باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم! - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2588 روز

    سلام به تمام عزیزانم

    سلام به استاد مهربانم

    واقعا اگه میخوایم زندگیمون تغییر کنه باید شخصیتمون تغییر کنه کسی که دنبال تغییر زندگیشه قطعا از زندگی و شخصیت خود راضی نیست که میخواد تغییر و تحولی بده پس ما با همون شرایط و شخصیت قبلی اصلا تغییری ایجاد نمیشه پس باید کم کم روی خودش کار کنه و اگه ضعفهایی داره اونهارو مهار کنه تا زندگی جدید بهش روی کنه‌،

    استاد یه سری یکی از آشناهامون فروشنده یه مغازه وسایل آرایشی بود ماهم گاهی اوقات ازش خرید میکردیم نسبت به ما خیلی لطف داشت همیشه باهامون خیلی مهربون بود و بهمونم کلی تخفیف میداد دختر خوش سرو زبانی بود …یه سری پیشش بودم با من خیلی خیلی مهربان بود و خیلی لطف داشت یه دفعه میدیدم مشتریهای دیگه که میومدن ازش چیزی میخواستن خیلی تند و عصبانی باهاشون برخورد میکرد که مثلا اگه کسی با خودمن اون رفتار رو میکرد خیلی خیلی دلخور میشدم و شاید دیگه هیچوقت پامو اون مغازه نمیزاشتم اصلا نمیدونم چرا برخوردش با دیگران اینجوری بود…هرچند میگم که اخلاقش بامن خوب بود اما وقتی رفتارش رو با بقیه میدیدم خیلی توذوقم خورد و باور کنید دیگه هیچ ذوقی نداشتم که ازش یه خرید کوچک بکنم…بابا خوب مشتری داره پول میده دوتا سئوالم بپرسه چی میشه مگه آدم باید ذاتش خوب باشه و با همه یکسان رفتار کنه .‌‌بالاخره همه بنده خدا هستن.باید آدم نسبت به همه مهربان باشه…پس متوجه شدم که این دوستم واقعا ذاتش اونجوری نبود که من فکرشو میکردم‌…خدا به هممون کمک کنه که به سمت خوبی ها ،زیبایی ها و مهربانی ها هدایت بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2163 روز

    به نام رب وهاب و هدایتگرم

    سلام به دوستان عزیزم

    روز 96 ام سفرنامه

    خدایا شکرت برای این لحظه و شکرت برای اینکه قرار گرفتن در مدار آگاهی های این فایل شدی

    خدایا شکرت برای اینکه هستم و همراه منی و حمایت و هدایتم می کنی

    خدایاشکرت که هر لحظه جواب خواسته هام رو میدی و خوشحالم می کنی

    – شخصیت من باید تغییر کنه بر اساس باورهای جدیدی که یاد میگیرم و بر طبقش عمل کنم تا نتایج من تغییر کنه

    – دنبال این نبشام که به کسی بگم من تغییر کردم یا بخوام به کسی نشون بدم که تغییر کردم، من برای خودم و تغییر شرایط خودم و تغییر نتایج زندگیم جوری که به خودم و زندگی کردنم افتخار کنم و زندگی سعادتمندانه ای رو در این دنیا و آن دنیا برای خودم خلق کنم، تغییر می کنم

    – وقتی فهمیدم قانون جهان چیه، دیگر تمام وجودم رو میزارم برای کار کردن روی خودت و شخصیتت باورهات

    – باید به گونه ای خودم رو تربیت کنم که متفاوت از گذشتم فکر کنم و متفاوت از گذشتم عمل کنم در درون خودم پیش خودم متفاوت باشم از گذشتم

    – من خیلی باید روی خودم کار کنم تا ابد روی خودم کار کنم مثل غذا خوردن

    – اگر میخوام یه چیزی نتیجه بده، ساختن یک باور که بر اساس قوانین خداوند یادشون گرفتم نتیجه بده، باید هر روز روی اون باور کار کنم، اینجور نیست که بیام یه روز فایل گوش بدم و یک روز کامنت بخونم بعد برم دو روز دیگه بیام، اینجوری در حد یکی دو روز شاید نتیجه ببینم، اگر نتایج پایدار میخوام، باید تغییرات بنیادین داشته باشم، تغییرات بنیادین هم از تغییر شخصیت میاد، تغییر شخصیت از تلاش زیاد برای عمل کردن طبق باورها و هرروزه کار کردن روشون میاد

    – باور فراوانی پاشنه آشیل اکثر ماهاست که کار کردن روی این باور میتونه خیلی نتایج متفاوتی رو برام رقم بزنه، بی نهایت ثروت و موقعیت و نعمت در جهان هست و هر لحظه دارن با سرعت بیشتری رشد می کنن، کار جهان اینه که هر لحظه موقیت ها و ثروت ها رو رشد بده با شرعت هر چه بیشتر، جهان اینجور طراحی شده که هر لحظه تمام ثروت ها نعمت ها و برکت ها و موقعیت و فرصت ها با سرعت هر چه بیشتری، بیشتر بشن.

    خدایا شکرت برای این لحظه و برای این مسیر فوق العاده

    عاشقتم اسماء جانم که هستی و تلاش می کنی برای بهتر شدن

    عاشقتونم استاد عزیزم مریم جانم و بچه های فوق العاده

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    امیررضا شیخ شعاعی گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و باحالم و خانم شایسته مهربان و دوستان هدایتی و عزیز سایت

    ««باید شخصیت خودمان را تغییر بدهیم نه اینکه ادا در بیاوریم»»

    ادا در آوردن یکی از مصادیقش این هست که بخواهیم بقیه افراد رو قانع کنیم و سعی کنیم که تغییرشون بدیم، من خودم اوایل راه تغییر خودم از این نکته مخفی باخبر نبودم و همش میخواستم بقیه رو تغییر بدم و میگفتم قانون جهان هستی این هست تو نباید اینکار رو بکنی.

    نکته جالبششش این جا بود که نه تنها اون افراد تغییر نمیکردند بلکه این صحبتها باعث میشدن که من هم از مسیر درست دور بشم و به طور غیر مستقیم از مسیر دور میشدم.

    سعی کردم که به خودم بگم در جمع بیشتر شنونده باشم و مواظب باشم چی گوش میدم و چی میگم.

    برنامه جدیدم استاد این هست که دفتری رو بردارم و طبق هر ساعت از روزم بیام باورهایی که فکر میکنم در زندگی و کارم نادرست هست رو بنویسم.

    حتما نتیجه خفنش رو به اشتراک شما و دوستان خوبم میذارم

    ممنونم استاد عزیزم

    ممنونم دوستان بخاطر کامنتای خفنتون

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ماکان الیکایی گفته:
    مدت عضویت: 765 روز

    96مین تحول زندگی من

    موضوع فایل:باید شخصیتمان تغییر کند نه ادا دربیاوریم

    سلام و ادب به استاد عزیز وبانو شایسته و همراهان

    وقتی انسان واقعا تغییر باور بده و ادای انسانهای متحول رو درمیاره،باید در واقع شخصیتش تغییر کنه نه فقط اداشو دربیاریم،با نقش بازی کردن هیچ تغییری ایجاد نمیشه فقط شاید ادبیاتش عوض شده،همون افکار و باور سابق داره فقط خوب نقش بازی میکنه،با نقاب جدید یا شکل دیگه ظاهر میشه،اما نتایج همون همیشگی و مانند سابق.

    استاد میگه من وقتی دیدم راه درست اینه،از درون خودم شروع کردم و تمام وجودمو متفاوت از قبل نه بخاطر بقیه، بلکه بخاطر خودم که دوست دارم تغییر کلیدی و متعهدانه داشته باشم،تغییر دادم. باور نیاز به شجاعت، نیاز به تغییر کردن دارد،تلاش فیزیکی سبب تغییر باور نمیشه،خورد کردن غرور،خورد کردن باورهای اشتباه،خورد کردن شخصیت نازیبای درون،کار راحت نیست،ادا در نیاریم خود واقعی مون باشیم با تعغیرات باورهای سازنده زندگیمونو بسازیم،

    کسیکه تعغیر نکنه نباید انتظار داشته باشه با الگوهای مربوط،دیگران رو تحریک به تعغیر کنه،و کسیکه خودش هنوز نتایجش باب دلش نیست نمیتونه به دیگران در مورد تغییرات بنیادی نظریه ای بده،همه حرف زدن و جمله بندی هاشون خیلی جذابه اما فقط ادا بازی نباید باشه،همیشه باید با تغییرات بنیادی بتونیم لحظات خود باوری را در وجودمون شکوفا کنیم،وهر روز روی باور هامون کار کنیم تا علفهای هرز ذهنمون کلا حذف بشه،مثل درخت باشیم وقتی نهال هست تا کود و آب بدیم به رشد برسه و میوه بده،و زمانیکه تنومند شد آفت میزنه باید سم زدایی بشه و همیشه از ذهن مانند درخت پرثمر مراقبت و محافظت کنیم،

    دقیقا همانند حضور ما در سایت استاد و استفاده از آموزه ها برای تمام لحظات و همیشه بصورت مستمر ادامه دار باشه تا نتایج مون پایدار باشه،چرا آفتها سراغ درخت‌های میوه می‌ره نه درخت‌های هرز،باید خیلی رو خودمون کار کنیم،و باور فراوانی نعمات را درک کنیم،با باورهای درست فراوانی و کار کردن مداوم کلا از گذشته مبرا میشی و خود جدیدت با دیدگاه تغییر باورهای سازنده به شرایط عالی به جایگاه واقعی ت دامن میزنی،همه حرف‌زدن و جمله بندی های عالی و زیبا داریم اما در کنارش ادابازی درنیاریم و پایبند به آموزه های سایت و قوانین جهان هم باشیم،

    خداروشکر امروز هم در سلامت کامل شاداب وبا صداقت و متمرکز به آموزه ها و کسب آگاهی های سایت استاد عباس منش و بانو شایسته مهربان به شیرینی ولذت تحقق اهدافم نزدیک و نزدیکتر شدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1116 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدا را شکر که من هم یکی از اعضای خانواده بی نظیر سایت الهی هستم

    مهم این است که‌ باید شخصیت خودمان را عوض کنیم یعنی باید همیشه روی خودمان کار کنیم باید مواظب افکار و ورودی های خودم باشم باید در هرلحظه مواظب احساسات درونی خودم باشم

    اصل قانون این است که باید همیشه روی نکات مثبت توجه کنم و اعراض کنم از نازیبایی ها

    کار راحت این است پشت سر دیگران حرف بزنیم

    کار سخت این است که که غیبت نکنم استاد عزیزم از وقتی که با این سایت الهی آشنا شدم دیگه سعی می کنم غیبت نکنم یعنی خود به خود اون آدم هایی که کارمون شده بود غبیت کردن دیگه از اونا خبری نیست

    اون مثالی که شما از دوستان زدید من یاد یه مثال افتادم که یه روحانی تو مسجد صحبت میکنه که آگه بچه هاتون روی فرش دستشویی کردن اون فرش را ببرید از قضا خانم اون روحانی داخل مسجد بوده وقتی به خونه میاد می‌بینه که فرش پاره شده بعد به خانمش میگه چرا فرش پاره شده

    خانمش میگه که خوب خودت تو مسجد گفتی که باید این را انجام بدهی آقای روحانی میگه که‌ این حرف را من برای مردم زدم نه برای خودمون

    تحسین می‌کنم اراده وهمت شما استاد عزیزم که با عمل کردن به قانون برای ما بهترین الگو شدید

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این باور را باید همیشه تکرار کنم تا در هرلحظه به یاد داشته باشم که‌ اگر حرفی می‌زنم آیا خودم به آن عمل می‌کنم

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    به نام خدای رزاق

    صدونودو یکمین تعهد

    وقتی که ادم واقعا خودش تغییر میکنه واقعا باورهاشو تغییر میده نه این که بخواد ادای تغییر کردنو در بیاره یا نقش بازی کنه یا حرفهای قشنگ بزنه اونوقته که اتفاقات تو زندگیش زخ میده و نتایج عالی میگیره

    خیلی مهمه که ادم شخصییتش عوض بشه یعنی یه ادم دیگه ای بشه یعنی با تمام وجود کار کنه روی باورهاش

    تغییر دادن باورها واقعا کار سختیه نیاز به شجاعت ایمان داره نیاز به تلاش خیلی زیاد داره اما با تمرین و تکرار و طی کردن روند تکاملی امکان پذیره و راحت تر میشه

    وقتی ما درونن تغییر نکنیم نتایج هم تغییر نمیکنه

    تا وقتی فرکانسهای ما تغییر نکنه نتایج هم تغییری نمیکنه

    باید هرروز روی باورهامون و افکارمون کار کنیم تا نتایج پایدار بشن دقیقا مثل نفس کشیدن غذا خوردن

    خدایا ایمانمو به خود قوی کن ای تنها اجابت کننده درخواستها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 454 روز

    درود

    روز نود و ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد عزیز

    استاد واقعا این تحول روز شمار داره این رو به من میگه که هر فایل ش یک سری آگاهی های داره که تکاملی هست

    و اینکه من بتونم از این شیوه تکاملی بهره ی لازم رو ببرم، برمیگرده به تعهد خودم

    برمیگرده به کار کردن روزانه روی باورهام

    خوشا بحال اونایی که متعهدانه عمل کردند یک جور متفاوت فکر کردند و نتایج رو دیدند.

    واقعا به گفته ی شما تغییر باورها نیاز داره به شجاعت به ایمان به تعهد

    هر روز به خودم میگم باید امروز بهتر از دیروز روی خودم کار کنم اما واقعا این ذهن مثل یک دزد، زمان و لحظات رو میقاپه ، و میفهمم که باید هوشیار تر باشم .

    یعنی اول روز بهم میگه که تو حالا تا شب کلی وقت داری ولی باورتون نمیشه یهو میبینم شب شده و من مثل دیروز شاید تونستم عمل کنم و بهتر نتونستم یا شاید حتی مثل دیروز هم نتونستم کار کنم.

    گاهی واقعا توی ذهنم میاد که این تحول روز شمار که جای تشکر ویژه داره ،باعث شد که من حداقل روی یک فایل روزانه تعهد داشته باشم گوش کنم یاد بگیرم و سعی بکنم عمل کنم.

    یعنی این سایت و این فایلها یک برنامه کوچک روزانه به من داد که ساعتی برای خودم باشم اما خب برای تحول بنیادین به نظر من و به گفته های شما یک جهاد اکبر میخواد

    یک یاعلی عظیم میخواد

    من بعد از چند ماه الان میفهمم که این تایم گذاشتن نتیجه ی تکان دهنده ای واسم نخواهد داشت

    نیازه که بیشتر و بیشتر کار بشه

    حواسم جمع تر باشه به لحظه ها

    به افکار در هر لحظه

    که داره بازی در میاره تا من رو ببره تو گردباد خودش

    و خیلی روزها واقعا موفق میشه

    چون من با کم کار کردن از این قوانین غافل میشم

    نیاز هست زیاد کار بشه

    خدایا کمکم کن هوشیار تر باشم و مثل استاد که با فهمیدن قانون از همون اول نشستن وشخم زدن شخصیتشون رو ، و از درون خودشون شروع کردن

    بتونم لااقل بهتر از قبل کار کنم

    فرقی نمیکنه فایل رایگان باشه یا محصولات

    باید به هر اندازه که کار میکنم نتیجه ببینم

    با آگاهی هایی که استاد شما در این سایت دادید من سعی کردم چیزی از سایت و از این آگاهی ها به غیر از دخترم که سیزده سالشه ، با کسی صحبت نکنم و خیلی گوش هامو تیز کردم که ببینم همسرم یا دخترم حرفی از تغییر من میزنند یا نه

    چیر خاصی ندیدم فقط یکبار دخترم گفت مامان مثل قبل با بابا بحث نمیکنید، آرومتر شدید

    یا اینکه بعضی مهمان هایی که اومدن منزلمون ، بهم گفتند که به لحاظ سلامتی انگار بهتر شدی سرپا تر شدی ، درصورتیکه خودم چیزی رو به لحاظ سلامتی احساس نکردم از درون اما در بیرون اطرافیان بهم گفتند انگار بهتری

    اما سعی کردم این کار کردن هرچند ضعیف فقط بین خودم و خدای خودم باشه

    حتی همسرم هم نمیدونه ، و دخترم به لحاظ کنجکاوی بالایی که داره به این سایت پی برد و در جریان این روند هست

    شاید تو این قضیه خوب عمل کردم که نقش بازی نکنم برای دیگران

    شاید برای خودم نقش بازی کرده باشم که مثلاً اره من دارم کار میکنم من تعهد دارم و به خودم دلخوشی بدم ..

    گاهی این حس میاد که مثلاً داری شکرگزاری روزانه می‌کنی واقعا انجامش بده

    یعنی یک روتینی که مثلاً من هر روز بنویسم خدایا شکرت برای این برای اون

    گاهی واقعا مثل یک وظیفه یا یک کار واجب ضروری میشه و احساس می‌کنی اون حس واقعی شو میگیره و انگار از درون نیست ، شاید اینها رو هم بشه نقش بازی کردن برای وجدان خودم تعبیر کنم

    با این فایل به این نتیجه رسیدم حواسم باشه برای خودم نقش بازی نکنم ، حواسم باشه توی تک تک لحظاتی که دارم کار میکنم با حس فراوان باشم

    نه به عنوان یک تکلیف

    شاید اینجوری بهتر نتیجه بگیرم

    و اینکه الویت پاشنه آشیل های من ، باور سلامتیه

    من نیاز هست که خیلی رو این باور کار کنم که بابا هر لحظه بدن من در حال بروز رسانی سلولهاس.

    هر لحظه یک سلول جدید…

    بدن من هر روز هوشمندانه در حال بازسازی سلولهاست .

    من تکه ای از خدا هستم و خدا که بیمار نمیشه همیشه سلامته

    خدا در تک تک سلولهای من حضور داره، سلامتی یک نعمت طبیعیه ، این جهان سراسر از سلامتی و تندرستی و ثروت و فراوانیه ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مازیار شکوهی فر گفته:
    مدت عضویت: 213 روز

    درود بر شما

    با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون شما استاد گرامی و خانواده محترم

    فقط امیدوارم که این متن یه جوری به دست شما برسه

    من از سال 93 که با سایت شما آشنا شدم و 100 وجودم و تمام لحظه لحظه زندگیم رو با فایل های شما گذروندم و هر لحظه آگاهانه تمرکزم رو بر خواسته ها و توجه به خواسته هام گذاشتم

    تنها چیزی که عایدم شده از دست دادن شغل و از بین رفتن اعتبار در خانواده و بخصوص همسرم و سرخوردگی و درماندگی شده

    این همه سال رو خودم کار کردم روی باور های محدود کننده

    احساس میکنم که یه نیرویی تمام تلاشش رو میکنه که مانع پیشرفت من بشه

    واقعا درمانده ام تنها چیزی که واسم مونده امیده

    امید و معجزه

    واقعا نمیدونم باید چکار کنم متاسفانه هیچ جوری هم نمیشه‌ فایل صوتی واسه شما استاد عزیز فرستاد

    تمام کسانی که من سایت ما رو بهشون معرفی کردم وضعیت بهتری از من ندارند

    با احساسی که من در این 10 سال داشتم و رو ابرها راه میرفتم باید معجزات شگفت انگیزی رو تجربه میکردم ولی دریغ از حتی یک اتفاق مثبت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    استاد من هم توی این مورد اوایل مخصوصا خیلی مساله داشتم و هی دوست داشتم با حرفای قشنگ تایید بقیه رو بطلبم و دوست داشتم بقیه لایک بدن بهم.اما خیلی زود خداوند با یه پس گردنی بهم فهموند که برای کسی که در مدارش نیست هیچی نمیخواد بگی.حتی اگر در مدارش هست هم نمیخواد چیزی بگی و تو فقط تمرکز بذار روی خودت.الان که کلا با هیچکس در این موارد صحبت نمیکنم حتی نزدیکانم. و اصلا دوست ندارم وقت ارزشمندم رو یک دقیقش هم بذارم برای بقیه. و دوس دارم اگر هم بخوام حرفی بزنم فقط و فقط نتایجم حرف بزنن نه لب و دهنم.

    استاد برای من تغییر شخصیت یه مرز باریکی هست و مثل شمشیر دو لبه میمونه.یعنی یسری جاها توهم میزنم که تغییر کردم و یکسری جاها قشنگ میفهمم که تغییر کردم.

    یه مساله ای هم که باهاش برخورد کردم اینه که مثلا توی یه مورد تغییر کردم و نتیجه گرفتم و فکر میکنم توی موارد دیگه هم تغییر کردم.اما تا یه تضاد پیش میاد متوجه میشم که توهم تغییر کردن رو داشتم و شخصیتم تکون نخورده و فقط چنتا حرف قشنگ از حفظ شدم.و واقعا یکسری مواقع تشخیص این مرز برام سخته.یکسری جاها هست که واقعا نمیدونم و متوجه نمیشم که چطور باید تغییر کنم. نمیدونم چطور توصیفش کنم.اما قطعا شما متوجه میشید منظورم رو و خوشحال میشم اگر یه فایل در این مورد معرفی کنید و یا فایلی رو در این مورد صحبت کنید.

    یا میشه گاهی وقتا خیلی به خودم سخت میگیرم و انتظاراتم یجور میخواد قانون تکامل رو دور بزنه.الان دقیقا در همین شرایط هستم.جلسه آخر قدم 7 رو گوش دادم و خیلی واضح شد برام مفهوم صبر و مفهوم تحمل. برای مثال شرایط الانم از نظر جایی که زندگی میکنم خب چیزی که میخوام نیست و از طرفی بشدت جور هست برای اینکه بیزنسم رو رشد یدم.چون بیزنسم بشدت نیاز به اینترنت پرسرعت داره و اینجا هست،از نظر موقعیت جغرافیایی باز خیلی ایده آله برام.اینطوری هست که یک سمتش صبره برام،یک سمت دیگش تا حدودی تحمل( یا شایدم صبر تا به نتیجه رسیدن).اما قسمت بیزنس الان برام خیلی مهمتره تا محل سکونت.همین بیزنسم هم دقیقا بخاطر تغییراتی هست که قبل از پسگردنی خوردن اقدام کردم.خلاصه اینکه یمقدار سردرگم شدم.

    توی این مورد نیاز دارم ذهنم رو بیشتر کنترل کنم و تمرکزم رو بذارم روی خواسته هام.

    خدایا شکرت

    سپاس از استاد عزیزم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز نود و ششم

    سلام به استاد عزیز و تمامی دوستانم

    بله استاد منم بعد ای مدت ک دارم رو خودم کار میکنم و اونجور باید نتیجه نگرفتم قطعا دلیلش عمل نکردن ب قانون هست، اونجور ک شما میگید عمل نمی‌کنیم و ما دوس داریم به رای و تفسیر خودمون تغیری بدیم،که باعث میشه نتیجه نگیریم

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها ازتو یاری میخوام

    خدایا باید در عمل تغیر کنم و بتونم خودم تغیرات خودم رو درک کنم لمس کنم و کاری ب کسی نداشته باشم ،قطعا نتایج م خیلی گویاتر و جذاب تر تاثیر میذاره تا خود من

    من تلاشم رو میکنم ک چیز هایی ک دوس دارم به باور و شخصیتم تبدیل بشه رو در عمل حتی در خلوت خودم اجرا کنم خدایا خودت هدایتم کن

    میدونم سخته آسون نیست ولی ب قول دوستمون سختیش در حدی نیست که نشه انجام داد،همه چی تغیر میکنه بجز مرگ ک اونم در ازل ثبت شده ک بازم خدا بخواد میشه حتی تاریخ مرگمون.

    خب استاد از کرم زدن میوه درخت میگه اینکه چرا باید همچین درخت‌هایی افت بخورن ولی درختهای هرز و بی میوه خیلی هم محکم هستن بدون نیاز ب سمپاشی!

    ای مث باورهامون میمونه هر باوری ک بخوایم ریشه ای تغیری بدیم و ازش بهره ببریم قطعا آفت میخوره و شیطان تلاشش رو میکنه برای ثمر ندادن!برای همین استاد میگن همواره باید روی خودمون کار کنیم و بعد نتیجه دیدن ول نکنیم وگرنه آفت زده میشیم

    ممنونم استاد عزیز برای این بحث

    نباید حرفی رو زد ک بهش ایمان نداریم و عمل نمی‌کنیم چون مطمعنن حرف بی تااثیری هست و عرضه باید داشته باشیم و با نتیجه صحبت کنیم

    خدایا شکرت برای تمام اتفاقات مثبت و خوب زندگیم

    در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: