رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 61 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شاکر گفته:
    مدت عضویت: 3019 روز

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه ومهربانیش همیشگی است عرض سلام دارم خدمت تمام اعضا گروه و استاد عزیز که هر چی ازخدا خواسته گرفته و من نمیتونم در حقش دعایی بکنم ولی با شناختی که من از استاد به دست اوردم حتما یه چیزایی هست که از خدا بخواد امیدوارم زودتر به اونا هم برسه من مدت زیادی نیست که عضو گروه شدم و اولین نظرمو دارم میدم.کامنت پچه هارو خوندم عالی بود وخیلی خیلی ممنونم که نگاه ورابطه تون نسبت به خدا رو با همه به اشتراک گزاشتید از خدا می خوام ثروت بی نهایتش رو نصیب دوستانی کنه که باعث شدن امروز صبح من با چشمانی پر اشک اغوش گرم خدا رو که مرا احاطه کرد را حس کنم وامید وارم من به زودی پیشرفت مالی تک تک اعضا وخودم راباچشمانم ببینم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    یاسر کریمی گفته:
    مدت عضویت: 3384 روز

    سلام خدمت استاد و سلام خدمت همه کسانی که این مطلب رو میخونن جواب سوال باور هست جهان هزار تا شکل داره و شکل های جهان با باور های هر فرد متفاوت است اگر فردی باور داشته باشه که نقطه اوج و پیشرفتش مدت زمان داره و از سن 20 تا 25 هست جهان هم این رو بهش ثابت میکنه که نقطه اوج در سن 20 تا 25 هست وقتی من به این نتیجه رسیدم که میتونه جهان من تغییر کنه با تغییر باور هام امدم تمام باور های کهنه و باور های که به من کمک نمیکرد رو پیدا کردم و باور های خوب رو جایگزین کردم که همین سن یکی از اون موارد بود که به لطف خداوند هر روز در حال جوان تر شدن هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    امیر سام بابائی گفته:
    مدت عضویت: 3417 روز

    درود به همه دوستان و همراهان

    نظرات دوستان رو میخوندم و لذت می‌بردم

    به دلم اومد که منم چند خطی بنویسم

    شاید این داستان رو شنیدید که کوهنوردی به هوای بورانی و کولاک میخوره و داشته سقوط کرده که طنابش گیر میکنه به صخره ای و آویزون میمونه.

    چون تاریک بود و کولاک، چشم چشمو نمیدید

    مثل همه ما که در مواقع بی چارگی پناه می‌بریم به خدا

    ایشونم رو به اسمون میکنه و از خدا درخواست کمک میکنه. همین موقع ندایی میاد که اگه به من ایمان داری طنابو ببر. ولی جرات نمیکنه ببره. صبح که میشه مردم میبینن کوهنوردی از طناب آویزونه و یخ زده در حالی که تنها یک متر با زمین فاصله داشته.

    قصدم از این داستان این بود که

    همه ما خدارو می‌شناسیم ولی شناختن خدا با درک و باور به خدا فاصله زیادی داره.

    خیلی‌هامون از جمله خود من بارها و بارها لطف خداوند شامل حالمون شده ولی این منییت باعث شده که با غرور بگیم من بودم که تونستم اینکارو بکنم.

    به قول استاد عزیزمون

    شیطان ذهنمون دائم مشغول به کار خودشه و نمیذاره به خدا نزدیک شیم.

    ولی وقتی بتونیم دائما خدارو ذکر کنیم و الطافشو یادآوری کنیم طوری که ملکه ذهنمون بشه، میشه امیدوار شد که نقش خداوند رو در تمام مراحل زندگیمون ببینیم و درک کنیم

    وقتی تونستیم این ترمزها رو شناسایی و رفع کنیم، استارت موفقیت و خوشبختیمون رو زده ایم.

    به امید اون روز.

    از استاد عزیز سپاسگذارم که این مکان زیبا رو برای ما ایجاد کرده و تونسته کمک بزرگی در پیسرفتمون بکنه.

    این سایت اجازه داده تا نظرات گوناگون درباره موضوعات مختلف گفته شه و ایرادات و جوابهای بسیاری از سوالاتمون داده بشه.

    خود من بشخصه آگاهی بیشتری نسبت به قبل از آشنایی با استاد پیدا کردم انشالله همیشه در تمام مراحل زندگیشون موفق باشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    سلام استاد

    چند روز بود ک با خودم میگفتم ی فایل رو پارسال گوش دادم ک خیلی تاثیر گذار بود ولی چون گوشیمو عوض کردم پاک شده بود همیجور دنبالش بودم تا امروز تو ذهنم اومد ک برو تو این قسمت این فایله

    وقتی شروع کردم به گوش دادن قلبم آروم گرف اونهمه نگرانی رفت اینگار از اولش نبود

    باور درست به خدای درست داشتنه ، خدا اون آدمیه ک ب من کمک میکنه ، خدا اون مشتریه ک ب مغازم میاره ، خدا اون مهر و محبته ک ب دل آدما میندازه ، خدا دستای مادر و پدرمه ک هربار بی منت حمایتم میکنن، خدا کسیه ک هر لحظه هر ثانیه همراه منه و تنهام نمیذاره

    اون همیشگیه همیشه هست این منم ک درگیر روز مرگی میشم و فراموش میکنم

    ممنونم ازت استاد مهربونم که فایل هایی رو ب رایگان میذاری ک ارزشش قابل مقایسه با هیچ قیمتی نیس

    نعمت و سلامتی ثروت احساس خوب همیشه هست کافیه ما اونارو بخوایم و توکل کنیم ب خدایی ک براش راحته ساختن خوشبختیمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1119 روز

      به نام خداوند دهنده ی رحمتها و نعمتها بی منت و همیشگی و مهربان ترین

      سلام سمیه جان

      خداوند همه چیز میشود همه کس را

      پدر میشود یتیمان را

      برادر میشود، بی برادران را

      همانی میشود که تو میخوایی

      همون کاری رو میکنه که تو میخوایی

      اسباب و وسایل، ادما و خورشید و ماه و فلک و اسمان و باران و کلی چیز دیگه رو هماهنگ میکنه تا تو به خواستت برسی

      به شرطی که باورش کنی، اونه که تدبیر میکنه، اونه که مدیر و مدبره

      اونی که فرمانروای عادل آسمانها و زمینه

      اونی که علیمه

      اونی که میبینه و میشنوه و جواب میده، اجابت میکنه

      الهام میکنه

      به هزاران طریق

      از طریق هزاران اسباب و وسایل و مخلوقاتش

      اون همیشه هست، ابدیه، نا متناهیه، زوال ناپذیره

      هم چون خودم

      منم همیشگی هستم

      منم زوال ناپذیر و ابدی هستم

      هم چون خالقم

      هم چون رب قوی و شکست ناپذیر و ازلی ام

      اون همیشه هست، در درون منه، در لحظه لحظه ی زندگیم با منه

      منم که فراموش میکنم

      منم که میزنم جاده خاکی

      ولی اون همیشه توابه

      همیشه مشتاقه

      مشتاقه اینه که رو به سویش کنم، درخواست کنم ازش، نه از بنده هاش

      تا اجابتم

      کنه

      خدای مهربانترین مهربانان سپاسگزارم که هستی ابدی و ازلی و همیشگی در کنارم، در وجودم

      دست سخاوتمند خداوندم، سمیه جان سپاسگزارم به خاطر یاداوری آگاهی های خدایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    امیر تابع گفته:
    مدت عضویت: 3808 روز

    به نام خدا

    سلام به استادعزیزم

    روزشمار تحول زندگی من روز 84

    خداروشکر امروز این فایل که حس خدایی بهم داد و خدارو با توصیفات استاد در حد درکم درک کردم خداوند انرژیه همه چیزه که با باورمون بهش شکل میدیم و همه چی باوره فقط باید دقت کنیم که حاشیه نریم از این اصل که همه چی باوره و ما خدارو که گفتیم انرژیه که همه جارو احاطه کرده و با باور بهش شکل میدیم و بصورت اتفاقات و شرایط و آدمها و خواسته در زندگیمون ظاهر میشه .

    خیلی خوشحال هستم که تو این فایل استاد سوالی هم مطرح کردن در واقع 2 تا سوال در این فایل بود که سوال اول در فایل قبلی مطرح شده بود و دراین فایل استاد جواب و توضیح اونو دادن و دوست دارم در مورد سوالی که در این فایل گفته شد پاسخ بدم .

    یه مثال بزنم بفرض در شهرکوچیکی آدمای اونجا اکثرا پیر هستن و سن بالایی دارن و همیشه در کمال سلامت و تندرستی بودن و بدنشون قوی و عضلانی بوده و هر بچه ای که اونجا متولد میشه و بزرگ شده و مثل پدرانشون سنشون رفته بالا طبیعتا در اون سن کاملا سالم و بدنشون جوان میمونه چون در اون محیط فقط پدرانشون رو دیدن که با سن بالا هنوز قوی و سالم هستن حالا فرض کنیم که تو این شهر بزرگای اونها تا یک سنی پیر و فرسوده میشدن و همیشه بیمار و هر بچه ای که متولد میشد و به سن اونها می‌رسید زودتر پیر و مریض میشد مثل بزرگترها . چرا این دو مثال متفاوت و زدم خوب مشخصه وقتی کوچکترها میبینن و باور میکنن که در چنین سنی در مثال اول که گفتم بزرگاشون در سن بزرگسالی هم کاملا تندرست هستن پس کوچکترها هم پذیرفتن که پیری معنایی نداره و در بزرگسالی که به سن بقیه هم که برسن کاملا سالم و تندرست و قوی می‌مونن و مثال دوم بر عکس این داستانه یعنی تا زمانیکه آدمیزاد کسی رو ندیده و حرفی نشنیده که در فلان سن بدن پیر میشه و افت میکنه . همچنان حتی با رفتن بالای سن بدن اونها سالم و شاداب و جوان میمونه در مثال اون شهر که گفتم کافیه فقط یک یا چند نفر به سن اونها باهاشون مدتی زندگی کنه که همیشه مریض و پیر و فرسوده باشه بلافاصله اونها هم میدیدن و باور میکردن که ما هم پیر میشیم و جسم ما افت خواهد کرد و مریض میشیم یعنی یک باور ازکسانی از خارج وارد جمع ایزوله اونها شده و باور و روحیه اونها رو دگرگون میکنه و تاثیر میپذیرن . یعنی در اصل برمیگردیم به گفته استاد که همه چی باوره و مخصوصا که در این مجتمع شلوغ انسانی که ما در اون زندگی می‌کنیم و خبرها از طریق رسانه ها بسرعت برق منتشر میشه کافیه فقط بگن که سن مفید و اوج قدرت ورزشکاری 25 تا 27 سال هست این باور و کافیه بهترین ورزشکار و قهرمانی بشنوه و اینو باور کنه .بعد خواهیم دید که چی میشه مخصوصا اگه این گفته رو بپذیرن و باور کنن و بدتر قانونی در دنیای ورزش و مسابقات آدمها میزارن مثلا در فوتبال سن 40 ساله رو با تیم جوان فوتبال راه ندن دیگه اون قهرمان 40 ساله بدتر خورد میشه و این باور کاری میکنه که خودشو پیر و پیشکسوت بدونه و دیگه شور و اشتیاق همیشگی رو برای تمرین نداره حتی اگه در ابتدای این باور بدنی کاملا سالم و عضلانی داشته باشه کم کم اوفت میکنه و روحیشو میباره. پس سن فقط یک عدده و این باور هستش که اجتماع آدمی منتشرش میکنه و حتی به صورت قوانین سنی اونو اجرا میکنه . در کل کسیکه باور اجتماع و دیگران رو نپذیره میتونه متفاوت از اونها باشه چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ ثروت و سلامتی و معنویت.

    خداروشکر میکنم که امروز فایل سفرنامه حاوی سوال بود و اگاهیمو بالا برد و نظرات دوستان رو هم خوندم .

    ازاستاد هم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    آرزو وردی پور گفته:
    مدت عضویت: 487 روز

    وای خدا استاد، چقد توضیحی که راجب به خدا دادین ، توضیح عالی ای بود. بعد اینکه گفتین خدا یه طیف رنگیه ، خودم فکر کردم ببینم چطور میتونم خدارو برای کسی که مثل من باهاش حرف نمیزنه، ارتباط نداره و فقط یه خداییه که بالای آسمونا زندگی میکنه توصیف کنم. دیدم که اصصلا نمیتونم .

    چقدر شنیدن این فایل بهم چیز یاد داد. اینکه خدا همه چیزه، هر چیزی که ردی از انرژی توش هست خداست، چه تعریف دقیقی.

    قبلا تو ذهن خودم تعریفم برای خدا این بود:«خدا کسیه که حاکم انرژیه، کسیه که انرژی رو کنترل میکنه و انرژی مثبت رو با انرژی مثبت و انرژی منفی رو با انرژی منفی جواب میده، حالا چه یه شکل فیزیکی باشه چه غیر فیزیکی»

    اما این ذهنیت که خدا کنترل کننده انرژی نیست، خود انرژیه خیلی متفاوته، خیلی قشنگه. یعنی هر غذایی که میخورم، هر چیزی که لمس میکنم، هر چیزی که میبینم بخشی از خداست، حتی خود من. که گفته بودین یه قطره از آب دریا باز هم دریاست، حتی اگه یه قطره باشه.

    چه تعریف قشنگی، حتی گفتنش هم دلمو نرم میکنه.

    حالا جوابی که من میتونم به سوالتون بدم. به نظرم فقط باور خالی باعث تحلیل رفتن بدن نمیشه. مجموعه ای از فرهنگ و ذهنیتی که میگه بعد چهل سالگی یعنی پیری ، مجموعه ای از غذاهای نامناسب، شاید ورزش نکردن به اندازه قبل ، شاید باور خود بازیکن که وقتی داره به چهل سالگی نزدیک میشه از ورزش کردن سرد میشه و چیزهای دیگه باعث تحلیل رفتنش میشه.

    وگرنه استثنا هایی هم وجود دارن . مثل خود شما ، مسی یا رونالدو.

    موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3617 روز

    سلام

    نمی دونم چند بار این فایل شما را گوش کردم ولی این فایل برایم شده پرسش و پاسخ هر بار که گوش می کنم سوالات دیگری از خودم می پرسم بعد می رم دنبال جواباش و خودم که قانع شدم دوباره گوش می کنم دوباره یک سری دیگه سوال برایم ایجاد می شود و دوباره می رم دنبال جوابها.

    می دونم جوابهای بهتری هست و بازم هست و بازم هست .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    Mehdi Zare گفته:
    مدت عضویت: 4090 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانواده محترم عباس ??

    قطعاً همان طور که همه مون میدونیم این باور های ما هستند که میزان آمادگی بدنی ما رو در سن های بالا تعیین میکند و اگه کسی باور خوب داشته باشد میتونه در سنین بالا هم آماده باشد و حتی جوون باشد

    یه مثال بارز این خاویر زانتی اسطوره و کاپیتان سایق تیم اینتر میلان هست زانتی در سنین 33، 34 بود اگه اشتباه نکنم که تونست چمپونزلیگ رو در سال 2010 فتح کند با تیم اینتر میلان و بهترین دوران بازی خود را ارائه داد در این سال ها

    و به نظر من لایق بهترین بازیکن جهان هم بود

    همیشه آماده بود و همیشه باقدرت بازی میکرد

    خیلی سرعت بالایی داشت و از لحاظ بدنی و چهره هم جوون و شاداب بود خیلی خوش اخلاق و دوست داشتنی هست

    برا مثال سال 2012 در دربی شهر میلان با نهایت آمادگی چندین نفر را دیرپل زد و پاس گل داد

    پیشنهاد های بزرگی هم داشت در این سن از رئال و بارسلونا و بقیه تیم ها حتی بعد از قهرمانی در چمپونزلیگ در سن 34 سالگی

    حتی توی تیم ملی آرژانتین هم بیشترین بازی را بعد از مارادونا دارد و به همین خاطر مارادونا در سال 2010 که زانتی بسیار آماده بود او را به تیم ملی دعوت نکرد که رکورد او توسط زانتی شکسته نشود و خیلی از کارشناس ها دلیل حذف آرژانتین توسط آلمان رو همین دعوت نکردن زانتی دونستن چون دقیقا دو سه تا گلی که از آلمان خوردند در همون طرف بود که زانتی نبود و زابالتا جای اون بازی میکرد

    زانتی در سال 2014 به دلیل آمدن مربی و مدیر عامل جدید به باشگاه اینتر میلان خداحافظی کرد هر چند به عقیده من و خیلی های دیگر هنوز توانایی بازی را داشت

    از لحاظ مالی هم اگه بخوام مثال بزنم

    افرادی که با سنین بالا به کشور های عربی یا چین یا آمریکا میروند با دست مزد بالا که بسیار بیشتر از خیلیا هست که توی لیگ های معتبر بازی میکنند…

    ممنونم استاد خوبم از بابت این فایل خیلی عالی بود واقعا ارزش مند هست فایل های شما و من بسیار لذت میبرم وقتی صحبت های شما رو می‌شنوم

    امیدوارم که نظر من و مثال خاویر زانتی براتون مفید باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سید پوریا میرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    خدایا با توکل به خودت

    ازت ممنونم استاد بخاطر این فایل زیبا که هر بار گوشش میدم یه حس عجیبی در من ایجاد میکنه

    حالا جواب سوال فایل:

    به نظر من الگو ها و نشانه هاست چون این ورزشکارا به ورزشکارایی نگاه کردن و در موردشون شنیدن که بعد یه سنی دیگه بدنشون افت کرده بازیشون افت کرده و فقط به این الگو ها توجه کردن و توجه کردن به این الگو ها باعث شده این باور توی ذهنشون ایجاد بشه که بعد یه سنی بدن ضعیف میشه بعدش بازیت ضعیف میشه و راه دیگه ای جز بازنشتگی نیست

    بخاطر این باورها جهانم بیشتر بهشون این الگو که بعد یه سنی بدن و عضلات ضعیف میشن رو نشون داده و باعث شده بازم باورشون قوی تر بشه و از یه سنی به بعد بدن خودشونم کم کم شروع کرده به ضعیف شدن بازیشونم ضعیف شده تا کار به جایی رسیده که دیگه دیدن راهی جز بازنشستگی نیست

    از نظر من عامل اصلی الگو ها و نشانه ها هستن چون اینان که باعث مشین یه باوری در وجود ما ساخته بشه یا یه باوری ضعیف تر و یا قوی تربشه و بعدش اون باور باعث خلق شرایط و اتفاقات و تجربیات زندگی ما بشه

    ارزو میکنم همتون در پناه خدا همیشه شاد و راضی باشین توی تک تک لحظات زندگیتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی زیبا

    روز 84ام و تعهد من

    اینبار تنها بدون وکیل، خودم رفتم دادگاه

    با باورهای جدید

    با باورهای خودم

    باورهایی که باعث میشه حسم خوب باشه

    نگرانی و نجوا نداشته باشه

    با گوش دادن به این فایل،اگه زورم ‌به نجواها 70 درصد بود الان شد 90٪

    همیشه میگفتم خدایا قاضی اینجوری بگه

    اونجوری بگه

    ولی با درک‌الان،همون قاضی خداست

    همون چیزیو میگه ک من میخوام

    با باورهایی ک ساختم

    این فایل خیلی فاصله داره‌با مداره من

    چندبار گوش دادم برای اینکه کامنت بنویسم و تعهدمو انجام بدم

    رفتار این روزهای من ،نا اگاهانه طبق ابن فایل بوده

    و حالا بادرک یذره ازش،میخوام تکرار کنم باورهامو تا با فرکانسام دنیای بهتری بسازم‌واسه خودم

    همیشه وکیل ،میرفت واسه کارام

    چون باور داشتم من قانونو بلد نیسم و لازمه‌ک وکیل بیادو ازمن دفاع کنه و راهارو‌بره

    ولی ندای الان میگه تو نگران بودی از نتیجه

    احساس قربانی شدن داشتی

    احساس لیاقت نداشتی برای تموم شدنه راحتو باج‌ندادن

    و همیشه گرفتار باورهای وکلا بودی ک شما هیچ دلیل قانع کننده ای نداری و باید از همه چیت بگذری

    درسته الان هم از همه چی گذر کردم

    ولی من نیازی به داشتن دلیل قانع کننده ای ندارم و

    بعد از این همه سال درگیری،جداییه من خیلی مشهوده و من با گرفتار کردنه خودم با باورهای وکلا باعث شدم زمان زیادی ببره که از نظر قانونی تموم بشه

    اما حالا باور دارم که چون درست و راست حرف زدمورفتار کردم

    پس کار درست ،انجام میشه

    منوط به کدوم بند قانون،اصلا مهم نیست

    همون نیروی مطلق کاره منو انجام میده

    مثل همون ایجنتی ک به استاد گفته نمیدونم چجوری این ملکو با این شرایط فروختن و‌فروشنده گفته بدیم بره تموم بشه بره

    ابن خودش یه مثال منطقی برای ذهنه منه تا نزارم نجواها دوباره جون بگیرن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: