این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یادمه که بچه بودم هر چیزی رو که میخواستم بخرم همیشه این تو ذهنم بود که بابام چون از دوچرخه بدش میاد حتما بگم یا این یا دوچرخه فلان چیزو برام میخره و بالای 99.9% هم این اتفاق میوفتاد ….
میگفتم یا دوچرخه یا اسکیت …
یا دوچرخه یا گوشی …
یا دوچرخه یا لپ تاپ …
میدونم حس باجگیری رو داشت ولی خب من به علایقم میرسیدم ….
اون موقع که نمیگفتم خدا کیه و چیه ؟
اون موقع که نمیدونستم خودم خالق زندگیم بودم …
من از این روش به خواسته هام میرسیدم و انجامش میدادم …
خب چه بهتر که روش هامو با کمی تغییر از خدا همه چیم رو بخوام …
این فایل از استاد خیلی به من کمک کرد که خیلی حساس نباشم …
روی دعا کردنم …
روی باورهام …
خب از وقتی که متوجه شدم قانون دنیا چیه و خدا کیه و چیه یکم روی دعا کردنم حساس شده بودم …
با دقت شکر گذاری میکردم …
با دقت و حساسیت خواسته هام رو مینوشتم …
خیلی اذیت میکردم خودمو ….
باور به خدا منو یاد یکی از داستان هایی انداخت که دقیق داستان رو یادم نیست ولی اینطوری بود که یه بنده خدایی از خدا درخواست میکرد و یکی از پیامبرهایی که در اون زمان بوده وقتی دعای این بنده خدارو میشنیده کلی ازش ایراد میگیره که تو نباید با خدا اینطوری صحبت کنی و باید ازش معذرت خواهی کنی که اینطوری ازش درخواست کردی و اون بنده خدا هم کلی خجالت میکشه و از خدا معذرت خواهی میکنه و خدا شب به خواب پیامبر میره و میگه هر بنده ای با زبان خودش از من کمک میخواد و تو نباید به کسی بگی چیکار کنه یا نکنه ….
الان این داستان که یادم اومد برای این بودش که استاد گفت خدا رو هرطور ببینی همونطور میشه …
انرژیه …
صداست …
تصویره ….
و هر کس خدا رو با باورهای خودش که میدونه درسته و بهش کمک میکنه میشناسه …
ایمان داره بهش … .
درمورد قسمت آخری که استاد درمورد فرکانس های فایل هاشون صحبت کردن من یاد خودم افتادم که ….
مربی همسرم برای اینکه من زیاد وارد نبودم دهانه اسب رو میگفت و پیاده منو دور پیست میچرخوند …
خیلی استاد خوبی بود …
چیزی که ازش شنیدم این بودش که هر سری خودشو آپدیت میکرد برای راحت تر نعل کردن اسب …
میگفت با اینکه هر سری خودمونو آپدیت میکنیم متوجه میشیم که چقدر میتونسته اون حرکت به اسب ضربه بزنه …
ولی الان که بروز کرده خودشو نعل کردن اسب براش راحت تر و اسب هم کنارش آروم تره …
درواقع فرکانس رو با تکامل تو رشته مورد علاقش بالاتر برده ….
هر روز داره پیشرفت میکنه تو کار ش ….
و چقدر راحت تر میشه با صحبت کردناشون استاید رو باهم مقایسه کرد وقتی که بلده اون کار هم نباشی …
جواب سوال این فایل : من با توجه به فرکانسی که الان دارم میتونم بگم که باورهای انسانه که میتونه اونو رشد بده یا متوقفش کنه …
اگه فرد به خودش ایمان داشته باشه در هر سنی باشه میتونه رشد کنه در هر زمینه ای …
فردی که فکر میکنه از یه سنی به بعد دیگه نمیتونه بازی کنه برای اینه که توی اون رشته افراد هایی رو دیده که از اون سن به بعد خودشونو بازنشسته کردن و دگ جلو تر نرفتن و این باور در ذهنش نقش بسته که دگ نمیشه از یه حدی بالاتر رفت ولی اگه یکی این مرز رو بشکنه بقیه افراد هم با کمی تغییر باورهاشون و ادامه دادن میتونن به نتیجه های بالاتر دست پیدا کنن ….
تقریبا یک سال پیش که وارد این سایت شدم و بسیار گیچ بودم . چون تا به اون زمان هیچ فایلی از استاد ندیده بودم و من گیج بودم . من یه لایو از استاد دیده بودم و مشتاق تا ایشون را پیدا کنم و بالاخره پیدا کردم . و چقدر خدا دوستم داشته که منو هدایت کرد به این مسیر سبز.
وقتی وارد سایت شدم جستجو میکردم بدونم استاد کی هستند و فایلاشون چیه و فکر میکردم ازون فایل های موفقیت دارند و من خودم هم همش دنبال راهی و شاه کلید برای رسیدن به ثروت بودم.
اما، اما
خدایا شکرت .
من نمیدونم چه جوری هدایت شدم به فایل های توحیدی به فایل هایی مربوط به خدا.
یادم نیست اولین فایل که گوش کردم چی بود فقط میدونم شناخت من را به خدا کلا دگرگون کرد. من اومدم اینجا در جستجوی چیز دیگری بودم . اما تسلیم شدم و به معنای واقعی دنبال خدا گشتم.
و من چه فایل هایی را گوش کردم که همه همه مرتبط با خدا بود.
و هر روز هم داره شناخت من از خدا تغییر میکنه اما این تغییر به سمت تکامل پیش میره . اونم به خاطر آلارمی است که از خودم میفهمم. من حالم خوبه .
من آرامش دارم.
من برای هر کاری با خدای خودم حرف میزنم .
و سخن استاد را الان درک میکنم که خدا همون شکلی در میاد که تو میخواهی.
هیچ محدودیتی برای این خدا وجود نداره .
خدا همه چیزه .
من چقدر خوشبختم که وارد این سایت شدم با این محیط ملکوتی ارتباط گرفتم. این محیط واقعا الهی است. من اگه روزی به اینجا سر نزنم انگار چیزی را گم کردم.
من با فایل های توحیدی استاد ، خدا را جور دیگه شناختم. من همیشه نماز خوندم . اما تازگی ها نمازم جور دیگه است. من حسم سخنم با خدا فرق میکنه.
من مینویسم برای خدا و خدا هم همون موقع جوابم را میده و مینویسم.
یعنی همیشه همیشه خدا با منه .
هر چقدر من در این مدار زندگی به خدا نزدیک تر بشم نشونه اش حال خوبمه.
یعنی اگه ترس دارم اگه خشم دارم یعنی از منبع دور شدم.
و اگه حال دلم خوبه احساسم خوبه آرامش دارم یعنی به خدا نزدیکتر شدم.
و به قول یکی از دوستان در کامنت ها هر چی به خدا به این منبع نزدیکتر ، عزیزتر .نورانی تر .
خدای من، با باورهای من تغییر کرد. هر چقدر باورهای من قدرتمند تر میشه هر چقدر ایمانم قوی تر میشه ، خدای درون من قوی تر .
و خدا به هر شکلی که من بخوام تغییر میکنه. خدا همه چیز هست . نمیتونم بگم . نمیتونم توصیف کنم.
سال ها پیش یه خوابی دیدم قبل از ورودم به سایت بود . من توی خوابم گل هایی را دیدم که تا حالا این رنگ ها را ندیده بودم . هنوز که هنوزه من این خوابم به وضوح برام هست . اصلا یک برق خاصی داشت یه رنگ خاص . حتی توی خوابم میگفتم من بیام اینا را نقاشی کنم اما با چه رنگی این را در بیارم . گل ها اکلیلی بودند اصلا نمیتونم توضیح بدم چه رنگی بود . بعد از دیدن گل ها من رفتم در یه قفلی را باز کردم در باغی بود و سوار قطاری شدم.
همیشه به اون خواب فکر میکنم که هیچ گاه نمیتونم اون گل ها را توصیف کنم.
توی این فایل که استاد فرمودند به چیزی را بخواهی توصیف کنی نمیتونی اونو بگی که طرف مقابل کاملا بفهمه.
حالا من چطور میتونم این خدا را تعریف کنم. هر روز که از ورودم در اینجا میگذره کمتر میتونم توضیح بدم.
اوایل تا چیزی را درک میکردم دوست داشتم به همه بگم اما جدیدا اصلا درکم را نمیتونم به کسی بگم .
چون فقط درک منه. باورهای منه . آخه من چجوری باورهامو توصیح بدم. چجوری درکم را از خدا برای کسی بگم.
من این فایل را بارها و بارها گوش کرده بودم ولی نتونسته بودم چیزی بنویسم . الان هم تقریبا یه هفته است توی این فایل موندم . اما چون میخوام روزشمارم را طی کنم و به خودم قول دادم ردپا بزارم نوشتم. من مطمئنم که ماه ها بعد برگردم و کامنتم را بخونم میگم کاش این را هم اضافه میکردم کاش یه جور دیگه مینوشتم.
اما نوشتم تا ردپای من باشه . با اینکه نمیتونم در مورد این فایل و حتی اسم این فایل : “رابطه ی ما با انرژی ای که خدا نامیده ایم” ، درست بنویسم. اما باشد که تکاملم را طی کنم و درکم بالاتر بره. و حتما بهتر بنویسم.
یک سال پیش با پیجی در اینستاگرام آشناشدم که کلی ازفایلهای استاد رو درپیجش گذاشته بود ومنهم باعلاقه اون پیج رو دنبال میکردم،وهمش میگفتم کاش پیج اصلی این استاد عباسمنش رو پیدا کنم ،
یک روز این آقادرپیجشون استوری کردن ،که تعدادی فایل از استاد عباسمنش دارن که میفروشن ،من هم به خاطر علاقه به حرفهای استاد اون فایلها رو خریدم …. البته که بعدها متوجه شدم فایلهای هدیه استاد بودن درسایت ،،
وهرروز تعدادی از اونها رو گوش میکردم ،
یکی ازاون فایلها منو دگرگون کرد ،وهمینطور یاشنیدن مطالبش اشک میرختم ،
احساسی عجیبی دروجودم بود ،احساس میکردم خدا بامن حرف میزنه،
اون فایل همین فایل بود که بصورت صوتی گوش میکردم .
اونموقع هنوز وارد سایت استاد نشده بودم ،
واصلا این فایل تصویری رو ندیده بودم ،
ولی احساسی که رو که ازاستادو حرفها داشت رو حس میکردم ،
من نمیدونم این فایل رو استاد چه زمانی ضبط کردن درچه ساعتی ازروز،
ولی وقتی صدای استادروشنیدم احساس کردم ،
که استاد این فایل رو دریک صبح بعدیک خواب عالی ضبط کرده ،
یک روزی که صبحش باهمه روزها فرق داشت ،
صدایی که درپی این فایل صوتی بود یکجور دعوت بود آزمن،
حالا که دارم اینو مینویسم اشکها امانم نمیده،
واحساسی لطیف ووصف نشدنی درمن بود ،
یکجور که انگار حرفهای خدا بود بامن ،که میگفت ،
بیا ویکتا پرست باش مثل ابراهیم ،،
چون ابراهیم حنیف بود یکتاپرست مشرک نبود ،
خدامیگفت منو ببین ،درهمه جا هستم در هرچی که دراطرافت هست ،نگاهی به بیرون انداختم ،
انگار همه چیز خدا بود ،
این فایل زیبا یک حدیث زیبا برایم بود ،
که من رو به مسیرخداوند هدایت کرد ،
البته باید بگم این خداوند بود که دستهای منو گرفت بلندم کرد ،وباهام حرف زد هرکلمه ایکه گفته میشه حرفهای خداست ،
قلبم اینو میگه ،من اگه هزارباردیگه این فایل رو گوش کنم بازم همین احساس رو دارم ،
بعد از مدتها ازگوش کردن این فایل یک روز دوباره رفتم به اینستاگرام وباخودم گفتم هرجور شده باید پیج اصلی استاد روپیدا کنم ،وجالب اینکه پیداکردم ،نمیدونم چه جوری ولی پیداکردم ،وازهمونجا آدرس سایت رو پیدا کردم .وبعد از مدتی وارد سایت شدم ،
اون اوایل نمیدونستم ترتیب فایلها چه جوریه ،خیلی دوست داشتم نمونه اصلی این فایل صوتی رو پیدا کنم ،
وبالاخره پیدا کردم ،ووقتی تصویری این فایل رو دیدم ،اصلا حالم دوباره عوض شد ،وحس عجیبی وجالبی داشتم ،
من دقیقا چهره ی استاد رو به همین شکل ازپس او فایل صوتی دیده بودم ،ودقیقا همون حس رودرمن ایجاد میکرد که انگار استاد ازیک خواب شبانه عالی بیدار شده وانگاری بهش الهام شده که باید بلافاصله این فایل رو ضبط کنه ،ونگاه استاد برق چشمهاش ،اصلا متعلق به خودش نیست دراین فایل ،
نمیتونم حسم رو بیان کنم وبنویسم ،ولی اون نور وشوق وعشق درنگاه استاد متعلق به خداونده نه اینکه خدا باشه ،نه ،اون احساس برای خداست ،
ومن بینهایت این فایل رو دوست دارم ،
اما نمیدونم چرا اونموقع کامنت نداشتم ،
ولی امشب حس قشنگی داشتم با خداوند،
وامدم تواین قسمت سایت .که ناخودآگاه آمدم سراغ این فایل ،
میدونم که این کارخداست ،
میخوام بگم خدایی که من شناختم ،ببشتر ازحد باورهای منه ،اون یک جور احساس زیبایی هست که نمیشه بیانش کنی یکجور حس دوست داشتن ،یکجور بودن و نبودن ،
خدا همه چیزه،
هروقت این جمله یادم میاد اشک توچشمام جمع میشه ،
امکان ندارد دونفر باشن وخدا نفر سوم نباشه .امکان ندارد سه نفر باشن و خدا نفر چهارم نباشه ،
ومنو آوردی تومسیر ی که عباسمنش رو رهبر این گروه کردی ،.
استاد خوبم شما دستهای خداوند بودی که نجاتم دادی ،راه رو نشانم دادی ،
بلندم کردی وزندگی کردن رو یادم دادی ،
در تمام این مدت فقط خدارو دیدم ،فقط خدا رو ،که درظاهر شما باصدای شما با حرفهای شما صدام کرد ،وهدایتم کرد،وهمینطور هم دارم بااین هدایت هم مسیر میشم….
من چطور میتونم عاشق این خدانیاشم ،نمیتونم ،واشکها که نمیدونم چرا همینجوری میان روی صورتم ونمیزارن کامنتم رو بنویسم ،
من خدایی رو پیدا کردم که همیشه پیشم بود بامن بود وبامن بود ،
این من بودم که گمش کرده بودم ،این من بودم که اونو ندیدم ،
خدایا ازت سپاسگذارم ،که این فرصت رو دارم که تازنده ام در مسیر درست باشم دستهام تودستهات باشه ،
وسپاسگذاراستادم هستم که دستی ازخداوند مهربانه برام ،
وکمک کرده تا خودم رو پیدا کنم وخدارو درک کنم ،
خدایا من رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان وغضب شدگان ،
وقتی به خدا فکر میکنم .یک تصویری ازکودکیم تاالعان میبینم ،که خدا همیشه بامن بوده ،یک جور حس زیبا و عجیب ،بود برام ،همیشه حس میکردم با ادمهای اطرافم فرق دارم ،حتی باخواهروبرادرهام ،گاهی اوقات باخودم فکرمیکردم فرزند پدرو مادرم نیستم ،همیشه یکجور خاصی همیشه خدا حواسش به من بود،همیشه بامن حرف میزد ،همیشه قلبم روارام میکرد همیشه دنیای من بابقیه فرق داشت ،باخودم فکرمیکردم .من مشکلی دارم که شبیه بقیه نیستم ،دلیلش رودرک نمیکردم ،خدارو درک نمیکردم ،این احساس خوب رو نمیفهمیدم ،
وهمیشه دنبال خدا بودم وپیداش نمیکردم ،
تا جایی رسیدم که خواستم بدترین آدم بشم چون خدارو ازخودم خیلی دور میدیدم ،خدا رو خیلی خشمگین میدیدم ،ولی قلبم اینو نمیگفت ،اما من بهش توجه نمیکردم ،
خدای درونم همیشه بامن حرف میزد اون منو آروم میکرد بامن مهربان بود ،
من همیشه همه ی کارها به خوبی برام انجام میشد همیشه همه کمک میکردن لطف خدا همیشه بامن بود ،ولی باز ناشکر وناسپاس بودم ،وخدارونمیدیدم ،تاوقتی که استاد رو پیدا کردم ،وبعدهم این فایل رو ،،،،،
واین فایل یک جور عشق خاصی درش وجود داره که من نمیتونم باجمله ها بیانش کنم ،
من خدارو درهمه چیز میبینم ،هرچی که دراطرافم وجود داره واین بهم احساسی خوب وارامی میده ،
چقدر تغییر کردم ،چقدر آرامتر شدم ،چقدر صبورتر شدم ،چقدر روابطم خوب شده ،چقدر نعمت وارد زندگیم شده ،
چقدر آزادتر ورهاتر شدم ،
چقدر شجاع شدم ،چقدر زیبا شدم جوان شدم سالم تر شدم ،
وچقدر ارامتر وخالص تر شدم سبک شدم ،
چقدر ادمهای اطرافم مهربانتر شدن خیرخواه ترشدن ،چقدر زندگیم سالم تر شده ،
من آگاه تر شدم ،وهرروز بهتر میشم ،
وتاوقتی زنده آم دراین مسیر میمانم .
خدایا سپاسگذارم که اینهمه نعمت وخوشبختی وسعادت بهم دادی ..
سلام به استاد عزیز وبیهمتاودوستداشتنی ام ومریم جان عزیزم وتمام دوستان عزیزم که باوجود اینکه به چشم ندیدمتون ولی کامنت هاتونو که میخونم تو قلبم حستون میکنم وحس میکنم سالهاست همراه منید.
دوست عزیز حرفهایی که زدین حرف دلم بود.چند روزی بود همش به خدا میگفتم باور داشته باشید یعنی چطوری ذهنم درک میکرد ولی قلبم کامل حسش نمیکرد ومدام این سوال برام تکرار میشد انگار یه گره ای یاقفلی بوود که باید باز میشد تا ارووم بگیرم وبالاخره خدای عزیزم ودوست مهربونم جوابمو دیروز بااین فایل به عنوان نشانه من داد.الله اکبر نمیدونید چه حالی داشتم دیوانه شده بودم از این همه لطف وتوجه خدای عزیزم مدام تکرار میکردم الله اکبرواقعا با تمام وجود درک میکردم که خدا با ماست واز حال وخواسته ما خبر داردوما چطور باید ازش بخوایم تا بهمون ببخشه هر چند تا الانم همیشه کمکم کرده وتو بدترین شرایط قبل از اگاهی هیچوقت تنها م نذاشته ولی الان یه جور دیگست.توحیاطمون درخت انگوری هست که الان که فصل بهاره پراز برگهای جوون وزیبا وانگورهای ریزیه که از ش اویزونه وگوشه کنار حیاط پر از گله توایوونمون یه چمن مصنوعی پهن کردم وتو هر فرصتی میام اونجا میشینم وبا هرنفسی که میکشم خدا را از این همه نعمت وزیبایی شکر میکنم دیروزم اونجا این فایل برام اومد وتو اون حس روحانی عجیبی که داشتم تونستم خدارابیشتر ببینم باور میکنیدساعت دونیم شب بود هرکار میکردم نمیتونستم بیام توخونه وهی گوش میدادم قطع میکردم وروش فکر میکردم یه دفعه متوجه شدم پسرم یه جور عجیبی نگام میکنه از بس توحال خودم نبودم .همیشه میگم خدایابه اندازه تمام اتمهای همه افریدههات بی نهایت برابر شکر که اینقدر هواموداری ومن تو این مسیر بااین همه عزیز همراه کردی تا بتونم به حقیقت برسم واقعاهمراهی شما عزیزان نعمت ودلگرمی بزرگیه چون هرجاحرفهای استاد عزیزمونو متوجه نمیشم با خوندن اونها گره ها برام باز میشه ودرکشون راحت تر میشه الان درک میکنم چراهمیشه هر جا که بودم با من یه طور خاص رفتار میشه ویه احترام خاصی برام قاعلن چرا همسرم دیوانه وار دوستم داره بله این حس خدایی من وخدای درون منه که باعث جذب این احترامات ومحبت ها میشه.شکر.
استاد جان ومریم عزیزم ودستان گلم خداهمیشه حافظ ونگهدارتون باشه
الان که دارم کامنت مینویسم شبه، برق خونمون قطعه، ما چراغهای گوشیمون رو روشن کردیم و پنجره ها رو باز کردیم تا هوای خنک بیاد داخل خونمون
تضادها هستن ولی توی دل تضادها هم میشه اگاهانه به دنبال دیدن زیبایی ها بود
من امیدوارم به اینده
خدایا شکرت که اینده رو نامعلوم و نامشخص قرار دادی برامون تا امیدوار باشیم به اینده ای بهتر و روزهایی زیباتر
من نمیتونم جلوی قطع شدن برق رو بگیرم ولی من میتونم در هر لحظه، اگاهانه تمرکزم رو بزارم برای دیدن و سپاسگزاری از نعمتهام که هر روز و هر لحظه بیشتر و بیشتر وارد زندگیم میشه
وعده خداونده لئن شکرتم لازیدنکم
اگر شکرگذاری کنید، شما را می افزایم و بیشتر و بیشتر بهتون نعمت میدم
این قانون خداونده
قانون بدون تغییر الهی است پس من میخوام همین الان ده تا از نعمتهای اکنونم رو بنویسم و خدا رو سپاسگزاری کنم بابتشون
1/خدایا شکرت که شبا هوا خنکه و باد ملایم و مطبوعی بیرون هست و از پنجره های خونمون میاد داخل و هوای اتاق رو مطبوع کرده
2/خدایا شکرت که بچه هامون بزرگ شدن و بی قراری نمیکنن و با گوشی مشغول میکنن خودشون رو، این جور وقتا
3/خدایا شکرت که امروز کمکم کردی تا شام عالی درست کنم و هم خودمون نوش جان کردیم هم به بچه های فامیل دادیم
4/خدایا شکرت که امروز خواهرم زنگ زد و گفت پارچه های زیبایی داره و با قیمت پایین تر از بازار میخواد بهمون بده
5/خدایا شکرت به خاطر گوشی های عالی که دستمونه و من و بچه ها و همسرم مشغولیم
6/خدایا شکرت به خاطر اب های خنکی که توی یخچال داریم برای نوشیدن
7/خدایا شکرت به خاطر یخچالمون که مواد غذایی مون رو خنک و تازه نگه میداره
8/خدایا شکرت که کولرمون عالی کار میکنه و باد خنکی میده
9/خدایا شکرت که امروز هم مشتریهای عالی و فراوانی برامون فرستادی
10/خدایا شکرت به خاطر کاپ قاعدگی ام که وسیله عالی و کاربردی برام
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا هدایتمون کن به مسیرهای زیباتر، پر نعمت تر و سرسبز تر
خدایا شکرت که اینده رو نا مشخص قرار دادی تا همواره بهت امیدوار باشیم
سپاس استاد
سپاس دوستان
سپاس ویژه مخصوص خدای قادر و توانایم که خالق و روزی دهنده و هدایتگر من و کل جهانیان است
حالا که همچی خداست حالا که همجا هست ولی هیچ جا نیست. حالا که بد و خوب خودشه.
پس: درخواست من از دنیایی که توش هستم اینه:
ای خودم !!! بهترین خودم باش. ای آدمهایی که با من ارتباط هستین بهترین خودتون نشونم بدین. موتور سیکلت عزیزم بهترین سواری بهم بده. خیابون های شهر بهترین و صاف ترین مسیر باشین. عشقم بهترین رفتار خودتو با من داشته باش. ای اکسیژن بهترین ورژن به ریه هام بفرس. تمام موجودات و اشیا گیاهان و خاک و اب و آتش و هوا بهترین خودتون به من نشون بدین. من باورتون دارم من نگاهم به جهانم زیباست انرژی دارم. حرکت میکنم. مثبت فکر و عمل میکنم. باورتون دارم . قالب دوستی عشق مهربانی شکل دادم در ذهنم. خودتون بریزین تو قالبی که شکل دادم.
در مورد سوال استاد باید بگم چون الگو تکرار شده و برای ذهن منطقی شده که فرد 20 ساله از 35 ساله انرژی بیشتر داره و ذهن دوست نداره از منطقه امن بیرون بیاد میگه همین درسته ولش.
ولی تغییر باور با شکستن باور قبلی شروع میشه. با تغییر روش زندگی تحقیق و تغذیه مناسب. من 20 سالم بود میرفتم رزمی. رژیم غذایی نداشتم و هرچی بود میخوردم میرفتم باشگاه. انرژی زیاد بود الانم که 33 سالم هست چون همون باور 20 سالگی دارم و خودمو ادم جوان و شاداب میبینم هنوز. انرژی دارم و هیچ فرقی نکردم بلکه بهتر شدم . چون ذهنم نمیخاد باور کنه که سن مهمه. عضلاتم همین قبول میکنن
خدای من !من به توایمان دارم ، من ترا باور دارم ، من به تواعتماد دارم ، ترا با چشمان سرم نمیبینم اما ترا در شکوفه ای میببنم که میوه میشود ، ترا در پرنده ای میبینم که با تکه های کوچک چوب لانه میسازد ،ترا در پرواز شکوهمند یک عقاب بر فراز آسمان میبینم،ترا در کرم ابریشمی میببنم که به دور خود پیله میسازد و ترا در در پروانه ای میبینم که از آن پیله بیرون میاید ، ترا در مورچه ای میبینم که دانه ای سنگین تر از خود را به لانه میبرد، ترا در زنبور عسلی میبینم که با شهد گلها عسل میسازد، ترا در پرهای رنگ رنگ یک طاووس میبینم ترا در کهکشانهای ناشناخته ی دور میبینم ،ترا در درخشش خورشید در آبی بیکران میبینم ، ترا در تابش ملیح ماه در اوج آسمان میبینم ، ترا در گردش منظم و بی نقص سیارات در مداری خاص میبینم،ترا در سو سوی ستارگان بر سقف آسمان میبینم، ترا در فاصله ی حساب شده ی خورشید با زمین میبینم، ترا در پاییز هفت رنگمیبینم ودر بارش رقصان بلورهای برف ، ترا در بهار وزندگی دوباره میبینم و تابستان وبه بار نشستن میوه ها ،ترا در موجودات ناشناخته وعجیب اعماق اقیانوس ها میبینم ، ترا در رقص زیبای کودکی میبینم و در خنده های شاد دخترکان ،ترا در خلق شگفت انگیز انسان میبینم ،در ذهن خلاق انسانها، در پیشرفت تکنولوژی امروز میبینم ،ترا در طراحی بی نقص ومنظم سیستم بدنم میبینم ،ترا همه جا میبینم در درون خودم ونزدیکتر از رگگردن به من ، اگر همه ی اینها تونیستی پس چیست ؟
تو همه چیزی وهمه کس!
من ترا باور دارم و تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
وقتی این فایل را گوش می کنم. به همراه فایل 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها خیلی احساسم خوب می شه.
اصلا این فایلها یک جنس دیگه هستند. چون ذهن من بخاطر ان عقبه چندین ساله همیشه میل داره بره به سمت اینکه خدا رو یک انسان تصور کنه
ولی این فایلها یک نگرش دیگری به خداوند برای ما ایجاد می کند که خیلی حسم را خوب می کند. این خدایی که استاد در این فایلها به ما نشان می دهد یک خدای نامحدود است که اگر انسان آن گونه باورش کند بی نهایت قدرتمند می شود.
انسانی که با تصور اینکه خدایش چگونه خدایی است زندگی اش را می سازد.
به قول استاد وقتی با فرکانس هامون زندگی مون را رقم می زنیم هیچکسی قدرت ندارد آن را خراب کند.
این خیلی قدرتمند است.
وقتی من احساس ناتوانی می کنم یا احساس درماندگی که نمی شود یا راهی ندارد، این فایلها مثل آب روی آتش می ماند. به من امید بسیار می بخشد و قدرت و توانایی خلق کردن.
من با همین فایلها بخصوص فایلهای جلسه 9 و 10 رویاها سال گذشته بسیاری از خواسته هایم را ایجاد کردم .
خداوند را به شکل یک خانه بزرگ وارد زندگیم کردم. خداوند را به شکل زندگی در شهر مورد علاقه ام درآوردم. خداوند را به شکل ملکی که خریدیم درآوردم. خداوند را به شکل عشق و علاقه همسرم دراوردم. خدایی که انرژی است و همه چیز است.
خدایی که برام ثروت می شود. رابطه رویایی می شود. سلامتی می شود.
این خدا واقعا خارق العاده است و اینها توهم نبوده و در زندگی ام از آن نتیجه گرفتم.
در حقیقت بهترین فایلهای استاد همین فایلهاست که نگاه ما را به خداوند تغییر می دهد. بخصوص اینکه خداوند احساسی نمی شود و کار ندارد صلاح ما چیه.
او به فرکانس های ما پاسخ می دهد. این عالیه.
آخه هنوزم وقتی جایی کم می آورم فکر می کنم اگر خیلی به خدا التماس کنم دلش رحم میاد.
یا فکر می کنم اگر فلان اتفاق نیفتاد حتما به صلاحم نبوده.
ولی اینگونه نیست. خداوند شکل می گیره به شکل یک اتفاق، به شکل یک نفر، به شکل یک مکان، به شکل یک حس، به شکل… اصلا نمی توان هیچ محدودیتی برایش در نظر گرفت.
او همه چیز است و هیچ کدام نیست.
خدایا شکرت خیلی خوشحالم که امروز هم با این فایل توانستم اون مومنتوم مثبت راحفظ کنم و ایمانم را زنده نگه دارم و نگذارم با افکار منفی اتفاقات ناخواسته را رقم بزنم.
وای انجا که استاد می گوید وقتی ابراهیم باور دارد همه چیز اوست آتش خود اوست آن گلستان هم خود اوست واقعا دیوانه کننده است.
من فکر میکنم باورهایی در طول هزاران و میلیونها سال در ذهن انسان ایجاد شده از جمله اینکه انسان در سنین اولیه زندگی از نظر فیزیکی توانمده و پس از 2 3 دهه کم کم رو به زوال میره و به کام مرگ میره. که این باور هم مثل سیمان به ذهن افراد چسبیده. و اگر کسی بتونه این باور رو تغییر بده میتونه توانمندی فیزیکیش رو حفظ کنه و یا بیشتر کنه. مثل بیماری سرما خوردگی که اگه شما یه مدت روی باورهاتون در مورد این موضوع کار کنید دیر به دیر سرما میخورین و به جایی میرسین که دیگه سرما نمیخورین، و همین موضوع ثابت کنندهٔ اینه که موضوع، مسالهٔ باورهاست.
من همونطور که خدتونم گفتین اعتقاد دارم انسان باید از خدش سوالات خوب بپرسه سوالاتی که رشد در پی داره سوالاتی که ترمزهارو پیداکنی و باورها تو شخم بزنی
من چند روز گذشته خیلی راجب این مسئله فکر میکردم با دوستم که از اساتید من هست هم خیلی راجبش حرف زدیم راجب خدا
راجب اینکه خدا کی هست و چی هست و برای ما اصلا باید چه معنایی داشته باشه
دوستم بهم میگفت تو زیاد کلمه خدا رو در حرفات بکار میبری بهمین خاطر اصلا از کلمه خدا استفاده نکن و اگه استفاده کردی به خدت منفی بده و خدش هم واقعا خد رو به جای خدا برگزیده بود و روی خد تمرکز داشت به جای خدا
نمیدونم آسون نیس شناخت این قدرت بالا
من مهمترین و بهترین باورهایی که راجب خدا دارم اینه که
1 خدا بالاترین قدرت این دنیاست و هیچ کسی نمیتونه خلف اراده او عمل کنه
2 اگ خدا بخاد بیارتت بالا هیچکی نمیتونه تو رو پایین بیاره و برعکس
3 اراده خدا بالاتر از تمام اراده هاست
این سه باور تقریبا یک جنسن اماا هر سه جمله درون منو به خروش میاره
4 خداوند از هزاران دست و هزاران راه میتونه به من خیر برسونه مغز من محدوده اما راه های اون محدود نیس
5 برای خدا هیچ زمانی دیر نیست و خدا هیچ وقت چیزی رو فراموش نمیکنه
6 خداوند در عدالت و حکمت کامل و تمام فرمانروایی و مربی گری میکنه
7 خداوند میتونه هم دوستت باشه هم دشمنت خداوند احساس نداره اون یه قدرته خالصه که فقط بله میگه و به این بستگی داره تو چجوری ازش کار میکشی
8 خداوند بزرگتر از اونه بشه با گناه کردن ازش دور شد از هرجا برگردی خدا برات آغوش بازمیکنه
9 همه خدا دارند و خدا برای همه است و همه به یک اندازه به خدا دسترسی دارند پس فقط سعی کن خدتو وصل کنی
10 کار ما وصل شدن است کار ما محاسبه نیست.
حسن ختام باورهام راجب خدا اخرین جملس که نوشتم یخورده شرایط میخاد سخت بشه بخدم میگم کار تو وصل شدنه بقیش بسپر به اون و در اوج به ظاهر مشکلات رها میشم در اغوش خیالی که ازش برای خدم ساختم مثل ی تیکه ابر بزرگ که تا چشم کار میکنه کشیده شده و من خدم رها میکنم درون ابری از ارامش و ارامش و ارامش
خدایا شکرت وسپاس گزارم بابت تجربه های خوب امروزم و رفتارهای پرمهر انسانهای نازنین با من ،
چه باوری درمورد خدا بسازیم که به ما کمک کنه؟؟؟
دارم فکر میکنم که خدا به ما چه قدرتی داده ،اینکه آزاد باشیم و اختیار و اراده داشته باشیم تا به هر شکلی که میخواهیم به این انرژی شکل بدیم و جهان مادی تماما برده ی فرکانس های ماست ، همه و همه و همه رو برای ما آفریده و مارو جانشین خودش قرار داده ،ما به اندازه ای که به سمتش میریم ،به اندازه ای که قدرتشو باورمیکنیم و به اندازه ی تمام تلاشمان برای یکتاپرست بودن و توحیدی عمل کردن ،به همان اندازه محدودیت های جسم مادی و محدودیت های ذهنمونو کنار میزنیم و خداگونه تر میشویم و در این لحظات جهان کاملا به تسخیر ما در می آید ،میگویم موجود باش و همان لحظه موجود میشود ، خدایی که نه عشقه ،نه نفرت ،نه خوبیه نه بدی، نه بالاس نه پایین ،نه چپه نه راسته ،نه فقره نه ثروته ،نه رحمانه و نه منتقم ،ودر عین حال همه ی اینها هست به شرط انتخاب من ، پس به این ترتیب و طبق این نظریه که بهش باور دارم ،خدا خوده ماییم، تک به تک ما ،چون ماییم که انتخاب میکنیم که کدام جنبه ازاین انرژی رو تجربه کنیم جنبه رحمان و رحیم یا جنبه منتقم ؟؟؟پس میشه گفت من خوده خدام و انتخاب و اختیار تمام لحظاتم تماما دست خودمه و فرکانس های خودم که به این انرژی شکل میدم ،بد یا خوب و……
همهی انسان ها تصویری از اون هستند و باورهای من راجب اونها تعیین کنندس که جنبه ی عصبی و ناراحت و پرخاشگر اونهارو تجربه کنم یا جنبه ی خوش رو و مهربان و روح خدایی اونها رو؟؟؟؟ همه چیز منم ،من خودت کیهانم که اومدم برای چند صباحی این جسم و تجربه کنم ،من خوده ابدیتم که اومدم تا لذت ببرم و برم ،من خوده خدام و قدرت خلق دارم ،همه و همه چیز بستگی به باورهای من داره و من تعیین میکنم چه روابطی داشته باشم؟؟؟سالم یا ناسالم؟؟؟ من تعیین میکنم فقیر باشم یا ثروتمند؟؟؟ من تعیین میکنم سلامت باشم یا بیمار ؟؟؟ من تعیین میکنم که در هر لحظه چه شکلی به این انرژی بدم و قدرت تغییر شکل این انرژی رو دارم ،چون از روحش درمن دمیده و مهم ترین رابطه ی من رابطه با خداست ،و بقیه امتداد و نتیجه ی رابطه ی من با اونه ، و درعین حال من میتونم به حرف این نیرو گوش ندم ،میتونم وابسته بشم به آدمها ،میتونم کثیف رفتار کنم ،میتونم برخلاف مسیری که تعیین کرده برم و تا سرحد مرگ به خودم ضربه بزنم و اون حتی حق کوچکترین دخالت رو در مورد من و تصمیمات من از خودش سلب کرده ،اما در عین حال تمام راه ها به اون ختم میشه ،حتی راه هایی که قرار نیست منو به اون برسونه هم به اون ختم میشه ،من قدرتی دارم قدره قدرت خدا و زمانی که تصمیم میگیرم با تمام وجودم در مسیری که این نیرو گفته حرکت کنم ،ابراهیمی ساخته میشود که آتش بر او بار دیگر گلستان میشود ، موسایی ظهور میکند که بار دیگر رود نیل براو شکافته میشود ،ومحمد و عیسایی ظهور میکنند که باره دیگر جهان را در حیرت فرو برند ، اما به شرط ایمان و باورم به این نیرو ، باور به وهابیت و قدرت این نیرو تا باری دیگر سلیمان ظهور کند ، بله میشود ،امکان پذیر هست ،اگر یکی توانسته من هم میتوانم ،اگر اونها خدای بزرگی داشتن ،خدای منم همونه و عوض نشده چیزی تو این معادله ،تنها و تنها کافیه که با ایمان و با اراده و تعهد تمام بخواهم تا پرده ی باورهای محدود کننده رو کنار بزنم و مهر از قلبم بردارم و خالی باشم تا بار دیگر پرشوم ،اما پر شدنی متفاوت ،اینبار پرشوم از باورهای توحیدی و ابراهیمی و قدرتمند کننده ،پرشوم از معنویت و عشق و همواره جاری باشم ، پرشوم از سپاس گزاری و تحسین زیبایی ها و پرشوم از خداااا .
ای که حیات و ممات همه به دست توست و در علم ازلی تو محفوظ ،مرا یاری بده تا فاصله ی بین حرفها و آگاهی هام با عملم به اونها هربار کمتر و کمتر شود و به درجه ای برسم که هیچ فاصله ای میان آگاهی ها و عملم باقی نماند و همواره عملگرا باشم به این قوانین و همواره تمام توجه و تمرکزمو در راستای اهداف متعالی و ساختن شخصیت متعالی صرف کنم و حتی ثانیه ای را عبث و بیهوده نگذرانم ،
خدایا شکرت و سپاس گزارم بابت اجابت درخواست ها و دعاهای بی پایانم ، سپاس گزارم که هر موقع صدات میزنم جوابی ،هرموقع کمی بی حالم خوبه حالی ،هرموقع کمی سیستم خوده نشاطی ،هرموقع کمی غمگینم خوده شادی وهرموقع نگرانم خودم آرامشی که با درخواست من درمن جاری میشی .
خدایا شکرت بابت همه چیز و آگاهی هایی که در این فایل تکرار و یادآوری شد ،سپاس گزارم بابت بودن در مدار این آگاهی ها و درک اونها
خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
هدایت کن به راه آنان که به آنان نعمت دادی ،نه کسانی که برآنان غضب نمودی و نه (گمراهان).
سلامبه همه دوستان عزیزم ….
روز 84 سفر نامه …
یادمه که بچه بودم هر چیزی رو که میخواستم بخرم همیشه این تو ذهنم بود که بابام چون از دوچرخه بدش میاد حتما بگم یا این یا دوچرخه فلان چیزو برام میخره و بالای 99.9% هم این اتفاق میوفتاد ….
میگفتم یا دوچرخه یا اسکیت …
یا دوچرخه یا گوشی …
یا دوچرخه یا لپ تاپ …
میدونم حس باجگیری رو داشت ولی خب من به علایقم میرسیدم ….
اون موقع که نمیگفتم خدا کیه و چیه ؟
اون موقع که نمیدونستم خودم خالق زندگیم بودم …
من از این روش به خواسته هام میرسیدم و انجامش میدادم …
خب چه بهتر که روش هامو با کمی تغییر از خدا همه چیم رو بخوام …
این فایل از استاد خیلی به من کمک کرد که خیلی حساس نباشم …
روی دعا کردنم …
روی باورهام …
خب از وقتی که متوجه شدم قانون دنیا چیه و خدا کیه و چیه یکم روی دعا کردنم حساس شده بودم …
با دقت شکر گذاری میکردم …
با دقت و حساسیت خواسته هام رو مینوشتم …
خیلی اذیت میکردم خودمو ….
باور به خدا منو یاد یکی از داستان هایی انداخت که دقیق داستان رو یادم نیست ولی اینطوری بود که یه بنده خدایی از خدا درخواست میکرد و یکی از پیامبرهایی که در اون زمان بوده وقتی دعای این بنده خدارو میشنیده کلی ازش ایراد میگیره که تو نباید با خدا اینطوری صحبت کنی و باید ازش معذرت خواهی کنی که اینطوری ازش درخواست کردی و اون بنده خدا هم کلی خجالت میکشه و از خدا معذرت خواهی میکنه و خدا شب به خواب پیامبر میره و میگه هر بنده ای با زبان خودش از من کمک میخواد و تو نباید به کسی بگی چیکار کنه یا نکنه ….
الان این داستان که یادم اومد برای این بودش که استاد گفت خدا رو هرطور ببینی همونطور میشه …
انرژیه …
صداست …
تصویره ….
و هر کس خدا رو با باورهای خودش که میدونه درسته و بهش کمک میکنه میشناسه …
ایمان داره بهش … .
درمورد قسمت آخری که استاد درمورد فرکانس های فایل هاشون صحبت کردن من یاد خودم افتادم که ….
همسرم وقتی میرفت کلاس سوار کاری منم میتونستم سوار اسب بشم …
مربی همسرم برای اینکه من زیاد وارد نبودم دهانه اسب رو میگفت و پیاده منو دور پیست میچرخوند …
خیلی استاد خوبی بود …
چیزی که ازش شنیدم این بودش که هر سری خودشو آپدیت میکرد برای راحت تر نعل کردن اسب …
میگفت با اینکه هر سری خودمونو آپدیت میکنیم متوجه میشیم که چقدر میتونسته اون حرکت به اسب ضربه بزنه …
ولی الان که بروز کرده خودشو نعل کردن اسب براش راحت تر و اسب هم کنارش آروم تره …
درواقع فرکانس رو با تکامل تو رشته مورد علاقش بالاتر برده ….
هر روز داره پیشرفت میکنه تو کار ش ….
و چقدر راحت تر میشه با صحبت کردناشون استاید رو باهم مقایسه کرد وقتی که بلده اون کار هم نباشی …
جواب سوال این فایل : من با توجه به فرکانسی که الان دارم میتونم بگم که باورهای انسانه که میتونه اونو رشد بده یا متوقفش کنه …
اگه فرد به خودش ایمان داشته باشه در هر سنی باشه میتونه رشد کنه در هر زمینه ای …
فردی که فکر میکنه از یه سنی به بعد دیگه نمیتونه بازی کنه برای اینه که توی اون رشته افراد هایی رو دیده که از اون سن به بعد خودشونو بازنشسته کردن و دگ جلو تر نرفتن و این باور در ذهنش نقش بسته که دگ نمیشه از یه حدی بالاتر رفت ولی اگه یکی این مرز رو بشکنه بقیه افراد هم با کمی تغییر باورهاشون و ادامه دادن میتونن به نتیجه های بالاتر دست پیدا کنن ….
.
.
.
.
.
دوستتون دارم … موفق باشید …
به نام الله
روز 84ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیز
تقریبا یک سال پیش که وارد این سایت شدم و بسیار گیچ بودم . چون تا به اون زمان هیچ فایلی از استاد ندیده بودم و من گیج بودم . من یه لایو از استاد دیده بودم و مشتاق تا ایشون را پیدا کنم و بالاخره پیدا کردم . و چقدر خدا دوستم داشته که منو هدایت کرد به این مسیر سبز.
وقتی وارد سایت شدم جستجو میکردم بدونم استاد کی هستند و فایلاشون چیه و فکر میکردم ازون فایل های موفقیت دارند و من خودم هم همش دنبال راهی و شاه کلید برای رسیدن به ثروت بودم.
اما، اما
خدایا شکرت .
من نمیدونم چه جوری هدایت شدم به فایل های توحیدی به فایل هایی مربوط به خدا.
یادم نیست اولین فایل که گوش کردم چی بود فقط میدونم شناخت من را به خدا کلا دگرگون کرد. من اومدم اینجا در جستجوی چیز دیگری بودم . اما تسلیم شدم و به معنای واقعی دنبال خدا گشتم.
و من چه فایل هایی را گوش کردم که همه همه مرتبط با خدا بود.
و هر روز هم داره شناخت من از خدا تغییر میکنه اما این تغییر به سمت تکامل پیش میره . اونم به خاطر آلارمی است که از خودم میفهمم. من حالم خوبه .
من آرامش دارم.
من برای هر کاری با خدای خودم حرف میزنم .
و سخن استاد را الان درک میکنم که خدا همون شکلی در میاد که تو میخواهی.
هیچ محدودیتی برای این خدا وجود نداره .
خدا همه چیزه .
من چقدر خوشبختم که وارد این سایت شدم با این محیط ملکوتی ارتباط گرفتم. این محیط واقعا الهی است. من اگه روزی به اینجا سر نزنم انگار چیزی را گم کردم.
من با فایل های توحیدی استاد ، خدا را جور دیگه شناختم. من همیشه نماز خوندم . اما تازگی ها نمازم جور دیگه است. من حسم سخنم با خدا فرق میکنه.
من مینویسم برای خدا و خدا هم همون موقع جوابم را میده و مینویسم.
یعنی همیشه همیشه خدا با منه .
هر چقدر من در این مدار زندگی به خدا نزدیک تر بشم نشونه اش حال خوبمه.
یعنی اگه ترس دارم اگه خشم دارم یعنی از منبع دور شدم.
و اگه حال دلم خوبه احساسم خوبه آرامش دارم یعنی به خدا نزدیکتر شدم.
و به قول یکی از دوستان در کامنت ها هر چی به خدا به این منبع نزدیکتر ، عزیزتر .نورانی تر .
خدای من، با باورهای من تغییر کرد. هر چقدر باورهای من قدرتمند تر میشه هر چقدر ایمانم قوی تر میشه ، خدای درون من قوی تر .
و خدا به هر شکلی که من بخوام تغییر میکنه. خدا همه چیز هست . نمیتونم بگم . نمیتونم توصیف کنم.
سال ها پیش یه خوابی دیدم قبل از ورودم به سایت بود . من توی خوابم گل هایی را دیدم که تا حالا این رنگ ها را ندیده بودم . هنوز که هنوزه من این خوابم به وضوح برام هست . اصلا یک برق خاصی داشت یه رنگ خاص . حتی توی خوابم میگفتم من بیام اینا را نقاشی کنم اما با چه رنگی این را در بیارم . گل ها اکلیلی بودند اصلا نمیتونم توضیح بدم چه رنگی بود . بعد از دیدن گل ها من رفتم در یه قفلی را باز کردم در باغی بود و سوار قطاری شدم.
همیشه به اون خواب فکر میکنم که هیچ گاه نمیتونم اون گل ها را توصیف کنم.
توی این فایل که استاد فرمودند به چیزی را بخواهی توصیف کنی نمیتونی اونو بگی که طرف مقابل کاملا بفهمه.
حالا من چطور میتونم این خدا را تعریف کنم. هر روز که از ورودم در اینجا میگذره کمتر میتونم توضیح بدم.
اوایل تا چیزی را درک میکردم دوست داشتم به همه بگم اما جدیدا اصلا درکم را نمیتونم به کسی بگم .
چون فقط درک منه. باورهای منه . آخه من چجوری باورهامو توصیح بدم. چجوری درکم را از خدا برای کسی بگم.
من این فایل را بارها و بارها گوش کرده بودم ولی نتونسته بودم چیزی بنویسم . الان هم تقریبا یه هفته است توی این فایل موندم . اما چون میخوام روزشمارم را طی کنم و به خودم قول دادم ردپا بزارم نوشتم. من مطمئنم که ماه ها بعد برگردم و کامنتم را بخونم میگم کاش این را هم اضافه میکردم کاش یه جور دیگه مینوشتم.
اما نوشتم تا ردپای من باشه . با اینکه نمیتونم در مورد این فایل و حتی اسم این فایل : “رابطه ی ما با انرژی ای که خدا نامیده ایم” ، درست بنویسم. اما باشد که تکاملم را طی کنم و درکم بالاتر بره. و حتما بهتر بنویسم.
خدایا شکرت بخاطر این مسیر سبز
خیلی خیلی دوستتون دارم.
سپاسگزارم
به نام خداوند بخشنده مهربان ..
یک سال پیش با پیجی در اینستاگرام آشناشدم که کلی ازفایلهای استاد رو درپیجش گذاشته بود ومنهم باعلاقه اون پیج رو دنبال میکردم،وهمش میگفتم کاش پیج اصلی این استاد عباسمنش رو پیدا کنم ،
یک روز این آقادرپیجشون استوری کردن ،که تعدادی فایل از استاد عباسمنش دارن که میفروشن ،من هم به خاطر علاقه به حرفهای استاد اون فایلها رو خریدم …. البته که بعدها متوجه شدم فایلهای هدیه استاد بودن درسایت ،،
وهرروز تعدادی از اونها رو گوش میکردم ،
یکی ازاون فایلها منو دگرگون کرد ،وهمینطور یاشنیدن مطالبش اشک میرختم ،
احساسی عجیبی دروجودم بود ،احساس میکردم خدا بامن حرف میزنه،
اون فایل همین فایل بود که بصورت صوتی گوش میکردم .
اونموقع هنوز وارد سایت استاد نشده بودم ،
واصلا این فایل تصویری رو ندیده بودم ،
ولی احساسی که رو که ازاستادو حرفها داشت رو حس میکردم ،
من نمیدونم این فایل رو استاد چه زمانی ضبط کردن درچه ساعتی ازروز،
ولی وقتی صدای استادروشنیدم احساس کردم ،
که استاد این فایل رو دریک صبح بعدیک خواب عالی ضبط کرده ،
یک روزی که صبحش باهمه روزها فرق داشت ،
صدایی که درپی این فایل صوتی بود یکجور دعوت بود آزمن،
حالا که دارم اینو مینویسم اشکها امانم نمیده،
واحساسی لطیف ووصف نشدنی درمن بود ،
یکجور که انگار حرفهای خدا بود بامن ،که میگفت ،
بیا ویکتا پرست باش مثل ابراهیم ،،
چون ابراهیم حنیف بود یکتاپرست مشرک نبود ،
خدامیگفت منو ببین ،درهمه جا هستم در هرچی که دراطرافت هست ،نگاهی به بیرون انداختم ،
انگار همه چیز خدا بود ،
این فایل زیبا یک حدیث زیبا برایم بود ،
که من رو به مسیرخداوند هدایت کرد ،
البته باید بگم این خداوند بود که دستهای منو گرفت بلندم کرد ،وباهام حرف زد هرکلمه ایکه گفته میشه حرفهای خداست ،
قلبم اینو میگه ،من اگه هزارباردیگه این فایل رو گوش کنم بازم همین احساس رو دارم ،
بعد از مدتها ازگوش کردن این فایل یک روز دوباره رفتم به اینستاگرام وباخودم گفتم هرجور شده باید پیج اصلی استاد روپیدا کنم ،وجالب اینکه پیداکردم ،نمیدونم چه جوری ولی پیداکردم ،وازهمونجا آدرس سایت رو پیدا کردم .وبعد از مدتی وارد سایت شدم ،
اون اوایل نمیدونستم ترتیب فایلها چه جوریه ،خیلی دوست داشتم نمونه اصلی این فایل صوتی رو پیدا کنم ،
وبالاخره پیدا کردم ،ووقتی تصویری این فایل رو دیدم ،اصلا حالم دوباره عوض شد ،وحس عجیبی وجالبی داشتم ،
من دقیقا چهره ی استاد رو به همین شکل ازپس او فایل صوتی دیده بودم ،ودقیقا همون حس رودرمن ایجاد میکرد که انگار استاد ازیک خواب شبانه عالی بیدار شده وانگاری بهش الهام شده که باید بلافاصله این فایل رو ضبط کنه ،ونگاه استاد برق چشمهاش ،اصلا متعلق به خودش نیست دراین فایل ،
نمیتونم حسم رو بیان کنم وبنویسم ،ولی اون نور وشوق وعشق درنگاه استاد متعلق به خداونده نه اینکه خدا باشه ،نه ،اون احساس برای خداست ،
ومن بینهایت این فایل رو دوست دارم ،
اما نمیدونم چرا اونموقع کامنت نداشتم ،
ولی امشب حس قشنگی داشتم با خداوند،
وامدم تواین قسمت سایت .که ناخودآگاه آمدم سراغ این فایل ،
میدونم که این کارخداست ،
میخوام بگم خدایی که من شناختم ،ببشتر ازحد باورهای منه ،اون یک جور احساس زیبایی هست که نمیشه بیانش کنی یکجور حس دوست داشتن ،یکجور بودن و نبودن ،
خدا همه چیزه،
هروقت این جمله یادم میاد اشک توچشمام جمع میشه ،
امکان ندارد دونفر باشن وخدا نفر سوم نباشه .امکان ندارد سه نفر باشن و خدا نفر چهارم نباشه ،
وقتی بهش فکر میکنم ،خدا رو بیشتر کنارم حس میکنم ،
وباخودم میگم چقدر کارها کردم وفقط تودیدی خدایا ،عیبمو اشتباهاتمو .ازش گذشتی ،باعشق هدایتم کردی ،
ومنو آوردی تومسیر ی که عباسمنش رو رهبر این گروه کردی ،.
استاد خوبم شما دستهای خداوند بودی که نجاتم دادی ،راه رو نشانم دادی ،
بلندم کردی وزندگی کردن رو یادم دادی ،
در تمام این مدت فقط خدارو دیدم ،فقط خدا رو ،که درظاهر شما باصدای شما با حرفهای شما صدام کرد ،وهدایتم کرد،وهمینطور هم دارم بااین هدایت هم مسیر میشم….
من چطور میتونم عاشق این خدانیاشم ،نمیتونم ،واشکها که نمیدونم چرا همینجوری میان روی صورتم ونمیزارن کامنتم رو بنویسم ،
من خدایی رو پیدا کردم که همیشه پیشم بود بامن بود وبامن بود ،
این من بودم که گمش کرده بودم ،این من بودم که اونو ندیدم ،
خدایا ازت سپاسگذارم ،که این فرصت رو دارم که تازنده ام در مسیر درست باشم دستهام تودستهات باشه ،
وسپاسگذاراستادم هستم که دستی ازخداوند مهربانه برام ،
وکمک کرده تا خودم رو پیدا کنم وخدارو درک کنم ،
خدایا من رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان وغضب شدگان ،
وقتی به خدا فکر میکنم .یک تصویری ازکودکیم تاالعان میبینم ،که خدا همیشه بامن بوده ،یک جور حس زیبا و عجیب ،بود برام ،همیشه حس میکردم با ادمهای اطرافم فرق دارم ،حتی باخواهروبرادرهام ،گاهی اوقات باخودم فکرمیکردم فرزند پدرو مادرم نیستم ،همیشه یکجور خاصی همیشه خدا حواسش به من بود،همیشه بامن حرف میزد ،همیشه قلبم روارام میکرد همیشه دنیای من بابقیه فرق داشت ،باخودم فکرمیکردم .من مشکلی دارم که شبیه بقیه نیستم ،دلیلش رودرک نمیکردم ،خدارو درک نمیکردم ،این احساس خوب رو نمیفهمیدم ،
وهمیشه دنبال خدا بودم وپیداش نمیکردم ،
تا جایی رسیدم که خواستم بدترین آدم بشم چون خدارو ازخودم خیلی دور میدیدم ،خدا رو خیلی خشمگین میدیدم ،ولی قلبم اینو نمیگفت ،اما من بهش توجه نمیکردم ،
خدای درونم همیشه بامن حرف میزد اون منو آروم میکرد بامن مهربان بود ،
من همیشه همه ی کارها به خوبی برام انجام میشد همیشه همه کمک میکردن لطف خدا همیشه بامن بود ،ولی باز ناشکر وناسپاس بودم ،وخدارونمیدیدم ،تاوقتی که استاد رو پیدا کردم ،وبعدهم این فایل رو ،،،،،
واین فایل یک جور عشق خاصی درش وجود داره که من نمیتونم باجمله ها بیانش کنم ،
من خدارو درهمه چیز میبینم ،هرچی که دراطرافم وجود داره واین بهم احساسی خوب وارامی میده ،
چقدر تغییر کردم ،چقدر آرامتر شدم ،چقدر صبورتر شدم ،چقدر روابطم خوب شده ،چقدر نعمت وارد زندگیم شده ،
چقدر آزادتر ورهاتر شدم ،
چقدر شجاع شدم ،چقدر زیبا شدم جوان شدم سالم تر شدم ،
وچقدر ارامتر وخالص تر شدم سبک شدم ،
چقدر ادمهای اطرافم مهربانتر شدن خیرخواه ترشدن ،چقدر زندگیم سالم تر شده ،
من آگاه تر شدم ،وهرروز بهتر میشم ،
وتاوقتی زنده آم دراین مسیر میمانم .
خدایا سپاسگذارم که اینهمه نعمت وخوشبختی وسعادت بهم دادی ..
دوستت دارم خدای عزیزم .استاد عزیزم سپاسگذارم ازشما وخانم شایسته عزیز درپناه الله یکتا شاد خوشبخت سعادتمند وثروتمند دردنیا واخرت باشید،
سلام به استاد عزیز وبیهمتاودوستداشتنی ام ومریم جان عزیزم وتمام دوستان عزیزم که باوجود اینکه به چشم ندیدمتون ولی کامنت هاتونو که میخونم تو قلبم حستون میکنم وحس میکنم سالهاست همراه منید.
دوست عزیز حرفهایی که زدین حرف دلم بود.چند روزی بود همش به خدا میگفتم باور داشته باشید یعنی چطوری ذهنم درک میکرد ولی قلبم کامل حسش نمیکرد ومدام این سوال برام تکرار میشد انگار یه گره ای یاقفلی بوود که باید باز میشد تا ارووم بگیرم وبالاخره خدای عزیزم ودوست مهربونم جوابمو دیروز بااین فایل به عنوان نشانه من داد.الله اکبر نمیدونید چه حالی داشتم دیوانه شده بودم از این همه لطف وتوجه خدای عزیزم مدام تکرار میکردم الله اکبرواقعا با تمام وجود درک میکردم که خدا با ماست واز حال وخواسته ما خبر داردوما چطور باید ازش بخوایم تا بهمون ببخشه هر چند تا الانم همیشه کمکم کرده وتو بدترین شرایط قبل از اگاهی هیچوقت تنها م نذاشته ولی الان یه جور دیگست.توحیاطمون درخت انگوری هست که الان که فصل بهاره پراز برگهای جوون وزیبا وانگورهای ریزیه که از ش اویزونه وگوشه کنار حیاط پر از گله توایوونمون یه چمن مصنوعی پهن کردم وتو هر فرصتی میام اونجا میشینم وبا هرنفسی که میکشم خدا را از این همه نعمت وزیبایی شکر میکنم دیروزم اونجا این فایل برام اومد وتو اون حس روحانی عجیبی که داشتم تونستم خدارابیشتر ببینم باور میکنیدساعت دونیم شب بود هرکار میکردم نمیتونستم بیام توخونه وهی گوش میدادم قطع میکردم وروش فکر میکردم یه دفعه متوجه شدم پسرم یه جور عجیبی نگام میکنه از بس توحال خودم نبودم .همیشه میگم خدایابه اندازه تمام اتمهای همه افریدههات بی نهایت برابر شکر که اینقدر هواموداری ومن تو این مسیر بااین همه عزیز همراه کردی تا بتونم به حقیقت برسم واقعاهمراهی شما عزیزان نعمت ودلگرمی بزرگیه چون هرجاحرفهای استاد عزیزمونو متوجه نمیشم با خوندن اونها گره ها برام باز میشه ودرکشون راحت تر میشه الان درک میکنم چراهمیشه هر جا که بودم با من یه طور خاص رفتار میشه ویه احترام خاصی برام قاعلن چرا همسرم دیوانه وار دوستم داره بله این حس خدایی من وخدای درون منه که باعث جذب این احترامات ومحبت ها میشه.شکر.
استاد جان ومریم عزیزم ودستان گلم خداهمیشه حافظ ونگهدارتون باشه
سلام مژگان عزیزم ..
خوشحالم که باخوندن کامنتم .احساس بهتری ومشترکی پیدا کردی،
من هم باخودندن کامنتهای بچها ،خیلی از مطالب استاد رو بهتر درک میکنم ،وخیلی بهم کمک میکنه ….
از اینکه به این احساس خوب وارامش رسیدی ،
از اینکه خدای درونت رو پیدا کردی ،وازبودن،
دراین سکوت درونی ،که باعث میشه روحت وجسمت به آرامش برسه ..
برات خیلی خوشحالم ،
این فایل استاد خیلی بینظیره ..
ووقتی کامنت شماروخوندم ،
دوباره کامنتم رو خوندم واشک ریختم ،
حس خوبی دراین کلمات هست که استاد بیان میکنه وهربار قلبم به احساس بهتری میرسه ،،
مژگان عزیزم برات بهترینها رو دراین مسیر توحیدی وابراهیمی .آرزومندم ،،
در پناه الله یکتا شاد باشی
به نام خدا
سلام استاد عزیز
الان که دارم کامنت مینویسم شبه، برق خونمون قطعه، ما چراغهای گوشیمون رو روشن کردیم و پنجره ها رو باز کردیم تا هوای خنک بیاد داخل خونمون
تضادها هستن ولی توی دل تضادها هم میشه اگاهانه به دنبال دیدن زیبایی ها بود
من امیدوارم به اینده
خدایا شکرت که اینده رو نامعلوم و نامشخص قرار دادی برامون تا امیدوار باشیم به اینده ای بهتر و روزهایی زیباتر
من نمیتونم جلوی قطع شدن برق رو بگیرم ولی من میتونم در هر لحظه، اگاهانه تمرکزم رو بزارم برای دیدن و سپاسگزاری از نعمتهام که هر روز و هر لحظه بیشتر و بیشتر وارد زندگیم میشه
وعده خداونده لئن شکرتم لازیدنکم
اگر شکرگذاری کنید، شما را می افزایم و بیشتر و بیشتر بهتون نعمت میدم
این قانون خداونده
قانون بدون تغییر الهی است پس من میخوام همین الان ده تا از نعمتهای اکنونم رو بنویسم و خدا رو سپاسگزاری کنم بابتشون
1/خدایا شکرت که شبا هوا خنکه و باد ملایم و مطبوعی بیرون هست و از پنجره های خونمون میاد داخل و هوای اتاق رو مطبوع کرده
2/خدایا شکرت که بچه هامون بزرگ شدن و بی قراری نمیکنن و با گوشی مشغول میکنن خودشون رو، این جور وقتا
3/خدایا شکرت که امروز کمکم کردی تا شام عالی درست کنم و هم خودمون نوش جان کردیم هم به بچه های فامیل دادیم
4/خدایا شکرت که امروز خواهرم زنگ زد و گفت پارچه های زیبایی داره و با قیمت پایین تر از بازار میخواد بهمون بده
5/خدایا شکرت به خاطر گوشی های عالی که دستمونه و من و بچه ها و همسرم مشغولیم
6/خدایا شکرت به خاطر اب های خنکی که توی یخچال داریم برای نوشیدن
7/خدایا شکرت به خاطر یخچالمون که مواد غذایی مون رو خنک و تازه نگه میداره
8/خدایا شکرت که کولرمون عالی کار میکنه و باد خنکی میده
9/خدایا شکرت که امروز هم مشتریهای عالی و فراوانی برامون فرستادی
10/خدایا شکرت به خاطر کاپ قاعدگی ام که وسیله عالی و کاربردی برام
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا هدایتمون کن به مسیرهای زیباتر، پر نعمت تر و سرسبز تر
خدایا شکرت که اینده رو نا مشخص قرار دادی تا همواره بهت امیدوار باشیم
سپاس استاد
سپاس دوستان
سپاس ویژه مخصوص خدای قادر و توانایم که خالق و روزی دهنده و هدایتگر من و کل جهانیان است
سلام به استاد و بچه ها.
حالا که همچی خداست حالا که همجا هست ولی هیچ جا نیست. حالا که بد و خوب خودشه.
پس: درخواست من از دنیایی که توش هستم اینه:
ای خودم !!! بهترین خودم باش. ای آدمهایی که با من ارتباط هستین بهترین خودتون نشونم بدین. موتور سیکلت عزیزم بهترین سواری بهم بده. خیابون های شهر بهترین و صاف ترین مسیر باشین. عشقم بهترین رفتار خودتو با من داشته باش. ای اکسیژن بهترین ورژن به ریه هام بفرس. تمام موجودات و اشیا گیاهان و خاک و اب و آتش و هوا بهترین خودتون به من نشون بدین. من باورتون دارم من نگاهم به جهانم زیباست انرژی دارم. حرکت میکنم. مثبت فکر و عمل میکنم. باورتون دارم . قالب دوستی عشق مهربانی شکل دادم در ذهنم. خودتون بریزین تو قالبی که شکل دادم.
در مورد سوال استاد باید بگم چون الگو تکرار شده و برای ذهن منطقی شده که فرد 20 ساله از 35 ساله انرژی بیشتر داره و ذهن دوست نداره از منطقه امن بیرون بیاد میگه همین درسته ولش.
ولی تغییر باور با شکستن باور قبلی شروع میشه. با تغییر روش زندگی تحقیق و تغذیه مناسب. من 20 سالم بود میرفتم رزمی. رژیم غذایی نداشتم و هرچی بود میخوردم میرفتم باشگاه. انرژی زیاد بود الانم که 33 سالم هست چون همون باور 20 سالگی دارم و خودمو ادم جوان و شاداب میبینم هنوز. انرژی دارم و هیچ فرقی نکردم بلکه بهتر شدم . چون ذهنم نمیخاد باور کنه که سن مهمه. عضلاتم همین قبول میکنن
سپاسگزارم از انرژی به نام رب.
دوستتون دارم…
سلام استاد جانم!
خدای من !من به توایمان دارم ، من ترا باور دارم ، من به تواعتماد دارم ، ترا با چشمان سرم نمیبینم اما ترا در شکوفه ای میببنم که میوه میشود ، ترا در پرنده ای میبینم که با تکه های کوچک چوب لانه میسازد ،ترا در پرواز شکوهمند یک عقاب بر فراز آسمان میبینم،ترا در کرم ابریشمی میببنم که به دور خود پیله میسازد و ترا در در پروانه ای میبینم که از آن پیله بیرون میاید ، ترا در مورچه ای میبینم که دانه ای سنگین تر از خود را به لانه میبرد، ترا در زنبور عسلی میبینم که با شهد گلها عسل میسازد، ترا در پرهای رنگ رنگ یک طاووس میبینم ترا در کهکشانهای ناشناخته ی دور میبینم ،ترا در درخشش خورشید در آبی بیکران میبینم ، ترا در تابش ملیح ماه در اوج آسمان میبینم ، ترا در گردش منظم و بی نقص سیارات در مداری خاص میبینم،ترا در سو سوی ستارگان بر سقف آسمان میبینم، ترا در فاصله ی حساب شده ی خورشید با زمین میبینم، ترا در پاییز هفت رنگمیبینم ودر بارش رقصان بلورهای برف ، ترا در بهار وزندگی دوباره میبینم و تابستان وبه بار نشستن میوه ها ،ترا در موجودات ناشناخته وعجیب اعماق اقیانوس ها میبینم ، ترا در رقص زیبای کودکی میبینم و در خنده های شاد دخترکان ،ترا در خلق شگفت انگیز انسان میبینم ،در ذهن خلاق انسانها، در پیشرفت تکنولوژی امروز میبینم ،ترا در طراحی بی نقص ومنظم سیستم بدنم میبینم ،ترا همه جا میبینم در درون خودم ونزدیکتر از رگگردن به من ، اگر همه ی اینها تونیستی پس چیست ؟
تو همه چیزی وهمه کس!
من ترا باور دارم و تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم
روز بیست و دوم
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام
وقتی این فایل را گوش می کنم. به همراه فایل 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها خیلی احساسم خوب می شه.
اصلا این فایلها یک جنس دیگه هستند. چون ذهن من بخاطر ان عقبه چندین ساله همیشه میل داره بره به سمت اینکه خدا رو یک انسان تصور کنه
ولی این فایلها یک نگرش دیگری به خداوند برای ما ایجاد می کند که خیلی حسم را خوب می کند. این خدایی که استاد در این فایلها به ما نشان می دهد یک خدای نامحدود است که اگر انسان آن گونه باورش کند بی نهایت قدرتمند می شود.
انسانی که با تصور اینکه خدایش چگونه خدایی است زندگی اش را می سازد.
به قول استاد وقتی با فرکانس هامون زندگی مون را رقم می زنیم هیچکسی قدرت ندارد آن را خراب کند.
این خیلی قدرتمند است.
وقتی من احساس ناتوانی می کنم یا احساس درماندگی که نمی شود یا راهی ندارد، این فایلها مثل آب روی آتش می ماند. به من امید بسیار می بخشد و قدرت و توانایی خلق کردن.
من با همین فایلها بخصوص فایلهای جلسه 9 و 10 رویاها سال گذشته بسیاری از خواسته هایم را ایجاد کردم .
خداوند را به شکل یک خانه بزرگ وارد زندگیم کردم. خداوند را به شکل زندگی در شهر مورد علاقه ام درآوردم. خداوند را به شکل ملکی که خریدیم درآوردم. خداوند را به شکل عشق و علاقه همسرم دراوردم. خدایی که انرژی است و همه چیز است.
خدایی که برام ثروت می شود. رابطه رویایی می شود. سلامتی می شود.
این خدا واقعا خارق العاده است و اینها توهم نبوده و در زندگی ام از آن نتیجه گرفتم.
در حقیقت بهترین فایلهای استاد همین فایلهاست که نگاه ما را به خداوند تغییر می دهد. بخصوص اینکه خداوند احساسی نمی شود و کار ندارد صلاح ما چیه.
او به فرکانس های ما پاسخ می دهد. این عالیه.
آخه هنوزم وقتی جایی کم می آورم فکر می کنم اگر خیلی به خدا التماس کنم دلش رحم میاد.
یا فکر می کنم اگر فلان اتفاق نیفتاد حتما به صلاحم نبوده.
ولی اینگونه نیست. خداوند شکل می گیره به شکل یک اتفاق، به شکل یک نفر، به شکل یک مکان، به شکل یک حس، به شکل… اصلا نمی توان هیچ محدودیتی برایش در نظر گرفت.
او همه چیز است و هیچ کدام نیست.
خدایا شکرت خیلی خوشحالم که امروز هم با این فایل توانستم اون مومنتوم مثبت راحفظ کنم و ایمانم را زنده نگه دارم و نگذارم با افکار منفی اتفاقات ناخواسته را رقم بزنم.
وای انجا که استاد می گوید وقتی ابراهیم باور دارد همه چیز اوست آتش خود اوست آن گلستان هم خود اوست واقعا دیوانه کننده است.
خدایا شکرت خیلی این فایل عالی است. سپاسگزارم
با سلام،
من فکر میکنم باورهایی در طول هزاران و میلیونها سال در ذهن انسان ایجاد شده از جمله اینکه انسان در سنین اولیه زندگی از نظر فیزیکی توانمده و پس از 2 3 دهه کم کم رو به زوال میره و به کام مرگ میره. که این باور هم مثل سیمان به ذهن افراد چسبیده. و اگر کسی بتونه این باور رو تغییر بده میتونه توانمندی فیزیکیش رو حفظ کنه و یا بیشتر کنه. مثل بیماری سرما خوردگی که اگه شما یه مدت روی باورهاتون در مورد این موضوع کار کنید دیر به دیر سرما میخورین و به جایی میرسین که دیگه سرما نمیخورین، و همین موضوع ثابت کنندهٔ اینه که موضوع، مسالهٔ باورهاست.
با تشکر.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوال بسیار عالی پرسیدید استاد
من همونطور که خدتونم گفتین اعتقاد دارم انسان باید از خدش سوالات خوب بپرسه سوالاتی که رشد در پی داره سوالاتی که ترمزهارو پیداکنی و باورها تو شخم بزنی
من چند روز گذشته خیلی راجب این مسئله فکر میکردم با دوستم که از اساتید من هست هم خیلی راجبش حرف زدیم راجب خدا
راجب اینکه خدا کی هست و چی هست و برای ما اصلا باید چه معنایی داشته باشه
دوستم بهم میگفت تو زیاد کلمه خدا رو در حرفات بکار میبری بهمین خاطر اصلا از کلمه خدا استفاده نکن و اگه استفاده کردی به خدت منفی بده و خدش هم واقعا خد رو به جای خدا برگزیده بود و روی خد تمرکز داشت به جای خدا
نمیدونم آسون نیس شناخت این قدرت بالا
من مهمترین و بهترین باورهایی که راجب خدا دارم اینه که
1 خدا بالاترین قدرت این دنیاست و هیچ کسی نمیتونه خلف اراده او عمل کنه
2 اگ خدا بخاد بیارتت بالا هیچکی نمیتونه تو رو پایین بیاره و برعکس
3 اراده خدا بالاتر از تمام اراده هاست
این سه باور تقریبا یک جنسن اماا هر سه جمله درون منو به خروش میاره
4 خداوند از هزاران دست و هزاران راه میتونه به من خیر برسونه مغز من محدوده اما راه های اون محدود نیس
5 برای خدا هیچ زمانی دیر نیست و خدا هیچ وقت چیزی رو فراموش نمیکنه
6 خداوند در عدالت و حکمت کامل و تمام فرمانروایی و مربی گری میکنه
7 خداوند میتونه هم دوستت باشه هم دشمنت خداوند احساس نداره اون یه قدرته خالصه که فقط بله میگه و به این بستگی داره تو چجوری ازش کار میکشی
8 خداوند بزرگتر از اونه بشه با گناه کردن ازش دور شد از هرجا برگردی خدا برات آغوش بازمیکنه
9 همه خدا دارند و خدا برای همه است و همه به یک اندازه به خدا دسترسی دارند پس فقط سعی کن خدتو وصل کنی
10 کار ما وصل شدن است کار ما محاسبه نیست.
حسن ختام باورهام راجب خدا اخرین جملس که نوشتم یخورده شرایط میخاد سخت بشه بخدم میگم کار تو وصل شدنه بقیش بسپر به اون و در اوج به ظاهر مشکلات رها میشم در اغوش خیالی که ازش برای خدم ساختم مثل ی تیکه ابر بزرگ که تا چشم کار میکنه کشیده شده و من خدم رها میکنم درون ابری از ارامش و ارامش و ارامش
یا لطیف ارحم عبدک ضعیف برحمتک یا ارحم الراحمین
به نام خداوند مهربان
خدایا شکرت وسپاس گزارم بابت تجربه های خوب امروزم و رفتارهای پرمهر انسانهای نازنین با من ،
چه باوری درمورد خدا بسازیم که به ما کمک کنه؟؟؟
دارم فکر میکنم که خدا به ما چه قدرتی داده ،اینکه آزاد باشیم و اختیار و اراده داشته باشیم تا به هر شکلی که میخواهیم به این انرژی شکل بدیم و جهان مادی تماما برده ی فرکانس های ماست ، همه و همه و همه رو برای ما آفریده و مارو جانشین خودش قرار داده ،ما به اندازه ای که به سمتش میریم ،به اندازه ای که قدرتشو باورمیکنیم و به اندازه ی تمام تلاشمان برای یکتاپرست بودن و توحیدی عمل کردن ،به همان اندازه محدودیت های جسم مادی و محدودیت های ذهنمونو کنار میزنیم و خداگونه تر میشویم و در این لحظات جهان کاملا به تسخیر ما در می آید ،میگویم موجود باش و همان لحظه موجود میشود ، خدایی که نه عشقه ،نه نفرت ،نه خوبیه نه بدی، نه بالاس نه پایین ،نه چپه نه راسته ،نه فقره نه ثروته ،نه رحمانه و نه منتقم ،ودر عین حال همه ی اینها هست به شرط انتخاب من ، پس به این ترتیب و طبق این نظریه که بهش باور دارم ،خدا خوده ماییم، تک به تک ما ،چون ماییم که انتخاب میکنیم که کدام جنبه ازاین انرژی رو تجربه کنیم جنبه رحمان و رحیم یا جنبه منتقم ؟؟؟پس میشه گفت من خوده خدام و انتخاب و اختیار تمام لحظاتم تماما دست خودمه و فرکانس های خودم که به این انرژی شکل میدم ،بد یا خوب و……
همهی انسان ها تصویری از اون هستند و باورهای من راجب اونها تعیین کنندس که جنبه ی عصبی و ناراحت و پرخاشگر اونهارو تجربه کنم یا جنبه ی خوش رو و مهربان و روح خدایی اونها رو؟؟؟؟ همه چیز منم ،من خودت کیهانم که اومدم برای چند صباحی این جسم و تجربه کنم ،من خوده ابدیتم که اومدم تا لذت ببرم و برم ،من خوده خدام و قدرت خلق دارم ،همه و همه چیز بستگی به باورهای من داره و من تعیین میکنم چه روابطی داشته باشم؟؟؟سالم یا ناسالم؟؟؟ من تعیین میکنم فقیر باشم یا ثروتمند؟؟؟ من تعیین میکنم سلامت باشم یا بیمار ؟؟؟ من تعیین میکنم که در هر لحظه چه شکلی به این انرژی بدم و قدرت تغییر شکل این انرژی رو دارم ،چون از روحش درمن دمیده و مهم ترین رابطه ی من رابطه با خداست ،و بقیه امتداد و نتیجه ی رابطه ی من با اونه ، و درعین حال من میتونم به حرف این نیرو گوش ندم ،میتونم وابسته بشم به آدمها ،میتونم کثیف رفتار کنم ،میتونم برخلاف مسیری که تعیین کرده برم و تا سرحد مرگ به خودم ضربه بزنم و اون حتی حق کوچکترین دخالت رو در مورد من و تصمیمات من از خودش سلب کرده ،اما در عین حال تمام راه ها به اون ختم میشه ،حتی راه هایی که قرار نیست منو به اون برسونه هم به اون ختم میشه ،من قدرتی دارم قدره قدرت خدا و زمانی که تصمیم میگیرم با تمام وجودم در مسیری که این نیرو گفته حرکت کنم ،ابراهیمی ساخته میشود که آتش بر او بار دیگر گلستان میشود ، موسایی ظهور میکند که بار دیگر رود نیل براو شکافته میشود ،ومحمد و عیسایی ظهور میکنند که باره دیگر جهان را در حیرت فرو برند ، اما به شرط ایمان و باورم به این نیرو ، باور به وهابیت و قدرت این نیرو تا باری دیگر سلیمان ظهور کند ، بله میشود ،امکان پذیر هست ،اگر یکی توانسته من هم میتوانم ،اگر اونها خدای بزرگی داشتن ،خدای منم همونه و عوض نشده چیزی تو این معادله ،تنها و تنها کافیه که با ایمان و با اراده و تعهد تمام بخواهم تا پرده ی باورهای محدود کننده رو کنار بزنم و مهر از قلبم بردارم و خالی باشم تا بار دیگر پرشوم ،اما پر شدنی متفاوت ،اینبار پرشوم از باورهای توحیدی و ابراهیمی و قدرتمند کننده ،پرشوم از معنویت و عشق و همواره جاری باشم ، پرشوم از سپاس گزاری و تحسین زیبایی ها و پرشوم از خداااا .
ای که حیات و ممات همه به دست توست و در علم ازلی تو محفوظ ،مرا یاری بده تا فاصله ی بین حرفها و آگاهی هام با عملم به اونها هربار کمتر و کمتر شود و به درجه ای برسم که هیچ فاصله ای میان آگاهی ها و عملم باقی نماند و همواره عملگرا باشم به این قوانین و همواره تمام توجه و تمرکزمو در راستای اهداف متعالی و ساختن شخصیت متعالی صرف کنم و حتی ثانیه ای را عبث و بیهوده نگذرانم ،
خدایا شکرت و سپاس گزارم بابت اجابت درخواست ها و دعاهای بی پایانم ، سپاس گزارم که هر موقع صدات میزنم جوابی ،هرموقع کمی بی حالم خوبه حالی ،هرموقع کمی سیستم خوده نشاطی ،هرموقع کمی غمگینم خوده شادی وهرموقع نگرانم خودم آرامشی که با درخواست من درمن جاری میشی .
خدایا شکرت بابت همه چیز و آگاهی هایی که در این فایل تکرار و یادآوری شد ،سپاس گزارم بابت بودن در مدار این آگاهی ها و درک اونها
خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
هدایت کن به راه آنان که به آنان نعمت دادی ،نه کسانی که برآنان غضب نمودی و نه (گمراهان).
در پناه رب یکتا .