باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم! - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    روز96

    سلامممم

    وقتی متن این جلسه رو خوندم اونجایی که نوشته بودباید از محیط افرادی که دیدگاه متفاوت با این باور دارن دور بشی برام سوال شد خب من الان مجبورم کلاس استادی رو بشینم ک کلا حرفاش خلاف قانونه ولی چون این رشته هدفم هس چجوری دوری کنم از این استاد و یا وقتی مجبورم تو خوابگاه باشم خب چجوری از هم اتاقیام دور بشم حالا هم اتاقیام خیلی خلاف قانون نیس و حتی میتونم گاهی توجمعشون نباشم ولی استاد دانشگاهم چی اونو چجوری ازش دور بشم ولی وویس استاد ک شروع به گوش دادن کردم اونجایی ک گفتن من فقط تلاشم برا درون خودم بود نه اطرافم این جمله شد جوابم ک تو تلاش کن خودت تغییر کنی این افراد سم هم ازت دور میشن و حتی سرکلاسم تا جایی ک میشه حین حرف زدن استادت ،قوانین رو برا خودت مرور کن حتی شاید ی سری از حرفای استاد دانشگاهت باعث بشه تو به یه سری اشکالات و باورهای غلطت پی ببری و تصمیم گرفتم بااین دید فعلا پیش برم.

    درمورد نتایج هم از اونجایی که دنبال یه نتیجه بزرگم تصمیم گرفتم برای کسب نتایج بزرگ بیام اینجا از نتایج خیلیییی کوچیکم بگم از اون هدایت های خیلییی جزئی ولی انگیزه بخش تا پلی بشه برای اینکه به اون نتایج بزرگ ترم برسم خب از اتفاقات امروز بخوام بگم ک من از صبح برای پروژه دانشگاه بودم و ناهارم خوابگاه و مونده بودم چجوری سریع کارمو انجام بدم و برم خوابگاه ناهارمو بخورم باز بیام دانشگاه کلاس بعدیم قبل ظهر ک کارم تموم شد دیگه سریع گفتم برم خوابگاه ولی خیلی سختم بود ک برا یه ناهار برم خوابگاه و باز برگردم ولی خب چاره ای نبود توی سرویس نشستم راننده هنوز نیومده بود ک راه بیفته داشتم گوشیمو چک میکردم ک دیدم یکی پیام داده کسی هس که خوابگاه غذا داشته باشه ولی دانشگاه بخواد منم خوشحاللل سریع پیام دادم من میخوام پیامو دادم ولی جواب نیومد دیگه گفتم اگ تا قبل از اومدن راننده جواب داد ک هیچ نداد پیاممو پاک میکنم میرم خوابگاه دیگه.

    درست لحظه ای ک راننده اومد راه بیفته دختره جواب داد ک بیا عوض کنیم و من اون لحظه اینقدر خوشحال شدم ک نگو و فهمیدم واقعا روزی دهنده کیه…

    در مورد مقالم هم گواهیم امروز چاپ شد و درخواست پست دادم.

    امروز یکی از دانشجوها با ماشین خودش اومده بود اینقدررر ماشینش منو جذب کرد ک همون لحظه گفتم کاش بشه منم همچین ماشین لوکس و جمع و جوری داشته باشم وچقدر به ماشینش نگاه کردم الان بیشتر فهمیدم چه مدل ماشینی میخوام.

    یادم باشه بعدها ک میخوام از زندگیم بگم ک چجوری اینقدر به این همه پیشرفت رسیدم کلا از سختیای مسیر نگم و کل حرفم این باشه ک تمام تمرکزمو روی خودم گذاشتم و به اینجا رسیدم و اینقدر اون سختیا ک به ظاهر سخت بودن و یه مشکل رو بولد نکنم:)

    هرموقع حس میکنم مسیرم داره ثابت میشه میفهمم ک دارم کم کاری میکنم و باز ذهنم داره خالی میشه از قوانین و باورام داره رها میشه و باید باز مرور بشن و تازه فهمیدم ک منم باور کمبود دارم و یه سری تمرین برا خودم گذاشتم تا این باور رو کم کنم و ازبینش ببرم و نگران تموم شدن چیزی نباشم و با خودم بگم تا الان شده یچی تموم بشه و جایگزین نشه ؟حتی هنوز تموم نشده یکی دیگه جایگزین شده پس نگران چی هستی لذت ببر همین تو اومدی ک لذت ببری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2875 روز

    به نام خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 96/ باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم!

    خدا رو شکر مدت زیادی در پی تغییر کسی نبودم و اتفاقا خیلی هم ارامش بیستری دارم ولی اون اوایل یک لایه ضخیم فیک مانند از ادم مثبت بودن روی صورت خودم زده بودم و همش دنبال زدن حرف های قشنگ به بقیه بودم .. الان مقداری بهتر شدم. ولی بعضی وقت ها یه سری از ادم ها میان راجب این موضوعات با من صحبت میکنند و شروع میکنن به زدن حرف های قشنگ ،، من اونحا کاملا متوجه میشم که طرف داره نقش بازی میکنه و فقط حرف میزنه و خودش عمل نمیکنه ..

    الان خودم خیلی مثل قبل هیجانی عمل نمیکنن که بدویم که این حرف ها رو به بقیه بزنم ،، ولی از یه سری رفتارهای دیگران خوشم نمیاد و البته سعی میکنم به طرف چیزی نگم ، ولی وقتی خودم عصبانی میشم میبینم عههه همون واکنش های عصبی رو خودم هم انجام میدم و احساساتی میشم.. البته خب بهتر شدم.

    ولی یک موضوعی که خیلی برام جالبه اینه که خیلی از ادم ها حاضرن ساعت ها تلاش فیزیکی انجام بدن ولی هیچ کنترلی روی ورودی های ذهنشون ندارن و حتی روزی یک دقیقه هم روی ذهنشون کار نمیکنن و خیلی راحت اجازه میدن که شبکه های مجازی و رسانه ها و اخبار و چرندیات بقیه ذهن اون ها رو جهت دهی کنه !!

    یه مدت از این فایل ها دور شدم و شل و ول شدم. دوباره شروع کردم به خوندن اهرم رنج و لذت در مورد فقر و ثروت ( البته با یک انگیز ه ی ملایم نه خیلی شدید) و احساس میکنم اروم اروم داره اشتیاقم به گوش دادن و رد پا گذاشتن این فایل دازه در من بیشتر میشه..

    یادم باشه تغییر باورها یه رونده ادامه داره که باید هر روز و هر روز باشه و با یک فایل گوش دادن کسی ذهنش عوض نمیشه !!!

    خب اینم از رد پای من از روز 96 ،، خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    نرگس دهقان گفته:
    مدت عضویت: 2167 روز

    چن روز پیش تو ی فایل که داشتمگوش میدادم از قانون افرینش استاد میگف باید کاراتو با خدا تقسیم کنی مثلا بگی فلان کارو من امروز انجام میدم و این رو خدا واقعیتش ته مغزم میگف الکیه ولی پاشدم رفتم تو دفترم نوشتم چیزایی ک میخاستم اون روز انجام بدم من واقعیتش هیچی پول تو حسابم نبود تو اون دفتر نوشتم که من میخام ی هدفون برا خودم بخرم چون همش داشتم فایلارو گوش میدادم مال گوشیم خراب شده بود بعد دقیقن هم نوشتم که من انتخابش میکنم و خدا اونو برام میخره همش ذهنم میخندید مسخرم میکرد میگف تو ک یه ریال نداری از کجا اخه چرا چرت مینویسی منم همش این حرف استادو جوابش میدادم که بمن ربطی نداره چجوری اون خداعه و خودش میدونه چجوری من اینو میخوام و باید هم داشته باشمش خلاصه گفته بودم ک تو همین هفته باید سفارش بدم ک برام ارسال بشه چون میخاستم اینترنتی بخرم بعد رفتم کلی گشتم ولی خب چیزی نظرمو نگرف چن روز گشتم بالاخره یکیو انتخاب کردم ک واقعن میخاستم و عالی بود بعد ی لحظه یچیزی بم گف برو حسابتو چک کن خلاصه رفتم چکش کردم دیدم ی مبلغ خوبی برام واریز شده ک اصلن فکرشم نمیکردم ک برام واریز کنن خلاصه بگم ک اونو خریدم و خدا پولشو رسوند واقعن تو زندگیم الان هر اتفاقی ک میوفته از خودمه از چیزایی هس ک من میخام و با تمام وجود اونارو به سمت خودم میکشم واقعن قدرت ذهن خیلی خیلی زیاده من برا ی لحظه چن روز پیش تو ذهنم اومد ک یکی از دوستام بهم زنگ بزنه بفهمم تو ذهنش هستم یا ن چون من اتفاقی واسم افتاده بود بخاطر کارای خودم اکثرا ازم دور شده بودن بطور خیلی عجیب اون شخص بم زنگ زد ینی اینقد قویه ذهنمون واقعن خداروشکر میکنم ک انسان شدم خداروشکر میکنم که یه جهان اینقد منظم و همه چی تموم برامون درست کرده واقعن باید بهش بگم افرین چقدر قدرتمندی واقعن ازت ممنونم خدایا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 4013 روز

    سلام به همه هم فرکانسیهای عزیزم و برادر عزیزم استاد عباسمنش.

    ذیروز که یادداشت خانم میر رو خوندم در رابطه با رهایی اونقدر احساس خوبی بهم دست داد که براشون یادداشت گزاشتم که این حس آرزوی منه. احساس امنیت و آرامش. بعد هدایت شدم به یادداشت آقای نوری که یهو در من معجزه کرد. اولین باوری که نوشته بود. (در درون من نیرویی هست به اسم خدا). ناگهان یه حسی اومد سراغم. نیرو… خدا… میشناختمش ولی نمیدونستم کجاست. درکش نمیکردم. خدا…. کیه… کجاست…. من باید چیکار کنم. چرا از درون آرامش نداشتم…..چرا خواب نداشتم. چرا شوق و شور زندگی نداشتم…. چرا افسرده بودم….چرا دلم آرام نبود….به درو دیوار میزدم که آروم باشم ….کلاسای مختلف…فعالیت بسیار زیاد… سرزنش خودم…تحقیر خودم….دو دلی…. وحشت….کینه….حسادت…. من خودم رو تنها میدیدم…..بی پناه میدیدم….فکر میکردم همه چی دست منه….کاری انجام نمیشد من مقصر بودم و خودم رو میکوبیدم…….الان که مینویسم براتون خودم تعجب میکنم….همه برای این بود که فکر میکردم تنهام و پشتیبان و راهنما ندارم. کلی کتاب خونده بودم….راز …. روانشناسی اضطراب….. فایلای رایگان استاد عباسمنش….کتاب صوتی معجزه سپاسگزاری…. ولی هفته پیش کتاب اسکاول شین رو خوندم یه تکونی خوردم،اروم تر شدم ولی نه مثل الان. این حرفی که دیشب دوستمون نوشت که اون نیرو در درون منه خیلی عالی بود. همش تکرارش کردم. بهش دامن زدم. نیرویی در درون منه به نام خدا که همه دردهای من رو درمان میکنه نیرویی که من رو هدایت میکنه. نیرویی که کمکم میکنه. نیرویی که حواسش به منه. عاشق منه. ………. همه چی دست اونه. فرمانروای منه. پادشاه منه. و شب قبل خواب یه حسی بهم دست داد.(آرامش و اطمینان) خدای من. باورم نمیشد. احساس کردم قلبم پر شد. به دوست صمیمیم خبر دادم که من دارم یه حسی رو تجربه میکنم که قبلا داشتم تا سن 24 سالگی ولی بعد اون کم کم از دست دادمش. بهم گفت چه حسی. ؟ گفتم تو قلبمه. قلبم داره پر میشه…. گفت خدا اومده تو قلبت.. باورم شد. آرامش تمام وجودم رو گرفته. خوب خوابیدم. همش توجهم به درونمه. منتظرم فرمان بده بهم. از صبح همش به نیروی درونم فکر میکنم. امروز صبحم کارش رو دیدم. داره شرو میکنه. ادامه میدم این راهو………

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهدی نوری گفته:
      مدت عضویت: 3659 روز

      سلام خدمت خانم لیلا جبلی

      امیدوارم همیشه شاد پیروز سلامت باشید

      نمیدونید وقتی من میبینم که خود من یکی از دستان خدداوندم چه احساسی بهه من دست میده

      الان که دارم اینو مینویسم اشک تو چشمام جم شده نمیدونم اما همه این اشک ها اشک شادی منه ، من قبلا آدم خیلی خشکه مذهبی بودم و همش در احساس بد و …. در من رخنه کرده بود تا جای که از خدای خودم برای خودم دشمن ساخته بودم نمیدوونید الان هرچی بگم کمه هرچی اان هیچ ربطی به گدشته خودم ندارم با وجود اینکه من بیست سالمه اما با جرعت میگم که استاد عباسمنش پدر دوم منه ایشون یکی از دستان خداست دلیل این که میگم پدر دوم من این هست که من از سن 15 سالگی پدرم از من دور شد و نبود که به من بگه و یاد بده چی بده و یا حتی چه کار های را نباید انجام داد اون روز تو اون شب سرد وقتی من روی موتور بودم و میخواستم بیام سمت خونه فقط به یک چیزی فکر میکردم ” آیا راه راحت تری برای کسب ثروت هست ؟

      نمیدونم چی بگم ولی من خدارا خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلییییی سپاسگزارم خیلی خیلی سپااسگزارم الن خدای من کارمه با منه عاشقمه خدای من منو به خاطر این که نگاه به موی نامحرم کردم به جهنم نمیفرسته خدای من منو به خاطر دست دادن با نامحرم به جهنم نمیفرسته خدای من میه تو هرکاری میخوای داشته باشی فقط به من ایمان داشته باش فقط منو بخواه و من هم تو رو میپرستم خدای من ی اربابی هست خیلی خیلی گردن کلفت اما خیلی مهربون که خودش به من میگه من وظیفمه که درخواست های تو را اجابت کنم

      خدایا تو را من عاشق

      ” کسی آمد که حرف عشق و با ما زد//// دل ترسوی ما هم دل به دریا زد///

      به یک دریای طوفانی /// دل ما رفته مهمانی….

      چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست/// یه عمری راهه و در قدرت ما نیست….

      باید پارو نزد وا داد//// باید دل رو به دریا داد…

      خودش می بردت هر جا دلش خواست/// به هر جا بردت بدون ساحل همونجاست….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 3979 روز

      حس آرامش و تکیه بر خداوند و بالاتر از اون بریدن از همه کس و همه چیز و اتصال به خداوند، “بهترین” احساس دنیاست. کشش درونی شما این سعادت را نسیب شما میکند به لطف خداوند بزرگ… خوش به سعادتتان قدر آن را بدانید…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    احسان مرادیان گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    سلام من مدتیه که به خانواده عباس منش پیوستم.

    مختصر و مفید میخوام بگم…

    در این چند ماه یا تغییر خاصی نکردم یا اگه کردم متوجه نشدم…

    تا اینکه یه اتفاقی افتاد…

    امروز بعد از 15سال سیگار کشیدن 11روزه که بهش لب نزدم و نفهمیدم کی ترک کردم…

    خدایا شکرت…

    استاد ممنون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2292 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    چه کامنت زیبایی بود

    واقعا زدن حرف های قشنگ و فیگور مثبت اندیشی تهش هیچی نیست

    فقط باید «شخصیت» ما عوض شه

    وقتی «افکار» ما عوض شه یعنی «باور»های جدید ساخته شده

    و کم کم این باورها تبدیل میشه به «عادت»

    و عادت شده «رفتار» و

    رفتار ما هم نشون دهنده «شخصیت» ما هست

    لازمه این کار هم «تلاش ذهنی بالا» و داشتن «تعهد» و «استمرار» هست

    و البته «باور» به اینکه ما خالق زندگیمون هستیم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    یاسر آزادی خواه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 3059 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاده عزیزم و خانوم شایسته مهربانو دوستانه هم فرکانسیم

    چقدر این فایل ارزشمند بود ،واقعا تو این چند سال خیلی این درو اون در زدم تا قبل از عید نوروز همش دنباله این بودم که بتونم حرفهای استادو حفظ بشم و بعضی اوقاتم به فامیل و دوستانم میگفتم اما ته قلبم میدونستم که خودم بهشون عمل نکرده بودم و نتایج واقعا ضعیف بود چون فقط مثله طوطی تکرار میکردم اما در عمل هیچ کدام رو رعایت نمیکردم

    وقتی صحبت از حرف سیاسی میشد میدونستم که قانون چی هست و نباید توجه کنم و از اون بزرگتر این بود که انقدر باید فرکانسه عالی میفرستادم تا در مقابل این حرفها اصلا قرار نگیرم اما به عمل که میرسید وا میدادم و خودمم قاطی صحبت های سیاسی میشدمو حتی مثالم میزدم بعد که حرفم تموم میشد به خودم میگفتم من که قانونو میدونم پس رو من تاثیری نداره اما سخت در اشتباه بودم،فرکانسهای من با قدرت کلامم و توجه به اون مسائل داشت شکله بدی به خودش میگرفت،اتفاقات خوب کم رنگ تر شده بود و حتی اطرافیانم هم کمکم داشتن شکله ادمهای سیاسی به خودشون میگرفتن

    اما داستان به این شکل نموند و اواسط اسفند 1402 تصمیم گرفتم شخصیتمو تغییر بدم نه فقط ترف زدنمو،کار کردم تمرین کردم و نتایج عوض شد به قول استاد اولاش یکم باز پیش میومد اما چون یادگرفته بودم توجهمو به خواسته هام بزارم کمکم اطرافیانم تغییر کردن به طرز عجیبی اونایی که حرفهای منفی و سیاسی میزدن دور شدن یا حداقل وقتی میبینمشون یا تلفن میزنیم خبری از حرفهای سیاسی نیست،روابطم بی نظیر شده عشقی که با همسرم تجربه میکنم واقعا تا قبل از اسفند حتی به این حد از عشق فکرم نکرده بودم،اما تونستم تو این 1ماهو نیمه کلی شخصیتمو تغییر بدم ،شبکه های اجتماعی به کلی از زندگیم حذف شدن،هرجا میرم رفتارایی میبینم از دوستان و اشنایانم که برام یک روزی ارزو بود اما واقعا به طرز باور نکردنی همه حرفهای خوب میزنن

    نتایج مالیم خیلی خیلی خیلی بهتر شده ،یه نشانم این بود که دقیقا زمانیکه به خودم قول دادم تا درامد 14 میلیون در ماهمو سه برابر کنم،سکه ای که خریده بودم به طرز عجیبی 10 میلیون رفت رو قیمتش و من فقط در عرض 1 ماه درامدم 34 میلیون شد 20 میلیون سود دوتا سکه ام که با الهاماتم خریدمشون و 14 میلیون درامدی که داشتم

    این فقط قسمته کوچیکی از نتایجم بود

    استاده عزیزم اول از خدا و بعد از شما تشکر میکنم انشالله هرجا هستید درپناه خداوند یکتا سالمو سلامتو شاد باشید

    هرچی فرکانس خوبه ماله هممون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2248 روز

    به نام خالق بی‌همتا

    سلام به استاد عزیزم✨ که هرچقدر بیشتر صحبتهای شما رو گوش میدم، بیشتر عاشق شما میشم، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست‌داشتنی 🌷، که پایه ثابت اکثر فایل‌های استاد هست و سلام به دوستای گلم🌹، امیدوارم حال همگی شما عالی باشه.

    استاد این فایل عالی بود، من یه جورایی حال شما رو درک میکنم، چون بعضی وقت‌ها یه جمله‌ای می‌شنوم که ناخودآگاه من رو به فکر می‌بره و نمونه‌ها و مثال‌های زیادی رو از تجربیات زندگیم در تایید اون جمله برای من مرور می‌کنه. خب، استاد در این فایل درباره این موضوع صحبت کردن که باید شخصیتمون تغییر کنه، باید به مسیری که شروع کردیم متعهد باشیم، باید حرف و عملمون یکی باشه، باید وقتی یه باور خوبی رو میشنویم، حالا اونی که با نوشتن راحت تره با نوشتن و اونیکه با حرف زدن یا هر روش دیگه ای راحت‌تره با اون روش، اون باور رو با ادبیات خودش توضیح و تفسیرش کنه، براش مثال بیاره، در یک کلام اون باور رو هضمش کنه، نه اینکه بره فقط دنبال کلمات قلمبه و ثقیل و اصطلاحات انگلیسی که بگه من هم بلدم این چیزها رو و بخواد توجه دیگران رو به خودش جلب کنه. باید از اون باور درک بدست بیاریم، اینطوریه که این درک ما تبدیل میشه به اساس تصمیم‌گیری ما.

    کسیکه تکامل رو نمی‌خواد طی کنه، کسیکه درک نکرده باید فرکانس ما تغییر کنه، باید شخصیت ما تغییر کنه تا نتایج هم تغییر کنه، کسی که درک نکرده آقا، خدا، رو نمیشه گول زد، خدا یا جهان هستی یا هر اسم دیگه‌ای براش بذاریم، نمیاد بگه خب تو هزار رکعت دولا راست شدی، من بهت اینقدر نعمت بدم، میگه توی لایه‌های درونیت به چه چیزهایی باور داری، یاد این آیه افتادم:

    لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ 🌺وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلۡأَیۡمَٰنَۖ🌺 فَکَفَّـٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَهِ مَسَٰکِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیکُمۡ أَوۡ کِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَهٖۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَٰثَهِ أَیَّامٖۚ ذَٰلِکَ کَفَّـٰرَهُ أَیۡمَٰنِکُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡۚ وَٱحۡفَظُوٓاْ أَیۡمَٰنَکُمۡۚ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ ٱللَّهُ لَکُمۡ ءَایَٰتِهِۦ لَعَلَّکُمۡ تَشۡکُرُونَ

    (۸۹) مائده

    الله شما را به خاطر سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند؛ ولی در سوگندهایی که می‌خورید مؤاخذه می‌کند. پس کفارۀ آن، خوراک‌ دادن به ده مستمند از غذاهای متوسطِ مردم شهرتان است یا لباس ‌دادن به ده نفر یا آزاد کردن یک برده. اگر کسی نمی‌یابد، سه روز روزه. این، کفاره سوگندهای شماست هر‌ زمان که سوگند یاد کردید؛ و سوگندهایتان را حفظ کنید. الله اینچنین آیات خود را برای شما بیان می‌کند؛ باشد که شکر به جای آورید.

    اصلا به نظر من هرچقدر به ویژگیهای منافقان در قرآن نگاه میکنم، بیشتر میفهمم که این افراد حرف و عملمشون یکی نیست، نکته خیلی مهم اینه که خیلی مردد و دودل هستن نه کامل میان سمت افراد باایمان و نه یک دل میرن سمت افراد کافر و مشرک و بقول خداوند می‌خوان بین کفر و ایمان راهی اختیار کنن، افراد با ایمان رو که میبینن میگن ما هم ایمان آوردیم و وقتی با خودشون تنها میشن، جور دیگه ای فکر میکنن، یا نماز که میخونن با کسالت میخونن، ولی بعضیهاشون به قول استاد خیلی قشنگ حرف میزنن، به قول استاد تغییرات رو از ظاهرش شروع میکنن و کاری به باطنش ندارن، مثل اینکه یه زخمی یا مشکلی توی صورتشون باشه و اینها یه چسبی چیزی میزنن که این ظاهرش رو حفظ کنه، اصلا مهم نیست که هرچقدر بیشتر میگذره این عفونت زخم بیشتر میشه، نمیان مشکل رو ریشه‌ای از درون خودشون حل کنن.

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ

    (۸) بقره

    برخی از مردم می‌گویند: «به الله و روز قیامت ایمان آورده‌ایم»؛ در حالی که ایمان ندارند.

    إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِینَ یُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَٰدِعُهُمۡ وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰهِ قَامُواْ کُسَالَىٰ یُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا یَذۡکُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِیلٗا

    (۱۴۲) نساء

    بی‌تردید، منافقان با الله فریبکاری می‌کنند الله فریب‌دهندۀ آنان است؛ و چون به نماز برخیزند، با سستی و‌ کاهلی برمی‌خیزند🙍🏻‍♂️ با مردم ریاکاری می‌کنند و الله را جز اندکی یاد نمی‌کنند.

    مُّذَبۡذَبِینَ بَیۡنَ ذَٰلِکَ لَآ إِلَىٰ هَـٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَـٰٓؤُلَآءِۚ وَمَن یُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِیلٗا

    (۱۴۳) نساء

    بین این دو متحیّر و سرگردانند؛ نه با اینانند و نه با آنان؛ و هر‌ کس که الله او را گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت.✨

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یُعۡجِبُکَ قَوۡلُهُۥ فِی ٱلۡحَیَوٰهِ ٱلدُّنۡیَا وَیُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِی قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ

    (۲۰۴) بقره🔶

    و از مردم کسی هست که گفتارش در زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر آنچه در دلش دارد گواه می‌گیرد و حال آنکه او سرسخت‌ترینِ دشمنان است.

    دوستان گلم، این نکته رو به خاطر داشته باشید: ما این آگاهی‌ها و مثلا ویژگی‌های منافقان رو بررسی نمی‌کنیم که به هر کسی که دیدیم برچسب بزنیم تو منافقی، نفاق داری توی دلت و برو خودت رو اصلاح کن، نه، ما برای خودمون یاد میگیریم، موضوع مهم فقط خودمونیم، موضوع مهم کار کردن روی خودمون هست، مثل اینکه استاد گفتن اصلا توی ذهن من بقیه‌ای وجود نداشت که به خاطر اون ها بخوام فلان کار رو انجام بدم🦋. مثل موضوعی که استاد درباره شرک و توحید گفتن، ما تکاملی کار میکنیم که توحیدی تر از قبل عمل کنیم، قدرت رو از عوامل بیرونی بگیریم و به خدا و باورهای قدرتمند کننده بدیم💪، نمی‌خوایم دیگران رو به شرک متهم کنیم، نمی‌خوایم قضاوت کنیم، اصلا قانون میگه ما توانایی تغییر دیگران رو نداریم. پس فقط توی خلوت خودمون، با درون خودمون، روی باورهامون کار میکنیم، خدایا شکرت.

    خدایا شکرت، استاد جان🌷، تحسینتون میکنم که اینقدر خوب قانون رو برای ما توضیح میدید، گفتید: اون زمانیکه مسیر درست رو پیدا کردید، با تمام وجود روی شخصیتتون و باورهاتون کار کردید و اصلا توی ذهن شما بقیه‌ای وجود نداشت و شروع کردید به خورد کردن من درون، شروع کردید به شخم زدن شخصیت خودتون، تحسینتون میکنم، استاد گلم🌹

    و اما عاشق مثال استاد درباره درخت میوه شدم، چرا این کرم‌ها سراغ این درخت‌های هرز نرفتن؟🤔 چون اگر میخوای درخت میوه داشته باشی، باید کار کنی، باید تکاملش رو طی کنه، باید ازش مراقبت کنی، طبیعت رو خدا خلق کرده، پس طبق قوانین خدا هم داره کار میکنه، چیزی نیست که آدم‌ها ساخته باشنش، پس طبیعت داره به ما درس میده، این زندگی داره به ما درس میده، اینجا یه دانشگاه است، من باید درس هام رو یاد بگیرم و رشد کنم. اگر میخوای ثروت، نعمت، سلامتی و روابط عالی داشته باشی باید مثال درخت رو به خاطر بیاری و ورودی‌ها و افکارت رو کنترل کنی، من به خودم میگم: رضا، عبرت بگیر، باهوش باش، به جای اینکه رها کنی و با مخ بخوری زمین، این روش رو ادامه بده و از داستان افرادیکه یه مدت کار کردن و بعد نتیجه‌های عالی گرفتن و رها کردن و دوباره صفر شدن، درس عبرت بگیر.🌟، خدایا صد هزار مرتبه شکرت🙏

    امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد🌷، سلامت🌺، ثروتمند✨ و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز

    خداوند رو سپاسگزارم بمن فرصت دوباره داده تا بیام سمت سایت تا درکم در مورد این موضوع کامنت کنم

    تو این فایل استاد به نکات خیلی خوبی اشاره کرد

    که یه نکته استاد خیلی منو گرفت و میخوام در موردش با خودم صحبت کنم

    اینکه «عامل موفقیت تلاش فیزیکی نیست بلکه تغییر افکار هست»

    و اینکه «تغییر افکار خیلی سختر از تلاش فیزیکی هست»

    الان که دارم این موضوع رو تو زندگی واقعی خودم و زندگی دیگران بررسی میکنم بیشتر به این درک میرسم که تلاش زیاد هیچ ربطی به ثروتمند شدن نداره

    چون پدر بزرگ و همچنین پدر من از گذشته تا الان تو زندگیشون خیلی زیاد تلاش کردن و همیشه در حال دوندگی و به قول خودشون دنبال یک لقمه نون بودن مخصوصا پدر بزرگ من که تو گذشته معروف بود تو کار کردن اندازه ۱۰ نفر تلاش میکرد و خیلی زیاد همیشه در حال فعالیت بود

    ولی حالا نتیجه اون و پدر من رو میبینم نسبت به اون تلاشی که میکردن نتونستن ثروت بدست بیارن

    و تو همون دوران ادمهای بودن با همون شرایط خیلی کمتر فعالیت میکردن و الان که شرایطشون رو بررسی میکنم چند برابر پدران من ثروت بدست اوردن و همیشه و در بیشتر مواقع تفریح و لذت بردن از زندگی جزی از برنامه اونها بوده و هست

    ولی اگر از خودم اگر مثال بزنم

    من خودم حدود هشت سال سابقه کار تو معدن زغالسنگ دارم و الان خداشکر ۴ سال که از اون کار اومدم بیرون و بیزینس خودم رو دارم

    اون زمان بخاطر باورهای مخربی که از گذشتگان خودم داشتم که برای اینکه موفق بشی حتما از قبل باید کلی سختی بکشی و پدرت در بیاد و بعدش وضع مالیت خوب میشه و اون وقت که میتونی از زندگیت لذت ببری

    برای همین باورها بود من تو این همه کار موجود در دنیا هدایت شدم کار تو معدن حالا حساب کنید سخت کار کردن تو خانواده ما چقدر مرسوم بود و یک جورایی براشون افتخار بود که بخودش میبالیدن که ما شب و روزمون بهم دوختیم و داریم تلاش میکنیم و اگر کسی هم که کار نمیکرد و یا تلاش کمتری میکرد از نظر اونها خیلی مسخره میشد ‌

    و این باور رو داشتند که این مقدار پول و سرمایه‌ای که داریم بخاطر کار کردن ماست

    ولی من بعد از مدتی یه چیزی تو درون من میگفت که تو مال این شرایط و سخت کار کردن نیستی

    و بارها شده بود کار معدن رو ول کرده بودم ولی باز هم بخاطر و ترسهام و باورهای داغونی داشتم که مثلا کار نیست و از اینکه من جای دیگه کار نمیتونم پیدا کنم و درامد نمیتونم داشته باشم دوباره برمیگشتم به همون کار

    بالاخره یه روز به خودم اومدم و از خدا خواستم که

    «خدایا راه درست رو بمن نشون بده و ادمهای خوب و موفق رو سر راه من قرار بده»

    و همش داشتم خودم رو بررسی میکردم و ناراحت بودم از اینکه این جایگاه اصلی من نیست و باید کارهای بزرگتر و زندگی بهتری باید برای خودم داشته باشم

    چند روز تو همین حال و هوا بودم که خداشکرت هدایت شدم سمت انسانهایی که تو حوزه موفقیت کار میکردن البته نه در حد اندازه استاد عباس منش که این اگاهی خالص رو به اشتراک بذارن

    ولی چون اون زمان من تو مدار دریافت پایین تر بودم برای همین هدایت شدم سمت ادمهایی هم مدار من بودن و با این حال خیلی خیلی تو اون زمان بمن کمک کردن تا خودم و توانایی خودم رو بهتر بشناسم و برای خودم هدف داشته باشم و از همه مهمتر حرکت کنم و تغییر کنم

    بنابراین من اومدم تو مدت ۶ ماه با فایلهای این اساتید کار کردم و در کنارش چندین کتاب تو حوزه موفقیت هم میخوندم

    و به لطف الله بعد از ۶ ماه تصمیم گرفتم که مسیرم رو تغییر بدم و وارد کاری که حوزه علاقه‌ام باشه وارد بشم و به یکباره از کارم استعفاء دادم

    و الان که نزدیک به ۴ سال هست بیزینس خودم رو دارم و به لطف الله الان یواش یواش دارم تکامل خودم رو خوب طی میکنم بعد از اشنایی من با استاد عباس منش و اگاهی‌های فایلهای ایشون نتایج من بزرگتر شد

    هم تو دریافت اگاهی‌ها و عمل کردن بهشون فرکانسم تغییر میکنه و بهتر میشه

    نعمتها و ثروتهای بیشتری داره سمت من هدایت میشه

    این داره نشون میده من در مدار بالاتر قرار گرفتم که نعمت و ثروت لاجرم بمن برخورد میکند

    و این گفته استاد از اینکه

    «عامل موفقیت تلاش فیزیکی نیست بلکه تغییر افکار هست»

    این موضوع رو من با تک تک سلولهام درک میکنم چون مثال واقعیش خودم هستم

    که با اینکه من اون زمان خیلی سختی میکشیدم و تو گردوخاک و زیر زمین و دور از خانواده کار میکردم

    درامدم نسبت به الان زیاد نبوده

    ولی جدا از بحث مالی من از لحاظ روابط خیلی بهتر شدم چون مدت زمان بیشتری نسبت به گذشته کنار خانواده خودم هستم و کلی لذت میبرم

    و از لحاظ ازادی زمانی به لطف الله شرایط کاری من جوری شده من هر موقع و هر زمان که بخوام میتونم برم تفریح و لذت ببرم و اصلا اخر هفته و وسط هفته و تعطیلات برام مهم نیست هر موقع عشق کنم میرم مسافرت در صورتی که قبلا این شرایط رو نداشتم

    من تمام این نعمتها رو مدیون هدایت خداوند هستم که همیشه مسیر درست رو بمن نشون میده

    و از لحاظ معنویت خیلی خیلی بهتر از قبل

    خودم و توانایهام و قدرت خدای خودم رو بهتر شناختم و خیلی بیشتر به خدای خودم نزدیک شدم خیلی بیشتر سپاسگزار شدم خیلی بیشتر وجود خداوند رو در درون خودم احساس میکنم

    بقول استاد کار کردن روی خودمون با این اگاهی‌ها باید همیشه و دایمی و مستمر و ادامه دار باشه تا اخر عمر

    و این روند و این سبک زندگی باید تو پوست و خون ما نفوذ کنه

    با اینکه استاد بارها این مطلب رو گفته بود ولی متاسفانه من انگار نمیشنیدم

    اون زمان که من با استاد عباس منش اشنا شدم از قبلش با چندین استاد در ارتباط بودم و تو حوزه موفقیت تا حدودی اشنا بودم

    وقتی که با استاد اشنا شدم و دوره‌های رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش دادن همون زمان من نتایج خوبی بدست اوردم

    ولی بعد از مدتی متاسفانه به خودم گفتم خوب چون من از قبل پیش زمینه داشتم و بلد بودم با این اگاهی‌هایی که بدست اوردم دیگه تکمیل شدم و نتایج‌ام که داره نشون میده

    و این باعث شد من کمتر روی خودم کار کنم و این روند مدت ۶ ماه گذشت و بعد از اون به خودم اومدم و دیدم من دیگه رشد نمیکنم و یک جورایی متوقف شدم و دارم ارام ارام سقوط میکنم

    و باز هم به لطف هدایت الله من خیلی زود و سریع بیدار شدم و به خودم اومدم

    و گفتم بابا تو این مسیر رو رها کردی و کمتر روی خودت کار کردی و طبق قانون به اندازه‌ای که فرکانس مثبت ارسال کردی تونستی نتایج خوبی بدست بیاری

    پس بیشتر از این نباید انتظار داشته باشی

    اینجا بود که من خداشکر دوباره بیدار شدم و الان مدت ۳ ماه هست دوباره شروع کردم به کار کردن روی خودم اینسری با ایمان و تعهد بیشتر از گذشته تمرینات رو انجام میدم و درکم در مورد هر موضوعی که استاد میگه رو تو دفتر خودم و تو سایت کامنت میکنم

    و از موقعی که اومدم این کار رو انجام دادم الان مدت ۱ ماه هست خداشکر درامدم حدود ۳ برابر افزایش پیدا کرده و از لحاظ ازادی وقت و زمان بیشتری دارم برای انجام تفریحات و لذت بردن از کارهایی که دوست دارم

    و از لحاظ مشتری و از لحاظ فروش از لحاظ دریافت نعمت خیلی خیلی بیشتر شده خداشکر

    تاکید میکنم من کار عجیبی تو کار یا بیرون از خودم انجام ندادم

    تنها کاری که من کردم این بود اومدم بصورت لیزری و تمرکز بالا و با ایمان و تعهد بیشتر از قبل اومدم روی خودم کار کردم

    که تونستم این نتایج رو بدست بیارم

    کار و بیزینس و محصول من همون چیزهای هستن که از قبل داشتم و تازه تلاش و زمانی که روی کار خودم دارم میذارم به نسبت کمتر از قبل شده و بیشتر وقتم رو خودم افکار و کنترل ذهن خودم دارم میذارم که به لطف الله و خداشکرت تونستم این نتایج خوب و عالی رو بدست بیارم

    و من اینو اویزه گوشم میکنم که برای همیشه و بصورت دائمی باید روی خودم با این اگاهی‌ها کار کنم و این روند رو همیشه تا اخر عمر باید ادامه بدم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم بابت اینکه منو هدایت کردی تا در مورد این موضوع از صحبتهای استاد بیام درکم رو از اگاهی که دریافت کردم با خودم حرف بزنم و خودم رو بررسی کنم و بهتر بشناسم از اینکه تو چه مرحله‌ای از تکامل هستم

    و مروری بشه بر نتایجی که بدست اوردم و با امید و انگیزه بیشتر بیام روی خودم و این مسیر کار کنم

    استاد بینهایت ازتون سپاسگزارم بابت اینکه این اگاهی‌های ناب و خالص رو با ما به اشتراک میذارید تا ما بهتر مسیر درست رو انتخاب کنیم و حرکت کنیم در جهت تغییر دائمی خودمون برای رسیدن به خوشبختی و سعادت در دنیا و اخرت

    فعلا

    یا حق

    🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2307 روز

    🌺به نام خدای بخشنده ی مهربان🌺

    من خودم که نمیتونم بگم شخصیتم عوض شده کلا ، میتونم تغییراتو بفهمم ، میتونم تشخیص بدم چه جاهایی خیلی بهتر شدم ، حتی گاهی اوقات دیگران هم بهم میگن که نسبت به قبل خیلی عوض شدم ولی هنوزم گاهی اوقات پاشنه آشیل هامو تو رفتارم پیدا میکنم ، این نشون میده با اینکه تغییر کردم ، یا حالا بهتر شدم از نظر خودم یا حتی از نظر دیگران ، باز هم این بهبود شخصیت کار داره و نه تا یه سال و دو سال و … ؛ بلکه تا آخر باید این روند ادامه پیدا کنه.

    به محض اینکه مراقبت نمیکنی از باور های درست ، به محض اینکه ورودی هارو کنترل نمیکنی یهو علف های هرز میاد و شروع به رشد میکنه ، و من خودم اینو بار ها و بار ها تجربه کردم.

    من خودم که اصلا نمیتونم ادعا کنم به کل شخصیتم تغییر کرده ؛ میتونم بگم بعضی از نقاط ضعفمو پیدا کردم و دارم روشون کار میکنم ولی نمیتونم بگم به کل عوض شده ، و اینو از اینجا میفهمم که نتایج ثابت نیستند.

    وقتی نتایج من ثابت نیستند ، وقتی درآمدم بالا پایین میشه ، وقتی گاهی نگرانی میاد سراغم ، وقتی گاهی ایمانمو از دست میدم ، گاهی کنترل ذهن سخت میشه برام (درسته زمانش خیلی کمه و نسبت به قبل کمتر هم شده ولی خب هنوزم هست دیگه) ، خب این یعنی من به ثبات فرکانسی نرسیدم ، یعنی هنوز باور هام به صورت بنیادین تغییر نکرده و باید بیشتر کار کنم روشون.

    خوشحالم از اینکه میتونم بپذیرم که هنوز کلی عیب و ایراد تو شخصیتم هست و برای بهبود اونها مصمم هستم.

    👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهتر بتونیم ذهنمونو کنترل کنیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا شخصیت بهتری از خودمون بسازیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا نقاط ضعفمونو بپذیریم و در راستای بهبود اونها اقدام کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: