم و امیدوارم از این مطلب به خوبی استفاده کنید.
?
دوستان همه میدونیم که با قدرت تلقین میشه حتی بیماری های به اصطلاح لاعلاج (که به همچین چیزی اعتقاد ندارم) رو درمان کرد و حتی با قدرت تلقین یا ایجاد باورها میشه عضلات بدن رو به خوبی ساخت و تراشید یا حتی میشه تمام سلول های بدن روبا این باور که من هر روز از هر جهت جوانتر و پر انرژی تر میشومبه خوبی تقویت کرد.
?
از وقتی که استاد این فایل رو به اشتراک گذاشتند من تصمیم گرفتم با قدرت تلقین یا ایجاد باور رنگ چشمام رو تغییر بدم فقط بخاطر اینکه به قدرت خلق کنندگیم ایمان دارم و باور دارم که حتی میشه رنگ چشم رو هم تغییر داد چراکه خداوند به من قدرت خلق کنندگی داده و بابتش سپاسگزار خداوندم.
?
ساعتای 11 شب بود که بهم الهام شد توی اینترنت یک سرچی در مورد رنگ چشمها انجام بدم و خداوند اطلاعات خوبی رو به من نشون داد و بابتش سپاسگزار خداوندم.
براتون یک مطلبی اوردم که بهتون در ساختن باورهایی برای قدرتمند کردن فیزیکتون کمک میکنه و چقدر خوشحالم که این مطلب رو به اشتراک میزارم و بابتش سپاسگزار خداوندم.
?
بیوکنزی چیست؟
بیوکنزی تغییر و دستکاری سلول های زنده است.با بیوکنزی میتوان به تقویت سلول ها برای القاء بهبودی و یا کاهش بهبودی حتی وادار کردن به بیماری هایی مثل سرطان ،تغییر شکل و ظاهر و حتی میتوان برای افزایش بلوغ فیزیولوژیکی استفاده نمود.
بیوکنزی توانایی تغییر ساختار توابع DNA فرد و یا دیگران است درواقع بیوکنزی یک شفا دهنده قدرتمند است .با بیوکنزی میتوان تومور های زنده را در بدن فرد نابود کرد هر چند برای رسیدن به این حد توانایی نیز به سالها تمرین دارد که بعد از آن حتی میتوانید DNA افراد و دیگر موجودات زنده را تغییر دهید .
بیوکنزی یعنی توانایی تغییر ویژگی های فیزیکی بدن به هر صورتی که دوست دارید است، به عنوان مثال رنگ چشم، رنگ مو، طول مو، مدل مو، رنگ پوست و خیلی موارد بیشتر که با تغییر DNA کار میکند ، به همین دلیل است افراد جدید با استفاده از این روش و توانایی تا چند ماه طول می کشد تا تغییر در جنبه های فیزیکی خود ایجاد کنند اما هنگامی که آنها استاد این توانایی شوند می توانند به راحتی در زمان کوتاه تری این کار را انجام دهند
آیا این توانایی میتواند بیماری ها را درمان کند ؟
از انجا که بیوکنزی اجازه میدهد شما سلول ها را دستکاری کنید این بیانگر این است که شما توانایی این را دارید که بیماری ها را با این توانایی درمان کنید .این اتفاق رخ میدهد اگر فرد از این توانایی سلول ها را از علت بیماری که انها به صورت دقیق میگویند تغییر دهد و این سلول بیماری را معکوس کند به عنوان مثال سلول ها را به حالت عادی و معمولی برگرداند .چیزی که این توانایی رو قدرتمند میسازد این است که فرد در صورت داشتن این توانایی تا انجایی که ممکن است میتواند عمر خود را افزایش دهد و زمانی که دیگر سلول ها تکثیر نمیشوند با انها مبارزه کند .
بهترین استفاده از این توانایی چیست؟
با استفاده از بیوکنزی نه تنها به پتانسیل های باالقوه میرسید بلکه توانایی مرگ و زندگی ،تغییر در نوع فیزیولوژیکی و هم چنین انگیزه خواب ، دستکاری سیر تکاملی انسان را دارید.
همانطور که قبلا گفته شد توانایی درمان بیماری را برای مرگ و زندگی یک موجود زنده میدهد .بیوکنزی به شما اجازه میدهد شما هر زمان که خواستید سن خود را تغییر دهید بنابراین شما میتوانید پیر یا جوان ظاهر شوید و یا هر سنی که دوست دارید داشته باشید .
?با این وجود ما حتی میتونیم مواردی چون سنمون، فیزیک بدنمون، رنگ چشمامون، رنگ و جنس پوستمون، میزان خوابمون چقدر باشه یا هر چیزی که به ذهنتون میرسه رو به لطف خدا خلق کنیم و حتی استاد توی فایل 4 و9 آرامش در پرتوی آگاهی اشاره ای به این موضوع دارند.
?
حالا درمورد سوال این فایل که میگه بسیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است.
به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟
همونطور که خودتون میدونید همه چیز باوره، و این باوره که باعث میشه انسان واسه خودش محدودیت بسازه و خودشو و توانایی هایی که در سن20 تا25 سالگی که به گفته ی خودشون دوران طلاییشون هست محدود کنه و اگر این باور رو داشته باشه جهان هستی و بدنش به این باورش واکنش نشون میدن و از سن 25 سالگی به بعد شرایط و موقعیتهایی برای خودش جذب میکنه مثلا عضلاتش بخاطر باور محدود کنندش تحلیل میره و باعث میشه توانایی که در 20 تا25 سالگی دارند رو نداشته باشند،
حالا اگر این باور به محدوده ی سنی 20 تا 30 سالگی برسه باز جهان هستی شرایط و موقعیت هایی رو جذب میکنه مثل واکنش بدن وعضلات که با باور قبلی متفاوته و دیرتر تحلیل میره و دوباره اگه این باور به محدودهی سنی20 تا50 سالگی برسه همونطور که میدونید جهان هستی واکنش نشون میده مثلا واکنش بدن متفاوته وعضلات بدن دیرتر تحلیل میرن.
?
در نظام باورها قانون پارکینسون هم نقش اساسی داره که مفهومش اینه
هرکار تا زمانی که برای آن تعیین شده طول میکشد.
مثلا من هدفم اینه که تا یک سال آینده درآمدم 3برابر بشه و بر اساس قانون پارکینسون درآمدم یک سال طول میکشه تا 3برابر بشه واگه باورم این باشه که تا شش ماه آینده درآمدم 3 برابر میشه قانون پارکینسون که جزئی از قانون جذبه جواب میده و تا شش ماه آینده درآمدم یه برابر میشه یا مثلا شخصی باور داره که دوران طلایی برای یک رشته ی ورزشی بین20تا40 ساله و براساس قانون پارکینسون این شخصی که چنین باوری داره این مدت 20 تا 40سال رو در دوران طلاییه و بر اساس قانون جذب توی این سنین20 تا40 سالگی به موفقیت های طلایی میرسه چراکه جهان هستی براش موقعیت هایی رو پیش میاره که در سنین 20 تا40 سالگی در دوران طلایی باشه.
?
حالا ما با فهمیدن مفهوم بیوکنزی و با دونستن نتایج باورهای مختلف در مورد دوران طلایی سن و قانون پارکینسون به این نتیجه میرسیم که باورهای قدرتمند کننده در مورد فیزیک بدنمون بسازیم مثلا من میخوام 200 سال عمر کنم، براساس مفهوم بیوکنزی و قانون جذب میام باورهایی در خودم به وجود میارم و براساس قانون پارکینسون ذهن من فرسودگی بدنمو تا 200 سال طول میده یا من که باور دارم 200 سال زندگی میکنم جهان هستی واکنش نشون میده و موقعیت هایی برام به وجود میاره که 200 سال زندگی کنم.
حالا شما هم میتونید برای فیزیکتون باورهای قدرتمند کننده بسازید.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
وقتی دوستان تو ی کامنتاشون مینویسن، من با خوندن فلان کامنت یا شنیدن فلان فایل اشک بی اختیار از چشمانم جاری شد، برایم صحنه قابل درکیه، و من ربطش میدادم به قلب پاک و صاف طرف و درک قوی و اتصال محمکی که با خداوند بر قرار کرده، ولی من این حالات رو خیلی کمتر تجربه میکنم بنظرم چونکه شاید اونقدری که باید باشه وصل خدا نمیشم. و سر سری میخونم و میشنوم
امروز با خوندن کامنت شما، بدنم مور مور شد، قلبم هم همینطور
حسی که وقتی واقعا وصلم به خدا تجربش میکنم و حس لذت بخشیه
یک تجربه شخصی من که بی ربط به این سوال نیست رو میخوام بگم.
من یه دوره 6 ماهه ای تغذیه خام گیاهخواری رو انتخاب کردم و با شروع این دوره تمام عادتها و عقایدم رو تو این زمینه از دست دادم، هر چند عادتهای غذایی ام تغییر کرده بود ولی خیلی منو محدود به نوع خاصی کرده بود و بیشترین مسئله من هم خوردن چه نوعی چه حجمی با چه روشی تو چه تایمی بود. در مورد هر خوراکی هر نظری داشتم همون تاثیر رو تو بدنم داشت و کاملا می فهمیدم .
از اونجایی هم که روی باورهام داشتم کار میکردم و آیه های قرآن در مورد خوراکی ها رو جمع آوری کرده بودم دیگه شکی نداشتم که داشتن تغذیه خاص مهم نیست بلکه باوری که من درباره هر نوع خوراک دارم مهمه و سلامتی و زیبایی و قدرت بدنی رو برام فراهم میکنه.
یکی از مهمترین باور و عقیده ام اینه که تغییر همیشه برکات فراوان به همراه داره.
هیچ کسی تو هیچ جایی از کره ی زمین نمیتونه جلوی انسانی که هدف مشخص داره رو بگیره.
تنها کسی که میتونه یه آدم رو محدود کنه و جلوی پیشرفتش رو بگیره فقط و فقط خودشه .
تنها عاملی که یه ورزشکار نمیتونه توانایی هاش رو تو سن بالاتر بروز بده فقط باورهای محدودیه که از خودش تو ذهن ساخته ، باور اشتباه و عموم جامعه رو می پذیره و انتخاب میکنه که دیگه توانایی هام تحلیل رفته و قدرت بدنی و انرژی لازم رو ندارم .(هیچ عامل بیرونی دخیل نیست ) .
انسان فقط 1% جسم و 99% اش مربوط به روحه که شامل ناخودآگاه و باورها و عقایدمون میشه . وقتیکه باورهای محدودمون رو تغییر میدیم و این 99% رو به خدمت میگیریم انوقته که این 1% مثل موم تو دستامون میشه و هر طور که بخوایم بهش شکل میدیم ، چه اینکه بخوای تو 80 سالگی مثل یه 25 ساله قدرت بدنی عالی داشته باشی یا که تو 90 سالگی بخوای شروع به درس خوندن کنی..
ممنون از زمانی که واسه خوندن گذاشتین .
واسه تک تکتون آرزوی بهترینها رو دارم و هر لحظه در حال دریافت عالیترین ها باشید.????
سلام دوست عزیزم صانیا رهبری امیدوارم که حالت عااالی باشه
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا اونجایی که گفتید انسان فقط1% جسم و99%روحه که مربوط به ناخوداگاه و باورهامون میشه،یاد حدیث امام علی افتادم و یه حسی بهم گفت اینجا نقش کنم.
امام علی میگه:جسم انسان باغی است که اراده باغبان آن است.
که من هر روز این حدیث رو روی دیوار مدرسه ای که روبروی خونمون میبینم و بابتش خدارو شکر میکنم، البته تاوقتی که با قانون آفرینش آشنا نبودم اصلا مفهومش نمیدونستم ولی از وقتی که با قانون آفرینش آشنا شدم با تمام وجود این حدیث رو درک میکنم و توی این فایل باور من نسبت به این فرمایش امام علی بیشتر شده و بابتش سپاسگزار خداوندم.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
من وقتی کتاب “معبد سکوت” نوشته برد تی اسپالدینگ رو خوندم که در مورد اساتید معنوی بود که امروزه در هند و تبت و ایران حضور دارن و سنشون بالای پانصد سال و هزار و حتی دو هزار سال هست کل باورهام در مورد توانایی های جسمی انسان متحول شد. وجود انسان پانصد ساله ای که مانند یک انسان سی و پنج ساله جوان و زیبا و قدرتمند داره زندگی میکنه نشان دهندهء این هست که حتی اختیار تک تک سلولهای بدن انسان هم می تونه در دستان خودش باشه اگر باور کند که میشود. اگر تعدادی انسان با این سن و سالها هم اکنون در حال زندگی کردن هستن پس بقیه هم می تونن. همان طور که در زمان نوح میانگین سنی همین اندازه ها بوده
چیزی که تصمیم داشتم تو این کامنت بگم این بود که من چند وقت پیش داشتم یه ویدیو از ژیمناستیک سالها پیش می دیدم که با ژیمناستیک الان مقایسه میشد و نشون میداد که حرکات چقدر عجیب و پیشرفته تر شده فقط به خاطر اینکه باورها تغییر کرده. باور اینکه میشود.
تمام پیشرفت هایی که در حال حاضر نسبت به سالها قبل مشاهده میشه مدیون انسانهای رکورد شکنه. انسانهایی که به اون چیزی که بود راضی نبودن و بیشتر از اون رو در خودشون می دیدن که انجام بدن و وقتی یک نفر انجام داد نفر بعدی هم باور کرد که میشه پس حتی بهتر شد و همینطور این روند ادامه داره
مطمئنا بعد از بوفون فوتبالیستهای دیگری خواهند آمد که تا 45 سالگی در اوج باشن و بعد از اون تا 50 سالگی و همینطور این روند ادامه خواهد داشت.
همونطور که پدر پدر بزرگهای ما فکر میکردن وقتی 25 سالشون شد دیگه سنشون برای ازدواج بالا رفته و تو 50 سالگی دیگه آردها رو ریخته و الک هاشون رو می آویختن و منتظر مرگ میموندن ولی امروزه تازه خیلی ها تو 40 سالگی و بیشتر ازدواج میکنن و تو 80 سالگی تصمیم میگیرن جهانگردی کنن و الی آخر
اما یه چیزی که هست اینه که درسته ما خیلی چیزها رو داریم با چشمهامون می بینیم و باور میکنیم “باور میکنیم” ولی اینکه این باور چطور به تار و پود ما گره بخوره چطور تو تمام وجود ما نفوذ بکنه چطور به جان ما بنشینه تا عمل بکنه خیلی مهمه
قدرت باور ما خیلی مهمه
چطوری این باور رو قوی بکنیم خیلی مهمه
خیلیهامون می دونیم که اگر باور کنیم میشه و با دیدن الگوهایی که وجود داره میشه باور کرد اما این باور باید اونقدر قدرتمند بشه که در ما هم همون طور عمل بکنه که در الگوی ما عمل کرده
من تصورم این بود که برد تی اسپالدینگ که با اساتید هزارساله دمخور شده دیده که اونها با دستهاشون غذای مورد نیازشون رو ظاهر میکنن و با انرژیهاشون مریضها رو شفا میدن با انرژیهاشون جلوی جنگها رو میگیرن خودش هم باید تا سن بالایی زندگی کنه ولی قبل از صد سالگی مرد با وجودیکه دید و باور کرد.
پس فقط باور کردن کافی نیست باید باورها رو قوی کرد. باید تمرین کرد. باید شد.
کتابهای “پیشگویی آسمانی” و “بصیرت دهم” جیمز رد فیلد رو هم بخونین. اون کتاب هم در مورد گروهی از آدمهاییه که تونستن سطح ارتعاشاتشون رو به سطح ارتعاش طبیعت برسونن و می تونن هر وقت اراده کنن نامرئی بشن یا تله پورت کنن.
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز اول در مورد همین فایلی که رو سایت گذاشتید بگم خیلی دوست داشتم خیلی دوست داشتم اون احساستون رو در مورد خداوند از خدا خواستم که درکی که شما از خداوند دارید رو به منم بده و حتی بهتر از اون که مطمئنم پس از روند تکاملم بهم داده میشه پس اصلا نگرانش نیستم ?????????????
در مورد پاسخ مسابقه من برداشتم از این موضوع اینه که مسلما همه چیز بر میگرده به باورها در این که شکی نیست اما چرا این موضوع برای اکثر ورزشکار های حرفه ای صدق میکنه اینه که اونها توجه میکنن به حرفهایی که از طرف منتقدین بهشون گفته میشه که شما پا به سن گذاشتید و انرژی جوانی رو ندارید و حتی قهرمانهایی قبلی که این حرفهارو باور کردند میان و مهر تایید بر این حرفها میزنند مسلما برای ورزشکارهای بعدی هم که به این حرفها توجه کنن همین مسئله پیش میاد اما به راحتی خیلی الگوهای خوبی در هر ورزش حرفه ای میشه پیدا کرد که تمام این حرفهارو نادیده گرفتن و در سنهای بالا به موفقیت های چشمگیری رسیدند مثل بوفون در فوتبال مثل فدرر در تنیس مثل راجر بنیستر در ورزش دو که با اینکه همه به این نتیجه رسیده بودند که فیزیک انسان طوری هست که نمیشود یک مایل رو زیر 4دقیقه بدود او این حرف رو باور نکرد و یک مایل رو زیر 4دقیقه به پایان رسوند اینها نشانه هایی هست که به ما یاد اوری میکنه که انسان در هر زمان در هر کجا در هر سنی که باشه هر کاری که واقعا باور داشته باشه که میتونه انجام بده انجام میده فقط کافیه شکستهای قبلیه دیگران رو باور نکنه به قولی به اونها توجه نکنه
سلام!
خب شما گفتید نگید باور ولی خب باز هم باید بگیم باور!ولی بذارید بکم بریم عقبتر و ریشه ای تر دربارش فکر کنیم.اصلا باور چیه و چرا انقدر مهمه وماباید روش کار کنیم؟چرا همه چیز باورهست؟تا حالا فکر کردید اتفاقاتی رو که داریم تجربه کنیم چرا اینطوریه؟چرا ما این شرایط فعلی رو داریم یا تجربش میکنیم؟ راستی منطق یعنی چی؟واقعیت وحقیقت یعنی چی؟
این جهانی که داریم توش زندگی میکنیم ازانرژیه همه چیز انرژیه و قانون اینه انرژیهای مشابه همدیگر رو جذب میکنن.که من با افکارم دارم فرکانسهایی رو به جهان ارسال میکنم و جهان هم اتفاقات وشرایطی مشابه وهمسنگ همون افکار رو برام بوجود میاره.این افکار باعث میشن ما به جهان فرکانسهایی رو ارسال کنیم که اتفاقاتی برامون بیفته در همون فرکانس ومدار هست.اینکه ما به چیزی خواسته ای فکرکنیم خودش فکر هست ولی این به این معنی نیست که حتما این فکربرامون اتفاق میفته.خیلیها هستن که دوست دارن اتفاقات خوب براشون بیفته ولی نمیفته مگه کسی هم هست که دوست داشته باشه تجربیات نامطلوب مثلا فقر نتونستن نمیشه وخیلی موارد دیگه داشته باشه.معلومه که نه.چون شما هرچقدر هم خواسته ای داشته باشید ولی باورهای مناسبی براش نداشته باشید هرچقدر هم فکر کنید بهش نمیرسید.موضوع مهمتر درباره باورهاست.شماهرخواسته ای دارید باید باورهای مناسبی هم درموردش داشته باشید باورهای تقویت کننده که شماروبه خواستتون برسونه.چون قانون اینه که شما هرچیزی رو بپذیرید وبهش توجه کنید اتفاقاتی رو تجربه میکنید که همون باورهاتون براتون اثبات بشن وبیشتر تقویت بشن یعنی کاردنیا اثبات باورهای شماست.حالا باور چیه؟باورها افکاری هستن که زیاد تکرار شدن.این تکرار میتونه دیداری باشه شنیداری باشه کلا همه مواردی رو که دیدید شنیدید تجربه کردید توی زندگی خودتون یا تو زندگی بقیه دیدید.اینها باورهای شما هستن.افکاری که زیادتکرار شدن میشن باور میشن فرکانس غالب شما.باورها کلیتروجامعتر از افکار هستن وبرای رسیدن به خواسته ای اینکه فکر کنید اون خواسته بوجود نمیاد باید باورهای مناسبی داشته باشید مثلا اگر ثروت میخواهین اگر به پول فکر کنید ثروتمند نمیشید باید مثلا باورداشته باشید که لایق هستید که فراوانی هست که ثروت بی نهایته که خدا بهتون کمک میکنه ودوست داره شما ثروتمند بشیدوخیلی موارد دیگه اینها هست که شما رو ثروتمند میکنه نه صرفا فکر کردن به ثروت.در مورد باورها میشه گفت این باورها چیزی هست که ذهن ما رو ساختن که منطق وعقل رو تجربه میکنیم.واسمش رو میذاریم منطق.خب علم ومنطق چیه؟همون تجربه ای که زیاد تکرار شده ودیده ها وشنیده هاو بعدها اثبات شدن میتونه خیلی اوقات تغییر هم بکنن البته قوانینی که قابل تغییر هستن مثلا شاید طبق علم پزشکی سرطان قابل درمان نباشه ولی خیلیها هستن که خوب شدن ودرمان شدن وسالها هم هست که دارن زندگی میکنن درکمال سلامتی تازه همشون هم از یه راه درمان نشدن یکی شیمی درمانی کرده یکی گفته مثلا اگر دعا کنم خدا من رو خوب میکنه وخیلی راههای دیگه.چرا این اتفاق افتاده؟چیزی که ازنظر خیلیها شگفتیه وغیرممکن هست.ولی شده واتفاق افتاده.ما دوبعد داریم ذهن وروح.روح ما همون آگاهیهای خداوند هست که همه چیز امکان پذیر هست در هر سطح ومقیاس واسکیلی وذهن ما حاصل دیده ها شنیده ها تجربیات ماست.همون باورهای ما ذهنیت مارو بوجود آوردن.وقتی باورهاوذهنیت ما منطبق برآگاهیهای روح باشه ما احساس خوبی داریم وبرامون اتفاقات عالی میفته وهمون ها مواردی رو که ما انتظار داریم رو تجربش هم میکنیم واصلا غیر ممکن نیست اون اتفاقات.مثلا کسی که بیمار میشه میدونه به فرض اگر یه قرص خاص رو بخوره وخوب هم میشه خب طبیعیه که اگر اون بیماری رو بگیره و اون قرص خاص رو هم میخوره.چون چیزیه که زیاد دیده زیاد شنیده زیاد تجربه کرده چون ذهنیتش چون باورش اینه چون ایمان داره..بنابراین همون میشه.حالا نقطه مقابلش مواردی هست که ذهنیت ما با آگاهیهای روح متفاوته.یعنی یه چیزی رو میخواد ولی ذهنیتش منطقش باورهاش چیزهایی که تابه حال تجربه کرده با اون متفاوت هست.میخواد ولی کلی موانع ذهنی داره.سنت زیاد!تو نمیتونی.نمیشه.توباید تو فلان کشور خاص باشی و خیلی موارد دیگه.اینها موانعی هستن که جلوی اقدام ورسیدن به خواسته رو میگیره.وقتی بنابرهرخواسته ای باورها وذهنیت مناسبی ایجاد کنیم این باورهای مناسب باعث میشن ماایمان داشته باشیم آرامش داشته باشیم و افراد ایده ها .شرایطی رو باهاشون برخورد کنیم که مارو به خواستمون میرسونه.دلیل اینکه باورها همه چیز هستن و مهم هستن اینها هستن.چون همه کار دنیا همینه که چیزهایی که توسط شخص ما برای خودما پذیرفته شده برامون اثبات بشه وتجربش کنیم.چون ذهن ما برای ماست وفکری هم که دراون هست برای ماست ما میتونیم اون رو هم تغییربدیم وشرایط عالیتری رو تجربه کنیم.وقتی ذهنیت ما براساس نمیشه وکمبود هست خب همینها هم اتفاق میفته ولی وقتی باورهای مناسبی داشته باشیم با الگوهای خوبی هم آشنا میشیم که مارو درجهت خواسته هامون یاری میدن.اینکه ورزشکاران فکر میکنن نمیشه و تو سن بالا نمیشه به موفقیت رسید برای اینه که این موضوع خیلی تکرار شده توسط جامعه رسانه گزارشگران.بازیکنان قبلی اینطوری بودن و خیلی موارد دیگه.انقدر تکرار شده که تبدیل شده به باور.وحتی همین الانش هم یکی از مزایای خوب یه بازیکن رو سن کمش میدونن.چون ازبس تکرار شده تبدیل شده به باور.هرچیزی که قانونه خودش یه باور هست و اگر کسی نپذیرتش براش این اتفاق نمیفته.تازه اگر هم باشه میگن شگفتی!برای همین هم باید ورودیهای خوب به ذهنمون بدیم. اینکه به جای کوچکتر کردن خواسته باورهات رو بزرگترکن.اینکه من درهرشرایطی باشم فرقی نمیکنه کجا وچطوری من هستم که دارم زندگیم رو میسازم نه سنم نه شهرم نه جنسیتم ونه هر موضوع دیگه ای.برای جهان محدودیت اینها نیست.محدودیت فقط باورهای منه.واینها هستن که باید تغییر کنن تا نتایج هم نغییر کنن.صدالبته این موارد مثلا مورد مربوط به ورزشکاران وسنشون وخیلی موارد دیگه ازاون مواردی هست که نسل اندر نسل توسط گذشتگان ما به ما رسیده و خیلی ریشه ای هستن وخیلی هم تکرار شدن وخیلی باورهای قوی بوجود آوردن که نمیشه.بنابراین چون خیلی ریشه ای هستن وزیاد تکرار شدن تغییرش اصلا راحت نیست.و باید خیلی روش کار کنیم که تغییرکنه.دادن ورودیهای جدید خیلی کمک کننده هست و مثلا الگوهای خوب.فکر میکنم یکی از بهترین موارد اول این نیست که بپذیریم باید باورها تغییرکنه.اول باید این رو بپذیریم که باورهای من اتفاقات زندگیم رو بوجود میارن این میشه عزت نفس میشه من مسئول اتفاقات زندگیم هستم و اگر این باورها تغییر کنه اونوقت اتفاقات زندگیم هم تغییر میکنه ومن شرایط جدیدی رو تجربه میکنم.دیگه همه چیز میشه همین باورها.میشه کانون توجه.ودیگه خیلی اتفاقات برامون شگفتی نیست.اصلا خواسته ها وقتی برامون اتفاق میفته که از نظر ذهن منطقیم برامون پذیرفته شده باشه وباورش کرده باشیم نه اینکه بهش فکر کنیم بگیم نه بابا حالا کو تا اون موقع.نمیشه.وقتی خواسته ای داشتنش برامون منطقی نیست یعنی ما خیلی باهاش فاصله فرکانسی داریم وذهن و روح ما خیلی ناهماهنگه.ما باورهای محدود کننده داریم واگر این خواسته برامون منطقی بشه موانع ذهنی رو روش کار کنیم اونوقت شرایطی که تجربه میکنیم مسیرش جاده ای هست که مارو به خواستمون میرسونه.
سلام .
یک بار دیدگاهم رو گذاشتم ولی وقتی که روز گذشته در مورد لیونل مسی دیدگاهی در کانال تلگرام قرارا دادین ، نکته ای به ذهنم اومد تا دیدگاهم رو تو این پیام تکمیل کنم..
زمانی که هدفی تو ذهن داریم در حقیقت یک آرزو داریم.
آرزو ها همان محرک های اقداماتی ما هستند.دلیل ها و انگیزه های ما برای اقدام و عمل .
ما ماه ها و سالها به اون آرزو ها فکر میکنیم و در ذهن خودمون به اون ها جون میدیم و اون رو در دنیای واقعی مشاهده میکنیم .در حالیکه اون آرزو ها فقط تو ذهن ما هستن..
با فکر کردن بهشون فرکانسی به جهان ارسال میکنیم که ما رو در سطح اون آرزو قرار میده .با اینکه ما نمیدونیم چطور میتونیم اون آرزو رو به واقعیت برسونیم اما مطمئنیم بهش میرسیم..اما مردم ما رو مسخره میکنن.
در تمام طول تاریخ ، هر زمانی که شخصی خواست کاری متفاوت با محیط عادی انجام بده مردم اون رو دیونه میدونستن ، چون این رویا فقط متعلق به اون شخص بود و اون رو تو ذهنش میدید.چون میدید میتونست باور کنه بهش میرسه .
و اگر این تصاویر رو افراد دیگه هم میدیدن باور کردنش براشون قابل قبول بود .
برای همینه قانون جذب به الگوهای ذهنی ما جواب میده .
بر اساس اون الگوها ، ما به مسیرهایی هدایت میشیم که ما رو به هدفمون میرسونه .افرادی رو در مقابلمون قرارمیده که به ما کمک میکنن.
الگوهایی که ما رو به موفقیت میرسونن!
تا حالا فکر کردین موفقیت یعنی چی ؟
به کی میگیم موفق؟
چند نفرمون ، الگویی برای موفقیت خودمون داریم ؟
اگر میخواهیم زندگیمون عوض بشه باید الگوهای ذهنیمون رو تغییر بدیم.
الگوی ذهنی یعنی تجسم همون آرزو .یعنی تا لحظه ای که بتونیم چیزی رو تو ذهنمون بسازیم ، بدن هم کمک میکنه بهش برسیم.
ما به چیزی که فقط دلمون میخواد نمیرسیم.ما به چیزی میرسیم که با تمام وجود آرزو و اراده میکنیم .
همه آرزو های مبهمی داریم.
میخواهیم پولدار بشیم اما نمیدونیم چه مقدار پول میخواهیم .
میخوهیم همسر خوبی پیدا کنیم اما ملاک خوبی برای انتخاب نداریم.یه سری کلیات داریم.
وقتی جزئش میکنیم مسخره مون میکنن میگن بشین خدا برات بسازه .
اما چرا میتونیم جزئیات بگیم ؟چون اون شخص رو برا خودمون تو حالتی میخواهیم تصور کردیم .میگیم دوس داریم شخص مورد نظر من قد بلند حداقل 180 باشه .سفید و بور باشه و .. و همون لحظه ای داریم بیان میکنیم اون رو تو ذهنمون میسازیم.
داریم شخص خیالی با همین ظاهر برا خودمون میسازیم و خدا هم بهش جون میده و خلقش میکنه .و ما صاحب همسری میشیم که میگیم تو آرزو هام بود با این شخص ازدواج کنم.
ما با ذهنمون داریم آرزو میکنیم اما فرکانسی رو میفرستیم که بدنمون عملی رو انجام میده و این عمل نتیجه ای میفرسته که ما رو به آرزومون میرسونه.
و باز میرسیم به اون سخن معروف امام علی ع:
مواظب افـکــارت بــــــاش که گفتــارت می شود، مواظب گفتــارت بــــــاش که رفتـــارت می شود، مواظب رفتـــارت بــــــاش که عــــادتت می شود، مواظب عــــادتت بـــــاش که شخصیتت می شود، مواظب شــخـصیتت بــــــاش که سرنوشتت می شود.
این رو با یک مسئله ای که برای خودم پیش اومد و الان دلیلش رو متوجه شدم بیان میکنم :
تا یک ماه پیش من هیچوقت فکر نمیکردم 80 سالگی سن زیادی برای یک انسان باشه که چون ، کتاب های مختلفی از افراد موفق خوندم ، یا زندگینامه افراد موفق و مصاحبه های زیادی از این افراد دیدم و برام قابل پذیرش بود
که خیلی ازاین افراد موفق بیش از 90 سال عمر کردن و تا لحظه مرگ پیر و افتاده و فرتوت نشدن یا افراد زنده که در دهه 90 زندگی خودشون هستند و هنوز برنامه اجرا میکنن.برای همین تو ذهنم برنامه ریزی شده بود که فرتوت شدن و
ناتوانی ارتباطی به عدد سن نداره ..
اما با یکی از همکارانم در مورد سن صحبت میکردم گفت که از دید اون 75تا 80 سالگی یک سن نرمال برای یک انسانه چون بعد از اون دیگه پیر و فرتوت میشی و عملا سربار زندگی هستی و حتی نمیتونی کارای خودت رو انجام بدی و محتاج میشی.
جالبه با اینکه اصلا با دیدگاهش موافق نبودم اما از اون لحظه به بعد هر شخصی رو میدیم که وارد سن پیری شده ناخودآگاه توجهم به عملکرد بدنی اون جلب میشد و تو این یکماه ذهن من الگوی پیری خودش رو تغییر داده بود.
وقتی پیام لیونل مسی رو خوندم متوجه این تغییر ذهنی در خودمم شدم .
من اطرافم افرادی رو میدیدم که دارن پیر میشن و حتی توانایی راه رفتن ندارن .و این داشت تو ذهن من جا میگرفت که اون سن رو برای مرگ و بازنشستگی بپذیرم .و خودم رو براش آماده کنم
همونطور که لیونل مسی پذیرفت و نیمکت نشین شد.
سلام به استاد عزیزم و این خانواده ی بزرگ
پیش از اینکه راجب این فایل صحبت کنم می خوام فکر زیبایی که مدتی هست در ذهنمه رو عنوان کنم.
وجود هزاران نفر فعال این سایت به این معنیه که هزاران نفر علاوه بر من این صحبت های درست و الهی و خالص و عمیق رو میشنوند و احتمالا باهاش هم عقیده هستند، یعنی این افکار و نگرشی که برای من حال خوب شد ، رضایت از زندگی شد ، آرامش شد ، تغییر های آهسته اما بنیادین شد ، اعتماد بنفس شد ، باور شد؛ برای این خانواده ی بزرگ هم همینطور بوده و این فکر خیلی برام خوش حال کنندست و خداروشکر میکنم بابت وجود شما عزیزان.
و راجب این فایل هم : گیرا ترین و جالب ترین و تازه ترین نکتش برای من تشبیه خداوند به آب بود
که هر شکلی به آن بدهیم میپذیره
اگه بخشنده ببینمش میبخشه اگه بدجنس ببینمش بدجنسه اگه مهربان ببینیم مهربانه اگه هدایتگر ببینیمش هدایت میکنه و ….
به زندگی هر شخصی که در اطرافم یا در دوردست ها نگاه میکنم متوجه میشم که میزان خوشبختیشون ارتباط تنگاتنگی با باورشون نسبت به خداشون داره . اون هایی که فکر میکنند خدا همیشه هواشونو داره واقعا هواشونو داره . اونایی که فکر میکنند خدا همیشه نشسته تا بلا براشون نازل کنه ، واقعا از درو دیوار زندگیشون بلا میریزه
چون باور های ما نسبت به خدا ریشه ای و فوق العاده قویه و انگار همه ی باور های دیگمون زیر مجموعه ی باورمون نسبت به خداست
پس مشخصا خیلی خیلی مهمه که چه باور هایی رو راجب خداوند خودمون در زندگیمون بسازیم.
نمیدونم این جمله رو کجا شنیدم که میگفت: خدای همه ی آدما یه یک اندازه بزرگ نیست
هرکس خداش به همون اندازه ای بزرگه که خودش فکر میکنه. خیلی نگاه جالبیه ها خدا یکیه ولی انگار برا هرکس فرق میکنه
همینجوری که آب همه جا آبه ولی تو هر ظرف شکل متفاوتی داره.
بنظرم بهترین تصویرمون از خدا همون تصویریه که مارو رشد میده و آزادمون میکنه از بند های ذهنی و محدودیت ها. فکر و باوری اونقدر قوی که ماهیت چیز هایی که ما به عنوان حقیقت ازش یاد میکنیم رو تغییر بده مثل سوزاننده نبودن آتش برای ابراهیم.
به نام خدای بی منت رحم کننده و نعمت دهنده ی مهربان همیشگی
سلام مهدیه جان
خداوند یکیه، برای همه یکیه، ولی برای همه به یک اندازه بزرگ نیست
به اندازه ی باورهای هر فردیه که از خداوند داره
مثل آب، آب برای همه یک ماده ست با یک ویژگی و خصوصیات
ولی بسته به ظرف وجود افراد، تغییر شکل میده
خدا هم مثل آب میتونیم تصور کنیم
بعضیا قدر یه کاسه باورش دارن
بعضیا اندازه یه استخر
و بعضیام اندازه اقیانوس
خداوند یکیه ولی آدما هستن که تعریف میکنن چه اندازه خدای قدرتمند و روزی دهنده ای رو باور دارن و بسته به باورشون دریافت میکنن
خدایا میخواهم بی انتها باورت کنم
قدرتت رو، عظمتت رو، رزقت رو
رحم کننده و مهربانیت رو
علمت را
حکمتت رو
و هدایتت رو
دوست عزیزم سپاسگزارم
خدای رزاقم سپاسگزارم
با سلام به دوستان و استاد عزیزم . بیشتر از یک سال پیش ویدئویی برام اومد که مال برنامه ی من و تو بود(از اون جهت اسم آوردم که پیداش کردین حتما ببینید وگرنه همه میدونیم tv ممنوع)تو برنامه نشون میداد سن واقعی هر فرد رو با سن جسمیش مقایسه میکردن . همه افرادی که نشون میداد بسیار مسن بودن و ورزشکار در حالی که سن جسمی شون اکثرا ریز 30 سال بود و با مصاحبه بیشترشون میگفتن که ما ورزش رو در سنین پیری شروع کردیم .یه خانمی 60 و خورده ای ساله در رشته ی دو بود که سن جسمیش 20 و خورده ای بود . خانمی که در رشته ی شنا اول شد 100 و چند سال سن داشت و اگه اشتباه نکنم ورزش رو از بعد از 80 سالگی شروع کرده بود و الان سن جسمیش ریز 20 سال بود . در حالی که سن جسمی گزارشگر از سن واقعی خودش بیشتر بود.
این بررسی علمی ثابت میکنه که فقط باورها هستن که بازدهی بدن رو تعیین میکنه نه سن . اون افرادی که میگن فقط تا 25 سالگی زمان دارن خب طبق قانون جهان دنیا باورهاشون رو به خودشون ثابت میکنه و بعد از 25 سالگی نیروی بدشون تحلیل میره . دکترا به خیلی ها گفتن چند وقت دیگه میمیری ولی مثالهای زیادی وجود داره که خیلی هاشون امید داشتن و زنده موندن .
حتی در مورد فواید و مضرات غذها هم باور خود فرد هست . من خیلی از غذاها رو دوست ندارم یعنی از مزه شون خوشم نمیاد برام پیش اومده استخونم شکسته یا بخیه ی عمیق و بدی داشتم ولی با اینکه بهم میگفتن تو فلان چیزا رو نمیخوری خوب نمیشی من به طرز عجیبی درمان شدم در حدی که حتی جای بخیه هم نموند و بعد از چند سالی که گذشته هنوز هیچکس باورش نمیشه و میگن تو جراحی پلاستیک کردی . ولی من باور دارم خوب میشن چون پدرم تو بچگی بهم میگفت تو بدت قویه و این برام یه باور محکم ساخت . من هرچی دلم میخواد میخورم نه چاق میشم نه چیزیم نمیشه و باعث حسادت همه شده??? چون اعتقاد دارم هرچی هوس کنم برام خوبه و بدن من هرچی لازم داره خودش طلب میکنه و هرچی رو لازم نداشته باشه دفع میکنه ، به همین سادگی .
پس جواب سوالتون اینکه فقط و فقط باورهاس که تعیین میکنه سلامتی و توانایی هر فرد در چه حد باشه.
شاد و سالم و پیروز باشید
نظر قبلی رو قبل از دیدن فایل استاد نوشتم ،بعد از دیدنش دیدم استاد گفتن دلیلش تحلیل رفتن عضلات نیست . راستش خیلی کنجکاو شدم و رفتم یه سرچ کوچیک زدم و یکم در مورد شروع ورزش در سنین مختلف پیدا کردم که برام خیلی جالب بود .تاکید همه روی مسئله ی قلبی بود . در واقع طبق مطالبی که خوندم پزشکان فکر میکنن قلب بازدهی نداره در سنین بالاتر . البته در مورد سنین کودکی هم یه چیزهایی نوشته بود که بعضی حرکات رو نباید انجام بدن و دختر و پسر رو هم خیلی تفکیک کرده بودن?. در واقع بسیار بدن انسان رو محدود دیدن که یاد قضیه ی اون دونده ی معروف افتادم که قبلا میگفتن بدن انسان توان دویدن محدودی داره (ببخشید اعدادش یادم نیست اطلاعات ورزشیه کافی ندارم)ولی بعد یه شخصی تونست خلافش رو انجام بده و بعد از اون در یک سال تعداد زیادی رکوردش رو شکوندن …
سعی کردم در مورد قلب اطلاعات کسب کنم که ببینم چرا اینقدر محدودیت براش قائل شدن راستش اطلاعاتی بدست نیاوردم . در کل این رو میدونم که باورشون در مورد توانایی های بدن بسیار محدود هست
ممنونم از سوالتون استاد باعث شد چیزای جدیدی بفهمم . منتظر جواب هستم خیلی کنجکاو شدم
شاد باشید
راجر بنیستر 1954
که تونست یک مایل رو زیر 4 دقیقه بدود
ممنون :)
سلام
باسپاس ازخدا و ارزوی براورده شدن ارزوهای همه وسلامتی برای مردی که قدم در مسیر هدایت بندگان خدا گذاشته
اجازه میخوام از استادم تا نظرم رو هر چند ناقص در حد درکم از اموزه های شما به اشتراک بزارم سن ذکر شده سن ایدال برای بهره از توان عضلانی ونشاط وشور وهیجان و جوانی برای کسب موفیقت های ورزشی و کسب مداله و تکرار اون در دروان باعث ایجاد الگو و تکرار سمعی و بصری و سر مایه گذاری بیشتر در این مقطع باعث بو جود اومدن باور عمومی شده هرچند حقیقت نداره خداوند انسانهارو باتواناییهای منحصر به فرد واستعداد های متفاوت اما در قوانین ثابت افرید تا همزمان هوش وقدرت واعدالت خودش رو بعنوان خالق بکار گرفته باشه وبخاطر این سپاسگذارم در ضمن موفقیت در رشته های متفاوت تنها ناشی از توان عضلانی وشرایط سنی نیست هدف واشتیاق سوزان فرد الگو برداری از پیرامون اعتقادات وباور های فرد نحوه استفاده از تجربیات تمرین واموزش و برنامه ریزی و در نهایت پشتکار مجموعه ای ست که با توکل منجر به موفقیت فرد در مقاطع مختلف میشه ومثال های مختلف در کسب مدال و رکورد در مقاطع سنی متفاوت گویا این مسئله میتونه باشه طبق اموزه های استاد باور های توحیدی الگوهای رفتاری وفکری صحیح زمانیکه درمسیر درست همراه با امید وبرنامه ریزی صحیح و اموزش حرفه ای وپشتکار باشه
در دنیایی که طبق قوانین ثابت افریده شده وکار میکنه منجر به موفقیت میشه .
سپاس از خدا واز استادم که سه سال تنهای و غربت در اروپارو برایم تبدیل به بهشت موفقیت وثروت کرد درضمن این نظر رو فقط به این دلیل گذاشتم که استادم بگم سه در سکوت یک طرفه فقط به حرف هات گوش دادم ولی امشب بادیدن فایل جدید متوجه تغییر روحانی عجیبی در شما شدم که باعث شد این متن رو بنویس بر امید مقبول واقع بشه بر قرار باشی
خلوت و تنهایی با عشق ناب و بی نهایت تموم نشدنی مثل بهشته
همیشه رو قله باشی تو آغوش عشق خدایی که شناختیش
درود بسیار زیبا بود????
سلام به همه امیدوارم که حالتون عااالی باشه ?
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
?
بعد از خوندن 19 صفحه از نظرات دوستان که فوق العاده بودند و البته قدرت تلقین که درمورد بیماری ها هم به کار میره بهم الهام شد تا مطالب پایین رو با شما دوستای عزیزم به اشتراک بزارم و امیدوارم از این مطلب به خوبی استفاده کنید.
?
دوستان همه میدونیم که با قدرت تلقین میشه حتی بیماری های به اصطلاح لاعلاج (که به همچین چیزی اعتقاد ندارم) رو درمان کرد و حتی با قدرت تلقین یا ایجاد باورها میشه عضلات بدن رو به خوبی ساخت و تراشید یا حتی میشه تمام سلول های بدن روبا این باور که من هر روز از هر جهت جوانتر و پر انرژی تر میشومبه خوبی تقویت کرد.
?
از وقتی که استاد این فایل رو به اشتراک گذاشتند من تصمیم گرفتم با قدرت تلقین یا ایجاد باور رنگ چشمام رو تغییر بدم فقط بخاطر اینکه به قدرت خلق کنندگیم ایمان دارم و باور دارم که حتی میشه رنگ چشم رو هم تغییر داد چراکه خداوند به من قدرت خلق کنندگی داده و بابتش سپاسگزار خداوندم.
?
ساعتای 11 شب بود که بهم الهام شد توی اینترنت یک سرچی در مورد رنگ چشمها انجام بدم و خداوند اطلاعات خوبی رو به من نشون داد و بابتش سپاسگزار خداوندم.
براتون یک مطلبی اوردم که بهتون در ساختن باورهایی برای قدرتمند کردن فیزیکتون کمک میکنه و چقدر خوشحالم که این مطلب رو به اشتراک میزارم و بابتش سپاسگزار خداوندم.
?
بیوکنزی چیست؟
بیوکنزی تغییر و دستکاری سلول های زنده است.با بیوکنزی میتوان به تقویت سلول ها برای القاء بهبودی و یا کاهش بهبودی حتی وادار کردن به بیماری هایی مثل سرطان ،تغییر شکل و ظاهر و حتی میتوان برای افزایش بلوغ فیزیولوژیکی استفاده نمود.
بیوکنزی توانایی تغییر ساختار توابع DNA فرد و یا دیگران است درواقع بیوکنزی یک شفا دهنده قدرتمند است .با بیوکنزی میتوان تومور های زنده را در بدن فرد نابود کرد هر چند برای رسیدن به این حد توانایی نیز به سالها تمرین دارد که بعد از آن حتی میتوانید DNA افراد و دیگر موجودات زنده را تغییر دهید .
تغییر DNA برای تکامل نیاز به زمان دارد
بیوکنزی توانایی دستکاری آرایش بیولوژیکی موجودات زنده
بیوکنزی یعنی توانایی تغییر ویژگی های فیزیکی بدن به هر صورتی که دوست دارید است، به عنوان مثال رنگ چشم، رنگ مو، طول مو، مدل مو، رنگ پوست و خیلی موارد بیشتر که با تغییر DNA کار میکند ، به همین دلیل است افراد جدید با استفاده از این روش و توانایی تا چند ماه طول می کشد تا تغییر در جنبه های فیزیکی خود ایجاد کنند اما هنگامی که آنها استاد این توانایی شوند می توانند به راحتی در زمان کوتاه تری این کار را انجام دهند
آیا این توانایی میتواند بیماری ها را درمان کند ؟
از انجا که بیوکنزی اجازه میدهد شما سلول ها را دستکاری کنید این بیانگر این است که شما توانایی این را دارید که بیماری ها را با این توانایی درمان کنید .این اتفاق رخ میدهد اگر فرد از این توانایی سلول ها را از علت بیماری که انها به صورت دقیق میگویند تغییر دهد و این سلول بیماری را معکوس کند به عنوان مثال سلول ها را به حالت عادی و معمولی برگرداند .چیزی که این توانایی رو قدرتمند میسازد این است که فرد در صورت داشتن این توانایی تا انجایی که ممکن است میتواند عمر خود را افزایش دهد و زمانی که دیگر سلول ها تکثیر نمیشوند با انها مبارزه کند .
بهترین استفاده از این توانایی چیست؟
با استفاده از بیوکنزی نه تنها به پتانسیل های باالقوه میرسید بلکه توانایی مرگ و زندگی ،تغییر در نوع فیزیولوژیکی و هم چنین انگیزه خواب ، دستکاری سیر تکاملی انسان را دارید.
همانطور که قبلا گفته شد توانایی درمان بیماری را برای مرگ و زندگی یک موجود زنده میدهد .بیوکنزی به شما اجازه میدهد شما هر زمان که خواستید سن خود را تغییر دهید بنابراین شما میتوانید پیر یا جوان ظاهر شوید و یا هر سنی که دوست دارید داشته باشید .
?با این وجود ما حتی میتونیم مواردی چون سنمون، فیزیک بدنمون، رنگ چشمامون، رنگ و جنس پوستمون، میزان خوابمون چقدر باشه یا هر چیزی که به ذهنتون میرسه رو به لطف خدا خلق کنیم و حتی استاد توی فایل 4 و9 آرامش در پرتوی آگاهی اشاره ای به این موضوع دارند.
?
حالا درمورد سوال این فایل که میگه بسیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است.
به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟
همونطور که خودتون میدونید همه چیز باوره، و این باوره که باعث میشه انسان واسه خودش محدودیت بسازه و خودشو و توانایی هایی که در سن20 تا25 سالگی که به گفته ی خودشون دوران طلاییشون هست محدود کنه و اگر این باور رو داشته باشه جهان هستی و بدنش به این باورش واکنش نشون میدن و از سن 25 سالگی به بعد شرایط و موقعیتهایی برای خودش جذب میکنه مثلا عضلاتش بخاطر باور محدود کنندش تحلیل میره و باعث میشه توانایی که در 20 تا25 سالگی دارند رو نداشته باشند،
حالا اگر این باور به محدوده ی سنی 20 تا 30 سالگی برسه باز جهان هستی شرایط و موقعیت هایی رو جذب میکنه مثل واکنش بدن وعضلات که با باور قبلی متفاوته و دیرتر تحلیل میره و دوباره اگه این باور به محدودهی سنی20 تا50 سالگی برسه همونطور که میدونید جهان هستی واکنش نشون میده مثلا واکنش بدن متفاوته وعضلات بدن دیرتر تحلیل میرن.
?
در نظام باورها قانون پارکینسون هم نقش اساسی داره که مفهومش اینه
هرکار تا زمانی که برای آن تعیین شده طول میکشد.
مثلا من هدفم اینه که تا یک سال آینده درآمدم 3برابر بشه و بر اساس قانون پارکینسون درآمدم یک سال طول میکشه تا 3برابر بشه واگه باورم این باشه که تا شش ماه آینده درآمدم 3 برابر میشه قانون پارکینسون که جزئی از قانون جذبه جواب میده و تا شش ماه آینده درآمدم یه برابر میشه یا مثلا شخصی باور داره که دوران طلایی برای یک رشته ی ورزشی بین20تا40 ساله و براساس قانون پارکینسون این شخصی که چنین باوری داره این مدت 20 تا 40سال رو در دوران طلاییه و بر اساس قانون جذب توی این سنین20 تا40 سالگی به موفقیت های طلایی میرسه چراکه جهان هستی براش موقعیت هایی رو پیش میاره که در سنین 20 تا40 سالگی در دوران طلایی باشه.
?
حالا ما با فهمیدن مفهوم بیوکنزی و با دونستن نتایج باورهای مختلف در مورد دوران طلایی سن و قانون پارکینسون به این نتیجه میرسیم که باورهای قدرتمند کننده در مورد فیزیک بدنمون بسازیم مثلا من میخوام 200 سال عمر کنم، براساس مفهوم بیوکنزی و قانون جذب میام باورهایی در خودم به وجود میارم و براساس قانون پارکینسون ذهن من فرسودگی بدنمو تا 200 سال طول میده یا من که باور دارم 200 سال زندگی میکنم جهان هستی واکنش نشون میده و موقعیت هایی برام به وجود میاره که 200 سال زندگی کنم.
حالا شما هم میتونید برای فیزیکتون باورهای قدرتمند کننده بسازید.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
سلام
نظرتون رو خوندم
امیدوارم همیشه سلامت باشید و200 سال عمر کنید
موفق و موید باشید
سلام دوست عزیزم ایزد یار منم امیدوارم که حالت همیشه عااالی باشه ?
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
منم آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
ممنون مطالبتون جالب بود ، به قول استاد همه چی باوره همه چی باوره همه چی
سلام دوست عزیزم مریم موحدی امیدوارم که حالت عااالی باشه
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
خواهش میکنم این از لطف خداست که من مفید واقع بشم.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
سلام
دوست عزیز از بیان این مفاهیم و قوانین که نمیدونستم خیلی ممنونم.
آرزو باورهای آرزو ساز دارم براتون.
سلام دوست عزیزم مهسا مذهب دار امیدوارم که حالتون همیشه عااالی باشه
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
خیلی خوشحالم که مفید واقع هستم.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
مطلبتون بسیار عالی وجالب بود
مرحبا
سلام دوست عزیزم نسترن پامیر امیدوارم که حالت عااالی باشه
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
خواهش میکنم این فقط الهامی بود که به حرفش گوش دادم و علاوه بر اینکه اطلاعات مورد نیاز تکمیل تر شد تونستم توی سایت مطرح کنم و بابتش خداروشکر میکنم.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
سلام خدمت استاد گرانقدرم و خانم شایسته عزیزم
و سلام به همه دوستان توحیدی سایت
مطلب رو از اینجا شروع میکنم که توی نوشته های
دفترم تصمیم گرفتم قسمتی رو به بخش پازل آگاهی
های من اختصاص بدم تا مطالبی که در مدار جدید و
آگاهی های جدید دریافت میکنم یادداشت کنم و
مسیر تکاملم رو مکتوب داشته باشم
و الان با اواین تجربه من از گفتگویی که با خدا داشتم
و این تجربه از خواسته های مهمم بود که دوست
داشتم این شهد شیرینش رو بچشم و از خواسته هایی
بود که وقتی کامنتهای بچه ها رو توی سایت میخوندم
میگفتم آیا میشه یه روزی من هم به همین راحتی با
خدای خودم همصحبت بشم و ازش هدایت بخوام و
به لطف پروردگارم این نور به قلب من تابیده شد و
یکی از مطالب پازل آگاهی های من رو که کاملا بی
واسطه و واضح به من الهام شد را در دفترم به خودش
اختصاص داد
دوست دارم این تجربه اولم رو در امن ترین جا (توی
سایت) برای خودم ثبتش کنم و با خوندنش در
روزهای بعد ایمانم قویتر بشه برای اینکه بدونم
همه لایق هم صحبتی با خداوند هستند و خداوند
همه رو هدایت میکنه
در تاریخ 1403/4/1
در تمرین ستاره قطبی چنان قلبم باز شد که انگار خدا
واضح و روشن با من صحبت میکرد
_کنارم بود
_ لبخند میزد
_ دست روی سرم میکشید و من را نوازش میکرد
از خدا خواستم قلبم را برای هدایتش باز کند
_خدا به من گفت : لیلا ؟؟؟؟
ببین تو رو کجا آوردم
ببین تو رو در مسیر صراط مستقیم قرار دادم
_خدا گفت میخوای با تو صحبت کنم … پس گوش کن ، گوش کن …
(تخت من کنار پنجره است و با باز بودن پنجره)
اول صدای پرستوها رو که توی آسمون پرواز میکردند
رو شنیدم تقریبا هر روز اولین صدایی که بعد از بیدار
شدن میشنوم صدای پرستوهاست که بسیار واسم لذت
بخشه
_ خداوند گفت صدایی که از پرنده ها میشنوی من
هستم!!!!!
_بعد گفت بازم گوش کن . بیشتر گوش کن
بعد صدای زنگوله های گوسفندان رو شنیدم که در روبه
روی ساختمانمون مشغول چرا بودند
گفت صدای زنگوله ها هم صدای منه !!!
گفت من همه چیز را به حرکت در میارم
همه با انرژی من در حرکتند
_بعد گفت بازم گوش بده ؟؟؟
من این بار صدای ماشین هایی که از جاده عبور
میکردند رو میشنیدم
_خداوند گفت : رانندگانی که ماشین ها رو به حرکت
در آوردن با انرژی من این کار رو انجام دادن و بهشون
فرمان حرکت دادم
_بعد گفت خود اون ماشین ها هم من هستم چون
ایده و طرح ساخت ماشین ها با این مدل با این
قدرت حرکت رو من به مغز انسانها دادم
_بعد گفت بازم خوب گوش بده…
اون لحظه همه چیز ساکت شد!!!
انگار تمام صدای پرندگان ، زنگوله گوسفندان ، صدای
حرکت ماشینها ، همه و همه به یکباره قطع شد
هیچ صدایی نمی اومد
و من متوجه صدای نفس کشیدن خودم شدم و فقط
صدای نفس هایم را میشنیدم
_خدا گفت : این هم صدای منه
در همین حین احساس کردم صدای تپش قلب من
بالا رفت و صدای تپش قلبم در گوشم پیچید
_خداوند گفت : این هم صدای من است من در درون
توام
همینطور که با چشم های بسته خوابیده بودم گفت :
انگشت پایت و انگشت دستانت را به آرامی حرکت
بده و من حرکت دادم
_و او گفت : این حرکت هم من هستم
و من …..؟؟؟؟
اشک از گوشه چشمانم سرازیر میشد
و غرق این آگاهی ها بودم
خدایا هزاران هزار بار شکر برای این هم صحبتی برای
این درک عمیق
خدایا هزاران بار شکر برای این آگاهی که روزی من کردی
و هزاران بار سپاس برای بودن در سایتی که این
آگاهی ها در آن رشد میکنه و تکامل پیدا میکنه و به
ثمر میشینه
آرزوی سعادت و سلامتی و سروری خداوند را در
زندگیتون دارم
به نام خدا
سلام لیلای عزیز
وقتی دوستان تو ی کامنتاشون مینویسن، من با خوندن فلان کامنت یا شنیدن فلان فایل اشک بی اختیار از چشمانم جاری شد، برایم صحنه قابل درکیه، و من ربطش میدادم به قلب پاک و صاف طرف و درک قوی و اتصال محمکی که با خداوند بر قرار کرده، ولی من این حالات رو خیلی کمتر تجربه میکنم بنظرم چونکه شاید اونقدری که باید باشه وصل خدا نمیشم. و سر سری میخونم و میشنوم
امروز با خوندن کامنت شما، بدنم مور مور شد، قلبم هم همینطور
حسی که وقتی واقعا وصلم به خدا تجربش میکنم و حس لذت بخشیه
سپاسگزارم دوست خوبم
سپاسگزارم خدا
سلام لیلای عزیز
بسیارعالی به تصویرکشیدی
خداروحس کردم
امروز درتمرین ستاره قطبی خواستم که قدرت درک من را خداوندرحمان زیادکند
من بانوشته شما اون احساس خوب رو گرفتم
ازصبح من دارم به در ودبوارمیخورم
الان خیلی حالم خوب شد ازشما ممنونم
سلام خدمت دوستان عزیز و استاد بزرگوارم???
یک تجربه شخصی من که بی ربط به این سوال نیست رو میخوام بگم.
من یه دوره 6 ماهه ای تغذیه خام گیاهخواری رو انتخاب کردم و با شروع این دوره تمام عادتها و عقایدم رو تو این زمینه از دست دادم، هر چند عادتهای غذایی ام تغییر کرده بود ولی خیلی منو محدود به نوع خاصی کرده بود و بیشترین مسئله من هم خوردن چه نوعی چه حجمی با چه روشی تو چه تایمی بود. در مورد هر خوراکی هر نظری داشتم همون تاثیر رو تو بدنم داشت و کاملا می فهمیدم .
از اونجایی هم که روی باورهام داشتم کار میکردم و آیه های قرآن در مورد خوراکی ها رو جمع آوری کرده بودم دیگه شکی نداشتم که داشتن تغذیه خاص مهم نیست بلکه باوری که من درباره هر نوع خوراک دارم مهمه و سلامتی و زیبایی و قدرت بدنی رو برام فراهم میکنه.
یکی از مهمترین باور و عقیده ام اینه که تغییر همیشه برکات فراوان به همراه داره.
هیچ کسی تو هیچ جایی از کره ی زمین نمیتونه جلوی انسانی که هدف مشخص داره رو بگیره.
تنها کسی که میتونه یه آدم رو محدود کنه و جلوی پیشرفتش رو بگیره فقط و فقط خودشه .
تنها عاملی که یه ورزشکار نمیتونه توانایی هاش رو تو سن بالاتر بروز بده فقط باورهای محدودیه که از خودش تو ذهن ساخته ، باور اشتباه و عموم جامعه رو می پذیره و انتخاب میکنه که دیگه توانایی هام تحلیل رفته و قدرت بدنی و انرژی لازم رو ندارم .(هیچ عامل بیرونی دخیل نیست ) .
انسان فقط 1% جسم و 99% اش مربوط به روحه که شامل ناخودآگاه و باورها و عقایدمون میشه . وقتیکه باورهای محدودمون رو تغییر میدیم و این 99% رو به خدمت میگیریم انوقته که این 1% مثل موم تو دستامون میشه و هر طور که بخوایم بهش شکل میدیم ، چه اینکه بخوای تو 80 سالگی مثل یه 25 ساله قدرت بدنی عالی داشته باشی یا که تو 90 سالگی بخوای شروع به درس خوندن کنی..
ممنون از زمانی که واسه خوندن گذاشتین .
واسه تک تکتون آرزوی بهترینها رو دارم و هر لحظه در حال دریافت عالیترین ها باشید.????
سلام دوست عزیزم صانیا رهبری امیدوارم که حالت عااالی باشه
سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.
بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا اونجایی که گفتید انسان فقط1% جسم و99%روحه که مربوط به ناخوداگاه و باورهامون میشه،یاد حدیث امام علی افتادم و یه حسی بهم گفت اینجا نقش کنم.
امام علی میگه:جسم انسان باغی است که اراده باغبان آن است.
که من هر روز این حدیث رو روی دیوار مدرسه ای که روبروی خونمون میبینم و بابتش خدارو شکر میکنم، البته تاوقتی که با قانون آفرینش آشنا نبودم اصلا مفهومش نمیدونستم ولی از وقتی که با قانون آفرینش آشنا شدم با تمام وجود این حدیث رو درک میکنم و توی این فایل باور من نسبت به این فرمایش امام علی بیشتر شده و بابتش سپاسگزار خداوندم.
آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
درود به همه دوستان و آقای عباس منش
من وقتی کتاب “معبد سکوت” نوشته برد تی اسپالدینگ رو خوندم که در مورد اساتید معنوی بود که امروزه در هند و تبت و ایران حضور دارن و سنشون بالای پانصد سال و هزار و حتی دو هزار سال هست کل باورهام در مورد توانایی های جسمی انسان متحول شد. وجود انسان پانصد ساله ای که مانند یک انسان سی و پنج ساله جوان و زیبا و قدرتمند داره زندگی میکنه نشان دهندهء این هست که حتی اختیار تک تک سلولهای بدن انسان هم می تونه در دستان خودش باشه اگر باور کند که میشود. اگر تعدادی انسان با این سن و سالها هم اکنون در حال زندگی کردن هستن پس بقیه هم می تونن. همان طور که در زمان نوح میانگین سنی همین اندازه ها بوده
چیزی که تصمیم داشتم تو این کامنت بگم این بود که من چند وقت پیش داشتم یه ویدیو از ژیمناستیک سالها پیش می دیدم که با ژیمناستیک الان مقایسه میشد و نشون میداد که حرکات چقدر عجیب و پیشرفته تر شده فقط به خاطر اینکه باورها تغییر کرده. باور اینکه میشود.
تمام پیشرفت هایی که در حال حاضر نسبت به سالها قبل مشاهده میشه مدیون انسانهای رکورد شکنه. انسانهایی که به اون چیزی که بود راضی نبودن و بیشتر از اون رو در خودشون می دیدن که انجام بدن و وقتی یک نفر انجام داد نفر بعدی هم باور کرد که میشه پس حتی بهتر شد و همینطور این روند ادامه داره
مطمئنا بعد از بوفون فوتبالیستهای دیگری خواهند آمد که تا 45 سالگی در اوج باشن و بعد از اون تا 50 سالگی و همینطور این روند ادامه خواهد داشت.
همونطور که پدر پدر بزرگهای ما فکر میکردن وقتی 25 سالشون شد دیگه سنشون برای ازدواج بالا رفته و تو 50 سالگی دیگه آردها رو ریخته و الک هاشون رو می آویختن و منتظر مرگ میموندن ولی امروزه تازه خیلی ها تو 40 سالگی و بیشتر ازدواج میکنن و تو 80 سالگی تصمیم میگیرن جهانگردی کنن و الی آخر
اما یه چیزی که هست اینه که درسته ما خیلی چیزها رو داریم با چشمهامون می بینیم و باور میکنیم “باور میکنیم” ولی اینکه این باور چطور به تار و پود ما گره بخوره چطور تو تمام وجود ما نفوذ بکنه چطور به جان ما بنشینه تا عمل بکنه خیلی مهمه
قدرت باور ما خیلی مهمه
چطوری این باور رو قوی بکنیم خیلی مهمه
خیلیهامون می دونیم که اگر باور کنیم میشه و با دیدن الگوهایی که وجود داره میشه باور کرد اما این باور باید اونقدر قدرتمند بشه که در ما هم همون طور عمل بکنه که در الگوی ما عمل کرده
من تصورم این بود که برد تی اسپالدینگ که با اساتید هزارساله دمخور شده دیده که اونها با دستهاشون غذای مورد نیازشون رو ظاهر میکنن و با انرژیهاشون مریضها رو شفا میدن با انرژیهاشون جلوی جنگها رو میگیرن خودش هم باید تا سن بالایی زندگی کنه ولی قبل از صد سالگی مرد با وجودیکه دید و باور کرد.
پس فقط باور کردن کافی نیست باید باورها رو قوی کرد. باید تمرین کرد. باید شد.
بی نظیر بود ،من هم حتما میرم سراغ این کتاب ببینم چی نوشته توش ،مرسی از کامنتتون
متشکرم
کتابهای “پیشگویی آسمانی” و “بصیرت دهم” جیمز رد فیلد رو هم بخونین. اون کتاب هم در مورد گروهی از آدمهاییه که تونستن سطح ارتعاشاتشون رو به سطح ارتعاش طبیعت برسونن و می تونن هر وقت اراده کنن نامرئی بشن یا تله پورت کنن.
بسیار زیبا بود
.. سپاس از وقتی که گذاشتید و اطلاعاتی که بهمون دادید