اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مریم جان ببخشید اگه حس زنانگیتون برانگیخته شدالبته شما هم اندامی بسیار زیبایی دارید
استاد جان واقعاااااااا که شما و حرفاتون بی نظیرررررررررر هستید و حرفاتون تا عمق وجودمون میشینه. واقعاااااا ازتون ممنون و سپاسگذارم که اینقدر وقت واسه این فایل های بسیار زیبا میزارید
فایل های دانلودی خودش معجزه میکنه چه برسه به دوره هاااااا
واقعاااااااااا ممنون و سپاسگذارم
من وقتی به کسی لطف و محبت میکنم و در جواب بدی میبینم و قدردان نیستن خیلیییییی واکنش نشون میدم و برانگیخته میشم و اینو از ضعف های خودم دونستم و دنبال ترمیمش هستم و دارم روش کار میکنم ولی این رو هم بگم که خیلییییییی بهتر شدم و خیلی از این ادمها رو از زندگیم به راحتی حذف کردم و دارم روی این پاشنه اشیلم به شدت کار میکنم مثلا به خودم گفتم من ارزشمند تر از اینام که بخوام انتظار محبت از دیگران داشته باشم یا دلم رو اینقدرررر بزرگ کردم که چنین مورد های رو زود حلش میکنم در دریای وجودی خودم یعنی سعی کردم ظرف وجودم رو با عزت نفسم و حس لیاقتم بزرگ کنم که چنین چیزهای بی ارزش به همم نریزه و تا حدود زیادی موفق شدم مثلا به خودم گفتم دختر تو اینقدررررر خوب و دوستداشتنی هستی که احتیاج به محبت اجباری کسی نداری تو رو خدا بهت محبت میکنه بسته. محبت به این بزرگی داری چه احتیاج به محبت ادمها
گفتم دختر تو خیلی بزرگی که محبت میکنی پس خودت رو کوچیک نکن واسه جبران
یا اینکه من به بی نهایت خدا وصلم چرا انتظار از بنده خدا
خلاصه که فقطططططط با حس ارزشمندی و دوستداشتن خودم تونستم تا حدودی هم این موضوع رو حلش کنم هم خیلی از این ادمها رو از زندگیم حذف کردم حتی عزیزترین هامو
و در اخر بااااااازم هم میگم استاد عزیز عااااااالی شدید و باااااااااااز هم از شما و مریم جان عزیزم نهایت سپاس رو دارم و امیدوارم در پناه الله یکتا شاااااااد سلااااااامت خوشبختتتتتتت و ثروتمنددددددددد باشید و سالهای سااااااال در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کنید و موفق و سربلند باشید و خندتون از ته دل باشه و گریه تون از سر شووووووووق
راستی جناب استاد من تمام باورهایی که از شما یاد گرفتم رو دارم هر روز بصورت قصه برای پسر 6.ساله ام مینویسم و شبها واسش میخونم که از بچگی باورهاش درست باشه و وااااااقعاااا در بچه 6 ساله هم اثر داشته نمیتونم توصیف کنم ولی معجزه هسش معجزهههههههه یکی از اثراتش اینه که تمام همکلاسی های پیش دبستانی اش دوستش دارن و اصرار دارن در مدرسه ای که بچه من درس میخونه اونا هم درس بخونن
خلاصه که شما معجزه هستید معجزههههههههههه
من دو جلسه از دوره کشف قوانین زندگی رو هم گذروندم واقعاااااا معجزه کرده
دوستتون دارم تمام خانواده عباسمنش عزیز و خدانگهدار
بنام خالق جهان هستی ، که من میپرستمش با عیش مستی ،گر نباشد خالق این جهان هستی ،خدای باورهای من شک میکنم به این هستی
سلام به استادعزیزم ومریم خانم وهمه دوستان
استاد سپاسگزام بخاطر این فایل پراز اگاهی که منو مجبور به فکر کردن درمورد موضوعاتی میکنه که پاشنه اشیلم هستن و مشکل دارم
یکی از پاشنه های که من همیشه مشکل داشتم و دارم شروع یک کسب کار هست که سالهاست که میخوام شروع کنم و نتونستم و باورهای مخربی درموردش دارم و تا الان نتونستم کسب کار شخصی خودمو شروع کنم و ترسهای دارم برای شروع
استادجان من طی این مدت که باشما اشنا شدم و هدایت شدم به سمت این فایلها این قشنگیا و این اگاهی های ناب و پراز نعمت ثروت سلامتی و معنویت اشنا شدم نتیجه های بی نظیری گرفتم وروز به روز بزرگتر میشن
استاد من در هر زمینه که بگم در این یک سال که کنار شما بودم پیشرفتای بی نظیر نسبت سالهای زندگی خودم گرفتم در همه ابعاد زندگیم در زمینه ثروت پیشرفت خوبی داشتم در زمینه احساس خوب و ارامش و سلامتی روابطم بهتر شده
و استاد یک چیز بی نظیر و باورنکردنی میخوام بگم که سالهاست من به یک سفر به شمال و شهرهای داخلی ایران فکر میکنم که هر سال به سال بعد موکول میشه حالا به طور شگفت انگیزی مهاجرتم به کشور ترکیه جور شده که باور نکردنی هست همه این نشانه ها هدایتم به این مهاجرت ظرف همین ده روز اتفاق افتاده که الان برای گرفتن پاسپورت اقدام کردم و به محض اومدنش عازم سفر هستم به امید الله اما یک ترس های به من میگن میری اونجا چکار میکنی زبان یاد نداری و اما من ایمان دارم که خدای که برای من این مهاجرت محیا کرده خودش بقیشو هم درست میکنه
به قول استاد تو قدم اول بردار تا قدم دوم بهت گفته بشه
سلام به استاد عزیز وشادابم و مریم جونی امیدوارم که همیشه اینقدر سرزنده و شاداب باشید« انشالله»
اول از همه استاد هزارماشاالله به شما که بعد از انجام رژیم و قانون سلامتی هر روز بهتر از دیروزید عالی بودید عالی تر شدید….
من هر فایل جدیدی که از شما میبینم واقعا تغییر ظاهری « قانون سلامتی »رو در شما احساس میکنم و همیشه میگم خدایا شکرت که این ادم رو سر راهم قرار دادی تا به بهترین نوع هدایت بشم «خدایا شکرت»
باید بگم که این فایل هم مثل بقیه فایل هاتون عالی بود و باعث شد که من بیشتر و بیشتر
در مورد خودم شناخت پیدا کنم …
چقدر این پرسش و پاسخ ها خوبه چون اخرش به چیزایی در درون خودمون پی میبریم که اصلا فکر نمیکردم این
باورها در من وجود داشته باشه.
حقیقتش من تو فایل های رایگان قبلیتون هم زیاد میدیدم که میگفتید باید از خودتون بپرسید و از خودتون زیاد
سوال کنید و به جواب هایی میرسید که خودتون هم باورتون نمیشه ولی من هر دفعه میگفتم بعدا انجام میدم
و هی مدام پشت گوش مینداختم .
ولی امروز که فایلتون رو دیدم گفتم این دفعه دیگه باید خودمو جم وجور کنم و به خودم بیام
چقدر جوابای بچه ها قشنگ بود کلی لذت بردم اونا رو خوندم وچقدر جالب بود که منم دقیقا تو بعضی زمینه ها همون
مشکلات رو دارم, چون قبلا فکر میکردم شاید اینا فقط مشکل من باشه و هیچوقت هم مطرحشون نمیکردم .
خب , بریم سراغ پاسخ به سوالی که قرار شد از خودمون بپرسیمـ ..
◄ چه شرایط و اتفاقاتی در زندگی من ، شدیدترین احساسات را در من برانگیخته می کنه وباعث عدم کنترل من میشه؟
وقتی دارم با کلی شوق و ذوق با شخصی صحبت میکنم و اون یهو راجب چیزی دیگه
صحبت میکنه یا کلامم رو قطع میکنه خیلی بهم میریزم.
وقتی که شخصی داره باهام صحبت میکنه و من کافیه احساس کنم که اعتمادبنفسش کمی از من بالاتره به کل بهم میریزم.
یکی از چیزایی که بشدت برام مدام تکرار میشه , وقتی تو رانندگی ببینم طرف اصلا قانون رو رعایت نمیکنه و تازه طلبکار هم
هست این خیلی منو بهم میریزه ولی شکر خدا دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم که بهش توجه نکنم.
وقتی احساس میکنم دیگران فکر میکنن من حالیم نیست و میخوان از هر نظر ازم سوءاستفاده کنن .
وقتی دیگران تو کارهام دخالت میکنن یا نظر میدن بدون اینکه نظری ازشون بخوام .
وقتی دوست نداری همسرت یه کاری رو انجام بده ولی مدام انجام میده و هی تکرار میشه مثل سیگار کشیدن اینم خیلی کنترل رو از من میگیره ولی شکر خدا دارم روی این باورم هم کار میکنم که بهش توجه نکنم که مدام تکرار نشه.
خلاصه که استاد از این فایلتون هم کلی چیز یاد گرفتم و همیشه دعاتون میکنم و مدام دارم همه جا فایلاتون رو گوش میکنم و روی خودم کار میکنم
قشنگ مشخصه که همه مابچه های سایت داریم درخواست هایی به جهان میفرستیم و پاسخش رو از طریق استادمون همزمان دریافت میکنیم
چقدر خوبه ما ریشه ای بتونیم باورهای تکرار شونده ای که مانع پیشرفتمون هست رو بشناسیم و حلش کنیم
یک باوری که الان تو این مدت که کارم رو شروع کردم و هربار تکرار میشه اینه که مشتری هایی که قراره به صورت عمده بهم کار رو سفارش بدن ،یا ایده اموزش دادن یا ایده ثروت سازی در مسیرم قرار میگیره ولی بدون دلیل کلا کنسل میشه ،خبری ازش نمیشه
یا اینکه هرچند وقت یکبار افسردگی شدید میگیرم کلا از زندگیم ناامید میشم
یا تو رابطه ام دلخوری پیش میاد و من خیلی ناراحت میشم
اینا الگوهاایی هستند که یک ریتم خاصی دارند یعنی هر سری تو زندگیم نواخته میشه
یه جورایی بهشون عادت کردم ،ولی اینکه تلاش کنم بفهمم از کجا آب میخوره اصلاااا و ابدااا پیگیرش نیستم
حالا بریم سراغ جواب سوال استاد
روی نظافت من خیلی حساسم وقتی میبینم بچم چیزی میریزه به شدت عصبانی میشم و داد و فریاد راه میاندازم
گاهی ذهنم میره به گذشته ها و یه حس قربانی شدن بهم دست میده انگار دنیا رو سرم اون لحظه خراب شده و اشک تو چشمام جمع میشه ولی سریع یاد دوره عزت نفس و حرف های استاد میفتم که واویلاااااا دارم چکار میکنم با خودم
اینکه تو جمع یا محیط کاری کوچکترین بی احترامی یا انتقاد یا شوخی باهام میشه بعد یه ساعت چنان قلبم میگیره و گریه میکنم ،که حتی خودم هم از این کارم متنفر میشم
اینکه یک نفر ادای منو دربیاره سریع احساساتم غلبه میکنه
یا وقتی که همسرم از من چیزی رو پنهان میکنه و کاری رو انجام میده اینجا هم سریع دلخور میشم
و مورد بعدی اینکه وقتی یک نفر از من قهر میکنه ،اصلا تمام فکر و ذکرم میره رو اون شخص ،همش میخوام یکجا ببینمش از دلش دربیارم و باهاش حرف بزنم که بهش بفهمونم که داری اشتباه میکنی در مورد من
یا وقتی خانواده و فامیل هام پشت سرم بفهمم که حرفی زدن
یا زمان هایی که تو رابطه بودم همش انتظار اینو داشتم که هر روز و هر لحظه سراغ منو بگیره ،بهم زنگ بزنه
البته این مواردی که گفتم با کار کردن روی دوره ها و فایل استاد دارم بهترش میکنم
ولی انتظارم خیلی بیشتره از خودم ،اینقدری انتظار دارم که از اون ور بوم افتادم
@ باسلام و عرض ادب به استاد عزیزم و باتشکرازمطالب بسیارمفید و ارزنده ایکه برایگان دراختیارما گذاشتید امیدوارم که شاگردان خوبی باشیم و با تمرینات زیاد بتونیم تغییرات عالی در زندگیمون ایجاد کنیم و درهمین سایت با دیگر دوستان به اشتراک بذاریم زیاده گویی نمیکنم درمورد فایل اتفاقات تکرار شونده میخواستم درمورد خودم بگم یک مشکل بزرگ من در زندگی که حدود 7 سال هست به عناوین مختلف تکرار میشه و بیشترین احساسات منفی رو برام ایجاد میکنه اینه که همیشه تو دادگاه رفت و آمد دارمیعنی یکبار درزندگیم یک ملک خریدم و فروشنده کلاهبردار از آب دراومد و مجبور شدم شکایت کنم و بعد از سه سال تونستم ملک رو بنامم کنم تو این سه سال استرس شدیدی به من وارد شدبا اینکه آخرش قضیه حل شد و به ملکم رسیدم ولی تقریبا دو سال و نیم بعدش با یک ملک دیگه دوباره همین قضیه برام تکرار شد و دوباره پام به دادگاه کشیده شد هنوزهم درگیرانواع دادگاهها هستم دادگاه حقوقی و دادگاه خانواده .همش یکنفر به من ظلم میکنه و من مجبور میشم برم دادگاه.حتی کلمه دادگاه به من استرس میده و حالمو بد میکنه و من تو دادگاه گیر کردم و نمیتونم راه حلی براش پیدا کنم
من سر کنکورم یکی از عزیزانم سه ماه قبل امتحان فوت کرد ، به من شوک بزرگی وارد شد ، منی که منتظر رتبه دورقمی بودم ، رتبم بالا 1000 شد ، این اتفاق بحدی برام دردناک بود ، هم درد از دست دادن عزیزم هم به باد رفتن زحماتم ، تا سالها من راجبش غصه میخوردم و حرف میزدم ، پزشکی خوندم اما بین الملل و دردناک بود برام ، منی که میتونستم رتبه بشم ، پاشیده بودم
انقدر این موضوع برا دوستام و نزدیکانم تعریف کردم انقدر درد کشیدم انقدر نپذیرفتم ، که به عجیب ترین شکل ممکن هربار امتحان مهمی داشتم (چون رشته ما جوریه کنکورهای زیادی باید بدی شاید 7 8 کنکور دادم ) حتی برا ازمون تخصصم و… دقیقا قبل امتحان بلایی سرم میمومد ، اگرم خبری نمیشد تو دلم میگفتم عجب خبری نیست ، اما یهو اتفاقه میافتاد
بعد که با استاد اشنا شدم فهمیدم دردش مال خودمه ، بخاطر اینکه زیاد تکرار کردم ، نپذیرفتم و
..
اما الان خیلی وقته پذیزش کردم و رها شدم
واقعا بار اون درد دیگه نیست ، هنوز امتحانی ندادم
اما شاید بازم بدم خخخخ
مطمنم دیگه با ارامش و حس موفقیت میدم و همه چی عالیه
چون حس میکنم درونم تغییر کرده راجب این ، رهاییشو حس میکنم
حس میکنم باور دارم من عالی امتحان میدم من لایق بهترینام
شمام احتمال زیاد راجبش زیاد حرف زدی و فکر کردی بشین و روی رهاییت کار کن ، چون بعد اینکه اولین بار اون اتفاق برات افتاد انقدر تکرار کردی برا خودت که مشابه جذب کنی و بعد اتفاق مشابه باورتو بیشتر تقویت کنه و…..
با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خوب خانواده عباس منش
خدایا شکرت فایل جدید با استایل خوب استاد و تیشرت خوشگل و اندام فوقالعاده و چهره دوست داشتنی حس و حال خوبی را به من داده تا انرژی خوب روزانه ای را دریافت کنم اما فایل پیدا کردن الگو های تکرار شونده چقدر می تواند به درک و آگاهی خیلی زیادی در روند خواسته های خود داشته باشم
چون هر آنچه در زندگی ما خواسته یا ناخواسته توسط ما اتفاق می افتد از این است که تمام شرایط را خودمان خلق میکنیم چه جالب یانا جالب از جنس آن وارد زندگی ما می شود اگر توجه من به هر چیزی باشد که آن را در صبح و شب کانون توجه ما را می تواند در مسیر درست بهتر کند با توجه کردن
و قبلا زیاد مریض میشدم و ترافیک وحشتناک و روابط و کارکردن که در خودم آن را سخت و دشوار میدیدم و هر کس به پست من میخورد یک جوری میخواستم از من پول بگیرد چون این الگو تکرار شونده در روزمرگی من باعث این بود که من خودم را نمی توانستم کنترل کنم و این الگوی تکرار شونده در من زیاد بود و الگوهای خوبی را نمی توانم پیدا کنم برای موفقیت و کارهای خوب و هر کس از آدم هایی که به پست من میخورد آدمای ضعیف و نداری بودند چون نگاه و دید من ناخواسته در زندگی من وارد می شد
این باورها و فکر ها تمام شرایط و اتفاقات را خودم به وجود می آوردم چون هیچ شناخت و درکی از اینها نداشتم با آگاهانه دیگر این شرایط ها دیگه برای من اتفاق نمی افتد امروز من درس میگیرم از این تجربه صحبت های استاد فهم و درک این الگوهای تکرار شونده با باورهای درستی که فرد ایجاد میکند برای مسیر درست اگر این باورها را تغییر ندهی جهان هم شرایط را برای من تکرار میکند چون برنامه زندگی خودمان را باید تغییر بدهیم
اما سوال استاد که به خوبی می شود جواب داد تا دریچه ذهنمان باز شود این است که
چه شرایط و اتفاقاتی در زندگی شما احساسات را برانگیخته کرده است
جواب تمام اتفاقاتی که احساسات من را آشفته کرده اول اینکه اگر اون کسی از نظر مالی از من کمک بخواهد و من نتوانم به آن کمک کنم بسیار ناراحت و خودخوری میکنم و حتی بعضی موقع میشود که من میروم از کسی قرض میکنم تا بتوانم به آن شخص کمک کنم و اینطوری آرام میگیرم
دوم در مورد اتفاقات که اگر از نزدیکانم چه خانواده یا کسی که دوستش دارم اتفاقات بدی بیفتد خیلی آشفته می شوم و دیگر ذهن من کار نمیکند و نمی توانم کنترل کنم و آشفته و نگرانی زیادی در من میشود از چهره آشفته خودم دید و خیلی زود جسم و روح من درگیر میشود
سوم اینکه مشکلاتی که سر راه من سبز میشوداگر خیلی بزرگ باشد آن را حل نمیکردم و به کسانی دیگه واگذار می کنم که برای من انجام دهند چون من طاقت و صبر آن را ندارم و بسیار ناراحت و نگرانی برای خودم به وجود می آورم
چهارم اینکه من زمانی که میخواستن انباردار بشوم ازاون حد از جنس های میلیاردی که تو انبار بود نمی توانستم تصمیم بگیرم آیا قبول کنم انباردار شوم یا نه و این تصمیم بزرگ ترس های زیادی برای من داشت و فکر و خیال اینکه نکنه چیزی کم بشه و من نتوانم جوابگو باشم و تمام دار و ندار زندگیم رو بفروشم تاجوابگو باشم و این آشفتگی قدرت تصمیم گیری را در من پایین میآورد
پنجم اینکه اگر کسی یک خانمی را در خیابان یا جایی میدیدم اذیت را کتک میزد که تا حالا هم چند بار دیدم این صحنه رو به شدت ناراحت و از کوره در میرفتم و میخواستم آن شخص را خفه کنم و یک دل سیر کتک بزنم چون نمی توانم قبول کنم که شخصی را ضعیف کشی داره میکنه و اصلاً به بعدش هم فکر نمی کنم که چه عواقب بدی شاید برای من داشته باشید و این پاشنه آشیل من هنوزم خیلی زیاد است و
ششم اینکه اگر کسی در خانه من بیاید و از لوازم من ایراد و انتقاد کند که این چیه چرا عوض نمیکنی و چرا بهترش رو نمی خری به شدت عصبانی میشدم اگر شده شبانه روز برم کار کنم تا پول خرید آن چیز را انجام دهم آن کار را میکردم تا آرام بگیرم
هفتم اینکه من را با کسی اگر مقایسه کنند که فلان اون رو داره و تو نداری خیلی بهم میریختم حتی اون شخص اگر خبر هم نداشته باشد از این قضیه اما من با اون قطعه رابطه میکردم حتی اگر خودش ندونه که قضیه چیه چون نفرت و دشمنی و کینه از اون پیدا می کردم به خاطر اینکه اون از من خیلی بهتر است
استاد بی نظیری بود عاشقانه منتظر تک تک کامنت های دوستان با تجربه خوبشون هستم
در پناه الله یکتا شاد پیروز و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
خدارو هزاران بار شکر میکنم که میتونم این آگاهی هارو دریافت کنم
الگو تکرار شونده من مسئله زمان
من تو کارهای سخت ،خودم تو شرایطی قرار میدم که کوتاه ترین زمان ممکن دارم
البته این هم حتما از این باور میاد که من پذیرفتم همه آدما همینن ،همه اگه یک هفته فرجه امتحانه ،شب امتحان میخونن،همه به خاطر ویژگی مغز که فرار میکنه از شرایط پرتنش و به دنبال آسودگی، کارهارو به تعویق میندازن
همیشه انگار زمان بدو من بدو
این موضوع بعضا آنقدر بزرگ میشه که از فشار زمان،بیخیال اون کار میشدم
مثل الان!
الان تمام بدنم و ذهنم طبق این الگو مخالفت میکنه چون ترسیده و زمان کمه
کلی هم دیتا داره که شرایط قرار سخت تر بشه
پس با هر ترفند میخواد خودش نجات بده
حتی دست به کارهای خطرناک میزنه !مثلا یه بار من تا حد مرگ بیمار کرد
چطور به این الگو پیروز بشم؟
واقعیت که بزرگترین چالش زندگیم همینه!و من امروز گشتم تا الگوهای خوبی پیدا کنم
جهان منو تو شرایط پرتضاد قرار داده و دلیلش اینکه میخواد بگه خب دیگه وقتشه خیلی خیلی قوی بشی و خودت آماده کنی
و هرطوری سعیش داره میکنه ،انقدر که صدای بقیه هم درآمده چرا همه این کارها الان که وقت نداری ،اتفاق میافته
راهکار چیه؟
من باید مقابل الگو رفتار کنم و ازش برعلیه خودش استفاده کنم
واس همین چند مثال با موضوع مشابه برای خودم زدم
اما خب قدرتش بیشتر بود
درخواست من به دنیا باعث شد یکی از عزیزانم بیاد باهام حرف بزنه و تلنگر بشه که وقتشه …
باید یه بار بر این ترس پیروز بشم چون بعد از انجامش من کلی درس یادگرفتم و وارد مرحله بعد میشم
خب حالا باید چیکار کنم؟تمهیدات لازم چیه؟تو کوله بار جنگم چی باید بذارم؟
مقداری ایمان ،راستش الان که یکمی نور درون خودم میبینم،میفهمم چقدر مهمه
الان موقع سختی تنها چیزی که یادم میاد خداس !قبلا به اعضای خانواده یا دوستام متوصل میشدم
اما الان تو سختی اول سراغ خدا میرم البته همونطور که تو شادی اول سراغش میرم
مقداری صبر ،صبر کلمه غریبی برای منه!من در کمال صبوری بی صبرم
مقداری تلاش فیزیکی ،راستش تصمیم بر اینکه که قوام جمع کنم تا باتمام توان قدم بردارم ،میدونم راه آسونتر هست اما فاصله دارم تا اون مسیر
پس فعلا تلاش فیزیکی هم انجام میدم ،باید بپذیرم که خیلی تلاش های قبلی بی ثمر موند چون ترسیدم !
اما یه بارم که شده باید قوی باشم تا این حد که به بزرگترین آشیل غلبه کنم
البته شور هدف منو مجاب به تلاش فیزیکی میکنه و این خوبه ،اولین بار که نه از استیصال بلکه عشق دارم تلاش میکنم
مقداری باور ،تو پاسخ یکی از بچه ها به کامنتم ،دستاورد خوبی کسب کردم ،موضوع صفحه سفید هر روز انسان
هر روز برای خودم تو صفحه سفید امروز ،باور هم راستا ،یادداشت کنم و در تمام طول روز مرورش کنم
هر روز صفحه سفیدی در اختیار ماست ،خالق اون صفحه میتونه شادباشه امیدوار باشه شکرگزار وتلاشگر باشه
یا نه میتونه شاکی و قربانی و ترسیده و غصه دار گذشته باشه
میدونم کاری که مدنظرم هست بزرگ و سخته !شاید نه در واقعیت بلکه برای ذهن من
باید یادم بمونه کارهارو کوچیک کنم و خورد کنم بزرگی سنگی که مانع نفوذ نور
از خدا میخوام که کمک کنه و منو آسان کنه برای آسانی، بهم نیرو بده تا بر افکار و باورها کهنه پیروز بشم
و از استاد عزیزم کمال تشکر دارم ،به من شوری دادید که بتونم به فکر غلبه بر ترس هام بیفتم
ایشالا بعد از این پروژه ،قدم هارو تکاملی طی میکنم و یه راست سراغ غول مرحله آخر نمیرم
ممنونم که سوالات خوبی میپرسید تا جواب اونها گره های زیادی باز کنه
چقدر این فایل ارزشمنده استاد واقعا ازتون ممنونم یه فایل خیلی کاربردیه که منو خیلی به فکر برد
اینکه یه سری اتفاقات مدام واسم تکرار میشه بماند ولی یه نکته دیگه ای که بهش پی بردم اینه که واکنش های احساسی ما حتی در مورد مسائل خیلی کوچیک و پیش پا افتاده زندگیمون که شاید فکر کنیم خیلی اهمیت نداره میتونه توی اتفاقات بزرگ زندگیمون تاثیر بزاره…
من دوتا موضوع چندین بار واسم تکرار میشه که دارم روی خودم کار میکنم که باورهامو و فکرم رو عوض کنم خداروشکر حالم خیلی بهتر شده و نتیجه های خوبی هم دیدم.
اولیش در مورد روابط هست. در مورد بحث ازدواج، با مورد های خیلی خوبی آشنا میشم و سر راهم قرار میگیرن که همه هم از من خوششون میاد از همه نظر خوبن اخلاقی، تیپ و قیافه، شخصیت،مالی و اینکه بهم هم ابراز علاقه میکنن ولی در همه موارد استاد بلااستثنا میگن ما قصد ازدواج نداریم،و یه جورایی شک دارن برای برقراری ارتباط جدی.و میگن کی دیگه توی این دوره زمونه ازدواج میکنه و… یه مورد که چند وقت پیش واسم اتفاق افتاد یه آقایی منو دید و از من واسه برادرش خواستگاری کرد و گفت همدیگه رو ببینید باورتون نمیشه من ایشون رو دیدم همه چیزش اوکی بود ایشون هم خیلی از من خوشش اومد ولی گفت من تا الان قصد ازدواج داشتم ولی الان دارم به مهاجرت فکر میکنم بیا فقط با هم دوست باشیم … توی این مورد من دیگه ناراحت نشدم فقط خندیدممممم گفتم خدایا چه چیزی توی وجود منه که همه همینو میگن یعنی اونایی که من خوشم میاد و اونا هم خوششون میاد اینجوری میگن! آقاااا نشستم با خودم فکر کردم دیدم بلههههههه چه باورهای مزخرفی دارم. انقدر که یه مورد که خیلی دوسش داشتم و دوسال هم باهم بودیم و همه چیزش هم اوکی بود و اونم خیلی منو دوست داشت با خانواده اومدن خونمون خواستگاری ولی بعدش خانوادش گفتن نهههه ما از نظر خانوادگی با هم اوکی نیستیم و اونم خیلی راحت گفت باشه!!! حالا باورهای من که دارم روش کار میکنم: هیچوقت دو نفر که همدیگرو دوست دارند رابطشون به ازدواج ختم نمیشه عشقشون نافرجام میمونه!! پسرایی که خیلی از همه نظر خوبن به ازدواج فکر نمیکنن!!! نمیشه که همه چیزش اوکی باشه منم دوسش داشته باشم اونم منو دوست داشته باشه!!! اگه اولش هم خوب پیش بره عشقه کمرنگ میشه نمیشه تا آخرش با عشق باشه!! و باورهای مربوط به احساس عدم لیاقت و ارزشمندی و احساس قربانی شدن و…
مچ خودمو گرفتم مچ ذهنمو گرفتم میخواست دوباره ناراحتم کنه و احساس قربانی بودن و عدم لیاقت بهم بده. چند وقته تمرین آینه رو انجام میدم و باورهای مناسب در مورد رابطه رو توی خودم میسازم. مورد آخری که واسم پیش اومد کاملا برعکس بود کاملا جدی در مورد ازدواج و رابطه و اینکه دقیقا همون چیزایی که من توی آینه به خودم میگفتم رو بهم میگفت که تو فوق العاده ای بی نظیری خیلی زیبایی من واسه بدست آوردن تو همه کار میکنم و تا آخر عمرم کنارت میمونم و …
مورد بعدی در مورد مسائل کاری هست که خیلی واسم تکرار میشه و اونم اینه که همیشه یه موضوعی پیش میاد که باعث میشه من یه دوره ای رو منتظر بمونم که کارم استارت بخوره و حالم خیلی بده میشه!!!
حالا مواردی که باعث میشه واکنش احساسی بد از خودم نشون بدم:
وقتی مامانم ازم انتقاد میکنه به شدت بهم میریزم.
وقتی حساب بانکیم خالی میشه حالم بد میشه.
وقتی یکی بهم میگه چرا هنوز ازدواج نکردی بهم میریزم.
وقتی هم سن و سال های خودم رو میبینم که از من موفقترن خودم رو سرزنش میکنم.
البته توی همه موارد خیلی بهتر از قبل شدم ولی خیلیییی جای کار دارم خیلیییییییییییی.
خدایا من تسلیمم، من عاجزم، من بنده ات فقط از تو کمک میخواهم که من را به راه درست هدایت کنی
خدا جونم ممنونم که هر لحظه از قلب من آگاه هستی و به قشنگ ترین راه ها، جواب سوالاتم را میدی
خدایا ممنونم ازت که امروز ، حس تسلیم بودن در برابرت تجربه کردم و در براش بهم با این فایل پاداش دادی ، خدایا بیشتر از 2 ساعت نگذشته بود که گفتم من تسلیمم خودت کمکم کن و این فایل عالی توسط استاد تهیه شد و روی سایت اومد
و این فایل مطمن هستم بخاطر درخواست های من و حتی خیلی از دوستانمان که از خدا داشتیم تهیه شده، خداوند بر قلب هامون آگاهه، خدایا شکرت بخاطر این همه عظمتت
استاد وقتی در مورد سوالات صحبت میکردید، من در تمام مواردی رو که گفتید احساساتم برانگیخته شده، واقعا خجالت میکشم که همچین آدمی هستم ولی همین که خدا صدام رو شنیده و به کمکم اومده که باورهای نادرست را کم رنگ کنم خیلی خوشحالم
یکی از رفتار و عادت های بد من اینه همش میخواهم نصحیت کنم همش میخواهم به دیگران راهکار بدم همش میخواهم ناجی دیگران باشم و بهشون کمک کنم، هر دفعه که با نصحیت کردنم میفهمیدم فقط به خودم ضربه میزنم، میگفتم دیگه این عادتم رو ترک میکنم ولی این ذهن و این باورها دست از سرم برنمیداشت و دوباره با دیدن مشکلات و مسائل عزیزانم سعی میکردم بهشون کمک کنم و نصحیت و راهکار میخواستم بهشون بدم، ولی همین دیروز که همش گیر میدادم به همسرم و میخواستم کارهایی رو انجام بده و موجب ناراحتی بین من و اون شد، از دیروز خیلی خودم را سر زنش کردم که چرا این رفتارم را ترک نمیکنم و همین امروز صبح از خدا خواستم که من تسلیمم خودت کمکم کن من ضعیفم، کمکم کن که چطور خودم را تغییر بدم، خسته شدم از بس دلسوزی کردم انگار بقیه خدا ندارند و وظیفه منه برای بقیه دلسوزی کنم، و خدا با این فایل مطمن هستم به کمکم اومده، میخواهم هزاران بار این فایل رو گوش بدم تا بتوانم خودم را تغییر بدم و
قدم اول برای عمل به آموزه های این فایل :
نکاتی که از این فایل یاد داشت برداری کردم اول برای خودم مینویسم تا صحبت های استاد را بهتر درک کنم و بعد شروع به تفکر و تمرین کنم
– موضوع فایل : پیدا کردن الگو های تکرار شونده در زندگی ام ( اتفاقات شبیه به هم و از یک جنس در مورد یک موضوع مشخص که به صورت مکرر تکرار می شود )
– نتیجه انجام تمرین این فایل : به درک بهتری از خودم و باورها و افکارم میرسم
– درک و شناخت خودم و باورها و افکارم چه کمکی به من میکند ؟ چون من با باورها و افکارم ، اتفاقات زندگی ام را خلق میکنم و برای پیدا کردن الگو های تکرار شونده اتفاقات، باید باورهایی که موجب ایجاد این الگو شده را شناسایی کنم
– نحوه شناسایی باورهایی که اتفاقات مشابه به هم را به وجود ؟ برای شناسایی باورها که دلیل اتفاقات زندگیمه، در ابتدا باید بدونم اصلا باورها چطوری به وجود آمدند
– باور چیه و چگونه به وجود آمده ؟ وقتی در مورد یک موضوع زیاد فکر میکنیم، در واقع تعداد خیلی زیاد یک فکر در مورد یک موضوع موجب ایجاد باور میشه که این افکار هم توسط خانواده، جامعه، رسانه، مدرسه، دوستان به ما داده می شود
– باورها چطوری کار میکنند؟ وقتی در مورد یک موضوع چیزی را شنیدیم و اینقدر این گفتگو ها در ذهنم تکرار میشه، و کار ذهن اینه که هی افکار رو مرور کنه تا وقتی که اتفاقاتی را جذب کنه که با افکار ما هماهنگه، یعنی این اتفاقات، افکار ما رو تایید میکنه که آره درست فکر میکنیم و وقتی اتفاقات و افکار رو کنار هم میزاریم باور در مورد اون موضوع ایجاد می شود
– راه پیدا کردن باورهایی که موجب ایجاد الگو های تکرار شونده می شود؟ باید ببینم چه افکاری در ذهن دارم و مرتب تکرار میکنم که با این افکار، فرکانس های به جهان هستی ارسال میکنم و جهان هم مطابق با فرکانس های ارسالی من به شکل اتفاقات در زندگی ام پاسخ می دهد و با بررسی هر اتفاقی، افکار اون روز یا چند روز قبل را بررسی کنم که بیشتر در مورد چی فکر میکردم و بیام اون افکاری که موجب ایجاد نتیجه نا دلخواه در زندگی ام شده را عوض کنم
– حالا چگونه افکارم را عوض کنم؟ افکار به راحتی به وجود نیامده که به راحتی تغییر کنه ولی می شود تغییرش داد
– اما چگونه؟ با منطق میشود به ذهن بفهمانم که اشتباه فکر میکرده، و منطق این تمرینات اینه که الگو هایی را پیدا کنم که بر عکس آنچه من فکر میکردم فکر میکنند و نتیجه عالی و دلخواه گرفته اند
– راهنمای من در انجام دادن بهتر تمرین این فایل یا همون کمک مسئله چیه؟ خواندن کامنت دوستان میتواند به من کمک کند تا به درک بهتری از نحوه انجام دادن تمرینم برسم
هرزمان خدا به من الهام میکنه یا هدایت میکنه از خوشحالی بال در میارم
وقتی با استفاده از قوانین زندگی خودمو به شکلی که میخوام خلق میکنم از خوشحالی روابرها هستم
وقتی زیبایی های زندگیم رو آگاهانه خلق میکنم با تمرکز به زیبایی ها کلی ذوق میکنم
در جهت منفی:
اگر کسی از من انتقاد کنه پشت سرم حرف بزنه به من تهمت بزنه به شدت عصبانی میشم
اگر همسرم مال و اموالمون رو به خاطر رو در وایستی با خانواده و هرکسی از دست بدهد به شدت عصبانی میشم
اگر با کسی شریک بشم و احساس کنم که حق من داره خورده میشه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی اهل زرنگ بازی و دوز و کلک بازی باشه و بخواد منو دور بزنه به نفع خودش عصبانی میشم
اگر همسرم پشتیبان من نباشه عصبانی میشم
اگر پدرو مادرم به من توجه نکنند به شدت عصبانی میشم
اگر مادر شوهرم از من و همسرم توقع کمک های مالی آنچنانی داشته باشه ولی از بقیه فرزندانش توقع نداشته باشه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی بخواد از من پول زور بگیره به شدت عصبانی میشم حتی اگر مجبور بشم پرداخت کنم
من اصولاً برام مهمان زیاد میاد حتی یک وقتایی بوده که یه مدت یک ماه یا 45روز پشت سرهم مهمان داشتم هم به خاطر زحمت مهمان داری و هم بخاطر پولی که از من خرج میشه به شدت با خودم حرص میخورم ولی اگر مهمان در حد تعادل بیاد خیلی هم خوشحال هستم
اگر کسی تو زندگیم دخالت کنه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی یا همسرم بخواد برای پوشش لباسم نظرات خودش رو به زور به من تحمیل کنه به شدت عصبانی میشم
دور و اطراف خونه ما زمین های کشاورزی هست و سرشار از زیبایی هست خونمون در و پنجره های بزرگ داره که یک ویوی بسیار عالی از طبیعت سر سبز و باران رو به خونمون هدیه میده اگر همسرم بخواد برای اینکه از بیرون توی خونه دید نداشته باشه در و پنجره ها رو ببندم و پرده بکشه وحق لذت بردن این طبیعت و زیبایی رو از من بگیره به شدت عصبانی میشم
اگر پسرام به من بی احترامی کنند به شدت عصبانی میشم
اگر بی پول باشم به شدت عصبانی میشم
اگر کسی به من تیکه متلک و نیش زبان بزنه به شدت ناراحت میشم
اگر همسرم منو درک نکنه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی یا همسرم به شدت و به زور بخواد نظرات خودش رو حالا در مورد هر موضوعی که اصلا منطق نداره تحمیل کنه به شدت عصبانی میشم
اگر همسرم از رانندگی من ایراد بگیره و بخواد دخالت کنه خیلی ناراحت میشم اما عصبی نمیشم فقط خوشم نمیاد
از بحث شراکت به شدت بدم میاد و وقتی بخوام باکسی شریک بشم کلی ترس و استرس به من هجوم میاره
از تصمیم گیری برای موضوعات مهم زندگیم به شدت احساسات من رو با خودش درگیر میکنه و کلی احتمالات جور وا جور رو به ذهنم میاره
گاهی اوقات از یه رفتارم یا صحبتم به شدت عذاب وجدان میگیرم و خودم رو سرزنش میکنم تا حدی که شب خوابم نمیبره
عرض سلام و خدا قوت به استاد عزیز و مریم عزیزم و خانواده با فرهنگ و کامل و عااااااالیه عباسمنش
جناب استاد عجب بک گراند زیبایی عجب اندام زیبایی عجب خونه زیبایی عجب استیل زیبایی
استاد خیلی خوش تیپ و قیافه شدیدااااااا
حتی پوستتون هم شفاف تر و سفید تر شده
خلاصه که خیلی جذابتر شدید با این اندام
مریم جان ببخشید اگه حس زنانگیتون برانگیخته شدالبته شما هم اندامی بسیار زیبایی دارید
استاد جان واقعاااااااا که شما و حرفاتون بی نظیرررررررررر هستید و حرفاتون تا عمق وجودمون میشینه. واقعاااااا ازتون ممنون و سپاسگذارم که اینقدر وقت واسه این فایل های بسیار زیبا میزارید
فایل های دانلودی خودش معجزه میکنه چه برسه به دوره هاااااا
واقعاااااااااا ممنون و سپاسگذارم
من وقتی به کسی لطف و محبت میکنم و در جواب بدی میبینم و قدردان نیستن خیلیییییی واکنش نشون میدم و برانگیخته میشم و اینو از ضعف های خودم دونستم و دنبال ترمیمش هستم و دارم روش کار میکنم ولی این رو هم بگم که خیلییییییی بهتر شدم و خیلی از این ادمها رو از زندگیم به راحتی حذف کردم و دارم روی این پاشنه اشیلم به شدت کار میکنم مثلا به خودم گفتم من ارزشمند تر از اینام که بخوام انتظار محبت از دیگران داشته باشم یا دلم رو اینقدرررر بزرگ کردم که چنین مورد های رو زود حلش میکنم در دریای وجودی خودم یعنی سعی کردم ظرف وجودم رو با عزت نفسم و حس لیاقتم بزرگ کنم که چنین چیزهای بی ارزش به همم نریزه و تا حدود زیادی موفق شدم مثلا به خودم گفتم دختر تو اینقدررررر خوب و دوستداشتنی هستی که احتیاج به محبت اجباری کسی نداری تو رو خدا بهت محبت میکنه بسته. محبت به این بزرگی داری چه احتیاج به محبت ادمها
گفتم دختر تو خیلی بزرگی که محبت میکنی پس خودت رو کوچیک نکن واسه جبران
یا اینکه من به بی نهایت خدا وصلم چرا انتظار از بنده خدا
خلاصه که فقطططططط با حس ارزشمندی و دوستداشتن خودم تونستم تا حدودی هم این موضوع رو حلش کنم هم خیلی از این ادمها رو از زندگیم حذف کردم حتی عزیزترین هامو
و در اخر بااااااازم هم میگم استاد عزیز عااااااالی شدید و باااااااااااز هم از شما و مریم جان عزیزم نهایت سپاس رو دارم و امیدوارم در پناه الله یکتا شاااااااد سلااااااامت خوشبختتتتتتت و ثروتمنددددددددد باشید و سالهای سااااااال در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کنید و موفق و سربلند باشید و خندتون از ته دل باشه و گریه تون از سر شووووووووق
راستی جناب استاد من تمام باورهایی که از شما یاد گرفتم رو دارم هر روز بصورت قصه برای پسر 6.ساله ام مینویسم و شبها واسش میخونم که از بچگی باورهاش درست باشه و وااااااقعاااا در بچه 6 ساله هم اثر داشته نمیتونم توصیف کنم ولی معجزه هسش معجزهههههههه یکی از اثراتش اینه که تمام همکلاسی های پیش دبستانی اش دوستش دارن و اصرار دارن در مدرسه ای که بچه من درس میخونه اونا هم درس بخونن
خلاصه که شما معجزه هستید معجزههههههههههه
من دو جلسه از دوره کشف قوانین زندگی رو هم گذروندم واقعاااااا معجزه کرده
دوستتون دارم تمام خانواده عباسمنش عزیز و خدانگهدار
بنام خالق جهان هستی ، که من میپرستمش با عیش مستی ،گر نباشد خالق این جهان هستی ،خدای باورهای من شک میکنم به این هستی
سلام به استادعزیزم ومریم خانم وهمه دوستان
استاد سپاسگزام بخاطر این فایل پراز اگاهی که منو مجبور به فکر کردن درمورد موضوعاتی میکنه که پاشنه اشیلم هستن و مشکل دارم
یکی از پاشنه های که من همیشه مشکل داشتم و دارم شروع یک کسب کار هست که سالهاست که میخوام شروع کنم و نتونستم و باورهای مخربی درموردش دارم و تا الان نتونستم کسب کار شخصی خودمو شروع کنم و ترسهای دارم برای شروع
استادجان من طی این مدت که باشما اشنا شدم و هدایت شدم به سمت این فایلها این قشنگیا و این اگاهی های ناب و پراز نعمت ثروت سلامتی و معنویت اشنا شدم نتیجه های بی نظیری گرفتم وروز به روز بزرگتر میشن
استاد من در هر زمینه که بگم در این یک سال که کنار شما بودم پیشرفتای بی نظیر نسبت سالهای زندگی خودم گرفتم در همه ابعاد زندگیم در زمینه ثروت پیشرفت خوبی داشتم در زمینه احساس خوب و ارامش و سلامتی روابطم بهتر شده
و استاد یک چیز بی نظیر و باورنکردنی میخوام بگم که سالهاست من به یک سفر به شمال و شهرهای داخلی ایران فکر میکنم که هر سال به سال بعد موکول میشه حالا به طور شگفت انگیزی مهاجرتم به کشور ترکیه جور شده که باور نکردنی هست همه این نشانه ها هدایتم به این مهاجرت ظرف همین ده روز اتفاق افتاده که الان برای گرفتن پاسپورت اقدام کردم و به محض اومدنش عازم سفر هستم به امید الله اما یک ترس های به من میگن میری اونجا چکار میکنی زبان یاد نداری و اما من ایمان دارم که خدای که برای من این مهاجرت محیا کرده خودش بقیشو هم درست میکنه
به قول استاد تو قدم اول بردار تا قدم دوم بهت گفته بشه
به امید الله کامنت بعدی من از کشور ترکیه باشه
درپناه الله یکتاشاد سلامت ثروتمندوسعادتمند
سلام به استاد عزیز وشادابم و مریم جونی امیدوارم که همیشه اینقدر سرزنده و شاداب باشید« انشالله»
اول از همه استاد هزارماشاالله به شما که بعد از انجام رژیم و قانون سلامتی هر روز بهتر از دیروزید عالی بودید عالی تر شدید….
من هر فایل جدیدی که از شما میبینم واقعا تغییر ظاهری « قانون سلامتی »رو در شما احساس میکنم و همیشه میگم خدایا شکرت که این ادم رو سر راهم قرار دادی تا به بهترین نوع هدایت بشم «خدایا شکرت»
باید بگم که این فایل هم مثل بقیه فایل هاتون عالی بود و باعث شد که من بیشتر و بیشتر
در مورد خودم شناخت پیدا کنم …
چقدر این پرسش و پاسخ ها خوبه چون اخرش به چیزایی در درون خودمون پی میبریم که اصلا فکر نمیکردم این
باورها در من وجود داشته باشه.
حقیقتش من تو فایل های رایگان قبلیتون هم زیاد میدیدم که میگفتید باید از خودتون بپرسید و از خودتون زیاد
سوال کنید و به جواب هایی میرسید که خودتون هم باورتون نمیشه ولی من هر دفعه میگفتم بعدا انجام میدم
و هی مدام پشت گوش مینداختم .
ولی امروز که فایلتون رو دیدم گفتم این دفعه دیگه باید خودمو جم وجور کنم و به خودم بیام
چقدر جوابای بچه ها قشنگ بود کلی لذت بردم اونا رو خوندم وچقدر جالب بود که منم دقیقا تو بعضی زمینه ها همون
مشکلات رو دارم, چون قبلا فکر میکردم شاید اینا فقط مشکل من باشه و هیچوقت هم مطرحشون نمیکردم .
خب , بریم سراغ پاسخ به سوالی که قرار شد از خودمون بپرسیمـ ..
◄ چه شرایط و اتفاقاتی در زندگی من ، شدیدترین احساسات را در من برانگیخته می کنه وباعث عدم کنترل من میشه؟
وقتی دارم با کلی شوق و ذوق با شخصی صحبت میکنم و اون یهو راجب چیزی دیگه
صحبت میکنه یا کلامم رو قطع میکنه خیلی بهم میریزم.
وقتی که شخصی داره باهام صحبت میکنه و من کافیه احساس کنم که اعتمادبنفسش کمی از من بالاتره به کل بهم میریزم.
یکی از چیزایی که بشدت برام مدام تکرار میشه , وقتی تو رانندگی ببینم طرف اصلا قانون رو رعایت نمیکنه و تازه طلبکار هم
هست این خیلی منو بهم میریزه ولی شکر خدا دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم که بهش توجه نکنم.
وقتی احساس میکنم دیگران فکر میکنن من حالیم نیست و میخوان از هر نظر ازم سوءاستفاده کنن .
وقتی دیگران تو کارهام دخالت میکنن یا نظر میدن بدون اینکه نظری ازشون بخوام .
وقتی دوست نداری همسرت یه کاری رو انجام بده ولی مدام انجام میده و هی تکرار میشه مثل سیگار کشیدن اینم خیلی کنترل رو از من میگیره ولی شکر خدا دارم روی این باورم هم کار میکنم که بهش توجه نکنم که مدام تکرار نشه.
خلاصه که استاد از این فایلتون هم کلی چیز یاد گرفتم و همیشه دعاتون میکنم و مدام دارم همه جا فایلاتون رو گوش میکنم و روی خودم کار میکنم
ازتون بینهایت سپاس گزارم ..
سلام به بهترین استادم
سلام به خانم شایسته بی نظیر
و سلام به همه هم فرکانسی هام
قشنگ مشخصه که همه مابچه های سایت داریم درخواست هایی به جهان میفرستیم و پاسخش رو از طریق استادمون همزمان دریافت میکنیم
چقدر خوبه ما ریشه ای بتونیم باورهای تکرار شونده ای که مانع پیشرفتمون هست رو بشناسیم و حلش کنیم
یک باوری که الان تو این مدت که کارم رو شروع کردم و هربار تکرار میشه اینه که مشتری هایی که قراره به صورت عمده بهم کار رو سفارش بدن ،یا ایده اموزش دادن یا ایده ثروت سازی در مسیرم قرار میگیره ولی بدون دلیل کلا کنسل میشه ،خبری ازش نمیشه
یا اینکه هرچند وقت یکبار افسردگی شدید میگیرم کلا از زندگیم ناامید میشم
یا تو رابطه ام دلخوری پیش میاد و من خیلی ناراحت میشم
اینا الگوهاایی هستند که یک ریتم خاصی دارند یعنی هر سری تو زندگیم نواخته میشه
یه جورایی بهشون عادت کردم ،ولی اینکه تلاش کنم بفهمم از کجا آب میخوره اصلاااا و ابدااا پیگیرش نیستم
حالا بریم سراغ جواب سوال استاد
روی نظافت من خیلی حساسم وقتی میبینم بچم چیزی میریزه به شدت عصبانی میشم و داد و فریاد راه میاندازم
گاهی ذهنم میره به گذشته ها و یه حس قربانی شدن بهم دست میده انگار دنیا رو سرم اون لحظه خراب شده و اشک تو چشمام جمع میشه ولی سریع یاد دوره عزت نفس و حرف های استاد میفتم که واویلاااااا دارم چکار میکنم با خودم
اینکه تو جمع یا محیط کاری کوچکترین بی احترامی یا انتقاد یا شوخی باهام میشه بعد یه ساعت چنان قلبم میگیره و گریه میکنم ،که حتی خودم هم از این کارم متنفر میشم
اینکه یک نفر ادای منو دربیاره سریع احساساتم غلبه میکنه
یا وقتی که همسرم از من چیزی رو پنهان میکنه و کاری رو انجام میده اینجا هم سریع دلخور میشم
و مورد بعدی اینکه وقتی یک نفر از من قهر میکنه ،اصلا تمام فکر و ذکرم میره رو اون شخص ،همش میخوام یکجا ببینمش از دلش دربیارم و باهاش حرف بزنم که بهش بفهمونم که داری اشتباه میکنی در مورد من
یا وقتی خانواده و فامیل هام پشت سرم بفهمم که حرفی زدن
یا زمان هایی که تو رابطه بودم همش انتظار اینو داشتم که هر روز و هر لحظه سراغ منو بگیره ،بهم زنگ بزنه
البته این مواردی که گفتم با کار کردن روی دوره ها و فایل استاد دارم بهترش میکنم
ولی انتظارم خیلی بیشتره از خودم ،اینقدری انتظار دارم که از اون ور بوم افتادم
بهترین ها رو از خدا برای همتون ارزومندم
@ باسلام و عرض ادب به استاد عزیزم و باتشکرازمطالب بسیارمفید و ارزنده ایکه برایگان دراختیارما گذاشتید امیدوارم که شاگردان خوبی باشیم و با تمرینات زیاد بتونیم تغییرات عالی در زندگیمون ایجاد کنیم و درهمین سایت با دیگر دوستان به اشتراک بذاریم زیاده گویی نمیکنم درمورد فایل اتفاقات تکرار شونده میخواستم درمورد خودم بگم یک مشکل بزرگ من در زندگی که حدود 7 سال هست به عناوین مختلف تکرار میشه و بیشترین احساسات منفی رو برام ایجاد میکنه اینه که همیشه تو دادگاه رفت و آمد دارمیعنی یکبار درزندگیم یک ملک خریدم و فروشنده کلاهبردار از آب دراومد و مجبور شدم شکایت کنم و بعد از سه سال تونستم ملک رو بنامم کنم تو این سه سال استرس شدیدی به من وارد شدبا اینکه آخرش قضیه حل شد و به ملکم رسیدم ولی تقریبا دو سال و نیم بعدش با یک ملک دیگه دوباره همین قضیه برام تکرار شد و دوباره پام به دادگاه کشیده شد هنوزهم درگیرانواع دادگاهها هستم دادگاه حقوقی و دادگاه خانواده .همش یکنفر به من ظلم میکنه و من مجبور میشم برم دادگاه.حتی کلمه دادگاه به من استرس میده و حالمو بد میکنه و من تو دادگاه گیر کردم و نمیتونم راه حلی براش پیدا کنم
سلام دوست عزیز
شاید پاسخ سوالتو تا حالا گرفته باشی
این مشکل شما من سر امتحان دارم
من سر کنکورم یکی از عزیزانم سه ماه قبل امتحان فوت کرد ، به من شوک بزرگی وارد شد ، منی که منتظر رتبه دورقمی بودم ، رتبم بالا 1000 شد ، این اتفاق بحدی برام دردناک بود ، هم درد از دست دادن عزیزم هم به باد رفتن زحماتم ، تا سالها من راجبش غصه میخوردم و حرف میزدم ، پزشکی خوندم اما بین الملل و دردناک بود برام ، منی که میتونستم رتبه بشم ، پاشیده بودم
انقدر این موضوع برا دوستام و نزدیکانم تعریف کردم انقدر درد کشیدم انقدر نپذیرفتم ، که به عجیب ترین شکل ممکن هربار امتحان مهمی داشتم (چون رشته ما جوریه کنکورهای زیادی باید بدی شاید 7 8 کنکور دادم ) حتی برا ازمون تخصصم و… دقیقا قبل امتحان بلایی سرم میمومد ، اگرم خبری نمیشد تو دلم میگفتم عجب خبری نیست ، اما یهو اتفاقه میافتاد
بعد که با استاد اشنا شدم فهمیدم دردش مال خودمه ، بخاطر اینکه زیاد تکرار کردم ، نپذیرفتم و
..
اما الان خیلی وقته پذیزش کردم و رها شدم
واقعا بار اون درد دیگه نیست ، هنوز امتحانی ندادم
اما شاید بازم بدم خخخخ
مطمنم دیگه با ارامش و حس موفقیت میدم و همه چی عالیه
چون حس میکنم درونم تغییر کرده راجب این ، رهاییشو حس میکنم
حس میکنم باور دارم من عالی امتحان میدم من لایق بهترینام
شمام احتمال زیاد راجبش زیاد حرف زدی و فکر کردی بشین و روی رهاییت کار کن ، چون بعد اینکه اولین بار اون اتفاق برات افتاد انقدر تکرار کردی برا خودت که مشابه جذب کنی و بعد اتفاق مشابه باورتو بیشتر تقویت کنه و…..
انشالله که تا حالا حلش کرده باشی
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خوب خانواده عباس منش
خدایا شکرت فایل جدید با استایل خوب استاد و تیشرت خوشگل و اندام فوقالعاده و چهره دوست داشتنی حس و حال خوبی را به من داده تا انرژی خوب روزانه ای را دریافت کنم اما فایل پیدا کردن الگو های تکرار شونده چقدر می تواند به درک و آگاهی خیلی زیادی در روند خواسته های خود داشته باشم
چون هر آنچه در زندگی ما خواسته یا ناخواسته توسط ما اتفاق می افتد از این است که تمام شرایط را خودمان خلق میکنیم چه جالب یانا جالب از جنس آن وارد زندگی ما می شود اگر توجه من به هر چیزی باشد که آن را در صبح و شب کانون توجه ما را می تواند در مسیر درست بهتر کند با توجه کردن
و قبلا زیاد مریض میشدم و ترافیک وحشتناک و روابط و کارکردن که در خودم آن را سخت و دشوار میدیدم و هر کس به پست من میخورد یک جوری میخواستم از من پول بگیرد چون این الگو تکرار شونده در روزمرگی من باعث این بود که من خودم را نمی توانستم کنترل کنم و این الگوی تکرار شونده در من زیاد بود و الگوهای خوبی را نمی توانم پیدا کنم برای موفقیت و کارهای خوب و هر کس از آدم هایی که به پست من میخورد آدمای ضعیف و نداری بودند چون نگاه و دید من ناخواسته در زندگی من وارد می شد
این باورها و فکر ها تمام شرایط و اتفاقات را خودم به وجود می آوردم چون هیچ شناخت و درکی از اینها نداشتم با آگاهانه دیگر این شرایط ها دیگه برای من اتفاق نمی افتد امروز من درس میگیرم از این تجربه صحبت های استاد فهم و درک این الگوهای تکرار شونده با باورهای درستی که فرد ایجاد میکند برای مسیر درست اگر این باورها را تغییر ندهی جهان هم شرایط را برای من تکرار میکند چون برنامه زندگی خودمان را باید تغییر بدهیم
اما سوال استاد که به خوبی می شود جواب داد تا دریچه ذهنمان باز شود این است که
چه شرایط و اتفاقاتی در زندگی شما احساسات را برانگیخته کرده است
جواب تمام اتفاقاتی که احساسات من را آشفته کرده اول اینکه اگر اون کسی از نظر مالی از من کمک بخواهد و من نتوانم به آن کمک کنم بسیار ناراحت و خودخوری میکنم و حتی بعضی موقع میشود که من میروم از کسی قرض میکنم تا بتوانم به آن شخص کمک کنم و اینطوری آرام میگیرم
دوم در مورد اتفاقات که اگر از نزدیکانم چه خانواده یا کسی که دوستش دارم اتفاقات بدی بیفتد خیلی آشفته می شوم و دیگر ذهن من کار نمیکند و نمی توانم کنترل کنم و آشفته و نگرانی زیادی در من میشود از چهره آشفته خودم دید و خیلی زود جسم و روح من درگیر میشود
سوم اینکه مشکلاتی که سر راه من سبز میشوداگر خیلی بزرگ باشد آن را حل نمیکردم و به کسانی دیگه واگذار می کنم که برای من انجام دهند چون من طاقت و صبر آن را ندارم و بسیار ناراحت و نگرانی برای خودم به وجود می آورم
چهارم اینکه من زمانی که میخواستن انباردار بشوم ازاون حد از جنس های میلیاردی که تو انبار بود نمی توانستم تصمیم بگیرم آیا قبول کنم انباردار شوم یا نه و این تصمیم بزرگ ترس های زیادی برای من داشت و فکر و خیال اینکه نکنه چیزی کم بشه و من نتوانم جوابگو باشم و تمام دار و ندار زندگیم رو بفروشم تاجوابگو باشم و این آشفتگی قدرت تصمیم گیری را در من پایین میآورد
پنجم اینکه اگر کسی یک خانمی را در خیابان یا جایی میدیدم اذیت را کتک میزد که تا حالا هم چند بار دیدم این صحنه رو به شدت ناراحت و از کوره در میرفتم و میخواستم آن شخص را خفه کنم و یک دل سیر کتک بزنم چون نمی توانم قبول کنم که شخصی را ضعیف کشی داره میکنه و اصلاً به بعدش هم فکر نمی کنم که چه عواقب بدی شاید برای من داشته باشید و این پاشنه آشیل من هنوزم خیلی زیاد است و
ششم اینکه اگر کسی در خانه من بیاید و از لوازم من ایراد و انتقاد کند که این چیه چرا عوض نمیکنی و چرا بهترش رو نمی خری به شدت عصبانی میشدم اگر شده شبانه روز برم کار کنم تا پول خرید آن چیز را انجام دهم آن کار را میکردم تا آرام بگیرم
هفتم اینکه من را با کسی اگر مقایسه کنند که فلان اون رو داره و تو نداری خیلی بهم میریختم حتی اون شخص اگر خبر هم نداشته باشد از این قضیه اما من با اون قطعه رابطه میکردم حتی اگر خودش ندونه که قضیه چیه چون نفرت و دشمنی و کینه از اون پیدا می کردم به خاطر اینکه اون از من خیلی بهتر است
استاد بی نظیری بود عاشقانه منتظر تک تک کامنت های دوستان با تجربه خوبشون هستم
در پناه الله یکتا شاد پیروز و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
به نام خدا
ردپای 57
سلام استاد عزیز و دوستای خوبم
خدارو هزاران بار شکر میکنم که میتونم این آگاهی هارو دریافت کنم
الگو تکرار شونده من مسئله زمان
من تو کارهای سخت ،خودم تو شرایطی قرار میدم که کوتاه ترین زمان ممکن دارم
البته این هم حتما از این باور میاد که من پذیرفتم همه آدما همینن ،همه اگه یک هفته فرجه امتحانه ،شب امتحان میخونن،همه به خاطر ویژگی مغز که فرار میکنه از شرایط پرتنش و به دنبال آسودگی، کارهارو به تعویق میندازن
همیشه انگار زمان بدو من بدو
این موضوع بعضا آنقدر بزرگ میشه که از فشار زمان،بیخیال اون کار میشدم
مثل الان!
الان تمام بدنم و ذهنم طبق این الگو مخالفت میکنه چون ترسیده و زمان کمه
کلی هم دیتا داره که شرایط قرار سخت تر بشه
پس با هر ترفند میخواد خودش نجات بده
حتی دست به کارهای خطرناک میزنه !مثلا یه بار من تا حد مرگ بیمار کرد
چطور به این الگو پیروز بشم؟
واقعیت که بزرگترین چالش زندگیم همینه!و من امروز گشتم تا الگوهای خوبی پیدا کنم
جهان منو تو شرایط پرتضاد قرار داده و دلیلش اینکه میخواد بگه خب دیگه وقتشه خیلی خیلی قوی بشی و خودت آماده کنی
و هرطوری سعیش داره میکنه ،انقدر که صدای بقیه هم درآمده چرا همه این کارها الان که وقت نداری ،اتفاق میافته
راهکار چیه؟
من باید مقابل الگو رفتار کنم و ازش برعلیه خودش استفاده کنم
واس همین چند مثال با موضوع مشابه برای خودم زدم
اما خب قدرتش بیشتر بود
درخواست من به دنیا باعث شد یکی از عزیزانم بیاد باهام حرف بزنه و تلنگر بشه که وقتشه …
باید یه بار بر این ترس پیروز بشم چون بعد از انجامش من کلی درس یادگرفتم و وارد مرحله بعد میشم
خب حالا باید چیکار کنم؟تمهیدات لازم چیه؟تو کوله بار جنگم چی باید بذارم؟
مقداری ایمان ،راستش الان که یکمی نور درون خودم میبینم،میفهمم چقدر مهمه
الان موقع سختی تنها چیزی که یادم میاد خداس !قبلا به اعضای خانواده یا دوستام متوصل میشدم
اما الان تو سختی اول سراغ خدا میرم البته همونطور که تو شادی اول سراغش میرم
مقداری صبر ،صبر کلمه غریبی برای منه!من در کمال صبوری بی صبرم
مقداری تلاش فیزیکی ،راستش تصمیم بر اینکه که قوام جمع کنم تا باتمام توان قدم بردارم ،میدونم راه آسونتر هست اما فاصله دارم تا اون مسیر
پس فعلا تلاش فیزیکی هم انجام میدم ،باید بپذیرم که خیلی تلاش های قبلی بی ثمر موند چون ترسیدم !
اما یه بارم که شده باید قوی باشم تا این حد که به بزرگترین آشیل غلبه کنم
البته شور هدف منو مجاب به تلاش فیزیکی میکنه و این خوبه ،اولین بار که نه از استیصال بلکه عشق دارم تلاش میکنم
مقداری باور ،تو پاسخ یکی از بچه ها به کامنتم ،دستاورد خوبی کسب کردم ،موضوع صفحه سفید هر روز انسان
هر روز برای خودم تو صفحه سفید امروز ،باور هم راستا ،یادداشت کنم و در تمام طول روز مرورش کنم
هر روز صفحه سفیدی در اختیار ماست ،خالق اون صفحه میتونه شادباشه امیدوار باشه شکرگزار وتلاشگر باشه
یا نه میتونه شاکی و قربانی و ترسیده و غصه دار گذشته باشه
میدونم کاری که مدنظرم هست بزرگ و سخته !شاید نه در واقعیت بلکه برای ذهن من
باید یادم بمونه کارهارو کوچیک کنم و خورد کنم بزرگی سنگی که مانع نفوذ نور
از خدا میخوام که کمک کنه و منو آسان کنه برای آسانی، بهم نیرو بده تا بر افکار و باورها کهنه پیروز بشم
و از استاد عزیزم کمال تشکر دارم ،به من شوری دادید که بتونم به فکر غلبه بر ترس هام بیفتم
ایشالا بعد از این پروژه ،قدم هارو تکاملی طی میکنم و یه راست سراغ غول مرحله آخر نمیرم
ممنونم که سوالات خوبی میپرسید تا جواب اونها گره های زیادی باز کنه
اجرتون با خدا
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام دارم خدمت دوست ارزشمندم بانو فاطمه ی مهربان
مرسی بابت کامنت هاتون
وچقدر آدم لذت میبره میخونه …
خدا وند رو شاکرم و سپاسگزارم بابت این تعهد
سپاسگزارم بابت وجود افرادی متعهدی مثل شما …
هر کجا هستید بهترینا رو براتون آرزومندم
مرسی که هستید
مرسی که نوشتید
روز گار بر مراد
روزهایت شاد شاد
بزم عشقت پر سرور
بخت و تقدیرت قشنگ
دوستتون دارم
و عاشقتونم
امضای خداوند پای تمام آرزوهاتون
سلام استاد عزیزم و مریم بانو جان و همه دوستانم
چقدر این فایل ارزشمنده استاد واقعا ازتون ممنونم یه فایل خیلی کاربردیه که منو خیلی به فکر برد
اینکه یه سری اتفاقات مدام واسم تکرار میشه بماند ولی یه نکته دیگه ای که بهش پی بردم اینه که واکنش های احساسی ما حتی در مورد مسائل خیلی کوچیک و پیش پا افتاده زندگیمون که شاید فکر کنیم خیلی اهمیت نداره میتونه توی اتفاقات بزرگ زندگیمون تاثیر بزاره…
من دوتا موضوع چندین بار واسم تکرار میشه که دارم روی خودم کار میکنم که باورهامو و فکرم رو عوض کنم خداروشکر حالم خیلی بهتر شده و نتیجه های خوبی هم دیدم.
اولیش در مورد روابط هست. در مورد بحث ازدواج، با مورد های خیلی خوبی آشنا میشم و سر راهم قرار میگیرن که همه هم از من خوششون میاد از همه نظر خوبن اخلاقی، تیپ و قیافه، شخصیت،مالی و اینکه بهم هم ابراز علاقه میکنن ولی در همه موارد استاد بلااستثنا میگن ما قصد ازدواج نداریم،و یه جورایی شک دارن برای برقراری ارتباط جدی.و میگن کی دیگه توی این دوره زمونه ازدواج میکنه و… یه مورد که چند وقت پیش واسم اتفاق افتاد یه آقایی منو دید و از من واسه برادرش خواستگاری کرد و گفت همدیگه رو ببینید باورتون نمیشه من ایشون رو دیدم همه چیزش اوکی بود ایشون هم خیلی از من خوشش اومد ولی گفت من تا الان قصد ازدواج داشتم ولی الان دارم به مهاجرت فکر میکنم بیا فقط با هم دوست باشیم … توی این مورد من دیگه ناراحت نشدم فقط خندیدممممم گفتم خدایا چه چیزی توی وجود منه که همه همینو میگن یعنی اونایی که من خوشم میاد و اونا هم خوششون میاد اینجوری میگن! آقاااا نشستم با خودم فکر کردم دیدم بلههههههه چه باورهای مزخرفی دارم. انقدر که یه مورد که خیلی دوسش داشتم و دوسال هم باهم بودیم و همه چیزش هم اوکی بود و اونم خیلی منو دوست داشت با خانواده اومدن خونمون خواستگاری ولی بعدش خانوادش گفتن نهههه ما از نظر خانوادگی با هم اوکی نیستیم و اونم خیلی راحت گفت باشه!!! حالا باورهای من که دارم روش کار میکنم: هیچوقت دو نفر که همدیگرو دوست دارند رابطشون به ازدواج ختم نمیشه عشقشون نافرجام میمونه!! پسرایی که خیلی از همه نظر خوبن به ازدواج فکر نمیکنن!!! نمیشه که همه چیزش اوکی باشه منم دوسش داشته باشم اونم منو دوست داشته باشه!!! اگه اولش هم خوب پیش بره عشقه کمرنگ میشه نمیشه تا آخرش با عشق باشه!! و باورهای مربوط به احساس عدم لیاقت و ارزشمندی و احساس قربانی شدن و…
مچ خودمو گرفتم مچ ذهنمو گرفتم میخواست دوباره ناراحتم کنه و احساس قربانی بودن و عدم لیاقت بهم بده. چند وقته تمرین آینه رو انجام میدم و باورهای مناسب در مورد رابطه رو توی خودم میسازم. مورد آخری که واسم پیش اومد کاملا برعکس بود کاملا جدی در مورد ازدواج و رابطه و اینکه دقیقا همون چیزایی که من توی آینه به خودم میگفتم رو بهم میگفت که تو فوق العاده ای بی نظیری خیلی زیبایی من واسه بدست آوردن تو همه کار میکنم و تا آخر عمرم کنارت میمونم و …
مورد بعدی در مورد مسائل کاری هست که خیلی واسم تکرار میشه و اونم اینه که همیشه یه موضوعی پیش میاد که باعث میشه من یه دوره ای رو منتظر بمونم که کارم استارت بخوره و حالم خیلی بده میشه!!!
حالا مواردی که باعث میشه واکنش احساسی بد از خودم نشون بدم:
وقتی مامانم ازم انتقاد میکنه به شدت بهم میریزم.
وقتی حساب بانکیم خالی میشه حالم بد میشه.
وقتی یکی بهم میگه چرا هنوز ازدواج نکردی بهم میریزم.
وقتی هم سن و سال های خودم رو میبینم که از من موفقترن خودم رو سرزنش میکنم.
البته توی همه موارد خیلی بهتر از قبل شدم ولی خیلیییی جای کار دارم خیلیییییییییییی.
ممنونم استاد جانمممممم عاشقتونم…..
به نام خدای مهربانم
خدایا تنها تو را میپرسم و تنها از تو یاری میجویم
خدایا من تسلیمم، من عاجزم، من بنده ات فقط از تو کمک میخواهم که من را به راه درست هدایت کنی
خدا جونم ممنونم که هر لحظه از قلب من آگاه هستی و به قشنگ ترین راه ها، جواب سوالاتم را میدی
خدایا ممنونم ازت که امروز ، حس تسلیم بودن در برابرت تجربه کردم و در براش بهم با این فایل پاداش دادی ، خدایا بیشتر از 2 ساعت نگذشته بود که گفتم من تسلیمم خودت کمکم کن و این فایل عالی توسط استاد تهیه شد و روی سایت اومد
و این فایل مطمن هستم بخاطر درخواست های من و حتی خیلی از دوستانمان که از خدا داشتیم تهیه شده، خداوند بر قلب هامون آگاهه، خدایا شکرت بخاطر این همه عظمتت
استاد وقتی در مورد سوالات صحبت میکردید، من در تمام مواردی رو که گفتید احساساتم برانگیخته شده، واقعا خجالت میکشم که همچین آدمی هستم ولی همین که خدا صدام رو شنیده و به کمکم اومده که باورهای نادرست را کم رنگ کنم خیلی خوشحالم
یکی از رفتار و عادت های بد من اینه همش میخواهم نصحیت کنم همش میخواهم به دیگران راهکار بدم همش میخواهم ناجی دیگران باشم و بهشون کمک کنم، هر دفعه که با نصحیت کردنم میفهمیدم فقط به خودم ضربه میزنم، میگفتم دیگه این عادتم رو ترک میکنم ولی این ذهن و این باورها دست از سرم برنمیداشت و دوباره با دیدن مشکلات و مسائل عزیزانم سعی میکردم بهشون کمک کنم و نصحیت و راهکار میخواستم بهشون بدم، ولی همین دیروز که همش گیر میدادم به همسرم و میخواستم کارهایی رو انجام بده و موجب ناراحتی بین من و اون شد، از دیروز خیلی خودم را سر زنش کردم که چرا این رفتارم را ترک نمیکنم و همین امروز صبح از خدا خواستم که من تسلیمم خودت کمکم کن من ضعیفم، کمکم کن که چطور خودم را تغییر بدم، خسته شدم از بس دلسوزی کردم انگار بقیه خدا ندارند و وظیفه منه برای بقیه دلسوزی کنم، و خدا با این فایل مطمن هستم به کمکم اومده، میخواهم هزاران بار این فایل رو گوش بدم تا بتوانم خودم را تغییر بدم و
قدم اول برای عمل به آموزه های این فایل :
نکاتی که از این فایل یاد داشت برداری کردم اول برای خودم مینویسم تا صحبت های استاد را بهتر درک کنم و بعد شروع به تفکر و تمرین کنم
– موضوع فایل : پیدا کردن الگو های تکرار شونده در زندگی ام ( اتفاقات شبیه به هم و از یک جنس در مورد یک موضوع مشخص که به صورت مکرر تکرار می شود )
– نتیجه انجام تمرین این فایل : به درک بهتری از خودم و باورها و افکارم میرسم
– درک و شناخت خودم و باورها و افکارم چه کمکی به من میکند ؟ چون من با باورها و افکارم ، اتفاقات زندگی ام را خلق میکنم و برای پیدا کردن الگو های تکرار شونده اتفاقات، باید باورهایی که موجب ایجاد این الگو شده را شناسایی کنم
– نحوه شناسایی باورهایی که اتفاقات مشابه به هم را به وجود ؟ برای شناسایی باورها که دلیل اتفاقات زندگیمه، در ابتدا باید بدونم اصلا باورها چطوری به وجود آمدند
– باور چیه و چگونه به وجود آمده ؟ وقتی در مورد یک موضوع زیاد فکر میکنیم، در واقع تعداد خیلی زیاد یک فکر در مورد یک موضوع موجب ایجاد باور میشه که این افکار هم توسط خانواده، جامعه، رسانه، مدرسه، دوستان به ما داده می شود
– باورها چطوری کار میکنند؟ وقتی در مورد یک موضوع چیزی را شنیدیم و اینقدر این گفتگو ها در ذهنم تکرار میشه، و کار ذهن اینه که هی افکار رو مرور کنه تا وقتی که اتفاقاتی را جذب کنه که با افکار ما هماهنگه، یعنی این اتفاقات، افکار ما رو تایید میکنه که آره درست فکر میکنیم و وقتی اتفاقات و افکار رو کنار هم میزاریم باور در مورد اون موضوع ایجاد می شود
– راه پیدا کردن باورهایی که موجب ایجاد الگو های تکرار شونده می شود؟ باید ببینم چه افکاری در ذهن دارم و مرتب تکرار میکنم که با این افکار، فرکانس های به جهان هستی ارسال میکنم و جهان هم مطابق با فرکانس های ارسالی من به شکل اتفاقات در زندگی ام پاسخ می دهد و با بررسی هر اتفاقی، افکار اون روز یا چند روز قبل را بررسی کنم که بیشتر در مورد چی فکر میکردم و بیام اون افکاری که موجب ایجاد نتیجه نا دلخواه در زندگی ام شده را عوض کنم
– حالا چگونه افکارم را عوض کنم؟ افکار به راحتی به وجود نیامده که به راحتی تغییر کنه ولی می شود تغییرش داد
– اما چگونه؟ با منطق میشود به ذهن بفهمانم که اشتباه فکر میکرده، و منطق این تمرینات اینه که الگو هایی را پیدا کنم که بر عکس آنچه من فکر میکردم فکر میکنند و نتیجه عالی و دلخواه گرفته اند
– راهنمای من در انجام دادن بهتر تمرین این فایل یا همون کمک مسئله چیه؟ خواندن کامنت دوستان میتواند به من کمک کند تا به درک بهتری از نحوه انجام دادن تمرینم برسم
سلام استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی
در مورد جواب سوال
درجهت مثبت:
هرزمان خدا به من الهام میکنه یا هدایت میکنه از خوشحالی بال در میارم
وقتی با استفاده از قوانین زندگی خودمو به شکلی که میخوام خلق میکنم از خوشحالی روابرها هستم
وقتی زیبایی های زندگیم رو آگاهانه خلق میکنم با تمرکز به زیبایی ها کلی ذوق میکنم
در جهت منفی:
اگر کسی از من انتقاد کنه پشت سرم حرف بزنه به من تهمت بزنه به شدت عصبانی میشم
اگر همسرم مال و اموالمون رو به خاطر رو در وایستی با خانواده و هرکسی از دست بدهد به شدت عصبانی میشم
اگر با کسی شریک بشم و احساس کنم که حق من داره خورده میشه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی اهل زرنگ بازی و دوز و کلک بازی باشه و بخواد منو دور بزنه به نفع خودش عصبانی میشم
اگر همسرم پشتیبان من نباشه عصبانی میشم
اگر پدرو مادرم به من توجه نکنند به شدت عصبانی میشم
اگر مادر شوهرم از من و همسرم توقع کمک های مالی آنچنانی داشته باشه ولی از بقیه فرزندانش توقع نداشته باشه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی بخواد از من پول زور بگیره به شدت عصبانی میشم حتی اگر مجبور بشم پرداخت کنم
من اصولاً برام مهمان زیاد میاد حتی یک وقتایی بوده که یه مدت یک ماه یا 45روز پشت سرهم مهمان داشتم هم به خاطر زحمت مهمان داری و هم بخاطر پولی که از من خرج میشه به شدت با خودم حرص میخورم ولی اگر مهمان در حد تعادل بیاد خیلی هم خوشحال هستم
اگر کسی تو زندگیم دخالت کنه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی یا همسرم بخواد برای پوشش لباسم نظرات خودش رو به زور به من تحمیل کنه به شدت عصبانی میشم
دور و اطراف خونه ما زمین های کشاورزی هست و سرشار از زیبایی هست خونمون در و پنجره های بزرگ داره که یک ویوی بسیار عالی از طبیعت سر سبز و باران رو به خونمون هدیه میده اگر همسرم بخواد برای اینکه از بیرون توی خونه دید نداشته باشه در و پنجره ها رو ببندم و پرده بکشه وحق لذت بردن این طبیعت و زیبایی رو از من بگیره به شدت عصبانی میشم
اگر پسرام به من بی احترامی کنند به شدت عصبانی میشم
اگر بی پول باشم به شدت عصبانی میشم
اگر کسی به من تیکه متلک و نیش زبان بزنه به شدت ناراحت میشم
اگر همسرم منو درک نکنه به شدت عصبانی میشم
اگر کسی یا همسرم به شدت و به زور بخواد نظرات خودش رو حالا در مورد هر موضوعی که اصلا منطق نداره تحمیل کنه به شدت عصبانی میشم
اگر همسرم از رانندگی من ایراد بگیره و بخواد دخالت کنه خیلی ناراحت میشم اما عصبی نمیشم فقط خوشم نمیاد
از بحث شراکت به شدت بدم میاد و وقتی بخوام باکسی شریک بشم کلی ترس و استرس به من هجوم میاره
از تصمیم گیری برای موضوعات مهم زندگیم به شدت احساسات من رو با خودش درگیر میکنه و کلی احتمالات جور وا جور رو به ذهنم میاره
گاهی اوقات از یه رفتارم یا صحبتم به شدت عذاب وجدان میگیرم و خودم رو سرزنش میکنم تا حدی که شب خوابم نمیبره