رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه خانم گل گلی گفته:
    مدت عضویت: 2663 روز

    به نام خدای مهربونم

    سلام به استاد عزیزو خانم شایسته و تمام دوستان عزیز

    شب قدر امسالم رو کاملا متفاوت از سال های گذشته گذروندم،شب ۱۹ ام با خدای خودم به گفتگو نشستم. و بهش گفتم ای خدای مهربون من که تازه پیدات کردم، تو چه حرفی داری با من توی این شب؟ زدم فایل نشانه ها و این فایل بی نظیر که من عاشقشم برام اومد. تک تک صحبت های این فایل از طرف خدای خوبم اومده. انقد خوشحال شدم که حد نداشت. و این دل نوشتس یا شعره نمیدونم چیه. خود خودش بهم الهام کرد و من هم نوشتمش. گفتم با دوستای خوبمم به اشتراک بزارم تا اون ها هم لذت ببرن.

    من خدا را دیدم

    نیمه شب

    مابین زمزمه ها

    که تو چیستی آخر؟

    آدمی؟ دیوی یا پری؟

    چه زبانی باید با تو سخن گفته شود؟

    مهربانی آیا؟ یا که خشمگین و آماده سرکوب دلی که تو را میجوید؟

    این همه قصه شنیدم ز تو و حیرانم.

    که تو چیستی آخر؟

    پاسخ آمد همان نیمه شب

    که عزیز دل من، من به تو نزدیکم، نزدیکتر از خون و رگ و بند بند وجودت هستم، من همان جان توام، من همانم که درون خود توست

    من همانم، همان باور تو

    تو چه چیز میبینی؟

    هرچه بینی، من همانم.

    عشق خواهی من همان عشق میشوم

    پول خواهی من همان پول میشوم

    شادی خواهی من خود شادی شوم

    من همان آتشیم که در باور ابراهیم گلستان هستم

    من بالاتر از فکر و خیال ذهنم

    تو چه چیز میبینی

    من تمام چیزهام

    اما برای دل تو، همان باور تو خواهم شد

    تو چه چیز را جویی

    که تو هرچه خواهی من همان خواهم شد❤

    این کامنت یه کامنت خیلی خیلی دلیه. که خودش نوشته. امیدوارم توی این شب آگاه باشیم و باورهای مناسب راجبه خدا برای خودمون بسازیم.❤

    با تشکر از استاد عزیز بابت فایل های عالیشون❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1119 روز

      به نام خداوند آگاهی بخش

      سلام فاطمه جان

      قلبم لرزید با خوندن کامنت خدا گفته ات که نویسنده ش تو بودی

      سپاسگزارم خدا

      سپاسگزارم فاطمه

      نگران و ناراحت بودم از اینکه تمام وسایلمو جم کردم با بچه هام آخر هفته پیش مادربزرگ بریم و بمونیم دو روز اونجا، در روستای سرسبز ولی معلمشون کلی کار عملی براش فرستاده از شاد که دخترم هنوز بیدار نشده و ندیدشون

      حالا چیکار کنیم؟

      ولی بعد خوندن کامنتت بهم گفته شد، چرا نگرانی؟ مگه دنبال آرامش نیستی و احساس خوب؟

      خدا که همیشه با توست، درون توست، در وجود توست،

      چه بری، چه بمونین خونه و تکالیف انجام بدین، در هر صورت خداوند کنارته

      اونه که ارامش میده

      با توکل به اونه که احساست خوب میشه

      من ارام شدم

      مگر تسلیم رب بودن غیر این است؟

      خدایا من به هر خیری از جانب تو بر من رسد، سخت به آن نیازمندم

      سپاسگزارم که هرگز تنهایم نمیگذاری

      همواره یاریگر و پناهگاه و تکیه گاه امن و امان منی

      سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم خدای الهام کننده به قلبم

      سپاسگزارم فاطمه عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فاطمه خانم گل گلی گفته:
        مدت عضویت: 2663 روز

        سلام به سارای مهربون قشنگم

        ساراجان من از تو سپاسگزارم که این پاسخ رو برای من نوشتی و باعث شدی من دوباره کامنت خودم رو بخونم بی نهایت ازت سپاسگزارم، من اصلا یادم نبود که همچین کامنتی نوشتم الان خوندمش و خودمم شگفت زده شدم و دوباره باورام تقویت شد مرسی ازت عزیزم، درمورد مسافرتت هک بهت بگم که قشنگ برو برا خودت خوش بگذرون، یه برنامه ریزی کن که دخترت تکلیفش رو انجام بده اینکه غصه خوردن نداره عوضش به خودت بگو میرم روستای خوش اب و‌هوا توی این اردیبهشت ماه زیبا که خدا خودش بهمون هدیه داده، کلی خوش میگذرونم کلی لذت میبرم و به واسطه این شادی ها کلیییییی فرکانس مثبت ارسال میکنم که نتیجش اتفاقات بهتر و بهتره.

        امیدوارم که خیلی بهت خوش بگذره دوست عزیزم، بازم من از شما سپاسگزارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Beh Afarin گفته:
      مدت عضویت: 2168 روز

      به نام رب تنها خالق و مال و فرمانروای دنیااا..

      به نام خدایی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده است..

      سلام سلامم عزیز دلممم..

      ای جانممممم به شعری که از اعماق وجودت اومده بیرووون..

      مرسییی عزیز دلمم..

      مرسی فاطمه جووووونممم..مرسی که نوشتی براموون..

      دوستت دارم گلی گلی جووونم..

      در پناه خدا هر روزت عالی تر و بهتر از دیروزت باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سعید مشیری گفته:
    مدت عضویت: 3000 روز

    سلام خدمت استاد دوستان،خداروشکر که این محیط فراهم خداروشکر ک یکم فرکانسم بهتر شد وو داره بهتر میشه که تونستم عضو این خانواده بشم.درمورد سوال مسابقه نظر من اینکه…اجازه بدین داستانی که دوسال پیش برام اتفاق افتادو بگم اونموقع فقط از همین فیلمایی انگیزشی ک داخل. تلگرام هست نگاه میگردم با سخنرانی های چند دقیقه ای سخنران های آمریکایی مشهور که همه میشناسید،دانشگاه ی مسابقه برای روز دانشجو گذاشت مسابقه طناب زنی بود و من اون موقع خیلی آماده بودم و بدن سرحالی داشتم و پیش خودم فکر میکردم خب دیگه جزو سه نفر میشم و جاییزه میگیرم ولی فکنم دوهفته قبل از مسابقه دندون درد شدید گرفتم رفتم دندون پزشکی دو یا سه ساعت رو دندون من کار کرد به همین دلیل مفصل فک من دچار مشکل شد بعد چند روز دیگه به قدری این مشکل شدید شد که فکم قفل شد و باز نمیشد رفتم دندون پزشکی دانشگاه تهران اونجا گفتن که نباید چیزی بجوی به مدت دوهفته فقط سوپ وغذاهای آبکی میخوردم با نی،و باز بیای اینجا خلاصه بگم نشد که بشه،حدود دو یا سه ماه گذشت زمان المپیاد دانشجوی کشوری شد که طناب زنیم جزو رشته ها بود ولی اینبار دیگه هیچ تمایلی به شرکت نداشتم.دوستی داشتم بوکسر بود که با چند نفر برتر مسابقات عضو تیم طناب زنی شدن بعد چندبار که رفتن برای تمرین و میومد برام تعریف میکرد که این کارو کردیم این حرکتو زدیم چون میدونست دوست دارم،گفت سعید چرا نمیای بریم گفتم من توو تیم نیستم بدنمو عضلاتم تحلیل رفته گفت بیا بریم تست بده مربی شاید قبول کرد رفتمو تست دادم مربی قبول کرد،در حدود دوهفته شبانه روز تمرین میکردم برای رکورد کیری دوست بوکسورم انتخاب شد. من موندمو ینفر دیگه رکوردمون نزدیک بود بلاخره اونم شکست دادم در 3دقیقه 625تا طناب زدم از رکورد دوست بوکسرم 50تا بالاتر باورم نمیشد اول شدمو با دوستام رفتم خزر شهر ساری برای مسابقه که اونجا در ماده سرعت4ام شدم کلی خوش گذروندیم عشقو صفا، البته ساقه پام بشدت آسیب دید ولی روحم جون تازه گرفت بود خیلی خوش حال بودن مدرکش و فیلماش هست داستان نبود اینی که گفتم،حالا بنظرمن این فکر این حس این باور ی ورزشکار که باعث میشه شاید 30ساله باشه ولی عظلات قوی داشته باشه و ادامه بده اینمن از ذهن قوی میاد من الگوم رونالدو چرا چون وقتی 4سال پشت مسی بود باز اومد توپ طلا گرفت پشت سرهم وقتی زنش رفت باز قهرمان شد وقتی پارسال همه میگفتن گل کم زده تولیگ قهرمانان اروپا آقای گل شد.میپرسید دلیلش چیه؟؟؟دلیلش خواستن دلیلش احساس نیاز من ،تازه عضو سایت شدم فایل المپیکم چند روز پیش گوش میدادم بازگشت آقای فلپس اینو چی میگید..این احساس نیاز، نیاز به پیروزی که باعث میشه همچین ورزشکارایی بمونن وبجنگن یا خانوم منصوریان وقتی با گونه شکست نفر اول وشو شد…و خیلی های دیگه،در آخر تشکر میکنم از همه وای وای چقدر سبک شدم چ حس نابی،مرسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    ندا رنجبری گفته:
    مدت عضویت: 3622 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز من دوره ای ورزشکار بودم و احساس میکنم میتوانم جوابی برای این سوال داشته باشم پس با اجازه ی استاد عزیز و دوستان من هم نظری داشته باشم،آن چیزی که نتیجه ایجاد می کند باور ما نسبت به توانایی مان است نه توانایی های فیزیکی ما و خیلی از انسان ها تصورشان این است که این جسم و نیروی جوانی است که دارد نتایج را برای آنها ایجاد میکند در حالی سن فقط یک عدد است و تا زمانی که احساس کنی توانمندی میتوانی نتیجه ایجاد کنی خیلی از ورزشکاران با تمرین ذهنی زیاد و کار‌ متافیزیکی توانسته اند نتایجی ایجاد کنند که به نظر توده ی مردم عجیب است پس این باور ورزشکاران نسبت به سن شان و توانایی هایشان است که نتایج آن ها را دارد در سن بالا تغییر‌میدهد نه صرفا سن آن ها…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    عباس کشوری گفته:
    مدت عضویت: 3035 روز

    ‌‌بنام خداونده جان وخرد

    سلام به استادعزیزودانشمندودوستان خوب وپرانرژی وهمیشه حاضرصبح قشنگتان بخیرمن مطلب دوست عزیزم جناب سیدحسین مردفوتبال رومطالعه کردم وراستش ازاینک ایشان درموردباورهای خودش واینکه فرمودبودن بستگی به استخوان وساختاربدن هرانسانی ربط داردمن بشخصه قبول دارم.چون پدرم مردی بسن 78سالگی هست.وهمیشه قبراق وپرانرژی وفعال ونیرومندهست.الحمدالله خداوندهمیشه سایه اش روازسرماکم نکند.ایشان الان همسرسوم بعدازفوت مادرعزیزم گرفته وهرموقع که دوستان وآشنایان به اومیگویدکه باباتوالان دیگرزن میخواهی چکارکنی.میگویدمن هنوزمثل یک جوانه بیست ساله پرانرژی هستم.هرکسی که دوستداره من حاضرم توی هرمسابقی باهاش شرکت کنم.ومسابقه بدهم.هم ازورزش وکوه نرودی ودومیدانی وهرچیزدیگری.واقعآمن خودم به داشتن همچین پیردی افتخارمیکنم.چون بقول استادم جناب عباس منش باورهای قوی دارند.من خودم هنوزبااینکه سن 55سال دارم مثل پدرم انقدرپرانرژی نیستم.وهنوزباورهایم ضعیف هستند.ازاون موقعیکه باگروه تحقیقاتی عباس منش آشناشدام.کم کم روی خودم وباورهایم کارمیکنم ودارم هرروزبهترازدیروزنسبت بخداوندوامیدبه زندگیم بهتروبهترمیشود.دوستانه عزیزم ازشماهاازته دلم میخواهم برام دعاکنید.وازدرگاه ایزدمنان خدای بزرگم خواستارکمک هستم.ازنظرمالی.کمی بدهکاری دارم.که فقط ازلطف وعنایت خداوندودعای شمادوستان مشگل مالیم حل میشود.به امیدروزی بهتروزندگی پرازشادی ونشادبرای همگیه مردم خوب ودوستاشنتی سرزمینم.وبقول استادم.انسانهای یکتاپرست.

    شادوسلامت وسعادتمندوثروتمندباشیند????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      رحیم خان گفته:
      مدت عضویت: 3734 روز

      سلام عباس جان نترس خداوند هیچگاه بنده هایش را رها نمیکند ازش درخواست کن ونترس به جان استاد قسم من روزی بوده که هزار تومن در جیبم نبوده ولی یاری خداوند حتمی است و مشکلم حل شده . به آن خدای که کرسی آسمانها وزمین در دست اوست اینجا بنویسم حتی خود استاد هم ؛ ساعتها گریه میکنند . نترس مشکلت حل میشود فقط کمی زمان می برد

      هر روز بگو خدا منو دوست دارد ومشکلم حل میشود

      عباس جان : نمیدونی وقتی باورش کردی چه کارها است که برات انجام میده

      تمام وجودت رابسپار به خدا وحرکت کن ونترس

      موفق میشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3038 روز

      سلام دوست عزیزم عباس کشوری امیدوارم که حالت عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا از مثالی که زدید.

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید حتی به ثروت.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        عباس کشوری گفته:
        مدت عضویت: 3035 روز

        سلام.بدوست عزیزم جناب آقای اشرفی بامعرفت ازاینک منودلداری دادی وسنگوصبورم شدی سپاسگذارموازخداوندرزاق ووهاب برای آرزوی بهترینان رادارم.همیسه شادوپرانرژی وسرحال باشیند.بدرود???

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    حجت رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 4181 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    خب همه ی ما مطمئنیم که تنها عامل باور افراده که از اطراف دوستان و بزرگان رشته ی ورزشیشون یا استوره هاشون شنیدن و دیدن.

    ولی من از همون اول شروع ورزش همیشه دنبال بهترین ها و خلاقترین ها میگشتم و خیلی دنبال زندگی یا گذشته ی کسی نبودم فقط در حال زندگی میکردم.همیشه افرادی رو میدیدم که بهترین بودند.همیشه با بهترین ها کار میکردم.

    و این باور در من شکل گرفته بود هر وقت که شروع کنی به هرانچه که بخوای میرسی.

    من در اطرافم افرادی رو میدیدم که از 27 یا 30 تازه ورزش رو شروع کرده بودند و در مدت کمی با تلاش مقام های کشوری بدست اورده بودند.یا مربیهایم که در سن 39 و 50 و گاها مری اصلی در سن 57 سالگی قهرمان مسابقات کاراته ارتشهای جهان شد.و اینها برای من الگو هایی بودند که موفقیت رو برای من اسون جلوه میدادن.با اینکه الان بر اثر مشغله زندگی و کار از ورزش دور شدم ولی مطمئنم هر وقت شروع کنم دوباره مثل قبل قهرمان خواهم بود.

    وقتی این باور در من شکل گرفت که من اصلا قانون رو نمیدونستم. و بر این اساس دنبال کار رفتم.و بازهم در کار ازاد دنبال بهترینهای شهرمون بودم و پیش اکثر انها شاگردی کروم و راز موفقیتشون رو فهمیدم.و در زندگیم اجرا کردم ولی چون یه کم اعتماد به نفسم ضعیف بود همیشه نگران اینده بودم و خدا شما رو سر راه من قرار داد و من الان شابد 10 درصد نگرانی قبل رو دارم و دارم روز خودم کار میکنم که این هم خوب بشه.وقتی من زندگیمو با حرفای استاد مقایسه میکنم میبینم که 70 درصد رفتارهای من بر اساس قانون بوده اون 30 درصد رو هم دارم درست میکنم.

    یه بار دیگه جواب رو میگم ما باید دنبال افرادی بگرویم که به راحتی و با هر سنی به هر انچه که ارزوی ورزشیشون بوده رسیدن .این الگو ها ما رو به هدفمون میرسونه. و باید خودمون برای بقیه الگو بشیم تا یه جریان فکری و سلامتی در جامعه به راه بیوفته.

    امیدوارم حرفام به دردتون خورده باشه یا علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    حمیدرضا پورعلی گفته:
    مدت عضویت: 3261 روز

    سلام به همه . با آرزوی سلامت و سعادت.

    سئوال در مورد سن در انسانها و ورزشکاران و دیدگاه محدود کننده رایج در مورد سن به چه دلیلی است ؟ ایا دلیل عضلانی دارد؟

    پاسخ من اینه ، علت وجود این محدودیت نداشتن دیدگاه کل گرایی و یا بزرگ اندیشی است. یعنی همه مسیرهای تکاملی خود و ابدیت خود و ابزار و وسایل تکامل را ندیدن.

    وقتی ذهن منطقی مدام بر اساس تحلیل های مبتنی بر باور های محدود کننده نتیجه گیری میکنه و یا بر اساس دستاوردهای انسانهای محدود تر ، فلسفه میسازه از این نوع محدودیت ها هم نتیجه گیری میکنه ولی طرز فکر من اینه اگر ما باور داشته باشیم زندگی در این دنیا فقط دوره بسیار کوتاه از حیاط جاویدان و ابدی ماست و همه مسیرهای تکاملی (روح، جنین، دنیا،… و ابدیت) را با هم ببینیم متوجه میشیم که زندگی در این دنیا برای اجرای تعهد و رسالتومون ابزارهای خاص خودشو داره. ابزارهای بسیار قوی و آنقدر قوی که آرامش و خاطری آسوده را برایمان بهمراه دارد. ازجمله این ابزار ها احساس خوب، تفکر عمیق ، ذهن توانمند در محافظت و نگهبانی از این نوع احساس که در مجموع بستر الهامات الهی است و ایمان به وجود لایتنهایی. اطمینان از اینکه هر زمان که برای تکامل نیاز باشد فعالیت بدنی داشته باشم ، تمامی سلولهای بدن فعال و فعالتر می شوند. حالا در این بین بحث سن و سال و محدودیت رایج ، جز بسیار ناچیز و کوچکی است. اینقدر این موضوع کوچک است که نادیده می گیریمش یعنی مفهوم پیدا نمی کند. مانند ابزار های فنی یک استادکار برای اجرای کارش که نمیتواند نگران فرسودگی ابزاری که مدام مورد استفاده است باشه، نهایتش با روغن کاری این موضوع را برای خودش، به موضوع بی اهمیت و ناچیز و بدون تاثیر و نگرانی تبدیل میکنه. دستاوردهای علمی در زمان های مورد نیاز ما متناسب نیاز ما یاری رسانند نه بیشتر. / موفق و موئید باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    شهربانو امیری گفته:
    مدت عضویت: 3220 روز

    بنام خدای مهربانم

    سلام استادعزیزم ودوستان هم فرکانسی خودم

    به نظرمن اعتمادبه نفس اونهاس که با ورشون

    این توانایی خودشونو محدودکردن وهیچ هدفی ندارن خیلی ظرفشون کوچیکه چون قدرت باورشون نسبت به تواناییشون کمه حالا ازیجایی این حرف شنیدن وبه بخودشون تلقین کردن که دیگه نمیتونن همین باعث شده که باورشون نسبت به اون تواناییشون کم باشه اگربه باورهاشون قدرت بدن و بگن واقعا میتونم قطعا شک ندارم که میتونن اونهاروباورشون کارنمیکنن درهمین قدتوانایی کوچیکشون استپ میزنن میگن دیگه همه چی تموم شد چون اعتقاد غلطی درذهن اونها فرو کردن پس اگرورودی ذهنشون این نباشه 100%میتونن درسنین بالاهم این دوران طلایی رو داشته باشن چون جسم ادم با قدرت نفسش با باورش انرژی میگیره وقوی میشه پس هیچی نمیتواند محدودش کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    نسترن پامیر گفته:
    مدت عضویت: 3452 روز

    هر روز صبح با این انگیزه بیدار می شوم که بیام نظرات دوستان رو بخونم می خوام روز عشق رو به استاد عزیزم و همه دوستان گلم تبریک بگم چون استاد و همه دوستان جز عشق های من هستید و در کنارتون به عشق حقیقی خدا میرسم روزتون مبارک لحظه هاتون پر از عشق خدا

    امروز یه اتفاق جالب برایم پیش اومد و دقیقا حس کردم فرکانسم در حال تغییر است با تمام وجودم حس کردم خیلی خوشحال شدم و دوست داشتم اینجا این حسم رو به اشتراک بزارم دقیقا مثل کودکی که تازه در حال برداشتن قدم های کوچک برای راه رفتن است امروز توانستم چند قدم پی در پی بردارم و راه رفتنم در مسیر خدا کامل تر شد خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم که با دست های خودت قدم به قدم راه رفتن را به من یاد می دهی و من را به مسیرها و فرکانس ها و مدارهای بالاتر و بهتر میبری..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3038 روز

      سلام دوست عزیز م نسترن پامیر امیدوارم که حالت همیشه عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      بسیار لذت میبرم در کنار دوستان خوبی چون شما هستم منم این روز عشق رو به شما دوست خوبم تبریک میگم و امیدوارم که با عشق زندگی کنید.

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علیرضا فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 3396 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه اعضای دوست داشتنی خونواده صمیمی عباس منش

    خوشحالم که باز هم فرصتی دست داد تا در این فضا به اشتراک بگذاریم آنچه را که آموختیم و از همدیگر یاد بگیریم و رشد کنیم و رشد کنیم. من که به شخصه واقعا از بودن در کنار شما دوستانم بینهایت لذت میبرم و از همه شما بزرگوارانم می آموزم و خداوند را از این بابت شاکرم که در این فضا هستم.

    اما پاسخ به سوال : دوستان خوبم وقتی استاد این سوال رو مطرح کردند مدتی با خودم فکر کردم و دیدم چقدر باور مخرب و محدود کننده داریم فقط در همین حوزه ورزشی که چه بسا این باورها باعث شدن چه افرادی اصلا حتا فکر شروع یه رشته ورزشی رو هم به ذهنشون راه ندن چه برسه به اینکه بخوان شروعش بکنند یا فعالیتی داشته باشن !! وباز به این موضوع فکر کردم که اگر این باورهای محدود کننده رو بتونیم کنار بزنیم چه رکوردهایی که شکسته نخواهند شد و چه استعدادهایی که شکوفا نمیشن و چقدر سرعت رشد و پیشرفت ورزشها و رشته های مختلف بیشتر از این نمیشد. میدونین بچه ها داشتم به این فکر میکردم که وقتی استاد میگن همه چیز باوره واقعاا و واقعا و واقعااا همه چیز باوره ، میدونین همه چیز ورودیهاییه که ما داریم به مغزمون میدیم. وقتی ما از صبح تا شب اخبار ورزشی و مطالبی رو دنبال میکنیم که تو مغزمون اینو فرو میکنن که اگر به این رنج سنی رسیدی دیگه مناسب فلان ورزش نیستی یا برنامه هایی رو میبینیم که در اون از کارشناسان به اصطلاح خبره استفاده کردن و چنین باورهایی رو میسازن که ته قدرت یک ورزشکار بر اساس جدید ترین دستاوردهای مثلا دانشمندان بین …. تا …. تشخیص داده شده و اگر ورزشکاری این موضوع رو رعایت نکنه حتما فلان بلا سرش میاد یا چون جنسیتت اینه نمیتونی این رشته ورزشی رو انتخاب کنی چون خب بدنت جواب نمیده یا شرایط کشور ما مناسب فلان ورزش واسه خانوما نیست مثلا و باید فلان رشته رو انتخاب کنی یا اصلا بابا تو واسه ورزش آفریده نشدی بیخیالش بشو ، اصلا تو رو چه به ورزش یا تحقیرهایی که بارها و بارها توسط دوستان و مربیان ورزشیمون در مدارس شدیم و…. میدونین بچه ها شماها رو نمیدونم اما من خودم هزاران بار این جملات و باورهای محدود کننده رو چه در مورد خودم و چه در مورد دوستان و اطرافیانم بارها و بارها شنیدم و خب تعجبیم نداره که وقتی ذهنمون اینقدر با این چیزا بمباران شده بیایم و جور دیگه ای فکر کنیم.

    وقتی مایکل فلپس در المپیک لندن نتایج بظاهر خوبی نگرفت رسانه ها همه گفتند که دیگه بهتره به بازنشستگی فکر کنه و از ورزش حرفه ای خداحافظی کنه. شدت این باورا به حدی بود که فلپس در ابتدا خودشم باور کرد که آره حق با اونا هست و بهتره کناره گیری کنه اما در سال 2014 و در شرایطی که پیش از اون تمرین خاصی م نداشت نیرویی از درون بهش گفت که تو میتونی باز هم افتخار آفرینی کنی و این در شرایطی بود که مربیش هم به اون ایمان نداشت اما اون با این باور که من باز هم میتونم برگشت و بعد از المپیک پکن که 8 مدال طلا بتنهایی گرفت یکی از پر افتخارترین دوران ورزشی اش رو پشت سر گذاشت. و این چیزی نبود جز باور به تواناییها و ایمان به خداوند. دوستان این مثال رو زدم چون من خودم شناگرم وسالهاست که این رشته رو دنبال میکنم و به موفقیتهایی در این ورزش رسیدم که برای نزدیک ترین افراد حتا خونوادم غیر قابل باور بوده. این موضوع قطعا در مورد سایر رشته های ورزشی هم صادقه از جمله فوتبال من بارها شده که با خودم فکر کردم که چرا مثلا یه فوتبالیست 18 ، 19 ساله باید در امدش چند برابر یه فوتبالیست مثلا 29 ، 30 ساله باشه واقعا علت چیه؟ خب اگر بخوایم جواب رو مطابق باورهای جامعه بدیم میشه چون سنش رفته بالا ، چون دیگه توانایی سابقش رو نداره ، چون عمر فوتبالیش تمومه و هزار تا دلیل و برهان دیگه اما موضوع اینجاست که واقعا اگر اون شخص باور داشته باشه و الگوهایی رو پیدا کنه که با وجود حتا چندین سال بزرگتر از اون باز هم تونستن افتخاراتی رو کسب کنن که واسه دیگران فقط رویا میتونه باشه و همون کارهایی رو انجام بده و باورهایی رو در ذهنش بسازه که اونا ساختن و اون وقت به مسیرهایی هدایت میشه و اتفاقاتی براش میوفته که قطعا میتونه موفقیت رو در اون حدی که میخواد و باور داره بهش میرسه بدست بیاره و شکی در این نیست.

    یه سری باور دیگه هم در جوامع وجود داره که مثلا یه ورزشکار حتما بایستی برای موفقیت و رشد در فلان رنج سنی قرار داشته باشه یا قامتش از این حد دیگه نباید کوتاهتر یا بلندتر باشه چون من خودم یکی از اون افرادی ام که ثابت کردم که میشود به ظاهر در شرایط سنی خاصی ام نبود یا باز از لحاظ فیزیک بدنی و جثه موهبت ویژه ای نداشت اما به نقطه ای از پیشرفت و موفقیت رسید که دیگران تصورش رو هم نتونند بکنند. البته نمیخام منکر این بشم که فیزیک بدن کلا بی تاثیره اما بودند افرادی که هیچ شرایط بظاهر استانداردی از دید دیگران در ورزش خاصی نداشتند اما موفق بودن و نتایجی فرای انتظار بدست آوردن. بقول استاد ما باید بدنبال الگوهایی باشیم که به ما در رسیدن به اهدافمون کمک میکنن. باز بقول ایشون در این جهان بینهایت واقعیت وجود داره اما اونچه که ما میپذیریم همون میشه واقعیت زندگی ما.

    از شما دوست خوبم که با صبر و حوصله تا به انتها به صحبتم گوش کردی بینهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    سمیه شکرگزار گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    سمیه شکرگزار سلام استادعزیز خیلی خوشحالم که به سایت شما هدایت شدم وکمال سپاس وقدر دانی را از شما وهمکارانتان دارم .نظر من درمورد این سوال اینطور است از انجایی که ۹۸درصد انسان روح و۲درصد جسم است کسی که در سن بالا می تواند درورزش یاهر کار دیگرش موفق باشد. به واسطه تسلیم شدن به آن ۹۸درصد است که همان خداست انسان اگر این باور را در خودش ایجاد نماید که این روح انسان است که قادر به همه کار است دیگر سن برایش مطرح نیست چون سن برای جسم به کار برده می شود نه روح به این عظمت کاش همه به این درک برسند وتسلیم روحشان شوند نه ذهن که مر تبط به آن دو درصد جسم است وانسان را از خواسته اش دور می کند به خاطر ترس ونگرانی از این که بشود یانه ….ممنون از شما وسپاسگزار پروردگارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: