رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رسول رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 4265 روز

    بنام خدایی که هر چیزی ازش بخواهیم به ما میده، اگر با ذهن خودمون جلوی اون رو نگیریم

    سلام

    سوال:

    بسیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است. به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟

    پاسخ :

    دلیل 1-قلبی که هم اکنون دربدن ماکارمی کند اززمان تولدتاکنون بارها وبارها بازسازی شده است .اگرمردم جهان همین یک موضوع راباورکنندبسیارسالمتر می توانندزندگی کنند پس قابلیتهای بدن انسان درهیچ سنی کم نمی شوند مخصوصا ورزشکاران که عضلاتی آماده تردارند باباوراین موضوع می توانندتاسنین بالافعالیت ورزشی داشته باشند.

    دلیل 2-فقط باور نادرسته که میتونه مانع پیشرفت آدم بشه،یه شخص ورزشکار وقتی به قهرمانهای قبل از خودش نگاه میکنه و می بینه که تا سن 30 سالگی توی اوج بودن و بعد از اون از ورزش حرفه ای کنار رفتن باور میکنه که نمیشه و همین باور کافیه که احساس ضعف در عضلات و تحلیل قوای جسمانی را در پی داشته باشد

    مثال : در گذشته، سالهای سال در مسابقات دو میدانی هیچ کس نتوانسته بود یک مایل را زیر چهار دقیقه بدود و دانش بشر به این نتیجه رسیده بود که به دلیل فیزیک انسان هیچ بشری نمی تواند و قادر نخواهد بود که یک مایل را زیر چهار دقیقه طی کند و اثبات کرده بود که از نظر علمی این امر امکان پذیر نیست چون فیزیک انسان به گونه ای است که اجازه نمی دهد این اتفاق بیافتد. تا اینکه شخصی بنام راجر بنیستر این باور را نپذیرفت. این اصل اثبات شده توسط علم بشر را نپذیرفت و یک مایل را در سه دقیقه و پنجاه و نه ثانیه طی کرد. بعد از آن انسانهای زیادی راجر را الگو قرار دادند و باور کردند اگر او توانسته ایشان نیز می توانند فقط کافی است مثل راجر فکر کنند و مثل او عمل کنند، لذا بعد از آن انسانهای زیادی توانستند به راحتی یک مایل را زیر چهار دقیقه طی کنند. به طوریکه امروز رکورد یک مایل سه دقیقه و چهل و سه ثانیه و سیزده صدم ثانیه است که توسط دونده مراکشی هشام الگروج به ثبت رسیده است.

    دلیل 3-اگر باور کرده باشه در همون دورانی که علم گفته دوران اوج اش هست عمر ورزشکاری اش به سر میرسه و بعد محکوم به فنا میشه. ولی اگر باور نکنه و بجاش باور کسانی را داشته باشه که متفاوت باور کردند و متفاوت عمل کردند، اون هم تجربه ای متفاوت از علم اثبات شده بشر را بدست خواهد اورد.

    مثال : شاید همه تون هزاران فیلم دیدید در مورد کسانی که سنین بالا دارند ولی همچنان توان عضلانی بالایی دارند. مثل خانوم تائو پورچون لینچ که 99 ساله هستند و مربی تمام وقت یوگا استودیو «وستچستر» نیویورک هستند

    دلیل 4-چون ذهن ما برای ماست وفکری هم که دراون هست برای ماست ما میتونیم اون رو هم تغییربدیم وشرایط عالیتری رو تجربه کنیم.وقتی ذهنیت ما براساس نمیشه وکمبود هست خب همینها هم اتفاق میفته ولی وقتی باورهای مناسبی داشته باشیم با الگوهای خوبی هم آشنا میشیم که مارو درجهت خواسته هامون یاری میدن.اینکه ورزشکاران فکر میکنن نمیشه و تو سن بالا نمیشه به موفقیت رسید برای اینه که این موضوع خیلی تکرار شده توسط جامعه رسانه گزارشگران.بازیکنان قبلی اینطوری بودن و خیلی موارد دیگه.انقدر تکرار شده که تبدیل شده به باور.وحتی همین الانش هم یکی از مزایای خوب یه بازیکن رو سن کمش میدونن.چون ازبس تکرار شده تبدیل شده به باور.هرچیزی که قانونه خودش یه باور هست و اگر کسی نپذیرتش براش این اتفاق نمیفته.تازه اگر هم باشه میگن شگفتی!

    مثال : آقای امیر علی اکبری قهرمان جهان در رشته کشتی فرنگی درسال 2010کشتی را رها کرد و ورزش mmaرا شروع کرد و در سن 30سالگی به قهرمانی‌های زیادی دست پیدا کرد.

    مثالی دیگر..

    آقای سونداستنگارد پیرمرد 95ساله دانمارکی است که در این سن هم دست از تلاش برای بدنسازی برنداشته و هنوز تصمیم دارد برای قهرمانی جهان در رشته پرس سینه بجنگد.

    میرکوفیلیپوویچ 43ساله قهرمان mma

    تیسوشی کوهساکا 47ساله قهرمان mma

    طالب نعمت پور 33ساله قهرمان کشتی جهان

    دلیل 5-ای کاش در زندگی الگوی خود را آگانه انتخاب کنیم الگویی که مارا به جلو و موفقیت سوق میدهد نه اینکه مارا پایین بکشد و به راهی ببرد که تهش را میدانیم.

    به نظر من انتخاب الگوی خوب و بی نظیر در زندگی در تمامی مراحلی میتواند چراغ راه ما باشد.

    دقیقا مثل مثالی که استاد در مورد اون بدنساز زدن که الگویی در زندگیش بود که اورا به جلو سوق میداد.

    این جمله استاد رو که در این فایل گفتند و چند بار تکرار کردند را جواب اصلی می دانم

    همه چیز باور است

    همه چیز باور است

    همه چیز باور است

    دلیل 6-موضوع کاملا بستگی به کنترل ورودی های یک فرد داره : دیده ها / شنیده ها / افکار / صحبت ها

    من فکر میکنم چون بعضی از ورزشکارا مطمئن‌ نیستند‌که همه چی باوره و با دادن ورودی های نامناسب اطرافشون که سند های محکم علمی و یا تجربیات ورزشکاران دیگه که باورهای خوبی تو این زمینه ندارند و داشتن الگو های که در سن 35 دیگه پیرمرد شدن باور نمیکنند میتوانند بیشتر ورزش کنند

    ولی توی رشته شنا بعضی ورزشکاران تا سنین 45 هم تو مسابقات شیرجه بسیار عالی کار میکنند

    ورزشکار هم به همین صورت اگر فکر کنه توی 26 سالگی دیگه باید منتظر کم شدن قدرت بدنی اش باشه و دیگه نمیتونه مثل سابق قهرمان بشه دقیقا بدنش به این باور پاسخ مثبت میده و تمام جسمش رو دقیقا به شکل همون باوری که توی ذهنش مدام تکرار میشه درمیاره و بنابراین بعد از 26 سالگی دیگه از نظر آمادگی و قدرت بدنی مثل سابق نخواهد بود

    مثال : دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند

    دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:

    80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرک پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند .

    تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون … بعد این 160 نفر را به داخل این شهرک بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت …

    دلیل آن خیلی واضح هست : آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40سال جوانتر شده اند

    مثال دیگر : زمانی که خداوند به حضرت ابراهیم بشارت دو پسر داد حضرت گفت اما من و همسرم هردو پیر هستیم و خداوند گفت که این کار برای خدا اسونه و در سن بالا فرزند دار شد.

    و یا حضرت زکریا هستند که ایشون هم در سن پیری فرزند دار شدند وهمسرشون هم پیر بودند.

    خلاصه دلایل بالا وچند نکته دیگر :

    1-_داشتن الگو های که توی رشته ورزشی شون برای خودشون مشخص کردند.

    2- باورهای محدود کننده ای که جامعه القا می کنه.

    3- هدف مشخص و محدودی که برای خودشون تعیین کردند

    4-نداشتن الگوی موفق با سن بالای 30 سال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    سیدمحمد صادق زارع گفته:
    مدت عضویت: 3039 روز

    سلام بر استاد بزرگوار و دوستان خوبم

    این قسمت دیدگاه جالبی نسبت به باور دارد

    باوری که ما در مورد آتش داریم که سوزنده و مخرب است ولی باوری که پیامبران نسبت به آتش دارند این است که آتش برای ابراهیم گلستان است و یا همچو موسی ،خدا هست

    چقدر باور ما با کسانی که راه را میدانند متفاوت است

    به راستی راه راست کجاست؟

    جواب را از استاد عباس منش می شنویم

    ایشان قرآن را به عنوان راهنما برای خود و شاگردانش معرفی میکند و میگوید که روزگاری فقیر بودند و باور کردند که خداوند انقدر ثروت دارد که میتواند یک پیکان برای مسافرکشی به او دهد ، و خدا به اندازه باورش به او داد.

    بعد باور کرد که میتواند با کاری دیگر موفق تر شود و سیمنار های کوچکی در گوشه و کنار به راه انداخت و خداوند به اندازه باورش به او ثروت داد و همینطور سمینار ها و موفقیت ها بزرگتر شد

    اینجاست که به قول خودش خدا برایش واضح تر شد

    و روز به روز ثروتمند تر میشود

    خدا را سپاس!

    حالا فهمیدم چرا خیلی ها فقیرند چون همین قدر خدا را باور دارند

    و حتی کسانی که ثروت دارند نه به نمازشان است و نه به دینشان فقط به باورشان ربط دارد

    از روزی که این خدا را دیدم دیگر پولم تمام نشد

    هرچه خرج میکنم چند برابر دارم

    حتی وقتی که پول در جیبم نیست باز هم هست

    دیگر بدهکار نیستم حتی ،! به خدا یعنی نماز قضا هم ندارم

    البته ما همیشه بدهکار خدا هستیم

    حالا فهمیدم که پول خدا تمام نمی شود

    باور من این است که هرکس بخواهد میتواند، و مهم قدم اول است

    با یک چراغ در دل شب نمیتوان مکانی دور دست را دید ولی می شود به مکان دور دست رفت

    اگر فدره قهرمان تنیس بخواهد میتواند همیشه فدره بماند اگر باور کند

    تلاش قسمت دوم باور است ویعنی همه فدره هستند اگر به اندازه فدره باور کنند و تلاش.

    موفقیت یعنی باور.

    تلاش. یعنی حرکت

    من از استاد بزرگ یاد گرفتم هدفی را انتخاب کنم و باور کنم که موفق هستم و برایش تلاش کنم

    که یکی از بزرکترین درس های زندگیم بود

    و همینجا از ایشان سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      نسترن پامیر گفته:
      مدت عضویت: 3451 روز

      خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

      اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

      و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

      و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،

      و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،

      و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

      پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.

      برادر می‌شود محتاجان برادری را.

      همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.

      طفل می‌شود عقیمان را. امید می‌شود ناامیدان را.

      راه می‌شود گم‌گشتگان را. نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.

      شمشیر می‌شود رزمندگان را.

      عصا می‌شود پیران را.

      عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…

      خداوند همه چیز می‌شود همه کس را. به شرط اعتماد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛

      به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

      بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!

      و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،

      و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،

      و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…

      و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها

      دیدگاهتون بسیار زیبا بود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      عباس کشوری گفته:
      مدت عضویت: 3035 روز

      سلام.سیدمحمدمتن بسیارعالی بودامیدوارم روزبروزسرمایه ات بیشتروپول توی جیبت زیادترازباورهایت باشد.به امیدموفقیت وپیروزی درهررشته ی که داری باشی.منوازدعای خیرت بی بهره نزار.سپاسگزارم??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      به نام خدا

      سلام اقای صادق زارع عزیز

      دیدگاهتون بسیار زیبا و یاد اور کننده و تذکر دهنده بود

      اینکه به یاد بیارم خداونده که داره هر لحظه بهم نعمت میده از بینهایت طریق

      اینکه این پولهایی که دارم و بهم داده میشه کار خداست

      از وقتی خواستم و هدایت شدم به مسیر پرنعمت و زیبای راستی، خواستم و اجابت کرد رب اجابت کننده ی درخواستهایم

      منم هرگز بی پول نشدم،

      خدا صاحب تمام نعمتها و ثروتهای جهانه و به کس بر اساس اندازه ظرف وجودیش، و باوراش نعمت میده

      خدایا هزاران بار شکرت، شکرت، شکرت

      1_خدایا هزاران بار شکرت به راحتی و اسانی از نانوایی نان تازه و خمیر گرفتم و کمکم میکنی تا پیتزایی عالی و خوشمزه بپزم

      2-خدایا هزاران بار شکرت که مغازه پنیر و کره و تخم مرغ گرفتم و خوراکی برای دخترم

      3-خدایا هزاران بار شکرت که کمکم میکنی تا لباسهایی زیبا بدوزم برای خودم و بچه هام

      4*خدایا هزاران بار شکرت به خاطر نعمت ارزشمند برق و هوای مطبوع خونمون

      5*خدایا شکرت که عصرا که هوا خنکه با دخترم میرم بیرون، هر جا که خواستم میتونم برم، خدایا هزاران بار شکرت برای حس خوب آزادی

      6*خدایا هزاران بار شکرت که در همسایگی انسانهای خوبی زندگی میکنم

      7*خدایا هزاران مرتبه شکرت برای نعمت ارزشمند سلامتی خودم و خانواده ام

      8*خدایا هزاران بار شکرت به خاطر چشمان سالم و بینایم

      9*خدایا هزاران بار شکرت برای نفسهای عمیق و راحتی که میکشم

      10-خدایا هزاران بار شکرت که هستی و خدایی میکنی و بهترین تدبیرکننده امورات من و کل جهانی

      خدایا هزاران بار شکرت به خاطر این نظم دقیق و شگفت انگیز جهان هستی

      خدایا شکرت برای نعمت امنیت و ارامشی که در زندگیم هست و در جامعه

      خدایا هزاران بار شکرت برای سرسبزی زمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    سمیه نوری گفته:
    مدت عضویت: 4077 روز

    درود بر استاد عزیز و اعضا دوست داشتنی خانواده صمیمی عباس منش، وقت بخیر خدا قوت.

    می خوام پاسخ سوال را با دو مثال بدم. مثال اول را از خود استاد یاد گرفتم که در یکی از فایلهای آموزشی بیان کردند و مثال دوم تجربه شخصی خودم هست.

    مثال اول:

    به درستی خاطرم هست که استاد در یکی از فایلها در مورد رکورد دو یک مایل صحبت کردند. در گذشته، سالهای سال در مسابقات دو میدانی هیچ کس نتوانسته بود یک مایل را زیر چهار دقیقه بدود و دانش بشر به این نتیجه رسیده بود که به دلیل فیزیک انسان هیچ بشری نمی تواند و قادر نخواهد بود که یک مایل را زیر چهار دقیقه طی کند و اثبات کرده بود که از نظر علمی این امر امکان پذیر نیست چون فیزیک انسان به گونه ای است که اجازه نمی دهد این اتفاق بیافتد. تا اینکه شخصی بنام راجر بنیستر این باور را نپذیرفت. این اصل اثبات شده توسط علم بشر را نپذیرفت و یک مایل را در سه دقیقه و پنجاه و نه ثانیه طی کرد. بعد از آن انسانهای زیادی راجر را الگو قرار دادند و باور کردند اگر او توانسته ایشان نیز می توانند فقط کافی است مثل راجر فکر کنند و مثل او عمل کنند، لذا بعد از آن انسانهای زیادی توانستند به راحتی یک مایل را زیر چهار دقیقه طی کنند. به طوریکه امروز رکورد یک مایل سه دقیقه و چهل و سه ثانیه و سیزده صدم ثانیه است که توسط دونده مراکشی هشام الگروج به ثبت رسیده است.

    مثال دوم:

    من 37 ساله هستم. به فضل الهی از بدو تولد تا امروز همواره در سلامت کامل به سر بردم. ولی هیچ وقت ورزش حرفه ای نکرده بودم. دوازده سال پیش که قطعا سن شناسنامه ای ام از امروز کمتر بود کیلومترها پیاده روی می کردم ولی حتی حاضر نبودم صد متر بدوم. چون سریعا زانوهام درد میگرفت و اصلا از دو متنفر بودم. همیشه که برای پیاده روی می رفتیم همراهانم بخش هایی از مسیر را می دویدند ولی من حاضر بودم صد کیلومتر بیشتر از آنها پیاده روی کنم ولی یک متر هم ندوم.

    من اردیبهشت 92 صاحب فرزند شدم و زمانیکه فرزندم دو ساله بود به شدت از وضعیت جسمانی خودم ناراضی بودم و تصمیم گرفتم به طور جدی ورزش کنم و اندام ایده ال ام را بسازم و تا پایان عمر آن را حفظ کنم. الان دو سال و نیم هست که بصورت جدی و روزانه ورزش میکنم. مربی ام 8 سال از خودم کوچکتره سالهاست که ورزشکار و بدنساز حرفه ای هست. همکلاسی هام دوازده سال از خودم کوچکتر هستند و اونها هم سالهاست ورزشکاران. ولی عضلات و بدنی را که من دارم هیچ کدوم ندارند. من و مربی ام امسال هر دو در ماراتن تهران شرکت کردیم و از بین حدود دویست دونده شرکت کننده من 27 امین نفری بودم که از خط پایان عبور کردم حتی مربی خودم بعد از من از خط عبور کرد. دونده ای که قبل از من از خط عبور کرد هلندی بود و روزانه 23 کیلومتر می دوید.

    وضعیت جسمانی، توان عضلانی و بدنی را که من امروز دارم حتی در 20 سالگی نداشتم. پس اگر قرار بود با افزایش سن شناسنامه ای توان عضلانی کم بشه پس من چطور تونستم خلاف این قانون عمل کنم؟

    واقعیت اینه که همه چیز از باورهای ما نشات میگیره. اینکه چه چیزی را به عنوان ورودی پذیرفته ایم و به باور انکار ناپذیر ذهن ما تبدیل شده.

    در مورد خانوم ها مثال میزنم. اکثر دخترها از دوران ورود به مدرسه این را شنیدن حواست باشه به سن بلوغ که میرسی چاق میشی هااااا، حواست بااااااشه چااااااااااااق نشی. اول انکار کردیم که نه من چاق نمیشم. ولی بهمون اصرار کردن فلانی را ببین سه سال از تو بزرگتره رسیده به سن بلوغ رعایت نکرده چاق شده. باز ما گفتیم نه من نمی شم. دوباره برامون نفر بعدی را مثال زدن و بعدی و ……. خلاصه ما هم یواش یواش باور کردیم که بله چاقی دوران بلوغ اجتناب ناپذیره و چاق شدیم. بعد ازدواج کردیم بهمون گفتن آدم ازدواج میکنه چاق میشه حواست باشه هاااااا، ما اول انکار کردیم گفتیم نه من نمی شم ولی شاهد مثالهااااا و …….. در نهایت ما باور کردیم و چاق شدیم. بعد باردار شدیم و رسیدیم به مرحله تجربه مادری و باز هم بهمون گفتن حواست باشه ها اضافه وزن دوران بارداری می مونه هااااا. ما گفتیم نه من مستثنی هستم و اونها شاهد مثال آوردن و …… خلاصه ما باور کردیم و لذا ما هم شدیم یک مادر چاق با زانو درد و ……

    ولی کافیه همین ما بجای باور کردن این ورودی ها دنبال مثالهایی میرفتیم که این باورها را نقض می کردن. گرچه خیلی دوست داشتیم بریم و تا اولش برامون شاهد مثال آوردن شاید گفته باشیم پس چرا فلانی مستثنی است و جواب شنیده باشیم اون یک نفره دنبال استثناها نباش!!!!! ما هم تسلیم شدیم. ولی کافی بود ما فکر می کردیم اون هم مثل من یک انسان هست من با اون هیچ فرقی ندارم. ما یکسان خلق شدیم و سیستم عصبی یکسانی داریم. اگر اون موفق شده فقط باور و عمل اش با من فرق داره. کافی بود مثل همون استثنا فکر می کردیم مثل اون عمل می کردیم و نتیجه اون را می گرفتیم . و اون وقت بود که مدار و فرکانسی از جهان منتقل می شدیم که مثل اون استثنا زیاد بودن و کلی ادم می دیدیم که موفق شدن. درست مثل کارتون توربو. که توربو ابتدا در جمع حلزونهایی زندگی می کرد که باور کرده بودند و قبول کرده بودند که کند خلق شده اند. ولی توربو باور نکرد و اقدام کرد و بعد از موفقیت وارد جمع حلزونهای زیادی شد که مثل خودش فکر می کردند سریع بودند و کند بودن را باور نکرده بودند.

    در مورد سوال مسابقه هم همینه بستگی داره که اون ورزشکار حرف علم را در مورد توان عضلات باور کرده یا نه. اگر باور کرده باشه در همون دورانی که علم گفته دوران اوج اش هست عمر ورزشکاری اش به سر میرسه و بعد محکوم به فنا میشه. ولی اگر باور نکنه و بجاش باور کسانی را داشته باشه که متفاوت باور کردند و متفاوت عمل کردند، اون هم تجربه ای متفاوت از علم اثبات شده بشر را بدست خواهد اورد.

    ژاپنی ها ضرب المثلی دارن که میگن. اگر کسی موفق شده کاری را انجام بده پس حتما من هم می تونم انجامش بدم. ولی اگر کسی تا حالا کاری را انجام نداده من باید اولین کسی باشم که انجامش میدم.

    بشر قادره که مثل خدا مصداق عینی کن فیکون را محقق کنه فقط بستگی داره که چه باوری داشته باشه. اگر باور داشته باشه که همینقدر که اجازه ورود به این کره خاکی را پیدا کرده و حق حیات بهش داده شده لایق ترین موجود روی کره خاکی هست و لیاقت تجربه عالی ترین نعمات الهی را بی هیچ محدودیتی داره پس بی شک به دستش میاره و تجربه اش میکنه. ولی دلیلی که این اتفاق نمی افته ورودی هایی است که ما آنها را به عنوان باور محدود کننده می پذیریم و اون وقته که تئوریهای علمی و پزشکی و ….. میشن ملاک عمل ما و مثلا اگر علم گفته سن عضلانی ما مثلا سی سال هست و بعد اون دوران اوج ما تموم میشه و باید بریم رو به زوال پس میریم رو به زوال.

    قانون کائنات و داستان زندگی ساده تر از اون چیزی هست که ما فکر میکنیم. فقط کافیه ورودی های درست را باور کنیم و عمل کنیم اون وقته که هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت. شاید همه تون هزاران فیلم دیدید در مورد کسانی که سنین بالا دارند ولی همچنان توان عضلانی بالایی دارند. مثل خانوم تائو پورچون لینچ که 99 ساله هستند و مربی تمام وقت یوگا استودیو «وستچستر» نیویورک هستند.

    امیدوارم ما هم با ایجاد باورهای قدرتمند و اجتناب از باورهای محدود کننده خالق عالی ترین زندگی برای خودمون باشیم. عالی زندگی کنیم و عالی ترین حد خودمون را در دنیا تجربه کنیم تا به برکت زندگی عالی مون جهان جای بهتری برای زندگی مخلوقات پروردگار باشه.

    سپاسگزار پروردگارم که استاد عزیز و تمامی انسانهای توانمند روی کره خاکی را به عنوان مثال زنده و عینی سر راه من قرارداده تا به قدرت باورهای قدرتمند ایمان بیارم و هیچ شاهد و مثال علمی و آکادمیک را مبنی بر ناتوان بودن بشریت نپذیرم. امیدوارم همگی در پناه الله یکتا سلامت، شاد، موفق، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3349 روز

    سلام استاد عباسمنش مهربون و بزرگوارم و همه دوستان خوب و هم فرکانسی ????

    واقعا مسابقه باور خدا خیلی خیلی عالـــــــــی بود ?????? بهترین کامنتها نوشته شد من هر روز میام و چندتا از دیدگاه های اون مسابقه رو میخونم. همه صحبتها مثبته و سرشاره از اگاهی، حال خوب، باور قدرتمندکننده، نگاه توحیدی…

    وقتی میخونمشون حال و هوام واقعا عوض میشه. تو دلم پر میشه از خدا. با تمام وجودم احساس خوب میگیرم ایمان، خوشحالی، امیدواری، انرژی، شوق و ذوق، هیجان، آرامش…

    بی نهایت خداروشکر میکنم که تو جمع چنین دوستان اگاه و مثبتی هستم که همیشه چیزی به من اضافه میکنند. با اینکه مجازیه ولی از هزاران دوستی در دنیای فیزیکی، واقعی تر و با ارزش تره چون باعث میشه من کلی اگاهی پیدا کنم و حالم خوب بشه.

    همدلی که اینجا هست بسیار قابل تحسین و فوق العادس. امیدوارم این جمع هر روز بزرگتر و صمیمی تر بشه.

    بهترین استاد دنیا، استاد عباسمنش عزیزم ? صحبت های شما در این فایل بی نهایت خوب و عالی و اگاهی بخش بود… انقدر این مفاهیم زیبا و عمیق بود من محو شده بودم و رفته بودم تو یه عالم دیگه…

    از اینکه الهامات و اگاهی های خودتون رو با محبت خالصانه با ما تقسیم میکنید یک دنیا از شما ممنونم. از خداوند بخشنده ام سپاسگزارم که به وسیله شما منو از تاریکی ها به سمت نور ایمان هدایت کرد.

    خوشحالم که از خواب غفلت بیدار شدم وگرنه با همین باورهای محدودکننده و غلط تا اخر عمر باید زندگی میکردم و میمردم، اصلا خالق بی نهایت باعظمت این جهان و وجود واقعی و باارزش خودم رو نمیشناختم، این زندگی شیرین رو تجربه نمیکردم و این موهبت ها رو از دست میدادم.

    من حس میکنم دوباره متولد شدم و تازه دارم این جهان رو درک میکنم، تازه دارم خدارو میفهمم، تازه دارم خودم رو میشناسم… انگار قبل از این در دنیای دیگه ای بودم و تازه پا به این جهان زیبا و پر از نعمت و ثروت گذاشتم…

    واقعا حس ناب و غیر قابل توصیفی هست و با کلمات نمیشه توضیح داد. فقط باید حس کرد و فهمید…

    خدای خوبم بخاطر تولد دوباره خودم بی نهایت از تو ممنونم و از اینکه منو شامل حال لطف و مرحمت بی پایانت کردی و به این مسیر الهی هدایتم کردی میلیونها بار سپاسگزارم

    =======================================================================================================================

    و اما جواب مسابقه…

    ما در دنیای مادی یک سری قوانین برای خودمون وضع میکنیم. مثلا قوانین راهنمایی و رانندگی، قوانین قضایی و عرف ها، فرهنگ ها و … اما این قوانین در عالم غیر مادی هیچ معنایی نداره. (منظور از عالم غیر مادی، دنیای روحانی و فرکانسی است جایی که اصل همه ما به انجا تعلق دارد و روزی به آن برمیگردیم)

    یعنی در عالم فیزیکی این مقررات و قوانین میتونه مارو محدود کنه حالا از هر جنبه ای. مثلا اگر خانوم هستی در فلان کار استعداد نداری، اگر فلان شهر زندگی میکنی نمیتونی ثروتمند بشی، اگر خانوادت خوب نیس نمیتونی ازدواج خوبی داشته باشی و …

    ولی در عالم غیر مادی اصلا این مقررات تعریف نداره. چیزیه که فقط انسانها در جهان و ذهن خودشون ساختن و طبق اون زندگی میکنند.

    تنها قانونی که در جهان هستی تعریف شده “قانون جذب” هست که کل کهکشانها با همین قانون اداره میشه.

    در واقع همه قوانین عالم مادی ساخته دست ماست و حقیقت نداره. اگر کسی انهارو باور نکنه میتونه خیلی راحت ازشون بگذره و هیچ مشکلی براش پیش نمیاد.

    این قوانین محدود کننده رو خودمون واسه خودمون تعریف کردیم و باعث شدیم تا وقتی به یک حدی رسیدیم، بعدش دیگه دست و پامون بسته بشه و متوقف بشیم، بگیم نه دیگه از این بیشتر که نمیشه، اصلا این کار که ممکن نیس، فلان چیز که اصلا از نظر علمی هم رد شده…

    با مثال این مطلب رو بیشتر توضیح میدم:

    ? “تریکو ماریانو رزنده” مدافع چپ سابق یکی از تیم ها در لیگ منطقه ای برزیل متولد 31 دسامبر 1921 است و تا سن 86 سالگی در سال 2007 برای این تیم برزیلی به میدان رفت!!!

    “نیل مک” بین مدافع کناری تیم ملی اسکاتلند و اسطوره منچستر یونایتد در سالهای 1923-1921 که در سال 1928 به لیورپول پیوست متولد 15 نوامبر 1985 بوده و در سن 52 سالگی با تیم بریتون در سال 1947 به مصاف هارت پول یونایتد رفت.

    طرف 86سالش بوده بازی میکرده پس چرا میان میگن که بازیکن خیلی بخواد بازی کنه تا 35سالگی دیگه اخرشه بعدش باید خداحافظی کنه.

    اگر قرار به علم و پزشکی باشه پس برای همه باید همینجوری باشه. چرا یکی تا 86سالگی بازی میکنه و یکی دیگه تا 34سالگی؟

    در فوتبال خودمون هم اقای کریم باقری تا سن 37سالگی فوتبال بازی کرد و گل میزد.

    من سال 88 داشتم یکی از بازی هاشون که تو تیم پرسپولیس بودن تماشا میکردم. برگشتم گفتم بابا این که پیرمرد شده باید بره نیروی جوون بیاد دیگه از این گذشت… دقیقا تو همون بازی یه گل از وسط زمین زدن که توپ قشنگ صاف رفت تو دروازه! و من واقعا غافلگیر شدم.

    الان میفهمم چرا ایشون تونست تا اون سن بازی کنه و خیلی هم موثر باشه در بردهای تیم چون باور داشت که هنوز میتونه و برای خودش محدودیت تعریف نکرده بود. حتی اگر ذهنش بازتر بود تا همین الانم میتونست بازی کنه.

    همه میگن عمر مفید بازیکن فوتبال 34-35سالگیه. سایر بازیکن ها هم تو همین سن و سال خودشون رو بازنشسته میکنن. چون باور کردن بدنشون دیگه نمیکشه، مثل قدیم جون و قوت ندارن و …

    اما این یک قانونه که خودمون گذاشتیم. کسی که باور کنه من میتونم تا 86سالگی یا 52سالگی فوتبال بازی کنم، میتونه. بازی میکنه و گل هم میزنه. فقط بخاطر باور خودش.

    برای بقیه عجیبه چون مردم عادی این مقررات رو باور کردن و سقف ذهنی دارن ولی این افراد خیلی بیشتر از این قوانین تونستن موفق بشن.

    ? مثال دیگه خانم اپرا وینفری هست. ایشون از یه پدر و مادر نوجوان در شرایط بسیار بد بدنیا میاد. والدینش طلاق میگیرن. وقتی نوجوان بوده توسط اقوام خودش مورد تجاوز قرار میگیره. در فقر و محرومیت بزرگ شده. هرکس چنین شرایطی رو بشنوه میگه حتما این ادم خودکشی کرده!!!

    ولی اپرا وینفری در همین شرایط تونست انقدر رشد کنه و تبدیل به یکی از ثروتمندترین و محبوب ترین و تاثیرگذار ترین زنان جهان بشه. اصلا به جنسیتش و رنگ پوستش و والدینش و اوضاع مالیش و … نگاه نکرد که اونا بتونن محدودش کنن.

    ولی شاید یه ادم دیگه موفقیت خودش رو در گرو عالی بودن همه این عوامل بدونه و باور داشته باشه اگر این شرایط درست نباشه نتونه پیشرفت کنه. بنابراین همین تجربه رو هم خواهد داشت.

    بعضی ادما یک سری قوانین تعریف میکنن برای موفق شدن. باید پدر و مادرت پولدار باشن، باید حمایت مالی و عاطفی داشته باشی، باید مدرک دانشگاهی بگیری، باید بازار کار خوب باشه و …

    هیچ کدوم از این بایدها درست نیست. همه اش در ذهن انسانه و وجود خارجی نداره.

    ? در واقع ما با قوانین یک سری عوامل خارجی مشخص میکنیم که درصورت درست بودن انها میتونیم کاری رو انجام بدیم و در غیر این صورت ممکن نیست.

    اما یک سری افراد مثال نقض میشن تا بفهمیم این عوامل خارجی موثر نیست. این قوانین الهی و ابدی نیس.

    ایه خدا نیومده که اگر 40سالت بود دیگه فوتبال تعطیل. اگر زن بودی ثروتمندی تعطیل. اگر متاهل هستی خوشی و تفریح ممنوع.

    اینارو ما مشخص کردیم و خودمون با باور کردنش بهشون قدرت دادیم. بهشون اجازه دادیم مارو محدود کنن و نگذارن به اهدافمون برسیم.

    در واقع ما با باورهامون ذهنمون رو برنامه ریزی میکنیم. کل زندگی ما دست مغز ماست و بستگی داره چه باورهایی داشته باشی. طبق همین باورها مغزت تورو کنترل میکنه و عملکردها و رفتارها و … رو در تو مشخص میکنه.

    هر باوری که داری طبق همون در فرکانسی قرار میگیری که نتایجی هماهنگ باهاش دریافت کنی. این مساله در تمام جنبه های زندگی هست سلامتی، روابط، ثروت، کسب و کار، توانایی و …

    و این گفته کاملا درسته: همه چیز فقط باور است.

    ? خودت مشخص میکنی چقدر ثروتمند باشی.

    ? خودت مشخص میکنی چقدر سلامت و شاداب باشی.

    ? خودت مشخص میکنی چقدر روابطتت خوب و مفید باشه.

    ? خودت مشخص میکنی چه دوستانی داشته باشی.

    ? خودت مشخص میکنی در چه حد پیشرفت کنی.

    به هرجا برسی میتونی به پله بالاترش برسی. هرچقدر ثروتمند باشی هر چقدر موفق باشی هرچقدر کسب و کارت بزرگ باشه، میتونه باز هم این بهتر باشی.

    همیشه پله بالاتر هست اما کسی میتونه به این پله صعود کنه که باور داشته باشه میتونه و چیزی نمیتونه مانعش بشه.

    سن، جنسیت، خانواده، محل زندگی، مدرک تحصیلی و … همشون فقط عوامل بیرونی هستند و چگونگی انها در موفقیت ما تاثیری نداره.

    اگر خودت باور کنی که این عوامل لازمه، پس در شرایطی قرار میگیری که برای موفقیت بهشون نیاز داشته باشی.

    اما اگر باور کنی که همه چیز درون تو هست و میتونی به هر موفقیتی برسی، قطعا بهش دست پیدا میکنی.

    اگر هم برای رسیدن به خواستت شرایط و امکانات خاصی لازم داشته باشی، خداوند به راحتی اون رو برای تو فراهم میکنه هرجا و هر زمانی که باشه فرق نداره فقط باید ایمانت قوی باشه که «خدا برای من کافیه»

    غیر ممکن فقط در ذهن ماست نه در حقیقت جهان ما

    چیزی که در زندگیت میبینی حاصل همان چیزی است که درون تو است.

    این جهان بی نهایت شکل داره و تو همون شکلی رو میبینی که در ذهنت ساختی. اگر میخوای جهان زیباتر و زندگی بهتری ببینی اول باید باورهای قوی تری برای خودت بسازی.

    هرکسی از دریچه باورهاش به این جهان نگاه میکنه.

    تا وقتی عینکی روی چشمته که شیشه هاش سیاهه تو همه چیز رو سیاه و کدر میبینی و فکر میکنی دنیا این شکلی است. اما در واقع جهان اینطور نیست و مشکل از این عینکه.

    باید این عینک عوض شه تا دنیارو شفاف تر و روشن تر ببینی وگرنه هرجا بری، هر زمانی که باشه، هرکسی باهات باشه فرقی نداره.

    تا وقتی از درون تغییر نکنی، دنیای بیرون از تو تغییر نخواهد کرد.

    امیدوارم بتونیم به خودمون و توانایی هامون از صمیم قلب باور داشته باشیم و هیچ محدودیتی برای خودمون نگذاریم.

    برای همگی روزهایی سرشار از ثروت و سلامتی و خوشبختی آرزومندم.????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  5. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 454 روز

    درود

    روز هشتاد و چهارم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیزم

    باتوجه به اینکه این فایل بی نهایت بی نظیر بود باید بارها گوش کنم و بارها یادداشت برداری هامو از این فایل مرور کنم شاید به درک بهتری برسم

    یک جورایی انگار هم گیج شدم هم لذت بردم هم فهمیدم و هم نفهمیدم ….

    چون فرصتم الان کمه نتونستم اول کامنتهای دوستان رو بخونم اول اومدم کامنت خودم رو بزارم و با شوق متفاوتی از هرشب برم قرآنم رو بخونم.

    استاد شما چقدر بی نظیرید ، چرا هر فایلی که از شما گوش میکنم احساس میکنم شما خیلی بی نظیر تر هستید ، نمیتونم اون کلمه ای که در ذهنم درباره ی شما هست رو پیدا کنم یا اینکه به زبون بیارم اما چرا شما اینقدر … هستید؟!!!!!

    نفسم گاهی بند میاد از بعضی از فایل های شما ، مخصوصا مخصوصا فایل‌هایی که مربوط به خداوند هست . چقدر صحیح و منطقی صحبت میکنید . انگار شما زبان خداوندید.

    اینکه در مورد باورها صحبت کردید باورهایی که در مورد خداوند میتونیم ایجاد کنیم بارها باید گوش کنم این فایل رو تا بهتر متوجه بشم.

    شما بی نظیرید

    خیلی لذت بردم

    خیلی زیاد

    انگار رو ابرا بودم وقتی داشتم این مطالب رو می‌نوشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    محمد قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 3526 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی اعضای محترم سایت،تو مسابقه ی قبلی از استاد خواستم که تو محصول جدیدشون در مورد سن توی رشته ی فوتبال و باورهای محدودی که در این مورد هست صحبت کنن که یهو تو فایل جدیدشون این موضوع رو به عنوان سوال مسابقه مطرح کردن و من همینجوری هاج و واج مونده بودم و فقط میگفتم خدایا شکرت واسه اینجوری پاسخ دادنت به درخواستم و شکرت که میتونم از هزاران نظر فوق العاده ی شما دوستای عزیزم استفاده کنم،از این همه آگاهی بی نظیر که اینجا جمع شده،و این پاسخ خداوند به من این معنی رو واسم داشت که من حتما به هدفم میرسم و رسیدن به این هدف سرنوشت منه و برای من مقدر شده از طرف خداوند،و تمام این اتفاقات از زمانی شروع شد که من تصمیم گرفتم قدرتمندترین فرمانروای کائنات رو به صورت یه انرژی ببینم که هر شکلی بهش بدم به همون شکل در میاد و این موضوع رو باور کردم و هر روز هم دارم با قدرت روش کار میکنم که اون باور قبلیم در مورد خداوند از بین بره چون واقعا هم کار سختیه تغییر این باور.

    در مورد سوال مسابقه خب این باور بین اکثریت آدمها وجود داره که انسان هر چی از سنش بگذره ناتوانتر میشه به خصوص اگه بیش از اندازه هم از عضلاتش کار بکشه،مثلا واسه یه فوتبالیست که تو طول یه فصل بدنسازی های سنگینی رو انجام میده عضلاتش زودتر فرسوده میشه تا یه نفری که خیلی سبک ورزش کرده و عضلات اون فوتبالیست دیگه نزدیکای ٣٠ سالگی اون شادابی و چابکی و قدرت قبل رو نداره در صورتی که علم اینو ثابت کرده که کل بدن ما و سلولهای ما هر سال تغییر میکنن و سلولهای جدید جایگزین قبلیا میشن،و این شده یه باور جهانی واسه مردم جهان و پذیرفته شده در حد پذیرفته شدن قانون جاذبه در صورتی که این باور خوب هم وجود داره که اصلا هرچقدر بیشتر رو عضلاتمون کار کنیم قویتر و موندگارتر میشن ولی ما آدما اون باور رو انتخاب کردیم که قدرت رو ازمون میگیره،وقتی مصاحبه ی ورزشکارارو میخونی به خصوص فوتبالیستای خودمون که شده ٢٧،٨ سالشون میگن دیگه من نمیتونم تو فوتبال اروپا بازی کنم دیگه سنم رفته بالا و دیگه دیر شده و …که من دهها مصاحبه ی اینجوری خوندم از بازیکنای مطرح و ملی پوشمون و حتی از مربیامون،یا من مصاحبه ی یکی از ایجنتهای معروف ایرانی رو میخوندم که خارج از ایرانه و مدیر برنامه های بازیکنای بزرگمون بوده تو فوتبال اروپا و حتی یه زمانی مدیر برنامه ی بازیکنای بزرگی مثل مسعود اوزیل یا نوری شاهین و …بود که میگفت تیمهای اروپایی درجه یک فقط دنبال بازیکنای زیر ٢٢،٣ سال خارجی ان و اصلا بازیکنای ٢6،٧ ساله ی مارو نگاه هم نمیکنن دیگه وای به حال ٣٠ سال و به بالا،و خیلی از ادمای بزرگ دنیا که مورد قبول همه ان این حرفارو میزنن و اون ورزشکارا هم این رو میپذیرن و هممون این رو پذیرفتیم و اصلا تبدیل به یه قانون شده و ما ٩٧،٨ درصد الگوهایی رو هم که دیدیم همینطوری بوده و تو فکرمون اینه که اون چند نفری ام که ٣٠ تا 4٠ سالگی ورزش حرفه ای میکردن و خیلی مطرح هم بودن دیگه شاهکار کردن که تا اینجا تونستن ادامه بدن و مثلا بشن بوفون،توتی،رایان گیگز و …

    حتی در مورد فوتبالیستای خودمون که تا نزدیک 4٠ سالگی بازی کردن و میکنن دیگه اون عملکرد سابق رو ندارن و یا اکثر مواقع به عنوان بازیکن تعویضی و اونم آخرای بازی میان تو که با تجربشون نتیجه رو حفظ کنن و حتی بین اونها هم این باور وجود داره که دیگه پیر شدن و نمیتونن مثل ٢5 سالگیشون باشن

    و وقتی مدام این الگوهارو دیدیم و این حرفها این همه سال تکرار شده خب طبیعی هم هست که تبدیل بشه به باور ما آدمها و این باورها هم بشه حقیقت زندگیمون و این موضوع واسه منم همینطور بود و چون همش توجهم روی سنم بود(٢٨،٩ سال) به جای اینکه روی توانایی هام باشه و چون این باورهارو هم پذیرفته بودم, تو اکثر مواقع همه ی فوتبالیا و مربیا در مورد سنم ازم سوال میکردن نه توانایی هایی که دارم،که باعث شد فرصت های فوق العاده ای رو از دست بدم و کسایی که نصف من هم توانایی نداشتن بیان و جای من رو بگیرن.

    ولی الان من دوست دارم این رو باور کنم که فوتبالیستای ایرانی میتونن ٣٠ سالگی به بعد هم تو رئال و بارسا بازی کنن،فیکس باشنو ستاره ی تیمشون چون فرمانروای کل این قدرت رو بهمون داده،گفته بنده ی من آسمون و زمین رو مسخر فرمانت کردم که خلق کنی هر چیزی رو که میخوای،چون اون انرژی که ما اسمش رو گذاشتیم خدا و تمام جهان از اون شکل گرفته این اجازه رو داده،اون این قانون رو وضع کرده،اون این قدرت رو به ما داده و گفته هر شکلی به من بدی من به همون شکل در میام و هیچ محدودیتی هم وجود نداره،بریز دور این باورها و قوانین محدودکننده رو که بهت گفتن نمیشه،من یوسف رو از قعر چاه دراوردم کردمش عزیز مصر،من آتیش رو واسه ابراهیم گلستان کردم،تو سن پیری یحیی رو به زکریا دادم،عیسی رو از مریم متولد کردم بدون حضور مردی و … اونا باورم کردن منم این کارارو واسشون کردم اگه توام باورم کنی کارای بزرگتر از اونو واست میکنم حتی اگه تمام مردم جهان بگن نمیشه،وقتی که فرشته ها در مورد خلقت تو صداشون درومد من بهشون گفتم: من چیزی رو میدونم که شماها نمیدونید.

    تو خود منی،تو مثل من خالقی،به تو این توانایی رو دادم که جهانت رو اونجوری که میخوای خلق کنی،پس خواسته های ما باید به وجود بیاد،راه دیگه ای نداره که به وجود نیاد،نمیتونه به وجود نیاد فقط باور میخواد و باور نه اینکه دنبال این بگردیم که “آخه چطور؟”.

    بعد از فهمیدن و درک این موضوع خیلی اعتماد به نفسم رفته بالا و احساس قدرت میکنم و شروع کردم به ساختن یه سری باور جدید و تکرار این باورها و فرستادن فرکانسش به جهان و اینو با تمام وجود لمس کردم که خدا هدایتم کرد به مسیرهایی که این باورهارو تایید کنه و هر روز دارم پیشرفت میکنم تو این مسیر و بیشتر پیش میرم و مطمئنم که اگر به این کار ادامه بدم نتایج میان و اتفاقا شروع به افتادن میکنن چون مجبورن که بیفتن و راه دیگه ای جز این ندارن و این کاری بود که تو گذشته خیلی انجامش نمیدادم و نمیدادید،الانم خیلیا انجامش نمیدن چون باور نداریم که رسیدن به خواسته ها روندش اینقدر ساده و راحت باشه،ولی من این مقاومت رو تو خودم شکستم و اقدام کردم،الان میفهمم استاد چی میگه که فلان باور رو ساختم فرکانسش رو فرستادم و بعد اتفاقات شروع شد به افتادن و کاره انجام شد به همین راحتی،و ماها این راحتی و سادگی رو باور نداریم.

    مثلا تو قدم اول در مورد سنم تو فوتبال از خداخواستم که بهم یه نشونه بده و بگه که میشود که به طرز عجیبی ایه ی 4٠ سوره ی آل عمران رو گذاشت جلو چشمم “” زکریا عرض کرد پروردگارا چگونه مرا پسری تواند بود در حالتی که مرا سن پیری فرا رسیده و اهل من نیز عجوزی نازا باشد،گفت چنین است کار خدا هر چه بخواهد میکند بی انکه به شرایط و اسباب نیازمند باشد”” و من تو اون لحظه همینجوری مات و مبهوت بودم،بعدش کلی الگو و اظهار نظر پیدا کردم تو این زمینه از یکی مثل کریستیانو رونالدو که خیلی قبولش دارم و حرفاش روم تاثیر میزاره که در مورد فرانچسکو توتی تو سن 4٠ سالگی گفته بود: “سال گذشته که در دیدار رئال مادرید برابر رم در مقابل توتی قرار گرفتم، متوجه شدم که او هنوز یکی از بهترین بازیکنان است و این روند را ادامه می دهد. من معتقدم او می تواند دو تا سه سال دیگر هم به بازی کردن ادامه دهد و بازیکنان جوان باید بدانند سن هیچ تاثیری در عملکرد ندارد”.

    و کلی مصاحبه ی دیگه با بازیکنای خودمون مثل قاسم دهنویه 4٠ ساله که گفته بود ملاک عملکرده نه سن و من تو بازی با تراکتورسازی ١١ کیلومتر دوندگی داشتم.

    تازه تو این چند وقت کلی هم خواب دیدم در مورد این موضوع که وقتی بیدار میشم فقط اشک میریزمو میگم خدایا شکرت و یاد ایه ی 64 سوره ی یونس میفتم که در مورد این موضوعه.

    چرا قبلا این خوابارو نمیدیدم؟ چرا تا قبل از این ٩٩ درصد خوابایی که میدیدم همش شکست بود و ناامیدی؟

    چرا قبلا هیچ کدوم از این الگوها و اظهارنظرهارو نمیدیدم چون اصلا تو یه مدار دیگه بودم و دقیقا خلاف این حرفهارو در مورد سن میشنیدم،باور کنید روزی هزار بار خداروشکر میکنم که به واسطه ی استاد عزیزم من رو هدایت کرد و درخواستم رو اجابت کرد و این آگاهی هارو بهم داد و اینجوری داره من رو به هدفم نزدیک و نزدیکتر میکنه

    از خداوند میخوام که کمکم کنه تا تو این مسیر ثابت قدم باشم و به اهدافم برسم و راه رو واسه بقیه ی فوتبالیستامون باز کنم که ببینن میشود و باور کنن خودشون رو و اینجوری باعث بالا رفتن فوتبالمون تو دنیا بشیم و کارای بزرگی رو واسه فوتبال و مردم جهان انجام بدیم و گسترش بدیم جهان زیبای خودمون رو،الهی آمین

    دوستای خوبم دوستون دارم و بابت این همه نظر عالی ازتون سپاسگزارم

    استاد عاشقانه دوست دارم مرسی که هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    مسعود گفته:
    مدت عضویت: 3266 روز

    سلام به خوشبخت ترین آدمای روی زمین

    یادم نمیاد قهرمان المپیک شده باشم که الان بخوام به این سوال جواب بدم

    ولی خوب میدونم وقتی میخوایم کاری رو شروع کنیم، دنبال الگو میگردیم.

    فرض میکنم توی یه رشته ورزشی قهرمانم و میخوام توی سن بالاتر هم رکورد جهانی بزنم، اگه به سبک تقلیدی زندگی کرده باشم، کامل قبول میکنم که از دکتر گرفته تا بقیه قهرمانا و.. همه میگن بدن یه ورزشکار مثلا از 25 سالگی به اونطرف یا 30 سالگی به اون طرف دیگه توی اوج نیست و کلی هم دلیل و مدرک دیگه که همش میگه تو نمیتونی

    اما اگه سبک زندگیم تقلیدی نباشه، وقتی الگویی پیدا نکنم برای یه موضوع، خودم الگو میشم

    چرا منتظریم بقیه یکاری رو شروع کنن و بعد ما دنباله رو باشیم، چرا خودمون بنیان گذار نباشیم

    خانما بیشتر دیدن، که ینفر میگه از وقتی لاک زدم و سرکلاس رفتم، بقیه همکارای خانوم هم لاک زدن

    این سوالو به خودم میگم. چرا من اولین نفر نباشم توی داشتن خواسته م؟ چرا از الان تصمیم نگیرم که از عقب صف جدا بشم؟

    چرا خودم یه صف تشکیل ندم؟

    اگه نمیخوایم اولین نفر باشیم، چون عادت کردیم به تقلید و حرف بقیه مهتر از خودمونه. اگه نشه چی؟ اگه بقیه نیان دنباله رو بشن چی؟

    برای یبارم شده خودمون باشیم، خودِ واقعیمون.

    هرکس خواست میاد ازمون یاد میگیره و به خوشبختی بیشتر میرسه، هرکس هم نخواست، مهم نیست. هرکس برای زندگیش تصمیم میگیره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  8. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 3368 روز

    بنام خدایی که در این نزدیکیست

    سلام استاد عزیزم فایلتون محشر بود و باید بگم با اتفاقی که دیشب برام افتاد و از خدا چیزی رو خواستم و بعد جوابشو گرفتم و بعد خدارو ندیدم ولی صبح که بیدار شدم و کلیپ زیبای سید حسین پور رضوی رو دیدم که اولین کسی بود که روی سنگ قرآن نوشت با این ایده خیلی ساده ثروتمند شد و آقای عباس برزگر که چقدر این دو فوق العادن چشمام پر اشک شد و بعد اون صبح فایل شما رو دیدم اشکام بی اختیار میومدن

    و دیدم که من از خدا خواستم و جواب گرفتم ولی من ندیدمش و بعد که هی بهش فکر میکردم و اشک میریختم باور نمیکنید همین که خدا بعد چند دقیقه جوابمو داد کلی برام ارزش داشت که خدا هست صدامو میشنوه جواب میده منو رها نکرده و با منه در وجودمه و وقتی به گذشتم فکر میکنم که نگفته بهم داد و ندیدمش درک میکنم که مشکل از منه اون هست اون پیشمه اجابت میکنه ولی من بخاطر حرفهایی که بهم گفتن فکر میکنم خدا باید آسمونو بشکافه و تا بهم چیزی بده

    مدتیه حالم خوب بود و مشکلی داشتم و الان عالیم چون این اتفاق خیلی کمکم کرد خدایا ازت متشکرم

    و الان اینو میبینم که خدا با لبخند کنارمه و بهم میگه من همیشه پیشتم ای گران مایه ترین عشقم

    تازگیا آهنگهایی میشنوم و میگم خدا داره اینو بهم میگه و واقعا عالی میشم

    جواب مسابقه استاد عزیزم، فایلتونو خیییییلی دوست دارم . سوال که چرا ورزشکاری بازیکنی از یک سن خاص 35- 40 منتظره اوج قهرمانیاش تموم بشه که سن رفته بالا و….

    این سوال مثل بقیه مواردیه که من تو اطرافم میبینم که وقتی دختر سنش از 23 یا 25 بره بالا دیگه خواستگار نداره

    یا وقتی دیر ازدواج کنی و سنت از 35 رد بشه که دیگه بچه دار نمیشی تخمدانها اینجورین و فلان

    یا تو سن های بالا که آدم نمیتونه بره درس بخونه و ادامه تحصیل بده که من خودم خلافشو دیدم

    یا

    یا از بچه ها بخواه تا از خدا چیزی که میخوای رو درخواست کنند آخه اونا بچه هستن و پاکن و گناهی نکردن و خدا جوابشونو میده( خودم اینو شنیدم )

    خب اینا مرزهایی هستن باورهایی هستند که خودمون با الگوهایی که داریم افرادی که میبینیم برا خودمون میسازیم

    بازیکنی که تو اوج جوانی کار میکنه که میبینه افراد مشهور تو کارش بعد سن 35 سالگی به بالا کناره گیری میکنند و مربی میشن یا کلا دیگه ورزش نمیکنند و از فرم میفتن بعد دیدن چند تا از این افراد میگه خب منم سنم فلان بشه دیگه باید مثل اینها بشم

    به نظر من باید افرادی رو الگو قرار بدین که مثل بقیه رفتار نمیکنند عمل نمیکنند و به نظرم اگه اون شخص عاشق کارش باشه رشتش باشه برا بقیه یا پول و. .. ادامه و کار و تمرین نمیکنه بخاطر اینکه کارش رو رشتش رو دوست داره و لذت میبره

    یادمه تو کارم کم پول میگرفتم و واقعا کارم تمیز بود و وقتی به مادرم میگفتم میگفت بخاطر اینکه تو سنت پایینه و میگن این بچه پول برا چشه و. …. و من اون موقع ها همش نگاهم به افرادی بود که تو کار من هستن و دقیقا سنشون بالاتر از من بود و من علاوه بر اون همه باور اشتباه ثروت اینم اضافه شد که باید سنم بالا باشه تا پول خوب رو از مشتری بگیرم

    یا یادمه تو اصلاح صورت بقیه خیلی ضعیف بودم و آبجیم کارش عالی بود و وقتی آبجیم کار منو میدید کلی میزد تو ذوقم و اینو واقعا کرده بود تو ذهنم که من اصلاح صورت بلد نیستم و باید بگم یه زمانی تصمیم گرفتم یاد بگیرم و کار کردم و دختر خالم قشنگ برام توضیح میداد و اون موقع آبجیم ازدواج کرده بود اومد خونمون و اصلاحش میکردم چندین بار ازم میپرسید زهرا این تویی و تعجب میکرد که قشنگ اصلاحش میکنم منم بهش میگفتم شب که خوابیدم همه فنون اصلاح بهم داده شد و صبح بیدار شدم?????

    و خیلی اتفاقهایی که شما دارید که اون موقع پذیرفتید و متوقف شدین یا گفتید نه ادامه دادین و جواب عالی گرفتید اونم احتمال زیاد بخاطر دیدن و بیاد آوردن افرادیه که تونستن و این کمک کنندست

    خدارو هزاران بار شکر میکنم امروز خدارو احساس کردم

    شاد و پیروز باشید دوستتون دارم??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  9. -
    شایان صلاحی گفته:
    مدت عضویت: 3696 روز

    سلام خدمت دوستان عزیز و استاد عباس منش دوست داشتنی?

    امیدوارم حال همگی خوب باشه،استاد منم باهاتون موافقم امروز صحبتاتون حال هوای متفاوت و آرومی داشت و من هم این آرامشو از کلامتون دریافت کردم(الهی شکر)

    تنها فاصله ی ما با موفقیت یک دیوار ذهنی نسبتا مستحکمه که با مشت زدن بهش یا بیهوده تقلا کردن هیچ وقت این دیوار ریخته نمیشه،تنها کاری که باید بکنیم اینه که این دیوارو آرام آرام خراش بدیم و از سر راه برداریمش.(باورهامونو تغییر بدیم)

    در مورد سوالی هم که استاد مطرح کردند به نظرم باور همه چیزو در بر میگره همه چیز،باور کنید و شک نکنید تا تجربه کنید؛البته نمی خوام موانع فیزیکی رو کتمان کنم،مثلا مگه یک فرد کوتاه قد می تونه بسکتبالیست بشه؟ یا خوب این یک بحث علمی مشخصه که با کهولت سن ،عضلات و دیگر بافت ها و ارگان های بدن کارایی و قدرتشون تحلیل پیدا می کنه.یا ممکنه فردی به ورزش یا هر رشته ای علاقه داشته باشه که زیرساخت ها و اسبابش خیلی راحت در دسترس نباشه و خیلی از این دسته از موانع …

    ولی یک قدرتی هست که بالای تمام قدرت هاست نیرویی که به هر مشکلی چیره میشه نیرویی که کمبود نمیشناسه و از پس هر چالشی برمیاد و اون نیروی خداگونه ایست که خداوند درون ما دمیده است نیرویی که روح ما از اون منشاء میگیره پس چرا بخوایم با یکسری از موانع که خیلی هاشون در واقعیت هم معنا پیدا نمی کنند و فقط در ذهن ما جریان دارند این نیروی خداگونه را محدود کنیم و جلوی اوج گرفتنشو بگیریم؟؟؟

    فیزیک و جسم و سن و سال یک عامل در موفقیت یک ورزشکاره ولی این عامل ،عامل اصلی نیست،این نیروی خداگونه ی درون ما که من اسمشو میزارم باور های قدرتمند عامل اصلی موفقیت در هر زمینه ایه چون قادره  ضعف و کمبود  های مارو جبران کنه.

    همونطوری که یک فرد نابینا برای جبران این ضعفش،حواس دیگش تقویت میشه،یا فردی برای نجات جونش آدرنالین ترشح میکنه و قدرت و تمرکز بیشتری به دست میاره و فردی که دست نداره ولی با پاهاش نقاشی می کنه و آثار زیبا خلق می کنه.

    تمام این موارد نشون دهنده ی 2 چیزه:

    ?1)باور های قدرتمند یک فرد نسبت به خودش می تونه جبران کننده ی ضعف های اون فرد در هر زمینه ای باشه.

    ?2)خداوند یاری دهنده افرادیست که به خودشون و خدای خودشون ایمان دارند و قدم برمیدارند و محدودیت هاشونو نا دیده میگیرند،همانطوری که خداوند کهولت سن و عقیم بودن حضرت زکریا و همسرش رو نادیده گرفت و به آنها حضرت یحی رو عطا کرد.ولی کی این اتفاق افتاد؟؟؟

    وقتی که حضرت زکریا باور کرد که میشود در پیری هم بچه دار شد(باور قوی، جبران کننده ی ضعف های ماست).

    حضرت زکریا بارها از خدا طلب فرزندی کرده بود که وارث او باشد ولی چون عمیقا باور نداشت به خواستش نرسید ولی یک روز که به دیدار حضرت مریم رفته بود دید که حضرت مریم در حال عبادته و میوه های تابستانی (در حالی که فصل زمستان بود) برای حضرت مریم آمده است.لذا به این نتیجه رسید که او هم می تواند در پیری صاحب فرزند شود و هیچ چیز برای خداوند غیر ممکن نیست.بخاطر همین دست به آسمان بلند کرد و با تمام وجود از خدا درخواست فرزند نمود و خیلی زود جبرئیل نوید تولد یحیی را به او داد.(پس باور قوی و ایمان مستحکم جبران کننده ی تمام ضعف های فیزیکی ماست.)

    بنظر من مهم تر از قدرت جسممون باور ما نسبت به جسممونه.شاید دلیل اینکه ورزشکاران بهترین عملکردشونو در 20-25 سالگی ارائه میدن اینه که باور کردن که این دوره دوره ی طلاییه حرفشونه.یا شاید اگه افراد کوتاه قد هم باور می کردن که می تونن بسکتبالیست بشن این رشته ورزشی در انحصار افراد بلند قد نبود.شاید خیلی از محدودیت هایی که من و شما میشناسیم فقط یک محدودیت ذهنی باشه و واقعیت نداشته باشه.

    بزارید یک داستان براتون تعریف کنم:قبل از آپریل 1954 مردم باور داشتند که کسی نمیتونه مسافت یک مایل رو در کمتر از 4 دقیقه بدوه(از لحاظ فیزیکی قادر نیست).که سرو کله ی راجر بنستر پیدا شد و رکورد زیر 4 دقیقه رو زد و از اون موقع تا الان 20 هزار نفر تونستن این رکوردو بزنن؛یعنی باور کردن و عمل کردن و نتیجه گرفتن.

    باوری قوی نیرویی رو در جسم ما بکار میندازه که قادره ورزشکارایی که سن بالاتری دارند رو هم به قهرمانی برسونه،بارها شده که خودم افراد مسن(60-70سال) رو در یوتیوب دیدم که چه بدن قوی و رو فرمی دارند یا افراد پیری که با چه دقتی تیراندازی می کنند و …

    پس باور کنید تا تحقق پیدا کنه باور کنید تا جریان عظیمی از انرژی درون شما به جریان بیوفته که دیگه ضعف هاتون اهمیت نداشته باشه.باور کنید تا خداوند اجابت کنه.

    با تشکر از دوستان عزیزم.?

    سپاس فراوان…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  10. -
    شهاب گفته:
    مدت عضویت: 4285 روز

    سلام خدمت تمامی همراهان وبسایت گروه تحقیقاتی عباسمنش

    اول باید تشکر کنم از شما اقای عباسمنش بابت مطالبی که با انرژی و عشق فراوان برای ما تهیه کرده و به ما کمک میکنید که همواره با مشعلی پر نور و نقشه ای صحیح در اسان ترین و سریع ترین مسیر موفقیت قدم بگذاریم

    و خداوند رو شکر میکنم که بنده رو با شما و این گروه تحقیقاتی اشنا کرد

    اما جواب سوال:

    از دیدگاه من و با دانش و تجربه ای که تا به حال از طریق برنامه های شما و اتفاقات و شرایط و رویداد های زندگیم به دست اوردم مسلما این دیدگاه که بعد از سن ٢5 سالگى عضلات بدن افت میکنه و قدرتشون رو از دست میدن کاملا اشتباه هست چون حتی از لحاظ فیزیکی عضلات و حتی استخوان ها تا سن ٢5 سالگی رشد دارند و قاعدتا باید این سن طلایی تا ٣٠ و ٣5 باشه اگر بخوایم بر اساس منطق فیزیکی با این مسئله برخورد کنیم اما اگر بخوایم به حقیقت این امر پی ببریم چندین مورد موثر هست

    به نظر من مهم ترین مسئله انگیزه و اشتیاق هست

    مثلا زمانی که من به ورزش مشغول بودم دوره ای بود که در تمامی مقاطع شهری استانی و کشوری مقام کسب کرده بودیم و تیم ما دیگر انگیزه ای براى تمرین نداشت چون ما عملا از لحاظ روحى ارضا شده بودیم و به تمام مقام هایى که میشد در ان سن به انها رسید رسیده بودیم و دیگر دلیلی نبود که بخواهیم تمرین کنیم و چون هدف بالاتری نداشتیم افت شدیدى داشتیم و تا یکسال بعد هیچکدام از اعضای تیم ما دیگر به ان رشته ورزشی مشغول نبودند

    مورد دوم که بسیار در ارتباط هست با مسئله انگیزه هدف است

    مثال : فردی مثل کریستین رونالدو که چندین بار مقام بهترین بازیکن فوتبال جهان را کسب کرده چون کاملا با این قوانین اشنایی دارد بالاترین هدف رو برای خودش انتخاب میکند و وقتی از او. میپرسند میگوید میخوام ١٠ توپ طلای جهانی به دست بیاورم و به همین دلیل در هنگامی که اکثریت روزنامه های ورزشی و مقالات اعلام میکنند که دیگه به سمت افت داره پیش میره در بازی مقابل رئال سوسیداد هتریک میکنه و پاس گل هم میده و این نشون میده که عاملى به نام سن هیچ تاثیرى نداره و هدف و انگیزه عامل هست

    مورد سوم که در راس این هرم قرار داره باور های صحیح هست افرادى که بعد از سن ٢5 سالگی روند پیشرفتشون به افت تبدیل میشه درگیر انتقاد هاى روزنامه ها و رسانه ها میشن و در واقع باور میکنند که سن طلایی تا ٢5 سالگی بود و وقتی هم باور میکنند در معرض نشانه ها قرار میگیرند و باورشون تقویت میشه و کم کم تلاششون رو هم کم میکنند و ثمره این باور افت اونها میشه

    اما افرادی مثل رونالدو بوفون زیدان و … این باور رو در خودشون دارند که میتونند پیشرفت کنند و پیشرفتشون محدود به سن ٢5 سالگی نیست این افراد هدف های بالاترین رو انتخاب میکنند و رکوردهای عالی رو میخوان و به خاطر اینکه این باور رو دارند انگیره و تلاش فیزیکیشون رو حفظ میکنند و مهم تر از همه که تلاش فکرى و اعتقادی هست رو هر روزه تکرار میکنند به هدفشون فکر میکنند.، تمرینات مناسب با هدفشون انجام میدن و در معرض رویداد های مطابق با هدفشون قرار میگیرند و مهم تر از همه باور دارند که این توانایی رو دارند که به این هدف برسند

    این سه عامل یعنی باورصحیح،هدف و انگیزه سه راس مثلث موفقیت در این زمینه هستند

    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو به خوبی به شما القا کنم و امیدوارم دیدگاهم مفید واقع شده باشه

    سپاس از شما بابت اینکه وقت گذاشتید و دیدگاهم رو مطالعه کردید و از خداوند هم سپاس گزارم که این فرصت رو به من داد تا با شما باشم

    در پناه خداوند شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: