این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/05/abasmanesh-6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-05-20 19:05:362024-06-09 14:43:47باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
حتی اگر نزدیک ترین فرد زندگیت و اعضای خانواده ات باشه
بزرگ یا کوچیک ،حق نداری اینجوری صحبت کنی
وقتی این پیام رو از خدا ، دریافت کردم حس پشیمونی داشتم و از خدا خواستم که کمکم کنه که دیگه تکرار نشه و عاجز بودنم رو هر لحظه یادآوری بشه که هیچی نیستم و عاجزم در تغییر دادن دیگران یا حتی حق ندارم به کسی بگم این کارت اشتباه بود یا چرا اینکارو کردی
و اگر دیدم و در نظرم کار کسی اشتباه بود یا رفتار درستی نداشت سعی کنم اصول خودم قرار بدم و خودم اون کار یا رفتار رو انجام ندم تا فقط روی خودم کار کنم
چون وقتی فکر کردم ، صد در صد از درونم مشکلی داشتم که این رفتار خواهرم من رو اذیت میکرد تا من بهش بگم اینکارو چرا انجام ندادی و یا اینکه این رفتارت خوب نبود
باید هر لحظه یادآوری کنم به خودم همه این آگاهیا رو
امروز عجیب بود ، من فقط به خواهرم گیر میدادم و آخرش حس کردم که ناراحت شده و حرفام اذیتش کرده
و یه حسی میگفت تو حق نداری اونجوری صحبت کنی
ما صبح بیدار شدیم تا بریم اداره پست منطقه مون تا پاکت پستی که مادرم فرستاده بود و پیامش بهم اومد که پستچی اومده و خونه نبودیم برگشت خورده و رفتیم پست تا مادرم که میل بافتنی خریده بود رو بگیریم
وقتی از خونه اومدیم بیرون رفتیم ، تا سوار بی آر تی بشیم ،من دوباره با خودم بافتنیامو بردم و پیاده که میرفتم میبافتم
آبجیم چون عجله داشت میخواست زود برگردیم و پسرش از مدرسه ساعت 12 میومد هی میگفت سریع تر بیا و چرا بیرون میبافی و من میگفتم میخوام از وقتم بهترین استفاده رو بکنم ،البته خیلی هم آروم راه نمیرفتم ،بهش میگفتم نترس یه مسیر کوتاه تا اداره پست پیدا کردم که البته خدا بهم نشون داده ، از اونجا بریم نهایت یک ساعت و نیم میریم و برمیگردیم
قبلا که اداره پست منطقه مون میرفتیم با مترو میرفتیم و 4 ساعت طول میکشید ولی الان با بی آرتی و یکم پیاده راه داره و سریع میرسیم
بهم گفت، حواست پرت میشه نمیتونی جلو روتو ببینی
و اون لحظه بود که گفتم خدا ، مدیریتم کن من میبافم تو مسیرو بهم نشون بده و وقتی رفتیم رسیدیم اداره پست، و پیگیری کردم، خیلی آدم اومده بود و پاکتاشون برگشت داده شده بود به اداره پست و و یه خانم بلند داد میزد که من 5 روزه از خونه بیرون نرفتم حتی برای نون گرفتن بعد شما زدین که اومدیم نبودین
و کارمندا گفتن که خودتون نبودین پستچی اومده و دروغ میگین و خانم گفت که من باید پست چی محله مونو ببینم و وقتی پست چی اومد ،ازش سوال کرد گفت من فقط میخوام بدونم که اومدی یا نه
و پستچی حقیقت رو گفت که من هزار تا نامه داشتم و نرسیدم بیام در خونه تون و برگشت داده شده به اداره پست و اداره پست تو سیستم اینو زده که شما خونه نبودین
و اون خانم شاکی شد و منم گفتم ماهم خونه بودیم خواهرم خونه بود و اون لحظه حس کردم باید دقت کنم که چرا این اتفاق برام افتاده
اونجا متوجه شدیم که اصلا نیاوردن و بسته رو خودشون نوشتن که اومدیم خونه نبودید
داشتم فکر میکردم که چرا اینجوری شده ؟
چی در من بوده که این اتفاق برای من افتاده .
و شروع کردم به سوال پرسیدن و همینجور داشتم سوال میپرسیدم .
وقتی بسته پستی رو تحویل گرفتیم و با خواهرم برگشتیم ،تو راه میل های قلاب بافی که تو بسته بود رو برداشتیم و من شروع کردم به بافتن
خداروبی نهایت سپاسگزارم که پیدا شد و تهران از این شماره قلاب بافیا نداشت و مادرم از گرگان که چند هفته شد رفته مهمون خونه خواهرم، خرید فرستاد
وقتی بیشتر فکر کردم دیدم که من خودمم وقتی مشتریام سفارشی میدادن تو این سال ها که پیج کاری داشتم سهل انگاری میکردم و مثلا نمیرسیدم کار مشتری رو تموم کنم و میگفتم نشد و مشتری هام خداروشکر با درک بودن و چیزی نمیگفتن ولی من وقتی به این اتفاق امروز فکر کردم یاد این رفتارم افتادم
و بهم گفته شد که طیبه تو وقتی به مشتری هات دیر میرسوندی و حتی جدیدا همکلاسی کلاس رنگ روغنت بهت سفارش داده گفتی میاری ولی دو هفته شد نبردی و درست کارت رو انجام نمیدی
برای همینه که این اتفاق برات رخ داد تا بیدارت کنه که این رفتارت رو اصلاح کنی و سرموقع تحویل بدی اگر مسئولیتی برای کاری داری
تا دیگه برای تو رخ نده
و بسته های سفارشی تو هم به وقتش بدستت برسه و یا اگر قراره کسی کار تو رو انجام بده کارت به سرعت انجام بشه
الان که داشتم مینوشتم یاد جریان شکایتم از گالری که چند ماه میشه تابلومو پاره کردن افتادم و الان چند ماهه که رسیدگی به پرونده من تو دادگاه هی به دلیل خیلی ساده به تعویق میفته
یه بار به تعطیلی خورد که سه روز کل تهران گرم ترین روز بود و اداره ها تعطیل شد
و رسیدگی شکایتم دو ماه بعد زمان دادن
یه بارم رفته بودیم اونجا و صدامون نکردن و بعد گفتن فرصت برای رسیدگی تموم شده پرسیدم گفتن خبرتون میکنیم و وقتی چند روز گذشت نوشتن که نیومده بودین دادگاه
وای خدای من
چند وقته هی فکر میکردم میگفتم چرا کارای اداری و یا بعضی کارام من به تعویق میفتن ؟
و شروع کرده بودم به تکرار باورایی که نوشتم مثلا کارای من به وقتش انجام میشه و سریع تر انجام میشه
نگو قبل تکرار باورای قوی از یه جای دیگه باید اصلاح میشد و بعد باورای قوی رو تکرار میکردم
و الان با نوشتنم یهویی بهم الهام شد که جریان شکایتت هم به همین اتفاق مربوط میشه
الان میفهمم چرا استاد عباس منش میگفت وقتی سعی میکنین به رفتاراتون دقت کنید و بیشتر آگاهانه توجه کنید ،بهتون گفته میشه تا اصلاح کنید رفتاراتون و باوراتونو
و الان فهمیدم که تا زمانی که من کارهایی که برعهده میگیرم رو درست انجام ندم و چه کارهای خودم و پیشرفت در مهارتم نقاشی ،و چه کسانی که از من درخواست میکنن کاری رو براشون انجام بدم و یا اینکه برای مشتری هام و از صفر تا صد تولید کارهای هنری هم باید لحظه به لحظه اش رو صد در صد خودمو بذارم و مسئولیت تمام کار رو با نظم به عهده بگیرم
و تا زمانی که به این آگاهی ها عمل نکنم ،این اتفاقات مشابه و تکرار شونده به شیوه های مختلف تکرار میشن
خدایا شکرت که دلیل این تاخیر رسیدگی کار من تو دادگاه رو بهم گفتی و سپاسگزارم بی نهایت
و سعی خودمو میکنم که از این به بعد کارهامو درست انجام بدم و اصلاح کنم رفتار هامو تا جهان بیرونم هم تغییر کنه
وقتی ما برگشتیم خونه من به هرچیز که خواهرم میگفت بهش گیر میدادم و میگفتم باید اینجوری انجامش بدی و یا این درستشه ،خواهر بزرگم هست و ما باهمدیگه راحت صحبت میکنیم
ولی اون لحظه حسم بهم میگفت که نباید حرفی بزنی و حق نداری اینجوری بگی
تو باید خودت عمل کنی تا بعد ، که البته، وقتی عمل کردی به آگاهیا ، درسته که میتونی حرفی بگی ولی اون موقع هم سعی کن نگی
بعد ما نزدیک غروب قرار شد بریم حیاط مسجد کنار خونه مون و خانمایی که برای آبجیم قلاب بافی کرده بودن ،کاراشونو ببینم و تایید که کردم خواهرم کاموا بده بهشون و بگه که براش ببافن
وقتی ما با هم رسیدیم و سلام کردیم به خانما یهویی دیدم خواهرم رفت، تو دلم گفتم چرا رفتی درست سلام نکردی ،
این گذشت و ما اومدیم خونه
خواهرم داشت بافتنیاشو مرتب میکرد من با یه لحنی بهش گفتم اون چجور سلام کردنی بود به خانما چرا یهو رفتی
خواهرم از من 5 سال بزرگتره
وقتی اینو گفتم یه حس بهم گفت تو حق نداری اینجوری حرف بزنی درست صحبت کن و من قشنگ این درست صحبت کنار رو میشنیدم و
یادت باشه تو هیچی نیستی .فکر نکن که مثلا یکم تغییر کردی حق داری به خواهرت یا هر کس دیگه حرفی بزنی
نه ،نباید اینجوری باشه و فقط و فقط روی خودت و تغییرت کار کن تو عاجزی از تغییر دادن دیگران
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بی نهایت ثروت از خدا میخوام
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی..
سلام به استاد عزیزم بابت این فایلی که گذاشتیدوسلامی هم به این دوست عزیزمون با این کامنت زیباوتاثیر گذارشون.
استاد من باگوش کردن این فایل برای چندمین بار امروز متوجه پاشنه آشیل وباورهای اشتباه خودم شدم.. منم فکر میکردم که دارم تغییر میکنم منم حرفهای قشنگ خیلی میزدم فک میکردم ایمان قوی شده اما اینو الان متوجه شدم که من شخصیتم وباورهام تغییر نکرده فقط یه سری حرفهای قشنگ میزنم هنوز باورهام درموردفراوانی وثروت باوجود اینکه اینهمه تکرار میکنم ومینویسم که ثروت هست فراوانی هست بازم ایراد دارم ازکجا فهمیدم اینو، البته که هنوزم پی به این باورکمبود تو خودم نبرده بودم تااینکه این فایل وشنیدم وبا خودم گفتم برو بابا چیو داری روی خودت کار میکنی تو هنوز پراز ایرادی..
استاد من دیروز با یکی از مشتریام سرهزینه محصولاتم به مشکل برخوردم یعنی اینکه اون هزینه ای که قرار بود پرداخت کنه رو خیلی کمتر زده بود وگفت من بیشتراز این نمیدم ومن از دیروز تاحالا خیلی بهم ریختم وهی تو ذهنم مرورش میکردم وبخاطرش ناراحت بودم هی یه چیزی تو ذهنم میگفت ولش کن از این بگذر احساس خودتو بد نکن بازم مشتری هست ولی از یه طرف دیگه هم باورهای کمبودم اجازه نمیداد که بتونم بیخیال بشم وباخودم میگفتم من رو این پول حساب کرده بودم از دیروز تاحالا اصلا حس وحالم خراب بود وحوصله ی هیچی نداشتم.. اما الان فهمیدم که من خودم هنوز خیلی کار دارم وفقط حرفهای قشنگ میزنم.
ودومین مسئله اینکه من مدتی هست که هرروز استوری های انگیزشی میزارم اوایل برای خودم میزاشتم اما وقتی تائید دیگران رو دیدم دیگه هرروز دنبال یه حرف قشنگتر بودم که چی بنویسم که دیگران بیشتر تحت تاثیر قرار بگیرن ومن مورد تایید دیگران فارغ از اینکه خودم هیچ درکی از این حرفهای قشنگی که میزنم نداشتم.. خداروصد هزار مرتبه شکر که متوجه یه باور مخرب درخودم شدم وشناساییش کزدم.. ان شاء الله از این به بعد بیشتر مواظب خودم باشم وهرجا که دارم اشتباه مسیرو میرم خداوند خودش منو هدایت کنه.. بازم از شما ودوست عزیزم سپاسگزارم..
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
اصلا اتفاقی که برام همین لحظه افتاد رو نمیتونم توصیف کنم این 95 روزی که توی روزشمار ادامه دادم برام معجزه بود ولی امروز یه چیز دیگه است
چند روز پیش که استاد گفتن درک فایل ها مهم نه گوش کردنشون تصمیم گرفتم متعهد بشم به درک فایل ها
راستش قبلش چون فقط تعهد داده بودم هر روز فایل گوش میکردم و تا آخر شب سعی میکردم نکاتی که فهمیدم رو بنویسم ولی انگار فقط داشتم مثل یه ربات عمل میکردم
ولییییی نگممم از وقتی واقعا خواستم درک کنم فایل ها رو چقدر همه چی فرق کرد
دیشب نتونستم نکات فایل قبلی رو بنویسم بخاطر همین صبح که بیدار شدم اولین کاری که کردم نوشتن نکات بود یهو هدایت شدم به اینکه بنویسم بیا یه هفته متعهدانه تر از قبل روی خودت کار کنم با ایمان بیشتر
بعد گفتم فقط یه هفته به این روش پیش میرم ببینم چی میشه من الان دارم مدت ها رو خودم کار میکنم ولی شخصیتم اونجوری که باید وخودم میخام تغییر نکرده پس یه جای روشی که من داشتم میرفتم ایراد داره چون تو اون روش داشتم اذیت میشدم ولی مسیر درست فقط و فقط باید لذت باشه
خلاصه کامنت رو نوشتم و بدون اینکه بدونم روز بعدی چه فایلی زدم رو فایل و دیدم الله و اکبر ررر چه فایلی برام اومد اینم بگم قبلش واقعا با ایمان به خدا گفتم اگر راهی که انتخاب کردم درسته بهم با نشونه ها بگو
من داشتم ادا در میاوردم چون اگر ادا نبود باید نتایج وارد زندگیم میشد
منی که هنوز تو خیلی از موارد نمیتونم خودم رو کنترل کنم چطور میتونم ادعا کنم تغییر کردم من باید خیلی اساسی تر روی خودم کار کنم
وقتی رفتم کامنت دوستان رو خوندم فقط اشک میریختم و به قدرت خدا فکر میکردم که چقدر دقیق و به موقع عمل میکنه
همه انگار داشتن میگفتن بعد این میحاییم روزی هزاران بار این فایل ها رو گوش کنیم و همه ی اینها شد یه نشونه برای من که این مسیر درسته این قوانین اگر درکش کنی و بهش عمل کنی جواب میده
استاد توی دو فایل قبل برای اینکه با خلاقیت بتونیم این تکرار رو جذاب تر کنیم چند تا راهکار داده بودن و وقتی پیام آقای عطار روشن عزیز رو هم خوندم دیدم خدا چقدر زیبا راه کار این مسیر رو هم باز گذاشت جلو راهم و گفت تو ادامه بده من مسیر رو هموار میکنم
نمیدونم امروز با چه زبونی از خدا و استاد و دوستانم تشکر کنم که هر چقدر شکر گزاری کنم بازم کمه
امروز روزی بود توی تمرین ستاره قطبیم درخواست تمرکز توی سایت و اگاهی های ناب داشته باشم و به لطف او هدایت شدم
در مورد ادا در اوردن تغییرات فکری
کلا این تو وجودم هست که گاهی وقتا کنترل ذهن از دستم خارج میشه و بعضی هارو میخوام قانع کنم که من درست میگم
و این هدایت از جانب خدا بود که هیچکسیو نخوام تغییر بدم و تنها باورهای خودمو باید تغییر بدم
اصلا توی این 4 سال بزرگترین نکته ای که هر موقع بهش عمل کردم این بوده که نخوام کسیو رو تغییر بدم و بگم بیا این فایلارو گوش بده بلکه خودم اینارو گوش کنم و خودمو تغییر بدم
متاسفانه ذهن همیشه باورای اشتباه دیگران رو خوب میبینه اما دوست نداره خودشو ببینه
از موقعی که انگشت اشارمو گذاشتم رو قلبم و گفتم این منم که دارم زندگیمو خلق میکنم
و این روند رو تکرار میکنم
انگار این چرخ دنده هامو دارم میبینم تازه
توی این دوره یکم روغن کاریشون کردم و نعمت و حال خوب و اتفاقات و شرایط بهترو بهتر داره میشه
و این روند و تغییر درونی فقط تکرار میخواد
و اینو درونم روشن کرده
که فرشاد
بسه دیگه ادا در اوردن
فقط رو خودت و توی سایت باش تمرکزتو فقط بیار و تکرار کن تو به زندگی عباسمنشی میرسیییییییی
چون داری با پوستو خونو استخونت احساسش میکنی و قلبت بهت میگه این مسیر مسیر سراط مستقیمه
و دیدگاه اقا رضا رو که خوندم مغزم از باورها متلاشی شد که چقدر ایمان میتونه فکرهای محدود کننده رو بشکونه
و سوار شدن ایشون توی ماشین رویاهاشون
جهان این پیام رو دریافت کرد که این شخص لایقش هست و میشوددددددد
خداشکر میکنم که دیگه روی ادا در اوردن و اصل بیشتر کار کنم که عمل گرا باشم
و تک تک این نوشته ها رو از خدای یکتایی میدونم که من رو خلق کرد
و من رو مسخر نعمت ها آفرید
الهی شکرت برای این ردپای تعهد زندگیم که استاد عشقمه
دوستون دارم
آیه امروزم:
حقّ قوموخویش و فقیر و درراهمانده را ادا کن. در زندگی ابداً ریختوپاش نکن.اسرا 26
سلام و درود خدمت استاد بزرگوار استاد الان که فایل شما رو دیدم احساسی قوی به من گفت که این مطلب رو به همه بگم درباره همفرکانس بودن دوستان اتفاق عجیب و جالب قبل از گوش دادن این فایل برام پیش اومد که دقیقا نیم ساعت قبل از اینکه فایل ستاد روی سایت قرار بگیره من دقیقا داشتم به همین موضوع واقعا به همین موضوع فکر میکردم وحتی این جملات که ( باید شخصیتمان تغییر کند ، نه اینکه ادا در بیاوریم ) را به دوستم که بهم زنگ زده بود میگفتم چون تصمیم داشتم که دوره ثروت را بخرم اما کمی ترس ها بر من داشتند غلبه میکردند وقتی مکالمه من با دوستم تمام شد نیم ساعت بعد دیدم استاد دقیقا همین مطلب را روی سایت گذاشتند واقعا خوشهال شدم از دیدن نشانه به این روشنی و شفافی چون از خدا خواسته ام که ای خدای من نشانه هایت را روشن تر به من نشون بده تا بفهمم خدایا شکرت
میدونم باورت میشه . الان داشتم سایت رو چک میکردم و به خودم گفتم کاشکی استاد یک فایل جدید بزاره .
به محض اینکه اومدم سایت رو ببندم یک هو دیدم که در لحظه یک فال از شما روی وب سایت قرار گرفت و نمیدونین چقدر خوشحال شدم و این اتفاق رو یک معجزه میدونم .
استاد عزیزم من حدودا 10 ماه هست که با شما هستم و معجزات و اتفاقاتی برام افتاده که فقط شما باورتون میشه . قصد دارم به صورت یک فایل صوتی براتون ارسال کنم .
فقط میتونم بگم که سپاسگزارم. سپاسگزارم . سپاسگزارم
سلام به دوست عزیزم استاد عباس منش و همه دوستان عزیز
من از سال 1373 و1374 با مباحث موفقیت آشنا شدم . اون موقع تهران و دانشجو بودم. اتفاقا همون میدان ولی عصر کلاس موفقیت می رفتم آقای حورایی درس می دادن. و البته کلاس های آقای حلت هم می رفتم (میدان آرژانتین) . در مجموع خوب بود. مخصوصا کلاس آقای حورایی و با یکی دو تن از اساتید دیگه هم از نزدیک آشنایی داشتم. یادمه یه خانومی بنام فرشته خانوم هم از آمریکا اومده بود ویه دوره سه روزه گرون قیمت گذاشته بود اونم رفتم. بعدش که در سال 1376 برگشتم شیراز به دلایلی که اینجا جاش نیست از این مباحث کاملا دور افتادم تا سال 93 که با سایت شما آشنا شدم.
میخوام به این مطلب اشاره کنم که آموزش های شما انصافا جذابیت متفاوت و خاصی داره و علتش بنظرم اینه که کاملا خودتون هستین و صد درصد به اون مطالبی که ارایه می کنین اعتقاد کامل دارین، با تمام وجود صحبت می کنید وبه دل می شینه . آرزوی مراتب بالاتر رو براتون دارم.
وقتی به خودت میگی آخه من که این شغل الانم رو دوست ندارم دارم توش عذاب میکشم مجبوری بخاطر دو قرون دو زار پول آخر برج و بیمه دارم کار میکنم
وقتی به خودت میای میبینی 31سال از زندگیت رفت و هیچ چی از زندگی نفهمیدم
وقتی که همه اون ناخواسته ها و تضاد ها از همه طرف هم روحی و هم جسمی بهت فشار میاره
وباعث میشه یه چرای خیلی بزرگ یه دلیل خیلی محکم
تو وجودت ایجاد بشه اون وقت تصمیمتو میگیری و همون میشه نقطه عطف زندگیت و رشدت دقیقا از همون جایی شروع میشه که اون تصمیم مهم زندگیتو که همیشه ازش می ترسیدی رو میگیری و اون قدم اول رو محکم برمیداریو از دره ترس هات می پری و میخوای که اون جوری که دلت میخواد زندگی کنی
من اشکان هستم
31سالمه
از استان گیلان
شهر رشت
شهر بارون
حدود 10ماهه که با شما آشنا شدم
اوایل کم و بیش فایل های شما رو گوش میکردم
اما الان همه منبع الهام من شدید
بار اول که من اون کلیپ انگیزشی شما رو که میگین باید یاد بگیریم که توی زندگیمون هدف داشته باشیم هدف و … نگاه کردم خیلی من رو به فکر فرو بردین
الان ایمان آوردم به شما که شما رو خدا فرستاده که به کسایی مثل من ارزش خودمونو یاد آوری کنین
واین که همه ما چه توانایی هایی داریم
من هر کدوم از تمرینات شما رو که تو فایل های رایگان انجام دادم نشونه های پر رنگ تری دیدم و هر چقدر با هر کدوم از ترس هام روبرو شدم پتانسیل های بیشتری تو وجودم کشف کردم تا جایی که الان ایمان دارم با ه
می سلول های بدنم که شما رو خدا سر راه من قرار داد
دقیقا همون جوری که تو بالا توضیح دادم کمتر از یک هفته بعد از اینکه تصمیم گرفتم از کارم استعفا بدم
با فایل انگیزشی شما آشنا شدم وبعد سایت والان آقای عباسمنش تو این هفته تصمیم گرفتم که فایل آفرینش شما رو تهیه کنم و خودم رو آماده انجام هر تمرینی که شما بگید کردم حتی اگه بگی برو تو دل شیر میخوام برم چون ایمان دارم به شما
اگه بگی از این ساختمون بپر میپرم چون میدوم اون پایین یه تشک گذاشتی که من هیچیم نشه قویتر بشم
من میخوام به شما بگم شما فرشته هستین
فقط بال ندارین
من ایمان دارم که شما یه موجود خدایی هستین
شما فرازمینی هستین
تک تک حرف های شما رو من اگه بارها و بارها هم گوش میدم بازم واسم تازگی داره و تکراری نمیشه
هر بار هر فایل شما رو که گوش میدم یه چیز جدید
یه ایده جدید
یه نکته جدید به ذهنم میرسه
این فقط میتونه کار یه موجود خدایی باشه
یه صحبت شما و هر کدوم از فایل های شما و آگاهی ها ونگرش هایی که به من میدین به اندازه کل 31سال زندگیم واسم ارزش منده
این اواخر آقای عباسمنش باور کنید وقتی دیدگاه بعضی از دوستامو میخونم تو سایت که چقدر زندگیشون تغییر کرده ناخود آگاه بغضم میترکه
و چشمام پر اشک میشه
همون اشک شوقی که خودتون گفتین
از خوشحالی زیاد گریه ام میگیره و میگم خدا یا چرا من تا حالا تو رو نمیدیدم و چشمامو بسته بودم
تو چقدر مهربونی که وقتی میبینی بنده خودت میخواد با تمام وجود تغییر کنه یه فرشته با منش عباس وار میفرستس که کمکش کنی
نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم آقای عباسمنش
تموم زندگی منو عوض کردی
هنوز نتیجه مالی بزرگی نگرفتم
شخصیتم داره میشه همونی که همیشه دوست داشتم باشم همونی که وقتی تو آینه میبینمش میگم دمت گرم خیلی با وجودی من همینو میخوام
اما تو جنبه های دیگه خیلی نتیجه گرفتم دارم هر روز میبینم آدم هایی که میان بهم کمک میکنم
کتاب هایی که سر راه من قرار میگیرن و امسال ایمان دارم که نتیجه مالی فوق العاده ای میگیرم
استاد شما برای من دستی از دستان خداوند هستید ، از عمق وجودم صحبت های شمارو باور دارم ، من هم مثل شما ایمان دارم که این راهی که با هم طی می کنیم ما رو به سعادت ،سلامتی و ثروت در دنیا و آخرت می رساند .
من گام به گام با شما برای تغییر باور و ساختن ذهن ثروتمند همراه بودم و در این راستا هدف گذاری کردم و بهایش هم پرداخت کردم و اگه لازم شود تا پای جانم هم پیش می روم.
استاد من به ندای درون و خدای درون اعتقاد فراوان دارم ، خدا رو گواه میگیرم بعضی جاه ها جونم در خطر بوده الهام درونی منو نجات داد.
تاثیر گذارترین کتاب که خوندم ، کتاب قدرت فکر اثر دکتر ژوزف مورفی 20 فصل کامل.
استاد با تمام وجودم دوستون دارم چون خودمو دوست دارم چون من اگه خودمو دوست داشته باشم اینجور که هستم شما هم منو دوست دارید اینجور که هستم.
از صمیم قلب از شما دوست عزیز آقای عباس منش تشکر میکنم و براتون عمر با عزت از خداوند خواستارم. شاد و پیروز باشید .
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 11 مهر رو با عشق مینویسم
فکر میکنی کی هستی ؟؟؟
تو حق نداری با کسی اینجوری صحبت کنی
حتی اگر نزدیک ترین فرد زندگیت و اعضای خانواده ات باشه
بزرگ یا کوچیک ،حق نداری اینجوری صحبت کنی
وقتی این پیام رو از خدا ، دریافت کردم حس پشیمونی داشتم و از خدا خواستم که کمکم کنه که دیگه تکرار نشه و عاجز بودنم رو هر لحظه یادآوری بشه که هیچی نیستم و عاجزم در تغییر دادن دیگران یا حتی حق ندارم به کسی بگم این کارت اشتباه بود یا چرا اینکارو کردی
و اگر دیدم و در نظرم کار کسی اشتباه بود یا رفتار درستی نداشت سعی کنم اصول خودم قرار بدم و خودم اون کار یا رفتار رو انجام ندم تا فقط روی خودم کار کنم
چون وقتی فکر کردم ، صد در صد از درونم مشکلی داشتم که این رفتار خواهرم من رو اذیت میکرد تا من بهش بگم اینکارو چرا انجام ندادی و یا اینکه این رفتارت خوب نبود
باید هر لحظه یادآوری کنم به خودم همه این آگاهیا رو
امروز عجیب بود ، من فقط به خواهرم گیر میدادم و آخرش حس کردم که ناراحت شده و حرفام اذیتش کرده
و یه حسی میگفت تو حق نداری اونجوری صحبت کنی
ما صبح بیدار شدیم تا بریم اداره پست منطقه مون تا پاکت پستی که مادرم فرستاده بود و پیامش بهم اومد که پستچی اومده و خونه نبودیم برگشت خورده و رفتیم پست تا مادرم که میل بافتنی خریده بود رو بگیریم
وقتی از خونه اومدیم بیرون رفتیم ، تا سوار بی آر تی بشیم ،من دوباره با خودم بافتنیامو بردم و پیاده که میرفتم میبافتم
آبجیم چون عجله داشت میخواست زود برگردیم و پسرش از مدرسه ساعت 12 میومد هی میگفت سریع تر بیا و چرا بیرون میبافی و من میگفتم میخوام از وقتم بهترین استفاده رو بکنم ،البته خیلی هم آروم راه نمیرفتم ،بهش میگفتم نترس یه مسیر کوتاه تا اداره پست پیدا کردم که البته خدا بهم نشون داده ، از اونجا بریم نهایت یک ساعت و نیم میریم و برمیگردیم
قبلا که اداره پست منطقه مون میرفتیم با مترو میرفتیم و 4 ساعت طول میکشید ولی الان با بی آرتی و یکم پیاده راه داره و سریع میرسیم
بهم گفت، حواست پرت میشه نمیتونی جلو روتو ببینی
و اون لحظه بود که گفتم خدا ، مدیریتم کن من میبافم تو مسیرو بهم نشون بده و وقتی رفتیم رسیدیم اداره پست، و پیگیری کردم، خیلی آدم اومده بود و پاکتاشون برگشت داده شده بود به اداره پست و و یه خانم بلند داد میزد که من 5 روزه از خونه بیرون نرفتم حتی برای نون گرفتن بعد شما زدین که اومدیم نبودین
و کارمندا گفتن که خودتون نبودین پستچی اومده و دروغ میگین و خانم گفت که من باید پست چی محله مونو ببینم و وقتی پست چی اومد ،ازش سوال کرد گفت من فقط میخوام بدونم که اومدی یا نه
و پستچی حقیقت رو گفت که من هزار تا نامه داشتم و نرسیدم بیام در خونه تون و برگشت داده شده به اداره پست و اداره پست تو سیستم اینو زده که شما خونه نبودین
و اون خانم شاکی شد و منم گفتم ماهم خونه بودیم خواهرم خونه بود و اون لحظه حس کردم باید دقت کنم که چرا این اتفاق برام افتاده
اونجا متوجه شدیم که اصلا نیاوردن و بسته رو خودشون نوشتن که اومدیم خونه نبودید
داشتم فکر میکردم که چرا اینجوری شده ؟
چی در من بوده که این اتفاق برای من افتاده .
و شروع کردم به سوال پرسیدن و همینجور داشتم سوال میپرسیدم .
وقتی بسته پستی رو تحویل گرفتیم و با خواهرم برگشتیم ،تو راه میل های قلاب بافی که تو بسته بود رو برداشتیم و من شروع کردم به بافتن
خداروبی نهایت سپاسگزارم که پیدا شد و تهران از این شماره قلاب بافیا نداشت و مادرم از گرگان که چند هفته شد رفته مهمون خونه خواهرم، خرید فرستاد
وقتی بیشتر فکر کردم دیدم که من خودمم وقتی مشتریام سفارشی میدادن تو این سال ها که پیج کاری داشتم سهل انگاری میکردم و مثلا نمیرسیدم کار مشتری رو تموم کنم و میگفتم نشد و مشتری هام خداروشکر با درک بودن و چیزی نمیگفتن ولی من وقتی به این اتفاق امروز فکر کردم یاد این رفتارم افتادم
و بهم گفته شد که طیبه تو وقتی به مشتری هات دیر میرسوندی و حتی جدیدا همکلاسی کلاس رنگ روغنت بهت سفارش داده گفتی میاری ولی دو هفته شد نبردی و درست کارت رو انجام نمیدی
برای همینه که این اتفاق برات رخ داد تا بیدارت کنه که این رفتارت رو اصلاح کنی و سرموقع تحویل بدی اگر مسئولیتی برای کاری داری
تا دیگه برای تو رخ نده
و بسته های سفارشی تو هم به وقتش بدستت برسه و یا اگر قراره کسی کار تو رو انجام بده کارت به سرعت انجام بشه
الان که داشتم مینوشتم یاد جریان شکایتم از گالری که چند ماه میشه تابلومو پاره کردن افتادم و الان چند ماهه که رسیدگی به پرونده من تو دادگاه هی به دلیل خیلی ساده به تعویق میفته
یه بار به تعطیلی خورد که سه روز کل تهران گرم ترین روز بود و اداره ها تعطیل شد
و رسیدگی شکایتم دو ماه بعد زمان دادن
یه بارم رفته بودیم اونجا و صدامون نکردن و بعد گفتن فرصت برای رسیدگی تموم شده پرسیدم گفتن خبرتون میکنیم و وقتی چند روز گذشت نوشتن که نیومده بودین دادگاه
وای خدای من
چند وقته هی فکر میکردم میگفتم چرا کارای اداری و یا بعضی کارام من به تعویق میفتن ؟
و شروع کرده بودم به تکرار باورایی که نوشتم مثلا کارای من به وقتش انجام میشه و سریع تر انجام میشه
نگو قبل تکرار باورای قوی از یه جای دیگه باید اصلاح میشد و بعد باورای قوی رو تکرار میکردم
و الان با نوشتنم یهویی بهم الهام شد که جریان شکایتت هم به همین اتفاق مربوط میشه
الان میفهمم چرا استاد عباس منش میگفت وقتی سعی میکنین به رفتاراتون دقت کنید و بیشتر آگاهانه توجه کنید ،بهتون گفته میشه تا اصلاح کنید رفتاراتون و باوراتونو
و الان فهمیدم که تا زمانی که من کارهایی که برعهده میگیرم رو درست انجام ندم و چه کارهای خودم و پیشرفت در مهارتم نقاشی ،و چه کسانی که از من درخواست میکنن کاری رو براشون انجام بدم و یا اینکه برای مشتری هام و از صفر تا صد تولید کارهای هنری هم باید لحظه به لحظه اش رو صد در صد خودمو بذارم و مسئولیت تمام کار رو با نظم به عهده بگیرم
و تا زمانی که به این آگاهی ها عمل نکنم ،این اتفاقات مشابه و تکرار شونده به شیوه های مختلف تکرار میشن
خدایا شکرت که دلیل این تاخیر رسیدگی کار من تو دادگاه رو بهم گفتی و سپاسگزارم بی نهایت
و سعی خودمو میکنم که از این به بعد کارهامو درست انجام بدم و اصلاح کنم رفتار هامو تا جهان بیرونم هم تغییر کنه
وقتی ما برگشتیم خونه من به هرچیز که خواهرم میگفت بهش گیر میدادم و میگفتم باید اینجوری انجامش بدی و یا این درستشه ،خواهر بزرگم هست و ما باهمدیگه راحت صحبت میکنیم
ولی اون لحظه حسم بهم میگفت که نباید حرفی بزنی و حق نداری اینجوری بگی
تو باید خودت عمل کنی تا بعد ، که البته، وقتی عمل کردی به آگاهیا ، درسته که میتونی حرفی بگی ولی اون موقع هم سعی کن نگی
بعد ما نزدیک غروب قرار شد بریم حیاط مسجد کنار خونه مون و خانمایی که برای آبجیم قلاب بافی کرده بودن ،کاراشونو ببینم و تایید که کردم خواهرم کاموا بده بهشون و بگه که براش ببافن
وقتی ما با هم رسیدیم و سلام کردیم به خانما یهویی دیدم خواهرم رفت، تو دلم گفتم چرا رفتی درست سلام نکردی ،
این گذشت و ما اومدیم خونه
خواهرم داشت بافتنیاشو مرتب میکرد من با یه لحنی بهش گفتم اون چجور سلام کردنی بود به خانما چرا یهو رفتی
خواهرم از من 5 سال بزرگتره
وقتی اینو گفتم یه حس بهم گفت تو حق نداری اینجوری حرف بزنی درست صحبت کن و من قشنگ این درست صحبت کنار رو میشنیدم و
یادت باشه تو هیچی نیستی .فکر نکن که مثلا یکم تغییر کردی حق داری به خواهرت یا هر کس دیگه حرفی بزنی
نه ،نباید اینجوری باشه و فقط و فقط روی خودت و تغییرت کار کن تو عاجزی از تغییر دادن دیگران
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بی نهایت ثروت از خدا میخوام
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی..
سلام به استاد عزیزم بابت این فایلی که گذاشتیدوسلامی هم به این دوست عزیزمون با این کامنت زیباوتاثیر گذارشون.
استاد من باگوش کردن این فایل برای چندمین بار امروز متوجه پاشنه آشیل وباورهای اشتباه خودم شدم.. منم فکر میکردم که دارم تغییر میکنم منم حرفهای قشنگ خیلی میزدم فک میکردم ایمان قوی شده اما اینو الان متوجه شدم که من شخصیتم وباورهام تغییر نکرده فقط یه سری حرفهای قشنگ میزنم هنوز باورهام درموردفراوانی وثروت باوجود اینکه اینهمه تکرار میکنم ومینویسم که ثروت هست فراوانی هست بازم ایراد دارم ازکجا فهمیدم اینو، البته که هنوزم پی به این باورکمبود تو خودم نبرده بودم تااینکه این فایل وشنیدم وبا خودم گفتم برو بابا چیو داری روی خودت کار میکنی تو هنوز پراز ایرادی..
استاد من دیروز با یکی از مشتریام سرهزینه محصولاتم به مشکل برخوردم یعنی اینکه اون هزینه ای که قرار بود پرداخت کنه رو خیلی کمتر زده بود وگفت من بیشتراز این نمیدم ومن از دیروز تاحالا خیلی بهم ریختم وهی تو ذهنم مرورش میکردم وبخاطرش ناراحت بودم هی یه چیزی تو ذهنم میگفت ولش کن از این بگذر احساس خودتو بد نکن بازم مشتری هست ولی از یه طرف دیگه هم باورهای کمبودم اجازه نمیداد که بتونم بیخیال بشم وباخودم میگفتم من رو این پول حساب کرده بودم از دیروز تاحالا اصلا حس وحالم خراب بود وحوصله ی هیچی نداشتم.. اما الان فهمیدم که من خودم هنوز خیلی کار دارم وفقط حرفهای قشنگ میزنم.
ودومین مسئله اینکه من مدتی هست که هرروز استوری های انگیزشی میزارم اوایل برای خودم میزاشتم اما وقتی تائید دیگران رو دیدم دیگه هرروز دنبال یه حرف قشنگتر بودم که چی بنویسم که دیگران بیشتر تحت تاثیر قرار بگیرن ومن مورد تایید دیگران فارغ از اینکه خودم هیچ درکی از این حرفهای قشنگی که میزنم نداشتم.. خداروصد هزار مرتبه شکر که متوجه یه باور مخرب درخودم شدم وشناساییش کزدم.. ان شاء الله از این به بعد بیشتر مواظب خودم باشم وهرجا که دارم اشتباه مسیرو میرم خداوند خودش منو هدایت کنه.. بازم از شما ودوست عزیزم سپاسگزارم..
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
به نام خدای هدایت گر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم
و دوستان عزیزم
اصلا اتفاقی که برام همین لحظه افتاد رو نمیتونم توصیف کنم این 95 روزی که توی روزشمار ادامه دادم برام معجزه بود ولی امروز یه چیز دیگه است
چند روز پیش که استاد گفتن درک فایل ها مهم نه گوش کردنشون تصمیم گرفتم متعهد بشم به درک فایل ها
راستش قبلش چون فقط تعهد داده بودم هر روز فایل گوش میکردم و تا آخر شب سعی میکردم نکاتی که فهمیدم رو بنویسم ولی انگار فقط داشتم مثل یه ربات عمل میکردم
ولییییی نگممم از وقتی واقعا خواستم درک کنم فایل ها رو چقدر همه چی فرق کرد
دیشب نتونستم نکات فایل قبلی رو بنویسم بخاطر همین صبح که بیدار شدم اولین کاری که کردم نوشتن نکات بود یهو هدایت شدم به اینکه بنویسم بیا یه هفته متعهدانه تر از قبل روی خودت کار کنم با ایمان بیشتر
بعد گفتم فقط یه هفته به این روش پیش میرم ببینم چی میشه من الان دارم مدت ها رو خودم کار میکنم ولی شخصیتم اونجوری که باید وخودم میخام تغییر نکرده پس یه جای روشی که من داشتم میرفتم ایراد داره چون تو اون روش داشتم اذیت میشدم ولی مسیر درست فقط و فقط باید لذت باشه
خلاصه کامنت رو نوشتم و بدون اینکه بدونم روز بعدی چه فایلی زدم رو فایل و دیدم الله و اکبر ررر چه فایلی برام اومد اینم بگم قبلش واقعا با ایمان به خدا گفتم اگر راهی که انتخاب کردم درسته بهم با نشونه ها بگو
فایل رو گوش کردم اصلااا هنوزم باورم نمیشه خدا آنقدر زود پاسخ میده
تغییر شخصیت واقعااا جسارت میخاد
من داشتم ادا در میاوردم چون اگر ادا نبود باید نتایج وارد زندگیم میشد
منی که هنوز تو خیلی از موارد نمیتونم خودم رو کنترل کنم چطور میتونم ادعا کنم تغییر کردم من باید خیلی اساسی تر روی خودم کار کنم
وقتی رفتم کامنت دوستان رو خوندم فقط اشک میریختم و به قدرت خدا فکر میکردم که چقدر دقیق و به موقع عمل میکنه
همه انگار داشتن میگفتن بعد این میحاییم روزی هزاران بار این فایل ها رو گوش کنیم و همه ی اینها شد یه نشونه برای من که این مسیر درسته این قوانین اگر درکش کنی و بهش عمل کنی جواب میده
استاد توی دو فایل قبل برای اینکه با خلاقیت بتونیم این تکرار رو جذاب تر کنیم چند تا راهکار داده بودن و وقتی پیام آقای عطار روشن عزیز رو هم خوندم دیدم خدا چقدر زیبا راه کار این مسیر رو هم باز گذاشت جلو راهم و گفت تو ادامه بده من مسیر رو هموار میکنم
نمیدونم امروز با چه زبونی از خدا و استاد و دوستانم تشکر کنم که هر چقدر شکر گزاری کنم بازم کمه
هزاراان بار شکرتتتتتتت
به نام الله مهربان
سلام به هم سفرای عزیزم هم فرکانسی های ناب الهی
امروز پر از وجود الله بود و هست
امروز روزی بود توی تمرین ستاره قطبیم درخواست تمرکز توی سایت و اگاهی های ناب داشته باشم و به لطف او هدایت شدم
در مورد ادا در اوردن تغییرات فکری
کلا این تو وجودم هست که گاهی وقتا کنترل ذهن از دستم خارج میشه و بعضی هارو میخوام قانع کنم که من درست میگم
و این هدایت از جانب خدا بود که هیچکسیو نخوام تغییر بدم و تنها باورهای خودمو باید تغییر بدم
اصلا توی این 4 سال بزرگترین نکته ای که هر موقع بهش عمل کردم این بوده که نخوام کسیو رو تغییر بدم و بگم بیا این فایلارو گوش بده بلکه خودم اینارو گوش کنم و خودمو تغییر بدم
متاسفانه ذهن همیشه باورای اشتباه دیگران رو خوب میبینه اما دوست نداره خودشو ببینه
از موقعی که انگشت اشارمو گذاشتم رو قلبم و گفتم این منم که دارم زندگیمو خلق میکنم
و این روند رو تکرار میکنم
انگار این چرخ دنده هامو دارم میبینم تازه
توی این دوره یکم روغن کاریشون کردم و نعمت و حال خوب و اتفاقات و شرایط بهترو بهتر داره میشه
و این روند و تغییر درونی فقط تکرار میخواد
و اینو درونم روشن کرده
که فرشاد
بسه دیگه ادا در اوردن
فقط رو خودت و توی سایت باش تمرکزتو فقط بیار و تکرار کن تو به زندگی عباسمنشی میرسیییییییی
چون داری با پوستو خونو استخونت احساسش میکنی و قلبت بهت میگه این مسیر مسیر سراط مستقیمه
و دیدگاه اقا رضا رو که خوندم مغزم از باورها متلاشی شد که چقدر ایمان میتونه فکرهای محدود کننده رو بشکونه
و سوار شدن ایشون توی ماشین رویاهاشون
جهان این پیام رو دریافت کرد که این شخص لایقش هست و میشوددددددد
خداشکر میکنم که دیگه روی ادا در اوردن و اصل بیشتر کار کنم که عمل گرا باشم
و تک تک این نوشته ها رو از خدای یکتایی میدونم که من رو خلق کرد
و من رو مسخر نعمت ها آفرید
الهی شکرت برای این ردپای تعهد زندگیم که استاد عشقمه
دوستون دارم
آیه امروزم:
حقّ قوموخویش و فقیر و درراهمانده را ادا کن. در زندگی ابداً ریختوپاش نکن.اسرا 26
ب نام رب
سلام ب استاااد جان
سلام ب خانم شایسته عزیزوخانم فرهادی بزرگوار
سلام ب همه بچه های خوب خدا
خداوندا
آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییردهم
شهامتی ک تغییر دهم آنچه را ک میتوانم
و دانشی ک تفاوت این دو را بدانم
ازخداسپاسگزارم ک بازهم یک پس گردنی
اساسی بهم زد امروز ک
پیشونیم خورد ب خاک تا
فراموش نکنم سرمو این همه پیش بقیه بالا
نگیرم و گلمو پربادنکنم واس حرف زدن
تا مث مادردلسوزی ک بخاطر حفاظت از
جان دلبندش ک نره سمت کتری ابجوش
تا مبادا بسوزه میزنه پست دستش
منو خدا امروز
بااین فایل انگار دقییق زد پس گردنم تا حواسم
اول ب افکارم
دوم ب گفتارم
سوم ب رفتارم باشه
ک دیگه هممون خوب میدونیم
افکار ماهستن ک دارن زندگیمون رو رقم میزنن
خدایا شکرت ک حداقل کمترین نتیجه ای ک از این سالهایی ک افتخار شاگردی استاد عزیز رو
داشتم فهمیدم ک چققد این افکارمن قدرتمندن
اما متاسفانه با وجود این آگاهی های نابی
ک همیشه استاد عزیز روش تاکید دارن
ک بابا شما روی افکارتون باورهاتون کارکنین
بازهم من هرازگاهی میرم تو در و دیوار
میرم توحاشیه
دقت ک میکنم خداروشکر من هروقت خودمو
تو مسیرالهی سایت قراردادم
هروقت تمرکز لیزری گزاشتم رو خودم
نتایج خیلی خوبی گرفتم اما ازجایی ک
خداوندهم میداند
انسان کم شکرگزار است
من یادم میره شکرگزارنتایجم باشم
و زودفراموش میکنم ک چه شخصیتی داشتم
ازادمی ک برای 50هزارتومن ب کسی روانداختم
و ناامیدشدم
حالا ک ب لطف الله میبینم خانواده بخاطر بعضی مسائل مالی میتونن روی لطفی ک خداب من داشته و ازفضلش دررحمتی ب روم بازشده حساب کنن
اما من باتموم لطفی ک رب خوبم داشته ب من و داره هرروز و هردقیقه ب من لطف میکنه سرکش میشم
دلم میخوادتوهررر مسئله ای اضهارنظرکنم
توهربحثی مشارکت کنم تا منم اعلام وجودکنم
بارها تومحیط کار یا بعضی دوستان درباره
یکسری مسائل زندگی یاکاری مشورت میخوان
من آنچناااان حرفهای قلمبه سولومبه ای میزنم بهشون خودشون میگن دمت گرم خیلی بازشد واسمون آنچنان راهکارهایی برای دیگران میدم
خودم الان میفهمم ک چققد دنبال
تایید طلبی هستم
چقدمشتاق لایک گرفتن حرفام از شنونده هام بودم وهستم
چقد بقول استاد نازنینم نقاب میزنم
یکی نیست بگه پسرخوب
کل اگر طبیب بود
سرخود دوانمودی
خداروشکر ک امروز این پس گردنی رو بهم زدی
تا عقلم سرجاش بیاد ک
فراموش نکنم آیه شریف رو
ان الذین آمنو وعملوصالحات
کسانی ک ایمان اوردند وعمل صالح انجام دادند
یعنی چی..
این آیه دقیقن شرح حال منه ک هی میگم من ب خداایمان دارم فلانی مشرک بهمانی میره فلان سفربرای حاجت طلبی مشرکه
بعدخودم اورزه ندارم یک قدم ب سمت ترسهام بردارم کاری ک مدتها توفکرم انجام بدم رو شروع کنم
خدایا.مهربونم..نازنین معبودم
هدایتم ک ب راهی ک
صدا باتصویرم یکی باشه
خدایاشکرت بابت این آگاهی
خدایا شکرت واس این سایت
خدایاشکرت واس سلامتیه استاد عزیزم
همتون دوست دارم ازصمیم قلب
سلام و درود خدمت استاد بزرگوار استاد الان که فایل شما رو دیدم احساسی قوی به من گفت که این مطلب رو به همه بگم درباره همفرکانس بودن دوستان اتفاق عجیب و جالب قبل از گوش دادن این فایل برام پیش اومد که دقیقا نیم ساعت قبل از اینکه فایل ستاد روی سایت قرار بگیره من دقیقا داشتم به همین موضوع واقعا به همین موضوع فکر میکردم وحتی این جملات که ( باید شخصیتمان تغییر کند ، نه اینکه ادا در بیاوریم ) را به دوستم که بهم زنگ زده بود میگفتم چون تصمیم داشتم که دوره ثروت را بخرم اما کمی ترس ها بر من داشتند غلبه میکردند وقتی مکالمه من با دوستم تمام شد نیم ساعت بعد دیدم استاد دقیقا همین مطلب را روی سایت گذاشتند واقعا خوشهال شدم از دیدن نشانه به این روشنی و شفافی چون از خدا خواسته ام که ای خدای من نشانه هایت را روشن تر به من نشون بده تا بفهمم خدایا شکرت
دوست عزیز سلام. قطعا هم فرکانسی کار خودش رو میکنه. این فایل برای من هم بسیار به موقع بود و فکر میکنم برای خیلی دیگه از دوستان
سلام استاد .
میدونم باورت میشه . الان داشتم سایت رو چک میکردم و به خودم گفتم کاشکی استاد یک فایل جدید بزاره .
به محض اینکه اومدم سایت رو ببندم یک هو دیدم که در لحظه یک فال از شما روی وب سایت قرار گرفت و نمیدونین چقدر خوشحال شدم و این اتفاق رو یک معجزه میدونم .
استاد عزیزم من حدودا 10 ماه هست که با شما هستم و معجزات و اتفاقاتی برام افتاده که فقط شما باورتون میشه . قصد دارم به صورت یک فایل صوتی براتون ارسال کنم .
فقط میتونم بگم که سپاسگزارم. سپاسگزارم . سپاسگزارم
سلام به دوست عزیزم استاد عباس منش و همه دوستان عزیز
من از سال 1373 و1374 با مباحث موفقیت آشنا شدم . اون موقع تهران و دانشجو بودم. اتفاقا همون میدان ولی عصر کلاس موفقیت می رفتم آقای حورایی درس می دادن. و البته کلاس های آقای حلت هم می رفتم (میدان آرژانتین) . در مجموع خوب بود. مخصوصا کلاس آقای حورایی و با یکی دو تن از اساتید دیگه هم از نزدیک آشنایی داشتم. یادمه یه خانومی بنام فرشته خانوم هم از آمریکا اومده بود ویه دوره سه روزه گرون قیمت گذاشته بود اونم رفتم. بعدش که در سال 1376 برگشتم شیراز به دلایلی که اینجا جاش نیست از این مباحث کاملا دور افتادم تا سال 93 که با سایت شما آشنا شدم.
میخوام به این مطلب اشاره کنم که آموزش های شما انصافا جذابیت متفاوت و خاصی داره و علتش بنظرم اینه که کاملا خودتون هستین و صد درصد به اون مطالبی که ارایه می کنین اعتقاد کامل دارین، با تمام وجود صحبت می کنید وبه دل می شینه . آرزوی مراتب بالاتر رو براتون دارم.
وقتی که واقعا تصمیم به تغییر میگیری
وقتی به خودت میگی آخه من که این شغل الانم رو دوست ندارم دارم توش عذاب میکشم مجبوری بخاطر دو قرون دو زار پول آخر برج و بیمه دارم کار میکنم
وقتی به خودت میای میبینی 31سال از زندگیت رفت و هیچ چی از زندگی نفهمیدم
وقتی که همه اون ناخواسته ها و تضاد ها از همه طرف هم روحی و هم جسمی بهت فشار میاره
وباعث میشه یه چرای خیلی بزرگ یه دلیل خیلی محکم
تو وجودت ایجاد بشه اون وقت تصمیمتو میگیری و همون میشه نقطه عطف زندگیت و رشدت دقیقا از همون جایی شروع میشه که اون تصمیم مهم زندگیتو که همیشه ازش می ترسیدی رو میگیری و اون قدم اول رو محکم برمیداریو از دره ترس هات می پری و میخوای که اون جوری که دلت میخواد زندگی کنی
من اشکان هستم
31سالمه
از استان گیلان
شهر رشت
شهر بارون
حدود 10ماهه که با شما آشنا شدم
اوایل کم و بیش فایل های شما رو گوش میکردم
اما الان همه منبع الهام من شدید
بار اول که من اون کلیپ انگیزشی شما رو که میگین باید یاد بگیریم که توی زندگیمون هدف داشته باشیم هدف و … نگاه کردم خیلی من رو به فکر فرو بردین
الان ایمان آوردم به شما که شما رو خدا فرستاده که به کسایی مثل من ارزش خودمونو یاد آوری کنین
واین که همه ما چه توانایی هایی داریم
من هر کدوم از تمرینات شما رو که تو فایل های رایگان انجام دادم نشونه های پر رنگ تری دیدم و هر چقدر با هر کدوم از ترس هام روبرو شدم پتانسیل های بیشتری تو وجودم کشف کردم تا جایی که الان ایمان دارم با ه
می سلول های بدنم که شما رو خدا سر راه من قرار داد
دقیقا همون جوری که تو بالا توضیح دادم کمتر از یک هفته بعد از اینکه تصمیم گرفتم از کارم استعفا بدم
با فایل انگیزشی شما آشنا شدم وبعد سایت والان آقای عباسمنش تو این هفته تصمیم گرفتم که فایل آفرینش شما رو تهیه کنم و خودم رو آماده انجام هر تمرینی که شما بگید کردم حتی اگه بگی برو تو دل شیر میخوام برم چون ایمان دارم به شما
اگه بگی از این ساختمون بپر میپرم چون میدوم اون پایین یه تشک گذاشتی که من هیچیم نشه قویتر بشم
من میخوام به شما بگم شما فرشته هستین
فقط بال ندارین
من ایمان دارم که شما یه موجود خدایی هستین
شما فرازمینی هستین
تک تک حرف های شما رو من اگه بارها و بارها هم گوش میدم بازم واسم تازگی داره و تکراری نمیشه
هر بار هر فایل شما رو که گوش میدم یه چیز جدید
یه ایده جدید
یه نکته جدید به ذهنم میرسه
این فقط میتونه کار یه موجود خدایی باشه
یه صحبت شما و هر کدوم از فایل های شما و آگاهی ها ونگرش هایی که به من میدین به اندازه کل 31سال زندگیم واسم ارزش منده
این اواخر آقای عباسمنش باور کنید وقتی دیدگاه بعضی از دوستامو میخونم تو سایت که چقدر زندگیشون تغییر کرده ناخود آگاه بغضم میترکه
و چشمام پر اشک میشه
همون اشک شوقی که خودتون گفتین
از خوشحالی زیاد گریه ام میگیره و میگم خدا یا چرا من تا حالا تو رو نمیدیدم و چشمامو بسته بودم
تو چقدر مهربونی که وقتی میبینی بنده خودت میخواد با تمام وجود تغییر کنه یه فرشته با منش عباس وار میفرستس که کمکش کنی
نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم آقای عباسمنش
تموم زندگی منو عوض کردی
هنوز نتیجه مالی بزرگی نگرفتم
شخصیتم داره میشه همونی که همیشه دوست داشتم باشم همونی که وقتی تو آینه میبینمش میگم دمت گرم خیلی با وجودی من همینو میخوام
اما تو جنبه های دیگه خیلی نتیجه گرفتم دارم هر روز میبینم آدم هایی که میان بهم کمک میکنم
کتاب هایی که سر راه من قرار میگیرن و امسال ایمان دارم که نتیجه مالی فوق العاده ای میگیرم
با تموم وجودم دوستت دارم
بهترین ها رو واست میخوام آقای عباسمنش
زیبا ترین لحظه ها رو داشته باشی
قشنگ ترین خوبی ها واست اتفاق بیفته
مطمین باش جای تو تو بهشته
تو یه فرشته ای
ازت بی نهایت سپاس گزارم
دیگه نمیدونم چی بگم
زبونم از خوبیهای بیش از حدت قاصره
حق پشت و پناهت باشه آقای عباسمنش
فرشته مهربون زندگی من
سلام به استاد عزیز
استاد شما برای من دستی از دستان خداوند هستید ، از عمق وجودم صحبت های شمارو باور دارم ، من هم مثل شما ایمان دارم که این راهی که با هم طی می کنیم ما رو به سعادت ،سلامتی و ثروت در دنیا و آخرت می رساند .
من گام به گام با شما برای تغییر باور و ساختن ذهن ثروتمند همراه بودم و در این راستا هدف گذاری کردم و بهایش هم پرداخت کردم و اگه لازم شود تا پای جانم هم پیش می روم.
استاد من به ندای درون و خدای درون اعتقاد فراوان دارم ، خدا رو گواه میگیرم بعضی جاه ها جونم در خطر بوده الهام درونی منو نجات داد.
تاثیر گذارترین کتاب که خوندم ، کتاب قدرت فکر اثر دکتر ژوزف مورفی 20 فصل کامل.
استاد با تمام وجودم دوستون دارم چون خودمو دوست دارم چون من اگه خودمو دوست داشته باشم اینجور که هستم شما هم منو دوست دارید اینجور که هستم.
از صمیم قلب از شما دوست عزیز آقای عباس منش تشکر میکنم و براتون عمر با عزت از خداوند خواستارم. شاد و پیروز باشید .