رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اکرم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان موحد و ثروتمندم

    خداوند رو بینهایت شکر گذارم که از بین همه جاهایی که الان میتونستم باشم ، الان توی این جمع فوق العاده و موحد هستم

    جایی که حرف از خداوند در میونه

    خدایا متشکرم

    خدایا متشکرم

    خدایاا متشکرم

    بله خدا همه چیز میشود همه کس را

    به اندازه ایمان و باور برامون کارسازی میکنه

    نباید فراموشکار باشم

    باید برم گذشته رو شخم بزنم ببینم کجاها ایمان کارمو پیش برده

    کجاها از بقیه قطع امید کردم و متوسل شدم به خودش

    مثل این میمونه ته چاهی گیر افتاده باشیم

    یه ریسمانی هست که بهت وصله بصورت پیش فرض

    ولی خودت کلی اینطرف و اونطرف ریسمان انداختی

    کلی داری دست و پا میزنی

    کلی حواست به اینه چجوری خودتو تاب بدی برسونی به یه جاپا

    اصلا یادت رفته یه ریسمانی بهت وصله که مستقیم از چاه میکشدت بیرون

    اصلا به پشتوانه همین ریسمان اومدی این پایین

    ولی الان یادت رفته

    اصلا نمیبینیش

    همه جا تمرکزت هست جز اینجا

    فکر میکنی باید خودت خودتو نجات بدی

    یا کسی رو اون پایین پیدا کنی اون کمکت کنه

    دست و پا میزنی و میزنی و میزنی

    همه راه ها رو امتحان میکنی

    خسته میشی

    به این میرسی که بی فایدن

    طنابایی که بستی به سنگا و دیوارای چاه پاره میشن

    دیگه خودتم خسته میشی از تقلای بی فایده

    نگاهتو از همه جا که گرفتی

    تازه نگاهت میوفته به اون طنابی که همیشه بهش وصل بودی

    شاید هنوزم یادت نیاد با پشتوانه این طناب اومده بودی پایین

    ولی انتهای طنابو که میبینی توی نوره

    همون نوری که نوید خروج رو برات داره

    یه عمر دست و پا زدی

    در حالی که نجات تو همیشه با تو بود

    و همیشه با ماست، همیشه

    تقلای ما رو میبنه

    با صبوری نظاره میکنه که کی بالاخره برمیگردی بهش

    هرگز رهامون نکرده

    و نمیکنه

    ///////

    _

    کس نمیداند ز من جز اندکی

    وز هزاران جرم و بد فعلی یکی

    من همی آن دانم و ستار من

    جرم ها و زشتی کردار من

    هرچه کردم جمله ناکرده گرفت

    طاعت ناورده آورده گرفت

    نام من در نامه پاکان نوشت

    دوزخی بودم ببخشیدم بهشت

    عفو کرد آن جملگی جرم وگناه

    شد سفید آن نامه و روی سیاه

    آه کردم چون رسن شد آه من

    گشت آویزان رسن در چاه من

    آن رسن بگرفتم و بیرون شدم

    شاد و زفت و فربه و گلگون شدم

    دربن چاهی همی بودم نگون

    در دو عالم هم نمی گنجم کنون

    آفرین ها بر تو بادا ای خدا

    ناگهان کردی مرا از غم جدا

    گر سر هر موی من گردد زبان

    شکرهای تو نیاید در بیان

    ///////

    استاد

    مرسی هستین

    در پناه خدا باشید

    اهدافم در ۱۴۰۱

    عاشق الله باشم

    بلطفش بیزنس خودمو ران کنم

    به لطفش فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1252 روز

    به نام خالق جهان هستی

    سلام خدمت استاد عزیز خانوم شایسته و همه دوستان همراه توی این سایت

    خداراسپاسگذارم که هدایتم میکنه به این اگاهی ها و این درک رو بهم میده تا بتونم بفهممش و حسش کنم

    قبل از اشنایی با این مطالب فکر میکردم خدا مثل ما یک انسان بزرگتر از خودمونه که هر کسی نماز بخونه روزه بگیره عزاداری کنه همیشه گریه کنه ودر فقر زندگی کنه ادم خوبیه و به بهشت میره و افرادی که ثروتمندن نماز نمیخوننو همیشه میخندن ادم بدیه گناه میکنه و به جهنم میره

    اما وقتی با این مطالب اشنا شدم کلا ذهنم عوض که این همه سال به ما چیا گفتن و چه باورهایی ایجاد کردن که با هر خطا یا اشتباه میریم جهنم و دیگه درست نمیشه

    همیشه به این فکر میکردم که خدا چطور میتونه همه جا باشه مگه چیه که همه جا هست و ذهنم فقط یک جسم زمینی رو تصور میکرد اما وقتی شما گفتید خدا همه چیه و تمام جهان رو مسخر ما کرده فهمیدم که خدا همه کائنات و چیزهای که میبینیم و نمیبینیم هست

    خدا یک انرژیه که به اشکال مختلف در اومده .انرژیی که هیچ وقت تموم نمیشه از جسمی به جسم دیگه تبدیل میشه

    وقتی تو قران میگه تمام نعمتهارو مسخر ما کرده یعنی همون نعمتها خودشه که به هر شکلی که ما میخایم در اومده و ازش استفاده میکنیم

    وقتی چیزی از خدا میخایم یعنی اون چیز خودشه و میاد تو زندگیمون پس باید روی باورهای توحیدی کار کنیم که میکه خدا همه چیز میشه برامون و اونوقت دیگه نمیگیم خدایا اینو بهم بده .خدا میتونه به شکل اون نعمت برامون بیاد

    و بازهم همه چیز برمیگرده به باورها

    اینکه یه بازیکن تو سن سی سالگی میتونه بازی کنه یا نه هم برمیگرده به باورها

    من نمیدونم مگه سن 30 یا 35 سن بالائیه که میگن تو این سن دیگه نمیشه کاری کرد

    من خودم الان 35 سال سن دارم و تازه یک ساله که دارم روی شغل مورد علاقم کار میکنم اصلا به این فکر نمیکنم که دیگه دیر شده یا از سن من گذشته .

    اینقدر به سن فکر نمیکنم که بعضی وقتا یادم میره چند سالمه و تا از تاریخ تولدم نشمارم یادم نمیاد که چند سالمه

    اصلا سن برام مهم نیست چون شادی ارامش رهایی لذت مهمه که دارم تجربش میکنمگ

    اینقدر سن و سال برام مهم نبوده که یادم نمیاد توی سن 25 یا 20 یا کمتر تو چه مضعیتی بودم و چکار میکردم واسه همین الان فکر میکنم تازه 25 ساله هستم چون اصلا احساسی به بالا رفتن سنم ندارم و تازه دارم کسب و کار و زندگیمو میسازم

    خدا در وجود منه و هر کاری میتونم با افکارم انجام بدم.

    هر فرد یک خداس و یه خدای متفاوتی برا خودش میسازه هر جور باورش کنیم برامون به وجود میاد پس نمیتونیم یه تعریف خواص ازش داشته باشیم

    با ذهن زمینی ما نمیشه ازش تعریف کرد چون این ذهن در همین حده و بیشتر نمیتونه تعریف کنه که چیه و کیه

    خدا همه چیه اما من عشق و شادی و رزاق و واهاب و بخشنده و مهربان رو ازش باور دارم و دارم ازش لذت میبرم که فهمیدمش و در کنارمه و همه کارهام رو بهش میسپارم تا انجام بده و هدایتم کنه

    خدایاشکرت که هستی و هدایت و حمایتم میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    محمد محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 3175 روز

    باسلام خدمت استاد عباس منش و دوستان عزیز من فکر میکنم چون فوتبالیستهای جوان شورواشتیاقی بیشتر با توجه به اتفاقات افتاده و افتخارات جدید دارند این باعث میشه که فرکانس بیشتری به جهان هستی بفرستند و به همون نسبت اتفاقات و موفقیتهای بیشتری نصیبشون بشه ویک عرض کوچیک که خدمت خود استاد داشتم اینکه خداوندبه حضرت محمد فرمود اگه از تو در مورد قیامت و جهان باقی پرسیدند بگو که من فرستاده ای بیش نیستم و خدا بهتر میداند میخام بگم بهتر نیست که ما به کارهایی که خداوند در دنیا به ما تاکید کرده عمل کنیم و به اون دنیا و چیزی که هر چقدر بهش فکر کنیم فایده ای نداره کاری نداشته باشیم و کار اون دنیا رو به همون دنیا واگذار کنیم مثل بچهای میمونه که تو رحم مادر بهش بگه وقتی به دنیا اومدی برات ماشین میخرم شما فکر کنیین هر چقدر مادر توضیح بده تصور اون بچه از ماشین چی خواهد بود مواضب باشیم این فکرهامارو از راه اصلیمون منحرف نکنه و شیطون گولمون نزنه من استادو به اندازه برادرم دوست دارم وفقط چیزی که بهم الهام شد و تودلم افتادکه اینو بگو رو گفتم و حتی اگه بگم که این نظرم هست شاید دروغ گفته باشم در پناه حق پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مهدی بندهء گفته:
    مدت عضویت: 3286 روز

    سلام به همه دوستان و استاد عباسمنش

    استاد تصمیم گرفتم به عشقت منم کچل کنم …….

    استاد میدونی این مسیری که داریم میریم رو چجوری میبینم، شما جلو و ما هم پشت سر شما در حال حرکت هستیم. استاد داری ما رو کجا میبری؟؟ پیش خدا ؟؟ اره فکر کنم همینه به سمت سعادت کمال ثروت پیش خدا. داری مارو با خود واقعیمون که گمش کردیم اشنا میکنی . داری به ما زندگی کردن و لذت بردن از زندگی رو یادمون میدی. داری حس شادی و احساس خوب که خیلی کم من در زندگیم تجربه اش کردم بهم میفهمونی. استاد امیدوارم از نزدیک ببینمتون . استاد موهات داره سفید میشه، نکن این کارو با ما……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    شیما پور گفته:
    مدت عضویت: 4114 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیزو بچه های گل گروه

    من تواین بخش نظر داده بودم اما دوست داشتم دوباره نظر بگذارم وتجربه ام رو که طی دوسه روز گذشته دوبار تکرارشد رو خدمتتون بگم.

    چندوقتیه دارم فایلهایی درمورد خدارو زیاد گوش میدم.شاید بشه گفت روزی 5ساعت . هیجان زیادی برام داره که تعریف کنم. من دیروز وسه روزپیش خدارو دیدم. بله خدارو دیدم. درمورد مساله ای کاری که خیلی توی ذهنم بود و همیشه این مورد رو خودم انجام می دادم وفکر می کردم حتما خودم باید انجامش بدم که درست بشه . کارش به جای باریک کشیده بود این بار واسترس زیادی برام ایجاد کرده بود. تصمیم گرفتم به هر سختی ای شده پای خودم رو ازش بکشم بیرون والبته به سختی این کارو کردم چون ضمیر ناخودآگاهم قبول نمی کرد و می گفت خودت باید درستش کنی و خودم هم نمی تونستم. تقریبا کل کارو سپردم به خدا .درواقع 99به1 باهاش کارکردم.قبل از اینکه برم گفتم من فقط به نمایندگی از تو می رم اونجا ولی کارو خودت باید انجام بدی آبروی کاری من رو حفظ کن. دیگه هم درموردش فکر نکردم. درنهایت تعجب چندنفر اومدن وخودشون کارو انجام دادن.کلی هم از من تشکر کردن که حضور داشتم.از مدیریت شرکت هم خواستن دوباره بامن کارکنن. خیلی به باور استاد درمورد خدا ایمان آردم.اینکه می گن مثل آب روان هست وما بهش شکل می دیم با ظرف باورهامون.

    دید جدیدی به خدا پیدا کردم و امیدوارم کمکم کنه با استقامت ادامه بدم.

    با تشکر از استاد عزیزو دوستان گل

    شاد وسلامت و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سیدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3234 روز

    سلام

    خدمت همه دوستان

    بنظرمن چندتا عامل وجود داره و اولین و مهمترینش اینه که اون ورزشکار وقتی به اون سن و افتخارات میرسه هدف بزرگتری برای خودش تعیین نمیکنه و فکر میکنه دیگه دورش تموم شده طبیعیه که بدنش رو به افت بره و شور و اشتیاقی برای ادامه مسیر براش نمیمونه

    خیلی مهمه که در هرمقطع از زندگی خودمون رو به هدف بزرگتری گره بزنیم

    عامل بعدی انتظاریه که اون فرد از خودش داره و چون دیده که دوروبریاش وقتی به اون سن میرسن دیگه بدنشون افت میکنه و به اصطلاح رو به پیری میرن،(واونهارو الگوی خودش قرار میده) اون فرد هم منتظره که همچین اتفاق مشابهی براش بیوفته و طبق قانون همین اتفاق براش میوفته

    درحالی که میتونه سراغ مثال های نقضی مثل جی جی بوفون و یا ابراهیموویچ یا راجرد فدرر بره و این باور رو در خودش به وجود بیاره که میشه درهرسنی موفق ترین بود

    و عامل بعدی هم بنظرم ازدست رفتن تدریجیه ایمان اون فرده

    چون با اولین افت،(که ممکنه موقتی هم باشه) این فکر در ذهن فرد میاد که نکنه دوران افتم رسیده و البته حرفهای اطرافیانش هم تاثیر داره و هی این نجواهای ذهنی و حرفهای اطرافیان مبنی بر اینکه دوران اوجم دیگه داره تموم میشه و هرروز ایمان و باور به خودش ضعیف تر میشه و باور نتوانستن قوی تر میشه و بدیهی ترین و طبیعی ترین اتفاق اینه که اون فرد افت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    محمد ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 3228 روز

    سلام مجدد به استاد عزیزم و همه دوستان

    من یک بار به این مسابقه بصورت کلی پاسخ دادم ولی امروز جوابی بهم گفته شد که تصمیم گرفتم دیدگاه دیگه ای در این مورد بذارم..

    سیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است.

    به نظرم مهمترین عاملی که باعث شده ورزشکاران خصوصا از نوع حرفه ای ها نتوانند توانایی لازم رو در سنین بالاتر از 25 – 30 سال داشته باشند اینه که

    غیر از باورهای نامناسب عمومی و اکثریت جامعه که قطعا موثر در قبول افت توانایی در سنین بالا از سوی ورزشکاران میشه، مورد دیگه ای وجود داره که در بیشتر ورزشکاران حرفه ای دنیا به چشم میخوره..

    وقتی یک ورزشکار دوره ای از پیشرفت، موفقیت و شهرت رو پشت سر میگذاره و در نقطه ای ایستاده که به اون هدف رسیده ، چون هدف جدیدی نداره به سرعت به سمت ضعف جسمی و روحی پیش میره. دیده میشه که خیلی از ورزشکاران حرفه ای غیر از ضعف جسمانی، دچار حاشیه ها ، و حتی گاهی برخی دچار اعتیاد میشن و به کل ورزش رو کنار میذارن.

    مهمترین دلیل این اتفاق اینه که هدفی برای بعد از رسیدن به هدف فعلی که محقق شده نداشتن.

    مثلا تو ورزش کشور خودمون افرادی هستند که رفتن المپیک و مدال های زیادی در مسابقات جهانی کسب کردن ولی بعد از مدتی دچار اضافه وزن شدن، بیماری های مختلف به سراغشون اومده، مسدوم شدن و پس از مدت کوتاهی از ورزش کناره گرفتن.

    اون فرد زمانی که تو اوج بوده به هرچیزی که فکر میکرده رسیده و هدفش رو محقق کرده. به نقطه ای میرسه که دیگه هدفی نداره و این برای هر انسانی نقطه مرگ محسوب میشه.. انسانی که هدفی نداره.

    اگه بلافاصله بعد از رسیدن به یک هدف ، هدف تازه ای انتخاب نشه شکست، بیماری، مشکلات به سراغ انسان میاد.

    توی یکی از آخرین ویدئوهایی که استاد نشر دادن، در مورد راجر فدرر صحبت میکنن که چطور هنوز در اوج پیشرفت و قدرت ورزشی خودش هست و هنوز حرف اول در رشته خودش میزنه.

    بنظرم مهمترین عامل برای پایداری جسمانی و روحی راجر فدرر همینه که پس از دست یابی به اهدافش اهداف جدیدی رو دنبال میکنه و در صورتی که این روال ادامه داشته باشه تا آخرین روز عمرش میتونه در اوج باشه..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    سید علی فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 3326 روز

    سلام ب همه ی دوستان و استاد محترم

    میخوام تجربه خودمو در ورزش و فوتبال بنویسم

    من در نوجوانی خیلی فوتبال بازی میکردم و میخوام بگم ک اطرافیانم هم باورهای اشتباهی نسبت ب فوتبال داشتند یکیشون این هست ک باید پارتی داشته باشی تا بتونی پیشرفت کنی همه ی حرفهای انها أین بود ک فوتبال مساوی پارتی مساوی فوتبال بازی کردن در تیمهای مطرح لیگ من أین حرفهارو قبول کردم و هر جا ک میرم تست فوتبال بدم رد میشم وقتی میخوان آزم تست بگیرن با خودم میگم من ک پارتی ندارم پس بازی کنی ببینم چی میشه بازی میکردم بعدش قبول نمیدم

    اینهم بخاطر باورهای اشتباه من بود چندجا برأی تست رفتم بعداز رد شدن إز همه دیگه ناامید شدم و ورزش فوتبال رو رها کردم

    حالا باور سن در ورزشکاران مثل بوفن دروازبان یوونتوس ک تا حالا داره بازی میکنه و یکی إز بهترین دروازباها هست سن اون إز چهل سال رد کرده ولی امادگی جسمانی خوب و در همه بازی های تیمش بازی میکنه چرا چون اون گف ک باید جام لیگ قهرمانان اروپارو بگیریم بعد إز فوتبال خداحافظی کنم أین شخص بخاطر هدف مشخصی ک داره و اراده قوی و باورهای درست در أین سنوسال بازی میکنه

    و یکی دیگه إز دروزبان هایی ک در سن چهل سالگی خداحافظی کرد دروازبان سابق منچستریونایتد بود فاندرسا أین فرد در سن چها سالگی در حالی ک بدن خیلی اماده ایی داشت و سرحال بود خدا حافظی کرد

    أین باور سن بیشتر در فوتبال هست تا بقیه ورزش ها هر چقدر سن میره بالا ارزش بازیکان میاد پایین در حال حاضر فقط رونالدو با این سن ارزش بالایی داره

    امیدورارم ک خوشتون اومده باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    منوچهر یمینی گفته:
    مدت عضویت: 3515 روز

    سلام به همه دوستاناینکه خیلیها ااعتقاد دارند دوران اوج ورزشکاران بین20 تا25 سالکی است یعنی اینکه عده ای هم این اعتقاد را ندارند آنهایی که این باور را دارند همین را هم تجربه میکنند وباورشان هم درست است چون جهان افراد شرایط رویدادها و…را سر راهشان قرار میدهد که باورشان را تایید کند وافرادی که به سن بعنوان عامل تعیین کننده دوران اوج اعتقاد ندارند جهان هم باور اینان را تایید میکند وافراد شرایط رویدادها و. ..سر راه اینان قرار میدهد تا باورشان تایید شود

    رضاعنابتی فوتبالیستی که شروع دوران حرفه ایش از28 سالگی بود اگر ابن باور راداشت اصلا ورزش نمیکرد تا چه رسد ورزش حرفه ای وجهان هم یاری کرد وافراد وشرایطی ایجاد کرد که ایشان حتی به تیم ملی دعوت شد وسالها در سطح اول کشور بازی کرد

    علی دایی که اصلا تمام نشدنی بودن یادم میاد زمانی که ایشان در تیم ملی حضور داشتند ودراواخر انتقادات زیادی ازشون میشد که سنش رفته بالا ناگهان از سوی فیفا جایزه ای وپستی و..چیزی بهش میدادن اون زمان که با این قوانین آشنا نبودم میشنیدم همه میگفتن شانس آورد ولی حالا میفهمم شانس نبوده بلکه کائنات باورهای علی دایی رو تایید میکرد که مرزی از نظر سنی برای موفقیت نمیشناخت

    زمانی باور عموم این بود که یک مایل رو نمیشه زیر یک دقیقه دوید ولی یک دونده برای اولین بار این رکورد رو زد بعد از اون درفاصله های زمانی کوتاه پی درپی این رکورد شکسته شد بقول استاد بقبه دیدن که میشود

    درذیل ورزشکارانی که درسنین بالا موفق به کسب افتخار شدند را ذکر میکنم

    ادوین فن درسار وبوفون ومالدینی وزانتی درحدود 40 سالگی فاتح لیگ قهرمانان اروپا شدند

    پانگزا سوارکار اتریشی در72 سالگی جواز حضور درالمپیک را کسب کرد

    تامپسون ژاپنی در 8 المپیک شرکت کرد وآخرین آن در56 سالگی بود

    اوکسانا ژیمناست کار ازبکستان در 41 سالگی جواز حضور در المپیک ر

    ا گرفت

    نمونه های بسیار زیادی هست که میتونید سرچ کتید وببینید

    دریکی از فایلهای رایگان استاد میگفتند تمامی سلولها میرا هستند وفقط حافظه هست که میماند واین حافظه هست که بیماری نقص را منتقل میکند

    پس وقتی باور کنیم ناتوان شدیم ضمیر ناخودآگاه طبق همین باور ما عمل میکند واگر باور کنیم توانا شدیم باز هم ضمیر ناخودآگاه طبق همین باور عمل میکند زیرا ضمیر ناخودآگاه قدرت استدلال ندارد هرچه را خودآگاه بپذیرد قبول میکند وچون نمایندگی خدا در وجود ماست از قدرت زیادی برخوردار است آنرا به واقعیت تبدیل میکند

    اگر خودآگاه ما فبول کند که درسن 25 سالگی دوران افول آغاز میشود نا خودآگاه پذیرفته وآنرا عملی میکند

    بقول استاد پذیرفتن یک باور با گفتن اینکه من دیگه فلان باور را دارم عملی نمیشه باید وقت گذاشت وکار کرد وتمرین کرد همونطور که برای یادگیری یک زبان جدید وقت وانرژی وهزینه میذارید

    آرزوی سلامتی آرامش موفقیت وثروت را برای تمام دوستان دارم بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سمانه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 3148 روز

    با سلام خدمت شما استاد گرامی و تمامی دوستان.

    من فکر میکنم‌ بیشتر جنبه ی باور داره تا قدرت جسمانی، اگه ما شناخت بهتری از احساساتمون و باورهامون داشته باشیم میتونیم با برنامه ریزی دقیق و متناسب با خودمون قدرت جسمانی مون رو محدود به بازه ی خاصی نکنیم،همینطور که در داستان های قدیمی که از نیاکانمون و همچنین ائمه و یارانشون نسل به نسل چرخیده و الان به ما رسیده،اسطوره هایی همچون رستم دستان،پوریای ولی،امام علی ع حضرت اباالفضل ع و…

    پس برای ایجاد حس جوانی بهتره ادامه مطلب رو بخونین

    سازمانبهداشتجهانی طبقه‌بندی جدیدی درباره مراحل عمر انسان ارائه کرده است.

    به‌گونه‌ای که 55 سالگی را مراحل جوانی برشمرده است!

    در این طبقه‌بندی آمده:

    ١٧ سالگی پایین‌تر از سن قانونی

    ١٨ – ٢5 سالگی نوجوانی

    ٢5 – 65 جوانی

    66- ٧٩ میانسالی

    ٨٠ – ٩٠ بزرگسالی

    ١٠٠ تا بالاتر پیری

    شفاف بگویم امروز این بهترین مطلبی است که خواندم و لذا با نشاط و شادمانی از رختخواب برخاستم و به آیینه نگاه کردم و تبسمی کردم و خدا را شکر کردم‌که میتونیم باورها و طرز فکرمون رو عوض کنیم و دیگه هیچ مسن و میانسالی رو برای نوع پوشش،رنگی که پوشیده و ورزشها و کارهایی که انجام میده مورد قضاوت قرار ندیم و به چشم آدم جلف نگاهش نکنیم و نکته ی دیگه اینکه هیچ‌وقت برای انجام‌هیچ کاری دیر نیست حتی قرمان المپیک شدن در سن 50سالگی!

    همینطور که من باور دارم استاد عباس منش نظر منو میپسندن و کیف پولم رو شارژ میکنن چون این 2میلیون میتونه کمک هزینه خرید مسکن برام باشه???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: